جنگ یوم کیپور در اکتبر ۱۹۷۳، غافلگیری وحشتناکی بود که امنیت و حتی بقای اسرائیل را در خطر قرار داد. در پایان جنگ، اسرائیل ورق بازی را برگردانده و قاهره و دمشق را مورد تهدید قرار داده بود. اما با این حال، این چیزی نبود که شوک وارده بر مردم ر ا پس از جنگ کاهش دهد. همه این پرسش را در ذهن داشتند، چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟ در نظر بسیاری از فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی اسرائیل، این کشور شکست ناپذیر بود. اما این حس اعتماد بنفس بسرعت پس از جنگ از بین رفت. بیشتر بار تقصیرها بر شانه جامعه اطلاعاتی افتاد که ارزیابی درستی از طرح ریزی مصر و سوریه برای آغاز جنگ در ۶ اکتبر ۱۹۷۳ نداشتند.(برای اشنایی با نبرد یوم الکیپور  یا جنگ اکتبر اینجا را کلیک کنید)

پیروزی اسرائیل در ۱۹۶۷ (جنگ شش روزه) باعث گسترش مرزهای آن به کرانه باختری، باریکه غزه، بلندی های جولان و صحرای سینا شده بود. اسرائیل ایستگاه های شنود الکترونیکی و هشدار زود هنگام در دره اردن در طول مرز مشترک با اردن مستقر کرده بود. بر کوه هورمون در بلند های جولان، سوریه را زیر نظر داشت و در کرانه شرقی کانال سوئز هم می توانست نیروهای مصری را در آن سوی کانال ببیند.

از ۱۹۶۹؛ نیروی هوایی اسرائیل  با استفاده از پهپاد ها، از نیروی های مصری و سوری و سپس سربازان اردنی، عکسبرداری می کرد و آن ها را زیر نظر داشت. همچنین از ژولای ۱۹۶۹، نیروی هوایی اسرائیل در گیر سری عملیات های بمباران عمقی در سمت مصری دره رود نیل شد که با ادامه آن ها، مصر ان را جنگ فرسایشی اعلام کرد.

در پاسخ به حملات نیروی هوایی اسرائیل، رئیس جمهور مصر «جمال عبد الناصر» از اتحاد جماهیر شوروی برای دفاع از آسمان مصر کمک خواست. شوروی بسرعت با ارسال آتشبارهای موشک سام (شامل سام ۳)، اسکادران های میگ ۲۱ همراه با خلبان و خدمه اهل شوروی، پاسخ درخواست را داد.

شوروی از میگ ها برای پوشش هوایی سربازان مصری در طول کانال سوئز بهره برد، در حالی که تا جاییکه امکانش بود آتشبارهای سام را هم به اسرائیل نزدیک کرد. در ابتدا اسرائیل از درگیر شدن با خلبانان شوروی خودداری می کرد. اما در ژولای ۱۹۷۰ این موضوع تغییر کرد و در یک درگیری نیروی هوایی اسرائیل، ۴ یا ۵ میگ شوروی را در داگ فایت بر فراز کانال سوئز سرنگون کرد.

در حالی که شوروی خود را عمیقاً درگیر دفاع از مصر کرده بود به اندازه ای که حتی با اسرائیل وارد زد و خورد می شد، آمریکا نگران یک درگیری بزرگ و راهبردی بود از همین رو بر پیمان آتش بس پافشاری می کرد. در این پیمان درخواست شده بود تا طرف های درگیر، مواضع خود را در ۷ آگوست ۱۹۷۰ تثبیت کنند. با وجود پذیرش آتش بس مصری ها بخشی از توافق نامه را با انتقال آتشبارهای سام به نزدیکی کرانه غربی رود نیل، در روز بعد زیر پا گذاشتند. مصری ها و شوروی ها بر این حساب کرده بودند که اسرائیل به زودی پس از امضای توافق نامه واکنش نشان نخواهد داد و اینچنین هم شد. نتیجه همین کار، چند سال بعد در روز های آغازین جنگ ۱۹۷۳ مشخص شد که موشک های زمین به هوای مصری، نیروی هوایی اسرائیل را در هم کوبیدند.

در تابستان ۱۹۷۰، در حالی که اسرائیل درباره ی شکستن توافق نامه توسط مصری ها به واشنگتن شکایت می کرد، ری سلین (Rey Cline)؛ رئیس اداره اطلاعات به کاخ سفید گفت که ادعای اسرائیل، بی اساس است. زمانی که سفیر اسرائیل، ایژاک رابین (Yitzhak Robin) به وابسته نظامی اش ژنرال الی زیرا (Eli Zeira) درباره این موضوع گفت، زیرا به سرعت از تل آویو درخواست یک تفسیر کننده عکس و همچنین عکس های هوایی کرد که مواضع مصری ها در آن ها مشخص باشد. زمانی که موارد درخواستی به واشنگتن رسیدند، زیرا در کاخ سفید مدارک و شواهد را به نیکسون (Nixon) رئیس جمهور آمریکا نشان داد. نیکسون از آنچه می دید، خشمگین شد و به پنتاگون دستور داد تا نسبت به تحویل برخی از سلاح ها که پیشتر ممنوع بودند، به اسرائیل اقدام کنند.

از اواسط ۱۹۷۳، سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تقریباً به طور کامل از نقشه های جنگی اعراب آگاه بود. آن ها می دانستند که لشگرهای دوم و سوم نیروی زمینی مصر تلاش خواهند کرد تا از کانال سوئز گذشته و تا عمق ۱۰ کیلومتری صحرای سینا نفوذ کنند. در پی هجوم نیروهای پیاده، لشگرهای زرهی مصر نیز از کانال سوئز گذشته و همه ی راه را تا گذرگاه میتلا و گیدی که نقطه ی راهبردی برای هر ارتشی در سیناست، پیشروی خواهند کرد. نیروی دریایی و چتر بازان نیز برای تصرف شرم الشیخ در جنوب سینا، اقدام خواهند کرد. امان (سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل) همچنین جزئیات بسیاری از نقشه ی جنگی سوریه را نیز می دانست.

اما تحلیلگران اسرائیلی بر این باور بودند که اعراب برای آغاز جنگ، جدی نیستند. حتی زمانی که همه ی شواهد دال بر این بود که اعراب آماده ی جنگ می شوند، تا زمانی که جنگ آغاز شد بسیاری از تحلیل گران اسرائیلی همچنان بر این باور بودند. اما چرا چنین چیزی اتفاق افتاد؟

در اواخر ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، تصور کلی بر این بود که اعراب برای مقابله با اسرائیل بی میل هستند. این تصور از آنجایی سرچشمه می گرفت که پیروزی در ۱۹۶۷ چنان قاطعانه و تمام کننده بود که اعراب در حال حاضر توان غلبه بر اسرائیل را ندارند. بدین ترتیب حتی زمانی که مشخص شد اعراب نیات خوبی در سر ندارند، تحلیل گران اسرائیلی هنوز بر این عقیده بودند که اعراب به واقع چنین نیات خصمانه ای ندارند.

بخشی از این اعتماد بنفس اسرائیلی ها، درست زمانی که همه چیز آشکار بود؛ به فریب کاری سیاسی و نظامی اعراب بر می گشت.

رئیس جمهور مصر انور سادات که پس از مرگ ناصر در ۱۹۷۰، جایگزین او شده بود؛ مرتباً در عموم درباره ی قصدش برای حمله به اسرائیل، صحبت می کرد. او سال ۱۹۷۱ را سال تصمیم خواند اما آن سال آمد و رفت و سادات کاری نکرد. در ۱۹۷۲ نیز او به اعلام نیات خصمانه خود نسبت به اسرائیل ادامه داد. به همین خاطر در سال ۱۹۷۳، در ذهن تحلیل گران اسرائیلی، سادات تنها به مردی تبدیل شده بود که تهدید هایی تو خالی داشت و دروغ می گفت.

در سپتامبر و اکتبر ۱۹۷۳ که مصر واقعا در حال آماده سازی پیش از جنگ بود، در اسرائیل این باور وجود داشت که چنین نیست زیرا در گذشته نیز چنین هشدارهای اشتباهی را دریافت کرده بودند. وزرای مصری همواره از نیات صلح جویانه خود برای غرب می گفتند که بسیار هم تاثیر گذار بود. اما فریب نظامی مصر حتی از آن کار آمد تر بود. گزارش ها حاکی از آن بود که دانشجویان افسری دورهای آموزشی خود را دوباره در ۹ اکتبر از سر خواهند گرفت و افسران نیز راهی حج به مکه شده اند. در ۴ اکتبر، رسانه های مصری اعلام کردند که ۲۰ هزار نیروی ذخیره از خدمت مرخص شده اند. پیش از شروع حمله در صبح ۶ اکتبر، دسته ای خاص از سربازان مصری در طول کانال مستقر شدند؛ وظیفه ی آن ها این بود تا بدون تجهیزات در برابر دید اسرائیلی ها ظاهر شوند، در آب کانال شنا و ماهیگیری کنند و پرتقال بخورند. هدف از این کار، ادامه فریب ساعاتی پیش از حمله بود.

تمامی این گزارش ها و حرکات همانطور که اعراب می خواستند، به گوش امان می رسید و آن ها کاملا موفق شده بودند اطلاعات نظامی اسرائیل را فریب دهند.

علاوه بر این ها، مصر و سوریه درباره ی حفاظت از نقشه ی حمله ی قریب الوقوع شان بسیار محتاط بودند. در مصر، تنها سادات و وزیر دفاع تا پیش از ۱ اکتبر درباره ی جنگ می دانستند. در سوریه نیز تنها ۹ نفر که شامل رئیس جمهور اسد، وزیر دفاع، رئیس ستاد، فرمانده عملیات ها، فرمانده اطلاعات نظامی، فرمانده نیروی هوایی و فرمانده پدافند هوایی بودند؛ درباره ی حمله قریب الوقوع به اسرائیل می دانستند. فرماندهان عالی لشگرهای مصری تنها چند روز پیش از حمله در جلسه عالی نیروهای مسلح مصر از این حمله با خبر شدند. همتایان سوری آنان نیز در جلسه ای مشابه در دمشق، پی به این موضوع بردند. فرماندهان تیپ ها و گردان ها در هر دو ارتش در روز ۵ اکتبر و یا فردا، همان صبح روز حمله از جنگ با خبر شدند. بسیاری از افسران و سربازان سوری و مصری نیز تنها ساعاتی پیش از حمله، در جریان قرار گرفتند.

همچنین رهبران سوریه و مصر نیز درباره ی جاسوسی اسرائیل بسیار محتاط بودند و هیچ پیامی درباره ی جنگ را با خطوط تلفن، تماس رادیویی و تلگرام رد و بدل نمی کردند.

سوریه نیز در مقیاسی کمتر شروع به فریب کاری سیاسی کرد. بطور مثال رادیو دمشق در ۴ اکتبر اعلام کرد که اسد در ۱۰ اکتبر برای سفری ۹ روزه راهی استان های شرقی کشور خواهد شد.

با این که مصر در حال انجام فریب کاری بود اما با این حال همه چیز  را به فریب  سرویس های اطلاعاتی دشمن وابسته نکرده بود. اطلاعات مصر برآورد کرده بود که اسرائیل ۳ تا ۱۵ روز پیش از آغاز جنگ، از حمله آگاه خواهد شد. همچنین آنها انتظار داشتند تا ضد حمله اسرائیل ۶ تا ۸ ساعت و در بهترین حالت ۲۴ ساعت پس از آغاز جنگ، رخ دهد. اما مصری ها در اشتباه بودند، اسرائیل در آگاهی از حمله بسیار کند عمل کرد و بر خلاف پیش بینی مصری ها، هیچ ضد حمله ای در پی حمله مصری ها که عملیات بدر نام داشت؛ تا ۲ روز بعد اتفاق نیفتاد.

روز حمله در ۱۲ سپتامبر و یا حتی احتمالا در روز های نخست اکتبر، انتخاب شده بود. در هر صورت ساعت نهایی حمله که ۲ بعد از ظهر بود در ۳ اکتبر، مشخص شد سوریه ترجیح می داد حمله در طلوع آفتاب زمانی که خورشید پشت سر آن هاست آغاز شود، در حالی که مصر غروب آفتاب (احتمالا بخاطر خنکی هوا) را ترجیح می داد. به هر صورت توافق برای ساعت ۲ بعد از ظهر صورت گرفت.

از اوایل آوریل و می ۱۹۷۳، ۶ ماه پیش از حمله ی مشترک مصر و سوریه در صحرای سینا و بلندی های جولان، اطلاعات اسرائیل به اندازه ی کافی شواهدی دال بر قصد مصر برای جنگ، در دست داشت. سادات در حال آماده سازی نیروهای خود برای عبور از سوئز بود، تجهیزات پل گذاری و عبور از موانع آبی را تهیه کرده و موشک های سام تهیه شده بودند تا از نیروهای پیش روی کننده در برابر حملات نیروی هوایی اسرائیل محافظت کنند.

رئیس امان، الی زیرا بسیار مطمئن بود که بر اساس شواهد موجود، احتمال جنگ بسیار اندک است (باید توجه داشت که اسرائیل بیشتر از این چندین بار هشدارهای اشتباه و یا گمراه کننده دریافت کرده بود.) اما رئیس موساد، زوی زمیر (Zri Zamir) همچون رئیس ستاد دیوید العازر (David Elazar) و وزیر دفاع موشه دایان (Moshe Dayan)، نسبت به دیدگاه زیرا کمتر خوشبین بودند.

آوریل و می بدون هیچ اتفاقی بجز یک آماده باش کوچک نیروهای ذخیره اسرائیلی، آمدند و رفتند. این آماده باش هزینه بر بود و چندان تأثیر گذار نبود. اما همانطور که بعد ها مشخص شد یک عامل بازدارندگی بود. در آگوست ۱۹۷۳، سوری ها حجم زیادی از سربازان و تسلیحات را به جبهه ی جولان انتقال دادند که همراه با شبکه ای قوی و در هم تنیده از موشک های ضد هوایی بود که آسمان فراز جولان را به خوبی فضای بالای سر نیروهای سوری پوشش می داد. امان نسبت به اینکه این موشک ها برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل هستند، بی اعتنا بود. و البته طبق روال سابق، هیچ چیز رخ نداد.

پیش بینی اطلاعات نظامی اسرائیل بر این بود که هیچ جنگی در بهار و تابستان سال جاری (۱۹۷۳) رخ نخواهد داد. به همین منوال آن ها چنین تفکری را در پاییز هم داشتند که به نتایج فاجعه باری ختم شد.

در ۷ آوریل ۱۹۶۷، دو ماه پیش از آغاز جنگ شش روزه، نیروی هوای اسرائیل شش جنگنده سوری را بدون تلفات بر فراز بلندی های جولان سرنگون کرد. در ۱۳ سپتامبر ۱۹۷۳، اسرائیل ۱۲ جنگنده ی سوری را در ازای از دست رفتن یک جنگنده خودی در جریان یک ماموریت شناسایی بر فراز قلمروی سوریه، سرنگون کرد. این رخداد که شباهت بسیاری به اتفاق ۶ سال پیش داشت، این باور را بوجود آورد که اسرائیل با اثبات دوباره توانایی هوایی خود، اعراب را سرجای خود نشانده است.

این در حالی بود که اسرائیل هنوز هیچ تجربه ای از تاثیر دفاع موشکی اعراب نداشت.

چند روز پس از نبرد هوایی بر فراز جولان، رئیس امان الی زیرا استدلال کرد که اعراب حتی قبل از سال ۱۹۷۵ به یک جنگ فرسایشی هم فکر نمی کنند.

فریب مصری ها موفق شده بود تا فعالیت های خود را در قالب تمرین نظامی با نیت حفظ آمادگی نیروها جا بزند و به گونه ای وا نمود کند که قصد بدی پشت آن ها نیست. اما اقدامات سوری ها، نگران کننده تر بود. حتی پس از نبرد هوایی جولان، سوریه به ارسال نیروی بیشتر به جبهه ی جولان  ادامه می داد و این ها بهمراه لغو درخواست مرخصی و همچنین هشدار باش بخشی از نیروهای ذخیره بود. تمام این ها بویژه برای فرماندهی شمالی اسرائیل نگران کننده بودند. اما به دلیل همان تفکری که در ابتدا به آن اشاره شد. این باور وجود داشت که سوریه به تنهایی وارد جنگ نخواهد شد. از آنجایی که مصر نیز قصدی برای جنگ نداشت پس نیت سوریه در اصل خود، خصمانه نبود. این باور حتی پس از ارسال پیامی از سوی اطلاعات ایالات متحده مبنی بر احتمال حمله مشترک سوریه و مصر به قوت خود باقی ماند و واکنش اسرائیل تنها این بود که چیزی برای نگرانی وجود ندارد.

با این اوصاف، اقدامات سوریه در دامنه های جولان به اندازه ی کافی برای عده ای نگران کننده بود تا نیروهای پیاده و تانک های بیشتری را تا انتهای سپتامبر، به بلندی های جولان ارسال کنند همین نیروهای پشتیبانی اندک، فرق میان شکست مطلق و حفظ خطوط جهبه را در هنگام هجوم دشمن، رقم زدند و این در حالی بود که اجازه همین نیروهای اندک نیز بسختی گرفته شده بود. رئیس موساد همچنین تلاش داشت تا به رئیس امان بفهماند که اکنون نگرانی اش با چیزی که در ۱۳ اکتبر برآورده شده بود، تفاوت دارد. رئیس موساد ظاهرا تلاش کرد تا نگرانی اش درباره اقدامات سوریه را با نخست وزیر گلدامایر (Golda Meir) در میان بگذارد اما او زمیر را به موشه دایان ارجاع داد. وزیر دفاع نیز دچار همان برآورد خوشبینانه ای شده بود که امان داشت و او نیز درآماده باش نیروهای ذخیره چندان سریع نبود.

در تحقیقات بعمل آمده مشخص شد که پیش بینی امان درباره ی جنگ با شکست مواجه شده بود اما در این میان یکی از افسران تحت تاثیر همان تفکر کلی قرار نگرفته بود؛ ستوان  بنیامین سیمان – تاو (Binyamin Simon – Tov) ، یکی از نیروهای پایین رتبه اطلاعات نظامی اسرائیل. او استدلال کرده بود که گسترش مواضع و تمرین های نظامی مصر در طول کانال سوئز به نظر استتاری برای اقدام واقعی آن ها برای عبور از کانال است. زمانی که نخستین ارزیابی او رد شد، سیمون – تاو ارزیابی جامع تری را در ۳ اکتبر ارسال کرد. هر دوی ارزیابی هایش توسط مافوقش رد شد. با این که سیمون – تاو ارزیابی درستی داشت اما با این حال او در رده بندی نیروهای اسرائیل یک افسر پایین رتبه بود و صدای او به رده های بالایی نمی رسید.

در ۴ اکتبر، رئیس موساد به هر دلیلی، نگران تر شد. در آن روز، مشاوران شوروی و خانواده هایشان مصر و سوریه را ترک کردند. در همین حال هواپیماهای ترابری که ظاهرا بار سلاح داشتند، در ۵ اکتبر در دمشق فرود آمدند. شب پیش از آن عکس های هوایی از حجم بی سابقه ای از تانک ها، نیروهای پیاده و موشک های سام تهیه شده بود. به شکلی عجیب افسران بخش تحقیق امان عکس ها را دارای عیب دانسته و حجم نیروهای دشمن را کمتر برآورد کردند.

شاید یکی از جالب ترین جنبه های شکست امان در پیش بینی وقوع حمله به ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۳، ۱۲ روز پیش از آغاز جنگ باز می گردد که گلدا مایر از جانب شاه حسین، پادشاه اردن؛ هشداری شخصی مبنی بر حمله ی قریب الوقوع مصر و سوریه دریافت می کند. اردن به نشانه اتحاد اعراب، شماری از نیروهای خود را به جبهه سوریه ارسال کرده بود اما با این حال در طول روز های جنگ، جبهه ی مرزی خود با اسرائیل را کاملا ساکن نگاه داشته بود. بهمین دلیل ارتش اسرائیل توانست تنها نیروی اندکی شامل ۲۸ تانک را در مرز اردن مستقر کند و تمرکز قوای هوایی و زمینی خود را بر تهدید مصر و سوریه متوجه کند.

بعدتر در ۵ اکتبر، ساعت ۲:۳۰ بامداد؛ رئیس موساد تلگرامی از سوی یک منبع قابل اعتماد مبنی بر وقوع قطعی جنگ دریافت کرد. هیچ زمان و یا روز دقیقی اعلام نشده بود اما با این حال یک چیز آشکار بود، وقوع جنگ حتمی است. نامی از این منبع برده نشده و تنها چنین تصویف شد، “یک اسرائیلی بزرگ، بهترین ماموری که کشور در زمان جنگ داشته است. یک منبع معجزه آسا…” رئیس ستاد موساد اولین کسی که بطور رسمی پیام را دیده و اهمیت آن را درک کرد، بعد ها چنین گفت : ما هیچ گاه چنین چیزی نداشتیم.

با این حال، رئیس موساد درباره ی پیام به گلدامایر، وزیر دفاع موشه رایان و رئیس ستاد ارتش چیزی نگفت. بلکه او رئیس امان را از محتویات پیام آگاه کرد و گفت که وقوع جنگ حتمی است. سپس رئیس موساد، زمیر؛ تصمیم گرفت شخصا به اروپا رفته و با منبع خود در شب ۵ اکتبر ملاقات داشته باشد. از این سو رئیس امان، زیرا؛ نیز پیش از اتخاذ هر تصمیمی، منتظر زمیر شد.

در ۳:۴۵ بامداد ۶ اکتبر، زمیر در یکی از سفارت خانه های نامشخص اسرائیل در اروپا با یک خط تلفن عادی (چون تعطیلات یوم کیپور فرا رسیده بود، هیچ یک از کارکنان رمز نگاری بر سر کار نبودند.) با رئیس امان تماس گرفت و به او گفت در غروب امروز، جنگ آغاز خواهد شد. بعد ها تحلیل ها نشان داد که پیام در راه رسیدن به رهبران رده بالای سیاسی و نظامی اسرائیل مورد تحریف قرار گرفته و بجای آنکه اعلام شود حمله در ساعت های بعد از ظهر و یا پیش از غروب آفتاب صورت خواهد گرفت، تبدیل به آن شد که بطور قطع حمله در غروب آفتاب رخ خواهد داد. غروب آفتاب در ۶ اکتبر، ۵:۲۰ بعد از ظهر بود اما با این حال تبدیل به ۶ بعد از ظهر شد. فارغ از اشتباه زمانی، منبع اعلام کرده بود که حمله همزمان و توسط هر دوی نیروهای مصر و سوریه صورت خواهد گرفت.

حمله در ۶ عصر صورت نگرفت بلکه در ۱:۵۵ بعد از ظهر رخ داد و اسرائیل اصلا آمادگی آن را نداشت. در بلندی های جولان، ۱۴۰۰ تانک و بیش از ۱۰۰۰ آتشبار توپخانه سوری در مقابل ۱۷۷ تانک و تنها ۵۰ آتشبار توپخانه اسرائیل قرار گرفتند که شماری از آن ها نیز جزئی از نیروهایی بودند که در دقایق آخر رسیده بودند. نیروهای مصری به آسانی از سوئز گذشته و بر پدافند اسرائیل چیره شدند و به سرعت دست به ایجاد یک سرپل در عمق ۱۰ کیلومتری صحرای سینا کردند.

اسرائیل نبرد سرسختانه ای در بلند های جولان ترتیب داد و از شکست، موقعیت خود را در ۷ اکتبر به تسخیر مجدد بیشتر بخش های بلندی های جولان تغییر دادند. اما با این حال سوری ها به پیشروی خود بسوی جلیله ادامه دادند که باعث بوجود آمدن وحشت زیادی در میان شهرک نشین های شمال اسرائیل شد.

در جبهه سینا نیز، مصر نزدیک بود تا گذرگاه راهبردی میتلا و گیدی را پیش از رسیدن نیروهای ذخیره کافی اسرائیل برای دفاع از مرز های جنوبی اسرائیل تصرف کند. اما ضعف امان تنها در پیش بینی حمله دشمن نبود. آنها بشکلی جدی توانایی موشک های ضد تانک ساگر را که نیرهای پیاده مصری استفاده می کردند، دست کم گرفته بودند. همچنین آنها قدرت موشک های سام را چندان خطر جدی برآورد نکرده بودند. سلاحی که چه در جبهه مصر و چه در جبهه سوریه، نیروی هوایی اسرائیل را در هم کوبید.

امان چندان کمکی به پیش برد جنگ نکرد و این تنها شجاعت، نبوغ و رهبری فرماندهان و سربازان نیروهای مسلح اسرائیل بود که توانست ورق جنگ را در سینا و جبهه ی جولان برگرداند. ظرف دو روز نتیجه ی جنگ در جولان عوض شد بیش از یک هفته نیز زمان برد تا اسرائیل توانست نیروهای مصری را در هم بکوبد، از کانال سوئز بگذرد و عقبه نیروهای دشمنی را مورد حمله قرار دهد. در اواخر اکتبر، قاهره و مصر زیر تیغ تهدید اسرائیل قرار داشتند و اگر تهدید شوروی مبنی بر حمله ی اتمی و دخالت ابر قدرت ها نبود، اسرائیل می رفت تا برای همیشه بخطر این دو دشمن پایان دهد.

زمانی که جنگ پایان یافت، شکست و اعمال اطلاعات نظامی فراموش نشد. درس های بسیاری آموخته شد و افراد بسیاری بخاطر کوتاهی از کار برکنار شدند. در سال ۱۹۸۲ در جریان حمله ی اسرائیل به لبنان، امان بخوبی عمل کرد و بسیاری از اقدامات و توانایی های سوریه را پیش بینی و به انهدام آنها کمک شایانی کرد.

اما درسی که اسرائیل از حمله ی سال ۱۹۷۳ گرفت، بسیار مهم بود آنها دریافتند که تصورات غلط و حتی غرور به آسانی می تواند رهبران سیاسی و نظامی شان را تحت سلطه درآورد و این آنها را در برابر آنچه که با حمله ی مصری ها و سوری ها رخ داد، آسیب پذیر کرده بود.

ترجمه مقاله ای بنام (Israel Military Intelligence: Intelligence During Yom Kippur War (1973 توسط محمد شریعت زاده

42+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

درباره

دسته بندی شده در:

84 دیدگاه

  • اولین پهپاد رو کدوم کشور و چه زمانی استفاده کرده؟ اسرائیل اولین پهپاد رو چه زمانی داشته؟

  • سلام استاد انگار کانال تلگرام ایراد کرده پیغام میدهthis chat is no longer available

  • در پاسخ به ایرانی • فروردین ۲۴, ۱۳۹۵ در ۱۶:۱۵ –  اولا کی گفته حماس ۶۰ ساله داره با اسرائیل مذاکره میکنه؟!! اون که داره مذاکره میکنه حماس نیست دوست عزیز، دولت خود گردانه و همیشه هم مذاکراتشون  به خاطر راکت اندازی های حماس به بن بست خورده. از طرفی هم حماس همیشه دولت خودگردان رو به خاطر مذاکره کردن متهم به خیانت میکنه !!دوم اینکه همیشه حماسه که اول راکت میزنه و این اسرائیله که هشدار میده این کارو نکنید وگرنه منم برخورد میکنم!! (در همین درگیری اخیر اسرائیل ۱۷ بار هشدار داد که اگه به راکت زدن ادامه بدین حمله میکنیم، که خوب البته حماس هم چون میدونه در صورت حمله اسرائیل تلفات غیر نظامی هم اجتناب ناپذیره و این موضوع واسه مظلوم نمایی و سوء استفاده تبلیغاتی خوبه!! ، هیچ توجهی به این هشدار ها نکرد! ) سوم اصلا تصور نکنید که به خاطر اینکه مردم فلسطین از حمایت حماس یا … دست بکشن لازمه مدرسه ها رو زد تا روحیشون ضعیف بشه!! مردم فلسطین نه تنها هیچ حمایتی از حماس یا … نمی کنن، بلکه از این گروه ها متنفرن و خیلی موارد با گزارش مردمی اعضاء این گروه ها بازداشت شدن! کدوم آدم عاقلی از جنگ افروزی بی نتیجه و کشته شدن بیهوده خوشش میاد؟!!  من به شما و دوستان دیگه که علاقه مند هستن حقیقت رو بدونن پیشنهاد میکنم منابع بی طرف رو مطالعه کنن نه منابع معلوم الحال!!!

    • سلام…و هر بار فقط این فلسطینها هستند که خانهایشان خراب و زن پچشون کشته میشن…فقط تبلیغاتش برای رسانهای داخلی میماند

    • shahin جان و جناب تارخ عزیز قضیه اونجوری هم که شما تصور میکنید نیست کاملا . مثلا فراموش نکنید که اسرائیل هر موقع هوس میکنه به صلاحدید خودش نقاطی رو بمباران هوایی میکنه و همیشه هم خبرش منتشر شده . گاهی من دیدم که داد بی بی سی هم از کارهای اسرائیل درمیاد . مثلا همین سیاست غصب زمین و شهرک سازی داد همه از جمله آمریکا رو در آورده ولی دائما از فلسطینیها خواسته میشه خویشتندار باشند تا همین یکخورده زمینشون هم غصب بشه و کلا دیگه حرفشون به هیچ جا نرسه

    • نکته دیگه هم اینه که برآورد شما از محبوبیت داخلی گروههایی که با اسرائیل میجنگند واقع بینانه نیست . فراموش نکنید که در انتخابات پارلمانی همین حماس بیشترین رای رو آورد و نخست وزیر را معرفی کرد ولی خیلی ها زدند زیر میز و قبول نکردند. اصولا به خاطر فشار زیاد و ظلم چیزی برای خیلی از فلسطینیها برای از دست دادن نمونده و کسی که همه چیزش رو از دست میده یکدفعه آرمانش از داشتن یک زندگی عادی به پس گرفتن تمام سرزمین تاریخی فلسطین تبدیل میشه . البته من هم انتقاداتی به حماس دارم که خیلی هم جدیه ولی همونطور که یکطرفه همه چیز رو سفید دیدن بده ولی سیاه دیدن هم بد هست و شما گاهی از این طرف بام می افتین

  • سلام …استاد تارخ این قضیه ربایش ناوچه (قایق موشک انداز) تبرزین چی بوده؟

    • سلام والا از قرار معلوم سال ۷۴ یکی از پرسنل ناو با تمامی خدمه برده امارات بفروشه که سه سال اونجا بوده بر بگشته گرفتنش

  • سلام …آقای ایرانی حرف حق تلخه؟ اگه دشمن ما بگه ماست سفیده به این معنی است که ماست سیاهه؟ا

  • سلام جناب تارخ اگر نمیشه از خارج یک هواپیما با جنگ الکترونیک  اون رو کنترل کرد درمورد ار کیو ۷۰ پس چرا این کار شد آیا سیتمهدایت این دو تفاوت های زیادی دارد

      • پس شما هم نمیدونید دقیقا چطوری هواپیما رو نشوندن؟ لازم شد حتما یه مقاله درباره انواع احتمالات این قضیه در نظر بگیرید.

      • اگر ارنباط ابن پهباد با مرکز کنترل قطع می شد خلبان خودکار ان را به فرودگاه برمی گرداند با جنگ الکتروتیک ارتباتش را مختل کردن سپس جی پی اس ان را حک کردن خلبان خودکار چون فکر می کرد به فرودگاه افغانستان رسیده پهباد را اشتباهی در ایران فرود اورد به همین روش می شود موشکها وبمبهای ماهواره ای را هم از کار انداخت یا به محل دلخواه هدایت کرده گمراه ساخت 

        • سلام مشکل این سخن و کل کار این است که تمامی سلاح ها و پهپادها در کنار جی پی اس دارای سامانه اینرسی هستند که نه قابل هک کردن است و نه هدایت از داخل از این رو شما شاید بتوانید ارتباط ماهواره ای را قطع کنید و دقت بمب موشک را کاهش دهید ولی هرگز نمیتوانید کنترل ان را به دست بگیرید تنها دقت کاهش کی یابد…به مقاله بمب های jdam رجوع کنید

      • سلام نمیخام تو سایت بحث و جدل راه بیفته ولی صرفا کنجکاوم بدونم موارد ابهامتون چیه میشه چندتاشو بگین , اخه خوده امریکاییها هم بارها این قضیه رو تایید کردند

        • سلام…امربکا فقط در مورد از دست رفتن به دلیل نامعلوم سخن گفتن… چگونگی از دست رفتن نگفتن و البته گذارش جالب لاکهید در مورد خیلی مسائل ار جمله نسخه ای که ایران به نمایش گذاشت

      • میشه چند تا از موارد ابهامتونو بگید ? اینجوری وسعت اطلاعات همه زیاد میشه 

    • جنگنده سرنشین‌دار توسط خلبان درون جنگنده دستور هدایت رو دریافت میکنه. اما هواپیمای بدون سرنشین از مرکز کنترل دستورات رو دریافت میکنه. اگه گروهی بتونن در ارسال اون دستورات خلل ایجات کنن و دستور خودشون رو به جای دستور اصلی جا بزنن میتونن کنترل هواپیما رو بدست بگیرن.اما سوال اینجاست که ایران چطوری تونسته این کارو انجام بده؟ بدون شک سازنده RQ-170 همه‌ی تمهیدات لازم رو اندیشیده بوده.

    • اینجا یه احتمال این هست که یا جی پی اس هک شده و دقت اینرسی کم بوده و بجای افغانستان در ایران فرود امده. یا اینکه پهپاد خودشو نابود کرده. که به نظر من دومی دقیقتره چون اون چیزی که تلویزیون نشون داد ابعادش کوچکتر از نمونه اصلی بود.

  • سلام آقای تارخ عزیز.همونجور که متوجه شدیم اولین بخش اس ۳۰۰ وارد ایران شد .به نظر شما اس ۳۰۰ قابلیت هدف قرار دادن اف ۳۵که بزودی وارد خاور میانه میشه را داره؟البته متوجه ام که در یک درگیری همه چیز نسبی هست ولی منظور من در شرایط ایده آل و اگر اس ۳۰۰ در مقابل جنگنده نسل پنجم 

    • سلام…. بستگیبه شرایط دارد ولی تنها در یک شرط چنین مسئله ای ممکن است و ان نیز ان است که اف۳۵ نخواهد اس ۳۰۰ را بزند…زیرا شکار اس ۳۰۰ خیلی راحت تر از شکار اف۳۵ است

      • سلام جناب تارخ… به نظر شما اگه اف۳۵ بخواد به اس۳۰۰ شلیک کنه مناسبترین سلاح برای این کار چیه؟

        • سلاح های چون ای جی ام ۱۵۴، ۱۵۸ نسخه های دوربرد اس دی بی و برخی از سلاح های که در کشورهای مختلف با ان هماهنگ میشه مثل اس او ام ترکی ویا اسپیک اسرائیلی تاروس ویا اشتروم شادو و…..

  • با سلام -من این خبر رو از سایت مشرق خونده بودم که احتمال سقوط اونها رو جنگ الکترونیک دونسته بود بهرحال برخورد این دو جنگنده اون هم حین رزمایش دلیلی بر پایین بودن مهارت خلبانان عربستانی نیست؟توی جنگ یمن هم فقط بمباران می کنند و درگیری هوایی با جنگنده ای نداشتند 

    • سلام .برخورد دو جنگنده در اسمان در هر ارتشی پیش امده..برای نمونه دو سال پیش تر ار اف۴ ترکی در اسمان به هم خوردند و چندین بار جنگنده های ارتش امریکا اخرین بار دو همین دو سال پیش دو اف۱۷ تفنگداران دریایی..در پرواز جمعی در نزدیکی هم بسیار سابقه داشته

  • جمال عبد الناصر ۱۰ سال جون کند تا نیروی هوایی مصر که توسط شوروی به روز کرد مثل بمب افکن Tu-16 .که در عرض چند ساعت بدون اینکه استفاده بشه روی باند فرودگاه منهدم شدن.———————سوال سیستم UDP T05BV-1 که روی تانک T-90 نصبه میگن برای اهداف هوایییعنی چی؟ موشک ضد زره رو میزنه؟ موشک ماوریک؟ کار اصلیش چیه؟

    • اقای fuhrer اونی که شما میگید مسلسل ۱۲/۷ م م هستش که نقش اولیه ان زدن اهداف هوایی مثل بالگرد ها و هواپیما ها است (که امروزه دیگه زیاد موثر نیست) و نقش ثانویه ان مقابله با پیاده نظام هست . منظور از اهداف هوایی اینه

  • با سلام – آقای تارخ سوالی داشتم دو سال پیش دو جنگنده عربستان در حین رزمایش بر فراز خلیج فارس سرنگون شدن رسانه های داخلی علت اون رو جنگ الکترونیک نیروهای ایرانی دونستند واقعا علت سرنگونی اونها چی بود؟

    • سلام..دو جنگنده بر فراز خلیج فارس طی یک عملیات تمرینی به هم.خوردن و من هرگز نشنیدم که ایرانی ها چنین ادعای کنن حتی منابع وابسته به حکومت…. کلا هرگز نشنیدم کسی چنین ادعای بکنه

  • حرف حرف حرفAN/ALQ-184 ECM electronic warfare SYSTEMاینها رو میزارن زیر اف ۱۵ و اف ۱۶ و a-10 راحت عملیاتشان رو عمل میکننهواپیماهای اف ۱۴ و اف ۴ ما هم داشتن اما چون ساپورت نشدن(آپگریت و نسخه جدیدش رو به ما ندادن) با موشکهای جدید فرانسوی و تجهیزات نو عراقی تلفات هوایی ما زیاد شد.نیروی هوایی ایران ، مجهز به غلاف AN/ALQ-119—————————————هواپیمای نسل ۴ هم داشته باشی این اخلال گر ها رو نداشته باشه ما هواپیمای جنگ جهانی دوم هچی فرقی نخواهد داشت.

  • با سلام – آقای تارخ منظور من از جنگ الکترونیک به گفته امیر اسماعیلی از کار انداختن سامانه های دجیتال جنگنده مانند مانیتورها و نیز مرکز پردازشگر دادهای جنگنده هست ایا چنین چیزی امکان پذیره با استفاده از سامانه های جنگ الکترونیک مستقر روی زمین؟ 

  • سلام استاد تارخ عزیز بنظرم اعرابو نباید باهم جمع بست.فکر میکنم عراق خیلی منظم و هوشمند با ایران عزیزمون جنگید.البته نامردی زیاد کرد مثل جنگ شهرها و بمبمباران شیمیایی. کاش یه مقاله کلی از عملکرد هشت ساله ایران تو جنگ برامون تهیه کنین.اخه تو بقیه سایتها فقط جنگو درشت نشون دادن نه درست.یا علی

      • ۳۵کشور مستقیم (اسیر جنگی ازشون گرفتیم)و۷۴ کشور غیره مشتقیم با ایران جنگیدن(هرکمکی که به عقل جن هم نمی رسید کردن)  جنگ عراق با اسرائیل حسابه نه جنگ جهانی با ایران

        • سلام اسیر گرفتن از حالا این همه کشور من نمیدونم چقدر درست است ولی مهم این است که این همه اسیر از این همه کشور کی فرمانده ای کرد … اینها عملا عراقی بودند زیرا توسط فرمانده ای عراقی اداره می شدند

      • همه دنیا از اسرائیل حمایت می کردن در مورد عراق امریکا وشوروی هردو ار عراق حمایت می کردن وایران تحریم کامل بود نمام این جنگهارا قدرتهای بزرگ فرماندهی کردن حتی حمله عراق به کویت هم به دستور امریکا بو تا به حهان نشان دهد بعد از شوروی جهان یک ارباب دارد که بی رقیب هرکاری که بخواهد می کند تا همه حساب کار دستشان بیاید این جنگها با طولانی ترین جنگ قرن۲۰ که ازجنگ حهانی دوم هم طولانی تر بود قابل مقایسه نیست

        • سلام..من متوجه نمی شوم شما سر چه چیزی با من بحث میکنید..اینکه عراق ارتش بدی هم نبوده ؟ اگر بد بوده چرا هشت سال با ان درگیر بودیم اگر خوب بوده خوب مشکل چیست؟

  • ممنون استاد تارخ بابت مقاله عالیتون، فقط اگه ممکنه در مورد جنگ ایران و عراق هم مقاله ای تحلیلی ارائه کنید، اینکه چطور نیروهای ایران در اوایل جنگ نتونستن جلو ارتش عراق رو بگیرن باوجود اینکه ظاهرا رکن۲ ارتش درمورد حمله عراق به مسؤلان هشدار داده بوده و همچنین جنگ عملا از فروردین شروع شده بوده، آیا ایران از فروردین تا شهریور که حمله عراق انجام شده ایران توان تقویت مرزهاش رو نداشته؟

    • استاد من یک سوال دارم ما ادعا میکنیم تمام دنیا پشت عراق وایساده بودن پس در این صورت ایران مهمات جنگ افزارهای خودش که تقریبا کلا امریکایی هم بودن از کجا تهیه میکرد؟جناب تارخ شبکه یک ایران مستندی داد که در مورد تحولات شوروی تا فروپاشی بود در گوشه ای ازان گفت ریگان و گورباچف در حاشیه یکی از ملاقاتهاشون در مورد جنگ ایران و عراق مذاکره میکنن و به این نتیجه میرسن بخاطر جلوگیری از بهم خوردن توازن قوا در خاورمیانه این جنگ نباید پیروزی داشته باشه و انها سیاست های حمایتیشون رو طوری تنظیم میکنن که هر دو رو در یک اندازه نگه دارن و بخاطر همین گاهی عراق رو تقویت و گاهی ایران رو حمایت میکردن تا برابر باشن و حمایت یک جانبه دنیا از عراق بهیجوجه درست نیستکمااینکه اگر هم صحیح بود این بخاطر موضع گیریهای اشتباه خودمون و دیپلماسی غلط کشورمون بود که همه دنیارو با خودش دشمن کرده بود 

  • با سلام – آقای تارخ یک زحمتی بکشین مقالاتی درباره جنگ الکترونیک و تجهیزات اونها توی سایت بزارید بعد از اون فرماندهپدافند امیر اسماعیلی یه جایی گفته ما توی زمینه جنگ الکترونیک اینقدر قوی هسیم که میتونیم سامانه های ناوبری جنگنده ها رو مختل کنیم ایا چنین سامانه هایی که بر روی زمین بر روی جنگنده ها اختلال کنند وجود داره؟  

    • سلام والا از امیر بپرسید چگونه سامانه ناوبری اینرسی که داخلی است از کار میندازه؟ مثل اینکه کسی بتونه هداین ماشین من از بیرون در دست بکیره بدون اینکه وسیله در داخل ماشین نصب کرده باشه…شاید بشود که ممکن است روی جی پی اس اختلال ایجاد کرد و هواپیماها دارای سامانه اینرسی نیز هستند

  • سلام آقای تارخ… چرا اسرائیل در جنگ هایی که با ارتش های مجهز مصر و سوریه داشته تونسته موفق باشه ولی در جنگ با گروه های کوچکی مثل حماس و حزب الله با این قاطعیت پیروز نبوده؟ مثلا چرا در جنگ ۳۳ روزه اسرائیل نتوانست جنوب لبنان را تصرف کند؟

      • اصولا اعراب بعد از سال ۱۹۷۳ فهمیدن دیگه نمیتونن وارد یک جنگ کلاسیک با اسرائیل بشن پس روبه جنگ های چریکی آوردن ولی موضوعی که این وسط هست اینه که می شه با یک جنگ چریکی دشمن رو کلافه کرد ولی نمیشه یک دشمن قدرتمند رو بطور کامل شکست داد

    • منظور از شکست اینه که اسرائیل نتوانسته که حزب ا… و حماس رو کاملا از بین ببرهاما خوب جنوب لبنان و مناطق شیعه نشین یاورش استاد شد غزه هم که مشخصه

    • اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه می خواست حزب الله لبنان رو خلع سلاح کنه که البته نتونست. اما نمیشه هم گفت که شکست خورد! جنگیدن با دشمنی که مثل همه ارتش های دیگه یونیفرم تنش نمی کنه و از مردم کشورش به عنوان سپر بلا استفاده می کنه خیلی سخته!! بازنده اصلی اون جنگ هم مردم بی گناه لبنان بودن که کشورشون اکثر زیر ساخت هاشو از دست داد، نه اسرائیل! حماس هم که خیلی جالبه، هر وقت بهشون پیشنهاد میدن بشینید با مذاکره مشکلتون رو حل کنید، جواب میدن ما سازش ناپذیریم و تا آزادی فلسطین می جنگیم!! وقتی هم که جنگ شروع میشه فریاد وا مصیبتا سر میدن که اینا (اسرائیلی ها) دارن ما رو میزنن، مردم جهان بیاین به دادمون برسید!!!!  یکی نیست بگه اگه عرضه جنگ ندارید بشینید مذاکره کنید! تا کی می خواین تو بیمارستانا و مدرسه ها قایم بشید و مردم بی گناهتون رو به کشتن بدید!!!

      • سلام ..یکی از نکات جالب ما ایرانیها این است که اصلا به خسارتی که اسرائیل به غزه و لبنان از نظر مالی و زیر بنایی وارد کرد نگاه نمیکنیم این خودش یک نوع پیروزی است

      • جالبه دارید حرف اسرائیلی ها را تکرار میکنید!!!حتی حالا مردم اروپا هم این دروغ های اسرائیلی ها که حزب الله و حماس توی بیمارستان و … پنهان میشند را باور ندارند!!!!اسرائیلی ها به دلیل نژاد پرستی عمیقی که دارند بقیه را به عنوان حیوان نگاه میکنند و از مرگ دشمن هاشون لذت میبرند زدن بیمارستان ها و خانه ها و مدارس برای این هست که روحیه ی مردم پایین بیاد و دست از  حمایت از این گروه ها بکشند یک تاکتیک جنگ روانی علیه مردم هست در ضمن الان ۶۰ سال هست که فلسطینی ها با اسرائیل دارند مذاکره میکنند و به هیچ جا نرسیدند هر سال هم اسرائیل مناطق بیشتری از فلسطین را اشغال کرده

      • اسرائیل مردم ساکن در این کشور را به یهودی وغیر یهودی تقسیم کرده حتی ار پلاک خودروها می شود یهودی وغیر یهودی را تشخیصداد مسلمانها به مرگ تدریجی محکوم شده اند یا باید بمیرن یا باید از این کشور فرار کنند حتی نمی توانند یهودی شوند تا نحات یابند زیرا فقط کسی یهودی است که مادرش یهودی باشد هدف انها ساختن معبدی برای شیطان به جای قدس می باشد اما نگران نباشید همان گونه که حیدر(ع)خیبر را گشود پسرش هم اسرائیل را خواهد گشود این وعده خداست

      • البته همه این مسائل به کنار. ولی اسرائیل داره گردن کلفتی میکنه. بیمارستان های غیرنظامی که سازمان ملل و اتحادیه اروپا هم تایید کردن حماس نبوده رو بمباران میکنه. هر روز شهرک سازی و کشتار مردم تحت اشغال و … یکی باید جلوشو بگیره

  • سلام وخسته نباشید برای من جای یک سوال بزرگ که چرا اعراب با داشتن نیروی نظامی قوی از لحاظ تجهیزات بلد نیستن ب جنگن مثال همین جنگ یوم کیپور و جنگ ایران عراق به نظر من اگه جای ایران و عراق عوض می شد یا در اخر جنگ امریکا وارد صحنه نمی شد ایران بغداد تصرف می کرد 

    • سلام…والا حتی بدون اینکه امریکا هم وارد جنگ بشه ما بغداد نمیتونستیم اشغال کنیم کما اینکه فاو ما بدون کمک امریکا بر اثر استفاده سلاح شیمیایی از دست دادیم

      • جناب تارخ یکی از علل سقوط فاو شروع انتخابات مجلس و ترک محل خدمت توسط فرماندهان سپاه جهت شرکت در انتخابات مجلس بود و توجیح فرماندهان هم این بود که برای مبارزه با منافقین و دشمنان داخلی سپاه به یک پایگاه پرقدرت در مجلس نیاز دارد و حتی بعد از گزارش قرارگاه مشترک به فرمانده وقت سپاه در مورد نقل و انتقال گسترده ازتش عراق در منطقه جنوب و احتمال بالای شروع یک حمله از طرف عراق و دستور بازگشت فرماندهان به محل خدمت خود سردار رضایی فرمانده وقت با این توجیه که با توجه به استحکامات و تعدد نیروهای خودی صدام فقط مگر با داشتن بمب اتمی قادر به بازپس گیری فاو باشد این هشدار را نادیده گرفت حتی پس از سقوط فاو امام خمینی به اقای ری شهری دستور تشکیل دادگاه نظامی جهت محاکمه مسوبین حادثه را داد که با میانجیگری مرحوم ایت الله هاشمی و با توجیه اینکه فرماندهان روحیه انقلابی و جهادی خود را از دست میدهند به بعد از جنگ موکول شد که با ارتحال امام کلا لغو شد

    • سلام  چهاربارتقریباپنج کشورعربی همزمان بااسراییل جنگیدن عین همون چهاربارباخفت شسکت خوردن اونم باتجهیزات مدرن ان زمان ازاسراییل سر بودن باداشتن انواع تانک تی۵۵و۶۲وهواپیماهای میگ ۲۱و۲۳وپدافند ان زمان اسراییل فقط تانک شرمن وهواپیمای اسکای هاوک البته خوبش فانتوم بود .وازهمه بدترجنگ شش روز که اسراییل باجمعیت کمتراون زمان پنج کشورعربی روشکست دادو وسعت کشورشو سه برابرکرد.یعنی خاک توسراین عربها جنگ کردن بلد نیستندبا اون تجهیزات ان زمان واقعااینو تجربه نشان داده .یعنی نتوانستن بیشتر از شش روز دوام بیارن اونم پنج تاکشور بی عرضه اگرجنگ رو یه کم طولش می دادن باتوجه تعداد نیرو و داشتن سرمایه های نفتی وتحریم محاصره حتما پیروز می شدن ولی حالا چی با داشتن اون سلاحهای مدرن اسراییل وبمب اتم دیگه نمی توانند نگاه چپ بهش بکنند.یعنی واقعا عربها بی عرضه هستند.الان که می بینین تو جنگ ۳۳روزه ویا توغزه شکست می خورن این ایرانی ها هستن میجنگن بشکل ودرنقش حزب اله ویا بصورت تک تیراندازهادرخرابه های غزه همین حزب اله رو شهید چمران درست کرد .همه میدانن.وبرای همین اسراییل بشدت ازایران بدش میادوتا می تواند میخواد به ایران ضربه بزنه

      • اعراب الان نسبت به گذشته بهتر شدن. البته نه در حد اسرائیل ولی شکافشون کمتر شده. قطر بدنبال هواپیمای نسل ۵ از امریکاس اسرائیل صداش در اومده. عربستان و بقیه هم شاید روزی به اسرائیل برسن.

      • سیامک جان لطفا کمی از تفکرات نژادی فاصله بگیر . در ضمن کدوم ایرانی در جنگ سی و سه روزه یا غزه شرکت داشت و جنگید؟ چند تا اسیر یا شهید ایرانی دیدی اونجا؟ اصولا نمیدونم چرا بعضی از ایرانی ها خودشون رو در همه چیز برترین میدونند!؟ این جنگ های اعراب و اسرائیل هم از نظر من توان جنگ افزاری دو طرف معمولا یکی نبوده و در مورد جنگ رمضان ۱۹۷۳ به نظرم نمیشه گفت اسرائیل پیروز جنگ بوده و گفته میشه باعث استعفا گلدامایر شد و در نهایت صحرای سینا به مصر برگشت و اسطوره پیروزی اسرائیل شکست

  • سلام وخسته نباشید برای من جای سوالات زیادی هستش چرا اعراب بلد نیستن بجنگن ؟ از جنگ ها اعراب با اسرائیل 

  • سلام. من تازه با جنگاوران اشنا شدم.  یه دستمریزاد به شما اقای تارخ و دوستانتون. واقعا سایتتون عالیه

  • سلام ممنون از مقاله خوبتون.اگر در انتها از تلفات ۳ جبهه با تفکیک پیاده ,دریایی, هوایی و زره پوش آماری هم میگذاشتین عالی میشد.

    • همه جنگ ها پر است از نکته ها و درس عبرت ها حتی الان در بعضی از دانشگاه های نظامی جهان برخی از نبرد های ناپلون بناپارت رهبر فرانسه و دریادار نلسون فرمانده نیروی دریایی انگلیس و حتی عملیات والفجر ۸ که به فتح فاو منجر شد اموزش داده میشود

  • سلام دو مورد است بدون رد ویا تائید مسئله ای از انجای که امریکا نمیدانستند چه شده گفتند پهپاد برگردونید و نگفتند سالم است ویا سقوط کرده ..حتی لاشه هم برای انها مهم بوده کما اینکه امریکا لاشه جنگنده های سرنگون شده خود را بمب باران میکنند البته اگر بدانند کجا افتاده و یا فرستش باشد .بحث دوم در مورد تصاویر دوربین این پهپاد باید بگم که یو۲ شوروی در ارتفاع ۲۰۰۰۰ متری با سام۲ زد سقوط کرد(سال ۱۹۶۰) ولی فیلمش دراوردند و حتی به مقامات امریکایی نشان دادند…. در تمامی جنگها تخلیه تصاویر هواپیماهای شناسایی سقوط کرده دشمن بوده است
    البته بنده چیزی رد و تائید نکردم مسئله را از نظر تاریخی و تکرار برهای چنین داستانی در تاریخ عرض میکنم

  • دوست عزیز به نظر من اگه ایران توان این کار رو داشت موقع ورود اون هواپیمای جاسوسی رو شکار! میکرد و اجازه نمی داد ماموریتش رو کامل کنه.  به نظر شما شکار اون بعد از ارسال تصاویر و کامل شدن ماموریتش (تصویر برداری از تاسیسات حیاتی کشور) بهتر بود یا قبلش؟!!  با توجه به شواهد چیزی که منطق میگه اینه که اون پرنده به خاطر نقص فنی سقوط کرده.

  • shahin2853 عزیز جانور قندهار ار افغانستان وارد ایران شد وماموریتش جاسوسی از سایت نطنز بود که نرسیده به هدف در طبس رهگیری شد ومثل پهباد اسرائیل به هدف نرسید ناگفته نماند فیلم رصد ارکیو ۱۷۰ به وسیله سامانه های اپتیکی از صداوسیما پخش شد

  • حزب الله  دیتا لینک پهبادهای جاسوسی اسرائیل را حک کرده بود وبه صورت برخط از تمام اهدافی که قرار بود بمب باران شود با اطلاع می شد وسکوهای پرتاب موشک خود را  جابه جا می کرد بزای همین تا اخرجنگ نتوانست توان موشکی حزب الله را سرکوب کند امریکا فکر می کرد که یک یا چند کشور خارجی مثل ایران سوریه یا روسیه نیروی هوایی اسرائیل را رسد می کند وبا رد یابی هواپیماها به حزب الله کمک می کند برای این که کسی نتواند جنگنده هارا ردیا بی کتد وبه حزب الله خبر دهد از اف۲۲ استفاده شد ولی چون حزب الله رمزنگاری اطلاعاتی را شکسته بود تمام اطلاعات ارسالی را شتود می کرد که این کار را با کمک ایران کرده بود کاری شبیه به ارکیو ۱۷۰ امریکا

  • استاد تارخ برخی از کاربران فکر میکنن اگه اظهار فضل نکنن و نظر ندن ازقافله عقب میمونن که میان یک حرف بی ربط و چرت و پرت رو در قلب نظر میدن حالا خوبه رپتور به هیچ کشوری صادر نشد