تاریخی

امپراتوری عثمانی از آغاز تا سقوط(قسمت پنجم)

از سرداران نابغه اروپایی تا نادرشاه،کابوس تمام نشدنی عثمانی

قسمت پنجم

دیوانه ایی دیگر در مسند امپراتوری

مرگ زود هنگام مراد چهارم بار دیگر اختیار اداره امپراتوری عثمانی را به دست ماه پیکر مادرسلطان درگذشته انداخت. تنها فرد ذکور باقی مانده خاندان ابراهیم برادر 24 ساله مراد بود. ابراهیم از سن دو سالگی در قفس زندانی شده بود و از وقایع تمام دوران سلطنت مصطفی،عثمان و مراد کوچکترین اطلاعی نداشت. ابراهیم تمام عمرش را در ترس مرگبار از ریسمان گذارنده بود. حتی وقتی بزرگان امپراتوری به قفس آمدند و امپراتوری او را اعلام کردند در اتاق را به روی خود بست و حرف وزیراعظم را باور نکرد. در نهایت جنازه مراد چهارم را به قفس آورند تا ابراهیم پذیرفت که سلطان شده است. ابراهیم اول در طی سلطنت هشت ساله اش آنقدر کارهای جنون آمیزی انجام داد که رسما به نام ابراهیم دیوانه معروف شد. از آنجا که ابراهیم تنها مرد باقی مانده خاندانش بود مادرش ماه پیکر او را با صدها زن سرگرم کرد تا نسل عثمانی ادامه یابد.در نهایت کار به جایی رسید که سلطان دیوانه عاشق دختر مفتی اعظم استانبول شد. در نهایت ابراهیم از ترس نفوذ مذهبی مفتی اعظم از نیت شوم خود منصرف شد. از خوش شانسی های ابراهیم حضور وزیری لایق به اسم کارا مصطفی پاشا به عنوان وزیر اعظم بود. او با زرنگی قرار داد صلح با اتریش را تمدید کرد. و در سال 1642 هم ترتیب حمله به شبه جزیره آزوف در شبه جزیره کریمه را داد.

سلطان ابراهیم اول . به دلیل کشته شدن تمامی پسران خاندان عثمانی ابراهیم تقریبا دیوانه به سلطنت رسید
سلطان ابراهیم اول . به دلیل کشته شدن تمامی پسران خاندان عثمانی ابراهیم تقریبا دیوانه به سلطنت رسید

در دوره سلطنت ابراهیم یکی از زنان محبوبش به نام شکر پاره در نقش رقیب ماه پیکر ظاهرشد. شکرپاره با بدگویی در مورد زنان حرامسرا دستور قتل عام زنان حرم را از او گرفت. به فرمان ابراهیم تمام 280 زن حرمسرا به غیر از شکرپاره در کیسه هایی گذاشته به اعماق دریا انداختند. ابراهیم حتی به پسر کوچک خود محمد نیز رحم نکرد و با خنجر ضربه ای به صورت پسرش زد که تا آخر عمر اثرش باقی ماند. در سال 1644 عده ای از درباریان سلطان که در راه رفتن به شهر مکه بودند توسط دزدان دریایی ربوده و به جزیره کرت برده شدند. ابراهیم به همین دلیل فرمان شروع یک جنگ دیوانه وار با جزیره کرت را داد. کرت در آن زمان متعلق به جمهوری ونیز بود و همین موجب بروز جنگ بین دو کشور شد. محاصره کرت 25 سال طول کشید و موجب خالی شدن خزانه امپراتوری عثمانی شد.

کارامصطفی صدراعظم لایق عثمانی . کاردانی او در دوره ابراهیم اول مانع از فروپاشی این کشور شد
کارامصطفی صدراعظم لایق عثمانی . کاردانی او در دوره ابراهیم اول مانع از فروپاشی این کشور شد

خلع ابراهیم
کشتار وحشیانه زنان حرمسرا علی رغم مخفی کاری خواجگان دربار به گوش مردم استنبول رسید. یکی از زنان با خوش شانسی نجات یافت و نزد مردم رفت و ماجرا را تعریف کرد. مفتی استانبول که از سلطان متنفر بود فتوای برکناری سلطان ظالم را صادر کرد. بزرگان عثمانی با آن فتوا نزد ماه پیکر رفتند. سلطانه مقتدر ابتدا زیر بار نمی رفت اما در نهایت با فشار صوفی مهمت پاشا صدراعظم وقت، با برکناری پسرش موافقت کرد.بعد از موافقت ماه پیکر ینی چری ها به طرف اقامتگاه سلطان رفتند او را از سلطنت خلع و به قفس بازگرداندند. اما مفتی استانبول که به خاطر ماجرای دخترش از سلطان کینه داشت بیکار ننشست و فتوای مرگ او را صادر کرد. سرانجام سلطان دیوانه در 18 آگوست 1648 در سن 32 سالگی خفه شد.

محاصره 25 سال جزیره کرت در دوران ابراهیم اول آغاز شد و ضربه سنگینی به خزانه عثمانی زد
محاصره 25 سال جزیره کرت در دوران ابراهیم اول آغاز شد و ضربه سنگینی به خزانه عثمانی زد

محمد چهارم آغاز فرمانروایی وزیران

بعد از خلع و برکناری ابراهیم پسرشش ساله اش محمد چهارم به سلطنت رسید. محمد به دلیل اینکه درسنین کودکی به سلطنت رسید زیاد در سیستم مخوف قفس زندگی نکرد و در نهایت به همین خاطر سلطان نسبتا موفقی از کاردرآمد.

مرگ ماه پیکر

سه سال ابتدایی دوران سلطنت محمد چهارم اداره امور به دست مادر بزرگ مقتدرش ماه پیکر بود. زنی که سلطان والده دو سلطان و نایب السطنه دو سلطان دیگر بود. نفوذ مخرب ماه پیکر همچنان امپراتوری عثمانی را تهدید می کرد. در همان سال های آغاز اختلافات تورخان سلطان مادر محمد چهارم و ماه پیکر عیان شد و در نهایت نقشه ماه پیکر برای برکناری محمد چهارم و قتل مادرش افشا شد.

خدیجه تورخان سلطان مادر محمد چهارم. او موفق به خنثی کردن توطئه ماه پیکر و کشتن او شد و به نفوذ مخرب سی ساله او پایان داد
خدیجه تورخان سلطان مادر محمد چهارم. او موفق به خنثی کردن توطئه ماه پیکر و کشتن او شد و به نفوذ مخرب سی ساله او پایان داد

در نهایت بزرگان عثمانی برای پایان دادن به دوران سلطنت زنان در عثمانی نقشه قتل سلطانه 62 ساله را کشیدند و او در 2 سپتامبر 1651 به طرز بسیار فجیعی در حرمسرا کشتند. مرگ ماه پیکر باعث پایان یک دوره شوم و نحس در تاریخ عثمانی شد و منجر به شروع دورانی شد که به دوران فرمانروایی وزیران معروف شد.

سلطان محمد چهارم معروف به شکارچی. او در 6 سالگی به سلطنت رسید
سلطان محمد چهارم معروف به شکارچی. او در 6 سالگی به سلطنت رسید

خاندان کوپرلو به کمک امپراتوری می آیند

محمد چهارم بعد از کشته شدن ماه پیکر هنوز کودکی بیش نبود که مادر روس تبارش تورخان سلطان رسما به عنوان نایب السلطنه هدایت امور کشور را در دست داشت. او برای اداره کشور برای اولین بار از خاندان شایسته کوپرلو یک وزیر انتخاب کرد. خاندان کوپرلو اصالتی آلبانیایی داشتند و اولین وزیراین خاندان محمد کوپرلو در سال 1656 به عنوان وزیر اعظم برگزیده شد.محمد کوپرلو به خوبی می دانست که نباید به سلطان والده های عثمانی اجازه قدرت نمایی بدهد و به تدریج زنان با نفوذ حرمسرا را کنار گذاشت. او بلافاصله شروع به تصفیه ادارات دولتی از ماموران فاسد کرد و در عرض 5 سال 35 هزار مامور فاسد اعدام شدند. این مبارزه خشونت آمیز به سرعت باعث کاهش فساد و بی عدالتی شد. محمد کوپرلو نیروی دریایی عثمانی را نوسازی کرد و ارتش بار دیگر منظم شد.در آن سال ها سلطان محمد چهارم عملا نفوذی در اداره کشور نداشت و به دلیل علاقه فراوانش به شکار به محمد شکارچی معروف شد. محمد کوپرلو به محاصره طولانی جزیره کرت شدت بخشید. همچنین در حال برنامه ریزی برای حمله به کشور مجارستان بود که بیمارشد. محمد شکارچی بلافاصله خود را به وزیر بیمار ساند.

محمد کوپرلو صدراعظم لایق محمد چهارم. خاندان او عملا عثمانی را از خطر انقراض نجات داد
محمد کوپرلو صدراعظم لایق محمد چهارم. خاندان او عملا عثمانی را از خطر انقراض نجات داد

محمد کوپرلو قبل از مرگ به سلطان گفت از سلطان خواست به هیچ وجه به حرف زنان گوش ندهد و همچنین از سلطان خواست پسر 26 ساله اش احمد کوپرلو را به عنوان وزیر اعظم انتخاب کند. در نهایت محمد کوپرلو در 31 اکتبر 1661 درگذشت. احمد کوپرلو علی رغم اینکه تنها 6 سال از سلطان بزرگتر بود عملکردی بسیار درخشان داشت. او به تمام پیروان مذاهب آزادی مذهبی داد و اساس تجارت آزاد در امپراتوری عثمانی را پایه گذاری کرد. البته محمد چهارم هم به هیچ وجه در امورداخلی امپراتوری مداخله نمی کرد.ارتش عثمانی در سال 1660 در منطقه ترانسیلوانیا با امپراتوری اتریش وارد جنگ شد.

طرح گرافیکی نبرد سنت گوتهارد. نیروهای عثمانی با قرمز،اتریش با زرد و فرانسه با آبی مشخص شده اند
طرح گرافیکی نبرد سنت گوتهارد. نیروهای عثمانی با قرمز،اتریش با زرد و فرانسه با آبی مشخص شده اند

پیروزی ها و شکست های عثمانی

بعد از سال ها بار دیگر امپراتوری عثمانی آماده نبرد با دشمن قدیمی اش یعنی امپراتوری اتریش بود. در سال 1663 احمد کوپرلو در راس یک ارتش صد وبیست هزار نفره از رود دانوب عبور کرد و در نزدیکی صومعه سنت گوتهارد با ارتش مشترک اتریش و مجارستان روبه رو شد.هجوم همه جانبه عثمانی باعث اتحاد مجدد اروپاییان شد. لویی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه اتحاد خود با این کشور را برهم زد و 4 هزار سرباز برای کمک به نیروهای لئوپولد امپراتوراتریش فرستاد. اگرچه بر روی کاغذ تعداد قوای عثمانی بیشتر بود اما توپخانه سنگین اتریشی ها با هدایت کنت ریموند مونته کوکولی فرمانده ارتش اتریش ، عملکرد درخشان سربازان فرانسوی در کنارشجاعت پرنس شارل دوک لورن باعث شکست سخت ارتش عثمانی شد. علی رغم این شکست لئوپولد هنوز از قدرت عثمانی در هراس بود و در نهایت یک پیمان صلح 20 ساله با این کشور امضا کرد.

پرنس مونته کوکولی از فرماندهان نظامی اروپایی که مانع پیشروی ارتش عثمانی درقرن 17 در خاک اروپا شد
پرنس مونته کوکولی از فرماندهان نظامی اروپایی که مانع پیشروی ارتش عثمانی درقرن 17 در خاک اروپا شد

باوجود این شکست احمد کوپرلو موفق به پایان دادن به محاصره 25 ساله جزیره کرت بود. در نهایت در سال 1669 جزیره کرت به دست امپراتوری عثمانی افتاد. فتح کرت بار دیگر نیروی دریایی عثمانی را در آستانه تسلط بردریای مدیترانه قرار می داد. اما ظهور پادشاه جنگجوی دلاوری به نام ژان سوبیسکی در کشور لهستان بار دیگر عثمانی را در معرض خطر قرارداد.

محاصره کاندی و تسخیر جزیره کرت بعد از محاصره 25 ساله
محاصره کاندی و تسخیر جزیره کرت بعد از محاصره 25 ساله

دشمنی به نام ژان سوبیسکی

امپراتوری عثمانی بعد از شکست از اتریش متوجه خاک لهستان شد. در آن سال ها لهستان تحت نام کشور پادشاهی لهستان ولیتوانی درگیر اختلافات داخلی فراوانی بود. نبرد عثمانی و لهستان از سال 1670 آغاز شد. در نهایت در سال 1672 پیمان صلح بوچاچ بین امپراتوری عثمانی و کشور لهستان امضا شد و بر طبق آن لهستان حاکمت عثمانی بر غرب اوکراین را به رسمیت شناخت و تعهد کرد سالی دویست هزار دوکای طلا غرامت بپردازد. این شکست و معاهده ننگین موجب قدرت گرفتن ژان سوبیسکی فرمانده نظامی نابغه لهستانی شد. مجلس لهستان بعد از مرگ میخاییل ویشنوستکی ژان سوبیسکی را به عنوان پادشاه این کشور انتخاب کرد. این تغییر و تحولات و اتحاد لهستان ورسیه از نظر احمد کوپرلو چندان اهمیتی نداشت و گفت نیروی اسلام آنچنان قوی است که اتحاد روسیه لهستان برای مان کمترین اهمیتی ندارد.

دولت مشترک لهستان و لیتوانی در 1672 . این کشور با پادشاه جنگاورش ژان سوبیسکی تبدیل به کابوس امپراتوری عثمانی شد
دولت مشترک لهستان و لیتوانی در 1672 . این کشور با پادشاه جنگاورش ژان سوبیسکی تبدیل به کابوس امپراتوری عثمانی شد

اما احمد کوپرلو اشتباه کرده بود. ژان سوبیسکی به سرعت به اصلی ترین دشمن امپراتوری عثمانی بدل شد. در 11 نوامبر 1673 امپراتوری عثمانی در نبرد خاتین از ارتش لهستان شکست خورد و این شکست معاهده بوچاچ را عملا باطل کرد. در نهایت بعد از چند شکست متوالی عثمانی و لهستان درسال 1676 پیمان زورانو را با یکدیگر امضا کردند. این پیمان عملا حق حاکمیت عثمانی در اوکراین را از بین برد و چند روز بعد نیز احمد کوپرلو در نوامبر 1676 درگذشت.

ژان سوبیسکی معروف به شیرلهستان. او به رویاهای جاه طلبانه عثمانی در خاک اروپا پایان داد
ژان سوبیسکی معروف به شیرلهستان. او به رویاهای جاه طلبانه عثمانی در خاک اروپا پایان داد

در حالی که همه بزرگان عثمانی منتظر انتخاب برادر کوچکتر احمدکوپرلو به عنوان وزیر اعظم بودند سلطان محمد چهارم برای اولین بار از اختیارات سیاسی اش استفاده کرد و داماد و رفیق شکارش قره مصطفی را به عنوان وزیر اعظم انتخاب کرد. حضور قره مصطفی باردیگر باعث شروع روند انحطاط امپراتوری عثمانی شد.

وین همچنان تسخیر ناپذیر

قره مصطفی وزیر اعظم جدید شخصیتی بسیار فاسد و خشن بود. در حالی که اوضاع نظامی عثمانی چندان روبه راه نبود قره مصطفی به دنبال تدارک یک لشکر کشی جدید به سمت وین بود. وین برای بیش از دو قرن تبدیل به یک قلعه تسخیر ناپذیر برای عثمانی شده بود. قره مصطفی در حالی تدارک حمله به وین را فراهم می کرد که نه سلطان محمد چهارم و نه دیگر بزرگان کشور راضی به شروع این نبرد نبودند. در نهایت تا ماه مه 1683 قره مصطفی یک ارتش عظیم 250 هزار نفره تدارک دید و در 30 مارس راهپیمایی طولانی به سمت وین آغاز شد.

قره مصطفی رفیق و صدراعظم محمد چهارم. لشکرکشی او به وین یک فاجعه کامل بود
قره مصطفی رفیق و صدراعظم محمد چهارم. لشکرکشی او به وین یک فاجعه کامل بود

در طی مسیر بسیاری از شهرهای مجارستان که ظلم اتریشی ها خسته شده بودند درهای خود را به روی ارتش عثمانی گشودند. به دلیل همین اتفاقات کمتر کسی تصور می کرد یک فاجعه انتظار امپراتور عثمانی را بکشد. در آن زمان پادگان وین به فرماندهی ژنرال فون اشتارنبورگ تنها یازده هزار سرباز در اختیار داشت.لئوپولد از ترس وین را رها کرد و برای ژان سوبیسکی برای درخواست کمک نامه نوشت. قره مصطفی به طرز احمقانه ای تصمیم گرفت با محاصره و دادن گرسنگی وین را تسلیم کند اما این صبر چند ماهه او تنها فرصت کافی را برای ژان سوبیسکی پادشاه جدید و قدرتمند لهستان فراهم کرد. سوبیسکی بلافاصله از فرصت استفاده کرد ارتش سی هزار نفری خود را به وین رساند.

محاصره وین در 1683. شکوه و عظمت ارتش عثمانی درپای دیوارهای وین بارها درهم شکست
محاصره وین در 1683. شکوه و عظمت ارتش عثمانی درپای دیوارهای وین بارها درهم شکست

امپراتوری اتریش هم شارل لورن که ده سال پیش ارتش عثمانی را شکست داده بود با بیش ازپنجاه هزار سرباز به سمت وین فرستاد. این قوای مشترک در ماه سپتامبر خود را به وین رساندند.در ششم سپتامبر اهالی وین گلوله های منور قوای کمکی را بیرون ازشهر دیدند.ژان سوبیسکی در روز قبل از حمله به سمت مواضع عثمانی به سربازان خود گفت:وظیفه شما امروز نه فقط نجات یک شهر بلکه نجات دنیای مسیحیت است که وین قلب آن به شمار می رود. در 12 سپتامبر حمله قوای مشترک لهستان و اتریش به مواضع ارتش عثمانی آغاز شد. با وجود این دشمن قدرتمند قره مصطفی بشدت به پیروزی خود مطمئن بود. بلافاصله خطوط دفاعی ارتش عثمانی درهم شکسته شد ،سپاه عثمانی تارومارشد.

پرنس شارل لورن. او و ژان سوبیسکی ارتش عثمانی را پای دیوارهای وین تارومار کردند
پرنس شارل لورن. او و ژان سوبیسکی ارتش عثمانی را پای دیوارهای وین تارومار کردند

غنایم فراوانی شامل 300 توپ و 9 هزار ارابه مهمات به دست اروپاییان افتاد. دوازده پاشا و سردار ترک به قتل رسیدند.قره مصطفی از ناحیه چشم آسیب دید و به سختی توانست پرچم پیامبر و خزاین عثمانی را نجات دهد وفرار کند. در حدود ساعت 6 بعد ازظهر سوبیسکی که تمام مدت روز غذا نخورده بود به چادر مجلل قره مصطفی وارد شد و در آن غذا خورد. قره مصطفی در حال فرار به سمت عثمانی پاشا شهر بودای مجارستان که شاهد شکست مفتضحانه اش بود اعدام کرد.

بازگشت مفتضحانه ارتش عثمانی بعد از شکست از وین دردسرهای زیادی برای محمد چهارم ایجاد کرد
بازگشت مفتضحانه ارتش عثمانی بعد از شکست از وین دردسرهای زیادی برای محمد چهارم ایجاد کرد

این پاشا شوهرخواهر سلطان بود. قره مصطفی در ادرنه نزد سلطان رفت و خود را بی گناه جلوه داد.سلطان حرفهای او را باور کرد و بخشید. اما خواهر سلطان محمد و بیوه پاشا بودا به نزد سلطان رسید و حقایق شکست وحشتناک وین را برای سلطان محمد چهارم تعریف کرد. سلطان محمد علی رغم میل باطنی اش مجبور به صدور فرمان مرگ قره مصطفی شد و در 25 سپتامبر همان سال سراز بدنش جدا کرد.در سال 1683 هیچ کدام از دولتمردان عثمانی متوجه اهمیت شکست تاریخی وین نبودند.اما در نهایت شکست وین در سال 1683 به روند تهاجمی امپراتوری عثمانی در اروپا پایان داد و از سال های بعد عثمانی دربرابر کشورهای اروپایی در موضع دفاعی قرار گرفت.

امپراتوری عثمانی در 168 علی رغم شکست وین هنوزوسعت فراوانی داشت
امپراتوری عثمانی در 168 علی رغم شکست وین هنوزوسعت فراوانی داشت

شکل گیری اتحاد مقدس و آغازشکست های فراوان عثمانی
شکست ارتش عثمانی در محاصره وین برخلاف دفعات قبل برای این کشور بسیار هزینه برشد. بلافاصله بعد از شکست ارتش عثمانی پای دروازه های وین پاپ اینوسنت یازدهم از فرصت به دست آمده استفاده کرد. او به خوبی می دانست امپراتوری عثمانی مانند یک قرن پیش توان نظامی کافی برای جنگ با یک اتحاد اروپایی را ندارد. به همین خاطر بلافاصله اتحاد مقدس را با حضور چهار کشور امپراتوری مقدس روم، کشور مشترک لهستان و لیتوانی، امپراتوری روسیه و جمهوری ونیز تشکیل داد.نیروی دریایی ونیز با کمک شهسواران جزیره مالت به بوسنی ،آلبانی ویونان حمله کرد. بلافاصله آتن به دست ونیزی ها افتاد. ارتش اتریش و امپراتوری مقدس روم هم تحت فرماندهی پرنس شارل لورن ترکها را در کرواسی شکست داد و این ایالت بعد از 151 سال آزاد شد.

نماد اتحاد مقدس که به دست پاپ اینوسنت یازدهم ایجاد شده بود. این اتحادیه دردسرزیادی برای عثمانی ایجاد کرد
نماد اتحاد مقدس که به دست پاپ اینوسنت یازدهم ایجاد شده بود. این اتحادیه دردسرزیادی برای عثمانی ایجاد کرد

پرنس لورن قلعه بودا را هم بعد از 145 سال از عثمانی پس گرفت. سلطان محمد چهارم که بشدت از شکست های پی درپی هراسان شده بود زاده سیاوش کوپرلو پاشا برادر احمد کوپرلو را به عنوان وزیر اعظم برگزید. اما شکست در نبرد موهاچ آخرین میخ تابوت را بر سلطنت 41 ساله محمد چهارم وارد کرد.دومین نبرد موهاچ در 12 آگوست 1687 رخ داد. برخلاف نبرد اول موهاچ این بار یک فاجعه در انتظار امپراتوری عثمانی بود. فرماندهی ارتش امپراتوری مقدس روم و اتریش بازهم به عهده پرنس شارل لورن بود. او در یک نبرد قاطعانه شکست وحشتناکی را به نیروهای ساری سلیمان پاشا تحمیل کرد. تمام توپخانه عثمانی به همراه دومیلیون سکه دوکات طلا تنها بخشی از غنایم اروپایی ها بود. ساری سلیمان به سرعت به استانبول گریخت. یک سال بعد در 1688 بلگراد آزاد شد. لئوپولد امپراتور اتریش اعلام کرد اکنون وقت تسخیر قسطنطنیه فرا رسیده ، اما در کمال تعجب باز هم یک کشور اروپایی مانع از نابودی ترکها شد.

نبرد دوم موهاچ یک فاجعه تمام عیار برای سلطنت 41 ساله محمد چهارم بود
Ludwig Wilhelm und Karl von Lothringen in der Schlacht bei Mohács 1687. Gemälde von Wilhelm Camphausen, 19. Jahrhundert.

لویی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه بشدت به موفقیت های اتحاد مقدس و خاندان هاپسبورگ حسادت می کرد به همین خاطر بدون هیچ دلیلی به خاک اتریش حمله کرد و لئوپولد نتوانست از این فرصت استفاده کند. خبر شکست موهاچ باعث بروز یک انقلاب برضد محمد چهارم شد.زاده سیاوش کوپرلو سلطان محمد چهارم را راضی به استعفا کرد و او در 8 نوامبر همان سال بعد از 41 سال سلطنت کناره گیری کرد. سلطان محمد چهارم تا سال 1693 زنده بود و در نهایت در 6 ژانویه آن سال درگذشت.

سلیمان دوم بعد از اسارت چهل ساله در قفس به سلطنت رسید
سلیمان دوم بعد از اسارت چهل ساله در قفس به سلطنت رسید

سلیمان دوم سلطنت بعد از 40 سال اسارت

سلیمان برادر کوچکتر محمد چهارم بود که 40 سال را در اسارت قفس زندگی کرده بود. رسیدن او به مسند سلطنت باعث حیرت بزرگان و مردم عثمانی شد. سلیمان به خوبی می دانست خودش لیاقت اداره کشور و جنگ های خونین با اتریش را ندارد به همین خاطر فاضل مصطفی کوپرلو را به عنوان وزیر اعظم خود انتخاب کرد. فاضل مصطفی در جبران برخی از این شکست ها موفق بود. او در 8 ژوییه 1690 موفق به بازپس گیری برخی از مناطق از دست رفته شد.یکی از این مناطق شهر بلگراد بود. اما امپراتوری عثمانی بازهم دستخوش بحران شد. سلیمان دوم فردی بیمار بود و در نهایت در 22 ژوئن 1691 توسط برادرش احمد دوم از سلطنت برکنارشد.

فاضل مصطفی وزیر سلیمان دوم که اندکی اوضاع عثمانی را سروسامان بخشید
فاضل مصطفی وزیر سلیمان دوم که اندکی اوضاع عثمانی را سروسامان بخشید

شوربختی های احمد دوم

احمد دوم هم برادر سلیمان بود . او هم مصطفی کوپرلورا در سمت وزارت حفظ کرد و امیدوار بود پیروزی های او همچنان در اروپا ادامه دار باشد. اما از بخت بد امپراتوری عثمانی مصطفی کوپرلو در 19 آگوست 1691 در نبرد سالانکمن با اتحاد مقدس کشته شد.
نبرد سالانکمن یک فاجعه برای ارتش عثمانی بود چرا که بیست هزار سرباز این کشور به همراه مصطفی پاشا کوپرلو آخرین صدراعظم لایق این خاندان کشته شدند. کشته شدن وزیر اعظم لایق عثمانی منجر به ادامه شکست های فاجعه بار عثمانی در اروپا شد.

سلطان احمد دوم. نبرد سالانکمن در دوره او باعث کشته شدن مصطفی کوپرلو و رقم خوردن شکست های بعدی عثمانی شد
سلطان احمد دوم. نبرد سالانکمن در دوره او باعث کشته شدن مصطفی کوپرلو و رقم خوردن شکست های بعدی عثمانی شد

در نهایت احمد دوم هم بدون انجام کار مثبت دیگری در 6 فوریه 1695 در کاخش در ادرنه درگذشت.

مصطفی دوم شکست های اجدادش را تکمیل می کند

با مرگ احمد دوم بالاخره نوبت به سلطنت فرزندان محمد چهارم رسید. این بارنوبت مصطفی بود تا به امپراتوری عثمانی برسد. مصطفی 31 سال از عمرخود را در قفس سپری کرده بود اما با این وجود پیروزی های نسبی به دست آورد. پیروزهای مصطفی دوم در همان ماه نخست سلطنتش یعنی فوریه 1695 آغاز شد. نیروی دریایی عثمانی در چند نوبت نیروی دریایی ونیز را شکست داد و جزیره خیوس را پس گرفت.

سلطان مصطفی دوم. او تلاش کرد شکست های اجدادش را جبران کند اما موفق نبود
سلطان مصطفی دوم. او تلاش کرد شکست های اجدادش را جبران کند اما موفق نبود

مصطفی اصرار داشت خودش فرماندهی ارتش عثمانی را به عهده بگیرد که اتفاقا نتیجه بخش هم بود. در ماه ژوئن همان سال جنگ عثمانی و امپراتوری هاپسبورگ باردیگر آغازشد. ارتش عثمانی بعد از مدتها به پیروزی رسید و دردریا هم بار دیگر ونیزی ها شکست خوردند. در همان سال ارتش عثمانی شبه جزیره آزوف را هم محاصره کرد. در اوت 1696 ارتش اتریش در نبردهای بلاش و سنی شکست خورد. درحالی که به نظر می رسید ارتش عثمانی بازهم به روزهای خوب اش بازگشته اما نبرد زنتا همه معادلات اروپارا عوض کرد.

شکست عثمانی در نبرد زنتا منجر به امضای عهدنامه تحقیر آمیز کارلوویتس شد
شکست عثمانی در نبرد زنتا منجر به امضای عهدنامه تحقیر آمیز کارلوویتس شد

از نبرد زنتا تا معاهده کارلوویتس
نبرد زنتا در ژوئن 1697 در کنار رودخانه تیسا در خاک صربستان رخ داد. پیروزی های پی درپی عثمانی و هجوم این کشور به خاک روسیه باعث شد ارتش روسیه و بسیاری از کشورهای اروپایی برای شکست عثمانی با هم متحد شوند. در نبرد زنتا کشورهای روسیه،مجارستان ،کرواسی ،جمهوری ونیز، امپراتوری مقدس روم و تمام شورشیان بالکان در کنار یکدیگر و مقابل ارتش عثمانی قرار گرفتند. این بار نوبت پرنس اوژن دوساووا فرانسوی بود تا یک شکست سخت را برای ارتش عثمانی رقم بزند. پرنس دوساووا فرماندهی نیروهای مجارستان را به عهده داشت. سلطان مصطفی که خود فرماندهی ارتش عثمانی را به عهده داشت دستور ساخت پل بر روی رودخانه تیسا را صادر کرد. پرنس دوساووا منتظر ماند تا نیمی از قوای عثمانی از رودخانه عبور کنند آن وقت درحالی که توپخانه ارتش عثمانی در یک سوی دیگر پل باقی مانده بود حمله اش را آغاز کرد. نبرد زنتا یکی از قاطعانه ترین شکست های ارتش عثمانی را رقم زد. سلطان مصطفی دوم با درماندگی تنها توانست قتل عام بیش از سی هزار نفر از سربازانش را نگاه کند.

پرنس اووژن دوساووا . نبرد زنتا محل هنرنمایی این سردار نابغه بود
پرنس اووژن دوساووا . نبرد زنتا محل هنرنمایی این سردار نابغه بود

این شکست فجیع در حالی رقم خورد که ارتش متحدان اروپایی 40 هزار و ارتش عثمانی صد هزار سرباز در اختیار داشتند. در این نبرد محمد الماس پاشا وزیر اعظم به همراه چهار وزیر دیگر عثمانی کشته شدند. شکست زنتا یک نتیجه دیگر هم داشت و آن هم شکل گیری موازنه قدرت در اروپا بود. در واقع کشورهای اروپایی متوجه شدند تصرف استانبول و نابودی عثمانی تنها معادله قدرت را در این قاره برهم خواهد زد. به همین خاطر معاهده صلح کارلوویتس شکل گرفت. مفاد این معاهده به پیشنهاد انگلستان و هلند بود. گفت گوهای صلح در نوامبر 1698 درروستای کارلوویتس در کنار رود دانوب آغاز شد. این مذاکرات هفتاد دو روز طول کشید در نهایت پیمان صلح در 28 ژانویه 1699 امضا شد. مفاد عهدنامه کارلوویتس برای امپراتوری عثمانی بشدت تحقیر آمیز بود. براساس این پیمان عثمانی دو سوم خاک مجارستان را به اتریش واگذار کرد. و تمامی متصرفات خود در خود در حوالی شبه جزیره آزوف را به روسیه پس داد. ونیز بخش اعظم دالماسی و جزایر پلونز را تصرف کرد. ناحیه ترانسلیوانیا مستقل شد و قرار شد با فرماندار اتریشی اداره شود. لهستان نیز برخی مناطق مرزی خود را پس گرفت. معاهده کارلوویتس عملا امپراتوری اتریش را تبدیل به ابرقدرت اروپای مرکزی کرد.بعد از امضای این معاهده امپراتوری عثمانی در موضع دفاعی گرفت. این معاهده برای همیشه به ادعاهای ارضی عثمانی در این بخش از اروپا را پایان داد و باعث بروز نارضایتی شدید در عثمانی شد.

تغییرات ارضی امپراتوری عثمانی قبل(نقشه بالا) و بعد (نقشه پایین) معاهده کارلوویتس
تغییرات ارضی امپراتوری عثمانی قبل(نقشه بالا) و بعد (نقشه پایین) معاهده کارلوویتس

انقلاب مردم عثمانی برضد مصطفی
شکست در نبرد زنتا و امضای پیمان کارلوویتس باعث بروز خشم نفرت شدید ینی چری ها شد . آنها برای قرن ها به عنوان نیروی شکست ناپذیر در اروپا جنگیده بودند و تاب تحمل خفت شکست را نداشتند. سلطان مصطفی امور داخلی امپراتوری را در 1701 به شیخ فاضل افندی سپرد و خود به ادرنه رفت. اما سیاست های سخت گیرانه مالیاتی منجر به سرایت شورش به تمام طبقات عثمانی شد. در نهایت در سال 1703 شورش بزرگی در عثمانی آغازشد شیخ فاضل افندی کشته شد و مردم خانه های دولتمردان و ثروتمندان غارت کردند. جمعیت خشمگین به سمت ادرنه حرکت کردند. سلطان سعی کرد یک خط دفاعی تشکیل دهد اما تمام سربازانش به مردم شورشی پیوستند. در نهایت در 22 آگوست 1703 سلطان مصطفی دوم از سلطنت خلع شد و برادرش احمد سوم به سلطنت رسید.

سلطان احمد سوم . با شورش مردم برضد برادرش به سلطنت رسید
سلطان احمد سوم . با شورش مردم برضد برادرش به سلطنت رسید

احمد سوم سلطان گل لاله
با خلع مصطفی برادر سی ساله اش احمد سوم به سلطنت انتخاب شد و در 21 اوت 1703 به تخت سلطنت عثمانی تکیه زد. سلطان احمد سوم که به خوبی به قدرت ینی چری های شورشی واقف بود انتخاب وزیر اعظم امپراتوری را به آنها سپرد. دوره 28 ساله سلطنت احمد سوم سرشار از حرکات عجیب و غریب و افراط کاری های فوق العاده بود. سلطان احمد علاقه عجیبی به گل لاله داشت و به همین دلیل بیش از 1200 نوع پیاز گل لاله را از هلند برای تزیین باغ هایش به عثمانی وارد کرد. سلطان پارا فراتر از این هم گذاشت و حتی قوانینی برای خرید فروش گل لاله وضع کرد ، برطبق این قوانین هیچ کسی حق نداشت خارج از استانبول این گل را خرید و فروش کند و گرنه مجازات می شد.

قاره اروپا در سال 1700. درحالی که کشورهای اروپایی به سرعت در حال پیشرفت بودند عثمانی با سلاطینی مثل احمد سوم سرگرم پرورش گل لاله!! بود
قاره اروپا در سال 1700. درحالی که کشورهای اروپایی به سرعت در حال پیشرفت بودند عثمانی با سلاطینی مثل احمد سوم سرگرم پرورش گل لاله!! بود

ژان کلود فلاشه یک بازرگان فرانسوی که در آن سال ها به استانبول سفر کرده بود در مورد این ارزش گل لاله می گوید: ترک ها برای جان افراد ارزش کمتری از یک اسب یا گل لاله قائل هستند. زیرا وقتی یکی از سفیران خارجی پیاز گلی به عنوان هدیه به سلطان تقدیم کرد و آن پیاز تاپدید شد وزیر اعظم جارچی به کوچه های قسطنطنیه فرستاد و مژدگانی هنگفتی برای یابنده آن تعیین کرد. سلطان احمد مهمانی های پرخرج و باشکوهی به اسم جشن لاله برگزار می کرد و به همین دلیل در تاریخ عثمانی به سلطان گل لاله معروف شد.

از پیروزی مقابل پترکبیر تا پناه دادن پادشاه سوئد

آن سال های پرآشوب امپراتوری عثمانی دقیقا مصادف با قدرت گیری پتر کبیر در روسیه و سال های پایانی سلطنت شاه سلطان حسین صفوی بود. در سال 1709 شارل دوازدهم پادشاه قدرتمند اما شکست خورده سوئدی ها بعد از شکست در نبرد پلتاوا از پترکبیر به دربار عثمانی پناهنده شد. شارل بلافاصله دربار عثمانی را برای جنگ با روسیه تحریک کرد و در نهایت نبرد بین دو کشور از سال 1710 آغاز شد.

کارل دوازدهم پادشاه معروف سوئد. پناهنده شدن او به دربار عثمانی باعث شعله ور شدن جنگهای روسیه وعثمانی شد
کارل دوازدهم پادشاه معروف سوئد. پناهنده شدن او به دربار عثمانی باعث شعله ور شدن جنگهای روسیه وعثمانی شد

فرمانده ارتش عثمانی به عهده بالتاکی مهمت پاشا وزیر اعظم لایق امپراتوری بود. تا سال 1711 نبردهای متوالی ارتش های عثمانی و روسیه در حاشیه رودخانه پروت ادامه داشت. اگرچه مهمت پاشا در فرماندهی ارتش روسیه بسیار لایق بود اما اتفاقی که در 21 ژوییه 1721 رخ داد آینده سیاسی او و حتی کشور روسیه را رقم زد. در ادامه تعقیب و گریزهای نیروهای روسی و عثمانی وزیر اعظم با دویست هزار سرباز در حاشیه رودخانه پروت موفق به محاصره ارتش 38 هزار نفره پتر کبیر شد. در صورتی که مهمت پاشا به جنگ ادامه می داد قطعا سرنوشتی جز اسارت یا مرگ در انتظار امپراتوربزرگ روسیه نبود اما مهمت پاشا بنا به نقل قول برخی از مورخان از کاترین همسر و امپراتریس روسیه وارد مذاکره شد و جواهرات او را که دویست هزار روبل ارزش داشت به عنوان رشوه پذیرفت و مذاکرات صلح بین دو طرف آغازشد.

بالتاکی مهمت پاشا و کاترین همسرپترکبیرو ملکه روسیه. رشوه کاترین به مهمت پاشا جان پترکبیر را نجات داد
بالتاکی مهمت پاشا و کاترین همسرپترکبیرو ملکه روسیه. رشوه کاترین به مهمت پاشا جان پترکبیر را نجات داد

در نهایت در 1713 پیمان آدریانوپ بین روسیه و عثمانی امضا شد و برطبق آن شبه جزیره آزوف به عثمانی واگذارشد و تمام قلعه های نظامی روسیه در آن منطقه تخریب شد . همچنین دولت روسیه متعهد شد از دخالت در امور لهستان خودداری و مسیر امنی برای بازگشت شارل دوازدهم به سوئد ایجاد کند. اگرچه دستاوردهای این پیمان صلح و جنگ با روسیه برای سلطان احمد سوم قابل توجه بود اما مهمت پاشا به محض بازگشت به استانبول توسط رقبای سیاسی اش متهم به دریافت رشوه از ملکه کاترین همسر پتر شد و سلطان نیز او را برکنار و تبعید کرد و یک سال بعد نیز درگذشت.

آغازشکست های احمد

ارتش عثمانی بعد از پیروزی بر روسیه باردیگر روحیه خود را به دست آورده بود در سال 1715 با جمهوری ونیز و در 1716 با امپراتوری اتریش وارد جنگ شد. اوژن دوساووا فرمانده معروف جنگ های اروپا در نبرد پترواردین ارتش عثمانی را شکست داد که در نهایت منجر به امضای عهدنامه پاسارووتیس در 1718 شد. طبق این عهدنامه ارتش عثمانی به طور کامل مجارستان را تخلیه کرد و مناطق والاشیا،بلگراد نصیب اتریشی ها شد و آلبانی و سواحل دالماسی نیز به جمهوری ونیز رسید.

امپراتوری عثمانی بعد از شکست در نبرد پتراواردین و امضای معاهده پاساروویتس
امپراتوری عثمانی بعد از شکست در نبرد پتراواردین و امضای معاهده پاساروویتس

امپراتوری عثمانی در کمین ایران پاره پاره
شکست های متوالی در قاره اروپا و افراط کاری های عجیب و غریب سلطان احمد بار دیگر باعث بروز نارضایتی در عثمانی شد. در 1722 شاه سلطان حسین پادشاه نالایق صفوی تاج و تخت ایران را به محمود افغان رییس طایفه شورشی غلجه زایی تسلیم کرد. دولت عثمانی علی رغم اینکه برای قرن ها دشمن پادشاهان صفوی بود به بهانه کمک به پادشاه برکنار شده صفوی بار دیگر به ایران حمله کرد. همزمان دولت روسیه هم به برای تصرف مناطق ایالات شمالی به ایران حمله کرد.

شاه سلطان حسین صفوی . او چیزی از سلاطین دیوانه عثمانی کم نداشت و تاج و تخت را تسلیم محمود افغان کرد
شاه سلطان حسین صفوی . او چیزی از سلاطین دیوانه عثمانی کم نداشت و تاج و تخت را تسلیم محمود افغان کرد

دو کشور برای تقسیم مناطق اشغالی دچار اختلافاتی شدند و در نهایت در ژوئن 1724 با وساطت دولت وقت فرانسه پیمان استانبول بین دو طرف امضا شد، که برطبق آن تمامی سرزمین های حاشیه دریای کاسپین نصیب روسیه میشد و تمام نواحی غرب ایران به همراه کرمانشاه و همدان نصیب عثمانی شد. تنها شهراردبیل به حرمت مقبره پادشاهان صفوی برای شاه تهماسب دوم باقی ماند. تسلط عثمانی ها بر مناطق غربی ایران چندان راحت صورت نگرفت و در ایالات آذربایجان وهمدان مقاومت خونینی مقابل عثمانی شکل گرفت. در شهر همدان ارتش عثمانی بعد از تلفات فراوان موفق به تسلط شد. در پادگان خوی به فرماندهی شهباز خان با سه هزار سرباز تا آخرین نفر دربرابر ارتش عثمانی مقاومت کردند. بعد از خوی نوبت به سرکوب قیام مردم تبریز رسید. 25 هزار سرباز ترک به فرماندهی عبدالله کوپرلو پاشا تبریز را محاصره کردند. 4 هزار سرباز ترک که با شکافتن حصار شهر وارد تبریز شده بودند تا آخرین نفر به دست مردم تبریز کشته شدند. مقاومت تبریزی ها آنقدر شدید بود که عبدالله کوپرلو بلافاصله عقب نشینی کرد. او سال بعد با 70 هزار سرباز باردیگر تبریز را محاصره کرد و این بار موفق به تصرف این شهر شد و هزاران نفر از مردم شهر را از دم تیغ گذارند.

محمود از طایفه غلجه زایی. شورش او موجب انقراض صفویه و هجوم مصیبت بار عثمانی و روسیه به ایران شد
محمود از طایفه غلجه زایی. شورش او موجب انقراض صفویه و هجوم مصیبت بار عثمانی و روسیه به ایران شد

شکست ارتش عثمانی از افغان ها

در اوایل سال1724 اشرف افغان پسر عموی محمود به با کشتن او جای او را به عنوان حاکم جدید ایران گرفت. اشرف در برابر ارتش عثمانی سیاست متفاوتی را پیش گرفت. او به محض جلوس به سلطنت سفیری را به دربار سلطان احمد سوم به استانبول فرستاد و خواستار به رسمیت شناخته شدن حکومتش بود. اما دولت عثمانی به دلیل قراردادی که با روسها داشت نمی توانست حکومت اشرف را بپذیرد. دولت عثمانی تصور می کرد به دلیل اینکه افغان های مسلط بر ایران مانند خودشان پیرو مذهب تسنن هستند با حاکمیت عثمانی بر غرب ایران هیچ مشکلی نخواهند داشت. اما عبدالعزیز خان سفیر اشرف در استانبول به سلطان احمد سوم گفت اشرف به هیچ وجه نه تنها حتی یک وجب از خاک ایران را تسلیم عثمانی نخواهد کرد بلکه خواهان بازگشت مناطق اشغال شده توسط عثمانی هم هست. این اختلافات منجر به وارد شدن مفتی های مذهبی عثمانی به این معرکه شد و آنها فتوا دادند که اشرف افغان مجبور به پیروی از سلطان عثمانی به عنوان خلیفه مسلمین است. همین اختلافات آتش جنگ بین دو طرف را شعله ور کرد. در 1726 جنگ بین ارتش عثمانی و نیروهای اشرف افغان آغازشد. اشرف در این جنگ با زیرکی از حربه اشتراک مذهبی استفاده کرد و با فرستادن روحانیون به اردوی عثمانی و گفتن اینکه نباید آنها با هم کشیان افغان خود بجنگند عملا وزنه برتری را به سود خود تغییر داد. در نهایت قسمت اعظم ارتش نیروهای احمد پاشا به اردوی اشرف پیوستند و عثمانی در این نبرد عجیب و غریب شکست خورد. بعد از این شکست دولت عثمانی طبق یک معاهده اشرف افغان را به عنوان پادشاه ایران به رسمیت شناخت. اشرف نیز به منظور راضی کردن سلطان احمد سوم علاوه بر مناطق اشغالی مناطق خوزستان،زنجان،سلطانیه و حتی تهران را به دولت عثمانی واگذار کرد.

کشتی های روسی در دریای کاسپین. با سقوط صفویه ارتش روسیه برای اولین بار مناطقی از ایران را اشغال کرد
کشتی های روسی در دریای کاسپین. با سقوط صفویه ارتش روسیه برای اولین بار مناطقی از ایران را اشغال کرد

ظهور نادرشاه قهرمان ملی ایران

با امضای معاهده صلح بین اشرف افغان و دولت عثمانی عملا نیمی از ایران به اشغال امپراتوری عثمانی درآمده بود و این بهترین خبر برای سلطان احمد سوم بود. اما روزهای خوش دولت عثمانی رو به پایان بود. با ظهور نادرقلی بیگ سردار شایسته شاه تهماسب دوم (بعد از قتل شاه سلطان حسین در 7 فوریه 1725 به دست اشرف پسر او تهماسب دوم خود را پادشاه ایران خواند) که بعدها به عنوان نادرشاه افشار معروف شد کابوس تمامی متجاوزان به خاک ایران آغازشد. نادرقلی بیگ مرحله به مرحله شهرهای ایران را از دست متجاوزان افغان آزاد کرد. نادر از سال 1726 به عنوان فرمانده ارتش تهماسب دوم ابتدا کل ایالت خراسان را آزاد کرد.

شاه تهماسب دوم. نادرقلی میرزا برای اولین بار در لشکر او به مقام و منصب رسید و در نهایت فرمانده کل ارتش شد
شاه تهماسب دوم. نادرقلی میرزا برای اولین بار در لشکر او به مقام و منصب رسید و در نهایت فرمانده کل ارتش شد

در 29 سپتامبر 1729 نادر در نبرد مهماندوست در حالی که تنها 25 هزار سرباز داشت ارتش 50 هزار نفری اشرف افغان را شکست داد. اشرف بلافاصله بعد از شکست مهماندوست از سلطان احمد سوم تقاضای پشتیبانی وفرستادن قوای کمکی کرد. دولت عثمانی 250 توپ و صدها تفنگ چی برای پشتیبانی از اشرف افغان به اصفهان فرستاد. در 13 نوامبر نبرد مورچه خورت در نزدیکی اصفهان بین قوای ایرانیان به فرماندهی نادر و اشرف افغان آغازشد. بازهم علی رغم نفرات و تجهیزات برتر افغان ها شکست خوردند. صدها سرباز ترک عثمانی اسیر نیروهای ایرانی شدند که نادر با خوش رفتاری همه آنها را آزاد کرد و به خانه فرستاد. با پیروزی در نبرد مورچه خورت اصفهان پایتخت ایران آزاد شد. نادر تا حد امکان اشرف افغان و سربازان فراری اش را در خاک ایران تعقیب کرد و از خاک ایران بیرون راند. سرانجام اشرف افغان در منطقه بلوچستان در سال 1730 به دست یکی از سرداران نادر کشته شد و غائله شورش افغان ها در ایران به پایان رسید.

نبرد مورچه خورت. ارتش عثمانی در این جنگ به طور مستقیم به افغان ها کمک نظامی کرد
نبرد مورچه خورت. ارتش عثمانی در این جنگ به طور مستقیم به افغان ها کمک نظامی کرد

آغاز جنگ های ایران عثمانی

با بیرون راندن افغان ها و بازگشت شاه تهماسب دوم به اصفهان جنگ های نادربرای بیرون راندن نیروهای عثمانی و روسیه از ایران آغازشد. نادر به سرعت نواحی جنوب غربی ایران مانند شوشتر،دزفول و حتی خرم آباد را ازآزاد کرد. او به سرعت خود را برای بیرون راندن ارتش عثمانی از خاک ایران آماده کرد. اهالی آذربایجان و همدان به منظور دادخواهی نزد نادرقلی بیگ که حالا لقب تهماسب قلی بیگ داشت آمدند و خواستار بیرون راندن عثمانی هاشدند. نادر بلافاصله نهاوند را تصرف کرد و به شهر همدان لشکر کشید. در سال 1730 عبدالرحمن پاشا حاکم ترک همدان به سرعت شهر را تخلیه کرد و به سنندج گریخت. نادر کرمانشاه را از عثمانی پس گرفت و در 12 آگوست 1730 وارد شهر تبریز شد.

نادرشاه. ظهور او در ایران کلکسیون شکست های سلطان احمد سوم و امپراتوری عثمانی را تکمیل کرد
نادرشاه. ظهور او در ایران کلکسیون شکست های سلطان احمد سوم و امپراتوری عثمانی را تکمیل کرد

به محض ورود به تبریز خبر شورش قوم ابدالی ها در شهر هرات به گوش نادر رسید. او ناچارا جنگ با عثمانی ها را رها کرد و به شرق کشور لشکر کشید. در حالی که نادر در شرق ایران مشغول سرکوبی شورش ها بود شاه تهماسب دوم برای اینکه خودی نشان دهد با نیروهای عثمانی وارد جنگ شد. او بلافاصله به یک ارتش هجده هزار نفره به تبریز رفت و از آنجا برای محاصره ایروان لشکر کشید. این محاصره ناکام ماند و شاه صفوی به سلطانیه بازگشت. ارتش ایران در نزدیکی همدان با لشکر عثمانی به فرماندهی احمدپاشا مواجه شد و شکست خورد. توپخانه ایران به دست عثمانی افتاد و شاه صفوی سرافکنده به اصفهان بازگشت. عثمانی ها که بار دیگر جسارت پیدا کرده بودند تا ابهر پیشروی کردند. عثمانی ها از سرگرمی نادر در شرق نهایت استفاده را بردند و یک معاهده صلح با شاه تهماسب امضا کردند که برطبق آن تمامی ولایات قفقاز به عثمانی واگذارشد و کرمانشاه نیز به عنوان خرج سفره! به احمد پاشا رسید. همزمان روسها هم قرار داد دیگری بستند که تمامی ایالات جنوبی دریای کاسپین به آنها می رسید.

شورش پاترونا خلیل و خلع سلطان احمد سوم

در حالی که ارتش عثمانی در خاک ایران مدام در حال پیشروی و عقب نشینی بود شورشی در شهر استانبول به رهبری پاترونا خلیل که یک دلاک حمام آلبانیایی بود، برضد احمد سوم آغازشد. در نهایت این شورش مهمت پاشا داماد و وزیر اعظم سلطان کشته شد و سلطان احمد سوم هم در 1 اکتبر 1730 از سلطنت خلع شد. شورشیان سلطان محمود یکم را برادر زاده احمد را به جای او به تخت سلطنت نشاندند.

پاترونا خلیل دلاک آلبانیایی . شورش او موجب سرنگونی سلطان احمد سوم شد
پاترونا خلیل دلاک آلبانیایی . شورش او موجب سرنگونی سلطان احمد سوم شد

علی رغم اینکه سلطان محمود اول با شورش پاترونا خلیل به قدرت رسیده بود اما یک سال بعد فرمان کشتار پاترونا خلیل و هفت هزار نفر از شورشیان را صادر کرد. بیشتر دوران سلطنت محمود به جنگ با ایران دوره نادرشاه،روسیه و اتریش گذشت.در جنگ با ایران سلطان محمد شاه امپراتور وقت سلسله مغولان هند متحد دولت عثمانی بود. محمود در جنگ با روسیه نسبتا موفق بود و موفق به تسخیر برخی از مناطق شد.

سلطان محمود اول او یک سال بعد ازرسیدن به قدرت تمامی شورشیان را قتل عام کرد
سلطان محمود اول او یک سال بعد ازرسیدن به قدرت تمامی شورشیان را قتل عام کرد

آغازجنگ های ایران و عثمانی این بار با هدایت نادرشاه
بعداز شکست مفتضحانه شاه تهماسب دوم از عثمانی و واگذاری غرب و شمال ایران به عثمانی و روسیه نادر بلافاصله خود را به اصفهان رساند. او در 4 سپتامبر 1732 با تایید بزرگان کشور تهماسب دوم را از سلطنت برکنار کرد و پسر هشت ماهه او شاه عباس سوم را به تخت نشاند و خودش با عنوان نایب السلطنه عملا همه کاره ایران شد. نادر برای جبران شکست های قبلی از عثمانی بلافاصله به سمت کرکوک رفت و از آنجا به سمت بغداد لشکر کشید و این شهر را محاصره کرد. احمد پاشا حاکم وقت بغداد ماه ها مقاومت کرد. در نهایت سلطان محمود توپال پاشا فرمانده کارآزموده خود را با صد هزار نفر برای رفع محاصره بغداد فرستاد. ارتش ایران شکست خورد. علی رغم شکست سخت نادر با سرعتی حیرت آور تجدید قوا کرد و هزاران سرباز جدید را جمع آوری کرد. او بلافاصله به عراق بازگشت وقوای بیست هزار نفره عثمانی را در کنار رودخانه دیاله شکست داد. شکست دادن عثمانی برای نادر آنقدر مهم بود که با وجود شنیدن خبر شورش خان محمد بلوچ حاضر به بازگشت به ایران نشد. ارتش ایران باردیگر به سمت کرکوک رفت و این بار نیروهای عثمان پاشا را شکست داد.

نبرد کرکوک سرآغاز شکست های ارتش عثمانی از ارتش نادرشاه بود
نبرد کرکوک سرآغاز شکست های ارتش عثمانی از ارتش نادرشاه بود

علی رغم این پیروزی نادر دوباره به سمت دیاله عقب نشینی کرد. قرار بود سربازان کمکی از خراسان،کرمانشاه و کرمان به کمک ارتش ایران بیایند. اما توپال پاشا تصور کرد نادربه دلیل ضعف عقب نشینی کرده و به سمت محل تجمع ارتش ایران حرکت کرد. در اکتبر 1733 جنگ باردیگرآغاز شد این بار پیروزی با ایرانی ها بود . توپال پاشا در حین نبرد کشته شد و سربازان ایرانی سر او را به نشانه پیروزی بریدند. نادر از این ماجرا بشدت عصبانی شد و جنازه توپال پاشا را با احترام به عثمانی بازگرداند.

خشم نادرعثمانی را می سوزاند

شکست سنگین ارتش عثمانی و کشته شدن توپال پاشا باعث بروز یک آتش بس موقت بین دو کشور شد. دولت محمود اول سفیری را به منظور امضای پیمان صلح به ایران فرستاد اما همزمان عبدالله کوپرلو پاشا با یک ارتش هشتاد هزار نفره آماده حرکت به سمت ایران شد. نادر بلافاصله متوجه نیرنگ و فریب دولت عثمانی شد. به همین خاطر به سرعت به سمت عثمانی حرکت کرد. ارتش ایران در 24 آگوست 1734 از رودخانه کورا عبور کرد و به سرعت مناطق شیروان و داغستان را تصرف کرد. قوای مشترک تاتارو عثمانی از نیروهای طهماسب خان جلایر شکست خوردند و به سمت گنجه فرار کردند. نادر بلافاصله گنجه و ایروان را محاصره کرد. در این حین قوای هشتاد هزار نفره عبدالله پاشا در قصبه آخی کندی به نیروهای ایرانی رسید و نبرد مراد تپه در 18 ژوئن 1735 آغازشد. قبل از آغاز این نبرد دولت روسیه با ایران برضد عثمانی متحد شده بود و برخی از مهندسین روسی در ارتش ایران حضور داشتند. تعداد نیروهای نادر در بهترین حالت 40 هزار بیشتر نبود.

طرح گرافیکی از نبرد مراد تپه. عثمانی قرمز و نیروهای نادر به رنگ آبی. این طرح به خوبی نبوغ نادرشاه را نشان می دهد
طرح گرافیکی از نبرد مراد تپه. عثمانی قرمز و نیروهای نادر به رنگ آبی. این طرح به خوبی نبوغ نادرشاه را نشان می دهد

عبدالله کوپرلو با توجه به برتری عددی اش به سرعت فرمان حمله را صادر کرد اما نادر با یک مانور ماهرانه بخشی از توپخانه عثمانی را تصرف کرد. در نهایت شکست ارتش عثمانی کامل بود. سواره نظام عثمانی به طور کامل از بین رفت. و عبدالله کوپرلو و مصطفی پاشا داماد سلطان محمود کشته شدند. بیش از 50 هزار نفر از سربازان عثمانی در این جنگ کشته شدند. به محض اینکه خبر این شکست به عثمانی رسید سلطان علی پاشا حکیم صدراعظم وقت را برکنار کرد.
جنگ روسیه و عثمانی
دولت عثمانی بعد از شکست سنگین از ایران و برای جبران این شکست به سلطان کریمه که متحد این کشور بود خواست به داغستان و شیروان حمله کند. از آنجا که خان کریمه می بایست از خاک روسیه عبور می کرد جنگ بین روسیه و عثمانی آغاز شد. روسیه بلافاصله از نادر تقاضای کمک کرد. علی رغم کمک های لجستیکی روسها در جنگ کمک خود را منوط به تخلیه سواحل دریای کاسپین کرد. روسها بلافاصله پذیرفتند و تمامی مناطق اشغالی را تخلیه کردند. همزمان دولت روسیه ژنرال لئونتف را با بیست هزار سرباز برای غارت کریمه به این منطقه فرستاد. این واکنش باعث وحشت سلطان عثمانی شد. دولت عثمانی که توان جنگ همزمان با ایران و روسیه نداشت بلافاصله به ایران پیشنهاد صلح داددر نهایت در سال 1736 معاهده ارزروم بین دو طرف امضا شد و تمامی شهرهای اشغالی به ایران بازگشت.

خانات کریمه. شعله ور شدن جنگ روسیه و عثمانی باعث شد تا نادر تمامی مناطق اشغالی ایران را از روسها پس بگیرد
خانات کریمه. شعله ور شدن جنگ روسیه و عثمانی باعث شد تا نادر تمامی مناطق اشغالی ایران را از روسها پس بگیرد

روابط ایران و عثمانی بعد از آغاز سلطنت نادرشاه
نادرشاه در 8 مارس 1736 با تایید بزرگان وقت ایران در شورای دشت مغان به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تاجگذاری کرد. بعد از انتخاب نادر به عنوان پادشاه جدید ایران نادرشاه سه سفیر به دربار عثمانی فرستاد. مذاکره برسر مسائل دینی و مذهبی بود. دولت عثمانی پیشنهاد داد حجاج ایرانی برای رفتن به مراسم حج به جای مسیر شام از مسیر عراق استفاده کنند. دولت عثمانی هزینه مرمت مسیر و تامین تمام مایحتاج این حجاج را پذیرفت. اما دولت عثمانی مذهب شیعه را به عنوان یکی از مذاهب اسلام نپذیرفت. با وجود این اختلاف نادر ترجیح داد آتش اختلافات را شعله ور نکند و به دلیل اینکه قصد حمله به هند را داشت تمامی شرایط راپذیرفت.

آغاز دوباره جنگ های ایران و عثمانی

اختلافات مذهبی در مذاکرات بین دو کشور کماکان حل نشده باقی مانده بود. اما به دلیل حمله نادرشاه در فوریه 1739 به هند جنگ بین دو کشور به تعویق افتاد.دولت عثمانی هم به دلیل درگیری های که در خاک اروپا داشت نتوانست اقدام جدی انجام دهد. اما در نهایت در از سال 1742 آتش اختلافات دو کشور بار دیگر شعله ور شد. دولت عثمانی شروع به بهانه جویی کرد و تمام نمایندگان ایرانی که برای نظارت برمراسم حج به عربستان رفته بودند دستگیر و شکنجه کرد. نادرشاه که از قدرت خود مطمئن بود یک نامه تهدید آمیز برای سلطان محمود نوشت. او در این نامه گفت تمامی مناطق عراق عرب و دیاربکر متعلق به ایران بوده که به دلیل ضعف شاه صفی طبق عهدنامه زهاب در سال 1639 از ایران جداگشته، و اینک مرزهای ایران می بایست به حدود حقیقی خود بازگردد و پنج ایالت بین النهرین به ایران بازگردانده شود. نادر بلافاصله از طریق سنندج پیشروی به سوی خاک عثمانی را آغاز کرد. او برای احمد پاشا نامه نوشت و خواستار تحویل بغداد شد که او مخالفت کرد. نادر بلافاصله گروهی از ارتش خود را مامور اشغال سامرا،نجف،کربلا کرد و بخشی دیگر را برای تصرف بصره فرستاد. نادرشاه به سرعت کرکوک را تصرف کرد. به موصل رسید. شهر موصل زیر آتش توپخانه ایران تسلیم شد.
در اوایل 1745 محمد پاشا و یکن پاشا با قوای بیش از دویست هزار نفر به سمت ایران حرکت کردند. در 9 آگوست 1745 دو طرف بار دیگر در مراد تپه رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. نادر ارتش 150 هزار نفره یکن پاشا را محاصره کرد. خبر فتح موصول در این حین به نادرشاه رسید. از بخت بد دولت عثمانی یکن پاشا در طول محاصره مرد و زمام ارتش عثمانی از هم گسیخته شد. توپخانه ارتش عثمانی به همراه 5 هزار اسیر به دست نادرشاه افتاد. نادرشاه در 22 ژانویه 1747 میرزا مهدی خان استرآبادی را برای امضای معاهده صلح به استانبول فرستاد. برطبق این معاهده دولت ایران پذیرفت که مرزهای دو کشور در حدود همان عهدنامه زهاب دوره شاه صفی باقی بماند و دولت عثمانی نیز قول داد از آزاراذیت زائران ایرانی خود داری کند.
دولت ایران به دلایل مختلفی نتوانست از پیروزهای خود استفاده کند. اخبار شورش های داخلی و حتی خبر حیرت انگیز احتمال حمله منگوخان امپراتور چین به ایران نادرشاه را مجبور کرد به ایران بازگردد. به همین دلیل نادرشاه مجبور به دادن امتیازات نسبی به دولت عثمانی شد.
در نهایت با کشته شدن نادر شاه در 18 ژوئن 1747 و مرگ سلطان محمود اول در دسامبر 1754 این بخش تاریخ ایران و عثمانی به پایان رسید.

عثمان سوم فاجعه ای دیگر بر تخت امپراتوری

بعد از مرگ محمود اول برادر کوچکترش عثمان سوم به سلطنت رسید. سلطان 54 ساله بخش اعظم عمر خود را در قفس گذارنده بود. بهترین تفریح او غذا خوردن بود مدام برای خوردن غذاهای مختلف با لباس مبدل از کاخ خارج می شد. عثمان از موسیقی متنفر بود و دستور اخراج تمام موسیقی دانان را از دربار صادر کرد. همچنین عثمان سوم از غیرمسلمانان نیز متنفر بود و اقلیت های مذهبی در دوره کوتاه او دچار دردسر شدند. در نخستین سال سلطنت عثمان یک زلزله مهیب بخش های زیادی از شهر استانبول را ویران کرد.

عثمان سوم یکی از سلاطین فاجعه آمیز عثمانی. تنها سرگرمی او غذا خوردن بود
عثمان سوم یکی از سلاطین فاجعه آمیز عثمانی. تنها سرگرمی او غذا خوردن بود

بوکارتو جهانگرد معروف ایتالیایی که در آن زمان به استانبول سفر کرده درباره این شهر می گوید: تا شخصی به چشم خودش نبیند باور نمی کند افراد بشر در چنین کثافتی زندگی می کنند. یک روز صبح من یک هرم از سرهای بریده انسان را در سمت چپ دروازه باب همایون دیدم که مو برتنم راست کرد. سلطنت عثمان سوم تنها دو سال طول کشید و در سال 1757 درگذشت.

کورسوی امیدی به نام مصطفی سوم

بعد از مرگ عثمان پسرعموی او مصطفی سوم در سن 40 سالگی به سلطنت رسید. مصطفی نسبت به پیشنیان خود امپراتور بسیار بهتری محسوب می شد. او به سرعت شروع به بازسازی شهر استانبول کرد و ساختمان های فراوانی در این شهر ساخت. همچنین نظام مالیاتی امپراتوری عثمانی را اصلاح کرد. مصطفی سوم به خوبی متوجه ضعف مفرط ارتش عثمانی در جنگ های گذشته شده بود.

سلطان مصطفی سوم. او بسیاری از ساختمان های استانبول را بازسازی و شروع به نوسازی ارتش عثمانی کرد
سلطان مصطفی سوم. او بسیاری از ساختمان های استانبول را بازسازی و شروع به نوسازی ارتش عثمانی کرد

به همین خاطر درسال 1761 با فردریک دوم امپراتور قدرت نوظهور اروپا یعنی پروس پیمان همکاری امضا کرد. او قصد داشت با پروس برضد اتریش متحد شود. همچنین برای اولین بار افسران ارتش را برای آموزش علوم جدید نظامی به برلین فرستاد و قصد داشت با کمک پروس ارتش عثمانی را مدرن کند. همچنین در سال 1763 برای اولین بار دو کشور سفیر مبادله کردند. این سرآغاز روبطی بود که تاشکل گیری امپراتوری آلمان و جنگ جهانی اول بین عثمانی و آلمان ها وجود داشت.

فردریک دوم امپراتور پروس. در دوره او روابط نظامی وسیاسی بین عثمانی و پروس آغاز شد
فردریک دوم امپراتور پروس. در دوره او روابط نظامی وسیاسی بین عثمانی و پروس آغاز شد

جنگ مصیبت بار با روسیه

علی رغم تلاش های مصطفی سوم اوضاع عثمانی در اروپا چندان خوب نبود. در 1761 دولت بلغارستان اعلام استقلال کرد و همزمان به به قدرت رسیدن کاترین کبیر در روسیه نفوذ این کشور در کشورهای همسایه خصوصا لهستان چند برابر شد. دولت عثمانی از دخالت مستقیم روسیه در لهستان خشمگین شد و در سال 1768 به پشتیبانی فرانسه از دولت روسیه خواست خاک لهستان را ترک کند.

آغاز جنگ
راغب پاشا صدراعظم وقت عثمانی بشدت مخالف آغاز جنگ با روسیه تزاری بود. اما مصطفی سوم تصور می کرد روسها توان مقابله با ارتش او را نخواهند داشت. به همین خاطر صدراعظم در 1768 استعفا داد. ارتش عثمانی با کمک افسران فرانسوی بخشی از توپخانه خود را بازسازی کرده بود. کاترین بلافاصله به تحرکات عثمانی واکنش نشان داد و با یونانیان برضد عثمانی متحد شد. همچنین ارتش روسیه یک رشته عملیات ایذایی در منطقه قفقاز را آغاز کرد. آلکسی ارولوف یکی از ژنرال های زبده کاترین در 24 ژوئن 1770 نیروی دریایی عثمانی در دریای سیاه را در منطقه چیو نابود کرد

آتش گرفتن ناوگان عثمانی در چیو در سال 1770
آتش گرفتن ناوگان عثمانی در چیو در سال 1770

مصطفی سوم بلافاصله دستور جمع آوری و اعزام ارتش عثمانی را صادر کرد. تدارکات ارتش عثمانی بشدت مفصل بود تا حدی که هر کدام از سرداران پنجاه شتر اثاثیه شخصی خود را به همراه داشتند. این تدارکات عجیب و غریب باعث کند شدن ارتش عثمانی شد. کاترین به رویارویی مستقیم با عثمانی اکتفا نکرد و علی بیگ کبیر حاکم مملوک مصر که آن زمان تابعه عثمانی بود به شورش برضد سلطان عثمانی تحریک کرد. علی بیگ با پشتیبانی نیروی دریایی روسیه به سمت سوریه و لبنان لشکر کشید و حتی کشتی های روسی دست به بمباران گسترده بیروت هم زدند. او در سال 1771 استقلال مصر را اعلام کرد و حتی شهرهای مکه و مدینه را هم به تصرف خود در آورد در نهایت دولت عثمانی در سال 1773 به سختی مجبور به سرکوب او شد.

علی بیگ کبیر. شورش او در مصر با پشتیبانی روسها دردسر زیادی برای عثمانی درست کرد
علی بیگ کبیر. شورش او در مصر با پشتیبانی روسها دردسر زیادی برای عثمانی درست کرد

پیروزی های ابتدایی روسیه برضد عثمانی کشورهای اروپایی را وحشت زده کرد. سه کشور انگلستان،اتریش و پروس از روسیه خواستند بلافاصله جنگ را متوقف کند. اتریش بلافاصله حضور نظامی خود را در مرزهای عثمانی تقویت کرد و حتی به این کشور پیشنهاد اتحاد برضد روسیه را داد. کاترین از ترس ایجاد یک اتحادیه اروپایی برضد روسیه شروع مذاکرات صلح را پذیرفت. طبق مذاکرات مخفیانه روسیه و پروس قرار بود لهستان در اشغال روسیه باقی بماند اما اتریش این موضوع را نپذیرفت. مذاکرات صلح روسیه و عثمانی در 30 مه 1772 آغاز شد. آتش بس موقت تا مارس 1773 ادامه داشت . هر دو کشور دلایل خود را برای آتش بس داشتند. روسیه از قدرت گیری گوستاو سوم پادشاه جدید سوئد هراسان بود و دولت عثمانی هم باشورش علی کبیر در مصر و شام مواجه شده بود.

پرنس پوتمکین سردار محبوب کاترین کبیر نقش زیادی در پیروزی روسیه بر عثمانی داشت
پرنس پوتمکین سردار محبوب کاترین کبیر نقش زیادی در پیروزی روسیه بر عثمانی داشت

مرگ سلطان مصطفی

در شرایطی که امپراتوری عثمانی در شرایط نابسامانی به سر می برد سلطان مصطفی سوم در 24 دسامبر 1773 در سن 54 سالگی دچار حمله قلبی شد و در گذشت. با مرگ مصطفی امپراتوری رو به اضمحلال عثمانی با انبوهی از مشکلات به عبدالحمید اول برادر مصطفی رسید.

ادامه دارد

تهیه و گرد آوری :زهراصادقیان

منابع

فرمانروایان خلیج شاخ زرین نوشته نوئل باربر

تاریخ تمدن ویل دورانت

شاه عباس کبیر مرد هزار چهره نوشته احمد پناهی سمنانی

نادرشاه بازتاب فاجعه و حماسه ملی نوشته احمد پناهی سمنانی

پادشاهان سرخ ،تراژدی رومانف ها نوشته میشل دوسن پیر

0%

امتیاز کاربران: 3.62 ( 30 رای)
برچسب ها

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن