گردآوری و ترجمه: کسری بزرگمهر

نیروی دریایی روسیه به عنوان دومین(یا سومین) نیروی دریایی توامند جهان بازوی دریایی ارتش فدراسیون روسیه است که در هر جا که نیاز باشد ایفای نقش میکند این نیرو در دوره زمامداری پتر یکم ایجاد شد و تا به امروز تحت عناوین مختلف فعال بوده است. دوره اوج این نیرو در اواخر جنگ سرد بود. امروزه نیز این نیرو از مهم ترین بخش های قدرت سخت فدراسیون روسیه محسوب می شود. در آخرین نمونه، مداخله این نیرو در جنگ سوریه به نفع دولت بشار اسد است. این نیرو مشکلاتی نیز دارد از جمله نداشتن شناور کافی در کلاس های سنگین، و کهنگی ناوگان در خدمت، هر چند از زمانی که پوتین امورات کرملین را بدست گرفت این نیرو پیشرفت هایی نیز داشته است اما همچنان در نبرد های اوقیانوسی در برابر نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا حرفی برای گفتن نداشته و حتی برخی آن را پایین تر از نیروی دریایی چین میدانند. مهم ترین مشکل این نیرو بودجه است به نحوی که چندین طرح بسیار خوب اعم از ناوشکن و ناو هواپیمابر بدلیل کمبود بودجه پیشرفتی نداشته اند یا پیشرفتشان بسیار کند بوده است. به هر حال با همه این مشکلات این نیرو نیرویی با تکنولوژی بالا و توان بالا است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. با توجه به گستردگی تجهیزات نیروی دریایی روسیه و تمایل روسها به ساخت کلاس های متعدد ولی با تعداد کم، مقاله طولانی شد که پیشاپیش از شکیبایی شما خوانندگان گرامی برای خواندن تمامی این مقاله سپاسگذارم. نکته: امپراتوری روسیه و شوروی در زمان حیاتشان دارای کلاس های بسیار زیاد از انواع شناور بوده اند لذا بررسی همه آنها در این مقاله نمیگنجند، بنابراین فقط شناور های مهم و یا پر تعداد و یا آنها که پایه ای برای ساخت کلاس های جدید تر شدند مورد بررسی قرار گرفته اند.

null

شرح تصویر: مراسم رژه دریایی روز پیروزی در سال۲۰۱۴ در سواستوپل کریمه، ولادیمیر پوتین (در قایق سمت راست) از شناورها سان میبیند، شناور ها از جلو به عقب: ناوچه پتلیوی از کلاس کریواک سری دوم، رزمناو(ناوشکن) کرچ از کلاس کارا و در آخر رزمناو موسکوا(البته شناور های دیگری نیز در این رژه حضور داشتند که در ابتدای صف بودند و در تصویر حضور ندارند)

تاریخچه
از تاسیس تا پیش از جنگ جهانی اول
نیروی دریایی روسیه ریشه در نیروی دریایی امپراتوری روسیه دارد، زمانی که تزار پتر یکم پس از بازگشت از سفر به اروپای غربی متوجه خلاء نیروی دریایی توانمند شد و به همین دلیل در سال ۱۶۹۶ نیروی دریایی امپراتوری روسیه را تاسیس کرد، این نیرو از زمان تاسیس در ۱۶۹۶ تا زمان جایگزینی با نیروی دریایی شوروی در ۱۹۱۷،در جنگ های متعدد شرکت داشت اما مهم ترین جنگ هایی که در آنها حضور داشت جنگ با امپراتوری عثمانی(پیروزی روسیه)، جنگ کریمه (شکست روسیه) و جنگ با امپراتوری ژاپن(شکست شدید روسیه) بود. روسیه تنها در نبرد تسوشیما ۳۴ کشتی از مجموع ۳۸ کشتی وارد شده در جنگ(از جمله۶ نبرد ناو مهم) را از دست داد در مقابل فقط ۳ قایق اژدر افکن ژاپنی غرق شدند. پس از شکست امپراتوری روسیه از ژاپن، به خصوص در نبرد دریایی تسوشیما، وضعیت نیروی دریایی روسیه بسیار وخیم بود به نحوی که این نیرو بسیاری از کشتی های اصلی خود را از دست داده بود و نیروی دریایی این کشور به طور محسوسی تضعیف شده بود، به همین دلیل تزار نیکولای دوم تصمیم به احیای نیروی دریایی گرفت، وی در اولین اقدام در سال ۱۹۰۶ ستاد نیروی دریایی را تاسیس کرد. در ابتدا این ستاد تمرکز خود را بر ساخت ناوگان زیردریایی و همچنین کشتی های مین ریز گذاشت اما در سال ۱۹۰۹ ، بحران بوسنی باعث بازنگری در استراتژی این نیرو شد و باعث شد این نیرو چندین نبرد ناو(از کلاس گانگات) و ناو و ناوشکن برای ناوگان بالتیک خود سفارش دهد گانگات یک نبرد ناو با تناژ ۲۴۸۰۰ تن بود که کار ساخت آن از ۱۹۰۹ شروع شد، مجوعا ۴ فروند آن ساخته شد که یک فروند از دست رفت. سه تای باقی مانده همچنان تا سال ۱۹۵۶ در خدمت بودند که در این سال اوراق شدند. همچنین وخامت روابط با امپراتوری عثمانی باعث شد تزار دستور به خدمت گیری تعدادی ناوشکن از کلاس امپراتریس ماریا برای ناوگان دریای سیاه را صادر کند. این نبرد ناو دارای تناژ ۲۳۸۰۰ تن بود و کار ساخت آن از سال ۱۹۱۲ آغاز شد اولین فروند آن در سال ۱۹۱۵ ساخته شد، این نبردناو تا سال ۱۹۲۰ در خدمت بود. بین سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۳ حدود ۵۱۹ میلیون دلار برای تقویت نیروی دریایی هزینه شد که از این نظر بعد از بریتانیا و آلمان و ایالات متحده و فرانسه در جایگاه پنجم قرار گرفت.

نبرد تسوشیما: پیروزی قاطع امپراتوری ژاپن و شکست فاجعه بار امپراتوری روسیه

نبرد ناو اسلابیا، اولین کشتی جنگی روسی که در نبرد تسوشیما غرق شد

در دوران جنگ جهانی اول
نیروی دریای امپراتوری روسیه در جنگ جهانی اول در دریای بالتیک در برابر نیروی دریایی آلمان قرار داشت اما تا حدودی از کمک های ناوگان زیردریایی بریتانیا(به فرماندهی آدمیرال مکس هورتون) هم برخوردار شد. در دریای بالتیک بخاطر رویارویی با ناوگان عظیم و پر قدرت و مدرن امپراتوری آلمان، روس ها معمولا حالت دفاعی داشت و عمده فعالیت های آنان حمله به کاروان های کشتی هایی بود که از آلمان به سوئد میرفتند به این صورت که با زیردریایی های خود و همچنین کمک زیردریایی های بریتانیایی به این کشتی ها حمله میکردند تا این مسیر تجاری نا امن شود. از مهم ترین نبرد ها و عملیات های دریای بالتیک، حمله نیروی دریایی آلمان به خیلج ریگا بود(در آگوست ۱۹۱۵) که در این نبرد روسیه توانست با کمک بریتانیا از خود دفاع کرده و مهاجمین آلمانی را عقب براند، عملیات مهم بعدی، عملیات دریایی و زمینی آلبیون بود که به تاریخ اکتبر ۱۹۱۷ در مجمع الجزایر استونی غربی به وقوع پیوست و در آن نیروی دریایی آلمان با تهاجمی سنگین پیروز شد و نیروی دریایی روسیه خسارات فراوانی را متحمل شد از جمله به اسارت درآمدن بیش از ۲۰هزار سرباز روسی و همچنین از دست رفتن نبردناو اسلاوا و ناوشکن گروم و همچنین نابودی یکی از زیردریایی های بریتانیا. نبرد بعدی، نبرد مون سوند(moon sound)بود که در آن هم روسها از امپراتوری آلمان شکست خوردند.

نبردناو اسلاوای روسی در حال غرق شدن در عمیلات آلبیون

حوزه دیگر درگیری ناوگان امپراتوری روسیه در جنگ جهانی اول، دریای سیاه بود که در این دریا با ناوگان امپراتوری عثمانی روبرو بود، روسیه دارای ناوگان مهم و بزرگی در این دریا بود که مرکز آن سواستوپل در شبه جزیره کریمه بود و توسط آدمیرال الکساندر کولچاک و آدمیرال آندری ابرهارت فرماندهی میشد. در سال ۱۹۱۴ و با گلوله باران چند شهر روسی توسط ناوگان عثمانی، نبرد در دریای سیاه شروع شد. عثمانی تنها دو کشتی پیشرفته و مهم در دریای سیاه داشت، نبردناو گوبن و رزمناو برسلو که هردو ساخت آلمان بودند و توسط یک آلمانی به نام ویلهلم شوشون فرماندهی میشدند. با پایان سال ۱۹۱۵ تقریبا تسلط روسیه بر دریای سیاه کامل شده بود. نبرد هایی نیر در سالهای بعد در این دریا اتفاق افتاد که به دلیل اهمیت کمی که داشتند به آنها نمیپرداز یم.

ناوگان سرخ(نیروی دریایی شوروی)-از ۱۹۱۷ تا ۱۹۴۵- :
در جریان انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷ نیروی دریایی روسیه مضمحل شد، بسیاری سربازان و افسران به نیروی های بلشویکی پیوستند، برخی از خدمت فرار کردند، برخی به ارتش سفید پیوستند و برخی نیز در جریان تصفیه سرخ کشته شدند. کارخانه های ساخت و تعمیر کشتی ها تعطیل شدند. سال ۱۹۱۸ با تصرف سواستپل، مرکز کریمه که در واقع مرکز فرماندهی ناوگان دریای سیاه بود، به دست آلمان ها، با فشار آلمان و به دستور لنین اغلب این ناوگان نابود شد و پس از آن نیز کریمه بدست بریتانیایی ها افتاد که آنها نیز دست به نابودی ناوگان باقی مانده زدند. در پایان انقلاب، نیروی دریایی روسیه در همه زمینه ها مضمحل گشته بود و چیز زیادی از آن نمانده بود. بخش عمده ناوگان شوروی در بالتیک بود که شامل سه نبردناو و دو رزم ناو و ده ناوشکن بود که به حال خود رها شده بودند و مورد استفاده نبودند. در دوران زمامداری استالین برنامه بازسازی نیروی دریایی به عنوان یک اولویت ملی مطرح شد. در سال ۱۹۲۶ کار ساخت زیردریایی در کارخانه کشتی سازی بالتیک، زیر نظر مالینین شروع شد و در ابتدا قرار بر ساخت ۱۲ زیردریایی شد که ۶ فروند نخست آن از کلاس دکابریست بودند. طی سالهای بعد ۱۳۳ زیردریایی ساخته شد، طی دهه ۱۹۳۰ و در جریان صنعتی سازی شوروی، برنامه ریزی هایی جهت افزایش موثر توان دریایی شوروی مطرح شد به گونه ای که رهبران شوروی خواهان آن بودند که نیروی دریایی آن کشور جزو بهترین نیرو های دریایی جهان شود. در راستای این برنامه ها در سال ۱۹۳۲ ناوگان اوقیانوس آرام و در سال ۱۹۳۳ ناوگان شمالی تقویت شد. در جریان این بهسازی ها، کشتی های جنگی متعددی ساخته شدند، از جمله آنها می توان به رزم ناوهای ۷۹۰۰ تنی کلاس کایروف اشاره کرد که کار ساخت این کلاس از ۲۲ اکتبر ۱۹۳۵ آغاز شد و اولین فروند آن در ۳۰ نوامبر ۱۹۳۶ به آب انداخته شد ودر ۲۳سپتامبر ۱۹۳۸ وارد خدمت شد و تولید تا سال ۱۹۴۴ هم ادامه داشت ،در مجموع ۶ فروند آن ساخته شد که تا سال ۱۹۷۰ در خدمت بود. (این کایروف با نبرد رزمناو کایروف که در حال حاضر در خدمت است متفاوت است). کشتی های دیگری که ساخته شد ناوشکن های فرماندهی ۲۶۰۰ تنی کلاس لنینگراد بود که ساخت آن از ۱۹۳۲ شروع شد و اولین فروند آن در سال ۱۹۳۶وارد خدمت شد و تولید آن تا سال ۱۹۴۰ ادامه داشت و مجموعا ۶ فروند آن ساخته شد که دو فروند آن در جریان جنگ جهانی دوم غرق شدند و ۴ فروند دیگر نیز نهایتا تا سال ۱۹۶۴ در خدمت بودند که پس از آن بازنشسته شدند. در این دوران کلاس های متعددی از ناوشکن ها نیز ساخته شدند. از جمله پر شمار ترین آنها ناوشکن های ۱۶۰۰ تنی کلاس گنوی بود که کار ساخت آنها در سال ۱۹۳۵ آغاز شد و اولین فروند آن نیز در سال ۱۹۳۸ عملیاتی شد و تولید آن تا سال ۱۹۴۲ادامه داشت، در مجموع ۳۰ فروند از ۳۶ فروند برنامه ریزی شده ساخته شد که ۷ فروند آن نابود شد و بقیه همچنان تا سال ۱۹۹۰ در خدمت بودند.

رزم ناو کلاس کایروف

در این دوره به ساخت زیردریایی ها نیز توجه ویژه ای شد. از جلمه زیردریایی هایی که در این دوره ساخته شد میتوان به زیردریایی های ۱۳۰۰ تنی کلاس لنینتس اشاره کرد ساخت آن از سال ۱۹۳۱ شروع شد و تا سال ۱۹۴۱ ادامه داشت، مجموعا ۲۵ فروند از این زیردریایی ساخته شد که ۴ فروند آن از دست رفت و ۲۰ فروند دیگر نیز تا سال ۱۹۷۱ بازنشسته شدند و یک فروند نیز برای موزه حفظ شده است. زیر دریایی دیگر، زیردریایی ۱۰۵۰ تنی کلاس اس بود که ۵۶ فروند آن ساخته شد. زیردریایی دیگر، زیردریایی ۷۰۰ تنی کلاس شوکا بود که از سال ۱۹۳۲ وارد خدمت شد و تا سال ۱۹۵۶ نیز در خدمت بود، مجموعا ۸۸ فروند آن ساخته شد که ۳۵ فروند آن طی جنگ از دست رفت.
در طی جنگ زمستان(جنگ شوروی و فنلاند) به این دلیل که فنلاند نیروی دریایی قابل ملاحظه ای جهت درگیری با شوروی نداشت، نیروی دریایی شوروی فعالیت کمی داشت و بیشتر درگیر سرکوب توپخانه ساحلی فنلاند بود. در سال ۱۹۴۱ بودجه نیروی دریایی شوروی از محل بودجه تسلیحات ملی ۱۱٫۵ درصد بود که در سال ۱۹۴۴ به ۶٫۶ تقلیل یافت.
در سال ۱۹۴۱ و با یورش رعد آسای رایش سوم به شوروی، میلیون ها سرباز نیروی زمینی شوروی کشته شدند یا به اسارت درآمدند. از این رو برخی از سربازان و تسلیحات نیروی دریایی، از آن جدا شده و برای تقویت نیروی زمینی به آن پیوستند که خود ضربه ای بر پیکر نیروی دریایی بود. ناوگان بالتیک شوروی به وسیله مین ها در لنینگراد و کرونشتات محاصره شده بودند و توفیق اجباری شد که با سلاح های ضد هوایی خود به دفاع از بخشی از آسمان شهر بپردازند هر چند برخی از آنها در این حملات از دست رفتند. اما زیردریایی ها توانستند از محاصره فرار کنند و عملیات هایی هر چند نه چندان مهم را اجرا کنند. در طی جنگ جهانی دوم از طریق قانون وام و اجاره، کشتی هایی به شوروی تحویل داده شد، در مجموع زرادخانه نیروی دریایی شوروی در آغاز جنگ با آلمان شامل این اقلام بود:
۳ فروند نبردناو
۷ رزم ناو
۵۹ ناوشکن
۲۱۸ زیردریایی
۲۶۹ قایق اژدرافکن
۲۲ کشتی گشتی
۸۸ کشتی مین یاب
۷۷ کشتی ضد زیردریای
که طی مراحل دیگر ۲۱۹ فروند دیگر به این تعداد افزوده شد. که شامل ۹۱ فروند زیردریای ،۳ فروند نبردناو ، ۲رزم ناو سنگین ، ۷ رزم ناو سبک و ۴۵ ناوشکن میشدند. که از این تعداد همه نبردناو ها و برخی ناوشکن های قبل از جنگ جهانی اول(مثل کلاس نویک) بودند برخی نیز مانند کلاس تاشکند جدید بودند.
از جلمه درگیری های نیروی دریایی شوروی در جریان جنگ جهانی دوم، عملیات بیوولف بود ، این عملیات از ۸ سپتامبر تا ۲۱ اکتبر ۱۹۴۱ در جریان بود که طی آن نیروی دریایی رایش سوم با تهاجم به جزایر موهو، هیوما و سارما (که اکنونی جزئی از استونی هستند)، نیروی دریایی شوروی را به شدت شکست داد،تار و مار نمود ،طی این عملیات، شوروی ۵۰۰۰ کشته و حدود ۱۵ هزار اسیر داد. در مقابل کمتر از ۳۰۰۰ آلمانی کشته شدند. عملیات دیگر، عملیات تالین بود، تالین که به دانکرک شوروی نیز مشهور است، عملیات تخیله شهر تالین بود که عنقریب بدست آلمانها فتح میشد. اما آلمان اجازه این تخلیه را نداد و قوای مشترک آلمان و فنلاند به این شهر تاختند که در نتیجه آن بیش از ۱۲هزار نفر اعم از نظامی و غیر نظامی کشته شدند همچنین ۲۸ کشتی بزرگ حمل و نقل ، ۱۶ کشتی جنگی و ۳۴ کشتی تجاری و ۶ کشتی کوچک حمل و نقل غرق شدند. دیگر درگیری نیروی دریایی شوروی در جنگ جهانی دوم در دریای سیاه بود. در این درگیری، شوروی عمدتا با نیرو های رومانی درگیر بود و نهایتا نبرد در دریای سیاه با پیروزی شوروی پایان یافت.

حمله به تالین

نیروی دریایی شوروی در جنگ سرد،از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱:
در این بخش به معرفی مختصر “برخی” کشتی های در خدمت نیروی دریایی شوروی پس از جنگ جهانی دوم پرداخته می شود.
پس از جنگ جهانی دوم، این نیرو رسما از “ناوگان سرخ” به “نیروی دریایی شوروی” تغییر نام داد. پس از جنگ شوروی به این نتیجه رسید که باید نیروی دریای بزرگی تشکیل دهد به نحوی که بتواند در اوقیانوس هم با رقیبان غربی خود رو در رو شود بعد ها این تفکر تغییراتی کرد به نحوی که شوروی استراتژی استفاده از کشتی های کوچک با توان مانور بالا که حامل موشک ضد کشتی بودند را در پیش گرفت، به عقیده رهبران شوروی، این قایق ها به قیمت ارزان و با تعداد بالا میتوانستند در نزدیکی ساحل از پس هر مهاجمی برآیند. این گونه ناوگان برای حفاظت از راه های دریایی در بالتیک و همچنین نزدیک سواحل شوروی در کرانه اوقیانوس آرام مناسب بود. به همین دلیل در کنار ساخت تعداد محدودی شناور سنگین، تعداد زیادی قایق موشک انداز هم ساخته شد، از جمله این قایق ها، قایق های کلاس کومار و کلاس اوسا بود. ساخت قایق های کلاس کومار تحت پروژه۱۸۳ در ۱۹۵۲ آغاز شد، این قایق ها تا سال ۱۹۶۰ در خط تولید بودند. نهایت سرعت این قایق ها ۴۴ نات بود و برد آنها با سرعت ۳۲ نات تا ۱۱۱۱ کیلومتر بود. تسلیحات قابل حمل توسط این کشتی ها دو موشک ضد کشتی پی ۱۵ ترمیت به همراه دو آتشبار ۲۵ میلیمتری بود. این قایق دارای ۱۷ خدمه بودند. به جز در ارتش شوروی، این قایق در ارتش کشور های متعددی از جمله کوبا، ویتنام، سوریه، کره شمالی، عراق ، مصر و… مورد استفاده قرار گرفت.

قایق موشک انداز کلاس کومار

تفکر ساخت قایق های تندرو موشک انداز برای دفاع نزدیک همچنان در شوروی ادامه یافت، پس از کومار، قایق های کلاس سونامی(با نام ناتوی اوسا) طی پروژه ۲۰۵ ساخته شدند. کلاس اوسا قدرتمند تر، بزرگ تر و دارای برد بیشتری نسبت به کومار بود، این قایق توانایی حمل ۴ موشک ترمیت را داشت که قدرت زیادی به آن میداد. بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۳ حدود ۴۰۰ فروند اوسا از انواع اوسا ۱ و اوسا ۲ ساخته شد. این قایق ها از سه موتور ام۵۰۳جی با قدرت هر موتور ۴۰۰۰اسب بخار که میتوانست قایق را به سرعت ۶۵ کلیومتر برساند یا از سه موتور ام۵۰۴بی با توان هر موتور ۵۰۰۰ اسب بخار که میتوانست قایق را به سرعت نزدیک به ۷۸ کیلومتر بر ساعت برساند قدرت میگرفتند. برد این قایق ها با سرعت ۲۶کیلومتر بر ساعت، ۳۳۰۰ کیلومتر بود و با سرعت ۵۵٫۵ کیلومتر بر ساعت ۱۵۰۰ کیلومتر بود و با سرعت ۶۵ کیلومتر بر ساعت به ۹۳۰ کیلومتر محدود میشد. معمولا اینگونه قایق ها در دریای سیاه و بالتیک و مدیترانه مورد استفاده قرار میگرفتند. از جمله نبرد هایی که اینگونه قایق ها در آن حضور داشتند جنگ سال ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل و جنگ ۱۹۷۱ هند و پاکستان بود که این قایق ها نشان دادند شایستگی های زیادی دارند و شوروی بیشتر به این قایق ها علاقه مند شد.

قایق اوسا۲

البته باید گفت شوروی در کنار ساخت اینگونه قایق های تندرو، از ساخت شناور های بزرگ نیز غفلت نکرده بود و هر چند به تعداد کم و با قدرتی کمتر از همتایان غربی، آنها را نیز تولید میکرد که در واقع برای جنگ در اوقیانوس بودند. برخی از این شناور ها را در اینجا معرفی میکنیم: رزم ناو ۱۶٫۶۰۰ تنی کلاس سوردولوف، ساخت این رزمناو در۳۱دسامبر ۱۹۴۸ آغاز شد و اولین فروند آن در ۳۰ آگوست ۱۹۵۰ به آب انداخته شد و در ۱۸آگوست ۱۹۵۲ عملیاتی شد ، برنامه ای برای ساخت ۳۰ فروند از این رزمناو وجود داشت که مجموعا ۱۴ فروند ساخته شد و بقیه برنامه لغو شد، نهایتا تا سال ۱۹۹۲، ۱۳ فروند از خدمت خارج شد و یکی هم برای موزه در نظر گرفته شد، این رزم ناو دارای ۱۲ توپ ۱۵۲م م و ۱۲ توپ ۱۰۰م م و ۳۲ توپ ۳۷م م و ۱۰ محفظه اژدر ۵۳۳ م م بود. شناور دیگر، رزم ناو ۵۵۰۰ تنی کلاس کیندا بود، نخستین رزمناو کلاس کیندا در ۲۳ فوریه ۱۹۶۰ به آب انداخته شد و در ۲۶مارس ۱۹۶۱ عملیاتی شد، مجموعا ۴ فروند از این رزمناو ساخته و تحویل شد، آخرین فروند از این کلاس به نام آدمیرال گولوفکو در سال ۲۰۰۲ از خدمت بازنشسته شد. . کیندا از چهار دیگ بخار متصل به دو شفت توربین بخار با بیشترین مجموع قدرت ۱۰۰۰۰۰اسب بخار نیرو میگرفت که با این قدرت دارای بیشترین سرعت ۶۳ کیلومتر بر ساعت بود و برد آن با سرعت ۲۷ کیلومتر بر ساعت به ۱۳هزار کیلومتر می رسید. تسلیحات این رزمناو شامل دو لانچر ۴تایی موشک اس اس ان ۳ بی بود، همچنین دارای ۱۶ موشک ضد هوایی از نسخه دریا پایه سام۳ بود. توپخانه کشتی شامل دو توپ ۷۶م م دوبل (جمعا چهارتا) بعلاوه ۴ توپ ۳۰م م بود. این شناور دارای دو لانچر ۱۲تایی راکت انداز RBU 6000 به عنوان سلاح ضد زیر دریایی بود. و در آخر دارای دو تیوب سه تایی اژدر ۵۳۳ م م (جمعا شش تا) بود. این رزمناو همچنین دارای پد هلیکوپتر بود.

رزمناو کلاس کیندا

رزم ناو مهم دیگر رزم ناو ۷۵۳۵تنی کلاس کریستا۲ بود، کار ساخت نخستین فروند آن در ۱۹۶۶ شروع شد و در ۱۹۶۸ به آب انداخته شد و در ۱۹۶۹ عملیاتی شد. مجموعا ۱۰ فروند از آن ساخته شد که در نهایت آخرین فروند آن به نام آدمیرال یوماشوف در سال ۱۹۹۳از خدمت خارج شد. قدرت آن از چهار بویلر با مجموع بیشترین توان ۱۰۰۰۰۰اسب بخار تامین میشد که به دو شفت متصل بود. نهایت سرعت آن ۶۳ کیلومتر بر ساعت بود. این رزم ناو ۱۸۳۰ تن سوخت حمل میکرد که با این مقدار سوخت، برد این رزمناو ۱۹۴۰۰ کیلومتر با سرعت ۲۶ کیلومتر بر ساعت و یا ۹۶۰۰ کیلومتر با سرعت ۳۳ کیلومتر بر ساعت میرسید. کریستا۲ دارای دو لانچر ۴ تایی(مجموعا ۸ تا) موشک اس اس ان ۱۴ سیلکس بود. همچنین برای دفاع از خود دارای دو لانچر دوتایی موشک ضد هوایی اس ای ان ۳ گوبلت (ام۱۱ اشتورم) بود و مجموعا ۷۲ موشک از این نوع حمل میکرد. کریستا۲ دارای دو توپ دوتایی ۵۷م م بود و همچنین دارای چهار سامانه ای کی ۶۳۰ بود و در زمینه اژدر نیز دارای ۲ تیوب۵ تایی از اژدر های ۵۳۳ م م بود. این رزمناو میتوانست بالگرد کاموف کا۲۵را حمل کند که نقشی چندگانه داشته ولی مهم ترین کاربری آن شکار زیردریایی ها بود.

رزمناو کلاس کریستا۲

رزمناو مهم بعدی، رزم ناو ۹۷۰۰تنی کلاس کارا بود که البته در برخی منابع به عنوان ناوشکن طبقه بندی میشود. این کشتی در واقع نسخه بزرگ تر و پیشرفته تر کریستا۲ بود. یکی از مهم ترین تغییراتش نسبت به کریستا۲، استفاده از توربین گازی به جای توربین بخار بود. کار ساخت نخستین فروند آن در تاریخ ۲۵ژوئن ۱۹۶۸ آغاز شد و سپس در ۱۹دسامبر ۱۹۶۹ به آب انداخته شد و در نهایت در ۳۱دسامبر ۱۹۷۱ وارد خدمت شد. در مجموع ۷ فروند از آن ساخته شد که یک فروند آن خود خواسته نابود شد آخرین رزم ناو این کلاس که در خدمت بود کرچ نام داشت که در سال ۲۰۱۴ پس از یک حادثه از خدمت خارج شد هر چند میتوان با تعمیرات و به روز رسانی، آن را به خدمت برگرداند. این رزمناو ۱۷۳ متری ، نهایتا تا ۶۳ کیلومتر بر ساعت سرعت دارد که در سرعت کروز در حدود ۱۴۴۰۰ کیلومتر است. کارا از چهار توربین گازی با مجموع بیشتری قدرت ۱۲۰۰۰۰اسب بخار نیرو میگیرد که به دو شفت متصل است. تسلیحات قابل حمل توسط این رزمناو شامل دو لانچر ۴تایی موشک اس اس ان ۱۴ سیلکس، دولانچر دوتایی موشک اس ای ان گوبلت۳ برای دفاع هوایی، اس ای ان۴ گکو برای دفاع هوایی نزدیک، ۲۴ موشک اس ای ان۶ گرومبل(نسخه دریا پایه اس۳۰۰) دو توپخانه دوتایی ۷۶م م ،چهار سامانه ای کی۶۳۰ برای دفاع نزدیک، دو لانچر راکت ضد زیردریایی بی ال یو ۶۰۰۰، دو لانچر راکت ضد زیردریایی بی ال یو ۱۰۰۰ بود. این رزمناو میتوانست یک فروند هلیکوپتر کاموف کا ۲۵ یا کا ۲۷ حمل کند.

رزمناو کرچ از کلاس کارا

اما خوب است نگاهی هم به کشتی های جنگی کوچک تر بیاندازیم، ناوشکن ها جایگاه مهمی در نیروی دریایی شوروی داشتند و به دلیل هزینه ساخت کمتر، تعداد بیشتری از آنها ساخته شد و به خدمت درآمد. یکی از این ناوشکن ها، ناوشکن حدودا ۴۲۰۰ تنی کلاس کانین بود. این کشتی نخستین ناوشکن حامل موشک های هدایت شونده در شوروی بود. طراحی این ناوشکن در سال ۱۹۵۶ به اتمام رسید و سپس از سال ۱۹۵۷ ساخت آن آغاز شد، نخستین فروند آن در سال ۱۹۶۰ وارد خدمت شد. در ابتدا قرار بود تعداد ۹ فروند از این کشتی ساخته شود که با لغو یک فروند، ۸ فروند دیگر ساخته شدند و وارد خدمت شدند، این کشتی ها تا سال ۱۹۹۳ در خدمت بودند. این ناوشکن نهایتا تا ۶۳٫۹ کیلومتر بر ساعت می توانست سر بگیرد. کانین دارای دو لانچر پرتاب موشک های اس اس ان ۱بود. از نظر توپخانه، دارای ۱۶ توپ ۵۷ م م به صورت ۴ تا ۴ تایی بود. مطابق معمول اژدر های ۵۳۳ م م هم حاضر بودند و این ناوشکن ۲ تیوب سه تایی از این نوع اژدر داشت. سلاح دیگر این ناوشکن راکت های ضد زیردریایی آر بی یو ۲۵۰۰ بودند پس از مدرنیزاسیون، آرایش تسلیحاتی این ناوشکن تغییراتی کرد از جمله اینکه لانچر دوتایی با ۳۲ موشک اس اس ان۱ روی آن نصب شد و همچنین سه لانچر نمونه پیشرفته تر راکت های ضد زیردریایی آر بی یو ۶۰۰۰ نصب شد و همچنین سامانه ای کی ۲۳۰ برای درگیری با موشک های ضد کشتی نصب شد و همچنین تعداد تیوب های اژدر از ۶ عدد به ۱۰ عدد رسید. همچنین تغییراتی در تعداد توپخانه به وجود آمد و تعداد آن به ۸ توپ رسید.


ناوشکن کلاس کانین

یکی از پرشمار ترین کشتی های جنگی شوروی پس از جنگ جهانی دوم ، ناوچه های ۹۱متری کلاس ریگا بودند، ریگا ناوچه ای با حداکثر تناژ ۱۴۱۶ تن بود. قدرت این ناوچه ها از دو دیگ بخار متصل به دو شفت توربین بخار تامین میشد که مجموع بیشترین توان ۲۱۰۰۰ اسب بخار را برای این ناوچه ها حاصل میشد. ریگا میتوانست با این قدرت ۵۲ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد، اما سرعت کروز آن ۳۲ کیلومتر بر ساعت بود که با این سرعت ۳۶۱۰ کیلومتر برد داشت. این ناوچه ها تا حدودی شبیه ناوشکن ها اسکورت جنگ جهانی دومی غربی بودند. کار ساخت نخستین فروند از این کلاس با نام گورنستی در ۲۰ دسامبر ۱۹۵۱ آغاز شد و در ۳۰ ژوئن ۱۹۵۲ به آب انداخته شد و در ۳۰ ژوئن ۱۹۵۴ وارد خدمت شد. آخرین فروند از این کشتی در سپتامبر ۱۹۵۹ وارد خدمت شد. در مجموع ۶۸ فروند از این ناوچه ساخته شد و وارد خدمت شد، البته برخی نیز در کشور های دیگری مورد استفاده قرار گرفتند از جمله در چین که ۴ فروند به صورت کیت تحویل گرفت و بعدا آن را مهندسی معکوس کرد و ناوچه های تایپ ۰۵۳ را از روی این ناوچه ساخت. کشور دیگر بلغارستان بود که ۳ فروند آن را به خدمت گرفت، ۲فروند نیز به فنلاند فروخته شد، آلمان شرقی و مصر نیز هر کدام ۴ فروند خریدند، در نهایت ۷ فروند نیز تحویل اندونزی شد. اما تسلیحات این ناوچه: ریگا کلاس از ۳ توپ ۱۰۰ م م سود میبرد که در آن زمان برای یک ناوچه مناسب بود، همچنین از دو توپ دوقلوی ۳۷ م م و دو توپ دوقلوی ۲۵ م م سود میبردند که البته برخی نیز دارای راکت های ضد زیردریایی MBU600 بودند که بعد ها با دو RBU2500تعویض شدند. ناوچه کلاس ریگا از دو تیوب(و در برخی نسخه ها ۳ تیوب) پرتاب اژدر های ۵۳۳ م م استفاده میکرد. این ناوچه بعد ها با ناوچه کلاس پتیا جایگزین شد.

ناوچه کلاس ریگا

ناوهای هواپیمابر شوروی:
جنگ جهانی دوم شاهد بزرگترین به کارگیری ناوهای هواپیمابر بود. از همه مهمتر ناوهای هواپیمابر ایالات متحده بودند که با شمار بالای خود توانستند چنان پوشش هوایی به وجود آورند که باعث از کار افتادن نیروی دریایی ژاپن و آلمان شد. از جمله مهم ترین اقدامات این ناوهای هواپیمابر تهاجم های موفق ضد زیردریایی بود که باعث آسیب شدیدی به زیردریایی های آلمانی شد. اما از نظر شوروی ساخت این ناو ها بسیار گران بسیار زمان بر میدانستند و از طرفی به دلیل عدم وجود ناوشکن ها و رزمناو های کافی و قدرتمند برای اسکورت ناوهای هواپیمابر، حمله به آنها سخت نبود. اما در سالهای بعد شوروی به مسئله ای پی برد و آن تهدید عظیم نیروی زیرسطی ناتو بود. ناتو دارای زیردریایی های قدرتمندی مانند ناتیلوس، کلاس اسکیت و بعد ها استورجن و پرمیت بود که میتوانستند ضربات جدی به پیکره نیروی دریایی و همچنین تجارت دریایی شوروی بزنند و شوروی راهکار مناسبی برای رویارویی با آنها نداشت در حالی که آمریکا با داشتن ناو های هواپیمابر میتوانست به صورت موثری با نیروی زیرسطحی شوروی درگیر شود. در سال ۱۹۵۹ آدمیرال گورشکف نیاز به ساخت ناوی با توان حمل بالگرد را اعلام کرد، ساخت این ناو به کارخانه نیکولایف اوکراین شوروی واگذار شد. کار ساخت این کشتی ها که با نام کلاس موسکوا شناخته میشدند در سال ۱۹۶۲ آغاز شد و اولین فروند آن در ۱۴ ژانویه ۱۹۶۵ به آب انداخته شد و در ۲۵ دسامبر ۱۹۶۷ وارد خدمت شد. ناو بعدی از این کلاس، لنینگراد نام داشت که کار ساخت آن در ۱۵ ژانویه ۱۹۶۵ آغاز شد و سپس در ۳۱ جولای ۱۹۶۸ به آب انداخته شد و در ۲ژوئن ۱۹۶۹ وارد خدمت شد. این ناوها توانایی حمل ۱۸ فروند هلیکوپتر کاموف کا ۲۵ را دارا بودند که وظیفه اصلی آنها عملیات ضد زیردریایی بود همچنین این ناوها توانایی حمل هلیکوپتر های میل ۸ را نیز داشتند. ناوهای ۱۹۶٫۶ متری کلاس موسکوا دارای حداکثر تناژ ۱۷۵۰۰ تن بود. توان پیشرانش این ناوها از ۴ دیگ بخار متصل به دو شفت توربین بخار تامین میشد که دارای مجموع توان ۱۰۰۰۰۰ اسب بخار بودند و میتوانستند ناو را به سرعت ۵۷ کیلومتر بر ساعت برسانند که البته سرعت کروز ناو ۲۲کیلومتر بر ساعت بود و با این سرعت دارای برد حدود ۲۶هزار کیلومتر بود. تسلیحات ناو شامل دو لانچر دوتایی اس ای ان۳ گوبلت(همان ام۱۱ اشتورم) بود. سلاح مهم این ناو سامانه آر پی کا ۱ ویخر بود که موشکی با توان اتمی برای شکار زیردریایی ها بود که دارای قدرت ۵ تا ۱۰ کیلوتن تی ان تی بود. سلاح دیگر این ناوها راکت های ضد زیردریایی آر بی یو ۶۰۰۰ بود، توپخانه این ناوها نیز از دو توپ دوقلوی ۵۷ م م تشکیل میشد، ۲تیوب ۵ تایی(مجموعا ۱۰ تا) اژدر ۵۳۳ م م کامل کننده این تسلیحات بود. همانطور که گفته شد این ناو هلیکوپتر بر بود و توانایی حمل جنگنده های ثابت بال را نداشت. این در حالی بود که در همان زمان ایالات متحده دارای تعداد زیادی ناوهواپیمابر از جمله از کلاس اسکس و کلاس میدوی و کلاس سایپن و از همه مهمتر کلاس فورستال و کیتی هاوک و یک فروند اینترپرایز بود که همگی توانایی حمل تعداد بالایی جنگنده ثابت بال را داشتند و همچنین میتوانستند ماموریت ضد زیردریایی و یا ضد کشتی را بسیار بهتر از کلاس موسکوا انجام دهند.

ناوهلیکوپتر بر کلاس موسکوا

شوروی قرار بود ۳ فروند از کلاس موسکوا بساز اما یک فروند را کنسل کرد، آن یکی کیف نام داشت، بعدا کلاس جدیدی از ناوهای هواپیمابر را به نام کلاس کیف ساخت. کلاس کیف را که در واقع نمونه به شدت تغییر یافته یک رزمناو برای حمل هواپیما بود را میتوان رزمناو هواپیمابر دانست نه یک هواپیمابر خالص شبیه هم دوره های خود(مثل فورستال و کیتی هاوک آمریکایی). شوروی با درک این نکته که نمیتواند با اتکا بر هلیکوپتر های ناو هلیکوپتر بر به خوبی و گسترگی از پس عملیات ضد زیردریایی و پشتیبانی هوایی شناور های سطحی برآید تصمیم گرفت ناوهواپیمابری بسازد که بتواند جنگنده های ثابت بال حمل کند. ابتدا پروژه ای تحت عنوان ۱۱۵۳ در جریان بود که به دلیل مشکلات مالی و فناوری لغو شد، پروژه مذکور برای ساخت ناوی در حد و اندازه فروستال و کیتی هاوک و اینترپرایز بود. پس از لغو آن پروژه، پروژه دیگری با عنوان ۱۱۴۳ راه اندازی شد، در این پروژه به منظور کاستن از هزینه ها یک رزمناو به عنوان پایه قرار گرفت و سپس با تغییرات عمده آن را به یک رزمناو هواپیمابر تبدیل کردند. کلاس کیف رزمناو هواپیمابری با ۲۷۳ متر طول و حداکثر تناژ ۴۱۳۷۰ تن بود. نیروی پیشرانش آن ۱۴۰۰۰۰ اسب بخار بود که با این قدرت می توانست به سرعت ۵۹ کیلومتر بر ساعت برسد. سرعت کروز آن ۳۳ کیلومتر بر ساعت بود که با این سرعت دارای برد ۲۵۰۰۰ کیلومتر بود. کیف توانایی حمل ۳۲ هواگرد را داشت که از این تعداد ۱۲ فروند هواپیما های جنگنده عمود پروزا یاک ۳۸ بودند و ۲۰ فروند نیز هلیکوپتر های کاموف کا۲۵ و یا کا۲۷ بودند. یاک ۳۸ که برای این کلاس کیف توسعه یافته بود در واقعه فاجعه ای به تمام عیار بود، نه توان رزم هوایی مناسبی داشت و نه توان تهاجمی. زمانی که اف۱۴ آمریکایی با رادار AWG-9 شهره بود ، یاک ۳۸ حتی رادار هم نداشت چه برسد به موشک راداری. برد بسیار کم و حمل مقدار کمی سلاح (در حدود ۵۰۰ کیلوگرم) باعث شده بود بودن یا نبودن یاک ۳۸ تفاوت چندانی به حال شوروی نداشته باشد. همانطور که گفته شد کیف در واقع یک رزمناو هواپیمابر بود تا یک هواپیمابر به تمام عیار، بنابراین مانند هر رزمناوی دارای سلاح هایی تهاجمی و دفاعی بود(که بیشتر برای دفاع استفاده می شد)، سلاح های کیف عبارت بودند از: چهار لانچر دوتایی(جمعا۸ تا) موشک پی۵۰۰ بازالت برای درگیری سطح به سطح که در مدرنیزاسیون این ناو با موشک های مدرن تر پی۱۰۰۰ ولکان تعویض شدند. دو لانچر دوتایی ام۱۱ اشتورم که برای دفاع هوایی بود. همچنین دو لانچر دوتایی گکو هم برای دفاع هوایی نزدیک داشت. دیگر تسلیحات آن یک لانچر دوتایی موشک های اتمی SUW-N-1 است که برای شکار زیردریایی ها به کار می رود. توپخانه کلاس کیف شامل دو توپ دوتایی ۷۶م م ای کی ۷۲۶ است. کیف برای دفاع در برابر حملات موشکی از ۸ سامانه ای کی ۶۳۰ بهره میبرد. سلاح دیگر آن راکت های ضد زیردریایی آر بی یو ۶۰۰۰ هستند و در آخر هم این رزمناو هواپیمابر دارای ۱۰ جایگاه پرتاب اژدر است. کار ساخت نخستین فروند از کلاس کیف در ۲۱ جولای ۱۹۷۰ آغاز شد و اولین فروند آن در تاریخ ۲۱ دسامبر ۱۹۷۲ به آب انداخته شد، و در ۲۸ دسامبر ۱۹۷۵ وارد خدمت شد. آخرین فروند از کلاس کیف، رزمناو هواپیمابر باکو بود، باکو ارتقاعاتی نسبت به سه فروند قبل از خود تجربه کرد، از جمله این ارتقاعات افزودن ۲ لانچر دوتایی پرتاب پی۵۰۰ بازالت بود که جمعا دارای ۶ لانچر دوتایی شد که ۱۲ موشک حمل می کرد. همچنین سامانه گوبلت(ام۱۱ اشتورم) و اوسا(گکو) نیز برداشته شدند و به جای آنها ۲۴ سلول ۸ تایی(جمعا ۱۹۲تا) سامانه دریاپایه تور قرار گرفت، توپ های ۷۶م م نیز با توپ های ۱۰۰م م تعویض شدند. سه فروند از کلاس کیف بازنشسته شدند و باکو نیز پس از به روز رسانی های گسترده به هند فروخته شد.

رزمناو هواپیمابر مینسک از کلاس کیف

نیروی دریایی امروز روسیه :

بدون شک از بین جمهوری های شوروی، فدراسیون روسیه وارث اصلی آن به شمار می رود. نیروی دریایی روسیه امروزه دارای ۱۳۰هزار نیرو و ۲۷۱ کشتی و ۳۵۹ هواپیما میباشد. روسیه نیز همانند شوروی دارای پنج ناوگان است:
۱-ناوگان شمالی: این ناوگان در سال ۱۷۰۳ تاسیس شد و همچنان فعال است. در حال حاضر این ناوگان دارای ۳۸ کشتی جنگی و ۴۲ زیردریایی است، فرماندهی ناوگان شمالی با آدمیرال نیکولای آناتولیویچ اومنوف است و مقر فرماندهی این ناوگان در شهر سوروموسک قرار دارد و وظیفه آن همانطور که از نامش پیداست حفاظت از آبهای شمالی روسیه است. ولی این موضوع به این معنا نیست که این ناوگان حق دخالت در جای دیگری را ندارد، بنا به دستور رییس جمهور هر جایی که لازم باشد دخالت می کند.

۲- ناوگان اوقیانوس آرام: این ناوگان نیز در ۱۷۰۳ تاسیس شد و امروزه نیز فعال است، نخستین فعالیت مهم این ناوگان طی جنگ های امپراتوری روسیه با ژاپن بود و سپس در جریان انقلاب بلشویکی و جنگ های داخلی و نهایتا جنگ جهانی دوم شرکت داشت. فرماندهی مرکزی این ناوگان در شهر ولادی وستوک است و فرماندهی آن بر عهده آدمیرال سرگی آیوسیوفویچ اوکینتس است. این ناوگان با داشتن ۳۸ کشتی جنگی و ۴۲ زیردریایی در کنار ناوگان شمالی، قدرتمند ترین ناوگان های روسیه محسوب می شوند.

۳- ناوگان بالتیک: این ناوگان که وظیفه اصلی آن حفاظت از دریای بالتیک و عملیات در شمال اروپاست از ۱۷۰۳ فعال است ومقر اصلی آن در کالینگراد قرار دارد. فرماندهی این ناوگان با الکساندر نوزتوف است. این ناوگان جنگ دیده ترین ناوگان روسیه است به نحوی که در ده جنگ و درگیری بزرگ و کوچک درگیر بوده، مهم ترین آنها دو جنگ مهم با سوئد بود و دیگری جنگ با عثمانی و دیگری جنگ هفت ساله و دیگری جنگ های اول و دوم جهانی بود. این ناوگان هم اکنوی دارای ۵۵ کشتی جنگی و ۲ زیردریایی می باشد.

۴-ناوگان دریای سیاه: این ناوگان در ۱۷۸۳ تاسیس شد و وظیفه آن پاسداری از دریای سیاه و همچنین عملیات در مدیترانه است. نخستین جنگی که در آن شرکت داشت جنگ با عثمانی بر سر تنگه کرچ بود. این ناوگان در جنگ های جهانی نیز فعال بود و اخیرا نیز در اوکراین دخالت داشته. پس از الحاق کریمه، مقر آن به کریمه منتقل شد و فرماندهی آن با آدمیرال الکساندر ویتکو است. دارایی این ناوگان شامل ۴۵کشتی جنگی و ۶ زیردریایی است.

۵-ناوگان دریای خزر: وظیفه این ناوگاه حفاظت از منافع روسیه در دریای خزر است و از ۱۷۲۲ تا به امروز فعال بوده است. مقر فرماندهی آن در بندر آستراخان است و فرماندهی آن با آدمیرال سرگی پینچوک است. نخستین جنگی که این ناوگان در آن شرکت داشت جنگ سال ۱۷۲۲ با ایران بود، سپس در تجاوزات متعدد روسیه در ۱۷۹۶ و ۱۸۰۴ به ایران ایفای نقش نمود. این ناوگان همچنین در جریان جنگ داخلی که پس از انقلاب ۱۹۱۷ رخ داد مشارکت داشت. در جریان جنگ جهانی دوم نیز در سال ۱۹۴۱ در حمله به ایران نقش داشت. آخرین فعالیت این ناوگان حمله موشکی به مقر های مخالفان دولت و تروریست های سوریه است که در جریان دخالت نظامی روسیه در سوریه به وقوع پیوست. تجهیزات این ناوگان شامل ۱۶کشتی جنگی و ۸کشتی آبی خاکی و ۳ مین روب است. در حال حاضر این ناوگان کوچکترین ناوگان نیروی دریایی روسیه است.

آدمیرال ولادیمیر ایوانویچ کورولیوف، فرمانده نیروی دریایی روسیه در حال حاضر

کشتی های در خدمت:

ناوهواپیمابر:
ناو هواپیمابر کوزنتسف:
همانطور که در بالا خواندید شوروی تا دهه ۱۹۷۰ فاقد ناوهواپیمابری با کارایی ناوهای هواپیمابر غربی بود، رزمناوهای هواپیمابر کلاس کیف به هیچ وجه توانایی رقابت با هیچ یک از کلاس های ناوهای هواپیمابر غربی را نداشتند. به همین دلیل شوروی خواهان ناو هواپیمابری شد که از کلاس کیف بزرگ تر باشد و جنگنده های بیشتری حمل کند. ساخت دو فروند از این ناو برنامه ریزی شده بود که کار ساخت نختسین فروند از ناوهای هواپیمابر کلاس کوزنتسف با نام اولیه ریگا و سپس لئونید برژنف و سپس تفلیس و امروزه کوزنتسف در ۱ آوریل ۱۹۸۲ آغاز شد، این ناو در ۶ دسامبر ۱۹۸۵ به آب انداخته شد و سپس در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۰ وارد خدمت شد. کار ساخت دومین فروند با نام اولیه ریگا و سپس واریاگ در ۶دسامبر ۱۹۸۵ آغاز شد و در ۴ دسامبر ۱۹۸۸ به آب انداخته شد، ۶۸ درصد از کار پیشرفته بود که شوروی فروپاشید، بعدا این فروند به چین فروخته شد و در سال ۲۰۱۲ با نام لیائونینگ وارد خدمت شد. همچنین چین در حال ساخت ناو هواپیمابر جدید با نام تایپ ۰۰۱ است که بر منبای کلاس کوزنتسف ساخته میشود و قرار است در سال ۲۰۱۸ عملیاتی شود.
تناژ ناوهواپیمابر کوزنتسف که در خدمت روسیه است، در حالت استاندارد ۴۶۶۰۰تن و در حالت بارگیری شده ۵۹۴۰۰تن است هرچند تا ۶۱۳۹۰ تن نیز میتواند لود شود. طول آبخور این ناو ۲۷۰ متر و طول کل آن ۳۰۵ متر است. قدرت این ناو از توربین بخار قدرت گرفته از هشت دیگ بخار تحت فشار با توربو که به چهار شفت متصل است تامین میشود که قدرت ۲۰۰هزار اسب بخار را فراهم می آورد. با این قدرت می تواند تا ۵۴ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد اما سرعت کروز آن ۳۳کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت تا ۱۵۷۰۰ کیلومتر بر دارد. این ناو توانایی حمل ۴۱ هواگرد را دارد که البته در لود متداول تعداد کمتری حمل می کند. این ناو در یک لود متداول ۱۲ فروند سوخو ۳۳ یا میگ ۲۹کا و یک سوخو ۲۵ utg و ۲ کاموف کا۲۷ اس و کا۲۷ پی ال او و ۴فروند کا۳۱ حمل می کند(البته نسخه های دیگیری نیز حمل می کند که زیاد متداول نیستند) ولی بسته به ماموریت این لود متفاوت است به صورتی که ممکن است ۱۲ سوخو۳۳ و ۲۰میگ۲۹ حمل کند. ناو هواپیمابر کوزنتسف برای دفاع از خود نیز دارای سلاح های متعدد است این سلاح ها عبارتند از: ۱۲لانچر برای موشک پی۷۰۰ گرانیت(اس اس ان ۱۹) ۲۴سلول ۸ تایی موشک های دریاپایه تور. ۸سامانه کاشتان و ۶ سامانه ای کی ۶۳۰ برای دفاع نزدیک و سامانه RBU12000 برای مقابله با زیردریایی. ناوگانی که کوزنتسف در آن خدمت می کند ناوگان شمالی است.

ناو هواپیمابر آدمیرال کوزنتسف در مدیترانه

رزمناو ها:
نبرد رزمناو پتر کبیر:
نبرد رزم ناو کلاس پترکبیر با شماره بدنه۰۹۹ از کلاس کایروف است. و در حال حاضر تنها همین یک فروند از کلاس کایروف در خدمت است. ساخت کایروف در جهت مقابله سطح به سطح با نیروی دریایی آمریکا بود چرا که روسها به تدریج دریافته بودند استفاده از روش های نا متعارف مثل قایق های موشک انداز کلاس کومار و اوسا و یا استفاده از بمب افکن های حامل موشک های ضد کشتی نمیتواند موازنه دریایی را به نفع آنها تغییر دهد. در واقع قرار بود ۵ فروند از کلاس کایروف ساخته شود که یک فروند لغو شد و چهار فروند ساخته شد، یک فروند دچار مشکل شد و از خدمت خارج شد، یک فروند دیگر نیز پول تعمیراتش نبود، آدمیرال ناخیموف نیز در حال تعمیر و به روزرسانی برای ورود مجدد به خدمت تا سال ۲۰۱۸ است. پتر کبیر نیز از ۲۰۱۵ در حال تعویض سوخت هسته ای و سایر تعمیرات می باشد و تا یکی دو سال دیگر زمینگیر است. کار ساخت پتر کبیر در ۱۹۸۶ آغاز شد و تکمیل آن پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۶ بود که آب انداخته شد و نهایتا ۱۸آوریل ۱۹۹۸ وارد خدمت شد. وزن آن در حالت استاندارد ۲۴۳۰۰ تن است و در حالت فول لود ۲۶۵۰۰ تن است (که البته رقم ۲۸۰۰۰ تن نیز ذکر شده است). این نبردرزمناو دارای دو رادار اصلی است: دو رادار که یکی رادار ام آر ۸۰۰ سه بعدی که کارش سرچ هوایی است و روی دکل جلویی قرار دارد، رادار دیگر رادار سرچ دریایی ام آر ۷۱۰ سه بعدی است که روی دکل اصلی قرار دارد. تسلیحات پترکبیر شامل: ۲۰ موشک پی۷۰۰ گرانیت ، ۱۶لانچر ۸ تایی موشک های دریاپایه تور، ۱۲لانچر ۸ تایی موشک های دریاپایه اس ۳۰۰ است و از نظر توپخانه دارای توپ دو تایی ۱۳۰ م م در عقب ناو است و همچنین دارای ۶ سامانه کاشتان برای دفاع نزدیک است. دیگر سلاح پتر کبیر راکت های ضد زیردریایی RBU1000 و RBU12000است و همچنین دارای ۱۰تیوب پرتاب اژدر های ۵۳۳م م از نوع تایپ۵۳ بود که میشد به جای آنها از موشک اتمی ضد زیردریایی PRK-2نیز لود کرد. پترکبیر توانایی حمل ۳ بالگرد از نوع کاموف کا۲۵یا کا۲۷ را نیز دارد. پیشرانه این نبردرزمناو شامل دو راکتور اتمی KN-3 بود که به دو شفت متصل میشد و نهایت قدرت آنها ۱۴۰۰۰۰ اسب بخار بود که با این قدرت میتوانستند کشتی را با نهایت سرعت ۵۴ کیلومتر بر ساعت به پیش برند. این نبردرزمناو در ناوگان شمالی خدمت میکند.

نبردرزمناو پتر کبیر از کلاس کایروف

رزمناو کلاس اسلاوا:
این رزمناو به عنوان مکملی ارزان تر برای نبردرزمناو های کلاس کایرف ساخته شد، در واقع شوروی میخواست ناوگروهی با ترکیبی که اصلی ترین شناور های آن متشکل از ناوهواپیمابر کوزنتسف و نبردرزمناو کایروف و رزمناو اسلاوا باشد داشته باشد. برنامه ساخت رزمناو اسلاوا بر حول محور ساخت رزمناوی با توانایی حمل تعداد مناسبی از موشک ضد کشتی پی ۵۰۰ بازالت آغاز شد. کار ساخت نخستین فروند از آن به نام اسلاوا (که اکنون موسکوا نام دارد) در ۱۹۷۶ آغاز شد و در ۱۹۷۹ به آب انداخته شد و در ۱۹۸۲ وارد خدمت شد. در ابتدا قرار بود ۱۰ فروند از این رزمناو ساخته شود که ساخت شش فروند آن لغو شد و سه فروند وارد خدمت شد و یک فروند نیمه کاره رها شد. تناژ رزمناو اسلاوا در حالت استاندارد ۱۰۰۰۰ تن است و در حالت بارگیری کامل به ۱۲۵۰۰ تن نیز می رسد. پیشرانه اصلی رزمناو اسلاوا شامل ۴ توربین گازی از نوع M8KF است که به همراه دو توربین فرعی، نهایتا ۱۳۰۰۰۰ اسب بخار نیرو تولید می کند. اسلاوا میتواند تا ۵۹ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد اما سرعت کروز آن ۳۰ کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت برد آن به ۱۹۰۰۰کیلومتر می رسد.
رادار اصلی آن رادار سه بعدی MR800 است، رادار دیگر آن رادار MR710 است که آنهم سه بعدی است و برای سرچ سطحی و هدایت موشک ها از آن استفاده میشود. تسلیحات آن شامل: ۸لانچر دوتایی موشک های ضد کشتی پی ۵۰۰ بازالت(البته واریاگ از نسخه پیشرفته تر پی۱۰۰۰ ولکان استفاده میکند، خبر هایی هم از نصب ولکان بر روی موسکوا وجود دارد ولی قطعی نیست) و ۸لانچر۸تایی موشک های ضد هوایی اس ۳۰۰(جمعا ۶۴ تا) است. همچنین دارای دو لانچر ۲۰ تایی موشک اوسا ام است. توپخانه آن شامل یک توپ دوتایی ای کی ۱۳۰، ۱۳۰ م م است. ۶ سامانه ای کی ۶۳۰ نیز وظیفه دفاع نزدیک را بر عهده دارند. دیگر تسلیحات آن ۲تیوب پنج تایی پرتاب اژدر و همچنین دو لانچر ۱۲ تایی راکت های ضد زیردریایی RBU6000 است، این زرادخانه را یک هلیکوپتر کاموف کا۲۵ یا کا ۲۷ تکمیل می کند. در حال حاضر سه فروند از این رزمناو ها در خدمت هستند، “موسکوا” که جزء ناوگان دریای سیاه است و “مارشال اسوتینوف” که جزء ناوگان شمالی است و نهایتا “واریاگ” که جزء ناوگان اوقیانوس آرام است.

رزمناو واریاگ از کلاس اسلاوا(موسکوا)

ناوشکن ها:
ناوشکن سوورمنی:
برنامه ساخت این ناوشکن ها در اواخر دهه ۱۹۶۰ آغاز شد، زمانی که شوروی نیاز مبرمی به ناوشکنی داشت که بتواند از نیرو هایی که در ساحل پیاده شده اند پشتیبانی آتش انجام داده و همچنین بتواند به طور موثری با یگان های سطحی و پروازی دشمن درگیر شود. کار ساخت نخستین فروند آن در ۱۹۷۷ آغاز شد و در ۱۹۸۰ وارد خدمت شد. در مجموع ۲۱ فروند از آن ساخته شد که ۱۰ فروند بازنشسته شده است، پنج فروند در ارتش روسیه و بقیه در ارتش چین مشغول به خدمت هستند. تناژ این ناوشکن ها در حالت استاندارد ۶۶۰۰ تن و در حالت بارگیری کامل به ۷۹۴۰ تن می رسد. قدرت این ناوشکن از چهار بویلر متصل به دو شفت تامین می شود که نهایت توان ۱۰۰۰۰۰ اسب بخار را فراهم می آورند. بیشترین سرعتی که میتواند به آن دست یابد ۶۰ کیلومتر بر ساعت است. برد سوورمنی ها با ۲۶ کیلومتر بر ساعت به ۲۶۰۰۰ کیلومتر می رسد. رادار اصلی آن رادارMR760 است که هم کار هوایی و هم دریایی را انجام میدهد و نهایت برد آن ۳۰۰ است، رادار دیگر رادار MR331 است که مکملی برای رادار اصلی است و هم وظیفه هدایت موشک ها را برعهده دارد. اما تسلیحات: همانطور که گفته شد یکی از مهم ترین وظایف این ناوشکن پشتیبانی آتش از نیرو های پیاده شده در ساحل است، به این منظور دو دوپ دولول ۱۳۰م م یکی در جلو و یکی در عقب ناوشکن تعبیه شده است. سلاح اصلی به منظور درگیری سطح به سطح با دشمن، موشک پی۲۷۰ موسکیت(سانبرن) است که به صورت دو لانچر چهارتایی حمل می شود. سوورمنی برای درگیری با هواگرد ها دارای ۲ لانچر ۲۴ تایی موشک های دریاپایه بوک است. همچنین برای دفاع نزدیک دارای سامانه ای کی ۶۳۰ است. این ناوشکن دارای دو تیوب دوتایی اژدر ۵۳۳م م است و همچنین دارای راکت های ضد زیردریایی RBU1000 است. هلیکوپتر قابل حمل توسط این ناوشکن، کاموف کا ۲۷ است. همانطور که گفته شد ۵ فروند از این ناوشکن در خدمت نیروی دریایی روسیه هستند که شامل: بیستری(ناوگان اوقیانوس آرام)، گریماشی و آدمیرال اوشاکوف(ناوگان شمالی)، بیسپاکوینی و ناستویچوی(ناوگان بالتیک) است. برای اطلاعات کامل تر مقاله ناوشکن سوورمنی را مطالعه کنید.

ناوشکن بیستری از کلاس سوورمنی

ناوشکن کلاس اودالی و اودالی۲:
این ناو همزمان با سوورمنی توسعه یافت، همانطور که گفته شد هدف سوورمنی درگیری با ناوگان کشتی ها و هواگرد های دشمن و همچنین پشتیبانی آتش از عملیات آبی خاکی بود، اما هدف از اودالی تهاجم و دفاع ضد زیردریایی بود و به این منظور توسعه یافته بود. کار ساخت نخستین فروند آن در ۲۳ جولای ۱۹۷۷ آغاز شد و در ۵فوریه ۱۹۸۰ به آب انداخته شد و نهایتا در ۳۱ دسامبر ۱۹۸۰ وارد خدمت شد. تناژ این ناوشکن در حالت استاندارد ۶۷۰۰ و در حالت بارگیری کامل به ۸۵۰۰ تن می رسد. نیروی این ناوشکن از دو توربین گازی مدل M62 تامین میشود که نهایتا توان آن ۱۲۰۰۰۰اسب بخار میرسد که با این توان میتواند تا ۶۵ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد. اما سرعت کروز ان ۲۶ کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت تا ۱۹۴۰۰ کیلومتر برد دارد. رادار های اصلی این ناوشکن شامل رادار MR 760MA است که هم برای سرچ هوایی کاربرد دارد و هم برای سرچ دریایی، رادار دیگر رادار MR320 است که مکملی برای رادار اصلی است. به منظور انجام کار اصلی اش که همانا مقابله با زیردریایی های دشمن است، به ۲لانچر۴تایی موشک ضد زیردریایی سیلکس مجهز است که البته بر ضد سطح نیز استفاده میشود. در اودالی۲ موشک پی ۲۷۰ موسکیت جایگزین این موشک ها شد. در زمینه دفاع هوایی دارای ۸لانچر ۸ تایی موشک های دریاپایه تور است. در اودالی۲ ، دو سامانه تانگوسکا نیز به آن افزوده شده. این ناوشکن دارای دو توپ تکی ۱۰۰ م م است که در اودالی۲ به یک توپ دولول ۱۳۰ م م تغییر یافت. اودالی برای دفاع نزدیک از ۴ سامانه ای کی ۶۳۰ بهره میبرد که در اودالی۲ به سامانه کاشتان ارتقاع یافتند. از نظر اژدر نیز دارای ۲تیوب ۴ تایی اژدر های ۵۳۳ هستند که البته در اودالی۲ میتوان از موشک ضد زیردریایی RPK2 نیز استفاده کرد. اودالی دارای دو سامانه راکت انداز RBU6000 است که در اودالی۲ با سامانه Uday1 جایگزین شد. این ناوشکن توانایی حمل دو فروند هلیکوپتر کاموف کا ۲۷ را دارد. در ابتدا برنامه ای برای ساخت ۱۵ فروند از این ناوشکن ها در دستور کار بود که با کنسل شدن دو فروند، ۱۳ فروند ساخته شدند. از این تعداد ۴فروند بازنشسته شدند و ۹فروند در خدمتند. در ۱۹۸۹ طی پروژه ۱۱۵۵۱شوروی تصمیم به ارتقاع گسترده اودالی ها گرفت، که به دلیل ارتقاعت گسترده به اودالی۲ تغییر نام یافتند، قرار بود ۳ فروند اودالی۲ ساخته شود که به فروپاشی شوروی خورد و روسها هم فقط توانستند یک فروند را تکمیل کنند که در ۱۹۹۴ به آب انداخته شد و در ۱۹۹۹ با نام آدمیرال چاباننکو وارد خدمت شد. از ۹ فروند در خدمت، ۵ فروند در ناوگان شمال هستند و ۴فروند در ناوگان اوقیانوس آرام.

ناوشکن پنتلیف از کلاس اودالی

ناوشکن کلاس کاشین:
این ناوشکن های از نخستین ناوشکن های دارای موشک های هدایت شونده بودند. طرح اصلی آن در ۱۹۵۷ تصویب شد و کار ساخت نخستین فروند آن در ۱۹۵۹ آغاز شد و در ۳۱ دسامبر ۱۹۶۰ به آب انداخته شد و در ۳۱دسامبر ۱۹۶۲ وارد خدمت شد، ۲۵فروند از کلاس کاشین ساخته شد که در حال حاضر یک فروند در نیروی دریایی روسیه(ناوشکن اسمیتلیوی که در ۱۹۶۹ وارد خدمت شد) و ۵ فروند در نیروی دریایی هند با نام کلاس راجپوت فعال هستند. ناوشکن اسمیتلوی در سال ۱۹۹۰ مورد ارتقاء قرار گرفت. طی این ارتقاع موشک های خا۳۵ و سنسور های MNK 300 روی آن نصب شد، یک توپ نیز حذف شد. این ناوشکن دارای ۴توربین گازی متصل به دو شفت با مجموع قدرت ۷۲۰۰۰ اسب بخار است که میتوان تا ۹۶۰۰۰اسب بخار نیز از آن نیرو گرفت. با این توان کاشین میتواند تا ۷۴ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد، این ناوشکن میتواند با سرعت ۳۳ کیلومتر بر ساعت ۷۴۰۰ کیلومتر را بپیماید. تناژ آن در حالت استاندارد ۴۰۱۰ تن است که در حالت بارگیری کامل به ۴۷۵۰ تن نیز می رسد. به جز موشک های خا۳۵، دیگر تسلیحات آن شامل دو توپ دولول ۷۶ م م، دو لانچر دوتایی ولنا و یک لانچر برای اوراگان است که هر دو برای دفاع هوایی کاربرد دارند. ۵تیوب پرتاب اژدر و ۲لانچر ۱۲ تایی راکت ضد زیر دریایی RBU6000 از دیگر تسلیحات آن هستند. از نظر بالگرد نیز میتواند یک فروند کاموف کا ۲۷ حمل کند، این ناوشکن پیر هم اکنون در ناوگان دریای سیاه خدمت میکند.

ناوشکن اسمیتلوی از کلاس کاشین

ناوچه ها:
ناوچه سنگین کلاس گورشکف:
قوی ترین و بزرگ ترین شناور ساخته شده در روسیه بعد از فروپاشی شوروی است، هدف از این ناوشکن ساخت شناوری با تعداد مناسب برای حضور در آبهای اوقیانوسی و بازسازی ناوگان فرسوده بازمانده از شوروی است. این ناوشکن چند منظوره است یعنی هم توانایی سطح به سطح مناسب و هم حمله به زمین و هم دفاع هوایی را دارا میباشد. روسها در ساخت این ناوچه مشکلات بسیار داشتند و دارند، ابتدا که طرح این ناو مطرح شد مشکل مالی اجازه ساخت نداد و حالا هم بخاطر مشکل با اوکراین تامین موتور توربین گازی برای این ناوچه به مشکل خورده است. نهایت تناژ این ناوچه ۴۵۰۰ تن است، فعلا یک فروند از آن وارد خدمت شده، باید دید آینده چه میشود. برای اطلاعات کامل اینجا را بخوانید.

اولین فروند از ناوچه گورشکف

ناوچه بوریویسنیک(کریواک):
در سال ۱۹۵۶ در حالی که هنوز همه ناوچه های کلاس ریگا وارد خدمت نشده بودند، طراحی ناوچه ای با قابلیت های بیشتر نسبت به ریگا برای درگیری سطحی آغاز شد. اما پس ازچندی این طرح تغییر کرد و ساخت ناوچه ای با قابلیت بالای ضد زیردریایی مد نظر قرار گرفت، مجموعا ۲۱ فروند از این ناوچه به نام بوریویسنیک ساخته شد که ناتو به آنها نام کریواک۱ داد و به این نام مشهور هستند، پس از آن سری بوریویسنیک ام ساخته شد که در آن توپ های ۷۶ م م دولول حذف شدند بود و توپ های تک لول ۱۰۰ م م قرار داده شدند، همچنین در این سری سونار تعبیه شده بود بعلاوه تغییرات دیگر که باعث شد ناتو این سری را کریواک۲ بنامد(مجموعا پنج سری بوریویسنیک ساخته شد و ناتو از کریواک۱ تا ۵ نامگذاریشون کرد ولی چون الان فقط یدونه کریواک ۱ و یدونه کریواک ۲ در خدمت هستند به بقیه نمیپردازیم). تناژ این ناوچه در حالت استاندارد۳۳۰۰ تن و در حالت فول لود ۳۵۷۵ تن است. این ناوچه چهار توربین گازی دارد، دو اصلی که از نوع M8K است که مجموعا ۳۶۰۰۰اسب بخار نیرو تولید می کند ، توربین های فرعی از نوع M62 هستند که جمعا ۱۲۰۰۰ اسب بخار نیرو تولید میکنند این توربین ها به دو شفت هستند. با این قدرت میتواند ۵۹ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد و با سرعت ۲۶کیلومتر بر ساعت، برد آن ۹۲۵۰کیلومتر است. تسلیحات آن شامل چهار لانچر موشک سیلکس، دو لانچر گکو برای دفاع هوایی، دو توپ ۷۶ م م دولول(که در کریواک۲ به دو توپ ۱۰۰ م م تک لول تغییر یافت)، دو راکت ۱۲ تایی ضد زیردریایی RBU 6000 و دو تیوب چهار تایی اژدر ۵۳۳هم دارد، یک کاموف کا ۲۷ هم حمل میکند. هم اکنون هر دو ناوچه در ناوگان دریای سیاه مشغول به خدمت هستند.

ناوچه پتلیوی از سری کریواک۲

ناوچه کلاس ناستراشمی:
شوروی در سال ۱۹۸۶ برنامه ساخت این ناوچه آغاز شد و هدف آن ناوچه ای با توان بالای ضد زیردریایی بود که ادامه دهنده راه کریواک باشد. برنامه ساخت ۷ فروند از این ناوچه تصویب شد، سه فروند در مراحل ساخت بودند که شوروی فروپاشید. کار ساخت نخستین ناوچه این کلاس با نام ناستراشمی در ۱۹۸۶ آغاز شد و در ۱۹۸۸ به آب انداخته شد و پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۳ وارد خدمت شد، ساخت ناوچه بعدی با نام یرسلاو مودری در ۱۹۸۸ آغاز شد و در ۱۹۹۱ به آب انداخته شد، بدلیل مشکلات روسیه بعد از نابودی شوروی، ورود به خدمت این ناوچه تا ۲۰۰۹ به طول انجامید. (یک فروند هم نیمه کاره رها شد). ناوچه ناستراشمی نخستین ناوچه ای در شوروی بود که طراحان قابلیت پنهانکاری را در آن در نظر گرفتند هر چند زیاد هم پنهانکار نیست. تناژ این ناوچه در حالت استاندراد ۳۸۰۰ تن و در حالت بارگیری کامل۴۴۰۰ تن است. پیشرانه این ناوچه دو توربین گازی است که به دو شفت متصل و در بیشترین حالت ۱۱۰۰۰۰ است و نهایت سرعت این ناوچه ۵۹کیلومتر بر ساعت است. ناوچه ناستراشمی دارای رادار سه بعدی MR-760 است که به خصوص برای سرچ هوایی کاربرد دارد، دیگر رادار آن رادار MR 360 است که برای سرچ سطحی و هدایت موشک ها کاربرد دارد. سونار این ناوچه نیز از نوع OX Tail میباشد. تسلیحات ناستراشمی شامل دو لانچر چهارتایی موشک خا۳۵ برای درگیری سطحی و ۴لانچر ۸تایی سامانه دریاپایه تور برای دفاع هوایی و یک لانچر ۱۲ تایی راکت RBU 6000 برای درگیری با زیردریایی هاست. این ناوچه دارای توپ ۱۰۰ م م و دوسامانه کاشتان نیز هست، شش اژدر ۵۳۳ و هلیکوپتر کا۲۷ دیگر تسلیحات این ناوچه را تشکیل می دهند. هر دو فروند از این ناوچه در ناوگان بالتیک خدمت می کنند.

ناوچه ناستراشمی

ناوچه کلاس آدمیرال گریگورویچ:
بعد از فروپاشی شوروی، روسیه شناور بزرگی نساخت تا اینکه پروژه های ساخت ناوچه گورشکف و گریگورویچ را شروع کرد، گورشکف ناوچه ای سنگین تر و مسلح تر از گریگورویچ است که برای ماموریت های طولانی و اوقیانوسی ساخته شده است و در کنار آن ناوچه گریگورویچ است که برای ماموریت های نه چندان دور یعنی در محدوده دریای سیاه و بالتیک ساخته شده است. تناژ آن در حالت استاندارد ۳۸۵۰تن و در حالت فول لود ۴۰۳۵ تن است و نخستین فروند آن در سال ۲۰۱۶ وارد خدمت شده است. هم اکنون دو فروند از این ناوچه با نام های آدمیرال گریگورویچ و آدمیرال اسن در ناوگان بالتیک دریای سیاه مشغول خدمت هستند. برای اطلاعات بیشتر به مقاله ناوچه آدمیرال گریگورویچ مراجعه کنید.

ناوچه آدمیرال گریگورویچ

ناوچه های سبک:
ناوچه سبک آلباتروس(گریشا):
این ناوچه که بیشتر با نام ناتوی خود یعنی گریشا شناخته میشود در بین دهه ۱۹۷۰تا ۱۹۹۰ در حال ساخت بود. این ناوچه که با محوریت مبارزه با زیردریایی های دشمن در آبهای نه چندان دور از ساحل ساخته شده بود پنج سری دارد که با نام پروژه های ۱۱۲۴٫۱ و ۱۱۲۴P و ۱۱۲۴M و ۱۱۲۴K و ۱۱۲۴ME شناخته میشوند که در ناتو با نام های گریشاهای ۱ تا۵ شناخته میشوند. هم اکنون ۲۰ فروند از این کلاس در خدمت هستند که به جز دو فروند بقیه از پروژه ۱۱۲۴M هستند. بیشترین تناژ نسخه ام، ۹۸۰ تن است که در نسخه K به ۱۰۷۰ تن می رسد. این ناوچه ها از دو موتور دیزلی با مجموع قدرت ۲۰۰۰۰اسب بخار استفاده میکنند، علاوه بر آن یک توربین گازی نیز دارند که ۱۸۰۰۰ اسب بخار نیرو تولید میکند. این موتور ها به سه شفت متصل هستند و نهایت سرعت ۶۳کیلومتر بر ساعت را برای گریشا فراهم می کنند. برد این ناوچه ۷۴۰۰ کیلومتر با سرعت ۱۹ کیلومتر بر ساعت است. گریشا از یک لانچر دوتایی سامانه اوسا برای دفاع هوایی استفاده میکند . سلاح دیگر آن یک توپ دولوله ۵۷ م م است. همانطور که گفته شد گریشا حول محور شکار زیردریایی ها ساخته شد و به این منظور به دو راکت انداز ضد زیردریایی RBU 6000 و دو اژدر افکن ۵۳۳ و دو لانچر خرج عمقی مجهز بود. از ۲۰ فروند گریشای در خدمت، ۶فروند در ناوگان دریای سیاه، ۸ فروند در ناوگان اوقیانوس آرام و ۶ فروند نیز در ناوگان شمال مشغول خدمت هستند و قرار است در آینده با استروگاشی ها جایگزین شوند.

ناوچه ایوکس از سری گریشا۳

ناوچه سبک اوود (نانوچکا):
این ناوچه نیز که بیشتر با نام ناتوی خود یعنی نانوچکا شناخته میشود ناوچه سبکی بود که تقریبا همزمان با گریشا در حال ساخت بود، با این تفاوت که گریشا برای ماموریت ضد زیردریایی ساخته شد بود ولی نانوچکا برای ماموریت ضد کشتی. کار ساخت نخستین فروند از این کلاس در سال ۱۹۶۷ آغاز شد و سپس در سال ۱۹۷۰ وارد خدمت شد شوروی ناوچه ای میخواست که بتواند موشک ضد کشتی جدید پی ۱۲۰ مالاخیت که در حال ساخت و توسعه بود را حمل کند. نانوچکا طی چهار پروژه ساخته شد، نانوچکا یک تا چهار، که نانوچکا۲ نسخه صادراتی بود و دانگرید شده بود و به جای مالاخیت، ترمیت حمل میکرد. این ناوچه سبک در حالت استاندارد ۵۶۹تن وزن داشت که در حالت بارگذاری کامل به ۶۷۱ تن نیز میرسید. نانوچکا دارای سه موتور دیزل با مجموع قدرت ۳۰۰۰۰ اسب بخار بود که به سه شفت متصل بودند و نهایت سرعت ۵۹ کیلومتر را فراهم میکردند. برد آن با سرعت ۲۲ کیلومتر بر ساعت، ۴۶۳۰ کیلومتر بود. تسلیحات اوود عبارتند از دو لانچر سه تایی موشک مالاخیت، یک لانچر دوتایی موشک اوسا، یک توپ دولوله ۵۷م م که در نسخه نانوچکا۳ جای خود را به توپ ۷۶م م داد. همچنین نانوچکا۳ دارای سامانه دفاع نزدیک ای کی ۶۳۰ نیز هست. یک فروند نیز به عنوان نانوچکا۴ ساخته شد که هدف از آن امتحان موشک اونیکس(یاخونت) بر روی آن بود. مجموعا ۱۷ نانوچکا۱ ،۱۰ نانوچکا۲ ،۱۸نانوچکا۳ و یک نانوچکا۴ ساخته شد که هم اکنون ۱۲ فروند نانوچکا۳ و یک فروند نانوچکا۴ در خدمت روسیه است که از این تعداد ۴فروند در ناوگان بالتیک۳ فروند در ناوگان شمالی، ۴فروند در ناوگان اوقیانوس آرام و ۲ فروند نیز در ناوگان دریای سیاه مشغول خدمت هستند.

ناوچه میراش از سری نانوچکاا۳

ناوچه سبک کلاس ترانتل:
در اواخر دهه هفتاد شوروی به این نتیجه رسیده بود که با وجود نیروی هوایی توانمند ناتو ، نمیتوان با استفاده از قایق های تندروی اوسا که توان دفاع هوایی مناسبی نداشتند ضربات محکمی بر دشمن وارد آورد(بعد ها طی جنگ اول خلیج فارس که هلیکوپتر های لینکس بریتانیایی با موشک سی اسکایا قایق های اوسای عراقی را قلع و قمع کردند و همچنین جنگ ایران و عراق که عراق از اوسا استفاده میکرد و بسیار ناکارآمد بود این نظریه تایید شد،) . به همین دلیل نیاز به یک ناوچه سبک بود که علاوه بر قابلیت های اوسا، توانایی راداری بالاتر و توان ضد هوایی بالاتر و همچنین ماندگاری بیشتری در نبرد داشته باشد این بود که ناوچه های سبک کلاس تارنتل ساخته شدند، هم اکنون۲۵ فروند ترانتل در خدمت هستند که از این تعداد،۱۱ فروند در ناوگان اوقیانوس آرام، ۷فروند در ناوگان بالتیک، ۵ فروند در ناوگان دریای سیاه و ۲ فروند نیز در ناوگان دریای خزر خدمت می کنند. برای اطلاعات بیشتر به مقاله ناوچه ترانتل در همین سایت مراجعه کنید.

ناوچه ترانتل۳

ناوچه سبک کلاس پارشیم:
در دهه هفتاد نیروی دریایی آلمان غربی دست به دریافت زیردریایی های تایپ۲۰۶ زد که تهدیدی بزرگ بر علیه نیروی دریایی آلمان شرقی بود. بنابراین آلمان شرقی با کمک مالی و تکنولوژیکی شوروی در اواخر دهه ۱۹۷۰ یک ناوچه سبک با محوریت عملیات ضد زیردریایی را توسعه داد که نتیجه آن ناوچه سبک کلاس پارشیم بود. این ناوچه در تاسیسات کشتی سازی ولگاست آلمان ساخته میشد، نخستین فروند آن در ۹ آوریل ۱۹۸۱ به آب انداخته شد و تا سال ۱۹۸۶ پانزده فروند دیگر نیز ساخته شد، شوروی برای کمک به آلمان شرقی ۱۲ فروند از این ناوچه را سفارش داد تا تولید آن مقرون به صرفه تر باشد. اما در نهایت ۲۴ فروند ساخته شد. هم اکنون همه ۲۴ فروند در خدمت هستند که از این تعداد هفت فروند در ناوگان بالتیک روسیه در حال خدمت هستند. کلاس پارشیم در حالت استاندارد ۸۰۰ تن و در حالت فول لود ۹۵۰ تن وزن دارد. پارشیم از موتور ام۵۰۴ دیزلی استفاده میکند که به سه شف متصلند و نهایت قدرت ۱۴۲۵۰ اسب بخار را فراهم می آورند. بیشتری سرعتی که پارشیم میتواند به آن دستیابد ۴۷٫۷ کیلومتر بر ساعت است اما سرعت بهینه آن ۲۶ کیلومتر است که با این سرعت ۳۹۰۰ کیلومتر برد دارد. تسلیحات این ناوچه شامل یک توپ دولوله ۵۷ م م و یک سامانه ای کی ۲۳۰ برای دفاع نزدیک و دو سامانه استرلا برای دفاع هوایی، دو لانچر راکت ضد زیردریایی آر بی یو ۶۰۰۰، چهار اژدر افکن ۴۰۰ م م و ۱۲ خرج عمقی میشد.

ناوچه الکزین از کلاس پارشیم در خدمت روسیه

هاورکرافت کلاس بورا:
پروژه ۱۲۳۹بورا هم میتواند کار یک ناوچه را انجام دهد و هم کار یک هاورکرافت را، دارای موشک های سطح به سطح برای حمله به سایر شناور ها در نزدیکی ساحل است و هم میتواند تجهیزاتی را برای عملیات آبی خاکی حمل کند. نخستین فروند از این ناوچه که در ناتو با نام کلاس “درگچ” شناخته میشود در سال ۱۹۸۸ به آب انداخته شد و مسلما به فروپاشی شوروی خورد و در سال ۱۹۹۷ عملیاتی شد، یک فروند دیگر با نام ساموم در ۱۹۹۵ به آب انداخته شد و در سال ۲۰۰۰ عملیاتی شد، این ناوچه دارای تناژی در حدود ۱۰۵۰ تن است. این ناوچه دارای چهار ژنراتور دیزلی است و موتور اصلی آن را نیز دو توربین گازی M10-D1 تشکیل میدهند که بیشترین توان ۶۰۰۰۰اسب بخار را فراهم می آورند. نهایت سرعت این ناوچه ۱۰۲ کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت میتواند ۱۵۰۰ کیلومتر را طی کند، اما سرعت کروز آن ۲۲کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت ۴۶۰۰ کیلومتر برد دارد.
این ناوچه با وجود وزن کمی که دارد تسلیحات مناسبی حمل میکند، از جمله تسلیحات آن دو لانچر چهار تایی(جمعا هشت تا) موشک ضد کشتی پی۲۷۰ موسکیت است که توان تهاجمی خوبی به این ناوچه سبک میدهد. سلاح دیگر این ناوچه توپ ۷۶٫۲ م م و یا توپ ۱۰۰ م م است. برای دفاع هوایی به یک لانچر اوسا ام ای و ۱۶ ایگلا مجهز است، برای دفاع نزدیک دارای دو سامانه ای کی ۶۳۰ است، سلاح دیگر آن دو مسلسل ۱۴٫۵م م است. این ناوچه یک نانجک انداز DP-64 نیز دارد.! هم اکنون دو فروند از این ناوچه در خدمت هستند که هر دو در ناوگان دریای سیاه حضور دارند.

بورا

ناوچه کلاس گیپارد:
در واپسین روز های حکومت شوروی، شوروی به این نتیجه رسیده بود که ناوچه هایی مانند کلاس گریشا و کانی و … توانایی مناسبی برای جنگ های نوین ندارند بنابراین طرحی برای جایگزینی زود هنگام آنها با ناوچه ای چند منظوره مورد بررسی قرار گرفت، همچنین این ناوچه برای صادرات نیز بود. اما شوروی فروپاشید و مانند بسیاری طرح های دیگر این طرح نیز به روسیه افتاد. ناوچه جدید گیپارد نام گرفت و کار ساخت نخستین فروند از آن با نام تاتارستان در ۱۹۹۳ آغاز شد و در ۲جولای ۲۰۰۱ به آب انداخته شد و در ۳۱آگوست ۲۰۰۳ وارد خدمت شد. در سال ۲۰۰۶ ویتنام نیز دو فروند از ژپارد سفارش داد که یکی را در ۲۰۱۰ و دیگری را در ۲۰۱۱ تحویل گرفت، سپس دو فروند دیگر نیز سفارش داد که انتظار میرود هر دو در همین امسال(۲۰۱۷) تحویل شوند. گیپارد در پنج سری تحت پروژه های مختلف ساخته شد که به معرفی طرح پایه آن میپردازیم، این ناوچه در حالت استاندارد دارای ۱۵۰۰ تن وزن و در حالت فول لود دارای ۱۹۰۰ تن وزن است. نیروی آن از دو توربین گازی بعلاوه یک موتور دیزلی با نهایت قدرت ۳۷۳۰۰ اسب بخار تامین میشود. نهایت سرعت آن ۵۲ کیلومتر بر ساعت است و سرعت کروز آن ۱۹ کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت ۷۰۰۰ کیلومتر برد دارد(لازم به ذکر است در ژپارد۵ موتور های دیگری روی ژپارد نصب شد ).
گیپارد برای نبرد سطح به سطح از موشک های خا۳۵ استفاده میکند که برای این کار دو لانچر چهار تایی از این موشک ها را داراست که البته این قابلیت وجود دارد که به جای این موشک ها، موشک های چند منظوره کلوب لود شود. برای دفاع هوایی به یک لانچر دوتایی موشک های اوسا ام مجهز است و میتواند ۲۰ موشک را با خود حمل کند. توپخانه گیپارد شامل یک توپ ۷۶٫۲م م و برای دفاع نزدیک دارای دو سامانه ای کی ۶۳۰ است که در ناوچه داغستان با کاشتان تعویض شد و همچنین داغستان دارای دو مسلسل ۱۴٫۵ م م است. این ناوچه ها چهار تیوب پرتاب اژدر و همچنین یک راکت انداز ضد زیردریایی آر بی یود ۶۰۰۰ نیز دارند. ژپارد ها میتوانند بین ۱۲ تا ۲۰ مین را نیز حمل کنند، هم اکنون دو فروند گیپارد با نام های تاتارستان و داغستان در ناوگان دریای خزر خدمت میکنند.

ناوچه داغستان از کلاس گیپارد

ناوچه های سبک کلاس بویان و بویان ام:
روسیه در دریای خزر تهدید دریایی بزرگی ندارد بنابراین شناور جنگی بزرگ و قدرتمندی نیز برای این دریا نساخته است. ناوچه های سبک کلاس بویان با۵۰۰ تن وزن سبک ترین شناور های جنگی روسی هستند. این شناور ها طی پروژه ۲۱۶۳۰ساخته شدند. کار ساخت نخستین فروند از بویان در ۳ژانویه ۲۰۰۴ شروع شد و در ۷ اکتبر ۲۰۰۵ به آب انداخته شد و سپس در ۱سپتامبر ۲۰۰۶ وارد خدمت شد، پس از ساخت سه فروند از کلاس بویان، تصمیم به توقف تولید این ناوچه سبک گرفته شد و در حالی که آخرین فروند از بویان در مراحل ورود به خدمت بود پروژه ۲۱۶۳۱ آغاز شد که هدف آن ساخت ناوچه های بویان ام بود، بویان ام نسخه سنگین تر(با ۹۴۹تن وزن) و توانمند تر از بویان است که امروزه نیز در خط تولید کارخانه کشتی سازی زلنودولسک قرار دارد، همانطور که گفته شد سه فروند بویان ساخته شد که هر سه در ناوگان دریای خزر خدمت میکنند، تا کنون ۵فروند بویان ام نیز ساخته شده که سه فروند در ناوگان دریای خزر و دو فروند در ناوگان دریای سیاه مشغول خدمت هستند، هم اکنون ۴ فروند بویان ام مراحل مختلف تولید را میگذرانند و انتظار میرود در امسال و سال آینده وارد خدمت شوند. برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه نمایید.

ناوچه اوگلیچ از کلاس بویان ام در جلو و یک فروند بویان در عقب

ناوچه کلاس استروگاشی:
با مسن شدن کلاس گریشا، روسیه تصمیم به ساخت کلاس از ناوچه ها برای جایگزینی گریشا گرفت، در سال ۲۰۰۱ پروژه ای تحت عنوان ۲۰۳۸۰ آغاز شد، نخستین فروند از این کلاس با نام استروگاشی تحت این پروژه در۱۶می ۲۰۰۶ به آب انداخته شد و در ۱۴نوامبر ۲۰۰۷ عملیاتی شد، تغیراتی که مد نظر بود طی پروژه ۲۰۳۸۱ به اجرا درآمد و بقیه ناوچه ها از نوع ۲۰۳۸۱ ساخته شدند. که نختسین فروند از این پروژه در ۲۰۱۱ واد خدمت شد. هم اکنون ۵ فروند از این ناوچه در خدمت هستند که به جز یک فروند بقیه که در ناوگان اوقیانوس آرام است، بقیه در ناوگان بالتیک خدمت می کنند. هم اکنون ۴ فروند از این ناوچه در حال ساخت میباشند که احتمال میرود تا ۲۰۱۸ دو فروند از این تعداد عملیاتی شوند. در مجموع ۱۲ فروند ساخته خواهد شد. این ناوچه به کشور های دیگری نیز پیشنهاد شده که از قرار الجزایر تعداد از آن را سفارش داده است. این ناوچه در حالت استاندارد ۱۸۰۰ تن و در حالت فول لود ۲۲۰۰ تن وزن دارد. برای اطلاعات بیشتر به مقاله ناوچه کلاس استروگاشی مراجعه کنید.

ناوچه سوبرزیتنلی از کلاس استروگاشی

کشتی های آبی خاکی تپیر(آلیگیتور):
این کشتی ها برای عملیات آبی خاک و همچنین انتقال تجهیزات به نیرو های در ساحل ساخته شدند. طراحی این کشتی به سال ۱۹۵۹ باز میگردد. در ابتدا قرار بود ۱۵ فروند از این کشتی ساخته شود اما یک فروند لغو شد، ۱۴ فروند دیگر بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۵ ساخته شده و وارد خدمت شدند، پس از فروپاشی شوروی و بین سالهای ۱۹۹۲تا ۱۹۹۵ همه این ۱۴ فروند از خدمت کنار گذاشته شدند، ولی بعدا در سال ۲۰۰۸ دو فروند از این کشتی ها به خدمت بازگشتند. پس از آن نیز در سال ۲۰۱۴ دو فروند دیگر به خدمت بازگشتند. این کشتی ها در حالت استاندارد ۳۴۰۰ و در حالت فول لود۴۷۰۰ تن وزن دارند. همانطور که گفته شد این کشتی ها برای عملیات آبی خاکی هستند و برای این منظور توانایی حمل ۳۰۰تا ۴۲۵ سرباز را دارند، همچنین میتوانند تا ۲۰ تانک و یا ۴۰ نفربر را با خود حمل کنند اما برای انتقال سایر تجهیزات نظیر توپخانه و… نیز مورد استفاده قرار میگیرند، نهایت وزنی که میتوانند بارگیری شوند ۱۰۰۰ تن است. این کشتی تسلیحاتی نیز دارد، راکت انداز گراد از نوع دریاپایه ، موشک ها دفاع هوایی استرلا ، یک توپ ۵۷ م م و دو توپ ۲۵ م م برای دفاع از شناور به کار میروند و جنبه تهاجمی ندارند. آلیگیتور ها از دو موتور دیزل که به دو شفت متصل هستند و نهایت توان ۹۰۰۰اسب بخار را فراهم می آورند نیرو میگیرند. آلیگیتور میتواند تا ۳۳ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد. هم اکنون سه فروند از آلیگیتور ها در ناوگان دریای سیاه و یک فروند نیز در ناوگان اوقیانوس آرام خدمت میکنند. در آینده قرار است با کلاس ایوان گرن جایگزین شوند.

کشتی نیکولای فیلچنکوف از کلاس تپیر(آلیگیتور)

کشتی آبی خاکی روپوشا:
یک کشتی آبی خاکی است که برای حمل تجهیزات در حمله به ساحل یا رساندن تجهیزات به نیرو ها به کار میرود ، طبق برنامه ریزی این کشتی میبایستی توان انتقال ۴۵۰ تن بار را داشته باشد. نخستین فروند از این کشتی در سال ۱۹۷۴ وارد خدمت شد. کشتی های رپوشا طی سه پروژه ساخته شدند که پروژه ۷۷۵ یک و دو سه نام داشتند که البته در ناتو پروژه های ۱/۷۷۵ و ۲/۷۷۵ را روپوشا۱ و پروژه ۳/۷۷۵ را روپوشا۲ مینامند، در مجموع ۱۲ فروند از پروژه ۷۷۵یک ساخته شد. بعد از آن پروژه ۲/۷۷۵ در دستور کار قرار گرفت و در سال ۱۹۸۱ نخستین فروند از این سری وارد خدمت شد و تا ۱۹۸۸ مجموعا ۱۳ فروند از آن ساخته شد. پروژه بعدی ۳/۷۷۵ نام داشت(۷۷۵ام نیز خوانده میشود) که نخستین فروند آن ۱۹۹۰ وارد خدمت شد و سه فروند از آن ساخته شد که به فروپاشی شوروی خورد و بقیه برنامه لغو شد، نهایتا ۲۸ فروند از این کشتی ها ساخته شد که هم اکنون ۱۲ فروند از نوع روپوشا۱ و ۳ فروند از نوع روپوشا۲ در خدمت هستند. روپوشا در حالت عادی ۲۲۰۰ تن و در حالت فول لود ۴۰۸۰تن وزن دارد. دارای دو موتور دیزل با مجموع قدرت ۱۹۰۰۰ اسب بخار است که به دو شفت متصل هستند. بالاترین سرعت روپوشا ۳۳ کیلومتر بر ساعت است که البته سرعت کروز آن ۲۸ کیلومتر بر ساعت است که با این سرعت ۱۱۳۰۰ کیلومتر برد دارد. این کشتی که پس از آلیگیتور ساخته شد در مقایسه با آن توان کمتری در حمل و نقل دارد، روپوشا میتواند ۱۰ تانک جنگی یا ۱۲ خودروی زرهی بی تی آر و ۳۴۰ سرباز مسلح را حمل کند. همچنین میتوان آن را به این صورت لود کرد که سه تانک و سه خمپاره انداز خود کششی نونا و پنج نفربر و چهار کامیون زرهی را به همراه ۳۱۳ سرباز حمل کند. نهایت توان بارگیری روپوشا بین ۴۵۰ تا ۵۰۰ تن است. اما تسلیحات: روپوشا۱ دارای دو توپ دو لول ۵۷م م است که در روپوشا۲ با یک توپ ۷۶ م م جایگزین شده است. روپوشا ها دارای دو لانچر ۳۰ تایی راکت انداز های گراد ام هستند. همچنین دارای موشک های استرلا برای دگیری هوایی نزدیک هستند. روپوشا۲ دارای ۲ سامانه ای کی ۶۳۰ برای دفاع نزدیک نیز هست. هم اکنون ۴فروند روپوشا در ناوگان شمالی، ۳فروند در ناوگان اوقیانوس آرام، ۳ فروند در ناوگان بالتیک و ۵ فروند نیز در ناوگان دریای سیاه خدمت میکنند.

روپوشا۱ در عقب تصویر و روپوشا۲۲ در نزدیک

لندینگ کرافت ها:
لندینگ کرافت ها وظیفه انتقال نیرو ها از کشتی های بزرگ به ساحل را دارند. معمولا به دلیل عمق کم آب، کشتی های حمل نیرو و تدارکات تا خود ساحل پیش نمی آیند و وظیفه انتقال نیرو ها به ساحل بر عهده لندینگ کرافت هاست. امروزه روسیه از حدود ۳۰ فروند لندینگ کرافت استفاده میکند که در چهار کلاس طبقه بندی میشوند. بزرگترین آنها کلاس زوبر است که یک هاورکرافت ۵۵۵تنی مسلح است و دو فروند آن درخدمت هستند که هر دو در ناوگان بالتیک خدمت میکنند،( برای اطلاعات بیشتر به مقاله هواناو زوبر مراجعه کنید). و کوچکترین آنها که ۱۳فروند از کلاس آندوترا است ۹۰ تن وزن دارد. پنج فروند لندینگ کرافت کلاس دایگون نیز در خدمت هستند که ۲۸۰ تن وزن داشته و یکی در ناوگان دریای خزر و یکی در ناوگان اوقیانوس آرام و سه فروند در ناوگان بالتیک خدمت می کنند. دایگون ها توانایی حمل ۱۴۰تن بار را دارند که با این ظرفیت میتوانند ۱۰۰ سرباز و یا دو تا سه فروند تانک و یا چهار تا پنج فروند بی تی آر را در خود جای دهند. به جز اینها، ۱۲ فروند لندینگ کرافت ۹۹تنی کلاس سرنا نیز در خدمت هستند. این لندینگ کرافت ها توانایی حمل ۹۲ سرباز و یا یک تانک و یا یک بی تی آر را دارند. در مجموع یازده فروند لندینگ کرافت در ناوگان بالتیک، هشت فروند در ناوگان دریای خزر، چهار فروند در ناوگان دریای سیاه، چهار فروند در ناوگان شمالی و نهایتا پنج فروند نیز در ناوگان اوقیانوس آرام خدمت می کنند.

هاورکرافت زوبر

لندینگ کرافت دایگون

کشتی های جاسوسی اطلاعات و شناسایی:
کار این کشتی ها جمع آوری اطلاعت است، حال از هر نوعی که باشد، از شنود و جاسوسی راداری گرفته تا آگاهی از کم و کیف نیروهای دشمن در یک منطقه. معمولا این کشتی ها دارای رادار های بسیار قوی و ابزار جمع آوری علائم الکترونیک دشمن هستند. روسیه نیز در حال حاظر ۱۴ فروند از این کشتی ها را در خدمت دارد که برای کار های جاسوسی از آنها بهره می برد. مهم ترین این کشتی ها، کشتی ۲۳۷۸۰ تنی کلاس مارشال ندلین است. این کشتی که دو فروند از آنها با نام های مارشال ندلین و مارشال کریلوف در زمان شوروی ساخته شد(یکی در سال ۱۹۸۳ و یکی در سال۱۹۸۹) برای رصد موشک های بالستیک دشمن مورد استفاده قرار میگرفت. کشتی مارشال ندلین در ۱۹۹۸ بازنشسته شد و هم اکنون فقط کشتی مارشال کریلوف در ناوگان اوقیانوس آرام خدمت می کند. این کشتی دارای تعداد قابل ملاحظه ای رادار و تجهیزات الکترونیکی همانند رادار ام آر ۷۵۵ و ام آر ۳۲۰ است که توانایی بالایی در رصد و اخطار به آن میدهد. برد این کشتی ۳۷۰۰۰ کیلومتر است. روسیه همچنین دو فروند کشتی جاسوسی ۱۵۶۰تنی موما نیز هست، این کشتی های قدیمی یکی در سال ۱۹۷۹ و یکی در سال ۱۹۸۰ وارد خدمت شدند.(البته در مجموع ۳۰ فروند ساخته شد که فقط همین دو فروند در خدمت روسیه مانده اند). کشتی مهم دیگر، کشتی ۴۹۰۰تنی بالزم است که مهم ترین کارش رصد و شنود الکترونیک و شنود ارتباطات دشمن است، این کشتی شمار زیادی رادار و سونار و دیگر تجهیزات را داراست و همچنین میتواند اطلاعات را از طریق یک لینک ماهواره ای منتقل نماید. چهار فروند از بالزم ساخته شد که هم اکنون یک فروند آن فعال است که در ناوگان شمالی خدمت میکند.

کشتی شناسایی و اخطار کلاس مارشال ندلین

کشتی شناسایی کلاس بالزم

اما پرشمار ترین کشتی شناسایی روسیه، هفت فروند از کشتی ۳۴۷۰تنی از کلاس ویشینا هستند. ویشینا های از دهه ۸۰ در خدمت هستند و قرار است در آینده با کشتی های کلاس یوری ایوانف جایگزین شوند. یوری ایوانف کشتی ۴۰۰۰ تنی رصد و شناسایی با رادار های مدرن است که در سال ۳۰دسامبر ۲۰۱۴ وارد خدمت شد. قرار است ۴ فروند از این کشتی ساخته شود، هم اکنون یک فروند نیز در حال سپری کردن مراحل نهایی ورود به خدمت است. کشتی دیگری که به تازگی وارد خدمت شده و جزئی از آینده شناور های اطلاعاتی روسیه را تشکیل میدهد کشتی های شناسایی کلاس کریوس هستند. این کشتی ها ۵۲۰۰ تن وزن داشته و دارای تجهیزات شنود و رهگیری و کنترل هستند. نخستین فروند از این کلاس با نام یانتر در سال ۲۰۱۵ وارد خدمت شد. یک فروند دیگر نیز در حال ساخت است که در سال ۲۰۱۶ کار ساخت آن شروع شد و احتمالا تا سال۲۰۱۹ وارد خدمت شود.

کشتی شناسایی کلاس ویشینا

کشتی شناسایی کلاس کریوس

کشتی های مین روب و مین گذار:
وقتی با دشمنی به بزرگی ایالات متحده که توانایی مین ریزی هوایی و دریایی را در مقیاسی وسیع دارا میباشد قاعدتا به ناوگان مین روب مجهزی نیاز دارید. روسیه نیز با درک این خطر ناوگان مین روب مناسبی دارد که به جز اندکی، بقیه از شوروی بر جای مانده اند. پرشمار ترین کشتی مین روب روسیه در حال حاضر ۲۳(یا ۲۶) کشتی از کلاس سونیا است که البته ۱۴ فروند نیز در حالت رزرو قرار دارند. کوبا، سوریه، ویتنام و.. نیز از مشتریان این کشتی بودند. سونیا دارای حداکثر ۴۵۰ تن وزن است و برد آن با سرعت ۱۹ کیلومتر ۵۵۵۶ کیلومتر است که البته میتواند تا ۲۸ کیلومتر هم سرعت بگیرد. این کشتی نیز همانند سایر کشتی های مین روب دارای بدنه ای خاص و تجهیزات مین روبی است. سونیا یک مسلسل دوتایی ۳۰م م و یک مسلسل دوتایی ۲۵ میلیمتری دارد. کلاس ناتایا دیگر کلاس مینروب و مینگذار روسی است، این مینروب از دهه هفتاد تا سال ۲۰۰۱ بر خط تولید بود و مجموعا ۴۵ فروند از آن ساخته شد، هم اکنون ۱۰ فروند از آن در خدمت روسیه است(البته این کشتی صادر هم شد). ناتایا بر اساس کلاس یورکا توسعه یافت. ناتایا از تجهیزات پیشرفته تر همچون سونار بهتر و تلویزیون مدار بسته استفاده میکند. بدنه آن از استیل با خاصیت کم مغناطیسی ساخته شده است(برای مقابله با مین های حساس به مغناطیس). برای مین روبی به سامانه های AT-2 (برای مین های حساس به صوت) GKT-2 (برای مین های حساس به برخورد) و TEM-2 (برای مین های حساس به مغناطیس) مجهز میباشد. ناتایا همچنین توانایی عملیات مینریزی با استفاده از ۷ مین AMD-1000 و یا به جای آنها استفاده از ۳۲ خرج عمقی را دارا میباشد. به دلیل وظیفه ای که دارد از نظر رادار و تسلیحات ظعیف میباشد، ناتایا دارای رادار ام آر۱۰۴ میباشد، برای دفاع از خود دارای دو سامانه ای کی ۲۳۰ و دو توپ ۲۵م م است. ناتایا نهایتا ۸۷۳تن وزن دارد.

کلاس سونیا

کلاس ناتایا

لیدا دیگر کلاس مینروب روسی است که تولید آن از ۱۹۸۶ تا به حال در جریان بوده است. طی دو پروژه ساخته شده است که یکی ۱۰۷۵۰ نام داشته و یکی ۱۰۷۵۰E ، امروزه دو فروند در حال طی کردن مراحل مختلف ساخت هستند. در پروژه ۱۰۷۵۰ دارای وزن استاندارد ۱۳۱تن و در حالت فول لود ۱۶۵تن وزن دارد. لیدا مجهز به سامانه های KIM-1 و یا KIM-2M است که برای جستجو و نابودی مین ها به کار میروند، سامانه های دیگر آن که برای مینروبی استفاده میشوند شامل: GKT-3-MO است که برای مین های حساس به برخورد به کار میروند، سامانه AT-6 که برای مین های حساس به صوت به کار میرود و سامانه SEMT-1 که برای مین های حساس به مغناطیس به کار میروند. بسته به مدل از رادار های ام آر ۲۳۱ و ۲۴۱ استفاده میکند. تسلیحاتش بسته به مدل شامل چهار تا هشت سامانه ایگلاست که برای دفاع هوایی نزدیک به کار میروند، یک سامانه دفاع نزدیک ای کی ۳۰۶ و در پروژه ۱۰۷۵۰E دارای مسلسل کرد نیز هست. هم اکنون حدود ۹ فروند آن در خدمت میباشند. روسیه همچنین دو فروند کشتی مینروب کلاس گوریا دارد که به صورت تخصصی برای مقابله با مین های کاپتر آمریکایی در اعماق آب بود. هدف این مین ها زیردریایی ها بود و هدف گوریا نابود کردن آنها. به جز سامانه TEM-3 که نسبت به نسل پیش بهینه شده بود، در بقیه تجهیزات مینروبی شبیه کلاس ناتایا است. گوریا دارای یک توپ ۷۶م م و یک توپ ۳۰م م و دو موشک سیلکس است. اما آینده مینروب های روسی کلاس الکساندریت است که هم اکنون یک فروند آن در دسامبر۲۰۱۶ وارد خدمت شده است و روسها برنامه ساخت ۲۰ فروند از آن را در دستور کار دارند. این کشتی یکپارچه از فایبرگلاس ساخته شده است(بخاطر همون موضوع مغناطیس). هنوز اطلاعات زیادی از سامانه های آن و کارکرد آنها در دسترس نیست، این کشتی در حالت استاندارد ۶۲۰ تن و در حالت فول لود دارای ۸۹۰تن وزن است. بیشترین برد آن ۳۰۰۰کیلومتر است و بیشترین سرعت آن نیز ۳۱ کیلومتر بر ساعت. و برای دفاع از خود دارای سامانه ای کی ۳۰۶ و همچنین موشک های ایگلا است.

کلاس لیدا

کلاس گوریا

کلاس السکاندریت

قایق های گشتی:
این قایق ها برای مبارزه با ورود های غیرقانونی به آبهای کشور و همچنین مبارزه با قاچاق و… مورد استفاده قرار میگیرند، هم اکنون ۲۸ فروند از این نوع قایق ها در خدمت روسیه است که به چهار کلاس تقیسم میشوند. سنگین ترین آنها کلاس گراچونک است که ۱۳۹ تن وزن دارد. نخستین فروند آن در سال ۲۰۰۹ عملیاتی شد و هم اکنون ۱۲ فروند در خدمت هستند. این قایق از نویگیشن ام پی ۲۳۱ پال استفاده میکند و همچنین دارای سونار نیز هست. بیشترین سرعت این قایق ها ۴۳ کیلومتر بر ساعت است، تسلیحات آنها شامل یک مسلسل ۱۴٫۵ م م و یک اسلحه نارنجک انداز DP-62 است. برای دفاع هوایی نیز دارای موشک ایگلا میباشند. قایق دیگر، قایق های تندرو ۴۳تنی کلاس رپتور میباشد که ۱۰ فروند آن در خدمت است. دارای یک موتور با قدرت ۲۰۰۰ اسب بخار است که آن را به سرعت۹۲ کیلومتر بر ساعت میرساند. رپتور میتواند تا شعاع ۱۶۰کیلومتر عملیات انجام دهد. رپتور دارای یک مسلسل ۱۴٫۵ م م است.

کلاس گراچونک

کلاس رپتور

بی کی ۱۶ دیگر قایق تندروی روسهاست که هم اکنون دو فروند آن در خدمت است. این قایق تندرو ۳۵ تن وزن داشته و دارای دو موتور با قدرت هر کدام ۷۸۰ اسب بخار است که بی کی ۱۶ را به سرعت ۷۷کیلومتر بر ساعت میرسانند. یک مسلسل ۷٫۶۲ نیز سلاح آن است. دیگر قایق روسها قایق اشمل بازمانده از شوروی است که ۷۱تن وزن دارد و میتواند تا حدود ۴۵ کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد. با اینکه فقط ۲۴ متر طول داره ولی تسلیحات مناسبی داره که شامل: یک توپ ۷۶م م ، یک توپ دوتایی ۲۵م م ، یک مسلسل دوتایی ۱۴٫۵ م م ، یک مسلسل ۷٫۶۲م م ، یک راکت انداز ۱۷لول۱۴۰م م از نوع بی ام ۱۴ ، چهار توپ ۳۰ م م و بین ۴تا ۱۰ عدد مین. همه اشمل ها در دریای خزر خدمت میکنند!

قایق بی کی ۱۶

قایق اشمل

نتیجه و مقایسه:
هر کس که در بحث جنگ افزار مطالعه دارد به خوبی میداند که شوروی در اوج قدرتش نیز در بسیاری زمینه ها از ایالات متحده عقب تر بوده است، امروزه روسیه این عقب ماندگی را به ارث برده و همچنان بسیار عقب تر از آمریکاست. یکی از این زمینه ها بحث دریایی است، روسیه امروز دارای ناوگانی قدیمی و بازمانده از جنگ سرد است. امروزه “اغلب” شناور های روسیه در کلاس های رزمناو و ناوشکن و فریگت و کوروت بازمانده از جنگ سرد و شوروی هستند و برخی حتی ارتقاع درست و حسابی هم ندیده اند و همانی که بوده اند هستند. امروزه روسیه در بحث شناور های سنگین در بین سه قدرت اول جهان، رتبه سوم را دارد، روسیه دارای ۴ رزم ناو است در حالی که ایالات متحده ۲۲ رزم ناو تیکاندروگا را در خدمت دارد که برتری محسوسی بر رزمناو های روسی دارند. روسیه امروزه ۱۵ فروند ناوشکن دارد که اغلب بازمانده از جنگ سرد هستند در حالی که آن طرف آمریکا ۶۲ فروند ناوشکن کلاس آرلی برک دارد که نه تنها در شماره بلکه در کیفیت هم بسیار نوین تر و توانمند تر از ناوشکن های روسی هستند، سری به شرق دور بزنیم، چین هم اکنون برنامه لویانگ را دنبال میکند، ۲۲ فروند ناوشکن کلاس لویانگ در دستور کار است که به جز ۷ فروند از کلاس لویانگ۳ بقیه وارد خدمت شده اند. لویانگ۳ که در رتبه بندی های معتبر رتبه چهارم را دارد برتری محسوسی بر ناوشکن های روسی دارد(هیچ کدام از ناوشکن های روسی جزء ده ناوشکن برتر نیستند). دیروز و امروز قدرت دریایی روسیه بیشتر در نزدیکی سواحل بوده است، روسها با درک این نکته که توانایی جنگ اوقیانوسی با ناتو را ندارند همواره بر دفاع در نزدیک ساحل تمرکز کرده اند و چه بسا اگر جنگی در میگرفت رزمناو های اتمی کلاس کایروف نیز چندان از ساحل دور نمیشدند. چرا؟ علاوه بر ناوشکن ها و رزمناو های آمریکایی، تعداد بالای ناو های هواپیمابر آمریکا خود خطری جدی برای ناوگان روسیه به شمار میرود، شوروی/روسیه با درک قدرت هوا-دریای ایالات متحده همواره تا جای ممکن توان دفاع هوایی شناور هایش را بالا برده است تا جایی که برای حفاظت از ناوگانش سامانه های پدافندی زمین پایه ای همانند اس۳۰۰ و تور و بوک را تغییر داده و از آنها بر روی ناوگان دریاییش استفاده میکند. این استفاده تا اندازه ای است که پدافند رزمناو پترکبیر را با پدافند مسکو قیاس میکنند. اما همگان میدانیم که پدافند هیچگاه نتوانسته آنطور که باید و شاید وظیفه خود را انجام دهد، منظور این است که اگر گفته میشود پترکبیر پدافند قدرتمندی دارد به این معنا نیست که در رویارویی با ناو هواپیمابر پیروز است، بدون شک تسلیحات دورایستا با توانایی بالای آمریکا در جنگ الکترونیک توانایی رخنه در این دژ مستحکم را ایجاد میکند، شوروی همواره به دنبال ساخت ناوهواپیمابر قدرتمندی در حد و اندازه سوپر کریر های آمریکایی بوده است اما هیچ گاه موفق نشد و نهایتا ناو هواپیمابر کوزنتسف را ساخت که حتی اگر سه تا چهار فروند از آن نیز ساخته میشد شاید میتوانستند با یک فروند از کلاس نیمیتز یا اینترپرایز برابری کنند. شوروی در اواخر عمرش میخواست ناوی در حد و اندازه ناو های نیمیتز بسازد ولی این خواسته از یک ماکت فراتر نرفت همانطور که امروزه روسیه برنامه ساخت چنین ناوی را دارد(پروژه ۲۳۰۰۰ئی اشتورم) ولی همچنان در حد ماکت مانده است و با توجه به اینکه روسها توانایی مالی و فناوری کمی دارند، احتمال اینکه اشتورم تا سالهای سال در حد ماکت بماند زیاد است. اما ناوگان روسیه یک نقطه قوت نیز دارد(اگر بتوان نامش را نقطه قوت گذاشت) و آن استفاده گسترده از موشک های ضد کشتی فراصوت است. البته این موشک ها نیز مشکلات خودشان را دارند، حرکت در سرعت فراصوت باعث ایجاد گرمای زیادی میشود که باعث کشف سریعتر موشک شده و سیستم های پدافندی را هشیار میکند اما با سرعت زیادشان امید بیشتری به عبور از سد پدافندی ناوهای آمریکایی دارند. امروزه روسیه ناوشکن و رزمناو تولید نمیکند، هرچند برنامه ساختش را دارد ولی محدودیت های مالی پایه ای و همچنین تحریم ها، شاید امکان ساخت این ناوشکن های پر هزینه را در آینده نزدیک فراهم نیاورد. همانطور که گفته شد روسها روی جنگ در نزدیکی ساحل حساب ویژه ای باز کرده اند، استفاده از سیستم های ضد کشتی زمین پایه مثل باستیون و برنامه های متعدد ساخت ناوچه های سبک و سنگین دلیلی بر این مدعاست. از نظر کشتی های تدارکاتی و رزم آبی خاکی، روسیه در برابر چین و آمریکا کاملا بازنده است، در حالی که آمریکا کشتی های هلیکوپتر بر با تناژ۴۱۰۰۰تن و ۴۵۰۰۰ تن و تدارکاتی با تناژ بین ۱۶۰۰۰تا ۲۴۰۰۰ تن دارد، و چین نیز هر چند در تعدادی کمتر از آمریکا کشتی های تدارکاتی ۲۵۰۰۰تنی دارد، روسیه اصلا در این سطح و کلاس هیچ کشتی ندارد. در زمینه لندینگ کرافت ها نیز روسیه در برابر رقیب دیرینه اش بازنده است.به گمان برخی، روسیه اصلا سیاست هایی مشابه آمریکا ندارد که بخواهد ارتشی با آن قدرت تشکیل دهد، اما جنگ با گرجستان، الحاق کریمه و نهایتا دخالت نظامی در سوریه همه را به این نتیجه رساند که مشکل ارتش روسیه این نیست که روسیه چنین سیاست هایی ندارد، بلکه مشکل اصلی شوروی/روسیه “پول” است. چیزی که آمریکا و چین به وفور دارند و روسیه با اینکه به اندازه کمی داشته خودش کاری کرده که کمتر هم بشود، آمریکا قدرت نظامی دارد چون دانش دارد و دانش دارد چون پول دارد. اقتصاد پویا زیربنای همه پیشرفت هاست، کشوری با باهوش ترین مردم نیز بدون پول راه به جایی نمیبرد. تحقیقات در زمینه فناوری نظامی بسیار گران است و هزینه های چندین میلیارد دلاری دارد بنابراین اگر کشوری اقتصاد قدرتمندی نداشته باشد، ارتش قدتمندی نیز نخواهد داشت پس اگر روسیه بخواهد قدرتمند شود و چیزی در حد و اندازه آمریکا و چین شود ابتدا باید اقتصادش را سر و سامان بدهد و سپس به دنبال ارتش قدرتمند باشد، آنوقت است که طرح ها از ماکت فراتر میروند. اما با همه اینها امروز روسیه(با زیردریایی هاش) قدرتمند تر از چین است(ولی نه زیاد) که آنهم اگر کاری نکند و سر و سامانی به ارتشش ندهد، طی یک دهه آینده ، جایگاهش به راحتی توسط چین اشغال میشود.

خلاصه ای از رزمناو های موجود:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
نبردرزمناو کایروف ۱ فروند ۱۹۸۰
رزمناو اسلاوا ۳ فروند ۱۹۸۲

 

خلاصه ای از ناوشکن های موجود:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
ناوشکن سوورمنی ۵فروند ۱۹۸۰
ناوشکن اودالی و اودالی۲ ۹فروند ۱۹۸۰
ناوشکن کاشین ۱فروند ۱۹۶۲

 

 

خلاصه ای از ناوچه های در خدمت:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
ناوچه گورشکف ۱ فروند ۲۰۱۶
ناوچه کریواک ۲ فروند ۱۹۷۰
ناوچه ناستراشمی ۲ فروند ۱۹۹۳
ناوچه گریگورویچ ۲ فروند ۲۰۱۶

 

خلاصه ای از ناوچه های سبک موجود:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
ناوچه سبک گریشا ۲۰ فروند ۱۹۷۰
ناوچه سبک نانوچکا ۱۳ فروند ۱۹۷۰
ناوچه سبک ترانتل ۲۵ فروند ۱۹۷۹
ناوچه سبک پارشیم ۷ فروند ۱۹۸۶
ناوچه سبک بورا ۲ فروند ۱۹۹۷
ناوچه سبک گیپارد ۲ فروند ۲۰۰۳
ناوچه های سبک بویان و بویان ام ۸ فروند ۲۰۰۶
ناوچه استروگاشی ۵ فروند ۲۰۰۷

 

خلاصه ای از کشتی های آبی خاکی در خدمت:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
آلیگیتور ۴ فروند ۱۹۶۴
روپوشا ۱۵ فروند ۱۹۷۴

 

 

خلاصه ای از لندینگ کرافت های در خدمت:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
هاورکرافت زوبر ۲ فروند ۱۹۸۸
آندوترا ۱۳ فروند ۱۹۷۱
دایگون ۵ فروند ۲۰۱۰
سرنا ۱۲ فروند ۱۹۹۴

 

خلاصه ای از کشتی های جاسوسی و جمع آوری اطلاعات:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
مارشال ندلین ۱ فروند ۱۹۸۳
موما ۲ فروند ۱۹۷۹
بالزم ۱ فروند ۱۹۸۰
ویشینا ۷ فروند ۱۹۸۵
کریوس ۱ فروند ۲۰۱۵
یوری ایوانف ۱ فروند ۲۰۱۵

 

خلاصه ای از مینروب ها و مینگذار های در خدمت:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
سونیا ۲۳ فروند ۱۹۷۱
ناتایا ۱۰ فروند ۱۹۷۰
لیدا ۹ فروند ۱۹۸۹
گوریا ۲ فروند ۱۹۸۸
الکساندریت ۱ فروند ۲۰۱۶

 

خلاصه ای از قایق های گشتی در خدمت:

نام کلاس تعداد در خدمت سال ورود به خدمت
گراچونک ۱۲ فروند ۲۰۰۹
رپتور ۱۰ فروند ۲۰۱۴
بی کی ۱۶ ۲ فروند ۲۰۱۵
اشمل ۴ فروند ۱۹۶۷

نکته: روسیه هم اکنون دارای ۱۳کلاس زیردریایی عملیاتی است که به دلیل طولانی شدن مقاله، بررسی زیردریایی ها در مقاله جداگانه ای انجام میشوند.

همچنین میتوانید برای آشنایی با موشک های ضد کشتی شوروی/روسیه اینجا را ببینید.
برای آشنایی با هلیکوپتر هایی که روی ناو ها استفاده شده است اینجا را ببینید.
برای آشنایی با توپ های نصب شده روی شناو ها اینجا را ببینید
برای آشنایی با سامانه های پدافندی ای کی ۶۳۰ و کاشتان اینجا را ببینید.
برای آشنایی با سامانه های پدافندی ضد هوایی ناوگان روسیه ، اس ۳۰۰ و تور و بوک و اوسا و ایگا را ببینید.
منابع:
en.wikipedia.org
www.military-today.com
www.naval-technology.com
russianships.info
www.globalsecurity.org
rusnavy.com
و…

ارتباط با مدیریت سایت: jangaavaran@yahoo.com

ارتباط با نویسنده: ksh608@yahoo.com

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.