هواپیماهای بمب افکن

بمب افکن ایلیوشین28

بمب افکن ایلیوشین28

بمب افکن ایلیوشین-۲۸

*نویسنده و مترجم : سجاد نوراله زاده

جنگ جهانی دوم، صرفنظر از عواقب و آثار فاجعه بار آن، زمینه و بستری را برای توسعه و تکامل سریع تر تکنولوژی هایی فراهم آورد که یا به نوعی در عملکرد بهتر تسلیحات و جنگ افزار دخیل بودند و یا این که خود به شکل مستقیم در جنگ کاربرد داشتند.
برای مثال در این خصوص میتوان به فناوری رادار اشاره کرد.
در سال 1935 دانشمندی اسکاتلندی به نام “سر رابرت واتسون وات” برای نخستین بار به شیوه عملی راداری ابداع کرد که ایده آشکارسازی آسان اهداف از فواصل دور را به واقعیت نزدیک کرده بود.
بعدها و در طول جنگ‌ جهانی دوم نیروی هوایی بریتانیا با بهره گیری از طرح رادار “واتسون وات” و تکامل آن‌ ، برای نخستین بار یک شبکه راداری پیش اخطار به نام Chain Home در سواحل شرقی و جنوب این کشور ایجاد نمود که نقش مهمی را در تشخیص زودهنگام حملات هوایی آلمان نازی ایفا کرد.
فناوری موتور های “توربوجت” از دیگر مواردی است که جنگ جهانی دوم زمینه ساز تکامل و عملیاتی شدن آن گردید.
اگر چه در سال 1939 یک فروند He-178 آلمان نازی برای نخستین به شکل آزمایشی با موتور توربوجت به پرواز درآمد ولی عملیاتی شدن موتور توربوجت بر روی یک جنگنده تا سال 1944 یعنی زمانی که جنگنده Me-262 در نیروی هوایی آلمان نازی(لوفت وافه) وارد خدمت شد، به طول انجامید.
همزمان با پیشبرد طرح جنگنده های جت، طراحی و تولید بمب افکن های جت نیز در دستور کار لوفت وافه قرار داشت.
در سپتامبر 1944 و تنها چند ماه پس از معارفه رسمی جنگنده Me-262 ، نیروی هوایی آلمان بمب افکن Ar 234 Blitz را وارد خدمت کرد.
این بمب افکن یکسال پیش از آن در 1943 نخستین پرواز خود را به انجام رسانده بود و پروسه ورود به خدمت آن در مقایسه با دیگر هواپیماهای نظامی ساخت آلمان با شتاب بیشتری صورت گرفت.
اما نقطه قوت این بمب افکن که آن را از بمب افکن های دیگر متمایز میساخت تجهیز آن به موتور های توربوجت Jumo 004 بود.
“این نخستین بار بود که یک بمب افکن مجهز به موتور توربوجت عملیاتی شده و هر چند محدود در نیروی هوایی یک کشور وارد خدمت میشد.”

آرادو AR 234 نخستین بمب افکن “جت” عملیاتی جهان که در لوفت وافه با لقب Blitz(صاعقه) شناخته میشد
این بمب افکن آخرین هواپیمای ساخت آلمان نازی بود که در اواخر جنگ جهانی دوم بر فراز بریتانیا به پرواز درآمد

پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا و شوروی طرف های اصلی درگیر در جنگ، با پی بردن به اهمیت فناوری توربوجت و این که در آینده ای نزدیک برای حفظ و القای برتری هوایی خود به جنگنده های جت احتیاج خواهند داشت، فعالیت عمده خود در حوزه هوانوردی نظامی را به این زمینه معطوف ساختند.
با پایان یافتن جنگ جهانی دوم ، مسئولان هوانوردی شوروی و سران این کشور تصمیم گرفتند با ورود به عرصه طراحی و ساخت موتور های توربوجت ،صنعت هوانوردی شوروی را به مرحله ی جدیدی وارد کنند.
طراحان موتور در شوروی، علی الخصوص طراح مشهور “ارخیپ لیولکا” از مدت ها پیش در حال تحقیق و کار بر روی موتور های توربوجت بودند. اگر چه بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم،شوروی دست به تولید نسخه هایی از موتورهای آلمانی Jumo 004 و BMW 003 زده بود اما این موتور ها علی رغم پیشرفته بودن دوام‌ عملکرد خوبی نداشتند زیرا آلمان ها در طول جنگ‌ به برخی فلزات کمیاب دسترسی نداشتند که همین موجب ضعف در طراحی و عملکرد این موتور ها شده بود.
از سوی دیگر مسئولان شوروی علاقمند به طراحی و ساخت هر چه سریع تر موتور توربوجت “بومی” در این کشور بودند.
تلاش مهندسان و طراحان موتور در شوروی در نهایت به ارائه اولین موتور توربوجت بومی این کشور، یعنی موتور “لیولکا TR-1″ منتهی شد.
از آن جایی که برتری هوایی به توسعه جنگنده هایی جدید وابسته بود و جنگنده هایی با موتور جت نیز بر جنگنده های پیستونی برتری داشتند اولویت اول با توسعه جنگنده های جت قرار گرفت با این وجود توسعه بمب افکن های نسل جدید نیز به همان اندازه برای شوروی اهمیت یافت.
از ابتدای سال 1945 دفاتر طراحی سه گانه شوروی، تحت مدیریت”پاول سوخوی، آندری توپولف و سرگئی ایلیوشین” به طور همزمان کار بر روی طراحی نخستین نسل از بمب افکن های جت شوروی را آغاز کردند.
با وجود آن که دفتر طراحی سوخوی در نهایت موفق نشد طرحی برای یک بمب افکن نسل جدید ارائه کند ، اما دفتر طراحی توپولف یک طرح از بمب افکن Tu-2 مجهز به موتور توربوجت را معرفی کرد که Tu-12 نام گرفت.

پیش نمونه آزمایشی بمب افکن Tu-12

چندی بعد دفتر طراحی ایلیوشین نیز طرح پیشنهادی خود با نام “ایلیوشین-22” را که بمب افکنی چهار موتوره بود و به بمب افکن آلمانی Ar-234 شباهت داشت، ارائه داد.
این بمب افکن با طول 21.05 متر در حالت خالی 14950 کیلوگرم وزن داشت و قدرت آن توسط چهار موتور TR-1 (اولین موتور توربوجت بومی شوروی) تامین میشد که هر یک از آن ها نیروی رانش 12.75 کیلونیوتن را فراهم میکردند.
ایلیوشین-22 دارای حداکثر ظرفیت حمل 2000 کیلوگرم بمب بود و 5 خدمه داشت.
تنها پیش نمونه ساخته شده از این بمب افکن در 24 ژوئیه 1947 برای نخستین بار به پرواز در آمد که نتیجه این پرواز مایوس کننده بود چرا که موتور های TR-1 عملکرد نامطلوبی از خود نشان دادند و مشخص شد که برد عملی این بمب افکن کمتر از حد تصور طراحان آن است.
*(موتور TR-1 نخستین تجربه شوروی در ساخت یک موتور توربوجت بود و به دلیل رانش کم و مصرف بالای سوخت هرگز نتوانست به عنوان یک موتور موفق ظاهر شود.
در نهایت نیز این موتور تنها به شکل آزمایشی بر روی پیش نمونه هایی از چند نوع جنگنده و بمب افکن نصب شد که هیچ یک از آن ها نیز به تولید انبوه نرسیدند)

تنها پیش نمونه بمب افکن IL-22.
ایلیوشین-۲۲ نخستین بمب افکن ساخت شوروی بود که با استفاده از موتور توربوجت به پرواز درآمد هر چند که با ساخت تنها یک پروتوتایپ، پرونده آن برای همیشه بسته شد.
از مشکلات اصلی ایلیوشین-۲۲ عدم تامین نیروی رانش کافی توسط موتور های آن بود.

نتایج نه چندان مطلوب بدست آمده از IL-22 موجب کنار گذاشته شدن طرح آن شد. از سوی دیگر طرح پیشنهادی توپولف یعنی Tu-12 نیز نتوانسته بود رضایت نیروی هوایی شوروی را جلب کند.
شوروی در زمینه ساخت بمب افکن نسل جدید با یک مشکل جدی روبرو بود ؛ این کشور موتوری توربوجت با قابلیت تامین نیروی کافی برای یک بمب افکن را در اختیار نداشت. از این رو در سال 1946 تعدادی از مسئولان هوانوردی شوروی طی پیشنهادی به استالین اعلام کردند که بهتر است جهت تسریع در پیشرفت فناوری موتورهای جت این کشور، شوروی به منظور خرید تکنولوژی توربوجت از بریتانیا با این کشور وارد مذاکره شود.
استالین با این تصور که انگلیسی ها با چنین امری موافقت نخواهند کرد، نظر چندان مساعدی به این پیشنهاد نشان نداد با این حال وی در نهایت به اصرار مشاوران خود، موافقت کرد که مذاکراتی در این زمینه با بریتانیا انجام شود.
پیشرفت در روند مذاکرات میان دو کشور نشان داد که بر خلاف تصور استالین، انگلیسی ها مخالفتی با این موضوع ندارند.در نهایت با توافق میان دو کشور ، بریتانیا با فروش دو مدل موتور توربوجت “Rolls-Royce Derwent” و “Rolls-Royce Nene” به شوروی رضایت داد.
این اقدام اگر چه در داخل بریتانیا به عنوان یک حرکت غیرمعقولانه تلقی شد و برخی مقامات این کشور نیز به آن اعتراض کردند اما حکومت بریتانیا علاقه مند به همکاری با متحد سابق خود در جنگ با هیتلر بود ، از طرفی تکنولوژی موتور های توربوجت در بریتانیا یک فناوری طبقه بندی شده محسوب نمیشد .
(باید به این موضوع توجه داشت که در این زمان هنوز آتش اختلاف میان شوروی و غرب شعله ور نشده بود و مقامات بریتانیا نیز شوروی را به چشم متحدی نگاه میکردند که در شکست دشمن مشترک آن ها یعنی آلمان نازی نقش برجسته ای را ایفا کرده است)
در نهایت شوروی تعدادی از هر دو نوع موتور را دریافت کرد. موتور Nene برای شوروی یک موتور قدرتمند و قابل اطمینان محسوب میشد و این کشور با راه اندازی خط تولید ، یک نسخه مشابه داخلی از آن را با نام Klimov RD-45 تولید کرد. این موتور در نهایت با ارتقاء و بهبود عملکرد به موتور VK-1 توسعه یافت.
موتور VK-1 به نقطه عطفی در صنایع هوایی شوروی بدل شد.
این موتور بر روی جنگنده موفق میگ-15 نصب شد و چندی بعد بر روی نخستین بمب افکن جت عملیاتی شوروی نیز به کار رفت.

موتور VK-1 نخستین موتور توربوجت ساخت شوروی بود که به تولید انبوه رسید.

در اواخر سال 1947 سرگئی ایلیوشین پیشنهاد توسعه یک بمب افکن تاکتیکی جدید را که از دو موتور RD-45 نیرو میگرفت، ارائه داد.
او با این گمان که تا قبل از سال جدید خواهد توانست یک پیش نمونه از این بمب افکن را به منظور ارزیابی به نیروی هوایی شوروی تحویل دهد، با بهره گیری از طرح IL-22 و تجربیات بدست آمده از آن، کار بر روی طرح جدید را آغاز کرد
از سوی دیگر مسئولان هوانوردی شوروی به منظور ایجاد یک فضای رقابتی ، به طور همزمان دفتر طراحی توپولف را نیز موظف به ارائه طرح یک بمب افکن تاکتیکی جدید کردند.
کمپانی ایلیوشین بمب افکن جدید خود را با نام IL-28 در اوایل 1948 معرفی کرد.
اولین پیش نمونه ساخته شده از ایلیوشین-۲۸ که موتور انگلیسی Nene بر روی آن نصب شده بود ،نخستین پرواز آزمایشی خود را به خلبانی “ولادیمیر کوکیناکی” که از خلبانان با سابقه در شوروی بود در ژوئیه 1948 انجام داد .وی پرواز با این بمب افکن را رضایت بخش و آسان توصیف کرد. در این پرواز، ایلیوشین-28 به سرعت 833 کیلومتر بر ساعت دست یافت.
دومین پیش نمونه این بمب افکن نیز مجهز به موتور های RD-45 ساخت شوروی ،در 30 دسامبر 1948 به پرواز درآمد.
از سوی دیگر اعضای دفتر طراحی توپولف به طور موازی در حال کار بر روی طرح بمب افکن تاکتیکی خود بودند که در نهایت با نام Tu-14 معرفی و ارائه شد.
با تکمیل و ارائه نمونه از هر دو بمب افکن آزمایش های فاز پایانی انجام گرفته و منجر به گزینش نهایی بمب افکن IL-28 در مه 1945 شد که مدتی بعد تولید انبوه آن با موتور بهبود یافته VK-1 آغاز گردید.
با وجود آن که طرح Tu-14 از سوی نیروی هوایی شوروی رد شده بود اما با اندکی اصلاحات در ساختار آن به طور محدود تولید شده و در در نیروی دریایی شوروی وارد خدمت شد.
تولید انبوه بمب افکن IL-28 در سه کارخانه در شهرهای مسکو ،اومسک و ورونژ آغاز گردید و تا ماه مارس 1950 نخستین فروند از خط تولید انبوه خارج شده و به نیروی هوایی شوروی تحویل داده شد تا آغازی بر ورود به خدمت نخستین بمب افکن جت عملیاتی شوروی باشد که بعد ها به نمادی از قدرت هوایی کمونیست ها بدل شد.
در همان سال مطابق خواست استالین، 25 فروند ایلیوشین-28 در رژه روز پیروزی ماه مه به پرواز درآمدند که نشان دهنده تولید سریع این بمب افکن در شوروی بود.

نخستین فروند از نمونه تولید انبوه بمب افکن ایلیوشین-۲۸

چندی پس از عملیاتی شدن IL-28، این بمب افکن از سوی ناتو با لقب Beagle ( به معنای؛تازی شکاری) شناخته شد.
ایلیوشین-28 بمب افکنی کارآمد و نه چندان پیچیده و در عین حال نمونه ای خوب از مهندسی طراحی شوروی بود. ساخت ،نگهداری و پرواز آن آسان بود در حالی که پروسه طراحی و ورود به خدمت آن نیز چندان به طول نینجامید.
بدنه این بمب افکن از درازا شامل دو نیمه پیش ساخته متصل به هم و عمدتا از جنس آلیاژ آلومینیوم بود.
دم بمب افکن بر خلاف بال ها رو به عقب بود که موجب بهبود قابلیت کنترل آن در حرکات شیرجه ای میشد.
این بمب افکن از دو موتور توربوجت “کلیموف VK-1” با رانش هر کدام 26.5 کیلونیوتون ،نیرو میگرفت که درمحفظه های بزرگ و کشیده زیر بال قرار داشتند.
همچنین این امکان وجود داشت که بمب افکن را به راکت های کمکی در زیر بدنه و در نزدیکی ریشه بال مجهز کرد تا امکان برخاست از باند های کوتاه یا تسهیل برخاست در یک بارگذاری سنگین تسلیحاتی برای آن فراهم شود.
این بمب افکن اگر چه قابلیت حمل تا 3000 کیلوگرم بمب را نیز داشت اما ظرفیت معمول بارگذاری آن 1000 کیلوگرم بمب در دهلیز داخلی حمل تسلیحات آن بود و ظرفیت سوخت داخلی آن نیز 7900 لیتر بود.این بمب افکن میتواند تا یک بمب 3 تنی و یا یک بمب 1.5 تنی و یا 6 بمب 250 کیلوگرمی و یا 12 بمب 100 کیلوگرمی را حمل کند.
تسلیحات داخلی و ثابت این بمب افکن شامل دو توپ ثابت 23 میلیمتری در دماغه و نیز دو توپ 23 میلیمتری در قسمت برجک مسلح عقب بمب افکن که توسط توپچی کنترل میشد. به کارگیری همزمان دو توپ عقب بمب افکن، حجم آتش مرگباری را بر علیه پرنده های مهاجم فراهم میکرد که بمب افکن را در مواجهه با تهدیدات یاری میکرد.
این بمب افکن دارای سه خدمه شامل؛ خلبان ، افسر ناوبری/تسلیحات که در اصل مسئول کنترل دهلیز تسلیحات بود و نیز توپچی که در برجک مسلح عقب بمب افکن قرار میگرفت و در حقیقت اپراتور ارتباط رادیویی بمب افکن نیز محسوب میشد.
هر سه خدمه این بمب افکن در کابین های جدا از یکدیگر قرار داشتند و در در زمان پرواز راهی برای جا به جایی خدمه از یک بخش به قسمت دیگر وجود نداشت. دماغه شیشه ای IL-28 محل قرارگیری افسر ناوبری/تسلیحات بود.
خلبان و افسر تسلیحات هر دو مجهز به صندلی پرتاب شونده و مسلح بودند.
سیستم های آویونیک این بمب افکن نیز از سطح استاندارد های زمان خود بالاتر بود که شامل تجهیزات ارتباط رادیویی و سامانه تشخیص دوست از دشمن و همچنین مجهز به قابلیت خلبان خودکار بود.
افسر ناوبری/تسلیحات یک سایت هدفگیری اپتیکی OPB-5 را در اختیار داشت که تنها زمانی مورد استفاده قرار میگرفت که محل بمباران بمباران به صورت چشمی قابل رویت باشد در غیر صورت از رادار کمکی PSBN-M به منظور بمباران استفاده میشد. آنتن این رادار در زیر کابین خلبان قرار داشت و گاهی اوقات به عنوان رادار ناوبری نیز به کار گرفته میشد.
ایلیوشین-28 از نخستین بمب افکن های شوروی مجهز به رادار به عنوان یک ویژگی استاندارد بود.

محل قرارگیری توپچی در عقب بمب افکن و دو توپ 23 میلیمتری NR-23

نگاهی به دیگر نسخه های اصلی IL-28 :
*ایلیوشین-28 نخستین بمب افکن جت عملیاتی بود که به شکل گسترده و فراگیر در نیروی هوایی شوروی وارد خدمت میشد از این رو از همان ابتدا نیاز مبرمی به یک نسخه آموزشی از آن به منظور تسریع در روند آموزش خلبانان احساس میشد.
نسخه آموزشی که بعد ها با نام IL-28U شناخته شد نخستین پرواز خود را در مارس 1950 به انجام رساند.
این پرنده در حقیقت همان بدنه بمب افکن IL-28 که یک کابین اضافه داشت.
کابین خلبان تحت آموزش(خلبان دوم) دقیقا همانند کابین خلبان اصلی بوده و مجهز به یک سیستم آموزشی کمکی بود.
در این مدل با توجه به عملکرد آموزشی آن، سامانه های رزمی بمب افکن شامل رادار و توپ 23 میلیمتری حذف شده بودند.
آزمایش های مختلفی که بر روی این نسخه صورت گرفت نشان داد که خصوصیات و عملکرد IL-28U ، به عنوان نسخه آموزشی IL-28 بسیار به آن نزدیک است جز آن که مدل آموزشی نرخ صعود به مراتب بالاتری نسبت به بمب افکن IL-28 دارد.
“ایلیوشین-28 یو” که از سوی ناتو mascot لقب گرفته بود نخستین بار در رژه روز پیروزی سال 1950 در جلو دوربین ها به نمایش درآمد.
تولید انبوه این بمب افکن در ژوئیه 1950 آغاز شد و به عنوان یک پرنده آموزشی تا اوایل دهه 1970 در کشور های بلوک شرق در خدمت بود.

بمب افکن ایلیوشین28
نسخه دو سرنشینه ، IL-28U

*همزمان با توسعه و تولید نسخه آموزشی IL-28 ، کمپانی ایلیوشین کار بر روی طرح یک هواپیمای مخصوص عملیات شناسایی و تجسس، بر پایه بمب افکن ایلیوشین-28 را آغاز کرد.
این پرنده که IL-28R نام گرفت در آوریل 1950 نخستین پرواز خود را انجام داد.
این نسخه شناسایی مجهز به یک دوربین بزرگ بود که در دهلیز داخلی هواپیما قرار میگرفت، یک دوربین مخصوص نیز در قسمت عقب هواپیما قرار داشت که به منظور عکسبرداری به شکل اریب مورد استفاده قرار میگفت.
این امکان نیز وجود داشت که هواپیما را به دوربین های دیگری مخصوص تصویربرداری در شب یا روز مجهز کرد. 12 گلوله منور نیز در دهلیز داخلی هواپیما قرار میگرفت که در عملیات های شناسایی شبانه مورد استفاده قرار میگرفتند.
این مدل اگر چه مخصوص عملیات شناسایی بود اما به منظور دفاع از خود در مواجهه با تهدیدات احتمالی، همانند بمب افکن IL-28 مسلح به توپ 23 میلیمتری NR-23 بود.

*همان گونه که گفته شد طرح رقیب ایلیوشین-28 یعنی Tu-14 به شکل محدود در نیروی دریایی شوروی وارد خدمت شد اما این پرنده به دلیل ضعف ساختاری و برخی نقص ها مورد رضایت نیروی دریایی این کشور نبود از این جهت تعدادی بمب افکن IL-28 برای جایگزینی با آن به نیروی دریایی تحویل داده شد.
این پرنده ها به منظور همخوانی با نیروی دریایی قابلیت حمل اژدر RAT-52 را نیز به دست آوردند.
اما نسخه پایه IL-28 که به نیروی دریایی تحویل داده شد برای حمل اژدر یا مین دریایی مناسب نبود چرا که این بمب افکن از ابتدا برای فعالیت در نیروی هوایی توسعه یافته بود. از این رو دفتر طراحی ایلیوشین به درخواست نیروی دریایی شوروی با ایجاد برخی تغییرات بر روی پلتفرم پایه IL-28 ،نسخه ی اختصاصی نیروی دریایی با مشخصه ی IL-28T را ارائه کرد.
طول دهلیز داخلی در این مدل افزایش یافته بود که آن را برای حمل اژدر مناسب میساخت.
همچنین در این نسخه افسر تسلیحات یک سایت هدفگیری اژدر در اختیار داشت.
در قسمت جلو نیز توپ 23 میلیمتری در سمت راست حذف شده و ظرفیت سوخت داخلی نیز به دلیل افزایش فضای دهلیز حمل تسلیحات کاهش یافته بود.
در نهایت تولید محدود IL-28T از اواسط سال 1950 آغاز شده و تا سال های بعد همچنان در خدمت نیروی دریایی شوروی بود.

نسخه دریایی و اژدر ان

همچنین در اوایل 1951 نیروی دریایی شوروی با تبدیل تعدادی از بمب افکن های IL-28 و IL-28T به یک نسخه ویژه گشت دریایی و ضد زیردریایی، نمونه ی جدیدی از این پرنده را با مشخصه IL-28PL ارائه کرد.
این مدل مجهز به گیرنده سونوبوی(سونار هواپرتاب) بوده و قابلیت حمل و به کارگیری سونوبوی و خرج انفجاری عمقی را نیز پیدا کرده بود.

نمایی برش خورده از نحوه قرارگیری توپچی در قسمت عقب بمب افکن.
در ایلیوشین-۲۸ توپچی به طور همزمان اپراتور ارتباط رادیویی بمب افکن نیز محسوب میشد.
نسخه شناسایی و تجسس ، IL-28R.
در این مدل با اضافه شدن دو مخزن سوخت به انتهای هر یک از بال ها برد عملیاتی اندکی افزایش یافت

*شوروی در سال 1949 نخستین آزمایش اتمی خود را با انفجار یک بمب RDS-1 انجام داد.
این بمب به بمب Fat Man امریکا شباهت زیادی داشت و ظاهرا طراحی و ساخت آن با بهره گیری از اطلاعاتی بود که جاسوسان شوروی از برنامه اتمی امریکا به دست آورده بودند. اما طراحان تسلیحات اتمی شوروی به دنبال بمبی با قابلیت حمل آن توسط یک بمب افکن بودند. از این رو مدتی بعد بمب جدیدی با نام RDS-4 در شوروی ساخته شد.این بمب از دیگر طرح های قبلی کوچکتر بود و به راحتی توسط یک بمب افکن IL-28 حمل میشد.
دو فروند ایلیوشین-28 به طور اختصاصی جهت حمل این بمب تغییر پیدا کردند.
در نهایت در آگوست 1953 یک بمب افکن IL-28 بمب RDS-4 را از ارتفاع بالا رها کرده و بدین ترتیب برای نخستین بار بمب مذکور آزمایش میشود.
با آزمایش موفقیت آمیز این بمب، عملکرد آن مورد تایید قرار گرفته و اجازه تولید آن صادر شد.
همچنین نسخه ای از بمب افکن ایلیوشین-۲۸ با نام‌ IL-28N که مختص حملات اتمی بود به عنوان حامل این بمب معرفی شد.

* شوروی از ابتدا در زمینه ساخت بمب های هدایت شونده دچار ضعف بود. از نخستین تلاش های این کشور در راه دستیابی به تسلیحات هدایت شونده میتوان به بمب هدایت رادیویی “UB-2F چایکا” اشاره کرد که یک بمب هواسُر 2000 کیلوگرمی بود.
این بمب های دارای بال های دلتا شکل بود و به صورت دستی توسط افسر تسلیحات بمب افکن هدایت میشد.
تا سال 1957 حدود 30 فروند بمب افکن IL-38-131 که به طور اختصاصی جهت حمل بمب های چایکا طراحی شده بودند، ساخته شد.
این نسخه از IL-28 مجهز یه یک سیستم هدایت رادیویی و یک آنتن مخصوص در زیر بدنه بود که در هدایت بمب های چایکا کاربرد داشت.
بمب چایکا اگر چه عمر خدمت کمی داشت اما تجربه خوبی برای شوروی بود تا به ساخت تسلیحات هدایت شونده جدید تر روی بیاورد.

نگاهی به سابقه عملیاتی در دیگر کشور ها:

ایلیوشین-۲۸ در اواخر سال 1950 در نیروی هوایی شوروی عملیاتی شده و اندکی پس از آن در 1951 در نیروی دریایی شوروی وارد خدمت شد.
تا اواسط دهه 1950 ایلیوشین-۲۸ از ارکان مهم قدرت هوایی شوروی محسوب میشد چرا که با توجه به سرعت تولید و قابلیت های آن در حملات اتمی و متعارف و نیز ایفای نقش در چندین وظیفه عملا بخشی از ناوگان هوایی شوروی را به خود اختصاص داده بود.
در جریان یورش نیروهای شوروی به مجارستان و سرکوب انقلاب این کشور در سال 1956 ،تعدادی ایلیوشین-۲۸ به منظور انجام عملیات شناسایی بر فراز مجارستان به پرواز درآمدند که یکی از آن ها نیز بنا به دلایل نامعلومی سقوط کرد.
این تجربه عملیاتی را شاید بتوان نخستین مورد از به کارگیری IL-28 در خارج از شوروی دانست.
از اوایل دهه 60 میلادی Beagle به تدریج از وظیفه اصلی خود یعنی بمب افکن خط مقدم کنار گذاشته شد اما دیگر نسخه های آن همانند IL-28R کماکان در خدمت نیروی هوایی و دریایی شوروی باقی ماندند به گونه ای که در وقایع 1968 چک اسلواکی موسوم به بهار پراگ، شوروی با به پرواز درآوردن IL-28R بر فراز چک اسلواکی اقدام به انجام عملیات شناسایی بر فراز این کشور کرد.
با این وجود تا دهه 80 میلادی برخی از گونه های ایلیوشین-۲۸ به شکل محدود در شوروی عملیاتی بودند.
حدود نیمی از تمامی Beagle های تولید شده، در خارج از شوروی وارد خدمت شدند که شامل اقمار شوروی در اروپای شرقی و دیگر کشور های تحت نفوذ شوروی میشد.
جمهوری خلق چین‌ بزرگترین کاربر خارجی این بمب افکن محسوب میشد. شوروی از سال 1952 انتقال ایلیوشین-۲۸ به چین را آغاز کرده و طی چند سال صد ها فروند از این بمب افکن و مدل آموزشی آن را به چین تحویل داد.
ارتش آزادیبخش چین در اواخر سال 1956 با استفاده از IL-28 مواضع ملی گرایان چینی را در مجمع الجزایر “داچن” واقع در شمال تایوان بمباران کرد.
از ابتدای دهه 60 میلادی با افزایش تنش ها و شکاف در روابط میان چین و شوروی ، همکاری نظامی این دو کشور نیز تحت تاثیر تنش ها کاهش یافته و به تبع آن شوروی ارائه پشتیبانی و تحویل ایلیوشین-۲۸ به چین را متوقف کرد.
به دنبال این وقایع چین تصمیم گرفت با راه اندازی یک خط تولید داخلی در هاربین،اجزاء مختلف IL-28 را تولید کرده و وابستگی خود به شوروی را در این مورد کاهش دهد. چندی پس از آن با بهره گیری از مهندسی معکوس نخستین پروتوتایپ مدل چینی ایلیوشین-۲۸ با نام H-5 در سپتامبر 1964 به پرواز درآمد و تنها یک سال بعد در 1965 تولید انبوه بمب افکن H-5 در چین آغاز گردید.
اگر چه تولید انبوه H-5 توسط چین موفقیت بزرگی برای صنایع نظامی این کشور محسوب میشد اما نمیتوانست در افزایش قدرت نیروی هوایی این کشور تاثیر زیادی داشته باشد چرا که در همان زمان ایلیوشین-۲۸ یک بمب افکن منسوخ و تقریبا از رده خارج محسوب میشد ،علاوه بر آن کیفیت ساخت H-5 از ایلیوشین-۲۸ به مراتب پایین تر بود.

نسخه تولیدی چین

*دیگر ‌کاربران اصلی Beagle کشور های کمونیستی اروپای شرقی بودند که شامل آلبانی، بلغارستان ،چک اسلواکی ،آلمان شرقی، مجارستان ، لهستان و رومانی میشد.
از این میان چک اسلواکی از کاربران راضی و مشتاق این بمب افکن بود. این کشور IL-28 و IL-28U را تحت لیسانس و با نام های B-228 و CB-228 در داخل خاک خود تولید کرد.
*در آلمان شرقی کاربرد این بمب افکن بیشتر به عنوان یک هدف پرنده بود اگر چه تعدادی نیز به عنوان بستر آزمایش موتور مورد استفاده قرار گرفتند.
*در سال 1956 و در پی یورش نیروهای شوروی به مجارستان، نیروی هوایی وقت این کشور حملات محدودی را علیه نیروهای مهاجم شوروی ترتیب داد با این وجود مقاومت مجارستان سریعا در هم شکسته شد.

یک فروند ایلیوشین-۲۸ نیروی هوایی مصر لحظاتی پس از بمباران نیروی های اسرائیلی در صحرای سینا در جریان جنگ فرسایشی

*هم پیمانان شوروی در خاورمیانه و آفریقا شامل الجزایر، مصر، عراق ، نیجریه، سومالی، سوریه و یمن نیز از کاربران این بمب افکن محسوب میشدند.
از این میان ،مصر با در اختیار گرفتن حدود 70 فروند از این بمب افکن (عمدتا مدل ساخت چک اسلواکی) بزرگترین کاربر این بمب افکن در منطقه بود.
اما جنگ شش روزه سال 1967 صحنه ای بود که IL-28 فرصت نقش آفرینی چندانی را در آن را پیدا نکرد.
چرا که اسرائیل با طرح ریزی یک حمله پیش دستانه و برق آسا پایگاه های هوایی مصر را بمباران کرد و عملا نیروی هوایی این کشور را بر روی زمین در هم کوبید.
در جریان این بمباران، “Beagle” های مصری،هدفی با اولویت بالا برای خلبانان اسرائیلی محسوب میشدند چرا که خطر آن ها بیش از همه متوجه شهر های مهم رژیم اسرائیل بود. حتی بعد از آن تعدادی از ایلیوشین هایی که از حملات هوایی اسرائیل در امان مانده و به پرواز در آمدند نیز توسط جنگنده های اسرائیلی سرنگون شدند.
در سال 1970 نیز 2 فروند IL-28R مصری حین انجام عملیات شناسایی بر فراز اسرائیل شناسایی شده و توسط پدافند هوایی این رژیم سرنگون شدند.
حضور در افغانستان نیز از سوابق رزمی شاخص ایلیوشین-۲۸ بود.
حکومت کمونیستی وقت افغانستان IL-28Sh را در نقش پشتیبانی نزدیک بر علیه مجاهدین افغان به کار گرفت .


*تنها کاربر ایلیوشین-۲۸ در قاره آمریکا کوبا بود و یکی از مهم ترین وقایع مرتبط با این کشور یعنی بحران موشکی کوبا نیز با نام IL-28 گره خورد.
در اوایل دهه 60 میلادی آمریکا اقدام به استقرار موشک های برد-متوسط “ژوپیتر” در ترکیه کرد.
این اقدام که در پی سیاست های وقت ایالات متحده مبنی بر محاصره نظامی شوروی صورت گرفت ،خشم و نارضایتی مقامات کرملین را در پی داشت چرا که عملا بخش از مهمی از خاک شوروی و نیز پایتخت این کشور یعنی مسکو در برد این موشک قرار میگرفت حال آن که شوروی گزینه مناسبی برای پاسخ مستقیم به این اقدام‌ ایالات متحده در اختیار نداشت کما این که محدودیت برد موشک های شوروی نیز به این کشور اجازه نمیداد تا بتواند از خاک خود ایالات متحده را مورد هدف قرار دهد.
در پی این وقایع، خروشچف رهبر وقت شوروی تصمیم گرفت با کمک فیدل کاسترو که به تازگی موفق به استقرار یک حکومت کمونیستی در کوبا شده بود موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
از این رو در سال 1962 موشک های بالستیک میان برد شوروی به همراه 42 فروند بمب افکن ایلیوشین-۲۸ توسط کشتی های شوروی راهی کوبا شدند.
خروشچف گمان میکرد اگر در پاسخ به اقدامات آمریکا، به طور متقابل عملی مشابه این کشور انجام داده و طی یک عملیات سری موشک ها و بمب افکن های خود را در کوبا مستقر کند، آمریکا در معرض عمل انجام شده و موضع ضعف قرار میگیرد حال آن که پس از اطلاع آمریکایی ها از این مسئله واکنش مقامات این کشور به اقدامات شوروی بسیار قاطعانه و شدید بود.
حتی اوضاع به گونه ای پیش رفت که مشاوران نظامی “جان اف کندی” رئیس جمهور آمریکا، به وی پیشنهاد کردند که با انجام اقدام نظامی مستقیم با این مسئله برخورد کند ولی کِندی تصمیم گرفت با اعلام محاصره دریایی کوبا از حرکت کشتی های شوروی به سوی این کشور جلوگیری کند.
از سوی دیگر به نظر میرسید شوروی هم قصد ندارد با شکستن محاصره دریایی کوبا وضعیت را بغرنج کند ولی در اثنای این وضعیت و با نافرمانی فرمانده نیروهای شوروی در کوبا، یک فروند هواپیمای جاسوسی آمریکایی U-2 توسط سامانه پدافندی سام-۲ بر فراز کوبا مورد اصابت قرار گرفته و خلبان آن کشته شد.
ساقط شدن این هواپیمای آمریکایی و کشته شدن خلبان آن خروشچف را متقاعد کرد که باید هر چه سریعتر برای جلوگیری از غیرقابل کنترل شدن اوضاع، اقدامی انجام دهد که در نهایت با عقب نشینی وی و قبول پیشنهاد امریکا مبنی بر خروج موشک ها و بمب افکن های شوروی از کوبا، این بحران بیسابقه فروکش کرد. به تبع آن بمب افکن های ایلیوشین-۲۸ نیز به شوروی بازگردانده شده و بدین ترتیب این بمب افکن حضور نافرجام خود در بحرانی که میرفت تا به جنگی تمام عیار تبدیل شود را به پایان رساند.

نگاره ای زیبا از ایلیوشین-۲۸

*با آغاز خروج از خدمت IL-28 در دهه 60 میلادی کمپانی ایلیوشین چندین طرح را برای جایگزینی آن به نیروی هوایی شوروی پیشنهاد داد که از آن ‌جمله میتوان به طرح های ایلیوشین-۳۰ ، ایلیوشین-۴۶ و ایلیوشین-۵۴ اشاره کرد. هر کدام از این سه بمب افکن پیشنهادی نیز بنا به دلایلی شایستگی ورود به خدمت را از سوی نیروی هوایی شوروی کسب نکرده و کنار گذاشته شدند.
*در پایان پایان به این نکته اشاره کرد که ایلیوشین-۲۸ در زمان خود طرحی موفق و کارآمد بود البته باید به این مسئله نیز توجه داشت که دفتر طراحی ایلیوشین در شوروی عمدتا در زمینه طراحی و تولید هواپیماهای ترابری و مسافری فعالیت داشت و تخصص کمپانی های دیگر همانند “توپولف” در طراحی و ارائه بمب افکن های مشهوری همچون Tu-16 بر نام ایلیوشین-۲۸ سایه افکند.

ایلیوشین-۴۶ از طرح های پیشنهادی به منظور جایگزینی با ایلیوشین-۲۸. از این بمب افکن تنها یک پیش نمونه ساخته شد.

مشخصات ایلیوشین-۲۸ در نسخه پایه (اصلی)

تعداد خدمه : 3

طول : 17.65 متر

طول بال ها : 21.45 متر

ارتفاع : 6.7 متر

مساحت بال : 60.8 متر مربع

وزن خالی : 12890 کیلوگرم

حداکثر وزن برخاست(Takeoff) : 21200 کیلوگرم

موتور : دو موتور توربوجت Klimov VK-1 با رانش هر کدام 26.5 کیلونیوتن.

حداکثر سرعت : 902 کیلومتر بر ساعت در ارتفاع 4500 متری

سرعت کروز : 770 کیلومتر بر ساعت

برد رزمی (در ارتفاع 10000 متری و با سرعت 770 کیلومتر بر ساعت): 2180 کیلومتر

سقف پرواز : 12300 متر

نرخ صعود : 900 متر در دقیقه

نوشته شده برای سایت جنگاوران(http://jangaavaran.ir)

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن