ایرانتاریخی

تاریخچه تشکیل نظمیه (پلیس)ایران-قسمت دوم

تاریخچه تشکیل نظمیه (پلیس)ایران-قسمت دوم

زهرا صادقیان
قسمت دوم
حضور کنت دومونت فوردر راس اداره نظمیه ، حضور ماموران آموزش دیده نظمیه و وضع قوانین نسبتا مدرن و جدید برای اداره شهر تهران اصلا به مذاق کامران میرزا نایب السلطنه حاکم وقت تهران خوش نیامد. پسر شاه سال ها به حکومت بنا بر میل و قوانین نانوشته خودش عادت کرده بود و تحمل فرمانبرداری از یک فرد دیگر آن هم یک کلنل خارجی را نداشت. همین عوامل باعث شد تا کم کم درگیری هایی بین سربازان مغرور و از خود راضی نایب السلطنه و ماموران جدی نظمیه تهران به وجود آید.
آغاز درگیری ها
درگیری دو طرف ابتدا از جدال های لفظی نیروهای نظمیه و سربازان نایب السطنه آغاز شد و در نهایت یکی از این درگیری ها تبدیل به یک درگیری بزرگ شد و کاربه جایی رسید که دهها نفر از سربازان کامران میرزا به خانه رییس اتریشی نظمیه تهران حمله کردند!

کامران میرزا پسرناصرالدین شاه که کارشکنی زیادی در راه نظمیه کرد
کامران میرزا پسرناصرالدین شاه که کارشکنی زیادی در راه نظمیه کرد

ماجرا از یک بعدازظهر تابستانی آغازشد. یکی از سربازان گارد نایب السلطنه در حال بریدن سر یک مرغ در داخل یک باغچه گلکاری شده در خیابان بود. براساس دستورات نظمیه سربریدن حیوانات در ملاعام غدقن بود. یکی از سربازان نظمیه به سرباز کامران میرزا نزدیک شد و سعی کرد او را برای جرمی که مرتکب شده بود به نظمیه ببرد. اما سربازان کامران میرزا آن روزها بسیار خودرای و مستبد بودند خصوصا از سربازان نظمیه متنفر بودند. سرباز کامران میرزا در جواب مامور نظمیه شروع به فحاشی به کنت دومونت فور کرد و مدعی شد هیچ قانونی شامل سربازان پسرشاه نمی شود. دعوا بالا گرفت و در نهایت سرباز نایب السلطنه با شمشیر دست مامور نظمیه را قطع کرد. مامور نظمیه هم بیکار ننشست و با باتوم بر سر سرباز کامران میرزا زد. بلافاصله سایر مامورا نظمیه به کمک همکار خود آمدند و با اضافه شدن سایر سربازان حاکم تهران دعوا تبدیل به یک نزاع خیابانی شد. دعوا بالا گرفت و ماموران نظمیه برای متفرق کردن سربازان ناچار به شلیک با اسلحه شدند . اگرچه تعداد سربازان زیاد بود اما ماموران نظمیه به دلیل شجاعت بیشتر و همین طور آموزش های بهتر موفق شدند تعداد زیادی اسلحه از سربازان نایب السلطنه به غنیمت بگیرند. نیروهای کامران میرزا که خود را حریف ماموران ورزیده نظمیه نمی دیدند به پادگان خود رفتند و با سیصد نفر سرباز به محل درگیری برگشتند. حتی برخی ازآنان باخود کوزه های نفت آورده بودند و قصد داشتند اداره نظمیه را به آتش بکشند. به دستور نظم الدوله نوری درهای نظمیه بسته شد. کنت دومونت فور که با کالسکه در حال برگشت به اداره بود مورد حمله سربازان قرار گرفت. شاید اگر کالسکه کلنل دومانتویچ فرمانده قزاقخانه در همان لحظات به داد رییس نظمیه نمی رسید کار کنت در همان بلوا تمام شده بود.رییس نظمیه فورا با اسکورت سواره نظام قزاق به خیابان لاله زار و چهار راه کنت که خانه اش در آن قرار داشت رفت.

خانه معروف کنت دومونت فور در چهارراه لاله زار
خانه معروف کنت دومونت فور در چهارراه لاله زار

دعوایی که چشم کنت را باز کرد
در آن سوی شهر نظمیه اوضاع خوبی نداشت و به دلیل نفرات کم ماموران میرزا ابوتراب خان نظم الدوله و عباسقلی خان منتظم الملک که هر دو از معاونان نظمیه بودند تصمیم به مذاکره با سربازان را گرفتند.از بخت بد ماموران نظمیه ناصرالدین شاه در تهران حضور نداشت حتی تلاش مامورا نظمیه برای پیدا کردن کامران میرزا و مستوفی الممالک به جایی نرسید.. در نهایت ابراهیم خان سلطان برای از افسران نظمیه برای مذاکره با سربازان بیرون رفت. اما سربازان نایب السلطنه بلافاصله دست و پای ابراهیم خان را بستند و مشغول شکنجه او شدند. از آنجا که این اتفاق در ماه رمضان رخ داد بسیاری از سربازان کنار توپ های خود جلوی نظمیه افطار کردند!
حتی عده ایی از سربازان راهی خانه کنت دومونت فور شدند و سعی کردند با شکستن در وارد باغ شوند. اما کنت دومونت فور که از قبل پیش بینی این اتفاق را کرده بود زودتر قاصدی به اداره قزاقخانه و همین طور اداره نظام اتریشی فرستاد و از کلنل شیونسکی فرمانده پیاده نظام اتریشی و کلنل دومانتویچ فرمانده قزاقخانه کمک خواست. در حالی سربازان در آستانه ورود به خانه کنت بودند یک گروهان از نظامیان پیاده نظام سبک اتریشی به همراه یک گروه سواره نظام قزاق به خانه کنت رسیدند بعد از پراکنده کردن سربازان از در خانه کنت نیروهای کمکی راهی اداره نظمیه شدند. رسیدن نیروهای کمکی مصادف با حمله قاطرچیان و سربازان نایب السلطنه به نظمیه بود.چندین سرباز نظمیه کشته شده بودند و چندین نفر از افسران نظمیه هم زخمی بودند. حادثه حمله سربازان نایب السلطنه به اداره نظمیه یکی از وقایع زشت و تاسف انگیز دوره ناصری است. اگرچه ناصرالدین شاه آن روز در تهران نبود اما وقتی شرح وقایع را به اطلاع او رساندند چندان ناراحت نشد. ناصرالدین شاه برای توجیح این درگیری به کنت دومونت فور به کتاب سه تفنگدار الکساندر دوما اشاره کرد و گفت رقابت بین سپاه تفنگداران لویی سیزدهم و گارد کاردینال ریشیلو بارها در شهر پاریس هم رخ داده بود. اما از آنجا که این واقعه ابهت پلیس ضربه زده بود شاه دستور داد تعدادی از سربازان نایب السلطنه را در میدان توپخانه و در ملاعام شلاق زدند. همچنین نایب السلطنه احضار و توبیخ شد و برای دلجویی از کنت دومونت فور به او یک نشان افتخار داده شد. وقوع این ماجرا عجیب و غریب چشمان کنت دومونت فور را به روی حقیقت ایران دوره ناصری گشود. رییس نظمیه با کمک ژنرال انریکو آندره اینی که از چند سالی در تهران اقامت داشت شناخت نسبتا کاملی از رجال سیاسی ایران به دست آورد.

ناصرالدین شاه با کره جواهرنشان معروفش،او به دعوای دوطرف پایان داد
ناصرالدین شاه با کره جواهرنشان معروفش،او به دعوای دوطرف پایان داد

وقتی کنت دومونت فور فاسد می شود
بر طبق اطلاعات کنت دومونت فور سیاست مداران دولت ناصرالدین شاه کوچکترین ارزشی برای شرایط کشور و وضعیت نابسامان مردم قائل نبودند و در بین آن همه رجال اسم و رسم دار ایرانی تنها میرزا حسین خان مشیرالدوله بود که دغدغه از بین بردن عقب ماندگی و رسیدن به پیشرفت و مدرنیته را داشت. البته سپهسالار بعد از سرکوبی غائله عبیدالله کرد دوباره مورد بی توجهی ناصرالدین شاه قرار گرفته بود و به مثلا حکومت خود در شهر کوچک قزوین ادامه می داد. از آن طرف راه و روش کنت دومونت فور با روزهای آغازین ریاستش در نظمیه بسیار فرق کرده بود. آن کلنل سخت گیر اتریشی که حرارت زیادی در اجرای قانون و دستگیری مجرمین داشت به دلیل وضعیت دولت وقت و همین طور بی توجهی شاه به فساد زیردستانش تبدیل به یکی از مسوولان رشوه بگیر دولت ناصری شده بود. مامورهای نظمیه مدام در حال جریمه مردم عادی و مجرمین بودند و به همین دلیل هر ماه مبلغ زیادی پول در صندوق نظمیه جمع می شد. گاهی اوقات این رقم حتی به میزان هنگفت هفت هزار تومان در ماه هم می رسید. بیشتر این پول نصیب کنت دومونت فور و اعضای خانواده اش می شد و او هر ماه مبالغ هنگفتی را به وسیله یک صراف ارمنی به سکه های طلا و ارزهای رایج دنیا تبدیل می کرد و قصد داشت همه آن پول ها را در پایان ماموریت خود به اروپا ببرد. به غیر از سواستفاده های مالی شایعاتی در مورد رابطه رییس نظمیه با یک دختر کرد که از مستخدمان خانه اش بود در شهر تهران پیچیده بود. شایعاتی که خود رییس نظمیه هیچ گاه تکذیب اش نکرد و حتی چند بار در نزد ناصرالدین شاه علنا گفت که به خاطر ازدواج با این دختر که ماه سلطان نامیده می شد قصد تشرف به دین اسلام را دارد. همین موضوع باعث شده بود تا اشعار هجو آمیز زیادی بین مردم با موضوع عشق و عاشقی جناب کنت در بین مردم تهران رواج یابد.

مرگ مشکوک میرزا حسین خان مشیرالدوله
میرزا حسین خان مشیرالدوله بعد از سرکوبی قیام عبیدالله کرد به قزوین بازگشته بود اما بلافاصله بعد از ناصرالدین شاه در اسفند 1259 شمسی مصادف با مارس 1881 میلادی به عنوان فرستاده ویژه برای شرکت در مراسم تشیع جنازه تزار الکساندر دوم به روسیه فرستاد. مسافرت در آن روزگار آن هم در فصل سخت زمستان به کشور روسیه تزاری بسیار سخت و طاقت فرسا بود اما مشیرالدوله این ماموریت سخت را به انجام رساند و البته بابت این مسافرت دچار بیماری شد. هنوز شرایط جسمی سپهسالار سابق خوب نشده بود که ناصرالدین شاه در یک فرمان عجیب ناگهان میرزا حسین خان مشیرالدوله را به سمت حکمرانی ایالت وسیع خراسان منصوب کرد. خراسان آن روزها اگرچه جزو ایالات وسیع و پردرآمد ایران بود اما به دلیل تجاوزات گاه بیگاه یاغیان از آسیای میانه و حتی تجاوزات مداوم سربازان روس به شهرهای مرزی آن اداره آن بسیار مشکل بود. خصوصا اینکه اخیرا در این ایالات یک فساد گسترده مالی رخ داده و بود دیناری پول درخزانه آن باقی نمانده بود. ناصرالدین شاه مشیرالدوله را مامور کرد هرچه سریعتر به وضعیت آستان قدس و همین طور اوضاع این ایالات سروسامان دهد.

میرزاحسین خان سپهسالار صدراعظم شایسته ناصرالدین شاه که به طرز مشکوکی درگذشت
میرزاحسین خان سپهسالار صدراعظم شایسته ناصرالدین شاه که به طرز مشکوکی درگذشت

توصیه سپهسالار به کنت دومونت فور
انتصاب به عنوان حاکم خراسان چندان باعث خوشحالی میرزا حسین خان مشیرالدوله نشد. او به خوبی می دانست انتصابش به عنوان حاکم ایالات پردردسر خراسان به نوعی تبعید محترمانه او از پایتخت به شمار می رود. به همین خاطر مشیرالدوله عجله چندانی برای ترک تهران نداشت. ناصرالدین شاه کنت دومونت فور را نزد او فرستاد تا اورا به ترک هرچه سریعتر تهران قانع کند . کنت نزد مشیرالدوله رفت اما در کمال تعجب میرزا حسین خان به رییس نظمیه گفت به هیچ وجه قصد پذیرش سمت حاکم خراسان را ندارد و قصد دارد روزهای باقی مانده عمرش را در امارت باشکوه سپهسالار که به تازگی بنای آن به پایان رسیده بود بگذراند. مشیرالدوله که از بی توجهی و فرمان های عجیب ناصرالدین شاه به شدت ناراحت بود نزد کنت دومونت فور لب به شکایت و انتقاد گشود.میرزا حسین خان مشیرالدوله با اشاره به خدماتش در سرکوب غائله خطرناک عبیدالله کرد گفت من فرزندی ندارم می خواهم باقی مانده عمرخودم را در تهران بمانم و از زندگی ام لذت ببرم. توهم از من می شنوی بعد از پایان قراردادت با گرفتن حق و حقوقت از ایران کشور برو.
صحبت های کنت دومونت فور و میرزا حسین خان مشیرالدوله به درازا کشید اما در نهایت رییس نظمیه مشیرالدوله را قانع کرد پذیرفتن حکومت خراسان به نفع اش و است و ماندش در تهران چندان باعث امنیت او نخواهد شد.در نهایت سپهسالارقانع شد و گفت مطمئنم روزی همین باغ و امارات سپهسالار روزی تبدیل به یک پارلمان خواهد شد.صدراعظم سابق تهران خود را برای رفتن به خراسان آماده می کرد که ناصرالدین شاه کنت دومونت فور که جدیدا لقب نظم الملک هم گرفته بود نزد خود احضار کرد و به او گفت: هرچه سریعتر جاسوسانی را اطراف این خائن به ما یعنی مشیرالدوله بگذار. به من اطلاع داده اند که مشیرالدوله با سفارت انگلستان برضد من توطئه می کند پس نظمیه باید اورا زیر نظر داشته باشد. اگرچه رییس نظمیه سعی کرد حرفهای شاه به نوعی تکذیب کند اما با داد وفریاد و فحاشی ناصرالدین شاه نسبت به میرزا حسین خان مشیرالدوله مواجه شد. همچنین ناصرالدین شاه فرمان داد حقوق و درجات نظامی مشیرالدوله از او پس گرفته شود. در نهایت ناصرالدین شاه در پایان دیدار با کنت جمله ایی گفت که باعث حیرت رییس نظمیه شد. ناصرالدین شاه گفت: سپهسالار بیش از حد عمر کرده و حالا باید از همان آستان قدس روانه دنیای آخرت شود و خیال ما را از هرنظر آسوده کند.
در حالی که سپهسالار خود را راهی آخرین سفر عمرش به ایالات خراسان می کرد کارخانه چراغ گاز تهران که با تلاش و سرمایه میرزا حسین خان مشیرالدوله تاسیس شده بود آماده بهره برداری شد. در روز 14 مهرماه 1260 شمسی توسط فابیوس بواتال مهندس فرانسوی کارخانه چراغ گاز تهران تعیین شد.قرار بود این کارخانه با حضور شاه و فرزندانش طی مراسمی با شکوه افتتاح شود. اما راپورت چیان نظمیه در گزارش های مخفی خود به رییس نظمیه گفتند آنارشیست های روسیه که اخیرا تزار الکساندر دوم را با پرتاب بمب ترور کرده اند قصد ترور ناصرالدین شاه را در مراسم افتتاح کارخانه چراغ گاز ترور کنند.این اخبار به گوش شاه رسید اما بعد ها مشخص شد این شایعه مسخره را عمال نایب السلطنه پسر شاه در شهر شایع کرده بودند تا از حضور ناصرالدین شاه در افتتاحیه کارخانه چراغ گاز جلوگیری کنند.شایعات ترور شاه کار خودش را کرد و مراسم افتتاحیه کارخانه چراغ گاز که با هزینه هفتاد هزار تومانی ازجیب سپهسالار ساخته شده بود بدون حضور ناصرالدین شاه و سایر بزرگان بسیار خشک و بی روح برگزار شد.

کارخانه چراغ گاز تهران
کارخانه چراغ گاز تهران

مرگ مشکوک میرزا حسین خان سپهسالار
در نهایت بعد از افتتاح کارخانه چراغ گاز مشیرالدوله بعد از یک سفر 12 روزه به شهر مشهد رسید. میرزا حسین خان سپهسالار به محض رسیدن به مشهد متوجه اوضاع بشدت نابسامان آن شهر شد . اوضاع افواج خراسان به حدی نابسامان بود که هیچ سربازی در پادگان نداشت و فرمانده لشکر خراسان تعدادی عمله ،گدا و دوره گرد را با پرداخت پول راضی کرده بود تا لباس نظامیان را بپوشند و در برابر حاکم جدید رژه بروند. سپهسالار متوجه شد و بلافاصله فرمان خلع درجه فرمانده لشکر را صادر کرد. شهر هیچ احتسابیه و نظمیه ایی نداشت و سپهسالار با فرستادن نامه ایی به تهران از کنت دومونت فور درخواست کرد یک کتابچه بدایع نظمیه برای اجرا در خراسان برای او بفرستد. همچنین از ناصرالدین شاه درخواست کرد مهندس بواتال و کنت دومونت فور را برای تاسیس کارخانه چراغ گاز و نظمیه به مشهد بفرستد. وضعیت آستان قدس هم تعریفی نداشت و آشپزخانه حرم به دلیل سواستفاده مسوولانش مدتها بود فعالیت نمی کرد سپهسالار بلافاصله اوضاع مهمانخانه حرم و آستان قدس را سروسامان بخشید.

مرگ مشکوک سپهسالار
چندماهی از آغاز حکومت میرزا حسین خان مشیرالدوله در تهران می گذشت که ناصرالدین شاه به نام مسرورمیرزا و حاج عباسقلی خان را به همراه یک خلعت شاهانه و مقدار زیادی هدایا وخوراکی های مختلف به مشهد فرستاد.دو روز بعد از رسیدن فرستادگان ناصرالدین شاه میرزا حسین خان مشیرالدوله دچار سرماخوردگی و آنفولانزا شد. مشیرالدوله که اهمیت زیادی به سلامتی خود می داد پزشک انگلیسی تجارت خانه هند و اروپا را در مشهد احضار کرد. پزشک او را معاینه کرد و به او توصیه کرد در صورت استراحت کافی مشکل خاصی برای او به وجود نمی آید. شب قبل از مرگ مشکوک سپهسالار حاج میرزا عباسقلی خان و مسرور میرزا برای شب نشینی نزد حاکم خراسان رفتند. سپهسالار دستور آوردن قهوه برای مهمانانش را داد اما حاج میرزا عباسقلی خان به سپهسالار گفت شاه برای او قهوه مخصوصی که سوغات اروپاست فرستاده و به همین خاطر قهوه اهدایی ناصرالدین شاه دم شد و سپهسالار از آن نوشید. این مراسم مشکوک قهوه نوشی درروز 23 آبان 1260 شمسی رخ داد. سپهسالار که به غیر از سرماخوردگی مشکل جسمی دیگری نداشت ساعاتی بعد از نوشیدن آن قهوه مشکوک در عمارت خود در شهر مشهد درگذشت.بلافاصله بعد از مرگ مشکوک سپهسالار ناصرالدین شاه تمامی ثروت هنگفت صدراعظم سابق خود را مصادره کرد. و بلافاصله هم حکم رکن الدوله برادر شاه به عنوان حاکم خراسان صادر شد. با مرگ مشکوک میرزا حسین خان مشیرالدوله پرونده زندگی بهترین صدراعظم ناصرالدین شاه بعد از امیرکبیر بسته شد.
مرگ سپهسالارآنقدر عجیب و غیر منتظره بود که تمامی سیاستمداران خارجی مقیم تهران آن را قتل تلقی کردند.از جمله این افراد یوشیدا ماساهیرو اولین سفیر کبیر امپراتوری ژاپن در ایران بود. او در گزارش خود به موتسوهیتو نوشت:میرزا حسین خان سپهسالار به قتل رسیده است.
اما عجیب ترین صحنه در حضور کنت دومونت فور در نزد ناصرالدین شاه رقم خورد.صنیع الدوله تعظیم کنان خبر فوت میرزا حسین خان سپهسالار را به شاه داد اما ناصرالدین شاه سری به تمسخر تکان داد و گفت: تو چقدر پرتی صنیع الدوله خدارا شکر از دست این حرام لقمه راحت شدیم. این مردک داشت مدحت پاشا صدارعظم عثمانی می شد و خیال برچیدن بساط سلطنت و تاسیس جمهوریت داشت . کنت دومونت فور قصد دفاع از مرحوم سپهسالار را داشت که منصرف شد.

ساختمان قدیمی مجلس شورای ملی که به دست میرزا حسین خان سپهسالار ساخته شده بود
ساختمان قدیمی مجلس شورای ملی که به دست میرزا حسین خان سپهسالار ساخته شده بود

ناصرالدین شاه کار را به جایی رساند که همسر مشیرالدوله که عمه بزرگ خودش بود از خانه سپهسالار بیرون کرد و خانه و اموال او را مصادره کرد. رفتار شاه با مشیرالدوله و توقیف اموال او باعث ترس و وحشت کنت دومونت فورشد. او بلافاصله بخش فراوانی از ثروت خود را به صورت نقدی از طریق یک صراف ارمنی به اتریش فرستاد.

وقتی رییس نظمیه سوژه دلقک های تهران می شود
همچنین رفتار کنت دومونت فور بعد از مرگ میرزا حسین خان مشیرالدوله به کلی تغییر کرد. بیشتر خلاف کاران به دستور رییس نظمیه بعد از دستگیری بعد از گرفتن مبالغ زیادی رشوه و پیشکش آزاد می شدند. البته ماموران نظمیه واقعا قوانین کتابچه بدایع نظمیه و همین طور تنظیمات را مو به مو اجرا می کردندو بسیاری از خلاف کاران و لوطی های شهر تهران را دستگیر کردند.عملکرد کنت و معاونانش هر قدر درسه سال اول براساس شرافت و درستکاری بودند اما بعد از مرگ اصلی ترین حامی خود سپهسالار تغییر رویه دادند. همچنین کنت دومونت فور برای راضی نگه داشتن روحانیون مجازات شدیدی علیه مشروب فروشان و باده گساران وضع کرده بود. مجازات شدیدی برای این کار در نظر گرفته شده بود و خاطیان به محض دستگیری شلاق می خوردند. سختگیری های ماموران نظمیه نسبت به مردم باعث بروز نارضایتی های بین مردم تهران شد.

گروه دلقک معروف تهران کریم شیره ایی، آنها برای ماهها کنت دومونت فور را در برنامه های خود مسخره می کردند
گروه دلقک معروف تهران کریم شیره ایی، آنها برای ماهها کنت دومونت فور را در برنامه های خود مسخره می کردند

یک روز ماموران مخفی نظمیه به کنت دومونت فور اطلاع دادند چند دلقک و مقلد شبها در مراسم جشن و شادی بزرگان پایتخت لهجه فرنگی او را تقلید کرده و بدتر از آن ماجرای عشق و عاشقی ریس نظمیه با دختر کرد مستخدمش هم نقل محافل شوخی و خنده مردم شهر شده است.
اسماعیل بزار یکی از دلقک های معروف تهران نماشی به نام مرد فرنگی و کلفت و سرایدار را اجاره می کرد که اشاره مستقیمی به زندگی رییس نظمیه بود. باوجود عصانیت شدید رییس نظمیه از این نمایش و شوخی ها کاری از دستش بر نمی آمد چرا که در دوره ناصری دلقک هایی مثل شیخ شیپور،کریم شیره ایی،اسماعیل بزاز و و شیخ کرنا در اجرای برنامه های طنز و نمایش خود آزادی نسبی داشتند و حتی با شخص ناصرالدین شاه هم شوخی می کردند. البته کنت دومونت فور بیکار ننشست و به ماموران نظمیه ماموریت دستگیری اسماعیل بزاز را داد. ماموران نظمیه به قهوه خانه او رفتند و او را به نظمیه بردند و کتک مفصلی به دلقک معروف تهران زدند و او را برای سه روز زندانی کردند. در نهایت با پادرمیانی انیس الدوله همسر محبوب ناصرالدین شاه آزاد شد.اعتراض و طعنه به عملکرد کنت دومونت فور فقط به داخل ایران محدود نماند. چهار سال بعد از آمدن رییس اتریشی نظمیه به ایران یکی از مطبوعات فرانسه با کشیدن کاریکاتوری عملکرد سختگیرانه کنت دومونت فور را به سخره گرفت.
در تهران هم شایعات بیش از پیش افزایش یافت . برخی از مخالفان نظمیه معتقد بودند ماموران نظمیه به بهانه بدکاره بودن زنان را بازداشت و از آنها سواستفاده می کنند. درگیری با سربازان ظل السلطان
در بهمن 1261 شمسی درگیری دیگری بین ماموران نظمیه و توپچیان ظل السلطان پسر بزرگ شاه رخ داد.افراد ظل السلطان هم به مانند سربازان نایب السلطنه به اداره نظمیه حمله ور شدند و تعدادی از ماموران را زخمی کردند.کنت دومونت فور که از این واقعه بشدت عصبانی بود به مجلس دارالشوری کبری که ظل السلطان در آنجا حضور داشت رفت و برسر پسر بزرگ شاه داد و فریاد کرد. دستگیری و سختگیری های ماموران نظمیه به طور مداوم باعث درگیری بسیاری از بزرگان پایتخت با نظمیه می شد.هر چه می گذشت روابط کنت با دشمنان قدیمی اش مثل کامران میرزا حاکم تهران رو به بهبود می رفت. با ظهور صدراعظم جوانی به اسم امین السلطان که بعدها به اتابک معروف شد اوضاع را در سال های آخر حکومت ناصرالدین شاه تغییر داد. کنت دومونت فور هم که متوجه آینده درخشان امین السلطان شده بود هر روز یک رونوشت از گزارش های مخفیانه پلیس برای او هم می فرستاد در صورت قدرتمند شدن او درکشور سهمی از این قدرت داشته باشد.

رودست نظمیه به سفارت انگلستان
از جلمه اتفاقات جالبی که در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه رخ داد و تاحد زیادی هم ناشناخته باقی مانده ماجرای ورود یک خبرنگار زن انگلیسی به حرمسرای شاه بود.
ناصرالدین شاه به دلیل سه سفر به اروپا از قدرت مطبوعات کاملا آگاه بود به منظور ترمیم وجهه خود در بین خوانندگان مطبوعات اروپایی با ورود این زن به ظاهر خبرنگار به حرمسرا موافقت کرد.
این زن که هویت او تا امروز ناشناس مانده در اصل از ماموران سرویس جاسوسی انگلستان بود قصد داشت با نوشتن یک گزارش مفصل زنان شاه را در اروپا بی آبرو کند و به نوعی انتقام امتیاز لغو شده تنباکو را از ایرانی ها بگیرد. در دورانی که دوربین های عکاسی بزرگ و قابل حمل بود این زن مشکوک با دوربین کوچکی که شباهی به دوربین های معمول نداشت به راحتی وارد حرمسرا شد و هر قدر که خواست از زنان در حالت بدون حجاب و نامناسب عکس گرفت. بسیاری از زنان ناصرالدین شاه به دلیل طبیعت روستایی و بیسواد خود متوجه نیت این خبرنگار نشدند و به راحتی در همه موارد با او حرف زدند. در بین زنان شاه دختر جوان و باهوشی به نام فاطمه سلطان باغبان باشی متوجه شد زن خبرنگار مدام در حال گرفتن عکس در حالت های نامناسب از زنان دربار است. فاطمه سلطان بلافاصله خود را به سلطنت آباد که ناصرالدین شاه در آن اقامت داشت رساند و شرح ماجرا را برایش گفت. ناصرالدین شاه تازه متوجه اشتباه خودش شده بود آه از نهادش درآمد . چرا که می دانست چاپ عکس زنان شاه در مطبوعات اروپایی باعث شورش بزرگی بین مردم وروحانیون خواهد شد. ناصرالدین شاه برای رفع این مشکل عباسعلی خان منتظم الملک معاون کنت دومونت فور را احضار کرد و شرح ماجرا را برایش گفت. دلیل احضار معاون ایرانی کنت این بود که ناصرالدین شاه در این مورد به خصوص به رییس خارجی نظمیه اعتمادی نداشت.

سفارت بریتانیا که مورد دستبرد جاسوس نظمیه قرار گرفت
سفارت بریتانیا که مورد دستبرد جاسوس نظمیه قرار گرفت

عباسعلی خان بلافاصله یکی از ماموران مخفی نظمیه را احضار کرد و از او خواست راهی به درون سفارت انگلیس پیدا کند.آن مامور توانست محمد رضا فراش باشی از کارمندان ایرانی سفارت انگلستان را با خود به نظمیه ببرد. عباسعلی خان شرح این ماجرا را برای فراش باشی گفت. فراش باشی گفت این زن در سفارت اقامت دارد و مدام در حال نوشتن و مخابره تلگراف است.عباسعلی خان از فراش باشی خواست نقشه دقیق محل اقامت آن زن را در سفارت بکشد. همچنین معاون نظمیه در مورد تعداد نگهبانان حاضر در سفارت پرسید. عباسعلی خان از فراش باشی خواست درپشتی و مخصوص خدمه سفارت را حدود ساعت یک نصفه شب باز بگذارد و سگ ها را با خوراندن دارویی مسموم کند. چند روز بعد محمد رضا خان فراش باشی به نظمیه آمد و گفت فردا شب جشنی در عمارت قلهک برگزار می شود و همه اهالی سفارت من جمله آن زن انگلیسی به آن مهمانی خواهند رفت. عباسعلی خان به سراغ یکی از دزدان معروف و ماهر داخل زندان نظمیه به اسم رمضان رفت. معاون نظمیه به او وعده داد اگر بتواند چمدان این زن انگلیسی را از سفارت انگلیس ربوده وبه نظمیه بیاورد علاوه بر بخشیده شدن باقی مانده جرایمش شغلی هم در دستگاه دولتی به او داده خواهد شد. شب بعد مقدمات کار فراهم شد و رمضان با هماهنگی فراش باشی مامور ایرانی داخل سفارت وارد ساختمان شد. او از در پشتی خود را به ساختمان رساند. و از دیوار آن بالا رفت.به سرعت اتاق را از روی نقشه پیدا کرد وچمدان آن خبرنگار را ربود. رمضان به با کمک فراش باشی به سرعت از ساختمان سفارت خارج شد. درست چند دقیقه بعد آن خبرنگار انگلیسی به از مهمانی برگشت و با داد وفریاد سایر اعضای سفارت را از ربوده شدن کیفش مطلع کرد.
رمضان به سرعت به نظمیه رفت و کیف را به عباسعلی خان تحویل داد. معاون نظمیه در ابتدا فقط وسایل عادی داخل کیف دید.اما بعد از کمی جستجو متوجه وجود یک قسمت مخفی در کیف شد در آن پاکت حاوی عکسهای زنان ناصرالدین شاه را پیدا کرد. فردا صبح عباسعلی خان کیف رابه سلطنت آباد نزد شاه برد. شاه در ساعات آغازین روز به حمام می رفت و به دلیل حساسیت موضوع معاون نظمیه را در همان حمام به حضور پذیرفت. عباسعلی خان بلافاصله خبر موفقیت نظمیه در اجرای این ماموریت را به شاه گفت و عکسها را تحویل داد.ناصرالدین شاه بلافاصله فرمان آزادی آن دزد یعنی رمضان و پرداخت پاداش به او را صادر کرد. همچنین بنا به درخواست عباسعلی خان یه حقوق دویست تومانی برای فراش باشی کارمند ایرانی سفارت تعیین شد. سفارت بریتانیا بیکار ننشست و بلافاصله اعتراض خود را بابت دستبرد در سفارتش به اطلاع وزارت امورخارجه رساند. البته وزیر وقت امور خارجه از این ماجرا هیچ اطلاعی نداشت و قول داد به زودی کیف را پیدا کنند. 6 روز بعد کیف با تمام محتویات اما بدون عکسها و شیشه فیلمها در خندق جنوب تهران پیدا شد و کل آن به سفارت انگلستان تحویل داده شد. اگرچه عکسها داخل کیف نبود اما سفارت انگلستان اعتراضی از این بابت نکرد. حتی کنت دومونت فور هم از اول تا آخر این جریان کوچکترین اطلاعی نداشت و دلیل عصبانیت سفیر انگلستان را نمی دانست.

آغاز سقوط کنت دومونت فور
سرنوشت کنت دومونت فور و خانواده اش از نکات جالب توجه تاریخ ایران است. کنت دومونت فور صاحب دو دختر و دوپسر بود که به همراه همسرش در ایران زندگی می کردند. دختر بزرگ او لیلی یا لیلا زیباترین دختر این خانواده محسوب می شد. ناصرالدین شاه در سال های کودکی که لیلا به همراه خانواده اش به ایران آمد شیفته این دختر زیبا شد و قصد داشت با بزرگ شدن این دختر او را از کنت دومونت فور خواستگاری کند!!
اما از آنجا که خواستگاری پادشاه ایران از یک دختر اتریشی ایتالیایی بشدت خطرناک و حتی مایه تمسخر در بین مردم و افکار عمومی دنیا بود میرزا حسین خان مشیرالدوله تا زمانی که زنده بود اجازه مطرح کردن چنین موضوع خنده داری را به شاه نداد. بعد از مرگ مشکوک میرزا حسین خان مشیرالدوله ناصرالدین شاه در کمال تعجب کنت دومونت فور موضوع خواستگاری از دخترش را مطرح کرد اما رییس نظمیه با معذرت خواهی فراوان این ماجرا را نپذیرفت و شاید اگر حمایت کامران میرزا از رییس نظمیه نبود شاه هوسباز قاجار رییس نظمیه را از کار برکنار می کرد.
اما دختر زیبای کنت دومونت فورسرنوشت تلخی داشت. مدتها بود که داستان عشق آتشین رییس نظمیه به دختر کرد خدمتکارش به نام ماه سلطان زبانزد اهالی تهران بود. این زن مدتها بود از همسر اول خود که غدیر نام داشت جدا شده بود به عنوان معشوقه کنت دومونت فور در خانه او زندگی می کرد. رییس نظمیه برای ساکت کردن همسر اول ماه سلطان به او سمت راننده کالسکه خانه اش را داده بود و همین بهترین فرصت را برای او در اختیارش گذاشت. البته غدیر قصد ترور کنت دومونت فور را داشت که به دلیل محافظان فراوانش منصرف شد و با کشیدن یه نقشه شوم روزی که دختر بزرگ تر کنت یعنی لیلا را به تنهایی برای حضور در یک مهمانی سوار کالسکه کرده بود به بیابانهای اطراف تهران برد و به او تعرض کرد و این دختر را در محلی به نام چاله سیلابی رها کرد. غدیر که می دانست چه مجازات سختی در انتظارش خواهد بود به صورت یک پناهنده به حرم حضرت معصومه پناهنده شد که براساس قوانین آن روزگار ماموران جرات دستگیری متهمین در اماکن مذهبی را نداشتند. باوجود اعتراضات شدید وزیر مختار اتریش و پروس ناصرالدین شاه اعلام کرد نمی تواند غدیر را دستگیر کند . در نهایت غدیر شبانه راهی عتبات عالیات شد وبرای همیشه از ایران فرار کرد.
از مرگ کنت دومونت فور تا آمدن سوئدی ها
رییس اتریشی نظمیه برخلاف تصور همه ایران را ترک نکرد. او در اولین گام ماه سلطان زنی که باعث بهم ریختن زندگی اش شده بود از خانه بیرون کرد. کنت دومونت فور با دولت اتریش نیز اختلافاتی داشت و در نهایت تابعیت ایران را پذیرفت . به دلیل خروج از تابعیت اتریش دچار مشکلات مالی فراوانی شد و بانک استقراضی روس به دلیل بدهی سنگین کنت دومونت فور حکم به مصادره اموال او داد.اگرچه به دلیل تسلط اش بر ماموران مخفی نظمیه شاه او را چند سالی به عنوان رییس خفیه نویسان منصوب کرد و بدهی های او را پرداخت کرد. ریاست نظمیه بعد از کنت دومونت فور به معاون ایرانی او ابوتراب خان نظم الدوله خواجه نوریان رسید. لیلا دختر بزرگ کنت هم هیچ وقت ازدواج نکرد و در زمان سفر مظفرالدین شاه در سال 1279 شمسی یا 1900 میلادی لیلا به همراه یکی از برادران و خواهرانش راهی اروپا شد. کنت دومونت فور همچنان در ایران باقی ماند و پس از ماجرای مشروطه مستمری او به نصف کاهش یافت. اما با پادرمیانی سفیر وقت اتریش باردیگر مجلس شورای ملی حقوق او را به طور کامل برقرار کرد. از دو پسر کنت دومونت فور یکی به عنوان کارمند وزارت خارجه و دیگری به عنوان رییس تشریفات این وزرات خانه مشغول به کار شدند.همچنین خانه معروف کنت در چهار راه لاله زار در دوران اوایل سلطنت رضاشاه قطعه قطعه شد وبه فروش رفت.
در نهایت کنت دومونت فور و همسرش هلگا دومونت فور سال های باقی مانده خود را در ایران زندگی کردند و در هردو در ایران فوت کردند و دفن شدند.

کلنل وستداهل سوئدی که جانی تازه به پلیس ایران بخشید
کلنل وستداهل سوئدی که جانی تازه به پلیس ایران بخشید

سرنوشت نظمیه بعد از اتریشی ها
نظمیه ایران تا سال ها به دست معاونان ایرانی کنت دومونت فور یعنی عبدالله خان نظام السلطنه و میرزا ابوتراب خان نوری اداره شد. در نهایت در اوایل دوره احمد شاه قاجار کلنل کارل گوستاو وستداهل سوئدی برای کار در نظمیه به استخدام شد و به ایران آمد. این کلنل سوئدی خدمات بسیاری برای نظمیه ایران انجام داد او سازماندهی جدیدی برای نظمیه ایجاد کرد و نام آن را به شهربانی تغییر داد. همچنین از دولت وقت تقاضای ایجاد شهربانی در تمامی شهرهای ایران را کرد که به دلیل کم بودن نیروی کار آزموده حدود 15 افسر سوئدی دیگر برای کار در شهربانی ایران استخدام شدند. همچنین وستداهل برای اولین بار مدرسه مخصوصی را برای تربیت افسران مورد نیاز شهربانی تاسیس کرد که بسیاری از روسای بعدی شهربانی فارغ التحصیل این مدرسه بودند. همچنین به دلیل ضعف دستگاه قضایی وستداهل یک دایره جنایی مخصوص در شهربانی ایجاد کرد که متهمان را در آن محاکمه می کردند. در نهایت وستداهل در سال 1302 شمسی و در بحبوحه به قدرت رسیدن رضا شاه برکنار شد و از ایران رفت.

منابع
یکصد سال فرازو فرود پلیس ایران نوشته خسرو معتضد
لیلا دختر کنت نوشته خسرو معتضد
خاطرات اعتمادالسلطنه
خاطرات و خطرات نوشته مهدی قلی خان مخبر السلطنه
آدم ها و آیین ها در ایران نوشته مادام کارلاسرنا
خاطرات ممتحن السلطنه
سفرنامه ناصرالدین شاه

0%

امتیاز کاربران: 3.81 ( 12 رای)
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن