گرداوری، تهیه و تنظیم: رضا نوری (رنو)

توجه:

۱: در این مقاله یک گزاره خبری به عنوان نتیجه مطرح نمیشود بلکه شرایط و سناریو های مختلف بررسی می شود. به این منظور، فرضیاتی مطرح شده و بر مبنای این فرضیات، سناریو های مختلفی برسی میشود. هدف اصلی مقاله روش نگاه کردن به موضوع و بررسی استراتژی مناسب است. می‌باید فرضیات، سناریوهای مختلف و روش تحلیل نقد شود و نه نتیجه گیری انجام شده (به تنهایی) چرا که اگر فرضیات و سناریو ها درست باشد به احتمال قوی نتیجه گیری تغییری نخواهد کرد.

۲: با توجه به شرایط سیاسی فعلی و نبود چشم انداز مثبت در مورد دسترسی به بازار آزاد خصوصا موارد مرتبط با فن آوری های نظامی، هدف مقاله بررسی امکان ساخت هواپیمای با توان کاملا داخلی  است.

۳: استفاده از روشهای جایگزین مانند ساخت موشک یا توسعه کلاهک های هسته ای ویا تقویت نیروی زمینی و دریایی برای بالا بردن توان بازدارندگی کلی مورد بررسی این گفتار نیست.

 

مقدمه:

بحث هواپیما خصوصا هواپیماهای جنگی برای افراد نظامی بسیار مهم و برای مردم عادی بسیار جذاب است. در گذشته که توان اقتصادی کشور خوب بود و روابط با غرب نیز به بالاترین حد خود رسیده بود، شاه می توانست بهترین تجهیزات را همزمان با ارتش آمریکا، برای ایران تهیه کند و برتری نظامی را خصوصا در بحث هوایی در منطقه تامین کند. پس از انقلاب و استراتژی جدید کشور، در دشمن پنداری غرب و شرق و همچنین به خطر انداختن منافع آنها در منطقه، بسیار طبیعی بود که دیگر سلاح های مورد نیاز به ایران فروخته نشود. از طرف دیگر وقوع ۸ سال جنگ توان اقتصادی کشور را به شدت ضعیف کرده بود و کشورهای همسایه نیز جای خالی ایران را به عنوان متحد استراتژیک آمریکا در منطقه پرکردند. در این راستا ابتدا عربستان و پس از آن امارات با شکوفایی اقتصادی دست به خریدهای نظامی سنگین از آمریکا زدند به نحوی که در حال حاضر بیشترین و به روز ترین تعداد هواپیماهای نسل ۴ را بین همسایگان ایران دارند.

با توجه به تهدیدات موجود علیه ایران و عدم توانایی در نوسازی ناوگان هوایی، سیاست ایران بر تولید داخلی هواپیما قرار گرفت. علی رغم تلاش متخصصان داخلی متاسفانه پس از سالها صرف وقت و بودجه این سیاست دست آورد چشمگیری نداشته است و نهایتا تعدادی هواپیما با نامهای مختلف تولید شده که همگی بر پایه اف۵ با تکنولوژی ۵۰ سال پیش آمریکا می باشند. لذا در این مقاله بجای اینکه به تاریخچه تولید هواپیما و دست آوردهای آن بپردازیم، به علتهای موفق نبودن ساخت هواپیما در ایران اشاره خواهد شد. در این مقاله شرایط لازم برای ساخت یک هواپیمای نسل ۴ معادل اف۱۶ مدل ای (امروزه پاکستان درحال تولید جی.اف۱۷ است که تقریبا معادل اف۱۶ ای می باشد)، را با تکیه بر توان داخلی و زیر ساختهای صنعتی موجود بررسی می کنیم. چرا که ساخت هواپیمای نسل ۳ هیچ توجیه منطقی نداشته و در صورت تولید نیز ارزش رزمی نخواهد داشت مگر اینکه برای آموزش های پایه خلبانی و عملیات آکروباتیک به کار گرفته شود.

 

بخشهای تشکیل دهنده هواپیما:

هر هواپیمای از چند بخش کلی ساخته شده است، البته جزئیات به کار رفته در ساخت هواپیما نیز به همین مقدار اهمیت دارد ولی نه در تخصص نویسنده است و نه اطلاعات کافی در مورد آن وجود دارد. این کلیات به شرح زیر می باشد (سعی شده است به ترتیب مراحل مونتاژ هواپیما باشد):

  1. اسکلت هواپیما، قطعات بدنه
  2. قطعات ثابت و متحرک بال
  3. اتصال قطعات اسکلت و بال به یکدیگر
  4. جدار خارجی
  5. سیستم های هیدرولیکی جهت قطعات متحرک
  6. شیشه کابین و لاستیکهای درز بندی
  7. سیستم چرخ و ترمز
  8. رنگ و پوشش محافظ
  9. سیستم های فرستنده و گیرنده رادار و دید در شب
  10. کیت های کامپیوتری پردازش اطلاعات و ارسال فرمان به قطعات مکانیکی
  11. سیستمهای ذخیره اطلاعات و پردازشگر مرکزی
  12. سیستم عامل جهت راه اندازی پردازشگر
  13. سیستم نرم افزاری نمایش اطلاعات دریافت شده و پردازش شده و نمایشگر های مربوطه
  14. سیستم موقعیت یابی جهت هدایت هواپیما
  15. نرم افزار کنترل دیجیتال هواپیما (پرواز با سیم)
  16. موتور هواپیما

 

بررسی بخش های مختلف هواپیما:

۱: اسکلت هواپیما، قطعات بدنه

درخصوص اسکلت هواپیما باید دانست که برای هواپیماهای با شرایط مختلف از چه نوع موادی استفاده می شود. در اسکلت هواپیما از فولاد با مقاومتهای مختلف، آلیاژهای مختلف آلومینیوم و تیتانیوم استفاده میشود. در این خصوص باید گفت که هرچه سرعت حداکثر هواپیما بیشتر باشد، مقدار قطعات تیتانیومی بیشتر خواهد شد. برای روشن تر شدن موضوع باید بدانیم که تقریبا کل اسکلت هواپیمای اس.آر۷۱ که نزدیک به سرعت ۳ ماخ حداکثر سرعت آن است، از تیتانیوم ساخته شده است. به این منظور کمپانی لاکهید مارتین مجبور به ساخت تجهیزات و ابزار دقیق لازم جهت فرم دهی قطعات شده بود که همین امر یکی از دلایل قیمت بسیار زیاد این پرنده بود. گفته می شود که اسکلت بدنه تا سرعت ۱٫۵ ماخ را همچنان میتوان از آلیاژهای پر مقاومت آلومینیوم و تا ۲٫۵ را از الیاژهای فولادی ساخت. (البته اعداد تقریبی است و بسته به نوع هواپیما و نیروی وارده به آن، ناشی از شکل هواپیما متغیر است). ۲٫۵ ماخ عدد بسیار خوبی است ولی استفاده از فولاد باعث سنگین شدن بدنه شده و به موتور بسیار قوی تری نیاز است همچنین باید سطح مقطع بالاها را نیز افزایش داد به نحوی که هواپیما از حالت متعارف خارج می شود و نمیتوان جنگنده چند منظوره با آن ساخت. پس می باید به سرعت حدود ۲ ماخ معادل اف۱۶ اکتفا کرد. برای این کار نیاز به آلیاژهای نرم فولاد با مقاومت حدود ۱۰۰۰۰ کیلوگرم بر سانتی متر مربع است تا وزن هواپیما زیاد نشود. مساله این است که ایران این نوع فولاد را تولید نمی کند و چون محل مصرف آن مشخص است شرکت های تولید کننده نیز به ایران نمی فروشند. نمونه های مشابه آن در ساخت کابلهای مورد نیاز پلهای معلق و نمونه ضعیف تر در ساخت تیغه بولدوزر به کار میرود ولی مساله این است که این نوع فولاد در صورت ذوب شدن و سرد شدن مجدد خواص خود را از دست می دهد. بر فرض تهیه فولاد لازم از بازار سیاه نیز دستگاههای فرم دهی آن در ایران موجود نیست این دستگاهها باید بتوانند به انواع منحنی و سهمی، فولاد را شکل دهند که باز چون محل مصرف انها مشخص است، نمیتوان آنها را به راحتی تهیه کرد. اگر بخواهیم بدنه را کلا از آلیاژهای آلومینیوم بسازیم (گرچه باز تولید آلیاژهای پر مقاومت در توان ما نیست ولی به فرض تهیه از بازار سیاه) امکان شکل دهی آن وجود دارد ولی مساله این است که با بدنه ضعیف نمیتوان به سرعتهای بالا رسید و احتمالا باید به کمتر از سرعت صوت یا نهایتا ۱٫۵ برابر سرعت صوت (به طور تقریبی با توجه به نوع آلیاژ بکار رفته) اکتفا کرد. از طرف دیگر، با بدنه ضعیف نمیتوان مهمات زیادی را حمل کرد یا انتظار مانورهای پیشرفته داشت. لذا باید گفت در صورتی که فقط از آلیاژهای آلومینیوم بخواهیم استفاده کنیم، نهایت هواپیمای شکاری با سرعت کم می  توانیم تولید کنیم که بسیار به اف۵ شبیه است.

جمع بندی: برای تولید اسکلت هواپیمای نسل۴ باید توان تولید فولاد لازم و دستگاههای فرم دهی را داشته باشیم. آیا داریم یا نه و اگر نداریم طی چه مدت به این توان خواهیم رسید ویا اصلا صرفه اقتصادی دارد که برای تولید مثلا ۲۰ تن آلیاژ فولاد در سال (معادل بار یک تریلی) خط تولید و بخش تحقیق و توسعه داشته باشیم، مبحث دیگری است. در این میان مهمتری فاکتور نیروی متخصص برای انجام کاراست که باید با سعی و خطای فراوان و صرف هزینه های بسیار تربیت شود. این موضوع چون در همه موارد تکرار می شود از ذکر مجدد آن خودداری می شود.

 

۲: قطعات ثابت و متحرک بال

کلیه مسایل مربوط به قطعات تشکیل دهنده بدنه در خصوص شاسی بال نیز صادق است با این تفاوت که چون در معرض لرزشهای بیشتر و احتمال اصابت بیشتری است حساسیت راجع به کیفیت آن بیشتر است.

 

۳: وسایل اتصال قطعات اسکلت و بال به یکدیگر

پس از فرم دادن قطعات بال و بدنه، باید این قطعات را به نحو مناسبی به هم متصل کرد. این پروسه با جوشکاری انجام میشود به نحوی که یک اسکلت یکپارچه با شاسی بال بوجود می آید نیازمند و دقت بسیار زیاد است و این دقت برای هواپیماهایی که از فیبر کربن در بدنه آنها استفاده شده است باید بیشتر باشد. درحال حاضر ایران توان جوش کاری آلومینیوم را روی سطوح ساده دارد. اینکه آیا روی سطوح مختلف و انواع موقعیتها نیز پرسنل متخصص برای انجام جوش با کیفیت وجود دارد یا خیر مشخص نیست. بحرانی ترین قسمت در مناطقی است که شاسی آلومینیومی باید به قطعات فولادی یا تیتانیومی وصل شود ممکن است که استفاده از تیتانیوم را به عنوان شاسی در نظر نداشته باشیم ولی به هر حال جنس قطعات خاصی مخصوصا در قسمت آویزهای مخازن سوخت و موشک یا بمبهای سنگین به احتمال زیاد از جنس تیتانیوم است. در مورد امکان جوش ۲ قطعه با جنس مختلف در ایران من اطلاعات خاصی ندارم ولی خوشبین هم نیستم.

در خصوص اتصال جدار خارجی به شاسی بال وبدنه نیز این اتصال معمولا برای قسمتهای آلومینیومی با پیچ و یا پرچ انجام میشود. جنس این قطعات با توجه به بازه حرارتی و مقاومت بسیار مخصوص است و تا کنون اخباری درخصوص تولید این پیچها در ایران به گوش نرسیده است. در خصوص نحوه اتصال قطعات فیبر کربن به شاسی اطلاع خاصی ندارم ولی با توجه به اینکه یک قطعه غیر فلزی به یک قطعه فلزی متصل می شود، باید فرایند پیچیده تری داشته باشد.

جمع بندی: باید برای تولید شاسی امکانات جوش ۲ فلز ناهمگون به یکدیگر را داشته باشیم و برای اتصال جدار خارجی به بدنه و بال باید بتوانیم آلیاژ مناسب را تولید و شکل دهی کنیم. کل مقدار پیچ و پرچ یک هواپیما تقریبا ۱۰۰ کیلوگرم است ولی تجهیزات ساخت الیاژ و فرم دهی لازم دارد. اینکه هر کدام از این پیچ ها به چه قیمتی تمام میشود نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشت.

 

۴: جدار خارجی:

جدار خارجی هواپیما عمدتا از ورقهای آلومینیومی ساخته شده که فرم دهی به آن آسان است ولی در مورد هواپیماهای نسل ۴ روز به روز استفاده از قطعات فیبر کربن بیشتر می شود که دلیل آن مقاومت بالاتر و وزن سبک تر است. همچنین با توجه به یکپارچه ساخته شدن قطعات فیبر کربن در صورتی که مورد اصابت قرار گیرد تکه های آن در اثر فشار باد کنده نمی شود و عملکرد کلی بال بسیار بهتر است. امروزه الیاف فیبر کربن در ایران تولید می شود ولی کیفیت آن در حدی نیست که بتواند در برابر فشارهای وارده در یک جنگنده مقاومت کند. چندی پیش ایران اقدام به خرید الیاف فیبر کربن با مقاومت بالا از ژاپن کرده بود که محموله توقیف شد. نکته دیگر فرم دهی به این الیاف کربن است. گرچه تولید الیاف کربن با کیفیت بالا بسیار مهم است ولی از آن مهم تر تولید رزین پرکننده، فرم دهی و پخت مناسب آن است به نحوی که سطوح تولید شده دارای اعوجاج نباشند و بحث ایرودینامیک را مختل نکند. در صورتی که از فیبر کربن استفاده نشود وزن هواپیما افزایش یافته و به دنبال آن مصرف سوخت که در نتیجه برد هواپیما کم میشود. همچنین مانور پذیری هواپیما کمتر می شود.

جمع بندی: برای ساخت هواپیما نیاز به تولید الیاف فیبر کربن پر مقاومت رزین های مربوطه و  وجود دستگاههای فرم دهی و کارخانه تولید قطعات فیبر کربن است. منظور تولید در مقیاس صنعتی توسط کارگران است و نه تولید با مقیاس آزمایشگاهی توسط مهندسان.

saeqeh-2-fighter-4

۵: سیستم های هیدرولیکی جهت قطعات متحرک

سیستمهای هیدرولیکی جزء ساده تین سیستمها هستند و درحال حاضر ایران توان ساخت سیستمهای هیدرولیکی برای ماشین آلات سنگین را دارد اما شرایط هواپیما کلا متفاوت است. با توجه به اینکه سیستمهای هیدرولیکی هواپیما باید در بازه حرارتی +۵۰ درجه تا -۵۰ درجه سانتیگراد (برای قطعات متحرک بال و چرخ. برای قطعات متحرک موتور اطلاعی از بازه حرارتی ندارم) به خوبی فعال باشند باید از آلیاژهای خاصی در ساخت آنها استفاده شود در غیر این صورت با خروج روغن هیدرولیک، سیستم از کار خواهد افتاد. این انقباظ و انبساط خاص سیستمهای هیدرولیکی نیست و بدنه و جدار خارجی نیز در همین شرایط هستند ولی از آنجا که قابلیت پرواز و مانور دادن، به این سیستمها متکی است از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. کافی است بدانیم که عمده سقوط هواپیماها ناشی از همین ضعف در سیستم هیدرولیکی است. نکته دیگر روغن هیدرولیک مناسب است که ایران توان تولید آن را در حال حاضر ندارد. ممکن است گفته شود که از روغن هیدرولیک هواپیماهای تجاری استفاده می کنیم ولی تا جایی که من اطلاع دارم با توجه سرعت بالاتر و مانور های بیشتر روغن هیدرولیک هواپیماهای جنگنده متفاوت است (روغن ترمز ماشینهای سنگین و سبک نیز متفاوت است). خوشبختانه درصورتی وجود مواد لازم، دانش ساخت و نیروی متخصص جهت ساخت سیستم هیدرولیک وجود دارد.

جمع بندی: جهت ساخت سیستم هیدرولیکی باید توان تولید آلیاژهای استیل و فولادی خاص، خرید یا تولید دستگاههای فرم دهی آنها و تولید روغن هیدرولیک مناسب را داشته باشیم. ساخت روغن هیدرولیک شاید سخت ترین قسمت ماجرا  باشد چرا که نیاز به یک خط تولید بسیار گران قیمت برای مقدار بسیار اندک روغن هیدرولیک است.

 

۶: شیشه کابین و لاستیکهای درز بندی

شیشه هواپیما با توجه به مقاومت بسیار بالای شیشه به کار رفته در آن وجود منحنی های مختلف و خاص آن یکی از تخصصی ترین قسمتهای صنعت فرم دهی در جهان است. فلزات را  در هنگام فرم دهی میتوان گرم کرد و پس از سرد شدن خواص خود را معمولا حفظ می کنند. درحالی که یکی از چالش بر انگیز ترین موارد در خصوص شیشه وجود اعوجاج در سطح آن است. کمتر کسی وجود اعوجاج در شیشه تجربه نکرده است. تنها چند سالی است که شیشه های مسطح تولیدی داخلی به سطحی از تکنولوژی رسیده اند که این مشکل را نداشته باشند. اینکه ایا توان فرم دهی بدون اعوجاج و ذره بینی کردن شیشه را داریم یا خیر نیز خوشبین نیستم چرا که تا کنون لزومی به این کار نبوده که انجام شود و در صنعت ما نهادینه گردد. در خصوص لاستیکهای درزبندی موضوع تا حدی اسان تر است و با کمی ارفاق شاید بتوان از لاستیکهای مورد استفاده در هواپیماهای غیر نظامی استفاده کرد.

جمع بندی: ایران توان ساخت شیشه ضد گلوله را دارد ولی برای ساخت کابین هواپیما باید توان فرم دهی شیشه را به طوری که کیفیت ان پایین نیاید بدست آورد.

 

۷: سیستم چرخ و ترمز

ساخت لاستیک هواپیما از توان فعلی ایران خارج است به همین صورت فنر و دیسکهای ترمز. در خصوص لاستیک نیازی به توضیح نیست، چرا که توان ما به لاستیک بارز محدود است در خصوص فنر نیز مانند سایر آلیاژهای فلزی، باید جداگانه برای نهایتا ۱۰۰ عدد در سال خط تولید آلیاژ راه اندازی کنیم. برای دیسک ترمز هم که حتی کسی دیسک ترمز ایرانی زیر ۲۰۶ نمی اندازد چه رسد به هواپیما اینکه ایا میتوان از سیستم چرخ هواپیمای مسافری استفاده کرد یا نه بعید است بدون موافقت سازنده مقدور باشد در این صورت مجددا ناوگان مسافر بری ما نیز تحریم می شود. تا جایی که من اطلاع دارم، لنت ترمز هواپیماهای از نوع سرامیکی مقاوم در برابر حرارت است و تا کنون که ایران موفق به ساخت این گونه از سرامیک ها نشده است.

جمع بندی: برای سیستم چرخ و ترمز باید لاستیک، دیسک ترمز و آلیاژهای لازم را تولید کنیم. گفتن تولید کردن هرکدام با تولید کردن با کیفیت مناسب بسیار متفاوت است. اکنون سالهاست که کارخانه های دنیا میدانند که رویزرویس پره های موتور هواپیما را به چه شکلی درست کنند آلیاژ آن را نیز می شناسند ولی نه کسی توانسته آن آلیاژ را با همان کیفیت تولید کند و نه کسی توانسته پره های موتور را با همان کیفیت بسازد.

 

۸: رنگ و پوشش محافظ

متاسفانه ایران در زمینه ساخت و اجرای رنگ بسیار بی تجربه است. برای سالها، تنها روی صفحات فولادی عملیات رنگ آمیزی صنعتی انجام شده است به نحوی که وقتی قرار بود بدنه پژو ۴۰۵ که از فولاد گالوانیزه است را رنگ کنیم متخصصان فرانسوی رنگ و خط رنگ آمیزی را راه اندازی کردند در مورد سرعت حدود ۲ ماخ و مقاومت رنگی که باید وجود داشته باشد و چسبندگی آن همچنین در خصوص آلومینیوم و فیبر کربن خودتان قضاوت کنید. البته رنگ کردن مهم نیست این رنگ باید پایدار بماند وگرنه بعد از هر پرواز باید هواپیما در خط رنگ باشد.

جمع بندی: باید تکنولوژی تولید رنگ مناسب جهت جنگنده ها و رنگ آمیزی روی سطوح فیبر کربن و آلومینیوم را با ماندگاری مناسب بدست آوریم. این امر مستلزم سالحا تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری سنگین جهت بدست اوردن فرمول رنگ و تهیه لیسانس تولید رنگ است. پس از تولید رنگ نیز باید لیسانس اجرای رنگ روی سطوح مختلف که استاندارد نظامی را رعایت کند تهیه شود. از آنجایی که این استاندارد نظامی وجود ندارد حتی در صورت تولید رنگ معیاری برای سنجش کارا بودن آن در حال حاضر وجود ندارد همینظور در مورد بحث کنترل کیفیت کلیه قسمتهای کار. این شرایط استاندارد تولید و استادارد کنترل کیفیت مربوط به کلیه قسمتهای هر بخش از تولید است و در سایر بخش ها برای طولانی نشدن مطلب تکرار نمی شود.

 

۹: سیستمهای رادار، گیرنده و فرستنده و دید درشب.

برخی از اخبار ناشی از این است که ایران موفق به ساخت رادار هواپیما و نصب آن روی اف۱۴ شده است. اینکه این رادار چه قابلیتهایی دارد  مثلا چند هدف را کشف و همزمان با چند هدف درگیر میشود و در عمل آیا کارایی لازم را دارد یا نه را به نتیجه تستهای آن در آینده موکول می کنیم.

جمع بندی: توان ساخت رادار در ایران در حدی که بتواند با اف۱۶ مدل ای رقابت کند وجود دارد.

 

۱۰: کیت های کامپیوتری پردازش اطلاعات و ارسال فرمان به قطعات مکانیکی

این کیتها به صورت مدارهای مجتمع قابل برنامه ریزی (پی.ال.سی) طراحی میشوند و مجموعه دستوراتی از قبل در آنها قرار داده میشود که بنا به شرایط مختلف نیازی به پردازش مداوم توسط پردازشگر مرکزی نباشد. ایران توان تولید پی.ال.سی های ابتدایی مانند چیزی که در صنعت خودرو استفاده می شود را دارد ولی توان طراحی و ساخت انواع پیشرفته را ندارد. برای مثال می توان به پی.ای.سی های سانتریفیوژها اشاره کرد که به راحتی از کار افتاد. این قطعات وقتی قرار باشد در شرایط جنگی به کار گرفته شود باید با استاندارد های بالاتری ساخته شود که فعلا ایران این توان را ندارد. برای ارتباط بین این کیتها و قطعات مکانیکی نیز از سیمهای مسی با غلاف مخصوص یا فیبر نوری استفاده می شود تا در برابر جنگ الکترونیک آسیب پذیر نباشند.

جمع بندی: تولید اینگونه کیتها باید در ایران انجام شود (ولی با توجه با ساختار پیشرفته آن فعلا ممکن نیست). هیچ راهی برای خرید مدار خام از خارج و تولید داخل آن را نمیتوان در شرایط عادی تصور کرد چرا که به شدت فروش این قطعات تحت نظارت دولت ها است و در آینده نزدیک نیز احتمال دستیابی ایران به این فناوری ناچیز است. باید سیم های ارتباطی مناسب تولید شود.

 

۱۱: سیستمهای ذخیره اطلاعات و پردازشگر مرکزی اطلاعات

هواپیما در هر ثانیه تعداد زیادی اطلاعات جمع آوری، پردازش و ذخیره میکند. سیستمهای ذخیره اطلاعات گرچه از اصول یکسانی با هاردهای معمولی استفاده می کنند ولی تکنولوژی ساخت آنها کاملا متفاوت است و ایران به این تکنولوژی در حال حاضر دسترسی ندارد. خوشبختانه با روشهای محافظت فیزیکی شاید بتوان از ابزارهای مبتنی بر حافظه فلش و کد گذاری مناسب آن استفاده کرد گرچه باعث به خطر افتادن اطلاعات محرمانه جنگنده می شود ولی به هر حال اطلاعات پرواز جنگنده ای معادل اف۱۶ برای ۱۰ سال آینده خیلی هم محرمانه نیست. متاسفانه وضعیت در مورد پردازشگر به آسانی سیستم ذخیره اطلاعات نیست. روسیه و آمریکا از پردازشگرهای متعارف مانند اینتل یا پردازشگرهای موبایل به عنوان پردازشگر استفاده نمی کنند. دلیل این امر این است که اصلا از سیستم عامل های معمول برای راه اندازی پردازشگر استفاده نمی کنند و سیستم عامل مخصوص خود را دارند و سعی می کنند اسرار هواپیما را محرمانه نگهدارند.

جمع بندی: ایران به هیچ وجه توان ساخت پردازنده با قدرت کافی را ندارد و یا سیستم ذخیره اطلاعات را ندارد و می باید پذیرفتن ریسک حملات سایبری، از سیستم ذخیره اطلاعات و پردازنده های غیر نظامی استفاده کند.

صاعقه 2

۱۲: سیستم عامل جهت راه اندازی پردازشگر

ایران توسط  ۲ مرکز انشگاهی و ۲ مرکز تحقیقاتی طی ۱۰ سال گذشته سعی کرده است که سیستم عامل ملی مبتنی بر هسته لینوکس درست کند. این سیستم عامل ها در واقع فقط یک رابط کاربری هستند و سیستم عامل اصلی لینوکس است. متاسفانه پروژه ها دست آورد مناسبی نداشتند به طوری که مردم یا دولت ترغیب به استفاده از آن شود البته خیلی هم بد نیستند من خودم از آنها استفاده کرده ام و می شود گفت قابل استفاده هستند ولی به هر حال ایران هیچ تجربه ای در ساخت هسته سیستم عامل ندارد (حتی در حد سیستم عامل موبایل های نوکیا معروف به سیمبیان). مشکل استفاده از سیستم عامل های موجود در قابلیت قابل نفوذ بودن و ناپایداری آنها است. گفته میشود که، همه سازندگان تسلیحات امکانی را در تولیدات خود قرار میدهند که درصورتی که این تسلیحات بر ضد خودشان بکار گرفته شود بتوانند آنها را از کار بیندازند. اما اینکه یک هواپیمای تولید داخل را بتوان با آلوده کردن سیستم عامل از کار انداخت خیلی فاجعه بزرگی است

جمع بندی: با توجه به تجربه ناموفق ایران در ساخت هسته سیستم عامل و زمان بر بردن این پروسه تا وقتی که اشکالات آن برطرف شود امکان تولید هسته سیستم عامل ملی وجود ندارد. باید با پذیرفتن ریسک هک شدن هواپیما از سیستم عامل لینوکس که پایدار تر است استفاده شود.

 

۱۳: سیستم نرم افزاری نمایش اطلاعات دریافت شده و پردازش شده و نمایشگر های مربوطه

با توجه به اینکه از سیستم عامل لینوکس استفاده می شود میتوان از کارت گرافیکی های معمولی جهت نمایش اطلاعات روی صفحات نمایشگر استفاده کرد. ولی مشکل اینجاست که تولید نمایشگرهای نظامی با نمایشگر های معمولی بسیار متفاوت است حتی روسیه نیز از نمایشگر های فرانسوی در جنگنده های جدید استفاده می کند. در خصوص نمایشگر جنگنده باید دانست که، به هیچ هنوان از یک نمایشکر غیر نظامی نمی توان اسستفاده کرد زیرا با اندکی جنگ الکترونیک نمایشگر های غیر نظامی غیر قابل استفاده هستند. حتی شاید امواج راداری خود هواپیما یا هواپیماهای مشابه باعث از کار افتادن نمایشگر باشد. با در نظر داشتن این نکته که تمام اطلاعات سنسور های داخلی و ناوبری همچنین اطلاعات رهگیری و سیستمهای هشدار روی این نمایشگرها نشان داده می شود، اگر در شرایط جنگی این نمایشگرها از کار بیوفتد احتمالا خلبان چاره ای جز بیرون پریدن از هواپیما برای حفظ جان خود ندارد.

با توجه به عدم دسترسی به این نمایشگرها، تنها چاره استفاده از نمایشگرهای عقربه ای است. نمایشگرهای عقربه ای نیز گرچه تکنولوژی کمتری دارند ولی در زمینه دقت، مانند ساعتهای سوئیسی کار می کنند. خوشبختانه گرچه ایران نمی تواند فنرهای مورد نیاز را تولید کند ولی خرید آنها از بازار غیر نظامی ممکن است

جمع بندی: برای نمایش اطلاعات باید به سیستمهای عقربه ای اکتفا کرد

 

۱۴: سیستم موقعیت یابی جهت هدایت هواپیما

امروزه همه ناوگان هوایی دریایی و زمینی برای اطلاع از موقعیت خود به سیستمهای جی.پی.اس آمریکایی ویا معادل روسی یا چینی آن وابسته هستند. متاسفانه ایران چنین سیستمی ندارد و امکان راه اندازی آن نیز در آینده نزدیک و میان مدت وجود ندارد. سیستمهای جی.پی.اس از ۲ فرکانس مختلف استفاده می کنند، یکی برای استفاده غیر نظامی و دیگری برای سیستمهای نظامی. در هنگام جنگ، سیستمهای غیر نظامی به صورت عمدی دچار خطا می شوند در حالی که سیستمهای نظامی دقت خود را حفظ می کنند تا به حال کیتهای جی.پی.اس نظامی هر دستگاه از سوی سازنده آن تامین شده است چرا که هر کدام کد شناسایی مخصوص دارد و حتی نمی توان جی.پی.اس نظامی تانک را به صورت یک پارچه با سایر سیستمهای ناوبری و هدایت موشکی، روی هواپیما نصب کرد چرا که باید سایر سیستم ها کد مورد نظر جی.پی.اس را بتوانند شناسایی کنند. جنگنده بدون سیستم ناوبری جنگنده کاملی نیست و استفاده از سیتمهای ژیروسکوپ سه محوری و هدایت اینرسی با توجه با مانورهای مختلف هواپیما و ابتدایی بودن آنها برای جنگنده نسل ۴ و تولید در ۱۰ سال آینده عاقلانه نیست.

جمع بندی: امکان استفاده از سیستم موقعیت یاب ماهواره ای بومی وجود ندارد یا باید از داشتن سیستم موقعیت یاب صرفنظر کنیم، یا از سیستم جی.پی.اس غیر نظامی با پذیرفتن خطای عمدی در شرایط حساس استفاده کنیم یا از سیستم روسی استفاده کنیم که با مفهوم جنگنده بومی مغایرت دارد.

 

۱۵: نرم افزار کنترل دیجیتال هواپیما (پرواز با سیم)

این سیستم به استانداردی در تمام هواپیما تبدیل شده است به صورتی که تمام هواپیماهای غربی نسل ۴ مجهز به این سیستم هستند ولی هواپیماهای شرقی قدیمی مانند میگ۲۹ از این سیستم بی بهره اند. این سیستم از آنالیز اطلاعات سنسورهای مختلف هواپیما در هزاران پرواز قبلی که توسط سیستم های ذخیره اطلاعات ثبت و ضبط شده اند برای برنامه ریزی شرایط مختلف استفاده می کند تا فرامین خلبان را اصلاح کند به طوری که هواپیما دارای پایداری کافی باشد. برای ایران که به این اطلاعات پرواز دسترسی ندارد امکان تهیه نرم افزار قبل از تولید نمونه اولیه هواپیما وجود ندارد. این نرم افزار برای هواپیماهای نسل ۴ اولیه شامل تقریبا شامل یک میلیون خط برنامه نویسی است و برای هواپیماهای اف۳۵ بیش از ۸ میلیون خط که مدت زمان زیادی لازم دارد تا نوشته شود.

جمع بندی: استفاده از سیستم پرواز با سیم برای ایران که به اطلاعات سنسورهای پرواز دسترسی ندارد غیر ممکن است. برای استفاده از آن باید نمونه اولیه ساخته شود و ساعت های پرواز طولانی در شرایط مختلف را تجربه کند تا نهایتا بتوان این سیستم را برای ان تعبیه کرد ویا اینکه از این سیستم صرفنظر کرد.

 

۱۶: موتور هواپیما

یکی از پیچیده ترین قطعات هواپیما از تمامی جهات از جمله متالوژی، فرم دهی، دقت مورد نیاز ساخت قطعات و سیستمهای نرم افزاری کنترل (چیزی شبیه برد انژکتور ماشین) ، موتور هواپیما است. در اولین قدم، ساخت موتوری مانند موتور اف۱۶ که یکی از قوی ترین موتورهای جت جنگنده است کاری است محال و غیر ضروری اما باید حداقل هواپیما را به دو موتور مانند موتور های اف۱۴ مجهز کرد که تکنولوژی قدیمی تری دارد. در بهترین حالت ایران موتوری در حد اف۵ را تا به حال ساخته است. در این مورد نیز شک و شبهه های زیادی است مبنی بر اینکه فقط شکل آن عوض شده و تمام قطعات داخلی آن را از موتورهای دیگر باز کرده اند تشخیص این موضوع به عهده خواننده است. موتور اف۵ تقریبا ۴۰۰۰ پوند بدون پس سوز و ۴۸۵۰ پوند با پس سوز رانش تولید می کند. با فرض اینکه وزن هواپیما را بتوانیم در حد اف۱۶ نگهداریم باید ۲ موتور با قدرت ۷۳۰۰ بدون پس سوز و ۱۱۹۰۰ با پس سوز تولید کنیم که جای یک موتور اف۱۶ را بگیرد. بهینه سازی مصرف سوخت را هم در نظر نمی گیریم همینکه نیروی لازم را تولید کند کافی است. با در نظر گرفتن اینکه بعد از ۲۵ سال تلاش برای ساخت موتور جت، به این جایگاه رسیده ایم، حداقل ۱۰ سال دیگر لازم است تا موتور جت با ۲ برابر قدرت تهیه کنیم.

جمع بندی: با تکنولوژی ساخت موتور فعلی، برای تولید هواپیما یا باید از ۴ موتور بجای ۱ موتور اف۱۶ ای استفاده کنیم که غیر منطقی است. یا اینکه به سرعت کمتر از ۱ ماخ رضایت بدهیم. در صورت دستیابی به قدرت مناسب طی سالهای آینده میتوان به استفاده از موتور داخلی امید داشت.

 

تحلیل شرایط:

الف) برای ساخت جنگنده ملی نسل ۴ چه مواردی باید فراهم شود:

  1. دسترسی به مواد خام از قبیل تیتانیوم به مقدار کافی را فراهم کنیم
  2. برای ساخت هواپیما باید زیر ساختها تولید انواع آلیاژ آلومینیومی، فولادی، استیل و تیتانیومی را فراهم کنیم.
  3. دستگاههای فرم دهی قطعات را تولید کنیم
  4. تکنولوژی و دستگاههای لازم برای ساخت شیشه کابین را بدست بیاوریم
  5. تکنولوژی جوش مواد ناهمگون را بدست بیاورم
  6. الیاف کربن پر مقاومت و رزین های لازم را تولید کنیم.
  7. تاسیسات لازم جهت تولید روغن هیدرولیک راه اندازی کنیم
  8. خط تولید دقیق برای ساخت انواع مختلف پیچ و پرچ از آلیاژهای گوناگون راه اندازی کنیم.
  9. خط تولید لاستیک هواپیما، سرامیک جهت لنت ترمز و رنگ جهت هواپیما راه اندازی کنیم
  10. با پذیرفتن ریسک زیاد از پی.ال.سی های ساخت شرکتهای دیگر، پردازنده، سیستم ذخیره اطلاعات، سیستم عامل و جی.پی.اس غیر نظامی جهت کارهای نرم افزاری استفاده کنیم و کد نویسی استفاده کنیم.

ب) بودجه و زمان لازم چقدر است:

تخمین بودجه جهت ساخت زیرساختهای صنعتی بسیار مشکل و از تخصص همگان با توجه به گوناگونی آنها خارج است ولی به هر حال باید با پذیرفتن مقداری خطا، اعدادی را برای آن در نظر گرفت. حدس خوشبینانه من:

  • ۴۰ میلیارد دلار و ۲۰ سال زمان برای زیر ساخت های صنعتی و تولید مواد و دستگاههای لازم.
  • ۵ میلیارد دلار جهت را ه اندازی خط تولید.
  • ۱۰ میلیارد هزینه تحقیق و توسعه و ۵ سال زمان تا ساخت ۱۰ فروند نمونه ازمایشی.
  • ۵ میلیارد دلار بودجه و ۵ سال زمان تا ساخت ۱۰۰ فروند اول.

ج) با فرض اینکه مواد و دستگاههای لازم را از بازار سیاه تهیه کنیم و لازم نباشد پول و زمان صرف زیرساختهای صنعتی کنیم، با توان امروز چه نوع جنگنده ای ساخته خواهد شد.

  1. با توجه به قدرت موتور، سرعت کمتر از ۱ ماخ (شاید تا ۱۰ سال آینده که زمان تحقیق و توسعه است به سرعت معادل اف۱۶ برسد)
  2. هدایت بدون سیم ندارد
  3. نمایشگرها عقربه ای هستند
  4. سیستم ناوبری مطمئن ندارد
  5. به دلیل استفاده از پی.ال.سی خارجی، سیستم عامل عمومی، سیستم ذخیره اطلاعات غیر نظامی، قابل نفوذ است.

با این فرضیات بعد از ۱۰ سال با صرف ۲۰ میلیارد دلار دارای ۱۰۰ فروند هواپیما، ضعیف تر از هواپیماهای ۴۰ سال پیش آمریکایی خواهیم بود که بسیار شبیه هواپیماهای نسل ۳ است. قیمت ساخت  هر هواپیما تقریبا ۲۰۰ میلیون دلار خواهد بود. آیا تولید با این کیفیت و قیمت منطقی است؟ آیا ۱۰ سال آینده یک هواپیما با این مشخصات ارزش رزمی دارد؟

 

د) تا ۱۰ سال آینده باید چکار کرد:

  1. آیا باید همچنان با اف۵ و اف۱۴ با عمر بیش از ۴۰ سال و تعدادی هواپیمای روسی قدیمی از مرزهای کشور دفاع کرد؟
  2. اگر این بودجه ۲۰ میلیاردی برای تولید هواپیما را داریم چرا ظرف ۱۰ سال آینده بجای ۱۰۰ فروند هواپیما با تکنولوژی قدیمی، ۱۵۰ فروند میگ۳۵ و ۲۰۰ فروند سوخو۳۵ جدید نخریم که بتوان روی توان دفاع هوایی کشور تا ۳۰ سال آینده حساب کرد؟

 

نتیجه گیری نهایی:

۱: تولید هواپیمای کاملا بومی بدون دسترسی به بازار آزاد غیر ممکن است.  زیرا باید زیر ساختاهای صنعتی بسیار پر هزینه ای ایجاد کرد که هر کدام به سالها تحقیق و توسعه جهت ساخت محصول مناسب نیاز مند هستند. حتی روسیه مقداری از قطعات را از کشورهای دیگر تامین می کند.

۲: درصورت دسترسی به بازار آزاد جهت تهیه مواد خام، امکان تولید هواپیمایی با مشخصات فنی مابین اف۵ و اف۱۶ در ۱۰ سال آینده وجود دارد ولی تولید کامل یک جنگنده در تیراژ پایین صرفه اقتصادی ندارد.  با توجه به اینکه هزینه های تحقیق و توسعه بسیار زیاد است باید با تیراژ کافی همراه باشد تا تولید هر فروند جنگنده از لحاظ قیمت قابل رقابت باشد. با توجه به شرایط فعلی ایران به حدود ۲۷۰ تا ۴۵۰ جنگنده طی ۳۰ سال نیاز دارد، بنابراین باید بازار صادراتی برای محصول وجود داشته باشد که تولید هواپیمایی با مشخصات اف۱۶ ای متقاضی چندانی در ۲۰ سال آینده نخواهد داشت.

نمونه بسیار خوب درخصوص کمبود تعداد فروش، هواپیمای رافائل است. در ابتدا قرار بود یوروفایتر برای کل کشورهای اروپایی به عنوان جنگنده استاندارد طراحی شود ولی فرانسه به جهت نیاز متفاوت و سوئد به جهت قیمت آن تصمیم به ساخت جنگنده مجزا گرفتند. کل هواپیماهای جنگی میراژ موجود در سرویس فرانسه در حدود ۲۰۰ فروند بود که باید با رافائل جایگزین میشد اکنون ۱۰۰ فروند جایگزین شده و سوئد نیز تقریبا ۲۰۰ هواپیمای در سرویس دارد که همگی با جاس۳۹ جایگزین شده اند. لذا جنگنده رافائل با قیمت نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار و جاس۳۹ با قیمت نزدیک به ۷۰ میلیون دلار تولید شده ولی مشتریان کافی ندارد. امروزه بیشتر خریداران ثروتمند اروپایی که میتوانند چنین قیمتی را برای یک جنگنده پرداخت کنند، یوروفایتر را که به نوعی در تولید آن نقش دارند برگزیده اند و تا پایان سال ۲۰۱۵ بیش از ۴۶۰ فروند از آن ساخته شده است.

نمونه دیگر روسیه است که پس از فرو پاشی شوروی مقدار زیادی از بازار صادراتی را از دست داده و به همین دلیل قیمت تمام شده جنگنده های آن بسیار افزایش یافته است. ناوگان هوایی روسیه کمتر از ۲۷۵ فروند انواع میگ۲۹  در اختیار دارد و تنها شایعاتی در خصوص فروش ۲۴ فروند میگ۳۵ به مصر در جریان است. با این تعداد روسیه حتی اقدام به راه اندازی خط تولید میگ۳۵ برای جایگزینی میگ۲۹ های از رده خارج خود نکرده است.

۳: تولید مشترک هواپیما گزینه خوبی است ولی فعلا قابل پیگیری نیست. با توجه به توان صنعتی فعلی ایران و نبود هم پیمان استراتژیک کسی تمایل به اجرای پروژه های نظامی مشترک با ایران ندارد. در آینده اگر شرایط سیاسی بهبود پیدا کند شاید بتوان مانند هند و روسیه و یا کشورهای اروپایی و یا پروژه اف۳۵ دست به تولید مشترک هواپیما زد.

۴: مونتاژ هواپیما با استفاده از کیتهای ارسالی. این گزینه در میان مدت قابل دستیابی است. در قالب قرارداد خرید هواپیما میتوان، انتقال تکنولوژی و تربیت نیروی  متخصص را مد نظر قرار داد. در این صورت نیروی انسانی را میتوان به کشور سازنده فرستاد تا هم تولید هواپیما ها سرعت بگیرد و هم تخصص کافی برای مونتاژ کسب شود و سپس در داخل اقدام به مونتاژ هواپیما کرد. مزیت اصلی این طرح آن است که قسمت زمان‌بر ساخت هواپیما که مونتاژ آن است در کنترل خریدار قرار میگیرد و بسته به نیاز خود می تواند تعداد تولید را کم یا زیاد کند.

۵: تولید قطعات مصرفی و تجهیزات قابل نصب. در حال حاضر این گزینه، بهترین گزینه پیش روی ایران است که در کوتاه مدت قابل دستیابی می باشد. ایران میتواند خط تولید رادار را با هزینه اولیه نسبتا پایین راه اندازی کرده و برای کلیه هواپیماها تولید کند (با فرض اینکه به توان تولید رادار مناسب برای اف۱۴ دست پیدا کرده ایم پس نیروی فنی متخصص برای ساخت رادار را در اختیار داریم). ویا موشک های مختلف تولید و علاوه بر نیاز داخلی صادرات نیز انجام شود. اسرائیل نیز در دهه گذشته قصد تولید هواپیما داشت ولی این طرح را رها کرد و در زمینه تولید تجهیزات قابل نصب سرمایه گزاری انجام داد. امروزه از تولیدات اسرائیل هم روی هواپیماهای شرقی هم غربی و هم چینی استفاده می شود.

 

سخن آخر

در تحلیل انجام شده، پروسه طراحی لحاظ نشده و فرض بر کپی کردن طرح موجود مربوط به حدود ۴۰ سال پیش است.

ارقام در خصوص هزینه و زمان لازم برای انجام هر فعالیت، حدس و گمان است. هرچه زیر ساخت علمی و صنعتی بیشتر باشد این مقادیر کاهش می یابد اما با توجه به اینکه از نظر صنعتی هنوز ایران نمیتواند یک دستگاه پژو ۲۰۶ را به طور کامل و با استانداردهای فرانسه تولید کند، به نظر ارقام به کار رفته منصفانه است.

باید درنظر داشت که ایران هیچ تجربه موفقی در تولید هواپیما ندارد. معدود هواپیماهایی غیر نظامی با موتور ملخی که با نام ایران ۱۴۰ مونتاژ شده همگی به صورت کیت وارد شده و نهایتا نتوانسته به صورت موثر وارد ناوگان هوایی شود و حوادث بسیاری داشته. لذا بحران اصلی در نبود نیروی متخصص است که بتواند با استاندارد نظامی کار کند. کافی است یک جوش کیفیت مناسب نداشته باشد تا در شرایط جنگی هواپیما و خلبان آن از بین رفته و خسارات سنگینی وارد شود.

((((( در پایان مقاله تشکر میکنم از اقای رضا نوری به خواطر نوشتن این مقاله و باز سه نکته را که ایشان  در طی مقاله  تذکر داده اند  را متذکر می شوند

۱- این مقاله در مورد ساخت یک جنگنده به صورت کاملا ملی و بدون دریافت حتی یک قطعه و یا فناوری از  خارج گفته شده  و تنها کافیش بگیوم امروزه تنها امریکا چنین کاری را میکند و حتی روسیه نیز دست به وارد کردن نمایشگر  ، برخی از پردازنده ها و همچنین سامانه های اپتیک حرارتی از اروپا  میزند زیرا یا برای انها به صرفه نیست ویا  فناوری کامل ان را ندارند

۲- میتوان با کمک دیگر کشورها به مراتب زودتر و با هزینه بسیار بسیار کمتر به تولید یک جنگند رسید ولی در این مقاله به این مورد اشاره نشده زیرا موضع مقاله چیز دیگری است.. برای نمونه میتواند بخش های گران و پیچیده  را مانند موتور تسلیحات و رادار را به صورت  کامل خرید ویا در کشور منتاژ کرد  کما اینکه  جنگنده های چون تجاس هندی، اف۲ ژاپنی، تی ۵۰ گلدون ایگل کره ای، ال ۱۵۹ چک ویا گرپین سوئدی اینچنین هستند و بین ۳۰ تا ۷۰ درصد انها از خارج تهیه شده است زیرا این چنین بسیار اقتصادی تر بوده  ولی این مسئله نیاز به  مساعد بودن شرایط سیاسی و  داشتن یک همکار و شریک قابل اطمینان بستگی دارد

۳- در این مقاله به ساخت یک جنگنده به صورت کاملا بومی اشاره شده پس دوستان نیایند و درمورد توان موشکی،  پدافندی ، پهپاد و یا قایق تندرو صحبت کنند زیرا ما در مورد یک مسئله کاملا مشخص صحبت میکنیم و نه استراتژیک دفاعی کشور

با تشکر: عبدالحمید تارخ)))))

 

 

92+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar

درباره

321 دیدگاه

  • اقای رنو بذار دلمون خوش باشه جنگنده ساختیم.چرا تاکید کردی که این ارتقا اف هست.البته کل بدنه نوساز است و مستند ان هم موجود میباشد.اما شاسی نو نیست موتورها همین طور.اما vشکل کردن دم کار راحتی نیست در واقع پراید نیست بگید رینگ اسپرتش کردم.قطعا کار بسیار بزرگی بوده.اقای رنو فراموش نکنیم عربستان بنزین جنگنده خود را از امریکا میگیرد چه برسد بخواهند کاری کنند.در کل واقعیت این است که هر کشوری شروعی دارد اما مهم این است که پیشرفت کنی نه اینکه درجا برنی.متاسفانه ما شاهد درجا زدن در همه بخش ها کشور هستیم.

    0
    • من ترجیح میدهم مثل هند که رافال را با قرارداد تعمیر و نگهداری خریداری کرد یا عربستان که به روز ترین ورژن اف۱۵ را با آموزش و … خرید، هواپیمای جدید بخریم و حتی بنزین آن را نیز وارد کنیم، تا اینکه هواپیماهای ۵۰ سال پیش داشته باشیم که همش مکانیک ها مثل پیکانهای قدیمی بالاسرش باشند اخر سر هم پرواز نکنه.

      0
  • اقای رنو ما که تحریم هستیم و توان تولید تایر هواپیما نداریم پس با گذشت بیش از ۳۷سال تایر اف۱۴واف۴واف۵را از کجا تهیه میکنند.و دوم اینکه مستندی دیدم که میگفت از شیشه برای جنگنده استفاده نمیشود زیرا شیشه ضد گلوله نیست از مواد نفتی است است.

    0
  • با تشکر از آقای رضا نوری(رنو) بخاطر پاسخگویی ایشون و همچنین از حمید تارخ عزیز که کامنت من رو توی این مقاله جا دادن. و وسعت مشرب یعنی اینکه احترام به نظر دیگران واو مخالف نظر من باشد. چیزی که آقای تارخ در سطح بالایی از اون برخوردار هستن.باید بگم من و پسر عموم که همکار هم هستیم همیشه مباحثات دامنه داری راجع به جنگنده هایشرق و غرب و توانایی هر کدومشون داریم. من جهت مزاح و شوخیهای دوستانه قطعه شعری براش فرستادم که البته این قطعه شعر کوتاه بعدها خیلی تو محل کار معروف شد. اگه اشکال نداشته باشه این شعر مزاح گون رو خدمتتون میفرستم تا کمی هم کامنتها از حالت خشک و دقیق علمی فاصله بگیره و شاید انبساط خاطری برای شما و رنو و دیگر دوستان ایجاد کنه. قبلش بگم که اسم پسرعموی من کامل هست که در ابتدای شعر به اسم ایشون اشاره میشه.و اما شعر .  ای کامل ای مو بور من باید بدانی   باشد سوخو برتر ز اف های دروغین   اف پر افاده باشد و کمتر ازآن است   کین موی بوران گفته و لاکهید مارتین   گفتند پنهانکار باشد رپتور ما   پنهانتان شد واژگون چون گوی سرگین(اف ۱۱۷)    با سام پیر سه شده صد پاره آن اف   این سام مرگ است و بود روسیه آیین   بس نازها کردی تو ای اف ای شبح گون   سازند همچون تو شبح در کشور چین   هیبت بسی دارد فلانکر با دو بالش   بال سوخو بی ام بود چون بال شاهین.         

    0
  • با سلام. البته حتی امریکا هم از این مقوله مستثنی نیست و مدرنترین هواپیمای تولیدیش دارای سیستم عمود پرواز ساخت رولس رویز انگلستان هست. بنابراین کشوری با فناوری تمام و کمال همیشه وجود ندارد. در ضمن این رو هم اضافه بکنم که روسیه در ساخت سامانه های اپتیک دارای چندین دهه تجربه در این زمینه هیت و اگه گاهی از بعضی سامانه های اپتیکی کشورهای دیگر استفاده کند به معنای عدم توانایی در ساخت این سامانه نیست. همانطور که توپ تانک آبرامز امریکایی ساخت آلمان و سیستم عمدپروازش ساخت انگلستان و موتور حاملهای فضایی اون ساخت روسیه هست. و اما در زمینه ی پردازشگرهای کامپیوتری حرف شما نمیتونه درست باشه زیرا کنترل پرواز هواپیماهایی با خروجی متغیر ابتکار روسیه بوده و این سیستم بسیار پیچیده احتیاج به پردازشگرهای بسیار نیرومند داره که برای اولین بار روسیه کاربر آن بوده و حتی در جنگنده فوق مدرن اف ۲۲ سرانجام بخاطر پیچیدگی کار و ریسک بالا از سیستم تغییر بردار رانش سه بعدی منصرف شده و سیستم تغییر یردار رانش دو بعدی رو برگزیدند. و اما درباره نمایشگر که شما در همه جا دارید این رو عنوان میکنید باید بگم روسیه توان تولید مانیتورهای نظامی رو داره ولی باید پذیرفت که نمایشگرهای ساژم فرانسه دارای کیفیت بالاتری هستند. 

    0
    • بله ولی شما فقط از کشورهای دوست می توانید انتظار خرید وسایل نظامی داشته باشید. هیچ کشوری در ساخت سلاح به دشمن خود یا دشمن همپیمانان خود کمک نمی کند. در مورد پردازنده نیز قوی ترین پردازنده ها چه نظامی و چه غیر نظامی ساخت آمریکا است. سیستم کنترل پرواز را چه روسها اول به کار برده باشند و چه آمریکایی ها حتی یک صدم قدرت پردازشی رادار را نیاز ندارد. اینکه در اف۲۲ به کار نرفته به دلیل عدم توانایی آن نبوده بلکه در راستای کم کردن اثر حرارتی هواپیما از آن شکل خاص اگزوز استفاده شده است که در صورت استفاده از بردار ۳ بعدی امکان پایین اوردن اثر حرارتی هواپیما نبود. در مورد نمایشگر نظامی نیز مساله این نیست که روسیه می سازد یا نه، مساله این است که ایران نمی سازد اگر می ساخت یک جایی آن را نصب می کرد یا صادر می کرد.

      1+
  • سلام اقای نوری این که تو بخش سیزدهم فرمودین که با جنگ الکترونیک نمایشگرا از کار می افتن منظورتون از کارافتادن چیه ی چیزی تو مایه های مستند the fourth kind 2008 که توش موجودات بیگانه دروبین های فیلمبرداری رو غیر فعال می کردن؟ اصلا تا حالا همچین چیزی تو جنگ الکترونیک غربی دیده شده که جنگنده حریف نمایشگراش از کار بیفته؟

    0
    • ا سلام. من این فیلمی که گفتید رو ندیدم اما برای غیر فعال کردن دوربین کار خیلی ساده تر است با یک پرتو لیزر مادون قرمز با قدرت حدود ۱ وات می توان صفحه حساس به نور آن را که تصاویر را ثبت می کند سوزاند نیازی نیست که با جنگ الکترونیک مدار آن را مورد حمله قرار داد گر چه این امکان نیز وجود دارد. ولی مشکل نمایشگرها ی قدیمی غیر ال سی دی  این بود که با جنگ الکترونیک آنقدر نقطه برفکی نشان میدادند که هدف اصلی را نمی شد پیدا کرد. موضوع برای نمایشگرهای ال سی دی به این صورت است که غیر از نویز ایجاد شده توسط جنگ الکترونیک، خود کریستالها نیز در برابر امواج الکترو مغناطیس دچار مشکل در نشان دادن اطلاعات پیدا می کنند. یک آهن ربا را به صفحه یک مانیتور ال سی دی نزدیک کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. تکنولوژی ال سی دی های نظامی به صورتی است که در اثر امواج الکترو مغناطیسی دچار اشکال نمی شود اما مشکل نویز همچنان باقی است. در خصوص اتفاق افتادن این مساله نیز باید گفت اتفاق افتاده. چندی قبل در ماجرای عبور سوخو۲۴ روسی مجهز به غلاف پیشرفته جنگ الکترونیک از روی ناو آمریکایی، گفته شد که کل سیستم های نمایشگر ها از کار افتاد. ولی اخباری از این دست برای جنگنده ها در خاطر ندارم.

      3+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
    • دوست عزیز سلام. اگه مقاله آقای نوری رو با دقت خونده باشید ایشون فرمودن نمایشگر های فعلی تصب شده روی جنگنده ها از نوع نظامی و متفاوت با انواع تجاری هستن. ایشون اشاره کردن نمایشگر های تجاری با جنگ الکترونیک به راحتی مختل میشن نه نظامی. به همین دلیله که شما و ما تا حالا نشنیدیم نمایشگر جنگنده ای از کار بیفته. چون از نوع نظامی هست.

      0
    • سلام یر شما. من خودم از این دستگاهها و دقت انها سر رشته ای ندارم. اما یکباز از یکی از دوستان که در این زمینه فعالیت دارند پرسیدم و ایشان تایید کردند که امکان پذیر است اما قیمت تمام شده آن بسیار بالا میرود و اصولا چنین کاری لازم نیست مگر برای قطعات بدنه هواپیماهای رادار گریز که حتی صدم میلیمتر نیز در طرح بدنه آنها محاسبه شده است. برای مثال در صورتی که یک رینگ بال را بتوان با جوشکاری تهیه کرد هزینه آلیاژ مصرفی، برش ورق و جوش آن کمتر از یک صدم وقتی است که از بخواهید این قطعه را به صورت حتی ۴ تکه از آلیاژ تراش دهید. اگر بخواهید کلا از یک تکه ورق یکپارچه آن را تهیه کنید که دیگر نمیدانم چقدر خواهد شد. 

      0
  • واقعا مقاله خوبی بود.البته ذکر پژو ۲۰۶ منطقی نبود دوستان. گرچه ساخت جنگنده طبق شهادت این مقاله واقعا متفاوت از دیگر تجهیزات نظامی است. عالی بود و منطقی.

    0
  • جناب کرامت سلیمی در پاسخ به مطلب شما باعلم ناچیزم فقط میتوانم یک مثال بزنم زمانی که در دبیرستان درس میخواندیم یکی از دوستان به دبیر ریاضی گفت مجموع زاویه های داخل مثلث ۳۶۱ ودرجه است ک دلیلش را هم اندازه گیری با نقاله بیان میکرد امیدوارم دلایل شما هم مثل دوست دوران تحصیل من نباشد

    2+
  • مقاله ای در
    باره  دلایل علمی دروغ بودن سلاح هسته ای:

     

     

    برای شروع بحث علمی ابتدا
    توضیح مختصری در باره عناصر رادیو اکتیو و ساختار بمب اتمی  خیالی 
    داده می شود:

     

    طبق تعاریفی  که در کتابها به ما گفته اند  عنصر رادیو اکتیو عنصری است که خود بخود
    واپاشیده میشود و به عناصر کوچکتر تجزیه میشود. ونحوه واپاشی به این صورت است که
    اگر  هرتعداد اتم از عنصر رادیواکتیو داشته
    باشیم  نیمی از انها شروع به تجزیه و
    واپاشی نموده و بعد از مدت معینی که به ان نیمه عمر میگویند کاملا” تجزیه شده
    و به عناصر سبکتر تجزیه میشوند. سپس از تعداد اتمهای باقیمانده  نیمی از اتمها انتخاب شده  و تجزیه میشوند و مجددا” از اتمهای
    باقیمانده نیمی دیگر انتخاب شده و انقدر این فرایند تکرار میشود تا دیگر اتمی باقی
    نماند.

    عنصر اورانیم دارای ۳ ایزوتوپ
    طبیعی  به شماره های ۲۳۳, ۲۳۵و۲۳۸ میباشد.که شماره های ۲۳۳و ۲۳۵ رادیو اکتیوند . درصد این
    ایزوتوپها در یک نمونه  به ترتیب ۹۹٫۳ درصد
    شماره ۲۳۸ و ۰٫۷ درصد شماره ۲۳۵ 

    میباشد. مقدار شماره ۲۳۳ انقدر
    ناچیز است که ان را در محاسبات در نظر نمیگیرند.

    اورانیم مورد نظر برای
    نیروگاههاو سلاح هسته ای شماره ۲۳۵ میباشد که طی فرایندی به نام غنی سازی  جدا میشود.و بسیار وقت گیر و زمانبر میباشد به
    طوری که برای رسیدن به غلظت  بالای ۹۰ درصد
    که برای بمب اتمی لازم است عمل غنی سازی باید ۴۰۰۰ مرتبه تکرار شود.

    اساس عمل غنی سازی قانون
    گراهام میباشد که یک گاز هرچقدر جرم مولکولی کمتری داشته باشد سریعتر حرکت میکند.

    فلز اورانیم با گاز فلوئور
     واکنش داده میشود تا به هگزا فلوراید اورانیم تبدیل
    شود که جامد است اما اگر ان را به دمای ۵۶ درجه برسانیم تبدیل به گاز میشود. و بعد
     این گاز از منافذ بسیار ریز عبور داده
    میشود  که هگزا فلوراید مربوط به ایزوتوپ
    سبکتر یعنی شماره ۲۳۵ به علت جرم کمتر سریعتر از منافذ عبور میکند.

    از یک منبع حاوی هگزا فلوراید اورانیم  نیمی از ان از منافذ عبور داده میشود .به دو
    قسمت تقسیم میشود  که ان مقداری که از گاز
    که از منافذ عبور کرده دارای مقدار بیشتری از اورانیم شماره ۲۳۵ میباشد که ان را
    انتخاب نموده و همین عمل مجددا” انجام شده و نصف میشود. و ۴۰۰۰ بار عمل نصف
    کردن انجام میشود تادر نهایت غلظت اورانیم شماره ۲۳۵ به بالای ۹۰ درصد برسد.

     

    حال به تجزیه و تحلیل موضوع میردازیم:

     

     

    اتمهای یک عنصر کاملا” مشابهند و خصوصیات فیزیکی و
    شیمیایی دقیقا” یکسانی دارند. هیچ دلیلی وجود

    ندارد که تعدادی 
    اتم خودبخود و بدون هیچ مقدمه ای شروع به واپاشی کنند و اتمهای دیگر صبر
    کنند تا واپاشی ان اتمها تمام شود و بعد تازه اتمهای باقی مانده  به دو دسته تقسیم شوند و یک دسته انتخاب شده و شروع
    به

    واپاشی کنند و دوباره  ان دسته صبر کنند تا نوبت به انها برسد. ضمن
    اینکه همیشه عمل نصف شدن دقیق نیست, 
      یعنی به عنوان مثال اگر ۳۰ اتم داشته
    باشیم  ۱۵ تای ان شروع به واپاشی  میکنند و وقتی نوبت ۱۵ تای دیگر شد  نمیتواند دقیقا” دو دسته شود و اگر
    خوشبینانه به دو دسته ۷تایی و ۸تایی تقسیم شوند چه عاملی تعیین میکند که کدام دسته
    زودتر شروع به واپاشی نماید تا نوبت دسته دیگر شود.

     

    یعنی موضوع نیمه عمر جای سوال دارد چون در اتمها چیزی به
    عنوان شعور و قدرت تشخیص و انتخاب وجود ندارد.

     

    یک مورد دیگر که درباره نیمه عمر قابل درک نیست این است که
    ادعا میکنند بوسیله نیمه عمر  سن خیلی

    چیزها را تعیین میکنند. مثلا” میگویند  یک موجود تا وقتی  زنده است 
    نسبت کربن رادیواکتیو  به کربن
    معمولی ان مقدار ثابت و مشخصی است و وقتی می میرد این نسبت تغییر میکند و از روی
    تغییر نسبت

     

    زمان مرگ ان را مشخص می کنند. در صورتی که خاصیت رادیواکتیو
    موجود زنده و مرده نمیشناسدو مستقل از حیات موجودات عمل میکند. و در عین حال
    هیچگاه نمیتوان از روی نسبتها  سن چیزی را
    تعیین کرد  , حتما” باید برای بدست اوردن سن باید برای حل معادلات مربوط
    به نسبتها ,  جرم اولیه  ویا یک معادله جرمی  شامل جرم اولیه معلوم باشد.

    وقتی میخواهند از روی یک تکه استخوان سن موجود زنده را
    تعیین کنند از کجا مشخص میکنند جرم اولیه

    ماده رادیواکتیو موجود در استخوان چقدر بوده که حالا این
    مقدارش باقی مانده و سن ان را اعلام میکنند.

    پس اعدادی را که اعلام میکنند من در اوردی است.

    مثل اینکه بگوییم نسبت سن علی به رضا ۲ است , سن هر کدام جقدر است .  تا یک رابطه سنی دیگر

    مشخص نباشد  نمیتوان
    سن انها را مشخص نمود و  مسأله بینهایت
    جواب دارد.

     

    نیمه عمر اورانیم را حدود ۴٫۵ میلیارد سال بر اورد کرده
    اند. برای تعیین نیمه عمر یک عنصر رادیواکتیو باید

    مقدار مشخص از ان را وزن نماییم  و در شرایط کاملا” ایزوله در یک بازه
    زمانی مناسب نگهداری نماییم و

    پس از طی بازه زمانی مقدار باقی مانده ان را وزن نموده و
    زمان نیمه عمر را بدست اوریم.

    ۴٫۵ میلیارد سال عدد بسیار 
    بزرگی است. اگر ما بر روی مقداری از اورانیم  عملیات تعیین نیمه عمر را انجام دهیم به علت
    بالا بودن زمان نیمه عمر عملا” تغییری در وزن ان در بازه های زمانی حتی چند
    ماهه

     

    نخواهیم دید چون با توجه به زمان نیمه عمر بالای اورانیم
    مقدار واپاشی شده انقدر ناچیز است که ترازوها قادر به نشان دادن این مقادیر نیستندویا
    دقت مناسبی ندارند.

    اصلا” چرا زمان نیمه عمر ها تا این حد متفاوتند که
    بعضی ها در حد میلیارد سال و بعضی در حد کسری از ثانیه اعلام شده و همیشه در
    انحصار ابرقدرتهاست و مردم عادی امکان دسترسی وبررسی به این موارد را

    ندارند تا صحت و سقم این موضوعات معلوم شود.

     

    در مورد غنی سازی ۴۰۰۰ بار عمل نصف کردن غیر ممکن است. ما
    حتی اگر یک محموله یک میلیون تنی

    یعنی یک میلیارد کیلوگرم را ۳۰ دفعه هم نصف کنیم , تقریبا” یک کیلو گرم ان باقی
    میماند .محاسبه کنید و

    عدد یک میلیارد را ۳۰بار بر ۲ تقسیم کنید تقریبا” یک
    خواهد شد. اگر ۴۰۰۰ مرتبه بر ۲ تقسیم کنید حتی یک اتم هم باقی نمیماند.

    پس با فرایند نصف کردنهای متوالی نمیتوان به نتیجه رسید و
    محدودیت داریم. و در ضمن انجام ۴۰۰۰ بار کار متوالی زمان بسیار زیادی را میطلبد که
    این یکی را دیگر بررسی نمیکنیم.

     

    سانتریفوژ ابزاری است که برای جدا سازی ذرات معلق در مایعات
    بکار می رود. بدین صورت که دارای ظرفهایی است مایعات را درون انها میریزند و با
    سرعت به دور خود می چرخند و در اثر نیروی گریز از مرکز

     

    ذرات جامد در ته ظرف رسوب می کنند و انها را جدا میکنند.

     

    در  فرایند غنی سازی
    اورانیم صحبت از غنی سازی  گاز هگزا
    فلوراید اورانیم توسط سانتریفوژ میباشد و اصلا” در مورد گازها سانتریفوژ
    معنایی ندارد. سانتریفوژ فقط محتص مایعات می باشد.

     

    در جاهایی که چاه زمین گرمایی حفر میکنند باید هزاران تن
    خاک را از چاه خارج کنند و در اعماق پایین چاه

    اکثرا” ترکیبات گوگردی و نیتراتی و امونیاکی است  که زرد رنگ هستند  و ممکن است همان چیزی را که به عنوان کیک زرد به
    ما معرفی می کنند همین حاکها باشند و وقتی از چاه بیرون کشیده میشوند  نمیتوان این خاکها را بر روی  سطح زمین رها کرد چون توسط باد و طوفان در محیط
    زیست پراکنده میشوند و برای موجودات زنده مضرند و مخصوصا” باعث بروز  بیماریهای تنفسی و گوارشی میشوند.

    این خاکها باید در یک مکان امن دفن شوند که معمولا” در
    چاه های نفت خشک شده میریزند و به ما وانمود میکنند که زباله های هسته ای را به
    دلیل داشتن پرتوها و تشعشعات مضر به داخل این چاه ها میریزند.

     

    حال به بررسی بمب اتم میپردازیم:

     

    ساختار بمب اتم به این شکل عنوان شده است  که عنصر اورانیم  این خاصیت را دارد که هر اتم ان وقتی

    یک نوترون به ان برخورد میکند شکافته میشود مقداری انرژی و
    ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند که نوترونهای ازاد شده به اتمهای دیگر برخورد کرده و باز
    هرکدام مقداری انرژی و ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکنند و این واکنشها به صورت زنجیره ای
    ادامه پیدا میکند و در کسر بسیار کوچکی از ثانیه 
    میلیاردها میلیارد اتم اورانیم انرژی خود را ازاد میکنند که انرژی هسته ای
    نام دارد. در واقع مدعی هستند مقدار  انرژی
    را که اورانیم در مدت ۴٫۵ میلیارد سال ازاد میکند در کسری از ثانیه ازاد میکنند.
    یعنی اگر ۱۰ کیلو گرم اورانیم شماره ۲۳۵ داشته باشیم در طی ۴٫۵ میلیارد سال  ۵ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل میشود. در بمب
    اتمی این مقدار انرژی را در

    کسر بسیار کوچکی از ثانیه ازاد می کنند.

     

    طبق معادله مشهور انیشتین یعنی E=MC^2 نوع عنصر نقشی ندارد وفقط مقدار
    جرم مهم است.

    پس اگر ۱۰کیلو گرم عنصری با نیمه عمر کم مثلا” یک ساعت
    داشته باشیم چون زمان نیمه عمر کوتاه است و طی یک ساعت ۵ کیلو گرم ان به انرژی
    تبدیل می شود  می  تواند در حد یک بمب اتمی متوسط

    ویرانگر باشد.و حتی مقادیر کوچک ان نیز  ویرانگر است چون طبق معادله تبدیل جرم به انرژی
    انیشتین

    مقدار انرژی ناشی از تبدیل یک گرم نیز مقدار بسیار زیادی
    است.

    طبق گفته خودشان  هر
    شکافت هسته ای ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند پس اگر توده ای اورانیم  موجود باشد 
    باید خودبخود منفجر گردد چون نیمی از اتمها  خود بخود در حال شکافتند و همیشه حداقل هزاران
    میلیارد

    نوترون در درون توده اورانیم در دسترس میباشد.

    هرچند عنوان میکنند که توده اورانیم را به چند قسمت تقسیم
    میکنند تا از حالت جرم بحرانی خارج شود و سیستمی را طراحی کرده اند که موقع انفجار
    قطعات به هم می چسبند .

    اما موضوع این است که چون یک بمب اتم که معمولا” به
    صورت کلاهک روی موشکها سوارند کاملا” ایزوله

    بوده ونیمی از اتمهای اورانیم هم  مدام در حال تولید گرما و پرتوها و تشعشعات
    رادیواکتیو هستند که بعد از

    مدتی درون بمب اتم انقدر داغ میشود که یا بمب را منفجر
    میکند و یا از کار می اندازد.چون گرما وپرتوها مدارات درون بمب را از بین میبرد.

     اصلا” اگر این
    بمبها اینقدر خطرناکند چرا اسرار  ساخت ان
    را فاش کردند  و با ذکر تمام جزئیات به
    بقیه دنیا اعلام کردند هیچ عاقلی این کار را نمی کند مگر اینکه نیرنگ و حیله ای در
    کار باشد.

    تعدادی عکس به همراه این مقاله ارسال شده که اگر دقت کنید
    در تمام انفجارات به اصطلاح اتمی یک چیز

    مشترک است و ان اینکه در قسمت قارچی شکل  انفجار, ماده ای در حال سوختن است. 
    که همانطور که

    در اولین مقاله عنوان شد انفجار اتمی چیزی جز یک انفجار
    گازی در مقیاس بالا نیست. و ان چیزی که در داخل قسمت قارچی شکل در حال سوختن است
    همان گاز مورد استفاده می باشد.و هرچه مقدار گاز بیشتر باشد تا ارتفاع بالاتری
    میرود و قارچ بزرگتری تولید میکند.اگر انفجار را در خشکی انجام دهند صدها

    تن اهک, گچ, پودر الومیناو موادی از این قبیل
    با ان مخلوط  میکنند تا اتش گاز را بپوشاند
    و مخفی کند

    و برای توجیه این پودرهای سفید رنگ اعلام میکنند که اورانیم
    به عناصر سبکتر تجزیه شده است.میدانید که گچ و اهک ترکیبات کلسیم هستند.اما کل
    اورانیمی که مورد استفاده قرار میگیرد طبق گفته خودشان بین شصت تا صد کیلو گرم
    میباشد و این همه پودر سفید رنگ نمیتواند با این مقدار اورانیم تولید گردد.
    ضمنا” انجام ازمایش در خشکی باعث ایجاد طوفان شدید و ایجاد ریزگردها وزلزله
    شدید می شود.

     

    اکثرا” این ازمایشها را در زیر اب انجام میدهند .به دو
    دلیل:

     

    اول اینکه در زیر اب صدای انفجار تا حدود زیادی خفه میشود و
    کمتر شک بر انگیز میشود که این صدا ناشی از چیست. چون صدا ی مهیب در انفجارات
    شیمیایی مثل تی ان تی و سایر مواد منفجره رخ میدهد.

     

    دوم اینکه وقتی چندهزار تن گاز مایع که با هوای فشرده کافی
    در زیر اب منفجر شود مقدار زیادی اب را بخار میکند که با سرعت بالا امده و بدون
    نیاز به افزودنی ها مثل گچ یا اهک قارچ سفید رنگ تشکیل میگردد.

    دلیل تشکیل قارچ این است که در ارتفاع بالا فشار هوا کمتر
    است و گاز منبسط شده وکروی میشود.

    البته انجام ازمایش در زیر اب باعث میشود که موج انفجار تا
    جدود زیادی توسط اب خنثی شود و از ایجاد زلزله در خشکی جلوگیری کند. و تنها پس
    لرزه های خفیفی  رخ میدهد.

     

    زمانی که چندهزار تن گاز در زیر اب منفجر میشود در ابتدا ده
    ها هزار تن اب به بالا پرتاب میشود که در این فاصله اب از سمت ساحل به سوی دریا
    کشیده میشود و بعد دوباره اب با شدت به پایین برمیگردند که باعث میشود موج عظیمی
    از اب باسرعت سرسام  اور و وحشتناکی
    به  سمت ساحل حرکت کند و ایجاد سونامی کند.

     در مورد بمب
    هیدروژنی  اشکالات اساسی بیشتری در
    صحبتهایشان وجود دارد . به این شکل که میگویند بمب اتمی فقط چاشنی بمب هیدروژنی
    است  که باید دما را به سیصد میلیون درجه
    سانتی گراد برساند  تا بمب هیدروژنی منفجر
    شود ان هم چند ثانیه بعد از انفجار اتمی .اول اینکه در بمب هیدروژنی نه تنها جرمی
    به انرژی تبدیل نمیشود بلکه به قول خودشان هسته های سبک به هم می چسبند و جرم
    بزرگتری ایجاد میشود و به اصطلاح همجوشی صورت می گیرد ودر ظاهر محاسبات نشان میدهد
    که باید از بمب اتمی قدرت کمتری داشته باشد که برای دلیل  قویتر بودن ان توجیه مسخره ای می اورند. بعد در
    دمای  سیصد میلیون درجه  در ان واحد همه چیز به بخار تبدیل می شود و
    فرصت هیج عملیات دیگری نیست .ظاهرا” بمب هیدروژنی انفجار گازی دیگری است که
    به جای گاز مایع طبیعی از هیدروژن مایع استفاده

    می شود وچون گاز هیدروژن نسبت به گاز مایع طبیعی قدرت اتشگیری
    و انفجاری بیشتری دارد  قدرت تخریب بیشتری
    دارد.

     

    در مورد بمب اتمی تزار که ادعا میکنند معادل ۱۰۰ میلیون تن, 
    تی ان تی قدرت داشته است  یک
    سری  سؤال پیش می اید .بمب هیروشیما دارای
    ۶۰ کیلو گرم اورانیم  غنی شده بود که  بنا به گفته خودشان ۵ درصد ان یعنی ۳ کیلو گرم
    ان به انرژی تبدیل شد و قدرت این بمب ۱۵ هزار تن , تی ان تی بود. پس هر ۳ کیلو گرم اورانیم معادل

    ۱۵هرار تن ,  تی ان تی 
    می باشد. در بهترین حالت راندمان انفجار ۲۰ درصد می باشد. پس برای بمب  ۱۰۰ مگاتنی باید  چیزی حدود ۳۳۰۰۰ کیلو گرم اورانیم به انرژی
    تبدیل شود. بعد در یکی از کتابهایشان گفته اند جرم بحرانی ۳ الی ۴ کیلو گرم است.
    یعنی باید اورانیم بمب تزار به  حد اقل۸۰۰۰
    قطعه تبدیل شود تا  خودبخود منفجر نشود. و
    این ۸۰۰۰ قطعه باید در هنگام انفجار به هم بچسبند. که از هر نظر بررسی شود معقول
    نیست. چه سیستمی بسازند که ۸۰۰۰ قطعه اورانیم را در کسری از ثانیه در هنگام انقجار
    به هم بچسباند. و چطور ان را با هواپیما 
    حمل کنند .

     

     

    در چند تا  از
    کلیپها این موضوعات سؤال برانگیزی  به وضوح
    قابل مشاهده است.

    در کلیپی دیگر تعدادی سرباز و درجه دار با یک توپ جنگی یک
    گلوله اتمی را پرتاب میکنند که در فاصله

    نه چندان دوری از انها منفجر میشود که سوال برانگیز است.

     

    در یکی از کلیپها عده ای بدون دغدغه و خیلی خونسرد در حال
    فیلمبرداری از صحنه انفجار اتمی هستند که این موضوع  سوالاتی را ایجاد میکند که پس ان همه خطراتی که
    عنوان میکردند چه میشود.

    در کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین قارچی شبیه قارج
    ناشی از بمب اتم ایجاد شده است و خیلی

    مخوف و وحشتناک به نظر میرسد و حتی نحوه چرخش قسمت قارچی
    شکل ان شبیه چرخش قارچ  به اصطلاح اتمی
    است.  . حال تصور کنید اگر به جای هفت تن , مقدار گاز هزار تن و یا بیشتر
    باشد چه عظمتی دارد و چقدر ویرانگرتر است. در این کلیپ  در ابتدای انفجار مخرن هفت تنی, 
    اتش تا شعاع دهها متر را میسوزاند سپس جمع شده وهمچون قارچ اتمی بالا میرود
    و پرتو های نورانی در دهها متر دورتر از اتش در کلیپ به وضوح معلوم است.اگر در
    شعاع اتش ایجاد شده افراد تخلیه نشده بودند 
    انتظار دهها هزار کشته میرفت. و کسانی که درمعرض پرتوهای نورانی بعد از
    شعاع اتش قرار بگیرند  دچار

    سوحتگیهای وحشتناک میشوند که اگر قرار بر حقه بازی باشد
    میتوان وانمود کرد که این افراد با اشعه گاما

    ویا پرتوهای رادیواکتیو دیگر دچار سوختگی شده اند.

     اگر کلیپهای ارسال
    شده واضح نیستند خودتان از اینترنت کلیپهای واضح را پیدا کنید.

    اصلا” انرژی چیزی نیست که به صورت مجرد و خالص دیده
    شود بلکه همراه با ماده ظاهر میشود. اگر راست میگویند به ما توضیح دهند جنس قارچ
    سفید رنگ از چیست و در اخر چه سرنوشتی پیدا میکند.

    ما در واقع سوختن یک ماده را میبینیم و انرژی قابل دیدن
    نیست.

     

    انچه به عنوان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی عنوان
    میکنند میتواند یک نوع تبانی بین هیروهیتو امپراطور ژاپن و دولت امریکا باشد که
    چون در پایان جنگ جهانی دوم  ارتش ژاپن
    تسلیم نمیشد و زور هیروهیتو هم به نظامیان ژاپنی نمیرسید مخفیانه و بدور از چشم
    نظامیان مخزنهای  بزرگی از گاز مایع به دو
    شهر غیر نظامی وارد کردند وبا انفجار انها و کشتار مردم بیگناه  ان را بمباران اتمی جلوه داده وبا ترساندن
    نظامیان ارتش ژاپن را وادار به تسلیم نمودند و در عوض هیروهیتو امپراطور ژاپن
    اجازه یافت تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کند و بعد از مرگش نیز پسرش به قدرت رسید.

    مورد دیگری که جای سوال دارد انرژی خورشید است. دانشمندان
    اعلام کرده اند که در هر ثانیه حدود پنج میلیون تن ماده به انرژی تبدیل میشود که
    اگر هر پنج کیلوگرم ان را یک بمب اتمی با کارایی صد در صد  در نظر بگیریم معنای ان  اینست که در هر ثانیه یک میلیارد بمب اتمی بسیار
    قوی  منفجر میشود و اگر در بیست و چهار
    ساعت  در نظر بگیریم تعداد ۸۶۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰(هشتادوشش
    هزارو چهارصد میلیارد) عدد بمب اتمی در شبانه روز در خورشید منفجر میشود.که این
    تعداد نه تنها باید خورشید را نابود کند بلکه باید تمام منظومه شمسی را اتش بزند.که
    عملا” چنین اتفاقی نمی افتد. و حتی کوچکترین اخلالی در نظم کار خورشید رخ
    نمیدهد.

    یعنی فرایند تولید انرژی خورشید ان چیزی که میگویند نیست.
    یا هنوز ناشناخته است و یا اطلاعات نادرست به ما میدهند. و الا بعد از میلیاردها
    سال که از عمر خورشید می گذرد با این همه انفجار

    قوی باید  خورشید
    نابود شده باشد.

    برای مهم کردن موضوع بمب اتم دهها ادم عجیب و غریب را  با اسامی پر ابهت و نسبت دادن کشفیات و
    معادلاتی به انها به جامعه معرفی کردند , مثل البرت انیشتین با ان موهای ژولیده ویا رابرت اوپنهایمر و ورنر

    هایزنبرگ وهمچنین اروین شرودینگر.

     

    یک معادله معروف در فیزیک اتمی وجود دارد به نام معادله
    شرودینگر که بدون انکه بگویند از کجا امده و راهی 
    برای اثبات ان ارایه دهند ان را در کتابهایی به نام های فیزیک کوانتوم  یا شیمی کوانتوم و یا مکانیک کوانتوم  عنوان  میکنند
    وهیچ مفهوم قابل درکی ندارد و خود ارایه دهندگان این معادله به این موضوع اذعان
    دارند که تابع موج Ψ هیچ مفهوم فیزیکی ندارد ولی می گویند  توان دوم ان احتمال حضور  الکترون را نشان میدهد

    که ان هم  هیچ معنایی ندارد چون بعد از
    مدتی این معادله هم با تناقضاتی برخورد می کند و نظریه دیگری به نام نظریه موج-ذره
    بوجود امد که ان هم اشکالات خاص خودش را دارد .

    این معادله شرودینگر هیچ جا  به جز در
    مورد هیدروژن  ان هم با صرف نظر از
    هامیلتونیان هسته قابل حل نیست.و در موارد خاصی با روشهای من دراوردی مثل تابع
    ازمایشی با ضرایب نامعین ویا

    روش اختلال جوابهایی بر حسب پارامتر دیگری به نام تابع Φ بدست می
    اورند که هیچ ارزش محاسباتی نداشته و تماما” سر کاری بوده و باعث اشفتگی و
    خستگی مغز میشود.

    فیزیک دانان و شیمی دانان هر جا در توجیه پدیده ها کم بیاورند خیلی سریع به
    تابع موج و معادله شرودینگر چنگ میزنند و با اینکه هیچکدامشان قادر نیست حتی یکی
    از معادلات

    شرودینگر را حل کند طوری با اب و تاب وحرارت صحبت  میکنند که گویا خدای علمند و راه حل در معادله
    شرودینگر است و انها ان  را میدانند.

      

     

     

    دلیل دیگری که بهتر بود در مقاله مربوط به دلایل سیاسی می
    اوردم اما اینجا می اورم این است که در

    سال ۲۰۱۶ میلادی ۲۷ نفر از دانشمندان هسته ای امریکا در
    نامه ای به اوباما رییس جمهور امریکا 
    خواستار ان شدند که توافق هسته ای با ایران را امضا  کند.

    چه عاملی باعث شد که تعدادی دانشمند اتمی  چنین درخواستی از دولت امریکا بکنند.این عامل
    چیزی

    نیست جز اینکه منافع 
    این به اصطلاح دانشمندان درخطر است. در واقع همه انسانها وقتی منافعشان در
    خطر قرار بگیرد واکنش نشان میدهند. مثلا” کارگران در تغییرات کارخانه ها و
    تعدیل نیرو , کشاورزان در
    کاهش بارندگی و بروز خشکسالی و تجار در رکود بازار و کاهش قدرت خرید مردم .

    اصولا” سیاستمداران و دولتمردان به دانشمندان به عنوان
    ابزاری نگاه میکنند که باید در راستای منافع انها عمل کنند و هیچ نقشی در سیاستها
    و تصمیم گیریها ندارند.

    سیاستمداران انقدر مغرور و از خود راضی  هستند که 
    به کسی اجازه اظهار نظر نمیدهند و جز نظر و دیدگاه خودشان نظر و دیدگاه هیچ
    شخص یا گروه دیگری را قبول ندارند .

    و اصلا” دانشمند هسته ای امریکا از کجا  میداند ایران کجاست و در صنعت هسته ای چه
    وضعیتی دارد.

     

    در هر اداره , سازمان یا شرکتهای
    صنعتی کارفرمایان و مدیران از اینکه کارکنانشان یکدست و متحد باشند نه تنها خوششان
    نمی اید بلکه از این موضوع واهمه دارند چون یکدستی نیروها میتواند به روند کار
    لطمه بزند و با تحت فشار دادن کارفرما تقاضای حقوق بیشتر نمایند. بنا بر این همیشه
    کلی هزینه میکنند تا بین          نیروها
    تفرقه بیندازند و حتی هنگام استخدام نیروها افرادی را نیز استخدام میکنند تا
    بتوانند جو خفقان و ترس ایجاد کنند. 

    این افراد در سازمانی که کار میکنند به گونه ای عمل میکنند
    که همیشه یک جو بی اعتمادی بین نیروهای  ان
    سازمان حاکم شود.و کارفرمایان و مدیران هوای این افراد را دارند و حقوق و مزایای
    خوبی به انها می دهند و تا زمانی که بتوانند جو خفقان و بی اعتمادی را در سیستم
    حفظ کنند از حمایت کارفرمایان و مدیران و حقوق و مزایای عالی برخوردارند.واگر
    زمانی نتوانند این فضا را حفظ کنند بی ارزش میشوند ودیگر به انها

    حقوق و مزایای عالی نمی دهند.

     

     

    در مورد دانشمندان هسته ای موضوع مشابهی بر قرار است.  دولت امریکا  افرادی را به عنوان دانشمند اتمی  استخدام 
    نموده که کار انها این است که یک ژست عجیب وغریب  به خود بگیرند و موضوعاتی از قبیل انرژی هسته
    ای ,  کوانتوم و  …. را واقعی جلوه دهندو ترس و وحشت از
    بمب  اتم و دیگر موضوعات دروغین را پیوسته
    در دنیا ایجاد کنند. یکی ابروی پرپشت میگذارد و هنگام مطالعه

    با دست ابروهایش را بالا می اورد. یکی جلوی تخته سیاه می
    ایستد و در پشت سرش بر روی تخته سیاه

    چند عبارت و معادله ریاضی نوشته وبجای نمادهای متداول ریاضی
    از حروف پیچ و خم دار یونانی استفاده

    میکند تا موضوع را پیچیده تر و با ابهت تر نشان دهد.دیگری
    با یک قیافه کج و معوج و با حالت عصبی حود را در حال مطالعه و انجام محاسبات
    پیچیده نشان میدهد.عده ای هم قیافه متفکرانه ای به خود گرفته اند و خود را مشغول
    کار با دستگاههای عجیب و غریب نشان میدهند.

    این دانشمندان عجیب و غریب از زندگی و امکانات خوبی
    برخوردار هستند. حال اگر دروغ بودن سلاح هسته ای فاش شود این افراد بی ارزش می
    شوند و دولت امریکا دیگر به انها بهایی نمیدهد و از زندگی و مزایای عالی محروم می شوند
    و چون هیچ کاری بلد نیستند باید بروند در مکانهای عمومی مثل بازار و ترمینالها کفش
    مردم را واکس بزنند تا لقمه نانی گیرشان بیاید.

    پس دانشمندان هسته ای امریکا نگران منافع خود و زندگی راحت
    و مفت خوریشان هستند نه نگران امنیت جهان.

     

    در مورد ازمایشهای کره شمالی نیز رفتار سیاستمداران دو کشور
    مشکوک و سؤال بر انگیز است.

     

    قبلا” طوری از خطرات و ویرانگری بمب اتمی صحبت میکردند
    که اگر کشوری بتواند به بمب اتمی دست پیدا کند ان کشور به یک قدرت اتمی تبدیل
    میشود اما کاخ سفید اعلام کرده که کره شمالی که اخیرا” چند ازمایش به اصطلاح
    اتمی را انجام داده را  به عنوان قدرت اتمی
    به رسمیت نمیشناسد . و این نشان دهنده  این است که
    امریکا  که  خود این قضیه دروغین را بوجود اورد   نمیگزارد کره شمالی با  ترفند خود 
    امریکاییها  از انها  اخاذی کند و حتی ممکن است امریکا  با دولت کره همدست باشد  و بخواهد با این شیوه  تلاش دیگری برای ترساندن مردم دنیا انجام دهد.کره شمالی انقدر اوضاع
    اسفباری دارد که هر ساله اتحادیه اروپا 
    مقداری از ذرت هایی را که به چهارپایانشان میدهند به عنوان کمکهای انسان
    دوستانه  برای مردم کره  شمالی می فرستند تا از گرسنگی نمیرند.

     

    مورد دیگر که جا دارد به ان اشاره شود مؤسسه
    تحقیقاتی سرن می باشد. در این مرکز تحقیقات فیزیک هسته ای و ذرات
    بنیادی که مهمترین هدف آن “کشف رازهاى مبداء جهان”تعریف شده است هم اینک
    بیش از ۳۰۰۰ فیزیکدان و مهندس بعنوان کارکنان مقیم در زمینه های مختلف نظری و آزمایشگاهی
    مشغول بکار هستند.در سرن همچنین بیش از ۶۵۰۰ دانشمند از ۵۰۰دانشگاه از ۸۰کشور دنیا
    بصورت بازدیدهای کوتاه مدت به سرن می آیند.

    این
    مرکز تحقیقاتی در واقع یک سیم پیچ بسیار بزرگ است  که طول این سیم پیچ ۲۷ کیلو متر  میباشد که به صورت دایره ای ساخته شده است .
    این سیم پیچ در بستری از هلیوم مایع  در
    دمای ۲۷۰ درجه سانتی گراد  زیر صفر  قرار داده شده 
    تا با استفاده از خاصیت ابررسانایی 
    یک میدان مغناطیسی بسیار قوی ایجاد کنند وهیچ خاصیت دیگری ندارد

     و هدف از ساخت ان  این بود که می خواستند در میدان مغناطیس بسیار
    قوی پروتونها  را با هم برخورد دهند  تا به قول خودشان علت بوجود امدن جهان و پدیده
    حیات را کشف کنند.

    تا
    به حال هیچ نتیجه ای از ازمایشهایشان نگرفته اند و مهندسین و سایر کارکنان مؤسسه
    فقط منتظرند تا موقع صبحانه, نهار و شام برسد و غذاها و میوه
    های متنوعی که مردم عادی در خواب هم نمی بینند را برایشان بیاورند بقیه اوقات را
    هم به تفریح و علایق شخصی می پردازند. کمی به خودتان زحمت دهید و عکسهایی که
    در اینترنت مربوط به  رستوران مؤسسه سرن
    است را ببینید. 

    بعد
    از اینکه از این سیم پیچ نتیجه ای نگرفتند برای اینکه زیر سؤال نروند پیشنهاد داده
    اند که سیم پیچی با طول ۱۰۰ کیلومتر بسازند تا بر طبق نظر پرفسور هیگز پدیده مه
    بانگ را در ان سیم پیچ  ایجاد کنند و ذره
    هیگز را در انجا به دام اندازند که طبق محاسبات خودشان حدود ۳۰ سال طول می کشد .یعنی
    ۳۰ سال دیگر به اسم دانشمند و محقق  باز هم
    از این امکانات راحت  استفاده کنند وبیشتر
    ملتها را غارت و چپاول کنند.

     

     

    با ارزوی  امدن روزی که این شبح دروغین
    از زندگی بشر خارج شود

     

    موفق باشید

     

     

    حتما” لینکهای زیر را ببینید

     

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

     

     

     

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

     

     

     

     

     

    س

    ف

    1+
    • دوست گرامی. شما مشکل جدی در درک مطالب و تحلیل مسائل دارید. برای سلامت خودتان هم که شده به پزشک مراجعه کنید و لطفا از ارسال مطالب نا مربوط به مقاله خود داری کنید.

      2+
    • داداش این نظرت حجمش از کل شیمی دبیرستان هم بیشتر بود انصافاً خودت حال داشتی بخونیس که از ما انتظار داری بخونیمش ؟

      2+
    • اگه اینا نیست پ این دول غربی و شرقی مرض دارن سر یه موضوع الکی ۱۰ ساله با ایران مذاکره کنن و کله بزنن…ضمنا تا حالا شده با خودت خلوت کنی که نیروگاههای اتمی و ناوها و کرییرها و زیردریایی ها و…اتمی که دودکش یا اگسوز ندارن چی میسوزونن که لااقل تا۲۰ سال  نیاز به بارگیری سوخت مجدد ندارن؟چی میزنی که این همه مقبول میشی؟؟؟

      2+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
    • باسلام اقای عزیز اگه حتی نیروگاه اتمی هم دروغه پس برادرمن الان داره تونیروگاه.زمین گرمایی کارمیکنه بعنوان یکی ازمعاونتها ؟اینسری اومدباهاش دعواکنم از ابنهمه دروغی که گفته برادرمن اظهرمن الشمسه خدا وکیلی اسنادمسلم سفسطه ومغلطه ای مخالفت خوبه ولی فقط با شکم وچشم نه دیگه همه رو با چارتا حرف بخای مجاب کنی برادرمن نیمه عمرروبا چی میسنجی یا سانتریفوژ فقط مخصوص مایعاته؟عزیزجان اورانیوم دارای چندایزوتوپه که درحالت عادی باهم واکنش ندارن ولی بعضی از ایزوتپ هاش سنگینتره وربطی به عنصرنداره مثل اکسیژن وازن ازن بخاطرزاشتن سه اتم واکنش خیلی بیشتری داره اما باسانتریفوژ ابروتوپ های سنگینتررو از ایزوتوپ های ساده جدا میکنن هرچی لیشتر سانتریفوژ استفاده شه خلوص بیشترمیشه یعنی ایزوتوپ ۲۳۵بیشترخالص سازی میشه تاجایی که که سه درصد کل ازایزوتوپ ناپایدارباشه بعدشم نیروگاه منفجرنمیشه بلکه تششع خارج میشه نه اینکه اتیش بگیره مثل چونوبیل واما بمب اتم نوددرصدخلوص ناپایدار داره ولی خودبخودنمیترکه بلکه بایدتحت فشارودمای خاصی قراربگیره سلسله واکنش هایی کهچشما درمورد بی شعوری نصف اتمهامیگی درکسرمیلینیوم ثانیه اس ودراثرضربه وفشارچاشنی شروع میشه من بنابرصحبت شماحدس میزنم چندتا یانکی توخورشیداتیش روشن میکنن والا همجوشی هستی هم دووغ بزرگیه 

      8+
    • در درجه اول با ارزوی شفاعت.دوم دوست عزیز چند هزار تن گاز رو چطور تو بمب ۲۰تنی تزار جا کردن.بعد مگه ظرفیت حمل بمب توپولوف بدبخت چقدر است که چند هزار تن را ببرد.سوم امریکا با امپراطور ژاپن توانی کرده الله اکبر عجب تخیلانی بعد اونهنه گاز لابد از ایران صادر کردند براش و بعد اونجا را منفجر کردند.لابد علت اینهمه ادم ناقص وجود عوامل شیمیایی بوده..فقط یه چیزی بمب تزار بعد از انفجار سه کوه سخره را نابود کرد و سه کیلومتر زمین را شکافت لابد….اقا من میگم تخیلات رو رها کن تصویر رها کردن انواع بمب اتمی هست که چطور زمین زمان رو به هم میریزه.راستی خورشید چطور لابد از توش گاز درمیاد و در سطحش میسوزه پس سوال چرا اگر لایه اوزون نباشه همه سرطان میگیرن میمیرن.فکر نموگولی علتش انفجار هیدروژنی اتمی پی در پی در سطح خورشید هست.حتما برو رمان نویس شو مطمئن باش کلی کتابات فروش میکنه

      1+
  • بگو نمیشه خودت وهمه مارا راحت کن دیگه یک کتاب کامل نوشتی چشم برام نماند آنهایی که دارن میسازند ازمریخ نیامدن که خوب سرمایه گذاری اولیه درهرصنعتی زیاده آمریکا برای  ۲۱عددB2 ۲۰۰میلیاردسرمایه گذاری کرد

    12+
  • آقای رنو لطفا بگین که “دستگاه فرم دهی بدنه هواپیما” یا یک همچین چیزی رو به انگلیسی به چه نامی باید سرچ کنم. در ضمن اگر شما یا آقای تارخ فیلمی یا مستندی از مراحل ساخت یک هواپیما(خصوصا بدنه) اش سراغ دارین خواهش دارم که آدرسشو لطف بفرمایین چون هیچ کی معمولا در این موارد جوابی بهم نمیده.مرسی

    0
  •  

    مقاله ای در باره دروغ بودن سلاح هسته ای  : 

     

     

     در عالم مقیاس و درجه بندیها برای محور صداقت و راستی
    ,” مثبت  بینهایت” همانقدر مذموم و ناپسند است  که” منفی بینهایت”

     

    با سلام و عرض ادب و احترام

     

    نوشته را با این سوال اغاز میکنم که چرا هیچکس نمیتواند جامعه را اصلاح کند.

    توزیع نامتقارن و ناعادلانه ثروت و قدرت
    در جهان علت بروز رفتارهای خشونت امیز

    در جوامع مختلف می باشد.

    واقعیت این است که زمانی می توان در جهت اصلاح جامعه گام برداشت که دروغهای ابرقدرتها رو شود تا نشان داده شود که این ابر قدرتها

     

    قدرت دروغین و پوشالی دارند و تنها با استفاده از عدم اگاهی وحتی نادانی جامعه قدرت دروغینشان را به جامعه باور می دهند  که اگر دروغهایشان رو شود تضعیف خواهند شد و  به دنبال ان قدرت طرفداران و سرسپردگان ابرقدرتها نیز کم خواهد شد .

    از زمانی که نفت و گاز کشف گردید عده ای
    این منابع خدادادی را  که باید همه از ان
    بهره میبردند در انحصار خود و گروههای طرفدار خود گرفته  و بقیه را سرکوب کرده و دهان انها را بستند.

    اما این رسم دیرینه تاریخ است که اگر
    دهانها بسته شود ,
    دستها به سوی اسلحه خواهد رفت.

    بنا به همین رسم قدیمی جنبشهای سیاسی و
    مسلحانه در نقاط مختلف جهان اغاز شد. اما صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه   افراد مورد نظر خودشان را به عنوان مبارز و
    رهبر ازادیخواهان  به این جنبشها نفوذ داده
    و نتیجه این جنبشها  درگیری داخلی در همان
    جنبش  بود و یا اینکه در راستای منافع
    سردمداران جهانی عمل میکردند.

    نمونه بارز این موضوع نلسون ماندلا
    ست  که سابقه وی را سیاهه ای از  شرارت , عملیاتهای تروریستی و خیانت به یارانش تشکیل میدهد اما رسانه های
    وابسته به قدرتهای جهانی از وی یک قهرمان ساختند که به خاطر سیاه پوستان افریقا ۲۷
    سال زندان را تحمل کرده است.

     

     

    امریکا برای حاکم شدن بر جهان دروغهای زیادی را  در راستای قدرت بلامنازع جهان بودن تحویل جهانیان داد و نمایش نامه های زیادی را اجرا کرد

     

    وفیلمهای زیادی را ساخت تا به جهانیان وحشت از بمب اتم را القا کند . همچون بحران موشکی کوبا ,  بحران درگیری بین چین و شوروی و  از این نوع بحرانهای ساختگی. در
    حالی که شواهد و قرائن زیادی در دست است که بمب اتم وجود خارجی ندارد و فقط برای ترساندن مردم دنیا ان را عنوان می کنند .

     

    همانطور که در کودکی ما را از چیزهایی همچون  “” اقا گرگه میاد میخوردت” ,  “هاپو ” , “بچه خورک” و این جور چیز ها میترساندند که هیچکدام واقعی نیست  و فقط برای کنترل بچه بود  ابرقدرتها نیز برای ترساندن و کنترل ملتها  دروغهایی همچون  بمب اتم ,  هارپ  , سلاح نوترونی , یوفو,  مثلث برمودا  و اینجور چیزها را مطرح کردند.

    دلایل علمی  متعددی  برای اثبات دروغ بودن بمب اتم وجود دارد که  در اینجا نمیتوان ارائه داد. اما به  تعدادی از  دلایل غیر علمی اشاره میکنم:

     

    در جنگ جهانی دوم  بین شصت  تا صد میلیون انسان فقط بر اثر شرایط جنگی کشته شدند (به
    غیر از کسانی که در اثر گرسنگی و بیماری درگذشتند و امار انها معلوم نیست) اما رسانه های جهانی این موضوع را رها کرده و فقط به

     

    دویست هزار کشته هیروشیما وناکازاکی اشاره میکنند و هر ساله در ژاپن به یاد انها یک دقیقه سکوت میکنند. و
    واقعا” مشخص نیست که انها چگونه کشته شدند.کسی به معنای واقعی و شهودی چیزی ندیده است و اصلا” چرا امریکا بجای مناطق جنگی و ضربه به نیروهای  نظامی   و ترساندن نظامیان   باید دو شهر گمنام  و غیرنظامی ژاپن را بمباران  اتمی  کند و اطلاعات ما در این مورد و سایر موارد,  اطلاعات رسانه ای است. و
    رسانه ها هر چیزی  را که بخواهند به خورد ملتها می دهند و هالیوود هم که استاد صحنه سازی و تاریخ سازی است.

    وجالب است که هیروهیتو امپراطور ژاپن بعد از این قضایا تا پایان عمرش  بر ژاپن حکومت کرد و خود را تازیانه خدا می خواند.

     

    اگر ازمایشهای اتمی  برای محیط زیست زیان اور است کشورهای مختلف چگونه به خود اجازه می دهند  در خشکی  و دریا انها را انجام دهند .

     

    امریکایی ها  به قول خودشان اولین ازمایش هسته ای را در سال ۱۹۴۵ انجام دادند  و شوروی نیز در سال ۱۹۴۹  یعنی ۴ سال بعد از ازمایش امریکا.  شوروی در جنگ جهانی دوم به کلی نابود شده بود و علاوه بر جنگ با المان  دچار جنگ داخلی نیز گردیده بود به طوری که استالین رهبر شوروی از ارسال گندم و سایر مواد غذایی و دارویی به بعضی از استانها خودداری کرد و طبق گفته تاریخ نویسان حدود ۱۰ میلیون نفر فقط در اکراین مردند. چطور چنین کشور گرسنه و ویرانی  میتواند ۴ سال بعد از امریکا که  در طی جنگ تقریبا” دست نخورده و سالم مانده بود  چنین سلاحی که در ان زمان فوق سری بود بسازد.

     

    حقارتهایی که به کشور روسیه در سرنگونی  جت جنگی اش توسط کشور ضعیفی مثل ترکیه وارد شد نشان از ان دارد که روسیه ابر قدرت نیست  و چیزی به نام سلاح هسته ای در اختیار ندارد  . چرا که اگر چنین سلاحی داشت به پشتوانه این سلاح  باید کشور ترکیه را گوشمالی مناسبی می داد  نه اینکه فقط واردات گوجه فرنگی را از ترکیه ممنوع کند. روسیه حتی جرات نکرد و یا اینکه توانایی فنی و نظامی لازم را نداشت که مقابله به مثل کند و یک یا چند هواپیمای ترکیه را سرنگون سازد. ترکیه برای تحقیر بیشتر  روسیه اعلام کرد که جت جنگی روسیه ۱۷ ثانیه در اسمان ترکیه بوده و به همین دلیل  انرا سرنگون کرده است.

     

    بیست سال حضور نظامی امریکا در کشور ویتنام که نه نفت و گاز دارد و نه محصول ارزشمند دیگری که به درد امریکا بخورد و به بهای جان ده ها هزار و شاید هم صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد  دلیل دیگری بر رد سلاح هسته ای می باشد . چرا که اگر سلاح هسته ای داشت  بیست سال طول نمی کشید. امریکا
    وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد  به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم  انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند.

    همچنین کودتای سال ۹۱ میلادی شوروی  که منجر به فروپاشی این کشور گردید  دلیل دیگری بر غیر واقعی واقعی بودن ابرقدرتی این کشور بود . کودتایی که به نظر ساختگی می رسید. چرا
    که در راس این کودتا که معاون رییس جمهور  گنادی یانایف , وزیر دفاع  دیمتری یازف  ,  وزیر کشور  بوریس پوگو  و

     

    رییس  کا گ ب  ولادیمیر کوریوچکوف که قدرتمندترین افراد ان زمان بودند قرار داشتند  چطور شکست خوردند . حتی بعد از دستگیری هم اعدام نشدند.

     

    در سال ۹۲ یا ۹۳ میلادی میخاییل گورباچف رییس جمهور وقت شوروی که بعد از کودتای ساختگی همکارانش  عملا” قدرتی نداشت و یلتسین امور را کنترل می کرد

    کاسترو را خائن به بشریت خواند . واعلام این موضوع از سوی گورباچف میتواند اشاره ای به همکاری مخفیانه  کاسترو با امریکا در راه انداختن بحران ساختگی  وجود ۸۰ موشک اتمی شوروی در خاک کوبا در سال ۱۹۶۲ میلادی   باشد که در طی این بحران ساختگی  امریکا چند ماه   دنیا را در ترس و وحشت نگاه داشت.بعد از این واقعه  نیز جان کندی رییس جمهور امریکا ترور شد.

     

    همچنین خروج ذلت بار شوروی از افغانستان و  نداشتن هیچ نقشی در معادلات قدرت در طی جنگ خلیج فارس نشان از

     بی قدرتی شوروی دارد.

     

     فاجعه عراق و سوریه نتیجه اعتماد  احمقانه ملتها به ابرقدرتی شوروی بود که فکر میکردند شوروی توان مداخله دارد اما نمیدانستند که شوروی حتی قادر نیست  مشکلات داخلی خودش را حل کند و از پس تعدادی چریک چچنی فاقد پشتیبانی هوایی  نیز بعد از چند ماه جنگ پر تلفات به سختی بر امد و هنوز هم از ناحیه انها مورد تهدید است.

     

    امریکا مدعی است که بیست هزار بمب اتمی در اختیار دارد . ایا این ادعا منطقی است . ایا میتوان به افراد اعتماد کرد و این تعداد بمب اتمی را در صورت  وجود در اختیار افراد در پایگاه ها و زیر دریایی ها قرار داد . واین خطر وجود ندارد که  ممکن است افرادی تعدادی از این سلاح ها را در اختیار گرفته و برعلیه خود امریکا به کار ببرند و از دولت امریکا اخاذی کنند و خواستار سهیم شدن در قدرت شوند. همانطور
    که در یک سریال امریکایی (فصل ۷ سریال ۲۴ )  عده ای از امریکایی ها در منطقه ای در  ۲۰ کیلومتری واشنگتن به نام استارک وود  با در اختیار گرفتن تعدادی موشک شیمیایی و تهدید به حمله به شهرهای امریکا خواستار  سهیم شدن در ساختار قدرت و ورود افراد انها در  مراکز تصمیم گیری  راهبردی  از جمله پنتاگون هستند.  که البته  همانطور که انتظار می رفت قهرمان سریال  موضوع را حل کرد

    شبیه سازی این موضوع در یک سریال نشان میدهد که اگر چنین سلاح هایی وجود داشته باشد   تولید و پخش انها در مناطق مختلف چقدر خطرناک است و بیشتر  از اینکه برای  امریکاییها امنیت را به ارمغان  بیاورد  باعث ایجاد احساس نا امنی میشود.

     

    کلیپ هایی از انفجار گاز مایع در اینترنت وجود دارد که نحوه انفجار انها با انفجارهایی که اتمی  وانمود میشوند کاملا” شباهت دارد  و چه بسا امریکا

     

    چندهزار تن گاز مایع را همراه با هوای فشرده کافی منفجر میکند ,  انفجار عظیمی رخ میدهد و با استفاده از عدم اگاهی ملتها وانمود میکنند که این انفجار با یک تا سه کیلوگرم اورانیم غنی شده انجام شده است. و متاسفانه مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور میکنند.

     

    با یک جستجوی ساده در اینترنت کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین را ببینید  وبا کلیپ انفجار های اتمی مقایسه کنید تا شباهتها را ببینید.

     اوایل مرداد ماه امسال  (مرداد ۱۳۹۵)  نیز  یک مخزن گاز در ۲۸  کیلومتری  بندر گناوه منفجر شد  و شدت انفجار به حدی بود که مردم شهر گناوه صدای ان را شنیدند و نیروهای هلال احمر  اعلام کردند که   به دلیل دما و حرارت بالا  امکان نزدیک شدن تا یک کیلومتری محل انفجار وجود ندارد.

    در این محل ها به علت حرارت زیاد ناشی از گاز  تا شعاع چندین کیلومتر تمامی گونه های گیاهی  وریشه انها از بین میرود و دیگر در این منطقه گیاهی سبز نمی شود. عکسهایی
    که در اینترنت قرار گرفت  صحنه های بسیار وحشتناکی را نشان می دهد  و مخصوصا” در تعدادی  از عکسها صحنه های  درخشان با رنگهای متنوع  اما ترسناک اسمان  همان تصویری را تداعی میکند که به عنوان پرتوها و  تشعشعات ناشی از انفجار  اتمی وانمود میکنند.

     

    امریکا برای باور بیشتر مردم جهان سریال ها و فیلمهای زیادی در موضوع بمب اتم ساخت که بیشترین مانور انها بر روی سریال ۲۴ می باشد که حدود یک دهه برای ایجاد ترس بیشتر از بمب اتم  با این سریال مردم دنیا را سرگرم کردند .سریالی که تماما” خیالبافی و سوپرمن سازی می باشد.و از لحاظ زمانی امکان انجام این همه کار در ۲۴ ساعت  وجود ندارد.

     

    حدود ۵ سال پیش  در فوکوشیمای ژاپن یک سونامی مشکوک رخ داد و نیروگاه اتمی ان نیز منفجر شد . اما عملا” هیچ تخریب وحشتناکی  توسط این نیروگاه رخ نداد و با ان همه اب و گل روان محیط زیست الوده نشد.و
    تمام تخریبها توسط همان سیل مشکوک ایجاد شد. شهر فوکوشیما یکی از مهمترین شهرهای اقتصادی ژاپن است  که دارای کارخانه های تولید لوازم منزل ,  کامپیوتر ,  و اتوموبیل سازی بود که همه انها در سونامی مشکوک از بین رفت و عملا” رقیب تجاری اروپا و امریکا   حد اقل برای چندین سال از صحنه خارج شد.

     

    هم اکنون نیروگاه فوکوشیما بازسازی شده و مردم در همانجا زندگی می کنند.

     

    ایجاد مصنوعی سونامی  امکان پذیر می باشد.

     

    در واقع نیرو گاه هسته ای در کار نیست . موضوع از این قرار است که  در هر کجا از کره زمین اگر چاهی عمیق حفر کنیم ( بالای سه کیلومتر)

     

    کف چاه داغ است . دو چاه حفر میکنند و بین انها را به طریقی تخریب می کنند تا  U  شکل شود از یک چاه  اب میریزند و از چاه دیگر بخار اب با فشار بیرون می اید  که با ان توربین ها را به حرکت در میاورند و برق تولید میکنند  و برای بازدهی بالا  بخار به اب گرم تبدیل شده و مجددا” به چاه بر میگردد و چرخه تکرار میشود. که
    به ان انرژی زمین گرمایی میگویند .

    برای راحتی کار و بازده بالا نیروگاه ها را نزدیک مناطق اتش فشانی میسازند تا هم چاه با عمق کمتری حفر کنند و هم به مواد مذاب نزدیکتر است و دما ی بیشتری به اب داده میشود. و
    در واقع منظور از انرژی هسته ای   , هسته زمین است نه هسته اتم. و
    ابر قدرتها در این زمینه اطلاعات غلط میدهند.

     

    اگر نیروگاه های هسته ای خطرناکند و برای محیط زیست زیانبارند چرا در مناطق خطرناکی مثل کوه های اتش فشانی ساخته میشوند .  حدود ۶ ماه پیش یک نیروگاه اتمی ژاپن که در نزدیکی کوه اتش فشانی قرار داشت منفجر شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. و همینطور منفجر شدن چند نیروگاه اتمی در امریکا و بلژیک در ماه های اخیر  دلالت بر غلط بودن اطلاعات داده شده در مورد این نیروگاه ها میباشد  و واقعیت چیز دیگریست .و اگر دقت کنید ابر قدرتها به هر کشوری که خودشان بخواهند اجازه استفاده از انرژی زمین گرمایی را میدهند. چرا که اگر همه کشورها بخواهند از این انرژی عظیم و تمام نشدنی استفاده کنند کنترل کشورهای جهان  مخصوصا” کشورهای جهان سوم از دست انها خارج میشود.

     و خلاصه میکنم که بمب اتم همان اقا گرگه دوران کودکی ماست.

     اگر این موضوع  لو برود  که بمب اتم  یک خالی بندی بیشتر نیست و وجود خارجی ندارد  امریکا از درون فرو خواهد پاشید

    چرا که مردم امریکا تا به حال فکر میکردند که کشورشان یک ابر قدرت است  و از اینکه سالها فریب خورده اند  باعث میشود که احساس خریت کنند و حس بی اعتمادی به دولت امریکا  بوجود می اید و بین انها اختلاف شکل میگیرد.

    نوشته طولانی شد و ممکن است باعث خستگی و سر رفتن حوصله شما گردد.

    امیدوارم این نوشته اولین میخ را بر تابوت دروغ بودن بمب اتم بکوبد .و
    در عین حال بر تابوت سایر دروغهایی از این دست.

     

    این نوشته را با سخن وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق انگلستان به پایان می برم که:

     

    حقیقت انقدر با ارزش است که باید ان را در حصاری از دروغها پوشاند.

     

                با ارزوی سلامتی و شادکامی برای شما

     

     

     

    اگر صلاح دانستید برایم ایمیل بفرستید.

     

     

     

    همچنین کلیپها را که خیلی کم حجمند از اینترنت دانلود کنید و با دقت نگاه کنید. همه
    انفجارات گازی قارچی شکلند. وبمب اتم چیزی جز یک انفجار گازی در مقیاس بالا نیست.

     

     

    دقت داشته باشید که کاخ سفید اعلام کرده که کره شمالی که اخیرا” چند ازمایش به اصطلاح اتمی را انجام داده را  به عنوان قدرت اتمی به رسمیت نمیشناسد . و این نشان دهنده  این است که امریکا  که  خود این قضیه دروغین را بوجود اورد   نمیگزارد کره شمالی با  ترفند خود  امریکاییها  از انها  اخاذی کند و حتی ممکن است امریکا  با دولت کره همدست باشد  و بخواهد با این شیوه  تلاش دیگری برای ترساندن مردم دنیا انجام دهد.کره
    شمالی انقدر اوضاع اسفباری دارد که هر ساله اتحادیه اروپا  مقداری از ذرت هایی را که به چهارپایانشان میدهند به عنوان کمکهای انسان دوستانه  برای مردم کره  شمالی می فرستند تا از گرسنگی نمیرند.

     

    اگر خواستید دلایل علمی را برایتان  بنویسم از طریق ایمیل پیام بفرستید.

                                                

     

     

     

     

     

     

     

    0
    • سلام انکار وجود سلاح اتمی مثل انکار وجود اب روی زمین است اینکه فلان کشور سلاح اتمی استفاده نکرد ایا به معنی عدم وجود ان است..صاحبان قدرت اتمی دروغ میگوبندهمه دانشمندان اتمی هم دروغ میگویند و.چند نفر انها تا کنون چنین تظری را تایید کردند … ادم میماند چه بگوید

      1+
    • اگه بمب اتم خیالیه پس چرا اینقده تلاش واس غنی سازی اورانیوم میشه؟اگه میخوای بگی غنی سازی اورانیوم واس ساختن بمب اتم نیس پس چرا ما رو امریکا داش تحریم می کرد بخاطر غنی سازی؟

      0
    • اقای تارخ اینا جدا جدا چی مصرف می کنند خدایا …..با وجود این همه پاسخ های دقیق تان و مقالات فکر می کردم اصولا دید افراد نسبت به توان نظامی کشور ها واقع بین بشه ولی با این نظرات جدا کف کردم

      0
  • اقا حمید لطف کامنت بندع در مورد خودروهای فرمول یک رو تاتتد کنید تا بعضیها بفهمن خودروسازیه پیشرفته چه ربطی به هواپیما و جنگنده ساختن داره مرسی اون یکی کامنتم رو در بخش دیگر در جواب دوستی که گفته بود قیمت خودروها فرمول یک چقدره داده بودم و تاییدش کردین ولی کامنت این موضوع رو نه . و از شما و رنو جانم بابت سایت و مقاله ی عالیش سپاس گذارم . 

    1+
    • دوست عزیز ماشین فورمول یک همین طوری قیمتی نداره در واقع قیمتش بهای دستمزد مهندسانی است مدام در حال کار بر روی ان هستند.لازم است بدانید اتومبیل نیکو رزبرگ قهرمان ۲۰۱۶فورمول یک ۵۶میلیون دلار هزینه براش شده بذار اینطور بگم تیمها برای اینکه راننده یک دور را یک ثانیه سریعتر بزند کمپانی ۱۰میلیون پوند هزینه میکند.البته اگر اطلاعات بیشتر میخواید برید سایت http://www.formula1.com

      0
  • یک مورد اصلی یادتون رفته بگید تمام کشورهایی که هواپیماهای نظامی میسازن تکنولوژیه ساخت خودروهای فرمول ۱ رو دارن و از تجارب این خودروهاست که در ساخت هواپیماها استفاده کردن یک نمونش استفاده از فیبر کربن بود که قبل از استفاده در هواپییما روی خودروهای مسابقه ای فرمول یک استفاده میشد و با ایده افزایش مقاومت فیبر کربی که در سرعتهای بالا مقاومت زیادی در برابر فشار هوا داشت در صنعت هواپیمایی به کار رفت حتی ایده استفاده ار کانارد در دهه دهه های قبل نیز در قالب بالکهای استوار ساز جلویی خودروهای فرمول یک بود که همین الانم مورد استفاده هست در فرمول یک و هروزم پیشرفت میکنه خودروهای ۱۰ ثانیه نیز در هواپیما سازی استفاده ی اطلاعاتی و تجربیاتی دارن خودروهای موتور جترم نیز اطلاعات عالی برای هواپیما سازی میدن مدوم یک از این خودروها در ایران تولید شده که بتونیم از اطلاعات اونا یه طراحی خوب از هواپیما داشته باشیم هواپیمای ملی که قرار شبیه هواپیمای غربی یا شرقی باشه هواپیما ملی گفته نمیشه کپی برابر اصل گفته میشه مثل چین که توانایی ساخت این چنین خودروهایی رو نداره و بلفرض ملی بودن سیستمهای جنگنده بغیر موتور سوخت رسان تماما کپی برابر با اصل هست با یکم تفاوت در رنگ و مکان قرار گیریه ورودیه هوا اینا درست مثل انواع پرایدهای خودمون چین یا روزی که خودروی فرمول یک نتونه بسازه فقط الگو برداری از جنگنده های دیگر خواهد داشت و نیز ایرانم الگو برداری خواهد کرد بلفرض اینکه توان ساخت جنگنده رو داشته باشد 

    1+
  • اقای رنوی  عزیز سیستم پرواز با سیم یک مکانیزم بجای هیدرولیک است و نیازی به اطلاعات پرواز ندارد. انچه شما گفتید مربوط به سیستم پایداری در طراحی ناپایدار هواپیماست. میگ ۲۹ یک طراحی پایدار دارد و اگر از سیستم پرواز با سیم هم استفاده کند نیاز به اطلاعات پرواز برای نرم افزار ندارد. اما طرحهای ناپایدار مثل یورو فایتر دارند

    0
    • اطلاعات شما نادرست است، منظور از هدایت با سیم هدایت با سیمی مانند سیم کلاج نیست. اکثر سیستمهای متحرک هواپیما با نیروی هیدرولیک کار می کند. درست است که سیستم هدایت باسیم به عنوان یک ضرورت در اف۱۱۷ که طراحی ناپایدار داشت استفاده شد ولی مگر اف۱۴، اف۱۵، اف۱۶ و … که همگی سیستم هدایت با سیم دارند، طراحی ناپایدار دارند. هدف از سیستم هدایت با سیم این است که تا حدی خطاهای عملکردی خلبان توسط سیستم اصلاح شود و برای این کار تعداد زیادی سنسور در زمان تحقیق و توسعه ساخت هواپیما در قسمتهای مختلف نصب می شود و عملکرد ها را ثبت می کند که با اطلاعات پروازی مقابسه می شود و سیستم هدایت با سیم را بهینه می کند.

      5+
      • دوست عزیز تصور کردید من اینقدر بیسوادم که فکر کنم پرواز با سیم مثل سیم کلاچ
        است!؟ من هم میدانم انچه شما گفتید اما اگر هواپیما پایدار باشد میتواند از سیستم
        پرواز با سیم که تحت کنترل کامپیوتر نیست هم استفاده کند که نیاز به نرم افزار
        ندارد مانند مدلهای اولیه سوخو ۲۷ که انالوگ بود (البته طرح پایدار می تواند تحت کنترل
        کامپیوتر هم باشد مانند هواپیماهای تجاری جدید اما ضروری نیست). اما در طرحهای
        ناپایدار اینگونه نیست و اجبارا با تحت کنترل کامپیوتر باشد. لذا می توان جنگنده را پایدار طراحی کرد و یا مانند بوئینگ در مدل ۷۸۷ از داده های سی اف دی برای کد نویسی نرم افزار پرواز با سیم تحت کنترل کامپیوتر استفاده کرد.

        1+
      • پاسخ به ناشناس • شهریور ۲, ۱۳۹۵ در ۲۳:۱۶ ……………. خیر دوست گرامی. از نوع سوال یا نظر هر فرد تا حدی می توان به میزان اطلاعات وی پی برد. از انجایی که این سوال و جواب توسط خوانندگان دیگر نیز ممکن است دیده شود و از آنجایی که اولین چیزی که به ذهن یک خواننده با اطلاع کم میرسد سیستم سیمی هواپیماهای جنگ جهانی اول است ترجیح دادم توضیح بیشتری بدهم. اما امروزه پایدار ترین هواپیما نیز سیستم هدایت باسیم و کنترل پرواز کامپیوتری دارد. کاری به لزوم هم ندارد، سطح استاندارد ساخت این امر را الزامی کرده چرا که قیمت زیادی ندارد و در صورت نداشتن بازار فروش جنگنده کم می شود. مثل کولر ماشین برای روسیه. لازم نیست ولی آیا فروشندگان خودرو، کولر را از روی سفارش های روسیه حذف می کنند؟

        2+
  • سلام من  یک  سوال همراه با اگر دارم اگه ما مثلا بعد از پایان جنگ شروع بساخت یک جنگنده نسل چهارم با تکیهبر استعداد جوانانمان و تا حدودی کش رفتن اطلاعات کشورهای دیگه کرده بودیم و الان صاحب ۱۰۰ تا ۲۰۰ فروند جنگنده در سطح جی اف پاکستان بودیم و می توانستیم به مرور زمان اون ها رو ارتقا و یا به نسل های بهتر جنگنده دست پیدا کنیم چقد در بعد ملی ذی نفع بودیم در حالی که میبینم کشوری مثل عربستان با هزینه دهها میلیارد دلار برای خرید جنگندهالان برای خرید بمب با ناز و کرشمه آمریکا روبرو میشه از اروپایی ها که بگذریم و که بیشتر حقوق بشر رو برای کاری که دلشون نمی خواد بهونه میکنن؛ جنگنده های شرقی هم همیشه حداقل یک دهه عقب تر از جنگنده های غربی هستن اونم بدون در نظر گرفتن غیر قابل اعتمادبودنروسها وچینی ها

    0
    • دوست گرامی، ما الان که کلی از جنگ گذشته و اقتصاد یه کم جون گرفته هنوز نمی تونیم با توجه به زیر ساختهامون چنین جنگنده ای بسازیم. هر چی زور زدیم نهایت به سطح اف۵ رسیدیم. کلا برای کشوری در ابعاد ایران با تعداد جنگنده مورد نیاز در حد ایران صرفه اقتصادی ندارد که جنگنده بسازد. اگر می توانستیم بسازیم قیمت آن ۲ الی ۳ برابر نمونه پاکستانی می شد. مثل سایپا و ایران خودرو؛ دلمون خوشه خودرو سازی داریم.

      5+
  • توربین گازها که تو صنعت گاز و نفت (ریل و قطار)استفاده میشه بیس مشترک با موتور جنگنده داره (کلاس های بالاش در دماهای بالاتر کار میکنن)……اونوقت تو میخواهی سراغ تولیدش نری……پس میخواهید چه غلطی کنین ….الان هم که ۸۰ میلیون شدین پول نفت خام کفاف خورد و خوراکتون را نمی ده……یه کلام بگو تنها راه نجات خودکشی دسته جمعیه دیگه….

    2+
    • به نظر من این هم راه خوبیه برای کسایی که بیخودی اکسیژن تنفس میکنن و منابع طبیعی رو مصرف میکنن. باور کنید ایران ۴۰ میلیون جمعیت داشته باشه ولی با میانگین آیکیو ۱۰۰ ، خیلی بهتره تا ۸۰ میلیون با میانگین آیکیو فعلی که ۸۴ است. متاسفانه نرخ رشد جمعیت قسمت خنگ و بد بخت جامعه بسیار بیشتر از قسمت فرهیخته و کار آفرین است حتی اگر مهاجرت را در نظر نگیریم.

      4+
  • سلام آیا شرکت های نظامی و طراح و سازنده تسلیحات از همین نرم افزار های فنی و مهندسی موجود در بازار استفاده میکنند یا برای خودشون هر شرکت به طور اختصاصی نرم افزار توسعه میده؟برای نمونه من تو رشته خودم ( مکانیک ) دو تا از نرم افزارها که خیلی معروفه کتیا و سالیدورک هست که تقریبا همه کار های طراحی و تولید و تا حدی هم تحلیل مهندسی رو انجام میدند سازنده اصلیشون هم شرکت داسو فرانسه است ولی تو خبر ها شنیدم که بوئینگ هم پنج هزار تا لایسنس کتیا داره و از این نرم افزار استفاده میکنه حالا نمیدونم بقیه شرکت ها هم همین وضع رو دارند یا خیرسوال دیگم هم اینه که مثلا قطعات الکترونیکی جنگ افزار ها مثل پردازنده هم مثلا از دو معماری مرسوم بازار مثل اینتل و ای ام دی استفاده میکنند یا پردازنده ها و مادربرد هایی مثل رزبری پای مه سبک تر و ارزون ترند یا برای خودشون به طور خاص با یه استاندارد خاص سخت افزار تهیه میکنند؟

    0
    • منظورم همین سوال بالاییه 👆١٨ مرداد ٠١:۴٨پنج روزی هست که سوالم نمایش داده شدهگفتم شاید باید کاری کنم تا جواب داده بشهممنون

      0
      • خیر لازم نیست کار خاصی انجام دهید در صورتی که نظر مطرح شده سوالی باشد و من در این زمینه اطلاعی داشته باشم پاسخ  میدهم. در مواردی نیز که اطلاع نداشته باشم اعلام میکنم که در انتظار جواب نباشید. من چند روز مشغله کاری زیادی داشتم و پس از آن نیز به یک مسافرت رفتم، این عوامل باعث دیر پاسخ دادن به سوال شما بوده است.

        0
    • من اطلاعی ندارم که شرکت های طراح از چه نرم افزار هایی استفاده می کنند ولی مبنای علم مقاومت مصالح، تحلیل سازه و مکانیک سیالات و مبانی خستگی تقریبا از ۳۰۰ سال پیش ثابت مانده است و فقط روشهای کاربرد این علوم ، تغییر می کند. در مورد پردازنده ها مطمئن هستم که تا حدود ۲۰ سال پیش اصلا اینتل نبوده و عمدتا موتورولا بودند و  یا یک شرکت دیگر که پردازنده های ماهواره ها را تهیه میکند، و کلا معماری ساخت آنها و سیستم عامل راه انداز آنها فرق دارد. اینکه امروزه پردازنده های اینتل قوی تر هستند، آیا از این پردازنده ها با همین معماری استفاده می شود یا نه را باز اطلاعی ندارم.

      0
      • با عرض پوزش از اشتباه تایپی، ” مبانی خستگی تقریبا از ۳۰ سال پیش ثابت مانده است” درست است. اطلاعات محرمانه است ولی در صورت دسترسی به جنگنده یا لاشه یک جنگنده مشخص می شود. در غیر این صورت قطعات مربوط به پردازنده اصلی جنگنده در جعبه هایی فلزی لاک و مهر شده است و در صورتی که توسط خریدار باز شود علاوه بر مشکلات سیاسی که ایجاد می کند مشمول خدمات پس از فروش نمی باشد. اما به هر حال اکر این جعبه ها باز شود می توان به این پرسش پاسخ داد.

        1+
      • میبخشید یه سوال دیگه هم داشتمچند وقت پیش سر کلاس یکی از اساتید کهن سال ما که از قضا در خارج از کشور هم تحصیل کرده بودند بحثی رو مطرح کردن که شبیه تئوری های توطئه و دایی جان ناپلئونی بود از طرفی هم از کسی شنیدیم که از نظر علمی قبولش داشتیم اینکه سازنده نرم افزار هایی مثل کتیا و سالیدورک که شرکت داسو هست در فرانسه که خب جنگنده هاش معروفه اسم مؤسسش هم فامیلیش داسو بوده ولی در اصل یه فرانسوی یهودی بوده که اسمش مارسل بلوخ بوده البته فکر کنم یه ریشه ای چیزی هم از آلمان داشته باشه … بگذریم میگفت این نرم افزار ها مثل کتیا برای دزدین طراح های کاربران( یا در حالت خوشبینانه استفاده بدون مجوزو مالکیته) البته موقعی که میخوایم جی فایل رو به دستگاه سی ان سی بدیم چون کرک شده است باید از مسیری بریم که شرکت طرح ها رو برای خودش کپی میکنه…اطلاع دارین این دو تا مساله کنار هم چقدر میتونه درست باشه؟

        0
      • پاسخ به ناشناس • مرداد ۲۴, ۱۳۹۵ در ۰۰:۴۱ ……………… دوست گرامی چند نکته را باید همیشه در مورد
        شنیده ها در نظر داشت. اول اعتبار گوینده است نکته اساسی نیز این است که منبعی که
        در کذشته معتبر بوده لزوما امروزه نیز معتبر نیست. نکته دوم امکان بررسی است آیا
        این شنیده را میتوان بررسی کرد. سوم اینکه گوینده چطور به این اطلاعات دسترسی دارد
        آیا اصولا امکان دسترسی به این اطلاعات را دارد و آیا امکان در اختیار قرار دادن
        منابع را در تایید حرف خود دارد یا خیر. چهارم اینکه آیا به لحاظ عقلی ممکن است یا
        خیر. پنجم اینکه انگیزه این کار چیست و چه کسی از ان منتفع می شود و آیا این
        انگیزه ها به اندازه قوی کافی هست که برای موضوع ریسکهای لازم را بپذیرد و یا کسی
        که نفع می برد آیا در آن جایگاه قرار دارد؟

        اما در خصوص یهودیان چند نکته را باید در نظر
        داشت. اول اینکه تعداد آنها در حدود ۱ درصد مسلمانان است ولی در ۵۰ سال اخیر چندین
        برابر مسلمانان در تولید علم و تکنولوژی نقش داشته اند. پس به لحاظ عقلی گزینه شما
        ممکن است. اگر منظور از طرح ها طرح های کوچک صنعتی است که توسط افراد عدادی تولید
        میشود حرفی نیست ولی ایا این ریسک را می کنند که اعتبار نرم افزار خود را از بین
        ببرند؟ چگونه است که ایشان به این اطلاعات دسترسی دارد ولی تمام کسانی که از این
        نرم افزار استفاده می کنند این شایعات را نشنیده اند و این ادعا را بررسی نکرده
        اند؟

        در مورد اطلاعات حساس نظامی نیز اما آیا یک
        یهودی تنها یا کشور اسرائیل این امکان را دارد که این ریسک را بکند که اطلاعات
        محرمانه فرانسه و آمریکا را بدزدید ؟ بعد که دزدید با انها چکار کند؟ آیا می تواند
        آنها را بفروشد؟ اگر می خواهد بفروشد به چه کسی؟ اگر فروخت آیا کسی متوجه نمی شود
        و در طی این سالیان هیچ کس هیچ واکنشی نداشته است؟ گزینه بعدی این است که خودش
        استفاده کند؛ آیا زیر ساخت لازم برای استفاده از اطلاعات دزدیده شده را دارد؟

        نکته آخر اینکه از نظر من یهودیان و اسرائیل
        برای امریکا در منطقه نقش حزب الله را برای ایران دارد. این گروه نیز مانند
        ایرانیان ایدئولوژیک فکر می کنند و فکر می کنند هدف نهایی جهان به آنها بستگی دارد
        بنا بر این سایر سیاست مداران از آنها در جهت منافع خود بهره برداری می کنند. حرف
        های سیاست مداران در خصوص حقوق بشر و هولوکاست و غیره همگی ژست های سیاسی است. یهودیان
        بیشتر قدرت تبلیغاتی دارند تا سایر مولفه های قدرت. حتی بیخ گوش خودشان با این همه
        تجهیزات نمیتوانند فلسطینی ها را سرکوب کنند چه برسد به اینکه به فکر سرشاخ شدن با
        آمریکا و کشورهای قدرتمند اروپا را داشته باشند که کل بقای آنها به این کشور ها
        وابسته است.

        0
      • ممنون از پاسخ منطقیتونالبته این امکان کپی اطلاعات رو گفتن فقط برای نسخه کرک شده اش است و اون هم وقتی به دستگاه تولید کننده محصول متصل شود وگرنه خود شرکت بوئینگ هم داره از نسخه اورجینال و قانونی استفاده میکنهبا تشکر

        0
  • سلامدر ابتدا یه خسته نباشید میگم به آقایان نوری و البته تارخ و کساییکه زحمت میکشن و وقت میزارن واسه نوشتن این مقاله ها با دیدگاهی واقعگرایانه به موضوعات دمتان گرم و سرتان خوش باد و راهتان پر رهرو.(اگه عکس اف۵ و صاعقه رو با هم مقایسه کنیم به وضوح مشخصه صاعقه بزرگتره این یعنی اینکه تغییرات نه لزومآ اساسی بلکه چشم گیر در پرواز ((حالا این تغییرات مثبت بوده یا  منفی،احتمالآ منفی چون وزن سازه بیشتر شده و همون موتور بکار رفته))،یه نکته دیگه اینه سکان اون تغییر کرده یعنی مانور پذیرشی هم تغییر کرده و اینکه ما اصلن جنگنده با سکان V نداشتیم و صاعقه از این نظر یعنی یه تجربه متفاوت البته جنگنده شفق هم اینجوری بود ولی تولید نشد به دلیلهایی که همه میدونیم.اگه به جنگنده های غربی نگاه کنیم بجز اف ۱۱۷ با یه شکل نامتعارف و چند جنگنده خاص دیگه ما بقی از چند طرح موفق سرچمشه گرفتن،حالا ما اف۵ توسعه دادیم شده صاعقه،اونم به دلیل مشکلات صنعتی و اقتصادی و نداشتن علم کافی در زمینه طراحی جنگنده و …،نتونستیم ابتدا با یه طرح کاملآ بومی شروع کنیم.) این چیزی بود که بنده فهمیدم بدون داشتم علم طراحی جنگنده حالا سوال واسم پیش اومده که آیا صاعقه واقعآ طرح ملی بحساب میاد یا نه؟ و سوال دوم با تولید صاعقه زیر ساخت لازم برای طراحی،ساخت و تولید جنگنده(نسل چهارم یا پنجم) تو کشور فراهم شده یا خیر ؟

    0
    • دوست گرامی، کل موضوع مقاله این است که آیا ایران توان ساخت یک جنگنده نسل ۴ دارد یا نه و زیرساخت و تکنولوژی های اصلی لازم برای این کار بیان شده. اگر فکر میکنید که ایران این تکنولوژی ها را دارد پس می تواند و اگر ندارد نمی تواند. البته از آنجایی که حتی اقدام برای این کار نیز نکرده است به احتمال نزدیک به یقین چنین امکانی را نداریم.

      0
  • آقای رنو به نظر من تولید جنگنده حتی از این هم مشکل تره آزمایش ها وتست هایی که میشه دستگاه هایی می خواد که اصلا هیچ جا گیر نمیاد شما بحث ارتعاشات یک جنگنده رو در نظر بگیر واقعا کار پیچیدهای که شما بخواید انالیز مودال یک جنگنده رو در بیارید حدود ۲۰۰ نقطه رو باید تست کرد اصلا همچین دستگاهی ما نداریم هر قسمت از یک جنگنده دنیایی داره کشور های صاحب نام تو تولید یک جنگنده تجربه ی چند ده ساله دارن که میتونن بهش اعتماد کنن پول دارن می تونن هر آزمایشی که خواستن رو انجام بدن استادی داشتیم حرف قشنگی میزد می گفت ما وقتی می خوایم چیزی بسازیم اول طرح میدیم بعد شبیه سازی کامپیوتری می کنیم یه نمونه میسازیم و تمام ولی بقیه منقصه میزارن چند شرکت روی طرح های خودشون کار می کنند طرحشونو میسازن یک طرح برنده میشه سالها روی اون طرح آزمایش انجام میشه و بعد وارد صنعت ارتش یا هرجای دیگه میشه ما هزینه ی چنین آزمایشاتی رو نداریم بعد وقتی یک جنگنده ساخته میشه هزار تا چیز دیگه باید موازی با اون ساخته بشه که یکی از مهم ترین هاش آشیانه هست آخه من سوخو۲۴ هامونو می بینم دلم میسوزه اگه جنگ بشه اصلا میتونیم ازشون استفاده کنیم؟؟

    1+
    • سخنان شما درست است ولی در متن مقاله اشاره شده که فرض بر کپی کردن جنگنده است و لذا مباحث طراحی، در نظر گرفته نشده. اگر کشوری بدون زیر ساخت لازم شروع به ساخت جنگنده یا هر نوع محصول دیگر کند نتیجه آن، مانند پاکستان می شود. این همه هزینه خط تولید داده یک جنگنده دارد تولید می کند که نه تنها گرانتر از نمونه های خارجی تمام میشود بلکه در هیچ زمینه ای قابلیت آنها را ندارد. البته اگر بازار مصرف بزرگی مانند چین یا هند داشت شاید این کار ارزشمند بود ولی هم اکنون با اینکه موتور و رادار و سایر قسمتهای اصلی را از کشورهای دیگر وارد می کند، تقریبا سالی ۱۰ فروند بیشتر نمیتواند بسازد. کیفیت این محصول با همه این اوصاف به قدری پایین است که دوباره شروع به مذاکره جهت سفارش اف۱۶ کرده است.

      1+
  • بعضی اوقات دلم میگیره منه ارتشی که خلبان اف ۴ هستم که نیرو هواییمون در حد امارات هم نیست هرچقدر هم استشهاد از پرسنل جمع میکنیم برای نوسازی انگار نه انگار. حتی این همه درس خوندم سوار یه اف ۴ مستهلک ۵۰ سال پیشم. حقوقو نگو که دلم خونه. مسئولین از جنگ ۸ ساله درس نمیگیرن که نیروی هوایی چیه مثلا آمریکا با بی ۲ _ اف ۲۲_اف ۳۵ _ به ما حمله کرد و زیرساختامونو طوری نابود کرد که به عصر حجر برگشتیم ( نمونش حمله عربستان به یمن). خود من خلبان دارم اعتراف میکنم که نیاز ما ۵۰ پاکفا( تقریبا مثل اف ۱۴ در گذشته که به دادمون رسید) _۱۵۰ سوخو ۳۵( جنگنده مکملی که به نسل ۵ نزدیکه) _ ۲۰۰ سوخو ۳۰ (مثل اف ۴ که به عمق خاک دشمن نفوذ میکرد و ماموریت انجام میداد)_۲۰۰ میگ ۳۵ ( یه جورایی اف ۵)_ ۵ آواکس a 50_حدود ۱۰ سوخت رسان ایلوشین ۷۸٫ من نوعی نیازو این میبینم.در ضمن دوستان دنبال میگ ۳۱ و سوخو ۲۷ تو ایران اصلااا نگردید، دارم تاکید میکنم (نگردید)

    3+
    • خدا قوت خلبان. خیلی سفارش دادید، ۶۰۰ تا جنگنده!!! این لیست شما فکر کنم ایران رو تا رده ۵ ام ۶ ام هوایی جهان بالا ببره.

      2+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
  • دوستان گرامی یه چیر رو در نظر نمیگیرند مهمترین موضوع در هر صنعتی تهیه هزینه آن و صرفه اقتصادی است. والا ایران مشکل با جهان دارد چرا بسیاری دیگر که مشکلی ندارند جنگنده نمی سازند؟ همه میگویند چرا ما در صنایع دفاعی پیشرفت کردیم اما در صنایع دیگر مانند خودرو سازی نه؟ جواب ساده است نه کسی از ما خودرو میخرد و نه کالای نظامی پس در هیچکدام پیشرفت نکردیم. اگر واقعا در صنایع نظامی با مدیریت جهادی موفق بودیم چرا نمیرویم کالاهای نظامی را صادر کنیم؟ ملاک در برتر بودن یک محصول چیست؟ جز توان صادراتی؟ چرا اسکندر مشتری دارد اما…… ندارد و صادر نشده؟ دنیای واقعی دنیا محدودیتها و کمی منابع است و همه سعی دارند بهترین استفاده را از امکاناتشان ببرند. “قدرت انجام یک عمل مساوی با درست بودن ان عمل نیست”

    0
    • نکته اول اینکه هیچگاه مرزهای دانش و تکنولوژی را در دانشگاه کسی به دست نمی آورد، دانش پایه در دانشگاه ها آموزش داده می شود و بقیه راه به عهده مراکز تحقیق و توسعه است که بودجه های فراوان هزینه می کنند و دانش به دست آمده را به صورت محرمانه نگهداری می کنند تا بتوانند با فروش آن به قیمت مناسب هزینه های تحقیق و توسعه را برگشت دهند و سود مناسب نیز بدسب بیاورند. …………………………نکته دوم اینکه اگر بخواهیم بگوییم که دانش ساخت هواپیما که ۵۰ سال پیش آمریکا می ساخته که دیگر محرمانه نیست و در دسترس است؛ جواب این است که اولا در همه زمینه ها این طور نیست و دوما با دانش روی کاغذ فقط هواپیمای کاغذی میتوان ساخت. برای ساخت هواپیمای واقعی باید زیر ساخت صنعتی بسیار گسترده و دسترسی به بازار جهانی برای تهیه قطعات لازم و تخصص های مورد نیاز وجود داشته باشد. ……………………………….نکته سوم در خصوص بدرد خوردن یا نخوردن دانشگاه و مهندس؛ باید گفت دانشگاه و مهندس لازم است ولی اگر مدیریت درست و سرمایه گذاری مناسب نباشد مهندس های تربیت شده باید بروند مسافر کشی و یا نهایتا تعداد کمی از آنها در حد تعمیرات و باز کردن قطعه از روی یه هواپیما و بستن روی هواپیمای دیگر مشغول شوند و اسم آن را بگذارند اورهال چون اسم دهن پر کن تری نسبت به تعمیر است. گرچه در شرایط فعلی همین تعمیرات اساسی تنها چیزی است که باعث شده تعداد محدودی هواپیما را بتوانیم در حالت عملیاتی نگهداری کنیم البته تقریبا همه آنها  پارک شده اند و مثل کسانی که ماشین را در پارکینگ می گذارند و هر چند وقت یکبار استارت می زنند که باطری آن نخوابد در همین حد از هواپیماهای استفاده می شود.

      1+
  • به نظرم مقاله اونطور ک باید پر محتوا و علمی نبود ! شاید دلیلش این بوده ک نویسنده اطلاعات کاملی در موردش نداشت(ک البته خیلی هم نا معقول نیست با توجه به تخصص های مختلفی ک صنعت نظامی نیاز داره).من وقتی الکترونیک می خوندم میدونستم ک ایران در صنعت الکترونیک به هیچ وجه حرفی برای گفتن نداره. ولی فاجعه جایی بود ک وارد بازار کار شدم و از نزدیک با چندین نفر ک در رشته ی خودشون در ایران سرشناس بودن آشنا شدم. با توجه به صحبت های اونا و چیزایی ک خودم دیدم به عمق فاجعه پی بردم.وضعیت ما در اغلب علوم بسیار اسفناکه و چیزهایی هم ک به ظاهر فکر میکنید در ایران تولید میشه در واقعیت به هیچ وجه ایرانی نیستن(ای کاش بتونین به چند تا کارخونه ای ک خودشون رو تولید کننده فلان محصول معرفی میکنن سر بزنین تا بفهمین چه خبره (خصوصا کارخانه جاتی ک محصولات الکترونیکی تولید میکنند.)خلاصه اینکه من حتی باورم نمیشه ما بتونیم یک رادیو بسازیم !! چ برسه به رادار و جنگنده! و مشکل اصلی ما نبود علم و افراد زحمت کش نیست. مشکل اصلی نبود مدیریت و باند های مافیای قوی هستند. حتی اگه برخی اوقات این باند های مافیایی بخوان کاری انجام بشه این مدیریت بد اجازه نمیده. کافی به چند شرکت ک با ارگان های نظامی کار میکنند سر بزنید تا دستتون بیاد این ارگان های نظامی چه چیزهایی ازین شرکت ها میخرند ! محصولاتی ک در ظاهر کارخانه شان در ایران هست ولی خروجی ندارد. محصولاتی ک خیلی از شما ها بدیهی میدونید ک توسط ایران ساخته میشه ولی ارگان های نظامی از خارج از کشور تهیه میکنند نه بخاطر کیفیت بهتر ، بخاطر اینکه وافعا در داخل تولید نمیشن و فقط جنبه تبلیغاتی دارند…

    0
  • تشکر میکنم از نگارنده مقاله که با صرف وقت و پرداخت به جزئیات دید خوبی از ساخت یک جنگنده به خواننده میدهد اما متاسفانه این مقاله علیرغم دسته بندی مناسب اجزا و صنایع مورد نیاز , با توسل به فرضیات اشتباه , نتایج اشتباه تری را میگیرند .نکاتی که به نظر من نیاز به تامل بیشتری دارد :- نساختن چیزی دلیل بر نتوانستن نیست . شاید علت آن نصرفیدن باشد . -قرار نیست یک محصول صد در صد بومی و داخلی باشد . بلکه تولید آن باید به صورتی باشد که در بحران تولید آن تکرار پذیر و ادامه دار باشد .-ایجاد خط تولید برای هر محصولی الزامی نیست . بلکه نداشتن آن هزینه و دردسر را بیشتر میکند-ما از ضعف مدیریتی و لحاظ نمودن مسایل فرعی در گزینش نخبگان رنج میبریم و الا از نظر علمی اور دوز هم هستیم .-در برخی از اقلام , کم لطفی شده است و یا اطلاع دقیقی در دست نبوده است .در آخر تاحدودی با نگارنده موافقم از این جهت که ساخت یک جنگنده به آن صورتی که در سنوات گذشته دلقک وار وانمود میکردند , نیست اما یادمان باشد که ما ایرانیها کلا استاد عدم تقارن و عدم توازن هستیم . بنابراین به جای اینکه اینقدر خطی و کلاسیک فکر کنیم بهتره نامتقارن دفاع کنیم و هم تولید کنیم . تا انشاالله در آینده به تقارن و تعادل دست یابیم و صدالبته به خط تولید مورد نظر نگارنده .در پایان از ایشان میخواهم و استدعا دارم که با توجه به توان خوبشان در نگارش , مقاله به روزتری را منتشر نمایند 

    0
    • با سلام. نکته اول گفته شده توسط شما در خصوص نخواستن دلی نتوانستن نیست درست است ولی استنتاج مستتر در آن به این معنی که ایران نمی خواست وگرنه میتوانست درست نیست چرا که ایران می خواسته و تلاش نیز کرده ولی به اندازه کافی موفقیت آمیز نبوده گرچه خود تلاش در این زمینه ارزشمند است ولی دستاورد مناسبی تا کنون نداشته است. در خصوص نصرفیدن ساخت جنگنده کاملا بومی در ایران باید گفت که اولین نتیجه این مقاله نیز همین است و در خصوص اینکه لزومی ندارد که همه چیز را خودمان درست کنیم نیز باید گفت این سخن کاملا درست است و اگر شرایط سیاسی مناسب بود قطعا با شما موافق بودم اما به یاد بیاورید که تولید خوردو های خانواده پژو به دلیل دریافت نکردن تنها چند قطعه که مجموع قیمت آنها کمتر از ۵۰۰ هزار توامن در زمان خود بود کلا تحت تاثیر قرار گرفته بود و خودروها قابل استفاده نبودند این وضعیت در هر زمان ممکن است برای هواپیما نیز بوجود آید و از انجا که تعداد قطعات آن بیشتر است گلوگاههای بیشتری در این زمینه وجود دارد. در خصوص اطلاعات غیر دقیق ممکن است حق با شما باشد و بعضی از فرضیات انجام شده یا اشتباه باشد و یا خواننده اشتباه انگارد ولی مساله این است که آیا در صورتی که فرضیات درست را در شرایط قرار دهیم آیا نتیجه های گرفته شده تغییر می کند؟ در خصوص جنگ نا متقارن نیز همانطور که در اول و اخر مقاله و کامنت ها بارها گفته شده بت هدف مقاله مقایرت دارد هدف تدوین استراتژی جنگی نیست. هدف این است که برای تولید جنگنده و نوسازی ناوگان هواپیما در چه شرایطی قرار داریم.

      1+
  • دیروز که رژه نیروهای مسلح را تلویزیون نشان می داد  بیشتر به درست بودن نظر شما در خصوص ناتوانی  ایران در ساخت تجهیزات نظامی  پی بردم. بهتر است اول ایران همانطور که گفته شد لنت ترمز ۲۰۶ بسازد و در سایر رشته هاو صنایع رشدی پایدار و خلق دانش تلاش کند والا سلاحهای سبک مصارف دیگری دارد!!!

    3+
  • اقای رنو فرض کنید مسولان ما خواب دیدند دور از جون کشورمان جنگ شده ….به خودشون اومدن…حالا فراخوان بدن از تمام نخبه های کشور و به همشون پول خوب بدن و جایزه بدن به بهترین ایده ها تا رقابت بینشون ایجاد شه….تو تمام ابعاد موتور سازه بدنه رادار و تمامی قسمت ها….ما قبلا در بحث نانو دیدین که با یه هزینه نسبتا اندک در یک بازه ی ۱۰ ساله توی دنیا مطرح شدیم تنها چیزی که دولت بهش توجه داشت…حالا اگر همین اتفاق برای صنعت هوانوردی و نظامی بیفته میشه امید داشت ما در ۱۰ سال اینده به تنهایی جنگنده ی نصل ۴ تولید کنیم؟ من که میگم میشه واقعا ما میتوانیم اگر اراده داشته باشند اقایون.

    1+
    • بحث نانو تکنولوژی در اکثر شاخه ها کاربرد نظامی نداره و از طرف دیگه برای تولیدش زیر ساختهای صنعتی زیادی لازم نیست و المانهای لازم برای هر فراورده کم هستند. از طرفی استاندارد های مورد استفاده در نشریات جهان وجود داره به صورت تقریبا مجانی. اگر یک ایرانی تونست حتی با پرداخت چند برابر پول تو یکی از رشته های حساس تو آمریکا بره دانشگاه اونوقت میشه در مورد انتقال دانش فنی امیدوار بود در مورد هواپبما و صنایع مرتبط با آن اینطور نیست از طرف دیگه وقتی جنگ بشه دیگه برای شروع به ساخت خیلی دیره. در نهایت برای چندمین بار تاکید میکنم اصلا صرفه اقتصادی نداره که تا وقتی وارد تولید هواپیمای غیر نظامی نشیم که از اون زیر ساخت برای هواپیمای نظامی استفاده کنیم حتی اگر توان فنی و صنعتی داشته باشیم اقتصادی نیست. پیشنهادی رو حدود ۱۰ سال پیش به یکی از مسولین دادم که متاسفانه عملی نشد. در بحران مالی کارخانه فوکر پیشنهاد دادم سهام آن را خریداری کنیم و در قالب قدرت مدیریتی ابتدا افرادی را برای آموزش به آن کشور بفرستیم سپس خط تولید جتهای کوچک را در ایران راه اندازی کنیم. با توجه به ورود انتونوف ۱۴۰ روسی قرار بود به نوعی این کار انجام شود ولی موتور پیستونی کجا موتور جت کجا. در انتها نیز که کل طرح مسکوت ماند

      0
  • با عرض سلام و خسته نباشیدممنونم بابت این تحلیل واقع گرایانه و بدور از تعصب و خیال پردازی های رایج در رسانه های فارس زبانهمچنین از صبر و حوصله درباره نظرات و پاسخگویی هم متشکرممن فکرمیکنم درارتباط با این مورد و بیشتر مطالب سایت جنگاوران و بطور کلی مباحث تسلیحات و توان داخلی درارتباط با طراحی و تولید اونها،علاوه بر اینکه بعضی از کاربران با عینک علایق سیاسی و مسائل واهی را دخیل کردن،درباره مسائل نظامی و توان صنعت دفاعی ایران نظر میدن،متاسفانه بنظر میرسه درک درستی از مفاهیم “صنعت” ، “توسعه صنعتی” ، “تولید اقتصادی”،”بهره وری”، “روابط بین دانشگاه ، تحقیق و توسعه و صنایع” و چند مفهوم دیگر ندارن(شاید بهترباشه یکبار برای همیشه مطلبی در این باره بنویسید و خودتون رو از توضیحات تکراری و چندین باره زیر هر مطلب برای کاربران نجات بدید)عزیزانی که به مثال خودروسازی و مقایسه ش با صنعت دفاعی ایران خرده میگیرن و اون رو رد میکنن توجه نمیکنن که اولا بسیاری از فرآیندهای تولید در این دو مشترک هست.چارچوب کار تفاوتی نداره…اون کسی که طراحی خودروهای نظامی را انجام میده از مریخ نمیاد..اون کسی که برای صنایع خودروسازی طراحی میکنه هم همینطور..اینها محصول یک مرکز هستنداون کارخانه ای که فولاد موردنیاز هردو صنعت رو تولید میکنه تامین کننده مشترک این دوستو برای صنایع نظامی تاسیسات مجزایی برپا نمیشه و اینها به کنار اصولا درکشوری که صنایعش دراختیار دولت و شبه دولتی هاست(که عمده هم وابسته به نهادهای نظامی و به اصطلاح انقلابی هستن) دلیلی نداره که بیان در صنایع خودروسازی ناقص کار کنن و تکنولوژی که بدست اوردن رو فقط در صنایع نظامیشون بکار بگیرن…همین مثال درباره مساله بنیادی “مدیریت” هم صادقهاینطور نیست که فکرکنید مدیران صنایع نظامی کشور در حد بوئینگ و لاکهید ابتکار بخرج میدن و مدیران صنعت خودروسازی افرادی کندذهن و بیسواد هستندمثال خودروسازی و صنعت نظامی بس که تکرار شده عوامانه بنظرمیاد ولی در این مورد باید گفت این عامی بودن دلیل بر اشتباه بودنش نیستیک نکته ای هم عرض کنم برفرض که تمامی مراحل طراحی و ساخت و تولیداولین نمونه  جنگنده را انجام دادیدانبوه سازی و به جریان خط تولید انداختن سفارش انبوهی از جنگنده ها نیاز به یک اقتصاد صنعتی شده دارد.اصلا تا بحال چند درصد محصولات تولید شده به تولید گسترده و در خدمت یگانهای مسلح رسیدن؟ تانک ذوالفقار چه سرنوشتی پیدا کرد ؟در پایان با عرض معذرت با ذکر نکته ای که مربوط به بحث نیست عرایضم رو تمام میکنمدوستان توجه بفرمایید که اقتصاد ایران حتی نسبت به رقبای خود در منطقه بسیار عقب مانده است.لشکری انبوه از بیکاران در راه است.چاههای نفت ایران که منبع اصلی درامد کشور محسوب میشوند نیمه عمر خود را گذرانده اند و نیاز به سرمایه گذاری عظیمی برای ادامه بهره برداری دارند.منابع طبیعی و محیط زیست در معرض خطر جدی و منابع ابی کشور در وضعیت بسیار خطرناک قرار دارد.حتی اختصاص دادن چندین میلیارددلار برای خرید جنگنده های جدید(اگر حاضر به فروش باشند!) خود بهای سنگینی است.کشور و مردمش نمیتواند منتظر باشد که شما بعد از بیست سال و اختصاص صدمیلیارددلار دنبال ساخت جنگنده بروید

    1+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
  • اقای تارخ ولی چیز مهمی هست و ما دیدیم  در ایران انسانهایی هستند که میتونند کارهایی بسیار سخت رو که غیر ممکن است انجام دهند…دوستان موضع نگیرید….اگر مدیریت اقتصادی و نظامی را به اهلش بسپارند مثل دیپلمات قهرمان ظریف باور کنید شاید خیلی زودتر از اینها با تعامل با دنیا کشوری قدرتمند نه فقط در بعد نظامی بلکه در تمام ابعاد مطرح خواهیم شد…به امید ان روز

    3+
  •  دوستان
    عزیز مقاله بسیار خوبی بود و جواب و سوالها نیز عالی…. نقش نیروی هوایی
    در جنگها غیر قابل انکار است لطفا این اصل فراموش نشود خیلی مهم……. در
    ضمن فراموش نشود مهمترین جنگ فعلی منطقه که در واقعیت وجود دارد جنگ با
    داعش است که نیاز به پشتیبانی نزدیک هوایی دارد که صاعقه برای ان
    کافیست… و من اطلاع دارم ایرن تعدادی صاعقه به عراق فروخته که هم به
    عراق کمک بزرگی کرده  و هم درامد بسیار خوبی برای ایران داشته….. حالا
    که در پشتیبانی نزدیک و ساخت صاعقه موفق بوده ایم باید بدنبال ساخت
    هواپیمای چند منظوره برد بلند باشیم که طمع اروپا و پول پرستی انها کمک
    بزرگی به انتقال تکنولوجی میکند
     دوستان
    عزیز مقاله بسیار خوبی بود و جواب و سوالها نیز عالی…. نقش نیروی هوایی
    در جنگها غیر قابل انکار است لطفا این اصل فراموش نشود خیلی مهم……. در
    ضمن فراموش نشود مهمترین جنگ فعلی منطقه که در واقعیت وجود دارد جنگ با
    داعش است که نیاز به پشتیبانی نزدیک هوایی دارد که صاعقه برای ان
    کافیست… و من اطلاع دارم ایرن تعدادی صاعقه به عراق فروخته که هم به
    عراق کمک بزرگی کرده  و هم درامد بسیار خوبی برای ایران داشته….. حالا
    که در پشتیبانی نزدیک و ساخت صاعقه موفق بوده ایم باید بدنبال ساخت
    هواپیمای چند منظوره برد بلند باشیم که طمع اروپا و پول پرستی انها کمک
    بزرگی به انتقال تکنولوجی میکند

    0
    • با سلام و تشکر ۲ نکته را باید خاطر نشان کنم. اول اینکه تا جایی که من اطلاع دارم صاعقه به عراق نفروخته ایم که هیچ، مجانی هم نداده ایم ولی ظاهرا تعدادی از هواپیماهای خودشان را که به ایران پناهنده شده بودند پس داده ایم. عده ای میگویند پولش را نیز گرفته ایم. اما در مورد پشتیبانی نزدیک، صاعقه نیز مانند اف۵ بیشتر شکاری است و با اصلاحاتی در نقش جنگنده سبک انجام وظیفه میکند. هواپیمای پشتیبانی نزدیک مانند سوخو۲۵ و ای۱۰ معمولا بالهای بلند داشته و بسیار زره پوش هستند.

      0
  • سلام راستی میخواستم بپرسم که با توجه به تعمیرات اورهال هواپیماهایی جنگی مثل میگ ۲۹ و اف ۱۴ و همچنین ساخت هواپیماهایی صاعقه و پهبادهاآیا بازهم میتوان به طور کامل گفت که ساخت هواپیماهای جنگی  خارج از توان ماست  البته نسل ۳ همانطور که گفته شد میتوان ساخت همنگونه که پاکستان ساخت و مشتریهایی مثل  ترکیه و       آذربایجان و مصر  دارد ولی نسل ۵که خودم هم قبول دارم.  بگوئیم صنعت رنگ امیزی ما قادر به انجام هیچ کاری نیست بازهم درست است

    0
    • با سلاماورهال هواپیما تقریبا به معنی تعمیر اساسی است و نه تولید. گرچه در ایران با توجه به تحریم بودن قطعات معمولا با تولید بعضی قطعات با تکنولوژی پایین یا باز کردن قطعه لازم از روی هواپیمای دیگری که هنوز عمر مفید قطعه پایان نیافته است انجام می شود ولی به هر حال با تولید هواپیما تفاوت اساسی دارد. گرچه با توجه به اینکه بدون کمک سازنده معمولا این کار انجام می شود بسیار ارزشمند است. هواپیمای صاعقه نیز خیلی با اف۵ تقاوت ندارد که یک جنگنده سبک نسل ۳ است و هنوز در هیچ جنگ واقعی آزمایش نشده تا کارایی آن مشخص شود. پهباد کلا مقوله دیگری است و قابل مقایسه نیست. اما در مورد رنگ چندین بار در کامنت ها و خود مقاله توضیح داده شده. در نهایت باید اضافه کنم که من نیز مانند هر ایرانی دیگر از پیشرفتهای کشور در هر زمینه ای بسیار خوشحال می شوم. اما مساله این است که حتی اگر تمام مشکلات ذکر شده در مقاله یک شبه حل شود یا در گذشته حل شده باشد، توان ساخت یک هواپیمای نسل ۴ را همین امروز هم داشته باشیم ساخت هر هواپیما بدون کمک خارجی برای ما بسیار هزینه بر خواهد بود به نحوی که با بودجه فعلی نظامی و حتی شاید با ۲ برابر آن نیز قادر نخواهیم بود تعداد مورد نیاز هواپیمای ممعادل اف۱۶ ای تولید کنیم. حدس من این است که هر هواپیما معادل اف۱۶ ای تقریبا ۱۰۰ میلیون دلار در صورت ساخت با شرایط فعلی هزینه خواهد داشت و از آنجایی که بازار صادراتی نداریم نمی توانیم این هزینه را برگشت دهیم. در انتها باید اضافه کنم مقاله نوشته شده بیشتر روش تحلیل و مشکلات را بیان می کند و اینکه برای اینکه به هدف ساخت جنگنده برسیم چه مسائلی باید ابتدا حل و فصل شود.

      1+
    • دوست عزیز بنده دانشجوی مهندسی هوافضا هستم یه بار توی یه بازدید از شرکت صها دقیقا یادم نیست از استادمون یا یکی از مهندسای اونجا یکی از دوستام همین سوال رو کرد…ایشون گفتن که اگه اورهال رو ۱ در نظر بگیریم ساخت یه هواپیما ۱۰۰ هستش…فاصله بین تحلیل نیاز و انجام محاسبات و طراحی و ساخت خیلی زیاده با تعمیرات از روی دفتچه راهنما

      0
  • باعرض سلام و تبریک سال نو خدمت آقای تارخ عزیز  چند سوتل داشتم:۱-باتوجه به مقاله  توان تولید لاستیک هواپیما را نداریم اما در شرکتی بنام صنایع رزمی بنی هاشم گفته شده لاستیک های مورد نیاز نیرو هوایی ساخته میشوند؟حقیقت دارد واگر صحیح است کیفیت مطلوب را دارد؟ (http://www.irna.ir/fa/News/81394036/)2-جنگنده های صاعقه ما از قبیل تک سرنشینه و دو سر نشینه توان عبور از سرعت صوت را دارند؟با سپاس از شما

    1+
    • سلام والا در مورد لاستیک نمیدانم ولی ما لاستیک تولید میکنیم ولی کیفیت لاستیک هم مهم است اینکه چند بار میتوان با ان نشست و برخاست کرد…بله صاعقه توان شکستن دیوار صوتی را دارد

      3+
    • خوشبختانه در ۱۸ فروردین امسال خبری درج شد که اعلام کرده بود ایران توانایی ساخت ۱۷ مدل لاستیک هواپیما را برای مصرف داخلی بدست آورده است و هنوز برای ۴ مدل لاستیک دیگر در حال تحقیق هستند. البته اخباری که شما لینک آن را گذاشته اید نیز در سال ۹۱ منتشر شده بود. باتوجه به اینکه تنها جنکنده های نسل ۴ ایران میگ۲۹ و اف۱۴ هستند در مورد لاستیک میگ۲۹ در حدود ۸ ماه پیش بررسی کرده بودم ولی کسی استفاده از لاستیک ایرانی  را برای این هواپیما تایید نکرد. امیدوارم در این مدت این کار صورت گرفته باشد.

      1+
  • با سلام.گویا مدلی از صندلی پرتاب شونده خلبان را در هواپیمای بستر آزمایش آرمیتا تست شده اند.ایا اطلاعی از این هواپیما دارید.بنوعی توپولف ۱۵۴ هست.البته در تک تصویری که از ان دیدم.تست صندلی پرتاب انجام شده.صندلی بر روی سکان تی شکل نصب شده بود./مرسی.

    1+
  • با سلام.در بازدیدی که از یک کارخانه در سال قبل داشتم به دستگاهی خاص برخوردم که توانایی ها ی خاص داشت.همین بس گه از این دستگاه فقط ۴ عدد تولید شده .و حال اگر بدانید کمپانی های معظم بویینگ و  و لاکهید انرا دارند. به اهمیت موضوع پی میبرید.متاسفانه دستگاه فوق در شرایط نگهداری نامطلوب بود و عملا در یک بحث خاص از ان استفاده میشد.که با  ماهیت دستگاه منافات داشت.فقط همین بس که طول میز ابزار ان ۱۵ متر و همزمان بیش از ۱۵ حرکت را میتواند برروی نمونه انجام دهد.مطمنن بسیار دستگاههایی داریم که در گوشه و کنار کارخانجاتند ولی استفاده غیر عرف از ان میگردد…مرسی./

    4+
    • فرض من این است که نظر ارایه شده از سوی شما به دستگاههای فرم دهی قطعات پوسته یا بدنه مربوط باشد اما هیچ توضیح فنی در مورد اینکه این دستگاه چه چیزی را فرم میدهد ارائه نکرده اید. نکته دوم اینکه از کجا میدانید فقط بوئینگ و لاکهید دارند با ایران می شود ۳ تا و چهارمی در دست کیست؟ تعداد بسیاری شرکتهای دیگر نیز در دنیا وجود دارند که قطعات هواپیما می سازند. ابعادی را نیز که برای دهنه میزکار اعلام کرده اید چندان ابعاد خاصی نیست. همین الان تعداد زیادی کارگاه خم ورق با ضخامت تا ۴ سانتی متر تقریبا با همین ابعاد برای ساخت مخازن ذخیره میعانات گازی در حال کار هستند. مهم این است که با چه دقتی این دستگاهها کار می کنند.

      5+
  • سلامبنده مقاله جناب عالی وتعدادی از نظرات دوستان رو خوندم واز جناب عالی و آقای تارخ چندتا سوال داشتم۱٫نویسنده این مقاله این آمار دقیق رو از کجا استخراج کرده وبه کدامین اطلاعات کسب شده از صنایع هوایی ایران استناد کرده۲٫میخواستم بدونم چندنفر از دست اندرکاران این سایت نظامی هستند که به قطع و یقین نظرات کارشناسانه ایی ارائه کردند۳٫آیا گزارشات افراد نظامی ،مثلا فرمانده هوافضای سپاه مورد وثوق هست یا افرادی مانند شما۴٫چطور در مورد برد و استعداد و توان موشکی ایران به این  صراحت نظر میدید در حالی که باید خوب بدونید طبق اصول نظامی توان به نمایش در امده بیان کننده توان چند ده سال پیش میباشد وهمچنین فرموده بودید به صورت کارشناسانه چه تعداد از موشک های ما رو عربستان رهگیری ونابود میکنه  در حالی که موشک های پاتریوت عربستان توان مقابله با توچکای ۴۰ سال پیش یمن رو هم ندارهلطفا مطالبی ننویسید که خودتون وسایتتون رو زیر سوال ببرید

    20+
    • سلام…اینکه افراد این سایت چیکاره هستند بماند دوم از موشک های ساخت ایران به اندازه کافی اطلاعت در رسانه های رسمی ایرانی است و در مورد توچکا شما اشتباه میکنید…اول اینکه تعدادی از توچکا و یمنی توسط پاترویت اسمادعایپاعربستانیها هدف قرار گرفت در خالی که پک۲ اصلا توان ضد بالستیک محدودی دارد این پک۳ است که برای این کار طراحی شده که عربستان سفارش داده است اینده تحویل میگیرد به مقاله پاتروبت در همین سایت رجوع کنید…. و همجنین دفاع در برابر موشک های کوتاه بردی چون توچما خیلی سخت تر از موشکی با برد ۲۰۰۰ کیلومتر است زیرا به دلیل زمان پرواز کمتر زمان واکنش بسیار پایین است برای همین دو قدرت در جنگ سرد از موشکهای با برد زیر ۲۰۰ کیلومتر در نقش اتمی استفاده می کردند

      16+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
    • با سلام پاسخ سوال اول: قسمت اول مقاله را با دقت بیشتری مطالعه کنید سوال شما جواب داده خواهد شد. پاسخ سوال سوم: گزارشات فرماندهان نظامی به دو علت قابل استناد نیست. اول اینکه در گذشته آمار غیر واقعی بسیاری در راستای اغراق اعلام کرده اند که نمونه بسیار خوب آن رو نمایی از جنگنده نسل ۵ قاهر ۳۱۳  بود. علت دوم اینکه اصولا فریب یکی ار تاکتیکهای نظامی است بنا بر این قابل استناد نیستند. پاسخ سوال چهارم: در خصوص توان موشکی ایران، لطفا اطلاعات محرمانه اگر دارید آن را انتشار ندهید و در مورد قسمت بعدی سوال، سری به پایگاه خبری لاکهید مارتین بزنید و ببینید اعراب چه سالی سامانه های دفاع موشکی را سفارش داده اند. اگر اخبار تحویل آن منتشرنشده دلیلی بر این نیست که تحویل نشده باشد گر چه این یک استنتاج است اصولا چطور است که شما فکر می کنید ایران توان دفاعی خود را میتواند پنهان کند ولی عربستان با ۸۰ میلیارد دلار خرید در سال گذشته به این موضوع فکر نکرده است. اگر جواب بیشتری لازم دارید زیر کامنت مربوطه در بحث جنگنده یا موشک بنویسید تا پاسخ داده شود.در خصوص زیر سوال رفتن اعتبار نیز باید گفت شما دلواپس زیر سوال رفتن نویسنده نباشید و اجازه بدهید در مورد زیر سوال رفتن سایت مسئول سایت نگران باشد. 

      14+
  • مقاله سبتا خوبی است. ضمن اینکه باید هر چه سریعتر تکلیف توان دفاعی کشور معلوم شود. اما بنظر من برای هر گونه پیشرفت در صنایع نظامی پیشرفته اعم از هواپیما و.. باید اصلی ترین نکته که یک سامانه موقعیت یاب ملی است تولید شود (البته اگر امکان پذیر باشد !!) میدانید که ما دسترسی نظامی به GPS یا گلوناس نداریم. و یک سامانه موقعیت یاب ملی امن برای هر اقدام نظامی در عصر حاضر  از نان شب و جنگنده و تانک و موشک و نفربر و ناو و … واجبتر است. 

    2+
    • یکبار یکی از دوستانم این بررسی رو انجام داده بود. به ۲ صورت میشه این کار رو انجام داد. یکی با ماهواره های ثابت و حالت دیگه با ماهواره های متحرک. برای هدایت موشک و هواپیما با ۴ ماهواره ثابت یا ۸ ماهواره متحرک قابل انجامه. برای پوشش زمین و هوا این تعداد ۲ برابر میشه. البته فقط فرستادن ماهواره نیست، محاسبات فنی زیادی داره و می باید ساعت اتمی هم داشته باشیم.

      4+
  • سلام و خسته نباشید ان شالله اقای نوری که مقاله های درباره ی نیروی دریای و زمینی ببینیم تا حالا دوتا مقاله نوشتید داخل این سایت مربوط به ایران هر خوب بودن اما کامل نبود من سعی کردم غالب دیدگاه ها دوستان بخونم تکنولوژی چه در نظامی و غیر نظامی فرق نمی کنه و در هر کدوم استفاده خودشو داره این که ایران ۱۰تکنولوژی نداره درست نیسته بعضی رو داره اونم در حد جنگنده نسل ۴ اما بعضی پایین هست در این شکی نیست ولی به نظرم ۳۰ سال خیلی زیاده واسه این تکنولوژی ها شاید ۱۰ سال منطقی تر باشه اگر مشکلی نیست و بیکارید ی مقاله درباره ی پدافند هوایی بنویسید بازم بسیار ممنون واسه وقتی که گذاشتید و از استاد تارخ خیلی تشکر می کنم 

    4+
    • با سلام متاسفانه فقط در مورد هواپیما مقداری اطلاعات دارم.  در گذشته قصد داشتم در رشته طراحی هواپیما ادامه تحصیل بدهم که با توجه به مشکلات کشور منصرف شدم. اما همچنان به مطالعات در این زمبنه ادامه دادم. لذا اطلاعات من بیشتر در زمینه خود هواپیماست تا چیزهای دیگر

      5+
  • من نمیدونم چرا بعضی ها فقط دوست دارن همه چیزو به حاشیه بکشونن؟!! این نوشتار کاملا منطقی و قابل فهم تنظیم شده. لطفا به جای فرا فکنی و بیان مسائل حاشیه ای یا نقل قول کردن از افراد معلوم الحال (مثلا اظهارات فلان سردار در مورد خودرو سازی که هیچ تخصصی هم ازش نداره!!!) کمی واقع بین باشین. هر کس تو این مملکت زندگی میکنه و کمی قدرت تفکر داره میدونه شرایطمون چطوره!! بهایی که ما واسه انرژی هسته ای پرداختیم خیلی سنگین بود. ما مثل ادمی هستیم که نون شب نداره بخوره ، جای خواب نداره ، اما اصرار داره به ژل موی سر دست پیدا کنه!!!! جامعه ما کلکسیون مشکلاته ! اون وقت افتادیم دنبال یه چیز جانبی!! بله انرژی هسته ای و ساخت هواپیمای نسل ۵ !! خوبه ، اما همه چیز به نوبت…از آقای نوری بابت این مقاله جامع و منطقی شون تشکر میکنم.

    13+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
      • دوست عزیز شما یا تو این کشور زندگی نمی کنید یا خیلی مرفه هستین.  دقیقا در قیاس با این همه مشکلاتی که ما تو این مملکت داریم و خیلی مهمتر و حیاتی تر از انرژی هسته ای هم هستن، این داستان با این همه بها یی که براش پرداخته شد(البته شاید شما اطلاع ندارید که فقط بخاطر همین تحریم های ناشی از انرژی هسته ای چه بلایی سر صنعت نفت ما اومد و میدان های نفتی و گازی مشترک با همسایه هامون رو تو این چند سال چطور غارت کردن!!  و این مورد فقط یک مورد از بلایا هست…) از ژل موی سر واسه یه آدم گرسنه و بی جا ، بی اهمیت تره. در مورد تخصص سردار …. هم باید عرض کنم این آقایون دانشگاه نرفته حتی در موارد نظامی هم اطلاعات کاملی ندارن، چه برسه اقتصادی…

        18+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
  • ((از نظر صنعتی هنوز ایران نمیتواند یک دستگاه پژو ۲۰۶ را به طور کامل و با استانداردهای فرانسه تولید کند))واقعا که.شما مثلا باسواد ما هستید.صنعت خودرو سازی رو با صنایع دفاعی مقایسه میکنید؟مسئولین بی عرضه خودرو سازی رو با مسئولین مومن سپاه و ارتش مقایسه میکنید؟مدیریت سیاسی و بر مبنای پول در صنایع خودرو سازی رو با مدیریت جهادی در صنایع دفاعی کشور مقایسه میکنید؟جناب،من از شما میپرسم،ساخت پهپاد سخت تره یا خودرو؟ساخت موتور پراید سخت تره یا موتور موشک ماهواره بر؟ساخت موتور قایق تندرو سخت تره یا موتور پراید؟اگه بودجه کافی به صنایع دفاعی بدن،مطمئن باشید که در کمتر از ۱۰سال،جنگنده قابل قبول میسازیم.حالا شما میخوای دوباره حرف خودت رو بزنی خود دانی…

    9+
    • مسئولین بی عرضه خودرو سازی با مونتاژ هم شده یه چیزایی درست می کنن که گرچه مطابق استاندارد نیست و جون خیلی ها را به خطر میندازه ولی داره نیاز اولیه مردم رو براورده می کنه درحالی که مسئولین مومن هنوز همون رو هم نساختن. بهتر است عینک واقع بینی بزنید 

      18+
  • در تمام کشورها که دارای تکنولوژی ساخت هواپیمای نظامی هستند از این تکنولوژی در صنایع دیگه مخصوصا خودرو استفاده میشوداگر ما دارای این تکنولوژی هستیم چرا در صصنا خودروسازی استفاده نمی کنیم واگرر استفاده می کنیم که خدا به مارحم کند درگیر جنگ نشیمچون بیشترین خسارت رو خودمون به خودمون میزنیم

    10+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
  • سلام به جناب تارخ عزیز وتشکر از زحمات شمامن از اون دوستی که گفته بود ترمز ۲۰۶چه ربطی به هواپیما داره سوال میکنم آیا اگر ما این تکنولوژی را دراختیار داریم  چه اشکالی داره  این تکنوژی رابه صنایع خودروسازی  منتقل کنیم تا سالیانه از کشته شدن صدها نفرایرانی جلو گیری بشه  مگر خانواده های مهندسین  هواپیمایی از همین خودروها استفاده نمی کنند

    12+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • کویل وسیله ای است رسانای حرارتی برای تبادل غیر مستقیم انرژی گرمایی. معمولا یک سیال با اختلاف دما داخل کویل حرکت می کند و توسط یک سیال خارج از کویل این اختلاف دما منتقل می شود. مشهور ترین نوع کویل که عموم مردم یا آن سر و کار دارد فن کویل های ساختمانی است که اختلاف دمای کمی را منتقل می کند. نمونه دیگر کویل های تهیه آب گرم صتعتی است. در این کویل ها نیز برای جلو گیری از ایجاد بخار آب در مخزن همچنین طعم و بو گرفتن آب و عدم تماس آب با قعات فلزی یا سرامیکی با درجه بالا از سیستم کویل استفاده می شود. کویل های صنعتی صنایع نفت و گاز نیز همین مکانیزم را دارند فقط در مقیاس بسیار بزرگتر و دامنه حرارتی بالاتر. اگر کویل از نوع دیگری را مد نظر دارید که از لحاظ آلیاژ مقاوم در برابر حرارت، به مقاله مرتبط باشد لطفا معرفی کنید.

      11+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
  • چندین ساله که کره با امریکا مسابقه تکنولوژی و الکترونیک داره.خودتون شاهدید که چند ساله سامسونگ داره روی صفحه نمایشهاش کاره میکنه تا شده این.حالا ساخت پردازنده و صفحه نمایش نظامی و سیستم عامل امن و سیستم دستوری زمان واقعی ( real time  )و… غیره بمانده.

    6+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • مشکل اینه که بعضی از ما فکر می کنن راهی را که آمریکا طی ۶۰ سال رفته و دانشی را که اندک اندک با صرف هزینه های بسیار و سعی و خطا و هزینه های انسانی فراوان بدست اورده می تونیم در مدت کم بدست بیاریم. قسمت دانش فنی ساده ترین قسمت پروژه ست. بین دانش روی کاغذ تا ساخت وسیله کاربردی ممکنه مجبور باشیم سالها زمان و میلیاردها دلار بودجه هزینه کنیم. مثلا بیش از ۱۰ ساله که صحبت از کامپیوتر کوانتومی می کنن از لحاظ تئوری دانشش موجوده ولی هنوز موفق به ساخت این کامپیوتر نشدند. یا بیش از ۲۰ ساله که صحبت از جایگزینی مدارهای فوتونیک با الکترونیک می کنن اما همچنان با اینکه موفقیتهای جزئی بدست اومده دارند همه بردها رو الکترونیکی می سازند. 

      14+
  • صنعت نظامی برآیندی از صنعت غیر نظامی هست.شما کدوم کشور رو میشناسید که الکترونیک و نرم افزار ضعیف داشته باشه ولی هواپیمای نسل ۴ بسازه.من رشته ام کامپیوتره ویندوز ۹۸ (پنج میلیون کد خط  توسط فکر کنم ۳۰۰ برنامه نویس اون هم تو چند سال) برنامه نویسی داره.حالا دیگر ویندوز ۷ و ۸ و ۱۰ که بماند.میدونید ۸ میلیون کد خط یعنی چی.

    19+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • کاملا سخن شما درست است به این معنی که صنایع نظامی نخبگان صنایع غیر نظامی را جذب می کنند. این افراد به خاطر عطش سیری ناپذیر به حل مسائل دارند، وقتی به مرکزی وارد می شوند که محدودیت بودجه ندارد بیش از پیش کارایی نشان می دهند. به این صورت نیست که مجبور باشند مانند ایران از فیلترهای مذهبی و عقیدتی عبور کنند و وقتی عبور کردند با یک تصمیم کل پروژه ای که با خون دل اجزای آن را با بودجه کم به نتیجه رسانده اند معلق شود.

      24+
  • سلام.باعث افتخاره که توی این سایت عالی نظر میدم.تو این مقاله مشخصه که واقعا زحمت کشیدید و وقت گذاشتید.دوستان این مقاله برای سرکوب صنایع و یا توان داخلی نیست بلکه گفتن نیازهای ما و توانایی ماست.شاید اگه اینطوری نگاه کنیم کسی ناراحت نباشه.

    20+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • در مورد توسعه پایدار یک مثال بزنم میزان تولید گندم تو فرانسه ۹ تن در هکتار هست کارشناسان محترم کشاورزی اومدن گفتن الا بلا ماهم باید نه تن تولید کنیم تولید کردیم تولیدم شد اما به چه هزینه ای از بین رفتن منابع ابی کشور برا همینه که الا ما بحران اب داریم سرمایه گذاری تو صنعت دفاعی خارج از توان مملکت هم نتیجه ای جز فروپاشی شوروی نمیده در نتیجه اقا جان زورت نمیرسه با تمام دنیا نجنگ سرتو بنداز پایین کارتو بکن که هزینه استراتژیکت بیاد پایین یک دو بگذارن به چیزهای اولیه برسی والا میشیم شوروی چرا منهدم شد چون وارد مسابقه تسلیحاتی بیمورد با کسی شد که اندازش بزرگتر از دهنش بود

    27+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • با سلام اگر ضعف مدیریت وخودی و غیر خودی را در میان مردم و دانشمندان  کشور رفع کنیم به طور حتم میتوان برخیلی از مسائل  مطرح شده در مقاله فائق امد لازم به ذکر است این نباید از نظر دور داشت که در بازار صنایع نظامی و تحقیقات هم  در ایران  .نهادهای غیر رسمی که مایل به رشد نیستند و واسطه گری را برای خود و همفکرانشان دارای سود بیشتری می بیند در ضمن پراکندگی ها هم در تحقیقات و اجرا وجود دارد که بازهم به سوئ مدیریت برمیگردد.

    6+
  • دوستان فکر میکنند که میشه بدون میشرفت همه جانبه در یک مورد خاص به موفقیت رسید ممکنه بشه ولی پایدار نیست اینو مطمئن باشید اما اگه کسی با نگاه واقع بینانه نگاه کنه متوجه میشه که در تمام زمینه ها انواع مشکلات بویژه مدیریتی وجود داره شما ببینین این مسئله کشته های جاده ای رو در ۲۰ سال گذشته ما ۴۰۰۰۰۰ کشته در این زمینه دادیم و انواع دیگه مشکلات که همه میدونین نگین که جاده چه ربطی به هواپیما داره که من به عنوان مثال برای وضع نا مناسب گفتم مسئله دیگه اینه که هر کس از کار خودش اطلاع داره شما ببینین منلکتی که نه تولید اقتصادی داره نه کشاورزی درست داره محیط زیستش در حال نابودیه و …… چطور میتونه سخت ترین کار دنیا رو بکنه اخه اگه این اعتقاد رو داشته باشیم سخت در اشتباه هستیم

    12+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • گفتار شما کاملا درست است. اصل هر توسعه ای پایدار بودن آن است به این معنی که همه جنبه های فردی و اجتماعی از نحوه تفکر فردی و مشارکت در جامعه گرفته تا توسعه زیر ساختها و نهایتا صنایع خرد باید هم راه با هم پیشرفت کنند و گرنه باعث هرز رفتن سرمایه خواهد شد.

      7+
  • سلام.

    مقاله تان را خواندم، کامنت ها را هم کم
    و بیش! اشکالاتی به ذهنم رسید که  طولانی است،حوصله کنید و همه را بخوانید،‌اگر هم حرفی داشتید کامنت بگذارید من انشاءالله فردا شب پاسخ میدهم:

    اولا : باید بدانید در کشور ایران صنعت
    خودرو سازی هیچ ربطی به صنعت نظامی ندارد،‌ اما چرا؟ صنعت نظامی ایران از نخبگان دسته
    اول ایران استفاده می کنند اما صنعت خودرو سازی یک صنعت تنبل است که نه از نخبگان خوب
    ( چه عرض کنم ، از نخبگان دسته چندم هم استفاده نمی کند) استفاده میکند و نه پولی که
    در قبال صنعت بزرگی مثل خودرو سازی به آن اعتنا شود برای تحقیق و توسقه می پردازد،
    و هدف صنایع نظامی تولید چیز های با کیفیت است اما هدف خودرو سازی تنها سود است و نمی
    توان کیفیت تسلیحات نظامی را بر اساس خودرو فهمید، مثل خیلی از کشور هایی که از لحاظ
    نظامی پیشرفته اند اما از نظر غیر نظامی چنگی به دل نمی زنند، مثل پاکستان که جنگنده
    تولید می کند،‌شاید بگویید از چین کمک میگیرد، اما خود روسیه هم مثلا پهپاد تولید نمی
    کند و از اسرائیل می خرد و از ایران هم در نمایشگاه مکس ۲۰۱۵ ( بنا بر اعلام خود مقامات
    روس و مقامات ایرانی معتبر) در خواست انتقال تکنولوژی کرده بود، آیا این یعنی روسیه
    فناوری اش را ندارد؟ روسیه ای که پکفا میسازد،‌فناوری پهپاد را ندارد؟ مسلما خیر ،
    بلکه اولویت های مهمتری برای سرمایه گذاری دارد. تازه پهپاد جزو صنایع نظامی است اما
    خودرو سازی خیر!

    دوم: شما گفتید که ایران توانایی تولید رنگ ها را ندارد، اما تصاویر  و فیلم های رنگ امیزی صاعقه موجود است و همچنین ایران خود استتار اف ۱۴ ها را تغییر داده، و استدلال بر پژو ۴۰۵ هم که معلوم شد غلط است.اما اشکال سوم: اینکه شما نمی دانید یا خوشبین نیستید دلیل بر این نمی شود که وجود ندارد و ایران توانایی اش را ندارد و به این کار  توسل به جهل می گویند، مثلا اینکه من از روش های درمان فلان بیماری بی اطلاعم دلیل نمیشود که درمان پذیر نیست!چهارم:  در این مقاله در مورد مدت زمان مورد نیاز و بودجه در مقاله ی نوسازی نیروی هوایی شما برای بازدارندگی،‌ توازن قوا و… بر اساس یکسری از عوامل اعدادی را تعیین می کنید،  حال آنکه باید بدانید که در زمینه ی اینکه مثلا چه میزان جنگنده نیاز است تا توازن برقرار شود متغیر ها بسیار بیش از این حرفهاست. ( چیز هایی مثل میزان مهمات در اختیار آن کشور،‌میزان رادار های زمینی و آواکس ها و قدرت آن کشور در پشتیبانی در صورتی که از خارج قطع شود و… در نتیجه خیلی تاثیر می گذارد) درست است که برای تحلیل باید  بالاخره بر یک چیز تخمینی تکیه کرد اما کاش تخمینتان را دقیق تر میزدید و متغیر های دیگر را هم در نظر می گرفتید، تا تحلیلتان دقیق تر شود. اگر هم متغیر های بیشتری را در نظر گرفتید آنها را ذکر کنید. ( این فقط مربوط به مقاله ی نوسازی نیست، در این مقاله هم راجع به بودجه وزمان همین طور است)و در اخر هم یک نکته ی دوستانه عرض کنم:کامنت ها را که مطالعه می کردم به این نکته بر خوردم که شما در جواب برخی از دوستان به جای جواب مسخره می کنید یا در کنار جواب مسخره میکنید، این کار اصلا مناسب نیست، یک عده آدمیم نظر می دهیم و بررسی می کنیم با هم دشمن که نیستیم و الحمدلله بچه هم نیستیم!بدانید که جا برای مسخره کردن و مسخره شدن زیاد است، و از هر دستی بدهی  از همان دست میگیری و آنوقت است که میگویی خود کرده را تدبیر نیست و خودم اول این کار را کردم! 

    10+
    • تعدادی از پرسش های شما در کامنت های قبلی جواب داده شده که از جواب مجدد پرهیز می کنم. اما نکات جدیدی نیز وجود دارد که پاسخ می دهم. دخصوص توسل به جهل، این موضوع درست است که در مواردی که اطلاعات تایید شده نداشتم از این واژه ها استفاده شده است ولی نکات ابتدای مقاله را در نظر بگیرید که بر اساس فرضیاتی من از یک روش تحلیل استفاده کرده و نتیجه گیری کرده ام. شما می توانید هرکدام از فرضیات را که فکر می کنید اشتباه تخمین زده شده ، با تخمین های جدید بررسی کنید و نهایتا نتیجه بگیرید و به پرسشهای اساسی که هدف از این مقاله بررسی آنها بوده است را پاسخ دهید. درخصوص مسخره کردن نیز باید دیدگاه خودم را تشریح کنم. با منطق پاسخ دادن به کسانی که حرفهای مسخره میزنند بیهوده است چرا که جز مسخره گی چیزی متوجه نمی شوند. این موضوع در باره افرادی که در یک سایت نیمه تخصصی نظامی اظهار نظر می کنند شدت بیشتری دارد. من انتظار ندارم که صحبت منطقی را متوجه شوند و لذا با زبانی که برایشان قابل فهم است توضیح می دهم. اما از سایر دوستان که چنین روشی ندارند پوزش می خواهم.

      14+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • بهتون دوستان برای این اینطور کامنت گذاشته اند که با خواندن مقاله خیلی زودتر فهمیده اند که شما خود از این دسته آدم هایی هستید که الان گفتید!البته به نظر من همون مسخرگی را هم نمی فهمید! در زمان ابن سینا عده ای اجتماع نقیضان را درست می دانستند! ابن سینا در کتابی می نویسد که اینگونه افراد را نمی توان متوجه کرد و تنها راهش اینست که آنها را به چوب ببندی و آتش بزنی! شما از این دسته هستید!

        1+
    • اقای رنو برادر من سناریو چیدن و در این حجم اعداد و ارقام گفتن که اخه کار هر کسی نیست این همه تخمین و عدد و رقم کار فوق العاده حساس , تخصصی و کار فرمانده های بلند پای نظامی است اینکه چه تعداد کشور ایران به هواپیما نیاز دارد کار چند سال تحقیق و صرف وقت و مطالعه های بسیار است من یک مثال از کامنت  شما میگم ۱_شما در مقاله نکته ۳ همینجوری فله ای شروع به سناریو چیدن کردید و گفتید که اگر ایران ۱۰۰ موشک در روز اول شلیک کند عربستان ۵۰ الا ۷۵ درصد موشک هارو منهدم خواهد کرد !!!!!!!!!!!! و باید در نظر داشت که دقت موشک های بالستیک پایین است .اخه برادر من شما اونوقت از کجا میدونی عربستان میتونه ۵۰ الا ۷۵ درصد موشکای مارو بزنه یه مقدار فکر کردی که این حرفو زدی و از کجا میدونی دقت موشک های ۲۰۰۰ کیلومتری ما پایینه ??? از کجا میدونی خطای موشک قدر , سجیل , قیام , و مخصوصا عماد چه قدره ??? از کجا میدونی پاتریوت ها و احتمالا در اینده تاد عربستان انقدر کار امد هستند چیزی که بسیار بسیار باعث تعجب من هست اینه که شما در ادامه گفتید ۱۴۰ هواپیمای شکاری اف ۱۵ میتوانند تمام سیستم های راداری مارا نابود کند !!!!!! مگه شما میدونی ما چه رادار هایی داریم  و چه طور انقدر مطمعن و محکم چنین میگویید اگه اینطور است پس ما چطور با ارکیو ۱۷۰ ان کار را کردیم , شما که انقدر خوب سناریو میچینید به من بگید پهباد هرمس با چه راداری کشف و با چه موشکی منهدم شد ??? که حالا اف۱۵ها و تایفون ها و تورنادو های های عربستان با خیال راحت بتوانند از سد پدافندی ما عبور کنند و اینطور که شما گفتید جولان دهند??? حالا شما با این سطح از تحلیل میایید مقاله هایی فوق تخصصی که نیاز به یک تیم چند نفره و صرف زمانی چند ساله دارد را در مدت چند هفته مینویسید . بهتره وقت خودرا صرف مقاله نویسی در مورد معرفی جنگ افزار های مختلف مثل تانک و توپ کنید تا این مقاله . سپاه ۲۵ سال وقت و هزینه صرف نکرده تا امثال شما بیاین و بگید عربستان ۵۰ الا ۷۵ درصد موشک های مارا میزند اصلا کی میدونه ایران چند تا موشک داره , کی میدونه ایران در سواحل خلیج فارس و در مرز با عراق منظورم جاهایی که احتمالا عربستان میخواهد از انجا حملات هوایی انجام دهد چند سایت راداری و پدافندی داره والسلام. اقای تارخ لطفا منتشر کنید

      6+
      • سلام… اقای نوری نیدونن ولی مثل اینکه شما خیلی میدونید….ایشون تحلیل خودشو داده شما هم میتونی از دستت بر میاید تحلیل خودتو بکن مقاله بده…ایشون عدد رقم میده شماهم بر اساس داده ها واقعی عدد رقم بده.ایشون میگویند دقت موشک بسالیتک میان برد کم است بر اساس دادهای میگیند که از دیگر کشورها می ایند حتی کشورهای که از نظر فناوری از ما جلوتر هستند شما مثال دیگری دارید بیان کنید؟ ایشون عملکرد پک ۲ را در جنگ خلیج فارس دیده اند میگیوند…. ما نمیدانیم ولی تاریخ و عملکرد تسلیحات را که دیده ایم..شماهم دلایل تاریخی دارید بکوید مقاله بفرسید
        در نهایت این بحث تمام کنید
        مقاله مشخص است..در مورد مقاله سئوالی است بیان کنید ؟؟؟

        18+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
        • avatar
        • avatar
      • منم سوالات خودمو مطرح کردم چرا جوابی ندادید , پک ۲ در جنگ خلی فارس هدفش موشک های کند و قدیمی اسکاد بود نه سجیل و فاتح ۳۱۳ اونم به تعداد زیاد , داده های سایت ها و منابع خارجی به هیچ وجه معتبر نیست مگه اونا میدونن تو موشک های ما چه خبره مگه اونا موشک های مارو ساختن که حالا در مورد دقتشون اظهار نظر میکنند و شما هم تمام گوش و چشم و عقل خودتونو به اونا سپردین همینه که ادعاهای فرماندهان سپاه رو بلوف میدونین چون عادت کردین به BBC و CNN و VOA گوش بدین و حرف های دروغ اونارو ملاک قرار بدین . کشور های دیگه از توانمندی ما در حوضه موشکی هیچی نمیدونند چون از اصرار نظامی ماست پس حرفشون ملاک نیست . اخر این بحث هم مشخصه چی میشه مثل مقاله موشک های هوا به هوای ساخت ژاپن و مقاله موشک ار ۲۹ و بولاوا و مقاله معرفی محصولات جمهوری اسلامی ایران تمام کامنت های منو پاک میکنید اونم به بهانه واهی ایجاد حساسیت در سایت !!!!!!!!!!!!

        6+
    • تخمین هایی که آقای رنو زدن خیلی خوشبینانستبرادر من ما دلیل اینکه نتونستیم بعد از این همه سال ی موتور ملی برای ماشینای سواریمون تولید کنیم چیه ؟اگه من رشتم ساخت و تولیده و دارم تو این صنعت جون میکنم بگم اوضاع خیلی خرابتر ازین حرفاستما در زمینه ساخت هیچی نداریم فقط میگیم چرا چیزی رو ک میتونیم وارد کنیم روی تولیدش هزینه کنیم ، بدبختی اینجاست که ما روی هیچی هزینه نمیکنیم و فقط وارد میکنیممیگن تو صنعت سیمان خودکفا شدیم!تویه مونتاژ کارخونه هاش خودکفا شدیم ! کدوم تجهیز مکانیکی تو کشور ما تولید میشه ؟ پمپ ؟ الکترو موتور ؟ گیربکس؟ تجهیزات سنگین آسیاب ؟ بگید من جواب بدن از کدوم کشور وارد میشه میدونید علت چیه ؟ ما وقتی ۴تا دانشگاه درست وحسابی نداشته باشیم چطوری میخوایم علم تولید کنیم! اون ۴تا دانشجوهای بدرد بخورم که دمشونو میزارن رو کولشون میرن ! 

      12+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • avatar
    • به نظر من نمیشه گفت صنایع نظامی به غیر نظامی ربط ندارد. اگر پاکستان و اسرائیل و … صنعت نظامی خوب دارن ولی مثلا خوردو نمیسازن دلیلش این هست که وارد نشدن. چون فناوری نظامی دقیقتر و پیشرفته تر هست و پس اگر کسی توان تولید جنگنده دارد احتمال قوی پژو هم میتونه تولید کنه. ولی بحث ایران فرق داره. توی ساخت موتور ۲۰۶ موندن ما در ده سال از سمند به سمند سال رسیدیم. ولی کره از دوو ریسر به کیا اوپیروس رسیده. علتش هم  عدم برنامه ریزی و مدیریت در ایران هست.

      7+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
  • سلام جدا از مبحث از ته دل به اقای تارخ ورنو درود میفرستم که جدای از هر نوع سخن موافق ومخالف تک تک رو جواب میدن خدا قوت به هردوی شما لذت بردم  اقای تارخ درمورد همون بمب ام جی ۱۴۰ مقاله ای داریدیا راهی جهت مقابله باهاش هست

    10+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • در بلند مدت چون چین تازه وارد بازار شده ودنبال مشتری می گرده واگر به همین صورت ادامه بده از روسها جلو می افته بهتر بعد از خط تولید سوخو۳۰ برای طرح اصلی بریم با چین خط تولید جی ۳۱ را راه بیندازیم هم تسل۵ هم قیمت متاسب داره هم چین دنبال مشتری می گرده تاره  امکان داره چین در اینده قدرت اول اقتصادی جهان بشه اژدهای زرد داره تمرین پروار می کنه

    0
    • سخن شما برای بلند مدت کاملا درست است ولی حداقل باید یک بازه ۲۰ ساله را برای اینکه چین به سطح تکنولوژیکی روسیه برسد در نظر داشت. فعلا در اکثر قسمتهای اصلی کپی کاری می کنند که ممکن است با همان کیفیت نباشد ولی از وابستگی بسیار بهتر است تنا مشکل در این است که دیگر هواپیماهایی که دارای تکنولوژی جدید باشد به چین نمیدهند که بتواند کپی کند. ولی اینکه ایران برای تامین نیاز های دفاعی سراغ چین برود دور از انتظار است. حداقل ایران و روسیه دشمن مشترک دارند ولی اوضاع چین اینگونه نیست و اهمیت تجارت با آمریکا برای چین بسیار بیشتر از صادرات نظامی نهایتا ۲ میلیارد دلار در سال به ایران است

      5+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • اینجا چند مسئله هست. یکی اینکه به نظر من برعکس. روسیه جون وضع مالی خوبی ندارد شاید دنیال شریک باشد. دیگری اینکه الان چین قرارداد خرید پیشرفته ترین جنگنده روسی رو بسته و سوم اینکه چین و ایران هم با امریکا دشمن مشترک هستند طوری که افزایش تنش در دریای چین جنوبی از همه جا بیشتر هست و الان چین در حدی ضعیف نیست که امریکا بدلیل رابطه با ایران بتونه از منافع خود بگذره و تحریم کنه. مگر اینکه شورای امنیت ایران رو تحریم کنه.

        0
      • درسته که روسیه وضع مالی خوبی نسبت به آمریکا نداره ولی تولید ناخالص ملی روسیه تقریبا ۵ برابر ایرانه. چین هم آنقدر به صادرات وابسته ست که به هیچ وجه ریسک سرشاخ شدن با آمریکا سر ۲ میلیارد دلار صادرات به ایران رو نمی پذیره

        2+
      • منظور من از روسیه این بود که شاید بدلیل ضعف مالی بیشتر از چین دنبال شریک باشه. البته چین هم دنبال شریک هست ولی شریک تکنولوژی نه شریک اقتصادی. در مورد سرشاخ شدن با امریکا هم همین الان هم سرشاخ شده. از نظر نظامی کلا تحریم بوده (حداقل ادوات پیشرفته بهش ندادن). از نظر اقتصادی هم گفتم تا رای شورای امنیت نباشه دنیا پشت سر امریکا نمیره و توان اقتصادی چین هم بنظر قویتر از اونی هست که امریکا به تنهایی از کار بندازه.

        0
  • روی روسها نمی شه حساب کرد باید خط تولید سوخو ۳۰ اس ام را راه انداری کنیم تا به بک کشور وابسته نباشیم می شود با به روز زسانی های مناسب مثل رادار فعال و متور  سوخو ۳۵ و موشکهای کزوز دوربرد وموشک ار ۷۷ام و  ار ۷۴ نقاط ضعف را کاهش داد

    0
    • فعلا که روس ها سوخو۳۰ تولید شده را نفروخته اند که بتوانیم راجع به مونتاژ آن صحبت کنیم ولی این پیشنهاد شما گرچه در کوتاه مدت قابل دسترسی نیست ولی گزینه خوبی برای میان مدت است.

      1+
  • پیش نهاد روسها به ایران خریداری ۴۰ تا ۵۰ فروند هواپیمای “میگ ۳۵ ” از روسیه و سپس آغاز تولید تحت لیسانس ۱۲۰ تا ۱۵۰ فروند در ایران  به قیمت هر فروند  ۵۰ میلیون دلار  می باشد

    0
        • سلام.. حتی یک ریال باشگاه خبرنگارن جوان و خود اسپودنیک اعتبار ندارد… اپدنیک که تکلیفش مشخص است خبر گذاری که میاید میگوید عراق سوخو۳۰ و عربستان تی ۹۰ دارد و همین چند ماه پیش از خبر تحویل سامانه اس ۳۰۰ در بند استاراخان با حضور وزیر دفاع ایران خبر داد بعد رد شد
          دوست من هیچ خبر نظامی تا توسط منابع رسمی نظامی دو کشور تائید شود ارزش ندارد..چگونه خبر گذاریهای طالاع دارند بعد مقامات دفاعی دو کشور خبر ندارند؟ ایران خود اعلام کرده به دنبال سوخو۳۰ است.. فقل کافی است بیبنید که همین باشگاه از احتمال خیرد جی۱۰، جی ۳۱ نیز سخت گفته است…وقتی میگیوم منبع در مسائل نظامی فقط و فقط و فقط و فقط سایتهای نظامی متعبر که تخصص انها در مسائل نظامی است عتبر هستند مگه باشگاه که جز جرت کاری نمیکند فقط کافی است به مقلات نظامی انها رجوع کنید مثلا فیلم موشک جولین را زده و نوشته موشکی که ۵۰ تانک را منهدم میکند ویا میگوید کره شمالی ۵۰۰۰ تانک دارد ، عربستان لئوپارد۲ و یا میراژ ان جی؟ دارد………………..

          14+
    • دوست عزیز بعضی ها آرزوهایشان را در قالب جملات خبری بیان می کنند. نمونه این افراد در ایران هم کم نیست. سایتی که معرفی کردید هم خیلی خوش نام نیست در این زمینه کاملا حق با آقای تارخ است

      5+
      • باسلامهمین باشگاه خبرنگارن جوان تیتر درباره پایگاه هوایی روسیه در سوریه زده بود و اونوقت به جای عکس هواپیمای روسی ،اف ۱۶ رو زده بود یا یه خبر هم زده بود به این عنوان که:نیروهای یمنی ۱۲۰۰ دستگاه تانک عربستانی را نابود کرده است،یا هنوز فرق موشک تاو و موشک جاولین را نمی داند و جای موشک تاو،عکس جاولین رو گذاشته بود،یعنی چهار تا نفهم نشتند یه جا و فقط زر و پرت می نویسند

        10+
  • مشکل اصلی ای که با این مقاله دارم این هست که متاسفانه نویسنده دقت نکرده که تا کی قرار هست ایران وارد کننده محصول نظامی باشه(حالا به هر دلیلی از دلیل توجیه اقتصادی گرفته تا چیز های دیگه)؟اگه بخوایم اینطوری حساب کنیم که توجیه اقتصادی نداره و دیر شروع کردیم از بقیه عقبیم و … با این وضع تا روز آخر دنیا باید وارد کننده باشیم! در حوزه ی نظامی از همه چیز مهم تر تولید داخلی هست هر چه قدر هم هزینه ی بالایی داشته باشه بهترین و پایدارترین کار برای تامین کردن امنیت هست و حداقل مثلا باید دو سوم تولید های نظامی داخلی باشه.در ضمن شما دقت نمیکنید که صنایع نظامی باعث پیشرفت صنایع غیر نظامی هم میشند.شما تجربه ی اول انقلاب ایران را فراموش کردید که با اینکه از لحاظ سلاح در حد ۵امین کشور دنیا بودیم ولی چون داخلی نبود و تولید کننده ی سلاح دشمن ما شد چطور توی جنگ به دردسر افتادیم و این همه هزینه دادیم؟حتی اگه ۲۰ سال دیگه به فناوری ساخت جنگنده ی نسل چهار برسیم(که به نظرم این تحلیل خیلی بد بینانه هست)کاملا ارزشش را داره و بهتر از وارد کننده بودن هست من جنگنده ی نسل ۴ تولید داخل را به جنگنده ی نسل ۶ وارداتی ترجیح میدم

    11+
    • سلام.ایشان در مقاله تولید نکنیم ایا کفتهنکایا؟ ایشان تنها فناوریهای لارم و وضعیت فعلی گفته و کفته حالا یک نسل چهار بیست سال دیگه بسازیم به دردمان نمیخورد

      6+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
    • به نظر من ایران ظرفیت لازم را برای تولید و مصرف جنگنده با توجه به اقتصاد در حال حاضر و چشم انداز ۳۰ سال آینده ندارد و اصلا لزومی به تولید جنگنده نیست. برای بدست اوردن امنیت باید گزینه هایی به غیر از توسعه نظامی را هدف اصلی قرار دهیم. مگر چند کشور در جهان جنگنده تولید می کنند؟ تولید ناخالص آنها چقدر است؟ آیا درست است که بودجه مملکت صرف ساخت هواپیما با ۲ برابر قیمت شود (به فرض توان فنی و وجود زیر ساخت صنعتی) در حالی که هر ساله تعدادی از فرزندان این مملکت با آتش بخاری های نفتی در مدارس می سوزند. یا به علت عدم سرمایه گذاری در صنایع غیر نظامی لشکر بیکاران به جامعه اضافه شود ؟ هر طور که حساب کنید سطح تهدیدات ایران از اسرائیل بالاتر نیست، آیا آنها جنگنده می سازند؟ بهتر است روابط بین المللی را توسعه دهیم که بتوانیم نه تنها جنگنده بلکه کلیه نیازها را با دسترسی به بازار جهانی کسب کنیم نه اینکه از اول چرخ را اختراع کنیم

      15+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • با درورد با سپاس از همه دوستان با نظر شما کاملا موافقم ، ساخت
        جنگننده در داخل یک توهم بیش نیست ، برای نمونه زمانی که ژاپن اقدام به
        ساخت جنگنده میتسوبیشی اف-۲ کرد قیمت تمام شده آن ۴ برابر اف-۱۶ بود در
        صورتی که ۷۵ درصد کارایی اف-۱۶ را داشت این در حالی بود برای ساخت از بدنه
        اف-۱۶ و پیشرانه جنرال الکتریک استفاده کرده و آمریکا به ساخت این جنگنده
        کمک فراوانی نمود

        10+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
        • avatar
    • نکته دیگر اینکه شاید شما ترجیح بدهید که جنگنده نسل ۴ تولید کنیم. ولی اگر تا زمانی که ما به این فناوری برسیم کشورهای منطقه نسل ۵ را خریداری کرده باشند عملا پول مملکت را دور ریخته ایم. آیا آمار شکار جنگنده های نسل ۳ عراقی را توسط اف۱۴ به خاطر دارید؟ به همان نسبت در برابر جنگنده نسل ۵ آسیب پذیر خواهیم بود و باید از مقابل آنها فرار کرده و یا هواپیما و جان خلبان از بین خواهد رفت. این با چه منطقی پذیرفتنی است که شما آن را ترجیح می دهید؟

      14+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • سلامکملاحق باشماست وقتی تولیدکننده سلاحهای مادشمن ما شدندکملامیدنستندکه ماچه داریم وچقدروقتی هم با ناوچه پیکانروبروشددانهادقیقا میدانستند که چطوربایدغرقش بکنند ولی بایدقبول داشته باشیم ۲۰سال دیگرکسی اف۱۶امریکارادیگرنمیخردوجنگیدن باان خودکشی است بنظرمن راه میانبروکم هزینه ای هم برای پیمودن این راه ۲۰ساله هست انهم تولید؟تحت؟لیسانس وتامین بعضی قطعات؟وتلاش برای تولید قطعات درای تکنولوژی پیشرفته تر هم نیازداخلی تامین میشود هم تجربه کسب میشود بمرورزمان زیرساختها ایجادمیشود ودرصورت همت میتوان؟بافروش قطعه باکفیت درامد بدست اورد کاری که اسراییل کرد وموفق هم هست یه مطلب هم بگم دایی جان حقیر جز افرادی هست که قبل ازانقلاب همراه خرید؟تانک به کشورفروشنده اعزام شدتااموزش لازم جهت تعمیرونگهداری راببیند ایشان الان بازنشست شده ومیگوید درزمان جنگ مطرحهایی برای رفع عیب این تانکها ارعه میدادیم ولی ارتش همیشه ز تغییر یا دستکری وحشت داشت ودردوران خدمت من هرگز سعی نکردند کسانی را برای اموزش به ما بسپرند یعنی ما راتکنیسینی میدیدند که عمرما با عمر تانک برابر بود وقراربودهردوباهم بازنشسته شویم اینم یکی از دلایل عدم تجربه مادرساخت است

        1+
      • شما فکر میکنید غرب جنگنده ی نسل پنج واقعی به همسایه های ما میده؟تازه فکر میکنید چقدر نسل پنج قرار هست به همسایه های ما بده؟هیچ وقت قضیه ی تامکت تکرار نمیشه اون اولین و آخرین اشتباهی بود که آمریکایی ها در تحویل سلاح انجام دادند

        3+
      • در مورد تحویل جنگنده نسل ۵ به همسایگان ایران، امیدوارم که این اتفاق نیوفتد. اما باید در نظر داشت که ترکیه به احتمال زیاد به این جنگنده ها مجهز خواهد شد. این که چقدر کاریی مشابه کارایی نسخه ای است که آمریکا برای خودش تولید می کند مبحث دیگری است. برای اطلاعات بیشتر به مقاله اف۳۵ مراجعه نمایید توضیحاتی در این باره در قالب نظرات نوشته شده است.

        6+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
      • اولا فروش اف۱۴ به ایران اشتباه نبود چون این هواگرد برای مقابله با شوروی مفید بود و تازه سلاحی دفاعی بود که خطری برای ایالات متحده حساب نمیشد (اگر خطر داشت مثل اف۲۲ نمیدادن به کسی). در مورد نسل ۵ الان ترکیه و اسرائیل قرار داد بستن. قطر هم در حال مذاکره برای نسخه استیلث اف۱۵ هست. در آینده هم احتمالا پاکستان و امارات و … نسل ۵ بخرن.

        1+
    • به نظرم تولید هلیکوپتر و تانک بسیار منطقی تر از هواپیماس.چون هم تعداد بیشتری میشه تولید کرد هم تکنولوژی پایینتری میخواد هم کمتر حساسیت بر انگیزه.جنگنده باید در بهترین حالت مونتاژ بشه..البته البته البته تمام اینها فقط با بهبود رابطه با دنیا ممکنه.

      1+
  • سلام مجدداقای رنو قصدم مقایسه کارکردنبود منظورم استفاده از الیاژ بکار رفتهدر بدنه موشکهای بالستیک بود وجوشکاری این الیاژها که شما کشور مارو در حدجزایر ……پایین اوردید اقای تارخ عزیزباتمام ارادتی که دارم ولی برادر من وقتی جوانان ما میان زلزال بارشی رو درست میکنن یاسر موشک چند قسمت شونده این معناهای زیادی داره مثالش برای زلزال بارشی یا سرجنگی چندتکه که هرقسمت بتونه یک مختصات خاص رو هدف بگیره چندلبه فناوری لازمه سوادکم من میگه دانش الیاژها  دانش هیدرولیک دانش …….لازمه تا درسرعت بیست ماخ بشه اینکارو کرد اینا لبه دانش وفناوری هستند اقای رنوعزیز گفتم وقتی نیم بندفضا پیما باموجود زنده فرستادیم وبرگشتوندیم یعنی فناوری های که شما عدم وجودشون رو گفتیدداریم (نه بصورت صدرصدولی انقدرهست که شما ایران وایرانی رو تااین حد عقب افتاده ننگاری)روغن هیدرولیک استفاده شده در کنترل بردار رانش یا جنس فلز ان یا حتی همون پیچ ومهره اش جواب تموم متن شماست (اقای تارخ جایی خوندم امریکا یک بمب  ضدزره داره که بالای هدف چهل قسمت میشه وباچترپایین میان وبصورت هوشمند از بالا بصورت فوران داغ زره رو سوراخ میکنن حتی توجنگ عراق هم استفاده شده خواستم بدونم واقعیه ؟وراهی برای مقابله اش وجود داره واقعا ترسناکه با چهارتا بمب یک تیپ تانک رو منهدم کرد(

    1+
  • خستگی سازه چیزی نیست که نشه حلش کنید وقتی آلیاژ مورد نیاز برای تحمل دماهایی تا مرز دمای خورشید رو تحمل می کنند، دارید…مین الان توی ایران ما داریم تیوبهای مورد نظر در کوره های صنایع پتروشیمی(کویل) رو میسازیم که میتونن دوسال توی دماب ۸۵۰ درجه سانتیگراد به راحتی کار کنند اونم توسط شرکتهای خصوصی که البته لوله توپ هم میسازند…

    1+
    • سلام بر عکس خستگی سازه خیلی مهم است.برای نمونه شوروی فصاپیمای بدون سرنشینی فرستاد مشتری که دما و فشار انجارا تحمل کرد برای مدتی ولی عمر سازه جنگندهاس از غرب فیکس ده تا پانزده سال کمتر بود که بخشیش متریال بود بخشیش جوشکاری

      6+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • avatar
    • نکته ۱، دمای سطح خورشید نزدیک به ۵۵۰۰ درجه سانتیگراد است. نکته ۲٫ کویل قسمت بسیار کوچکی است و توسط مایع خنک کننده مدام در حال خنک شدن است و همین کویل هم هر ساله بازدید و مرمت می شود. نکته ۳ با توجه به اینکه وزن در کویل خیلی مطرخ نیست از آلیاژ فلزات سنگین در آن استفاده می شود مانند تنگستن و نه آلیاژ آلومینیوم. نکته ۴ لوله توپهای ساخته شده توسط ایران به هیچ وجه کیفیت مشابه غربی یا روسی را ندارد و این ناشی از آلیاژبا کیفیت پایین و فرم دهی نا مناسب است. نکته آخر صنایع پتروشیمی و لوله توپ از لحاظ طبقه بندی هیچ ربطی به هواپیما ندارند

      8+
      • یک سوالی: «شما که می گویید صنایع پتروشیمی و لوله توپ هیچ ربطی ندارند پس چرا برای اثبات عدم توانایی ایران در تولید رنگ هواپیما استدلال کردید به عدم توانایی رنگ آمیزی پژو ۴۰۵؟؟» لطفا یک جوری حرف بزنید که اول و آخر مقاله تان به هم بخورد.

        2+
        • سلام..کلا صنایع دفاعی به صنایع غیر نظامی گره خورده… یکی از دلایل جلو بدون غرب از روسها در زمینه اپتیک و رایانه بر میگردد به صنایع اپتیک چون نیکون و سونی و یا بژ ویا اینتل و AMB

          10+

          کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

          • avatar
          • avatar
      • جوابیه آقای یارعلی. اگر نظر شما این است که تولید آلیاژ سبک با سنگین از یک تکنولوژی استفاده می کند، اشتباه می کنید. اگر فکر می کنید که فرم دادن لوله توپ با ضخامت بسیار بالا که برای تحمل کشش تهیه می شود با المانهای با ضخامت پایین که برای تحمل فشار طراحی می شوند با یک روش ساخته می شوند، اشتباه می کنید. در مقاله اگر از رنگ آمیزی صحبت شده این توانایی با رنگ آمیزی مقایسه شده. اگر از الکترونیک صحبت شده با چیزی از همان رده مثال آورده شده. 

        4+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
  • سلام مقاله بسیار عالی بود و منطقی البته برای اهل منطق. ایران حتی اگر این محدودیت ها رو نداشت باز هم تولید بومی جنگنده به صرفه نبود و بهتر بود واردکننده بهترین ها باشه . با تشکر

    8+

    کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

    • avatar
  • بهترین راه حل برای ایران در حال حاضر خرید میگ۳۵ و در ادامه مونتاژ اونه . خود روسیه خط تولیدشو نداره و احتمالا با سفارش سنگین ما ، ما بشیم شریک تولید این مدل . خط تولید سوخو ۳۰ رو عمرا نمیدن . تجربه چین رو دیگه تکرار نمیکنن . مام که خدای کپی کاری !! میگ ۳۵ سکوی پرتاب ماست . 

    2+
    • ایران ۱۲ پایگاه هوایی دارد. میگ۳۵ بیشتر یک هواپیمای شکاری است، با فرض یک اسکادران ۱۲ فروندی، تعداد ۱۴۴ فروند شکاری بیشتر مورد نیاز نیست که باید طی ۳۰ سال جایگزین شوند یعنی یا باید طی ۶ سال هر سال ۲۴ فروند هواپیما بسازیم و بعد خط تولید را تعطیل کنیم یا اینکه برای ۳۰ سال، سالانه ۵ فروند هواپیما بسازیم. برای ایران که زیر ساخت تولید را از قبل ندارد، راه اندازی خط تولید برای این تعداد غیر اقتصادی است. باید حداقل ۲۴ فروند در سال تولید داشته باشیم که این کار صرفه اقتصادی داشته باشد. البته برای کشورهایی که این زیر ساخت را از قبل فراهم کرده اند مانند فرانسه، سوئد و یا ترکیه ساخت این تعداد نیز توجیه اقتصادی دارد کما اینکه ترکیه خط مونتاژ اف۱۶ دارد و در آینده اف۳۵ را روی همان خط مونتاژ می کند. فرانسه برای ۲۰۰ فروند نیاز داخلی و صادرات خط تولید رافائل را دارد. سوئد با تعداد ۲۰۰ فروند جاس۳۹ خط تولید دارد. البته این تاسیسات در زمانی که جنگنده تولید نمی کنند قطعات هواپیماهای غیر نظامی تولید می کنند.

      2+
      • سلاممن هم فکر میکنم با منتاژمثلا میگ۳۵میتوان جاپابرای تولید داخلی بازکرد حالا باکشوری مثل چین راحتر میشه کنارامدتاتکنولوژی روحدالمقدورت حدمنتاژواردکشورکرد یادمان بشدکه صنعت خودروسازی رو هم همینطور واردکردیم هوپیماباماشین فرق میکنه قبول ولی توی صنعت خودروسازی چونبازارداخلی بروی تولیدخارجی بسته است تولیدکننده فقط بسودهی فکرمیکنه ورقیب نداره فکرمیکنماگر نیروی انسانی ایران در چین یاروسیه دراین زمینه اموزش ببینه ومثلا خط تولید میگ ۳۵درایران بشرط صادرات وتامین نیزداخلیایران تحت نظارت ولیسانس روسیه تولیدبشه هم درامد زا میشه وهم بستری برای؟طرحها وتولیدات بعدی حلاچقدرنزدیک واقعیت فکرمیکنم نمیدونم

        0
      • در پاسخ به ناشناس: باید به مونتاژ جنگنده در ایران به چشم یک گزینه میان مدت نگریست. چرا که راه اندازی خط تولید و تربیت نیروی کاگر، تکنسین، مهندس و … مورد نیاز حداقل ۱۰ سال زمان لازم دارد. در این مدت می باید یک اسکادران هواپیمای جدید برای پایگاهها تهیه کرد و سپس اقدام به تولید تحت لیسانس کرد. اما همانطور که بارها گفته شد برای ایران در شرایط اقتصادی فعلی سرمایه گذاری جهت راه اندازی خط تولید برای ۱۵۰ فروند هواپیمای مونتاژ داخل که نهایتا طی ۱۲ سال به اتمام می رسد و پس از آن مشارکتی در ساخت قطعات هواپیمای غیر نظامی ندارد غیر اقتصادی است. 

        1+
      • خب فقط تولید اولیه نیست که . هواپیماها قطعات یدکی میخوان واسه تولیدشون باید خط تولید هواپیماها تقریبا سرپا باشن . تازه شاید شاید توی صادرات میگ۳۵ با روسیه شریک هم شدیم. مثل جی اف۱۷ پاکستان . روسیه به خط تولید میگ ۳۵ نیاز داره . تعداد زیادی میگ۲۹ قدیمی داره. تنها چیزی که میتونه روسیه رو بکشونه پای معامله و نگهشون داره راه اندازی خط تولید میگ۳۵ با سرمایه گذاری ایرانی هاست . توجه داشته باشین که ما ترکیه یا هند نیستیم . تنها انتخابمون روسیه ست . اونم باید یه سود تپل ببینه تو معامله تا بمونه پای کار. 

        1+
      • جوابیه golden-falcon. باتوجه به سابقه روسیه و غیر قابل اعتماد بودن آنها پرداخت پول جهت راه اندازی خط تولید در روسیه منطقی نیست. البته اخیرا خود روسیه سفارش تعداد زیادی میگ۳۵ داده پس به زودی خط تولید آن راه اندازی می شود. باید دید چه مدت طول می کشد تا نیاز خود را برطرف کند و پس از آن سفارش های خارجی را. اما در کل فکر نکنم مقامات ایران به دنبال خرید میگ۳۵ باشند. اما اگر خود من قرار بود تصمیم گیرنده باشم، خط تولید میگ۳۵ با شرط امکان صادرات را به خرید سوخو۳۰ ترجیح میدادم. باید توجه داشته باشید که حتی اگر خط تولید را راه اندازی کنیم تا سالها باید کل قطعات هواپیما را به صورت کیت وارد کنیم و فقط در اینجا سرهم کنیم.

        3+
    • نکته دوم اینکه از اونجایی که میگ۳۵ را درصورت خرید باید به عنوان یک شکاری اصلی در اختیار داشته باشیم باید در پرداخت هزینه تحقیق و توسعه آن مشارکت کرده و در ازای آن فروش این هواپیما با موافقت ایران صورت بگیرد. نباید اجازه داد که رقییبان منطقه ای ایران به اسرار و توانایی های این هواپیما دست پیدا کنند. برای مثال در صورتی که مصر نیز این هواپیما را داشته باشد عربستان با انجام مانور مشترک با مصر می تواند به کلیه قابلیت های آن پی برده و تاکتیک های مناسب را جهت مقابله اتخاذ کند. در این صورت با فرض تولید نهایی ۱۰۰۰ فروند از این هواپیما و فرض بودجه ۵ میلیاردی برای این هواپیما باید در ابتدا حداقل ۲ میلیارد برای به دست آوردن این امتیاز پرداخت کرد و هر با فروش هر هواپیما ۲ میلیون دلار بابت سهم حق لیسانس آن دریافت کرد.

      7+
  • با سلام و خسته نباشید.به نظر بنده یکی از مهمترین دلایل پیشرفت نکردن در شاخه هواپیما سازی نظامی نداشتن اطمینان نظام جمهوری اسلامی بر دلیر مردان نیروی هوایی و وزارت دفاعه که هنوز ارتش رو ادامه ای از رژیم سلطنتی میدونن.و بعد از ۸سال جان فشانی این افراد در راه میهن واقعا نا جوانمردانه است.اگر اراده ساخت وجود داشت ما باید چند پیش نمونه تا الان ساخته بودیم تا بستری بشه برای بدست آوردن علم هواپیما سازی.شما چین را ببینید تا الان چند پیش نمونه از نسل ۳,۴والان ۵ ساختن تا به این هواپیما رسیدن.و در مورد نداشتن بعضی از فناوری ها با شما موافقم ولی عامل اصلی رو اراده میدونم و مثال اون رو هم بدست آوردن تکنولوژی هسته ای با این همه فشار و تحریم و خرابکاری و ترور و جاسوسی برای بستن راههای ورود تکنولوژی هستهای به ایران بود.ولی تونستن پیشرفت کنن و سانتروفیوژ هایی بسازن که با نسل اولشون کاملا متفاوت بود.

    8+
    • بحث عدم اعتماد کاملا درست است. در مورد چین باید گفت که اصلا چین با هیچ کشور دیگر در دنیا قابل مقایسه نیست. حتی آمریکا برای ارزان شدن قیمت قطعات هواپیما اخیرا مجوز کنگره را برای تولید برخی قطعات نظامی در چین گرفته است. زیر ساخت صنعتی چین در فن اوری بسیار بالاست. به بازار ایران نگاه کنید همه چیز چینی است. اگر زیرساخت صنعتی داشتیم حد اقل باید در کشور خودمان کالاهای ساخت خودمان را میدیدیم. حتی گردو از چین وارد می کنیم. قابلامه از چین می آید. تقریبا تمام وسایل الکترونیکی از گوشی موبایل تا تلویزیون در چین تولید می شود. ایرانخودرو قطعات مورد نیاز را به چین سفارش می دهد. چند سال پیش تولیدی هاکوپیان خط تولید کت  و شلوار را به چین برد. همین چین در سال ۶۵ می خواست وارد بازار جهانی شود ولی پول نداشت. از بانک آسیایی وام گرفت و خط تولید سوزن راه انندازی کرد. به خوبی به یاد دارم که قیمت سوزن ژاپنی ۵ برابر سوزن چینی بود و کیفیت هم پایین ولی رفته رفته این بازار را به دست گرفت. در سال ۷۵ اعلام کردند که قصد ورود به بازار تولید خوردو را دارند ولی نیامدند یه ماشین بسازند، روی قطعات مصرفی با تکنولوژی پایین مثل لنت ترمز، رینگ، بعدها کمک فنر و … سرمایه گذاری کردند و نیاز تمام کمپانی های جهان را برطرف کردند تا اینکه خودرو سازها خط تولید موتور را برای کاهش هزینه به چین بردند و امروزه چین خوردو کامل تولید می کند. در خصوص تولید پردازنده نیز در سال ۷۵ اعلام کردند که قصد تولید پردازند ه دارند، به شخصه در آن زمان به بلند پروازی انها خندیدم.امروزه سیستم عامل بومی تولید کرده اند و در حال ساخت قوی ترین سوپر کامپیوتر جهان هستند. در خصوص هواپیما نیز با ساخت هواپیما معادل میگ ۱۹ (چیزی شبیه اف۵) شروع کردند و اول قطعات با تکنولوژی کم را خودشان ساختند تا امروزه که موتور، رادار و تسلیحات خودشان را روی هواپیماهای طراحی خودشان نصب می کنند.

      7+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
  • اکثر پیشفرضهای نویسنده غلطه و ناشی از نداشتن اطلاعاته…مثلا فرمودین امکان تلید آلیاژهای تیتانیوم در ایران نیست در صورتی که هست 🙂 یا گفتید پی ال سی های سانتریفیوژها به راحتی از کار افتاد!!!!! در صورتی که تا حالا تولید اورانیوم غنی شده حتی با وجود خرابکاریهای وسیع انجام شده یک روز هم متوقف نشده…ولی در پاره ای جاها کمبود تکنولوژی هست و کسی منکر این نیست. به نظر دلیل اصلی تولید نشدن جنگده نسل چهار به بالا در ایران کمبود تکنولوژی نیست بلکه عدم وجود صرفه اقتصدای هس که ب علت اقتصاد ضعیع و در دسترس نبودن منابع مالی فعلا از دستور کار خارجه و سعی میکنن با همین موجودیها بسازن. به نظرم قدرت بازدارندگی مبتنی بر موشکها و سامانه های پدافندی کارآمدتر از خرج کردن پول در هواپیما سازیهالبته حرکتی مثل قاهر هم انجام شده و با توجه به همون نکته که کمبود تکنولوژی به این شکل نیست امکان ساختش هست..

    1+
      • مگه ما جز در حوزه قدرت بازدارندگی حرف میزنیم؟ ضمن ایکه همین الان نیروی هوایی ما توانایی بمباران دقیق در همه ساعات شبانه روز و آب هوایی رو داره با همین هواپیماهای نسل سه! اما نکته اینه که اساسا هیچ کجا مهاجم نیستیم و قصدمون دفاعه…

        1+
    • اگر ممکن است مشابه این مقاله با فرضیات خودتان تهیه کنید و گزینه مناسب ایران را اعلام کنید.در مورد قاهر نیز باید گفت طرح بدنه آن از یک هواپیمای کنترلی کپی شد و هرگز تولید نخواهد شد.

      7+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • شما خیلی محکم حرف میزنید :). اینکه قاهر چه بود و چه هست چیزیه که در رده های فرماندهی هم طبقه بندی داره. لااقل بگید احتمالا!!!بازم میگم حرکت به سوی فناوری ساخت نسل چهار به بعد بخش اصلی زیرساختش به احتمال زیاد در ایران هست منتهی باید دید محدودیت منابع اقتصادی اجازه میده یا نه!

        0
        • سلام…وزیر دفاع خودش از لغو برنامه قاهر خبر داد چند ماه پیش …و مسئله بعد کسی در مورد هوانوردی اطلاع داشته باشد متوجه اصل برنامه قاهر میشود
          همچنین ایشان در بخشی از سخنان خود اعلام کرد “”” وی درباره جنگنده قاهر نیز اظهار داشت: این هواپیما یک طراحی مفهومی و طراحی مهندسی شد و یک نمونه از آن را نیز ساختیم ولی ادامه نیافت چون صاعقه و کوثر ۸۸ که یک هواپیمای آموزشی در حد صوت است را در دستور کار داشتیم تا نیاز آموزشی نهاجا برطرف شود و بعد به سمت قاهر که یک هواپیمای پشتیبانی نزدیک است، برویم و در ورژن‌های بعدی هم آن را رهگیر و بمب افکن کنیم. لذا بعد از اینکه کوثر۸۸ وارد فاز تولید شد، کارهای تحقیقاتی قاهر را ادامه می‌دهیم.”””

          8+

          کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

          • avatar
      • اقای رنو اقای ronin راست میگه اینکه ما تا الان جنگنده نسل ۴ نساختیم چون واقعا اراده این کار نبوده مگرنه سپاه از سال ۱۳۶۷ به بعد اصلا دنبال ساخت جنگنده نبوده و بیشتر تمرکز خودشو روی موشک و پدافند هوایی قرار داده که واقعا هم موفق بوده و در عرض کمتر از ۳۰ سال سپاه ایران را در این دو حوضه در حد پیشرفته ترین کشور ها بالا اورد خود سردار حاجی زاده چند وقت پیش گفته بود که از اول قرار شده بود سپاه در بخش پهبادی وارد شود و ارتش در بخش هواپیما , تمام مشکلاتی که شما در مقاله بالا به ان اشاره کردید به خاطر بی عرضگی و ناتوانی ایران نیست بلکه به خاطر اینه که ما اگر به جای ساخت موشک های خیلی زیاد به سمت طراحی و ساخت جنگنده در داخل میرفتیم نهایتا با صرف زمان خیلی زیاد و هزینه هنگفت میتوانستیم در بهترین حالت کمتر از ۱۵۰ جنگنده تولید کنیم که به درد نمیخورد.بنابر این اگر ما واقعا اگر میخاستیم و نیاز واقعی به ساخت هواپیما داشتیم شما اقای رنو مطمعن باشید که مشکلات فنی که در طول مقاله به ان اشاره کردید خیلی راحت حل میشد .

        1+
        • حرف شما خیلی جالب است…اگر ما فناوری را داریم پس چرا نمییازیم؟ شما میگوید چون ما رفتیم دنبال موشک دنبال هواپیما نرفتیم؟ پس را فناوری ساختش را نداریم دوم ساخت موشک راحت تر از یک جنگنده است کما اینکه مصر کره شمالی عراق موشک میسازند ولی هواپیما خیر زیرا هواپیما شامل فناوریهای بسیار پیجیده تری است..برای نمونه مونور توربوفن کجا موتور راکتی کجا؟ و یا رادار و اونیک پروازی و……
          ما فناوری تولید موشک روز نخست از کره شمالی گرفتین و بعد خودمان توسعه دادیم…ولی فناوری هواپیما را نکرفتیم چون کره شمالی موشک میساخت ولی هواپیما نه حتی چین بدون کمک روسها نمیتوانست جنگنده نسل چهار و پنج بسارد بعد ما بسازیم بدون کمک ؟
          برادر من من واقعا مشتاق هستم شمارا از نزدیک ببینم و در مورد خیلی از چیزهای که در رسانها است با شما خصوصی صحبت کنیم زیرا اینجا نمی شود

          مسئله بعد حرف اینکه ما دنبال جنگنده اصلا نرفتیم هم درست نیست اگر واقعا جنین سیاستی بوده؟ مگر ارتش بی نیروی هوایی میشود؟ ایا در این ارتش کسی عقلش کار نمیکرده پوشش اسمان کشور بدون جنگنده غیر ممکن است؟پس حرف شماهم درست نیست

          12+

          کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

          • avatar
      • چی میگی داداش من کجا گفتم موشک از هواپیما پیشرفته تره من گفتم اگر ما اون تمرکز و هزینه ایو که که صرف ساخت موشک (به عنوان ستون دفاعی خودمون) کردیم صرف ساخت هواپیما میکردیم مطمعنا بر مشلات فنی و پیچیدگی های این کار فاعق میومدیم همین .انقدرم شما رسانه های داخلیو نکوب تو سرشون مردم بی اعتماد میشن نسبت به همه چیز . 

        1+
      • جواب ۱۱:۴۳ من الان این قسمت از کامنت شمارو که گفتید: (((برادر من من واقعا مشتاق هستم شمارا از نزدیک ببینم و در مورد خیلی از
        چیزهای که در رسانها است با شما خصوصی صحبت کنیم زیرا اینجا نمی شود))) دیدم . بله منم واقعا خیلی علاقه دارم شمارو از نزدیک ملاقات کنم و در مورد خیلی از چیزهایی که در رسانه ها و سایت های غربی است با شما خصوصی صحبت کنم اگر دوست دارید و وقت دارید میخاین ملاقات کوتاهی ترتیب بدیم به نظرم خیلی خوب میشه!

        1+
    • با توجه به اینکه امکان جواب دادن به کامنت فرید در زیر کامت ایشان در تایید نظرات رونین وجود نداشت ناچار در این قسمت جواب می دهم. به شخصه تحت تاثیر مثبت اندیشی شما قرار گرفتم و امیدوارم به سمت تعصب  گرایش پیدا نکند. در خصوص انتخاب سیستم موشکی دلیل این بود که بسیار ساده تر است. در خصوص زمانی که طول کشید تا به این سطح از توان برسیم نیز مدت ۲۵ سال تحقیق و توسعه و تولید منطقی است. حال مساله این است که یک موشک به چه میزان پیچیدگی نسبت به یک جنگنده نسل ۴ دارد. حدس خوش بینانه من حدود ۱۰ درصد است. حال به خاطر عرق ملی بگوییم ۲۰ درصد. با این اوصاف چقدر طول می کشد تا یک جنگنده نسل ۴ تولید کنیم؟ احتمالا ۱۰۰ سال باز به خاطر مثبت اندیشی بگوییم ۵۰ سال. تا ۵۰ سال دیگر چه کنیم؟ باور کنید دیگر پیچهای هواپیماها موجود نیز هرز شده اند. هر چند وقت یکبار سقوط می کنند و اصولا اصلا پرواز نمی کنند.

      7+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
  • هر کسی یه نظری داره و میتونه بگه این یعنی دموکراسی .شما هم فکر میکنید با خریدن جنگنده یا مونتاژ مشکل هما حل میشه ولی باید اینو بگم کاش محمد رضا شاه به جای خریدن صدها جنگنده امتیاز ساخت اف ۴رو از آمریکا می گرفت اون موقعه ما الان چهل سال جلوتر بودیم  و افرادی مثل شما نمیومدن لاستیک سازی مملکتو به سخره بگیرن 

    3+
    • از اون موقع که شاه خائن پول مملکت را بیخودی حروم کرد و اف۱۴ های بدرد نخور خرید ۴۰ سال گذشته. مساله اینه که اگه از همین همروز همت کنیم چه وقت می تونیم یه هواپیما مثل اف۴ بسازیم؟ این کار چقدر هزینه داره؟ اگه ساختیم اصلا بدرد میخوره یا نه؟بهتره به جای اینکه در دوران امپراطوری ایران زندگی کنیم شرایط فعلی رو بررسی کنیم

      9+

      کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

      • avatar
      • از اون موقع که شاه خائن پول مملکت را بیخودی حروم کرد و اف۱۴ های بدرد نخور خرید ۴۰ سال گذشته——————جواب: در حد بندس لیگا جک گفتیاف ۱۴ بدردنخور!!! (اف ۲۲ زمان)بنده خدا فقط ایران و امریکا دارن(امریکا تا ۲۰۰۶ در خدمت)اگر همین جنگنده رهگیر نبود که میگ ۲۵ و میراژ اف ۱ داغون کرده بود اف ۵ و اف ۴ ها روجان هرکی دوست داری سواد نداری کامنت نزار اول ببین چه ویژگیهای داشته و دارهرادار خفن،موشک افسانه ای فونیکس AIM-54 با برد ۱۵۰ کیلومتر شلیک کن برو بگیر بخواب!(اونور شلیک کن و فراموش کن)در همین حد بدان که صدام لعنتی دستور داده بود هر خلبانی اف ۱۴ دید میتونه فرار کنه (یه موقع جو نگیرتش با اف ۱۴ بجنگه)هلی کوپترهای کبری ما هم جلوی تانکهای عراقی رو خوب گرفتن وگرنه راست گفته بود دو هفته ای تهران بوداوایل جنگ (مخصوصا یک سال) نیروی هوایی ایران جلوی تهاجم عراق رو گرفته بود تا ما خودمون رو جمع کردیم جلوی عراقیها وایستادیم.

        4+
      • رنو جان حالا که با اف ۱۴ نبودی بنده معذرت میخوام.فرق ما با آمریکا اینه که اونها از روز اول (برداران رایت) از چوب و تخته و تسمه و… شروع کردن به اف ۲۲ رسیدن ما میخواهیم یهو برسیم به هواپیما جنگندهخودتان بهتر میدانید ایرباس هواپیما میسازه  ۴ تا کشور مستقیم توش کشورهای آلمان، فرانسه، بریتانیا و اسپانیا است.یا بوئینگ ۷۴۷ حدود ۶ میلیون قطعه دارد که در ۳۳ کشور مختلف ساخته می‌شود.یعنی دنیا تعامل دارهنمیشه به تنهایی هواپیما ساختتازه اگر هم بشه اصلا به صرفه نیستاصلا نمیشه که همه چیز رو هر کشوری بسازهبالاخره باید کشورهای دیگر یه چیزی گیرشون بیاد همه مثل ما نفت و گاز ندارن که!

        1+
  • سلام اول ازهمه بگم بزرگترین ضعف ما تحمل نقدسازنده اس وازاون بدترعدم تحمل مخالفته خوشبختانه ماها عادت کردیم به سیاه نمایی صرف یا تبلیغ تخیلی حدوسط نداریم اقای نویسنده بزرگوار چندسوال ب ام پیش اومد که خواهشا جواب بدیدساخت الیاژ هواپیما سهلتره یافضاپیما(همون نیم بندی که میمون روبرد واورد)ساخت اتصالات جوشکاری سرعتهای بالای بیست ماخ سختتره یا دوماخ(موشک های بالستیک)ساخت روغن هیدرولیک در دمای منفی پنجاه تا مثبت پنجاه غیرممکنه یا روغنخای هیدرولیک استفاده شده در تغییربردار رانش موشک (اگه هیدرولیک باشه )و…خواهشا نگیدهمه رو از کره شمالی اوردیم که از حد منطق شما خارجه کمتر مرغ همسایه رو غاز ببینیم ولی انصافا نقدتتون اگه سیاه نمایی توش نبود سوال زیادی بوجود میارورد که اصل نقدهمینه 

    3+
    • سلام…یک مسئلهدمهم این است که در موشک اگر کیفیت آلیاژ پایین باشه و یا جوشکاری…چون یک بار مصرف است مشکلی ایجاد نمیکند فرق دارد با هواپیما که مثلا سالی هزار ساعت پرواز دارد اونم برای چند دهه…

      5+
      • دفعات پرتاب یک موشک و قابلیت اطمینانش در شرایط جنگی دقیقا مانند ساعات پرواز همین هواپیماست…قرار نیست از هزار تا موشک ۱۰۰ تاش به هدف برسه! قراره از هر هزار تا ۹۹۹ تاش به هدف برسه…

        0
        • بحث ما طول عمر سازه است که به متریالب و نحوه اتصال.بر میگرده و از طرفی بر اساس کدام داده تست موشک موشک با هواپیما یکی است ایا موشک رده چک a,b,c سازه هواپیمارو داره؟
          از طرفی حرف شما از انجای درست نیست که مثال ساده نازی ها هستند.. راکت وی ۲ را با سرعت سه ماخ می ساخت ولی به دلیل متریال بد عمر موتور هواپیمای جت میشراسمیت ۲۶۲ پانزده در نهایت تنها بیست پنج ساعت بود که دلیل ان تیغه کمپروسر بود
          جرا ؟
          چون موشک یکبار مصرف است انقدر تحمل داشته باشد یک بار تمام میشود ولی هواپیما چند صد بار مصرف

          6+
      • آقای تارخ.سلامفکر کنم این وسط اصلن به ایمنی جانی خلبان توجهی نشد…به قولی دیگر کدوم فرد عاقلی میاد پشت اینجور وسیله ای بشینه …موشک که نیست که اگه تو هوا عیب آورد بگیم فدای سرتون..آدم اون تو نشسته

        4+

        کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

        • avatar
    • ای جواب سوال ۱: ساخت آلیاژ هواپیما بسیار سخت تر است چرا که اولا نیرو های وارده به هواپیما بسیار بیشتر است دوما هواپیما باید با مقدار کمی سوخت (نسبت به موشک) مسیر های بسیار زیادی را طی کند و خلبان با مقدار زیادی تسلیحات حمل کند. از طرف دیگر تقریبا کل فضای داخل هواپیما توخالی است ولی فضای داخل موشک ها با سوخت مایع تحت فشار یا جامد پر شده که این امر نیز نیاز به قدرت بدنه را کمتر می کند. نکته دوم در خصوص سرعت بالا. تا کنون سریعترین رکورد هواپیما مربوط به اس.آر.۷۱ با ۳ ماخ سرعت است. ۲۰ ماخ سرعت افقی تنها برای ماهواره ها یا موشکهایی که خارج از جو حرکت می کنند قابل دستیابی است که مقاومت هوا و جاذبه تاثیر بسیار کمی دارند و هواپیما نمیتواند به علت نبود سوخت در آنجا پرواز کند . در داخل جو تنها تعداد محدودی کلاهک بالستیک آنهم پس از سرعت گرفتن در خارج از جو و هنگام برگشت به زمین با کمک جاذبه زمین به سرعت های بالا می رسند من سرعت بالاتر از ۱۵ ماخ که توسط منبع دیگر تایید شده باشد، در جایی ندیده ام ولی به هر حال سرعت سقوط یک کلاهک توپر نهایتا ۱ تنی را نباید با سرعت افقی یک هواپیمای ۲۰ تنی که قابلیت مانور نیز دارد در یک طبقه دسته بندی کرد. در خصوص روغن هیدرولیک نیز اگر میدانید در کجا تولید می شود اعلام کنید تا بررسی و مقاله را اصلاح کنم

      6+