جنگ و جنگاوران

جنگ اول چچن

جنگ اول چچن

چچن از سال 1864 به روسیه تزاری  پیوست  البته بعد از حدود 50 سال جنگ با روسها ،چچن به اشغال روسها در امد .زمانی که در سال 1917 حکومت تزارها در روسیه سرنگون شد چچنی ها یک بار دیگر  تلاش کردند تا استقلال خود را به دست بیاورند ولی با قدرت گرفتن کمونیستها، در سال 1922 انها باز به زیر مجموعه شوروی در امدند . با وجود این چچنیها افرادی نبودند که در برابر  روسها کوتاه بیایند از این رو در سال 1936 ، استالین رهبر شوروی دست به کوچ اجباری نیم میلیون مسلمان چچنی  به سیبری و اسیایی میانه زد . در سال 1944 نیز کوچی مشابه انجام شد ولی این بار با خون ریزی  بسیار همراه بود زیرا تعداد زیادی از چچنیها  کشته شدند. بهانه نیز موجود بود چچنی ها درطی جنگ با نازی ها همکاری با انها  و برای به دست اوردن استقلال ضد روسها جنگیدند . بعدها در سال 1957 خورشچوف زمامدار بعدی شوروی برخی  از چچنیها کوچ داده شده را به وطن خود بازگردادند

هنگامی که در دسامبر سال 1991 شوروی از هم پاشید، روسیه تبدیل به یک کشور مستقل شد. این کشور  بخش زیادی از توان نظامی  شوروی را از دست دادن ولی بخش زیادی از دارایی شوروی نیز به ان به ارث رسید. روسیه80 درصد مردم شوروی را تشکیل  میداد ولی این کشور جدید دارای  گونه های نژادی بسیار متنوعی  و در عین حال کاملا متفاوت بودند. دست کم 100 قومیت  در روسیه  بودند و یلتسین نخستین  رئیس جمهور روسیه قول داد تا همه انها را راضی کند و راه نیز تشکیل یک کشور فدرال بود که هر بخش برای خود جمهوری مستقل زیر حکومت مرکزی را داشت  که میتوانست  در کنار قانون اساسی  روسیه در صورت عدم تناقض با این قانون، قوانین خود را داشته  باشند اگرچه ان قانون نیز باید مورد موافقت مسکو قرار می‌گرفت . به نظر همه از این مسئله راضی بودند

همه این توافق نامه جدید را امضا کردند به غیر از  چچنیها و تاتار ها ولی در سال 1994 تاتارها نیز این معاهده  را امضا کردند ولی چچنیها این کار را نکردند و به سرعت کار به درگیری کشید. چچنی ها  شاهد این بودند که  جمهوریهای زیادی در قفقاز تبدیل به کشور جدید شدند مانند اذربایجان، ارمنستان و یا گرجستان و انها نیز می‌خواستند مستقل باشند

پیش از این در سال 1992 بسیار از  جمهورهای تازه استقلال  یافته بعد از شوروی به فدراسون روسیه پیوستند   ولی چچن در سال 1993 رسما خود را جمهوری خود مختار   خواند و اعلام کرد از روسیه جدا شده و استقلال کامل یافته است. چچن  منطقه کوچکی بود و اکثرا اینچنین  فکر میکردند  با در نظر گرفتن فروپاشی عظیم شوروی روسها دست کن برای  منطقه کوچکی چون چچن  حساسیت  نشان نمی دهد

بین سال 1991 تا 1994 ده ها هزار غیر مسلمان از چچن به دلیل خشونت چچنیها عمدتا از ارمنیها  و مسیحیان  مجبور  به کوچ از چچن شدند و از طرفی صنعت چچن نیز با رفتن بسیاری از مهندسین روس از ان منطقه عملا از بین رفت و این جهوری جدید ضربات بسیار  خورد. مشکلات زیاد در اداره جمهوری جدید باعث شد برای مدتی در سال 1992 اعلام استقلال تا یک سال بعد به عقب انداخته شود زیرا نیاز بود برای جایگزینی نیروی های که می رفت نیروی کافی به دست اید ولی با ورود  نیروهای روسی به مرزهای چچن ، جمهوری چچن ، روسیه را متهم  به حمله به جمهوری تازه استقلال یافته چچن کرد . در اکتبر سال 1992 چچن بسیج عمومی  اعلام کرد و دست به گرد اوری نیرو زد ولی در نهایت به دلیل اینکه نمیخواست  روسیه را تحریک کنند دست به عملیات بر ضد روسها نزدند

موقعیت چچن در قفقاز

در ان زمان یک ژنرال سابق  نیروی هوایی روسیه با نام  موسایویچ دودایف فرمانده چچنیها را بر عهده داشت. وی  به دنبال  استقلال بود و گروه های طرفدار مسکو را طی چند درگیر شکست داده بود و بالاترین قدرت را در این کشور جدید به دست گرفت  . در چچن یک گروه با نام شورای اپوزیسیون چچن قرار داشت که مخالف  موسایویچ دودایف بود و بعداز درگیری سال 1993  و عقب افتادن از قدرت از روسیه خواستند تا در چچن  دخالت کرده و  موسایویچ دودایف را شکست دهد

روسیه از اوائل  سال 1994 مخالفین استقلال در چچن را تجهیز می کرد  و حتی تمامی پرواز خود را به گروزنی مرکز چچن  قطع کرد و چندین عملیات  چرکی در گورزنی  توسط  طرفداران روسیه انجام شد ولی در نهایت کار پیش نرفت و انها عملا شکست خوردند زیرا اکثر چچنیها خواهان استقلال بودند. تنها طی چند روز 70 نفر از عوامل سازمان امنیت روسیه توسط چچنی ها دستگیر  شدند که خود عامل خجالت اور برای مسکو بود . در 29 نوامبر سال 1994 یلتسین برای تمامی مخالفین در چچن یک عف عموم اعلام کرد به شرطی  که سلاح بر زمین  بگذارند ولی حکومت چچن مخالفت کرد

در یک دسامبر  روسها  نیروی  هوایی روسیه مناطقی  در چچن را بمب باران کردند و در 11 دسامبر نیرویهای روسی  از طریق زمین  وارد چچن شدند . یک ژنرال روس گفت افتخار دارم اعلام کنم طی چند ساعت تنها با  یک واحد هوابرد روس، دادویف را سرنگون خواهم کرد  ولی روسها فکر نمی کردند یک جمهوری کوچک که یک 96 روسیه بود انها را برای سالها  به خود مشغول سازند

با وجود این هنگامی که در 11 دسامبر  نیروهای روسی وارد چچن شدند تا  گروزنی مرکز  چچن را اشغال  کنند، در روسیه  اشوبی به پا شده چندین نفر از جمله معاون نیروی زمین روسیه استعفا  دادند زیرا برخی معتقد بودند نباید از ارتش بر ضد مردم روسیه استفاده کرد . شش ژنرال و 800 افسر حاظر به شرکت در عملیات نشدند که بسیار  از انها محاکمه نظامی شدند . اگرچه  ناوگان  نیروی  هوایی چچن که شامل چند هواپیما اموزشی بود به سرعت طی چند ساعت از بین رفت ولی به سرعت پیروزی سریع برای روسها تبدیل به کابوس شد. نیروی های  روسی اصلا روحیه  جنگ نداستند زیرا دلیل این کار و درگیر با شهروندان روسی را نمی فهمیدند  و حتی در بسیاری از واحدها ، سربازان  دست به تخریب  تجهیزات سنگین خود برای عدم مشارک در جنگ  کردند

از طریق  روسها هم زیادی کار را راحت گرفتند. در 13 دسامبر  یک واحد پارتیزانی به نیرو های روس حمله  کردند و 30 خودرو نظامی را اتش زدند و  در همان روز 50 کماندو روس  با بالگرد پست مواضع چچنیها پیاده شدن و بعد هم پشتیبانی  نشدند  به اسارت در امدند. برنامه ریزی های غلط و نبودند اطلاعات  درست به سرعت تلفات غیر نظامی  در چچن  را بالا برد و به سرعت حتی مخالفین  دادویف به موافقینش  تبدیل شدند  و پایگاه مردمی  روسیه از دست رفت . سرانجام  در 29 دسامبر یک ماه بعد از اغاز جنگ روسها وارد گروزنی شدند  ولی این تازه  اول راه  بود این شهر قرار بود برای مدتی کوتاه  تبدیل استالین گراد شود

دودایف نخستین رهبر چچن بود که در سال 1996 توسط روسها ترور شد

نبرد در گروزنی

ورود به گروزنی  اغاز یک نبرد شهری بود. بسیاری از  نیروهای چچنی   در ارتش شوروی جنگیده  بودند و بسیاری حتی در افغانستان نیز خدمت کرده بودند . انها در تیم های 15 تا 20 تایی مستقر شده بوند که سه تا چهار نفر  مجهز به سلاح های ضد تانکی چون ار پی جی 7 ،16 و 22 بودند. ارتش شوروی از بعد از جنگ جهانی دوم در نبرد شهری درگیر نشده بود   و به سرعت  شکست سختی متحمل شد. ستونهای تانک و نفربرهای زرهی با سرعت وارد شهر شدند که با اتش موشک های  ضد زره  مواجه شدند. روسها به زودی دریافتند که این نبرد نیاز به برنامه  ریزی دارد

روسها نیروگاه  تامین کننده برق شهر و مخازن سوخت  را بمب باران کردند و تلاش  کردند با پخش اعلامیه شهر را وادار  به تسلیم کنند ولی به سرعت شهر  دست به مقاومت زد و انها مجبور  به نبرد خانه به خانه شدند. واحدهای  زرهی وارد جنگ شدند و دست  به شلیک به طرف ساختمانها زدند. در 31 دسامبر روز اول نبرد نیروی  هوایی چند روستا در نزدیکی  شهر را بمب باران کردند که بسیار  طرف دار روسیه بودند که دلیل این کار  عدم برنامه ریزی  درست جنگ بود .چهار ستون زرهی وارد شهر شدند که قرار شد همزمان وارد مرکز شهر شده و کاخ ریاست  جمهوری را اشغال کنند  ولی تنها  یک از  چهار واحد به مرکز شهر رسید  و سه واحد دیگر طی درگیر و با مقاومت روبرو شده و با تلفات روز بعد عقب نشستند. نیرو های روسی   تحت امر ژنرال کاشین بودند که پیش بینی کرده بود شب شهر سقوط خواهد کرد

فردا یک ژانویه  نیروهای روسی از شروع به پیشروی  کردند ولی درگیر شدید در خیابانها پیش امد دو تی 72 یک تی 80 و چند  خودروی بی ام پی و بی تی ار از بین رفت ولی به دلیل  عدم تجربه و اموزش   درست خدمه زرهی با زدن سر ته ستون زرهی خیابان  بند امد و در یک مورد دو ساعت نیروها درجا قفل شده بودند  . در نهایت  از چهار نیروی حمله کنند ساعت 2  بعد از ظهر یکی از  واحدها به کاخ رسید  .باز تیم ضد زره چچنیها سر ته ستون زرهی را زدند و خودرو های  زرهی سالم وسط ستون بی فایده شدن زیرا توان تحرک نداشتند . 45 دقیقه درگیرش شدید  اتفاق  افتاد. چچنیها از  روی کاخ ریاست جمهوری و ساختمانهای  اطراف واحد روس را  زیر اتش  گرفته و انها دیگر  توان تحرک نداشتند با جا گذاشتن بسیار از تانک و خودرو های  زرهی خود فرار کردند و مقدار زیادی غنیمت  به دست چچنیها افتاد

نیم های ضد زره چچنی در روزهای نسخت نبرد در گروزنی از بی تجربگی و بی برنامگی روسها بیشترین استفاده را کردند

در همام زمان دو واحد تلاش در گرفتن ایستگاه  قطار شهری کردند. اگرچه انها به راحتی به ایستگاه  رسیدند باز چچنیها از پشت بام ایستگاه  و ساختماهای اطراف به طرف انها اتش گشودند .  نیرویهای روسی تقاضای اتش توپخانه کردند ولی هیچ اتش نبود به شکل شگفت اوری واحد توپخانه در حال برگذاری  جشن اغاز سال جدید(سال 1995 بود ) بود زیرا اول ژانویه اول سال نو است. فرمانده واحد حمله کننده به ایستگاه  خواهان  کمک شد، دستور داده شد برخی واحدهای که در را کاخ ریاست  جمهوری بودن و نتوانسته بودند به انجا برسند به طرف ایستگاه حرکت کنند  ولی انها که تلاش  کردند از کوچه پس کوچه به ایستگاه  برسند نیز زیر  اتش  چچنیها قرار گرفتند  و در نهایت هیچ نیروی کمکی به ایستگاه نرسید. حمله  واحد 131 زرهی  به ایستگاه  قطار شهر گروزنی با فاجعه  تمام  شد. 789 سرباز مردند و 75 نفر اسیر شدند 20 تا 26 تانک و 102 و 120  خودروی زرهی از دست رفتند . شکست سنگین بود ارتش روسیه با تمام قدرتش  به هیچ هدفش در ان روز نرسید و طی روز اخر سال 1944 و روز اول سال 1995 در گروزنی شکست عجیبی خورده بود ، ولی مسکو اعلام کرد اکثر بخشهای شهر در دست انها است.. چچنی جان تازه گرفتند  و با روحیه بیشتری به نبرد با روسها پرداختند

در دو ژانویه بر طبق گزارشات فرماندهان به مسکو  دست کنم در دو روز گذشته  105 تا 120 تانک از دست دادند و 400 تانک و نفربر دیگر به شدت صدمه دیدند  و 1000 نفر کشته  شده بودند  عملا تلفات با یک سال نبرد در افغانستان برابری میکرد ..در مسکو همه شکه شده بودند . دلایل  بسیاری برای این شکست وجود  داشت ولی دلیل بزرگ ان عدم وجود یک دستور عمل درست حسابی بود . یک سرهنگ روسی که اسیر  شد و سه روز بعد ازاد شد گفت انها تنها به ما دستور پیش روی دادند ولی نگفتند  باید چکار کنیم . چچنیها سربازان روسی را در تلویزیون نشان  دادند. بسیاری  از مادران روسی به گروزنی رفتند و بدون کمک دولت روسیه با چچنیها وارد مذاکره شدند که فرزندان  خود را ازاد کنند و قول دادند انها را با خود  به خانه خواهند برد

چچنیها بسیار سریع عمل کردند. روز 2 ژانویه در حالی که روسها از شکست روز پیش سر گردان بودند مورد حمله چچنیها در خارج شهر قرار گرفتند . از مسکو چندین ژنرال و فرمانده از کار  بر کنار شدند و یلتسین  دستور  داد تا نیروها امادگی خود را برای یک حمله  دیگری حفظ کنند با وجود این ترس از تکرار شکست قبلی باعث شد تا توپخانه و نیروی هوایی دست به اتش  گسترده به طرف  گروزنی بزند که با کشته شدن غیر  نظامیها خصومت باز بالاتر گرفت. داودیف گروزنی را ترک  کرد و در 25 کیلومتر جنوب این شهر موضع گرفت . چچنیها در 4 و 5ژانویه باقی مانده نیروهای روس را از شهر پاکسازی کردند ولی خود  نیز بخشی از نیروی های  خود را به جنوب گورزنی فرستادن تا در روستاها مخفی شونده زیرا میدانستند  روسها دست بردار نیستند و باز  حمله میکنند

روسها از 5ژانویه دست  به حمله به گروزنی زدند. این بار با اتش  هوایی ،  توپخانه و راکت انداز اول ساختمانها را تخریب کرده و بعد با نیرویهای پیاده و تک تیراندازها وارد شهر شدند و کوچه به کوچه شهر را پاکسازی کردند و در نهایت به کاخ ریاست جمهوری رسیدند . در هفت ژانویه انها به  کاخ رسیدند. کاخ ریاست جمهوری چچن یک ساختمان بتونی بزرگ بود که در زمان شوروی محل استقرار حزب کمونیست منطقه بود. 500 سرباز  از این ساختمان دفاع میکردند . روسها ساختمان را با سلاح سنگین و راکت هفد قرار  دادند حتی طبقات بالای اتش گرفت  ولی چچنیها حدود دو هفته فقط در همین ساختمان مقاومت  کردند. انها اگرچه  دارای اب و غذا  برای مدتی درون ساختمان  بودند ولی ساختمان به سرعت مورد محاصره قرار گرفت . از 10 ژانویه روسها حملات سنگینی را  از طریق هوا به زمین  انجام دادند  ولی تا 18 ژانویه تنها تلاش  در اشغال کاخ بود زیرا این مسئله حیثیتی  بود که نگویند  روسها از پس یک ساختمان بر نیامدند و البته بر هم نیامند و در 18ژانویه دیگر صبر روسها تمام شد  و  یک سوخو25  دو بمب 500 کیلوگرمی  به طرف کاخ رها کرد که به شدت صدمه به انها وارد شد و چچنیها در پی سست  شدن بنا طی سه گروه دست به ترک ساختمان زدند

چچنیها به سرعت به طرف  جنوب گروزنی رفتند  ولی با وجود اینکه هنوز جنوب شهر تا حدی دست انها بود  ولی یلتسین  به شکل عجولانه ای  اعلام کرد که  مرحله عملیات نظامی جنگ به پایان رسیده است   ولی در 21 ژانویه درگیر در جنوب شهر تازه اغاز شد و روسها  روزانه به شکل میانگیر سی هزار گلوله توپ شلیک میکردن  و تا یک ماه بعد یعنی 22 فوریه سال 1995 شهر به شکل کامل  دست روسها نیفتاد  و بقی نیروهای چچنی نیز به  کوه های  جنوب گروزنی فرار کردند

کاخ ریاست جمهوری چچن

روسها مدعی هستند  1370 کشته در  نبرد گروزنی دادند ولی برخی منابع رقم واقعی را 4000 سرباز میدانند . دست کم 2000 سرباز چچنی و 5000 غیر نظامی نیز از دست رتند

بعد از سقوط کردن گروزنی دولت روسی به شکل ارام ولی سیستماتیک دست به گستردش نفوذ  خود در جنوبی گروزنی و منطق کوهستانی  و تعداد زیادی روستا در ان منطقه شد. این مدت بدترین مدت این جنگ بود  زیرا روزی به شکل متوسط 103 غیر نظامی کشته می شوند. روسها برای ترساندن روستایی ها  برای عدم  پناه دادن به جنگجویان  مناطق روستایی  را روزها گلوله باران میکردند . در 15 اوریل روسها با حدود 300 خودروی زرهی مناطق  کوهستانی جنوب را طی کردند  و بعد به شهر گودرمس  دومین شهر بزرگ چچن حمله کردند. چچنی کمی دفاع کردند  ولی در نهایت از پس نیروهای دولتی بر نیامده و راهی کوهستانهای اطرف  شدند

با فتوای  مفتی اعظم چچنیها حمد عبدالحمیدوویچ قدیروف در مورد جهاد بر ضد روسها، موجی از جهاد گرایان  قفقاز برای مقابله با روسها شتافتند(این مفتی بعد تبدیل به دوست روسها شد!!)  و این مسئله باعث شد در میانه سال 1995 پیروزیهای روسها کم رنگ شود زیرا نبرد های چریکی از روسها تلفات می گرفت  . از طرفی  جمهوری اینگوش روسیه در مرز با چچن نیز وضعیت خوبی نداشت بسیاری از چچنیها به این منطقه گریخته بودند و مخفی شده بدند و روسها به مرزهای این منطقه  را مورد تعرض قرار میداد و چندین مورد تجاوز به زنان ان منطقه توسط سربازان مست روسی  گذارش شد که باعث  واکنش رئیس جمهور اینگوش شد و حتی در یک مورد سربازن روسی ویزر بهداشت اینگوش را که برای سرکشی  به یک روستا رفته بودند را نیز کشتند از این رو وضعیت به سرعت رو به وخامت گذاشت

یلتسین به سرعت با اغاز سال 1996 به دنبال پایان دادن جنگ بود و حتی تلاش  کرد برای به دست اوردن دل چچنیها به انها اجازه دهد در مدارس خود زبان و فرهنگ بومی خود را فراگیرند  این مسئله  باعث شد جمهورهای دیگر  منطقه  قفقاز نیز تقاضا مشابه ای از روسیه بکنند. از طرفی ادامه درگیرها و افزایش تلفات غیر نظامی  باعث شد تا یلتسین از ترس ایجاد موجی از خشونت  در قفقاز تصمیم  به پایان  جنگ در چچن بگیرد ولی به زودی چچنیها باز به صحنه برگشتند

در شش مارس سال 1996 حدود 2000 مبارز به گروزنی نفوذ کرده و طی سه روز دست به نبرد های شدید  در شهر زدند ، در ادامه چند روز بعد انها به شهر سماشکی حمله کرده و بعد در چند روستا مستقر شدند و درگیر شدید با روسها  داشتند . در 16 اوریل به یک ستون زرهی روس کمین خورد و 76 سرباز کشته شدند که این بزرگترین تلفات  روسها بعد از گروزنی بود چهار روز بعد مشابه همین  حمله 26 کشته از روسها گرفت

در اگوست سال 1996 انتخابات ریاست جمهوری بود و یلتسین قول داد تا داستان چچن  را تمام  خواهد کرد ولی به شکل شگفت اوری در حالی که مذاکرات صلح در پی شود روسها یک حمله دیگر به گروزنی انجام  دادند که هدف  پاکسازی  شهر از نیرویهای مخفی شده ولی پر تعداد چچنی بود

نبرد گروزنی سال 1996

در ژونیه سال 1996 روسها فراید گفتگوی صلح را رها کردند  و به دنبال عملیات جنگی در گروزنی رفتن .در 9 تا 16 ان ماه روسها به مناطق  کوستانی جنوبی گروزنی حمله کردند . نیروهای چچنی که خود را در تنگنا  دیدند در یک دسته  3000 تایی به گروزنی حمله کردند که بیشتر شبیه فرار رو به جلو بود . روسها 12000 نیرو درون شهر داشتند که البته اکثر انها نیروی های چچنی وفادار به انها بود   و رهبر چچن  صلان (خالد) علیویچ ماسخادوف برای نفوذ در شهر و مقابله با نیروهای پرتعداد روسی با استفاده از اشنایی با مناطق شهری از مناطقی وارد شدند که روسها ایست بازرسی نداشتند از این رو انها راحت با سلاح وارد  شهر شدند

انها در 6 اوت حمله سه روزه  را اغاز کردند که شامل حمله  به فرودگاه نظامی  و غیر نظامی  ، مرکز پلیس  و ستاد فرمانده ای ارتش  و ستاد فرمانده ای نیروهای امنیتی روس بود . همچنین  در دور دوم انها به ایستگاهای پلیس و پاسگاه ها  نیز حمله کردند. عدم  وجود پشتیبانی و نظم و انضباط درست روسها باعث شد تلفات طی یک ساعت به سرعت بالا رود و حتی برخی  از روسها نیز تسلیم شوند.تا 9 اوت 7000 نیروی روسی در مناطق  مختلف درون محاصره افتاده بودند و نبردی که قرار بود سه روز طول بکشد ،کش دار شد  . زمانی که چچنیها  دیدند  روسها عملا کاری نمیکنند  حتی پا را فراتر گذشته و دست  به اعدام چچنیهای  زدند که با روسها همکاری میکردند  دست کم 200 نفر را که بسیار هم غیر نظامی بوند  اعدام شدند.

مردم چچن بزرگترین قربانی این جنگ بودند .. نه روسها به انها رحم کردند و نه مبارزین چچنی

بزرگترین مشکل چچن،  پلیس چچن بود که وابسته به دولت چچن  وابسته به روسها بود .اینها از همان روز اول پست های خود را ترک  به خانه هایشان رفتند  و اینگونه به سرعت تا 10 اوت تعداد چچنیهای  مبازر به 7000 تا 8000 نفر افزایش یافت. البته  روسها بیکار ننشستند

از روز بعد ، روز حمله در هفت اوت روسها سه ستون  زرهی را به شهر فرستاند  البته باز مانند همیشه به دلیل عدم هماهنگی دو ستون  در نزدیکی  شهر مورد حمله قرار گرفت و ستون سوم توانست وارد  شهر شود. نبرد شدید در شهر شکل گرفت به شکلی که تا 11 اوت 18 تانک و 69 خودرو زرهی و سه بالگرد روسی از دست رفت  و با  وجود فشار بر روسیه برای پایان نبرد روسها همچنان نبرد را در شهر پیش می بردند.

روسها در 19 اوت و طی بیانه ای اعلام کردند که یا شورشیان تا 48 ساعت تسلیم و یا شهر مورد حملات شدید قرار خواهد گرفت و شهر از ترس حملات هوایی بیشتر روسها به اشوب کشیده شد و 200000 نفر از شهر فرار کردند به شکلی که بین  70000 تا 50000 نفر بیشتر در شهر باقی نماند. در نهایت  در 20 اوت یک اتش  بس با مبارزین  بسته  شد و داستان  مدتی خوابید

پایان نبرد دوم در گروزنی عملا پایان جنگ اول چچن بود زیرا مبارزین  چچنی  انقدر تلفات داده بودند  که فعلا دست کم تا چند سال دیگر توان قد علم کردند  نداشتند . طی این جنگ که بیت سال 1994 تا 1996 زمان برد 5300 سرباز  روسی  کشته و 52000 نفر زخمی  شدند  ولی امار برای چچنیها فوق العاده بالا بود . صد هزار  نفر کشته دادند که بسته به امار بین 50000 تا 80000 نفر انها غیر نظامی بودن

جنگ  اول چچن  برای هر دوطرف مصیبت  بار بود. روسها نشان دادند  دیگر ان  قدرت دوران شوروی نیستند زیرا حتی از پس تعداد نیروی چرکی در کشور  خودشان بر نیامدند  و از طرفی چچنیها هم نشان دادند که واقعا نمیخواهند  با روسها باشند . در نهایت  با وجود همه فرازها و نشیبهای این جنگ اول چچن  باعث تثبیت قدرت روسها دست کم برای مدتی در چچن  شد دست کم تا زمانی که در سال 1999 باز شعله های جنگ در این منطقه زبانه کشید..

برای خواندن مقاله جنگ دوم چچن اینجا را کلیک کنید

عبدالحمید تارخ

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن