پدافند هوایی

سامانه پدافندی موشکی S-300P

سامانه پدافندی موشکی S-300P

ترجمه و گرداوری: احسان استاد رحیمی

 

در دهه ی شصت میلادی بود که اتحاد جماهیر شوروی ساخت سامانه ی دفاع هوایی موشکی جدیدی را اغاز کرد. سامانه ای که به طور مشخص بر پایه ی درس هایی از جنگ ویتنام و درگیری های اعراب و رژیم اسراییل بنا شده بود و اینگونه بود که سامانه اس سیصد متولد شد. طراحی سامانه تا اواسط دهه هفتاد میلادی اتمام یافت و ارزیابی اجزای سامانه آغاز شد. اس سیصد دارای نسخه های متفاوتی بود که در سه دسته بندی اس سیصد وی،اف و پی قرار میگرفتند.

اس سیصد وی وظیفه دفاع از مناطق مورد مناقشه و نبرد را بر عهده داشت و به طور جدی در نقش ضد موشکی تقویت شده بود، نمونه اف که نسخه دریا پایه بود و نسخه پی که مهم ترین وظیفه را بر عهده داشت. اس سیصد پی حلقه اصلی دفاع هوایی اتحاد شوروی را تشکیل میداد و وظیفه دفاع از مراکز راهبردی این کشور همچون فرودگاه ها، مراکز صنعتی،اقتصادی، سیاسی و نظامی را بر عهده داشت که در این مقاله با آن آشنا خواهیم شد.

حرف P در این گونه از خانواده اس سیصد، بر گرفته از واژه PVO به معنای “دفاع هوایی ملی” است.

خانواده پی دو نسل اصلی دارد. اولین نسخه از نسل اول این گونه S300-PT نام دارد. این سامانه در سال 1978 وارد خدمت شد. اس سیصد پی تی اولین سامانه موشکی در جهان بود که به صورت عملیاتی از یک رادار آرایه فازی استفاده میکرد. رادار 5N63 که در ناتو Flap lid خطاب شد، در باند X فعالیت میکرد، سیصد کیلومتر برد داشت و میتوانست تا صد هدف را شناسایی کند. سطح رادار توسط ده هزار المان(ماژول) پوشیده شده بود و قدرت تفکیک و دقت بسیار بالاتری نسبت به رادار های پیشین در اختیار سامانه قرار میداد. این رادار به طور جدی از رقیب امریکایی اش AN/MPQ-53 که در همان زمان توسعه پیدا میکرد برتر بود. این رادار اندازه مشابه نمونه روسی داشت، در باند G فعالیت میکرد که در مقابل باند X محدودیت هایی دارد، از حدود پنج هزار و دویست المان بهره میبرد که کمی بیشتر از نصف نمونه روسی بود و حدود 180km برد داشت که آن هم در مقابل 5N63 ساخت شوروی میزان کمتری بود.

تمام وظایف سامانه PT از جمله شناسایی رهگیری و درگیری با اهداف بر عهده همین رادار بود. Flap lid با شش هدف به صورت همزمان درگیر میشد و تا دو موشک برای هر هدف(جمعا دوازده موشک) را میتوانست به صورت همزمان هدایت کند

رادار Flap Lid سامانه اس سیصد-پی تی

همانطور که پیشتر گفته شد ظهور اس سیصد بر اساس تفکر جدیدی در شوروی شکل گرفت که تنها شامل حال این سامانه نیز نمیشد و بر اساس درس های گرفته شده از درگیری های پیشین بنا شده بود، یکی از این درس ها لزوم استقرار راداری جهت نظارت و مراقبت هوایی دارای دید سیصد و شصت درجه به اطراف، برای جلوگیری از غافلگیر شدن سامانه و هوشیاری هر چه بیشتر آن بود. به همین جهت علاوه بر رادار اصلی هر سامانه، برای سامانه ها رادار نظارتی طراحی و در کنار آن ها به کار گرفته شد که در اس سیصد این رادار 5N66 (بعد ها 76N6) نام داشت که در ناتو Clam shell خطاب میشد. هدف از طراحی این رادار رصد اهداف دارای ارتفاع پروازی و سطح مقطع پایین بود. Clam shell از صد و بیست کیلومتری هدفی در ارتفاع نهصد متر و از نود کیلومتری هدفی در ارتفاع چهارصد و پنجاه متر را کشف میکرد. چنین ارتفاع پروازی ای برای جنگنده های فعلی نیز دارای ریسک بالا و شرایط دشوار است 5N66/clam shell در مقابل اخلال بسیار مقاوم است وظیفه این رادار تنها کشف اهداف نیست بلکه رادار میتواند اهداف را رهگیری کند و اطلاعات هدف را در اختیار رادار اصلی قرار دهد. این رادار از سال 1995 در سبد صادرات قرار گرفت و همچنان به عنوان یک گزینه مطمئن جهت رهگیری اهداف در ارتفاع پست استفاده می شود.

رادار clam shell که برای رصد اهداف دارای سطح مقطع پایین و ارتفاع پروازی پست استفاده می شود

در کنار clam shell رادار دیگری با نام 36D6 نیز وظیفه نظارت را بر عهده داشت که در ناتو Tin shield خطاب شد. این رادار سه بعدی در باند S فعالیت میکند. برد شناسایی رادار ۲۵۰ کیلومتر است. در حالت رهگیری، رادار یک هدف با سطح مقطع 0.1m2 را در ارتفاع متوسط و بالا از ۱۷۰ کیلومتر و در ارتفاع زیر هزار متر از چهل تا هشتاد کیلومتری رهگیری میکند. باید توجه داشت این میزان مربوط به باند فعالیت این رادار است، سطح مقطع شناخته شده اهداف به صورت پیش فرض بر اساس باند X محاسبه شده در حالی که باند های دیگر اغلب سطح مقطع بزرگتری را دریافت میکنند. تین شیلد توان رهگیری صد هدف در حالت عادی و سی تا شصت هدف در حالت تمام اتوماتیک را دارد و میتواند اطلاعات این اهداف را در اختیار رادار اصلی قرار دهد.

رادار Tin Shild که امروزه کمتر استفاده می شود

در بخش پرتابگرها نیز اس سیصد هیچ شباهتی به سامانه های پیشین نداشت. هر پرتابگر 5P85 شامل یک کشنده و چهار سیلوی پرتاب موشک بود که به دنبال آن کشیده میشد. در زمان برپایی، کشنده از پرتابگر جدا میشد و سیلو ها رو به پشت و به سمت جایگاه خالی کشنده، به حالت عمودی قرار میگرفتند. هر سیلو با یک موشک از خانواده 5V55 بارگذاری(لود) میشد این موشک ها حدود ۴۵ کیلومتر برد حدود یک و نیم تن وزن و یک کلاهک صدکیلوگرمی شدید الانفجار داشتند.

نسل اول این موشک ها روش هدایت نیمه فعال داشتند به این معنا که هدایت بخشی از مسیر توسط امواج بازتابی رادار اصلی صورت میپذیرفت و زمانی که موشک خود قادر به رهگیری هدف بود بر روی آن قفل میکرد. موشک ها به روش پرتاب سرد از سیلو خارج میشدند که آن نیز برای نخستین بار در سامانه ای استفاده میشد. به این صورت که موشک ها ابتدا توسط گاز فشرده به هوا پرتاب میشدند و در ارتفاع حدود بیست متری پیشران اصلی روشن شده و موشک به سمت اهداف خود پیش میرفت. این موضوع سبب افزایش سرعت عمل یگان های پدافندی و عمر بیشتر پرتابگر ها میشد. همچنین الزام به گردش به سمت هدف نیز در این سامانه مرتفع شده بود.

از انجایی که سطح اتوماسیون و هوشمندی نسخه های اولیه به سطح امروزی نرسیده بود، جهت ارتباط، واحد های پدافندی وابسته به پست فرماندهی بودند که 54K6 نام داشت. پیام واحد ها به واحد فرماندهی و از انجا با باقی بخش ها هماهنگ میشد و هیچ سیستم مستقلی جهت ارسال داده ها در سامانه وجود نداشت.

پست فرماندهی 54K6 همراه انتن ارتباطات که برافراشته شده

هر آتشبار نسخه PT شامل یک رادار اصلی 5N63 سه پرتابگر 5P85 یک پست فرماندهی 54K6 یک بارگذار 22T6 و تعدادی 5T58E حامل سیلو ها بود. در هر گردان نیز به صورت مشترک از رادارهای 5N56/Clam shell و 36D6/Tin shield استفاده میشد که دو تا چهار برابر موشک های اتشبارها برد موثر داشتند

در سال 1982 نسخه دوم با نام PS وارد خدمت شد. این نسخه از بطن نسخه PT پدید آمده بود. از همان رادار اصلی و همان رادارهای نظارت بهره میگرفت که دچار بهبود هایی شده بودند. تفاوت اصلی این نسخه علاوه بر بهبود ها، در پویایی کامل آن بود. همانطور که ذکر شد در نسخه PT کشنده از پرتابگرها جدا میشدند این موضوع عامل افزایش زمان برپایی جمع آوری سامانه شده بود، در این حالت بیست تا سی دقیقه جمع آوری پرتابگر ها زمان میبرد، اما نسل جدید پرتابگرها در سامانه PS دارای پرتابگرهایی بودند که بر خلاف نسخه پیشین از کشنده ها جدا نمیشدند. سیلوها بر روی پرتابگر در حالت عمودی قرار میگرفتند و در زمان جمع آوری نیز به حالت افقی باز میگشتند. همین موضوع زمان جمع آوری و برپایی را به یک ششم قبل یعنی پنج دقیقه رساند. تفاوت دوم در هوشمند سازی پرتابگرها بود. نسل جدیدی از کشنده ها به نسخه PS اضافه شدند که دارای سیستم های رادیویی و خط داده جهت ارتباط بودند. این موضوع سطح آمادگی سامانه را افزایش میداد و پرتابگر ها نیز به صورت مستقل قادر به ارسال اطلاعات بودند هرچند در هر اتشبار از سه پرتابگر، یک پرتابگر این قابلیت را داشت و دو عدد دیگر وابسته به آن بودند. در اس سیصد پی اس نسل جدید موشک ها با نام 5V55R و 5V55KD نیز وارد خدمت شدند که به ترتیب ۷۵ و ۹۰ کیلومتر برد داشتند.

پرتابگر 5P85S که برخلاف نسخه های پیشین، هنگام برپایی سیلوها از آن جدا نخواهند شد

هر اتشبار S300-PS/SA-10B نیز ترکیب بندی مشابه سامانه PT دارد. یک رادار 5N63S (نسخه بهبود یافته نمونه قبلی) سه پرتابگر دو عدد از نوع 5P85D و یک عدد 5P85S(که مجهز به سیستم انتقال داده بود) یک پست فرماندهی 54K6E یک بارگذار 22T6 و رادارهای 5N56 و 36D6 به عنوان رادار نظارت و پیش اخطار در هر گردان گنجانده میشدند

نسخه آخر از این نسل S300PMU نام دارد که اولین نسخه صادراتی سامانه اس سیصد بود. این سامانه که در سال 1989 و سال های پایانی حیات شوروی وارد خدمت شد، از  تمام تجهیزات مدل PS بهره میبرد که دچار بهبود هایی شده بودند. رادار سامانه همان 5N63S و پرتابگر ها از نوع 5P85TE بودند که بر روی شاسی KrAZ-260،کشنده اصلی پرتابگرهای مدل PT، حمل میشدند. هر آتشبار با همان استاندارد پیشین برپا میشد و تا سقف دوازده پرتابگر نیز پشتیبانی میکرد.

پرتابگر 5P85TE که بر پایه شاسی KrAZ-260 قرار دارد

کشنده های سیستم های راداری و موشکی و اجزای دیگر در هر سه  نسخه  SA-10A/B/C خودرو حامل KrAZ-260 و MAZ-7910 (نسخه ای مشتق شده از MAZ-543، کشنده و پرتابگر موشک اسکاد) هستند

همچنین جهت نظارت بهتر هر سه رادار این نسل را میتوان بر روی برج های 40V6M،40V6 بیست و سه متری و 40V6MD سی و هفت متری مستقر کرد.

برج 40V6MD جمع آوری شده همانطور که مشخص است راداری روی آن نصب نشده این برج ها اغلب توسط ;کشنده MAZ-537 حمل میشوند

رادار Clam shell به صورت دایمی بر روی چنین برج هایی مستقر است همان طور که ذکر شد کمک شایانی به رادار جهت رصد ارتفاع پست کرده است. نکته ی هائز اهمیت دیگر این است که قرار گرفتن رادار ها بر روی چنین برج هایی سطح کیفی رهگیری اهداف دارای سطح مقطع پایین را افزایش خواهد داد زیرا سطح دریافت امواج راداری در ارتفاع بالاتری قرار میگیرد در نتیجه دید بهتری نسبت به هدف (خصوصا برای اهداف حاضر در ارتفاع پست) ایجاد خواهد شد که باعث افزایش کیفی برد کشف اهداف خواهد شد. اسقرار رادار ها در مناطق مرتفع نیز میتواند به این امر کمک قابل توجهی کند

الگوی نمونه از تفاوت نصب رادار بر روی برج و مستقر در ارتفاع بیشتر همانطور که مشخص است دید بهتری برای رادار فراهم شده است

اما نسل دوم خانواده S300-P، نسخه های سری PM بودند. این سامانه ها در حقیقت اولین نسخه های بلند برد خانواده اس سیصد هستند. تا پیش از این برد سامانه ها به نود کیلومتر محدود میشد. نسخه های اصلی این نسل، نسخه PM/1/2 و نسخه های صادراتی آن ها PMU1/2 هستند. از آنجایی که اطلاعات منتشر شده بر مبنای مشخصات سامانه های صادراتی می باشد، در ادامه بر پایه ی اسامی و ویزگی های این سامانه ها پیش خواهیم رفت.

S300-PMU1 که در ناتو SA-20 نام گرفت اولین نسخه از نسل دوم و همچنین اولین سامانه اس سیصد بود که پس از فروپاشی شوروی و در فدراسیون روسیه وارد خدمت میشد. این سامانه در سال ۱۹۹۳ وارد خدمت شد. پس از فروپاشی شوروی، تفکرات پیشین آن نیز دچار تغییراتی شد، اتحاد شوروی در قوای پدافندی (همچون بخش های دیگر همچون هوایی و زرهی) دارای دو خط موازی در رده بندی بود که در خانواده اس سیصد گروه V و P بودند. که هر کدام نیز نقاط قوتی در برابر دیگری داشتند. همانطور که پیشتر ذکر شد خانواده وی در توان ضد موشکی(خصوصا ضد بالستیک) و خانواده پی هم در مقابل هواگردها و موشک های کروز تقویت شده بودند. در دوران پس از شوروی، بر اساس شرایط جدید، روس ها دست به همسان سازی هر چه بیشتر بسیاری از تسلیحات خود و نزدیک تر کردن آن ها به یکدیگر زدند، بر همین اساس سامانه های جدید در هر دسته بندی دچار تغییراتی شدند که تاکید بیشتری بر توانایی های مغفول آن ها داشت. به همین دلیل نیز مهار موشک های بالستیک از ارکان اصلی ارتقای سامانه PMU1 و به دنبال آن PMU2 قرار گرفت. از دیگر مبانی اصلی، افزایش هرچه بیشتر توان تجهیزات سامانه ها، بالا بردن اتوماسیون و توانایی ها پیشین بود که در سطح یک ارتقای عمیق صورت پذیرفت. رادار اصلی سامانه 30N6 نام داشت که بر پایه رادار پیشین، 5N63/Flap lid بنا شده بود و در ناتو Tomb stone خطاب شد. این رادار نیز دارای سیصد کیلومتر برد، صد هدف قابل رهگیری و شش هدف جهت درگیری بود. با توجه به افزایش برد سامانه ها نسبت به نسخه های قبلی، رادارهای نظارت و شناسایی از یک عضو اختیاری در هر گردان، به یک عضو دایمی در اتشبارهای نسل جدید تبدیل شدند. این رادار در نسخه PMU1 رادار Tin shield و Clam shell بودند.

رادار 30N6 رادار اصلی سامانه PMU-1 که بر پایه رادار 5N63 بنا شده است

اما یکی از تغییرات اصلی نسل جدید و کلیدی ترین ارتقاها، افزودن رادار 5N64S بود. این رادار از نوع ارایه فازی در باند S فعابیت میکرد و بیش از سیصد کیلومتر (در نسل اول) برد و شصت و پنج کیلومتر ارتفاع رهگیری داشت. 5N64S که در ناتو Big bird خطاب شد وظیفه نظارت و مدیریت میدان نبرد را بر عهده داشت، میتوانست دویست هدف را به صورت همزمان رهگیری کند و اطلاعات شش تا دوازده هدف را جهت درگیری در اختیار رادار اصلی هر اتشبار قرار دهد. Big bird رادار بزرگی بود دارای یک صفحه پشت و رو که سطح هر کدام با دو هزار و هفتصد المان(در مجموع پنج هزار و چهارصد عدد) پوشیده شده بود. بیگ برد قابلیت های کشف و رهگیری بسیار بالایی را در اختیار سامانه ها قرار میداد.

رادار 54N6S مورد استفاده در سامانه پی ام یو یک که پایه تولید رادارهای پیشرفته دیگری از این خانواده قرار گرفت

گرچه این رادار تاکنون نیز مشابه دیگری در جهان نداشته اما به لحاظ قابلیت ها شباهت هایی با رادار دریا پایه SPY-1 ایالات متحده دارد. این رادار نیز در باند اس فعالیت میکند و وظیفه نظارت و رهگیری را در سامانه ایجس بر عهده دارد. سطح صفحه سیزده متر مربعی رادار به وسیله ۴۰۹۸ المان پوشانده شده که بیش از میزان Big bird است حدود ۳۴۸ کیلومتر برد دارد که تقریبا با نمونه روسی برابر است و صد و بیست و هشت هدف را به طور خودکار رهگیری میکند که از Big bird کمتر است. گرچه بعد ها هر دو رادار دچار تغییراتی شدند و نسخه های جدیدی روی کار امد. رادار Big bird قابلیت مشابه دیگری در اختیار دارد. این رادار نیز میتواند با بخش بندی اجزای رادار، تمام توان خود را صرف جست و جوی قسمت مشخصی از پیکره ی اسمان کند که در افزایش دقت و قدرت تفکیک سامانه موثر خواهد بود همچنین در برابر اهداف بسیار سریع همچون موشک های بالستیک رادار دارای گزینه ی ویژه ای جهت رهگیری هدف است، در این شرایط رادار جهت سرعت پردازش بیشتر از چرخش به دور خود می ایستد انتن های رادار جمع میشوند و پردازش، ارسال و دریافت امواج راداری با سرعت بالاتری صورت میگیرد که کمک بسزایی در افزایش قدرت ضد بالستیک سامانه میکند. رادار بیگ برد از مقاوم ترین بخش های سامانه در برابر جنگال دشمن است و به خوبی میتواند شرایط نبرد را مدیریت کند. این رادار نیز در عرض پنج دقیقه، همچون باقی اجزای سامانه، قابل جمع آوری است . رادار به صورت کتابی بسته شده و بر روی کشنده قرار میگیرد

اما تغییر اساسی دیگر نسل جدید، در موشک های سامانه است. اس سیصد پی ام یو یک از نسل جدید موشک ها با نام 48N6 استفاده میکند. این نسل از موشک ها علاوه بر بهبود های الکترونیکی دو برتری و تغییر عمده نیز دارند. اول برد بلند آن هاست. 48N6 صد و پنجاه کیلومتر برد دارد. و اولین موشکی است که فضای ضد دسترسی علیه قوای غرب ایجاد کرد به این معنا که هواگرد ها مجبور بودند برای رهایی مهمات خود وارد برد رهگیری سامانه ها شوند که خطر بسیار بالایی داشت. همچنین موشک دارای وزن یک و نیم تن بیست و هفت هزار متر بیشینه و ده متر کمینه ارتفاع درگیری بود به همین سبب میتوانست با موشک های کروز نیز درگیر شود. ویژگی دوم و بسیار مهم تر موشک های جدید،سیستم هدایت آن ها بود. این سیستم که TVM یا هدایت به وسیله خط داده نام داشت به طور کامل شرایط نبرد علیه اهداف هوایی را تغییر میداد. از این سیستم در سامانه پاتریوت (نسخه PAC2) نیز استفاده شده است. شیوه هدایت به این گونه است که موشک به جای هدایت بر اساس امواج راداری رادار کنترل اتش، بر اساس اطلاعات خط داده ای از آن به سوی هدف پیش میرود و زمانی که جست و جوگر(سیکر) موشک توانایی رهگیری هدف را به صورت خودکار پیدا کرد، خود هدف را رهگیری میکند

موشک 48N6 در حال پرتاب از پرتابگر 5P85TE

این شیوه هدایت دو مزیت داشت. اول اینکه اگر به هر علتی رادار قادر به کشف و رهگیری هدفی نبود(به علت مختل شدن رادار در جریان اخلال الکترونیکی، ارتفاع پروازی و سطح مقطع خارج از دید رادار و..) هر رادار و یا حتی سیستم رهگیری دیگری که قادر به رهگیری هدفی بود میتوانست به وسیله یک خط داده اطلاعات هدف را در اختیار رادار قرار دهد و رادار نیز با بهره گیری از این اطلاعات خط داده ای در اختیار موشک قرار دهد و آن را تا رسیدن به برد رهگیری خودکار هدایت کند. به همین علت اخلالگر حتی اگر موفق به مختل کردن رادار اصلی یا کنترل اتش نیز میشد، تا زمانی که رادارهای دیگری در صحنه حضور داشتند، میتوانستند اهداف را رهگیری کنند و اخلالگر نه با یک رادار بلکه با هر رادار و حتی سیستم رهگیری غیر راداری دیگری روبرو بود که میتوانستند اطلاعات هدف را (از جمله خود اخلالگر) در اختیار رادار قرار دهند. همین موضوع کمک شایانی به پیدایش سامانه های وابسته در آینده کرد

اس سیصد پی ام یو یک از همان پرتابگرهای نمونه پی ام یو بهره میبرد با این تفاوت که به جای تعدادی از آن ها همگی هوشمند شده بودند؛ همه ی پرتابگرها دارای سیستم ارتباط رادیویی و تبادل اطلاعات بودند. ویژگی ای که بر مبنای اتوماسیون هرچه بیشتر سامانه ایجاد شده بود. این پرتابگر ها شامل 5P85T/S/D میشدند. همچون قبل هر پرتابگر چهار سیلوی پرتاب موشک همراه خود حمل میکرد

پست فرماندهی در این سامانه همان 54N6E1 است که با پردازشگر و سیستم های الکترونیکی جدیدی ارتقا یافته بود.

پست های 1T12 هم برای پشتیبانی از سامانه ها در هر اتشبار به صورت گزینشی میتوانستند حضور داشته باشند

واحد پشتیبانی 1T12

رادار ها، پست های فرماندهی و پشتیبانی و در صورت لزوم پرتابگرها بر پایه شاسی MAZ-7910 و به صورت پیش فرض اجزای مرتبط با سیلوهای موشکی همچون بارگذار، پرتابگر ها و حامل سیلوها بر پایه KrAZ-260 قرار داشتند.

هر گردان پی ام یو یک شامل هشت اتشبار، هر اتشبار شامل شش پرتابگر (تا سقف دوازده پرتابگر)، پست فرماندهی 54N6E1  یک رادار اصلی 30N6 یک رادار نظارت Tin shield یا Clam shell و رادار 5S64 به صورت اشتراکی در هر گردان میشدند

نسخه صادراتی هر کدام از اجزای سامانه به نشان صادراتی بودن حرف E به خود میگرفتند و رادار Big bird نیز دارای نسخه صادراتی 64N6E بود.

اما آخرین نسخه از نسل دوم و خانواده اس سیصد پی، S300-PMU2 است. این سامانه بر خلاف ارتقاهای پیشین دچار تغییرات عظیمی در سطح کیفی و کمی شد که تا پیش از آن در این سطح هرگز اتفاق نیافتاده بود. اس سیصد پی ام یو دو در کنار آنتی دو هزار و پانصد در حقیقت فرجه اقتصادی و نظامی روسیه بودند تا نسل جدید سامانه های اس چهارصد و اس پانصد با سرعت بیشتری توسعه پیدا کنند و وارد خدمت بشوند. این سامانه از هر نظر شبیه ترین سامانه به اس چهارصد روس ها است گویا نسخه صادراتی ای از آن است که پیش از خود سامانه وارد خدمت شده. پی ام یو دو از همان Tomb Stone با قابلیت های بسیار بیشتر استفاده میکند. این رادار ۳۰۰ کیلومتر برد صد هدف قابل رهگیری، سی و شش هدف قابل درگیری (در سامانه های پیشین شش هدف) و توان هدایت هفتاد و دو موشک (در نسخه های قبلی دوازده موشک) قابل هدایت به صورت همزمان را داشت. رادار شناسایی جدیدی به جای نسخه های پیشین وارد خدمت شد.

رادار 30N6E2 با نام ناتو Tomb stone. ساختار، پردازشگرها و سیستم های الکترونیکی نسبت به نسخه های پیشین دچار تغییرات قابل توجهی شدند

96L6 که در باند L فعالیت میکند، این رادار همان رادار شناسایی سامانه اس چهارصد است. سیصد کیلومتر برد دارد و صد هدف را رهگیری میکند این رادار دارای قدرت تفکیک بسیار بالا و دقت مناسبی است میتواند در تشخیص اهداف سامانه را یاری دهد قادر به تفکیک و تشخیص اهداف متفاوت همچون بالگرد ها، موشک ها، پهپاد ها و جنگنده ها از یکدیگر است و در اولویت بندی اهداف و مدیریت صحنه نبرد نیز نقش بسزایی خواهد داشت. علاوه بر آن تحرک بهتر به سبب استفاده از کشنده MZKT-7930 نیز برای این واحد فراهم شده است.

رادار 96L6 که به عنوان رادار نظارت در سه ارتفاع پست، متوسط و بلند به کار گرفته می شود

رادار سوم 64N6E2 است. این رادار نسخه ارتقا یافته نسل قبل خود در پی ام یو یک است. ششصد کیلومتر برد دارد. صفحات رادار در دو طرف با تعداد بیشتری المان پوشانده شده، سه هزار و چهارصد المان در هر سمت (شش هزار و هشتصد عدد در مجموع) که توان کشف، رهگیری و برد رادار را افزایش داده. همچنین این رادار در حالت پیش اخطار از هزار کیلومتری یک موشک بالستیک را کشف میکند و از بخش های کلیدی در رهگیری اهداف سریع است.

رادار آرایه فازی غیر فعال 64N6E2

پیش از نسل جدید موشک ها در سامانه پی ام یو یک و دو، سامانه ها در برابر اهداف هواگرد قابلیت های بسیار منسبی در سطحی که باید و در مقابل سامانه های پیشین داشتند اما همانطور که ذکر شد، وظایف مشخصی برای سامانه ها طی حیات جماهیر شورویتعیین شده بود، این موضوع سبب شده بود که سامانه ها از خط و مرز تعریف شدیشان فراتر نروند. در نتیجه ارتقای سامانه ها نیز بسیار  سطحی ایجاد می شدند و همین امر باعث عقب ماندن تعمدی سامانه ها در بعضی قابلیت ها نسبت به سامانه های دیگر شده بود. با فروپاشی شوروی و کنار رفتن محدودیت ها سبب شکوفایی توانایی های این سامانه موشکی و برتری آن حتی در زمینه هایی که پیشتر برای آن تقویت نشده بود شد.

اس سیصد های توسعه یافته در زمان شوروی خانواده موشک های 5V55 بودند با برد نهایی 90 کیلومتر سرعت حدود پنج ماخ و سرعت قابل رهگیری حدود سه و نیم ماخ اما در نسل جدید و پس از فروپاشی شوروی خانواده 48N6 به کار گرفته شدند این موشک به لحاظ سازه و ساختار بر پایه ی موشک های قبلی بنا شده بود اما از هر نظر چند برابر نسخه های پیشین کارایی داشت حتی در زمینه هایی که پایه ی طراحی قرار نگرفته بود و حتی در مقابل رقبایی که در این زمینه ها تقویت شده بودند.  PAC2 که شبیه ترین موشک به 48N6E است، در نقش ضد موشک بالستیک، دارای بیست کیلومتر برد و دوازده کیلومتر ارتفاع درگیری است در مقابل نمونه روسی دارای چهل کیلومتر برد و بیست و پنج کیلومتر ارتفاع درگیری است. سرعت نهایی اهداف قابل رهگیری توسط پک دو نیز شش و دو دهم ماخ و در چهل و هشت ان شش هشت و نیم ماخ (نزدیک به توان آرو دو) است. همچنین با وجود وزن بیشتر، موشک روسی میتواند با اهدافی باتوان گردش بیشتری درگیر شود و کیمینه ارتفاع درگیری کمتری نسبت بهپک دو دارد.

اما در سال ۱۹۹۹ روس ها موشک جدیدی را وارد خدمت کردند با نام 9M96 که دارای نسخه تقویت شده ای با شناسه 9M96M بود. این موشک ها به طرز قابل توجهی کوچکتر از موشک های قبلی بودند، یک سوم آن ها وزن و طول کمتری نیز داشتند. به طور مشخص در طراحی آن ها از طراحی موشک هایی همچون 9K330 سامانه Tor الهام گرفته شده بود. ویژگی مشترک این دو موشک درگیری با اهداف بسیار سریع و با قدرت مانور بالا بود. موشک ها به همراه تیوپ چهار فروندی آن ها، که مستقر بر روی یک سیلوی مستقل بودند، برای نخستین بار در نمایشگاه ماکس ۱۹۹۹ نمایش داده شدند. نسخه صادراتی این دو موشک با شناسه “E” برای نسخه کوتاه برد و “E2” بلند بردتر است

نسخه اصلاح شده پرتابگر 5P85D مجهز به چهار تیوپ پرتاب موشک 9M96 در کنار تیوپ های بزرگتر حاضر در محوطه نمایشگاه ماکس 1999

موشک “9M96E” از مدل “E2” کوچکتر است. این موشک در حقیقت جهت دفاع از سامانه ها در برابر مهمات هوایی دقیق یا اصطلاحا “PGM” ها از جمله بمب های دور ایستا، موشک های کروز و ضد رادار وارد خدمت شد، وظیفه ای که بر عهده سامانه های کوتاه بردی همچون تور ام یک است. موشک حدود ۳۳۳ کیلوگرم وزن، بیست و چهار کیلو سرجنگی و چهل کیلومتر برد دارد و میتواند اهدافی با سرعت بیش از چهارده ماخ را رهگیری کند و در کمینه ارتفاع پنج متر از سطح زمین را مورد هدف قرار دهد. موشک دوم “9M96E2” که وظیفه دفع اهداف حاضر در ارتفاعات بالا از جمله موشک های بالستیک را بر عهده دارد. این موشک حدود ۴۲۰ کیلوگرم وزن و مشابه مدل “ایی” بیست و چهار کیلوگرم کلاهک جنگی دارد و میتواند اهدافی با سرعت چهارده و نیم ماخ را تا سقف ارتفاع سی و پنج تا سی و هشت کیلومتر رهگیری کند. به طور مشخص هدف از طراحی این موشک نابود کردن کلاهک موشک های بالستیک در ارتفاع های بالا است. از ان جایی که این کلاهک ها بسیار سریع هستند و موشک “48N6E2” توان رهگیری آن ها را ندارد، نابودی آن ها به این موشک واگذار میشود که در ارتفاع بالاتری هم میتواند آن ها را نابود کند. این موشک نیز همچون چهل و هشت ان شش از نوع مشابه خود برتر است. “PAC3” شبیه ترین موشک به “9M96E2” است. پک سه دارای برد سی و پنج کیلومتر (در نسخه نهایی) علیه موشک های بالستیک است که برای نمونه روسی هم بین سی تا سی و پنج کیلومتر عنوان شده. پک سه دارای ارتفاع درگیری پانزده کیلومتر و سرعت نهایی قابل رهگیری نامشخصی است (گرچه پنج ماخ نیز عنوان شده) که برای نمونه روسی به ترتیب سی کیلومتر و چهارده ماخ است “9M96E2” همچنین دارای کمینه ارتفاع درگیری ده متر است که برای پک سه سی متر عنوان شده. 9M96 بسیار مانور پذیر است و توان انجام مانور هایی با میزان 60G در ارتفاع صفر(همسطح دریا) و 20G در ارتفاع سی کیلومتری است که به ترتیب برای PAC3 میزان 50 و 15 در ارتفاع پانزده کیلومتری است. “9M96” همانطور که اشاره شد بسیار موشک توانمند و خوش ساختی است که نتیجه ی نگاه برابر روس ها به سامانه های موشکی این کشور پس از فروپاشی شوروی است. این موشک در سرکوب کلاهک های بالستیک نقش اساسی ای دارد نسبت به نزدیک ترین رقیب غربی خود، آستر فرانسوی نیز در زمینه هایی برابر یا برتر است. از این موشک نسخه های مشتق دیگری همچون شبیه ساز موشک بالستیک به عنوان هدف نیز توسعه داده شود.

در برابر اهداف بالستیک نقش موشک 48N6E2 با توجه به کلاهک سنگین و اندازه و سرعت قابل رهگیری اش، مقابله با موشک های تمام اندازه یا اصطلاحا “Full size” است. مانند موشک های کوتاه برد و تاکتیکی و اصولا موشک هایی که دارای کلاهک جدا شونده نیستند و زیر ده ماخ سرعت دارند، در مورد 9M96 عکس این موضوع است وظیفه این موشک انهدام کلاهک های موشک هایی مجهز به کلاهک جدا شونده هستند، در زمانی که کلاهک از موشک جدا شده و به جو بازگشته که شامل موشک های میانبرد و بلند برد میشود که معمولا ده تا پانزده ماخ سرعت دارند. به گفته منابع روس نسخه ای با ارتفاع درگیری پنجاه و شش کیلومتر (بیست کیلومتر بیشتر از نسخه فعلی) وارد خدمت و احتمالا در سامانه اس چهارصد عملیاتی خواهد شد که از سامانه اس سیصد نیز قابل شلیک است. برای پرتاب موشک های سری 9M96 سیلوهایی طراحی شده کهبر روی هر یک چهار تیوپ نگهدارنده این موشک ها قرار دارد، به این ترتیب هر پرتابگر قادر به حمل شانزده عدد از این موشک ها درون چهار سیلو و ترکیبی از سیلو های حامل موشک های بزرگ در کنار سیلوهای بارگذاری شده با تیوپ های کوچک است.

موشک های سامانه اس سیصد پی ام یو یک در کنار یکدیگر به ترتیب از بزرگ به کوچک، 48N6E2 (داخل سیلو)، 9M96E2 و کوچکترین موشک 9M96E

گفتی است موشک های خانواده 9M96 دارای هدایت فعال راداری هستند. چیزی که از قطر این موشک ها بر میاید، جست و جوگر این موشک ها میبایست در نیمه برد موثر قادر به قفل و رهگیری خودکار هدف گردد. همانطور که پیشتر ذکر شد هدایت موشک 48N6E2 نیز بر اساس خط داده از رادار است. در فاصله ای محدودتر نسبت به هدف، جست و جوگر موشک به صورت مستقل هدف را رصد و بر روی آن قفل میکند. گرچه این میزان به طور مشخص ذکر نشده اما با توجه به اطلاعات موجود از نسخه های دیگر، این جست و جوگر در فاصله نامشخصی در برد بیش از پنجاه کیلومتر قادر به رهگیری یک هدف با سطح مقطع زیر پنج متر مربع خواهد بود. از انجایی که موشک های 9M96 دارای جرم کلاهک کمتری هستند، برای انهدام هدف از فناوری “hit to kill” بهره می برند به این معنا که موشک ها به جای انفجار در جوار هدف،خود را به طور مستقیم  به هدف می کوبند.

اما یکی از اساسی ترین پیشرفت های سامانه ی پی ام یو دو به نسبت نسخه های پیشین، افزایش چشمگیر توانایی درگیری آن با اهداف و هدایت موشک ها است که سه تا شش برابر نسبت به سامانه های پیشین پیشرفت داشته است. این موضوع علاوه بر افزایش قابل توجه سطح اتوماسیون سامانه، دلیل عمده دیگری نیز دارد، استفاده از پردازشگرهای پیشرفته جدید همچون Elbrus-90.

 ابر پردازشگر Elbrus-90 که در افزایش قابلیت های سامانه پی ام یو دو تاثیر چشمگیری داشته است

تا پیش از این پردازشگر، سامانه ها با پردازشگرهایی همچون Elbrus-1/2 تغذیه میشدند که مربوط به یک دهه قبل از ورود سامانه پی ام یو دو و از اولین ابر پردازشگرهای ساخت اتحاد شوروی بودند. اما Elbrus-90 به طور مشخص از سامانه های پیشین خود قدرتمند تر و بسیار مدرن تر بود که با اختلاف قریب به یک دهه پس از پردازشگرهای قبلی وارد خدمت میشد و تاثیر شگرفی در افزایش قابلیت های سامانه و پیش افتادن آن از باقی سامانه های روسی و غیر روسی داشت. به همین دلیل نیز علاوه بر پی ام یو دو، در سامانه های پدافندی و راداری دیگر نیز این ابر پردازشگر به سرعت به کار گرفته شد و پس از آن نیز تعداد پردازشگر از این نسل وارد خدمت شد. پردازشگر های خانواده البروس، نام خود را از قله ای با همین نام واقع در در روسیه به آریت گرفته اند که به عنوان بلند ترین نقطه در قاره اروپا شناخته میشود. در کنار ارتقا و تعویض پردازشگرها، باقی سامانه های الکترونیکی و کنسول های فرماندهی و اجزای دیگر پست های راداری و فرماندهی دچار تغییرات و ارتقا هایی شدند و این در کنار به حداکثر رساندن اتوماسیون سامانه ها بود.

اجزای دیگر سامانه پی ام یو دو، همچون پرتابگرها، پست فرماندهی، بارگذار و حامل موشک ها و..  دارای دو استاندارد هستند. اول یک پکیج شامل نسخه های به روز شده سامانه های پیشین. پرتابگرها در این استاندارد همان 5P85TE/SE/DE، نسخه به روز شده نمونه های صادراتی سامانه های پیشین هستند. بر خلاف سامانه هایقدیمی، در پی ام یو دو تمام پرتابگر ها هوشمند هستند. همگی دارای خط تبادل داده، سیستم ارتباط رادیویی، پست الکتریکی مستقل، سیستم های مکان یاب جهانی و.. هستند و بر پایه کشنده های KrAZ-260 و MAZ-7910 قرار داشتند. پست فرماندهی نیز 54K6E2 نسخه ارتقا یافته پست فرماندهی سامانه های قبلی است. بارگذار و حامل موشک ها هم تفاوتی با سامانه های پیشین ندارند. اما در استاندارد دوم همه ی اجزا ارتقا پیدا کرده و تعویض شده اند.

واحد فرماندهی 54K6E2 بر پایه شاسی MAZ-7910

پرتابگر ها در این استاندارد 5P58E2  همان پرتابگرهای سامانه اس چهارصد هستند. این پرتابگر نیز مشابه پرتابگر های دیگر کاملا هوشمند و دارای تمام سامانه های مشابه است. کشنده این پرتابگر BAZ-6402، بسیار کارامد تر از نسخه های پیشین و برتر از کشنده های مشابه در سامانه های دیگر است. کشنده دارای سرعت نهایی هشتاد کیلومتر در ساعت است، میتواند در ارتفاع ۴۶۵۰ متری از سطح دریا و رطوبت نود و هشت درصد فعالیت کند که سر سختی بالای آن را نشان میدهد. همچنین به نسبت کشنده های پیشین بار بیشتری را میتواند حمل کند. BAZ-6402 همچنین از تکنولوژی کنترل مصرف سوخت و نگهداری بیشتر سوخت یا اصطلاحا fuel consumption control یا Fuel saving بهره میبرد به همین دلیل دارای برد انتقالی هزار کیلومتر و مداومت عملیاتی بسیار بالایی است. از نظر کارایی این کشنده ها قابلیت های بسیار بیشتری نسبت به هر دو کشنده قبلی دارند. علاوه بر پرتابگرها، در استاندارد دوم خودروهای حامل موشک نیز بر پایه BAZ-6402 سوار هستند.

پرتابگر 5P58TE2 سامانه S300-PMU2 FAVORIT بر پایه کشنده BAZ-6410 که در سامانه اس چهارصد نیز به آرایش درامده

تفاوت دوم استفاده از پست فرماندهی جدید 55K6E است. اجزای اصلی این پست فرماندهی نیز با نمونه قبلی تقریبا برابر است با این حال این بخش نیز بر روی کشنده ی جدید Ural 532361 نصب شده. همچنین پست فرماندهی سامانه اس چهارصد نیز همین سیستم می باشد.

واحد فرماندهی 55K6E بر پایه کشنده Ural 532361

بارگذار موشک در این استاندارد که آن هم از کشنده مشابه پست فرماندهی استفاده میکند از اجزای متفاوت با استاندارد نخستین است.

بارگذار 22T6E2 در کنار پرتابگر 5P85TE2 . بارگذار و حامل هر دو از کشنده های جدید ural بهره می برند

علاوه بر واحد پشتیبانی 1T12 سامانه دارای واحد پشتیبانی MAZ-543M MOBD KDC نیز است که یک پست پشتیبانی سیار شامل تختخواب، یک ظرف غذا و آشپزخانه، ژنراتور برق، که در بخش جلویی قرار دارند همراه با 4 تن سوخت. بخش دوم شامل یک آشپزخانه، ذخیره مواد غذایی، محل غذاخوری، دو چهار محفظه تختخواب، یک قفسه سلاح و یک سیستم تهویه مطبوع میشود

واحد پشتیبانی MOBD بر پایه کشنده MA-Z543M

هر گردان از سامانه پی ام یو دو متشکل از شش اتشبار که به صورت مشترک از یک رادار 64N6E2 بهره میبرند، هر اتشبار شامل یک رادار درگیری 30N6E2 یک رادار 96L6E هشت پرتابگر از انواع 5P85TE/SE/DE و یا 5P58E2 یک خودرو فرماندهی 54K6E2 و یا 55K6E2 و یک بارگذار 22T6 و یا 22T6E2 و تعدادی حامل موشک از نوع 5T58E و یا 5T58-2 میباشد. بخش های دیگر به صورت اختیاری افزوده و یا کاهش می یابد. هر رادار اصلی نیز تا دوازده پرتابگر را پشتیبانی میکند

سایت های پدافندی اتشبارها با توجه به پویایی و اتوماسیون بالای سامانه ها قابل احداث در هر نقطه ای در سریع ترین زمان ممکن میباشد که برای قوای هوایی مهاجم نیز بسیار دردسر ساز است. هر پرتابگر میتواند تا سی کیلومتر از اجزای اصلی همچون رادار ها و پست فرماندهی فاصله بگیرد که پوشش سامانه را افزایش خواهد داد. همه ی اجزا در عرض پنج دقیقه برپا و یا اماده حرکت میشوند

برای بعضی سایت های پدافندی از همان ترکیب باقی مانده ای سامانه های قدیمی بهره برده شده که هزینه های جاری استفاده از سامانه های جدید را به شدت کاهش میدهد. نمونه ای از این سایت ها را میتوانید در تصاویر زیر مشاهده کنید

نمونه های نسل اولی اس سیصد همچون نسخه های پی تی ، پی تی یک و پی اس اغلب از خدمت خارج شده اند. ارمنستان و بلاروس همچنان تعدادی اس سیصد از نوع پی اس در اختیار دارند اوکراین نیز تعدادی از سامانه های خود را بازیابی کرده که از نوع پی اس و پی ام یو هستند. روسیه در حال حاضر بزرگ ترین کاربر اس سیصد های نسل اولی است. این کشور حدود دویست اتشبار از این نوع در اختیار دارد و از ان ها به عنوان حلقه میانبرد پدافندی بهره میگیرد که به مرور با بوک ام سه جایگزین خواهند شد تعدادی از سامانه ها نیز به بلاروس و قزاقستان صادر شده اند و قزاقستان نیز به همین سبب از دارندگان اس سیصد و از نوع پی است. چین و آذربایجان تنها کاربران سامانه پی ام یو دو هستند. طبق شواهد موجود الجزایر نیز میتواند سومین کاربر باشد. چین همچنین یکی از گسترده ترین و پیشرفته ترین مجموعه های اس سیصد را در اختیار دارد که شامل نمونه های روسی و بومی از انواع پی ام یو پی ام یو یک و دو و همچنین خانواده های دیگر از جمله اعضای گونه وی، اف و نسخه های بومی آن ها میشوند.

خانواده سامانه های موشکی اس سیصد پی و به طور میشه نسخه های ماخر و در خدمت آن ها، تاثیر بسازایی در افزایش توان پدافندی و حفاظت از نقاط کلیدی کشور میزبان خود قرار خواهند داد.

مقالات مشابه:

سامانه پدافند اس300

مقایسه سامانه اس-300 و پاتریویت

اس-400

برچسب ها

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن