سلاح های انفرادی

سلاح تهاجمی فدروف اتومات

سلاح تهاجمی فدروف اتومات

 

مینا گلرو

اسلحه سبک تهاجمی فدروف اتومات یک سلاح تهاجمی سبک ، انفرادی اتوماتیک است که در سال 1915 در امپراطوری تزاری روسیه طراحی و ساخته شد

عزیزان کاربر ، یک نکته بسیار مهم را باید در نظر بگیریم ، اینکه اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم کشور روسیه همواره در زمینه ساخت سلاحهای سبک انفرادی و انواع مسلسل های سبک ، نیمه سنگین و سنگین همواره از کشورهای پیشرو و صاحب سبک در این زمینه بوده و سلاحهای ساخت روسیه خصوصا از نظر دوام و‌طول عمر شهره بوده اند
و اگر بخواهیم جانب عدالت را رعایت کنیم باید بگوییم در تمامی مدت جنگ سرد روسیه از نظر توان نیروی زمینی خود ، بی شک قویترین نیروی زمین که با پیشرفته ترین جنگ افزارها تجهیز شده بود را در اختیار داشت و برخی از سلاحهای روسی که در نیروی زمینی بخدمت گرفته شده بودند بسیار برتر از نسخه های غربی بودند

در بازار سلاح و مهمات جهانی ما سلاحی مانند کلاشینکف را داریم که با گذشت دهها سال از طراحی ان همچنان سلاح در خدمت اغلب ارتشها و گروههای شبه نظامی هست

کلاشینکف های ساخت روسیه با نسخه های چینی و دیگر نسخه های موجود تفاوت بسیار فاحشی دارد و اصلا از نظر کیفیت قابل قیاس نیست

این سلاح انفرادی هم از این قاعده مستثنی نبوده و اسلحه ای در زمان خود بسیار مدرن و توانا بود که توسط یک افسر ارتش تزار بنام سرهنگ ولادیمیر گریگویچ فدروف طراحی و ساخته شد

ولادیمیر گریگویچ فدروف یک مهندس روسی و افسر ارتش سلطنتی روسیه بود وی در سال 1987 در سن پترزبورگ که دومین شهر بزرگ روسیه بعد از مسکو بود بدنیا آمد. وی پس از تحصیلات پایه به مسکو‌نقل مکان کرد

فدروف در دانشکده نظامی مسکو شروع به تحصیل کرد ، وی پس از مدتی برای طی نمودن دوره های ویژه فرماندهی به آکادمی میگیلوفسکی وارد شد( در آنزمان افسران پس از فارغ التحصیل شدن در دانشکده افسری در صورت تمایل وارد آکادمی نظامی میشد که در انجا افسران دوره های فرماندهی را طی میکردند و افسرانی که از این آکادمی فارغ التحصیل میشدند در اینده فرماندهان رده بالای ارتش روسیه را تشکیل میدادند و در واقع این دانشکده بیس فرماندهان ارشد روسیه را تشکیل میداد
سایر افسران که این دوره را طی نکرده بودند معمولا در سمت های فرماندهی رده پایین مانند فرماندهی گردان خدمت میکردند و فاقد صلاحیت برای کسب مدارجی مانند فرماندهی پادگانها و سایر سمت های رده بالا بودند
البته که افراد بسیار کمی شانس ورود و فارق التحصیل شدن در این آکادمی را داشتند ) فدروف در این آکادمی در رسته توپخانه تحصیلات خود را ادامه داد ، این آکادمی در پیشرفت فدروف تاثیر زیادی گذاشت ، در آکادمی امکانات بسیار گسترده ای اعم از کارگاههای بسیار مجهز، آزمایشگاههای فوق العاده پیشرفته و سایر تجهیزاتی که فدروف برای ادامه کار خود به انها نیاز داشت در اختیار وی بود، فدروف علاقه بسیار زیادی به سلاحهای سبک داشت و مطالعات گسترده ای در این ضمینه انجام داده بود

از بخت بلند وی در آکادمی یکی از اساتید وی خود از طراحان سلاحههای سبک بود و زمانیکه فدروف واستاد وی همدیگر را ملاقات کردند مانند اهن ربا یکدیگر را جذب کردند

فدروف

فدروف در آکادمی و در کنار وی توانست بخش اعظمی از موارد مربوط به طراحی سلاحهای سبک را فراگیرد و و دانش خود را بسیار کامل کرده و پس از فارغ التحصیلی از آکادمی در رسته توپخانه با توصیه استاد خود به اداره قوماندانی ارتش پیوست ، این اداره در واقع مانند مدرسه تیزهوشان عمل میکرد و نظامیان نخبه را از سراسر روسیه جذب میکرد و در اغلب مناطق روسیه شعبی از این اداره دایر بود.
اغلب متخصصان و گروه های تخصصی مشاور در ارتش از این اداره معرفی میشدند ، همچنین وابستگان نظامی و دیپلمات های وابسته به ارتش در کشورهای دیگر همگی جزو این اداره بودند سوای از ان خرید تسلیحات و آزمایش تسلیحات جدید و تجهیز ارتش از دیگر وظایف این اداره بود
افسران جمعی این اداره معمولا افرادی تخبه و با سطح سواد بالا بودن و از احترام ویژه ای در میان سایر واحدها برخوردار بودند

در انزمان تمامی افراد اعضای آن از مهندسان و تحصیلکردهای نخبه روسیه بودند.فدروف تا سمت معاون‌کل این اداره پیشرفت کرد
در سال ۱۹۲۸ دانشکده سلاحهای انفرادی را پایه گذاری کرد که بعد ها فارغ التحصیلان این دانشکده طراحان بنامی شدند مانند واسیلی سیمینوف که سلاح بنام و معروف تک تیراندازی سیمینوف راطراحی نمود و« گورگی سیمینویچ شپگین » که طراح مسلسل دفاع هوایی دشکا بود که در کشور ما معروف به دوشکا هست و همچنین مسلسل دستی پاپاشا از ساخته های او میباشد که حدود 6 میلیون قبضه از آن تولید گردید ( اینشالله در سلسه مقالات سلاح های انفرادی به این سلاحها هم خواهیم پرداخت ) و سی وی ولادیمیروف سازنده مسلسل دفاع هوایی 14/5 میلیمتری ولادیمیر که بصورت تک لول و چهار لوله بعنوان مسلسل سنگین دفاع هوایی بخدمت گرفته شد ( در جنگ ایران و عراق ازطرف هر دو سوی نبرد بخدمت گرفته شد و تعدادی از بالگردها و هواپیماهای ایرانی به آتش آن ساقط شدند ) همگی از شاگردان فدروف بودند

وی در همان سال مفتخر به دریافت عنوان قهرمان کار به علاوه دریافت اولین مدال لنین که افراد کمی موفق به دریافت هر دو این افتخارات بصورت همزمان شده بودند. وی تا پایان عمر خود یکبار قهرمان کارآفرینی در شوروی شد ، دوبار مفتخر به دریافت مدال لنین یکبار مدال ستاره سرخ که به افرادی که در تجهیز ارتش سرخ تاثیر گذار بودند اهدا میشد.وی تعدادی سلاح طراحی کرد که همگی در کلاس 7/62 میلیمتری بودند که کالیبر استاندارد انزمان بود که خیلی مورد استقبال قرار نگرفت که از مشهورترین سلاحهای کالیبر 7/62 وی اسلحه فدروف شپاگین بود
پس از مدتی بعنوان وابسته نظامی سفارت روسیه از اداره قومانداری به فرانسه اعزام شدو در آنجا با طراحان فرانسوی آشنا و به تبادل نظر پرداخت در برگشت به روسیه سلاح فدروف اتومات را طراحی کرد که تلفیقی از سلاحهای روسی و فرانسوی بحساب می امد و سلاحی با کارایی و توانمندی بسیار بالا بود که از دقت بسیار بالایی برخوردار بود و علیرغم اینکه یک سلاح خودکار بود ولی در برخی از واحدها بعنوان سلاح تک تیرانداز بکار گرفته میشد
اما علیرغم کارایی نسبتا خوب سلاح تنها 3200 قبضه از ان تولید شد که بخش مهمی از ان بخاطر بد اقبالی و بدشانس های پیاپی بود که گریبان این سلاح را گرفته بود

سرهنگ دیمیتری فدروف پس از پایان ماموریت خود در فرانسه و بازگشت به روسیه شدیدا بدنبال توسعه سلاح جدید خود رفت که در نهایت به تولید سلاح موفق فدروف اتومات انجامید ولی سلاح وی علیرغم کیفیتی بسیار عالی و کارایی کم نظیر قربانی برخی ملاحظات شد که در ادامه به آن میپردازیم سلاح فدروف اتومات از دقت فوق العاده ای برخوردار بود که یکی از ویژگی های برجسته سلاح بود
این دقت و خوش دستی سلاح باعث شد بود در اغلب موارد از ان بعنوان سلاح تک تیرانداز استفاده شود

در واقع مهمات استاندارد روسیه در ان زمان 7/62 میلیمتری بود این گلوله از مرمی به مراتب بزرگتر و‌قویتری از مرمی فشنگ 6/5 میلیمتری بهره میبرد که باعث تخریب بیشتری میشد و به همین دلیل علیرغم اینکه کالیبر 6/5 میلیمتری از نظرفنی برای سلاح های سبک بسیار مناسبتر بود ولی در آنزمان در روسیه و کشورهای دیگری که میتوانستند خریدار سلاح از روسیه باشند چنین کالیبری را تایید نمیکردند به همین دلیل علیرغم طرح های خلاقانه دیمیتری فدروف برای جبران کاستی های مورد نظر کاربران ولی سلاح وی هرگز با استقبال مواجه نشد

وی برای بالا بردن توان تخریب گلوله 6/5میلیمتری فدروف دریک طرح خلاقانه با روکشی از فولادمرمی فشنگ را تجهیز کردکه بسیار موثر بود ولی درنهایت با تمامی این تلاش ها تقریبا 3200 قبضه از سلاح فدروف تولید گردید ، زیرا تهیه مهمات این سلاح بسیار دشوار بود و تنها یک کارخانه در روسیه آنهم بصورت محدود اقدام به تولید مهمات این سلاح میکرد

البته این کارخانه هم پس از جنگ داخلی روسیه و پیروزی کمونیست ها خط تولید مهمات این سلاح را کلا متوقف کرد زیرا بعلت تعداد کم و محدود این سلاح سفارش برای خرید مهمات آن هم بسیار پایین بود و پس از پایان جنگ های داخلی روسیه و تبدیل روسیه به اتحاد جماهیر شوروی این سفارش محدود بازهم کاهش یافت تا دیگر نگه داشتن یکی از خطوط تولید کارخانه برای تولید مهمات این سلاح مقرون بصرفه نباشد.

پس از جنگ دوم جهانی بعلت دقت بالای سلاح و کیفیت ساخت، توسط برخی اداره جات خارج از ارتش مانند اداره شکاربانی وبرخی گروه های دیگر استفاده میگردید ولی با برچیده شدن صنایع نظامی ژاپن که تنها تولیدکننده مهمات 6/5 میلیمتری بود این سلاح که بی شک یکی ازبهترین سلاح های سبک و انفرادی تاریخ است کاملا منسوخ شد.سلاحی که با اندکی آینده نگری ودقت در طراحی جزئیات،میتوانست نامی بلند آوازه برای دیمتری فدروف به ارمغان آورد

اما دلیل اینکه سرهنگ فدروف ترجیح داد بجای کالیبر 7/62 متداول از 6/5 میلیمتری نا آشنا و بنوعی جدید بهره ببرد به این دلیل بود که پس از پایان نبردهای خونین و طولانی امپراتوری روسیه باژاپن و ایجاد روابطی نسبتا دوستانه اقدام به خریداسلحه انفرادی و سبک آریساگا از ژاپن نمود (تعداد 763000 قبضه سلاح آریساگا خریداری)و مهمات این سلاح را به وفور خریداری و وارد روسیه کردند (تعداد 400 میلیون تیر فشنگ در کل از این کالیبر از ژاپن و بریتانیا خریداری و به روسیه وارد شد)بطوریکه مهمات 6/5 میلیمتری به وفور در روسیه موجود بود از طرفی مقداری مهمات از این کالیبر انگلستان مازاد برنیاز داشت که آنهم توسط روسیه خریداری شده بود.بهمین دلیل ارتش روسیه بدنبال سلاحی بودکه بتواند با استفاده از آن مهمات موجود را استفاده کند
البته مهمتر از آن فدروف در آزمایشهای بسیار دقیق و گسترده ای که بر روی هر دو مهمات 7/62 و 6/5 میلیمتری داشت دریافت که اگرچه میزان تخریب مرمی 7/62 میلیمتری اندکی از سلاح 6/5 میلیمتری وی بیشتر است ( یکی از نتایج عجیبی که فدروف در آزمایشات خود به آن رسید این بود که اگر در شرایط مساوی هر دو نوع کالیبر در اندام غیر حساس بدن اصابت کنند میزان احتمال مرگ در کالیبر فدروف کمتر بود و این باعث زخمی شدن دشمن میشد در نتیجه بخشی از قابلیت دشمن جهت انتقال زخمی های خود زمینگیر میشد این در حالی بود که هیچ نیاز و ضرورت آنچنانی برای انتقال کشته ها نبود) از سوی دیگر دقت مهمات 6/5 میلیمتری مشروط بر اینکه بر روی جزئیات ایرودینامیک مرمی بخوبی کار میشد از گلوله 7/62 میلیمتری بیشتر بود بهمین دلیل فدروف ترجیح داد برای سلاح جدید خود از این کالیبر استفاده کند که در واقع ریسک بالایی بود
ولی بدلیل اینکه دیمتری فدروف قصد طراحی و ساخت یک سلاح ماندگار و فوق العاده را داشت سعی در استفاده از هر ویژگی مثبتی داشت

مشخصات و ویژگی های سلاح فدروف اتومات

سرهنگ فدروف پس از طراحی و ساخت اسلحه فدروف شپاگین که یک سلاح 7/62 میلیمتری نچندان موفق و مشهور بود در سال 1912 شروع به انجام مقدمات طراحی سلاح کرد ولی در سال 1915 با اضافه شدن واسیلی دیقتریف که از شاگردان فدروف در دانشکده بود بعنوان دستیار و کمک طراح ، کار طراحی سلاح جدی تر شد
واسیلی دیقتریف سالها بعنوان دستیار فدروف در خدمت وی بود ، و پس از کنار رفتن فدروف خود بعنوان سرطراح و با کوله باری گرانبها از تجربیاتی که در کنار استاد بزرگ خود آموخته بود و به اتفاق یکی دیگر از شاگردان فدروف موفق به طراحی و ساخت موفقترین ، بهترین مسلسل دفاع هوایی با نام دشکا ( در کشور ما به ان دوشکا میگویند شد) و در طراحی سلاح سیمینوف هم کمک های مشاوره ای زیادی به الکسی سیمینوف شاگرد دیگر فدروف کرد.در واقع پس از کنار رفتن فدروف دیقتیروف جای استاد را برای شاگردان او پر کرده بود و بنوعی پرچم فدروف را در بخش سلاح های انفرادی بالا نگه داشته بود زیرا فدروف پس از طراحی سلاح اتومات دیگر از بخش سلاحهای سبک فاصله گرفت و بدلیل رسته خدمتی خود که توپخانه بود به بخش طراحی مهمات سنگین ارتش منتقل و سپس بعنوان متخصص پرتابه های سنگین و توپخانه ای به پروژه سلاح اتمی شوروی پیوست
فدروف پس از اینکه بدستور مقامات در شوروی به بخش سلاح های راهبردی منتقل شد و دیگر مجاز به هیچگونه فعالیتی خارج از چهاچوب کاری خود نیود زیرا به پروژه سلاح اتمی شوروی پیوسته بود و بدلایل امنیتی و حفاظتی حق فعالیت های جانبی را نداشت

کار طراحی سلاح در سال 1917 به اتمام رسید و با تولید چند پیش نمونه فدروف و دستیارش دیقتریف کار آزمایش سلاح را شروع کردند.از سلاح 150 مرحله آزمایش در شرایط مختلف و فواصل گوناگون ، و همچنین شرایط جوی مختلف انجام گرفت ، دیگر ویژگی سلاح این بود که در رطوبت و فضای نمناک هیچ مشکلی در عملکرد سلاح ایجاد نمیشد که به مکانیزم مسلح شدن سلاح برمیگشت ایرادی که اغلب سلاح های سبک در آنزمان کمابیش با آن دست به گریبان بودند

در سال 1920 سلاح آماده رفتن به خط تولید شد و در مرحله اول راه اندازی خط تولید تا 1925 تعداد 2200 قبضه از این سلاح خریداری و تولید شد و بعلت نبود سفارش در سال 1925 خط تولید این سلاح متوقف شد ولی کیفیت و استحکام و دوام حیرت انگیز آن در کنار دقت کم نظیر این سلاح باعث شد پس از پایان جنگ های داخلی در روسیه و در سال 1930 خط تولید این سلاح برای بار دیگر راه اندازی شد ولی سلاحی که تصور میرفت بتواند عنوان بهترین سلاح را از آن خود کند بعلت بی مهری ارتش شوروی و البته خریدهای سیاسی ارتش از فرانسه و بریتانیا که با هدف نزدیک کردن شوروی به این دو ابر قدرت جهانی صورت گرفت هرگز مجالی برای خودنمایی این سلاح بی نظیر بجا نگذاشت و تنها 1000 قبضه در دور دوم راه اندازی تولید شد که آنهم بیشتر توسط افرادی در خارج از دایره ارتش خریداری شد این در حالی بود که در همان زمان صدها هزار قبضه سلاح از بریتانیا و فرانسه خریداری شده بود سلاح فدروف بعلت اینکه تیراژ تولید شده از ان بسیار ناچیز بود و در حد تولید آزمایشگاهی و نه خط تولید انبوه هزینه توسعه و طراحی بر روی همین تعداد اندک تقسیم شده بود و نیز بدلیل استفاده از مواد اولیه و آلیاژ فولاد بسیاز مرغوب و چوب جنگلی کمیاب و با دوام از بهایی به مراتب بالاتر نسبت به سلاح های فرانسوی و بریتانیایی موجود در بازار برخوردار بود که از هر کدام میلیونها قبضه ساخته شده بود و از نظر کیفی به هیچوجه قابلیت قیاس با فدروف را نداشتند
ولی بدلیل قیمت بالای سلاح شانسی برای خریداری توسط افراد غیر نظامی هم نداشت آنهم در شرایطی که شوروی بتازگی از چند جنگ گسترده بیرون آمده بود و شرایط مالی بسیار نامطلوبی حاکم بود

تنها مشتریان سلاح فدروف افرادی بودند که کیفیت برایشان مهمتر از قیمت سلاح بود زیرا در میان سلاح های موجود در اروپا هیچکدام از کیفیت برابر با این سلاح برخوردار نبودند

در ساخت سلاح فدروف اتومات روی تمامی استاندارد هااعم از اندازه سلاح ، وزن سلاح و سایر ویژگی ها با جزئیات و ریزه کاری ها ، کار شده بود در نتیجه سلاحی تولید شده بود که فوق العاده خوش دست و کارا بود و کاربر را بهیچوجه خسته نمیکرد ولی در نهایت با تولید 3200 قبضه برای همیشه پرونده این سلاح بسته شد

سلاح از چوب و فولاد ساخته شده بود و برای ساخت قنداق و بدنه از نوعی چوب جنگلی فشرده که تنها در سیبری چنین چوبی در جهان یافت میشود استفاده شده بود . این نوع چوب بسیار سخت است بطوریکه براحتی و در مقابل هر ضربه ای شکسته نمیشود و بسیار در مقابل پوسیدگی مقاوم است در نتیجه بعد از گذشت بیش از صد سال از تولید این سلاح هنوز هم تعداد زیادی از ان در موزه ها و مجموعه های خصوصی موجود است که بطرز حیرت آوری سالم و عملیاتی هستند.

لوله و آلات متحرکه داخلی هم از نوعی آلیاژ فولاد ساخته شده بود که سبک و بسیار مقاوم بود و ضد زنگ زدگی و خوردگی فلز بود در نتیجه بخاطر مقاومت بالا و مرغوبیت فلز بکار گرفته شده بدون پیش آمدن اشکالی تعدادی بالایی شلیک بصورت ممتد انجام میداد.
این سلاح در کارخانجات اسلحه سازی کوروف تولید میشد.سلاح چهار کیلو و چهارصد گرم بصورت کامل وزن داشت ( 4/4 کیلوگرم ) و یک متر طول داشت یا بصورت دقیقتر یک متر و پنج سانتینتر طول سلاح بود

نرخ آتش سلاح 350 تا 400 تیر در دقیقه بود و سرعت دهانه سلاح 655 متر در ثانیه بود
سیستم تغذیه سلاح از قسمت زیر سلاح و توسط خشاب بود و خشاب سلاح جدا شونده و فولادی دارای ظرفیت 25 گلوله بود

کاربران و شرایط رزمی

این سلاح علیرغم تعداد محدود ولی بخاطر کیفیت بالای تولید در اغلب نبردهای آندوره روسها بخدمت گرفته شد ، در ابتدا ارتش روسیه قصد داشت در مرحله اول تولید 25000 قبضه از این سلاح را سفارش دهد ، ولی بعلت تعداد بسیار بالای اسلحه آریساکا ترجیح داده شد بصورت آزمایشی در ارتش بخدمت گرفته شود و پس از ورود بخدمت بخاطر استحکام و دوام بالای سلاح و همچنین کیفیت مطلوب تصمیم بر این شد در پادگان های آموزشی به عنوان سلاح آموزشی بخدمت گرفته شود زیرا سلاح آریساگابه شکل گسترده ای در خدمت ارتش روسیه بود و بعلت شباهت های هر دو سلاح و همچنین کالیبر مشابه از فدروف در مراکز اموزشی و البته بخاطر
دوام فوق العاده سلاح بکار گرفته شود و پس از آن قرار شد یک تیم چند نفره از متخصصان ارتش در جبهه های رومانی این سلاح را بکار برده و شرح گزارش کاملی از کیفیت و کارایی این سلاح را به اداره قومانداری ارتش برای سفارش سلاح ارسال کنند ( جالب اینجا بود که سرهنگ فدروف خود از افسران رده بالای این اداره که مسؤلیت تجهیز و خریداری سلاح برای ارتش روسیه را برعهده داشت بود و حتی تا سمت معاون کل این اداره ترقی نمود ولی تفاوت یک کشور با فرهنگ و یک کشور بی فرهنگ و عقب مانده در این است که دیمتری فدروف هرگز حاضر نشد از شغل و سمت خود برای پیشبرد مقاصد شخصی و سودآوری استفاده کند آنهم نه امروز بلکه صد سال پیش.آنها چنین فرهنگی داشتند کاری که فدروف به قیمت از بین رفتن حاصل سالها تلاش و کوشش وی تمام شد) البته سلاح فدروف هم بسیار کم شانس و بد اقبال بود زیرا گروه متخصصان اعزامی پس از مدتها تست میدانی و در شرایطی که گزارشات به گفته فرماندهانی که بعدها اظهار کردند به نفع سلاح فدروف بود و نمره قبولی دریافت کرده بود و‌بزودی یک سفارش 30000 قبضه ای دریافت میکرد ولی در یک بدشانسی محض ، در راه بازگشت گروه متخصصان اداره قومانداری به علاوه گروهی دیگر از افسران و درجه داران ارتش روسیه که رهسپار مرخصی بودند در یک کمین و شبیخون دشمن که با نفوذی دهها کیلومتری به عمق استحکامات ارتش روسها و آنهم در شرایطی که اصلا انتظار نمیرفت تمامی افراد گروه اعزامی کشته شدند و سفارش سی هزار تایی این سلاح را موقتا معلق کردند تا یکبار دیگر چنین تستی گرفته شود ولی بعلت وضعیت وخیم روسیه در جبهه ها برای بار دوم هم متخصصان اعزامی کشته شدند و به این ترتیب تنها موردی را که سفارش ارتش باید همراه میداشت گزارش متخصصان قومانداری از کارایی فنی سلاح بود که دیگر همه بخوبی میدانستند مثبت است مدتی هم هیچکدام از کارشناسان این اداره برای تست سلاح حاضر به اعزام به مناطق جنگی نبودند و در حالیکه تست سلاح در میدان های تیر و پادگان های آموزشی بسیار عالی بود ولی گزارش اشتباه یکی از افسران آموزشگاه که مدعی بود سلاح بسرعت گرم میشود و پس از گرم شدن در کارایی آن اختلال بوجود می آید باعث معلق شدن سفارش شده بود حال اینکه بعدها ثابت شد که این گزارش کاملا اشتباه بوده و به اظهار برخی از افراد درگیر در ماجرا مانند مارشال دیقتریف ( که در آنزمان دستیار فدروف بود ) افسر مربوطه که پیشتر توسط سرهنگ فدروف از اداره قومانداری کنار گذاشته شده بود و به مرکز اموزشی سربازان تبعید شده بود قصد داشت به نوعی تلافی ان را انجام دهد

بهرحال بنا به هر دلیلی که این گزارش صادر شد ولی همچنان اسلحه فدروف بلاتکلیف مانده بود و نزدیک به یکسال بود که سلاح آماده رفتن به خط تولید بود ولی بعلت مشکلات نامبرده همچنان بلاتکلیف بود تا در نهایت پس از جلسه ای با حضور فرماندهان رده بالا در نهایت با کاهش تعداد سلاح از سی هزار قبضه به پنج هزار عدد اجازه خرید ان صادر گردید و به این ترتیب تصمیم بر آن شد فعلا این تعداد از سلاح را بخدمت گرفته و در صورت عملکرد مثبت 35 تا 40 هزار قبضه در سفارش دوم خریداری شود

عاقبت سلاح فدروف اتومات و تیر خلاصی بر پیکره سلاح

در نهایت انگار سرنوشت با این سلاح سر ناسازگاری داشت زیرا پس از تولید 150 قبضه امپراتوری تزار فروپاشید و سفارش این سلاح هم معلق ماند پس از انهم جنگ های داخلی روسیه تا مدتها مجالی برای بررسی چنین تسلیحاتی باقی نگذاشت پس از مسلط شدن کمونیست های شوروی بر اوضاع هم در حالیکه همان تعداد کم تولید شده از این سلاح بخوبی خود را نشان داده بود و تصور میشد که با استقبال روبرو شود خریدهای سیاسی ارتش برای همیشه میخ اخر را بر تابوت این سلاح کارا و توانمند زد تا اسلحه فدروف اتومات در عین شایستگی برای همیشه کنار گذاشته شود
این سلاح در جنگهای داخلی روسیه و جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم در عین اینکه بسیار کم تعداد بود ولی بسیار خوش درخشید و اغلب به خاطر کیفیت ساخت بالای ساخت بعنوان سلاح تک تیرانداز استفاده میشد

نوش داروی پس از مرگ

سالها پس از توقف خط تولید فدروف تعدادی از این سلاح را که در اسلحه خانه های ارتش بود جمع آوری و به گردان نیروهای ویژه کوهستان Toivo Antikainen که اغلب با عنوان گردان اسکی بازان میشناختند تحویل داده شد استقبال این گردان بیش از حد انتظار بود و به علت خوش دستی و استحکام سلاح در کنار دقت ان ، این سلاح را به هر سلاحی ترجیح میدادند در نتیجه از کتابچه 46 صفحه ای راهنمای ان 10000 هزار جلد منتشر و در اختیار واحد های مختلف ارتش سرخ قرار گرفت سلاح در هر واحدی بکار گرفته میشد گزارش بلند بالایی از ویژگی های برجسته و قابلیت های بالای ان داده میشد
ولی در زمانیکه شرایط یکبار دیگر به نفع فدروف بود رهبری شوروی تصمیم گرفت تمامی سلاحها و مهماتی را که بصورت بومی در روسیه تا پیش از انقلاب بلشویکی تولید شده اند جمع آوری و نابود کنند و به این ترتیب و درحالیکه درخواست های گسترده ای از ارتش سرخ برای تولید گسترده و تحویل این سلاح ارسال شده بود با این تصمیم  عجیب رهبران شوروی به تمامی حرف و حدیث ها در مورد تولید دوباره این سلاح پایان داد

نکته جالب اینکه فدروف اتومات اولین سلاح اتوماتیک در بلوک شرق بود که دارای وضعیت رگبار بود و در زمان خود تنها سه سلاح اتوماتیک در جهان وجود داشت که یکی فدروف و‌دو تای دیگر یکی امریکایی بودند با نام « برونینگ اتوماتیک رایفل » و « M-1915 » که فرانسوی بود که در مجموع به لطف وزن سبک و اندازه کوتاه تر و خوش دست تر بودن فدروف ، برتری محسوسی بر دو سلاح رقیب خود داشت

البته این به معنای بی عیب بودن فدروف نیست ، اشکال بزرگی که فدروف داشت این بود که سلاحی پیچیده بود و باز و بسته کردن آن بسیار کاری سخت و نیازمند آموزش مناسب بود در نتیجه تعمیر و نگهداری و نظافت آن کاری بسیار سخت و زمانبر بود

در خلال جنگ جهانی دوم میان شوروی و فنلاند ، نیروهای ویژه کوهستان به جبهه کارلین درفنلاند اعزام گردیده و تمامی اسلحه های فدروف را در این جبهه بکار گرفتند که اغلب انها در این نبرد یا نابود شد یا بدست نیروهای دشمن افتاد

این سلاح در زمان تولید 1907 روبل قیمت داشت که با توجه به کارایی گسترده ، واقعا سلاح مقرون به صرفه ای بحساب می امد

امریکایی هاتلاش زیادی کردند که این سلاح را بدنام کنند و سعی داشتند این سلاح را یک سلاح بی کیفیت و با کارایی نازل نشان دهند. تست هایی هم طی دهه 1940 و با استفاده از سلاحهایی که در جنگ بدست آنها افتاده بود انجام دادند که نتایج ان را محرمانه اعلام کردند و هرگز اعلام نکردند ولی افسران امریکایی بعدها اعلام کردند که در طی تست ها کارایی این سلاح از تمامی سلاحهای غربی بالاتر بوده و در حالیکه اسلحه برونینگ تنها قادر به شلیک 100 گلوله در دقیقه بود فدروف 300تا 350 گلوله در دقیقه شلیک میکرد در حالیکه دقت سلاح فدروف در بیش از ۳۰۰ متر 93 درصد بود این رقم برای سلاح امریکایی تنها 69 درصد بود که فدروف در حدود سلاحهای تک تیرانداز بود

در برخی از منابع از فدروف به عنوان اولین سلاح تهاجمی اتوماتیک نام برده اند که‌شاید نویسنده منظورش اولین سلاح 6/5 میلیمتری اتوماتیک بوده است تا مدتها کارشناسان امریکایی برای دسته بندی این سلاح مشکل داشتند و نمیدانستند ان را در گروه چه نوعی از سلاحها جا دهند ایا آن را در دسته سلاحهای سبک قرار دهند ، ایا در دسته سلاحهای تهاجمی قرار دهند یا در دسته مسلسل های تاکتیکی.در نهایت فدروف به دسته سلاحهای تهاجمی انفرادی تعلق گرفت. سالها بعد از منسوخ شدن سلاح ، تازه به فن آوری پیشرفته و پیچیده ای که در سلاح بکار رفته بود واقف شدند این سلاح دهها سال پس از تولید تازه به شهرت و آوازه ای که مستحق ان بود رسید و حتی در سال 2016 اداره پست روسیه تمبری به افتخار این سلاح منتشر کرد

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن