گرداوری: علی محمدی

موشک DF-21 دانگ فنگ ۲۱ خانواده ای از موشکهای بالستیک میانبرد و متحرک است که در چین به منظور جایگزینی موشکهای خانواده DF-3 دانگ فنگ ۳ گسترش پیدا کردند. موشک های دانگ فنگ ۳ خانواده ای از موشک های بالستیک میانبرد بودند که بسته به مدل شان تا ۳۰۰۰ کیلومتر برد داشتند. از اواخر دهه ۷۰ چین نیازمند مجموعه ای از موشکهای جدید بود تا آنها را جایگزین موشکهای قدیمی دانگ فنگ ۳ کند. از این رو در دهه ۸۰ دست به طراحی موشک جدیدی زد. موشک جدید که دانگ فنگ ۲۱ نامیده شد ، از سال ۱۹۹۱ در یگان موشکی ارتش چین عملیاتی شد. هرچند گفته میشود که موشک DF-21 به منظور جایگزینی موشکهای خانواده DF-3 توسعه یافته است ، اما با این حال با گذشت بیش از ۲۵ سال از عملیاتی شدن DF-21 کماکان تعداد فراوانی موشک DF-3 همچنان در ارتش چین فعال و عملیاتی میباشد که دلیل آن گران بودن و یکبار مصرف بودن موشک بالستیک است.

موشک دانگ فنگ ۲۱ بیش از ۱۷۷۰ کیلومتر برد دارد. این موشک ۱.۴ متر قطر ۱۰.۸ متر طول و ۱۴۵۰۰ کیلوگرم وزن دارد. این موشک مدلهای مختلفی دارد. اما جنجالی ترین مدل آن ، مدل DF-21D است. بنابرادعای مقامات چینی این مدل دارای ۱۴۰۰ الی ۱۵۰۰ کیلومتر برد است و نقش آن هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر ، رزمناوها و ناوشکنها و به طور کلی ناوگروه های آمریکا است. مقامات چینی از این مدل با نام موشک بالستیک ضدکشتی یاد میکنند. موشک بالستیک ضدکشتی DF-21D از یک کلاهک متعارف ۶۰۰ کیلوگرمی و یا یک کلاهک اتمی با قدرت متغیر ۲۰۰ الی ۵۰۰ کیلوتن استفاده میکند. هرچند طبق گفته برخی منابع ، نمونه DF-21D هم توان حمل کلاهک چندگانه MIRV را دارد.

استفاده از یک موشک بالستیک میانبرد در نقش ضدکشتی و یا به عبارتی دیگر هدف قرار دادن یک هدف متحرک در اقیانوس ها آنهم از فاصله ۱۴۰۰ الی ۱۵۰۰ کیلومتری بوسیله یک موشک بالستیک ابهامات فراوانی دارد و مشخص نیست که در عمل به چه میزان موفقیت با خود به همراه داشته باشد. مهمترین چالش پیش روی این موشک مساله رساندن آن به محدوده ای است که خود مستقیما بتواند بوسیله سنسورهای خود هدف را کشف کرده و بر روی آن قفل کرده و آنرا نابود کند.در ادامه به چالش های پیش روی این موشک اشاره میکنیم.

چالش اول کشف ناوگروه است. چین چگونه و به چه وسیله ای ناوگروه دشمن را از فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از سواحل خود کشف میکند؟ چین به چند وسیله میتواند ناوگروه دشمن را کشف کند. اول بوسیله انواع هواپیماها و جنگنده ها. هواپیماهای پیش اخطار چین مثل KJ-2000 و KJ-500 و همچنین بمب افکن های H-6 و بمب افکن های استراتژیک H-6K بوسیله رادارهای شناسایی و تهاجمی خود میتوانند ناوگروه آمریکا را (متشکل از ناو هواپیمابر و رزمناوها و ناوشکنها و دیگر شناورهای پشتیبانی) از فاصله متوسط ۲۵۰ کیلومتری کشف کند. حتی جنگنده ها و بمب افکن های تاکتیکی هم می توانند ناوگروه دشمن را کشف کنند. دوم بوسیله ماهواره ها. چین شبکه ای از ماهواره های شناسایی با قابلیت شناسایی در اختیار دارد که میتواند بوسیله آن ناوگروه دشمن را شناسایی کند. سوم بوسیله انواع شناورهای رزمی مثل ناوچه ها و ناوشکنها و حتی ناو هواپیمابر. چهارم بوسیله رادارهای فرا افق نگر یا OTH نیز میتوان ناوگروه دشمن را شناسایی کرد.از این رو چین توان لازم برای شناسایی ناوگروه در برد بالا روی کاغذ  دارد

اما مواردی که در بالا گفته شد تنها برای شناسایی بکار برده میشود. برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک تنها شناسایی کردن کافی نیست. بلکه باید آنرا رهگیری کرده و حرکت آنرا زیر نظر داشت. چرا که ناوگروهی که با سرعت کروز بیش از ۴۰ کیلومتر بر ساعت در حال حرکت است ، را نمی توان پس از شناسایی کردن صرفا با شلیک موشک نابود کرد. چرا که یک ناوگروه می تواند با سرعت حداکثر ۶۰ کیلومتر بر ساعت حرکت داشته باشد. البته معمولا سرعت کروز ناوگروه حدود ۴۰ کیلومتر بر ساعت است و ما در اینجا فرض میکنیم که سرعت حرکت ناوگروه ۴۰ کیلومتر بر ساعت است. موشک DF-21D بنابر ادعای مقامات چینی دارای ۱۰ ماخ سرعت است. البته منظور از ۱۰ ماخ سرعت این نیست که این موشک تمامی مسیر ۱۴۰۰ کیلومتری را با این سرعت طی خواهد کرد. خیر اینطور نیست. این موشک تنها در فاز پایانی پرواز در حین شیرجه رو به پایین و پیش از ورود به جو به این سرعت میرسد و در مراحل قبلی دارای سرعتی به مراتب کمتر از این میزان است. پس بنابراین این موشک برای رسیدن به حداکثر برد خود به حدود ۱۵ الی ۲۰ دقیقه زمان نیاز دارد. مسلم است که در طول این مدتی که موشک شلیک میشود تا به حداکثر برد خود برسد ، ناوگروه کیلومترها از نقطه ای که در زمان شلیک موشک در آنجا قرار داشت ، فاصله گرفته است.

پس همانطور که میبینید صرفا با کشف اولیه ناوگروه نمی توان موشک را به طرف آن هدایت کرد. بلکه می بایست پدر تمام طول این مسیر ، هدف را زیر نظر داشت و لحظه به لحظه رهگیری کرد و هرگونه تغییر مسیر ناوگروه را رهگیری کرده و متناسب با آن لحظه به لحظه موشک را تصحیح مسیر نمود.

اما به چه وسیله ای میتوان یک ناوگروه متحرک را که ۱۴۰۰ کیلومتر تا سواحل چین فاصله دارد را رهگیری کرد و براساس اطلاعات آن ، موشک را هدایت کرد؟ در اینجا به روشهای ممکن رهگیری ناوگروه برای چین و چالش های پیش رو برای هر کدام میپردازیم.

روش اول رهگیری به وسیله جنگنده ها ، بمب افکنهای خانواده H-6 ، هواپیماهای پیش اخطار و هواپیماهای گشت دریایی است. جنگنده منتفی است . چون هیچکدام از جنگنده های چینی برد کافی برای انجام چنین کاری را ندارند. بمب افکنهای H-6K و هواپیماهای پیش اخطار و گشت دریایی نیز میتوانند از فاصله متوسط ۲۵۰ کیلومتری ناوگروه را کشف و رهگیری کنند. خب مسلم است که در شرایط جنگی با وجود ترکیب آواکسهای E-2D ادونسد هاوک آی و جنگنده های پیشرفته سوپرهورنت (که از تمامی هواپیماهای پیش اخطار و جنگنده های چینی پیشرفته ترند) عملا هواپیماهای چین توان رسیدن به برد کافی برای رهگیری ناوگروه را ندارند. هر ناو هواپیمابر قادرست ۴ تا ۸ فروند آواکس ادونسد هاوک آی حمل کند که میتوانند پوشش راداری هوابرد را به صورت ۲۴ ساعته برای ناوگروه فراهم آورد. ادونسد هاوک آی میتواند بمب افکنها و هواپیماهای بزرگ چینی را در ارتفاع متوسط از فاصله بیش از ۶۰۰ کیلومتر نیز به سادگی شناسایی کند. پس این روش در عمل امکانپذیر نباشد دشوار است ولی نمیتوان ان را رد هم کرد.

به وسیله شناورها هم در عمل این کار امکانپذیر نیست. چون یک شناور نمی تواند شناور دیگر را از فاصله بیشتر از ۱۳۰ الی ۱۵۰ کیلومتر شناسایی کند. (به دلیل انحنای زمین) در شرایط جنگی هم امکان نزدیک شدن به این فاصله از ناو هواپیمابر وجود ندارد که دلیل آن واضح است.

روش دیگر استفاده از رادارهای OTH یا همان رادارهای فراافق نگر است. این رادارها همانطور که پیشتر اشاره شد با تاباندن سیگنالهای با طول موج بالا به سمت آسمان و لایه یونوسفر و بازگشت آن به سمت منطقه هدف و سپس برگشت این سیگنالها به رادار مادر عمل میکنند. این رادارها دقت بسیار ضعیفی دارند و صرفا از آنها برای هشدار زودهنگام استفاده میشود و قابلیت رهگیری اهداف و هدایت موشک را ندارد. این قبیل رادارها گاها خطایی درحد بیش از ده کیلومتر دارند. بدین ترتیب بوسیله این رادارها نمی توان ناوگروه را رهگیری کرده و موشک درحال پرواز را تصحیح مسیر کرد.

البته چین راه های دیگر نیز دارد مانند استفاده از پهپاد ها  مجهز  به رادار  نیز دارد اگرچه چین همکنون دارای  پهپادی با رادار انچنان دوربرد نیست  دست کن به انداز هواپیماهای گشت دریاییش  .شاید فکر کنید که همین مقدار که موشک را بتوان به نزدیکی ناوگروه هدایت کرد ، کافی است و خود موشک میتواند در آنجا مستقیما بر روی هدف قفل کند. این تفکر صحیح نیست. چون موشکی که با سرعت ده ماخ درحال فرود است را نمی توان به راحتی تصحیح مسیر کرد. یک موشک کروز که زیر سرعت صوت درحال پرواز است ، میتواند بوسیله بالهای خود و تغییر زاویه پروازی ، مسیر خود را تغییر دهد. اما موشک بالستیکی که با سرعت ده ماخ درحال فرود است را نمی توان مثلا در حد چند کیلومتر تصحیح مسیر نمود. چرا که موشکهای بالستیک توانایی انجام مانور و تغییر مسیرهای ناگهانی را ندارند. از این رو نمی توان این موشک را صرفا به منطقه حضور ناوگروه هدایت کرد تا خود موشک اقدام به هدفگیری کند.

اما مهمترین و شاید اصلی ترین روش کشف و رهگیری ناوگروه ها که تقریبا تمامی منابع بر آن تاکید دارند ، روش کشف و رهگیری بوسیله ماهواره هاست. چین چندین ماهواره برای انجام تصویربرداری روزنه ساختگی در اختیار دارد. اما اینکه این ماهواره ها در چه حالتی قرار دارند و سطح آمادگی شان چطور است ، مشخص نیست. معلوم نیست که آیا شبکه ماهواره ای چین بتواند تا مدت زمان و سرعت لازم ، ناوگروه دشمن را کشف کند. اما به هر حال محتمل ترین روش برای هدایت و رهگیری موشک DF-21D کماکان روش استفاده از ماهواره است. تقریبا تمامی منابع هم بر روی این روش برای کشف و رهگیری ناوگروه دشمن تاکید دارند. واقعیت هم همین است. هواپیماها و جنگنده ها و شناورهای سطحی و … در شرایط نبرد واقعی ، توان رسیدن به برد لازم برای رهگیری یک ناوگروه آمریکایی را ندارند ولی ماهواره این توان را دارند

ضمن اینکه روش استفاده از ماهواره هم چالش های خاص خود را دارد. نیروی دریایی ایالات متحده از ناوشکنهای آرلی بروک و رزمناوهای تایکاندروگا برای اسکورت ناوگروه ها استفاده میکند. تعدادی از این رزمناوها و ناوشکنها قابلیت شلیک و هدایت موشک RIM-161 SM-3 را دارند. این موشک سطح به هوا به منظور هدف قرار دادن انواع موشکهای بالستیک دشمن در ارتفاعات بسیار بالا و خارج از جو طراحی شده است. این موشک ۶.۵ متر طول و ۱۵۰۰ کیلوگرم وزن دارد. حداکثر ارتفاع قابل دسترسی برای نمونه های عملیاتی حال حاضر این موشک ۵۰۰ کیلومتر است و میتواند اهداف خود را در خارج از جو و تا ارتفاع ۵۰۰ کیلومتری هدف قرار دهد. حداکثر برد این موشک نیز ۷۰۰ کیلومتر است. ژاپن از این موشک بر روی تعدادی از ناوشکنهای خود استفاده میکند. همچنین در حال استقرار نمونه زمین پایه این موشک در خاک خود است تا با تهدیدات موشکی کره شمالی و چین مقابله کند. تا سال ۲۰۲۰ نمونه جدیدی از این موشک عملیاتی خواهد شد که حداکثر ارتفاع قابل دسترس آن ۱۵۰۰ کیلومتر و برد آن ۲۵۰۰ کیلومتر خواهد بود. این موشک برای هدف قرار دادن و نابودی موشکهای بالستیک طراحی شده است. اما از سال ۲۰۰۸ به بعد توانایی هدف قرار دادن و ساقط کردن ماهواره ها نیز به قابلیت های آن افزوده شد.

البته بدون شک اگر اغاز کننده نبرد چین باشد ، میتواند قبل از اینکه نیروی دریایی امریکا بخواهند ماهواره ای را هدف قرار دهد عملیات لازم را با ماهواره های خود  انجام دهد  و این بسته به این دارد که کدام طرف بخواهد نبرد را اغاز کند و تداروک جنگ دیده باشد. در کل در هر جنگی طرفی که اغاز کننده جنگ است در صورت غافلگیری دشمن میتواند امتیازات بسیاری به دست اورد

به هر حال استفاده از ماهواره برای رهگیری ناوگروه و سپس استفاده از موشک DF-21D چالش بسیار بزرگی دارد. چرا که ناوگان دریایی ایالات متحده نیز موشک SM-3 را در اختیار دارند و چنانچه در شرایط نبرد واقعی و تهدید قرار بگیرند ، قطعا از موشکهای SM-3 برای ساقط کردن ماهواره های چین استفاده خواهند کرد. بدون وجود ماهواره هم عملا امکان هدایت موشکهای DF-21D وجود ندارد(البته باز بسته به اینکه چه کسی درگیری را اغاز میکند).

منابع مختلف روش های هدایتی مختلفی را برای موشک DF-21D قید کرده اند. مثل روش هدایت فعال راداری ، روش هدایت اوپتیکی و روش هدایت فروسرخ. روش هدایت اوپتیکی به معنای این است که این موشک تنها در روشنایی روز و هوای مساعد قابل استفاده است. همچنین میبایست به نکته مهمی توجه کنید. موشک DF-21D یک موشک بالستیک است و مسیر پروازی آن قوسی شکل است و حداکثر سرعت آن هم ۱۰ ماخ است که در زمان شیرجه به این سرعت میرسد. دقت بفرمایید که این موشک ، یک موشک بالستیک است و در نتیجه از بالا بر سر هدفش فرود میاید و بدان حمله میکند. موشک بالستیک مثل موشک کروز نیست. موشکهای کروز میتوانند در هر ثانیه تغییر مسیرِ قابل توجهی بدهند. چرا که معمولا دارای بالچه ها و سطوح کنترلی بزرگی هستند و سرعت شان عمدتا کمتر از سرعت صوت است و یا اگر هم فراصوت باشند ، سرعتشان دو تا سه برابر سرعت صوت است. همچنین موشکهای کروز عمدتا به شکل موازی با سطح زمین به سمت هدف پرواز میکنند. اما موشکهای بالستیک اینطور نیستند. یک موشک بالستیک به شکل یک قوس سهمی شکل پرواز میکند. یعنی ابتدا به سمت بالا اوج میگیرد ، سپس به شکل افقی درآمده و به سمت منطقه هدف پیش میرود و در نهایت از بالا بر سر هدف فرود میاید. ضمن اینکه هرچقدر سرعت یک موشک بیشتر باشد ، مانور دادن آن نیز سخت تر و دشوارتر میشود. یک موشک بالستیک که با سرعت ۱۰ ماخ در حال شیرجه به سمت هدف است ، نمی تواند مانور چندانی بدهد. یعنی اینکه این موشک اگر بخواهد واقعا یک ناو را هدف قرار دهد ، میبایست در هنگامی که وارد جو زمین میشود ، دقیقا در بالای ناو حداکثر با اختلاف ۱۰۰ متر ظاهر شود. اگر زمانی که این موشک وارد جو میشود ، دقیقا در بالای سر ناو و یا حداکثر با اختلاف ۱۰۰ الی ۲۰۰ متر فرود بیاید ، به احتمال زیاد بتواند خطای مسیر خود را تا لحظه اصابت به ناو تصحیح کند. توجه بفرمایید که چنانچه این موشک در هنگام ورود به جو مثلا ۵۰۰۰ متر با ناو فاصله داشته باشد ، دیگر نمی تواند چنین میزان خطایی را تصحیح کند. چرا که موشک بالستیکی که با سرعت ده ماخ در حال پرواز است ، با وزن بالا و سرعت زیاد و بالچه ها و سطوح کنترلی کوچک خود نمی تواند چنین خطایی را تصحیح کند. توجه بفرمایید که مانور دادن و تغییر مسیر برای موشکهای بالستیک مثل موشک های کروز معنا و مفهوم ندارد. موشکهای کروز بوسیله بالها و احیانا بالچه های خود میتوانند مسیر خود را تغییر دهند. اما موشکهای بالستیک چنین نیستند. آنها مثل موشکهای کروز بال ندارند و فقط بعضا یکسری سطوح کنترلی کوچک دارند که بوسیله آنها میتوانند تغییر مسیر جزئی بدهند. از همه مهمتر هم مسیر پروازی موشکهای بالستیک است که چون از بالا بر سر هدف فرود میایند ، در عمل تغییر مسیر آنها نیز دشوارتر میشود.

همانطور که میبینید چالش های زیادی در اینکه یک ناوگروه متحرک در عمق اقیانوسها بوسیله یک موشک بالستیک آنهم از فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری هدف قرار بگیرد ، وجود دارد. چالش هایی مثل چگونگی کشف و رهگیری ناوگروه وجود دارد. البته نیروی دریایی نیز دست کم روی کاغد گزینه های خود را دارد . چرا که نیروی دریایی هم موشک پیشرفته SM-3 را در اختیار دارد که بوسیله آن قادرست نه تنها خود موشک DF-21D ، بلکه ماهواره هایی که بوسیله آنها موشک را هدایت میکنند را نیز هدف قرار داده و ساقط کنند. همچنین نیروی دریایی ایالات متحده به تازگی صاحب موشکی بسیار پیشرفته و قدرتمند به نام Rim-174 ERAM یا همان SM-6 شده است که توانایی مقابله با موشک های بالستیک کلاس DF-21D را هم دارد.

چین تاکنون هرگز این موشک را علیه یک هدف متحرک در فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از سواحل خود در عمق اقیانوس آزمایش نکرده است. چین یکبار این موشک را در صحرای گُبی و بر روی یک هدف ثابت آزمایش کرده است. اما هدف قرار دادن یک هدف ثابت بر روی خشکی و در داخل خاک خود چین با هدف قرار دادن یک هدف متحرک در اقیانوس ها کاملا متفاوت است. پس این موضوع را هم در نظر داشته باشید که چین تاکنون این موشک را علیه یک هدف متحرک در اقیانوسها و یا به عبارتی دیگر این موشک را حتی در شرایط شبیه سازی شده از میدان نبرد نیز آزمایش نکرده است. نه تنها فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری ، بلکه چین حتی این موشک را علیه یک هدف متحرک در کمتر از ۲۰۰ کیلومتری سواحل خود نیز آزمایش نکرده است. نکته دیگر اینکه بعضا تصور میشود که ایده استفاده از موشک بالستیک برای هدف قرار دادن شناورها یک ایده جدید است که توسط چین و ایران ارائه شده است. این تصور صحیح نیست. شوروی سابق در دهه ۱۹۶۰ موشک بالستیک زیردریایی پرتاب R-27 را طراحی کرده بود. این موشک حدود ۱.۳ الی ۲ کیلومتر دایره خطا داشت و مجهز به یک و در برخی نمونه ها سه کلاهک هسته ای بود. شوروی در سال ۱۹۷۱ شروع به طراحی نمونه ای از این موشک با نام K-27K کرد که در نوک خود مجهز به یک رادار کاوش بود. این رادار کاوش قرار بود نقش کشف کننده اهداف دریایی متحرک بر سطح آب اقیانوسها را داشته باشد. طراحی این موشک از سال ۱۹۷۱ آغاز و در سال ۱۹۷۴ اولین آزمایش آن انجام شد. در نهایت با آنکه موشک K-27 در دهه ۱۹۷۰ عملیاتی شد ، اما نمونه ضدکشتی آن ، یعنی K-27K هیچگاه وارد خدمت نشد که دلیل آن هم مشکلات فنی ناشی از هدفگیری و هدفیابی و غیرعملی بودن چنین طرحی در میدان نبرد واقعی بود. نکته دیگری که میبایست آنرا مورد توجه قرار داد این است که تمامی چالش ها و مشکلاتی که برای این موشک عنوان شد برای وقتی است که ناوگروه دشمن ۱۴۰۰ کیلومتر از سواحل چین فاصله داشته باشد و چین بخواهد بوسیله DF-21D از این فاصله یک ناوگروه متحرک بر سطح آب را هدف قرار دهد ، اما هرچقدر فاصله ناوگروه تا ساحل کمتر باشد احتمال موفقیت حمله نیز بیشتر می شود. مثلا چنانچه ناوگروه ۲۰۰ کیلومتر تا ساحل فاصله داشته باشد ، احتمال بیشتری برای هدف قرار گرفتن آن بوسیله یک موشک بالستیک وجود دارد. پس به این نکته میبایست توجه داشت که هدف این مقاله نشان دادن این موضوع است که هدف قرار دادن یک ناوگروه متحرک «تنها در فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری» عملا بسیار سخت است و بدون شک در برد نزدیک فرایند کشف ، و درگیری برای چین بسیار راحت تر  میشود و درصد موفقیت افزایش میابد زیرا کشف هدف با رادار یک جنگنده تاکتیکی و یا یک هواپیمای گشت دریایی بسیار راحت تر است.در نهایت چین به شکل رسمی این موشک را بر ضد یک هدف متحرک در دریا ازمایش نکرده است

تست موشک روی یک هدف ثابت. این موشک دست کم در نقش تهاجم زمینی دقت بسیار بالای دارد

ممکن است این سوال مطرح شود که اگر این همه چالش بر سر راه هدایت این موشک است و در عمل استفاده از این موشک اینقدر دشوار است ، پس چرا چین اقدام به طراحی و بکارگیری این موشک کرده است؟ آیا چین یک موشک بلااستفاده را طراحی کرده است؟ باید توجه داشت که در طول تاریخ سلاح های زیادی بوده اند که بیشتر از آنکه کارآیی میدانی داشته باشند ، ابزاری برای پیش برد مقاصد سیاسی بودند. همینکه چین اعلام کرده که موشکی بالستیک در اختیار دارد که میتواند با آن ناوگروه های دریایی ایالات متحده را هدف قرار دهد ، برای پیش بردن اهداف و مقاصد سیاسی این کشور کافی است. به عنوان مثال دست کم برای توده مردم خودش میتواند بگوید که سلاحی برای مقابله با دشمن دارد و اگر در دریا نیروی سطحی برای مقابله با ناوگان دریایی آمریکا ندارد ، لااقل در ساحل سلاحی برای مقابله با نیروی دریایی ایالات متحده در اختیار دارد و از طرفی همان طور که گفته شده این موشک در برد نزدیک برای امریکای ها تهدید بالاتری است و این نیز میتواند یکی از دلایل توسعه ان باشد (البته چین نیروی دریایی بسیار بزرگی  دارد و در عمل با شناورهای سحطی و زیر سطحی خود نیز میتواند برای امریکا دردسر ایجاد کند).نیروی دریایی امریکا خود طی گذارشی  موشک کروز مافوق صوت ضد کشتی چینیها را خطر بسیار بزرگتری برای خود دانسته . دلیل این مسئله این است که  بلافاصله بعد از شلیک موشک بالستیک ان را کشف میکنند و دست کم ۱۵ دقیق اخر پرواز ان را در دید دارند و زمان واکنش بیشتر در برابر ان وجود دارد  ولی کشف یک موشک ضد کشتی مافوق صوت  پرواز کننده در ارتفاع پایین  در کمتر از چهل کیلومتری ناو ممکن است

دست کم اگر موشک DF-21D علیه شناورهای متحرک کاربرد نداشته باشد ، لااقل نشان داده که از دقت خوبی علیه اهداف ثابت زمینی برخوردار است. یعنی چنانچه این موشک علیه اهداف دریایی نیز کارآیی نداشته باشد ، چین میتواند از آن علیه اهداف ثابت در تایوان و ژاپن استفاده کند.

و در پایان اینکه گفتن این موضوع که این موشک بالکل بی مصرف است نیز صحیح نیست. هرچند حقیقتا استفاده عملی از این موشک در عمل باز تائید میکنم در برد ۱۴۰۰ کیلومتری مشکلات  زیادی دارد، اما باید توجه داشت که ممکن است در شرایط عملی میدان نبرد به شکل شرایطی پیش آید که هدایت موشک را به سمت ناوگروه حتی در چنین بردی نیز اسان باشد.

تذکر: این مقاله یک مقاله تحلیلی است… بدون شک نویسنده مقاله نظر خود را بر اساس موارد علمی بیان کرده است…دیدگاه های شما بر اساس دلیل و منطق می تواند باعث روشن شدن بیشتر بخش های مختلف این مقاله شود

55+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar