جنگ جهانی دوم

عملیات بلوط

عملیات بلوط

فتح قلعه عقابها

بقلم : میناگلرو

شرح ماجرای عملیات پیچیده و ناممکن بلوط

بنیتو موسولینی در ژوئیه ۱۸۸۳ متولد شد پدر وی آهنگر نسبتا فقیری بود در بحبوحه جنگ جهانی اول وی وارد ارتش شد و به درجهٔ استواری نایل آمد

پس از جنگ اول جهانی ایتالیا دچار یک رکود اقتصادی شدید شد که نارضایتی عمومی را بدنبال داشت در چنین وضعیتی موسولینی حزب ملی فاشیست را تشکیل دادو شروع به ایراد سخنرانی های آتشین نموده  و با  ادعای اینکه می‌خواهد عظمت روم باستان را برای ایتالیا احیا کند سوار بر موج نارضایتی عمومی شد و توانست در سال ۱۹۲۲ به نخست وزیری ایتالیا برسد

در عرض چند سال بعد از ۱۹۲۴ موسولینی پارلمان ایتالیا را بدل به وجود بی‌خاصیتی کرده،و شروع  به سانسور شدید در مطبوعات کرد و اتحادیه‌های کارگران را منحل ساخته و کارگران را از حق اعتصاب محروم نموده و سایر احزاب سیاسی را به کل منسوخ کرده و شروع به قلع و قمع مخالفان خود نمود

وی  دستگاه پلیس مخفی دایر کرد و دادگاه‌های مخصوصی برای محاکمهٔ مخالفین تأسیس نمود

پس از روی کارآمدن آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۳، موسولینی  باآلمان و ژاپن دولت‌های محور را به وجود آوردند که در ظاهر هدفشان مبارزه با کمونیسم بود.

اقدامات موسولینی پس از رسیدن به قدرت

موسولینی پس از رسیدن به قدرت به تبعیت از المان نازی اقدام به تشکیل سازمان سرکوب ضد فاشیسم نمود که کاملا از نظر سازمانی مشابه پلیس امنیتی آلمان یا گشتاپو بود و به دلیل اینکه افراد ان از لباسهای مشکی استفاده میکردن معروف به لباس مشکی ها بودند و وظیفه حفاظت از موسولینی را برعهده داشتند همچنین موسولینی به تبعیت از ادولف هیتلر اقدام به ایجاد پناهگاههای زیر زمینی بسیار مستحکمی برای خود نموده بودکه در برابر حملات هوایی شدیدا مقاوم بودند دیوارهای بتنی این پناهگاهها بیش از یک متر ضخامت داشتند و شدیدا جهت مقابله با حملات شیمیایی عایق بندی و ایزوله شده بودند

موسولینی پس از رسیدن به قدرت با انجام یکسری اقدامات پوپولیستی و عوام فریبانه در کنار اشغال لیبی و حمله به اتیوپی توانست وجهه خود را بشدت بالا ببرد و پس از فرار هایله سلاسی پادشاه اتیوپی عملا ایتالیا نیز به جرگه کشورهای دارنده مستعمرات خارجی پیوست و علیرغم فشار کشورهای خارجی و مجمع ملل با بی اعتنایی و خروج از این مجمع عملا باعث از وجهه افتادن این مجمع گردید

موسولونی

افول ستاره اقبال موسولینی

پس از به قدرت رسیدن هیتلر در المان نازی موسولینی دست دوستی بسوی هیتلتر دراز نمود و بعنوان متحد المان به همراه امپراتوری ژاپن تشکیل دول متحد را دادند

با اینکه موسولینی متحد آلمان بود ولی هیتلر چندان به  ایتالیاییها اطمینان نداشت و انها را فاقد روحیه جنگندگی و ایستادگی میدانست به همین دلیل بخشی از سربازان المان بدستور هیتلر و در ظاهر بعنوان دفاع از ایتالیا در مقابل متفقین ولی در واقع بخاطر اعمال قدرت و جلوگیری از خیانت ایتالیایی ها به این کشور اعزام گردید و در رم و شمال ایتالیامستفر گردیدند

موسولینی نیز هیچ مقاومتی در مقابل این عمل هیتلر نشان نداد همین امر باعث شد تا مردم ایتالیا به موسولینی بدبین شوند و او را یک فرمانبردار در مقابل هیلتر تشخیص دادند این اقدام موسولینی در پذیرش یگانهای ارتش المان انچنان باعث جریحه دار شدن غرور ملی ا یتالیایی ها شد که حتی عده‌ای از حزب فاشیست ایتالیا نیز به او معترض شدند

ولی بخاطر برخورد شدید موسولینی و پلیس های امنیتی و پیراهن مشکی ها این اعتراضات شدیدا سرکوب شد و راه بجایی نبرد

سرانجام در ادامه جنگ جهانی دوم آتش این جنگ خانمان سوز دامان ایتالیایی ها را نیز گرفت و  با اشغال جزیرهٔ سیسیل به دست متفقین در سال ۱۹۴۳ و ورود آن‌ها به جنوب ایتالیا، گروهی از سیاسیون به رهبری  شاه ایتالیا در جلسه ای محرمانه بخاطر جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به ایتالیا موسولینی را از قدرت عزل و ترتیبی دادند که وی سریعاً  را دستگیر شود و بلافاصله در ۲۳ ژوئیه سال ۱۹۴۳ بادولیو را به مقام نخست وزیری انتخاب نمودند

و جهت جلوگیری از عواقب و تبعات بازداشت موسولینی مکان بازداشت وی محرمانه و مخفیانه ماند و چند بار اقدام به جابجایی مکان بازداشت وی نمودند تا درنهایت وی را به یک قلعه قدیمی در کوهستان آلپ موسوم به قلعه عقابها انتقال دادند

نخست وزیر جدید ایتالیا سراسیمه و با عجله با متفقین وارد مذاکره شده و قرداد آنش بس را امضا میکنند که در ۸ سپتامبر موضوع ان فاش میگردد

واکنش المان به زندانی شدن موسولینی

پس از دستگیری موسولینی و فاش شدن قرداد اتش بس منعقده میان دولت جدید و متفقین هیتلر که در واقع متحد اصلی خود را از دست داده بود و ایتالیا میرفت تا از یک متحد راهبردی به یک دشمن بالقوه تبدیل شود به همین دلیل هیتلر تشکیل جلسه ویژه ای با حضور افسران ارشد اس اس ، گشتاپو و ارتش داد تا اوضاع را بررسی کنند در این جلسه به این نتیجه رسیدند که هیچ کس بجز شخص موسولینی قادر به تحریک نیروهای ناسیونالیست ایتالیا به حمایت از المان نیست و برکناری او ضربه بزرگی به جبهه متحدین وارد مینمود و المان باید از همه توان خود جهت برگرداندن موسولینی به قدرت استفاده کند

ولی مسئله این بود که محل بازداشت موسولینی شدیدا محرمانه نگه داشته شده بود و هیچ کس از محل نگهداری او خبری نداشت

لذا پس از بررسی تمامی جوانب ماجرا قرار بر این شد که یگانی از نخبه ترین نیروهای لوفت وافه به فرماندهی سرهنگ اتو اسکورزنی تشکیل شود که وظیفه تجسس ، پیدا نمودن و آزاد ساختن بنیتو موسولینی را برعهده این یگان قرار داده شد و فرماندهی این یگان توسط شخص پیشوا به سرهنگ اسکورزنی که از نخبه ترین کماندوهای ارتش آلمان بود اعطا گردید

اشنایی با اتو اسکورزنی

اتو اسکورزنی یک افسر عضو واحد اس اس بود وی علیرغم سن کم خود ولی بخاطر لیاقت و رشادتهای زیادی که از خود نشان داده بود مفتخر به دریافت صلیب آهنی شوالیه از دست هیتلر شده و به درجه سرهنگ دومی در واحد اس اس رسیده بود وی لقب خطرناک ترین مرد اروپا را یدک میکشید و متخصص انجام عملیاتهای غیر ممکن و ناشدنی بود و تا آنزمان در تمام ماموریتهایی که به وی محول شده بود با موفقیت انجام داده بود

اتو اسکورزنی

وی در ۱۳ ژوئیه ۱۹۰۸ در وین اتریش بدنیا آمده بود پدر وی یک مهندس بسیار موفق عمران بود و اسکورزنی نیز راه پدر را در پیش گرفته و در رشته عمران وارد دانشگاه وین گردید ولی روحیه اتو اسکورزنی مترادف ریسک و خطر کردن بود و هیچ گاه مانند دیگر دانشجویان دانشگاه بدون حاشیه و پیگیر درسهایش نبود اولین یادگاری روحیه پر شر و شورش را در همین ایام دریافت نمود و در یک مسابقه شمشیر بازی بشدت مجروح شد و زخم عمیقی روی صورت و گونه اش خورد که جای زخم برای همیشه به شکل‌بسیار بدی برصورتش ماند و در برخورد اول این جای زخم صورتش بود که بیشتر از هر چیز در چشم میزد

پس از فارغ التحصیلی بعنوان یک مهندس جوان در وین مشغول به کار شد ولی روحیه خشن و ذات اکشن و پر جنب و جوشش وی را بسوی آینده دیگری کشاند که هیچ سنخیتی با شرایط انزمان وی نداشت

در سال ۱۹۳۱ وارد حزب ناسیونال سوسیالیست شد و پس از مدتی با وساطتت و معرفی آرتور سیس اینکوارت رهبر حزب ناسیونال وارد نیروهای ویژه اس آ شد پس از ورود به اس آ اسکورزنی احساس میکرد نیمه گمشده خود را پیدا نموده در جریان پیوستن اتریش به المان نازی و آشوبی و اعتراضات خشنی که براه افتاد و در ادامه شورش گارد ریاست جمهوری اتریش اسکورزنی از طرف اینکوارت ماموریت نجات جان ویلهلم میکلاس شد و توانست علیرغم اینکه دفتر ریاست جمهوری اتریش در محاصره نیروهای خشمگین و شورشی گارد ریاست جمهوری بود اتو اسکورزنی در یک ماموریت بسیار مشکل و غیر ممکن بهمراه تعداد انگشت شماری از نیروهای اس آ که توسط وی انتخاب شده بودند شبانه وارد دفتر ریاست جمهوری شده و میکلاس را بسلامت با خود خارج نمود این عملیات متحورانه و ناممکن که توسط اسکورزنی انجام داد برای اولین بار نبوغ بالا و توان ذاتی فرماندهی این مهندس جوان را به نمایش گذاشت و او توانست با قبول ماموریت هایی بسیار سخت و ناممکن شهرتی بین المللی برای خود کسب کند

اتو اسکورزنی قبل از انجام عملیات

شروع عملیات

در جلسه بررسی وضعیت موسولینی شخص هیتلر اتو اسکرزنی را بعنوان فرمانده و سرپرست عملیات منصوب نموده و نیروی هوایی المان (لوفت وافه ) بعنوان مجری عملیات انتخاب و در همان جلسه هیتلر دستور میدهد که لوفت وافه ، اس اس ، گشتاپو و بقیه بدنه ارتش المان موظف میشوند هر مساعدتی که اتو اسکرزنی نیاز داشت را به وی انجام دهند

سرگرد اسکورزنی ترجیح داد افراد گروهش را شخصا انتخاب کند زیرا وقت بسیار محدود بود و باید عملیات بسرعت انجام میگرفت

اسکورنی یک گروه کوچک از تعدادی ازنیروهای هوابرد لوفت وافه و نیروهای ویژه چترباز که در یگان تحت فرماندهی وی خدمت میکردند را انتخاب نمود و پس از هماهنگی سریع و توجیه گروه بسرعت فاز بعدی عملیات یعنی شناسایی مکان نگهداری موسولینی را شروع کردند

اولین مشکل بزرگ عملیات نیز همین بود یعنی شناسایی مکان دقیق نگهداری بنیتو موسولینی زیرا مکان نگهداری وی در ایتالیا شدیدا سری و محرمانه بود و افراد کمی از مکان دقیق وی مطلع بودند لذا اتو اسکورزنی به یمن شم ذاتی خود حدس میزد که ایتالیایی ها موسولینی را در مکانی نگهداری میکنند که کاملا صعب العبور  و غیر قابل دسترسی باشد زیرا در خود ایتالیا نیز موسولینی طرفدارانی داشت و نگهداری او در زندانهای عادی و یا مکانهای شهری و عمومی کاری خطرناک و پر از ریسک بود

در وهله بعد با توجه به جایگاه سیاسی وی مکان نگهداری وی نمیتوانست یک زندان و یا مکانی مشابه باشد و به احتمال زیاد وی را در یک هتل و یا مراکز اقامتی مشابهی بصورت بازداشت خانگی نگه میداشتند

لذا اسکورزینی بسرعت لیستی از مراکز  ، بناها و اماکنی که امکان داشت بنیتو موسولینی را در انجا نگه داشته باشند تهیه نمود در لیست وی اماکنی گنجانده شده بودند که در وهله اول مکانی بزرگ و آبرومند باشد و در وهله دوم دسترسی به ان بسیار مشکل و صعب العبور بوده تا حفاظت از وی راحتت تر باشد

برای دسترسی بهتر به این اماکن اسکورزینی تلاش نمود با استفاده از اطلاعات و گزارشات جاسوسان اس اس در المان استفاده کند ولی مشکل بعد این بود که ایتالیایی ها که گویی دست هیتلر را خوانده بودند هر چند مدت یکبار اقامتگاه موسولینی را عوض میکردند

آلماني ها به دليل آنكه محل زندان موسوليني چندين بار تغيير كرده بود براي يافتن مكان او دچار مشكلاتي شده بودند

بهرحال لیست اتو اسکورزینی کامل شد و وی لیستی از اماکنی که از شرایط لازم برای نگهداری دوچه برخوردار بودند و امکان داشت  که وی را در انجا نگهداری کنند تهیه و بسرعت شروع به بررسی اماکن مورد نظر نمود که به دوصورت انجام میگرفت اول از طریق افرادی که منتخب خود اسکورزینی بودند و از نخبه ترین افراد موجود در ارتش المان انتخاب شده بودند ماموریت داشتند که بعنوان شهروند عادی ایتالیایی وارد این کشور شده و به تحقیق و بررسی اماکنی که به انها سپرده شده بود پرداخته و نتیجه را به شخص اسکورزینی گزارش کنند شرط لازم برای انتخاب این نیروها این بود که در مدتی را در ایتالیا خدمت کرده باشند و کاملا به لهجه و جغرافیای منطقه آشنایی کامل داشته باشند و اماکن مورد نظر بین این نیروها تقسیم و هر تیم که شامل دو نیرو میشد وظیفه بررسی یک ساختمان را برعهده داشتند این نیروها با احتیاط و بدون اینکه جلب نظر کنند باید حداکثر اطلاعات را بدست می آوردند بخاطر جلوگیری از لو رفتن عملیات نیز تا حد امکان هویت این نیروها محرمانه ماند و افراد بسیار محدودی در جریان عملیات انها قرار گرفتند

تاکتیک اسکورزینی جواب داد و یکی از تیم ها توانستند اورا بیابند

طبق اطلاعات انها هتلی متروکه در کوهستان الپ که پیشتر مکان اقامت توریست هایی که برای اسکی و استفاده از کوهستان الپ مراجعه میکردند و از زمان شروع جنگ متروکه مانده اخیرا مکان رفت و امدهای مشکوکی شده بود و فعالیتهای مشکوکی در ان جریان داشت تمام اطلاعات گروه همین بود زیرا این مکان که به قلعه عقابها شهرت داشت انچنان صعب العبور بود و از ان محافظت میشد که امکان نزدیک شدن به ان وجود نداشت

لذا سرگرد اسکورزینی خود وارد میدان شد و برای تحقیق و بررسی بیشتر با هواپیما اقدام به عکسبرداری و شناسایی منطقه نمودند بله اطلاعات درست بود و انها موفق به شناسایی مکان نگهداری بنیتو موسولینی شده بودند و سرانجام موسوليني را در «لانه عقاب» در قله كوه گران ساسو واقع در 120 كيلومتري شمال شرقي شهر رم مي يابند.

ولی اشکال اینجا بود که این هتل شدیدا صعب العبور و دسترسی به ان تقریبا غیرممکن بود ، موسوليني در هتل كامپو ايمپراتوره برفراز يك صخره دست نيافتني كه تنها با تله كابين قابل دسترسي بود ، در بازداشت به سر مي برد.

حرکت بسوی قلعه عقابها

پس از شناسایی دقیق مکان نگهداری دوچه اسکورزینی برای پیدا نمودن راهی برای دسترسی به قلعه در روز 10 سپتامبر در يك پرواز شناسايي برفراز اين منطقه يك محوطه كوچك مسطح در نزديكي هتل تشخيص داده مي شود و غیر از ان مکان کوچک بقیه منطقه از صخرهای خطرناک و پرتگاههای عمیق تشکیل شده بود

اسكورزني تصميم مي گيرد براي رسيدن به اين مكان از هواپيماهاي گلایدر استفاده كند زيرا استفاده از چتربازان بسيار خطرناك بود.

اسکورزینی نیروهای خود را به دو دسته تقسیم میکند گروه اول که وظیفه آزادسازی موسولینی را دارند از کماندوهای ویژه هوابرد که در یگان تحت فرماندهی خود اسکورزنی خدمت میکردند انتخاب شده بودند و بخش اصلی عملیات برعهده این گروه کوچک بود و گروه دوم نیز که یك گروه كماندويي چترباز از واحد اس اس بودند نيز مامور تصرف فرودگاه كوچك اكوئيلا و به دست گرفتن كنترل تله كابين شده بودند

اسکورزنی وقت زیادی نداشت و هر آن ممکن بود دوچه را به مکان دیگری انتقال دهند بنابراین عملیات برای دو روز بعد برنامه ریزی گردید و نیروهای عمل کننده توسط اسکورزنی توجیه گردیدند

طبق برنامه ریزی انجام گرفته دسته اول با کایت در محوطه کوچک کنار قلعه فرود امده و پس از استقرار در مکانهای در نظر گرفته شده در زمان معینی عملیات را آغاز مینمودند گروه دوم نیز با چتر نجات خود را به اطراف ایستگاه تله کابین رسانده و همزمان با گروه اول اقدام به تصرف ایستگاه و جلوگیری از تردد افراد بسمت قلعه و رسیدن نیروی کمکی در صورت وقوع درگیری بودند

در حالیکه همه شرایط مهیای شروع عملیات بود و هر دو گروه تمامی کارهای مقدماتی را انجام داده بودند ناگهان یگان عملیاتی با یک مشکل پیش بینی نشده و بزرگ روبرو شدند که انجام عملیات را تقریبا غیر ممکن مینمود

ماجرا از این قرار بود که دقیقا روز شروع عملیات شرایط جوی بسیار بدی بر منطقه حاکم شده بود و وجود ابرهای ارتفاع پایین دید را محدود کرده بود و خصوصا در چنین عملیات مهم و سرنوشت سازی که در پرتگاه و صخره های مرگبار انجام میشد نداشتن دید کافی یعنی به استقبال مرگ رفتن و به نوعی خودکشی بحساب می آمد خصوصا برای دسته اول گلایدرها که در میان صخره ها و در یک محوطه کوچک باید فرود می آمدند

از طرفی هر لحظه امکان داشت موسولینی از قلعه منتقل و حاصل زحمات تمام گروه از بین برود و از ان گذشته مشخص نبود که مکان جدید صعب العبور تر و سخت تر از قلعه عقابها نباشد سوای از اینکه احتمال کشف مکان جدید نیز بسیار پایین بود

ولی قبول ریسک شکست عملیات نیز غیر قابل قبول بود زیرا گروه فقط یکبار میتوانست بخت خود را برای عملیات نجات امتحان کند چون در صورت شکست و آگاه شدن مقامات ایتالیایی از نقشه نجات موسولینی تدابیر شدیدتر امنیتی اتخاذ میکردند و دیگر بار طرح یک نقشه جهت آزادی غیر ممکن بود

بنابراین همه چیز به نظر سرگرد اسکورزینی فرمانده عملیات موکول شده بود اسکورزینی ساعتی عملیات را به عقب انداخت شاید شرایط اندکی بهتر شود ولی شرایط جوی هر لحظه بدتر میشد و همه منتظر دستور لغو عملیات بودند

اسکورزینی جلسه کوتاهی با نیروهای عملیاتی برگزار نمود و تمامی شرایط را برای آنها بازگو نمود و در خاتمه از انها خواست نظر خود را اعلام کنند و اگر از آمادگی لازم برای انجام عملیات به هر دلیل برخوردار نیستند تا وی دستور لغو عملیات را صادر کند

مسئله جالب این بود تمامی افراد هر دو گروه یعنی کماندوهای واحد اسکورزینی و چتر بازان واحد اس اس با لغو عملیات مخالفت نموده و اعلام نمودند که از توانایی لازم حتی در این شرایط جوی برای انجام عملیات برخوردار هستند

انچنان نیروهای یگان عملیاتی با اعتماد بنفس اعلام آمادگی نمودند که سرگرد اسکورزینی نیز مجاب به ادامه عملیات شد و بلافاصله نیروهای عملیاتی رهسپار قلعه عقابها شدند

از 12 فروند گلایدر تنها 8 فروند آنها موفق به فرود در آن محوطه كم وسعت مسطح شدند و مابقی سقوط کرده و کشته شدند

نفرات باقیمانده توسط اسکورزینی تقسیم و بخاطر جبران نفراتی که کشته شده بودند وظیفه انها بین سایر نفرات باقیمانده تقسیم گردید

بلافاصله نيروهاي كماندويي واحد اتو اسکورزینی براي نجات بنيتو موسوليني اقدام مي كنند

عملیات چنان برق آسا و دقیق انجام گرفت که  نگهبانان ايتاليايي حتی نتوانستد کوچکترین مقاومتی در مقابل آنهااز خود نشان دهند.

اسكورزني براي فرار دادن دوچه از يك هواپيماي كوچك شناسايي مدل فيسلر استورخ كه خلباني آن را گرلاخ خلبان مشهور به عهده داشت ، استفاده مي كند.

گرلاخ در يك اقدام جسورانه موفق به فرود مي شود اما برخاستن دوباره با 2 مسافر يعني اسكورزني و موسوليني بدون آنكه اثاثيه ديكتاتور فراموش شوند امکانپذیر نبود بنابراین اسکورزنی موسولینی را با هواپیما اعزام و خود به همراه سایر نیروهای عملیاتی مراجعت نمود

اتو اسکورزنی و موسولونی بعد از عملیات

موسوليني اندكي پس از آزادي با خانواده اش در شهر وين تجديد ديدار كرده و سپس براي پيوستن به هيتلر به اقامتگاه او مشهور به «لانه گرگ» در پروس شرقي مي رود.

اوتو اسكورزني براي اين عمليات موفقيت آميز مدال صليب آهني را از شخص پیشوا دريافت مي كند.

دستگاه تبليغات آلمان نازي از خبر آزادي بنيتو موسوليني نهايت استفاده را مي كند.

اين خبر به اندازه اي حيرت آور بود كه در جلسه مجلس عوام انگلستان اعلام مي شود.

پس از آزادی موسولینی قصد داشت خود را بازنشسته کرده و در المان زندگی کند ولی هيتلر مانع از اين مي شود كه موسوليني دوران بازنشستگي خود را در آلمان سپري كند.

موسوليني ناگزير به سرعت به ايتاليا مي رود و با کمک نیروهای المانی با تصرف بخشی از شمال ایتالیا يك جمهوري خودخوانده به نام «جمهوري سوسيال ايتاليا» را تاسيس كرده و رياست آن را به عهده مي گيرد.

به اين ترتيب ، در روز 12 سپتامبر سال 1943 ميلادي جهان با حيرت از ماجراي نجات و فرار بنيتو موسوليني از بازداشت خانگي در منطقه دست نيافتني قلعه عقابها آگاه مي شود.

نوشته شده برای سایت جنگاوران:http://jangaavaran.ir

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن