گرداوری و ترجمه: حسین رشیدی

پس از پایان جنگ شش ماهه لبنان در سال ۱۹۸۲ ، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) مقر فرماندهی خود را از لبنان به تونس انتقال داد. از این‌رو راه ارتباطی اعضای ساف از طریق خطوط دریایی بود. اسراییل به منظور رهیگری افراد ساف، چندین واحد گشتی را در به صورت نامحسوس در منطقه بین لارناکا (قبرس) و بیروت مستقر نمود تا از این طریق بتواند اعضای مقاومت را شناسایی و در صورت لزوم دستگیر نماید. از این‌رو بارها اقدام به توقیف و بازرسی شناور هایی که در این منطقه تردد می‌کردند، می‌نمود و افراد مظنون به اعضای ساف را بازداشت می‌کرد. در ۱۳ام سپتامبر ۱۹۸۵ در یکی از این بازرسی ها توسط یکی از شناورهای اسراییلی، اعضای موساد موفق یه شناسایی یکی از فرماندهان ارشد ساف به نام فیصل ابو شراع شد. موساد ابوشراع را به اسراییل منتقل کرد و او پس از بازجویی، با حکم دادگاه به سال‌ها زندان محکوم شد.

دو هفته بعد از این ماجرا در ۲۵ سپتامبر مصادف با عید یوم کیپور، سه فرد مسلح به ای کی ۴۷، سه اسراییلی را که درون شناوری تفریحی در نزدیکی بندر لارناکای قبرس لنگر انداخته بودند، دستگیر و سپس به قتل رساندند. پلیس قبرس در اقدامی سه مرد شرکت کننده در این کشتار را دستگیر و برای محاکمه به زندان انداخت که دو نفر از آنها فلسطینی و دیگری انگلیسی بود. اسراییل انگیزه این عملیات تروریستی را اقدامی تلافی جویانه علیه دستگیری ابوشراع که توسط شناوری کوچک از قبرس به لبنان سفر میکرد، برآورد کرد و اینکه سه فرد اسراییلی کشته شده به اشتباه افراد موساد تلقی شده بودند که رفت و آمد شناور های فلسطینی را رصد میکردند. این اقدام موجب برانگیختن ترس و وحشت بین شهروندان اسراییلی شد.

هرچند ساف مسئولیت حمله را بر عهده نگرفت، دولت اسراییل سرانجام متقاعد شد که حمله کار نیروی هفده بوده، نیرویی که به طور مستقیم از یاسر عرفات دستور می‌گرفت و حفاظت از شخصیت‌های ساف را بر عهده داشت. کابینه اسراییل نشستی را در ۲۶ سپتامبر برگزار کرد تا تصمیم لازم برای اقدامات تلافی جویانه به این حمله به سریع ترین راه ممکن اخذ نماید. عزر وایزمن، یکی از اعضای کابینه، مخالف هرگونه حمله توسط نیروی هوایی بود زیرا به نظر او، چنین یورشی، اقدامی گسترده و نامتناسب با کشته شدن سه نفر بود و می‌توانست تلاش‌های اخیر حسین بن طلال، پادشاه اردن، در راستای صلح در منطقه را نابود کند. از طرفی آیرییل شارون خواستار حمله به مقر معاون یاسر عرفات در عمان پایتخت اردن بود. درنهایت اسحاق رابین، وزیر دفاع اسرائیل  از بین پیشنهادهای مطرح شده، حمله به مقر ساف در تونس را برگزید. عملیات پای چوبی نام گذاری شدو اجرای آن به اسکادران Spearhead در پایگاه تل نف واگذار شد.

به دنبال این حادثه، مطبوعات عربی هشدارهای زیادی از امکان اقدامات تلافی جویانه اسرائیل منتشر کرد که بسیاری از این داستان ها توسط LAP، بخش جنگ روانی موساد طرح ریزی شده بود. تونس با توجه به خبرهای پخش شده در مطبوعات، نگرانی خود از اینکه ممکن است توسط اسرائیل مورد حمله فرار گیرد را به ایالات متحده ابراز کرد. با این حال، به گفته یک مقام عالی رتبه تونس ایالات متحده آمریکا خاطرنشان کرد که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود دارد.

با دریافت دستور طرح ریزی عملیات توسط پایگاه تل نف،  بسیاری از خلبانان پایگاه خواهان شرکت در عملیات بودند از جمله خود فرمانده پایگاه، سرتیپ گیورا، که پس از قبول اطاعت محض از دستورات فرمانده پروازی که دارای درجه ای پایین تر از گیورا بود، موفق به کسب اجازه شرکت در عملیات شد. افراد شرکت کننده در عملیات از بهترین های موجود انتخاب شدند و بسیاری از آنها در کارنامه خود دارای شکار میگ بودند.

عملیات برای روز یکم اکتبر زمان بندی شد. روز حمله به قصد در وسط هفته قرار داده شده بود تا از میزان تلفات احتمالی به افراد غیر نظامی که بیشتر آنها توریست بازدیدکننده از ساحل بودند، جلوگیری شود.

برای موفقیت در عملیات لازم بود که عملیات دور از چشم رادارهای کشورهای افریقای شمالی، سوریه و حتی ناوهای ایالات متحده که در دریایی مدترانه گشت‌زنی میکردند، صورت گیرد. در نتیجه تصمیم بر آن شد که پرواز ها در ارتفاع پایین و در مسیری بسیار دورتر از فاصله ی مستقیم تا هدف صورت پذیرد. مشکل دیگر واقع شدن مقر ساف در یک مکان پرجمعیت بود و از این رو نیاز به دقت عمل بالایی در بمباران هوایی داشت و لازمه آن در اختیار داشتن محل دقیق مقر ساف و سامانه های دفاع هوایی موجود در منطقه بود.

اطلاعات لازم برای حمله توسط جاناتان پولارد جاسوس اسراییلی که یکی از کارمندان بخش اطلاعات نیروی دریایی آمریکا بود فراهم گردید که شامل تصاویر ماهواره جاسوسی از مقر ساف در تونس و همچنین محل و نوع سامانه های دفاع هوایی لیبی، مصر و تونس بود. این اطلاعات امکان حمله دقیق به مقر ساف بدون شناسایی شدن توسط رادارهای این سه کشور را امکان پذیر میکرد.

Jonathan_Pollard

تصویری از جاناتان پولارد، کارمند بخش اطلاعات نیروی دریایی ایالات متحده که اطلاعات لازم برای حمله به مقر ساف را در اختیار اسراییل قرار داد.

فرمانده وقت نیروی هوایی اسراییل، آموس لاپیدت، مقابله نیروی هوایی تونس در مقابل ایگل ها را بسیار اندک و ضعیف برآورد کرد. با این وجود یک شناور اسراییلی حامل هلی‌کوپتر قبل از عملیات در نزدیکی سواحل مالت مستقر شد تا در موارد اضطراری و اجکت خلبانان برای انجام عملیات جست‌جو و نجات اقدام نماید.

بر خلاف عملیات اپرا که از هشت فروند F-16 و با پشتیبانی هوایی شش فروند F-15 برای بمباران راکتور اتمی عراق استفاده شد، به دلیل مسافت بسیار زیاد هدف در این عملیات، حمله زمینی به F-15 واگذار شد. هواپیمای F-15 درمدل های ای تا دی، با قابلیت حمله زمینی بسیار محدود و نادقیق طراحی شده بودند و تنها توانایی رهاسازی بمب های سقوط آزاد مارک هشتاد را داشتند. استفاده از بمب های سقوط آزاد مارک هشتاد امکان فراهم آوردن دقت لازم برای بمباران هدف در عملیاتی به مهمی عملیات پای چوبی را فراهم نمیکرد.

از اینرو شش فروند F-15 مدل دی شرکت کننده در عملیات،  هر کدام مسلح به یک بمب سرشی هدایت اپتیکی دوهزار پوندی GBU-15 شدند که توسط صندلی عقب ایگل دی و با استفاده از غلاف دیتالینک دوطرفه AN/AXQ-14 که در جایگاه مرکزی ایگل نصب شده بود،  هدایت می‌شد. تغییرات لازم برای نصب مهمات هدایت دقیق نظیر GBU-15 توسط صنایع اسراییل در سال ۱۹۸۳ صورت پذیرفته بود ولی تا آن لحظه تنها در عملیات‌های تمرینی مورد استفاده قرار گرفته بود.

GBU-15

بمب GBU-15 در صورت رهاسازی از ارتفاع چهل هزار پایی دارای بردی معادل ۲۴ مایل است. ولی در عمل معمولا در ارتفاع حدود ۲۵ هزارپایی رها شده و بردی بین ۱۲ تا ۱۵ مایل دارد.

دو هواپیمای دیگر شرکت کننده در عملیات از نوع F-15 مدل سی بودند که قرار بود آخر از همه بر روی هدف قرار گیرند و هر کدام به شش بمب ۵۰۰ پوندی متصل به رک رهاساز چندگانه “تر” که جایگاه های مرکزی ایگل پشت سر هم نصب شده بود، تسلیح شدند.

علاوه بر تسلیحات هوا به زمین، به منظور مقابله با تهدیدات هوایی نیاز بود که ایگل‌ها تسلیحات هوا به هوا به همراه خود حمل نمایند. لذا ایگل های مدل دی [که هر کدام یک بمب GBU-15 در زیر بال چپ خود حمل میکردند] مسلح به دو تیر موشک نیمه فعال AIM-7 اسپارو زیر بدنه سمت راست و دو تیر موشک گرمایاب کوتاه برد AIM-9 سایدواندر نصب شده بر روی رک LAU-115 در زیر بال راست شدند. دو ایگل مدل سی نیز هر کدام ۴ تیر موشک سایدواندر در زیر بال و ۴ تیر موشک اسپارو در زیر بدنه به صورت متقارن حمل میکردند. همچنین خشاب توپ ۲۰ میلی متری ایگل ها نیز با تمام ظرفیت یعنی ۵۱۰ گلوله پر شده بود [۹۴۰ گلوله در مدل سی].

روز بعد از طرح ریزی حمله، عملیاتی تمرینی برای انجام سوخت گیری هوایی و رهاسازی مهمات هدایت دقیق برگزار شد تا خلبانان آمادگی لازم را بدست آورند.

Checking

خدمه زمینی در حال چک کردن جی بو یو ۱۵

در بریفینگ نهایی، گفته شد که در صورتی که دید مناسب بر روی اهداف موجود نباشد، عملیات کنسل شود تا هم از تلفات غیر نظامی جلوگیری شود و هم امکان پاسخ کوبنده به هدر نرود. تمامی نشانه های شناسایی بر روی بدنه ایگل‌ها قبل از عملیات پاک شده بود، تا از شناسایی ها در صورت کنسل شدن عملیات بر فراز تونس جلوگیری شود.

روز عملیات:

با تکمیل شدن آمادگی های لازم، در صبحگاه یکم اکتبر، خدمه پروازی برای آغاز دور بردترین بمباران نیروی هوای اسرائیل به سمت جت های خود روانه شدند. در آن زمان این عملیات با مسافتی حدود ۱۲۸۰ از مرزهای اسراییل، دوربردترین عملیات بمباران نیروی هوایی اسراییل بود که با وجود مزیت پایداری بالای ایگل ها ممکن شده بود. بخصوص مدل های سی و دی که نسبت به مدل های قبلی قابلیت حمل مخزن سوخت داخلی ۲۰۰۰ پوندی اضافه را داشتند.

از دیگر عوامل امکان پذیری این حمله، قابلیت سوخت گیری هوایی جدید نیروی هوایی بود که توسط دو فروند کا سی ۷۰۷ به عنوان تانکر سوخت‌رسان و پست هدایت و کنترل برای عملیات مورد استفاده قرار گرفتند.

take-off

تصویری از یکی از ایگل مدل دی در حال بلند شدن از باند پایگاه تل نف. بمب هدایت اپتیکی GBU-15 در زیر بال چپ مشهود است.

۱۰ استرایک ایگل درساعت ۸ به وقت محلی از باند پرواز برخواستند. دقایقی پس از شروع عملیات اولین نفص فنی رخ داد و یکی از نمایشگر‌های چند منظوره ایگل شماره ۵ [ فرمانده دسته دسته پروازی] از کار افتاد. ایگل ها پس از یک ساعت پرواز بر روی دریایی مدیترانه با دو فروند بویینگ ۷۰۷ ملاقات و اقدام به سوخت گیری هوایی کردند. دو فروند از دسته پروازی نقش ذخیره عملیات را بر عهده داشتند و دسته پروازی را تا نقطه ی سوخت گیری همراهی می‌کردند تا در صورت بروز نقص فنی و یا بروز مشکل در سوخت گیری هوایی جایگزین شوند که پس از سوخت گیری موفق همه ایگل‌ها، به پایگاه بازگشتند و هشت فروند ایگل دیگر در حالی که هر کدام حالا ۱۳٫۵ تن سوخت حمل میکرد، مسیر خود را به سمت سمت تونس اصلاح نمودند. [همان طور که گفته شد، ایگل شماره ۵ نقش فرمانده عملیات را بر عهده داشت و از این رو به توسط ایگل‌های ذخیره جایگزین نشد].

refueling

سوختگیری اولیه ایگل ها بر روی دریایی مدیترانه از کی سی ۷۰۷ نیروی هوایی اسراییل

تانکر ها نیز پس از اتمام سوخت رسانی بر روی دریای یونان منتظر ماندند تا با بیرون بودن از عمق دریای مدیترانه، توسط رادارهای دوربرد مصر که دریای مدیترنانه را رصد میکردند، دیده نشوند و بتواند با بازگشت ایگل ها عملیات سوخت رسانی را بار دیگر انجام دهند.

پس از رسیدن به چک پوینت مشخص، ایگل ها به دو ده دسته پروازی با فاصله زمانی ۴ دقیقه تقسیم شدند. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که نقص فنی دوم رخ داد و سیستم رهاسازی بمب ایگل شماره ۳  در حالی که خدمه در حال چک کردن آن برای اجرای حمله بود، از کار افتاد. از آنجایی که به هر ایگل، هدف مشخصی در مقر ساف تخصیص داده شده بود، هیچ گونه پشتیبانی برای اینکه هدف ایگل شماره ۳ را مورد حمله قرار دهد، وجود نداشت. خدمه پروازی سریعا تخصیص دوباره هدف ها را مورد بحث گذاشتند که درنهایت تصمیم بر آن شد که نقشه قبلی را دنبال کنند.

در ساعت ۱۱ به وقت محلی بعد از آنکه دسته پروازی اول به فاصله مورد نظر تا هدف رسیدند، سه ایگل دی بمب هدایت اپتیکی خود را به سمت هدف های خود رها کرده و ۱۸۰ درجه تغییر مسیر دادند. حدود ۹۰ ثانیه بعد سه اصابت موفقیت آمیز رخ داد. به علت وجود باد شمال ابتدا ساختمان های جنوبی مورد حمله قرار گرفتند تا دود حاصل انفجار مانع دید حمله موج دوم به ساختمان های باقی مانده نشود. سپس دسته پروازی دوم به فاصله مورد نظر رسید و ایگل های شماره ۵ و ۶ بمب های خود را رها کردند که تنها بمب هدایت دقیق ایگل اول به هدف اصابت کرد و GBU-15 رها شده از ایگل شماره ۶ هدف را از دست داد. ایگل شماره ۵ بعد از رهاسازی بمب خود به دو ایگل سی باقی مانده که بمب های سقوط آزاد مارک ۸۲ حمل میکردند ملحق شد از فاصله مناسب مواضع را برای حمله آخر مشخص کرده و همچنین تصاویری برای تخمین میزان خسارت وارده به مجموعه ثبت کند.

در موج آخر حمله، ایگل شماره ۸ با موفقیت ۶ بمب مارک ۸۲ خود را به سمت هدف خود رها کرد. با این وجود ایگل شماره ۷ به علت دود و گردخاک حاصل از انفجارات موفق به پیدا کردن هدف خود نشد و در نتیجه به همراه رهبر دسته پروازی در آسمان تونس گردش کردند و در نهایت از جهتی دیگر مهمات خود را با موفقت بر سر هدف مشخص شده رها کردند. کل زمانی که ایگل ها بر روی هدف خود بودند و اقدام به بمباران کردند، تنها ۶ دقیقه طول انجامید و پس از آن دو ایگل آخر (شماره ۵ و ۷) به سمت شرق تغییر مسیر دادند.

Destruction

تصویری که از برخورد بمب های مارک ۸۲ با مقر ساف که توسط سرنشین عقب ایگل شماره ۵ گرفته شده است

در عملیات، خوشبختانه! با توجه به محرمانه بودن عملیات و استفاده از اصل غافل گیری هیچ گونه مقاومتی از طرف سامانه های دفاع هوایی موجود در منطقه صورت نگرفت و ایگل ها به هیچ جنگنده یا رهگیری برخورد نکردند. با اینکه خبر حمله به سرعت توسط خبرگزاری ها از جمله بی بی سی پخش شد و هنوز ایگل ها در راه خود به سمت آشیانه بودند، هیچ هواپیمایی برای رهگیری آنها به هوا  برنخواست و ایگل ها پس از سوخت گیری مجدد هوایی از بویینگ ۷۰۷، پس از ۶ ساعت پرواز مداوم به پایگاه تل نف رسیدند.

تمام خدمه زمینی در پایگاه منتظر بازگشت ایگل ها بودند و ایگل ها  پس از رسیدن به آشیانه قبل از فرود آمدن یک با دور پایگاه چرخیدند تا قدردانی خود را به خدمه زمینی که بسیاری از آنها تا قبل از اعلام اخبار از چون و چرایی عملیات بی اطلاع بودند، برسانند.

return of eagles

تصویری از ایگل ها در راه بازگشت به آشیانه. همانطور که مشخص است تمامی علائم شناسایی بر روی بدنه با رنگ پوشانده شده است.

برای نیروی هوایی اسراییل این عملیات یک موفقیت بسیار بزرگ بود. بر اثر حمله، مقر ساف به صورت کامل نابود شد. با این وجود یاسر عرفات، رهبر ساف در آن زمان در مقر حضور نداشت و جان سالم بدر برد. اسراییل ادعا نمود که در این حمله حدود ۶۰ عضو ساف از جمله تعدادی از رهبران نیروی  ۱۷ و تغدادی از محافظان یاسر عرفات کشته شدند. علاوه بر این حمله باعث کشته شدن تعداد زیادی افراد غیر نظامی ای که در محل حضور داشتند شد. به اساس منبع ای دیگر، ۵۶ فلسطینی و ۱۵ تونسیایی کشته و صدها تن زخمی شدند. منابع بیمارستانی تعداد کشته و زخمی شدگان را به ترتیب ۴۷ و ۵۶ تن اعلام کرد.

این حمله وحشیانه با فاصله ۱۲۸۰ مایل دورتر از مرز های اسراییل به یک سرزمین دیگر، تخطی آشکار از منشور سازمان ملل و یک حمله تروریستی محسوب میشد.

Wooden leg Op route

مسیر تخمینی بازگشت ایگل ها پس از بمباران مقر ساف

حمله به تونس سروصدای زیادی حتی در ایالات متحده که از متحد اصلی اسراییل بود، برپا کرد. با این وجود با برجسب گذاری این حمله به عنوان یک اقدام تلافی جویانه قانونی به ترورسیم، دولت ریگان اعلام کرد که این حمله را نمی توان محکوم کرد. از این رو این حمله باعث آسیب دیدن روابط بین دولت ریگان و دولت حبیب بورقیبه رییس جمهور تونس شد. تونس باور داشت که ایالات متحده از این حمله با خبر بوده و حتی در آن همکاری داشته است. از این رو درصدد قطع روابط دیپلماتیک بر آمد.

مصر نیز مذاکرات خود را با اسراییل بر سر شهر مرزی مورد مناقشه یعنی تابا رو معوق گردانید. با این وجود شیمون پرس نخست وزیر اسراییل اعلام کرد که این حمله تنها یک دفاع از خود بوده است [به نظر میرسد اسراییل بر این باور است که بهترین دفاع حمله است].

از طرف دیگر موفقیت آشکار ایگل ها در حمله زمینی، به عنوان یک بازدارنده دیگر در کنار برتری هوایی این جنگنده، برای کشورهای همسایه اسراییل محسوب میشد.

جوانان تونسی روز بعد در مقابل سفارت امریکا راهپیمایی کردند و شعار هایی از جمله “ریگان بزدل” و “همدست صیهونیست ” سر دادند. در کرانه باختری نیز فلسطینان به اعتراض برخواستند. ساف به قول از یاسر عرفات بمباران انجام شده را نه حمله اسراییل، بلکه حمله اسراییلی امریکایی خواند. [عجب]

واکنش جهان به حمله:

پس از همگانی شدن وقوع حمله، کشورهای سراسر دنیا، بر این برآمدند تا اسراییل را محکوم نمایند. فرانسه با ادعای اینکه این حمله تجاوز به سرزمین مستقل و صلح طلب تونس میباشد، اسراییل را محکوم کرد. بریتانیای کبیر، با بیان اینکه حتی با وجود ارتباط بین ساف و واقعه ی انجام گرفته شده در قبرس [کشته شدن سه اسراییلی]، اسراییل حق نداشته است تا خاک تونس را مورد حمله قرار دهد.

جماهیر شوروی خواستار درخواست سازمان ملل برای دریافت غرامت سنگین از اسراییل شد تا این امر متظمن عدم تکرار این حمله متجاوزانه در آینده شود. چین، ترکیه، دانمارک و استرالیا نیز به طور عمومی حمله اسراییل را محکوم کردند. وقتی اسحاق شمیر، وزیر امور خارجه اسراییل، در مجمع عمومی سازمان ملل برای بیان دفاع در مورد اقدام کشور خود حاضر شد، بسیاری از نمایندگان مجمع را به نشانه اعتراض ترک نمودند. تمامی ملل عرب به غیر از مصر از جلسه خارج شدند و که خروج با همراهی نمایندگان ایران، ویتنام، نیکاراگوئه افغانستان، آلمان شرقی، [شیراز] و تعدادی از ملل افریقایی همراه شد. از کشورهای بلوک شرق از جمله جماهیر شوروی نیز تنها یکی از اعضای پایین رتبه از نمایندگان آنها در مجمع باقی ماند.

ایالات متحده از طرف دیگر، موضع خود را نسبت به این حمله نامعلوم اعلام نمود. ابتدا سخنگوی کاخ سفید لاری اسپیکز اعلام کرد که حمله یک پاسخ مشروع به حمله تروریستی بوده است. رییس جمهور ریگان نیز در ابتدا به ظاهر موافق با حمله بود و از این رو بیان داشت که اسراییل هم مانند هر ملتی در جهان، در صورت تشخیص عوامل مسئول به حمله تروریستی، حق مقابله به مثل دارد.

این اظهار نظر ایالات متحده با خشم رییس جمهور تونس مواجهه شد و حبیب بورقیبه موضع گیری ایالات متحده را مخالف قوانین بین المللی و اخلاقی دانست و این امر باعث لطمه دیدن روابط موجود بین تونس و امریگا گردید. لازم به ذکر است که ایالات متحده نقص اساسی ای در متقاعد کردن تونس برای پذیرش برپاسازی مقر ساف در تونس داشت و حالا از حمله ترورسیتی آشکار اسراییل که موجب کشتهو زخمی شدن تعداد زیادی از شهروندان تونسیایی شده بود، چشم پوشی میکرد.

پس از بیانات رییس جمهور تونس، ایالات متحده به سرعت موضع گیری اولیه خود را تغییر داد و اظهار داشت که نسبت به حمله نگران است [از حالت سینگل به کامپلیکیت تغییر موضع داد]. در موضع گیری جدید کاخ سفید حمله را به صورت “قابل درک به عنوان نوعی دفاع از خود” بیان کرد و درنهایت اعلام کرد که از بمباران نمی توان چشم پوشی کرد.

با این وجود جورج شولتز، وزیر امور خارجه ایالات متحده طی پیامی پنهانی به اسراییل اعلام نمود که ایالات متحده نسبت اقدام متقابل نسبت به اقدامات تروریستی متعهد باقی می ماند و حمله اسراییل تنها یک اقدام دفاع از خود مشروع مدر مقابل یک سری تحرکات ترورستی با دستور ساف بوده است. ریگان همچنین به طور محرمانه اعلام نمود که حمله اسراییل توجیه شده است.

پاسخ اسراییل:

اسراییل در همان ابتدا، از قدام خود به عنوان یک اقدام دفاع از خود علیه عملیات های تروریستی ساف، دفاع کرد. شیمون پرس نخست وزیر اسراییل به طور صریح بیان نمود: ” این حمله یک اقدام دفاع از خود بوده است.”. رابین، وزیر دفاع نیز اعلام نمود که حمله با این هدف صورت گرفته است که به ترورست ها نشان دهد که دست بلند تلافی جویانه اسراییل در هرجایی که باشند، خواهد رسید.

سازمان ملل:

در دوم اکتبر ۱۹۸۵، تونس قبل از شورای امنیت سازمان ملل سخنرانی کرد و اسراییل را به ارتکاب  تجاوز آشکار و خشن متهم نمود. تونس از شورای امنیت تقاضا نمود که دولت اسراییل را محکوم نماید و مجبور به پرداخت غرامت نماید. نماینده اسراییل به دفاع از اقدام دولت خود به عنوان یک عملی دفاعی پرداخت. او مقر ساف در تونس را به برنامه ریزی و اجرای بیش از ۶۰۰ حمله در سال قبل که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از ۷۵۰ شهروند اسراییلی متهم نمود. او همچنین اعلام نمود که نیروی ۱۷، مسئول کشته شدن سه شهروند اسراییلی در نزدیکی لارناکا بوده و در زمان حمله ی اسراییل در مقر ساف در تونس بوده اند.  از اینرو، تونس مسئول جلوگیری از چنین اقدامات تروریستی در سرزمین خود بوده است و لذا حمله سراییل به مرکز عصبی این عملیات های ترورسیتی یعنی مقر ساف در تونس اقدامی توجیه پذیر است و تلافات غیرنظامی سهوا و کاملا غیر عمدی بوده است.

پس از آن، اعضای شورای امنیت یکی پس از دیگری سخنرانی کردند و حمله اسراییل را محکوم نمودند. علاوه بر شورای امنیت، ملل عربی و همچنین کشورهایی چون فرانسه، چین، جماهیر شوروی، بریتانیای کبیر، استرالیا و دانمارک نیز این حمله را محکوم کردند.

در چهارم اکتبر، شورای امنیت در قطعنامه ای به شماره ۵۷۳، رای به محکومیت دولت اسراییل داد. به غیر از ایالات متحده که رای منتفی داد، بقیه اعضا رای مثبت به قطعنامه دادند.

این قطعنامه اسراییل را به خاطر تجاوز مسلحانه به شدت محکوم نمود و خواستار آن شد که اسراییل از انجام چنین اقدامی در آینده خودداری نماید. همچنین حق درخواست خسارت برای جانباختگان و ویرانی به وجود آمده دارایی های تونس به آن کشور داده شد. این محکومیت اولین محکومیت اسراییل بعد عملیات اوسیراک به نیروگاه اتمی عراق بود.

ساف:

حمله به تونس عواقب سیاسی و نظامی زیادی برای ساف نیز داشت. رابطه ی بین ساف و تونس بدتر شد و ساف برای پیدا کردن مکان تازه ای برای برپاسازی مقر با مشکل مواجه شد و بارها کشورها دست رد به سینه ساف زدند شنید. با توجه به هرکی به هرکی بودن سازمان ملل و عدم رسیدگی به اتهامات اسراییل، کشورهای مورد درخواست از حمله ی اسراییل به خاک خود وحشت داشتند.

جنگاوران:

علاوه بر مسافت بسیار زیاد عملیات که مثال زدنی است(تقریبا دو برابر مسافت عملیات حمله به اچ۳)، قابلیت تغییر کاربری F-15 به یک هواپیمای دارای قابلیت حمله ی دقیق زمینی یک امر تاریخی است و تا قبل از این، قابلیت عظیم حمله زمینی توسط F-15 توسط هیچ کدام از کاربران این هواپیما به جز اسراییل به این شکل مورد استفاده قرار نگرفته بود. از اینرو موفقیت بمباران دوربرد توسط ایگلهای اسراییل را شاید بتوان الهام بخش ایالات متحده برای سرمایه گزاری و ساخت مدل حمله زمینی ایگل یعنی استرایک ایگل دانست.

47+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.