سید رضا رفیعی

دانشجوی دکتری حقوق بین الملل

مقدمه

سلاح های هسته ای از جمله مهم ترین جنگ افزارهایی هستند که تا کنون به دست بشر ساخته  شده اند. تأثیر این جنگ افزارها صرفا به میدان‌های نبرد محدود نمانده و تغییراتی بزرگ را در کل سیاست های دفاعی کشورهای دارنده آن ایجاد کرده است. راهبردها و نظریات مختلفی درباره چگونگی استفاده از این جنگ افزارها ابراز شده و حقوقدانان بسیاری نیز به بحث راجع به آثار حقوقی استفاده از آن ها پرداخته اند. در این مقاله تلاش شده است که با زبانی ساده و تا حد امکان به دور از اصطلاحات پیچیده تخصصی، ابعاد فنی، سیاسی-کاربردی و حقوقی این سلاح ها در سه بخش جداگانه تشریح شود.

بخش اول: ابعاد فنی

تمام مواد از اجسام کروی شکل بسیار کوچکی به نام اتم[1] تشکیل شده اند که در مرکز آنها جسم کوچکی به نام هسته[2] وجود دارد. بمب هسته ای یا بمب اتمی سلاحی است که با استفاده از ایجاد واکنش هایی در هسته اتم  ها نیروی نهفته در آنها را در کسر کوچکی از ثانیه آزاد می کند و به این ترتیب قدرت انفجاری عظیمی به وجود می آید که می تواند منطقه بزرگی به وسعت یک شهر را نابود نماید. برای ساخت بمب اتمی از فلزات اورانیوم و پلوتونیم استفاده می شود. همچنین در ساختمان برخی از بمبهای اتمی علاوه بر این فلزات انواع خاصی از هیدروژن نیز به کار رفته است تا قدرت آنها را بیشتر نماید و به همین خاطر به آنها نام بمب هیدروژنی یا بمب گرما-هسته ای داده اند.

بمب اتمی برای اولین بار در زمان جنگ جهانی دوم به طور مخفیانه در آمریکا ساخته و در سال ۱۹۴۵ در صحرایی در این کشور آزمایش شد. سپس در همان سال دو شهر هیروشیما و ناکازاگی ژاپن هر کدام با یک بمب اتمی بمباران و منهدم گردیدند که بر اثر آن حدود ۲۲۰ هزار نفر کشته شدند. قدرت بمب اتمی[3] با قدرت انفجار ماده منفجره تی.ان.تی سنجیده می شود. برای مثال بمبی که شهر هیروشیما را نابود کرد حدود ۱۵ کیلوتن قدرت داشت، یعنی انرژی آن با انرژی حاصل از انفجار ۱۵ هزار تن تی.ان.تی برابری می کرد. بزرگترین بمب اتمی که تا کنون ساخته شده بمب اتمی تزار است که ۵۰ مگاتن قدرت داشت، یعنی انرژی آن معادل انرژی انفجار ۵۰ میلیون تن تی .ان.تی بود. برای درک اندازه عظیم این اعداد کافیست بدانیم که قوی ترین بمب غیراتمی آمریکا به نام [4]MOAB یا مادر همه بمبها که در سال ۲۰۱۷ در افغانستان بر علیه نیروهای داعش به کار رفت تنها معادل ۱۱ تن تی.ان.تی قدرت دارد.

در اثر انفجار بمب اتمی علاوه بر قدرت مخرب انفجاری و گرمای فوق العاده، پرتوهایی نامرئی ساطع می  شوند که به بدن انسان و موجوات زنده نفوذ می کنند و باعث مرگ یا پیدایش بیماری هایی نظیر سرطان و تولد نوزادان ناقص الخلقه می گردند. به علاوه مواد و پرتوهای اتمی حاصل از انفجار منطقه محل انفجار را تا مدت ها غیر قابل سکونت می نمایند.

کشورهای دارای بمب هسته ای برای آزمایش قدرت بمبهای خود و نیز برای نشان دادن دارا بودن این سلاح به دیگران بمبهایی را در فضا، آسمان، رو و یا زیرزمین منفجر کرده اند که به این کار آزمایش اتمی[5] گفته می شود. تا کنون بیش از ۲۰۰۰ آزمایش اتمی انجام شده است، ولی به جز بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاگی این بمبها در جنگ دیگری به کار نرفته اند.

بخش دوم: ابعاد سیاسی – کاربردی

آمریکایی ها در سالهای جنگ جهانی دوم ساخت بمب اتمی را در قالب پروژه ای سری به نام منهتن[6] شروع کردند. روسها نیز که از طریق جاسوسان خود از این پروژه اطلاع یافته بودند از ۱۹۴۰ تحقیقاتی را در مورد ساخت بمب هسته ای را آغاز کردند. آمریکا در سال ۱۹۴۵ پروژه ساخت بمب را به پایان رساند و با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاگی به  اولین و تنها کشوری تبدیل شد که دارای این سلاح قدرتمند بود و آن را در یک جنگ به کار برده بود. شوروی که در این زمینه خود را از آمریکا عقب می دید از طریق اطلاعاتی که جاسوسان آن از فعالیتهای هسته ای آمریکا و آلمان به دست آورده بودند پروژه ساخت بمب هسته ای را به سرعت به پیش برد و در ۱۹۴۹ اولین بمب خود را آزمایش کرد. پس از آن مسابقه ای هسته ای[7] بین دو کشور آغاز شد و هر یک تلاش کرد تا تعداد، قدرت و وسایل پرتاب و حمل بمبهای خود را ارتقا بخشد. حال بعد از دستیابی آمریکا و شوروی و در سالهای بعد انگلستان، فرانسه و چین به بمبهای هسته ای این سوال مطرح شده بود که از این بمبها کی، کجا و بر علیه چه اهدافی باید استفاده کرد؟ نظریه پردازان نظامی در پاسخ به این سوال راهبردهایی ارائه کردند که بررسی آنها موضوع این بخش است.

یکی از مشهورترین این راهبردها که بر قسمت اعظم سالهای جنگ سرد (سالهای پس از جنگ دوم جهانی در ۱۹۴۵ تا فروپاشی شوروی در ۱۹۹۰) حاکم بود و تا به امروز نیز با تغییراتی ادامه یافته است راهبرد «انهدام قطعی دوجانبه»[8] است. در این راهبرد شوروی و آمریکا هر دو انقدر سلاح های آماده پرتاب اتمی در اختیار داشتند که هر گونه حمله ای از جانب یکی به دیگری باعث حمله متقابل حریف می شد و به این ترتیب هم کشور مورد حمله و هم کشوری که نخست حمله را شروع کرده بود هر دو به طور کامل نابود می شدند. این توازن وحشت باعث می شد هر کشور از ترس نابود شدن خود به کشور مقابل حمله نکند. به این ترتیب بین دو ابرقدرت آمریکا و شوروی «بازدارندگی هسته ای»[9] به وجود آماده بود، یعنی هر کشور از ترس سلاح های اتمی طرف مقابل از حمله باز داشته می شد.

بازدارندگی هسته ای دارای یک نقطه ضعف بود. اگر کشور حمله کننده بتواند با یک حمله غافلگیر کننده که اصطلاحا «ضربه اول»[10] خوانده می شود سلاح های اتمی طرف مقابل یا وسایل پرتاب آنها مثل پایگاه های موشکی یا فرودگاه های او را از بین ببرد کشور مورد حمله وسیله ای برای تلافی در اختیار نخواهد داشت و جنگ را می بازد. برای رفع این مشکل هر دو کشور آمریکا و شوروی به راهبردی به نام «شلیک با هشدار»[11] روی آوردند، به این معنی که سامانه هایی را ایجاد کردند که حمله گسترده موشکها و هواپیماهای طرف مقابل را به محض شروع شدن اطلاع می داد. در این صورت در حالیکه هنوز موشکهای طرف مقابل به اهداف خود نرسیده بودند و پایگاه های اتمی خودی نابود نشده بود، این پایگاه ها هم موشک ها و هواپیماهای مسلح به سلاح اتمی خود را به طرف مقابل روانه می کردند. به این ترتیب دشمن نیز با تلافی هسته ای مواجه می شد.

راهبرد دیگر برای اطمینان از توانایی تلافی هسته ای یا اصطلاحا وارد کردن «ضربه دوم»[12] ایجاد «سه گانه هسته ای»[13] بود. به این معنی که هم شوروی و هم آمریکا سلاح های خود را الف- در هواپیماها ب- در موشکهای قابل پرتاب از زمین ج- در موشکهای قابل پرتاب از زیردریایی مستقر کردند. با متنوع شدن سکوهای حمل و پرتاب بمبهای هسته ای احتمال اینکه دشمن بتواند در حمله غافلگیر کننده اول یا اصطلاحا در ضربه اول همه قدرت اتمی طرف مقابل را نابود کند به حداقل می رسید. در این میان زیردریایی ها نقش بسیار مهمی داشته و دارند، زیرا بر خلاف فرودگاه ها و شهرهای موشکی زیرزمینی که محل آنها برای دشمن قابل کشف است، زیردریایی ها در اعماق آبها در حال حرکتند و اگر فرودگاه ها و پایگاه های موشکی نابود شوند هنوز زیردریایی ها قابلیت انجام تلافی هسته ای را دارا هستند.

راهبردهای هسته ای اعمال شده در زمان جنگ سرد و پس از آن جهان را با خطر بزرگی مواجه کرده اند. مطابق برخی پیش بینی ها در صورت وقوع یک جنگ بزرگ هسته ای آتش سوزی های بزرگی به وقوع پیوسته و مقدار زیادی دود و دوده وارد طبقات بالایی جو زمین خواهد شد. این ذرات باعث کم شدن میزان تابش خورشید بر سطح زمین و سردتر شدن هوا می گردند. در این رویداد که به «زمستان هسته ای»[14] معروف است مقدار زیادی از محصولات کشاورزی از میان می روند و به این ترتیب کسانی که از جنگ هسته ای جان به در برده اند بر اثر کمبود مواد غذایی تلف خواهند شد.

گفتیم که روابط آمریکا و شوروی در اقسمت اعظم جنگ سرد بر مبنای بازدارندگی هسته ای ناشی از نظریه انهدام متقابل دوجانبه تعریف شده بود. چنین راهبردی نیاز به هزینه ای سرسام آور دارد، زیرا هر کشور باید آنقدر بمب هسته ای تولید کند تا بتواند همه مراکز مهم نظامی و غیرنظامی طرف دیگر را نابود نماید. به این خاطر در دهه ۱۹۸۰ میلادی مجموع تعداد سلاح های اتمی آمریکا و شوروی به حدود ده ها هزار سلاح می رسید.

تولید این میزان بمب هسته ای نیازمند تولید تعداد زیادی از وسایل پرتاب مثل موشک و هواپیما و تامین نیروی انسانی و تأسیسات وابسته به آنها نیز هست و پیدا است که چه هزینه ای را به دارندگان آن تحمیل می کند. پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۰ میلادی و کاهش تنشهای سیاسی بین دو ابرقدرت شرق و غرب، آمریکا و روسیه با انعقاد معاهداتی تعداد سلاح های خود را به نحو قابل توجهی کاهش دادند، اما سرعت این کاهش هم اکنون بسیار کند شده است و هنوز هم روسیه ۷۵۰۰ و آمریکا ۷۰۰۰ سلاح هسته ای در اختیار دارد. به بیان دیگر حدود ۹۳ درصد سلاح های هسته ای دنیا در اختیار این دو کشور است.

بر عکس آمریکا و شوروی که با استفاده از نظریه انهدام قطعی دو جانبه به دنبال کسب بازدارندگی کامل بودند، کشورهای دیگر صاحب سلاح های هسته ای شامل انگلستان، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسرائیل راهبرد دیگری به نام «بازدارندگی حداقلی»[15] را اتخاذ کرده اند. در این نوع از بازدارندگی هدف آن است که با تعداد محدودی سلاح هسته ای کشورهای دیگر را تهدید کرد که در صورت حمله به کشور دارنده سلاح، این کشور مراکز مهم کشور مقابل مثل شهرهای پرجمعیت آن را مورد هدف قرار می دهد. به  این ترتیب در این نوع از بازدارندگی همه مراکز نظامی و غیرنظامی طرف مقابل مورد حمله قرار نمی گیرند و طرف مقابل کاملا نابود نمی شود، زیرا سلاح هسته ای کافی برای این کار وجود ندارد. هدف از بازدارندگی حداقلی تنها این است که هزینه حمله برای کشور حمله کننده بالا برود و بنابراین این کشور از انجام حمله خودداری کند. چنان که در عکس دوم زیر دیده می شود تعداد سلاح های هسته ای کشورهای دارای بازدارندگی حداقلی از چند صد عدد تجاوز نمی کند.

بخش سوم: ابعاد حقوقی

چنانکه در بخش های پیش عنوان شد سلاح های هسته ای علاوه بر ایجاد انفجار از خود پرتوها و مواد مرگباری ساطع می کنند که باعث آلودگی درازمدت یک منطقه و بیماری و مرگ غیرنظامیان می شوند. این مسائل یعنی تاثیر مخرب این سلاح ها بر محیط زیست، کشیده شدن دامنه آثار انفجارهای اتمی به غیرنظامیان و درد و رنج بیش از حد ناشی از تأثیرات این سلاح ها از جمله مهم ترین دلایلی هستند که بسیاری از حقوقدانان را بر آن داشته که این سلاح ها را مخالف قواعد حقوق بین الملل تلقی نمایند. با این وجود  نظرات برخی از مراجع حقوقی بین المللی چنین ممنوعیت صریحی را افاده نمی کنند. یکی از مهمترین این مراجع دیوان بین المللی دادگستری[16] است. این دیوان دادگاهی بین المللی در شهر لاهه است که به اختلافات بین کشورها رسیدگی می نماید یا درباره برخی از مسائل حقوقی بین المللی نظر مشورتی ارائه می کند. دیوان مزبور در سال ۱۹۹۶ میلادی در پاسخ به سوالی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد راجع به مشروعیت تهدید یا استفاده از سلاحهای هسته ای از آن پرسیده بود رأی مشورتی معروفی[17] را صادر و در آن اعلام کرد که این سلاح ها عموما با قواعد حقوقی قابل اعمال در جنگها در تعارضند، با این وجود در شرایط حادی که موجودیت یک کشور به خطر افتاده باشد نمی توان گفت که استفاده از این سلاح ها مشروع یا غیر مشروع است. در واقع دیوان در این رای راه میانه را اتخاذ کرده و از اظهار نظر صریح در مورد این سلاح ها خودداری کرده است، اما همین جمله از سوی این معتبرترین مرجع حقوق بین الملل در جهان کافی بود تا طرفداران آزادی استفاده از سلاح های هسته ای این رای را به نفع خود تفسیر کنند، به خصوص با توجه به اینکه دیوان در رأی خود سیاست بازدارندگی (که در بخش پیش راجع به آن صحبت شد) را پذیرفته و آن را دارای اثری حقوقی دانسته است. بنابراین باید گفت که بر خلاف آنچه که گاه در رسانه ها تبلیغ می شود متاسفانه در دنیای فعلی استفاده از این سلاحها با ممنوعیت سفت و محکمی مواجه نیست.

در مورد سلاح های هسته ای معاهدات بین المللی متعددی منعقد شده که شرح همه آنها در این مختصر نمی گنجد. از این رو در اینجا تنها به مهم ترین معاهده در اینباره، یعنی معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای یا NPT اشاره می کنیم. کشورهای صاحب سلاح های هسته ای بعد از اینکه خود دارای این سلاح ها شدند به این فکر افتادند که مانع دستیابی کشورهای دیگر به سلاح های هسته ای شوند، زیرا این امر را برای امنیت و برتری نظامی خود خطرناک تلقی می کردند. به این منظور طرح معاهده ان.پی.تی توسط این دولتها ریخته شد. مطابق این معاهده کشورهایی که تا سال ۱۹۶۷ بمب اتمی خود را آزمایش کرده بودند یعنی آمریکا، شوروی، انگلستان، فرانسه و چین حق دارند سلاح هسته ای در اختیار داشته باشند، اما بقیه کشورهای عضو معاهده از چنین حقی محرومند و نباید به دنبال ساخت یا خریداری آن برآیند. گرچه از نظر حقوق بین الملل پیوستن به معاهدات امری اختیاری است، اما معمولا رویه کشورهای بزرگ و به خصوص آمریکا در این است که با وسایل مختلف اعم از تشویق و تهدید و جز آنها کشورهای دیگر را به پیوستن به معاهدات مد نظر خود وادار کنند. هم اکنون به جز پنج کشور کره شمالی، هند، پاکستان، اسرائیل و سودان جنوبی بقیه کشورهای دنیا عضو معاهده ان.پی.تی هستند و این نظام تبعیض آمیز را پذیرفته اند. کره شمالی در سال ۱۹۸۵ به عضویت ان.پی.تی در آمد، اما بعدا از آن خارج شد. سودان جنوبی نیز کشوری تازه تاسیس و درگیر در جنگهای داخلی است و به همین خاطر است که هنوز به عضویت این معاهده در نیامده است.

در سالهای جنگ سرد آمریکا موافقتنامه هایی محرمانه را با چند کشور نظیر آلمان غربی، ایتالیا، ترکیه و هلند منعقد کرد که به موجب آنها تحت نظارت آمریکا سلاح های هسته ای در کشورهای مزبور مستقر شده اند و در صورت وقوع جنگ این کشورها می توانند از این سلاح ها استفاده کنند. آمریکا از این کار دو هدف را مد نظر داشت: اولا این استقرارها در راستای راهبرد کلی برای دفاع از کشورهای هم پیمان خود در مقابل حمله شوروی بود و ثانیا این کار باعث می شد که آن کشورها به پشت گرمی سلاح های هسته ای آمریکا خود در صدد تولید سلاح هسته ای بر نیایند. این نظام که «اشتراک هسته ای»[18] نام دارد مورد اعتراض بسیاری از کشورها واقع شده و آن را خلاف تعهدات منع گسترش سلاح های هسته ای ان.پی.تی دانسته اند. با این وجود این نظام همچنان پابرجاست. کشورهایی که از نظام اشتراک هسته ای استفاده می کنند در عکس زیر به رنگ نارنجی نشان داده شده اند. کشورهای آبی و زرد فاقد سلاح هسته ای هستند و کشورهای قرمز دارای سلاح هسته ای می باشند.

[1] atom

[2] nucleus

[3] nuclear weapon yield

[4]  MOAB: GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast یا به زبان عامیانه Mother of All Bombs

[5] nuclear test

[6] Manhattan project

[7] nuclear arms race

[8] mutual assured destruction

[9] nuclear deterrence

[10] first strike

[11] launch on warning

[12] second strike

[13] nuclear triad

[14] nuclear winter

[15] minimal deterrence

[16] International Court of Justice (ICJ)

[17] https://en.wikipedia.org/wiki/International_Court_of_Justice_advisory_opinion_on_the_Legality_of_the_Threat_or_Use_of_Nuclear_Weapons

[18] nuclear sharing