نویسنده :محمد شریعت زاده

   در ۶ ژوئن ۱۹۸۲، “نیروی دفاعی اسرائیل(Israel Defence force (IDF)) ” عملیات «صلح برای جلیله» را آغاز کرد که بعدها به عنوان جنگ لبنان و نخستین جنگ لبنان (پس از وقوع جنگ دوم لبنان یا همان جنگ ۳۳ روزه) شناخته شد. در طی این عملیات نیروهای اسرائیلی در پس حملات و ضد حملات پی در پی نیروهای «سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)» که در جنوب لبنان فعالیت داشته و خودشان که باعث به بار آمدن تلفات غیرنظامی در هر دو سوی مرز شده بود، برای پاکسازی عناصر خطرناک به جنوب لبنان حمله کردند. با اینکه اسرائیل مدت ها حمله به جنوب لبنان برای پاکسازی نیروهای فلسطینی در سر داشت اما با این حال عملیات نظامی پس از حمله عناصر مسلح «سازمان ابوندال» «(گروه فلسطینی که دارای اختلافاتی با ساف بودند و از آنها جدا شدند.)» به سفیر این کشور در بریتانیا، «شُمو آرگوف (Shlomo Argov)»؛ صورت گرفت. نخست وزیر اسرائیل «مناخیم بِگین (Menachem Begin)» به شکلی عجیب ساف را که مخالف جنبش ابوندال بود و اختلاف بین آن ها را مسبب این حمله دانست. با این استدلال و توجیه که اگر بین ساف و جنبش ابوندال اختلافی ایجاد نمی د، این حمله ی ناموفق نیز صورت نمی گرفت (بیشتر بنظر می آید اسرائیل بدنبال بهانه ای برای توجیه افکار بین المللی بود).

پس از حمله به نیروهای ساف، نیروهای سوری، چپ گراها و جبهه اسلامی لبنان؛ نیروهای نظامی اسرائیل در همکاری با متحدان مارونی (فالاژها و التنظیم) و همچنین دولت خودخوانده لبنان آزاد، جنوب لبنان را اشغال کرده و نیروهای ساف و ارتش سوریه را به محاصره درآوردند. پس از بمباران شدید نیروهای فلسطینی که در غرب بیروت به محاصره درآمده بودند، ساف با فرستاده ی ویژه سازمان ملل «فیلیپ حبیب (Philip Habib)»؛ وارد مذاکره شد و همچنین توسط صلح بانان سازمان ملل مورد حفاظت قرار گرفت. سپس یاسر عرفات فرماندهی این سازمان را به تونس، جایی که بعدها نیز مورد حمله قرار گرفت؛ جابه جا کرد. با اخراج ساف و همچنین برداشته شدن تاثیر سوریه بر لبنان، اسرائیل یک دولت دست نشانده مسیحی به هدایت رئیس جمهور «بشیر جمایل (Bachir Gemoyel)» را به قدرت رساند. اسرائیل با همه ی این ها امید داشت تا معاهده ای را امضا کند تا همانگونه که مناخم بگین قول داده بود، صلحی چهل ساله را برایش به ارمغان آورد.

بدنبال ترور گمایل در سپتامبر ۱۹۸۲، موقعیت سیاسی اسرائیل در بیروت بی دفاع ماند و به امضا رسیدن یک توافق نامه صلح نیز عملاً ناممکن شد. در پی مشخص شدن نقش اسرائیل در پشتیبانی از فالاژهای مسیحی که در فاجعه کشتار «صبرا و شتیلا» دست به قتل عام جمعیت اکثرا شیعه فلسطینی و لبنانی زده بودند، باعث بروز خشونت و نارضایتی های غیرقابل چشم پوشی شد. علاوه بر این افکار عمومی اسرائیل با چیزی که آغاز آن در ۱۷ می با تغییر نگرش سوریه نسبت به ساف (و احتمالاً با اتفاقاتی همانند ترور گمایل و ناامیدی از رسیدن به یک توافق صلح)، بود؛ سرخورده شده بود و می خواست تا نیروهای اسرائیلی در یک عقب نشینی تدریجی بیروت را به مقصد جنوب لبنان که اکنون توسط دولت خود خوانده لبنان آزاد اداره می شد، ترک کند. پس از آنکه نیروهای اسرائیلی از بیشتر خاک لبنان عقب نشینی کردند، جنگ میان جناح های مختلف لبنانی آغاز شد. همچنین باقیمانده نیروهای فلسطینی از ساف و البته سوریه نیز درگیر این نبرد داخلی بودند. در همین زمان گروه های شیعه مسلح (حزب الله) نیز شروع به تحکیم موقعیت خود کرده و عملیات های کوچک چریکی را بر ضد اشغالی توسط اسرائیل در جنوب لبنان کردند که به درگیری های مسلحانه در مقیاس کوچک تبدیل شد که تا پانزده سال بعد نیز ادامه داشتند. جنگ داخلی لبنان تا ۱۹۹۰ ادامه پیدا کرد تا اینکه سوریه توانست بر تمامی لبنان تسلط پیدا کند.

03

پیش زمینه

تغییر مکان ساف از اردن به جنوب لبنان

پس از جنگ ۱۹۴۸ بین اعراب و اسرائیل، بیشتر از ۱۱۰ هزار فلسطینی که در نتیجه جنگ و اشغال خانه هایشان، آواره شده بودند به لبنان پناهنده شدند. پس از جنگ ۱۹۶۴ و در پی افزایش احساسات فلسطینی ها، ساف به نیروی قدرتمند تبدیل شد که در اردن بود. پس  از اتفاقات «سپتامبر سیاه (که شامل درگیری میان نیروهای ساف و نیروهای مسلح بود و از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۱ ادامه داشت.)، شمار زیادی از فلسطینیان اردن را رها کرده و به لبنان آمدند که باعث برهم خوردن تعادل آماری لبنانی های حاضر در آن مناطق شد. در ۱۹۷۵ جمعیت پناهندگان فلسطینی به ۳۰۰ هزارنفر رسیده بود و عملاً ساف دست به تشکیل یک دولت در دولتی دیگر در جنوب لبنان زده بود که نقش مهمی را در جنگ داخلی لبنان بازی کرد.

جنگ داخلی لبنان

خشونت میان اسرائیل و ساف در پی عملیات لتیانی و همچنین کشتار جاده ساحلی که توسط نیروهای فلسطینی انجام شد، شدت گرفت و باعث برانگیخته شدن احساسات اسرائیلی ها شد. «نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفل، UNIFIL)» پس از این حمله تروریستی فلسطینی ها بدنبال قطعنامه ۴۵۲ شورای امنیت سازمان ملل در مارس ۱۹۷۸ تشکیل شد تا عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان را نظارت کرده، صلح و امنیت بین المللی را فراهمن کرده و به دولت لبنان کمک کند تا قدرت و تسلط خود را بر مناطق دیگری تثبیت کند.

در اوایل ۱۹۷۶، اسرائیل شبیه نظامیان مسیحی لبنان را در نبردهای پراکنده خود بر ضد ساف کمک می کردند. در طی عملیات سیستانی در ۱۹۷۸، اسرائیل منطقه امنیتی در جنوب لبنان شکل داد که بیشتر ساکنان آن مسیحی بودند، که در آن شروع به تجهیز و آموزش شبه نظامیان مسیحی کردند که آن ها نیز بعدها، ارتش لبنان جنوبی را شکل دادند. اما متحد اصلی اسرائیل اتحاد فالانژهای مارونی بودند که توسط بشیر گمایل هدایت می شدند، کسی که در دنیای سیاسی لبنان، عنصری برجسته بود. استراتژی گمایل در جریان جنگ داخلی بر این استواربود تا سوری ها را برای حمله به مسیحیان جنوب، چیزی که اسرائیل آن را نادیده نمی گرفت؛ تحریک کند. در ۱۹۷۸، مناغم بگین (نخست وزیر اسرائیل)؛ مشخصاً اعلام کرد اسرائیل اجازه وقوع یک نسل کشی برای مسیحیان لبنان را نخواهد داد، این در حالی بود که آن ها از ورود به مداخلات لبنان دست کم به ظاهر، خودداری می کردند. صدها شبه نظامی لبنانی در کالج افسری و فرماندهی IDF در اسرائیل شروع به آموزش دیدن کردند. رابطه بین اسرائیل و فالانژها شروع به رشد کرد تا تبدیل به یک اتحاد سیاسی – راهبردی شود. چیزی که باعث شد اعضای دولت اسرائیل همانند «آریل شارون (Areil Shoron)» به فکر به قدرت رساندن یک دولت مسیحی طرفدار اسرائیل، بیفتند. و این در حالی بود که آن ها می دانستند در صورت بقدرت رسیدن جمایل، او ساف و همه ی پناهندگان فلسطینی را از لبنان اخراج خواهد کرد.

در طول دوره ای از ژوئن تا دسامبر ۱۹۸۰ نیروهای یونیفل افزایش فعالیت ها را در مرز لبنان و اسرائیل ثبت کردند. هیچ حمله ای از سوی نیروهای فلسطینی در کار نبود اما با این حال طرف اسرائیلی، یک تنه آن را جبران کرده بود. تاخت و تاز اسرائیل به جنوب لبنان به شکل قابل توجهی افزایش یافته بود. میدان های مینی گسترده و پست های نظامی بر پا می شدند. علاوه بر این ها، تجاوز به حریم هوایی و دریایی لبنان هم افزایش بی سابقه ای یافته بود. دولت لبنان به شکل رسمی درباره ی نقض قطعنامه ۴۵۲ توسط اسرائیل به شورای امنیت شکایت کرد. در همین زمان اسرائیل نیز برای حملات فلسطینی ها به شورای امنیت شکایت برد و این در حالی بود که هیچکدام از آن ها، کوچکترین ارتباطی به مرزهای لبنان نداشت.

02

رخدادهای ۱۹۸۱ و آتش بس

در گزارش دوره ای یونیفل که از تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۸۰ تا ۱۲ ژوئن ۱۹۸۱ را شامل می شد؛ شورای امنیت دریافتف فعالیت نیروهای مسلح فلسطینی نسبت به شش ماه گذشته، کاهش قابل توجهی یافته است. در عوض، IDF عملیات های متعددی را در خاک لبنان ترتیب داده بود که بیشتر آن ها در پشتیبانی از فالانژها بود. این اقدامات اسرائیل مورد رضایت شورای امنیت نبود و اسرائیل برای نقض قطعنامه ۴۵۲ مورد سرزنش قرار گرفت اما با این حال چیزی جز بازخواست لفظی متوجه اسرائیل نشد.

در دوره ۱۶ ژوئن تا ۱۰ دسامبر ۱۹۸۱، دوره ی نسبتاً آرامی گزارش شد که از ۲۹ می تا ۱۰ ژولای نیز ادامه داشت. اما این دوره آرامش با از سرگیری حمله های هوایی اسرائیل به جنوب لبنان، جایی در شمال مناطق استقرار یونیفل؛ شکسته شد. حمله های اسرائیل باعث تبادل آتش شدید میان نیروهای فلسطینی در یک سو و IDF و شبه نظامیان مسیحی در سوی دیگر شد. در ۱۳ و ۱۴ ژولای نیز حمله های هوایی اسرائیل ادامه یافت. نیروهای فلسطینی نیز حملات خمپاره ای و راکتی را به شمال اسرائیل و مناطق تحت محاصره ترتیب دادند. در پاسخ اسرائیل نیز با آتش توپخانه به مقابله می پرداخت. چنین روندی برای روزها توسط هر دو طرف درگیری ادامه یافت.

اسرائیل با ادامه حمله های هوایی خود قصد داشت تا جنگی را به راه بیاندازد که به او اجازه می داد، ساف را از لبنان بیرون رانده و منطقه را برای خود امن کند. در ۱۷ ژولای، نیروی هوایی اسرائیل حمله ی گسترده ای به ساختمان های ساف در جنوب بیروت ترتیب داد. نزدیک به ۳۰۰ نفر کشته و ۸۰۰ تن دیگر زخمی شدند که بیشتر آن ها، غیر نظامیان بودند. همچنین به موقعیت نیروهای ساف در جنوب لبنان نیز حمله شد بی آنکه نتایج موفقیت آمیزی در مورد انهدام راکت ها و سلاح های نیروهای فلسطینی بدست آید. در نتیجه این وقایع، صدها اسرائیلی که در نزدیکی مرزهای لبنان سکونت داشتند، مجبور به نقل مکان شدند. حملات مغرضانه اسرائیل که باعث پاسخگویی فلسطینی ها و حمله ی آن ها به شمال اسرائیل می شد در تضاد کامل با آنچه بود که اسرائیل به شکل رسمی به شهروندان خود می گفت: «آتش بس در ژولای ۱۹۸۱ شکسته شده است، تروریست ها به حمله های خود به اسرائیل ادامه داده و تهدید نسبت به شمال اسرائیل دیگر قابل تحمل نیست.»

05

در ۲۴ ژولای ۱۹۸۱؛ معاون امور خارجه سازمان ملل فیلیپ حبیب، میانجیگری کرده و از هر دو طرف خواست تا آتش بس را رعایت کنند. بهترین دستاورد از مذاکرات واسطه ها منجر به قطعنامه ۴۹۰ شورای امنیت سازمان ملل شد. روند مذاکرات پیچیده بود و نیاز به دیپلماسی لرزانی میان دمشق، اورشلیم، بیروت و ایالات متحده داشت. حبیب خواستار آتش بس و صلح میان اسرائیل و ساف در طول مرزهای لبنان بود. بر اساس راهنمایی «کیسینجر مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، Kissinger)»، حبیب مستقیماً با ساف وارد مذاکره نشد. در عوض او از یکی از افراد خاندان سلطنتی عربستان سعودی بعنوان یک واسط استفاده کرد. توافق بین دو طرف شفاهی بود به این دلیل که نه اسرائیل ونه ساف، یکدیگر را به رسمیت نمی شناختند و حاضرنبودن برای مذاکره بر سر یک میز بنشینند اما با این حال ان ها به یک آتش بس رسیدند. بدین ترتیب مرز میان لبنان و اسرائیل، پس از یک دهه مناقشه، تثبیت شد.

بین ژولای ۱۹۸۱ و ژوئن ۱۹۸۲، در نتیجه صلح حبیب؛ مرز میان اسرائیل و لبنان آرامشی را تجربه می کرد که از ۱۹۶۸ به این سو، شاهد آن نبود؛ آرامش پیش از توفان. وزیر امور خارجه ایالات متحده «الکساندر هِیگ (Alexander Haig)»، گزارشی به رئیس جمهور «رونالد ریگان (Ronald Reagan)» ارائه داد که در آن نگرانی خود را نسبت به احتمال حمله ی اسرائیل به لبنان گوشزد کرده بود.

صلح برای نه ماه طول کشید تا اینکه یک افسر اسرائیلی در حالی که از یک پست نظامی ارتش لبنان جنوبی بازدید می کرد توسط یک مین کشته شد. اسرائیل به سرعت واکنش نشان داد و به شهرک ساحلی دامور که در کنترل فلسطینی ها بود، حمله هوایی کرد که موجب مرگ ۲۳ نفر شد. اسرائیل این کار را دفاع از خود جلوه داد اما با این حال اشاره ای نکرد که سرباز در آنجا چه می کرده است. و حتی به این موضوع اشاره ای نشد که آن مین شاید از سال ۱۹۷۸ باقی مانده و توسط خود اسرائیل کار گذاشته شده باشد.

در ۹ می ۱۹۸۲، نیروی هوایی اسرائیل باز هم به اهدافی در لبنان حمله کرد. فردای آن روز، نیروهای یونیفل شاهد شلیک راکت های فلسطینی به شمال اسرائیل بودند؛ هرچند که هیچکدام از آنها به سکونت گاه های اسرائیلی اصابت نکرد. در حقیقت، خدمه پرتابگرها دستورداشتند تا به عمد خطا بزنند. سرلشگر «ارسکین (Erskine)» از غنا، مسئول UNTSO (نهاد نسظارت بر آتش بس سازمان ملل)» به مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل گزارش داد که از آگوست ۱۹۸۱ تا می ۱۹۸۲، ۲۰۹۶ تجاوز به حریم هوایی لبنان، و ۵۶۲ مورد تجاور به مرزهای آبی لبنان توسط اسرائیل، ثبت شده است. همچنین آزادی عمل نیروهای یونیفل و UNTSO برای سرکشی و حرکت بین مناطق اشغال شده توسط نیروهای شبه نظامی مورد حمایت اسرائیل، محدود شده بود.

01

پیش درآمد جنگ

از استقرار آتش بس در ژولای ۱۹۸۱ تا شروع جنگ، دولت اسرائیل ۲۷۰ مورد حمله ی تروریستی توسط ساف در اسرائیل سرزمین های اشغالی و مرزهای مشتر با اردن و لبنان را گزارش کرد.

در زندگینامه آریل شارون که توسط پسرش نوشته شده بود، نویسنده به صلحی که فیلیپ حبیب باعث آن شده بود؛ اشاره می کند: «با اینکه توافقنامه به صراحت از لزوم توقف ترور و خشونت از لبنان اشاره می کرد، با این حال پدرم کابینه را تشویق می کرد تا از قبول پیشنهاد آمریکایی ها، سرباز زنند. آتش بس همانگونه که ساف و آمریکایی ها دیدند باعث نشد تا ترور و خشونت ناشی از لبنان به دیگر یهودیان اروپا و دیگر نقاط دنیا، آسیب نرساند. در دیداری که پدر من با الکساندر هیگ و فیلیپ حبیب در ۲۵ می ۱۹۸۲ داشت، حبیب دائماً تکرار می کرد که حملات تروریستی در اروپا بر ضد یهودیان، شامل توافقنامه صلح او نمی شود.»

«یاسر عرفات (Arafat)» جناح های تندرو را تحت فشار قرار داد تا آتش بس را حفظ کنند به این خاطر که او به هیچ وجه علاقه ای نداشت تا اسرائیل را برای ورود به یک جنگ تمام عیار تحریک کند. چنین چیزی باعث تفرقه در ساف شد. در این میان جنبش ابوندال مجبور به مواجه نظامی همراه با دستگیری و اعدام شد، چیزی که در مجادله های درونی ساف تا آن زمان بی سابقه بود. عرفات حتی تلاش کرد تا از فلسطینیان ناراضی در کرانه باختری فاصله بگیرد تا از حمله ی آنان به استرائیل جلوگیری کند. در مقابل بگین، شارون و «ایتان (Eitan)» به دنبال بهانه ای بودند تا از هر روزنه ای در پیمان آتش بس برای سرکوب مخالفان مسلح خود استفاده کنند. در حقیقت آن ها باور داشتند تا عرفات در حال وقت کشی است تا بتواند نیروهای خود را سازماندهی کند. اما تفسیر اسرائیل جایی جالب تر می شد که هر اقدامی از سوی فلسطینیان را از جانب عرفات دانسته و بار مسئولیت را بر شانه ی او می گذاشتند. اسرائیل چنین فرض می کرد که عرفات بر تمامی گروه های فلسطینی کنترل دارد اما چنین چیزی از واقعیت دور بود. جناح هایی همچون «جبهه مخالفان مردمی جرج حبش» از داخل ساف و جناح های دیگر فلسطینی همانند «شورای انقلابی ابوندال فتاح» و «جبهه مردمی احمد جبرئیل» از خارج نیز بودند که یا عرفات را به رسمیت نمی شناختند و یا چندان مطیع او نبودند از دید بگین، توافقنامه آتش بس نباید تنها به مرزهای لبنان و اسرائیل محدود می شد. و استدلال می کرد هرگونه اقدام خارج از مرزهای لبنان بر ضد یهودیان، نقض آتش بس است. ایتان نیز چنین اضافه کرد که هیچ تفاوتی بین پرتاب یک نارنجک در غزه و شلیک خمپاره در شمال اسرائیل نیست و هرگونه اقدامی، نقض آتش بس است. شارون نیز بسادگی همه ی گروه های فلسطینی را بخشی از ساف دانسته و همانند همقطارانش می اندیشید. شارون در کنفرانس «یانگ یووت» در ۱۹۸۲ گفت که او قصد دارد تا ساف را چه در داخل و چه در خارج اسرائیل محصور کند.

06

با این حال ساف همچنان به آتش بس پایبند ماند. در حالی که اسرائیل همچنان بدنبال بهانه ای بود تا دلیلی به الکساندر هیگ ارائه داده تا به گفته ی او، این چنین اسرائیل پشتیبانی آمریکا را در حمله به لبنان داشته باشد. منتقدان همواره هیگ را برای نشان دادن چراغ سبز به اسرائیل مورد سرزنش قرار می دهند. این در حالی بود که هیگ چنین چیزی را رد کرد و گفت او خواستار خویشتن داری اسرائیل بوده است. در زندگینامه فیلیپ حبیب، به این اشاره شده است که الکساندر هیگ بدترین تاثیر را برای هدایت اسرائیل به جنگ در لبنان داشته است:

«هیگ بسیار بد ظاهر شد. او همکاری نمی کرد و قادر نبود تا از آنچه پیش می اید مدیریت آگاهانه ای داشتهب اشد. مایل نبود تا به کسی در کاخ سفید بگوید که چرا شارون در حمله به لبنان اینچنین اعتماد به نفسی دارد. امید داشت تا فرستاده ویژه ریگان به اسرائیل در ماموریت خود شکست بخورد و همچنین کوچکترین اهمیتی هم به خواسته های وزارت امور خارجه آمریکا از جمله تقابل اسرائیل با سوریه نداشت.»

واکنش آمریکایی ها چنان بود که آنها نمی خواند اگر شاید حضور اسرائیل باعث ایجاد یک موضوع مشترک (جناح های لبنانی) برای حل بین سوریه و اسرائیل می شود؛ به آنها فشاری برای خروج از لبنان وارد کند. تحلیل هیگ که ریگان هم با آن موافق بود، اینچنین بود که اتحاد گروه های لبنانی به رییس جمهور «الیاس سارکیس (Elias Sarkis)» این امکان را خواهد داد که دوباره دولت مرکزی لبنان را سامان داده و به پناهندگان فلسطینی، تابعیت لبنان را اعطا کند. مدارک بعدی نشان می دهد که آمریکا دریافته بود دیر یا زود اسرائیل کار خود را خواهد کرد. تحلیلگر «سیا (CIA)»، «چارلز کوگان (Charles Cogan)» چنین می گوید که او در می ۱۹۸۲ در همان اتاقی بود که شارون با وزیر دفاع «کسپر واین برگر (Casper Weinberger)» دیدار کرد. او چنین می گوید:

«اینچنین بود که اسرائیلی ها برایحمله به لبنان آماده می شدند و واین برگر تنها بر صندلی خود نشسته بود و چیزی نمی گفت.»

بر طبق آنچه «آوی شلیم (Avi Shalim)» تاریخ نویس اسرائیلی نوشت؛ دلیل اصلی حمله اسرائیل به لبنان، وزیر دفاع آریل شارون بود. یکی از اهداف شارون نابودی زیر ساخت های نظامی ساف در لبنان و تبدیل آن به تنها یک سازمان سیاسی بود تا اینچنین بتواند کرانه باختری را نیز به خاک اسرائیل ملحق کند. هدف دیگرش استقرار یک دولت مسیحی به رهبری بشیر جمایل و امضای قرارداد صلح میان دو کشور بود. اما سومین هدف شارون، اخراج ارتش سوریه از لبنان بود. علاوه بر این ها با عقب نشینی اسرائیل از صحرای سینا در پی توافقنامه میان اسرائیل و مصر، دولت اسرائیل که در دستان حزب لیکو بود، نگرش سختگیرانه تر و خصمانه تری نسبت به اعراب در پی گرفته بود.

طرح حمله با نام رمز «کاج های بزرگ (Big Pines)» توسط IDF تدارک دیده شد و در آن طرح ریزی شده بود تا حمله با استفاده از بزرگراه بیروت ـ دمش صورت گرفته و نیروهای فالانژ نیز در آن حضور داشته باشند. این طرح در ۲۰ دسامبر ۱۹۸۱ توسط بگین ارائه شد اما با رای منفی اکثریت وزرا، رد شد. بر طبق گفته آوی شلیم، شارون و ایتان (فرمانده ستاد کل IDF) دریافته بودند شانسی برای ترغیب کابینه برای دریافت اجازه حمله وسیع به لبنان ندارند.

در ۳ ژوئن ۱۹۸۲، سفیر اسرائیل در بریتانیا، شمو آرگوف؛ توسط سازمان ابوندال مورد حمله قرار گرفت و بشدت زخمی شد. این حمله توسط سازمان اطلاعات عراق ترتیب داده شده بود و ضارب پس از حمله به سفارت عراق پناه برد. آنچنان که شارون در خاطرات اش می گوید، «این جرقه ای برای انبار باروت بود.» نخست وزیر اسرائیل، بگین؛ از این اتفاق به سرعت استفاده کرد و از لزوم حمله به لبنان سخن گفت. اما آنچه که توسط سران اسرائیل نادیده گرفته شده بود این واقعیت بود که سازمان ابوندال مدت ها بود که از ساف جدا شده و سران آن در دادگاه ساف به مرگ محکوم شده بودند. علاوه بر این پلیس بریتانیا گزارش داده بود که اعضای ساف در لیست مرگ سازمان ابوندال نیز قرار دارند. همچنین مقر سازمان ابوندال در سوریه بود و هیچ ارتباطی به لبنان نداشت. هر چند بگین، شارون و ایتان اهمیتی به این موضوعات نمی دادند.

در جلسه کابینه که همان روز تشکیل شد، بگین و ایتان هر دو گزارش های اطلاعاتی را درباره ی سازمان ابوندال بی ارزش دانستند. بگین مشاور خود در امر تروریسم را اخراج کرد و اعلام کرد همه ی فلسطینی های تروریست از اعضای ساف هستند. ایتان نیز وزیر اطلاعات را مورد تمسخر قرار داد و خواستار حمله به ساف شد.

ساف به کلی دست داشتن در حمله را رد کرد اما با این حال اسرائیل با حمله ی هوایی و توپخانه ای، دست به تلافی زد. اردوگاه پناهندگان فلسطینی صبرا و شتیلا برای چهار ساعت بمباران شد و بیمارستان محلی غزه نیز مورد حمله قرار گرفت. چیزی حدود ۲۰۰ تن در این حملات کشته شدند. ساف نیز با پرتاب راکت به ۲۰ روستای اسرائیلی،دست به اقدام متقابل زد.

سرانجام در ۴ ژوئن، کابینه اجازه یک حمله وسیع را صادر کرد و بگین این اقدام را «دفاع از خود» اسرائیل خواند.

خط زمانی جنگ

حمله

در ۶ ژوئن ۱۹۸۲ نیروهای اسرائیلی تحت فرمان وزیر دفاع، آریل شارون تحت عمنلیات صلح برای جلیله (Operation Peace for Galilee)» به جنوب لبنان حمله کردند.

دوره های نبرد

آنچه اسرائیل برای عموم از هدفش برای این جنگ منتشر کرد، عقب راندن ساف به ۴۰ کیلومتر عقب تر به شمال بود. نیروهای اسرائیل در ۳ محور از جنوب لبنان حمله کرده و به سرعت مناطق استراتژیک را تسخیر کردند. نیروی هوایی اسرائل در پی بدست آوردن برتری هوایی و ازادی عمل بیشتر، عملیات «مول کریکت ۱۹ (خال جیرجیرگ ۱۹، Mole Cricket 19)» را آغاز کرد که باعث یک پیروزی قاطع در برابر نیروی هوایی سوریه شد. در طی این عملیات بیش از ۸۰ هواپیمای سوری و ۳۰ آتش بار موشکی سام منهدم شد بی آنکه اسرائیل هیچ شکستی در نبرد هوایی داشته باشد. به هر صورت یک فروند A-4 در ۶ ژوئن به آتش ضد هوایی سرنگون شد. سوریه نیز سقوط ۱۶ فروند از هواپیماهای خود را تایید کرد. هواپیماهای اسرائیلی همچنین مواضع ساف در بیروت را مورد حمله قرار دادند و ناوهای اسرائیلی نیز جاده ی ساحلی را به هدف قطع خطوط مواصلاتی ساف زیر آتش گرفتند. نیروی زمینی اسرائیل نیز با زدوخورد راه خودر ا به سوی شهرک سلطان یعقوب که در اختیار سوری ها بود باز کردند و هدفشان تصرف آن بود اما مورد محاصره نیروهای سوری قرار گرفتند. با اینکه اسرائیلی ها محاصره را شکستند اما با این حال ناتوانی در تصرف سلطان یعقوب از معدود اهدافی بود که IDF به آن دست پیدا نکرد. به هر صورت آن ها راه خود را به بیروت باز کردند. نیروی دریایی اسرائیل با تمام توان شروع به پیاده کردن نیرو در سواحل لبنان کرد و اسرائیلی ها بسرعت به بیروت رسیدند ونیروهای ساف را عقب راندند. توپخانه اسرائیل و نیروی هوایی آن رژیم، بیروت را به هدف از بین بردن نیروهای ساف زیر آتش گرفتند که باعث کشته شدن غیر نظامیان نیز شد. نیروهای اسرائیلی بلافاصله حومه جنوبی بیروت و فرودگاه این شهر را پس از درگیری های سنگین به تصرف خود در آوردند.

در جریان درگیری ها، نیروی هوایی اسرائیل حملات موثری را علیه اهداف زمینی ساف و سوریه انجام دادند، بالگرد های هجومی اسرائیل نیروی زرهی سوریه را در هم کوبیدند و جنگنده های این نیرو، بین ۸۲ تا ۸۶ پرنده سوری را بدون حتی یک تلفات سرنگون کردند تلفات هوایی اسرائیل تنها یک A.4 و دو بالگرد بود که آن ها نیز به آتش زمینی از دست رفتند. حمله ی نیروهای اسرائیلی به اهداف زمینی درصد موفقیت بسیار بالایی داشت و جنگنده های آنان با پرواز در ارتفاع پایین و استفاده از جنگ الکترونیک، موشک های سام را بی اثر کردند. اسرائیل در این نبرد سلاح ها و راهکارهای جدیدی را آزمود از جمله تانک مرکاوا. تانک های مرکاوا بخوبی نشان دادند که در برابر T-72 های سوری دست برتر را دارند و فناوری های پیشرفته تر اسرائیل باعث برتری آنان بر سوری ها شد. اما با این حال سوری ها نیز چندان بر روی زمین، دست و پا بسته نبودند. تیم های ضد تانک آن ها موفق به وارد کردن خساراتی به ستون های زرهی اسرائیل شد و رد یک ردگیری زرهی سوری ها توانستند ۳۳ تانک رامنهدم کنند و یک M-60 پاتن را به غنیمت بگیرند. تانکی که بعدا به دمش و بعدها به مسکو فرستاده شد. اما به هرحال عدم وجود پشتیبانی و حتی برتری هوایی برای سوری ها گران تمام شد و آن ها زیر حملات بی امان نیروی هوایی اسرائیل حرف زیادی برای گفتن نداشتند.

بعدها توافقنامه ای در ۱۹۸۲ صورت گرفت بیشتر از ۱۴ هزارتن از اعضای ساف زیر نظر یک نیروی صلح بان چند ملیتی شامل نیروهای نظامی ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا؛ در آگوست و سپتامبر از لبنان به مقصد کشورهای مختلف تخلیه شدند. این اتفاق برای ۶۵۰۰ تن از اعضای جنبش فتح نیز بوقوع پیوست.

07

توافق نهایی

در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲، بشیر گمایل رئیس جمهور منتخب (۱) جدید لبنان توسط «حبیب شرطونی (Habib Shartoani) از «جنبش ملی گرای سوریه» ترور شد. اسرائیل نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و نیمه ی غربی بیروت را به حمایت از شبه نظامیان مسیحی که اکنون متحد اصلی اسرائیل به شمار می رفتند، اشغال کردند. فرماندهی نیروهای اسرائیلی اجازه ورود تقریباً ۱۵۰ نیروی فالانژ رابه اردوگاه پناهندگان صبرا و شتیلا دادند. شتیلا در گذشته یکی از سه کمپی بود که ساف نیروهای خارجی را در آن آموزش می داد و کمپ اصلی برای آموزش کسانی بود که از اروپا می آمدند. اسرائیل برآورد می کرد هنوز ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ تروریست در این اردوگاه وجود دارند اما با این وجود پس از اینکه فالانژها از پاکسازی این کمپ سرباززده بودند، میلی برای در خطر قرار دادن جان سربازانش نداشت. اما اکنون فرصت مناسبی پیش آمده بود. منابع از قتل عام ۴۶۰ تا ۳۵۰۰ تن از ساکنان اردوگاه که اکثراً فلسطینی ها و لبنانی های شیعه بودند، بدست فالانژها خبر می دهند. بازرس ارتش لبنان از شمارش۴۶۰جسد، اطلاعات اسرائیل چیزی بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ کشته و هلال احمر فلسطین از مرگ ۲۰۰۰ نفر می گفتند. شدت کشتار به اندازه ای بود که تقریباً هر خانواده دست کم یک تن را از دست داده بود. این نکته را هم باید افزود که تقریباً همه ی قربانی ها، مرد بودند. اسرائیل به سرعت کمپ را با تانکو پست های نگهبانی را احاطه کرد و هر ورود و خروجی را به دقت رصد می کرد. پس از این اتفاق «هیئت کاهان (این هیئت توسط دولت اسرائیل برای رسیدگی به موضوع قتل عام صبرا و شتیلا تشکیل شد.)» وارد عمل شد و مسئولیت این اتفاق را بر عهده آریل شارون دانست چون او می توانست از این کشتار جلوگیری کند اما در عوض نسبت به آن بی تفاوت بوده است. هیئت کاهان خواستار استعفای شارون از پست خود شد و چنین پیشنهاد داد تا هیچ منسبی نیز در دولت های آینده اسرائیل برای او در نظر گرفته نشود. شارون ابتدا از استعفا سرباز زد اما بعدها از وزارت دفاع استعفا داد و تا انتهای دولت بگین بعنوان یک وزیر بی منسب در کابینه ماند.

نیروهای حاضر در جنگ

اسرائیل

این نخستین جنگی بود که اسرائیل به طور رسمی از سری تانک های مرکاوا (مارک ا) در آن استفاده کرد.

اسرائیل با ۷۸ هزار نفر، ۱۲۴۰ عراده تانک و ۱۵۰۰ عراده خودروی زرهی وارد جنگ شد. نیروهای اسرائیلی به پنج لشگر و دو تیپ تقسیم بندی شدند. همچنین نیروی ذخیره ای نیز در بلندی های جولان برای احتیاط مستقر بود. تمامی این نیروها در ۳ محور ذیل عملیات می کردند:

محور ساحلی که از «راش هانیکرا»، «تایر»، «سیدان»، «دامور» و بیروت (Rosh Hanikra, Tyre, Sidan, Damour, Beirut) را پوشش می داد. این محور عمل کننده شامل لشگر ۹۱ با ۳ تیپ، تیپ ۲۱ و تیپ گولانی، تیپ ۳۵ چترباز و گردان ۵۰ چترباز «نهال (Na’hal)» بود. همچنین نیروی دریایی اسرائیل این محور را از لحاظ امنیت دریایی تامین و در صورت نیاز آتش پشتیبانی را برایشان فراهم می کرد. افزون بر این، نیروی دریایی تیپ های مخلوطی از لشگر ۹۶ را در دهانه ی ورود «اولی (Awali)» نزدیک سیدان، جایی که پیشتر تکاورانش در آنجا مستقر شده بودند؛ پیاده کرد.

محور مرکزی که از قلعه ی «بیوفرت (Beaufort)» تا «نباتیه (Nabatiyeh)» را پوشش می داد و شامل لشگرهای ۱۶۲ ، ۳۶ بود که وظیفه داشتند پیشروی کرده و خود را به نیروهای محور ساحلی برسانند.

محور شرقی که از «راشیا» و «حصبیا»، «دره بقاع» و اطراف دریاچه «کاران» (Rachaiya, Hasbaiya, Bekaavalley, Lake Qoroun) را پوشش می داد. نیروهای عمل کننده این محور شامل دو لشکر ۹۰ و ۲۵۲ بودند بهمراه دو تیپ از چتربازان و نیروهای پیاده بودند که برای عملیات ضد تانک آموزش دیده بودند. این محور رودرروی نیروهای سوری قرار گفت و عملکرد خوبی در برابر آن داشت.

سوریه

ارتش سوریه بیشتر از ۳۰ هزار سرباز را در لبنان مستقر کرده بود.

تمرکز اصلی نیروهای سوری در دره بقاع بود جایی که لشگر یکم زرهی به همراه لشگر ۵۸ مکانیزه، تیپ های زرهی ۷۶ و ۹۱، تیپ مستقل زرهی ۶۲ و ده گردان تکاور در آنجاحضور داشتند ۴۰۰ تانک سوری به همراه ۱۹ آتشبار سام دارایی های تجهیزاتی سوریه در دره بقاع بودند.

در بیروت نیز و کوه های «شوف (shouf)» نیز ۲۰۰ تانک بهمراه تیپ ۸۵ پیاده و ۲۰ گردان تکاور حضور داشتند که وظیفه اصلی آن ها حفاظت از بزرگراه دمش، بیروت برای حفظ خطوط مواصلاتی بود.

لبنان

ارتش لبنان عملاً نقشی در جریان جنگ نداشت اما با این حال خسارات و تلفاتی دریافت کرد.

ساف

نیروهای ساف پس از تثبیت در لبنان به رشد خود ادامه دادند و خلاف تصور عموم دارای یک رده بندی و سازماندهی منظم بودند و به شاخه های مختلفی تقسیم می شدند. نیروهای ساف بطور رسمی تیپ ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ نفری تقسیم می شدند که هفت گردان توپخانه آن ها را پشتیبانی می کرد. همچنین فلسطینی ها دارای چیزی حدود ۶۰ عراده تانک از انواع T-34، T-54، T-55 و توپ های خودکششی ۱۳۰mm و ۱۵۵mm بودند. به این ها باید شمار زیادی پرتابگر راکت را هم افزود.

افزودن بر این ها گروه های دیگر لبنانی نیز در این جنگ حضور داشتند که عملاً تاثیری در جریان نبرد بر جای نگذاشتند و بیشتر پس از پایان نبرد، در جریانات و اتفاقات شرکت داشتند.

با همه ی این خونریزی ها و نابودی ها، اسرائیل توانست تنها ساف را از لبنان بیرون کند. آنچنان که اسرائیل در نظر داشت، دولت دست نشانده اش عمل نکرد و مسلماً قرارداد صلحی نیز امضا نشد. با اینکه در بعد نظامی، دستاوردهای اسرائیل درخشان بود اما با این حال حجم کشتار و جنایت های جنگی که در جریان جنگ و پس از آن در زمان اشغال لبنان رخ داد، مایه تاسف و شرمساری بود. اسرائیل سرانجام از مواضع اشغالی خود در لبنان عقب نشینی کرد اما با این حال آنچنان که مایل بود نتوانست سایه تهدید را از سر خود دور کند. اکنون قدرتی دیگر در جنوب لبنان در حال شکل گیری بود که نشان داد چیزی نیست که بشود آن را دست کم گرفت. حزب الله با رشد روزافزون خود شروع به گسترش کرد و نشان داد که در سایه پشتیبانی دیگران، میدان را به آسانی خالی نخواهد کرد.

نویسنده

محمد شریعت زاده

 

29+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar

71 دیدگاه

  •  حزب الله سازمانی نظامی شیعه و دوست ما رو می گید وبال ایران  و تروریست اونوقت ترکیه قطر فرانسه امارات انگلستان آمریکا عربستان اردن با افتخار از النصره- جیش الحر -جبهه الاشام- اجناد الاشام -نوردین الزنکی -فتح الاسلام -فتح الاشام احرار الاشام در سوریه و جیش العدل و جندالله در سیستان بلوچستان ما و احرار الاهواز در خوزستان پژاک و کوموله در کردستان آذربایجان غربی کرمانشاه ایران حمایت مالی تسلیحاتی اطلاعاتی رسانه ای سیاسی لوجستیکی میکنه و نمیگه تروریستن

    0
  •  این آقای هیتلر واقعا خیلی با اطلاعاتن !!!! ایران پیشهاد تجهیز ارتش لبنان رو داد اما حزب ۱۴ مارس نپذیرفت شما میگید ایران زیرش زد !!! …. لازم شما بدونید عربستان وعده تجهیز ارتش لبنان با تسلیحات فرانسوی رو داد و زیرش زد شما دقیقا برعکسش کردید یا بی اطلاعید یا مغرض  

    0
  • درود.عزیز مطالب کاملا درست نیست و اشکالات زیادی دارد.هنگامی که انقلاب شد عده ای فلسطینی به ایران امدند و سعی داشتند در ایران گروه های شبه نظامی درست کنند با هشدار شهید چمران به امام خمینی تمامی عناصر فلسطینی از ایران اخراج شدند.همان ناگفته نماند قبل از ان فلسطینی ها چمران را دشمن و کافر خطاب میکردند.زیرا چمران به دنبال اتحاد گروه های لبنانی بود اما فلسطینی های پنهاجو مسیحی را قبول نداشتند.این در حالی است که بیشتر جمعیت لبنان را مسیحیان مارونی تشکیل میدهند.و اثلا یک مشت پنهاجوی فلسطینی حقی نداشتند که در لبنان به گروه های مسلمان تندرو اسلحه بدهند.درباره اسرائیل شعار اسرائیل از نیل تا فرات بود کلا قصد اشغال گری داشتند که نتوانستند.در کل حکومت لبنان حکومت مسیحی است و کشور فرانسه بیشترین حمایت را از مسیحیان میکند. خلاصه کلام فلسطینی های جنگ جو حتی درپی کشتن جمران بودند زیرا برای چمران مسیحی و مسلمان فرق نمیکرد.اسرائیل هم دنبال گرفتن ماهی از اب گل الود بود.حالا هم متاسفانه لبنان رئیس جمهور ندارد.حزب الله میگه من قدرت دارم سهمی از قدرت میخوام طرف چپ گرا میگه بیخد.طرف۱۴مارس میگه نه قدرت مال منه.امیدوارم ان کشور زیبا سرسامان پیدا کند.واقعا جواهر خوارمیانه است

    1+
  • سلام قبلنا که مجله جنگ افزار میخوندم هر از چند گاهی مقالاتی منتشر میشد از یه آقایی که الآن اسمشون از یادم رفته ولی دکتری فلسفه علم (یا جنگ) از آمریکا داشتند نوع نگاهشون به مسائل برای من جدید بود فکر میکنم بد نباشه شما هم هر از چند گاهی از ایشون یا مقالاتی از اون جنس کار کنیدمن خودم به صورت خاص به تجهیزات نظامی علاقه مندی زیادی دارم ولی چند سالی که گذشت و توجهم بیشتر  به مسائل سیاسی و ژئوپلتیک و حتی مسائل اجتماعی و فرهنگی  جلب شد و به هر جنگی به صورت یک پکیج از مسائل مختلف که البته شامل تسلیحات و تاکتیک هم میشه نگاه میکنمفکر میکنم بد نباشه که در بعضی از مقالاتتون علاوه بر فقط تشریح تسلیحات بیشتر به مسائل دیگر پیرامونی هم بپردازیدبا تشکر البته تا رویکرد سایت چی باشه

    1+
  • سلام….جناب تارخ اگه امکانش هست یه مقاله کامل از  جنگ چچن تو سایت بذارید…. از میزان تلفات روسیه و گروه  های نظامی شرکت کننده…. با تشکر

    0
  • سلاماین مطلب رو هنوز نخوندم اما بسیار ممنونم که به این موضوع جذاب پرداختید و درخواست میکنم اگر امکانش بود و صلاح دیدید در ارتباط با فلسفه و دکترین نظامی اسرائیل(از ابتدا تا به امروز) بپردازید.بنظرمن این مهمه که چطور یک کشور که شش یا هفت میلیون بیشتر جمعیت نداره و اصلا نهادهای سیاسی و اقتصادی و تکنولوژیک و اجتماعیش کاملا مستقر نشده، اما اینقدر استادانه واحدهای نظامی در مقیاس تیپ و لشکر رو وارد میدان میکنه و پنجه در پنجه ارتشهای کشورهایی چندبرابر خودش(ازنظر وسعت و جمعیت و امکانات) میندازه و پیروز از میدان بیرون میاد.اون هم در مقاطعی که هنوز پشتیبانی فعال ایالات متحده و غرب رو نداشته و یا عملا امتیاز حمایتی ازشون دریافت نمیکرده

    1+
  • با سلام….در ششم ژوئن ۱۹۸۲ (۱۶/۳/۱۳۶۱) ارتش اسرائیل تهاجم بسیار وسیعی را از زمین ، هوا و دریا به لبنان آغاز کرد و به سرعت و بدون برخورد با مقاومت چندانی تا دروازه های بیروت پیش رفت و دومین پایتخت یک کشور عربی را به محاصره درآورد .هدف اعلام شده اسرائیل از این تهاجم ، اخراج رزمندگان فلسطینی از لبنان بود ، اما هدف اصلی روی کار آوردن یک رئیس جمهور مسیحی طرفدار اسرائیل در لبنان و کاستن از قدرت نظامی و سیاسی سوریه بر این کشور بود.ارتش اسرائیل تقریباً دو سوم نیروهای نظامی خود اعم از ارتش و نیروهای شبه نظامی را وارد لبنان کرد . شش لشکر از ده لشکر اسرائیل وارد لبنان شدند و در روز اول عملیات بیش از سیصد فروند هواپیمای بمب افکن اسرائیل اقدام به بمباران لبنان کردند .سه روز بعد از شروع تجاوز اسرائیل ، ارتش این کشور به دروازه های بیروت رسید ، بدون اینکه با مقاومت نیروهای فلسطینی یا جنبش امل مواجه شود . عقب نشینی سریع فلسطینی ها و بی توجهی نیروهای امل باعث شد که مجموعه های کوچک اسلام گرا نتوانند در جنوب لبنان با اسرائیلی ها مقابله کنند و فقط در دروازه جنوبی بیروت به مقابله پرداختند . عقب نشینی نیروهای فلسطینی به حدی سریع بود که مجموعه های اسلام گرا مجبور شدند قسمتی از نیروهای خود را از راه دریا از جنوب به بیروت منتقل کنند زیرا کلیه راه های مواصلاتی به تصرف ارتش اسرائیل درآمده بود .اولین مقاومت جدی در منطقه «خلده» صورت گرفت که مدخل ورودی بیروت در جنوب این شهر است . عده ای از جوانان مذهبی شیعه با اسلحه سبک و با شعار «الله اکبر» توانستند راه را بر اسرائیلی ها ببندند. این گروه در مصاحبه با خبرنگارانی که برای اطلاع از هویت آنان به منطقه خلده رفته بودند، اعلام کردند که از «پیروان امام خمینی» (ره) هستند. این گروه که اعضای آن عمدتاً از گروه های تشکیل یافته در مساجد بودند، منطقه خلده و دانشکده علوم را سنگری برای مقاومت برگزیدند و موفق شدند، ضمن وارد آوردن تلفات سنگین به سربازان اسرائیلی، چندین تانک و نفربر را به تصرف خود درآورند و آنها را در خیابان های بیروت به تماشای عموم بگذارند.موفقیت این گروه کوچک در متوقف کردن ارتش اسرائیل در پشت دروازه جنوبی بیروت باعث شد که رزمندگان فلسطینی مستقر در بیروت و گروه های چپ گرای لبنان نیز به تهاجم علیه ارتش اسرائیل مبادرت ورزند. اما وضعیت در مورد جنبش امل متفاوت بود. «جوزف اولمرت» تحلیلگر اسرائیلی در این خصوص می گوید: «از همان آغاز جنگ روشن بود که جنبش امل قصد رویارویی با اسرائیل را ندارد. اما مسائل در بیروت برخلاف جنوب لبنان بود. در این منطقه، به علت فشارهای سوریه، ساف و گروه های چپ گرای لبنان، بیانیه های شدید الحنی از سوی رهبران امل مبنی بر محکومیت تجاوز اسرائیل صادر شد. با این حال، با آغاز محاصره بیروت نشانه هایی به چشم می خورد که جنبش امل آماده پیوستن به گروه هایی است که بر سازمان آزادی بخش فلسطین برای ترک لبنان فشار می آروند».مقاومت در درون بیروت و حومه جنوبی آن (معروف به «ضاحیه» که عمدتاً شیعه نشین است) برای مدت ۴۲ روز ادامه پیدا کرد. این دوره ۴۲ روزه، تجربه مفیدی برای رزمندگان لبنانی بود و نحوه جنگیدن با ارتشی کلاسیک و نیز سازماندهی و ارتباط با فرماندهی در پشت جبهه را به آنها آموخت. جنگ در بیروت با هجوم وحشیانه و گسترده هوایی، دریایی و زمینی اسرائیل به بیروت غربی به پایان رسید، اما ضاحیه تنها منطقه ای در بیروت بود که ارتش اسرائیل نتوانست وارد آن شود و صرفاً به استقرار در مرزهای آن اکتفا کرد.ضاحیه سومین نقطه درگیری اسلام گرایان با ارتش اسرائیل بعد از منطقه خلده و دانشکده علوم بود. این موضوع باعث شد که مجموعه های اسلام گرا بتوانند محل امنی برای حفظ اسلحه و نیروهای خود داشته باشند. در برابر پایداری و مقاومت شگفت انگیز مردم بیروت و ضاحیه، اسرائیل احساس کرد که در صورت ورود به ضاحیه باید بهای گزافی بپردازد. آن گونه که «موشه آرنس» سفیر وقت اسرائیل در واشنگتن به الکساندر هیگ، وزیر خارجه وقت امریکا، گفت: «اسرائیل به هیچ وجه مایل به تصرف شهر بیروت و پرداخت چنین بهای سنگینی نیست.»تجاوز نظامی یک ماه و نیمه اسرائیل از زمین، هوا و دریا به لبنان خسارت ها و تلفات سنگینی را به شرح زیر به بار آورد:ـ ۱۹۰۸۵ کشته از شهروندان غیر نظامی؛ـ ۹۸۰ میلیون لیر لبنانی خسارت به ساختمان ها، تأسیسات و ادارات دولتی؛ـ ۱۶۰ میلیون لیر لبنانی خسارت به بخش کشاورزی؛ـ ۲۴ میلیون لیر لبنانی خسارت به بخش دامداری.بنا به اظهارات مقامات اسرائیلی، تلفات نیروهای نظامی این کشور در این عملیات که به آن نام «صلح برای الجلیل» را داده بودند، پانصد نفر اعلام شد. این اولین مقاومت پارتیزانی در مقابل یک ارتش کلاسیک در یک حمله برق اسا پس از جنگ دوم بین الملل بود…..محمدرضا صدیقی

    4+
  • استاد نظرتون درباره ی این خلاصه  ترجمه ای که کاربر میلیتاری آقای divisionbyzero از مقاله جدید بابک تقوایی گذاشته چیه ؟====================================بر اساس مقاله جدیدی که بابک تقوایی در مجله Combat Aircraft شماره جولای ۲۰۱۶ منتشر کرده اطلاعات جدیدی در رابطه با خرید هواپیما از روسیه درج شده: بر اساس این مقاله اول از همه ایران از سال ۲۰۱۴ مطالعه هایی بین گزینه های Su-30MK  و J11B  و J10S انجام داد که در همون اوایل گزینه J11B به دلیل مخالفت روسیه کنسل شد.در ادامه در نمایشگاه ماکس ایران با توجه به تجربیات بد با روسیه تصمیم به خرید هواپیمایی کرد که هم بتونه در داخل تولید کنه و هم اورهال و ارتقا رو در ایران انجام بده.در این مقاله اینطور ادعا شده که ایران و روسیه برای دور زدن تحریم سازمان ملل اقدام به تولید داخل هواپیمای سوخو ۳۰ میکنن.در مرحله اول ۴۸ فروند هواپیمای سوخو ۳۰ اس ام ای و همچنین ۲۴ فروند یاک ۱۳۰ به صورت کیت های اسمبلی به ایران منتقل و در  شاهین شهر در صنایع هواپیماسازی ایران تولید میشن (آغاز از سال ۲۰۱۸)همچنین یک مرکز اورهال هواپیماهای روسی هم در فرودگا مهر آباد ایران راه اندازی میشه که قراره برای مدرن سازی هواپیماهای میگ ۲۹ و سوخو ۲۴ استفاده بشه. بر اساس مقاله این شخص ایران در نهایت خواهان ۱۶۰ سوخوی ۳۰ اس ام ای در دهه آینده هست و همچنین خواهان این هست که بتونه ۷۰٪ قطعات در ایران تولید بشن و همچنین تمامی تعمیرات این هواپیما ها در ایران صورت بگیرن (با پشتیبانی فنی روسیه) .   تولید سوخو ۳۰ ها از ۲۰۱۸ با استفاده از خطوط تجهیزاتی(شاید منظور خط تولید بوده) ایران ۱۴۰ آغاز میشه.در این مقاله ادعا شده که در صورتی که گزینه سوخو و یاک عملی نشن ایران به دنبال J10S و یک هواپیمای آموزشی نامشخص چینی خواهد رفت.===============================================تصاویر مقالهhttp://uupload.ir/files/nimo_1.jpghttp://uupload.ir/files/2a6v_2.jpg

    0
      • برای سال ۲۰۱۸ ما ۱۶۰ سوخو ۳۰ بخریم؟؟؟این بدرد نمیخوره.تا اون موقع اف ۳۵ اسرائیل و ترکیه.اف ۱۵ se عرعرستان نزولی مارو آبکش میکنه.

        2+
        • سلام …ویتنام سال ۲۰۱۳ سوخو سفارش داد اولین دستشو الان تحویل گرفته ما همین الانم سفارش بدیم سال ۲۰۱۸ اولین سریش تحویل میشه پایان سفارشم برای بعد از سال ۲۰۲۰ خواهد بود…تولید شصت فروند سوخو۳۰ برای حود روسها چهار سال زمان برد

          4+
      • اقای تارخ شما ماه ها پیش در جواب یکی‌از دوستان که درباره اقای تقوایی سوال کرد گفتید که مقاله های  ایشان با جزعیات و کاملا درست می باشد و قابل استناد است.نظرتون عوض شد بابتش؟الان یعنی ایشون حرف هاش غلطه و رو هوا یه چیزی گفته؟ ما بنابر گفته های شما قبلا، خوشحال شدیم گفتیم اقا تقوایی گفته و یه چیزی میگیریم اخر از روسا 😐

        0
        • سلام کامنت بنده را بخوانید…ایشان زمانی در ایران بود اطلاعت درستی داشت و نه الا که از این کشور رفته…نمونش مقاله ایشون در مورد حظور فنسر در سوریه

          0
  • ایول خواهشا بازم از تاریخچه جنگ های مختلف بگذارید بخصوص مثلا عملیات هایی که ما توی دفاع مقدس شکست خوردیم کلا باید نتیجه این همه سلاح رو یک جا ببینیم دیگه که طرف های جنگ چطور از ابزار و تاکتیک هاشون استفاده کردندممنون

    3+
  • با سلام . خسته نباشید .بنظر میرسه برگ برنده‌ی اسراییل نیروی هواییشه ، چون ا در جنگ ۳۳ روزه توان کوماندویی/مکانیزه‌ی اسراییل در برابر چریک‌های حزب‌الله دچار واماندگی و شکست شد . البته در سابقهپی جنگ با اعراب جنگ زمینی در صحرای سینا هم هست که ارتش مجهز مصر در برابر حمله‌ی غافلگیرانه‌ی شارون متحمل شکست خفت باری شد . سوال من اینه که با این سابقه‌ی درخشان چطور نتونستند دردبرابر حزب‌الله از همون تاکتیک استفاده‌ی مناسب بکنند .سوال دیگرم در مورد همون جنگ ۳۳ روزه‌ست . به غیر از ناوچه ساعر که در اوائل اون نبرد مورد اصابت قرار گرفت ، گویا در روزهای آخر هم یک کشنی دیگر اسراییلیها توپسط حزب‌الله هدف قرار گرفت ، از فاصله‌ی دور ( ۱۲۰ کیلومتری ) …آیا این خبر درسته !؟ 

    1+
    • سلام داستان آن شناور دوم غیر خبرگذاری های ایرانی هیچ کس گذارس نکرده و اصلا بعید است زیرا از نظر تاکتیکی حزب الله توان کشف شناور در چنین بردی نداشت

      3+
  • تمرکز اصلی نیروهای سوری در دره بقاع بود جایی که لشگر یکم زرهی به همراه لشگر ۵۸ مکانیزه، تیپ های زرهی ۷۶ و ۹۱، تیپ مستقل زرهی ۶۲ و ده گردان تکاور در آنجاحضور داشتند ۴۰۰۰ تانک سوری به همراه ۱۹ آتشبار سام دارایی های تجهیزاتی سوریه در دره بقاع بودند.این پاراگراف که از متن انتخاب شده ، میگه که سوری‌ها ۴۰۰۰ تانک فقط در دره بقاع داشته‌اند …این عدددرسته !؟

    0
  • سلام اقای تارخ.شما که ایران به حزب الله کمک مالی میکنه به نظر من که ارزش داره چون بیخ گوش اسرائیل(یهودی ها)نیروی نظامی داریم  که با هزار نفر نیرو وکاتیوشا برای اسرائیل که ۱۱ ارتش دنیا دردسر درست کرده وتونسته شکست شون بده اصلا سالی صد میلون دلار هم بدیم ارزش داره چون اسرائیل با خودش میگه اگه ده هزار نفر شیعه اینجوری مارو بزنن ۱۰میلیون چی کار می کنن

    1+
      • در غزه کوچک و پر تراکم فقط حماس حضور نداره جهاد اسلامی هست و دهها گروه کوچک دیگه بعضی وقتا یه راکت از جانب یکی از این گروهها شلیک میشه اما نه تلفاتی از اسرائیل میگیره نه خصارتی اما اسرائیلا خیلی راحت گردانهای زرهیشون رو وارد نوار غزه میکنند و از زمین و زمان غزه رو به توپ می بندن غزه کشور نیست دولت رسمی نداره ادعای متمدن بودن به سبک غربی هم نداره اما اسرائیل که خودشو یک کشور رسمی میدونه اسرائیل که میگه من اولین حکومت دموکراتیک منطقه خاورمیانه هستم اسرائیل که میگم من مدافع حقوق بشر و حامی صلحم چرا در برابر چند تا راکت دست ساز خفیف بی دقت جنگنهای مدرنشو راهی آسمان نوار غزه و مرکاواهای پولادین رو وارد خاک غزه میکنه آیا این انصاف هر بار جنگ میشه به بهانه چندتا راکت که تو بهترین حالت یه چاله توی آسفالت درست می کنه و نهایتش چندتا صهیونیست زخمی می شوند اما از اون طرف چند هزار فلسطینی می میرند آقای تارخ بنده با حماس مخالفم چون به تفکرات سلفی گری نزدیکن اما خدای آیا اسرائیل حق داره سر هر مسئله ای یه جنگ ویران گر راه بندازه که آخر جنگ چندهزار فلسطینی کشته بشوند اسرائیل عاشق جنگه و منتظر یه راکت به خاکش شلیک بشه تا تانکهای قوی و اف ۱۶ ها وآپاچیاشو امتحان کنه !!!؟

        1+
        • سلام این سیاست تاسرائیل است حتی اگر در سوریه باشد ویا لبنان هر اقدامی به شدت تلافی میکند… طرفی که میدانم اینچنین است نباید راکت پرتاب کند. راکت پرتاب کرد باید بمب هم تحمل کند…اصلا سر همایت و یا مخالفت با حماس نیست کی تکرار میکنید.. مسئله اینکه سیاست اسرائیل این است … حماس و یا هر گروه دیگر که میدان چرا اول دست به پرتاب راکت میزند؟

          0
    • این کار یعنی تجهیز حزب الله باعث تحریم ایران خواهد شد.از طرفی ایران میتوانست ارتش لبنان را هم مجهز کند وعده داد عمل نکرد.و عربستان ۳میلیارد دلار اسلحه از فرانسه برای ارتش لبنان خریده است میدانید یعنی چی یعنی اینبار کشمکش بر سر لبنان ایران یک گروه شبه نظامی که امریکا دز لیست تروریست ها قرارش داده مسلح میکنه عربستان ارتش رسمی ان کشور را و اینبار شاهد رویاروی ایران و عربستان در لبنان خواهیم بود.جه کسی ضر خواهد کرد فقط مردم لبنان

      0
      • آقای هیتلر شما دلسوز مردم لبنان هستید؟؟ پاسخ رو دادم اما متاسفانه زیر نظر شما قرار نگرفت برادر … عزیز … گرامی … ایران پیشنهاد تجهیز ارتش لبنان رو داد کاملا پاش وایساد اما حزب سیاسی غرب گرای ۱۴ مارس به ارتش لبنان و مسئولین لبنانی فشار آورد تا اینکار عملی نشود  و عربستان سعودی پیشنهاد تجهیز ارتش لبنان رو. داد تا از فرانسه سلاح خریداری و تحویل ارتش لبنان شود و عربستان زیرش زد شما دقیقا ۱۸۰ درجه واقعیتو تغییر دادید برید توی نت سرچ کنید برید اصلا منابع غربی رو بررسی کنید می بینید حزب ۱۴ مارس نذاشتن تسلیحات ایران وارد لبنان بشه و به دست ارتش لبنان برسه شما دوست عزیز یا نمیدونید و فقط از یه شبکه هایی یه چیزی شنیدید یا مغرض …. میان ارتش لبنان و حزب الله تقسیم کاره حزب الله حق ورود به شمال لبنان — طرابلس باب اتبانه مینیه اکرا بشاری کورا ندارد و در عوض قسمت جنوب لبنان و جنوب شرقی تقریبا امنیتشو حزب الله بر عهده دارد و احتمال درگیرری بین ارتش و حزب الله صفره اونی که شما میگید احتمال درگیری فلانژها حزب ۱۴ مارس و حزب الله هسش که ربطی به ارتش نداره

        1+
      •  ارتش لبنان ترکیبی از قومیتها و مذاهب مختلفه ارتشی خنثی هسش هیچ وقت جانب یک حزب لبنانی رو نمی گیره چه حزب الله چه چهارده مارس ارتش لبنان بسیار ضعیفه لبنان کشوری بسیار کوچیکه اما با تراک جمعیتی بالا برای روشنگری عنوان کنم برخی از دوستان میگن ۶۰ لبنان مسیحین نه خیر اشتباس یه چیزی حدود یک سوم سنی مذهبن یک سوم و کمی بیشتر مسیحی و یه چیزی حدود یک سوم شیعه هستن هیچ قومیتی برتر از قومیت دیگه نیست ترکیب قومیتی اجازه رهبری هیچ قومی رو در لبنان نمیدهد قسمتی از خاک لبنان هنوز دست اسرائیله لبنان کشوری هسش که مابع نفتی گازیو… ندارد وسعتش بسیار کم است بسسیار کم اما اهمیت استراتژیکش بسیار بالاست ایران حتی قبل انقلاب هم از شیعیان لبنان حمایت می کرد ایران حتی در دو دههه اخیر با برخی از احزاب سنی لبنانی و حتی مسیحیان لبنان ارتباط خوبی برقرار کرده البته حزب قوی ۱۴ مارس از طرف سه کشور فرانسه آمریکا و عربستان سعودی ساپرت می شود و با ایران رابطه ی اصلا خوبی ندارد رفیق حریری رئیس جمهور سنی مذهب لبنان حدودا ۱۰ یازده سال پیش ترور شد حزب ۱۴ مارس اول گفت کار سوریس و با این اتهام ارتش سوریه رو از خاک لبنان بیرون کرد بعد گفت کار حزب الله بعد معلوم شده مدارک جعلی هسش اما اینوهمه میدونند این ترور توسط هر کسی که بود بهانه ای شد برای تسویه حساب های چهارده مارس با رقبای سیاسیش .

        0
      • آقای هیتلر اگه قرار برای پرونده ترور رفیق حریری که اول گفتن کار سوریس بعد ۱۴ مارس که به هدفش رسید و سوریه رو بیرون کرد گفتن کار حزب الله و مطمئن باشه اگه حزب الله رو هم محکوم کنند بعد میگن کار ایرانه خلاصه بگم این ترور رفیق حریری مثل پیرهن عثمان شده…. شما بگو فالانژا کی محاکمه می شوند؟ کی سمیر جعجع محاکمه میشه حزب الله اگه مشخصات نیروهاشو اعلام نمی کنه چون اسرائیل خیلی راحت اون وقت ترور می کنه … با مشخصات مطمئنا اسرائیل سریع تر سران حزب الله را ترور می کنه شما که نصفت لبنانیه دیگه چرا مگه اینکه مارونی باشی شما بهم بگو ۲ سرباز اسرائیلی اسیر شدن آیا اسررائیل حق داره خاک یه کشورو شخم بزنه برای دو سرباز تازه دو سرباز توی مبادله به اونها داده شد تازه شما نگران خرابیای لبنان نباش دادش شما نگران هیتلر و فالانژا باش که اون دنیا باید جواب پس بدند من نمی فهم شما هم با هولوکاست موافقی و هم با نظر اسرائیل که حزب الله تروریستیه واقعا موجود عجیبی هستی قدر خودتو بدون راستی مطالب و مقالات این سایتو آیا شما کپی هم می کنید ؟؟

        0
      • آقای هیتلر کیف حالک؟ شما داداش فازت چیه ؟؟ اینقدر با حزب الله مشکل داری ؟ شما بهم بگو چطور یه انسان از هولوکاست حمایت اما در عین حال طرفدار اسرائیل میشه چطور میشه یه جا به نعل میزنی یه جا به میخ احتمالا شما یا دروزی هستی یا مارونی هرچند دروزها آدمای خوبین اما خب همه جا …پیدا میشه یه بار با آقای تارخ سر قیمت توپ نظامی مشکل داری و تند حرف میزنی الانم اینجوری یه پیشنهاد اگه این سایت ناراحتد میکنه دادش نیا برو همون تراپلی و اکرا

        0
      • من با تجزیه کشور لبنان مخالفم مطمئن باشید حزب الله این کار رو نخواهد کرد مخاطبی به اسم  آقای هیتلر میگه باید رئیس جمهور توی قانون لبنان اومده حتما مسیحی باشه چون ۶۰ درصد لبنان مسیحین کجای این دموکراسی هست اگه واقعا ۶۰ درصد لبنان مسیحین پس بذارید انتخابات بشه تا معلوم بشه کی رای میاره سه نفر کاندید بشوند یه مسیحی یه سنی و یک شیعی … من به شما جواب خواهم داد هیچ مذهبی توی لبنان اکثریتو نداره تقریبا هر مذهبی یک سوم هستن …. آقا من نمی گم حزب الله کار خوبی کرد ۲ تا سرباز اسرائیلی رو اسیر کرد تا اسرائیل اسراشو آزاد کنه من تموم حرفم اینه برای اسیری دوتا سرباز چرا اسرائیل بیش از یک ماه لبنان رو شخم زد اقا الان بین عربستان و ایران درگیری سیاسی مذهبی هست نه الان بلکه از زمان قبل از ظهور اسلام تا الان اما اینقدر احساسی نبودیم سر هر قضیه ای یک جنگ راه بیاندازیم عربستان خیلی در حق ملت ما کشور ما و مذهب ما ظلم کرده اما ما هرگز آغاز گر جنگ نخواهیم بود نه از ترس بلکه از روی منطق و عقل  اسرائیل خیلی راحت در واکنش چندتا راکت خفیف و ناتوان گروهای فلسطینی یه جنگ بزرگ علیه غزه راه می اندازه آیا این نشانه توحش نیست؟ من با حماس مخالفم اما واقعا انصاف داشته باشید برای چندتا راکتی که نه قدرت تخریب داره نه دقت و نه کاری از پیش می بره آیا انصافه با اف ۱۶ وآپاچیو و موشک یه ملتو به خاک وخون بکشی 

        0
      • سلام. آقای کمالی. این کار اسرائیل همون سیاست تعقیب متجاوزیه که امام به کار برد و الانم رهبری روش خیلی تاکید داره. اصلا همین سیاسته که تا حالا از حمله به ایران جلوگیری کرده. شما اگه میخوای از اسرائیل انتقاد کنی بهتره به مسائلی مثل استفاده از تسلیحات ممنوعه بپردازی نه رعایت انصاف! آخه جنگ انصاف میشناسه؟ مثلا اسرائیل باید دلش بسوزه که فلسطینیا سلاح خوب ندارن؟ که اگه داشتن حتما استفاده میکردن.در رابطه با لبنان هم

        0
      • سلام. آقای کمالی. این کار اسرائیل همون سیاست تعقیب متجاوزیه که امام به کار برد و الانم رهبری روش خیلی تاکید داره. اصلا همین سیاسته که تا حالا از حمله به ایران جلوگیری کرده. شما اگه میخوای از اسرائیل انتقاد کنی بهتره به مسائلی مثل استفاده از تسلیحات ممنوعه بپردازی نه رعایت انصاف! آخه جنگ انصاف میشناسه؟ مثلا اسرائیل باید دلش بسوزه که فلسطینیا سلاح خوب ندارن؟ که اگه داشتن حتما استفاده میکردن.در رابطه با لبنان هم باید ببینیم قضیه اسارت اون دو تا سرباز چی بوده. کسی میدونه؟

        0
      • پاسخ به ناشناس ۱۸ شهریور ۱۳۹۵٫٫دوست محترم اگر یک گونی پول طلا بفرستن برای تو تو میزنی زیرش میگی نمیخوای.خوب معلومه شیرجه میزنی روش.چطور وقتی ایران پول میده دولت لبنان حزب ۱۴مارس نمیگه قبول نکن.اخرین موردش ۵۰میلیون دلار بود..حالا اگر ایران پهپاد و موشک و تعدادی سیستم پدافند و توپ و تانک از روسیه میخرید میداد ارتش لبنان ارتشش میگفت نمیخوام.نخیر اگر یک کشتی اسلحه بفرستی ارتش لبنان رو اون قبول میکنه.نه اینکه فقط حرفشو بزنی..در کل ایران در میان اعراب سه متحد داشت سوریه لبنان لیبی.متاسفانه هم ایران هم روسیه با سیاست غلط لیبی را از دست دادن خصوصا روسیه.اما سوریه و لبنان مانده.سوریه که فعلا وضعش داغون هست و جنگ داخلی شد۶سال اما لبنان بهتره پس بهتره ایران لبنان و سوریه را از دست نده

        0
  • با سلام خدمت نویسنده محترم مقاله. می خواستم بدونم این جنگ همون جنگ معروف
    دره بقا هست؟ یا جنگ دیگه ای هم بوده و به این اسم معروف شده؟

    0
    • دوست عزیز تو جنگ ۳۳ روزه تنها لبنان بود که حالش گرفته شد نه اسرائیل!!!  لبنان همه چیزشو از دست داد. چند نفر مجروح و حدود ۱۰۰  کشته رو دست اسرائیل موند، اما زیر ساخت های لبنان چنان نابود شد که هنوزم نتونسته خساراتشو بطور کامل جبران کنه.تعداد کشته هاش هم که بالای ۲۰۰۰ نفره ( با احتساب غیر نظامی ها) . اگه حزب الله مرد جنگه اونیفرم تنش کنه رو در روی دشمن بجنگه، نه اینکه…

      7+
      • ارتشی که تا حالا هیچ شکست قابل توجهی نداشته رو شکست دادن خودش یک عالم کاره عزیزلبنانی که تمام توان هوایی اش uh1 با بمب های mk82 (خخخخخ) هستش انتظار داری مثلا تلاویو  رو با خاک یکسان کنه بازم دمشون گرم

        2+
      • مرد؟اسراییل مرده الان؟مرده که مخالفانش رو به عناوین مختلف ترور میکنه؟چیزی از ترور بیولوژیک میدانید؟حقیقت یکیستاگر سلاح بدست بگیری اسراییل با بمب خانه ات را خراب میکند و اگر سلاح بدست نگیری خانه ات را با بولدوزرخراب میکند.

        1+
        • داستان ترور بیولوژیکی که اصلا مسخره است تنها عمه خاجه حافظ شیرازی ادعای ترور بیولوژیک نکرده…شاید یاسر عرفات ترور شد ولی چه کسی وقت خود را صرف مشتی کارگردان تحلیل گر سینما میکند…. موساد بیمار است بیاید به کسانی بپردازد که حتی در ایران هم صدتا یکی انهارا نمیشناسد

          7+
      • واقعا برای یه ایرانی متاسفم با این نظرش … آقای شاهین ۲۸۵۳ می گید حزب الله اگه مرده رو در رو بجنگه !! پس اسرائیلم اگه مرده از آمریکا فرانسه و آلمان فنلاند هلند کمک نظامی نگیره اسرائیل اگه مرده از مرکاو پیاده بشه و بجنگه اگه مرده بجای پهپاد بیاد رودر رو بجنگه چطور حمله با اف ۱۶ و آپاچی مردانس اما جنگ چریکی نامردیه اسرائیل موشک های جریکوشو مدیون فرانسس نیروی هوایش رو مدیون آمریکا شاهد بودید اف ۳۵ رو هم تحویلش دادن نیروی دریایش رو مدیون آلمان شما بگید بدون کمک آمریکا و اروپا آیا اسرائیل تا الان رو پا وایساده بود همون زمان شاه هم با وجودی گرمی روابط آمریکا و ایران و مستحکم بودن روابط با غرب اسرائیل سلاح های بهتری از ما داشت مثالش همون بمب اتم شاه هر کاری کرد آمریکا بهش بمب اتم که نداد هیچ تازه موشک بالستیک میان برد هم نداد اما اسرائیل در پناه آمریکا تونست بمب اتم بسازه با کمک فرانسه و آمریکا فناوری موشکیشم که اصلا بومی نیست خودتون قضاوت کنید جریکو یک و جریکو دو تقریبا بردی مشابه رقبای ایرانیش داره یه دفعه جریکو ۳ تبدیل میشه به یه قاره پیما و برد بلند اروپا هم مالی هم اطلاعاتی هم تجهیزاتی هم انتقال تکنلوژی اسرائیل ساپرت می کنه اونم بیش از ۶۰ ساله حالا حزب الله چون تحریم تسلیحاتی و سیاسی هسش و نمی تونه کلاسیک به جنگه نامره جنگ ۳۳ روزه رو خود اسرائیلیا میگن شکست خوردیم شما میگید برنده شده هدف جنگ چی بود ؟؟ اصلا هدف جنگ رو میدونید چی بود ؟ آیا اسرائیل بهش رسید سربازاش توی جنگ آزاد شدند یا تبادل اسرا ؟؟؟ آیا اسرائیل تونست جنوب لبنان را دوباره اشغال کنه  هم وطنی مثل شما داشته باشیم نیازی به …. نیست

        1+