نکته شماره ۵—————–> نقش موشک های پدافندی شانه پرتاب در میدان نبرد

فکر ساخت یک سامانه  پدافندی  شانه پرتاب از جنگ جهانی دوم وجود داشت حتی المانها یک سامانه غیر هدایت شونده را نیز توسعه دادند ولی به شکل عملی  این امریکایی ها  بودند که با توسعه موشک پدافندی  FIM-43 اولین  موشک شانه   پرتاب عملیاتی جهان را ساخت. بعد از ان چندین کشور همچون شوروی و انگلستان  نیز سلاح های مشابه ای را توسعه دادند. شوروی در اواخر دهه ۱۹۶۰ با ورود به خدمت سام۷ نیز  وارد این جرگه شد

با وجود همه سر صدهای که طی نیم قرن گذشته در مورد این گونه موشک های می شود ولی ایا واقعیت انچنین است که می گویند ؟ در تبلیغات نشان میدهد که یک سرباز با یک موشک شانه پرتاب می توانند  هر هواگردی را سرنگون کند و تبدیل به یک سامانه پدافندی دو پا می شود ولی ایا تجارب جنگ نیز اینچنین بوده است

اولین بار موشک های شانه پرتاب در سال ۱۹۶۹  استفاده شدند  زمانی که مصر تلاش کرد از موشک سام۷ بر علیه جنگنده ای اسرائیلی  در جنگ فرسایشی سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ استفاده کند . اولین قربانی این موشکها از قرار بر میگردد به شکار یک ای ۴ اسکای  هاوک اسرائیلی در  ۱۹ اوت سال ۱۹۶۹ بر میگردد  ولی چندان جای خوشحالی نیست زیرا در سال بعد به گذارش ارتش مصر ۹۹ موشک سام۷ به طرف جنگند های اسرائیلی شلیک شد که ۳۶  تایی انها به هدف  برخورد کرد ولی تنها سه پیروزی کسب  شد… کلاهک موشک انقدر  کوچک بود که جنگنده به راحتی به پایگاه بر میگشند. اکثر برخورد به اسکای هاوک  بود زیرا در ارتفاع پایین پرواز میکرد. اسرائیلها به سرعت خروجی جنگنده را کمی  کشیده تر کردند تا حرارت کمتری پخش  شود . کار تمام شد  تلفات  به شکل چشمگیری پایین امد…

در دهه ۱۹۷۰ با ورود این موشک ها  و البته  موشک های هوا به هوای فروسرخ در دهه شصت  جنگنده ها مجهز به پرتاب کننده فلر و یا به فارس شراره شدند. منورهای داغی  که با پرتاب  تعداد زیادی از انها باعث گمرا شدن سیستم هدایت این موشک می شدند . از انجایی  که موشک های شانه پرتاب پدافندی دارای یک کاونده فروسرخ  هستند که بر روی گرمای خروجی موتور هواگرد قفل میکنند از این رو پرتاب تعداد بالای  شراره باعث گمراه شدن گاونده می شد  زیرا کاونده نمی توانست  هدف اصلی از فرعی را تشخیص دهد .. البته سازندگان این موشکها نیز بکار ننشستند

تلاش کردند با کاونده های دو کاناله  ، کاونده در زمان قفل روی هدف در صورت برخورد با پرتاب  فلر بتواند هدف اصلی  و فرعی را تشخیص دهد البته این مسئله  روی کاغذ بود در شرایط عمل همانطور  که همیشه  فلرهای خوب عمل نمی کرد  این کاوندها نیز همیشه موفق نبودند

تجربه تاریخی این موشک ها  نشان داده هرگز سلاح تاثیر گذاری  نبودند (کلا هرگز پدافند هوایی نتوانست  سرنوشت جنگ را عوض کند  حالا از هر نوعی و هر کشوری اگرچه گهگاه واقعا تلفات را بالا  می برد ولی معمولا راهی برای  مقابل با ان پیدا می شد  مانند جنگ سال ۱۹۷۳ و جنگ ویتنام)

اگر به این تاریخچه  این موشک ها  نگاه کنید میبینید به شکل متوسط ۱۰۰ موشک شلیک می شود تا یک هواگرد  سرنگون می شود. برای نمونه در جنگ سال ۱۹۷۳ سرنگونی ۸۰ تا ۱۰۰   جنگنده اسرائیلی به پدافند مصر و سوریه نسبتداده می  شود(از ۱۰۲ تا ۱۲۰  جنگنده سرنگون شده اسرائیلی) ولی کمتر  از ده شکار به سام۷ نسبت  داده می  شود در حالی  که شلیک بیش از ۲۰۰ موشک گذارش شد. در مجموع مصرو سوریه ۲۳۰۰ موشک سام۲/۳/۶ و ۷ شلیک کردند و حدود ۱۰۰ جنگنده اسرائیلی   سرنگون  شد که البته بخشی از انها نیز توسط  شیلکا به عنوان ستاره پدافند  این جنگ سرنگون  شد(در این جنگ سام۶ و شیلکا از قرار بیشترین تلفات را گرفتند )

731px-sa-7_manapads_air_defense_training_in_the_us

در ویتنام بین سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵  ویتنام  ۵۸۹ موشک شلیک  شد که تنها۱۱ فروند هواگرد را زیر کشید که هیچ کدام جت مافوق صوت نبوند.

به نظر می اید  موفقترین کارنامه را این موشک ها  در افغانستان  بود زمانی  که سیا برای مقابله  با شوروی به مجاهدین موشک استینگر  را از سال ۱۹۸۶ تحویل داد.با وجود اینکه واقعا استینگر تاثیر چشمگیری در این نبرد داشت  و از قرار تنها موردی بوده که یک موشک  شانه پرتاب انقدر موفق بوده است ولی باز در اماری  تعداد هواگردهای سرنگونش  شده توسط استینگر توسط  منابع غربی بزرگ نمایی می شود

ارتش شوروی بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ در افغانستان ۳۳۳ بالگرد و ۱۱۸ فروند هواپیما را از دست داد . یک چهارم این تعداد در حوادث غیر رزمی از دست رفت و مابقی با اتش دشمن .
نکته مهم در مورد نقش استینگر است. استینگر که امریکا به مجاهدین افغان تحویل داد واقعا چقدر هواگرد شوروی را سرنگون کرد؟..هیچ امار دقیق نیست ولی از سال سپتامبر سال ۱۹۸۶ که استینگر تحویل مجاهدین شد روسها ۹۶ هواگرد را از دست دادند..خوب مشخص است از این ۹۶ فروند تعدادی حوادث غیر رزمی تعداد بر اثر دیگر سلاح ها و تعدادی بر اثر اتش استینگر بوده ..اگرچه استینگر در این جنگ برای خود نامی دست پا کرد و واقعا کارایی خوبی از خود نشان داد ولی در قیاس با رقم هواگرد های سرنگون شده شوروی در افغانستان در موردش بسیار اغراق می شود
جالب اینکه در سال ۱۹۹۳ امریکا مدعی سرنگونی نیمی از ۴۵۱ فروند هواگرد شوروی توسط استینگر شدند ولی مشکل سر این بود که این رقم نیمی از ۴۵۱ شامل هواگردهای که مورد اثابت قرار گرفتند و سرنگون نشدند نیز میشد زیرا اگرچه شوروی بعدها تعداد و نوع هواگرد های سرنگون شده خود را اطلاع داد ولی در مورد اینکه کدام با چه سلاحی هدف قرار گرفته اند ویا هواگرد های که صدمه دیدند ولی برگشتند مطلبی بیان نکرد

بر اساس امار های وجود به جرعت میتوان گفت کمتر از ۲۵۰ هواگرد در تمامی طول تاریخ توسط این سامانه ها  سرنگون شده ان اگرچه چنیدن برابر هدف قرار گرفتن . برای نمونه ارتش  امریکا طی حضور  در عراق از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ بیش از ۱۲۰ بالگرد از دست داد که این تعداد ۵۵ فروند بر اثر اتش دشمن بود که نیم از این تعداد نیز روی زمین در حملات راکتی و خمپاره ای به پایگاه های  امریکا انجام شد و تنها  چهار فروند پای سامانه شانه پرتاب نوشته شد . در بین شکار های  این سامانه ها میتوان به هر نوع وسلیه ای اشاره  کرد انواع بالگردهای  تا اف۱۶، میراژ۲۰۰۰ و حتی تورنادو و سوخو۲۴ و ۲۵٫٫حتی طی جنگ ایران و عراق  اگرچه باز شکار سامانها کم بود ولی سوخو۲۲ و فانتوم و اف۵ نیز شکار شده اند ولی این شکارها با شلیک چندین هزار موشک به دست  امده..نمیتوان دقیقا  گفت واقعا چقدر موشک ولی بر اساس اماری که از تعدادشلیک شده در برخی از جنگها و نه همه جنگها گفته شده شاید بیش از ۵۰۰۰ موشک

واقعیت  این است موشک های  شانه پرتاب کارهای  تبلیغاتی میکنند تا رزمی .. مثلا سرنگونی بالگرد کبرای ترکی همین چند  وقت پیش .. اگرچه در این حادثه بالگرد سرنگون شد ولی همه میدانند ارتش ترکیه هر روز ده ها پرواز برفراز مناطق کرد نشین انجام  میدهد بعد از چند سال بک بالگرد  سرنگون شد و تبلیغاتی شد ، در جریان نبرد داخلی سوریه ارتش اسد تنها سرنگون ۵  هواگرد بر اساس گذارشات  تصاویر مخالفین  با موشک های ایگلا بوده.. در کل انقدر که ارتش اسد طی حملات خمپاره ای و موشکی باپایگاه هاش روی زمین  هوارد از  دست داد، موشک های  شانه پرتاب تلفاتی از انها نگرفتند در حالی که هروز بالگردها و جنگندهای ارتش روسیه  و سوریه  در این نبرد پرواز کردند… ویا طی جنگ اول خلیج فارس نیروی هوایی امریکا  گذارش  شلیک ۷۰۰ موشک انواع سام۷ ۱۴ و ۱۶ و همچنین انواع کششی چون سام۹ را میدهد ولی ۶ هواگرد توسط این  گونه موشکای نابود می شود که یک اف۱۶ و یک تورنادو ای سی ۱۳۰ بین انها بود..  فقط از این موشک های تبلیغات  سرنگونی اف۱۶ تورنادو ای سی۱۳۰ ماند

ولی چرا این سلاح ها کارایی چندانی ندارد

۱-اولین  دلیل برد کم انها است. اگرچه برای نمونه نسخه های  اخر استینگر تا ۹ کیلومتر  هم برد دارد ولی عموم موشک ها  بین ۴۵۰۰ تا ۶۵۰۰ متر برد و ارتفاع عمل ۲ تا ۴کیلومتر را دارند.در اکثر موارد تا کاربر موشک  را اماده شلیک کند هدف از برد کمینه انها خارج  شده

۲- موشکهای شانه پرتاب و واحد  زمینی  رادار ندارند . انها اصلا متوجه ورود جنگنده و یا بالگرد به منطقه  نمی شود الا که با چشم ان را ببینند .. بعد واحد زمین باید موشک را از  محفظه بیرون  اورده باطری  را اماده کنند هدفگیری کنند  (انهم در شرایط پر استرس نبرد)نشان گیری بعد قفل کنند و بعد موشک  را شلیک کنند. در مانور های  نظامی موشک اماده شلیک روی شانه کاربر است هدف شلیک  می شود و بعد کاربر شلیک میکند ولی  در میدان نبرد   برای اماده شدن واحد اتش  یک فرایند زمان بر این فرایند شیرین ۲۰ ثانیه زمان می برد.. اصلا بسیاری  از واحدها  موشک را در شرایط نبرد شلیک نمی کنند  زیرا تا بیاید به خود بجنبند  هدف در رفته است الا که هدف کم سرعت باشد مانند یک بالگرد و یا بر فراز هدف درنگ کند . حالا فرض کنید موشک خطا  هم برود برای  اماده کردن موشک دوم زمان  بسیار لازم است

امروزه رادار های زمینی  برای این واحدها  طراحی شده است  که  کوچک بوده  و شاید حدود ۳۰ تا ۴۰ کیلومتر برد دارند ولی هشدار را به انها  میدهد ولی این واحدها بسیار کم  تعداد هستند

sa7_01_476

۳-در شب توان درگیر وجود  ندارد زیرا این سامانه سامانه حرارتی ندارند و رادار هم وجود ندارد کاربر باید موشک را به طرف هدف بگیرد تا  کاونده روی هدف قفل کند ،وقتی هدف دیده نمی شود  کاربر هم نمی تواند کاری بکند

۴- برد کاونده کم است.. موشک شما ۹ کیلومتر و یا شش کیلومتر برد دارد ولی این برد بیشتر بعد از قفل در زمان تعقیب هدف به کار میاد و نه قفل.. برای نمونه گذارش ارتش لهستان از سام۱۴ می گیود  برد قفل کاوند دو کیلومتر است در حالی  که برد این موشک ۴۵۰۰ متر است.

۵- تاثیر پذیری از گرما .. برای نمونه وقتی هواگرم باشد  کاونده بردش کم می شود وهرچه هوا گرم تر احتمال قفل کردن کمتر ، زیرا در گرمایی شدید هوا کاونده  نمی‌تواند هدف را تشخیص  دهد. در بسیاری از موارد کاونده روی خورشید قفل کرده ویا روی امواج  حرارتی برگشتی از زمین(البته این بستگی به سطح فناوری این موشک ها دارد). برای نمونه سام۷ در جریان  جنگ ایران و عراق در مناطق  نفتی جنوب  یک بار بعد از قفل به طرف  روشن گاز  تاسیسات نفتی شیرجه رفته زیرا کاربر فقط زمانی که موشک قفل  میکند با یک بوق اگاه می شود موشک قفل کرده ولی موشک نمی گوید من روی چی قفل کردم

۶-اسیب پذیر در برابر فلر.. در سال ۱۹۸۶ شوروی تلفات بالای داد ولی دو سال بعد دست به نصب فلر روی بالگرد های خود در افغانستان زد و تاثیر چشمگیر در کاهش تلفات ان داشت زیرا فلر واقعا موثر می افتد

۷- استفاده گسترده از جمینیگ فروسرخ روی بالگرد ها و حتی جدیدا   روی هواپیما که با ایجاد امواج فروسرخ مذاهم  کار قفل را دشوار میکنند(البته نمی شه گفت همیشه درست عمل میکنند)

۸-کلاهک  کوچک. اکثر این موشکهای تنها کلاهک  کمتر از ۲ کیلوگرمی انفجار قوی ترکش  شونده دارند(اکثر انها حتی کمتر از یک کیلو نیم). این کلاهک برای سرنگونی بسیاری از جنگنده ها مناسب نیست و بر اساس یک منبع غربی دست کم ۱۰۰۰ مورد برخورد این موشک ها  طی شصت سال گذشته  گذارش  شده ولی کمتر از ۲۵۰ مورد سرنگونی .. یک جت دو موتوره  معمولا از این موشک ها تاثیر  پذیری  ندارد  حتی حزب الله در یک مورد در  جنگ ۳۳ روزه یک موشک را به اپاچی اسرائیلی زد ولی بالگرد به خانه برگشت و یا چندین مواردی از برخورد این موشکها و سالم برگشتن بالگرد های روسی در افغانستان خبر میدهد  . اکثر این موشک ها  دارای چاشنی برخورد مستقیم  هستند یعنی اگر از یک میلیمتری هدف هم رد شوند  منفجر نمی شود  و برخی هم  کلاهک مجاورتی دارند مانند  ایگلا و وربا  ولی باز کلاهک کوچک است . برای نمونه در  تصاویری از نبرد داخلی سوریه ، بارها ایگلا کنار بالگرد و جنگنده منهدم شده ولی باعث سرنگونی نشده است..اکثرا  موشک های  پدافندی دارای  کلاهک انفجاری  مجاورتی هستند  وحتی اکثر موشکهای هوا به هوا، در بیش از ۷۰ درصد موارد موشک به هدف  نمی خورند  ولی انفجار  یک کلاهک ۲۰ تا  ۱۰۰ کیلوگرمی حتی در نزدیکی  هدف باعث انفجار ان می شود ولی نه یک کلاهک  ۲ کیلوگرمی .. حتی یک کلاهک دو کیلوگرمی انفجار  قوی به نفربر ویا خودروی زرهی چرخدار موثر نیست چه برسد  به یک جنگنده  زره پوش انهم با انفجار در کنارش….این بزرگترین مشکل سامانه های شانه پرتاب است(البته امروزه با افزایش دقت موشک ها حتی موشک های فاقد کلاهک با  کلاهک انرژی جنبشی نیز ساخته شده است)

fim92-stinger_10

۹- تاکتیک  خلبانان با ورود این موشکها بسیار تغییر کرده است. شاید تصاویری  پرواز بالگرد های هیاد روس در  سوریه در ارتفاع بسیار  پایین و یا بالگرد های سوپر کبرا  را در عراق دیده باشید . پرواز در حالی که چسبیده به زمین است  باعث می شود  اول قرار گیر مداوم موانع زمینی  مثل درخت  ساختمان ، تپه  و …. احتمال قفل موشک را کاهش  دهد  و همچنین باعث می شود در مناطق گرم با قاطی شدن امواج  بازگشتی از زمین در  کنار پرتاب شراره احتمال  قفل بسیار کاهش یابد (اگرچه بالگرد را در معرض سامانه های دیگری همچون  توپ های  ضد هوایی قرار میدهد)

۱۰-باطری: موشک های شانه پرتاب دارای  یک باطری هستند  که بین ۳۰ تا ۶۰ ثانیه بیشتر  عمر ندارد. اگر کاربر طی این فاصله زمانی توانست موشک را قفل کند ، که هیچ،  نتوانست  باید باطری  عوض کند که اصلا احتمالا دیگر هدف  رفته است

1024px-launched_fim-92a_stinger_missile

برای رفع برخی از این مشکلات  در شرق و غرب سامانه های  خودکششی مانند سام۹ و یا اونجر ساخته شده که شامل چهار تا هشت موشک روی یک شاسی متحرک است. این کار خوبی خود را دارد برای مثال موشک اماده و همیشه متصل به باطری است و تعداد  بالای  موشک امکان شلیک دو یا چند موشک را فراهم میکند. برخی از انها دارای  سامانه دید حرارتی برای نشان گیری شبانه نیز هستند اگرچه  این سامانه ها  نیز موفقیت چندان بیشتری نداشتنه اند.

البته سامانه های شانه پرتاب غیر فروسرخ نیز وجود دارند. برای نمونه سامانه سوئدی ار بی اس ۷۰  و یا سامانه انگلیسی   استار استریک که هدایت لیزری هستند . این روش هدایت  چند خوبی دارد ، اول اینکه برد کاونده  ملاک نیست،  لیزر به هدف تابیده  و منعکس  شده و موشک با دنبال محل انعکاس امواج ، به طرف ان پیش می رود  از این رو فلر هم کمکی نمی کند   و از طرفی کاربر می دند  روی چه هدفی قفل کرد  زیرا لیزر را روی هر هدفی بگیرد موشک به همان سمت می رود .ولی مشکلات خود را نیز دارد از جمله اینکه در اب هوایی نامناسب  عملکرد بدی دارند و از طرفی این سامانه ها شانه پرتاب نیستند و بیشتر برای نصب روی یک خودرو مناسب هستند و یا روی سه پاییه

ولی چرا با وجود اینکه این سامانه ها کارایی بالای نداشته اند  ویا دست کم تجارب جنگی اینچنین نشان می دهد  همچنان تولید می شوند

مشخص است زیرا همچنان تنها شانس  یک نیروی  پیاده ویا یک نیروی کوچک برای  دفاع هوایی  است. مورد دیگری برای جایگزینی  نداریم

با افزایش تهدید بالگردای مسلح و از طرفی پهپادها همچنان این سلاح ها کارایی خود را حفظ کرده اند. پهپادها ارتفاع  پروازی بالای  ندارند. معمولا نه چالاکند  ونه البته فلر ویا سامانه مشابه دارند.. زدن انها بسیار راحت تر است تا یک جنگنده ویا یک بالگرد .

در نهایت سامانه های شانه پرتاب ارزان  هستند و به یک سرباز پیاده این شانس را میدهد که تلاش خود برای سرنگونی یک هدف هوایی بکند  . شاید سرنگونی یک و یا چند  هواگرد تاثیری  در روند جنگ نداشته باشد  ولی خوب شما به دشمن  خسارت وارد کردید و خراک خبر گذاری های  مختلف و در ایران کانال های تلگرام  جو زده را تولید کرده اید

redeye_surface_to_air_missile_launch

نویسنده: عبدالحمید تارخ

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.