شوروی در جریان بحران موشکی کوبا متوجه شد در برابر نیروی رو سطحی(شناورهای رزمی) ارتش امریکا روی دریا هیچ شانسی ندارد. انها پرتعداد تر و بزرگتر بودند. در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شوروی بر ناوچه ها و قایق های موشک انداز متکی بود توان نبرد در اقیانوس را نداشت. ارتش امریکا بیش از۱۵ ناو هواپیمابر  در ان زمان داشت ولی شوروی حتی یک ناو هواپیما بر در دهه ۱۹۶۰ نداشت . نبرد با این شناور های کوچک در دریای سیاه ویا مدیترانه و یا بالتیک تقریبا ممکن بود ولی در اقیانوس ارام  و اطلس خیر

شوروی بعد از شکست در  بحران کوبا تدابیر زیادی اندیشید  که شامل ساخت زیر دریایی اتمی، شناورهای رزمی بزرگ و حملات هوایی  بود. با وجود اینکه شوروی  در ساخت زیر دریایی موفق بود ولی در توسعه شناورهای بزرگ موفق نبود. بیشتر از جنبه تکنولژی مشکل بودجه بود. شوروی از  نظر اقتصادی  و بودجه دفاعی قابل قیاس با امریکا نبود و  باید چاره ای ارزانتر برای نبرد در اقیانوس می یافت.(در نهایت همین مسابقه  تسلیحاتی یکی از دلایل فروپاشی شوروی شد)

تاکتیک شوروی  در نبرد دریایی در اوائل دهه ۱۹۶۰  از نبرد ناو با ناو به شلیک موشک کروز از هواپیما به طرف  ناو گروه امریکا ها تغییر کرد. شوروی می دانست یک ناو  گروه هواپیما بر امریکا متشکل از یک ناو هواپیما بر با بیش از ۷۰ هواپیما  و تا ده شناور رزمی هستند که از ان دفاع می کنند  و توسعه تعداد زیادی شناور برای درگیری  با انها هزینه بر بود ولی توسعه  بمب افکن برای پرتاب موشک کروز  اسان بود زیرا در همان زمان نیروی هوایی چنین  بمب افکنهای را تولید میکرد و  هزینه ساخت ده  فروند از این بمب افکنها  تنها یک شناور  بزرگ برابر می کرد

 شوروی به سرعت دست به توسعه موشک های کروز مادون صوتی چون  ای اس -۵  و مافوق صوتی چون ای اس ۴ یا خا۲۲ با سرعت  بیش از ۳ ماخ و برد ۶۰۰ کیلومتر زد .  برای رساندن  این موشک ها  به ناو گروه دشمن  شوروی به سرعت  دست  به تغییر نسخه های از بمب افکنها  توپلوف۱۶ ،۲۲ و ۹۵ زد که با برد های مختلف از دریای سیاه تا عمق اقیانوس  ارام را پوشش میداد. این بمب افکنها برای  نیروی  هوایی ساخته شده بودند ولی با نصب رادار جستجو  و درگیر و موشک های ضد کشتی  توان ضد کشتی یافتند و در نیروی دریایی نیز خدمت کردند

توپلوف 16 مسلح به موشک ضد کشتی ای اس 4

توپلوف ۱۶ مسلح به موشک ضد کشتی ای اس ۵

تاکتیکی  شوروی مشخص بود   پرواز ده ها بمب افکن و شلیک ده ها موشک کروز به طرف ناوگروه امریکایی ها بود .. این روش بسیار موثر می نمود  زیرا در ان دوران به غیر از سامانه جنگ الکترونیک ناوها دفاع موثری نداشتند. البته امریکا بی کار نشدند و دست به طراحی اف۴ فانتوم  و اواکس ایی۲ هاوک ای زدند . فانتوم  وظیفه این را داشت که به سرعت بعد از اولین هشدار توسط اواکس و نزدیک شدن  بمب افکن ها برخاستن  و به انها اجازه شلیک موشک  ضد کشتی را ندهد. تا میدانه دهه ۱۹۶۰ توپلوف ۱۶ و ۹۵ هم کم سرعت بودند و هم  برد موشک های ضد کشتی روسها حدود ۲۰۰ کیلومتر بود و سرعت مادون صوت انها (منظور بمب افکن ها)  نیز باعث شده بود تا فانتوم در صورت هشدار به موقع بتواند از ناوگروه دفاع کند ولی با ورود توپلوف ۲۲ با سرعت صوت و موشک  ضد کشتی چون خا۲۲ با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر و سرعت بالای سه ماخ مشخص  شد که دیگر فانتوم جوابگو نیست و  امریکا اف۱۴ و فونیکس را به این امید  که از فاصله بیشتری بمب افکن را کشف و شکار کند ویا در صورت نیاز موشک ضد کشتی را نیز به زیر بکشد  وارد خدمت کرد

 یکی از دلایلی که ارتش امریکا هرگز موشک ضد کشتی با برد بیش از ۲۰۰ کیلومتر توسعه نداد و در کل در حالی که شوروی  ده ها موشک  ضد کشتی ساخت ولی امریکا تنها هارپون   را به این مسئله بر میگشت که امریکا روی اب تهدید  جدی نداشت  و شناورهای شوروی در اندازه نبودند که خطر جدی  را ایجاد کنند زیرا  خط  دفاعی اول در برابر شناورهای روسی  جنگنده های ناو نشینی چون ای ۷ ، ای ۶ و اف۱۸ بود که میتوانستند حملات مرگباری به نیروی دریایی بی دفاع و بدون پوشش هوایی شوروی دست کم در اقیانوس انجام دهند   و از طرفی توسعه شکاری چون اف۱۴ نیز به  توان بالای  بمب افکنهای دریایی شوروی  بر میگشت … اگرچه زیر دریای ها شوروی خطر جدی باقی ماند.

در دهه ۱۹۸۰ شوروی چندین شناور بزرگ را توسعه داد و دست به  تولید چهار  ناو  هواپیما بر زد در ان زمان  امریکا حتی نسخه  ضد کشتی کروز موشک تاماهاوک را با برد بیش از هزار کیلومتر ساختند ولی با فروپاشی شوروی و از بین رفتن خطر این نسخه نیز از خدمت خارج شد

اگرچه ترکیب  تامکت و فونیکس فوق العاده بود ولی بعدها تجربه نشان  داد اگر تامکت بمب افکن را قبل از  شلیک موشک شکار می کرد ، که هیچ   در غیر این  صورت احتمال  شکار موشک های کروز از دست تامکت خارج بود . امریکا در دهه ۱۹۷۰ دست به توسعه  سامانه های ضد  موشکی مانند فلانکس و بعدها سی رم زدند و حتی تلاش در  افزایش برد سامانه های پدافند تا ۲۰۰ کیلومتر و تغییر  در تاکتیک   حفاظت از ناو با افزایش ساعت گشت زنی  شکارها در برد بالا  زدند. شوروی نیز با ساخت زیر دریایی با توان شلیک موشک کروز  چون  پی ۷۰۰   از زیر دریایی کلاس  اسکار  که  دارای  سیلوی ویژه برای شلیک ۲۴ موشک  پی ۷۰۰ بود  سلاح جدید را وارد کردند  و شلیک همزمان از زیر دریایی و بمب افکن بر سکو های اتش  خود افزودند

زیر دریایی اسکار مجهز به سیلوی برای موشک های ضد کشتی بود

زیر دریایی اسکار مجهز به سیلوی برای موشک های ضد کشتی بود

البته شوروی یک مشکل داشت و ان کشف هدف بود.  اگر دسته بمب افکنها به سرعت توسط  اواکس های امریکایی کشف می شدند به سرعت مورد حملات دهه ها شکاری روی ناو هواپیما بر قرار می گرفتند  و  نابود می شدند این مسئله زمانی بدتر می شد که بدانید  شاید برای عملیات در دریایی سیاه  و یا بالتیک می شد با کمک شکاری ها نیروی هوایی  بمب افکن ها  را اسکورت کرد ولی برای عملیات در عمق اقیانوس و یا حتی در شعاع ۱۵۰۰کیلومتری ساحل شوروی در اقیانوس ارام خیر زیرا شکاری های روسی چنین بردی داشتند و نه توان سوختگیری هوایی .

از این رو شوروی دست به افزایش برد موشک های خود زد ولی باز یک مشکل دیگر وجود داشت .در بهترین حالت شناورهای رزمی در برد ۲۰۰ کیلومتری توان کشف یک هدف را با رادار دارند و حتی  در بهترین حالت حتی اگر کشتی دکل رادار بلندی  نیز داشت برد اتش از این میزان کشف هدف از این برد تجاوز نمی کرد (به دلیل  گردی زمین ) و بمب افکنها نیز در اسمان تا ۳۰۰ کیلومتر توان کشف یک هدف را داشتند  در حالی که شوروی  موشک های ضد کشتی با برد ۱۰۰۰ کیلومتر نیز  در خدمت داشت. از این رو  روسها با کمک بمب  هواپیماهای گشت دریایی ناو گروه را کشف  میکردند و اطلاعات ان را برای زیر دریایی، دیگر بمب افکن های  و ناو ها ارسال می کردند و انها بر اساس اطلاعات داده شوده توسط هواپیما گشت دریایی دست به شلیک موشک ضد کشتی از فاصله بیش از ۳۰۰ و حتی  ۷۰۰ کیلومتری  میزدند. بر اساس استراتژیک روسها ۸۰ تا ۱۰۰ موشک به طرف ده تا ۱۲ و یا ۱۵ ناو شلیک میشد و امید بود که حتی فرار  نیمی از انها از دست سامانه های دفاعی ، ناو گروه  را نابود  کند . شوروی  حتی  کلاهک اتمی   یک مگاتنی روی موشک های خا ۲۲ نصب کرد تا به یک ضربه در صورت  نیاز ناو گروه امریکا را غرق کند

روسها روی خا22 در تاکتیک حمله از اسمان خود بسیار دفاع میکردند

روسها روی خا۲۲ در تاکتیک حمله از اسمان خود بسیار دفاع میکردند

 شوروی  از سکوی پرتاب زمینی  نیز استفاده میکرد ولی به صورت محدود  زیرا شلیک موشک  از ساحل   مشکلات فراوانی داشت . به دلیل قدرت نیروی هوایی  غرب انها می توانستند در صورت سرکوب پدافند و نیروی هوایی شوروی   به سرعت  با اتش هوایی سکوهای ساحلی را نابود کنند و از  طرفی برد موشکها محدود به برد رادار زمینی  بود. به دلیل گردی زمین  در بهترین حالت حتی در صورت قرار دادن  انتن رادار روی  یک پاییه ۵ متری نیز برد  کشف از ۱۰۰ کیلومتر تجاوز نمی کرد از این رو سکوی زمینی  نیز وابسته به اطلاعاتی بود که توسط هواپیما گشت دریایی به انها داده می شد  زیرا  شوروی از سکوی زمینی  خود نیز موشک های با برد ۵۰۰ کیلومتر شلیک می کرد وبدون هواپیما گشت دریایی برای کشف  محل  دشمن و دادن اطلاع انها به سکوی اتش شلیک در برد بیش از ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتری ممکن نبود(این قائده برای همه کشورهای جهان است  سکوی زمینی  و رادار زمینی نمی تواند  از بیش از ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتری کشتی دشمن را پیدا کند حالا حتی اگر برد موشک ۵۰۰ کیلومتر باشد)

 از این  رو سکوی اتش ساحلی اخرین خط دفاعی شوروی بود زیرا شوروی می دانست که زمانی جنگ  که به سکوی ساحلی می کشد  که بمب افکن های نتوانستند کاری بکنند، زیر دریاها نابود شدند و دشمن به نزدیکی اتش بار های  ساحلی  رسیده است . البته به دلیل  وسعت  دریایی سیاه ویا  بالتیک  سکوی های پرتاب موشک  شوروی نیز بسیار موثر بود ولی به شرط اینکه هدف توسط یک رادار در اسمان  در برد زیاد  کشف می شد  در غیر این صورت برد محدود سکوی پرتاب ساحلی به کار شوروی دست  کم در برابر ناتو در اروپا نمی امد (در اقیانوس که اصلا نمی امد)

در نهایت شوروی فروپاشید اگرچه تاکتیک شلیک  موشک  از بمب افکن به روسها ارث رسید ولی روسها هرگز ظرفیت  اتش هوایی شوروی را ندارند و البته انها نیز  مشکل سیاسی بزرگی  که  منجر به جنگ با غرب شود ندارد

چین نیز تا مدتی این روش را اجرا کرد زیرا  انها نیز در زمینه نبرد ناو با ناو برای دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مشکل داشتند ولی با افزایش قابل توجه ناو ها و زیر دریایی  های بزرگ   این کشور، چین  می تواند  در اقیانوس هند و ارام  حضور داشته باشد و نیازی به بمب افکنها  به ان کشل ندارد  ..

در نهایت توجه شوروی به توان شلیک موشک های کروز ضد کشتی از بمب افکن ها  به طرف ناوگروه امریکا ها و ناتو یک تدبیر از روی ناچاری به دلیل بودجه محدود  و ضعف در روی اب  در برابر امریکا  بود.  ارچه این روش خوبی های چون قیمت کم و توان تهاجمی بالا را داشت ولی یک مشکل نیز داشت ، انکه تنها زمانی شوروی موفق بود که دست به یک عملیات پیش دستانه بزند . اگر دشمن جنگ را اغاز می کرد ویا در  موج اول حمله شوروی ناوگروه غربی به هر دلیل سالم در می رفت  ، با مورد هدف قرار دادن پایگاه ها بمب افکنهای شوروی که در کامچاتکا در ساحل اقیانوس  ارام قرار داشت ویا پایگاه های  در نزدیکی  دریایی سیاه  و بالتیک این توان از شوروی گرفته می شد . از طرفی اگر شوروی میتوانست قبل از هشیار شدن ناو گروه امریکایی و به پرواز در امدن جنگنده های امریکایی از روی ناو هواپیما بر کاری بکند  و به سرعت گل اول را  بزند ، پیروز بود در غیر این صورت دسته بمب افکنها به سرعت  در اسمان توسط شکاری ها تکه تکه می شدند

در نهایت شوروی قصد صرفه جوی داشت ولی  سرمایه داری  ولخرج بر سوسیالیست اقتصادی  پیروز شد  زیرا ان چیزی که ماشین جنگی را پیش می برد پول است و پول هم با اقتصاد درست به دست می  اید

در نهایت می توانید مقاله ای در مورد موشک های ضد کشتی ساخت شوروی را در اینجا مطالعه کنید

گرداوری:عبدالحمید تارخ

44+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.