تاریخ

تاریخ روابط ایران روسیه(قسمت هجدهم)

از تاجگذاری احمد شاه تا آغاز جنگ جهانی اول

قسمت هجدهم

اوضاع دولت در سال جدید

سال 1292 نیز با انبوهی از مشکلات برای دولت علا السلطنه آغاز شد. حدود یک سال از سفر ناصرالملک به اروپا می گذشت و او هنوز قصد بازگشت نداشت. با وجود تلاش دولت برای بازگشایی مجلس روسیه و انگلستان بشدت با این کار مخالف بودند.  در اواخر خرداد ماه بحث مشروطه خواهی بار دیگر در تبریز بالا گرفت. این بار افرادی مثل میرزا حسین واعظ که سخنرانان هوادار مشروطه بودند شروع به سخنرانی های آتشین در طرفداری از مشروطه و مجلس کردند. اما فعالیت میرزا حسین چندان به درازا نکشید و بعد از اخطارهای صمدخان تصمیم به ترک آذربایجان گرفت. در حالی که او در راه خوی بود توسط روسها دستگیرشد و به دادگاه نظامی آنها تحویل داده شد. دولت بشدت به این اقدام اعتراض کرد اما روسها مدعی شدند دادگاه نظامی خوی زیر نظر فرمانروای قفقاز فعالیت می کند و از قوانین ایران پیروی نمی کند.در نهایت میرزا حسین اعدام نشد و روسها او را به استانبول تبعید کردند. بعد از این واقعه روسها ترتیب برکناری شریف الدوله مشاور صمدخان را نیز دادند و او را روانه تهران کردند.

وقایع بهار و تابستان 1292

در روز 2 خرداد مراسم اولین سالگرد فوت  یپرم خان به طور باشکوهی در تهران و با حضور همسر او برگزار شد. در 16 خرداد شیخ محمود ورامینی یکی از معروف ترین یاغیان طرفدار محمد علی شاه که در باغشاه زندانی بود قصد فرار داشت که به ضرب گلوله نگهبانان به قتل رسید.  اما اوضاع کاشان و نطنز که مدتی بود آرام شده بود با اقدامات عین الدوله باز بحرانی شد. دولت برای مهار نایب حسین کاشانی او را حاکم کاشان و نطنز کرده بود. عین الدوله ابتدا 100 نفر از افراد نایب حسین را به تهران فراخواند و سپس همگی را دستگیر کرد و همین باعث آغاز دوباره یاغی گری نایب حسین شد.  در حالی که ناصر الملک همچنان در اروپا به سر می برد مستوفی الممالک وزیر جنگ  و وثوق الدوله وزیر امور خارجه نیز راهی اروپا شدند تا دردسرهای دولت علا السلطنه بیشتر شود.  ناصرالملک از اروپا مدام برای دولت نامه و تلگراف می فرستاد و تقاضا می کرد مقدمات بازگشایی مجلس سوم فراهم شود. در نهایت در روز 15 مرداد 1292 عین الدوله طی فرمانی خبر از بازگشایی انجمن نظارت بر انتخابات در شهریور ماه را به مردم داد.قرار بود انتخابات مجلس سوم در مهرماه برگزار شود. با اعلام این خبر روحانیون مخالف مشروطه دوباره روی منبر رفته و شروع به بدگویی از مشروطه کردند.

ناصرالملک نایب السلطنه وقت ایران که در اروپا به سر می برد
ناصرالملک نایب السلطنه وقت ایران که در اروپا به سر می برد

بازگشت ناصرالملک و سرنوشت سالار الدوله
در روزهای آغازین پاییز 1292 ناصرالملک از مسیر قفقاز وارد ایران شد. با ورود نایب السلطنه روند کارها سریعتر شد اما دولت به بهانه آشوب در تبریز روند انتخابات را متوقف کرد. در این مدت مشکل طولانی سالار الدوله بالاخره حل شد. شاهزاده یاغی یکی از مشکلات اساسی دولت مشروطه بود. او بعد از شکست در شورش هایش ناپدید شد و هر از گاهی در یکی از شهرها ظاهر می شد و باعث نگرانی دولت می شد. دولت سعی کرد با اعطای فرمانروایی گیلان به سالار الدوله او را مهار کند اما فایده ای نداشت. تا اینکه در نهایت او در پاییز 1292 به کنسول گری روسیه در کرمانشاه پناهنده شد و روسیه بعد از مدتی دولت را مجبور به پرداخت یک حقوق سالانه 8 هزارتومانی به سالار الدوله کرد و او نیز راهی اروپا شد.
همچنین بعد از ماه ها بحران مالی در بالاخره میرزا احمد خان قوام السلطنه وزیر مالیه توانست حقوق معوقه سه ماهه کارمندان دولت را بپردازد. با وجود این پرداخت کارمندان همچنان هفت ماه از دولت طلب کار بودند . در ماه آبان نشستی در دربار با حضور ناصرالملک بزرگان کشور، وزرا و گروهی از مردم برگزار شد. قرار بود در این نشست مشکلات انتخابات مجلس بررسی شود فایده چندانی نداشت. در نهایت در 9 دی ماه 1292 انتخابات مجلس سوم برگزار شد و نمایندگان تهران انتخاب شدند اما کار در سایر ایالات به کندی پیش می رفت.

گردن کشی دوباره صمدخان

به محض مطرح شدن  احتمال برگزاری انتخابات مجلس سوم ، صمدخان دوباره شروع به  نافرمانی و تحریک مخالفان مشروطه در آذربایجان کرد. ابتدا علمای مخالف روی منبر رفتند و شروع به تبلیغات ضد مشروطه کردند . صمدخان در اول مهرماه 1292 داداش بیک قره باغی یکی از آزادی خواهان تبریز را دستگیر کرد و در او را به همراه دو نفر از همرزمانش در 16 مهرماه اعدام کرد. همچنین اداره شهربانی تبریز به یک افسر روسی به نام پرستاو واگذار شد. او به سرعت نیروهای قزاق خود را مامور گشت زنی در سطح شهر کرد. کنسول گری روسیه هم اعلام کرد تمام کسانی که مالیات خود را به جای دولت مرکزی به روسها به  بپردازند زیر چتر حمایت دولت روسیه خواهند بود. به سرعت بسیاری از ثروتمندان و زمین داران با برافراشتن پرچم روسیه یا افزودن نام اف به انتهای نامشان خود را تحت حمایت دولت روسیه قراردادند. با اقدامات صمدخان دیگر کمتر کسی جرات حرف زدن از انتخابات مجلس را داشت. در اوایل آبان ماه دولت به او هشدار داد یا مقدمات انتخابات را فراهم کند یا از حکومت کنار رود. صمدخان  بی اعتنا به دستور دولت سرپیچی را برگزید. بسیاری از علمای طرفدار صمدخان هر روز برضد مشروطه تبلیغ می کردند و مدعی بودند تزار نیکلای مدافع اسلام است.

از رژه نظامی تا فرود اولین هواپیما در ایران

در پاییز 1292 برای اولین بار یک رژه نظامی مفصل  با حضور احمد شاه 16 ساله که در اردیبهشت همان سال ازدواج کرده بود در میدان مشق تهران برگزار شد. ابتدا ژنرال یالمارسن سوار بر یک اسب سفید  جلوی همه نیروها قرار گرفت و سپس  دهها نفر از نیروهای ژاندارمری  و قزاق دربرابر جایگاه شاه ، وزرای کابینه و دیپلمات های خارجی رژه رفتند. مدتی بعد و در از 13 دی ماه 1292 مردم پایتخت برای اولین بار شاهد یک پدیده عجیب به نام هواپیما شدند. در این روز یک خلبان لهستانی به نام کوزمینسکی  با یک هواپیمای بلریو 11 که از روسیه و بندر انزلی وارد ایران کرده بود  برفراز پایتخت پرواز کرد. مردم این پدیده عجیب را آسمان پیما نامیدند. در نهایت کوزمینسکی به دلیل نبود فرودگاه در تهران مجبور به فرود در میدان مشق شد و دو چرخ جلویی هواپیمایش را از دست داد. 2 هفته بعد یک نمایش هوایی رسمی برگزار شد و صدها نفر از مردم و اشراف در حالی که بلیط خریده بودند در کنار احمد شاه و ناصرالملک شاهد پرواز دوباره کوزمینسکی شدند. او این بار در محوطه بیرون دروازه یوسف آباد به  پرواز درآمد و بار دیگر مردم را حیرت زده کرد.

احمد شاه در کنار کوزمینسکی لهستانی. او اولین هواپیما را در تهران به پرواز درآورد
احمد شاه در کنار کوزمینسکی لهستانی. او اولین هواپیما را در تهران به پرواز درآورد

ورود کنسول جدید روسیه به تبریز

در اسفند ماه 1292 کنسول جدید روسیه راهی تبریز شد. به دستور صمدخان بازارها بسته شد و خود او به همراه بزرگان شهر تا پل آجی به استقبال این کنسول جدید  رفتند. همچنین حاکم یاغی آذربایجان در همان روزها میرزا رحیم یکی دیگر از آزادی خواهان شهر را اعدام کرد. در همان حال ساخت یک  کاخ باشکوه برای صمد خان، در نعمت آباد که ییلاق تابستانی آغاز شده بود. بدین ترتیب سال 1292 به پایان رسید و سال سخت 1293 آغاز شد.

آغاز سال جدید با تاجگذاری احمد شاه

سال 1293 در حالی آغاز می شد که علی رغم برگزاری  انتخابات مجلس و انتخاب افرادی مثل سردار معظم(تیمورتاش)،سید حسن مدرس، سپهدار تنکابنی،محتشم السلطنه و قاسم خان صور اسرافیل  هنوز زمان دقیق بازگشایی مجلس سوم مشخص نبود. در حالی که علا السلطنه به دنبال  مقدمات مراسم تاجگذاری احمد شاه در اروپا بود  اروپا لحظه به لحظه به جنگ جهانی اول نزدیک تر می شد.  کشورهای فرانسه ، انگلستان و روسیه از یک سو و امپراتوری آلمان ، امپراتوری اتریش، ایتالیا و امپراتوری عثمانی  گروه مخالف قرار داشتند. اما در ایران انگار عقربه زمان متوقف شده بود . علا السلطنه  برای برگزاری هرچه بهتر مراسم تاجگذاری 100 هزار لیره از انگلستان وام گرفت.

در روز 28 ژوئن 1914 مصادف با 6 تیرماه 1293 فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش و همسرش سوفیا به دست یکی از صربهای گروه مشت های سیاه در سارایوو ترور شدند. ترور فرانتس فردیناند و همسرش جرقه نهایی برای آغاز اولین جنگ جهانی  بود. در حالی که اتریش، صربستان ، روسیه ، انگلستان ، فرانسه و آلمان درگیر یک بحران سیاسی بسیار پیچیده شده بودند در ایران مقدمات تاجگذاری درحال فراهم شدن بود.  ناصرالملک نایب السلطنه احمد شاه که به زودی مقام رسمی خود را از دست می داد چمدان های خود را بسته و آماده ترک ایران بود. او به دولت توصیه کرد برای احمد شاه یک مراسم تحلیف  و سوگند به سبک انگلستان ترتیب دهند. در واقع همان طور که پادشاه انگلستان راهی کلیسای وست مینستر می شد و مراسم مذهبی را نزد اسقف اعظم کانتربری به جا می آورد احمد شاه نیز باید راهی مسجد سپهسالار شده و نزد روحانیون سوگند می خورد. دولت این پیشنهاد را پذیرفت و به سرعت کلنل وستداهل و اداره تامنیات نظمیه مامور ایجاد امنیت مسجد شدند. به دلیل مسائل امنیتی هیچ کدام از اعضای هیئت دولت و افسران و مقامات حق ورود به مسجد را نداشت. در صبح روز 29 تیرماه 1293  شاه 18 ساله ابتدا وارد مسجد سپهسالار شد، نماز خواند و در برابر 20 از روحانیون درجه اول نظیر سید محمد طباطبایی، میرزا ابوالقاسم  امام جمعه تهران، شیخ محمد صادق کاشانی، حجت الاسلام کنی و سایر روحانیون به قرآن سوگند خورد. شاه سپس راهی بهارستان شد و بخش دیگری از مراسم را با حضور نمایندگان مجلس سوم انجام داد و در نهایت با اسکورت نیروهای قزاق و ژاندارمری راهی کاخ گلستان شد. احمد شاه در گلستان بر روی تخت  مرمر نشست و اولین مراسم سلام رسمی سلطنت اش را برگزار کرد. برای اولین بار از تاجگذاری یک شاه ایرانی با حضور فیلم برداران آلمانی و انگلیسی فیلم برداری شد. بعد از به تخت نشستن شاه جدید دیپلمات های آمریکا، روسیه ، انگلیس، فرانسه ، ایتالیا، اتریش، عثمانی ، آلمان ، اسپانیا و ایتالیا هدایایی را به شاه تقدیم کردند و  با شلیک توپ تاجگذاری به اطلاع مردم  رسید و یک جشن 3 روزه در کل ایران آغاز شد.در تبریز آزادی خواهان برای نشان دادن شادی خود و مقابله با طرفداران صمدخان 6 روز جشن برپا کردند. صمدخان ناچار یک تلگراف تبریک برای احمد شاه فرستاد.یکی از نکات مثبت آغاز سلطنت احمد شاه پایان دوران مسوولیت ناصرالملک نایب السلطنه نه چندان علاقه مند به اقامت در خاک ایران بود.

مراسم تاجگذاری احمد شاه در 18 سالگی. کمتر از دو روز بعد جنگ جهانی اول در اروپا آغاز شد
مراسم تاجگذاری احمد شاه در هجده سالگی .کمتر از یک هفته بعد جنگ جهانی اول در اروپا آغاز شد

آغاز جنگ جهانی اول

تنها 2 روز بعد از تاجگذاری احمدشاه امپراتوری اتریش در روز 23 ژوییه  1914 مصادف با 31 تیر به صربستان اولتیماتوم داد. تلاش های دیپلماتیک آلمان و انگلستان برای حل بحران نتیجه چندانی نداشت و در 28ژوییه مصادف با 5 مرداد 1293 دولت امپراتوری اتریش- مجارستان به دولت صربستان اعلام جنگ داد.  با وجود اعلام جنگ اتریش به صربستان هنوز کمتر کسی تصور می کرد این ماجرا سرآغاز اولین جنگ جهانی بشریت باشد اما  تا روز 31 مرداد کشورهای امپراتوری آلمان به روسیه و فرانسه و انگلیس به آلمان اعلام جنگ دادند(عثمانی در آبان ماه به نفع متحدین وارد جنگ شد) بدین ترتیب جنگ جهانی اول در خاک اروپا آغاز شد و شعله های آن به زودی به خاک ایران هم رسید.

ایران در آستانه جنگ جهانی اول

علی رغم اینکه ایران از جبهه های جنگ بسیار دور بود اما به دلایل مختلف به زودی تبدیل به صحنه صف آرایی طرفین درگیر شد. دلیل این اتفاق تعداد بسیار زیاد اتباع خارجی مستقر در خاک ایران بود. تعداد زیادی از بلژیکی های طرفدار روسیه اداره امور مالی ایران را دست داشتند. افسران روس  در سمت های فرماندهی واحد های قزاق مشغول فعالیت بودند. در کنار روسها دولت انگلیسی نیز صدها کارمند تجاری از نیروهای شرکت  تلگراف هند و اروپا گرفته تا شرکت های نفتی در خاک ایران داشت. در بین تعداد زیاد اتباع خارجی مقیم ایران تنها 50 افسر  سوئدی ژاندارمی بی طرفی خود را حفظ کرده بودند. حضور اتباع خارجی غیر نظامی و نظامی در کنار اهمیت استراتژیک ایران به زودی آتش جنگ  جهانی را به اینجا کشانید.

سقوط دولت علا السلطنه

دولت علا السلطنه  بعد از تاجگذاری احمد شاه و آغاز جنگ  جهانی بشدت تضعیف شده بود در 22 مرداد ماه استعفا داد و مستوفی الممالک که وزیر جنگ کابینه قبلی بود به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. اولین کار دولت جدید اخطار جدی به صمد خان برای برگزاری انتخابات آذربایجان بود اما از آنجا که صمدخان زیر بار نرفت دولت جدید حکم برکناری او را صادر کرد. آزادی خواهان آذربایجان که از این اتفاق روحیه گرفته بودند فعالیت هایی را برضد صمدخان آغاز کردند. دولت روسیه که درگیر جنگ جهانی شده بود  مقاومت چندانی دربرابر این فرمان نکرد اما دولت را مجبور کرد با حضور  تقی خان رشید الملک به عنوان جانشین صمدخان موافقت کند و دولت جدید نیز پذیرفت. بدین ترتیب صمدخان بعد از 13 ماه حکومت سرشار از ظلم و جنایت راهی کاخ خود در نعمت آباد شد. اما از آنجا که از انتقام مردم هراس داشت در 11 مهر با اسکورت نیروهای روسیه به تفلیس گریخت.

در جنگاوران بخوانید  امپراتوری عثمانی از آغاز تا سقوط(قسمت نهم)

اعلام بی طرفی دولت ایران

دولت مستوفی الممالک در 29 مهرماه 1293 در جنگ جهانی اول اعلام بی طرفی کرد اما این بی طرفی کوچکترین ارزشی برای طرفهای درگیر نداشت. دیپلمات های کشورهای درگیر اکنون به دنبال جلب  نظر افکار عمومی و دولت ایران به نفع خود بود . تا جایی که در مراسم عزاداری محرم   و روز عاشورا  (6 آذر )دیپلمات های آلمانی در مراسم  عزاداری حاضر شدند و به سرعت شایع شد آلمانی ها در مراسم گریه نیز کرده اند( این اتفاق منجر به یک سری شایعات بسیار وسیع تر در بهار سال آینده گردید).

ورود عثمانی به جنگ

در روز 8 آبان دولت عثمانی نیز به طرفداری از آلمان به  متفقین اعلام جنگ داد. دو روز بعد ارتش انگلستان به بهانه حفظ منافع نفتی خود در پالایشگاه آبادان و مناطق نفت خیر مستقر شد. در 12 آبان دولت مستوفی الممالک صادرات هر نوع مواد غذایی را به خارج از کشور ممنوع کرد.  در روز 20 آبان ماه سلطان محمد پنجم امپراتور وقت عثمانی طی فرمانی بر علیه انگلیس، فرانسه و  روسیه اعلام جهاد کرد. دولت عثمانی به سرعت با سو استفاده از این فرمان شروع به تبلیغات وسیعی در مورد ایجاد اتحاد اسلامی برضد متفقین کرد .صدور این فرمان موجب بروز جنبش های بین مسلمانان منطقه از جمله مناطق غربی ایران شد.

پوستر تبلیغاتی متحدین با حضور سلطان محمدپنجم، امپراتور فرانتس ژوزف و امپراتور ویلهلم دوم
پوستر تبلیغاتی متحدین با حضور سلطان محمدپنجم، امپراتور فرانتس ژوزف و امپراتور ویلهلم دوم

ورود عثمانی به جنگ و طرح شعار اتحاد اسلام تاثیر بسیار زیادی بر آزادی خواهان ایرانی تبعید شده به خاک این کشور گذاشت.  مجاهدان ساکن در استانبول با آغاز جنگ بشدت ازنظر مالی در مضیقه بودند. از طرفی بیشتر آنها آرزوی بازگشت به ایران و مبارزه با روسها را داشتند. به همین خاطر ایده حضور در آذربایجان و مبارزه با روسها بین آزادی خواهان شکل گرفت.

مرگ ستارخان

در زمان آغاز جنگ ستارخان همچنان در تهران زندگی می کرد و با مشکلات زخم پایش دست به گریبان بود. پای  سردار ملی در واقعه پارک اتابک  زخمی شده و عفونت کرده بود و علی رغم تلاش های پزشکانی مثل لقمان الدوله ستارخان تا روزهای آخر با این مشکل دست به گریبان بود. ستارخان با وجود این مشکلات بلافاصله برای سفر به آذربایجان و نبرد با روسها اعلام آمادگی کرد. بلافاصله نشستی در خانه ستارخان برای تهیه مقدمات این کار برگذار شد   اما سردار ملی در روز 25 آبان 1293 در سن 48 سالگی درگذشت.در روز 27 آبان ماه عزاداری بسیار باشکوهی  در تهران برگزار شد و جنازه ستارخان با اسکورت نیروهای قزاق، ژاندارمری و سواران بختیاری در باغ طوطی شهرری به خاک سپرده شد.

اقدامات روسها در آذربایجان

در همان حال ارتش روسیه که کل منطقه آذربایجان را در کنترل خود داشت شروع به انجام اقداماتی برضد کشورهای رقیب خود کرد.روسها  ابتدا به کنسول گری های اتریش و عثمانی در تبریز حمله کرده و کل افراد حاضر در این دو کنسول گری را دستگیر کردند. سپس سراغ کنسول گری آلمان رفتند اما کنسول آلمان قبل از رسیدن روسها به کنسول گری آمریکا پناهنده شد. روسها به دستگیری مقامات دیپلماتیک اکتفا نکردند و تقریبا همه اتباع آلمانی و اتریشی حاضر در آذربایجان را دستگیر کرده و به قفقاز تبعید کردند.

بازگشایی مجلس سوم

در روز شنبه 13 آذرماه و تقریبا یک سال بعد از برگزاری انتخابات مجلس بالاخره مجلس سوم بازگشایی شد. آذربایجان در این مجلس نماینده نداشت چون انتخابات آن برگزار نشده بود. در مجلس سوم نمایندگانی ازهر دو حزب دموکرات و اعتدالی خارج شده و گروه ائتلافی را تشکیل دادند . یکی از نمایندگان سردار معظم یا همان تیمورتاش بود که کم کم در صحنه سیاسی ایران به شهرت می رسید.

سردار معظم خراسانی که بعدها به تیمورتاش معروف شد. ظهور او در صحنه سیاست از مجلس سوم آغاز شد

کشیده شدن جنگ به خاک ایران

علی رغم اعلام بی طرفی دولت ایران اوضاع در مناطق مرزی مخصوصا آذربایجان بشدت بحرانی بود. تعدادی از مجاهدان ساکن در عثمانی  مثل امیر حشمت با پشتیبانی مستقیم ارتش عثمانی و حمایت کرد های طرفدار این کشور از مرز بازرگان وارد ایران شدند. حسین  آقا فشنگچی و یارانش که در شهریار ساکن بودند نیز برای نبرد با روسها راهی ساوجبلاغ شدند. به غیر از این افراد شخصیت هایی مثل میرزا حسن رشدیه،حاجی پیش نماز ، و ملا علی ضرغام نیز برای نبرد با روسها عازم آذربایجان شده بودند. در حالی که هجوم کردهای طرفدار عثمانی  به دهکده های آسوری نشین و ارمنی نشین مرزی آغازشده بود  دولت روسیه ابتدا نیروهایی را در تبریز، خوی و دیلمان مستقر کرد. مناطقی مثل ماکو و ساوجبلاغ هم تحت نظارت نیروهای ژنرال چرنفروف قرار  گرفت.دو طرف کاملا خود  را آماده درگیری با یکدیگر کرده بودند که دولت ایران از هر دو کشور روسیه و عثمانی خواست ضمن احترام به بی طرفی ایران از کشاندن نبرد خود به خاک ایران خودداری کنند. اما دولت عثمانی عقب نشینی از خاک ایران را منوط به عقب نشینی روسها از آذربایجان کرد و بدین ترتیب ابتدا ایالت آذربایجان و سپس بقیه مناطق غربی ایران به زمین جنگ دو طرف شد.

ژنرال سرپرسی سایکس نظامی و نویسنده معروف انگلیسی در مورد کشیده شدن دامنه جنگ جهانی به خاک ایران می گوید: تا پیش از 1914 بسیار بعید می رسید که کشوری چون ایران با آن فاصله از اروپا تبدیل به منطقه جنگ شود. در آن زمان اگر کسی می گفت نیروهای بریتانیایی  بارها و بارها در این ایالت و آن ایالت ایران رژه خواهند رفت همه می گفتند عقلش را از دست داده است.

ورود نیروهای عثمانی

مجاهدان ایرانی و کردهای طرفدار عثمانی با پشتیبانی ارتش عثمانی از دو نقطه مرز بازرگان و دیگری در منطقه ساوجبلاغ وارد خاک ایران شدند. درگیری عثمانی و روسیه به خاک ایران محدود نمی شد. نبرد معروف ساری کمیش با روسها  در مناطق شمال غربی خاک عثمانی واقع در کوه های ارزروم و نزدیکی مرز ایران نیز از 30 آذر آغاز شده بود. ارتش روسیه بعد از 24 روز نبرد سخت و کوهستانی شکست سنگینی به ارتش عثمانی وارد کرد و دولت این کشور به دنبال گرفتن انتقام این شکست از روسها در خاک ایران بود. دولت روسیه  زمانی که دید ترکها از کردهای طرفدار خود و برخی مجاهدان ایرانی به منظور تاخت و تاز در آذربایجان استفاده می کنند در روز 4 آذر صمدخان مراغه ایی را به ایران بازگرداند. صمدخان به سرعت به مراغه رفت و با پشتیبانی روسها موفق شد یک نیروی چهار هزار نفره فراهم کرده و در نزدیکی میاندوآب مستقر شود. از طرف دیگر نیروهای مجاهد و کرد با پشتیبانی عثمانی در منطقه موانه دست به کشتار ارمنی ها و آشوری ها زده و به سرعت پیش روی کردند. تا اواخر آذرماه نیروهای امیر حشمت بعد از وارد کردن 4 شکست پیاپی به روسها به نزدیکی ابهر رسیدند. صمدخان در منطقه ساوجبلاغ  رو در روی نیروهای عثمانی قرار گرفت.نیروهای ایرانی ابتدا برای صمدخان پیام فرستاده و او را به سوی خود فرا خواندند اما نتیجه ای نداشت. در نبردی که در آخرین روزهای آذرماه درگرفت صمدخان به سرعت شکست خورد و به تبریز گریخت. در بین نیروهای کشته شده صمدخان کنسول روسیه در ساوجبلاغ نیز حضور داشت. مردم میاندوآب نیز از ترس غارت عثمانی به تبریز گریختند. شهر نیز بعد از فرار مردم توسط نیروهای عثمانی غارت شد. بعد از میاندوآب اکنون نوبت مراغه بود. مردم شهر 20 هزار تومان به عنوان اعانه به ارتش عثمانی پرداختند و از غارت نجات پیدا کردند. نیروهای عثمانی در مراغه خانه صمدخان ، برادرش سردار موید و تعدادی از نزدیکان آن ها را آتش زدند و تمام قورخانه و مهمات صمدخان نیز به دست ترکها افتاد.

سربازان عثمانی در تبریز.کمتر از 6 ماه بعد از شروع جنگ جهانی خاک ایران به صحنه درگیری کشورهایی نظیر روسیه، عثمانی و انگلستان با یکدیگر شد
سربازان عثمانی در تبریز.کمتر از 6 ماه بعد از شروع جنگ جهانی خاک ایران به صحنه درگیری کشورهایی نظیر روسیه، عثمانی و انگلستان با یکدیگر شد

سقوط ارومیه

ارتش عثمانی در ادامه پیش روی های خود در خاک ایران درروز13دی ماه ارومیه را تصرف کرد.  علی رغم گریختن ده هزار نفر از ارامنه و آشوریان ایران و پناه بردن آنها نزد ارتش روسیه هنوز حدود 35 هزار نفر از آنها در مناطق غربی ایران ساکن بودند. بسیاری از این افراد در ارومیه به به میسیونرهای مذهبی فرانسه و بیمارستان آمریکایی ها پناه برده بودند. به محض ورود ارتش عثمانی به ارومیه هرج و مرج و کشتار ارامنه و آشوری های پناه شده در خانه های مردم شهر آغاز شد. اگرچه رشید بیگ فرمانده نیروهای عثمانی به همراه ارشد همایون فرمانده شهربانی شهر سعی کرد جلوی این هرج و مرج را بگیرد اما فایده چندانی نداشت. یکی از اتفاقات مهم در آن روزها واقعه گوک تپه بود.ارتش عثمانی این منطقه آشوری نشین را که در نزدیکی ارومیه بود محاصره کرد. اما دکتر پاکارد آمریکایی و چند تن از دوستانش که در بیرون شهر بودند به سرعت خود را به گوک تپه رساندند. دکتر پاکارد توانست آشوری ها را برای تحویل دادن سلاح هایشان به  عثمانی راضی کند و در عوض ارتش عثمانی نیز آنها را قتل عام نکرد و حدود 2هزار نفر از ساکنان آن منطقه با دکتر پاکارد به بیمارستان آمریکایی ها پناهنده شدند. در روز 4 اسفند ارتش عثمانی 60 نفر از سران آشوری را که در میسیونر مذهبی فرانسه پناه گرفته بودند بیرون کشیده و تیرباران کردند. در 4 اسفند کشتار گلپوشان رخ داد. این روستا یکی از قدیمی ترین مناطق آشوری نشین منطقه بود. افراد این روستای بزرگ ابتدا با فرستادن تعدادی از بزرگان خود تقاضای امان کردند. اما ورود قوچعلی بیک از  نیروهای طرفدار عثمانی و تقاضای یک باج 15 هزار تومانی توسط آنها همه چیز را به هم زد و اهالی روستا قتل عام شدند. طبق گزارشات فیلیپ پرایس خبرنگار روزنامه منچستر گاردین که در آن زمان در ارومیه به سر می برد حدود 20 هزار نفر از آشوریان در باغ بیمارستان آمریکایی ها پناه گرفته بودند. به دلیل سطح پایین بهداشت به سرعت تیفوس بین آنها رواج یافت و باعث مرگ 5 هزار نفر از آنها شد. کشتار آشوری ها علاوه بر ارومیه در سلماس نیز ادامه داشت و 750 نفر از آنها که در خانه اهالی شهر پنهان شده بودند اعدام شدند. جواد پاشا فرماندار وقت ایالت وان و فرمانده نیروهای عثمانی طی گزارشی که در بهمن 1293 مصادف با فوریه 1915برای مافوق های خود در استانبول فرستاد گفت : ما همه آذربایجان و وان را از آشوری ها و ارمنی ها پاک کردیم.

تصرف تبریز

بعد از سقوط ارومیه اکنون تبریز نیز در معرض سقوط قرار داشت. نیروهای عثمانی به فرماندهی جواد پاشا اکنون در نزدیکی تبریز مستقر شده بودند. در آستانه تصرف تبریز نیروهای مجاهد امیر حشمت با فرماندهان عثمانی دچار اختلاف شدند. مجاهدان که تا اینجا کنار ترکها جنگیده بودند اکنون خواهان تصرف تبریز به نام خود بودند اما ارتش عثمانی بشدت با این موضوع مخالفت کرد. در نتیجه امیر حشمت به حالت قهر جنگ را رها کرد و از راه موصل به بغداد رفت.

ارتش روسیه در روز 19 دی ماه 1293 بعد از  پنج سال اشغال گری تبریز را تخلیه کرد. علاوه بر نیروها  و اتباع روسی، کنسول انگلستان به همراه تعداد زیادی از روحانیون طرفدار روسها و تعدادی از ارامنه که از ترس ارتش عثمانی گریخته بودند با ارتش روسیه همراه شدند. صمدخان نیز در این فرار همراه روسها بود. این آخرین فرار او از ایران بود و در نهایت در سال 1294به دلیل بیماری سرطان در تفلیس درگذشت. بسیاری از ارمنی های همراه ارتش روسیه به دلیل سرمای شدید در مسیر عقب نشینی تلف شدند. ترک تبریز توسط روسها مردم را حیرت زده و خوشحال کرد. عده ای از بزرگان شهر به ریاست نقی خان رشید الملک برای استقبال از ارتش عثمانی راهی سرد رود شدند. با ترک اردوی عثمانی توسط امیر حشمت اکنون  میرزا اسماعیل بلوری و میرزا حسین فشنگچی به عنوان متحدان ایرانی کنار ترکها حضور داشتند.

ارتش روسیه بعد از عقب نشینی در مرند مستقر شد. روسها علی رغم عقب نشینی در 23 دی منطقه صوفیان را باز پس گرفتند.دولت روسیه که در جبهه ساری کمیش مشغول نبرد سختی با ترکها بود به ژنرال چرنوزوف دستور داد دوباره کل آذربایجان را تصرف کند. در همین حال 30 هزار نیروی کرد طرفدار عثمانی مشغول غارت در روستاهای اطراف اطراف اردبیل و ارومیه بودند. اگرچه رشید بیگ سعی کرد با تنبیه تعدادی از آنها جلوی این یاغی گری را بگیرد.

در جنگاوران بخوانید  تاریخ روابط ایران و روسیه(قسمت هفدهم)

پیمان 1915

در حالی که دامنه جنگ جهانی اول 6 ماه بعد از آغاز آن به خاک ایران رسیده بود روسیه و انگلستان دو متحد قدیمی دوباره بر سر میز مذاکره نشستند. طی پیمانی که در 28 دی 1293 مصادف با 19 ژانویه 1915 بین دو کشور به امضا رسید طرفین علاوه بر حفظ حوزه نفوذی که طی قرارداد 1907 در خاک ایران به آن دست پیدا کرده بودند توافق کردند هزینه نگه داری نیروهای خود در از دولت ایران بگیرند. همچنین قرار شد در صورت پیروزی متفقین در جنگ ایران بین آنها تقسیم شود.بهانه روسها برای امضای این قرارداد مقابله با پیشروی عثمانی و بهانه انگلیسی ها هم حفظ منافع نفتی آنها در جنوب در برابر فعالیت های جاسوسان آلمانی و حملات عشایر جنوب بود.

تصرف دوباره تبریز

در روز 25 دی ماه ارتش روسیه دوباره تبریز را تصرف کرد. علی رغم پیروزی روسها از تبریز و اطراف آن فراتر نرفتند. دولت روسیه هم سیاست عثمانی را در پیش گرفت و  ایل چهاردولی را برای مبارزه با ارتش عثمانی در مناطقی مثل میاندوآب و مراغه مسلح نمود.  ارتش عثمانی هم بعد از عقب نشینی از تبریز در ساوجبلاغ مستقر شد. مجد السلطنه یاغی معروف  و قدیمی آذربایجان هم زیر پرچم عثمانی می جنگید.

تقسیم ایران طبق قرارداد 1915 بین روسیه و انگلستان

سقوط دولت مستوفی الممالک

در حالی که غرب کشور عرصه تاخت و تاز طرفین درگیر در جنگ جهانی شده بود،مجلس در روز 30 بهمن 1293 به کابینه مستوفی الممالک رای اعتماد داد. اما بحران و اختلاف در پایتخت به قدری زیاد بود که دولت مستوفی تقریبا یک ماه بعد از رای اعتمادش یعنی در تاریخ 20 اسفند استعفا داد. دو روز بعد مجلس مشیرالدوله را به عنوان نخست وزیر جدید انتخاب کرد اما رای اعتماد به او به  سال جدید موکول شد. در حالی در تهران تغییر کابینه ها در جریان بود دولت بالاخره بعد از مذاکرات مفصل با روسها  موافقت آنها را برای فرستادن محمد حسن میرزا ولیعهد به عنوان حاکم آذربایجان گرفت. ولیعهد در  روز 27 بهمن راهی تبریز شد و در روزهای پایانی اسفند ماه در میان استقبال پرشور مردم وارد این شهر شد تا بعد از مدتها آذربایجان صاحب یک حاکم منصوب از دولت مرکزی شود.

ویلهلم واسموس جاسوس افسانه ای جنوب

زورآزمایی قدرت های رقیب در جنگ جهانی اول تنها به مناطق شمالی و غربی ایران محدود نمی شد. یکی از حساس ترین مناطق ایران در این دوره نیمه جنوبی و مناطق نفت خیز بود. به آغاز جنگ جهانی اول و افزایش فوق العاده نفت برای ادامه جنگ اهمیت این منطقه چند برابر شد. به غیر از انگلستان و گاهی هم عثمانی آلمانی ها هم در جنوب ایران حضور پررنگی داشتند. یکی از مهمترین مهره های امپراتوری آلمان در جنوب ایران ویلهلم واسموس بود. فردی که بعدها لقب لورنس آلمانی گرفت اگرچه به اندازه لورنس موفق نبود.  سابقه حضور واسموس در ایران به سال های قبل از جنگ جهانی اول باز می گردد. او در سال 1288 مصادف با 1909 میلادی برای اولین بار به عنوان نایب کنسول آلمان در بوشهر مشغول به کار شد. واسموس در ماموریت آغازین خود به دلیل اخلاق تند و عجیب اش  محبوبیت چندانی بین همکارانش نداشت . او یک سال بعد بوشهر را به مقصد آلمان ترک کرد و سه سال بعد یعنی در سال 1291 در حالی که به زبان فارسی و آداب و رسوم ایرانی تسلط کاملی داشت به بوشهر بازگشت. رفتار واسموس این بار به کلی تغییر کرده بود. او به سرعت راهی تهران شده و با وزیرمختار آلمان ملاقات کرد و مدتی بعد به عنوان کنسول آلمان به بوشهر بازگشت. اما با آغاز جنگ جهانی اول واسموس سمت خود را به لیسترمن سپرده و داوطلب خدمت در ارتش آلمان شد. اتحاد عثمانی و آلمان در آغاز جنگ خاک ایران را تبدیل به محل درگیری متحدین و متفقین کرد.   امپراتوری آلمان در آغاز جنگ برنامه های مفصلی برای مشرق زمین داشت. آنها علاوه بر اتحاد نظامی و سیاسی با عثمانی کمیته ایی به نام هندوستان در برلین تشکیل داده بودند.طبق تصمیمات این کمیته قرار بود با ارسال پول و سلاح در سه کشور ایران، افغانستان و هندوستان شورش هایی برضد منافع انگلستان برپاشود.  سرپرستی این هیئت 25 نفره که  هیئت افغانستان نامیده می شد به ویلهلم واسموس سپرده شد.  واسموس در طی ماه های قبل موفق شده بود با بسیاری از سران عشایر مناطقی مثل دزفول،شوشتر و بهبهان ملاقات های مخفیانه ای انجام داده بود. این گروه در پاییز 1914 به بین النهرین رسید اما به دلیل کمبود های لجستیکی و البته بی میلی دولت عثمانی برای ورود آنهابه  خاک ایران دچار مشکل شد. واسموس که نتوانسته بود از طریق مرز خانقین وارد ایران شود سرپرستی هیئت را به اسکار فن نیدرمایر سپرد. خود او با گروهی از ایرانی ها و هندی ها از بغداد به سمت ایران حرکت کرد و مسیر کوت- پشتکوه  وارد برازجان شد. واسموس به محض ورود دوباره شروع به تماس گرفتن با سران عشایر ایرانی کرد و این بار با خوانین قشقایی مثل صولت الدوله قشقایی و ناصر دیوان نیز روابط دوستانه ایی برقرار کرده و آنها را نیز وارد قیام برضد انگلیسی ها کرد.  واسموس در ژانویه 1915 مصادف با دی ماه 1293 به ایران رسیده بود. او در طی ماموریت های قبلی خود متوجه شده بود مردم نیمه شمالی ایران روحیات کاملا متفاوتی با عشایر جنوبی دارند.

ویلهلم واسموس افسراطلاعاتی ارتش آلمان قبل از تغییر قیافه در ایران
ویلهلم واسموس افسراطلاعاتی ارتش آلمان قبل از تغییر قیافه در ایران
ویلهلم واسموس بعد از تغییر قیافه
ویلهلم واسموس بعد از تغییر قیافه

واسموس فهمیده بود در مناطقی که حضور مستقیم  انگلیسی ها بسیار کم رنگ تر است مردم عادی نظر نامساعدی در مورد انگلستان ندارند.  به دلیل همین تفاوت واسموس مناطق جنوبی را برای فعالیت های مخفیانه خود انتخاب کرده بود. آلمانی ها حساب بسیار ویژه ای روی فعالیت های واسموس باز کرده بودند و شخص قیصر ویلهلم دوم از او پشتیبانی می کرد.واسموس تفاوت عمده ایی با روسها و انگلیسی های مغرور داشت. او لباس محلی می پوشید به زبان فارسی و حتی لهجه های جنوبی مثل تنگستانی کاملا مسلط بود، به آداب و سنت های ایرانی احترام می گذاشت و حتی با عشایر نماز می خواند. واسموس تعداد زیادی از اشعار فارسی از مولانا تا حافظ را نیز حفظ بود و برای تحریک روحیه مبارزه طلبی تفنگچی های عشایر اشعار حماسی شاهنامه را می خواند. واسموس در تمام مدت اقامت خود در جنوب یادداشت های  روزانه تهیه می کرد و برای دولت آلمان می فرستاد. دایره فعالیت های واسموس بشدت به مناطق حساس نفت خیز جنوب نزدیک بود.او برنامه های مفصلی داشت و قصد داشت علاوه بر کنترل جاده استراتژیک شیراز-بوشهر با پشتیبانی از سایر جاسوسان آلمانی در جنوب ایران و با کمک عشایر محلی به منافع بریتانیا ضربه وارد کند. او حتی برای گسترش دامنه نفوذ خود به خاک هند نیز برنامه داشت. فعالیت های واسموس از دید دولت انگلستان مخفی نماند و در همان ماه های  آغازین حضورش در ایران  و درنزدیکی بهبهان مورد حمله قرار گرفت. در کتاب ايران در جنگ بزرگ    نوشته مورخ الدوله سپهر آمده است که حیدر خان حیات داودی به اموال واسموس حمله کرد و واسموس، منشی او و دکتر لاندرس را بازداشت کرد که واسموس توانست به برازجان فرار کند، ولی منشی او و دکتر لاندرس را با بی احترامی به بندر ریگ به اسارت برد.در این حمله بسیاری از کلیدهای رمز و اسناد آلمانی ها به دست انگلیسی ها افتاد.مورخ الدوله سپهر در کتاب خود می گوید : واسموس   طی حضور خود در ایران 4 بار توسط نیروهای حامی انگلستان دستگیر شد اما هر بار با زیرکی گریخت.  واسموس حتی با افسران سوئدی ژاندارمری هم روابط خوبی پیدا کرده بود.

اسکار فن نیدرماریر(نفروسط) یکی دیگر از جاسوسان کار کشته آلمانی در ایران

سرپرسی سایکس در مورد  فعالیت های واسموس در ایران می گوید: او یکی از بهترین جاسوسان آلمان بود که جمعیت زیادی از مردم بوشهر و فارس را به نفع آلمان تحریک کرد. او ما را مجبور کرد نیروهای خود را  در بوشهر چند برابر کنیم.لورنس آلمانی ها در جنوب به حدی محبوب بود که حتی زمانی که به دلیل مشکلات جنگ روند ارسال پول از آلمان مختل می شد سران عشایر و روسای محلی به راحتی به او پول قرض می دادند. واسموس در ادامه فعالیت های ضد انگلیسی خود متوجه جنبش تنگستانی ها شد. او با افرادی مثل رییس علی دلواری، شیخ حسین چاهکوتاهی و زایر خضرخان تماس گرفت و آنها را به قیام دعوت کرد. او سعی داشت دولت آلمان را برای حمله به بوشهر و تصرف آن راضی کند.قرار بود جاسوسان آلمانی تحت نظارت واسموس دست به خرابکاری های بسیار گسترده ایی در مناطق نفتی ایران مخصوص پالایشگاه آبادان انجام دهند . اگرچه این نقشه به این وسعت اجرا نشد اما واسموس توانست با کمک متحدان محلی خود خط لوله بین شوشتر و  آبادان را از کار بیندازد. دولت انگلستان که از افزایش دامنه فعالیت های آلمانی ها در مناطق نفت خیز بیمناک شده بود در در دی ماه 1293 کلیه کارکنان اروپایی شرکت نفت ایران و انگلیس را  خود را از ترس حملات عشایر مخالف و از اهواز و آبادان به خرمشهر منتقل کرد. واسموس در کارهای خود تنها نبود و دکتر لیسترمن که اکنون به عنوان کنسول آلمان در بوشهر فعالیت می کرد مشغول سازماندهی مخالفان انگلیس در بوشهر و توزیع اسلحه بین آنها بود. در حالی که فعالیت های آلمانی ها در جنوب ایران در حال افزایش بود دولت انگلستان اسناد و مدارکی به دست آورد  که  نشان می داد ‏ چند نفر آلمانی تحت پوشش شرکت وانکهوس و خود کنسول آلمان برای تخریب‏ مؤسسات انگلیسی در بوشهر،و ترغیب علی دلواری برای هجوم به بوشهر و اخراج نیروها و اتباع انگلیسی مشغول فعالیت هستند. به همین خاطر در روز 20 اسفند 1293 و در  یک عملیات سریع،دکتر لیسترمن و یک نفر کارمند شرکت وانکهوس‏ به نام آیزنهوت را شده و به هند تبعید شدند. برخلاف تصور انگلیسی ها دستگیری این افراد باعث خشم شدید مردم بوشهر شد و دست به تظاهرات برضد دولت انگلستان زدند. مخبر السلطنه والی فارس به شدت به این اقدامات اعتراض کرد وآن را نقض بی طرفی ایران خواند. مخبر السلطنه تهدید کرد در آینده اجازه نخواهد داد در مناطقی که نیروی ژاندارمری حضور دارد این گونه بی طرفی ایران نقض گردد.موقر الدوله حاکم وقت بوشهر بعد از دستگیری آلمانی ها  به تهران فرستاد تظاهرات ، بوشهری ها را چنین گزارش کرد:

الساعه که نیم ساعت به ظهر مانده از مسجد نو بوشهر برگشتیم.هیجان عمومی به درجه ‏ای‏ است که فوق تصور است.چنین ازدحامی در بوشهر هیچ ‏وقت دست نداده بود و کل علما، و عموم طبعات اهالی حضور داشته،مخلص‏ خطابه علماء این بود که سه سال است بدون‏ اینکه هیچ ضرر مالی و جانی از بنادر به‏ انگلیسیها رسیده باشد در آنجا اخلال کرده و عده‏ ای قشون نگاه داشته و حالا هم هتک‏ حرمت و نقض بیطرفی دولت را کرده ‏اند.

ویلهلم واسموس در بین عشایر ومبارزان جنوب

مخبر السلطنه تهدید کرد در آینده اجازه نخواهد داد در مناطقی که نیروی ژاندارمری حضور دارد این گونه بی طرفی ایران نقض گردد.موقر الدوله حاکم وقت بوشهر بعد از دستگیری آلمانی ها  به تهران فرستاد تظاهرات ، بوشهری ها را چنین گزارش کرد:

الساعه که نیم ساعت به ظهر مانده از مسجد نو بوشهر برگشتیم.هیجان عمومی به درجه ‏ای‏ است که فوق تصور است.چنین ازدحامی در بوشهر هیچ ‏وقت دست نداده بود و کل علما، و عموم طبعات اهالی حضور داشته،مخلص‏ خطابه علماء این بود که سه سال است بدون‏ اینکه هیچ ضرر مالی و جانی از بنادر به‏ انگلیسیها رسیده باشد در آنجا اخلال کرده و عده‏ ای قشون نگاه داشته و حالا هم هتک‏ حرمت و نقض بیطرفی دولت را کرده ‏اند. دستگیری لیسترمن باعث آغاز عملیات های چریکی نیروهای رییس علی دلواری برضد نیروهای انگلیسی شد. دولت انگلیس یک جایزه 50 هزار لیره ایی برای دستگیری واسموس تعیین کرد اما  هیچ کسی حاضر به تحویل دادن او نشد.

ادامه دارد

نویسنده:زهرا صادقیان

منابع

تاریخ 18 ساله آذربایجان، احمدکسروی

تاریخ مشروطیت ،مهدی ملک زاده

انقلاب مشروطیت ، ادوارد براون

تاریخ ایران، سرپرسی سایکس

ایران در جنگ بزرگ،مورخ الدوله سپهر

جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری،علی مراد فراشبندی

ایران و جنگ جهانی اول،تورج اتابکی گاهشمار ایران در جنگ

جهانی اول، تورج اتابکی

خاطرات لیتن ،ویلهلم لیتن(سرکنسول آلمان در تبریز در جریان جنگ جهانی اول)

زیر آفتاب سوزان ایران، اسکارفن نیدرمایر

فعالیتهای جاسوسی واسموس یا لارنس آلمانی در ایران،کریستوفر سایکس

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا