جنگ ها و عملیات های نظامی

جنگ قره باغ(جنگ بین اذربایجان و ارمنستان)

جنگ قره باغ(جنگ بین اذربایجان و ارمنستان)

جنگ قره باغ(جنگ بین اذربایجان و ارمنستان)

جنگ قره باغ به درگیرهای قومی  در اواخر دهه 1980 تا سال 1994 گفته می شود که بین دو قومیت اذری مقیم اذربایجان و ارمنی مقیم ارمنستان شکل گرفت. در واقع در اواخر حکومت  شوروی زمانی که اذربایجان و ارمنستان بطرف  استقلال از شوروی  رفتند ، منطقه کوهستان قره باغ  ارمنی نشین بود  و در اذربایجان قرار داشت. در پی تنش بین اذری ها و ارمنیها این منطقه که دارای  مجلس مستقل بود  رای به استقلال و پیوستن  به ارمنستان داد. این کار در سال 1988 انجام شد. در ان زمان شوروی نفس  اخرش را می کشید و عملا کنترلی  روی این مناطق نداشت و این اعلام استقلال در مرحله  اول به شکل ارامی پیش رفت

 ولی به سرعت در ماه های بعد رنگ درگیر قومی  گرفت و هر دو طرف  دست به پاکسازی های قومی در مناطق خود زدند . در 20 فوریه مجلس اذربایجان رای به برگرداندن قره باغ به اذربایجان  داد و همچنین رای به استقلال اذربایجان از شوروی داده شد. این تصمیم باعث شد تا قره باغ با اذربایجان وارد یک درگیری  شد که به سرعت پای ارمنستان  که ان نیز به تازگی مستقل  شده بود به جنگ باز شد و اینگونه اذربایجان و ارمنستان  وارد یک نبرد چند ساله شدند

منطقه قرباغ  همیشه  بین ارمنیها  و اذری ها مورد اختلاف بوده حتی درگیری های  محدودی  بین یک برهه زمانی کوتاه یعنی  زمان فروپاشی امپراتوری روسیه تزاری و قدرت  گرفتن بلشویک های  شوروی در این منطقه  بین این دو قومیت  وجود است. بعد از اینکه از سال 1921 شوروی قدرت خود را در این منطقه از بدست  گرفت  و امید هر دو ملت برای استقلال  بر باد رفت شوروی مدتی قره باغ را بخشی از ارمنستان دانست  ولی از سال 1923 از قرار این بخش  دوباره جزعی از اذربایجان شوروی شد. دلیل  این تقسیم بندی به عقیده بسیار یکی نوع لبخند زدن و ایجاد رابطه خوب با ترکیه اتاتورک بود که ان سالهای  نیز خود در اول راه بود

پس مرگ استالین باز در سال 1953 نارضایتی ارمنیها قره باغ باز اغاز شد. هر دوطرف یعنی قره باغ ها و ارمنیها خواهان   پیوستن  این بخش به ارمنستان  شدند و حتی دادخواستی در سال 1963 برای حزب کمونیست تنظیم شد ولی کار به جای نرسید  و حتی در درگیری های  در همان سال بین اذریها و ارمنیها   حدود 16 ارمنی نیز کشته شدند . در سال 1956 و 1977 نیز تظاهرات  در ایروان ارمنستان در مورد پیوستن قره باغ  انجام شد ولی در نهایت کار به جای نبرد

در سال 1985 گورباچوف که به تازگی به زمامداری شوروی رسیده بود  دست به اصلاحاتی  برای دادن  محدود ازادی به شهروندان کرد که در نهایت باعث افزایش نارضایتی  ارمنیها  بر سر داستان قره باغ شد. در 20 فوریه سال 1988 قره باغ  از اذربایجان جدا شد  و به ارمنستان پیوست

حیدر علی اف  رئیس حزب کمونیست شوروی در اذربایجان تلاش بسیار برای افزایش تعداد اذریها در ارمنستان در سال 1987 کرده بود که یک سال بعد با کاهش جمعیت ارمنیها  قره باغ  اعتراضات سر این اصلاح جمعی بالا گرفت . به سرعت این اعتراضات موثر افتاد زیرا ارمنیها رابطه بهتری  با مسکو داشند تا مسلمانان اذری  از این رو به سرعت در مسکو بسیاری به انها گوش فرادادند . از طرفی ارمنستان  لاوی قدرتمندی در در جهان غرب داشتند و این مسئله باعث شد تا مسکو در نهایت تصمیم به جدا کرد قره باغ از اذربایجان  و دادن  ان به ارمنستان بکند

منطقه خودمختار قره باغ که در اذربایجان قرار دارد

در این میان که ارمنستان و اذربایجان هر یک تلاش در متقاعد   کردن مسکو  میکردند بین ارمنیهای و اذریهای قره باغ درگیر قومی اتفاق افتاد . در فوریه  سال 1988 درگیری های زیادی اتفاق افتاد  از تجاوز به زنها تا قتل و یا حمله به روسها که هر دو طرف در این جنایات دست داشتند  . از 27 تا 29 فوریه درگیری های  زیادی اتفاق افتاد حتی بخشی از انها در داخل اذربایجان بود که به قتل تعداد زیادی ارمنی و تجاوز منجر شد و در یک مورد در 27 فوریه 26 ارمنی  و 6 اذری کشته شدند

در 23 مارس 1988 ، شورای رهبری اتحاد جماهیر شوروی  مخالفت خود با جدایی قره باغ از اذربایجان را اعلام  کرد و گروه ضربتی برای مقابله با خشونت ها  احتمالی راهی  ایروان شدند. گرباچوف تلاش می کرد  هر دو طرف  را ارام کند ولی عملا دیگر از دست وی نیز کاری بر نمی امد زیرا خشونت های ماه فوریه هردو طرف را بد جوری ناراحت  کرده بود از جمله طرف ارمنی را که بیشتر خسارت و تلفات دیده بود

گرباچوف برای اینکه ارمنیها  را راضی کند 400 میلیون روبل برای چاپ کتابهای درسی ارمنی در قره باغ برای مدارس  این  منطقه ، پخش برنامه های  رادیویی و تلویزیونی  به  زبان ارمنی اختصاص داد تا شاید ارمنیها ارام شوند  ولی به زودی دوباره داستان به هم ریخت . در دسامبر سال 1988 یک زلزله ویرانگر در شهر گیومری  در ارمنستان اتفاق افتاد که 25000 نفر کشته داد . ضعف در کمک رسانی باعث اوجگیری نارضایتی مردم شد اگرجچه ربطی به مسئله قرباغ  نداشت ولی باز وضعیت در ارمنستان  را بهم ریخت . در واقع زمانی همچیز باز خراب شد که 11 تن از اعضای مجلس  ارمنستان که در اعتراض ناتوانی  دولت مرکز شرکت کرده بوند دستگیر شدند  و ارمنیها ایمان خود به اصلاحات  گرباچوف  را از دست دادند

در نهایت بین  سالهای 1988 تا 1989 تعداد زیادی از ارمنیها ساکت اذربایجانی مجبور به مهاجرت  به ارمنستان شدند و  البته بسیاری از روستاهای اذری نیز در ارمنستان  خالی از سکنه شدند. تا ژانویه سال 1989 صدها هزار نفر از دو طرف  مجبور به مهاجرت  شدند. در ان ماه مسکو اختیارات بیشتری را به ارمنی های قره باغ داد تا انها به شکل خودمختار تری از مسکو  ان بخش را اداره کند . از سپتامبر سال 1989 گروه های مبارز اذری در پی این تصمیم مسکو، دست به حملات  به خطوط راه اهن زدند که به ارمنستان می رسید. از انجای که ارمنستان محصور  در خشکی بود تا 85% کالا با راه اهن  به ان جا می رفت و این مسئله باعث تشدید موجی از درگیری ها  بین دو طرف شد

گرباچوف با افزایش حس خودمختاری و استقلال بین اذریها در ژانویه  سال 1990 دست به فرستادن ارتش به باکو زد. این تلاش  اگرچه هدف ثانویش جلوگیری از افزایش تنش با ارمنیها بود ولی در واقع گرباچوف داشت تلاش میکرد اخرین تلاش خود را برای حفظ شوروی بکند. در 20 ژانویه در بکو بین نیروی های نظامی شوروی  و مردم درگیری اتفاق  افتاد و تا پایان  درگیری شش سرباز و 120 اذری کشته شدند

در مارس و اوت سال 1990 ارمنیها دست  بعه حملات پارتیزانی  به روستاهای اذری در  مرز  زدند. برخی از این حملات جنایات  بزرگی بودند و منجر به کشته شدن  کودکان شدند  ، شوروی یک  گردان نیروی نظامی   از جمله 20 تانک به منطقه  مرزی فرستاد و توانست پارتیزان های  ارمنی را عقب براند

زنان ارمنی

در بهار سال 1991 ، گرباجوف یک رفراندوم با نام رفراندوم اتحاد برگذار کرد که قرار شد جمهورهای شوروی ،تصمیم بگیرند ایا با هم بمانند و یا مستقل شوند . اکثر جمهوری ها  رای به استقلال دادند . با وجود این همچنان تا استقلال زمانی باقی مانده بود. شوروی تلاش  کرد در اخرین روزهای عمرش منطقه را ارام  کند. انها واحدهای نظامی را برای ارام  کرد و خلع  سلاح کردن ارمنیها  مسلح فرستادن و البته موفق نیز بودند  ولی زمانی که در اخر ان سال یعنی اخر سال 1991، شوروی به تاریخ پیوست  اذربایجان و ارمنستان مستقل شدند دیگر ماشین  نظامی شوروی وجود نداشت . در پاییز 1991 ، ارمنیها در نبود شوروی  دست به حملات بر ضد روستاهای اذری در مناطق  ارمنی نشین زدند ، اذربایجان ارام ننشستند  و دست به مقابله زد  . این برای اولین بار بود که رسما دو جمهوری اذربایجان و ارمنستان با هم درگیر  شدند. انها در ان زمان عملا کشور مستقل  بودند . روسیه  که به تازگی  خود از شوروی رها  شده بود در کنار قزاقستان  که ان نیز به تازگی مستقل  شده بود برای حفظ ارامش در بین این دو کشور در منطقه نیروی مستقر کرده بودند  ولی در دسامبر  نیروهای خود را عقب کشیدند و دیگر وضعیت غیر قابل کنترل شد

فصل جدید

با فروپاشی شوروی  در سال 1991 هر دو کشور ارمنستان و اذربایجان به دنبال به دست اوردن سلاح از انبارهای  ارتش شوروی رفتند  که در این استانها جا مانده بود. اینجا برتری با اذربایجان بود.  در دوران  جنگ سرد حفظ قفقاز از خطر ناتو از جمله ترکیه مهم بود از ین رو نیروهای زیادی در این منطقه بود ولی بیشترین نیروها در اذربایجان بود

هر دو کشور به سرعت تسلحات  سنگین مانند خمپاره ، توپ و تانک و نفربر  را از انبار بیرون کشیدند. البته این ارتش های جدید مشکل فرمانده ای داشتند. عملا طی سه سال گذشته گرباچوف  فرماندهان و افسران  را از جمهوریها عقب کشیده بود  ولی همچنان سربازان و درجه داران  بودند که میخواستند به شکل مزدور عمل کنند. البته وضعیت ارمنیها بسیار بهتر بود انها همواره در ارتش شوروی برای خود جایگاهی داشتند بسیار از افسران  عالی رتبه شوروی ارمنی بودند از جمله در گروه های توپخانه و زرهی  و همچنین خلبانان ارمنی زیادی  بودند در حالی  که مسلمانان  اذری چندان جایگاهی در  ارتش سرخ نداشتند .این اقدامان زمانی شروع  شد که شوروی سه ماه اخر خود را می گذارند. فرمانده رده پایین سلاح و تسلیحات سنگین را در پادگان ها  به ارمنیها و اذریها  می فروختند  ولی زمانی که شوروی فروپاشید  انها صاحب انبارها  شدند و یا با قیمت بسیار کمی انها را از روسها خریدند

به سرعت کمک از خارج امد. مشکل اساسی این بودن متخصص و پول  لازم برای سر پا نگداشتن   این تجهیزات نبود. ترکیه  اولین متحد و بزرگترین دوست اذربایجان به سرعت شروع به کمک  به اذربایجان  کرد و بعد سر کله اسرائیل  و کشورهای عربی پیدا شد  .انها دوست اذربایجان بودند خوب کشورهای عربی مسلمان بودند و با اذربایجان نزدیک و اسرائیل هم رابطه خوبی با ترکیه و کلا با اذریها داشت و ارمنستان نیز توسط لاوی ارمنیها در غرب حمایت بسیار از جمله امریکا را داشتند و بسیاری از ثروتمندان ارمنی در غرب  شروع به کمک به ارمنستان کرد. روسها نیز وارد بازی شدند و از ارمنیها حمایت میکردند (چیزی که ارمنیها و روسها را نزدیک هم نگه میداشت  در مرحله اول مسیحیت  و در مرحله دوم دشمنی با  ترکیه بود)

در جنگاوران بخوانید  اولین حمله موشکی اسکاد

ولی هنوز جنگ واقعی اغاز نشده بود ولی به سرعت زمان سپری شد. در 31 دسامبر سال 1991 شوروی اخرین روز خود را پشت  سر گذاشت و روز بعد دیگر وجود خارجی نداشت. تاکنون شوروی مانع جنگ شده بود ولی دیگر نه …مجلس اذربایجان چند ماه پیش خودمختاری  قرهباغ را لغو کرده بود و حتی یک انتخابات انجا  انجام داد ولی خوب نتیجه به نفع ارمنیها بود.در 6 ژانویه 1992 قره باغ به شکل رسمی جدایی خود را از  اذربایجان اعلام کرد و رسما خود را جمهوری خواهند(به ارمنستان نپیوست) این مسئله مشخص بود با فروپاشی  شوروی قره باغ  نیز میخواست جمهوری خود را داشته باشد و البته بدون شک  به شدت وابسته به ارمنستان بود زیرا جمعیت قره باغ نیز ارمنی بودند . اذربایجان  این کار را به شدت تقبیح کرد ولی عملی انجام نداد زیرا یک نیروی نو پا نظامی با نام ارتش حفظ  صلح کشورهای مشترک منافع امده بود و  در منطقه مستقر شده بودند که واقعا هم کار انجام نمی داد . از طرفی ارمنیها  هم از ترس ترکیه اقدامی انجام نمی دادند

جنگ پراکنده بین دو  جمهوری شوروی در قابل گروهای چریکی وجود داشت حتی در زمان که شوروی  وجود داشت  ولی با فروپاشی شوروی این نبردهای چریکی جایش را به نبرد دو دولت داد. هر دو دولت مدتی روش قبلی  را پیش گرفتند یعنی جنگ چریکی البته چریک های که از طریف دولت ها حمایت می شدند . قره باغ به سرعت خدمت سربازی مقرر کرد و مردان 18 تا 45 سال را زیر پرچم فراخواند   و به صرعت  ارمنستان نیز این چنین کرد و اذربایجان نیز این کار را انجام داد . ارمنستان و قره باغ نیروی 20000 نفری گرد اوردند ولی اذری ها بیشتر بودند انها  کمک و جمعیت بیشتری داشتند و ارتش 40000 نفری تشکیل دادند  … در  زیر لیست تجهیزات این  ارتش های در سال 1992 امده است. در هر دو طرف  تعداد زایادی  سرباز وجود داشت که در ارتش شوروی  خدمت کرده بودند بسیاری از انها خدمت در افغانستان را نیز تجربه کرده بودند

کشور اذربایجان ارمنستان و جمهوری قره باغ
نفرات 40000 20000
توپخانه 380 عراده 170 عراده
تانک 436 تا 458 عراده 90 تا 170 عراده
خودروی زرهی و نفربر 800 تا 1200 عراده حدود 550 عراده
جنگنده 63 تا 170 فروند(معلوم نیست چند فروند عملیاتی بودند) 3 فروند
بالگرد 50 فروند 13 فروند

در طول زمستان  سال 1992و 1993 اذربایجان دست  به گلوله باران توپخانه ای مناطق قره باغ از جمله پایتخت  این کشور یعنی استپاناکرت زدند که عمده اهداف نیز غیر نظامی بودند زیرا هدف نظامی  انچنان وجود نداشت . اذربایجان از راکتهای گراد  و حتی جنگنده استفاده میکرد  و برای  ایجاد رعب و وحشت مناطق  غیر نظامی  از جمله بیمارستان ها  را هدف  قرار میداد . دید بان حقوق بشر گذارش داد  غیر از استپاناکرت شهر های  دیگری چون خوجالی و شوشا نیز مورد حملات مشابه  قرار می گیرند . با وجود این ارمنیها نیز کم نگذاشتند.

تنها را ارتباطی  ارمنستان و قره باغ از طریق  را های پر پیچ خم و کوهستانی بود و یک فرودگاه بین این منقطه وجود داشت که تنها بالگرد از ان عملیات انجام میداد و به شکل موثر  ارمنیها  از بالگرد در این فرودگاه برای رساندن  تداروکات به قرهباغ  ها استفاده میکردند . این فرودگاه در  نزدیکی شهر خوجالی قرار داشت که ترکیبی از ارمینها و اذریها انجا زندگی میکردند. اذری ها دست به پرتاب راکت گراد به طرف فروگاه زدند و دست کم چهارصد راکت به فرودگاه خورد. ارمینها در در اواخر فوریه هشدار دادند که باید راکت بارها تمام شود  ولی اذرها این کار را ادامه دادند و در ادامه نیروی های ارمنی با کمک خودروهای زرهی در 26 فوریه وارد خوجالی شده . انها به سرعت بر نیروهای کم تعداد اذری مدافع شهر غلبه  کردند و شروع به تعقیب مدافعان  فراری و همچنین غیر نظامی اذری کردند  که میخواستند از شهر فرار کرده و میخواستند به اذربایجان  بروند ولی نیروی های ارمنی به سوی انها  اتش گشودند و در شهر دست به  کشتار غیر  نظامیان به شکل وسیعی زدند

اذربایجانیها  مدعی هستند  که 613 غیر نظامی که شامل 106 کودک بودند کشته شدند اگرچه امارهای مانند 416  تا 10000 نیز گفته شده.. کشتار خوجالی بزرگترین کشتار  غیر نظامیان در جنگ قره باغ  بود

در 26 ژاونیه سال 1992 نیروی های اذربایجانی از شوشا تصمیم به یک حمله گسترده برای گرفتن شهر اِستِپاناکِرت یا همان مرکز جمهوری قره باغ گرفتند . این حمله انجام شد ولی با دفاع سرسختانه  ارمنیها، اذریها شکست خورده و عقب نشستند  که این شکست باعث بر کناری وزیر دفاع وقت اذربایجان شد. در 26 مارس یک بار دیگر اذریها حمله کردند اگرچه چند روستارا  را گرفتند و نزدیکی شهر شدند ولی به سرعت عقب زده شدند

اذریها بعد از این دو شکست دست به اتش  پر حجم توپخانه ای و راکتی علیه استپاناکرت زدند . این حملات بسیار  شدید بود و تا اوریل 50000 نفر از شهر فرار کردند . در8 ماه نوامبر  چند صد نیروی ارمنی با تانک نفربر و بالگرد به شوشا حمله کردند . شوشا بزرگترین شهر قره باغ بود که دست اذریها بود و عملا تبدیل به پایگای برای حمله به پایتخت قره باغ یا همان استپاناکرت شده بود از  این رو ارمینها میدانستند  این شهر را از دست اذریها در برود  خط برای استپاناکرت از بین میرود

جنگ شدید در خیابان های  شوشا درگرفت و از هر دو طرف  چند صد نفر کشته شدند ولی در نهایت اذری ها مجبور شدند شهر را رها کرده و فرار کنند. فتح  شوشا توسط ارمنیها  بسیار جنجال به پا کرد از جمله در ترکیه. نخست وزیر وقت ترکیه سلیمان دمیرل اعلام کرد  که مردم ترکیه خواهان دخالت ترکیه در این جنگ است ولی وی نمی خواهد چنین کند زیرا نمیخواست  جنگ تبدیل به جنگ مسلمان و مسیحی شود. ترکیه هرگز نیز در این جنگ دخالت نکرد ولی مستشاران  زیادی به اذربایجان فرستاد و تلاش در اموزش و تجهیز اذری ها کرد. البته اذریها کمک از جای  دیگر هم میگرفتند. صدها نفر از نیروی های مبارز چچنی وارد میدان شدند  که بین انها برخی از فرماندهان جنگ داخلی چچن با روسیه نیز بودند. یکی از این  رهبران شملی باسایف بود  که البته از قرار تنها در یکی ویا دو نبرد نیز بیشتر شرکت نداشت. نیروی های چچنی به سرعت فهمیدند این نبرد نبرد دینی برای اسلام  نیست(اذریها مسلمان بودند ) در واقع نبرد قوم گرایی است که به چچنی ها ربطی ندارد و به سرعت به سرزمین خود برگشتند

اذریها در نبرد خوجالی و شوشا شکست خورده بودند. پارلمان  این کشور حتی نخست وزیر   این کشور را در مه سال 1992 عوض کرد. وضعیت سیاسی در اذربایجان اشفته  بود و حمله ارمنیها به شهر لاچین در 18 می کار را پیچیده تر هم کردند . لاچین هم بخشی از قره باغ بود که دست اذریها بود

تنها یک روز زمان برد تا شهر سقوط کند و دست ارمنیها  بیفتد . سقوط این شهر اذربایجان را بهم ریخت و باعث شد تا نخستین رئیس جمهور اذربایجان یعنی مطالب اف از قدرت برکنار شود .وی نشان داده بود توان رهبری  این جنگ را ندارد . در ادامه ابوالفضل ائلچی بیگ به ریاست  جمهوری اذربایجان رسید. وی مخالف کمک گرفت از روسیه و خواهان نزدیکی با ترکیه بود

اذریها به سرعت تلاش در جبران شکستهای خود  کردند و یک عملیات بزرگ و جاه طلبانه با نام گورند بوی را طراحی کردند که هدفش اشغال کامل قره باغ و پایان مقاومت ارمنیها بود.در این عملیات 8000 سرباز  به همراه 90 تانک و 70 خودروی  پیاده نظام  و چند فروند بالگرد هایند وجود داشت .در 12 ژوئن اذریها حمله گسترده ای را بر علیه آسکران یکی از بخش های  مرکزی قره باغ انجام دادند. طی سه روز بعد نیروی های اذری که دست کم هشت برابر نیروی های مدافع بودند توانستند  چهار شهر این منطقه را اشغال کنند  و تا 4ژوئیه که عملیات تمام شد، اذریها عملا بخشهای اصلی آسکران را تحت کنترل داشتندو این عملیات بزرگترین و به نوع تنها عملیات موفق اذریها بود

این حمله باعث شد تا نیروی های ارمنی به سرعت  به نزدیکی شهر  استپاناکرت عقب بنشینند  زیرا این نگرانی  وجود داشت که حمله بعدی اشغال پایتخت این کشور باشد(منظور جمهوری قره باغ  است). از طرفی  30 هزار ارمنی از مناطق اشغالی فرار کردند و حتی ارمنیها تصمیم به انفجار یک سد در منطقه در صورت پیشروی بیشتر  اذریها کردن.  در قره باغ  وضعیت فوق العاده اعلام شد و حتی مردان بالای 50 سال به خدمت فراخوانده  شده و زنان نیز اموزش نظامی دیدند و 15000 نیروی  نظامی جدید جور شد زیرا خطر سقوط جمهوری بود  . با وجود این تا پاییز سال 1992 پیشروی اذری ها کاملا  متوقف شده بود . حملات چریکی  ارمنیها ارتش اذربایجان را خسته کرده  بود  و از طرفی کمک خارجی هم قطع و یا کم شده بود و ارتش اذربایجان  روحی مناسبی نداشت. این مسائل باعث از موج جدید از شکستها شد که به زودی روی سر ارتش اذربایجان خراب شد

ایران بعد از کشتار خوجالی به ابتکار  ایت الله هاشمی  رفسنجانی رئیس جمهور فقید ان زمان ایران وارد مذاکرات صلح شد و در 7 می سال 1992  رئیس جمهور هر دو کشور را به تهران کشاند تا بر سر صلح مذاکره کنند(رئیس جمهور اذربایجان و ارمنستان زیرا انها بازیگران اصلی بودند)

این دو مذاکرات موفق نبود زیرا دقیقا  چند روز بعد نیروی های ارمنی شوشا را اشغال کردند(قبلا در مورد اشغال شوشا گفته شد). در همان سال بارها روسها و غرب برای  پایان این نبرد دخالت کردند ولی به نظر می اید  که اذریها نمی خواستند دست از سر قره باغ بگذرند. حتی  مدتی ناتو خواهان  ارسال نیروی صلح بان به منطقه کرد که با مخالفت روسیه مواجه شد

در ژوئن اذری ها دست به حملات با کمک تانک و نفربر به شهره مارتونی کردند  که با دفاع ارمنیا کار به جای نبرد

با وجود این اگر فکر میکنید پیروزیهای قره باغ برای ان استحکام به وجود اورد در اشتباه هستید. دولت قره باغ  عملا توان اداره کشور را نداشت  و از این رو دولت در 17 اگوست سال 1992 استعفا داد  و رابرت کوچریان یک شورای امنیت ملی برای  اداره قره باغ تشکیل داد . این وضعیت  برای  قره باغ با بمب باران هوایی اذریها که همواره هم بخشهای غیر نظامی  را هدف قرار میداد بدتر  هم شده بود

در جنگاوران بخوانید  عملیات عنتبه

با فرا رسیدن ماه های اخر سال 1992 و اغار زمستان وفصل سرما هر دو طرف دست به انجام عملیات بر ضد اهداف زیر بنایی مانند ایستگاه های گاز و برق  زدند تا در زمستان طرف مقابل را در تنگنا  قرار دهند . ولی وضعیت  ارمنیها از جمله خود ارمنستان  به عنوان حامی قرباغ بدتر بود. اذربایجان از ترکیه  کمک دریافت میکرد ولی ارمنی با از دست دادن یک نیروگاه هسته ای در کشور خود که بازمانده دوران شوروی بود مشکل تامین برق پیدا کردند(این نیروگاه به دلیل  هرینه بالا برای ارمینها از دور خارج شد) از طرفی ارمنستان  توسط ترکیه تحریم شده بود و گیر اوردن مایحتاج  برای مردمش بسیار دشوار شده بود و تورم و گرانی روی اقتصاد ارمنستان سایه انداخته بود. ارمنستان از روسیه نفت با کمک خط لوله دریافت میکرد ولی این خطوط لوله بارها مورد حملات  نیروی های اذری قرار گرفت و تخریب شد . با اغاز سال 1993 ارمسنتان  توانست   کمک های زیاد  از طریق گرجستان امریکا و اتحادیه  اروپا بگیرد و ایران نیز کمک های به این کشور کرد (ارمنستان  از غرب و شرق به ترکیه و اذربایجان همسایه است که اینها ارمنستان را تحریم کرده بودند. از شمال  به گرجستان و از جنوب به ایران به انها کمک میکردند)

سال 1993

با وجود اینکه هر دو طرف  یک زمستان سخت را گذراندند ولی هر دو اماده اغاز نبرد در بهار سال 1993 بودند. رئیس جمهور اذربایجان  امیدوار بود که اتش  بس برقرار شده و جنگ تمام شود. حتی یردسین و بوش(بوش پدر) در سال پیش خواهان یک اتش  بودند ولی به سرعت در ژانویه سال 1993  کار به جای باریک رسید و کار به نبرد مسلحانه جدید رسید. نیروهای ارمنی دست به یک رشته حمله به روستاهای  زدند که در پاییز گذشته توسط نیروی های اذری اشغال شده بود  و موفقیتهای نیز به دست اوردند. چند شکست اولین باز اذری ها را بر هم ریخت . اختلافات در اذربایجان بالا گرفت زیرا دقیقا مشخص نبود که نیروی های  اذری درگیر با ارمنها توسط وزارت دفاع باید پشتیبانی می شوند و یا وزارت کشور و در نهایت همین درگیری ها مشابه ان  نیز در  ارمنستان نیز وجود داشت

در همین میان بود که نیروی های ارمنی حملاتی به روستاه های  شهر کلبجر  اغاز کردند. شهر کلبجر  یک شهر در شمالی منطقه قره باغ است و اصلا  جزء خاک اذربایجان است  ولی با مرز ارمنستان نزدیک است. نیرویهای ارمنی دست به حملاتی به روستاهای این شهر از جمله روستاهای  اذری نشین زدند و نیروهای اذری  به سرعت چند دستگاه تانک و نفربر انجا مستقر کردند  . در دو اوریل سال 1993 نیروی های ارمنی از هر دو طرف به شهر حمله کردند . ارمنیها تانک و نفربر در این عملیات استفاده کردن و چند تانک و نفربر مدافعان  اذری را نابود کردند و تا دروازه های شهر پیش رفتند. اذریها نمی توانست جلوی  پیشروی نیروی های  زرهی  ارمنیها را بگیرند  و یک روز بعد شهر سقوط کرد . اذربایجان وضعیت فوق العاده اعلام کرد و به سازمان ملل  شکایت کرد زیرا  شهر کلبجر  جزئی از خاک این کشور  بود و از منطقه قره باغ بیرون بود  و شورای امنیت در 30 اوریل طی قطعنامه ای که توسط ترکیه  و پاکستان پشتیبانی می شد  خواستار  خروج نیروی های ارمنی از شهر کلبجر  شدند

شکست کلبجر  باعث شد که ناامید در اذربایجان و احساس شکست و تحقیر  روی سر رئیس جمهور اذربایجان خراب شود و حیدر علی اف بر جایگاه ان بنشیند  که تا ده سال بعد نیز تا زمان مرگ رئیس جمهور  اذربایجان بود.اشغال کلبجر توسط ارمنیها نشان داد  اذریها با وجود اینکه ارتش بزرگتری دارند حتی از خاک خود هم نمی توانند دفاع کنند …. طی چهار ماه تا انتخاب رئیس جمهور جدید اذربایجان درگیر  مشکل داخلی بود و ارمنیها توانستند بسیاری  از مناطق که سال پیش طی از دست دادند را پس بگیرند. در اکثر موارد نیروی های اذری بدون درگیر مواضع خود را ترک میکردند زیرا عملا در پایتخت این کشور کسی به انها دستوری نمی داد

نیرو های ارمنی  در 4 ژوئیه یک حمله دیگر را اغاز کردند. هدف  شهر آغدام بود. شهر مرزی در مرز قره باغ  و اذربایجان واقع در خاک اذربایجان . هدف  اشغال این شهر برای مقابله با توپخانه  اذری ها بود که از این شهر مواضع  ارمنیها را در قره باغ  در هم میکوبید . اول ارمنیها دست به گلوله باران توپخانه ای  شهر زدند و بخش از  مردم فرار کردند و بعد ارمنیها وارد شهر شدند و شهر به سرعت سقوط کرد. ارمنیها از دو پیروزی اخیر در خاک خود اذربایجان  روحیه گرفتند و شروع  به پیش روی در داخل خاک اذربایجان کردند  . این پیشروی ها در شمال  قره باغ  در اذربایجان  انجام میشد  و در اواسط ماه اوت ارمنیها به طرف مناطق چون جبرائیل و فیضولی پیشروی  کردند . ترکیه که شاهد پشروی  در داخل خاک خود اذربایجان بود دیگر ارام ننشست و به ارمنیها هشدار داد که به مرزهای خود برگردند  ولی در همان زمان روسیه دخالت  کرد تا در اخطارهای مختلف ترکیه را از هر گونه حرکت  بر ضد ارمنستان باز دارد

اذربایجان بسیار نگران بود . بسیاری از سلاح های سنگینی که در سال 1992 از خود روسیه خریداری شده بود و یا از شوروی باقی ماند طی نبرد سال پیش رها شده و بود و یا نابود  شده بود . برای نمونه انها تنها طی یک نبرد 55 تانک تی 72، 24  نفربر بی ام پی 2 و 12 بی تی ار و تعداد توپ را رها کرده و به دست ارمنیها داده  بودند. حتی وزیر خارجه وقت ارمنستان طی یک مصاحبه تحقیر امیز  گفت بیشتر سلاح  های سنگین در اختیار انها  از اذری ها گرفتنه شده است

شاید نشانه ناامیدی از نیروی نظامی اذری  انجا اشکار میشود  که علیاف دست به استخدام  1000 تا 1500 نیروی افغان و پاکستانی  در سال 1993 زد. اگرچه اذربایجانی ها  این مسئله را رد کرد ولی در ان زمان ارمنیها مدارکی دال بر این موضع فاش کردند

حملات هوایی

 هر دو طرف جنگ دست به حملات هوایی بر ضد یک دیگر میزدند. سلاح هوایی اصلی هر دو طرف بالگرد میل8 بود  بود . این بالگرد هم توان ترابری داشت  و هم توان حمل بمب و راکت از این رو هر دو از انها بسیار بهره بردند  . ولی جنگنده اصل هر دو طرف  سوخو25 بود اگرچه اذربایجان وضعیت بهتری داشت و سوخو17  و میگ29 نیز داشتند . اذربایجان طی جنگ دست کم 28  جنگنده و 19 بالگرد از خارج دریافت کرد

نیروی هوایی اذربایجان  در سال 1993 دارای 45 فروند هواپیما و بالگرد بود که توسط خلبانان اکراینی و روسی پرواز میکرد  که به غیر از سوخو25 و 17 از جتهای چون سوخو24 و میگ21 نیز استفاده کردند . میگ21 بازمانده از انبارهای شوروی   در اذربایجان بود.این مزدوران روسی 5000 روبل در ماه حقوق میگرفتند

با به قدرت رسیدن علی اف و تثبیت  قدرت تصمیم به ایجاد  یک نظم اجتماعی و تغییر در سازمانده ای ارتش  برای پیروزی در جنگ گرفت . وی گفتگوی  را با کشورهای مشترک منافع برای تامین نیروی های  اذربایجان در زمستان پیش رو  اغاز کرد و از طرفی تلاش کرد طی دو قطعنامه   شورای امنیت در مورد جنگ قره باغ  جنگ را تمام کند البته بعد از پس گرفتن مناطق که از دست داده است. در ژانویه سال 1993  نیرویهای اذری حملاتی را در نزدیکی شهر فیضولی  اغاز کردند و توانستند چند روستا  در نزدیکی  این شهر و راه اهن نزدیک مرز ایران را اشغال کردند ولی خود شهر را به دست نیاوردند.  همچنین انها حملاتی در شمال و جنوب قره باغ انجام دادند که منجر به پیروزیهای شد ولی به سرعت مناطق اشغال دوباره از دست  رفت . با فرا رسیدن زمستان بر خلاف  زمستان قبل جنگ فروکش که نکرد  شدت نیز گرفت و ارمنی ها حملات جدید را اغاز کردند  ومناطق از دست رفت را  پیش گرفتندو 5000 اذری و چند صد نفر ارمنی کشته شدند و دوباره موج شکست های  اذریها برگشت. از  جمله این شکست ها  در نبرد کلبجار بود. این شهر در ان زمان دست نیروی های اذری بود ولی نیرویهای ارمنی حملات سنگینی به این شهر و روستاهای نزدیک ان انجام دادند. این منطقه دارای دهها روستا بود. چندین  تیپ اذری در این نبرد از دست رفتند به شکلی که بعد از پایان این نبرد عملا چیزی از ارتش اذربایجان  باقی نمانده بود

درباره اینکه چرا ارتش اذربایجان با وجود اینکه از نظر امکانات و تجهیزات برتری کامل داشتند ولی چنین  شکست  میخورد  کتابها نوشته شده ولی مهم ترین دلیل  ان اول وجود اختلافات  سیاسی در  اوج جنگ درون باکو و در مورد بعد اینکه  که حفظ قره باغ  برای ارمنیها  مسئله مرگ و زندگی بود در حالی که در اذربایجان   چندان روی این  مسئله تعصب وجود نداشت

بعد از شش سال جنگ نیروی های اذربایجانی و ارمنی  اماده صلح بودند ولی اذری ها  انقدر وضعیت بدی داشتند که این دید حتی بین رهبران سیاسی و نظامی  باکو وجود داشت که ارمنستان اراده کند باکو هم سقوط میکند. در اوریل سال 1994 هر دو طرف  سر میز مذاکره برای اتش  بس نشستند و سرانجام در 12 می ، اتش بس بین هر دو طرف  برقرارشد . ارمنیها  خوشحال بودند  زیرا قره باغ  مستقل می ماند  و دست انها بود  ولی در اذربایجان اندوه زیادی وجود داشت زیرا حتی بخشهای از این کشور  اگرچه بسیار کم از دست رفت که هیچ  پس هم داده نشد

اذربایجان تجدید ساختار اساسی را در ارتش این کشور اغاز کرد و تلاش  بسیار در افزایش اموزش  و جذب فناورهای پیشرفته کرد و ارمنستان هم با کمک روسیه این راه را طی کرد اگرچه روسها به هر دو رف میدان سلاح می فروشند.هنوز اتش قره باغ فروکش نکرده است و هر از مدتی  هر دو طرف  اتش توپخانه رد بدل میکنند گهگاه کار به نبرد زمین محدود نیز میکشد

اذریها همچنان از دست دادن قره باغ را سرخوردگی میدانند و بسیار از انها به امید روزی هستند که باز قره باغ را دوباره به اذربایجان برگردانند

گرداوری:عبدالحمید تارخ

مقالات مشابه

ارتش اذربایجان

 ارتش ارمنستان

جنگ اول چچن

جنگ دوم چچن

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن