ایرانجنگ ها و عملیات های نظامی

عملیات حمله به نیروگاه نکا

عملیات حمله به نیروگاه نکا

مینا گلرو

دراواخر دهه ۱۹۷۰ عراق دست به یک حمله همه جانبه بر علیه ایران زد ، این حمله در واقع برای صدام ، دیکتاتور وقت عراق ، بغض فروخورده ای بود که سالها خفت تحقیر نیز چاشنی آن شده بود

پس از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی توسط مردم در ایران صدام به آن زمان ایده الی که دهها سال انتظار ان را کشیده بود رسید ، ایران در شرایط پسا انقلاب قرار داشت و این شرایط بیش از همه ارتش را فلج کرده بود

متأسفانه به دلیل برخی شبهات و سو تفاهمات بخش اعظمی از بدنه ارتش یا اخراج شده بودند و یا در وضعیت نامعلومی بسر میبردند و اغلب فرماندهان بالا رده نیز یا تیرباران شده بودند ، یا به خارج از کشور فرار کرده بودند و یا اخراج و پاکسازی شده بودند که این ماجرا بخاطر فقدان یک سازو کار و مرجع رسیدگی کننده برای بررسی دقیق پیشینه افراد و تعیین جرم افراد پیش آمده بود

بهرحال شرایط بگونه ای رقم خوده بود که بی اغراق ارتش ایران در متزلزل ترین وضعیت ممکن قرار داشت و آینده ان کاملا نامعلوم بود یک روز صحبت از این میشد که ممکن است ارتش منحل شود روزی دیگر شایعه ای دیگر و ….. جمیع این شرایط باعث از بین رفت انگیزه انجام وظیفه توسط پرسنل شده بود

تمامی تیپ و لشکرهایی که در مناطق مرزی حضور داشتند تقریبا از هم پاشیده بودند برخی از سربازان پس از وقوع انقلاب به محل خدمت خود مراجعه نکرده و درجه داران هم که وضعیت مشخصی نداشتند

اغلب پادگانها توسط تعداد محدودی از افسران و درجه داران بومی  بصورت نیم بند اداره میشد در چنین شرایطی اگرچه عراق دست به یک نقل و انتقال گسترده زد واگرچه فرماندهان پاسگاهها و برخی مراکز نظامی ارتش و ژاندارمری تحرکات ارتش عراق را گزارش میکردند لکن اغلب بر روی  این گزارشات اقدام نمیشد و کسی نگاهی هم به ان نمی انداخت تا در نهایت ارتش عراق دست به یک تهاجم گسترده زد

عملیات شگفت آور

اما آنچه سبب شد که ارتش عراق اعتماد بنفس خود را از دست بدهد چند عملیات بسیار متهورانه توسط ارتش ایران بود که اوج آن عملیات مروارید توسط نیروی دریایی و عملیات حیرت اور حمله به پایگاههای سه گانه الولید در مرز اردن بود که یک شاهکار در قرن بیستم بحساب می آمد

این عملیات در نگاه اول آنچنان غیر ممکن بود که تا ساعات اولیه حزب بعث تصور میکرد توسط اسراییل انجام گرفته

این عملیات به نوعی کیفیت بالای نیروی هوایی ایران را به رخ اعراب کشاند خصوصا که این عملیات پس از چند عملیات ناموفق و کم اثر ارتش عراق انجام گرفت

انجام چنین عملیاتهایی آنچنان اثرات بدی بر روحیه خلبانان عراقی گذارده بود که از تقابل باجنگنده های ایران هراس داشتند

از ان گذشته برای صدام که انسانی جاه طلب و بشدت متعصبی بود چنین عملیاتهایی ایجاد زخم های کاری بر روحیه او نمود برای صدام زمانی این زخم التیام میافت که خلبانهای او تلافی ان را انجام دهند

برگشتن ورق

عملیات حمله به اولولید اگرچه حماسه ای بزرگ بحساب می امد ولی معلول عوامل مختلفی بود اول تجهیزات بسیار مدرن و بروز در خدمت ارتش ، این عملیات توسط جنگنده های فانتوم انجام گرفت ، فانتوم در آنزمان بهترین شکاری بمب افکن موجود در دنیا  نبود یکی از بهترینها بود همزمان با فانتوم اتحاد شوروی از میگ ۲۳ بهره میبرد که بهیچوجه قابلیت قیاس با فانتوم را نداشت ، مورد بعد کیفیت بالای خلبانان بود ، در واقع اندوره نسل طلایی از خلبانان ایرانی در خدمت بودند که همگی در امریکا و با استاندارد های ناتو آموزش دیده بودند ، و مورد مهم بعد انسجام پایین  و عدم آمادگی دفاع هوایی عراق بود زیرا از سال ۱۳۶۳ به بعد دیگر هرگز ایران نتوانست چنین عملیاتهای موفقی انجام دهد زیرا دفاع هوایی عراق بسیار قدرتمند شده بود

راکت 70 م م هایدرا زیر بال اف4 فانتوم

دستکم گرفتن قدرت دشمن

یکی از سنت های نامتعارف در فرهنگ نظامی ما انکار قدرت دشمن است ، به این صورت که سعی میکنیم با انکار قدرت دشمن برای خودمان کسب وجهه کنیم.همانزمان بارهاچنین سیاستی باعث شکست های بدی شد بطور مثال در خلال جنگ همواره سعی شده بود چنین چهره ای از ارتش عراق نشان داده شود ، یک ارتش بسیار کودن و دست و پا چلفتی که حتی بصورت کامل بر جنگنده خود مسلط نیست و حتی زمانیکه بصورت اسکادرانی پر تعداد هستند با دیدن یک جنگنده ایرانی بسرعت پا به فرار میگذارند

متاسفانه چنین توصیف های غیر واقعی از ارتش عراق سبب شده بود که پیروزی های گاها با ارزش انها حتی چند برابر بیشتر از ارزشی که داشت خود را نشان میداد

ولی برخلاف انچه که در کشور ما از سربازان عراقی ترسیم شده بود این ارتش کاملا رزمی و حتی با تجربه تر از ارتش ایران بود ، ارتش ایران هرگز سابقه حضور در یک جنگ برابر و تمام عیار را نداشت وتنها نقطه اتکای ان که در برابر ارتش عراق ایجاد بازداندگی کرده بود تجهیزات بسیار پیشرفته و مدرن در خدمت ارتش ایران بود

در واقع عراق جزو کشورهایی بود که تسلیحات مورد نیاز خود را از کشور شوروی و دیگر اقمار ان خریداری میکرد  دو مورد بین همه کشورهایی که از شوروی خرید میکردند مشترک بود، اول اینکه این کشورها بنابه این که تسلیحات روسی استفاده میکردند مجبور بودند استراتژی های خود را با سیستم این کشور تنظیم کنند در نتیجه تمامی تاکتیک ها و استراتژی های انها از سیستم شوروی الهام میگرفت ، در چنین سیستمی نیروی زمینی حرف اول را میزند استراتژی یگان های شرقی استفاده از واحدهای زرهی بعنوان نوک پیکان حمله با پشتیبانی یگان های مکانیزه و آتش سنگین توپخانه است

این استراتژی سرعت عمل بالایی به یگانهای پیشرو میدهد ولی ضعف ان اسیب پذیری در برابر آتش هوایی است و اگر کشور مقابل از توانایی هوایی بالایی برخوردار بود این یگانها یا باید کاملا تحت پوشش تجهیزات دفاع هوایی متحرک و خودکششی قرار میگرفتند و یابسرعت سرکوب میشدند

نمونه بارز ان جنگ اعراب و اسراییل را میتوان نام برد که در قالب ان اسراییل براحتی یگانهای زرهی اعراب را زمین گیر و در نهایت منفعل میکرد ولی در جنگ ۱۹۷۳ ما میبینیم که تا زمانیکه اعراب با استفاده از موشک های سام جنگنده های اسراییلی را مهار کردند در جبهه زمینی هم پیروزی های خوبی بدست آوردند

شاه ایران بدرستی متوجه این ضعف اعراب شده بود لذا بصورت گسترده ای بر روی دفاع هوا پایه برنامه ریزی نموده بودایران دست به تجهیز گسترده نیروی هوایی خود زد و با خرید صدها جنگنده و بالگرد کبرا قدرت گسترده هوایی را جهت مقابله با عراق به وجود اورده بود ( متاسفانه درهمان ابتدای جنگ درصورت وجود انسجام ، هماهنگی ؛ واستراتژی مناسب سرکوب نیروهای مهاجم عراقی باتوجه به پتانسیل ارتش ایران کارخیلی سختی نبودولی واحدهای ایرانی در اول جنگ نشان دادند که حتی تجهیزات پیشرفته بتنهایی نمیتواند ضامن پیروزی باشد و این تجهیزات در صورت بکار گرفتن در قالب یک مجموعه که شامل فرماندهی منسجم و مدرن و آموزش پیشرفته و با استاندارد بالا در کنار استراتژی های مناسب است میتواند مفید واقع شود در انزمان ناهماهنگی شدید معضل بزرگی برای ارتش ایران شده بود موارد متعددی از آتش به خودی و از انهدام تجهیزات خودی وجود داشت یا عملیاتهایی مثل کمان ۹۹ را انجام دادیم که علیرغم جار و جنجال رسانه ایی برای مناسب نشان دادن ان ، به اعتقاد اینجانب عملیات کمان ۹۹ بیشتر یک رژه نظامی پر ریسک بود تایک عملیات نظامی و غیر ازنمایش قدرت ارزش رزمی انچنانی نمیتوان برای ان متصور شد در این عملیات به شیوه جنگ دوم جهانی بیش از صد فروند جنگنده وارد آسمان عراق شدند منتها تنها اقبال بلند خلبانان ایرانی بود که پدافند عراق امادگی و توان عملیاتی بالایی نداشت ، البته شاید هم بنوعی عملیات برای نشان دادن توان عملیاتی بالای ایران یا ارعاب واحدهای عراقی بود)

اف5 نیروی هوایی ایران و موشک AIM-9J

در واقع در میان کشورهای عرب مصر و عراق قدرت اول این کشورها بحساب می امدند و بی اغراق حتی ارتش عراق از مصر هم قویتر و منسجم ترعمل میکرد این ارتش اگر چه در خط مقدم نبرد اعراب نبود ولی واحدهای ان در تمامی طول جنگ اعراب و اسراییل در جبهه اعراب جنگیده بودند و اغلب افسران و درجه داران ان تجربه کمک به ارتشهای خط مقدم عربی علیه اسراییل را داشتند.اگرچه این تجربه ها خوشایند نبود اما بهرحال تجربه عملیاتی بود.از سوی دیگر ارتش عراق دهها سال بود سابقه نبرد با کردهای این کشور را در کارنامه داشت و در بین اعراب تنها ارتشی بود که هم تجربه جنگ کلاسیک را در جبهه اسراییل کسب کرده بود و هم در نبرد نامتقارن و چریکی با کردها جنگیده بود

ولی صدام بخوبی میدانست نیروی هوایی این کشور بشدت ضعف تجهیزات دارد هواگردهای ان منسوخ و مربوط به نسل دوم جنگنده های جت بودند و در مقابل شکاری های نسل چهارمی ایران هیچ شانسی نداشتند

در واقع استخوان بندی نیروی هوایی عراق را در بخش تهاجمی سوخو -۲۲ فیتر تشکیل میداد که نسخه دانگرید شده سوخو -۱۷ بود و در بخش شکاری رهگیر میگ -۲۱ و البته بهترین  دارایی این نیرو نسخه های صادراتی میگ -۲۳ بود که نسخه های در خدمت عراق و لیبی دارای رادار و الکترونیک میگ -۲۱ بودند  و در نهایت بار حملات برد بلند و عمقی این کشور را هم تعداد محدودی تو پولف -۲۲ بلایندر بر دوش میکشیدند

ورود همه کاره ایی فرانسوی

صدام اگرچه به برکت اختلاف بین ایران و غرب توانسته بود به ایالات متحده نزدیک شود ولی امریکابدلایلی حاضر به تحویل سلاح مدرن به عراق نبودکه مهمترین ان اختلاف عراق با اسراییل و بیم از اینکه این تسلیحات بر علیه رژیم صهیونیستی مورد استفاده قرار بگیرند از طرفی هیچکدام از کشورهای عضو ناتو حاضر به تحویل تسلیحات بدون مجوز ایالات متحده به عراق نبودند  ولی رشد درامدهای نفتی عراق هم چیزی نبود که بشود نادیده گرفت بنابراین فرانسه وارد معامله باعراق شد این کشور عضو ناتو نبود و سیاست تسلیحاتی ان جدای از ناتو بودتااین کشور بتواند به رقیب بزرگی برای تامکت ها دست پیدا کند

میراژ چگونه جنگنده ایی بود ؟

میراژ مانند فانتوم یک جنگنده همه فن حریف بود که بدلیل بهره بردن از یک موتور برد عملیاتی بسیار بالایی داشت اولین جرقه های ورود این جنگنده در زمان حکومت گذشته و زمانیکه ایران تامکت و فانتوم را بخدمت گرفت  عراق برای ایجاد توازن بدنبال خرید یک جنگنده همسطح رفت و وقوع انقلاب ایران و دلارهای نفتی این کشور هم به کمک امد تا فرانسه با فروش جنگنده به عراق موافقت کندمیراژ یک جنگنده چند منظوره کامل بود که از توان هوا به هوا ، هوا به زمین و ضد کشتی بهره میبرد ، این جنگنده اگرچه  در نبردهای برد بلند قابلیت تامکت را نداشت ولی در نبردهای نزدیک براحتی از پس تامکت برمی امد میراژ اگرچه در توان حمل مهمات توان فانتوم را نداشت ولی در کیفیت حملات از فانتوم بسیار سرتر بود و در نبردهای هوا به هوا بسیار چالاک بود همچنین در حملات ضد کشتی با بهره مند شدن از رادار اژوا و موشک اگزوسه یک جنگنده ضد کشتی بسیار خطرناک بود این درحالی بود که فانتوم برای حملات ضد کشتی به موشک ماوریک متکی بود که در واقع یک موشک ضد زره بود نه ضد کشتی و بواقع با میراژ قابل قیاس نبود میراژ با رادار خود براحتی تمامی سطح دریا را اسکن و اهداف را کشف میکرد توانی که فانتوم فاقد ان بود از ان گذشته میراژ دارای غلاف نشان گذار لیزری اطلس و غلاف های جنگ الکترونیک بسیار پیشرفته ای هم بود جنگنده های عراقی دارای مسافت یاب لیزری هشدار دهنده راداری و نمایشگر سر بالا نیز بودند

افزون برهمه این ویژگی ها میراژ یک کارایی منحصر به فرد داشت تا کلکسیون کارایی گسترده این جنگنده کامل شده باشد و ان قابلیت سوخترسانی یار به یار بود ، که  مهمترین زمینه برای حمله به نیروگاه نکا شد این جنگنده با تجهیز به غلاف F-1C200در زیر بدنه و نصب مخازن سوخت در زیر بال براحتی تبدیل به یک هواپیمای سوخترسان میشد که براحتی در فواصل نزدیک به پایگاه خود میتوانست به دو جنگنده میراژ دیگر سوخت رسانی کند و اگر در فواصل دور بود دستکم یک جنگنده را بصورت کامل میتوانست سوخت رسانی کند در نهایت ورود میراژ به جنگ ایران و عراق را میتوان با ورود ماستانگ به جنگ جهانی دوم قیاس کرد که فرمانده نیروی هوایی آلمان با ورود ماستانگ شکست خودشان را حتمی دانست

برای اشنایی با میراژ اف1 اینجا را کلیک کنید

میراژ اف1 سی ایی

صدور دستور عملیات

صدام خود یک افسر ارتش بود و حمله به اچ -۳ نه تنها وجهه نظامی عراق را خدشه دار کرده بود بلکه غرور نظامی صدام را هم جریحه دار کرده بود ایران از سال ۱۳۶۳ به بعد برتری هوایی را که به لطف برتری مطلق خود بر نیروی هوایی عراق بر این کشور دیکته کرده بود را از دست داد و متاسفانه از سال ۱۳۶۵ به بعد هم عملا برتری هوایی  خود در حریم هوایی خودی نیز از دست داد دیگر نیروی هوایی ایران عملا در فضای اسمان استانهای غربی هیچ تسلطی نداشت و شهرهای این استانها آماج حملات هوایی ارتش صدام بود ولی این صدام را ارضا نمیکرد دیکتاتور عراق نیاز به یک عملیات مشابه حمله به اچ -۳ بود تا حیثیت از دست رفته را بازیابد

پیش از تحویل میراژها گروهی از خلبانان منتخب و با تجربه عراق برای اموزش به فرانسه اعزام شدند ودر فرانسه تحت یک دوره اموزشی بسیار سطح بالا قرار گرفتند ، این خلبانان تقریبا تحت همان استانداردی اموزش دیدند که پیشتر خلبانان ایرانی دیده بودند

عراق خلبانان باتجربه ای داشت

ولی کیفیت اموزش مستشاران روسی بسیار پایین بود ، اغلب مستشاران روس افسرانی فاسد بودند که اغلب دائم الخمر و مست الکل بودند و براحتی از خطای خلبانان عراقی در ازای رشوه ای که دریافت میکردند چشم پوشی میکردند به همین دلیل کیفیت خلبانان عراقی که توسط روسها اموزش دیده بودند بسیار پایین بود

در عراق اموزش پایه را مربیان عراقی میدادند ولی اموزش پیشرفته زیر نظر خلبانان و مستشاران روس بود و این همان مرحله ای بود که خلبانان دوره های اجرای تاکتیک های نظامی میدیدند ولی با ورود فرانسوی ها ماجرا متفاوت شد

اول اکتبر ۱۹۸۶ پایگاه شعیبیه عراق

خدمه فنی و زمینی پایگاه با سرعت در حال مسلح کردن ۳ جنگنده میراژ و تجهیز ۶ فروند میراژ اف -۱ ایی کیو دیگر به غلاف های سوخت رسان و مخازن سوخت خارجی در زیر بالهای جنگنده ها هستند، زیرا قرار است رزمایشی برگزار و برای ان تمرین کنند

در جنگاوران بخوانید  ناوهای محافظ کلاس جماران ( پروژه موج )

 

موقعیت پایگاه شعیبیه

پایگاه شعیبیه محل استقرار میراژ های اف -۱ است دو نسخه از جنگنده های میراژ اف -۱ ایی کیو که نسخه های ویژه تحویل به عراق هستند  ، یعنی نسخه دریایی و نسخه شکاری بمب افکن در این پایگاه استقرار دارند ، شعیبیه مهمترین پایگاه هوایی عراق در نبرد های مختلف با ایران است و خلبانان این پایگاه بیشترین میزان درگیری هوایی و دریایی را با نیروهای ایرانی داشته خصوصا در حملات دریایی

میراژهای پایگاه شعیبیه خط مقدم نبردهای ضد کشتی عراق را تشکیل میدهند

عصرها جنگندهای میراژ مجهز به رادار اژوا و موشک های اگزوسه ، پس از برخواستن از پایگاه و پرواز بسمت کویت با جا گذاردن حریم هوایی کویت بسمت جنوب پرواز کرده و سپس با چرخش بسمت جنوب غربیو  با عبور از حریم هوایی قطر و بحرین خود را به نزذیک تنگه هرمز میرساند

سپس با چرخش به سمت کشورمان خود را به جزایر جنوبی خلیج فارس میرساندند و پس از حمله به اهداف خود با روشن کردن پس سوز با سرعت بسمت پایگاه خود پرواز میکردند

این در حالی بود که در کشورمان برای صرفه جویی در پرواز جنگنده ها : اف -۱۴ های نیروی هوایی که مسول گشت جنوب بودند کمی متمایل بسمت خاک اصلی پرواز میکردند تا در صورت نیاز بتوانند برای دفاع از مناطق دیگر نیز خود را برسانند در چنین حالتی پرواز میراژ ها در ارتفاع پایین باعث میشد که جنگنده در رادارها کشف نشود

پس از چند مرحله حمله با این تاکتیک نیروی هوایی کشورمان متوجه تاکتیک عراقی ها شد و در ساعت بعد از ظهر فانتومها بوشهر هم اقدام به پرواز کمکی در حریم هوایی خلیج فارس خصوصا در مواقعی که کشتی های نفتکش در حال بارگیری بودند میکردند پس از این اقدام  فانتومها چند حمله بسمت میراژها داشتند که در دو نوبت این حملات موفق بود و در یک مورد میراژ آسیب دیده بسمت عربستان گریخت و موفق به فرود در این کشور شد

شعیبیه فقط مسولیت حملات دریایی را برعهده نداشت و اغلب حملات عمقی به ایران بر عهده این پایگاه بود تا پیش از تحویل میراژها این‌پایگاه محل استقرار میگ های -۲۳ عراقی بود ، در کل خلبانان این پایگاه زبده ترین و کارامد ترین خلبانان ارتش عراق بودند از ابتدای ماه اکتبر ۱۹۸۶ به گروهی  از خلبانان پایگاه  شعیبیه ماموریت داده شد در قالب دو گروه اقدام به پروازهای طولانی مدت  با جنگنده های میراژ و روزانه چند بار سوخترسانی یار به یار کنند این ماجرا انقدر جدی بود که در ابتدا روزانه چند بار این جنگنده ها تمام طول عراق را پرواز میکردند و دوباره بازمیگشتندولی پس از مدتی خلبانان شروع به تمرین عملیات مرکب و چندگانه همراه با تمرین استراتژی حمله در شرایط پرس و تحت فشار بودن کردند ، ابتدا بر روی دریاچه ثرثار و در ارتفاع 100 متری سطح زمین و در حالیکه فول لود دارای مهمات و مخازن سوخت بودند بطوریکه به اندازه تمامی ظرفیت جنگنده محموله حمل میکردند اقدام به انجام این عملیات مرکب میکردند به این معنا که ابتدا بر روی دریاچه که در واقع شبیه سازی دریای خزر بود اقدام به سوختگیری در ارتفاع پایین و تقریبا همسطح زمین میکردند و پس از ان گروهی از جنگنده های میگ -۲۳ عراقی و میگ -۲۱ در نقش رهگیرهای ایرانی به گروه عملیاتی حمله میکردند جنگنده های عراقی در حالیکه کاملا سنگین بودند و از توان مانور بسیار پایینی برخوردار بودند باید بسمت میدان تیر پایگاه الولید میرفتند انهم در وضعیتی که از سوی جنگنده های مهاجم تحت فشار و پرس قرار داشتند حرکت و در همان شرایط اقدام به پرتاب بمب های خود به سمت هدف میکردند و پس از ان تلاش میکردند تا از دست شکاری های در تعقیب خود بگریزند و یا انها را گم کنند سپس جنگنده ها بسمت شعیبیه میرفتند و در حوالی بغداد جنگنده ها مهاجم دیگر از تعقیب گروه دست میکشیدند و یکبار دیگر جنگنده ها سوختگیری هوایی میکردند و سپس به شعیبیه بازمیگشتند این تمرین مدت ۲۵ روز بصورت مداوم اجرا و فرماندهان در صفحه رادار شاهد ان بودند

در روزهای اخر میراژ ها موفق به اصابت دقیق هدف و گریختن از دست شکاری های دشمن میشدند

ولی در مانور اخر خلبانان میراژ دست به یک مانور بسیار حیرت اور زدند یعنی بجای گریختن از دست جنگنده های مهاجم پس از اینکه مهمات خود را تخلیه و سبک شدند در یک فرصت با انجام مانور ترکیبی پشت سر جنگنده های مهاجم افتادند بطوریکه در شرایط واقعی براحتی قادر به انهدام انها با اتش توپ خود بودند تا مسولان پایگاه مجاب شوند که گروه کاملا اماده انجام این ماموریت هستند

تمامی خلبانان از جمله خلبان اسمی و کارازموده پایگاه بودند که هرکدام چند بار سابقه درگیری هوایی در کارنامه خود داشتند و کاملا اماده چنین درگیری های تن به تن بودند ، به خلبانها چیزی اعلام نشده بودو تنها به انها ماموریت داده شده بود روزانه بطور مرتب تمرین پرواز و سوختگیری هوایی نمایند و در پاسخ برخی از انها که کنجکاو شده بودند گفته شد که صدام حسین قصد بازدید از پایگاه را دارد و قرار است گروه یک نمایش از سوختگیری هوایی و برخی حرکات نمایشی دیگر را در حضور وی اجرا کنند

سپتامبر  ۱۹۸۶ مقارن با ۱۱ آذر ماه ۱۳۶۵ پایگاه شعیبیه

روز یازدهم خلبانان مورد نظر به اطاق بریفینگ احضار و پرده از رازی که این چند روزه ذهن همه را درگیر کرده بود برداشته شد

به خلبانان اطلاع داده شد که جهت یک حمله در عمق خاک ایران در نظر گرفته شده اند واین عملیات برای سیدی ( صدام حسین ) از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و خود وی شخصا پیگیر این عملیات است تمام گروه باید تلاش  خود را انجام دهند تمامی وجهه نظامی و آبروی رفته عرا ق در حمله جنگنده های ایرانی به اچ -۳  به این عملیات بسته خواهد بود

از طرفی عراق عملیاتهای خود در خلیج فارس را در بوق و کرنا کرده بود و انرا سندی بر قدرت نیروی هوایی عراق و عدم توان ایران در مهار جنگنده های عراقی میدانست ، در مقابل ایران ادعای عراق را رد میکرد و این عملیاتها را حاصل استفاده از پایگاههای کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانست ، البته در انزمان اگرچه عراق از حریم هوایی کشورهای عرب استفاده میکرد ولی جنگنده های این کشور همانگونه که گفته شد از شعیبیه پرواز میکردند و پس از انهدام اهداف خود نیز عمدا از اسمان خوزستان عبور میکردند و از طریق اسمان ایران مراجعت میکردند لذا عراق تصمیم به انجام عملیاتی داشت که بتواند با یک تیر ۳ نشان را هدف قرار دهد

اول پاسخ مناسبی به حمله به الولید داده باشد و این عملیات نیروی هوایی ایران را که همواره مایه فخر این نیرو بود را کم اثر کند

دوم‌ مهر اثباتی بر ادعای خود در حمله به جزایر لاوان و سیری بدون کمک دیگران بزند

و سوم حداکثر تاثیر را در اقتصاد ایران بجا گذارد

و از همه مهمتر ایجاد رعب و وحشت کند و نشان دهد هیچکدام از شهرهای ایران از گزند عراق در امان نیست و اگر اراده کند به هر نقطه ای دسترسی خواهد داشت

اماچرا نیروگاه نکا ؟

عراق برای پیدا نمودن هدف مناسب از میان اهداف بزرگ در نوار شرقی و شمال شرقی ایران دست بر روی نیروگاه برق نکا گذارد

اما چرا این نیروگاه ؟

زیرا این هدف تا پایگاه شعیبیه نزدیک به 1500 کیلومتر فاصله داشت و یک جنگنده برای رفت و برگشت باید نزدیک به 2800 کیلومتر راه را طی میکرد در میان جنگنده های تاکتیکی آنروز تنها جنگنده تاکتیکی اف -۱۱۱ و توپولف -۲۲ بک فایر قادر به دسترسی به این پایگاه و پیمودن رفت و برگشت این راه بدون سوختگیری هوایی و با مهمات کافی بودند

بهترین و مناسب ترین جنگنده های عراقی یعنی میراژ در صورتیکه بدون مهمات و در وزن سبک برمیخواست با مخازن سوخت خارجی قادر به رساندن خود به این‌پایگاه و برگشتن بود ولی مسئله این بود که هر جنگنده مقدار زیادی مهمات و سه تانک بزرگ سوخت را باید با خود حمل میکرد در چنین حالتی اصلا جنگنده توان برخواستن از باند را هم نداشت زیرا بسیار سنگین تر از حد مجاز وزن جنگنده میشد هر جنگنده تنها ۴۵۰۰ لیتر سوخت خارجی با خود حمل میکرد بجز مهمات

این درحالی بود که میراژ اف -۱ میزان حمل محموله مجاز ان در سنگین ترین حالت که کمپانی سازنده انرا سقف توان این جنگنده معرفی کرده بود بین ۵/۵ تا ۶ تن محموله میتوانست با خود حمل کند که شامل سوخت و مهمات و در مجموع کل محموله ای که میتوانست با ان برخیزد 16200 کیلوگرم  بود در حالیکه پس از گلوله گذاری توپ جنگنده و مهمات گذاری وزن جنگنده از استانداردهای اعلام شده بسیار بیشتر میشد و بیش از 18000 کیلوگرم میشد که عراق مثل همیشه در چنین مواردی به متدهای اسراییل و عملیاتهای موفق رژیم صهیونیستی فاکتور میگرفت که بجای خود به ان میپردازیم

در هر صورت انجام این عملیات با چالش های بزرگی مواجه بود انجام ان برای عراقی ها کار بزرگی بحساب می امد

از سوی دیگر این نیروگاه کاملا در تسلط اتحاد شوروی بود و تا این کشور کمتر از 50 کیلومتر فاصله داشت و نقشه های کامل نیروگاه و اطلاعات پیرامون ان در اختیار شوروی بود و عراق هم از همپیمانان منطقه ای شوروی بحساب می امد و میتوانست از کمک های اطلاعاتی روس ها بهره ببرد ( متاسفانه روس ها بزرگترین جنایات را بر علیه مردم مظلوم ایران انجام دادند از تحویل انواع تسلیحات بروز و مدرن به عراق تا حمایت از این کشور در مجامع بین المللی و حمایت اطلاعاتی از عراق )

از ان گذشته این نیروگاه در انزمان ۲۵ تا۳۰ درصد برق کل شبکه را تامین میکرد که و خارج شدن ان از مدار موجب کمبود برق و خاموشی یک چهارم از کشور میشد و باتوجه به وضعیت جنگ سبب ایجاد رعب و وحشت بین مهندسان خارجی و خروج انها از کشور میشد و این ضربه سنگینی میتوانست به ایران وآرد کند.

پس از تعیین هدف مسیر حمله به هدف تعیین شد ، طراحان عملیات مسیر پرواز جنگنده ها را به گونه ای تعیین کردند که ابتدا از یکی از چند نقطه کور راداری ایران که پیشتر توسط جنگنده های عراقی کشف شده بود وارد شوند همزمان با عبور میراژهای مهاجم نیروی هوایی عراق دست به  انجام دو عملیات ایذایی برای انحراف تمرکز ایران انجام میگرفت عملیات اول در بخش شمالغربی ایران و توسط میگ های ۲۱ که از سمت موصل پرواز کرده بودند انجام میگرفت و جهت مشغول کردن پایگاه شکاری تبریز که محل استقرار اف -۵ ها بود و عملیات دیگر در جنوب غربی و توسط میگ های -۲۳ که پایگاه بغداد برخواسته بودند انجام و جهت انحراف پایگاه های وحدتی که محل استقرار اف -۵ ها و پایگاه هوایی شاهرخی که محل استقرار اف -۴ های فانتوم بود انجام میگرفت همچنین نیروی هوایی عراق مقارن با زمانیکه میراژها در خاک ایران در حال پرواز بودند دست به یک رشته عملیات بمباران مناطق شهری در نوار غربی میزد ولی نقش اساسی بر عهده میراژهای پایگاه شعیبیه بود که باید دست به یک عملیات ایذایی در خلیج فارس میزدند بهرحال روز عملیات برای نیروی هوایی عراق روز بسیار شلوغی بودو این نیرو برای پوشش عملیات اصلی تعداد زیادی عملیات ایذایی را تدارک دیده بودند که همگی انها به تناسب موقعیت میراژها در خاک ایران انجام میگرفت

جنگنده های میراژ عملیاتی تنها به دو توپ ۳۰ میلیمتری دفا که در ریشه بال انها نصب بود متگی بودند و تنها سلاح دفاعی انها همین توپها بودند لذا با توجه به وزن بسیار سنگین و محدودیت تسلیحاتی اسکادران اگردر رادارهای پیش اخطار ایران کشف میشدند حسابی بدردسر می افتادند بهمین دلیل تمامی مسیر راه را در مناطق کوهستانی طی میکردند

از نظر طراحان عملیات اف -۵ های ایرانی اگر چه میتوانستند عملیات را با اشکال مواجه کنند ولی خطرناکترین تهدید فانتومهای پایگاه شاهرخی بودند زیرا اف -۵ های تایگر ایرانی اغلب در نقش بمب افکن سبک و برای پشتیبانی نزدیک هوایی در جبهه های جنگ استفاده میشدند لذا بخاطر عدم نیاز به رادار انها و برای افزایش توان حمل محموله و مهمات رادار انها را باز کرده بودند و اغلب اف -۵ های ایرانی فاقد رادار بودند هرچند که رادار انها هم آنچنان قابلیت بالایی نداشت ولی فانتومها هم از رادارهای نسبتا کارامدی برخوردار بودند و هم دارای موشک هدایت راداری اسپارو بودند که برد نسبتا بالایی داشت و تمامی عملیاتهای ایذایی برای گیج نمودن دفاع هوایی و جنگنده های گشتی ایرانی بود

تهدید و خطر بعدی رادار های پیش اخطار بودند که در صورت روئیت اسکادران حسابی دچار دردسر میشدند لذا برای مقابله با این تهدید هم پس از ورود به خاک ایران مسیر جنگنده ها طوری تنظیم شده بود که از میان پستی و بلندی های رشته کوه زاگرس و البرز بخش مهمی از راه را پرواز کنندکه این خود یک چالش بزرگ در این عملیات بحساب می امد نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر از مسیر از میان مناطق کوهستانی طی میشد انهم با جنگنده ای که اساسا برای پرواز در ارتفاع پایین طراحی نشده بود و فاقد تجهیزات و رادار مناسب برای این منظور بود ( عزیزان یک توضیحی را که برای اطلاع شما میدهم اینکه جنگنده هایی مثل سوخو -۲۴ ، تورنادو  و اف -۱۱۱ جنگنده های تهاجمی تخصصی در پرواز در ارتفاع پست هستند و اصلا برای اینگونه عملیات طراحی شده اند

این جنگنده ها در دماغه یا بینی خود دارای دو رادار هستند که رادار بزرگتر  وظیفه کشف اهداف و هدایت تسلیحات را برعهده دارد و رادار کوچکتر که کمی جلوتر نصب شده وظیفه کشف موانع و پستی بلندی زمین را دارد  این رادار به رایانه کنترل مرکزی جنگنده متصل است و پس از کشف مانع اطلاعات ان را به رایانه کنترل مرکزی ارسال و پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات جنگنده بصورت اتوماتیک ارتفاع خود را افزایش و از مانع عبور میکند ولی میراژ اف -۱ یا فانتوم فاقد چنین قابلیتی بودند و پرواز در ارتفاع پایین چیزی در حد یک کابوس بحساب می امد تصور کنید جنگنده ای که با سرعت صوت در حرکت است بیکباره با یک مانع مواجه شود که خلبان تنها کمتر از حتی یک ثانیه برای واکنش زمان در اختیار دارد آنهم پیمودن 1000 کیلومتر در چنین شرایطی نیاز به چه اعصاب فولادی و مهارت بالایی دارد ) طبق برنامه ریزی پس از حمله به هدف و پرتاب بمب های خود جنگنده ها با چرخش به سمت دریای خزر با سرعت تمام با افزایش ارتفاع خود بسمت پایگاه بازمیگشتند زیرا پس از حمله ، عملیات عراقی ها علنی میشد و احتمالا ایرانی ها اقدام به واکنش میکردند بنابراین باید بسرعت از حریم هوایی ایران خارج میشدند چند شکاری عراقی از دقایقی قبل

در جنگاوران بخوانید  جنگ دوم چچن

از رسیدن جنگنده های مهاجم در آسمان پشت مرزهای ایران اقدام به گشت زنی میکردند تا پس از بازگشت میراژها در صورت بروز خطر و یا تحت فشار بودن میراژها اقدام به حمایت و کمک به انها کنند

مرحله اول حمله

۲۷  نوامبر ۱۹۸۶ مقارن با ششم آذرماه ۱۳۶۵

جنگنده های میراژ عملیاتی از روی باند پایگاه شعیبیه تیک آف میکنند.هوا در پایگاه شعیبیه نیمه ابری است و تنها چند تکه ابر در اسمان وجود دارد و آفتاب کاملا در حال تابش است پس از کنده شدن گروه اول شامل ۳ جنگنده میراژ گروه دوم هم که ۳ فروند میراژ دیگر مجهز به مخازن  سوخت سوخت خارجی در‌زیر بالهای خود و یک غلاف سوخترسان یار به یار در زیر بدنه است به پرواز درمی آیند

دو جنگنده میراژ دیگر هم که بعنوان رزرو و ذخیره نگهداری میشوند یک فروند مجهز به غلاف سوخت رسان است و مملو از سوخت و دیگری مجهز به دو تیر بمب ۴۰۰ کیلویی و مخازن سوخت است این دو جنگنده برای جایگزینی در صورت هرگونه اشکال در جنگنده های حاضر در عملیات اماده شده اندپس از پرواز جنگنده ها رفته رفته بسمت مرز بر تراکم ابرها افزوده و هنوز در حریم هوایی عراق هستند که وارد جبهه ای از هوای بارانی شدید میشوند و جنگنده ها مجبور به افزایش ارتفاع تا بالای ابرهای باران زا هستند تا در معرض رعد و برق احتمالی قرار نگیرند ، ادامه پرواز در چنین وضعیتی بسیار دشوار است حال در ارتفاع پایین که تقریبا غیر ممکن است لذا پس از هماهنگی با پایگاه عملیات لغو شد

جمعه ۵ دسامبر سال ۱۹۸۶ مقارن با ۱۴ آذرماه ۱۳۶۵

پس از لغو مرحله اول عملیات ، جلسه ای با حضور تمامی دست اندرکان و افسران در گیر در این عملیات شامل طراحان عملیات و خلبانان به اتفاق مسولان پایگاه برای تصمیم گیری در مورد عملیات برگزار میشود

این جلسه یک میهمان ویژه هم دارد، داماد صدام حسین بعنوان نماینده فرمانده کل قوا در این جلسه حضور دارد وی ضمن برشمردن مراتب حساسیت این عملیات و اهمیت ان برای سیدی به خلبان و تیم عملیاتی خبر از پاداشی بسیار نفیس از سوی صدام حسین به علاوه ارتقای درجه به خلبان میدهد پس از شنیدن صحبت های تمامی عوامل از خلبان درخواست میشود اعلام کنند که ایا از آمادگی لازم برای مرحله دیگری از عملیات برخوردارند و پس از پاسخ مثبت خلبان جلسه به پایان میرسد

در مورخه پنجم دسامبر  خلبانان را به فرماندهی پایگاه احضار و به انها اطلاع داده میشود که فردا را برای اجرای مرحله دیگری از عملیات به تنها اعلام نموده اند بلافاصله هماهنگی های لازم انجام و خلبانان شب در پایگاه بر کار خدمه فنی نظارت میکنند

مورخه ۱۵ آذرماه مقارن با ششم دسامبر ۱۹۸۶ ساعت ۱۲ ظهر

خلبانان پس از خروج از اطاق بریفینگ و بررسی کامل عملیات بسمت جنگنده ها رفته و‌پس از دریافت چک لیست ها انها را کنترل و برخی از بخش های حیاتی جنگنده را هم بررسی میکنند و‌پس از تایید چک‌لیست ها برای خدمه فنی وارد کابین میشوند و ساعت ۱۴ شروع به تاکسی به سمت باند اصلی میکنند

پس از رسیدن به ابتدای باند در دو اسکادران ۳ فروندی آماده پرواز میشوند و پس از دریافت اجازه پرواز میروند برای تیک اف

جنگنده ها با دو سوم  از ظرفیت سوخت خود از باند کنده میشوند زیرا وزن جنگنده ها سنگین میشود و قادر به تیک اف نیستند پس از برخواستن از باند یک جنگنده میراژ مجهز به مخازن سوخت اضافه بجای مهمات شروع به سوخترسانی به جنگنده به نوبت میکند و میزان سوختی را که برای تیک اف کم نموده اند را تکمیل کرده و پس از سوختگیری سومین جنگنده بسمت پایگاه برمیگردد سه جنگنده سوخترسان دقایقی پیش از میراژهای عملیاتی پرواز کرده اند ، و قرار است پس از ورود بخاک ایران و طی نمودن مسافتی در ارتفاع پست اقدام به انتقال سوخت کنند با گذشتن از مرز وارد فضای کردستان شدند و ارتفاع خود را به ۵۰۰ پایی کاهش داده و سرعت را هم روی 0/8 ماخ یا تقریبا 900 کیلومتر در ساعت قرار دادند چون در این سرعت موتور بهینه ترین مصرف‌سوخت را دارد  همزمان با گذشتن از مرز کردستان نخستین مرحله از عملیات ایذایی هم آغاز شد و جنگنده های میگ ۲۱ از پایگاه تکریت بسمت شمالغربی ایران پرواز کرده و وارد خاک ایران شدند و عمدا برای اینکه رادار ایران موفق به رویت انها شود ارتفاع خود را افزایش دادند ۵ فروند جنگنده که ۳ فروند شکاری میگ ۲۱ بودند و ۲ فروند هم بمب افکن سوخو -۲۲.

با مشاهده جنگنده های عراقی اف -۵ های آلرت پایگاه تبریز اقدام به اسکرامبل کردند ولی جنگنده های عراقی اقدام به یک چرخش کامل و فرار بسمت عراق کردند اف -۵ های ایرانی تا لبه مرز مهاجمین را دنبال کردند و به پایگاه خود مراجعت کردند

دومین مرحله از سوختگیری هوایی

پس از گذشتن جنگنده ها از مرز ایران بسمت رشته کوههای البرز راه خود را ادامه و حرکت میکنند پس از گذشتن از دریاچه مریوان اماده دومین مرحله سوختگیری میشوند

همزمان طبق برنامه دومین عملیات ایذایی از پایگاه الرشید بغداد آغاز میشودسه فروند میگ -۲۱ با سرعت خود را به مرز ایران رسانده و‌ وارد خاک ایران میشوند دو پایگاه همدان و دزفول جهت رهگیری و انهدام مهاجمین اقدام به اعزام شکاری های الرت خود میکنند ولی اینبار هم کار به درگیری نمیکشد و مهاجمین اقدام به عقب نشینی میکنند همزمان با عملیات ایذایی  میراژها ارتفاع خود را به 40 متری سطح زمین میرسانند و سرعت خود را 0/7 ماخ یعنی ۷۰۰ کیلومتر در ساعت کاهش میدهند و‌تشکیل یک مثلث را میدهند پس از انتقال سوخت که با موفقیت انجام میگیرد جنگنده ها ی سوخت رسان بسمت پایگاه گردش میکنند و برمیگردند

حال میراژها در نزدیکی تهران و دقیقا بالای جاده چالوس و کوه دماوند هستند ارتفاع آنها انقدر پایین است که مردم عادی و اتومبیل ها را واضح میبینند ، آنقدر ارتفاع جنگنده ها پایین است که  مردم تصور میکنند جنگنده ها خودی هستند و اف -۵ های ایرانی در حال ماموریت هستند با عبور ازمنطقه چالوس و پس از دقایقی سطح آبی دریای خزر نمایان میشود جنگنده ها ارتفاع خود را تا ۱۵ متری سطح دریا کاهش میدهند و سرعت خود را به ۹۵۰ کیلومتر در ساعت ثابت میکنند حدود ۲۵۰ کیلومتر را در مدت زمانی تقریبا ۱۵ دقیقه طی و شهر نکا پدیدار میشود و لحظاتی بعد دودکش های بلند نیروگاه به جنگنده ها خود را نشان میدهند در فاصله 30 کیلومتری هدف جنگنده ها با ۱۵۰ درجه چرخش خود را در مسیر نیروگاه قرار داده و در ارتفاع خود را به 800 متری افزایش میدهند مسئله عجیب و غیر قابل تصور عدم شلیک به سمت جنگنده هاست تنها واکنشی که انجام میگیرد از چند شناور در دریا است که آنهم توپهای سبک ۲۰ میلیمتری هستند که بدلیل بعد مسافت اصلا گلوله ها نمیرسد

پس از پایان سکوت رادیویی که تا اینجا برقرار بود ، لیدر دسته در حالیکه دو شاخ نزدیک است از تعجب دربیاورد میگوید یعنی این نیروگاه یک تیربار سبک هم ندارد؟ واقعا که عجب میهمانوازی کردند و حق میزبانی را ادا کردند!!!!

با دستور لیدر اسکادران در آرایش مثلثی میگیرند و در 15 کیلومتری در حالیکه نداشتن پدافند خیال اسکادران را کاملا راحت نموده هر سه جنگنده بسمت قلب نیروگاه که ژنراتورهاو توربین های عظیم تولید برق در ان است شیرجه میروند و در 100 متری ضمن رها کردن بمب ها شروع به افزایش ارتفاع میکنند تا با سرعت بازگردند بعلت سرعت بسیار زیاد جنگنده ها بمب ها با بیش از سرعت صوت بسمت هدف میروند این سرعت زیاد بمب ها در افزایش خسارت تاثیر دارد برای لحظه جنگنده ها دود وشعله های اتش را میبینند هر شش تیر بمب دقیقا به هدف اصابت کرده واز معدود عملیاتهای نیروی هوایی عراق است که بصورت کامل و صد در صد موفق است که به لطف عدم استرس خلبانها ونبود پدافند میسر شد

بررسی خسارات این حمله

متأسفانه مسولان نظامی برای نیروگاهی به این مهمی که نقش اساسی در تامین برق کشور مخصوصا استان تهران داشت و خارج شدن ان از شبکه میتوانست انقدر کشور را دچار دردسر کند را به امان خدا رها کرده بودند

متاسفانه همان سنت همیشگی دستکم گرفتن دشمن ( دقیقا مثل امروز که همه دشمنان کشورمان را دستکم میگیریم و اعراب را مشتی انسانهای عقب مانده که به صرف دستیابی به ثروت نفتی همه نیازهایشان را براورده میکنند و حتی قادر به گرفتن درست اسلحه بدستشان نیستن ولی هرگز بخودمان زحمت نمیدهیم کمی به تاریخ مراجعه کنیم و ببینیم چگونه دستکم گرفتن همین اعراب پابرهنه در زمان پادشاهی ساسانیان باعث صدها سال تسلط اعراب بر ایرانیان و به بردگی گرفتن عجمان کردند

جالب اینکه در جنگ نهاوند ارتش ساسانی به فرماندهی سردار پر آوازه خودرستم فرخزاد انقدر به پیروزی خود مطمئن بودند که زنان خود را هم برای تفریح و تنوع با خود اورده بودند چنانکه یک لشکر چند هزار نفری از زنان همراه سپاه ایران بود ولی دستکم گرفتن اعراب سبب شد که حتی ایرانیان زحمت تدوین یک استراتژی و نقشه جنگی را هم بخود ندهند و‌باردوم هم در همین جنگ ایران و عراق از نیمه دوم جنگ عراقی ها کاملا سوار بر جنگ شده بودند و در اواخر جنگ تا نزدیک کرمانشاه دست به پیشروی زده بودند) وضعیت پدافند نیروگاه انچنان اسفناک بود که لیدر عراقی ها در زمان روایت عملیات از شگفت زدگی و تعجب خودش از چنان پدافند ضعیفی گفته بود

تنها مقاومت جدی که در مقابل جنگنده های عراقی انجام گرفته بود در ساحل دریای خزر بود که گویا شناورهای نیروی دریایی در نقش دفاع هوایی زمانیکه متوجه مهاجم بودن جنگنده ها شده بودند برای لحظاتی باعث آزار جنگنده های عراقی شده بودند

عراق پس از این حمله با این ادعا که نیروگاه ، برق صنایع نظامی پارچین را تامین میکرده ضمن معرفی ان بعنوان یک هدف نظامی مدعی میشود که این نیروگاه چون در خدمت صنایع نظامی بوده در لیست اهداف انها قرار داده شده

حال اینکه این مطلب بهیچوجه واقعیت نداشت و تمامی برق نیروگاه جهت مصارف خانگی وارد شبکه میشد

پس از دریافت خبر موفقیت حمله رادیو و تلویزیون عراق برنامه عادی خود را قطع کرد و اقدام به خواندن پیام صدام حسین که مدتها قبل نوشته بود میکردند و تاساعتها چند مرتبه تلویزیون عراق پیام تبریک صدام را پخش کرد

سوای از عراق کشور فرانسه این عملیات را که بنوعی تبلیغ جنگنده خود میدانستند با اضافه کردن شاخ و برگ وبزرگنمایی فوق العاده از ان چیزی که بودمنعکس کردند در سناریوی عراقی ها و فرانسوی هاجنگنده هارا در چند مرحله با اتش سنگین پدافند و حمله شکاری های ایرانی هم مواجه و خلاصه یک داستان پروگاندای از ان ارائه دادند

این عملیات همانقدر که برای عراق ها  وجهه نظامی و شخصیت حرفه ای داشت  برای ایران تبعات و هزینه چه از نظر نظامی ، چه از نظر سیاسی و چه در روند مذاکرات برای اتش بس داشت

تا پیش از این حمله تمامی کشورها ایران را دست برتر در جنگ میدانستند و تلاش میکردند با میانجیگری ایران را مجاب به پذیرش اتش بس کنند

ایران دست بالاتر را در مذاکرات داشت تا این حد که عراق از مدتها قبل آتش بس را پذیرفته بود و تمامی رفت و امدهای دیپلماتها برای راضی کردن ایران بود ولی پس این حمله و‌چند حادثه دیگر تمامی کشورها خود را کنار کشیدند تا تحولات میدانی ایران را پای میز مذاکره بکشاند

پس از این حمله کشورهای خارجی پتانسیل عراق را پذیرفته و سیاست خود را عوض کردند تا ان زمان تمامی کشورها تصور میکردند عراق تحت هیچ شرایطی حریف تمام قد و پایاپایی برای ایران نیست ولی پس از ان سیاست خود را از مذاکره و دادن امتیاز برای مجاب کردن ایران بر تقویت همه جانبه عراق متمرکز کردند تا اینگونه ایران را مجبور به پایان دادن به جنگ کنند

متاسفانه این اخرین حمله عراق به نیروگاه نبود و چند روز بعد هم که مهندسان المانی با دریافت دستمزدهای چند برابری به بهانه خطر کار در ایران در حال بازسازی نیروگاه بودند عراق دست به یک حمله دیگر زد و این سبب وحشت  زدگی عوامل خارجی شد و در نهایت ایران مجبور شد تا زمان باز سازی کامل اقدام به ایجاد گشت های هوایی توسط اف -۵ ها کند

این حمله تلفات جانی زیادی بهمراه نداشت و تنها یک شهید و چند مجروح بجا گذاشت

مسئله اسفناک این بود که ضعف ما تنها به پدافند ضعیف ختم نشد و پس از حمله از اعزام نیروهای اورژانس گرفته تا مهار اتش سوزی یکی از بدترین و ضعیف ترین عملکردها را به نمایش گذاشتیم

واحد دوم نیروگاه و بخش سیستمهای مشترک که از حساس ترین بخش های نیروگاه بود تا ۴۵ دقیقه تا یکساعت بعد از حمله همچنان در شعله های سرکش آتش میسوختند و تعلل در مهار آتش و مدت زمان طولانی آتش سوزی خود باعث چند برابر شدن خسارات وارده شده

برخی از سیستمها که در محدوده اصابت نبودند بعد از حملهبر اثر سرایت آتش سوزی از بین رفتند

ولی تلاش پرسنل جهت تعمیر نیروگاه قابل تقدیر بود با تلاش همه جانبه از چهار واحدی که از مدار خارج شده بودند دو واحد در مدت سه هفته به شبکه بازگشتند

ولی چنین عملیاتهایی سوای از تمامی تبعات و هزینه های وارده مهمتر از همه این واقعیت  را بما نشان میدهد که دشمن را هرگز دستکم و ضعیف نگیریم

مقالات مشابه

میراژ های اف1 عراق  در جنگ با ایران

جنگنده های اجاره ای عراق

عملیات توکلنا علی الله

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن