جنگ جهانی دومجنگ ها و عملیات های نظامی

بزرگترین عملیات بمب باران تاریخ

بزرگترین عملیات بمب باران تاریخ

بزرگترین عملیات تهاجم هوایی تاریخ نظامی و بمباران خرد کننده هوایی

مینا گلرو

طی تاریخ نبردهای نظامی دو عملیات متفقین رکورد داربیشترین تلفات طی یک حمله را دارند که شامل عملیات بر علیه شهر کلن آلمان درسال ۱۹۴۱ و دیگری عملیات بر علیه شهر درسدرن در سال ۱۹۴۵ است
که در این بین اگرچه بمباران درسدرن رکورد بیشترین میزان تخریب رادارد و هزاران تن مهمات روی شهر بخت برگشته درسدرن رها شد ( بطوریکه بخاطر انفجار همزمان بمبها اکسیژن هوا برای دقایقی توسط شعله های اتش کشیده و بلعیده شد و اغلب کشته ها نه بر اثر جراحات ناشی از بمباران ، بلکه بر اثر خفگی جان خود را از دست داده و برخی هم در ازدحام شهروندان وحشت زاده ای که در حال گریختن بودند زیر دست و پا افتاده و بشکل دلخراشی جان دادند،تا لکه ننگی بر دامان کشورهای مدعی حقوق بشر یعنی فرانسه ، بریتانیا و ایالات متحده بجا گذارد که علیرغم تلاش امپراطوری رسانه ای غرب برای تطهیر این بدنامی ولی عمق فاجعه انقدر عمیق بود که هرگز موفق به توجیه سلاخی دلخراش صدها هزار غیر نظامی شهرهای کلن ، درسدرن ، توکیو ، ناکازاکی و هیروشیما که اغلب زنان بی دفاع و کودکان خردسالی بودند که در میان شعله های آتش تبدیل به بخار شدند و حتی جسدی هم بجا نماند از این افرادنشدند) امادر این بمب بمباران تاریخی طی یک عملیات مشترک حمله بریتانیا به شهر کلن آلمان در سال 1942 بود
این حمله باهدف در هم کوبیدن انبارهای سلاح های شیمیایی آلمان و همچنین از کار انداختن کارخانجات تولید هواپیماهای جنگنده در شهر کلن آلمان با پرواز 1046 فروند بمب افکن انجام گرفت

از اواسط سال 1941 ارتش انگلیس بر روی از کار انداختن ماشین جنگی المان با انهدام کارخانجات تولید تجهیزات جنگی تمرکز کرده بود ولی و تعداد زیادی عملیات انجام گرفت که موفق نبودند زیرا آلمان که دست بریتانیا را خوانده بود دست به تجهیز شهرهایی که دارای کارخانجات کلیدی تولید سلاح جنگ افزار بودند به یک سیستم دفاعی چند لایه زد که شامل یک پایگاه شکاری که با شکاری رهگیرها تجهیز شده بود و دهها توپ ضد هوایی میانبرد و کوتاه برد بود این خط دفاعی انچنان پر قدرت بود که هواپیماهای انگلیسی به ندرت قادر به انجام عملیاتی موفق بودند انهم چنان کم اثر بود که نتیجه ای ملموس بدنبال نداشت و المانها بسرعت نقاط آسیب دیده را ترمیم و از توقف خط تولید جلوگیری میکردند
مسئله این بود که شکاری های آلمانی قادر به اسکورت بمب افکن ها در این برد بالا نبودند و بمب افکن ها به توان دفاعی خود متکی بودند و این امکانات که معمولا به چند مسلسل که توسط اپراتور ها آتش میشد محدود میشد این درحالی بود که شکاری های آلمانی سوای از چالاکی فوق العاده خود دارای سلاحهای قویتر و موثر تر و همچنین شرایط و ابزار بهتری در زمان شلیک بوده و خلبان چون هم خود هدایت جنگنده را دراختیار داشت و هم به هدف شلیک میکرد لذا بهترین زاویه را برای شلیک انتخاب میکرد و خیلی کم اتفاق می افتد که مسلسل چی های بمب افکن ها یک شکاری را مورد هدف قرار دهند
مشکل بعدی انگلیس که فاجعه بارتر ازدست دادن هواگردها بود، خلبانهایی بود که از دست میداد، خلبانهایی که داوطلب اعزام به چنین عملیاتهایی میشدند جزو خبره ترین و با تجربه ترین خلبانان انگلیسی بودند که جایگزینی انهادشوار بود و زمان زیادی طول میکشید تا یک خلبان تازه کار به سطح انها برسد در نتیجه این حملات بریتانیا بخش بزرگی از خلبانان کهنه کار خود را که اغلب در سطح استاد خلبان بودند را از دست داده بود البته موفق شده بودند روند تولید سلاح و جنگ افزار آلمان را تا حد کمی کند کنند


در نتیجه طراحی چنین حملاتی تلفات سنگینی بر نیروی هوایی انگلیس تحمیل و بخش اعظم هواگردهای اعزامی وسرنگون و خلبانان کشته میشدند و یا به اسارت گرفته میشدند

در نهایت انگلیس در مقابل دو گزینه قرار گرفته بود، که اولی ادامه عملیات و کند کردن روند ساخت سلاح المانها به قیمت از دست دادن بخشی از ناوگان هوایی خود و خلبانهای کارامدبود
و دومی توقف روند این حملات برای حفظ داشته های خود بود که نتیجه ان بشکل فشار بیشتر بر نیروهای زمینی در نتیجه افزایش قدرت تولید جنگ افزار المان بودو مهمتر ازاین بریتانیایی ها مطلع شده بودند که المانها طرحی برای یک عملیات برق آسای آبی خاکی به خاک انگلیس را دارند که با توجه به قدرت ویرانگر ماشین جنگی المان میتوانست بریتانیا را به سرنوشت فرانسه دچار کند و تنها موردی که میتواند جلوی ان را بگیرد بمباران مداوم کارخانجاتی که تجهیزات مورد نیاز ارتش المان را تولید میکنندبودو امکان قطع چنین حملاتی هم وجود نداشت

تنها انگلیس سعی کرد با استفاده از عملیات شبانه تلفات خود را کمتر کند ولی مشکل این بود که بمباران در شب هم دقت لازم را نداشت و اعلب به اشتباه اهداف غیر نظامی بودند که طعمه بمب افکن ها میشدند که از از نظر نظامی اهداف بی ارزشی محسوب میشدند که حتی ادامه هدف قرار دادن انها میتوانست مانند شمشیر دو لبه تبعاتی برعلیه خود انها بهمراه داشته باشد
در نتیجه نیروی هوایی انگلستان از طراحان عملیات خواسته بود تا طرحهایی برای حمله به چند شهر صنعتی آلمان اماده کنند تعدادی طرح ارسال شده بود که ارزش پیگیری نداشتند
طراح این عملیات ژنرال هریس فرمانده واحد عملیات نیروی هوایی را برعهده داشت و خود وی راسا روی این طرح کار کرده بود جالب اینکه ظاهر طرح وی بسیار مضحک و بیشتر به شوخی بی مزه شبیه بود تا یک طرح نظامی و شامل اعزام حدود 1000 فروند بمب افکن بود مشکل این بودکه در آنزمان انگلیس تنها 416 فروند بمب افکن در خط اول عملیات خود داشت که باید بگونه ای پرواز میکردند که تلفات انها قابل جبران باشد و اولا این تعداد بمب افکن بیشتر از توان عملیاتی ارتش بریتانیا بود انهم بیش از دوبرابر و این یعنی تمامی هواپیماهای تهاجمی خط اول، خط دوم، ذخیره و حتی هواپیماهایی که در یگان آموزش در خدمت بودند اگر روی هم دیگر جمع میکردند شاید این تعداد میشدند انهم مانند یک گله بی دفاع اعزام میشدند تا قتل عام شوند و چنین طرحی ممکن بود کمر نیروی هوایی انگلیس را بشکند ولی سر ویلفید فریمن فرمانده وقت نیروی هوایی انسانی بشدت عملگرا و معتقد به خلاقیت افراد بودو بی شک پیروزی بریتانیا در جنگ مرهون مدیریت وی بر نیروی هوایی و ریسک پذیری بالای وی بود، البته این موضوع را هم نمیتوان نادیده گرفت که وی از دوستان نزدیک سر وینستون چرچیل بود و وی اعتماد زیادی به فریمن داشت و تحت هر شرایطی از وی دفاع میکردو این یک امتیاز بالا برای وی بود

بهرحال فریمن باور نمیکرد چنین طرح ساده لوحانه ای را یک افسر با تجربه و قدیمی که در سطح خود وی بود طرح کرده باشد در نتیجه به این جمع بندی رسید که احتمالا تفکری در این طرح وجود دارد که باید خود طراح انرا تشریح کندلذا ترجیح داد که بجای کنار گذاردن ان در جلسه ای با حضور نخست وزیر انرا بررسی و در نهایت تصمیم گیری در این مورد را برعهده نخست وزیر قرار دهند

دراین جلسه ژنرال هریس توضیح داد که یکی از اشتباه انگلیس اعزام گروهای کم تعداد است که این شانس را به پدافند آلمان میدهد که بر گروه کوچکی ازبمب افکن های بریتانیایی تمرکز کرده و انها را سرنگون کند وی گفت هر کدام از شهرهای مهم آلمان توسط یک پایگاه هوایی پشتیبانی میشوند که اولا رهگیرهای المانی تعدادشان محدود است و از طرفی شبها توان عملیاتی ان تقریبا یکسوم توان مشابه در روز است و این مسئله شانسبمب افکن ها را بیشتر میکند و وقتی هواگردهای خودی یکدیگر را پوشش دهند حجم آتش انها بسیاربالا خواهد بود و این ریسک نزدیک شدن شکاری ها را به انها بشدت بالا میبرد و پدافند زمینی هم باید بر حجم گسترده ای تمرکز کند لذا اتش انها بر یک نقطه متمرکز نمیشود ودرنهایت وقتی این تعدادبمب افکن اقدام به پرتاب بمب های خودکنندهدف شانسی نخواهد داشت ولی وی توضیح دادکه چنین حمله ای انبوهی از تلفات غیرنظامی نیز میگردکه این دیگر برعهده فرماندهان است که تبعات ان راقبول میکنند یا خیر
وی گفت تظمین میکندکه درصورتیکه همه چیز، مطابق طرح پیش بروددربدترین شرایط حداکثر ده درصدتلفات این حمله است
چرچیل این طرح را مشروط بر عدم‌تجاوز تلفات از ده درصد پذیرفت و به فرمانده نیروی هوایی دستور داد که تمامی امکانات خود را برای انجام این عملیات بسیج کند وپس از تصویب عملیات بریتانیا تلاش کرد با کاهش تدریجی از تعداد حملات خود بدون ایجاد شک و تردید وانمود کند که راهبرد خودرا از، حمله به شهرهای المان تغییر داده تا اصل غافلگیری راهم در اختیار داشته باشند هیچکس در نیروی هوایی تا قبل ازعملیات از ان اطلاع نداشت و کاملا سری بود و تنها فرماندهان کلیدی از چنین عملیاتی مطلع بودند
هواگردهای سایر واحدها را به بهانه مختلف از جمله آزمایش پروازی،تست مهمات جدید،کنترل فنی، بازدیدفرماندهان و غیره به پایگاههای هوایی انتقال دادند و تمامی زیر ساخت های فرودگاهی راچه تجاری وحتی خصوصی برای این عملیات دراختیار گرفته بودند تابتوانند بصورت همزمان تمامی هواپیماها رابه پرواز در اوردند

همزمان با هم بمب افکن هااز کل پایگاهها در 30 مه 1942 به پرواز درامدندتمامی خلبانانها تنهاساعتی پیش از عملیات توجیح شدند 1500 تن مهمات روی هواپیماها بارگیری شده بود ولی پشتیبانی از این تعداد هواپیما نیز کار بسیار دشواری بود برای جلوگیری از هر گونه اتفاقی بمب افکن ها در دسته های کوچک پرواز میکردند ودرآسمان کلن به هم میرسیدند.حدود 1000 بمب افکن در این عملیات به پرواز در امدند که شامل انواع جدید لنکاستر که سنگین ترین بمب افکن انگلیسها بود و چند ماه بود وارد خدمت شده بود  و بمب افکن  قدیمتر هالیفاکس و منجستر
کل عملیات 90 دقیقه طول کشیدو 1500 تن مهمات،جهنمی از آتش در کلن ایجاد کرددراین عملیات ازمجموع بمب افکن 40 فروند سرنگون شدند که 4 درصد کل ناوگان بود حال اینکه در آنزمان متوسط تلفات 5 درصد بودو حتی 1 درصد کمتر بود


نکته منفی این عملیات تلفات غیر نظامیان که بالغ 469 نفر کشته بود و 45000 نفر که بی خانمان شدند بود چرچیل پس از عملیات جهت پیشگیری از هرگونه واکنش منفی به عملیات و جهت دریافت حمایت امریکا تلگرافی به این مصمون برای روزولت فرستاد
《امیدواریم جنابعالی و سایر صاحب منصبان در کشور دوست و حامی همیشگی مردم بریتانیا ، از حمله هوایی ما راضی باشید و درک کنید که تلفات غیر نظامیان گریز ناپذیر بود و در آینده نتایج مثبت بیشتری هم از ان خواهیم دید》
این حمله از نظر تعداد هواگردها بزرگترین حمله هوایی در تاریخ بوده بمباران درسدرن در سال 1945 اگر چه میزان مهمات مصرفی و حجم حمله بیشتر از این عملیات بود ولی تعداد هواگرها 700 فروند بود
بر اثر این حمله تمامی کارخانجات المانی در شهر کلن نابود و ضربه بزرگی بر تولید تجهیزات نظامی در المان وارد شد همچنین در این عملیات بریتانیا تجربه با ارزشی بدست اورد که بر اساس ان عملیاتهای بزرگ زیادی همچون عملیات درسدرن را طراحی ، مدیریت و اجرا کردند ، چنین حملاتی ضربات مهلکی بر پیکره ارتش آلمان واردو ضمینه ساز شکست آلمان شد

“”طی جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱ به بعد آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها تقسیم کار کرده بودند…. آمریکایی ها به واسطه سیستم دفاعی خوب بمب افکن ب ۱۷ و سیستم بمباران پیچیده تر که دقت بالاتری داشت، دست به بمباران زیرساخت های آلمان از جمله صنایع تولید سلاح، فولاد و مواد اولیه، مخازن نفت و سوخت خطوط راه آهن، نیروگاه‌ها و موارد مشابه می زدند ولی انگلیسی‌ها ترجیح می‌دهد تا شبها دست به بمباران فرشی زده و شهرهای آلمان را در هم بکوبند .. بمباران شهر ها تحت تاثیر و اسرار فرمانده یگان بمب افکن انگلستان ژنرال هریس بود که معتقد بود بمباران شهرها می تواند روحیه مردم آلمان را کاهش دهد.. دست کم سیصد هزار تا نیم میلیون آلمانی به دلیل اصرار هریس در این کار طی جنگ در بمباران هوایی کشته شدند، ولی در نهایت آن چیزی که باعث شکسته آلمانی ها شد بمب باران روزانه آمریکایی‌ها بر ضد اهداف زیرساختی بود زیرا ماشین تولید سلاح و متریال لازم برای ادامه جنگ در آلمان را نابود کرد”””

اگرچه بعدها امریکا از نظر میزان بمب رها شده طی جنگ ویتنام به رکوردهای رسیدند که بمب باران های جنگ جهانی دوم پیش انها هیچ بود(مانند عملیات هوایی لاینبر) ولی عملیات بر ضد کلن بزرگترین عملیاتی است که طی یک شب و بر ضد یک شهر در تاریخ انجام شده

مقالات مشابه

حمله به اچ3

عملیات پای چوبی

حمله هوایی به پل تان هوا

بمب باران اتمی ژاپن

برای عضویت در اینستاگرام جنگاوران اینجا را کلیک کنید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا