آخرین بروزرسانی: 2019/12/20

بمب افکن یونکرس 390

هواپیمای بمب افکن یونکرس 390

مینا گلرو

نیروی هوایی المان « لوفت وافه » یکی از قدیمی ترین و قدرتمندترین نیروهای هوایی در دنیا خصوصا در جنگ جهانی دوم بوده و البته امروزه هم توان رزمی بسیار بالایی در اختیار دارد ، که بخش اعظمی از قدرت خود را مرهون دو ویژگی اول توان صنعتی بسیار بالا و برتر خودکه تولید کننده بهترین و کارامدترین انواع ماشین های مختلف است و دوم ویژگی نظم بالا و تمرکز بسیار بالای شهروندان بر وظایف محول شده به خود است

اغلب فن اوری ها و اختراعاتی که در خدمت زندگی روزمره مردم است و اغلب تولیدات صنعتی و نظامی کشورهای مطرح دنیا در واقع خواستگاه ان المان و از این کشور مصادره شده است خصوصا اتحاد شوروی که تبدیل شدن ان به یک ابر قدرت در دوران جنگ سرد تنها به لطف فن اوری و نیروی متخصص به غنیمت گرفته از المان امکانپذیر شد و گرنه کشورهای فرانسه و بریتانیا تا پیش از ان از هرجهت از شوروی جلوتر بودند

در زمان جنگ جهانی دوم استراتژی المان حملات برق اسا و اشغال سریع مناطق مختلف بود لذا تجهیزات در خدمت ارتش این کشور هم با توجه به این استراتژی تولید و تجهیز شده بودند

اگر نگاهی به دو نیروی هوایی المان و بریتانیا کنیم تفاوت را کاملا مشاهده میکنیم

لوف وافه بیشتر از جنگنده های تهاجمی سبک و سریع و چالاک بهره میبرد و بریتانیا از بمب افکن های سنگین و قدرتمند که توان حمل مهمات بسیار زیادی داشتند

هر کدام از این نیروها نقاط مثبت و منفی خود را داشتند

نیروی هوایی چالاک المان در اوایل جنگ با استفاده از بمب افکن های شیرجه رو اشتودا و دیگر جنگنده های سبک خود کمک بسیار زیادی به پیشروی برق اسای المان کرده بود در مقابل از نیمه دوم جنگ به بعد حملات هوایی سنگین و خرد کننده بمب افکن های بریتانیا و امریکا سبب از بین رفتن کارخانجات صنعتی المان شد که محرک ماشین جنگی این کشور بود و در نتیجه شکست المان شد

البته این بمعنای اینکه لوفت وافه هواپیماهای بمب افکن سنگین در خدمت نگرفت نیست اتفاقا نیروی هوایی المان بسیار مشتاق در اختیار گرفتن بمب افکن های سنگین بود و دلیل اصلی اینکه المان قادر به اشغال انگلیس نشد فقدان چنین هواپیماهای توانایی بود زیرا بمباران هواپیماهای سبک اولا تاثیر لازم را نداشت و در رده بعد بسیار پر تلفات بود زیرا المان بخاطر توان حمل مهمات کم هواگردهایش مجبور به حمله با تعداد بالایی جنگنده بود که معمولا با تلفات بسیار گسترده ای هم همراه بود و از طرفی اسکورت و دفاع از هواپیماهای تهاجمی را هم بسیار سخت پیچیده و کم اثر میکرد

به همین دلیل علیرغم تلاش بالای نیروی هوایی المان هرگز قادر به انهدام کامل کارخانجات صنعتی و از بین بردن ماشین جنگی انگلیس نشد

ولی دلیل اینکه المان فقط تعداد کمی بمب افکن سنگین بخدمت گرفت چه بود ؟

در واقع المان در جنگ جهانی دوم بتنهایی با تمامی قدرتهای طراز اول جهان در حال نبرد بود و در حالی که در مقابل ان روسیه ، بریتانیا ، فرانسه ، امریکا ، کانادا ، فنلاند ، نروژ و برخی دیگر از قدرتهای اروپایی قرار داشتند متحدان این کشور ایتالیا بود که هرگز از طرف دیگر قدرتهای اروپایی جدی گرفته نمیشد زیرا ارتش ان توان جنگندگی و روحیه جنگی دیگر کشورها را ندا شتند و از طرفی مردم این کشور موافق اتحاد با المان نبودند و از اواسط جنگ بخشی از قدرت المان متمرکز نبرد با مردم ایتالیا برای نگه داشتن فاشیست ها در راس قدرت شده بود ، و ژاپن نیز بدلیل بعد مسافت کمک زیادی به المان نمیتوانست بکند و حضور موثری برای المان نداشت

بهمین دلیل در مقابل تجهیزات بسبار زیاد و همچنین تولیدات کارخانجات صنعتی در این کشورها المان نیز مجبور بود خود را تجهیز کند از سوی دیگر المان محدودیت منابع اولیه نیز مانند معادن سنگ اهن و امثالهم هم داشت ، لذا المان نمیتوانست فولاد و اهن محدود خود را صرف ساخت جنگ افزارهای غول پیکر که نیروی کار زیادی را نیز جذب خود میکرد صرف کند بطور مثال بجای ساخت یک بمب افکن سنگین راهبردی ساخت ۳ بمب افکن سبک و کوچک را انتخاب میکرد (البته با این اوصاف برخی تجهیزات نیز ساخته شدند مانند توپ گوستاو که هزاران تن اهن و فولاد برای ساخت ان مصرف شد بدون اینکه کوچکترین تاثیری داشته باشند) در نهایت نیروی هوایی المان نیز تلاش کرد که بمب افکن های سنگین و یا دستکم نیمه سنگین بخدمت بگیرد که ماحصل ان هم چند نوع بمب افکن بود که یا در تیراژ بسیار پایین و ناچیز تولید شدند و یا اصلا تولید نشد و تنها چند نسخه آزمایشی از ان ساخته شد که همه را طی مقالاتی در اینده معرفی و بررسی خواهیم نمود

اما در میان تمامی هواپیماهای جنگنده المان بمب افکن یونکرس جی یو ۳۹۰ -390 J U قدرتمند تر ، بلند پرواز تر با توان حمل مهمات بسیار زیادی بود

که در میان هواپیماهای نظامی انزمان نیز تنها برخی از بمب افکن های متفقین از توان مشابهی برخوردار بود

این هواپیما در واقع یکی از کاندیداهای حمل و پرتاب سلاح هسته ای المان بود که از میان بمب افکن مستر اشمیت ام ایی -۲۴۴ « ME-264 » فوکه ولف تی ای -۴۰۰ « TA-400 » و هنکل اچ ایی ۲۷۷. « HE-277 » قرار بود انتخاب شوند

بمب افکن یونکرس 390

طراحی و توسعه

هواپیمای بمب افکن یونکرس Ju-390 در واقع یک نسخه مشتق شده از هواپیمای یونکرس JU-290 بود که از ابتدا هواپیما جی یو ۲۹۰ بعنوان یک هواپیمای سنگین جهت  حمل و نقل و ترابری ، هواپیمای گشت دریایی و بمب افکن دوربرد طراحی شده بود و البته قرار بر این بود که نسخه ای از انهم بعنوان مسافربری توسعه پیدا کند

هواپیمای یونکرس ۳۹۰ نیز بعنوان یک بمب افکن راهبردی و نسخه ای از ان نیز جهت ترابری طراحی شده بود و یک بمب افکن بسبار قدرتمند ۶ موتوره بود

بدلیل اینکه هواپیما نسخه ای مشتق شده از یک هواپیمای در خط تولید بود لذا طراحی ان بسیار سریع انجام گرفت و ابتدای سال ۱۹۴۳ طرح ان شروع و اولین پیش نمونه  در اکتبر همان سال به پرواز درامد این هواپیما اگر در تیراژ مناسب تولید میشد شاید سرنوشت جنگ طور دیگری رقم میخورد ولی به همان دلیل که گفته شد این هواپیما به تولید انبوه نرسید(البته این پرنده زمانی ساخته شد که در تیراژ بالا هم ساخته میشد کاری از پیش نمیبرد)

برای تولید اولین پیش نمونه در واقع از یک بدنه هواپیمای یونکرس ۲۹۰ استفاده شد و البته اصلاحاتی بر روی ان انجام گرفت البته این نسخه بیشتر جهت ازمایش فن اوری های مختلف بر روی زمین قرار بود استفاده شود ولی پیش نمونه دوم از بدنه و تجهیزات مخصوص به خود بهره میبرد و میتوان انرا اولین هواپیمای یونکرس ۳۹۰ دانست هواپیما در ازمایشات بسیار درخشان و بیش از انچه برنامه ریزی شده بود ظاهر شد ، توان حمل مهمات ان بسیار زیاد بود و دارای ارتفاع و مقدورات پروازی بسیار زیادی بود که سبب میشد بالاتر از شکاری های متفقین پروتز کند و در یک ماموریت تهاجمی از گزند این جنگنده ها در امان باشد

یونکرس-290

از ان گذشته هواپیما دارای برد پرواری بسیار بالایی بود و تقریبا تمام بریتانیا را پوشش میداد

سقف پرواز بمب افکن بسیار بالا بود و همچنین بمب افکن توان انجام عملیات سوختگیری هوایی را نیز داشت که چنین فن اوری برای اولین بار بر روی یک بمب افکن سنگین عملیاتی شده بود ، در عین حال هواپیما از این قابلیت برخوردار بود که با کمترین تغییرات بعنوان یک هواپیمای سوخترسان مورد استفاده قرار گیرد زبرا بدلیل مساحت زیاد بالها دارای مخازن سوخت داخلی حجیمی بود که میزان بسیار بالایی سوخت در خود جا میگرفت و با سوخت داخلی خود قادر به سوخترسانی به جنگنده های دیگر نیز بود هرچند که فن اوری سوختگیری هوایی در انزمان باب نبود

هواپیما دارای ده خدمه شامل کادر پروازی و توپچی ها بود ، دور تا دور هواپیما مانند یک دژ پرنده توسط توپهای ۲۰ میلیمتری نصب شده در جلو ، عقب و زیر وبالای بدنه هواپیماحفاظت میشد

هواپیما دارای طول 34/2  متر و طول بالها 50/3 متر وارتفاع 6/88متر بود و مساحت بالها 235/600 متر مربع بود

وزن خالی هواپیما 36900 کیلوگرم و حداکثر وزن هواپیما در زمان برخواست 75500 کیلوگرم بود

هواپیما از شش موتور پیستونی خورجینی ۸ سیلندر BMW هرکدام با قدرت 1970 اسب بخار  برخوردار بود

برد هواپیما رقم خیره کننده 9704 کیلومتر بود که برد رزمی ان 4255 کیلومتر بود

توان حمل مهمات هواپیما هم تا 10000 کیلوگرم شامل انواع بمب و مهمات نهایتا تا 10 تن بود

موتورهای یونکرس 390 مجهز به پروانه های 4 پره بود که در آنزمان یک نوآوری بسیار جدید بشمار می آمد و سبب بوجود امدن پروازی نرم و کاهش صدای موتور شده بود تا پیش از  آن تمامی موتورهای پیستونی مجهز به پروانه های دو پره و یا نهایتا ۳ پره بودند موتورهای بمب افکن نیز از نوع ۸ سیلندر خورجینی بود

( جهت اطلاع شما عزیزان باید بگویم البته تا جاییکه اینجانب اطلاع دارم موتورهای پیستونی به چند نسخه مختلف شامل موتور خطی ، موتور شعاعی و موتور خورجینی تقسیم میشود در مورد این نوع موتورها البته راننده های کامیون  و ماشین های سنگین اطلاعات کاملتری دارند

موتور خطی تمامی سلیندرها در یک سمت قرار دارند مثلا اگر موتور 10 سیلندر است تمامی سیلندرها در یک راستا و پشت سر یکدیگر قرار دارند مانند موتور کامیون 1921 بنز تک که شش سیلندر خطی است البته اگر اشتباه نکرده باشم

موتور خورجینی سیلندرها در دو قسمت و روبروی یکدیگر قرار دارند مثلا موتور این هواپیمای یونکرس که در دو بخش چهار سیلندری قرار داشتند در میان کامیونها انواع مرسدس بنزهای سری NG که در کشورمان بیشتر به نام بنزهای 8 و 10 سیلندر شناخته شده، از جمله بنز 1932 با موتور 10 سیلندر OM403 بدون توربو که قدرت 320 اسب‌بخار را فراهم میکند و مدل های دیگر این سری  1926 یا 1928 یا 1626 هستند که  نسخه های مختلفی از موتور خورجینی سری om روی انها قرار دارد مانند بنز 2626 که دارای موتور 8 سیلندر خورجینی OM402 البته بدون توربو است یا 2628  یا 1929 که تولید این مدل برمی‌گردد به دهه 1990 در ایران‌خودرودیزل، هر چند که ان زمان بنز سری SK و آکتروس نسل 1 هم بودند اما این مدل مونتاژ شده موتور این مدل 8 سیلندر خورجینی بدون توربو از سری OM442 هست با قدرت 290 اسب بخار

موتور شعاعی معمولا موتورهای 12 سیلندربه بالااست که چینش سیلندرها بصورت دایره است

که موتورهای فوق العاده مطمئن و اعتماد پذیری بودند و روی هواپیماهای دیگری از جمله یونکرس 290 نیز نسخه ای از ان نصب شده بود

بمب افکن از دو قبضه توپ ۲۰ میلیمتری MG-151 در برجکهای پشت کابین جهت پوشش طرفین و بالای سر هواپیما

یک قبضه توپ ۲۰ میلیمتری MG-151 در دم هواپیما جهت پوشش عقب هواگرد

از چهار مسلسل 13 میلیمتری MG-131 در زیر بدنه هواپیما

دو مسلسل دو لوله 13 میلیمتری یکی در دماغه و دیگری نیز در بخش دم هواپیما قرار داشتند و مانند یک دژ پرنده از دورتا دور هواپیما حفاظت میشد خصوصا از طرفین که توسط توپهای 20میلیمتری حفاظت میشد پس از ساخت دو پیش نمونه ساخت تعداد دیگری نیز در دستور کار قرار گرفت از جمله پیش نمونه های ترابری و گشت دریایی که در نهایت 7 فروند بعنوان پیش نمونه های دوم در دست ساخت قرار گرفتند ولی هواپیمای پیش نمونه های سری دوم هرگز تکمیل نشد و پیش از اینکه انها کامل شوند برنامه این بمب افکن لغو شد و تنها محدود به دو فروند پیش نمونه شد

با توجه به کارایی بسیار بالای هواپیما و رضایت تمامی ناظران بر تست ها لوفت وافه سفارش ۲۶ فروندی اولیه ای را برای این هواپیما از نسخه بمب افکن داد

طبق برنامه قرار بود ابتدا پیش نمونه های  نسخه های ترابری و گشت دریایی ساخته و وارد مراحل تست های پیش از ورود بخدمت شوند و پس از ان نسخه های سفارش لوفت وافه تولید شوند

ولی در نهایت این پرنده بدلایل مختلفی چون کمبود منابع و تغییر اولویت های ارتش هرگز نتوانست در تعداد بالا تولید شود و نقش تاثیر گزار و پر رنگی را ایفا کند

در واقع یکی از مهمترین دلایل المان برای تولید این پرنده استفاده از ان بعنوان یک حامل اتمی بود ولی مدتی بعد ساخت موشک وی -1 را در دستور کار قرار دادند

یکی از اشتباهات بزرگ المان عدم تولید این بمب افکن و برخی تسلیحات دیگر بود که میتوانستند سرنوشت دیگری برای جنگ رقم بزنند

این بمب افکن بسیار مدرن و توانا بود و اگر در تعداد مناسب تولید شده بود براحتی ماشین جنگی بریتانیا را از بین میبرد یونکرس ۳۹۰ قادر بود با توجه به فاصله نچندان طولانی لندن با پایگاههای المان در فرانسه براحتی 10 تن مهمات را که برابر با میزان مهمات 10 تا 12 بمب افکن اشتو کا  بود را حمل کند و تاثیری که هر فروند ان داشت برابر با یک اسکادران 10 فروندی از بمب افکن های سبک بود از ان گذشته سقف پروازی بالای ان سبب میشد که بالاتر از دسترسی هر شکاری در امنیت کامل مسیر رفت و برگشت را بپیماید از ان گذشته دور تا دور هواپیما توسط تعداد پرشماری توپ ۲۰ میلیمتری حفاظت میشد که در صورت مورد تهدید قرار گرفتن براحتی ایجاد یک دایره امن  دورتا دور هواپیما میکرد و حتی میتوانست در نقش گشت دریایی با اتکا به برد بالای خود تمامی اقیانوس اطلس را در کنترل خود داشته و راه ارتباطی بین انگلیس و امریکا را قطع کند بهرحال اینهم از ان تصمیمات عجیب پیشوا بود که هزاران تن اهن را صرف ساخت یک توپ که برای راه انداختن ان چند گردان سربازهم باید در کنار توپ میبود و دو لوکوموتیو و کلی ریل راه اهن برای جابجایی ان تولید شدند

ولی تولید جنگ افزارهایی به این شایستگی را لغو کرد

نسخه های مختلف

در کل از این هواپیما ۲ فروند پیش نمونه عملیاتی و 7 فروند از نسخه مختلف در دست ساخت بود که ادامه ساخت انها با لغو پروژه متوقف شد که با نامهای

نسخه JU-390 V-1 : نمونه اولیه که در واقع با استفاده از سازه و بدنه هواپیمای یونکرس 290 و با تغییراتی در بدنه جهت انجام تستهای مختلف زمینی تولید شد

نسخه JU-390 V-2 پیش نمونه دوم که میتوان آنرا اولین یونکرس 390 دانست و جهت انجام تست های اصلی و پروازی تولید شد و در ادامه جنگ نیز از ان استفاده شد

نسخه JU-390  A-1 از این نسخه یک فروند تولید شد که این نسخه بعنوان هواپیمای ترابری سنگین و دوربرد طراحی و تولید شده بود و قرار بود بعد از تست در نقش ترابری تولید انبوه شود

نسخه JU-390 B : نسخه گشت دریایی بلند پرواز و ضدزیر دریایی

نسخه JU-390 C : نسخه بمب افکن سنگین راهبردی با توان پرواز مداوم طولانی مدت و توان سوختگیری هوایی المان برنامه ای برای حمله به ایالات متحده با این هواپیماها رانیز داشت ولی در نهایت طراحی ان به دوران افول المان و کمبود شدید منابع اولیه و نیروی کار خورد تا ناکام بزرگ جنگ جهانی دوم باشد

سابقه عملیاتی :

در کل تنها نسخه وی -۲ بصورت کامل تکمیل و ساخته شد که در کارخانه یونکرس در شهر دسائو المان ساخته و مونتاژ شد و اولین پرواز خود را در 20 اکتبر 1943 انجام داد با توجه به اینکه بعنوان اولین هواپیمای عملیاتی قاعدتا باید دارای کسورات و نارسایی های مختلفی میبود و پیش بینی میشد دچار برخی مشکلات که طبیعتا اولین نسخه های تولیدی با ان دست به گریبان هستند بشود ولی در کمال شگفتی عملکرد این نسخه بسیار عالی و حتی کوچکترین اشکال فنی توسط گروه پروازی ثبت نشد این مسئله سبب شد در همان اولین پرواز هواپیما لوفت وافه بسرعت سفارش ساخت 26 فروند بعنوان اولین سری تولید را به یونکرس بدهد و سفارش ثانویه 390 فروند را هم اماده برای گرفتن دستورات و مجوز ساخت اماده کرده بود ولی در ژوئن سال 1944 ژنرال کوارتمستر به کمپانی اطلاع داد که تولید 26 فروند را به تعویق انداخته و تمرکز خود رابر کامل کردن 7 فروندی که ساخت ان شروع شده بود کند و تمامی انها را بعنوان بمب افکن تولید کند و دو نسخه ترابری و گشت دریایی کلا لغو شده و دیگر تولید نخواهد شد در نهایت در سپتامبر همان سال برنامه کلا لغو و ادامه ساخت 7 فروند در دست ساخت نیز متوقف شد

نیروی هوایی المان « لوفت وافه » علاقه عجیبی به این بمب افکن داشت و تلاش زیادی حتی بعد از لغو پروژه برای تولید این هواپیما انجام داد شاید به این دلیل که رقیبی بسیار شایسته و البته برتر برای هواپیمای بمب افکن سنگین و راهبردی لنکستر بریتانیا بود

در 26  نوامبر همان سال آخرین تیر در ترکش خود را لوفت وافه برای بردن هواپیما به خط تولید و گرفتن دستور این کار از هیتلر رها کرد و هواپیمای یونکرس 390 را با دیگر تسلیحات جدیدی که طراحی شده بودند برای انتخاب تعدادی از بهترین ها برای تولید که در بین انها نسخه های دیگری از هوا پیماهای جدید از جمله نسخه های جت مستر اشمیت و بمب افکن نیمه سنگین و بلند پرواز با بال پیشگرای ولف فوکه هم بود در اینستروبرگ در شرق پروس برای هیتلر بنمایش گذاردند در این نمایش لوفت وافه خلبان آزمایشگر برای یونکرس را هانس یواخیم پانچرز را معرفی کردند که یکی از با کیفیت ترین خلبانان این نیرو بشمار میرفت عملکرد مناسب هواپیما در کنار مهارت بالای خلبان چشمهای حاضران را خیره نموده بود پس از این نمایش زیبا دوباره امید تازه ای به تولید هواپیما پیدا شد و هیتلر دستور داد که هواپیمارا برای انجام آزمایش های بسیار سخت در شرایط بحرانی زیر نظر متخصصان خبره انتقال دهند و بعد از انجام تست ها اگر عملکرد هواپیما تایید شد بلافاصله تولید ان در بین اولویت های اول بالا قرار گیرد

بلافاصله هواپیما جهت انجام تست های نهایی در برابر کارشناسان خبره ارتش به پراگ منتقل شد و در انجا تست هایی مانند سوختگیری هوایی به روش Inflight که برای اولین باردر جهان توسط یک بمب افکن سنگین انجام میگرفت را در دفعات متعدد با موفقیت انجام داد

هواپیما برای اولین بار در یک بمب افکن علاوه بر دهلیز داخلی تسلیحات که میتوانست با اندکی تغییرات از ان برای ذخیره سوخت و حمل ان بعنوان یک تانکر هوایی استفاده کند در زیر بال ها و‌بدنه خود از چهار نقطه سخت و تقویت شده جهت نصب مهمات بهره میبرد که هر جایگاه ظرفیت تا 1800 کیلوگرم مهمات راداشت که انواع راکت های مختلف سنگین و سبک یا اژدر و بمب های سنگین 1/5 تنی را را میتوانست در این جایگاه نصب کنند و شلیک کند که در انزمان نقش موشک هوا به زمین امروزی را داشتند یا بجای ان در ان نقاط رادار و یا آشکار ساز هایی را که برای کشف زیردریایی ها بتازگی وارد خدمت شده بودند را حمل کند

نتیجه تمامی تست ها مثبت و حتی یک مورد اشکال فنی به این هواپیمای شایسته وارد نشد

برای اولین بار برای مکان یابی تقریبی هدف از یک نوع رایانه ابتدایی و انالوگ بهره گرفته شده بود  که با دادن برخی اطلاعات به ان مکان تقریبی هدف را البته با درصد بالایی از خطا را مشخص میکرد که اگرچه برای بمباران اهدافی که دقت بالایی میخواست کارایی نداشت و همواره درصدی از خطا را داشت ولی برای شرایط جوی بد و هوای ابری ، و مه الود که عملا دید خلبان را کور میکرد برای مکانیابی هدف کمک بسیاربالایی به خلبان و خدمه میکرد و دستکم مکان حدودی هدف را با کمی بالا و پایین به خدمه میدادو در مقابل ان برای بازگشت به پایگاه در شرایط بد جوی هم میتوانستند از ان کمک بگیرند  مدت کمی بعد و با شکست المان فن اوری تمامی این اختراعات به دست شوروی افتاد و انها با کمی ارتقا ان را به نام خودشان مصادره و طراحی توسط مهندسان خود اعلام کرد رایانه ساده ای که علیرغم فن اوری پایین و کارایی ناچیز ولی پایه گذار سیستمهای کنترل آتش و مکان یابی در اینده شد

در نهایت گروه کارشناسنان که بر تست های هواپیما نظارت داشتند بصورتی قاطع و بارای مثبت همه نظر بر تولید هواپیما دادند ولی بازهم این دوران مقارن شکست های پی در پی المان پس از ورود ایالات متحده به جنگ و انهدام اغلب کارخانجات تولید در درسدرن ، کلن ، ماین و اشتوتگارت شده بود و حالا دیگرآلمان اصلا توان لازم و زیر ساخت های مناسب برای تولید این هواپیمای پیچیده و پیشرفته را نداشتند

از طرفی هم ایالات متحده و متفقین بسرعت در حال پیشروی بسمت خاک اصلی المان بودند و باید برای نابودی این هواپیما که مجموعه ای از فن اوری های بسیار مدرن و آخرین دستاوردهای حوزه هوایی المان بود تصمیم گرفته میشد

تصمیم دردناکی که هواپیما را تکه تکه و ذوب میکردند تا لاشه و بقایای ان نیز یدست متفقین نیفتد و قابل بازیافت نباشد

طبق گزارش کارشناسان ناظر بر تستها برای انجام آزمایش مداومت پروازی و اثبات دقیق برد قابل دستیابی هواپیما چهار آزمایش بسیار سنگین از هواپیما گرفته شد که طی انها هواپیما به چهار کشور بسیار دور دست از قاره اروپا پرواز کرد و در تمامی این تستها هواپیما بدون کوچکتری ایراد فنی و مشکلی مسافت مورد نظر را بسلامت پرواز کرد

به گفته گروه نظارت بر تست ها این آزمایشها از ان جهت بسیار مهم بود که اگر هواپیما بخدمت گرفته شود در اینده احتمالا این مناطق جزو اهدافی خواهند بود که درلیست حملات این بمب افکن قرار خواهند گرفت این گروه اشاره بیشتری به نام یا مشخصات این مناطق نکردند و بدلیل محرمانه بودن تمامی مراحل تست ها تنها به همین نوشتار مبهم‌اکتفا کرده بودند و به همین علت هم کسی اهمیت زیادی به این گزارش نداد و رفته رفته پس از جنگ ماجرای یونکرس ۳۹۰ که متفقین تنها نامی از ان شنیده بودند زیرا پیش از امدن انها این بمب افکن مدرن کاملا توسط خود المانها بهمراه توپ گوستاو وسایر فن اوری هم مدرن دیگر معدوم شده بود را به فراموشی سپردند تا اینکه بیش از ده سال بعد ……

ی

جنجالی که روزنامه انگلیسی بوجود اورد :

در سال ۱۹۵۵ ,یک مجله هوانوردی در بریتانیا مقاله ای را منتشر کرد که جنجال فراوانی بپا کرد

این مجله در مقاله ای که در صفحه اول ان بقلم سردبیر ان نوشته شده بود با استناد به گزارش شاهدان عینی و برخی مدارک دیگر مدعی میشود یک فروند هواپیمای پهن پیکر المانی در اواخر جنگ برای مدت یکساعت در دشت مسطحی در دشت های نزدیک به نیویورک فرود امده و حضور داشته است وجود یک هواپیمای نظامی المانی در ان منطقه آنقدر عجیب و ناممکن بوده که روستائیانی که در مزارع مشغول بکار بوده اند به گمان اینکه هواپیما متعلق به ایالات متحده و جهت نقشه برداری یا تمرین نظامی در ان دشت فرود امده اهمیتی به ان نمیدهند تا اینکه گروهی از کودکان که از روی کنجکاوی به هواپیما نزدیک میشوند متوجه المانی حرف زدن خدمه که با سرعت شگفت اوری  در حال اماده کردن هواپیما برای پرواز دوباره بودند میشوند انها که بشدت ترسیده بودند بدون اینکه خود را نشان بدهند به سمت والدین خود در مزارع دویده و موضوع را اطلاع میدهند والدین نیز ابتدا جدی نمیگیرند ولی در نهایت مجاب میشوند که بمب افکن متعلق به دشمن است و بسرعت کلانتر محلی راخبردار میکنند ولی تا کلانتر با فرماندهان رده بالاتر هماهنگ و و در خواست نیروی کمکی میکند البته با توجه به اینکه تعداد خدمه هواپیما را بیش از ده نفر براورد کرده و به گفته بچه ها هوا پیما مسلح به تیربارهای بزرگ و قدرتمند متعددی در اطراف بدنه خود است و نزدیک شدن به ان چندان عاقلانه نبود

در نهایت زمانیکه کلانتر با گروهی از افراد که از طرف ارتش اعزام شده بودند به محل مورد نظر رسیدند اثری از بمب افکن نبود و تنها رد چرخهای هواپیما و مقداری اثرات روغن و مواد سوختی روی زمین وجود داشت ، افراد اعزام شذه از سوی ارتش تلاش کردند به افراد اینگونه القا کنند که ماجرا بی اهمیت بوده و کودکان اشتباه کرده اند

البته پس از استعلام مشخص شد که در انزمان و ساعت هیچ پروازی نیروی هوایی در ان حوالی نداشته و برنامه ای هم برای پرواز هواپیماهای دیگر کشورها هم نداشته اند

این ماجرا از ان نظر اهمیت دو چندان میافت که نویسنده یعنی سردبیر نشریه خود چندی  قبل و در جریان جنگ فرمانده یک پایگاه هوایی را در اختیار داشت و در نیروی هوایی بریتانیا شخص شناخته شده و کارشناس بحساب می امد

پس از گزارش برخی افراد با مستنداتی ان را تایید و برخی بعد مسافت را بیشتر از توان پرواز هواپیما میدانستند ولی با توجه به برد بالای هواپیما و قابلیت منحصر به فردی که هواپیما داشت یعنی جایگاههای نصب مهمات خارجی میتوانست روی انها منابع سوخت نصب کرده و تمام توان حمل مهمات خود را به سوخت اضافه تخصیص دهد با توجه به وزن خالی هواپیما و حداکثر وزن حین پرواز ۳۵۰۰۰ کیلوگرم میتوانست با خود سوخت حمل کند که با توجه به تمامی زوایا اگرچه بی سابقه بود چنین پروازی در جهان تا انزمان ولی روی کاغذ هواپیما توان اینکار را داشت بعدها و با انتشار اسناد محرمانه ارتش امریکا مشخص شد که خبرصحت داشته و این پرواز در انزمان انچنان وحشتی به مقامات ایالات متحده وارد کرد هرچند که انها قاطعانه نمیتوانستند اثبات کنند هواپیما متعلق به المان است ولی وقتی یک هواپیمای بمب افکن المانی توانسته بود تا انجا خود را برساند یعنی اینکه سواحل شرق امریکا در خطر حملات المان قرار گرفنه بود

****امروزه به نظر می اید المانها این هواپیما را تنها تا نزدیکی نیویورک در اقیانوس اطلس بردند و داستان فرود امدن این هواپیمای بیشتر افسانه رسانه ای بوده زیرا هرگز خود نازیهای جنین ادعای نکردند و بدون شک انها چنین فرصت تبلیغاتی را نیز از دست نمیدادند****

پرواز به آفریقای جنوبی

مقاله ای که در روزنامه هوانوردی بریتانیادر مورد پرواز یونکرس – ۳۹۰ به امریکا منتشر شد برغم اینکه صراحتا از عدم اطلاع مسولان امریکایی از این پرواز گفته بود ولی جنجال گسترده ای در اروپا و امریکا را باعث شد که روابط دو متحد راهبردی یعنی بریتانیا و امریکا را تحت الشعاع قرار داده بود

ولی این ماجراچه ارتباطی به روابط بریتانیا و ایالات متحده داشت؟

در آنزمان مشخصاتی که در مورد این بمب افکن ذکر میشد آنقدر افسانه ای به نظر می امد که برخی از مسولان کشورهای متفقین انرا دروغی بیش نمیدانستند و با اینکه حتی برخی از اسیران به صراحت اعتراف کرده بودند که خود از افراد درگیر در این پروژه بودند از جمله یکی از اسیران که جزو تیم طراحان بود و اصرار زیادی داشت که بدست امریکایی ها اسیر شود و پس از اینکه اطمینان حاصل نمود بصراحت اغلب مشخصات بمب افکن را نیز فاش ساخته بود ولی باز هم برای برای انها غیر قابل قبول بود ( البته موضوعی که بیشتر به این شک و دامن میزد این بود که پیش از اشغال المان  حزب نازی آخرین حربه جنگی و استراتژی نظامی زمان حیاط خود را هم اینگونه طراحی نموده بود که جهت جلوگیری از استفاده از حاصل تحقیقات دانشمندان المانی و گمراه نمودن متفقین نیروهای المانی واقعیات صنعت نظامی المان را با دروغ های و بلوف های گسترده مخلوط کنند تا اولا افرادی که به ارمانهای نازی ها خیانت کرده و پس از اشغال المان اسرار نظامی این کشور را در مقابل اندکی شرایط بهتر به حراج میگذارند حرفشان خریدار نداشته باشد و تصور متفقین بر دروغ بودن تمامی ادعا ها استوار باشد و دوم دستاوردهایی که میتواند در اینده برای تقویت ارتش المان موثر باشد توسط متفقین کشف نشود در واقع هیتلر تصور میکرد حتی اگر المان شکست بخورد مانند جنگ جهانی اول بازهم جوانان المانی قدرت بلند شدن را دارند و نهایتا چند سال میتوانند المان را متوقف کنند لذا دانشمندان المانی انزمان باید از این تجربیات استفاده کنندتا المان به جایگاهی که شایسته این کشور است برسد

سوای از این رفتار سران شوروی و دستوراتی که در مورد اسرای المانی صادر کرده بودند آنقدر وحشیانه و خشن بود که پس از محاصره برلین توسط شوروی و امریکا تمامی سربازان المانی مشتاق به اسارت به دست امربکایی ها که طبق مقررات بین المللی انها را نگهداری میکردند بودند در ان سمت اولویت امریکایی ها تنها اسرایی بودند که میتوانستند کمکی به این کشور باشند لذا از این جهت اغلب اسرا بعضا خود را متخصص و دانشند یا افسر رده بالا معرفی میکردند و داستانی هم از پروژه خیالی در دست طراحی سرهم میکردند به همین دلیل اوضاع پیچیده ای شده بود و تنها زمانیکه اسرا را به اردوگاهها منتقل میکردند مشخص میشد که کدامیک درست میگویند

پرواز به افریقای جنوبی

هنوز ماجرای پرواز یونکرس در پرده ابهام قرار داشت که در سال ۱۹۶۹ روزنامه دیلی تلگراف مطلبی منتشر کرد که نویسنده ان هانس پانچر تحقیقات گسترده ای را در مورد مقاله انجام داده بود در این مقاله ادعا شده بود که یکی از چهار نقطه دیگری که در گزارش تیم نظارت بر آزمایشات یونکرس مدعی پرواز مداوم به انجا شده بود آفریقای جنوبی بود البته هرگز صحت این ادعا نیز به اثبات نرسید و ان دو نقطه دیگر همچنان در ابهام ماند تا پرونده یکی پر رمز و راز ترین تولیدات المان در جنگ دوم جهانی نیز بسته شود

البته سالها بعد دستکم پرواز این هواپیما به امریکا اثبات شد البته همانگونه که گفته شد اشاره ای به هواپیما ناشناسی که مدتی مشاهده شده بود در گزارش قید شده بود پروازی که اگر صحت داشت ، هواپیما با ۳۴ ساعت مداومت پروازی توانست به ان دست یابد و کارشناسان معتقد بودند هواپیمایی که توانسته به نیویورک خود را برساند پس میتوانسته به افریقای جنوبی هم برسد

در نهایت اگرچه این هواپیما هرگز تولید انبوه نشد و غرب کوشید با سیاست انکار خود این شاهکار بزرگ صنعتی در زمان خود را یک هواپیمای خیالی و زاییده ذهن اسیران آلمانی که تلاش در گمراه نمودن متفقین داشتند انرا بطور کل از تاریخ هوانوردی حذف کند تا اولا پیروزی خود را اتفاقی یا محصول زد و بندهای پشت پرده نشان ندهد و دوما از دزدی های صنعتی گسترده ای که از المان انجام دادند و همه را نه بنام خواستگاه اصلی و پیدید آورندگان ان بلکه بنام کشور خود و محصول زحمات و تلاش دانشمندان خود ثبت کردند نمایان نشود و از همه مهمتر از مطالبه گری متحدان خود که در جنگ هزینه اصلی را متحمل ولی در زمان تفسیم غنائم سهمی به انها نرسید مانند بریتانیا و فرانسه خودداری کنند

بمب افکن یونکرس 390 جز محدود بمب افکن های شش موتوره تاریخ است .یکی از بزرگترین بمب افکنهای جنگ دوم است ولی از ب29 امریکا بزرگتر نبود. از نظر مقدورات پروازی با وجود شش موتور از ب29  چهار موتوره امریکایی در سطح پاینتری بود و  البته ب29 نیز در تیراژ چند هزار فروند تولید شد.اگرچه گفته می شود اگر این بمب افکن تولید می  شود شاید سرنوشت جنگ چیز دیگری بود ولی بعید است دست کم تولید این بمب افکن  انهم مثلا در سال 1944 هیچ تاثیری در جنگ برای نازیها که در ان زمان در حال دفاعی بودند میداشت

دیگر بمب افکن های جنگ جهانی دوم

بمب افکن ب17

بمب افکن 29

بمب افکن لنکستر