پدافند هوایی

جنگ قره باغ و ماجرای طعمه های پدافندی ارمنستان

جنگ قره باغ و ماجرای طعمه های پدافندی ارمنستان

جنگ قره باغ و ماجرای طعمه های پدافندی ارمنستان

گرداوری:اقای سینا نوریخانی

اگر از درگیری سال 2020 ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ بتوان درس عبرتی گرفت، مطمئنا پیرامون مسئله اثربخشی فوق العاده پهپاد های ارزان و بسیار کارآمد و شکست سامانه های پدافندی در طیفی وسیع اعم از منسوخ و مدرن در جلوگیری از حملات پهپادی خواهد بود. عدم پذیرش شکست قریب الوقوع که ارمنستان را به جنگ فرسایشی 44 روزه سوق داد، خسارت های قابل توجهی برای این کشور به دنبال داشت از جمله از دست رفتن 250 دستگاه تانک و غمبارتر از آن کشته و زخمی شدن حدود 5000 سرباز ارمنی که اکثرا در ابتدای دوره جوانی بودند (1)

آنچه که از ارتش ارمنستان انتظار میرفت این بود که از ضعف های خود در دوره جنگ های پهپادی امروزی آگاه باشد و با وجود بودجه محدودی که در اختیار داشت نسبت به رفع این ضعف ها به نحو مطلوبی اقدام نماید. تجلی این انتظار در اقدام ارتش ارمنستان را میتوان در خرید سامانه های جنگ الکترونیک روسی به منظور اخلال در هدایت پهپاد ها، خرید سامانه های پدافندی Tor-M2KM با امکان به کارگیری در نقش پدافند لشکری همراه با یگان های زرهی و در نهایت خرید 35 دستگاه سامانه پدافندی اوسا از مدل Osa-AK از اردن جهت ایجاد چتر پدافندی در بخش گسترده ای از منطقه قره باغ مشاهده نمود. در نهایت البته سامانه های فوق الذکر کار چندانی از پیش نبردند مگر انتظار همراه با تقلا در مقابل پهپاد های بیرقدار TB2 و پهپادهای انتحاری که این سامانه ها را یک به یک شکار کرده و از صحنه نبرد خارج ساختند.

راهکار دیگری که ارمنستان در جنگ اخیر قره باغ برای حفظ سامانه های پدافندی خود مورد استفاده قرار داد، استفاده از طعمه های پدافندی یا ماکت های فریب دهنده بود. این روش که بر گرفته از دکترین فریب نظامی روسیه موسوم به maskirovka است در جریان بمباران یوگسلاوی توسط ناتو در سال 1999 توسط این کشور به صورت موثری به کار گرفته شد. با اینحال تعداد طعمه های پدافندی مستقر شده از سوی ارمنستان در حدی نبود که مانع قابل توجهی در هدف قرار دادن سامانه های پدافندی این کشور توسط آذربایجان ایجاد کند و نتیجتا تاثیر خاصی در روند کلی جنگ نداشت. با وجود اثر بخشی اندک، در نهایت تلاش ارمنستان برای ارائه ماکت های فریب دهنده با طراحی واقع گرایانه که حتی جزئیاتی از جمله الگوی استتاری نیز در آن ها رعایت شده بود، قابل توجه است.

از آنجایی که سامانه های اوسا (با نام گذاری ناتو SA-8 Gecko) پر شمارترین سامانه های پدافندی در نیروهای مسلح ارمنستان  محسوب میشوند، تعجبی ندارد که بیشترین طعمه های پدافندی و اهداف کاذب ساخته شده براساس این سامانه ها باشند. علاوه بر این تنها نمونه های ثبت شده موفق در فریب اپراتور های پهپاد ارتش آذربایجان، نمونه های کاذب اوسا هستند. نمونه ای از فریب موفق این اهداف کاذب را میتوان به تاریخ 30 سپتامبر سال 2020 در یک سایت پدافندی اوسا در نزدیکی دهکده کوچک پاپاوند دید، در آن زمان قره باغ کوهستانی همچنان تحت کنترل ارمنستان بود.(2)

در رویداد مورد اشاره، دو هدف کاذب و تقریبا غیر قابل تشخیص از نمونه واقعی اوسا در وضعیتی مشابه با وضعیت استقرار سامانه های پدافندی عملیاتی، توسط پهپاد های انتحاری/مهمات گشت زنی سرگردان هاروپ (ساخت اسرائیل) مورد اصابت قرار گرفته و به طور کامل منهدم شدند. با وجود موفقیت اولیه در فریب، در نهایت اما تعدادی از سامانه های عملیاتی اوسا که در نزدیکی موضع پدافندی کاذب فعال بودند، همراه با خودروهای حامل/بارگذار 9T217 آن ها توسط پهپاد های بیرقدار TB2 و پهپادهای انتحاری هاروپ هدف قرار گرفته و منهدم شدند. این ماجرا در حقیقت ترکیبی است از موفقیت و عدم موفقیت در استفاده از طعمه های فریب دهنده پدافندی. هر چند در ابتدا اپراتور های پهپاد آذربایجان فریب میخورند، اما در نهایت به دلیل محدودیت تعداد فریب دهنده ها، سامانه های عملیاتی نیز هدف قرار میگیرد. در جنگ اخیر قره باغ، ارمنستان در مجموع 18 سامانه اوسا و 3 خودروی حامل/ بارگذار 9T217 را از دست داد (انهدام و غنیمت). (1)

برخلاف نمونه های کاذب اوسا، طعمه های فریب دهنده تور ام 2 در تعداد اندک و با عدم توجه به جزئیات ساخته شدند. به عنوان مثال در نمونه های کاذب تور ام 2، رنگ و الگوی استتاری متداول در ارتش ارمنستان اجرا شد در حالی که نمونه های عملیاتی این سامانه، از زمان ورود به ارمنستان در سال 2019 تا زمان جنگ قره باغ فاقد هر گونه الگوی استتاری بودند. نتیجتا الگوی استتاری در اینجا بیش از اینکه تصور اشتباه واقعی بودن ماکت را به وجود آورد، به کشف ماهیت کاذب آن کمک کرده است. یا در یک نمونه دیگر، ماکت های فریب دنده تور ام 2 صرفا ب خش سامانه را شامل میشدند و فاقد ماکت یا شبیه ساز خودروی حامل بودند در حالی که سامانه های تور ام 2 ارمنی از نمونه های محمول و کامیون سوار هستند.

سمت چپ : سامانه Tor-M2KM ارمنستان با همان رنگ استتاری مورد استفاده در زمان جنگ اخیر قره باغ

سمت راست : ماکت فریب دهنده سامانه مذکور با رنگ و الگوی استتاری متداول در ارتش ارمنستان و بدون شبه سازی حامل

البته این نکته نیز قابل ذکر است که سطح آشنایی اپراتورهای پهپاد آذربایجان با ابعاد و شکل ظاهری سامانه های پدافندی ارمنستان چندان مشخص نیست و ممکن است یک اپراتور مشتاق به درگیری، یک هدف کاذب با جزئیات اشتباه همچون نمونه های کاذب تور ام 2 ارمنی را به عنوان هدف اصلی تشخیص داده و مورد اصابت قرار دهد. در جنگ 44 روزه قره باغ تنها یک مورد تور ام 2 از مدل کا ام (KM) هدف قرار گرفت که البته بیش از اینکه به استفاده از اهداف کاذب پدافندی مرتبط باشد به دلیل استفاده محدود ارتش ارمنستان از این سیستم ها در طول جنگ بود.

به جای قرار دادن طعمه های پدافندی در نقاط استراتژیک قره باغ، ارمنستان اکثریت طعمه های پدافندی کم تعداد موجود را در مواضع پدافندی عملیاتی و سایت های پدافندی از پیش مشخص قرار داد. این اقدام در حد خرید زمان برای سامانه های عملیاتی بود و نه چیزی بیشتر. با اینحال برای ارمنستان بهتر این بود که اهداف کاذب پدافندی را در به صورت مستقل و غیر متمرکز در بخش وسیعی از منطقه قره باغ پخش کند تا آذربایجان برای کشف و انهدام آن ها مجبور به صرف وقت و هزینه باشد. بدین صورت این امکان برای پدافند ارمنستان فراهم میشد تا پهپاد های آذربایجان را در مسیر جستجو و کشف اهداف کاذب، مورد حمله قرار داده و تلفاتی وارد کند.

تمرکز سامانه هایی همچون اوسا در یک موضع پدافندی ثابت، مشکلاتی ایجاد میکند که بخش مهمی از آن به دلیل محدودیت های سامانه است. چنانچه پهپادی نظیر بیرقدار TB2 در یک الگوی پروازی مدور در بالای موضع پدافندی پرواز کند، در نقطه کور درگیری سامانه ای همچون اوسا قرار میگیرد و در حالی که سامانه ها بر روی زمین قادر به درگیری با پهپاد در بالای سر خود نیستند، پهپاد امکان شکار یک به یک سامانه ها و ایضا اهداف کاذب را خواهد داشت و این مسئله ای بود که در جنگ اخیر قره باغ رخ داد. این مسئله به وضوح ضعف و مشکلات سامانه ای همچون اوسا را در عصر نبرد های پهپادی نشان میدهد.

نمونه ای از چینش متراکم سامانه های اوسا و اهداف کاذب در سایت پدافندی ارمنستان که هدف حملات پهپادی قرار گرفت

اگرچه طعمه های پدافندی مورد استفاده توسط ارمنستان کمتر از آن تعدادی بودند که بتوانند اثر خاصی در روند جنگ داشته باشند اما مطمئنا هر دو طرف جنگ قره باغ در خصوص اثر بخشی این طعمه ها و درس هایی که میتوان از آن برای نبرد های آتی گرفت، مطالعاتی خواهند داشت. هر چند به نظر میرسد که وجود سیستم های شناسایی مدرن در حوزه اپتیکی، کاربرد اهداف کاذب را کم رنگ کرده است اما در نهایت اهداف کاذب و طعمه های فریب دنده نیز به نوبه خود در مسیر پیشرفت قرار دارند. به عنوان نمونه میتوان به اهداف کاذب با قابلیت انتشار فروسرخ و دارای الگوی مشخص حرارتی اشاره کرد که تفکیک آن ها از نمونه های اصلی را به شدت دشوار میکند. واضح است که آذربایجان با اگاهی از به کارگیری فریب دهنده ها توسط ارمنستان، اقدامات و تدابیری در مقابله با آن خواهد داشت از جمله استفاده از تصاویر ماهواره ای برای بررسی مواضع پدافندی ارمنستان و یا آموزش اپراتور های پهپاد در بحث شناخت ظاهری و بصری سامانه های پدافندی از نمونه های کاذب.

با توجه به وجود مهمات هدایت شونده مقرون به صرفه نظیر MAM-L که توسط انواع پهپاد های مسلح ساخت ترکیه به ویژه مدل بیرقدار TB2 قابل استفاده است، این سوال مطرح میشود که آیا افزایش تعداد طعمه های پدافندی میتواند در درگیری های آتی دو کشور اثر مهمی داشته باشد؟ با توجه به اینکه پهپاد هایی نظیر آکینجی (Akinci) یا آکسونگور (Aksungur) قابلیت حمل 12 الی 24 عدد از مهمات هدایت شونده MAM-L را دارند که برای انهدام کامل چندین سایت پدافندی ارمنستان همراه با سامانه های پدافندی، راداری و اهداف کاذب آن کفایت میکند، به نظر افزایش تعداد اهداف کاذب صرفا منجر به افزایش هزینه مهمات مصرفی طرف مقابل خواهد بود و نتیجه دیگری نخواهد داشت. تا زمانی که ارمنستان به سراغ گزینه های موثر برای مقابله با پهپاد ها نرود، استفاده از گزینه های پدافند غیر عامل نظیر فریب دهنده ها، تنها طرف مقابل را به زحمت می اندازد اما در نتیجه نهایی تاثیری نخواهد داشت.

سامانه های Osa-AK ارتش ارمنستان

بر گرفته از : منبع

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا