تانک هاعلوم پایه

تاکتیکی های مختلف زرهی

تاکتیکی های مختلف زرهی

نویسنده:سینا نوریخانی

مقاله زیر در مورد تاکتیکی های مختلف زرهی میباشد. در این مقاله با نمایش تصاویر به شکل ساده روشهای  حمله یگانهای زرهی مجهز به تانک ب نمایش در میاید

مقاله زیر در مورد تاکتیکی های حملات زرهی  میباشد. در این مقاله با نمایش تصاویر به شکل ساده روشهای  حمله یگانهای زرهی مجهز به تانک ب نمایش در میاید

در این تاکتیک به جای مقابله مستقیم و رو در رو نسبت به حمله به تانک دشمن از جناحین اقدام میشود. این تاکتیک به صورت عمده در چندین حالت کاربرد دارد :

1-انجام نبرد زرهی در مناطق باز با قابلیت انجام مانور و بدون محدودیت حرکتی برای زرهی همچون دشت باز
2-وجود برتری عددی یا کمی نسبت به دشمن
3- عدم وجود برتری کیفی و ضعف در تجهیزات خودی نسبت به تجهیزات دشمن که امکان مقابله مستقیم زرهی خودی با زرهی دشمن را از بین برده. به عنوان مثال تانک های خودی از مهمات موثر برای مقابله مستقیم با تانک های دشمن برخوردار نیستند در نتیجه با پهلو گیری و شلیک از کناره به تانک دشمن از نقطه ای ضعیف تر (کناره های شاسی و برجک) به ان حمله میبرند

ضد این تاکتیک (تصویر سمت راست یا شماره 2) ، عقب نشینی همزمان با اجرای اتش بر روی ادوات دشمن است تا بدین صورت تانک های دشمن امکان پهلوگیری از تانک و ادوات شما را نداشته باشد و همواره در موقعیتی رو در رو با دشمن قرار داشته باشید

تاکتیک حمله از جناحین یا پهلو گیری (اصطلاحا attack on flanks) و دفاع در برابر آن در تهاجم زرهی

2-تاکتیک توقف-شلیک-حرکت در مقابله زرهی با زرهی

یکی از تاکتیک های مقابله زرهی با زرهی ، تاکتیک یا روش توقف-شلیک-حرکت است. به طور کلی در مقابله تانک شما با تانک دشمن از جهت حرکتی چهار حالت مطرح است :

1-ثابت-ثابت 2-متحرک-ثابت 3-ثابت-متحرک 4-متحرک-متحرک

پیشرفته ترین تانک های امروزی با دقیق ترین سیستم های کنترل اتش نیز در اجرای اتش به صورت ثابت دقت بیشتری دارند تا اجرای اتش به صورت متحرک ، حالت های مطلوب از جهت دقت اتش برای تانک خودی دو حالت 1- ثابت-ثابت 2-ثابت-متحرک (تانک خودی ثابت و تانک دشمن متحرک) هستند.

شلیک به صورت ثابت هر چند دقت شلیک و اصابت را بالا میبرد اما تانک را به صورت متقابل در خطر اصابت از سوی دشمن قرار میدهد. از این رو میتوان از تاکتیک توقف-شلیک-حرکت استفاده کرد که در طی این تاکتیک تانک ضمن یک توقف کوتاه بر روی هدف اجرای اتش کرده و بلافاصله به حرکت درمیاید. اجرای این تاکتیک بیش از هر چیز نیازمند خدمه ای ماهر با قابلیت اجرای اتش سریع و دقیق بر روی اهداف در مدت زمانی کوتاه است.

تاکتیک توقف-شلیک-حرکت در مقابله زرهی با زرهی

3-خیزهای یکی در میان یا Alternate bounds

به طور کلی حرکت خيز به خيز با پوشش (Bounding Overwatch) در صورتی که برخورد با نیروهای دشمن در ضمن پیشروی انتظار برود ، مورد استفاده قرار میگیرد. این روش ایمن ترین روش پیشروی و در عین حال کند ترین روش است.

در روش پیشروی خیزهای یکی در میان یا Alternate bounds ، نیروها به دو بخش عنصر پیشرو (lead element) و عنصر عقبی (rear element) تقسیم بندی میشوند. در جریان پیشروی در ابتدا عنصر پیشرو تحت پوشش اتش مستقیم عنصر عقبی به موقعیت نظارت و پایش (overwatch position) جلویی حرکت میکند. پس از استقرار و تثبیت موقعیت توسط عنصر پیشرو با ایجاد پوشش اتش توسط این عنصر ، عنصر یا جناح عقبی نیروها حرکت به سمت جلو را اغاز کرده و با عبور از موقعیت عنصر پیشرو ، موقعیتی در جلوی آن را اشغال میکند. این عمل چندین بار دیگر با همین ترتیب توسط این دو عنصر تکرار میشود تا عبور از مسیر یا پیشروی در مسیر مورد نظر صورت گیرد.

خیزهای یکی در میان یا Alternate bounds

4-خیز پی در پی (Successive bounds)

در این روش دو عنصر پیشرو و عنصر عقبی ضمن ایجاد پوشش آتش مستقیم برای یکدیگر به ترتیب حرکت کرده و مواضعی به موازات موضع یکدیگر را اشغال میکنند.در ابتدا عنصر پیشرو تحت پوشش آتش عنصر عقبی نسبت به اشغال موضع نظارت و پایش اقدام میکند. پس از آن عنصر عقبی تحت پوشش آتش عنصر پیشرو خود را در موضعی به موازات موضع آن قرار میدهد و در نهایت این عمل تکرار میشود.

در یک گروه یا جوخه تانک (Tank Platoon) جهت مقابله با زرهی دشمن از الگوهای اجرای آتش (Fire Pattern) مختلفی بسته به شرایط میدان نبرد و موقعیت قرارگیری تجهیزات دشمن و تجهیزات خودی استفاده میشود. در مقابله با اهداف معمولا بر حسب فاصله از هدف (دور یا نزدیک بودن آن) و سطح تهدید و اهمیت آن (تهدید بیشتر یا کمتر) اولویت بندی مقابله صورت میگیرد که این اولویت بندی در الگوهای اجرای آتش لحاظ میشود. در درگیری با اهداف ، تانک خودی از هدفی که نزدیک تر از بقیه است شروع کرده و به ترتیب فاصله ، به مقابله با اهداف دورتر از خود میپردازد که این روش اصطلاحا near to far نامیده میشود. برای اولویت بندی نیز از هدف خطرناک تر یا مهمتر (از جهت ارزش رزمی) مقابله آغاز شده و به اهداف کم خطرتر و کم ارزشتر ختم میشود (most dangerous to least dangerous). در برخی مواقع هدف خطرناک تر ممکن است تیم ضد تانک دشمن باشد یعنی در موقعیتی قرار بگیریم که تیم ضد تانک دشمن از ادوات زرهی آن تهدید بالاتری برای نیروهای خودی ایجاد کند در نتیجه اولویت مقابله تیم ضد تانک خواهد بود و نه ادوات دشمن. در ادامه بهمعرفی شماری از الگوهای اجرای آتش میپردازیم

1-الگوی آتش به رو به رو یا Frontal pattern

در این الگو که جهت انجام کمین و تهاجم در مسیر عبور زرهی دشمن استفاده میشود ، هر کدام از تانک های جوخه یا گروه رزمی خودی از امکان اجرای اتش به اهداف در رو به روی خود برخوردار هستند. در الگوی اتش به رو به رو یا آتش به جلو ، تانک های خودی در جناحین (سمت چپ و راست گروه رزمی) به تانک ها و ادوات دشمن در ابتدا و انتهای کاروان یا ستون حمله میکنند. در این روش تانکی که در جناح راست خودی است به تانک و ادوات جناح راست دشمن (انتهای ستون زرهی دشمن) یورش میبرد و تانکی که در جناح چپ خودی است به ادوات و تانک های جناح چپ دشمن (ابتدای ستون زرهی دشمن). در این الگو ، اهداف از جناحین ستون به سمت مرکز آن مورد مقابله قرار میگیرند به این صورت با مورد اصابت قرار دادن تانک ابتدایی و انتهایی ستون زرهی دشمن ، امکان تحرک از تانک های میانی (یا مرکز) ستون گرفته میشود.

در الگوی اجرای آتش به جلو اولویت به این صورت است : از نزدیک به دور – از جناحین به مرکز (near to far, flank to center)

تاکتیکی های مختلف زرهی
الگوی آتش به رو به رو یا Frontal pattern

2-الگوی اجرای آتش متقاطع

در این الگو به هر دلیلی از جمله وجود عوارض زمینی ، تانک های خودی امکان مقابله با تانک رو به روی خود را ندارند به جای آن هر تانک براساس زاویه دید و آتشی که دارد نسبت به مقابله با هدف اقدام میکند. در این روش که جهت مقابله با ستون در حال عبور زرهی دشمن یا ردیف در حال نزدیک شدن زرهی دشمن امکان استفاده دارد هر تانک خودی با تانکی در جناح مخالف خود مقابله میکند به عنوان مثال تانک جناح راست خودی ، تانک جناح چپ دشمن را مورد هدف قرار میدهد و بلعکس. اولویت مقابله با اهداف نیز به صورت از بیرون به سمت داخل – از نزدیک به دور (outside in, near to far) است.

3-الگوی اجرای آتش به صورت عمقی یا Depth fire pattern

این الگو که عمدتا در مناسب برای محیط نبرد کوهستانی و معابر آن است نیازمند تامین الزاماتی است که عبارتند از :

1-موقعیت استقرار بالادستی برای نیروهای خودی
2-عدم وجود تفاوت ارتفاع بیش از اندازه مابین موضع استقرار نیروهای خودی و مسیر عبور ستون زرهی دشمن که امکان آتش از بالادست به پایین را بگیرد (با توجه به محدودیت تانک ها در اجرای اتش در زوایای منفی)
3-وجود فاصله مناسب مابین موضع استقرار تانک های خودی با مسیر عبور دشمن
4-موفقیت در اصابت ابتدای ستون زرهی دشمن و متوقف کردن آن در طول مسیر
5-وجود محدودیت در عرض معبر که امکان مانور را از ادوات زرهی دشمن بگیرد
و …………..

در این الگو تانک جناح چپ خودی (شماره 1) تانک انتهای ستون دشمن را هدف قرار میدهد و پس از آن به سراغ تانک جلویی میرود ، تانک سمت چپ مرکز (شماره 2) ، مرکز ستون زرهی دشمن را هدف قرار داده و پس از آن به سراغ تانک های قبل از مرکز ستون میرود. تانک سمت راست مرکز (شماره 3) ابتدای ستون زرهی دشمن را هدف قرار گرفته و سپس به سراغ تانک های بعدی به سمت مرکز ستون میرود و با این کار عملا حرکت ستون را متوقف میسازد. تانک جناح راست خودی (شماره 4) نیز بخشی از مرکز ستون زرهی دشمن را هدف قرار داده و پس از آن به سراغ تانک های ابتدای ستون میرود. در این روش تانک های شماره 1 و 2 به جهت فاصله از انتهای ستون دشمن نسبت به اجرای آتش عمقی اقدام میکنند که امکان عقب نشینی ستون زرهی دشمن را از بین ببرد.

الگوی اجرای آتش به صورت عمقی یا Depth fire pattern

الگوهای آتش که مورد معرفی و بررسی قرار گرفتند براساس آموزه های زرهی غربی هستند از جمله رزم گروهی و شبکه محور. در این الگوها ، دسته تانک (متشکل از چهار دستگاه تانک) به صورت کامل و از طریق سیستم مدیریت میدان نبرد با یکدیگر در ارتباط بوده و یکی از تانک ها نیز وظیفه فرماندهی جوخه را بر عهده دارد. برای اجرای این روش ها در زرهی شرقی میبایست از یک تانک فرماندهی برای جوخه تانک استفاده کرد در غیر اینصورت تانک های شرقی از قابلیت اجرای درست الگوها برخوردار نخواهند بود (مواردی همچون انتخاب الگوی اجرای آتش ، اولویت بندی تهدید ، انتخاب هدف یا اهداف برای هر تانک و ………. توسط تانک فرماندهی انجام میشود)

برای حرکت یک جوخه یا گروه تانک ، تعدادی آرایش حرکتی با نام آرایش های حرکتی پایه ای (basic movement formations) مطرح است که براساس شرایط میدان نبرد و ویژگی های مسیر حرکت از جمله مواردی همچون گستردگی محیط و عرض مسیر عبوری ، امکان انجام مانور ، احتمال یا عدم احتمال درگیری با دشمن و ……… مورد استفاده قرار میگیرند در ادامه اما به این آرایش های پایه ای خواهیم پرداخت.

1-دو نمونه آرایش ستونی یا Column formation

آرایش حرکتی ستونی به دو دسته تقسیم میشود که عبارتند از :

-آرایش ستونی یا Column formation

در این نوع آرایش (سمت چپ تصویر فوق) با توجه به عرض معبر یا مسیر امکان خروج از آن و حرکت آزادانه در کناره های مسیر وجود ندارد در نتیجه یک حرکت کانالیزه در معبری مشخص صورت میگیرد. در این نوع آرایش حرکتی هر کدام از تانک های درون آرایش وظیفه تامین جهت خاصی را بر عهده دارند. تانکی که در ابتدای مسیر حرکت میکند به عنوان طلایه دار و پیشرو ، بخش جلویی مسیر را تحت نظارت و پوشش آتش خود دارد. در نقطه مقابل تانکی که در انتهای آرایش قرار گرفته وظیفه تامین عقبه را بر عهده میگیرد. دو تانک میانی آرایش نیز هر کدام یک جناح از چپ و راست مسیر را پوشش میدهند. آرایش حرکتی ستونی برای زمانی که سرعت در حرکت اهمیت دارد و احتمال درگیری با دشمن وجود ندارد یا کم است مورد استفاده قرار میگیرد. مشکلی که در این آرایش وجود دارد این است که پوشش و زوایای آتش تانک های میانه و عقب ستون به سمت جلوی مسیر محدود و بلکه مسدود میشود.

– آرایش ستونی زیگزاگی (با حرکت نامنظم) یا Staggered Column

این نوع آرایش (سمت راست تصویر فوق) در زمانی اجرا میشود که امکان مانور و خروج از مسیر یا معبر وجود دارد (هر چند محدود باشد) در نتیجه نیازی برای حرکت ستونی منظم نیست. مزیت این آرایش این است که میانه ستون تانک علاوه بر پوشش جناحین ، امکان پوشش بخشی از مسیر جلویی ستون را نیز دارند در نتیجه پوشش بخش جلویی مسیر محدود به یک تانک نیست و در صورت هدف قرار گرفتن تانک ابتدای ستون امکان مانور و عبور از مسیر برای مابقی تانک ها فراهم است و اصطلاحا ترافیک ادوات رخ نمیدهد. در این آرایش به طور کلی پوشش جناحین و بخش های جلویی و عقبی مسیر حرکت بهتر از آرایش ستونی معمول تامین میشود.

تاکتیکی های مختلف زرهی
دو نمونه آرایش ستونی یا Column formation
نمونه ناموفق استفاده از آرایش حرکتی ستونی ، زرهی اسرائیل در جنوب لبنان در جریان جنگ 33 روزه سال 2006 بود

وقتی تانک های اسرائیلی در معبرهای باریک و کم عرض جنوب لبنان به دنبال پیشروی بودند نیروهای حزب الله با هدف قرار دادن تانک های ابتدا و انتهای ستون ، دیگر تانک های مستقر در میانه ستون زرهی را به دام می انداختند و اسرائیلی ها جهت گریز از این مسئله با تغییر آرایش از ستونی منظم به ستونی زیگزاگی و نامنظم به دنبال رفع مشکل بودند که البته با این اشتباه مشکل نه تنها حل نمیشد بلکه افزایش نیز میافت و تانک های خارج شده از ستون بعضا در حاشیه کم عرض جاده لغزیده و در کناره مسیر به صورت واژگون قرار می گرفتند که در تصویر فوق قابل مشاهده است (به جهت بافت کوهستانی منطقه درگیری) .تغییر آرایش نیازمند شرایط مشخصی است به عنوان مثال تغییر از ستونی به ستونی زیگزاگی و نامنظم نیازمند فضای حداقلی برای مانور در کناره های مسیر است. فضایی که ویژگی های مناسبی داشته باشد و به یک شیب منتهی به دره ختم نشود.

تاکتیکی های مختلف زرهی
آرایش ستونی البته یک آرایش معمول و بعضا اجباری برای زرهی در معابر باریک و کم عرض کوهستانی است

البته راهکارهایی برای بهبود این نوع آرایش و کاهش سطح آسیب پذیری در اجرای آن در محیط های کوهستانی وجود دارد که از حوصله کانال و مطالبش خارج هستند در نتیجه به این بخش نمیپردازیم.

آرایش موسوم به گُوِه یا Wedge (بعضا با عناوین دیگری همچون آرایش مثلث هم شناخته میشود)

این آرایش در مواقعی مورد استفاده قرار میگیرد که علاوه بر وجود یک یا چند مسیر یا معبر ، فضای قابل توجهی در حاشیه یا کناره مسیر اصلی نیز امکان عبور دارد. در تعریف دیگر این آرایش مناسب حرکت در فضاهای باز است. در آرایش گُوِه ، نظارت و پوشش آتش به سمت رو به رو در سطح بالایی قابل دستیابی بوده و سطح پوشش جناحین نیز در وضعیت مطلوبی قرار میگیرد. مهمترین عضو یا عنصر در این آرایش تانکی است که در میانه جناح راست قرار گرفته (تانک شماره 4 در تصویر فوق). این تانک علاوه بر نظارت و پوشش اتش در جناح خود (جناح راست) امکان نظارت و پوشش اتش در جناح چپ را نیز دارد. در حقیقت این تانک یک عنصر تعویضی از جهت نظارت و پوشش اتش جناحین آرایش است که بر هر دو جناح راست و چپ تسلط دارد و کنترل خود بر روی این دو جناح را بسته به شرایط تعویض میکند یا تغییر میدهد. دو تانک انتهایی آرایش (عقبه جوخه تانک) که تانک های شماره 2 و 3 در تصویر فوق هستند علاوه بر پوشش جناحین امکان پوشش سمت عقبی آرایش را نیز دارند. در آرایش گُوِه ، سطح نظارت و پوشش آتش در جناحین بستگی به جهت توجه عنصر تعویضی (تانک شماره 4) دارد. اگر این تانک متوجه جناح راست باشد در نتیجه در این جناح نظارت و پوشش آتش تقویت میشود و بلعکس از این جهت است که عنصر کلیدی در آرایش مورد اشاره تانک شماره 4 است (در میانه جناح راست)

آرایش موسوم به گُوِه یا Wedge (بعضا با عناوین دیگری همچون آرایش مثلث هم شناخته میشود)

آرایش پلکانی یا Echelon که به دو صورت به جناح راست و یا به جناح چپ قابل تشکیل است.

این آرایش سطح پوشش مطلوبی در جهت رو به رو و یک جناح خاص ایجاد میکند. آرایش پلکانی از جمله آرایش هایی است که میبایست در محیط های باز و با امکان انجام مانور و ایجاد فاصله بین ادوات اجرا شود و صرفا امکان اجرا به سمت یک جناح مشخص راست یا چپ را دارد که بسته به شرایط میدان نبرد نحوه اجرا توسط فرمانده جوخه تانک تعیین میگردد.

آرایش پلکانی یا Echelon که به دو صورت به جناح راست و یا به جناح چپ قابل تشکیل است.

آرایش V شکل یا هفتی شکل جوخه تانک یا vee formation

این آرایش برای زمانی است که عرض مسیر یا فضای حرکت در حدی است که امکان مانور و ایجاد آرایش را فراهم میکند اما موانعی در مسیر وجود دارد که سطح پوشش نظارت و آتش ادوات خودی را در زوایای مختلف محدود کرده یا از بین میبرد از این جهت با بهره گیری از آرایش V شکل سعی در حفظ پوشش نظارت و آتش در طول مسیر میشود. در این آرایش زوایای کور نظارت و آتش هر کدام از تانک ها توسط تانک دیگر تا سطح قابل توجهی پوشش داده میشود هر چند که البته در نهایت سطح نظارت و آتش به رو به رو محدود است و تنها توسط دو تانک از جوخه تامین میشود.

آرایش V شکل یا هفتی شکل جوخه تانک یا vee formation

آرایش خطی یا line formation

از ساده ترین آرایش ها برای جوخه تانک که بالاترین سطح نظارت و قدرت آتش در جهت مقابل و در مسیر حرکت و پیشروی جوخه را فراهم میکند هر چند از جهت پوشش جناحین آرایش مناسبی نیست و در این مورد ضعف دارد. از این جهت این آرایش در زمانی اجرا میشود که جناحین جوخه یا گروهان تانک با حضور واحد های دیگری تامین شود یا موضع استقرار و موقعیت دشمن در رو به روی جوخه و در مسیر حرکت باشد در نتیجه احتمال درگیری از جناحین مطرح نباشد یا ضعیف باشد.

آرایش خطی یا line formation
نمونه ای از آرایش خطی تانک های K1 کره جنوبی در جریان رزمایش

آرایش حلقه یا چنبره coil formation (این آرایش با نام های دیگری همچون آرایش دایره ای نیز شناخته میشود)

در این آرایش اگر در ضمن حرکت جوخه تانک توقفی رخ دهد که دلیل آن هر مسئله ای باشد از وجود مانع در مسیر تا احتمال کمین یا تصمیم به توقف موقت در حفظ یک موقعیت ، در ابتدا تانک پیشرو که عمدتا تانک فرماندهی نیز هست در مسیر حرکت (در موقعیت ساعت 12) توقف میکند و دیگر تانک ها نیز به ترتیب در موقعیت ساعت 3 (جناح راست) ، ساعت 6 (عقبه مسیر) و ساعت 9 (جناح چپ) آن قرار میگیرند. به این صورت یک وضعیت نظارت و اجرای آتش همه جانبه یا all- round ایجاد میشود (یک پوشش تقریبا 360 درجه اگر مانعی در مسیر دید و تیر نباشد)

آرایش حلقه یا چنبره coil formation (این آرایش با نام های دیگری همچون آرایش دایره ای نیز شناخته میشود)
حلقه یا دایره فرضی که در جریان اجرای آرایش Coil ایجاد میشود و جهت پوشش آتش و نظارت هر تانک (با گردش برجک به طرفین که با فلش مشخص شده)

آرایش جناغی یا herringbone formation

این آرایش برای زمانی است که جوخه تانک میبایست جهت تامین حفاظت بخشی از مسیر به دلیل تهاجم دشمن یا احتمال کمین ، توقف کرده و به دفاع شتابزده بپردازد تا مابقی نیروها در مسیر به حرکت خود ادامه دهند. از این جهت هر کدام از تانک ها چنانچه فضای کافی در کناره یا حاشیه مسیر وجود داشته باشد از مسیر حرکت خارج شده و در زاویه 45 درجه نسبت به آن قرار میگیرند. در این آرایش امکان پوشش همه جانبه و حفاظت موثر از بخشی از مسیر فراهم است بدون اینکه جوخه تانک مسیر حرکت دیگر نیروها و تجهیزات را مسدود کنند.

آرایش جناغی یا herringbone formation

آرایش جعبه ای یا مربع Box formation

این آرایش از جمله مواردی است که برای واحدی در سطح جوخه تانک چندان مرسوم نیست و استفاده نمیشود و در واحد های زرهی بزرگتر عمدتا کاربرد دارد که عناصر بیشتر و تکمیل کننده ای در آن ها باشد. اما در نهایت این آرایش یک نمونه متقارن است که از هر سمت شامل جناحین ، رو به رو یا عقبه سطح پوشش و قدرت اتش یکسانی ارائه میکند چرا که اگر از هر سمت در نظر گرفته شود دو تانک امکان اجرای اتش و نظارت را دارند.

آرایش جعبه ای یا مربع Box formation

آرایش موسوم به گُوِه یا Wedge که بعضا با عناوین دیگری همچون آرایش مثلث یا حتی آرایش نوک پیکان هم شناخته میشود و امروز خدمت شما معرفی کردم اما در ادامه اش …….

فرض کنید جوخه یا گروه تانک در درگیری با دشمن دچار آسیب و ضعف در ساختار رزمی میشود. برفرض 2 یا 3 تانک از جوخه منهدم میشوند که نتیجه آن فروپاشی ساختار رزمی گروه تانک است. در اینجا امکان اضافه کردن تانک باقی مانده به آرایش تانک در جوخه دیگر جهت تکمیل و بهبود آرایش نیز وجود دارد. این تانک باقی مانده از جوخه نابود شده با نام عنصر الحاقی یا عضو تقویت کننده به آرایش جوخه های رزمی دیگر اضافه میشود

رایش موسوم به گُوِه یا Wedge که بعضا با عناوین دیگری همچون آرایش مثلث یا حتی آرایش نوک پیکان هم شناخته میشود

همانطور که دیده میشود در این آرایش عنصر میانی جناح چپ که به صورت معمول در آرایش Wedge وجود نداشت از طریق عنصر الحاقی از یک جوخه منحل شده تامین گردیده و به آرایش اضافه شده است در نتیجه در بخش میانی جناح راست و چپ آرایش به صورت متوازن یک تانک برای پوشش هر جهت وجود دارد در حالی که این مسئله در آرایش پایه ای Wedge رخ نمیدهد و معمولا بخش میانه جناح چپ آرایش خالی میماند و توسط عنصر تعویضی از جناح راست پوشش داده میشود (عنصر تعویضی تانک میانه جناح راست است).


یک گروه تانک یا tank platoon معمولا از سه الی چهار دستگاه تانک اصلی میدان نبرد تشکیل میشود که فورمیشن های فوق را بر حسب نیاز در میدان نبرد اجرا میکنند

تمام مواردی که تا امروز در حوزه تاکتیک عنوان شد برای واحد تانک در سطح گروه یا جوخه تانک بود که البته تاکتیک ها و آرایش های مورد اشاره برای جوخه تانک هم در زرهی غربی و هم در زرهی شرقی به صورت یکسان قابل اجرا است. تفاوت عمده در تاکتیک های غربی و شرقی وقتی ایجاد میشود که مسئله رزم ترکیبی (با حضور پیاده ، نفربرها و خودروهای رزمی پیاده نظام) مطرح میشود و یا تاکتیک ها و آرایش ها از واحد کوچکی همچون گروه یا جوخه تانک خارج شده و به واحد های بزرگتری همچون گردان و ……… تبدیل میشوند. آرایش های پایه ای برای جوخه تانک تقریبا بین زرهی غرب و شرق یکسان یا نزدیک است.


نمونه ای از آرایش یک نیروی زرهی ترکیبی (شامل تانک ، خودروی رزمی و ….) در سطح گروهان یا Company در ارتش آمریکا

این آرایش به صورت کلی از نوع آرایش گُوِه یا Wedge است که در درون آن سه آرایش مستقل گُوِه یا Wedge ، آرایش پلکانی یا Echelon به جناح راست و آرایش ستونی یا Column برای هر کدام از جوخه ها اعمال شده (در تعریف دیگر تصویر فوق شامل آرایش های مختلف واحد های کوچکتر است که یک آرایش کلی واحد بزرگتر را ساخته اند). همانطور که دیده میشود تعداد ادوات جوخه ها در این آرایش بعضا از چهار دستگاه نیز فراتر رفته و یکسری عناصر با وظیفه خاص همچون خودروی تیم پشتیبان آتش یا FIST-V جهت پشتیبانی جوخه اضافه گردیده. یکسری وظایف مشخص نیز تعریف شده از جمله تانک فرماندهی گروهان که با CDR مشخص شده و تانک معاون فرمانده/افسر اجرایی عملیات یا executive officer که با XO مشخص شده. با بزرگتر شدن واحد از جوخه به گروهان زرهی تنها چیزی که تقریبا ثابت مانده فرم کلی آرایش ها است. استعداد جوخه از چهار تانک به تعداد بیشتری افزایش یافته و وظایف و عناصر بیشتری نیز به واحد اضافه شده اند (همچون خودروی پشتیبان آتش و …….)

نمونه ای از یک آرایش تو در تو یک نیروی زرهی در سطح گروهان در ارتش آمریکا

آرایش کلی این گروهان به صورت خطی یا line formation هست اما آرایش داخلی یا همان آرایش مستقل هر یک از جوخه ها از نوع گُوِه یا Wedge است (یا آرایش مثلث). در اصل آرایش فوق یک آرایش خطی متشکل از سه آرایش مثلث یا گُوِه داخلی است.


نمونه دیگری از یک آرایش تو در تو در نیرویی در سطح گروهان

یک آرایش تو در تو میتواند شامل یک آرایش کلی با آرایش های داخلی مشابه باشد همچون تصویر فوق که آرایش کلی از نوع پلکانی به جناح راست است که از سه آرایش داخلی پلکانی به جناح راست تشکیل شده.


یک نمونه دیگر از آرایش تو در تو در سطح گروهان زرهی

آرایش کلی از نوع ستونی یا Column formation با دو آرایش داخلی ستونی و یک آرایش داخلی از نوع گُوِه یا Wedge (یا مثلث)


نمونه ای از تغییر آرایش حرکتی از ستونی به آرایش گُوِه یا مثلث و در نهایت آرایش خطی ، تغییری که از حرکت در مسیر مشخص با آرایش ستونی تا خروج از مسیر و دو مرحله تغییر آرایش ادامه میابد.

در این تغییر آرایش ، تانک پیشرو (شماره 1) به مسیر مستقیم ادامه میدهد ، تانک شماره 2 در میانه ستون با تغییر آرایش از ستونی به گُوِه یا مثلث به جناح چپ میرود و دو تانک انتهایی ستون نیز در جریان تغییر آرایش در جناح راست آرایش جدید قرار میگیرند. در نهایت با اجرای آخرین مرحله تغییر آرایش ، تانک های جوخه بدون تغییر در موقعیت در آرایش خطی قرار میگیرند.


در تصویر فوق جوخه تانک با اجرای آرایش حرکتی گُوِه یا مثلث در حال پیشروی است که فرمانده در بیسیم رویت نیروهای دشمن ، جهت موضع آن ها و فرمان درگیری را صادر میکند. پس از مشخص شدن موضع دشمن و صدور فرمان درگیری ، صرفا تانک هایی که در جهت تهدید هستند (تانک های شماره 1 ، 4 و 3) با نیروهای دشمن درگیر میشوند. در حقیقت این جناح راست آرایش است که با نیروهای دشمن در موقعیت شرقی جوخه درگیر میشود و تانک جناح چپ (تانک شماره 2) بدون حضور در درگیری و بر هم زدن آرایش صرفا به پوشش جناح مربوط به خود میپردازد تا از جناح چپ خطری متوجه جوخه نباشد. مهمترین مورد در اجرای آرایش های مختلف توسط جوخه تانک ، توجه به فرامین فرماندهی جوخه و پرهیز از هرگونه حرکت و تغییر مسیری است که موجبات بر هم خوردن آرایش و ایجاد ضعف در هر جناح از آن شود. درگیری با نیروهای دشمن صرفا توسط جناحی از آرایش صورت میگیرد که در جهت دشمن باشد و از پوشش نظارت و آتش کافی برخوردار.

برچسب ها

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن