ایرانناوهای جنگی

ناوهای محافظ کلاس جماران ( پروژه موج )

ناوهای محافظ کلاس جماران ( پروژه موج )

  

ناوهای کلاس جماران ( پروژه موج )

ویرایش سوم

سامان عزیزی

 

 

به نام خدا

مطلب مذکور بر اساس اطلاعات رسمی یا قابل اطمینان گردآوری شده است .

ناوهای ( محافظ )  کلاس ” جماران  “ به سری ناوهای ایرانی گفته می شود که طی پروژه  ( موج ) و بر اساس ناوهای کلاس الوند ( سام ) ساخت انگلستان توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح  و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  طراحی و ساخته شده است .

جماران نام محله و دهکده‌ای در شمال شهر تهران است که حسینیه جماران ، محل سکونت رهبر انقلاب اسلامی سال 1357 و بنیان گذار  نظام  جمهوری اسلامی ایران  ” امام خمینی ( ره ) ” در آن واقع شده است .

ناو جمهوری اسلامی ایران “جماران” نخستین محصول پروژه موج

ناوهای کلاس جماران  بر اساس طبقه بندی جهانی  در پایین ترین رده فریگت ها (  frigate  ) قرار می گیرد به طوری که برخی ناوهای نزدیک به ابعاد و وزن کلاس جماران  و حتی برخی ناوهای بزرگتر و سنگین تر از  این کلاس به دلیل عدم تعیین محدوده دقیق ( وزن/ابعاد ) و رسمی رده  بندی ناوهای جنگی که مورد توافق بین المللی باشد ، توسط برخی کشورها سازنده و بکار گیرنده به عنوان کورت ( Corvette ) در نظر گرفته می شود . همچنین  در داخل کشور نیز  نوعی دوگانگی در بیان رده این کلاس وجود دارد که یک بخش آن ناشی از بازی ها رسانه ای و پروپاگاندا است و بخش دیگری آن مربوط به عدم معادل سازی صحیح و قدیمی شدن تعاریف است به طوری که همین حالا به ناوهای  قدیمی ببر ، پلنگ و آرتمیس ( دماوند 1 ) ناوشکن ( Destroyer ) می گوییم در حالی زیر چهارهزار تن وزن داشتند و طبق تعاریف مدرن جزو  فریگت های محسوب می شوند و یا به ناو پشتیبانی خارک به دلیل امکان حمل 2تا 3 بالگرد ، مکرر ناو بالگرد بر خطاب شده است !! .

درباره پروژه موج مقامات لشکری و کشوری و رسانه های داخلی از ناوهای کلاس جماران به عنوان ( ناوشکن یا Destroyer ) یاد می کنند ، اما در طرف دیگر برخی با پروپاگاندا خواندن استفاده از واژه ناوشکن ، به این کلاس ( ناوچه ) می گوبند . می توان گفت که اگر اطلاق واژه ( ناوشکن ) به کلاس جماران اغراق آمیز و به طور قطع اشتباه است ، اطلاق واژه ( ناوچه ) نیز جماران و به طور کلی رده فریگت ها را بیش از حد کوچک می کند . طبق دستور زبان فارسی ، ما در تعریف اشیا یا اماکن زمانی از پسوند ( چه ) استفاده می کنیم که آن شی یا مکان نسبت به مورد مشابه با ایعاد معمول و طبیعی خیلی کوچکتر باشد ، مانند کتابچه نسبت به کتاب یا باغچه نسبت به باغ .  ما در دنیا کتاب ها ، کتاب نفیس و ارزشمندی با  نام شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی را داریم که نسخه کامل آن ابعاد بزرگی دارد ، اما در برابر آن ما کتابهای درسی دوران مدرسه و حتی دانشگاه ( به ویزه دروس تک واحدی ! ) را نیز داریم که در برابر شاهنامه هیچ می باشند ، اما به آنها نیز کتاب می گوییم نه کتابچه . از نظر بسیاری کتابچه ابعادی در حدود کف یک دست ( یا کمی بزرگتر )  و صفحات کمی دارد .در مبحث ناوهای جنگی می توان گفت که ناوی مانند ناوشکن تایپ 055 چین که بتازگی به آب انداخته شده است حکم همان کتاب نفیس شاهنامه و ناو جماران حکم یک کتاب درسی معمولی و تک واحدی را دارد  .

با این تفاسیر بهترین و درست ترین عنوانی که می توان به رده فریگت که جماران جزئی از آن است  اطلاق کرد ” ناو محافظ  ” است  چرا که در آن اگر جماران با 1500 تن وزن و 94 متر طول در پایین ترین رده قرار می گیرد اما ناوهایی وحود دارند که 150 متر طول و بیش از 5000 تن وزن داشته و منطقی نیست که به  آنها با همچین ابعاد و وزنی ناوچه گفته شود .

البته برای جماران با توجه به قرار گرفتن در محدوده ای که به دلیل عدم تعیین دقیق و رسمی رده بندی ناوهای رزمی ، می توان به نوعی محدوده مشترک بین کوروت و فریگت به حساب آورد ، بهترین عنوان ” ناو ” خالی بدون هرگونه پسوندی است .

پیشینه

همانطور که گفته شد مبنای ناوهای کلاس جماران ، ناوهای کلاس” الوند “ساخت انگلستان می باشد .

در سال 1966 میلادی ،  رژیم گذشته ایران سفارش 4 ناو کلاس واسپر ام کا 5 (Vosper Mk 5  ) را به انگلستان داد و ساخت این 4 ناو در کارخانه های  واسپر تورنیکرافت (Vosper Thornycroft  ) و ویکرز (Vickers ) طی سالهای 1967 و 1968 شروع و پس از تکمیل در سالهای 1971 و 1972  و با نام ناوهای کلاس سام ( و به ترتیب سام، زال، رستم و فرامرز ) به خدمت نیروی دریایی ایران در آمدند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام این ناوها به کلاس الوند ( و به ترتیب الوند ، البرز ، سبلان و سهند ) تغییر کرد و به غیر از سهند جاویدان شده ، 3 ناو دیگر همچنان در حال خدمت می باشند.

به ترتیب از بالا به پائین : الوند ( سام ) 71 ، البرز 72 (زال) ، سبلان جانباز ( رستم ) 73 و سهند جاوید ( فرامرز ) 74

ناو های کلاس الوند 94.5 متر طول و 11.07 متر عرض دارند . حداکثر وزن این ناوها به 1540 تن می رسد .

ناوهای کلاس الوند از سیستم رانشی ترکیبی CODAG، مخفف Combined Diesel and Gas، بهره می برند که شامل دو موتور دیزل Paxman Ventura  هر یک با قدرت ۳٫۸۰۰ اسب بخار و دو توربین گاز  Rolls Royce Olympus TM-3A هر یک با قدرت 46000 اسب بخار است  ؛ هر موتور دیزل و توربین گاز به یک جعبه دنده و شفت و پروانه جداگانه متصل می باشند . در این ترکیب به هنگام دریانوردی در سرعتهای پایین مثلا در هنگام گشت یا دریانوردی عادی، شناور از موتورهای دیزل خود نیرو می گیرد و بدین ترتیب میتواند در مصرف سوخت صرفه جویی کرده و برد دریانوردی خود را افزایش دهد. اما در مواقعی که شناور نیاز دارد سرعت خود را افزایش دهد تا سریعا به محل ماموریت برسد یا از محل دور شود ، در این زمان توربین گاز نیز فعال میشود و به کمک موتورهای دیزل می آید تا سرعت شناور را سریعا افزایش دهد. البته در این حالت علاوه بر افزایش مصرف سوخت و کاهش برد عملیاتی ، باعث افزایش استهلاک سامانه های رانشی می شود .

این سیستم ترکیبی بخصوص در یگانهای فریگیت و اسکورت بسیار مفید و تاحدودی حیاتی است و توان عکس العمل سریع و چابکی مناسبی را در عملیاتهای رزمی به شناور میدهد. ناوهای کلاس الوند با موتور دیزل 31 کیلومتر و با توربین گاز 72 کیلومتر سرعت دارند.

تسلیحات ناوهای کلاس الوند از این قرار می باشد :

-توپ اصلی این ناوها در ابتدا یک قبضه توپ 4.5 اینچی مارک 5 بوده که دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توپ معروف مارک 8 جایگزین آن شده است .

– این ناوها به یک قبضه  توپ 35 میلی متری  دو لول اورلیکن  ، سامانه دفاع نزدیک  AK-630  کمند ( در حال حاضر تنها بر روی ناو البرز نصب شده ) ، دو تا چهار قبضه  توپ 20 میلی متری اورلیکن و دو تا چهار قبضه مسلسل 12.7 میلی متری دوشکا مجهز می باشند که علاوه بر کاربرد ضد هوایی ، بر علیه اهداف سطحی نیز به کار گرفته می شوند .

– برای مقابله با اهداف سطحی ناوهای کلاس الوند در ابتدا مجهز به پنج  لانچر موشک ضد کشتی Sea Killer Mark 2 با برد 25 کیلومتر بودند که در ابتدای دهه 1370 شمسی کنار گذاشته شده و با چهار لانچر موشک ضد کشتی c-802  ساخت چین جایگزین می شوند . این چهار لانچر همچنین توانایی حمل و شلیک نسخه های توسعه یافته ایرانی موشک  C-802 که نور ، قادر و غدیر نامیده می شوند را نیز داشته و به فراخور زمان ورود به خدمت این موشک ها ، روی این ناوها قرار گرفتند .

– این کلاس برای مقابله با اهداف زیر سطحی  ابتدا مجهز به خمپاره ضد زیردریایی مارک 10 بود که در حال حاضر با دو پرتابگر سه  تایی ( مجموعا شش ) اژدر مارک 46 کوسه جایگزین شده است .

-برای دفاع در برابر حملات هوایی ، علاوه بر سامانه های توپخانه ای ، این ناوها مجهز به سامانه پدافند هوایی کوتاه برد سی کت بودند که کارایی پائینی داشته  و بعد از جنگ به طور کامل کنار گذاشته می شوند و پس از آن ناوهای کلاس الوند فاقد سامانه موشکی پدافند هوایی می باشند   و تنها تعداد نا معلومی سامانه دوشپرتاپ  مانند  میثاق  در اختیار دارند .

– در حال حاضر ناو البرز در بین سه ناو کلاس الوند مجهز به دو پرتابگر 12 تایی چف و فلر ” جوشن 140 ” است .

سامانه های تسلیحاتی ، الکترونیک و راداری ناو البرز هم اکنون ناو البرز در بین سه ناو کلاس الوند مجهز ترین ناو  محسوب می شود

در طول هشت سال دفاع مقدس ، ناوهای کلاس الوند  همانند دیگر یگان های شناور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  به حفاظت از آبهای سرزمینی کشور و همچنین اسکورت کشتی های نفتکش حامل نفت ایران برای بازارهای های جهانی و کشتی های باری حامل کالاهای اساسی وارداتی پرداختند ، این روند ادامه داشت تا زمان به روز تلخ 29 فروردین سال 1367 رسید .

بدنبال تشدید جنگ نفتکش ها و تقابل بین ایران و امریکا در خلیج فارس ، این کشور در روز 29 فروردین 67 در طی عملیاتی با نام ( آخوندک ) اقدام به تهاجم  به آب های سرزمینی ایران کرد و در شروع تهاجم خود به سکوهای میدان نفتی سلمان یورش برد و آنها را منهدم کرد  .

اولین یگانی که برای دفاع وارد منطقه شد ، ناوچه موشک انداز جوشن از کلاس کمان بود .

این ناوچه در یک درگیری کاملا نابرابر توسط ناوهای امریکایی  که عملا آن محاصره کرده بودند ، منهدم شده و در اعماق خلیج فارس جاویدان گشت و یازده نفر از خدمه آن نیز به شهادت رسیدند .

اما یگان بعدی که وارد کارزار دفاع از آب های کشور شد ، ناو سهند بود که به منظور درگیری با نیروهای مهاجم از بندرعباس حرکت کرده بود .

سهند در ده مایلی جنوب غرب جزیره لارک توسط هواپیماهای  A-6 Intruder  ردیابی شده و مورد حمله قرار می گیرد ؛ پرسنل غیور سهند نیز با استفاده از تسلیحات ناو اقدام به دفاع می کنند که متاسفانه موفقیت آمیز نبود   .

هواپیماهای A-6 ابتدا دو موشک ضد کشتی هارپون و دو بمب هدایت لیزری ِ ای‌جی‌ام-۱۲۳ اسکیپر به سمت ناو سهند شلیک می کنند و سپس بمب‌های خوشه‌ای راک‌آی پرتاب‌شده توسط یکی از اینترودرها و یک موشک هارپون دیگر از ناوشکن جوزف اشتراوس کار سهند را تمام کرد و این ناو در اعماق خلیج فارس جاویدان گشت و چهل و پنج نفر از خدمه آن نیز به شهادت رسیدند .

بقایای در حال سوختن ناو سهند قبل از به زیر آب رفتن

مهاجمین امریکایی پس ناو سهند جاوید ، به سراغ ناو سبلان رفته و با شلیک بمب هدایت لیزری از جنگنده  اینترودر به  آن حمله کردند ، با این حال به علت دستور مقامات ارشد امریکایی مبنی بر ترک نبرد ، به حملات ادامه ندادند.

بمب هدایت لیزری مستقیم به سبلان اصابت نمی کند و کنار و سمت راست ناو و در زیر آب منفجر می شود و موج انفجار علاوه بر پاره و مچاله کردن صفحات سینه ناو ، کیل ناو که حکم ستون فقرات ناو می باشد را در قسمت انتهای سینه ناو می شکند ، فقط قسمت های اندکی متصل باقی مانده بودند وگرنه سبلان عملا دو تکه می شد .

اما سبلان دو شانس آورد که اولین آن ترک نبرد از سوی مهاجمین بود و دومین آن انجام تمرینات درون یگان پرسنل سبلان در چند روز قبل از 29 فروردین 67 بود که شامل اقدامات مربوط به کنترل صدمات هم می شده و به همین دلیل سطح آمادگی پرسنل سبلان برای مواجه با آسیب ها در وضعیت مناسبی بوده است .

پرسنل برای جلوگیری از خطر برق گرفتگی و اتصال و آتش سوزی،  برق ناو را قطع می کنند و با بستن بقیه کامپارتمنت ها سبلان را از خطر غرق شدن نجات می دهند  و با آمدن یدک کش ، ناو به سمت بندرعباس برده می شود .

با رسیدن سبلان به تاسیسات شهید باهنر بندرعباس ( پایگاه یکم نیروی دریایی ارتش ) و قرار گرفتن ناو بر روی داک ، میزان صدمات وارده خود را تازه نشان می دهد .

بمبی که کنار سبلان خورده بود، هم موجب سوراخ شدن و پارگی بدنه در سمت راست و هم حدود 50 تا 60 متر مربع از بدنه متاثر از موج انفجار بمب، دچار پیچیدگی شده بود.

نواحی نزدیک محل انفجار هم کاملا در اثر موج مثل یک کاغذ مچاله و نواحی دورتر نیز دفرمه شده بود. کیل اصلی کشتی هم شکسته و سینه ناو حدود 35 سانتی متر نشست کرده بوده . به طور کلی میزان آسیب دیدگی سبلان   به ویژه در قسمت سازه و بدنه  تا 30 درصد برآورد شده است  .

قسمتی از ورق کاملا مچاله شده بدنه که بعنوان یادبود در دفتر فرمانده ناو سبلان نگه داری میشه

انفجار بمب باعث نابودی  و از دست رفتن اتاق جایروی کشتی، خوابگاه 27 نفره و خوابگاه 24 نفره کارکنان ، سوئیچ برد سینه و نیز ژنراتور سینه و محوطه آن ، سرویس های بهداشتی و اماکن زیستی 14 و 12 نفره شده بود .

مراکز مختلف داخلی و خارجی برای امکان سنجی بازسازی و سپس همکاری و مشارکت در عملیات بازسازی ، از سبلان بازدید کردند و حتی مطالبی نیز از بازدید افرادی  متعلق به کارخانه سازنده ( احتمالا Vickers ) وجود دارد  که تائید شده نیست .

بر اساس اطلاعات عمومی و رسمی موجود ، طبق نظر این مراکز سبلان قابلیت بازگشت به شرایط عملیاتی را نداشته و به نیروی دریایی توصیه می شود که بهتر است تجهیزات آن به عنوان قطعات یدکی دو ناو باقی مانده ( الوند و البرز ) تخلیه و سازه اوراق شود .

با این وجود نیروی دریایی که اصرار به بازگرداندن سبلان به خدمت دارد ، تصمیم بازسازی این ناو می گیرد.

شاید دلیل اصرار نداجا با وجود میزان آسیب دیدگی شدید سبلان ، وضعیت آن زمان ناوهای تحت اختیارش بوده باشد .

دو فروند از بهترین ناوهای نیروی دریایی ( جوشن و سهند ) در 29 فرودین 67 از دست رفته بود و در طول دفاع مقدس ناوچه موشک انداز پیکان ( کلاس کمان ) و دو ناو میلانیان و کهنمویی ( کلاس بایندر ) جاودانه شده بودند ، بزرگترین ناوهای نیروی دریایی یعنی ببر و پلنگ و دماوند 1 ( آرتمیس ) در نیمه دوم جنگ دیگر توانی برای ادامه خدمت نداشته و مدت زمانی بعد از پایان جنگ به طور کامل از خدمت خارج و اوراق شدند . از نگاهی دیگر نیروی دریایی پیش از شروع جنگ دارای یازده ناو بزرگ بود که دارایی اصلی آن محسوب می شدند ؛ از این یازده ناو ، سه ناو مهندم شده و سه ناو دیگر در آستانه خروج از خدمت و اوراق شدن قرار داشتند ، اگر سبلان بجای بازسازی اوراق می شد ، برای نداجا عملا 4 ناو بزرگ باقی می ماند . می توان اینطور برداشت کرد که نیروی دریایی ارتش در موضوع از دست دادن دارایی های رزمی به آستانه تحمل رسیده بود و تحمل از دست دادن یک ناو دیگر را نداشته است .

وضعیت آینده و امکان خرید ناو جدید نیز نامشخص بود  و دیدیم به غیر از 3 زیردریایی کلاس کیلو ، امکان خرید رزمی دیگری برای نداجا محیا نشد.

از طرفی با توجه به وقایع 29 فروردین 67 و همچنین  گسترش نهضت خودکفایی در بخش نظامی ، بازسازی سبلان ، برای نداجا و کل مجموعه نظام جمهوری اسلامی   مهم  و شاید حیثیتی  بوده است .

اما همین تصمیم بازسازی سبلان و اصرار بر روی آن ، مسیری را آغاز می کند که به  ساخت ناوهای کلاس جماران ( موج ) ، در کنار آن ناوچه های موشک انداز کلاس پیکان ( بر مبنای کلاس کمان ) ، طراحی ( و در آینده ساخت ) ناو پروژه لقمان و در کل ایجاد صنعت ساخت ناوهای نظامی به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران می شود .

با شروع عملیات بازسازی سبلان ، متخصصان نیروی دریایی ابتدا به سراغ تراز کردن سازه رفتند  و اولین مشکل نداشتن جکی بود که بتواند وزن 1100 تن ناو را تحمل کند ، لذا یکسری چرخ دنده طراحی می شود که این چرخ دنده‌ها توی هم بازی می‌کردند و به وسیله همین چرخش، ارتفاع پیدا می‌کردند.

هشت عدد از این جک‌ها ساخته می شود و آنها را در قسمت‌های مختلف سینه ناو گذاشته و آرام آرام سینه ناو را بالا می آورند. با استفاده از دستگاه‌های تراز، محور ناو  پیدا شده و سینه ناو با بدنه در یک خط قرار داده می شود و برای حفظ موقعیت ناو ، متخصصان بلاک‌های بتونی را طوری جای دادند که ناو از نظر طولی و عمودی در یک راستا قرار بگیرد و سپس مرحله اصلی بازسازی شروع می شود .

متخصصان  نداجا مجبور می شوند از محل اصابت بمب، 25 متر به راست و 25 متر به چپ را به طور کامل برشکاری کنند . این امر مخاطره آمیز بود چرا که امکان ریزش طبقات فوقانی سازه وجود داشت ، به همین منظور ستون‌های فلزی را از کف حوض خشک به طبقات بالا بکار بردند تا وزن طبقات بالا را حفظ کنند و بعد شروع به برش‌کاری نواحی آسیب دیده کردند که چیزی حدود شش تا هفت ماه طول کشید.

سپس متخصصان نداجا  کیل ناو را که قسمتی از آن را بریده و جدا کرده بودند مجددا نصب می کنند . فریم‌ها نصب شده و بر روی آنها ورق‌های بدنه مونتاژ می گردند. بعد از این مراحل، مخازن بسته شد و پس از آن متخصصان نداجا به سراغ اماکن از دست رفته می روند که ساخت این قسمت ها ، پارتیشن بندی و نصب تجهیزات نزدیک به دو سال طول می کشد .

دو تصویر از زمان بازسازی ناو سبلان
در تصویر راست میزان برش بدنه و سازه نشان از حجم بالای آسیب می باشد
در تصویر محدوده آسیب دیده و ترمیم شده بدنه و سازه ناو سبلان با کادر قرمز مشخص شده است .
علاوه بر مشاهده بر آمدگی های درز مانند بر روی بدنه که محل اتصال قسمت های ترمیم شده و بخشهای قدیمی تر است ، شاهد دفرمگی کمتر این بخش نسبت به بخش های دیگر بدنه ناو ( به دلیل بیش از 45 سال خدمت ) می باشیم که ناشی از جوان تر بودن بخش ترمیم شده است .

با موفقیت آمیز بودن عملیات بازسازی ، سبلان در سال 1369 طی مراسمی با حضور فرماندهی کل قوا مجدد به ناوگان ملحق می شود و همچنان در حال خدمت می باشد .

در اواخر دهه 1380 و نیمه اول دهه 1390 شمسی ،  بعد از اوج گیری دزدی دریایی در اقیانوس هند و به ویژه خلیج عدن که موجب آغاز ماموریت های نیروی دریایی ارتش به منظور حفاظت از کشتی های باری و نفتکش ایرانی شد ، ناو سبلان نیز به مانند دیگر ناوهای رزمی جمهوری اسلامی ایران در غالب چند ناوگروه به این منطقه اعزام شد تا به مقابله با دزدان دریایی بپردازد که در طی آن سبلان مجبور به دریانوردی در اقیانوس طوفانی می شود و عبور ایمن آن از طوفان ، نشان از کیفیت مناسب عملیات بازسازی در سه دهه پیش دارد .

ماموریت ناوگروه های ایرانی که همراه با بازدید از بنادر کشورهای دیگر بوده ( مانند بازدید ناو سبلان و ناو پشتیبانی خارک از بندر ژان ژیانگ در جنوب شرق چین در غالب ناوگروه 24 نداجا ) علارغم فروکش کردن دزدی دریایی همچنان ادامه داشته و ناوهای ایرانی به دریانوردی در اقیانوس هند و فراتر از آن می پردازند .

ناو سبلان در حال دریانوردی در طوفان

همانطور که در بالاتر نیز ذکر شد ، بازسازی سبلان سرآغاز روندی بود که مهمترین نتیجه آن  تا کنون  ناوهای کلاس جماران می باشد  .

پروژه موج در سال 1376 به دستور فرماندهی کل قوا آغاز شد . با توجه نبود تجربه کافی در حوزه طراحی و ساخت ناو جنگی و احتمالا عدم دسترسی به کمک فنی خارجی ، ناوهای کلاس الوند مبنای پروژه قرار می گیرد چرا که این ناوها بزرگترین و مدرن ترین ناو در اختیار نیروی دریایی بوده ( ناوهای ببر و پلنگ و آرتمیس در ابتدای دهه 70 بازنشست و اوراق شده بودند و به علاوه طراحی آنها متعلق به جنگ جهانی دوم بود ) و متخصصان نداجا به دلیل تعمیر و نگه داری دو دهه ای این کلاس و همچنین پروژه بازسازی ناو سبلان ، آشنایی و تسلط خوبی نسبت به آن داشتند .

بر اساس اطلاعات رسمی ، یک تیم دوازده نفره اولیه تشکیل می شود که حدود12000 نفر ساعت کار  مطالعاتي و تحقيقاتي برای تعریف ویژگی های ناو موج انجام می دهند .

در تعریف پروژه به غیر از موارد ی مانند ایجاد خود اتکایی و توان ساخت ناو جنگی در داخل کشور ، در ویژگی های ناو موج علاوه بروز تر بودن نسبت به کلاس الوند ، ضعفهایی مانند پدافند هوایی ( با توجه به تجربه تلخ 29 فروردین 67 ) نیز حدالامکان می بایست مرتفع شود ، همچنین با توجه به دستور فرماندهی کل قوا ، ناو می بایست توانایی پذیرش بالگرد نیز داشته باشد .

طرح های سازه پروژه موج

در پروژه موج ، 120 مرکز دانشگاهي و حدود يکهزار متخصص که بيش از يکصد نفر آنها در مرتبه علمي دکترا بودند با مديريت نيروي دريايي ارتش با يکديگر همکاري کرده که پس از کارخانجات نيروي دريايي، دانشگاه دريايي امام خميني(ره) و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، بيشترين سهم را دارند.

در مجموع بالاي 100 تخصص مختلف در ساخت اين ناو به کار رفته است، از جمله تخصص‌هايي در رابطه با مکانيک، رادار، الکترونيک، سونار، برق، مخابرات و کنترل.

همچنین در زمان ساخت هر مرکز صنعتی داخلی که دارای توانایی بود نیز در پروژه مشارکت می کند.

به عبارتی پروژه موج را می توان یکی بزرگترین پروژهای نظامی در کشور حتی به صورت تاریخی  به حساب آورد فارق از کمبودهایی که وجود دارد .

عمایات ساخت بلوک ها و سپس مونتاژ آن ها در حوضچه دلفین تاسیسات بندری باهنر در سال 1380 شروع  و سازه جماران شکل می گیرد و آماده نصب روسازه و تجهیزات می شود که مشکل مهمی پیش می آید .

ناو جماران ( موج 1 ) در زمان ساخت

قبل از نصب روسازه که شامل عرشه ها و پل فرماندهی می شود و سپس آغاز نصب تجهیزات و سامانه ها ،  پیشرانه های ناو باید  در داخل سازه اصلی قرار گرفته و نصب شود ، برای جماران دو موتور از کشور آلمان خریداری می شود ، اما آلمانی ها از  تحویل موتورهای سفارش داده شده امتناع می کنند .

پس از امتناع آلمانی ها ، مسولین امر به سراغ فرانسه رفته و موتورهای مورد نیاز به آنها سفارش می دهند . ، اما فرانسه هم در تحویل موتورها 3 سال تاخیر می اندازد  .

بعد از رسیدن موتورها ، نبود گیربکس و شفت به مشکل بعدی بود  ، مشخص نیست که آیا همراه با سفارش موتورها ، گیربکس و شفت مورد نیاز هم سفارش داده شده و فرانسه از تحویل آن خودداری کرده یا نه ؟!

والبته در رابطه با موتورها هم این نکته وجود دارد که فرماندهان نداجا و افرادی دخیل ، تاکید دارند که موتورها را بدون اعلام کاربری اصلی و واقعی سفارش داده اند و در صورت آشکار شدن استفاده آن در ناو رزمی ، فرانسوی ها از تحویل آنها خودداری می کردند .

بر این اساس ممکن است برای احتیاط بیشتر ، گیربکس و شفت را همراه با موتور سفارش نداده باشند و در فرایندی جدا و از تامین کننده ای متفاوت که باز فرانسوی بوده ،  گیربکس و شفت مورد نیاز را سفارش داده باشند که با مشخص شدن کاربری آن ( احتمالا با توجه به ویژگی های اعلامی که بر اساس آن سفارش  باید  ساخته شود ) ، فرانسوی ها از تحویل گیربکس و شفت خودداری کردند و ممکن هم است  که نسبت به ارتباط موتورها با شفت و گیربکس ها هم مشکوک شده باشند اما موتورها قبلا تحویل شده باشد و البته این موارد مطرح شده در حد فرضیه است و از طرفی هم اظهارات فرماندهان نداجا هم مبهم می باشد .

ولی به طور کلی می توان گفت که مشکلی گریبان پروژه موج و ناو جماران را گرفت که یکی از مهم ترین مشکلات کشور به ویژه در بخش نظامی می باشد و آن عدم خودکفایی در ساخت و تامین پیشرانه و وابستگی به خارج می باشد . مشکلی که با تشدید تحریم ها بیش از پیش خود را نشان داده و علارغم اقدامات و تلاشهای صورت گرفته به قوت خود باقی است .

همانطور که گفته شد نبود گیربکس و شفت مشکل بعدی بود که برای پروژه موج پیش آمد و موتورها بدون آنها کاربردی نداشتند. لذا تصمیم تصمیم گرفته می شود که از توان موجود در داخل کشور استفاده شود و به این ترتیب گیربکس و شفت  مورد نیاز در داخل کشور ، توسط صنایع حدید و فولاد آلیاژی وزارت دفاع طراحی و ساخته می شود  .

طراحی و ساخت دو گیربکس و دو شفت ( که طول هرکدام به 26 متر می رسد ) متناسب با 2 موتور وارد شده و مطابقت آن با ناو جماران ، پیچیدگی فنی خاص خودش را داشته و برای اولین بار در کشور انجام می شده . دست یابی کشورمان به توان فنی طراحی و ساخت مجموعه شفت و گیربکس بومی ، موجب می شود که در موج های بعدی و دیگر طرح دچار مشکل تامین گیربکس و شفت نشویم که قدم بزرگی در جهت خودکفایی محسوب می شود .

البته گیربکس و شفت جماران که اولین تجربه ما بودن در ابتدا مشکلاتی داشتند به نحوی که گفته می شود جماران در ابتدای خدمت شفت بریده است ، با این حال  مشکلات به مرور مرتفع شدند و موجب افزایش تجربیات ما برای طراحی و ساخت کم نقص تر گیربکس ها و شفت های بعدی می شود .

بعد از مرتفع شدن مشکلات پیشرانه و انتقال قدرت ، متخصصان نیروی دریایی نسبت به نصب دیگر سامانه ها و زیر سامانه و تکمیل ناو جماران اقدام می کنند .

سرانجام پس از حدود هشت سال از آغاز رسمی ساخت ، پروسه تکمیل و  گذراندن برخی آزمایشات ، ناو جماران در 30 بهمن 1388 در طی مراسمی با حضور فرماندهی معظم کل قوای جمهوری اسلامی ایران ، به صورت رسمی و با شماره 76 به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ملحق می شود .

الحاق رسمی ناو جماران به نیروی دریایی ارتش ( 30 بهمن 1388 )

البته ناو جماران بعد از ورود به خدمت نیز همچنان در حال آزمایش و رفع ایراد بوده است، چرا که برخی نواقص و ایرادات  در بخشهایی مثل سیستم پیشرانه و انتقال قدرت ( گیربکس و شفت که بالاتر به آن اشاره شد. )  بعد از آغاز خدمت ناو  خود را به مرور نشان داده و رفع شدند .

در طول خدمت ناو جمارن که تاکنون ده سال می گذرد ، این ناو ضمن شرکت در رزمایش های سالیانه نیروی دریایی ارتش ، به منظور تامین امنیت خطوط کشتیرانی و مقابله با پدیده دزدی دریایی در خلیج عدن ، در غالب چندین ناو گروه به اقیانوس هند نیز اعزام شده است و از کشورهای مختلف بازدید کرده است که یک نمونه آن بازدید از کشور جیبوتی در آذر 1393 حدود یک سال قبل از قطع رابطه جنجالی این کشور با ایران در حمایت از رژیم سعودی بود .

اما شوک آور  و البته تلخ ترین اتفاق در طول خدمت ناو جماران تا به امروز در  21 اردیبهشت 1399 اتفاق افتاد ؛ در  این روز طی یک تمرین نظامی در دریای عمان نزدیک بندر جاسک ، ناو جماران به اشتباه شناور یا ناوچه پشتیبان کنارک را هدف موشک ضد کشتی قرار داده که موجب شهادت 19 نفر و جراحت 15 نفر از خدمه حاضر در کنارک شد  و ناوچه مذکور علارغم شناور باقی ماندن سازه اصلی ، عملا منهدم می شود . تا کنون اطلاعات رسمی از چگونگی وقوع این فاجعه منتشر نشده ؛ نیروی دریایی پس گذشت 24 ساعت از وقوع حادثه و انتشار خبر و تصاویر آن در فضای مجازی واکنش نشان داده و آن را تائید می کند اما اشاره ای برخورد موشک به کنارک و اینکه ناو جماران آن موشک را شلیک کرده است نمی کند در حالی که همه از این موضوع با خبر می باشند .

شلیک موشک نور از ناو جماران
ناوهای جماران ، نقدی و خارک در رژه دریایی
ناو جماران از دید ناو آمریکایی
ناو جماران در اقیانوس هند
ناوهای جماران ، البرز ، نقدی و پنج ناوچه موشک انداز کلاس کمان ( رزمایش دریایی ولایت 94 )
ناو جماران در رزمایش دریایی ولایت 95
ناو جماران در رزمایش دریایی ولایت 96

پرونده پروژه موج با تکمیل جماران بسته نشد ، چرا که به دلیل سن بالای ناوگان رزمی در خدمت و لزوم بازنشستگی و جایگزینی آنها در آینده نه چندان دور ( که تا به حال محقق نشده و با توجه به تعمیرات سنگین و بروزرسانی البته جزئی این ناوهای در سالهای اخیر ، احتمالا تا حداقل ده سال دیگر نیز به خدمت ادامه می دهند ) ، افزایش توان رزمی کشور در دریا با افزایش تعداد ناوها ی رزمی و ایجاد توان رزمی در دریاچه کاسپین ( خزر ) به منظور دفاع از سهم بیست درصدی مورد نظر ایران ، ساخت ناوهای دیگری تحت عنوان ” کلاس جماران ” در دستور کار قرار گرفت .

برنامه رسمی و اعلام شده نداجا  ، رساندن تعداد ناوهای کلاس جماران به هفت  ناو می باشد که با هفت سازه ای که تا کنون از این کلاس شناسایی شده است مطابقت دارد .

محل ساخت ( نهایی ) هفت سازه یا ناو  کلاس جماران تا به امروز به قرار زیر است :

– کارخنجات پایگاه یکم نیروی دریایی ارتش مستقر در تاسیسات بندری شهید باهنر محل ساخت ناوهای جماران ، سهند و ناو اطلاعتی و تجسسی طلائیه ( پروژه شیراز )

– صنایع شهید درویشی وزارت دفاع در مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران یا ISOICO واقع در 37 کیلومتری غرب بندر عباس محل ساخت ناو دنا و  تفتان است .

– صنایع دریایی شهید تمجیدی واقع در بندر انزلی محل ساخت ناو دماوند 2 و دماوند 3 ( ناوگان شمال نداجا در دریاچه کاسپین یا خزر )

از این هفت سازه ، سه ناو جماران ، دماوند 2 و سهند به طور رسمی وارد خدمت شدند که در این بین ناو دماوند 2 از دست رفته است ، یک سازه نغییر کاربری داده و تبدیل شده است به ناو اطلاعاتی طلائیه و سه ناو دنا ، تفتان و دماوند 3 نیز در حال ساخت می باشند .

با توجه با اعلام رسمی ساخت هفت  ناو کلاس جماران و از دست رفتن یک ناو و تغییر کاربری یک سازه دور از ذهن نیست که در آینده ساخت حداقل دو ناو دیگر در دستور کار قرار بگیرد .

با این حال حتی دو ناو دنا و تفتان هم تکمیل شوند  ، تعداد ناوهای رزمی بزرگ نداجا در جنوب به عدد نه می رسد که دو ناو کمتر از یازده ناوی است که ما پیش از آغاز دفاع مقدس در اختیار داشتیم ؛ همچنین  پنج ناو ( کلاس الوند و بایندر ) به دلیل سن بالا باید از خدمت خارج و بازنشسته شوند . به فرض نگاه صرف به کلاس جماران تعداد این ناوها در جنوب باید به یازده ناو برسد که تازه کمیت پیش جنگ را احیا کنیم و خوب برای افزایش توان رزمی ناوگان جنوب از لحاظ کمی به تعداد بیشتری ناو کلاس جماران و ناوهای بزرگتر احتیاج است که باید در زمانی معقول ( طبق استاندارد جهانی ) ساخته و وارد خدمت شوند .

با توجه به عنوان پروژه ساخت ناو جماران که ” موج ” بود ، برای پروژه ساخت دیگر ناوهای این کلاس نیز از همین عنوان ( به علاوه یک عدد ) استفاده می شود و به این ترتیب جماران ” موج 1 ” و دیگر ناوها  موج 2 تا 7 محسوب می شود ، با این حال به دلیل تناقض گویی فرماندهان و مسئولین امر و نبود اطلاعات رسمی از زمان آغاز ساخت هر ناو ، به غیر از موج 1 و 2 ، مشخص نیست که دیگر ناوهای کلاس جماران هرکدام دقیقا موج چند محسوب می شوند ؛ یه عنوان مثال ناو سهند علارغم رونمایی  تحت عنوان پروژه ” موج 5 ”  ، در برخی صحبت های متناقص فرماندهان ” موج 3 ” نامیده می شود ؛ بر همین اساس به معرفی دیگر ناوهای کلاس جماران  به ترتیب زمان ورود به خدمت برای ناوهای عملیاتی و سپس نخستین زمان رویت سازه برای ناوهای در حال ساخت می پردازیم .

خبر ساخت دومین ناو از کلاس جماران ( موج 2 ) ، پیش از ورود رسمی ناو جماران منتشر شد . سازنده این ناو کارخانجات شهید تمجیدی بندر انزلی  ( استان گیلان ) وابسته به وزارت دفاع است و محل  خدمت این ناو دریاچه کاسپین ( خزر ) بزرگترین دریاچه جهان بوده است .

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ابتدای دهه 1370  شمسی و افزایش تعداد کشورهای ساحلی دریاچه کاسپین از 2 کشور ( ایران و شوروی ) به 5 کشور ( ایران ، روسیه ، قزاقستان ، ترکمنستان و آذربایجان ) و مشخص نبودن مرز آبی کشورها ( معاهداتی که بین ایران و شوروی وجود داشته بر تقسیم حق بهره برداری دو طرف از منابع کاسپین  که همان 50-50 معروف است متمرکز بوده نه  تعیین حدود مرز آبی ) و تلاش برخی کشورها  برای تحمیل سهم کمتر از 13 درصد به ایران به دلیل شکل خط ساحلی ایران  ( در حالی که ما سهمی که از کاسپین قائل هستیم 20 درصد است ) شرایطی را برای ایران به وجود آورد که برای دفاع از حقوق خود در این دریاچه علاوه برای کانال های سیاسی و دیپلماتیک  که بیش از 2 دهه است که بجایی نرسیده است ، نیاز به استفاده از توان رزمی خود در این دریاچه داشت ، اما مشکل اینجا بود که ایران در کاسپین عملا فاقد ناو رزمی بود و فقط تعدادی قایق کوچک گشتی داشت که مناسب گشت های انتظامی کنار ساحل بودند .

با کشف منابع نفت و گاز جدید در بستر این دریاچه و توجه غرب به این منابع جدید و اقدامات تحریک آمیز رژیم باکو  که تعدادی از یگان های نظامی شوروی را به ارث برده و همینطور از پشتیبانی غرب و رژیم صیهونیستی نیز برخوردار بوده و است  ( اقداماتی نظیر تجاوزات مکرر به محدوده 20 درصد مورد نظر ایران و حتی کارهای اکتشافاتی نفت و گاز در این محدوده ) شرایط را برای ایران بیش از پیش پیچیده کرد .

جمهوری اسلامی ایران به منظور مقابله با اقدامات رژیم باکو ، به غیر از استفاده توان هوایی خود که در آن زمان هنوز آنچنان نسبت به سطح جهانی عقب نمانده بود و از طرفی توان هوایی رژیم باکو تا به امروز قابل قیاس با ما نیست ، به عنوان راه حلی موقت و فوری ، کشتی تفریحی سلطنتی شهسوار ( ساخت هلند ) که متعلق به دوران پهلوی اول بود را با تعمیر و تجهیز به توپ 20 م م و 2 موشک ضد کشتی نور تبدیل به ناوچه حمزه می کند تا راه حل دائم برای موضوع کاسپین اندیشیده و اجرا شود .

ناوچه حمزه امروز ، کشتی تفریحی شهسوار دیروز . با ورود ناوهای رزمی به خدمت نیروی دریایی در کاسپین ( ناوگان شمال ) ، این ناوچه بیشتر در نقش آموزشی به کار می رود .

به منظور ایجاد توان رزمی در کاسپین ، ابتدا تصمیم گرفته می شود که تعدادی از ناوهای مستقر در جنوب کشور از طریق کانال ولگا-دن که تنها مسیر ارتباط دریاچه کاسپین با آب های آزاد است ، به این دریاچه منتقل شود ، اما به دلیل مخالفت روسیه  که کانال ولگا-دن در آن واقع شده است ،  این امر میسر نشد . در این میان گزینه انتقال ناو از راه زمینی نیز فکر می شود که دشوار و پیچیده است ، از طرفی هردو گزینه انتقال دریایی یا زمینی باعث کاهش توان رزمی در جنوب می شده .

سرانجام تصمیم به ساخت ناو در دریاچه کاسپین گرفته می شود ، بر این اساس و تا به حال چهار ناوچه موشک انداز پیکان ، جوشن ، درفش و سپر بر اساس ناوچه های کلاس کمان تحت پروژه (  سینا ) ساخته و وارد خدمت شده . قابل ذکر است که دو ناوچه پیکان و جوشن نام و شماره خود را از 2 ناوچه کلاس کمان گرفته اند که در 8 سال دفاع مقدس در خلیج فارس جاویدان شدند ( پیکان در عملیات مروارید و جوشن در تهاجم نیروی دریایی امریکا )

علاوه بر ناوچه های پروژه سینا که کلاس پیکان نیز نامید می شوند ، دومین ناو از کلاس جماران نیز در کاسپین ساخته و وارد خدمت شد .

توان رزمی کنونی ایران در دریاچه کاسپین از چهار ناوچه موشک انداز کلاس پیکان تشکیل شده است . بین تاریخ های 14 آذر الی 20 دی 1396 یعنی زمان الحاق ناوچه سپر تا برخورد ناو دماوند 2 به موج شکن انزلی ( پایین تر ماجرا شرح داده شده است ) به مدت یک ماه و شش روز ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دریاچه کاسپین به دلیل وجود چهار ناوچه موشک انداز و یک ناو محافظ ، بالاترین توان رزمی را تا به امروز داشته است .

دومین ناو از ناوهای کلاس جماران در ابتدا ( ولایت ) نام داشت و سپس نام آن در رونمایی  ( جماران2 یا جماران 2 پیشرفته )  شد و سرانجام در زمان الحاق نام ” دماوند ” به خود گرفت. ” دَماوَند ” نام بلندترین کوه ایران و بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه با ارتفاع ۵٬۶۱۰ متر می باشد  که در رشته کوه های البرز در شمال کشورمان واقع شده است. . نام قله دماوند در گذشته بر روی ناو ” آرتمیس ” بعد از پیروزی انقلاب گذاشته شده بود ( بر همین اساس این ناو را می توان دماوند 2 در نظر گرفت )

دلیل این تغییر نام نامشخص است ، در نام گذاری ناوهای جنگی معمول است برای ناوهای یک کلاس نام هایی انتخاب می شود که همراستا و مرتبط به هم می باشند و یا در یک گروه قرار می گیرند به عنوان مثال و در ایران ،  ناوچه های کلاس کمان / پیکان نام خود را از اسامی فارسی سلاح های سرد ، ناوهای های کلاس بایندر نام خود را از اسامی شهدای شاخص نیروی دریایی در شهریور 1320 ، ناوهای کلاس الوند نام خود را از اسامی قله ها و رشته کوهای فلات ایران ( قبل از پیروزی انقلاب از اسامی شخصیت های شاهنامه ) و …… گرفته اند. یه این ترتیب و با توجه به نام ( جماران ) که بر روی موج 1 گذاشته شده و یادآور مفاهیم ، ارزشها ، مناسبت ها و مکان های مرتبط با انقلاب اسلامی و نظامی جمهوری اسلامی ایران می باشد ، استفاده از نام ( ولایت ) برای موج 2 و اسامی از این دست ( مانند حماسه ، شهادت ، بصیرت و …. ) برای ناوهای بعدی این کلاس  منطقی بنظر می رسد و این تغییر رویه در نام گذاری این کلاس از مفاهیم مرتبط با انقلاب اسلامی به اسامی قله ها که مختص کلاس الوند بوده ، نوعی بی نظمی به حساب می آید و جای سوال دارد .

زمان شروع ساخت ناو پروژه موج 2 تا به امروز نامشخص باقی مانده است ، اما همانطور که پیشتر گفته شد ، خبر ساخت آن پیش از ورود به خدمت ناو جماران ( موج 1 ) منتشر شد . مدتی بعد از ورود به خدمت جماران ، شبکه خبر در گزارش اختصاصی ، سازه در حال تکمیل این ناو که در آن زمان ولایت نامیده می شد را در تاسیسات تمجیدی انزلی نشان می دهد . بعد از آن دیگر خبر خاصی درباره این ناو منتشر نمی شود وفقط به صورت معمول فرماندهان نیروی دریایی در مصاحبه های خود خبر از برنامه نداجا برای ساخت موج ها بیشتر داده از ارائه جزئیات خودداری می کنند ،  تا در سال 1391 اعلام می شود که این ناو تا پایان سال مذکور رونمایی می شود .

ناو دماوند 2 ( موج 2 ) در زمان ساخت

در 27 اسفند 1391 طی مراسمی با حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ، از این ناو با عنوان ( جماران 2 پیشرفته ) رونمایی شد ، در حالی که بدون نشانه ای از فعالیت داخلی ( پیشرانه و … ) کنار اسکله قرار داشته و برخی اجزا نیز هنوز نصب نشده بوده است   .

این ناو که  سرانجام ” دماوند ”  نام گرفت ، حدودا 2 سال دیگر نیز بدون حرکت در کنار اسکله باقی ماند و حتی به داک  یا محوطه صنایع تمجیدی منتقل شد و مشخص بود که بروی آن همچنان کار می شود  . بنظر می آید  که ناو مشکل خاص و البته مهمی داشته که رفع آن تا 2 سال طول کشیده است ؛  با توجه به شواهد و قرائن دو  فرضیه اصلی در اینباره وجود دارد :

  • با توجه به سخنان وزیر وقت دفاع سردار دهقان در زمان وزارت خود ( که در مصاحبه تلوزیونی به صورت تلویحی به نشتی در ناو دماوند و زیردریایی فاتح اشاره داشته است ) ، ناو در سازه مشکل داشته است . در حالی که ناو جماران  ( و دیگر ناوهای پروژه موج ) به سیاق بیشتر ناوها در جهان ، در طول ساخت به منظور تست شناوری و تطابق  آیتم های سازه ساخته شده با موارد مدر نظر در طرح ، حداقل یکبار وارد آب کرده و مورد آزمایش قرار می دهند و حتی بخشی از فرایند تکمیل ناو به صورت شناور انجام می شود ؛ ناو دماوند تا زمان رونمایی اولیه توسط محمود احمدی نژاد به دلیل آماده نبودن حوضچه یا داک شناور 2000 تنی گیلان ( این داک در ابتدا با نام سفينه النجاه در 24 بهمن 1391 به آب انداخته شد و سرانجام به صورت تکمیل شده در 26 فروردین 1395 با نام گیلان به بهره برداری کامل رسید ) امکان ورود به آب را برای آزمایش نداشته و به همین دلیل وجود مشکل در سازه جای تعجب ندارد .
  • با مشخص شدن غیر عملیاتی ماندن ناو دماوند علارغم رونمایی انجام شده ، یک سری اطلاعات غیر رسمی ولی تا حدودی موثق در فضای مجازی منتشر شد که پیشرانه ناو به دلایلی آماده نیست و مشکل دارد ( بالاتر عنوان شد  که یکی از مهم ترین گلوگاه های ما تامین پیشرانه بوده است )  . قابل ذکر است که یکی از عوامل اصلی فاجعه 20 دی 1396 ( در ادامه به آن پرداخته می شود ) نقص فنی در سیستم پیشرانه بوده  است .

البته ترکیبی از هردو فرضیه نیز می تواند دلیل مشکل ناو  باشد ، در هر صورت سرانجام دماوند 2 در تیرماه 1393 وارد مرحله تست و آزمایش شده و در 25 و 26 تیرماه 93 برای انجام تست های نهایی به دریا رفته و این موضوع به صورت رسمی اعلام می شود .

دماوند 2 در حال عزیمت به دریا برای انجام انجام تست های نهایی ( 25 تیر 1393 )

پس انجام آزمایشات و رفع عیوب باقی مانده،  ناو دماوند 2 با شماره 77 در 18 اسفند ماه 1393 به طور رسمی به ناوگان شمال ( کاسپین ) نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ملحق می شود .

دماوند 2 علاوه برای انجام وظیفه معمول خود برای حراست از سهم 20 درصد کشورمان در کاسپین ، چندین سفر به بنادر کشورهای حاشیه دریاچه کاسپین همچون روسیه ، قزاقستان و آذربایجان داشته است .در این بین  سفر به آذربایجان با توجه اقدامات گذشته و حال رژیم باکو بر علیه کشورمان ( که می توان گفت یکی از عوامل اصلی ایجاد ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و ساخت ناوهای رزمی ، به ویژه ناو دماوند بوده است ) در نوع خود جالب و مهم بوده است .

اما سفرهای دماوند 2 به بنادر کشور روسیه ( آستارخان و ماخاچ قلعه ) بُعد فنی پر رنگ تری داشته که مشخصا دلیل آن توان سخت افزاری و نرم افزاری نیروی دریایی روسیه است . به همین دلیل یکی از برنامه های روتین ناو دماوند 2 چه در سفرهای خود به روسیه و چه در سفر ناوگروه های روسی به بندر انزلی برگزاری تمرین های مشترک بود  .

الحاق رسمی ناو دماوند 2 به ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش ( 18 اسفند 1393 )
آغاز سفر ناو دماوند 2 به بندر آستارخان روسیه
ناو دماوند در بندر باکو
اسکله بندر ماخاچ قلعه روسیه ، ناو دماوند و ناوچه درفش در کنار ناو روسی داغستان ( کلاس گپارد )
ناو دماوند رژه دریایی 29 فروردین 1396

اما دماوند مدت زمان کمی خدمت می کند به شکل غم انگیزی از دست می رود  !

ناو دماوند 2 در 20 دی 1396 در هنگام باز گشت  از دریای  طوفانی و  ورود به محوطه بندر انزلی ، درست در ورودی بندر گاه و محدوده بیرونی موج شکن انزلی هر دو پیشرانه خود را به دلیل نقص فنی از دست می دهد و ناو بدون توان تحرک می شود .  موج های سهمگین کاسپین طوفانی ناو بی موتور را به سمت موج شکن هل داده و آن را از پاشنه به سنگ ها و صخره های موج شکن می کوبد و در ادامه سراسر کف سازه دماوند به موج شکن اصابت کرده و  ناو آنجا گرفتار می شود .

موج دریای طوفانی ناو را مدام به موج شکن می کوباند تا در هفته دوم دماوند از جلوی پد بالگرد شکسته و  به 2 تکه تقسیم می شود و سرانجام در 8 بهمن 1396 در همان محل برخورد به زیر آب می رود و به طور کامل از دست رفته و بقایای آن تکه تکه ( اوراق ) شده و بیرون آورده می شود ، در حالی که به  پایان سه سالگی خدمت خود نیز نرسیده بوده !

دومین روز برخورد ناو دماوند به موج شکن بندر انزلی
آخرین وضعیت دماوند چند روز پیش از غرق شدن
و سرانجام در 8 بهمن 1396…. به دو نیم شد و غرق شد

و سرانجام در 8 بهمن 1396….

در این فاجعه غم انگیز که علاوه بر نقص فنی و شرایط طوفانی دریا ، گفته هایی از خطای انسانی نیز به میان آمده ،   2 تکاور نیروی دریایی به نام های ” امیر باصره ” و ” بیژن زارع ” در همان دقایق اولیه برخورد و در حین تلاش برای نجات ناو دماوند 2 به شهادت می رسند ( روحشان شاد )

سوالات و ابهامات فراوانی درباره چرایی این برخورد و مدیریت بعد از آن برای نجات ناو و جلوگیری از گسترش آسیب ها وارده وجود دارد که بی پاسخ مانده است و نیروی دریایی به عنوان بکار گیرنده این ناو و مسئول پاسخ دهنده هم بعد از فشار رسانه های مجازی و اجتماعی بود که مجبور به واکنش و تائید موضوع شد که البته مواردی که بیان می کردند با تصاویر و میزان خسارات که نمایان بود فاصله زیادی داشت .

بدین ترتیب  پرونده دومین محصول از پروژه موج به شکل غم انگیزی بسته میشود ، اما نام دماوند به سازه دومین موج کاسپین که در بندر انزلی در حال ساخت است منتقل می شود .

از سالیان گذشته اطلاعاتی منتشر شد که نشان می داد برنامه نیروی دریایی ارتش برای ناوگان شمال ، رساندن توان رزمی به شش ناوچه موشک انداز کلاس پیکان و دو ناو کلاس جماران بوده است .

فرایند ساخت دومین ناو کلاس جماران ناوگان شمال پیش از برخورد ناو دماوند 2 به موج شکن بندر انزلی شروع شد و امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع در حاشیه مراسم الحاق ناوچه سپر به تاریخ 14 آذر 1396 ( یک ماه و شش روز قبل از برخورد ناو دماوند 2 به موج شکن انزلی ) از قطعات در حال ساخت سازه این ناو که هفتمین و آخرین سازه موج تا کنون است در داخل سیلوی  تاسیسات شهید تمجیدی بازدید کرد .

بازدید امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع از فرایند ساخت قطعات سازه دومین جماران کلاس دریاچه کاسپین که در حال حاضر ناو دماوند 3 است  ( 14 آذر 1396)

با از دست رفتن اولین موج کاسپین در 8 بهمن 1396 نام ” دماوند ” به این سازه منتقل می شود تا بدین ترتیب شاهد سومین دماوند تاریخ نیروی دریایی و دومین دماوند در کلاس جماران باشیم .

نکته قابل تامل این است که از برهه برخورد نام دماوند 2 به موج شکن بندر انزلی به شکل گسترده و  کم و بیش تا کنون نیروی دریایی وانمود می کند که همان ناو دماوند قبلی را دارد بازسازی می کند که خلاف واقع است ؛ علاوه بر سازه جدید ، طبق اطلاعت رسمی منتشر شده از ویژگی ها و سامانه های اصلی ناو دماوند 3 ، احتمال استفاده از سامانه های اصلی بازیابی شده از سازه اوراق شده ناو دماوند 2 در سازه جدید  که موجب ارتباط و اشتراک ملموس بین دو سازه شود را نیز منتفی کرده است  !

بلوک های اصلی کاسه یا سوپر استراکچر ناو دماوند 3 ( 31 مرداد 1397)

بلوک ها به منظور مونتاژ نهایی در اوایل سال 1397 از سیلو به محوطه شهید تمجیدی منتقل می شود با این حال عملیات مونتاژ نهایی از نیمه دوم 97 شروع می شود . یکی دیگر از مشکلات ساخت ناوهای کلاس جماران  کندی ساخت و صرف زمانی چند برابر استاندارد جهانی برای تکمیل هر ناو است که در ادامه به آن بیشتر پرداخته می شود ، با این حال اگر برخی سخنان فرماندهان و مسئولین امر درباره اصلاحات طراحی ناوهای موج در حال ساخت با توجه به فاجعه برخورد ناو دماوند 2 را مورد استناد قرار بدهیم ، می توان اینطور حدس زد که دلیل توقف شش ماهه عملیات ساخت ؛ بازبینی طراحی و حتی انجام اصلاحات بر روی بلوک ها   قبل از اتصال به هم  و ادامه عملیات ساخت دانست .

ناو دماوند 3 ( 7 تیر 1398 )

با انتقال بلوک بر روی داک شناور گیلان در نیمه دوم 1397 عملیات مونتاژ سازه شروع می شود . بعد از اتصال بلوک ها به هم عملیات ساخت روسازه و پارتیشن بندی داخلی آغاز و تکمیل ناو پیگیری می شود تا در اواسط سال 1397، کلیات روسازه شکل گرفته و نوع طراحی آن برای همگان مشخص می شود . با ادامه عملیات ساخت در مرداد ماه 1398 ناو برای تست سازه به آب انداخته شده و مورد ارزیابی قرار می گیرد ( موردی که بالاتر گفته شد به دلیل آماده نبودن داک برای ناو دماوند 2 میسر نبوده ) و سپس در شهریور ماه مجدد بر روی داک قرار گرفته و عملیات ساخت و تکمیل آن تا کنون ادامه دارد .

در جنگاوران بخوانید  از پنجه عقاب تا 29فرودین 80(مروری بر حملات ایران به مزاحمین(مجاهدین) خلق بعد از جنگ تحمیلی)
ناو دماوند 3 ( 28 مرداد 1398 )

زمان تکمیل و ورود به خدمت ناو دماوند 3 مشخص نیست ؛ طی 3 سال گذشته وعده هایی درباره تکمیل و ورود به خدمت این ناو در طول سالهای 97 و 98 داده شد که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفت و اکنون که در ابتدای سال 1399 می باشیم خبری از تکمیل و ورود به خدمت ناو دماوند 3 نیست .

بعد از موج 2 ( دماوند 2و 3 ) سومین ناو کلاس جماران که وارد خدمت شد اما علارغم تناقض گویی فرماندهان درباره ترتیب پروژه های موج نزد عموم به عنوان  ( موج 5 ) در نظر گرفته می شود ( چرا که در همین شرایط متناقض ، در بیشتر مواقع به آن موج 5 گفته شده )  ، به یاد ناو سهند ( کلاس الوند ) که در تهاجم امریکا ( آخوندک ) منهدم و در اعماق خلیج فارس جاویدان شد ، ” سهند ” نام گذاری شده و شماره ( 74 ) آن را دریافت کرده است .

” سهند ”  نام قله و رشته ‌کوهی آتشفشانی  در مرکز استان آذربایجان شرقی است. این رشته‌کوه دارای ۱۷ قله با ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متر است .

ناو سهند که توسط کارخنجات نیروی دریایی ارتش در تاسیسات باهنر ساخت شد در سال 1391 اعلام موجودیت کرد و نداجا در 28 شهریور از سازه اصلی و در 7 آذر از روسازه آن رونمایی کرد .

سازه سهند در مراسم رونمایی دوم ( 7 آذر 1391 )

سهند با توجه به تغییرات و اصلاحات سازه ای که نسبت به جماران و دماوند 2 داشته به نوعی نسل دوم کلاس جماران محسوب می شود ( ناو دماوند 3 که بالاتر به آن پرداخته شد نیز نسل دوم محسوب می شود ) از همان ابتدای ساخت در کانون توجه بود و هر از چند گاهی از آن خبر و تصویر منتشر می شد ؛ فرماندهان نیروی دریایی مدام بر روی آن مانور داده و عنوان می کردند که ناو سهند دو برابر توانمند تر از جماران و دماوند 2 است و وعده تکمیل 2 تا 3 ساله آن را می دادند .

این موارد در کنار نام و شماره این ناو که یادآور 29 فروردین 1367 بود ، انتظارات زیادی را نسبت به ناو سهند و میزان توانمندی آن به وجود آورد که انتظاراتی به حق و منطقی محسوب می شود چرا که این ناوهای باید از جان ما و منافع ما محافظت کنند .

ناو سهند ( موج 5 ) در زمان ساخت

اما وعده داده شده درباره زمان ساخت 2-3 ساله ناو سهند هیچگاه به واقعیت بدل نشد و زمان ساخت آن شش سال ( دو برابر زمان وعده داده شده ) طول کشید در حالی که در این مدت شاهد بودیم فرماندهان و مسئولین امر نیمه اول هر سال وعده تکمیل ناو سهند در نیمه دوم سال را می دادن و وقتی به نیمه دوم سال و به ویژه اواخر آن می رسیدم ، بی توجه به وعده های قبلی ، نیمه اول سال بعد را زمان تکمیل اعلام کرده و در سال بعد مجدد این چرخه وعده و وعید را تکرار می کردند .

روند تسلیح  ناو سهند و ادامه تجهیز از آذر 1394 و با نصب توپ اصلی آغاز می شود اما این روند به بسیار کند بوده و سه سال به طول می انجامد .

ناو سهند در زمان آغاز تسلیح ( آذر ماه 1394 )

سهند در نیمه دوم 1395 نشانه های هویتی خود نظیر شماره و پلاک نام را دریافت می کند که دو ناو قبلی ( جماران و دماوند 2 ) این موارد را در آستانه الحاق دریافت کردند ،  در کنار آن دیده شدن خروج آب از ناو در تصاویر ماهواره ای که نشان از  فعال شدن برخی سامانه ها نظیر پیشرانه و ژنراتور  داشت ( این سامانه ها در هنگام فعالیت با آب خنک می شوند ) و افزایش بازدید فرماندهان نیروهای مسلح از ناو ،  نشان از نزدیک بودن رونمایی و الحاق ناو سهند می داد ؛ اما خبری نشد و دوسال به همین منوال می گذرد .

ناو سهند (آذر ماه 1396 )

پس از 6 سال و 2 ماه و 4 روز از اولین رونمایی و سه سال تاخیر نسبت به زمان وعده داده شده برای تکمیل ، سرانجام ناو سهند در 10 آذر 1397 طی مراسم رسمی به ناوگان جنوب نیروی دریایی ارتش ملحق می شود در حالی بر خلاف وعده های داده شده ناو در بحث کمیت و کیفیت تسلیحات جز تعویض توپ دوم از فتح به کمند تفاوتی با جماران و دماوند 2 نداشته  و در تجهیزات الکترونیک و راداری از جماران نیز پایین تر بود در حالی که انتظار می رفت از این لحاظ بهتر یا حداقل مشابه دماوند 2 باشد . با افزایش انتقادات در فضای مجازی صحبت های غیر رسمی شد که بزودی ( تا پایان سال 97 ) این تجهیزات با نمونه های به روزتر جایگزین می شود که همین شائبه نمایشی بودن الحاق را به وجود آورد که البته جز اضافه شدن چند سامانه ( که نشان از ناقص بودن ناو در زمان رونمایی است ) تغییری در آرایش تسلیحات و تجهیزات ناو سهند رخ نداد و این ناو با همان شرایط به طور رسمی در حال خدمت می باشد .

الحاق رسمی ناو سهند به نیروی دریایی ارتش ( 10 آذر 1397 )
الحاق رسمی ناو سهند به نیروی دریایی ارتش ( 10 آذر 1397 )

 

نخستین رویدادی که ناو سهند در آن دیده شد ، رژه دریایی رزمایش دریایی ولایت 97 بود که در اسفند ماه برگزار شد . سپس در شهریور 1398 اعلام شد که ناو سهند برای انجام نخستین ماموریت بلند مدت خود همراه با ناو پشتیبانی خارک در قالب ناوگروه شصت و چهارم نیروی دریایی ارتش در  خلیج عدن مستقر شده است اما از این ماموریت تصویر و فیلمی منتشر نشد . پس از آن و در دی ماه 1398 ، ناو سهند در رژه پایانی رزمایش دریایی مشترک CHIRU 2019 که بین ایران ، روسیه و چین در دریایی عمان و شمال اقیانوس هند برگزار شد حضور پیدا کرد و فرماندهان با حضور بر روی عرشه این ناو از ناوهای در حال رژه سان دیدند ؛ CHIRU 2019 نخستین رویداد بین المللی ناو سهند است که مهم ترین رویداد در طول خدمت این ناو تا کنون محسوب می شود .

ناو سهند در رژه دریایی رزمایش ولایت 97
ناو سهند در رژه پایانی رزمایش مشترک CHIRU 2019 ( دی ماه 1398 )
سهند آماده سان دیدن از ناوهای شرکت کننده در رزمایش مشترک CHIRU 2019
عبور ناو شکن چینی Xining (  TYPE 052D ) از کنار ناو سهند در رژه پایانی رزمایش مشترک CHIRU 2019
عبور ناو روسی Yaroslav Mudry ( کلاس Neustrashimyy ) از کنار ناو سهند در رژه پایانی رزمایش مشترک CHIRU 2019

بعد از ناو سهند ، نخستین سازه ای که رویت شد مربوط به شناوری بود که در حال حاضر با نام ناو اطلاعاتی و تجسسی ” طلائیه ” شناخته می شود .

در نیمه ابتدایی سال 1392 در تصاویر ماهواره ای تاسیسات شهید باهنر قطعات سازه در حال ساخت رویت شد که ابتدا تصور می شد جماران کلاس بعدی باشد . اما در ویژه برنامه ثریا به مناسبت روز نیروی دریایی در آذر 1392 اعلام می شود که این سازه مربوط به یک کشتی تحقیقاتی در ابعاد جماران کلاس است . طی سالیان بعدی به طور رسمی اعلام می شود  این سازه مربوط ناو اطلاعاتی ” شیراز ” است که ماموریت آن انجام عملیات های اطلاعاتی نظیر شناسایی ، شنود و … است . طی دو سال اخیر نام شیراز تبدیل به عنوان پروژه شده و این ناو در حال حاضر ” طلائیه ” نامیده می شود .

نام”  طلائیه ” متعلق به منطقه مرزی در غرب استان خوزستان ( شهرستان  هویزه ) که از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس است و بر این اساس این نام همراستا با نام ” جماران ” به عنوان یک نام مرتبط با ارزش ها و مناسبت ها و مکان های  انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است .

ناو اطلاعاتی و تجسسی ” طلائیه “

سازه ناو طلائیه همان سازه کلاس جماران با روسازه ای متفاوت است ، به همین دلیل می توان آن را یک زیر گروه فرعی از کلاس جماران به حساب آورد. با توجه برخی اطلاعاتی نظیر تعداد بلوک های یکسان با جماران و دماوند 2 این فرضیه وجود دارد که این سازه ابتدا ( موج 3 ) و یک ناو رزمی بوده است و  قبل از عملیات مونتاژ بلوک ها تصمیم به تغییر کاربری گرفته می شود که ضمن اصلاحات در سازه ( به ویژه انتهای آن ) ، روسازه به طور کلی تغییر می کند .

سازه اصلی ناو طلائیه در زمان ساخت و مونتاژ

بعد از گذشت نزدیک به هفت سال از آغاز ساخت ، ناو طلائیه تکمیل نشده و زمانی هم برای الحاق آن اعلام نشده است .

همزمان با آغاز ساخت دو ناو سهند و طلائیه در تاسیسات شهید باهنر ، در تاسیسات شهید موسوی وزارت دفاع در خرمشهر نیز ساخت سازه اصلی دو موج دیگر آغاز می شود . این دو سازه که سپس به صنایع شهید درویشی در مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران (  (ISOICO منتقل می شوند ، ناوها ” دنا ” و ” تفتان ” نامیده می شوند .

نام ” دنا ” متعلق به بلندترین و بزرگ‌ترین چین‌ خوردگی رشته‌کوه بزرگ زاگرس محسوب می‌شود که با ارتفاع ۴ هزار و ۴۰۹ متر در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است .

ناو ” دنا “با توجه به فرضیه تغییر کاربری ناو طلائیه که بالاتر عنوان شد در حال حاضر نزد عموم بیشتر به عنوان ( موج 3 ) شناخته می شود در حالی که بر اساس همان فرضیه ، اگر سازه طلائیه تغییر کاربری داده نمی شد و به عنوان یک ناو رزمی در حال تکمیل بود ، این ناو ( موج 4 ) محسوب می شد ؛ البته تناقض گویی فرماندهان در رابطه با ترتیب پروژه های موج باعث شده است دقیقا و رسما مشخص نباشد که دنا موج چند محسوب می شود .

ساخت ناو دنا در سال 1391 در خرمشهر آغاز می شود ، با این حال پس از  تکمیل عملیات مونتاژ بلوک ها و تشکیل سازه اصلی ، در سال 1392 به ایزوایکو منتقل می شود و تکمیل آن در داخل سیلوی بزرگ این تاسیسات ( که قسمتی از آن محل ساخت زیردریایی کلاس فاتح است ) پیگیری می شود که البته روند بسیار کندی تا کنون داشته  است .

دنا در طول زمان تکمیل خود در ایزوایکو بیشتر داخل سیلو بوده است و تنها برای مدت کوتاهی در سالهای 93 و 95 بیرون آورده شد و ماهواره ها تصاویر آن را ثبت کردند ؛ همچنین در نیمه دوم مهرماه 1397 سازه ناو احتمالا برای ارزیابی به آب انداخته شده و پس آن مجدد به داخل سیلو منتقل شده است .

درباره دنا وعده داده شده بود که این ناو در دهه فجر 1398 تکمیل و رونمایی می شود ، اما این وعده محقق نشد ؛ حال وعده تکمیل این ناو در طول سال جاری ( 1399 ) داده شده است در حالی که نزدیک به 8 سال از آغاز ساخت آن می گذرد .

از ناو دنا جز تصاویر ماهواره ای و حضور در پس زمینه تصاویر مراسم های خاص مانند الحاق کشتی کاوشگر خلیج فارس و زیر دریایی فاتح ، تصویر مستقیم وجود ندارد ، اما بر اساس همین تصاویر می توان گفت که این ناو روسازه ای مشابه یا نزدیک  جماران و دماوند 2 داشته اما دکلش مانند سهند است .

سازه اصلی ناو طلائیه در زمان ساخت و مونتاژ

بعد از ناو دنا به آخرین ناو کلاس جماران تا کنون می رسیم  که ” تفتان ” نام گذاری شده است ؛   البته همانطور که بالاتر گفته شد آخرین و هفتمین سازه رویت شده موج در حال حاضر تبدیل جایگزین ناو دماوند 2 شده است .

ناو تفتان  نام خود را  کوه آتشفشانی در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران گرفته است که  ۳٬۹۴۱ متر ارتفاع دارد .

تفتان در حال حاضر نزد عموم بیشتر به عنوان ( موج 4 ) محسوب می شود  و با در نظر گرفتن فرضیه تغییر کاربری ناو طلائیه ، این ناو قبلا ( موج 6 ) بوده است و البته تناقض گویی فرماندهان درباره ترتیب پروژه های موج موجب شده که دقیقا و رسما مشخص نباشد تفتان موج چند است  .

به دنبال آغاز ساخت ناو دنا در تاسیسات شهید موسوی خرمشهر  ، در سال 1392 ساخت ناو تفتان در همان تاسیسات آغاز شده و تا اواخر سال 1393 و ابتدای سال 1394 عملیات ساخت و مونتاژ روسازه تکمیل می شود . سازه تفتان به مدت دو سال در خرمشهر بدون تغییر باقی مانده و سپس در نیمه ابتدایی سال 1396 به  ایزوایکو منتقل می شود و در گوشه ای از این تاسسیسات در انتظار ساخت روسازه و ادامه روند ساخت ، تا کنون ارام گرفته است در حالی که 7 سال از آغاز ساخت سازه اصلی آن می گذرد .

بنظر می آید که ناو دنا باید تکمیل شود تا ناو تفتان بجای آن به داخل سیلو تاسیسات ایزوایکو رفته و تکمیل آن پیگیری شود .

سازه ناو تفتان ( 17 تیر 1398 )

اگر وعده تکمیل ناو دنا در سال جاری محقق شود ،  بلافاصله ادامه ساخت ناو تفتان آغازگردد و  سرعت ساخت مانند دیگر ناوهای پروژه موج باشد عملا این ناو طولانی ترین مدت زمان ساخت را در کلاس جماران خواهد داشت و این   در حالی است که سرعت ساخت ناوهای کلاس جماران به صورت میانگین 2 تا 3 برابر استاندارد جهانی بوده است .

طراحی

همانطور که در ابتدا گفته شد ، ناوهای کلاس جماران بر اساس ناوهای کلاس الوند ساخته شده اند  و از لحاظ ابعاد تفاوتی با سلف خود ندارند ، بدین ترتیب ناوهای کلاس جماران 94.5 متر طول و 11.07 متر عرض دارند . برای وزن این ناوها اعداد مختلفی ذکر شده است ، اما به طور کلی بنظر می آید که  بیشترین وزن این ناوها تا 1400 الی 1500 تن ( در حالت بارگیری کامل )  باشد . برای مقایسه ناو های کلاس ساعر 5 رژیم صیهونیستی دارای 85.64 متر طول و  11.88 عرض و 1,275 تن وزن ، ناوهای ساعر 6 رژیم صیهونیستی دارای 90 متر طول و 14 متر عرض و 1900 تن وزن ، ناوهای کلاس باینونا امارات متحده عربی دارای 71.3 متر طول و 11 متر عرض و 915 تن وزن ، ناوهای کلاس Jiangdao ( تایپ 056 ) جمهوری خلق چین دارای  90 متر طول و 11.14 متر عرض و 1500 تن وزن ، ناوهای کلاس آدا ترکیه دارای 99.56 متر طول و 14.40 متر عرض و 2400 تن وزن و ناوهای کلاس استروگاشی روسیه داری 104.5 متر طول و 13 متر عرض و 2200 تن وزن ( 2500 تن در نسخه پروژه 20385 ) می باشند .

ناو جماران و سه ناو کلاس الوند
ناوهای کلاس جماران از لحاظ ابعاد تفاوتی با مبنای خود ناوهای کلاس الوند ندارند و در روسازه علارغم جزئیات متفاوت ، در کلیات مشابه سلف خود می باشند و تنها ناو اطلاعاتی طلائیه به عنوان یک زیرگروه فرعی روسازه ای متفاوت دارد .

ناوهای کلاس جماران از لحاظ سازه اصلی ( کاسه یا سوپر استراکچر ) به دو نسل تقسیم می شوند . در نسل اول شامل ناوهای جماران ، دماوند 2 و طلائیه  ، سازه اصلی از 29 بلوک مجزا تشکیل شده است. با افزایش دانش فنی در داخل کشور و احتمالا دسترسی به متریال بهتر ، طراحان بدون تغییر در ابعاد سازه اقدام به اصلاح طراحی آن کرده و تعداد بلوک های سازه را از 29 بلوک به20 یلوک  کاهش می دهند که بدین ترتیب نسل دوم سازه ناوهای کلاس جماران به وجود می آید . کاهش تعداد بلوک ها به معنی ساخت سازه ای یکپارچه تر و سهولت بیشتر در ساخت است چرا که بلوکهای مورد نیاز کمتری باید ساخته و سپس به هم متصل شوند . ناو سهند نخستین ناو از نسل دوم کلاس جماران است و سه ناو در حال ساخت دماوند 3 ، دنا و تفتان علارغم نبود اطلاعات رسمی ولی با توجه به زمان شروع ساخت جز این نسل و 20 بلوکه در نظر گرفته می شود .

در زمان ساخت ناو این بلوک ها ( چه در نسل اول و چه در نسل دوم )  با اتصال به هم ، سه بلوک بزرگتر را به وجود می آورند و  بلوک های مذکور نیز بعد از انتقال به داک یا محل عملیات اصلی ساخت ، به هم متصل شده و سازه اصلی ناو را تشکیل می دهند و  در مرحله بعد ساخت روسازه  ناو ، پارتیشن بندی داخل و نصب تجهیزات آغاز می شود .

سوپراستراکچر ( سازه اصلی ) سهند به عنوان نسل دوم از 20 بلوک مجزا تشکیل شده است ، در حالی در جماران ، دماوند2 و طلائیه به عنوان نسل اول  از سازه شامل 29 بلوک می باشد .

سازه اصلی و روسازه این کلاس هر کدام از 3 طبقه یا عرشه تشکیل شده اند که بدین ترتیب و به طور کلی ناوهای کلاس جماران سازه ای شش طبقه ای دارند . در روسازه ناوهای کلاس جماران کلیات جانمایی تجهیزات ، تسلیحات و … به قرار زیر است :

  • طبقه یا عرشه اول محل قرار گیری توپ اصلی ( جلوی ناو ) ، لانچر اژدر و پد بالگرد ( انتها یا پاشنه ناو )
  • طبقه یا عرشه دوم در قسمت جلوی دیواره پل فرماندهی و در قسمت عقب پشت دودکش محل اصلی نصب تسلیحات موشکی و توپ دوم ناو
  • طبقه یا عرشه سوم محل قرار گیری پل فرماندهی ، دکل اصلی ، سکوی رادار ( در دو ناو جماران و دماوند 2 ) و خروجی دودکش ؛ در سه ناو جماران و دماوند2 و دنا در این محل فضای خالی نیز وجود دارد که در ناو جماران به عنوان محل نصب لانچر موشک ضد کشتی استفاده شده است .

ناوهای کلاس جماران ( جز ناو طلائیه که زیر گروه فرعی محسوب می شود )  در روسازه علارغم جزئیات متفاوت ،  در کلیات مشابه سلف خود ناوهای کلاس الوند می باشند . نکته قابل تامل میزان تفاوت در جزئیات روسازه هر ناو پروژه موج نسبت به دیگری است به طوری که موجب شده تا این ناوها شبیه به هم نباشند و هر کدام در رو سازه ظاهر منحصر به خود را داشت باشند و این موضوع برای دو ناو سهند و دماوند 3 ملموس تر است .  همین مساله که ناوهای کلاس جماران را تبدیل به نمونه منحصر به فرد در سطح جهان کرده است ،  شامل تجهیزات و جانمایی تسلیحات نیز می شود  .

در جهان نمونه ای وجود ندارد که ناوهای یک کلاس در جزئیات روسازه و البته جانمایی و نوع تجهیزات و تسلیحات در حد ناوهای کلاس جماران با هم تفاوت داشته باشند، به عنوان مثال ناوشکن های آرلی برک امریکا از لحاظ تغییرات و بهسازی های انجام شده دارای چهار بلوک I ، II ، IIA و III است اما تفاوت در جزئیات به ملموسی آنچه در کلاس جماران ( به ویژه سنهد و دماوند 3 )  می بینیم نیست و از طرف دیگر از هر بلوک تعدادی ناو تولید شده است که مشابه هم می باشند اما در کلاس جماران از هر ناو با تغییراتی که داشته تنها یک نمونه وجود دارد.

در واقع در طراحی روسازه و جانمایی تسلیحات و تجهیزات ناوهای کلاس جماران ما شاهد اجرای مستقیم آزمون و خطا بر روی این ناوها می باشیم . در کشورهای دیگر معمول است که قبل از آغاز ساخت ناوهای یک کلاس ، تمامی طراحی های سازه ای ، زیر سیستم های راداری و تسلیحات و نحوه چیدمان آنها را قطعی کرده و سپس شروع به ساخت ناوهای آن کلاس می کنند . به منظور پرهیز از ازمون و خطا و تائید صحت عملکرد طراحی های انجام شده ، علاوه بر شبیه سازهای کامپیوتری ، با استفاده از شبیه سازهای میدانی به آزمایش طرح ها می پردازند . به عنوان مثال برای آزمایش عملکرد و چیدمان رادارها و دیگر سامانه های الکترونیک و حتی تسلیحاتی  ، بر روی خشکی سکویی شبیه به مجموعه روسازه ( پل فرماندهی ، دکل و … ) ناو را برای شبیه سازی ساخته و تجهیزات را روی آن نصب و مورد آزمایش قرار می دهند و بعد از اصلاحیه و تائید عملکرد ، آن را بر روی ناو اصلی و واقعی پیاده می کنند. این کشورها در طرح های خود این نکته که ناو در یک بازه خدمتی مثلا سی ساله حداقل یکبار باید مورد ارتقا اساسی قرار بگیرد و در این فرایند تسلیحات و تجهیزات جدید به ناو اضافه شود را نیز مد نظر قرار می دهند و ناو و به ویژه سازه آن را طوری طراحی می کنند که در آینده بتوان با سهولت بیشتری مورد ارتقا قرار داد و تسلیحات و تجهیزات جدید را بر روی آن نصب کرد .

ناوشکن تایپ 055 جمهوری خلق چین ( تصویر بالا ) سکوی شبیه سازی این ناوشکن بر روی خشکی ( تصویر پایین )

اجرای مستقیم آزمون و خطا بر روی ناوهای کلاس جماران یکی از مهم ترین دلایل افزایش زمان ساخت هر ناو به حساب می آید چرا که پروسه طراحی ، محاسبات و آزمایش مربوطه که باید برای کل ناوهای یک  کلاس یکبار انجام بگیرد ، برای هر ناو پروژه موج تکرار می شود .

تفاوت در طراحی روسازه ، چیدمان تجهیزات ، تسلیحات و زیر سیستم ها امکان ساخت سری و انبوه قطعات سازه ای و … را نیز از بین می برد و صنایع دفاع و نیروی دریایی مجبورند برای هر ناو قطعات مجزا طراحی و بسازن که نه فقط موجب افزایش هزینه ها ( آنهم در زمان بحران مالی ) و زمان می شود ، بلکه در زمان تعمیر و نگهداری و حتی تامین خدمه مورد نیاز هر ناو هم مشکل ساز خواهد بود.

البته شاید گفته شود یکی از دلایل انجام این آزمون خطاها در دسترس نبودن تجهیزات و تسلیحات خاص برای یک ناو و در دسترس قرار گرفتن آن تجهیزات و تسلیحات برای ناو بعدی است که در اینباره بالاتر عنوان شد که دیگر کشورها موارد ارتقا و اضافه یا جایگزین  شدن تجهیزات و تسلیحات جدید را در زمان طراحی مد نظر قرار می دهند .

تفاوت در جزئیات روسازه و طراحی مجدد آن برای هر ناو کلاس جماران و مشکلات آن در حالی است که به دلیل وفادار ماندن به کلیات طراحی کلاس الوند یک سری از مشکلات و ضعف های اساسی ناوهای کلاس جماران حل نشده باقی مانده است .

به ترتیب از بالا به پایین روسازه ناوهای البرز ( کلاس الوند ) ، جماران ، دماوند 2 ، سهند و دماوند 3

ناو جماران بیشترین شباهت را به ناوهای کلاس الوند دارد ، ملموس ترین تفاوت های جماران در ساختار دکل و دودکش کوچکتر است که موجب شده فضای پشت دودکش بیشتر شود . در دماوند 2 ملموس ترین تفاوت نسبت به جماران حذف محل اتصال رادار و دودکش بود ؛ ، این محل در اصل ورودی هوای توربین های ناوهای کلاس الوند بوده است که در جماران علارغم نداشتن توربین حفظ و در دماوند حذف شده است ؛ بدین ترتیب در جلو و عقب سکوی رادار دماوند 2 فضای خالی به وجود آمد که البته تا زمانی که این ناو وجود داشت مورد استفاده قرار نگرفت ،  ناو دنا با توجه به تصاویر موجود به  جماران و دماوند2 شبیه است اما مهم ترین تفاوت حذف سکوی رادار اصلی و انتقال آن به دکل اصلی در کنار دیگر سامانه های رادار ، اپتیکی و الکترونیک است  .

در تصویر دکل و دودکش ناو دنا قابل تشخیص است . ، در حالی که در جماران و دماوند به پیروی از کلاس الوند ، رادار اصلی جدا از بقیه سامانه راداری و اپتیکی و … مستقر در دکل پشت پل فرماندهی قرار دارد ، رادار اصلی ناو دنا در کنار دیگر سامانه های راداری و اپتیکی بر روی دکل ناو نصب می شود .

طراحی روسازه ناوهای جماران ، دماوند 2 و دنا به دلیل بیشترین پیروی از طراحی ناوهای کلاس الوند بر مبنای اصول طراحی دهه 60 و 70 میلادی است و به همین دلیل خبری از اصول طراحی مدرن که مهم ترین شاخصه آن تلاش برای کاهش سطح مقطع راداری می باشد ، نیست . بخش قابل توجهی از فضای قابل استفاده به دلیل نوع طراحی قدیمی و متناسب با الزامات و تسلیحات نزدیک به نیم قرن پیش ،   تبدیل به فضای پرت و کمتر قابل استفاده و حتی غیر قابل استفاده شده است که روی کیفیت و کمیت تسلیحات اثر منفی قابل توجهی گذاشته است ؛ این مشکل زمانی بغرنج تر می شود که توجه کنیم مهم ترین محل نصب تسلیحات در ناوهای کلاس الوند در انتها ( پاشنه ) در ناوهای کلاس جماران تبدیل به پد بالگرد شده است .

علارغم وجود پد بالگرد ، به دلیل وفادار ماندن به کلیات طراحی ناوهای کلاس الوند ،  ناوهای کلاس جماران فاقد آشیانه برای حمل بالگرد می باشند که همین کمبود ،  ارزش وجود پد بالگرد را زیر سوال برده است . این در حالی است که از ناوهای مشابه  مانند کلاس ساعر 5 و  6 رژیم صیهونیستی  و کلاس باینونا امارات که طول کمتری نسبت به جماران دارند به دلیل طراحی روسازه در  بهینه ترین حالت و توجه به مقوله فشرده سازی ، علاوه بر داشتن آشیانه بالگرد ، کمیت بهتری در حوزه تسلیحات ارائه می دهند .

کورت های  کلاس باینونا امارات با طول 71.3 متر ، عرض 11 متر و وزن 915 تن از کلاس جماران کوچکتر و سبک تر می باشند  با این حال به دلیل طراحی بهینه روسازه و توجه به مقوله فشرده سازی تجهیزات ، ضمن داشتن  آشیانه بالگرد با قابلیت پذیرش بالگردهای سی هاوک و پانتر ، دارای هشت موشک ضد کشتی اگزوست ، بیست و یک موشک پدافند هوایی رم و هشت موشک ریم 162 با برد 50 کیلومتر است که به صورت دو سلول چهارتایی عمود پرتاب در دو طرف آشیانه بالگرد تعبیه شده است . روسازه کلاس   باینونا را شاید بتوان بهترین الگو برای طراحی یک روسازه بهینه و مناسب برای کلاس جماران دانست .

اما در ناو سهند جزئیات روسازه به شکل قابل ملاحظه ای نسبت به سه ناو قبلی کلاس جماران و ناوهای کلاس الوند تغییر می کند و روسازه بهینه تر از گذشته می شود . در طراحی روسازه سهند طراحان به سمت پیروی  از اصول طراحی مدرن می روند که باعث کاهش سطح مقطع راداری ناو سهند نسبت به جماران و دماوند شده است که نکته مهم و مثبتی است و نشان از بهبود دانش فنی کشور ما در طراحی سازه دارد .  در سهند دیوار کناری طبقه ( عرشه (  یک و دو  بر روی هم و به صورت یکدست می باشد . تمام دیوار های کناری و جلویی روسازه به صورت زاویه دار ( با گوشه های تیز ) ساخته شده است و حتی دودکش نیز به شکل زاویه دار و با گوشه های تیز ساخته شده است ، ( در حالی که دودکش جماران ، دماوند 2 و دنا حالت استوانه ای شکل دارند ) این مدل طرح زاویه دار به صورت معمول برای منحرف کردن امواج راداری که به ناو برخورد کرده استفاده می شود تا از این طریق ناو دیرتر توسط رادار دشمن کشف شود .

در سهند به پیروی از اصول طراحی مدرن ، سطح دیواره کناری روسازه یکدست و کل دیواره های کناری و جلویی به صورت زاویه دار ساخته شده است و در دماوند 3 دیواره پل فرماندهی به شکل چند ضلعی با گوشه های تیز در آماده و بجای دکل از سکو استفاده شده است تا با منحرف کردن امواج راداری ، این 2 ناو دیرتر کشف شوند . با این حال عدم رعایت دیگر اصول پنهان کاری در ناو سهند موجب خنثی شدن کاهش سطح مقطع راداری روسازه شده است .

ارتفاع کلی روسازه سهند بیشتر از جماران و دماوند است که موجب مرتفع شدن محدودیت ارتفاع  نصب سلاح در جلوی پل فرماندهی شده است  ، اما طول طبقه ( عرشه )  دوم و بلطبع عرشه سوم کمتر می باشد  ،  رادار اصلی ناو سهند همانند دنا ( البته پیش از دنا ) در کنار دیگر سامانه های راداری و اپتیکی  بر روی دکل اصل ناو نصب می شود که بسیار شبیه دکل ناو های ببر و پلنگ طراحی شده است  .با این  تجمیع سازی سامانه ها راداری ، فضای خالی که در ناوهای جماران و دماوند 2 محل سکو رادار ومحل ورودی هوای توربین ( که گفته شد علارغم نبود توربین حفظ شده ) با جلو کشیدن دودکش با فضای پشت آن در عرشه 2 یکپارچه  شده و فضای بیشتر با طولی در حدود 16 متر برای نصب تسلیحات بیشتر و حجیم تر به وجود می آورد این در حالی است که طول فضای پشت دودکش ناوهای جماران ، دماوند 2 و دنا  در حدود 11 متر بر آورد می شود .

با اعمال مقوله فشرده سازی در در طراحی ناو سهند که موجب تجمیع تمام سیستم های راداری / الکترونیک بر روی دکل اصلی و جلوکشیدن دودکش موجب شد تا فضای پشت دودکش در عرشه 2 طویلتر از فضای پشت دودکش ناو های جماران ، دماوند 2 و دنا باشد و جای مانور بیشتر برای نصب تسلیحات و تجهیزات بدهد ، اما از این فضا آنطور که می شد مورد استفاده قرار نگرفت در حالی که حتی می توانست تبدیل به اشیانه بالگرد شود .

طراحی روسازه ناو دماوند 3 را می توان توسعه یافته طراحی ناو سهند دانست . در طرح دماوند 3 قسمت پل فرماندهی نسبت سهند به طور کلی تغییر یافته است و دارای طرحی چند ضلعی ( با گوشه های تیز ) شده است که اثر بیشتری در در انحراف امواج راداری و در نتیجه کاهش بیشتر سطح مقطع راداری  نسبت به طرح اجرا شده در سهند می تواند داشته باشد .

بجای استفاده از یک دودکش بزرگ ، از 2 دودکش به نسبت کوچکتر  در کناره بدنه استفاده   و دو وجه از دیواره دودکش با دیواره کنار ناو یکسان شده است  که باز تاثیر مثبتی می تواند در کاهش سطح مقطع راداری داشته باشد با یک نکته خاص و مهم که باید از سیستم خنک کننده برای کاهش گرمای خروجی استفاده شود وگرنه این طرح دودکش عملا تبدیل به پاشنه آشیل ناو می شود چرا که گرمای خروجی بیشتری در معرض دید سیستم های حرارت یاب قرار خواهد گرفت .

در دماوند 3 بجای استفاده از دکل معمول ، به منظور نصب رادار چهار وجهی ” چشم عقاب ” از برجک استفاده شده است که در صورت حذف یا اصلاح دیگر سیستم های راداری ، الکترونیک  چرخان می تواند در کاهش سطح مقطع راداری ناو اثر مثبت داشته باشد . با این تفاسیر ناو دماوند 3 بهینه ترین روسازه را در بین ناوهای رزمی  کلاس جماران دارا است .

درباره میزان سطح مقطع راداری  ناوهای سهند و دماوند 3 یکبار نیروی دریایی به طور رسمی ادعا نمود که سهند 30 درصد سطح مقطع راداری کمتری نسبت به جماران و دماوند دارد و احتمال تکرار این ادعا با درصد بیشتری برای دماوند 3 وجود دارد . باید گفت برای داشتن یک ناو با  درصد مناسبی از پنهان کاری موارد دیگری نیز لازم است  که می توان به  طراحی سطح عرشه و بدنه به صورت تمیز ، استفاده از رنگ جاذب امواج راداری ، عایق های حرارتی و ضد صدا و لرزش به ویژه برای قسمت موتور خانه و سیستم انتقال قدرت ، سیستم خنک کننده برای دودکش ، تلاش برای کاهش سطح مقطع راداری تسلیحات و مواردی از این دست اشاره کرد که استفاده و یا عدم استفاده از آنها در سهند و دماوند 3 نامعلوم است و حتی می توان گفت برخی از آنها در سهند اجرا نشده است که موجب خنثی شدن تلاش های صورت گفته در جهت کاهش سطح مقطع راداری روسازه می شود .

در سطح و دیواره های روسازه ناو سهند برخی تجهیزات ، اتصالات ، لوله کشی ها ، نرده ها ، وجود پنجره دیوارع عرشه 02 و …  همانند ناوهای جماران ، دماوند 2 تصب شده اند ، در حالی که بر اساس اصول پنهان کاری این موارد باید در بدنه پنهان شود یا دارای پوشش مخصوص باشند تا بدین شکل سطح بدنه به اصطلاح تمیز باشد  .

عرشه شلوغ سهند و پوشش کروی و قدیمی توپ اصلی که موجب افزایش سطح مقطع راداری ناو می شود در این تصویر کاملا مشخص است .

دکل سهند و تجهیزات راداری/اکترونیک نصب شده بر روی آن نیز موجب افزایش سطح مقطع راداری می شود ، در حالی که در طرحهای مدرن ضمن استفاده از سکو بجای دکل و نصب رادار چهار وجهی یا قرار دادن رادار در داخل رادوم و.. . ، دیگر تجهیزات راداری و الکترونیک  ( بیشتر آنها ) را یا در داخل برجک نصب می کنند و یا در صورت نصب در بیرون از برجک  آنها را به شکلی را طراحی می کنند تا اثر راداری و حرارتی کمتری داشته باشند . تسلیحات نصب شده بر روی سهند که همانند جماران و دماوند 2 است نیز در  میزان سطح مقطع راداری ناو تاثیر منفی دارد ؛ در حالی که در ناوهای جدید پوشش توپ اصلی و دوم ناو بجای کروی شکل به شکل چند ضلعی ساخته می شود ، لانچرهای موشکی تا حدودی در پناه بدنه قرار گرفته و حتی دارای پوشش کاهنده اثر راداری و حرارتی شده و یا از پرتاب گر عمودی استفاده می شود ؛ در ناو سهند تنها توپ دوم ( کمند ) دارای پوشش چند ضلعی شده اما حلقه آن همچنان پیدا است در حالی که این حلقه نیز باید پنهان شده باشد .

عرشه و بدنه به اصطلاح تمیز ، نصب تجهیزات راداری ، اکترونیک در داخل پوشش برجک راداری ، طراحی پوشش چند ضلعی و کاهنده اثر راداری و حرارتی برای سیستم های تسلیحاتی یا استفاده از پرتابگر عمودی موشک از ویژگی های مهم ناوهای مدرن است .

درباره ناو دماوند 3 به دلیل تکمیل نشدن آن تا کنون نمی توان اظهار نظر قطعی کرد ، اما همانطور که بالاتر گفته شد این ناو بجای دکل از برجک راداری استفاده می کند که اگر دیگر تجهیزات راداری الکترونیک ناو در داخل آن نصب شود و یا دارای طراحی مناسب باشند  ، دماوند 3 از این لحاظ شرایط بهتری نسبت به  سهند خواهد داشت . درباره تسلیحات نیز نیروی دریایی ارتش اعلام کرده است در ناو دماوند 3 بجای استفاده از پرتابگر های موجود موشکی از پرتابگرهای عمودی ( VLS ) استفاده خواهد کرد که در صورت صحت نکته مثبتی است و به کاهش سطح مقطع راداری دماوند 3 نسبت به دیگر ناوهای کلاس جماران کمک می کند .

مشکل دیگر ناوهای سهند و دماوند 3 محل قرار گیری دکل یا سکو است . در طراحی اولیه ناو سهند که بر اساس آن ماکتی هم ساخت شد و به نمایش در آمد ، دکل رادار پشت پل فرماندهی قرار می گرفت و بین دکل و دودکش فضای خالی بود که می شد از آن همانند ناو جماران به عنوان محل قرارگیری پرتابگرهای موشک ضد کشتی استفاده کرد و بدین شکل دو فضای اصلی نصب تسلیحات در عرشه دوم برای نصب تسلیحات دیگر (به ویژه تسلیحات پدافند هوایی ) خالی می ماند . اما با آغاز ساخت ناو سهند دکل عقب تر نصب می شود و همین مورد درباره برجک راداری دماوند 3 نیز اجرا می شود که موجب ایجاد فضای پرت و کمتر قابل استفاده و حتی غیر قابل استفاده بین پل فرماندهی و دودکش در این دو ناو شده است .

محل نصب دکل در ناو سهند موجب ایجاد فضای پرت و کمتر و حتی غیر قابل استفاده در محدوده بین پل فرماندهی و دودکش شده است ، در حالی که اگر طبق طرح های اولیه دکل پشت پل فرماندهی قرار می گرفت جلوی این پرتی فضا گرفته می شد ؛ این مشکل برای ناو دماوند 3 نیز وجود دارد .

مشکل بعدی دو ناو سهند و دماوند 3 مربوط به نحوه بهره برداری از  فضای پشت دودکش است ؛ همانطور که گفته شد این بخش در دو ناو سهند و دماوند 3 به دلیل انتقال رادار اصلی به دکل و جلو کشیدن دودکش  فضای بیشتری نسبت به جماران ، دماوند 2 و دنا دارد با این حال به دلیل ساختار توپ کمند و برش گوشه های انتهایی این بخش ( که دلیل آن مشخص نیست ) موجب پرتی فضا شده است . مهمترین و بهترین استفاده ای که می شد از فضای پشت دودکش دو ناو سهند و دماوند 3 کرد تعبیه آشیانه بالگرد بود . بالاتر عنوان شد که به دلیل نبود آشیانه در ناوهای کلاس جماران و در نتیجه عدم امکان حمل بالگرد ، ارزش وجود پد بالگرد در این ناوها  زیر سوال رفته است . در دو ناو سهند و دماوند 3 طول فضای پشت دودکش آنقدری است که طراحان می توانستند  در این قسمت آشیانه بالگرد را تعبیه کنند در حالی که تسلیحات بر روی ( سقف ) اشیانه قرار می گرفت ؛ حتی اگر این فضا از لحاظ طولی نمی توانست تمام  طول بالگردی مانند AB-212  را پوشش دهد ،  امکان ساخت بخشی از آشیانه به شکل جمع شونده مشابه آنچه در ناوهای پشتیبانی بندر عباس و ناوهای قدیمی ببر و پلنگ دیدیم وجود داشته است . می توان گفت که برای 3 ناو جماران ، دماوند2 و دنا نیز امکان تعبیه آشیانه بالگرد  به شکل جمع شونده وجود داشته است که بدین شکل مساله حمل بالگرد توسط ناوهای کلاس جماران مرتفع می شده و تنها ایراد این نوع آشیانه این است  در زمانی که آشیانه به دلیل حمل بالگرد در داخل خود باز و پد را اشغال کرده است ، امکان نشست و برخواست بالگرد دیگری بر روی پد وجود ندارد ؛ این مشکل برای 3 ناو جماران، دماوند 2 و دنا به دلیل میزان طولی بیشتری که برای آشیانه جمع شونده لازم است قطعی می باشد ، اما برای برای دو ناو سهند و دماوند 3 در صورتی که این عمل ( تعبیه آشیانه بالگرد ) صورت می گرفت ، به دلیل طول بیشتر فضای پشت دودکش و در نتیجه نیاز به بخش جمع شونده کوچکتر ، احتمالا این دو ناو در هنگام حمل بالگرد در آشیانه امکان پذیرش بالگرد دیگر بر روی پد را می داشتند .

ناو پشتیبانی بوشهر ( کلاس بندر عباس ) با آشیانه جمع شونده که در تصویر باز شده و احتمالا در داخل خود حامل بالگرد است . با تعبیه آشیانه جمع شونده در ناوهای کلاس جماران امکان حمل بالگرد توسط این ناوها فراهم می شده است .

تا اینجا  به  نوع طراحی ناوهای کلاس جماران به ویژه در بخش روسازه و مشکلات و ضعف هایی  که دارند پرداخته شده .

از بین ناوهای کلاس جماران ، ناو تفتان تا کنون فاقد روسازه است و بالاتر هم گفته شده که دور ذهن نیست که با توجه به از دست رفتن یک ناو و تغییر کاربری ناو دیگر ساخت دو ناو از این کلاس در دستور کار قرار بگیرد . از طرفی به دلیل پیچیدگی ، هزینه و زمان بیشتر ساخت ناوها بزرگتر موجب می شود که ساخت تعداد بیشتری ناو در ابعاد کلاس جماران البته با توان تسلیحاتی بیشتر به صرفه و لازم باشد .

همانطور که سطور پیشین توضیح داده شد یکی از دلایل اصلی مشکلات ناوهای کلاس جماران شامل حجم تسلیحات کمتر نسبت به دیگر ناوها مشابه و نداشتن آشیانه بالگرد ،  وفادار ماندن به کلیات طرح کلاس الوند  یعنی  وجود یک فضای خالی به طول حدود 6 متر در جلوی پل فرماندهی و فضای پشت دودکش به طول حدود 11 متر در ناوهای جماران ، دماوند 2 و  دنا و همین فضا به طول حدود 16 متر در ناوهای سهند و دماوند 3 می باشد .  این دو فضا و به ویژه فضای حدود شش متری جلوی پل فرماندهی به دلیل ابعاد تسلیحاتی که در اختیار داریم به خودی خود آنچنان قابل بهره برداری نیست ؛ از طرفی هرچیزی در این بخش از ناو نصب شود بر روی سطح مقطع راداری ناو از رو به رو تاثیر منفی دارد .

بهترین کاری که می توان انجام داد تجمیع دو فضا با جلو کشیدن عرشه دوم و سوم است و بدین شکل فضایی در طول حدودا بیش از 20 متر در پشت دودکش بدست می آید . این اقدام در ناو طلائیه انجام گرفته است و با تجمیع فضاهای در این ناو آشیانه بالگرد تعبیه شده است تا بدین شکل ناو اطلاعاتی مذکور در بین هفت سازه شناسایی شده موج تا کنون تنها ناوی باشد که آشیانه برای حمل بالگرد دارد . البته در ناو طلائیه پد نیز جلوتر برده شده که موجب ایجاد فضای خالی بین پد و انتهای شده است . در هر صورت ناو طلائیه نشان می دهد که می توان فضاهای موجود در روسازه ناوهای کلاس جماران را برای استفاده بهتر باهم تجمیع نمود .

ناو طلائیه تنها سازه در بین سازه های موج است که دارای آشیانه بالگرد به دلیل تجمیع فضای جلو و عقب ناو می باشد .

اولین  استفاده ای که می توان از فضا تجیمع شده پشت دودکش کرد ، تعبیه آشیانه بالگرد همانند ناو طلائیه است و به دلیل طول کافی برای پوشش طول بالگردی نظیرAB-212  ، دیگر نیازی به تعبیه بخشی از آشیانه به شکل جمع شونده نیست ؛ البته با هدف پذیرش بالگردهای بزرگتر و یا صرفه جویی در فضای پشت دودکش به منظور استفاده از آن در کارهای دیگر می توان بخشی از آشیانه را همچنان جمع شونده ساخت .

تصویر گرافیکی ساده بالانشان می دهد که با تجمیع دو فضای جلو پل فرماندهی و پشت دودکش ( که به رنگ قرمز مشخص شده ) ، موجب به پدیدار شدن  چه فضایی از لحاظ طولی می شود .

بر روی سقف آشیانه به دلیل فضای خوبی که به وجود می آید می توان تسلیحات بیشتر و حجیم تری نظیر سیستم های موجود پدافند هوایی در داخل کشور ( تلاش و مرصاد 2 ) را با کمیت مناسب نصب کرد ؛ البته نیروی دریایی ارتش اعلام کرده است که بر روی ناوهای کلاس جماران و به ویژه ناوهای در حال ساخت ( دماوند 3 ، دنا و تفتان ) پرتابگرهای عمودی موشک نصب خواهد کرد . سازه اصلی ناوهای کلاس جماران جایی برای نصب سلول های VLS ندارد و این پرتابگرها باید برروی  روسازه نصب شود و تنها و بهترین فضایی که امکان نصب دارند فضای پشت دودکش است . حال اگر در اصلاح طرح روسازه ناوهای بعدی کلاس جماران ( در حال حضار ناو تفتان به عنوان تنها سازه در حال ساختی که روسازه ندارد ) فضای جلوی پل فرماندهی و پشت دودکش باهم تجمیع شوند ، با احتساب تعبیه آشیانه بالگرد همچنان فضای کافی برای نصب کمیت مناسب از سلول های VLS به صورت متمرکز در میانه عرض ناو و یا به صورت دو مجموعه در دو طرف ناو چسبیئده به دیواره بخش آشیانه همانند ناوهای ساعر 6 رژیم صیهونیستی و باینونا امارات وجود دارد .

محل قرار گیری سلول های پرتابگر عمودی موشک پدافند هوایی باراک  8 در کناره دیواره آشیانه ناو ساعر 6 رژیم صهیونیستی که با فلش قرمز مشخص شده .  این ناوها  با 90 متر طول ، 14 متر عرض و 1900 تن وزن ضمن داشتن آشیانه برای پذیرش بالگرد در ابعاد سی هاوک ، دارای چهل لانچر نسخه دریاپایه گنبد آهنی ، شانزده موشک پدافند هوایی باراک 8 با برد 90 کیلومتر و شانزده موشک ضد کشتی هارپون است . ساخت این ناوها به سفارش رژیم صهیونیستی در آلمان همزمان با ساخت ناو دماوند 3 آغاز شد و پس  تکمیل بدنه و سیستم های رانشی و …  به منظور نصب تجهیزات و تسلیحات ساخت اسرائیل به سرزمین های اشغالی منتقل می شوند . در حالی که مشخص نیست ناو دماوند 3 چه زمانی واقعا تکمیل شود ، ناوهای ساعر 6 در حال گذارندن آزمایش های دریایی در آلمان می باشند و به دلیل شیوع کرونا قرار است اولین آنها با تاخیر تا پایان سال جاری میلادی ( 2020 ) تحویل رژیم صهیونیستی شود .

مورد دیگر که در اصلاح طرح ناوهای کلاس جماران باید انجام داد محل قرار گیری دکل یا برجک رادار است ؛  بالاتر عنوان شد که محل قرارگیری دکل یا برجک در دو ناو سهند و دماوند 3 موجب ایجاد فضای پرت و و کمتر وغیر قابل استفاده در محدوده بین پل فرماندهی و دودکش شده است . حال در اصلاح طرح ناوهای کلاس جماران ضمن توجه به مقوله فشرده سازی سامانه ها و زیر سامانه های نصب شده بر روی برجک راداری ، این بخش درست در پشت پل فرماندهی قرار بگیرد تا بدین شکل جلوی ایجاد فضای پرت گرفته شود برای مثال می توان به محل قرار گیری برجک راداری چهار وجهی EL/M-2248 MF-STAR ناو ساعر 6 اشاره کرد که درست پشت پل فرماندهی قرار گرفته است .

دستکاری ساده تصویر بالا به ما نشان می دهد که اگر در طراحی برجک رادار به مقوله فشرده سازی سامانه ها و زیر سامانه ها توجه شود و محل برجک درست پشت پل فرماندهی باشد چه فضای مناسب و قابل استفاده بین برجک و دودکش به وجود می آید .

اما آخرین و اساسی ترین کاری که می توان انجام داد اصلاح سازه اصلی و افزایش طول آن برای ناوهای احتمالی آینده است .

این مورد به صورت فنی باید مورد بررسی قرار بگیرد با این حال طبق یک تجربه تاریخی در کشور سازنده می توان گفت که در دسترس ترین مورد افزایش شش متری طول سازه است تا بدین شکل ناوهای بعدی کلاس جماران 100 متر طول داشته باشند .

شرکت Vosper Thornycroft انگلستان نسخه اصلاح شده ناوهای کلاس الوند که شش متر طول بیشتری داشت را برای لیبی می سازد که در این کشور با نام ناو Dat Assawari به سال 1973 به خدمت در می آید و  سر انجام در ابتدای دهه 2000 میلادی اوارق می شود .

افزایش طول و حتی عرض سازه تا حدی که ممکن است ، موجب افزایش فضا و در نتیجه افزایش کمی و حتی کیفی تجهیزات و تسلیحات ناوهای احتمالی آینده  می شود

ناو Dat Assawari نیروی دریایی لیبی در اصل نسخه اصلاح شده کلاس الوند ایران است که توسط Vosper Thornycroft ساخته شده و در سال 1973 به خدمت نیروی دریایی لیبی در آمده است ؛ این ناو شش متر طویل تر از کلاس الوند بوده است .

تسلیحات

تمام تسلیحات و تجهیزاتی که در ادامه معرفی می شود مربوط به ناوهای رزمی کلاس جماران است و تاکنون اطلاعاتی از تجهیزات و تسلیحات ناو طلائیه منتشر نشده است

توپ اصلی ناوهای کلاس جماران ، یک قبضه توپ 76 میلیمتری فجر 27 است که در سینه ناو قرار داشته و  هم کاربرد ضد سطحی و هم کاربرد ضد هوایی دارد . این توپ بر اساس توپ مطرح و خوشنام OTO Melara 76 mm ساخته و در سال 1385 رونمایی شده است . OTO Melara 76 mm ساخت ایتالیا ( 1964 ) یکی از معروف ترین توپ های دریایی جهان است که در ناوهای بیش از 40 کشور در حال خدمت می باشد . تاریخچه ورود این توپ به ایران به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی باز می گردد . ایران نخستین بار این توپ را برای نصب بر روی ناوچه های کلاس کمان سفارش داد . همچنین برای ناو پشتیبانی خارک  نیز این توپ سفارش داده شد که همراه با ناو مذکور در میانه جنگ تحویل داده شد  .

با آغاز پروژه های موج و سینا و با توجه به نیازی که وجود داشت ، توپ مذکور با نام فجر 27 بومی سازی می شود و تا کنون برای پروژه های سینا ، موج و بهینه سازی ناوهای بایندر و نقدی استفاده شده است .

توپ 76 میلی متری فجر 27

توپ فجر 27 همانند نسخه ایتالیایی به وسیله رادار و همچنین اپتیک هدایت می شود .   در ابتدا نواخت تیر این توپ را 85 گلوله در دقیقه اعلام کردند که مشابه نمونه قدیمی تر توپ OTO Melara تحویل شده به ایران بوده است ، اما در سالهای اخیر نواخت تیر را 120 گلوله در دقیقه اعلام می کنند که مشابه نسخه جدید OTO Melara است ، بنظر می آید که با نگاه به روند بهسازی نسخه اصلی ، متخصصان داخلی توپ فجر را مورد بهسازی و ارتقا داده باشند  .برد این توپ در برابر اهداف دریایی 17 کیلومتر و در برابر اهداف هوایی 7 کیلومتر می باشد . در رابطه با نوع گلوله های موجود برای توپ فجر می توان گفت گفت گلوله های متداول مانند گلوله فیوز زمان بندی و مجاورتی سالهاست که برای این توپ در دسترس است اما در سطح جهان دو مدل گلوله مدل فیوز پالسی و گلوله افزایش برد یافته هدایت شونده ماهواره ای با برد 40 کیلومتر توسعه  یافته است که در حال حاضر دست یابی به گلوله فیوز پالسی و فن آوری آن از اهمیت فوق العاده ای بخوردار است .

عملکرد گلوله های فیوز پالسی به این شکل است که سیستم کنترل اتش توپ  با  محاسبه سرعت دهانه گلوله و  محاسبه مسافت هدف تا اتش بار با کمک مسافت یاب لیزری و رادار ، زمانی که گلوله به محدوده هدف رسید یک پالس الکترونیک به گلوله ارسال   می کند  تا گلوله منفجر شده و ترکش هایش با دقت بیشتری هدف را مورد اصابت قرار بدهد . استفاده از گلوله فیوز پالسی در توپ  OTO Melara  ، توان آن را در برابر اهدافی همچون موشک های کروز و قایق های تندرو را به حدی بالا برده که عملا این توپ 76 میلی متری را تبدیل به بزرگترین سامانه دفاع نقطه ای کرده است . گلوله های فیوز پالسی برای استفاده در توپ های کوچکتر 57 ، 40 و 35 میلیمتری هم توسعه پیدا کرده است و همچنین بر روی توپ های پدافند هوایی زمینی نیز نصب شده وعملکرد آنها را در برابر حملات پرحجم بشدت ارتقا داده است ، از این جهت دست یابی کشورمان به این گلوله و فن آوری آن بسیار مهم و حیاتی است و صنایع دفاع باید نسبت به دست یابی به این مدل گلوله و گسترش آن اقدام کند .

عملکرد یک مدل گلوله فیوز پالسی بر عیله هدف هوایی
عملکرد یک مدل گلوله فیوز پالسی بر علیه یک هدف دریایی ( قابق تندرو )

 

توپ دوم ناوهای کلاس جماران  ،یک قبضه  توپ 40 میلی متری فتح می باشد که در قسمت پاشنه ( قبل از پد بالگرد ) نصب شده است که کاربرد ضد سطحی و ضد هوایی دارد  . این توپ بر مبنای توپ 40  میلی متری بوفورس ساخته شده که سابقه آن به قبل جنگ دوم جهانی می رسد ، البته فتح بر اساس نسخه نصب شده بر روی ناوچه کلاس کمان ساخته شده است .

دو نکته تامل بر انگیز درباره این توپ وجود دارد که حداقل انبوه سازی آن را زیر سوال می برد ؛ اولین نکته مربوط به نمایشگاه دفاعی به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب در مصلی تهران بود که نگارنده بر روی توپ 40 میلی متری به نمایش در آمده در این نمایشگاه نشان و نام شرکت بفورس را دیده است و دومین نکته برداشته شدن این توپ از روی چندین ناوچه کلاس کمان و حتی سه ناو اول پروژه سینا به طور همزمان و نصب توپ 20 میلیمتری بجای آن است .

توپ 40 میلی متری بفورس ( فتح )

نواخت تیر توپ بفورس  300 تیر بر دقیقه است و برد نهایی آن به 12 کیلومتر می رسد. هدایت توپ بوفورس به صورت چشمی توسط خدمه انجام می گیرد  اما در زمان الحاق جماران گفته شد برای افزایش دقت توپ فتح از یک سامانه الکترواپتیک استفاده شده است که تا به حال نشانی دال بر وجود این سامانه بر روی این توپ دیده نشده . توپ 40 میلیمتری حکم سامانه دفاع نزدیک ( CIWS ) در دو ناو  جماران و دماوند 2 را دارد ، اما واقعیت امر این است که به دلیل نواخت تیر پائین و نبود سامانه هدایت خودکار راداری / اپتیکی  نمی تواند از پس ماموریت مذکور بر بیاید و به شکل اولیه خود اصلا کارایی ندارد اما بر اساس تجارب جهانی با تجهیز این توپ به سامانه کنترل آتش راداری-اپتیکی دقیق  و استفاده از گلوله فیوز پالسی ( که بالاتر درباره آن توضیح داده شد ) موجب می شود تا  توان توپ به عنوان یک سامانه دفاع نقطه به شکل قابل ملاحظه ای بالا رفته  و آن را همتراز سیستم های مطرح مبتنی به توپ گتلینگ چون فلانکس و گلکیپر بکند  که به عنوان نمونه می توان به  Bofors 40 Mk4محصول  BAE Systems اشاره کرد .

نسخه پیشرفته توپ 40 میلی متری بوفورس ( Bofors 40 Mk4  ) محصول BAE Systems

با این حال صنایع دفاع و نیروی دریایی بجای ارتقا توپ 40 میلی متری بفورس ( فتح ) بدنبال جایگزینی آن با سامانه کمند رفته اند .

سامانه دفاع نقطه ای کمند در واقع همان سامان AK-630 ساخت شوروی/روسیه است که اولین مدل آن در سال 1964 معرفی و عملیاتی شد و همچنان در حال تولید است . هسته اصلی این سامانه یک توپ گتلینگ 30 میلیمتری شش لول با سرعت دهانه 900 متر بر ثانیه ، سرعت آتش 5000 گلوله بر دقیقه ، برد 4000 متر و میزان مهمات 2000 گلوله است که توسط سیستم کنترل آتش راداری/ اپتیکی هدایت می شود . مشخص نیست که سامانه کمند خرید مستقیم AK-630 از روسیه یا مبدا دیگر( مانند چین )  یا بدست آوردن تولید تحت لیسانس و یا مهندسی معکوس و بومی سازی می باشد ، در هر صورت این سامانه در کلیپ تبلیغاتی صنایع دفاع  سال 1396 اعلام موجودیت کرد ، برای نخستین بار بر روی ناو سهند نصب شد و ناو دماوند 3 نیز آماده نصب این سیستم در آینده است .

توپ 30 میلی متری شش لول سامانه دفاع نقطه ای AK-630  کمند

کمند نسبت به فتح با شرایطی که بالاتر توضیح بهتر است با این حال نسبت به سیستم های مشابه نظیر فلانکس ، گلکیپر و کاشتان دو نقطه ضعف دارد که موجب جا گیرتر بودن آن نسبت به دیگر سامانه ها می شود ؛ اولین نقطه ضعف مخزن مهمات این سامانه است که همانند توپ های بزرگ و اصلی ناوها در داخل بدنه و سازه قرار می گیرد ، در حالی که در دیگر سامانه ها ( فلانکس ، گلکیپر و کاشتان ) مخزن مهمات همرا با توپ بر روی سکو یا برجک بر روی عرشه است و نیازی به فضای خالی در داخل بدنه و سازه نیست ؛ در ناو سهند به دلیل نبود فضای لازم در سازه و روسازه ، برای نصب توپ کمند ،  یک سکو در محل قبلی  توپ 40 میلی متری ساخته شده است . مشکل بعدی جدا بودن رادار و سامانه اپتیکی از توپ است در حالی که در سامانه دفاع نقطه ای مشابه رادار و اپتیک بر روی خود توپ نصب می شود ؛ این موضوع باعث می شود که برای نصب رادار و اپتیک نیاز به در نظر گرفتن فضای مجزا باشد که باید در نزدیک توپ و در فضایی باشد که سطح پوشش و نقطه کور  مشابه توپ داشته باشد . این مساله موجب شده که در دو ناو سهند و دماوند3 سکوی سامانه کمند از لحاظ طول به سمت جلوی ناو امتداد داشت باشد تا محلی برای نصب رادار و اپتیک وجود داشته باشد که موجب اشغال بخشی از فضایی شده است که گفته شد  بخاطر فشرده سازی به دست آمده ؛ نکته تعجب بر انگیز در ناو سهند ، عدم نصب رادار و اپتیک در این قسمت تا کنون است .

در جنگاوران بخوانید  پروتكل ارتباطى خانواده بصير
به دلیل نوع طراحی مخزن مهمات  سامانه AK-630  کمند و جدا بودن رادار و اپتیک آن ، برای نصب این توپ و سیستم کنترل آتش آن بر روی ناو سهند و دماوند 2 ، طراحان مجبور به تعبیه همچین سکویی بر روی این ناو 2  شدند .

در رابطه AK-630 نکته دیگری نیز وجود دار ؛  به غیر از شناور بسیار کوچک نظیر ناوچه موشک انداز تایپ 022 چین که به دلیل ابعاد فقط یک توپ دارند ، به طور معمول در ناوهای بزرگتر نظیر ناوچه های موشک انداز ترانتل و بویان و ناو استروگاشی روسیه از دو توپ AK-630 بهتره می برند که در کناره ناو نصب شده و هر کدام یک طرف ناو را پوشش می دهند .

یک ناوچه بویان نیروی دریایی روسیه که در سال 1396 از بندرانزلی بازدید کرده است . در تصویر دو سامانه AK-630 این ناوچه مشخص است .

به غیر از توپ های فجر و فتح ، ناوهای کلاس جماران به  چهار قبضه توپ 20 میلی متری اورلیکن  نیز مجهز می باشند که هم کاربرد هوایی و هم کاربرد سطحی دارند . در کشورهای دیگر توپ های مذکور به سامانه هدایت خودکار اپتیکی مجهز شده اند و حتی به  دیگر سامانه ها رزمی و راداری متصل شده اند که موجب افزایش کارایی آنها در برابر اهداف هوایی و سطحی شده است ،  اما این توپ ها در ایران همانند توپ 40 میلی متری فتح ،  فاقد سامانه هدایت می باشند و یک خدمه پشت آن قرار گرفته و آن را به صورت چشمی هدایت و شلیک می کند که به غیر از کارایی خیلی کمتر نسبت نمونه های خارجی مشابه مجهز سامانه هدایت خودکار ، عملا در شب و شرایط جوی نامناسب کارایی ندارد . قابل ذکر است که در داخل کشور و توسط شرکت هایی مانند صاایران یا رایان رشد افزار و … ، سامانه هدایت اپتیکی مناسب این توپ ها طراحی و ساخته شده است و در دسترس نیروهای مسلح و به ویژه نداجا قرار دارد  .

توپ 20 میلی متری اورلیکن
توپ 20 میلی متری مجهز به سامانه هدایت اپتیکی محصول Nexter Systems فرانسه

علاوه بر توپ های 20 میلی متری ، ناوهای کلاس جماران دارای دو تا چهار قبضه تیربار 12.7 میلی متری دوشکا نیز میباشند که در داخل تولید می شود . دوشکا محصول 1938 شوروی است که در شوروی و سپس روسیه تا کنون با دو نسل NSV در سال 1971 و کورد در سال 1998 جایگزین شده است . این دو مسلسل نسبت به دوشکا دقیق تر و عین حال سبک تر می باشند . در داخل کشور سکوهای مکانیزه حامل مسلسل 12.7 میلی متری مجهز به سیستم کنترل آتش اپتیکی در چند نمونه توسعه یافته و در دسترس است ، اما دوشکا بر روی ناوه های کلاس جماران به صورت هدایت دستی و چشمی مورد استفاده قرار می گیرد که همان نقاط ضعف توپ های 40 و 20 میلی متری هدایت دستی را دارد .

برای مقابله با اهداف سطحی ، ناوهای کلاس جماران به 4 موشک از نسخه توسعه یافته در ایران موشک چینی  C-802 مجهز می باشند که به ترتیب زمان رونمایی و ساخت  نور ( با برد 180 کیلومتر ) قادر ( با برد بیش از 200 تا 220 کیلومتر ) و قدیر ( با برد 300 کیلومتر ) نام دارند و در حال حاضر موشک قدیر یا حداقل موشک قادر یا ترکیبی از هردو موشک بر روی این ناوها نصب است . در سطح جهان بیشتر موشک های کروز ضد کشتی جدید دارای نقش ثانویه حمله به اهدف زمینی می باشند و یا حداقل در نمونه های قدیمی تر با تعویض سیکر از راداری به اپتیکی ، مدل های مخصوص حمله به اهداف زمینی را به وجود آورده و علاوه بر شلیک از روی ناو ، بر روی زمین و حتی هوا نیز به عنوان یک موشک تهاجمی زمینی مورد استفاده قرار گرفته ، اما به طور رسمی تا کنون این قابلیت مورد توجه کشورمان قرار نگرفته است و موشک های ضد کشتی ما به طور رسمی فاقد قابلیت ثانویه حمله به اهداف زمینی می باشند .

موشک ضد کشتی قادر

محل قرار گیری لانچرهای ضد کشتی در سه  ناو جماران و دماوند 2 و سهند  با هم متفاوت است . در ناو جماران لانچرها در عرشه یا طبقه سوم بین دکل و سکوی رادار قرار دارد ، اما در ناو های دماوند 2 و سهند  لانچر ها به عرشه دوم ، پشت دودکش منتقل شده است . دلیل این تغییر محل لانچرهای ضد کشتی در ناو دماوند 2 که بر محل  سامانه پدافند هوایی نیز تاثیر ( منفی ) گذاشته مشخص نیست ، اما در سهند  دلیل ان مساله محل قرارگیری دکل است که بالاتر توضیح داده شد .

محل قرارگیر لانچرهای ضد کشتی در ناو جماران و دماوند 2 و سهند

در این بین نکته عجیب و سوال برانگیزی وجود دارد که تا به حال پاسخی برای آن پیدا نشده است ، در حالی که بسیاری از ناوهای با ابعاد نزدیک به جماران  و حتی کوچکتر مجهز به 8 موشک ضد کشتی می باشند و حتی ناوی مانند ساعر 6 رژیم صیهونیستی  16 موشک ضد کشتی به همان شکل مایل پرتاب خواهد داشت و ناوهای بزرگتر به دلیل استفاده از سلول های عمود پرتاب چند منظوره موسوم به vls)   )  تعداد بیشتری موشک ضد کشتی می توانند حمل و شلیک می کنند  ، ناوهای کلاس جماران تنها 4 موشک ضد کشتی دارند ، البته این موضوع منحصر به ناوهای کلاس جماران نیست  و  تمام ناوهای رزمی نداجا  هرکدام تنها به 4 موشک ضد کشتی مجهز می باشند .

به طور معمول برای افزایش احتمال هدف قرار گرفتن ناو دشمن ، حداقل 2 موشک باید به سمت آن  شلیک شود و ممکن است همین 2 موشک نیز کافی نباشد و توسط ناو دشمن دفع بشود ، موضوعی که با توجه به توانایی ناوهای کشورهای متخاصم احتمال آن اصلا کم نیست  . بدین ترتیب و در خوشبینانه  ترین حالت ناوهای کلاس جماران با 4 موشک ضد کشتی خود توانایی درگیری با 2 هدف دریایی را دارند. استفاده از 8 موشک ضد کشتی ، حداقل تضمین بیشتری برای درگیری موثر با 2 هدف دریایی فراهم می کند و همانطور که بالاتر هم گفته شد پاسخی برای چرایی بسنده نمودن به 4 موشک پیدا نشده است . آن هم 4  موشک مادون صوت با اثر راداری معمولی ، در حالی که طرف های متخاصم کشور ما ، ناوهای خود را برای مقابله با موشک ها مافوق صوت یا موشک های به اصطلاح پنهان کار آماده کرده و می کنند . موشک های ما هرچه قدر هم در برابر اقدامات جنگال دشمن از خود مقاومت نشان بدهند ، اما سرعت مادون صوت آنها را در برابر سامانه های پدافند ضد موشک دشمن بشدت آسیب پذیر می کند .

برای افزایش توان ضد کشتی ناوهای کلاس جماران علاوه بر ارتقا کمیت از 4 موشک به 8 موشک و حتی بیشتر ، باید کیفیت هم ارتقا داد که در اینباره دو راه وجود دارد .

اولین راه استفاده  از موشک مافوق صوت  است . با وجود برنامه ریزی ها برای مقابله با موشک ها  مافوق صوت ، این نوع موشک ها همچنان خطرناک محسوب می شوند . طی سال های اخیر خبرهایی منتشر شده است نشان می دهد کشورمان بدنبال خرید موشک پی 800 انیکس ( یاخونت ) از روسیه می باشد که بسته به ارتفاع دارای برد 120 تا 300 کیلومتر است و بیش از 2.5 ماخ سرعت دارد .در صورت برداشتن تحریم های تسلیحاتی در مهر 1399 و  محقق شدن امر خرید این موشک  ، ناوهای کلاس جماران و دیگر ناوها نداجا باید به این موشک مجهز بشوند . البته پلفترم سی 802 را می شود با بهینه سازی و تجهیز آن به موتور مینی جت قوی تر  دارای سرعت مافوق صوت در تمام مسیر کرد اما قطعا سرعت یاخونت را پیدا نمی کند .

یاخونت

دومین راه طراحی و ساخت موشک با اثر راداری و حرارتی پایبن تر و یا به اصطلاح رادار گریز است که اولین راه کاهش سطح مقطع راداری همین موشک های سی 802 با تغییر جنس بدنه و استفاده از رنگ جاذب می باشد  و راه دیگر  طراحی و ساخت موشک جدید با بدنه غیر استوانه ای  مشابه موشک NSM نروژ و agm-158c lrasm امریکا است  که در اینباره دو طرح در داخل کشور وجود دارد که می توانند با بهینه سازی بیشتر تبدیل به موشک ضد کشتی رادار گریز شوند .

اولین طرح موشک کروز ” مبین ” محصول  وزارت دفاع است که 450 کیلومتر برد دارد . این موشک در بخش بال و سکان باید به طور اساسی تغییر و مجهز به بال جمع شونده شود تا بدین شکل بتوان آن را از داخل تیوب مشابه تیوب موشک سی 802 شلیک کرد  .

دومین طرح پهپاد موتور جت ” سجیل ” است که طرح آن توسط خود نیروی دریایی ارتش دنبال می شود . پلتفرم این پهپاد نیز می تواند مبنایی برای توسعه یک موشک ضد کشتی رادار گریز قرار بگیرد که اولین اصلاحیه که باید در آن صورت بگیر همانند موشک مبین تغییر در بال های است و در صورتی که در نسخه پهپاد ابعاد بزرگ باشد در نسخه موشک ضد کشتی ابعاد نیز باید تغییر کرده و کوچکتر شود .

موشک کروز مبین
پهپاد سجیل

برای مقابله با اهداف زیر سطحی ، ناوهای کلاس جماران به دو لانچر 3 تیوپه اژدر مارک 46 ( مجموعا 6 اژدر ) مجهز می باشند که در دو طرف ناو نصب شده است . سرعت این اژدر 74 کیلومتر و برد آن به 11 کیلومتر می رسد . اژدر مذکور در ایران با نام ( کوسه ) بومی سازی شده است .

پرتابگر اژدر مارک 46 کوسه

بعد از بررسی تسلیحات توپخانه ، ضد سطحی و ضد زیر سطحی به سامانه پدافند هوایی می رسیم .

پیشتر گفته شد که ناوهای کلاس الوند در زمینه پدافند هوایی ضعیف بودند و این موضوع در حادثه تلخ فروردین 1367 خود را بشدت نشان داد و به همین دلیل یکی از اهداف پروژه موجب ، رفع  مشکل پدافند هوایی بوده است ،  با این حال این مشکل  به قوت خود باقی است  و ناوهای جماران کلاس جماران در پدافند هوایی بشدت ضعیف می باشند که یک بخش آن مربوط به سامانه  های توپخانه ای است که بالاتر به آن پرداخته شد و دیگری سامانه  پدافند هوایی موشکی است .

سامانه پدافند هوایی جماران تنها از 4 موشک ضد هوایی استاندارد1 / محراب تشکیل شده است که در دو باکس در پشت دودکش ( عرشه 2 ) قرار دارد ، پرتابگرها  برای سامانه پدافند هوایی استاندارد و دماوند 1 ( آرتمیس ) است که بازسازی و مورد استفاده مجدد قرار گرفته است . موشک های این سامانه ( محراب ) مشخص نیست که آیا همان موشک های استاندارد است مورد بازسازی و بهسازی گرفته است یا موشکی جدیدی می باشد. البته قطعا می دانید که ایران بر اساس موشک استاندارد ، موشک پدافند هوایی صیاد 2 را ساخته است . موشک استاندارد در اختیار ایران از نوع  SM-1ER است که از مشخصات آن می توان به طول 4.41 متر، قطر 34.3 سانتیمتر، دهانه بال 1.08 متر، جرم 495 کیلوگرم، برد تا 37 کیلومتر، ارتفاع پروازی تا حدود 19000 متر و سرعت دو برابر سرعت صوت(کمتر از 700 متر بر ثانیه) اشاره کرد.. در پرتابگر های نصب شده بر روی ناو جماران ، در هر باکس یک موشک آماده شلیک و یک موشک در قسمت ذخیره قرار دارد . نکته عجیب و سوال بر انگیز ، نا مشخص بودن سامانه راداری و کنترل آتشی است که این موشک ها باید از طریق آن شلیک شود ، در ادامه ( بخش معرفی سیستم های راداری و کنترل ) خواهید دید که وظایف سامانه های راداری ناو و ارتباط آن به تسلیحات مشخص است ،. اما خبری از آنتن بشقابی رادار کنترل آتش سامانه استاندارد  که بر روی ناوهای ببر ، پلنگ و آرتمیس نصب بوده نیست ، در حالی طی یک پروژه که دو پرتابگر استاندارد بر روی ناوچه گرز از کلاس کمان بجای موشک ضد کشتی نصب شد ، سامانه کنترل آتش روی این ناوچه در محل توپ 40 میلی متری قرار گرفت .

ناوچه گرز مجز به دو پرتابگر موشک استاندارد ، رادار کنترل سامانه استاندارد که با فلش قرمز مشخص شده جز غایب در ناوهای کلاس جماران است .

این موضوع حداقل برای جماران صدق می کند ، در دماوند یک سامانه اضافه ( ثامن که در ادامه معرفی می شود ) نسبت به جماران وجود دارد که شاید وظیفه شلیک و هدایت موشک استاندارد را بر عهده داشته است  که اگر این فرضیه درست باشد ، ناو جماران که فاقد همچین سامانه ای است در تمام طول خدمت خود تا به حال نمی توانسته از موشک های استاندارد/محراب خود استفاده کند ؛ ابهامات این موضوع زمانی بیشتر می شود که  توجه کنیم از فعالیت تمام سامانه ها تسلیحاتی ناو جماران عکس و فیلم وجود دارد ، اما از شلیک موشک استاندارد خیر ؛ البته درباره ناو دماوند  باید گفت که در طول خدمت کوتاهش هیچگاه فیلم و عکسی از فعالیت تمام سامانه های تسلیحاتی این ناو منتشر نشد   . با الحاق رسمی ناو سهند نیز شاهد همان مساله ناو جماران می باشیم و نحوه بکار گیر موشک پدافند هوایی در این ناو نیز نا مشخص است .

پرتابگر های پدافند هوای استاندارد/محراب ناو جماران در پشت دودکش قرار دارد و لانچرهای دماوند 2 و سهند  در جلوی پل فرماندهی . لانچرهای دماوند 2 و سهند فاقد بخش ذخیره می باشند و این دو ناو به طور کلی تنها دو موشک پدافند هوایی دارند.

بعد از موضوع نامشخص بودن سامانه کنترل آتش ، مهم ترین مشکل سامانه پدافند هوایی ناو جماران کمیت آن است و مواردی که برای کمیت موشک های ضد کشتی عنوان شد برای موشک های پدافند هوایی نیز صادق است . وضعیت برای ناو دماوند 2 و سهند از جماران نیز وخیم تر است ، لانچرهای موشک استاندارد/محراب ناو های دماوند 2 و سهند  در جلوی پل فرماندهی نصب شده است و فاقد بخش ذخیره ( مشابه جماران ) است که دلیل آن مشخص نیست ، به عبارتی دماوند 2 و سهند هرکدام تنها 2 موشک پدافند هوای استاندارد دارد . با توجه به ابعاد ناوهای کلاس جماران ، این ناوها نیاز به حداقل 8 موشک دارند .

بنظر می آید دلیل این مشکل نوع طراحی پرتابگرها ( که فضای زیادی اشغال می کنند ) و نوع طراحی روسازه ناوهای کلاس جماران ( که بالاتر به طور مفصل به آن پرداخته شد ) باشد ، با این حال تحت همین شرایط نیز 3 ناو جماران ، دماوند 2 و دنا می تواستند ( همچنان دو ناو جماران و دنا می توانند ) با همین پرتابگر دارای هشت موشک پدافند هوایی باشند اگر دو ترکیب آرایش تسلیحات موشکی جماران و دماوند 2 با هم ادغام شوند ، یعنی محل قرار گیری موشک ضد کشتی مانند جماران بین دکل و سکو رادار در عرشه سوم باشد ، در پشت دودکش دو پرتابگر همانند جماران و دو پرتابگر دیگر در جلو پل فرماندهی همانند دماوند 2 قرار بگیرد که  البته بخش ذخیره را نیز داشت باشند که بدین شکل هشت موشک پدافند هوایی مورد نیاز این ناوها تامین می شود .

این مورد البته در ناو سهند و دماوند 3 غیر قابل اجرا است چرا که در عرشه سوم جایی برای قرار گرفتن پرتابگر موشک ضد کشتی نیست ، فضای پشت دودکش با اینکه طول بیشتری دارد اما توسط سکوی سامانه کمند اشغال شده است و فضای باقی مانده نیز محل قرار گیری پرتابگرهای موشک ضد کشتی است ؛ در جلوی پل فرماندهی نیز تنها می توان دو پرتابگر نصب نمود ، البته می توان در پشت توپ اصلی نیز دو پرتابگر دیگر قرار داد ، با این حال به دلیل عرض کمتر و محل رفت آمد بودن این بخش امکان نصب بخش ذخیره وجود ندارد و  بدین ترتیب  ناوهای سهند و دماوند3 با این پرتابگر حداکثر می توانند شش موشک محراب/استاندارد داشته باشند ؛ این را باید اضافه کرد که در طرح ها و نقشه های اولیه ناو سهند قرار بر نصب دو پرتابگر بدون بخش ذخیره در پشت توپ اصلی  بوده است .

این نکته را باید متذکر شد که این پرتابگرها چون متعلق به سه ناو ببر ، پلنگ و دماوند 1 ( آرتمیس ) بودند که هرکدام چهار پرتابگر حمل می کردند ، تعدادشان بسیار محدود و تنها دوزاده پرتابگر است ، پس اگر بخواهیم برای هر ناو چهار پرتابگر و هشت موشک در نظر بگیریم تنها می توان سه ناو را تجهیز نمود ؛ بر این اساس شاید دلیل اصلی نیروی دریایی در قرار دادن تنها دو  پرتابگر بر روی هر ناو ، تعداد محدود آنها باشد .

با رونمایی از موشک پدافند هوایی صیاد 2 با برد 75 کیلومتر که مبنای آن موشک استاندارد است ، خبرهایی از ساخت نسخه دریایی آن برای  نصب بر روی ناوهای نیروی دریایی و به ویژه کلاس جماران در آینده منتشر شد که تا کنون رنگ واقعیت به خود نگرفته است . در صورت استفاده از موشک صیاد 2 و پرتابگر به اصطلاح پاتریوتی آن امکان استفاده از موشک صیاد3  با برد 120-150 کیلومتر را نیز دارد ؛ نحوه نصب پرتابرگهای صیاد2/3 می تواند به شیوه ای باشد که بالاتر برای همان پرتابگر قدیمی محراب/استاندارد پیشنهاد شد یعنی یک پرتابگر 4 تایی در پشت دودکش و یک پرتابگر دیگر در جلوی پل فرماندهی ؛ برای دو ناو سهند و دماوند 3 نیز همان شکلی گفته شد می توان این پرتابگر را نصب کرد با این تفاوت که به دلیل چهار تایی بودن پرتابگر بدون نیاز به بخش ذخیره ، دو ناو سهند و دماوند 3 نیز دارای هشت موشک پدافند هوایی می شوند ، البته این پرتابگر به ویژه در جلوی ناو تاثیر منفی در سطح مقطع راداری دارند و به همین دلیل باید بر روی آنها پوشش کاهنده اثر راداری و حرارتی کشیده شود .

با این حال این دو پیشنهاد هیچگاه رنگ واقعیت به خود نخواهد گرفت ، چرا که نیروی دریایی اعلام کرده است بر روی ناوهای کلاس جماران و به ویژه ناوهای در حال ساخت دنا ، دماوند 3 و تفتان از پرتابگر عمودی یا  VLS استفاده خواهد کرد .

از جزئیات این پرتابگر و نوع موشکهای قابل پرتاب از آن تا کنون اطلاعاتی منتشر نشده ؛ تنها کلیاتی بیان شده که با نصب این پرتابگر عمودی ، تمام پرتابگرهای موجود ضد کشتی و پدافند هوایی جمع آوری می شود که این به معنی چند منظوره بودن پرتابگر خواهد بود . همچنین گفته شده است که موشک پدافند هوایی قابل پرتاب این پرتابگر از نوع میانبرد است .

برای ایجاد حداقل کمیت موشکی قابل قبول یعنی هشت موشک ضد کشتی و هشت موشک پدافند هوایی ، باید شانزده سلول VLS بر روی ناوهای کلاس جماران نصب شود ، در حال حاضر تنها محل مناسب برای نصب این پرتاب همان فضای پشت دودکش است و به عبارتی پرتابگر ها بر روی روسازه نصب خواهد شد .

به غیر از موشک های استاندارد ، ناوهای کلاس جماران به تعداد نا معلومی موشک دوش پرتاب ( میثاق 2 )  نیز مجهز می باشند . میثاق۲ یک موشک زمین به هوا هدایت شونده مادون قرمز قابل حمل توسط نفر و نسل و نسخه بعدی موشک میثاق-۱ است . برد مؤثر میثاق  ۵۰۰۰ متر ، حداکثر ارتفاع آن  ۳۵۰۰ متر و حداکثر سرعت آن حدود ۲٫۹ ماخ می باشد .

با توسعه و ارتقا موشک میثاق 2 ، موشک میثاق 3 ساخته شد که مهم ترین ویژگی آن تجهیز به فیوز مجاورتی از نوع لیزری بوده است .

موشک  میثاق 3 و پرتابگر دوش پرتاب آن

به طور خلاصه ناوهای کلاس جماران در بخش از لحاظ کمیت و کیفیت تسلیحات ضعیف می باشند و باید در سریع ترین زمان ممکن این مشکل از طریق اتوماسیون تمام سیستم های توپخانه و عملیاتی کردن پرتابگر عمودی و نصب آن به تعداد کافی برطرف شود  وگرنه تجربه تلخ 29 فروردین 1367 مجدد و حتی به شکلی بدتری تکرار خواهد شد ، آن هم برای ناوهایی که ساخت خودمان است . می شود هم گفت که در داخل توان کافی ( چه به صورت بلفعل و چه به صورت بلقوه ) برای ارتقا کمی و کیفی تسلیحات موجود است .

اقدامات متقابل الکترونیک

ناوهای کلاس جماران به مجموعه سامانه های ارتباطی و مخابراتی امن ، جنگال و ضد جنگال و شنود مجهز می باشند ، با این حال مشخصات آنها اعلام نشده است ، ولی با توجه به روند رو به رشد کشورمان در زمینه الکترونیک ، اپتیک ، جنگال و ….  ، می توان اینطور برداشت کرد سیستم های نصب شده بر روی دماوند2  پیشرفته تر از جماران بوده است اما در رابطه با ناو سهند به دلیل نوع کیفیت تجهیزات به نمایش در آمده در این ناو نمی توان اظهار نظر کرد .

ناوهای کلاس جماران به لانچر پرتاب چف و فلیر برای انحراف موشک ها مجهز می باشند که در 2 مدل ساخته شده است . مدل نخست یک لانچر 24 تایی بدون نام است که در جلوی پل فرماندهی ناو جماران نصب شده است و ناوهای کلاس الوند نیز به آن مجهز می باشند . اما مدل دوم برای نخستین بار بر روی ناو دماوند 2 عملیاتی شد و ناو سهند نیز به آن مجهز است  ” جوشن 140 ” نام دارد . به دلیل تغییر آرایش لانچرهای موشکی دماوند 2 و انتقال لانچرهای پدافند هوایی به جلوی پل فرماندهی ، دیگر مکان مناسبی برای نصب لانچر 24 تایی ( که بتواند دو طرف ناو را پوشش دهد ) وجود نداشته و به همین دلیل نیروی دریایی از دو پرتابگر 12 تایی جوشن 140 در فضای پشت دودکش استفاده کرده که هرکدام یک طرف ناو را پوشش می دهند .

علاوه بر پرتابگر چف و فلر ، بنظر می آید که ناو سهند در دکل خود مجهز به سامانه اخلال بر ضد پهپاد شده که از جزئیات و میزان توانایی آن اطلاعی در دسترس نیست .

لانچر 24 تایی چف و فلیر جماران ( تصویر راست ) و یکی از لانچرهای 12 تایی جوشن 140 دماوند ( تصویر چپ )

سامانه مدیریت نبرد

در زمان رونمایی ناو دماوند 2 اعلام شد که این ناو مجهز به سامانه مدیریت نبرد بومی است که می تواند بیش از 100 سطحی ، زیر سطحی و هوایی را رهگیری ، تفکیک و اولویت بندی کند . اطلاعات بیشتری از این سامانه منتشر نشد و همچنین مشخص نیست که آیا ناو جماران طی بهسازی  به سامانه مشابه مجهز شده یا خبر . در رابطه با ناو سهند انتظار استفاده نمونه مشابه و حتی بهتر می رفت ، اما از زمان الحاق هیچگاه اشاره ای نشد که آیا این ناو مجهز به سامانه مدیریت نبرد است یا خیر .

پنل برخی سامانه های ناو جماران ( تصویر راست ) ناو دماوند 2 ( تصویر چپ )

البته باید گفت که سامانه  مدیریت نبرد زمانی کارایی لازم را دارد که تسلیحات موشکی و توپخانه ای ناو متصل به این سامانه باشند  که خوب مجموعه توپهای 20 و 40 میلی متری در دو ناو جماران و دماوند 2 به دلیل نداشتن سامانه هدایت خودکار ، توان اتصال ندارند ، درباره وضعیت کمی و کیفی سامانه های موشکی نیز بالاتر توضیح داده شد . به عبارت دیگر می شود گفت میزان توان کمی و کیفی تسلیحات در حد سامانه های الکترونیک ، راداری و اپتیکی نصب شده بر روی ناو دماوند 2 نبوده است  !

سامانه های راداری ، اپتیکی و کنترل آتش

ناو جماران با راداری بی نام با آنتن مشابه رادار AWS-1 نصب شده بر روی کلاس الوند معرفی شد . AWS-1 با حداکثر برد 140 کیلومتر ، محصول دهه 1950 میلادی انگلستان بود که در دهه 1960 بر روی ناوهای مختلف اروپایی نصب شد اما در دهه 1970 با رادار AWS-2  جایگزین شد ، در جماران این رادار سپس با رادار ” عصر ” جایگزین شد .

رادار عصر که بر روی ناو دماوند 2 برای نخستین بار و سپس برای روی ناو جماران نیز نصب و عملیاتی شد ، دارای دو مدل می باشد .

رادار عصر

مدل اول  رادار عصر یک رادار سه بعدی آرایه فازی اکتیو است که در باند فرکانسی S کار می کند . رادار مذکور هم برای کشف اهداف سطحی و هم اهداف هوایی می باشد که توانایی کشف و رهگیری همزمان 100 هدف را دارد و می تواند اهدافی با سطح مقطع 4 متر را در 200 کیلومتری کشف و رهگیری کند .این رادار از تکنولوژی “سالید استت” و بردهای نیمه هادی برای تولید امواج بهره می برد که باعث میشود توانایی پرش فرکانسی در محدوده 100 مگاهرتز در باند  S (2-4 گیگاهرتز ) را داشته و موجب مقاومت بیشتردر برابر اقدامات جنگال دشمن میشود. رادار عصر ناوهای جماران و دماوند 2 از این مدل بوده است .

اما مدل دوم که در سال 1398 معرفی شد در باند فرکانسی X کار می کند و 300 کیلومتر برد دارد و طبق مشخصات منتشر شده از این مدل ، بر روی کشف اهداف هوایی متمرکز است  و توان بکارگیری در سیستم کنترل پدافندی ناو جنگی را دارد . این مدل تا کنون بر روی ناوی نصب نشده است اما نیروی دریایی اعلام کرده که قرار بر روی ناو دماوند 3 در کنار رادار چشم عقاب نصب شود .

انتظار می رفت ناو سهند به رادار عصر و حتی نمونه بهبود یافته آن مجهز شود اما این ناو با رادار با آنتن مشابه رادار منسوخ  AWS-1 وارد خدمت شد . واقعیت این است که با توجه به روند رو  به جلوی ناو دماوند 2 نسبت به جماران از لحاظ الکترونیک ، اپتیک و رادار ، انتظار می رفت در ناو سهند این روند ادامه پیدا کرده و حتی با کمیت و کیفیت مناسب تسلیحاتی همراه باشد که متاسفانه هیچکدام به واقعیت نپیوست و ناو سهند از این لحاظ حتی عقب تر از جماران می باشد .

در حالی که انتظار می رفت سهند از لحاظ الکتروینک، اپتیک  و رادار بهتر از دماوند 2 باشد ، اما با شرایطی دور از انتظار و عقب تر از ناو جماران وارد خدمت شد .

در آذر ماه سال 1397 نیروی دریایی از پروژه جدید راداری خود با نام ” چشم عقاب ” رونمایی کرد .

رادار آرایه فازی ” چشم عقاب ” دارای 4 آنتن مجزا با الگویی مشابه  رادار APAR ساخت تالس هلند و رادار   MF-STAR ساخت رژیم صیهونیستی است که نشان می دهد نیروی دریایی ارتش در پروژه راداری خود نیم نگاهی به این رادارهای مطرح خارجی داشت است . ؛ این رادار با هدف طراحی کشف و رهگیری بیش از ۱۰۰ هدف سطحی و هوایی و انتقال اطلاعات آنها به سامانه های موشکی و توپخانه نصب شده روی ناوها، طراحی شده است و برد رادار مورد نظر در حدود ۲۰۰ کیلومتر بوده و ارتفاع کشف آن نیز در حدود ۳۰ کیلومتر است. این رادار در هر وجهه خود دارای ۱۰۰۰ المان بوده و هر وجه قادر به رهگیری همزمان ۳ هدف است.

این رادار که هنوز در مرحله توسعه است و نیروی دریایی تا کنون از نمونه واقعی آن رونمایی نکرده ؛ قرار است برای نخستین بار بر روی ناو دماوند 3 نصب شود و به همین دلیل این ناو بجای دکل ، مجهز به برجک است .

ماکت رادار چشم عقاب

برای هدایت توپ 76 میلیمتری فجر 27 دو ناو جماران و دماوند 2 ، یک رادار کنترل آتش بدون نام  بر روی پل فرماندهی قرار دارد که به سامانه اپتیکی نیز مجهز است و تا کنون مشخصات آن مانند برد و دقت اعلام نشده است . بالاتر گفته شد که توپ فجر 27 از طریق رادار و سامانه اپتیک قابل هدایت است و در زمانی که جنگال دشمن موجب اختلال در عملکرد رادار شده است ، می توان از اپتیک برای هدایت و شلیک استفاده کرد .

رادار کنترل آتش توپ 76 میلی متری فجر 27دو ناو جماران و دماوند 2

علاوه بر سامانه کنترل آتش توپ 76 میلی متر ، ناو دماوند 2 در بالاترین قسمت دکل خود محهز به رادار کنترل آتش ” ثامن ” بوده است .

مبنای ثامن ، سامانه هلندی WM-28 ناوچه های کلاس کمان است که در واقع سامانه کنترل آتش توپ 76 میلی متری این ناوچه های می باشد . سامانه ثامن نسبت به WM-28 تفاوتهایی دارد که مهم ترین آن تغییر باند کاری از I/J به  X است . در نسخه ایرانی بجای لامپ مگنترون که در نسخه اصلی بوده ، از 2 لامپ T.W.T  استفاده شده که موجب افزایش دقت و قدرت تفکیک نسبت به نسخه هلندی  شده است . حداکثر برد سامانه ثامن 22 کیلومتر است و از دیگر قابلیت های اعلام شده آن می توان به قابلیت فشرده سازی پالس، استفاده از تکنیکهای ضدجمینگ و مقابله با تسلیحات ضدتشعشع، ارسال موج پیوسته و پالس داپلر، کد گذاری پالس، قابلیت تغییر متناوب و نامنظم فرکانس و تغییر پولاریزاسیون بمنظور مقابله با اقدامات جنگ الکترونیک، تفکیک در برد 30 متر و دقت در برد 5.7 متر و  قابلیت ESM اشاره کرد .

سامانه کنترل آتش ثامن ، رادوم حامل آنتن های رادار ( تصویر راست ) و پنل های رادار ( تصویر چپ )

سامانه کنترل آتش ثامن تا کنون بر روی دو ناو دماوند 2 و ناوچه موشک انداز سپر نصب شده است . این سامانه در ناوچه سپر همانند VM-28  در ناوچه های کلاس کمان وظیفه کنترل اتش توپ 76 میلی متری را بر عهده دارد ، اما ناو دماوند 2 با توجه دارا بودن سامانه کنترل آتش برای توپ 76 میلی متری مشابه ناو جماران  ، نیازی به سامانه ثامن نداشته است ، بر همین اساس در زمان حیات ناو دماوند 2 این فرضیه وجود داشته که ثامن در واقع رادار کنترل آتش دو موشک استاندارد/ محراب بوده است ، چرا که یکی از هم خانواده های سامانه VM-28 با نام مارک 53 در ناوهای امریکایی الیور هزارد پری علاوه بر هدایت توپ ،  وظیفه هدایت موشک های استاندارد را نیز بر عهده دارد .

رادار کنترل آتش  مارک 53 بر روی یک ناو از کلاس الیور هزارد پری که وظیفه هدایت توپ و موشک را برعهده دارد ، این رادار از هم خانواده های VM-28 است که ثامن بر اساس آن ساخته شده است .

با الحاق رسمی ناو سهند ، بر روی این ناو نه خبری از رادار کنترل آتش مشابه جماران و دماوند بود و نه خبری از سامانه ثامن ؛ در حالی که علاوه بر توپ اصلی 76 میلی متری ، توپ دوم ناو نیز هدایت شونده است و نیاز به سامانه کنترل راداری/ اپتیکی دارد . در بالای درکل ناو سهند ، در جایی که طبق برخی نقشه ها و ماکت ها باید ثامن در آنجا نصب می شده یک آنتن مشابه رادار جستجوی سطح  AN/SPS-10 نصب شده است که در واقع متعلق به ناو ببر و پلنگ بوده و در همان قسمت نصب می شده ( بالاتر عنوان شد که دکل ناو سهند بر اساس دکل ناوهای ببر و پلنگ طراحی شده است ) این فرضیه وجود دارد رادار مذکور که در باند C کار کرده و  متعلق به بیش از نیم قرن پیش است به منظور کنترل توپ اصلی بر روی ناو سهند نصب شده که تعجب بر انگیز است ؛ در حالی که دو سامانه کنترل آتش توپ 76 میلی متری و ثامن موجود است ، چرا باید همچین سامانه منسوخی بر روی ناو سهند نصب شود ؟!

sps-10 surface search radar

مدتی بعد از رونمایی ناو سهند ، در جلوی دکل ، جایی که بلطبع باید محل نصب سامانه کنترل آتش مشابه جماران و دماوند باشد ، یک سکوی سامانه کنترل آتش الکترواپتیکی نصب می شود . سامانه ای که طبق اطلاعات منتشر شده در نمایشگاه دفاعی بغداد متعلق به توپ AK-630 کمند است . نصب این سامانه که حکایت از ناقص بودن ناو سهند در زمان مراسم الحاق داشته ، این سوال را به وجود آورده که چرا باید در این محل نصب شود ، در حالی که باید در کنار توپ کمند بر روی سکوی ساخته شده در فضای پشت دودکش نصب شود و به همین دلیل سکوی مذکور به شکل طویل ساخته و موجب اشغال فضا شده است  !

توپ ها ( در هر ابعاد و کالیبری ) بسته به محلی از ناو که نصب شده اند ، یک فضایی را پوشش می دهند و یک نقطه کوری دارند و برای ” کمند ” فضای جلوی ناو ” سهند ” نقطه کور آن است و نمی تواند با تهدیداتی که در این نقطه کور قرار دارند مقابله کند .

برای اینکه توپ بتواند در فضای پوششی خود بهترین عملکرد را داشته باشد ، سیستم کنترل آتش که حالا یا راداری است یا اپتیکی و یا ترکیبی از هر دو  در محلی نصب می شود  که فضای پوششی و نقطه کور آن مشابه یا نزدیک به فضای پوششی و نقطه کور توپ باشد ، به همین دلیل سیستم های نظیر فلانکس ، گلکیپر و کاشتان ، توپ و سیستم کنترل آتش در هم ادغام شده اند و سیستمی نظیر AK-630 که  سامانه کنترل آتش جدا است ، آن را کنار یا نزدیک توپ نصب می کنند .

اما در ” سهند ” شاهدیم که سامانه کنترل آتش کمند در جایی نصب شده است که فضای پوششی و نقطه کور آن در تضاد با توپ است . در حالی که برای توپ فضای جلوی ناو نقطه کور محسوب می شود ، برای سامانه کنترل آتش فضای پشت ناو ( پاشنه ) نقطه کور است و اگر اگر تهدیدی از انتهای ناو متوجه آن شود ( مشابه اتفاقی که در جنگ 33 روزه برای ساعر 5 صیهونیستها رخ داد ) ، توپ علارغم توانایی پوشش آتش ، به دلیل اینکه سامانه کنترل آتش نمی تواند  آن تهدید را ببنید ، توانایی مقابله نخواهد داشت .

البته دو فرضیه نیز وجود دارد ؛ اولین فرضیه می گوید که  که سامانه برای هدایت توپ فجر 27  است و ربطی به کمند ندارد که در این صورت توپ AK-630 تا کنون فاقد سامانه کنترل آتش بوده و عملا تفاوتی با توپ 40 میلی متری بفورس ( فتح ) ندارد !

فرضیه دوم به نظر درست تر باشد استفاده همزمان هردو توپ فجر و کمند از این سامانه الکترواپتیکی است که در این صورت به غیر از مساله نقطه پوششی و کور متضاد با کمند ، دو توپ ناو امکان درگیری با دو هدف مجزا که از طرف های مختلف به سمت ناو می آیند را ندارند  ؛ در حالی که با توجه به کثرت تهدیدات پیش رو  لازم است سامانه های تسلیحاتی ناو در پرتوی دستورات سامانه مدیریت نبرد امکان درگیری همزمان با تهدیدات مختلف  را داشته باشند .

سامانه کنترل آتش الکترواپیتیک نصب شده بر روی ناو سهند که در نمایشگاه دفاعی بغداد به عنوان سامانه کنترل آتش توپ کمند معرفی شده است

ناوهای کلاس جماران به 2 رادار از رادارهای دریایی خانواده افق نیز مجهز می باشند که یه ویژه وظیفه هدایت موشک های ضد کشتی را بر عهده دارند . این رادارها که ساخت صاایران است دارای دو مدل ( کلی ) باند X  ( که مناسب سامانه های کنترل آتش است ) و باند S می باشد .  با توجه به وجود دو  رادار در هر ناو ، یکی از آنها باند X  و دیگری باند S باید باشد که هردو این رادارها بر روی دکل قرار دارد ( البته نوحه قرار گیری در هر ناو تفاوت هایی دارد )  . این رادارها با رویکردهای جدید طراحی برای افزایش قابلیت های عملکردی و سهولت کاربری توسط انسان ساخته شده اند و از روش های دیجیتالی نرم افزار-پایه برای پردازش سیگنال ها استفاده نموده و در عین حال قابلیت شبکه شدن با سایر سامانه ها را نیز به خوبی دارند.

نسخه باند X  رادار افق

یکی از نمونه‌های رادار افق در باند X کار می‌کند که برخی از مشخصات عملکردی آن شامل توان ارسالی 25 کیلووات، سرعت چرخش آنتن 24 یا 42 دور در دقیقه به صورت 360 درجه و برد اسمی 96 مایل دریایی معادل 177.6 کیلومتر است. نمونه باند S رادار افق نیز با همین مشخصات دارای توان خروجی 30 کیلووات و سرعت چرخش 26 یا 45 دور بر دقیقه است. دقت تشخیص این رادارها در برد، معادل 1% اعلام گردیده که در بیشینه برد اسمی آنها در حدود 1.7 کیلومتر خواهد شد.

دو رادار افق که در دو طرف دکل ناو سهند نصب شده است .

 

ناو جماران فاقد سامان مستقل اپتیکی برای نظارت و هدف یابی در شرایط جنگ الکترونیک است و برای این امر احتمالا از همان اپتیک  نصب شده بر روی سامانه کنترل آتش توپ 76 میلی متری استفاده می کند ، اما ناو دماوند 2 در زمان حیات دارای سامانه مستقل اپتیکی بوده است  .

سامانه الکترواپتیک ( فلش قرمز ) و سامانه کنترل آتش ثامن ( فلش سبز ) ناو دماوند 2

درباره نام و مشخصات سامانه اپتیکی ناو دماوند 2 ، اطلاعاتی منتشر نشده ، فقط برای نخستین بار در خرداد 1391 طی مراسم رونمایی از چند طرح دفاعی دیده شده است . این سامانه که بر روی دکل ناو دماوند قرار دارد  و می توان گفت که یکی از  بزرگترین سامانه اپتیکی است که تا به حال در کشور رونمایی شده است . سامانه های این چنینی معمولا دارای دوربین های جلونگر فروسرخ، دوربین های دید در روز و مسافت یاب لیزری می باشند  که برای رصد دقیق اهداف خصوصاً در زمان شدید بودن جنگ الکترونیک دشمن بسیار مفید و حتی لازم است. ناو سهند نیز همانند جماران فاقد سامانه مستقل است و احتمالا از همان سامانه کنترل آتش الکترواپتیکی در نقش نظارت استفاده می کند . محل قرار گیری این سامانه های در هر سه ناو به نحوی است که پشت ناو برای آن نقطه کور محسوب می شود که نکته منفی محسوب می شود و برای حل این مشکل می بایست یک سامانه دومی در پشت دکل نصب گردد .

سامانه اپتیکی نصب شده بر روی ناو دماوند 2

به منظور کشف اهداف زیر سطحی ، ناوهای کلاس جماران همانند ناوهای کلاس الوند مجهز به سونار می باشند . ناوهای کلاس الوند مجهز به 2 سونار TYPE-170  و TYPE-174  مجهز می باشند . از مشخصات و تعداد سونارهای ناوهای جماران اطلاعی منتشر نشده ، اما به نظر می رسد که به حداقل یک سونار مجهز و محل نصب نیز همانند  کلاس الوند در قسمت جلوی ناو قرار دارد . در سال 1395 صنایع الکترونیک شیراز از سونار ساخت خود به نام ( سروش ) رونمایی کرد که برای نصب بر روی ناوهای جنگی می باشد . با این حال این سونار مدتها بعد از آغاز خدمت ناوهای جماران و دماوند رونمایی شده است و همچنین مشخص نیست که ناو سهند این سونار را دریافت کرده است یا خیر .

سونار ناو البرز ( کلاس الوند ) ، بنظر می رسد محل نصب سونار ناوهای کلاس جماران نیز مانند کلاس الوند است .

هواگردها

. باگردهایی که می توانند بر روی  ناوهای کلاس جماران فرود بیایند شامل بالگرد  AB-212 و  Sikorsky SH-3 Sea King است که بالگردهای در حال خدمت هوادریای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران می باشند با این حال ناوهای کلاس جماران جز ناو طلائیه به دلیل نداشتن آشاینه ( که در بخش طراحی مفصل به آن پرداخته شد )  توان حمل بالگرد ندارند .

ناو طلائیه به عنوان یک زیر گروه فرعی ،  توانایی پذیرش بالگرد AB-212 را در آشیانه خود دارد .

بالگرد AB-212 بر روی پد ناو جماران

همچنین طبق اعلام رسمی ناوهای کلاس جماران مجهز به پهپاد می باشند که احتمالا از نوع پهپاد سایه / یسیر ( نسخه ایرانی پهپاد اسکن ایگل ) است که نقش شناسایی ، نظارت و هدف یابی را دارد.

همچنین در آذر ماه 1398 نیروی دریایی از پهپاد عمود پرتاب خود با نام پلیکان رونمایی کرد که احتمالا بر روی ناوهای کلاس جماران نیز عملیاتی شود .

پهپاد پلیکان

نیروی محرکه

در سطور پیشین درباره مشکلات تامین موتور ناو جماران توضیح داده شد .

به دلیل همین مشکل تامین پیشرانه ، ناوهای کلاس جماران داری نیروی محرکه یکسان نیستند و همین تفاوت موجب افزایش هزینه ها و پیچیدگی های فنی چه در بخش نصب و راه اندازی ( به دلیل انجام طراحی مجدد بخش مربوطه ) و چه در بخش تعمیرات می شود  .

ناو جماران به دو موتور دیزل فرانسوی مجهز می باشد که نوع آن نامشخص است .  هرکدام از این موتورها 10 هزار اسب بخار قدرت دارند که مجموعا توانی 20 هزار اسب بخاری به جماران می دهند. هر موتور به وسیله یک شفت و گیربکس به یکی از دو پروانه ناو متصل و آن را به گردش در می آورد . حداکثر سرعت ناو جماران 30 گره دریایی معادل 56 کیلومتر بر ساعت است .

نوع و مبدا پیشرانه دماوند 2 مشخص نیست اما طی نمایشگاه بین المللی دریایی کشورهای اسلامی 1394 ، یکی از مسولین غرفه سازمان صنایع دریایی طی گفتگو با نگارنده مبدا 2 پیشرانه دماوند 2 را کشور چین اعلام کرد . قدرت پیشرانه های دماوند و سرعت آن مشابه جماران بوده  است .

اما در ناو سهند بجای استفاده از 2 موتور 10 هزار اسب بخاری ، از 4 موتور 5هزار اسب بخاری بنیان 4 استفاده شده است . موتور بنیان 4 در اصل موتور RK 215 است که توسط شرکت دیزل سنگین ایران ( دسا ) تحت لیسانس MAN  برای کاربری های ریلی ، تولید برق و …. تولید شده است . این موتور در حال حاضر قوی ترین موتور دیزل سنگین تولید شده در کشور است . قدرت RK 215 کمتر از 5 هزار اسب بخار است ، اما قدرتی که برای بنیان 4 اعلام کرده اند دقیقا 5 هزار اسب بخار می باشد که می تواند به دلیل برخی تغییرات و اصلاحات باشد . البته با اعلام سرعت ناو سهند که 34 گره دریایی برابر 64 کیلومتر است احتمال اصلاحات بیشتر و افزایش قدرت موتورها به بیش از 5 هزار اسب بخار نیز وجود دارد .

موتور خانه ناو سهند

موتور بنیان 4 مشکل تامین پیشرانه ناوهای کلاس جماران در حال ساخت را برطرف می کند و همچنین موجب می شود که این ناوها مانند جماران و دماوند مشکل تفاوت موتور و بلطبع هزینه ها تحمیلی در راه اندازی و نگهداری را نداشته باشند .

در ناو سهند سیستم پیشرانه و انتقال قدرت از نوع ترکیبی CODAD است که مخفف عبارت Combined diesel and diesel می باشد. در این ساختار دو موتور دیزلی یک محور شفت متصل به پروانه را به چرخش در می‌آورند. موتورها به وسیله‌ی جعبه دنده و کلاچ به محور متصل هستند و می‌توان از قدرت یکی یا هر دوی آنها استفاده کرد. یکی از مزایای مهم این سیستم این است که به هنگام دریانوردی در سرعت های پایین مثلا در هنگام گشت یا دریانوردی عادی، شناور از 2 موتور ( از مجموع 4 موتور ) خود نیرو می گیرد و بدین ترتیب میتواند در مصرف سوخت صرفه جویی کرده و برد دریانوردی خود را افزایش دهد. اما در مواقعی که شناور نیاز دارد سرعت خود را افزایش دهد تا سریعتربه محل ماموریت برسد یا از محل دور شود ، 2 موتور خاموش نیز فعال میشود و به کمک 2 موتور فعال  می آید تا سرعت شناور را افزایش دهد. این ترکیب به نوعی مشابه ترکیب CODAG در کلاس الوند است  ، با این تفاوت که در کلاس الوند شاهد ترکیب موتور دیزل و موتور توربین گازی هستیم ( 2 دیزل + 2 تورین ) ، اما در سهند هر چهار موتور از نوع دیزل می باشد .

در ناو دماوند 3 همانند سهند از چهار موتور بنیان 4 استفاده می شود . مهم ترین تفاوت دماوند 3  نسبت به جماران ، دماوند 2 و سهند که تا کنون اعلام شده  ،  استفاده از چهار شفت و چهار پروانه است در حالی که سه ناو قبلی از دو  شفت و دو پروانه استفاده شده است ؛ بدین ترتیب هرکدام از چهار پیشرانه ناو دماوند 3 شفت و پروانه مختص به خود را دارد ؛ سرعت این ناو تا کنون اعلام نشده است .

همچنین ناو دماوند 2 در دماغه خود دارای سامانه رانش بوتراستر (bowthruster ) خواهد بود . این سامانه در واقع یک یا چند پروانه در دماغه شناور است که موجب افزایش مانور ناو به ویژه در هنگام جدا شدن سریع از اسکله می شود .

سامانه رانش بوتراستر طراحی شده برای ناوهای کلاس جماران

نیروی دریای اعلام کرده است که ناو سهند نیز در حال حاضر مجهز به این سامانه می باشد ، اما تا کنون مدرکی دال بر تعبیه بوتراستر بر روی این ناو  منتشر نشده است و در طول ساخت  نیز اشاره ای به وجود این سامانه بر روی ناو مذکور نشده است .

سخن پایانی

ناوهای کلاس جماران علارغم ضعف هایی که دارند ، یکی از بزرگترین دستاوردهای دفاعی ما محسوب می شود .

اما ضعف های این ناوها در طراحی روسازه ، کمیت و کیفیت تسلیحات و عدم امکان حمل بالگرد به دلیل نداشتن آشاینه غیر قابل چشم پوشی است و باید در سریع ترین زمان ممکن رفع شود .

متاسفانه بحران مالی در روند ساخت ناوهای کلاس جماران و حتی رفع نوافص آنها تاثیر گذاشته است . در کشورهای دیگر ساخت ناوی در ابعاد کلاس جماران و حتی بزرگتر در حدود دو تا حداکثر چهار سال طول می کشد ، در این بین کشوری مثل چین رکورد دار است که حتی ناو بالگرد بر خود را طی شش ماه ساخته است . گفته شده بر روی کاغذ می توان هر ناو کلاس جماران را طی دو تا سه  سال ساخت و تجهیز کرد ، اما به دلیل مشکلات مالی این زمان به بیش از شش سال افزایش پیدا کرده است و سازه و سامانه هایی نصب شده بخشی از عمر مفید خود را به این شکل از دست می دهند در حالی که ناو هنوز تکمیل و وارد خدمت نشده است .

البته مشکلات مدیریتی فنی و موضوع آزمون و خطا هم در طولانی شدن روند تکمیل ناوهای کلاس جماران نیز بشدت دخالت دارند . در  بخش طراحی گفته شد که دو  ناو جماران و دماوند 2 و حتی دنا علارغم شباهت در کلیات ، در جزئیات و زیر سیستم ها با هم تفاوت دارند ؛ تفاوت ناو سهند و دماوند 3  نسبت به بقیه  بسیار بیشتر است . همین تفاوت امکان ساخت سری و انبوه قطعات را از بین می برد و صنایع دفاع و نیروی دریایی مجبورند برای هر ناو قطعات مجزا طراحی و بسازن که نه فقط موجب افزایش هزینه ها ( آنهم در زمان بحران مالی ) و زمان می شود ، بلکه در زمان تعمیر و نگهداری و حتی آموزش هم مشکل ساز خواهد بود..

اما مورد دیگر نحوه تولید ناوها است . ما در جنوب کشور بجای اینکه یک محل را مامور ساخت ناوها کنیم ، چندین محل با توانایی و امکانات متفاوت را به این کار گماردیم ، بنظر می آید که از این محل ها خرمشهر توانایی کافی جهت تکمیل را نداشته و سازه های ساخته شده ناوهای دنا و  تفتان به همین دلیل به ایزوایکو منتقل شده و در آنجا در حال تکمیل می باشند.

بجای این کار می توانستیم این محل ها را مامور تولید سری یا انبوه یک بخش از ناوها بکنیم و سپس با انتقال اجزا به محل اصلی ساخت ، آنها را مونتاژ  و ناو را بسازیم . به عنوان مثال ، همانطور که پیشتر گفته شد ، ناو های کلاس جماران 29-20 بلوک مجزا تشکیل شده است که با اتصال به هم 3 بلوک اصلی را تشکیل می دهند . ما در جنوب کشور 3 منطقه بندرعباس ( باهنر و ایزایکو ) ، بوشهر و خرمشهر  را داریم که در این مناطق پیمانکاران بزرگ و کوچک مرتبط با صنایع دریایی فعالیت می کنند . می توان پیمانکاران کوچکتر را مامور ساخت یک بلوک از 20 بلوک کرد و سپس این بلوکها توسط پیمانکاران بزرگتر به هم متصل و یکی از 3 بلوک اصلی را بسازد . سپس این بلوکها به محل ساخت اصلی ( کارخانجات نیروی دریایی ) منتقل شده و سازه اصلی را بسازند . برای دیگر اجزا ناو اعم سیستم های پشتیبانی ، زیستی ، برقی ، ایمنی ، لوله کشی ها و … هم می توان بدین شکل عمل کرد و پیمانکارانی را از سراسر کشور بکار گرفت و یک زنجیره بزرگ صنعتی برای تولید ناوها و حتی شناورهای غیر نظامی به وجود آورد که علاوه بر تامین نیازها داخلی و حتی صادرات ، موجب ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی در سراسر کشور می شود . البته می توان گفت که شیوه مذکور در حال حاضر به صورت محدود ، بسته و ناقص اجرا شده است با چیزی که نگارنده در ذهن می پروراند بسیار فاصله دارد .

امید است با رفع مشکلات فنی و مالی ، ناوهای کلاس جماران با قدرت و تعداد بیشتری به دفاع از کشورمان بپردازند .

مشخصات :

عنوان : ناوهای کلاس جماران ( پروژه موج )

سازنده : وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح  و کارخنجات نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

آغاز خدمت : 1388 ( جماران )

1393 ( دماوند 2 )

1397 ( سهند )

خروج از خدمت : 1396 ( دماوند 2 )

رده : ناو محافظت یا frigate

طول : 94.5 متر

عرض : 11.07 متر

بارگیری استاندارد ( وزن ) : بیش از 1400 تن

پیشرانه : ۲×۱۰٬۰۰۰hp ( جماران و دماوند 2 )

4×5٬۰۰۰hp ( سهند و دماوند 3 )

۴ ×۵۵۰kw دیزل ژنراتور

سرعت : ۳۰ نات (۵۶km/h) جماران و دماوند2

34 نات (64km/h) سهند و احتمالا دماوند 3

توپخانه : ۱ × توپ ۷۶ میلیمتری فجر ۲۷

۱ × توپ ۴۰ میلیمتری بفورس (فتح  ) یا 30 میلیمتری شش لول AK-630 کمند

4 × توپ ۲۰ میلیمتری اورلیکن

2 X مسلسل 12.7 دوشکا

اژدر : ۲ × اژدر سه‌گانه ۳۲۴ میلیمتری مارک 46 کوسه

تسلیحات ضد کشتی : 4 × موشک ضد کشتی نور / قادر / قدیر

موشک دفاع هوایی  ۴ × موشک سطح‌به‌هوا استاندارد/محراب ( جماران )

2 × موشک سطح‌به‌هوا استاندارد/محراب ( دماوند 2 و سهند  )

سامانه های الکترونیک :  رادار آرایه فازی عصر و یا رادار چشم عقاب

رادار افق

رادار کنترل آتش توپ فجر

رادار کنترل آتش ثامن

سامانه اپتیکی ( بی نام )

سونار ( بی نام )

هواگرد :  ۱ × بالگرد AB-212  یا SH-3  و پهپاد

http://www.military.ir/forums/topic/18252-فریگت-های-کلاس-جماران-ایران-،-پروژه-ی-موج/

http://www.military.ir/forums/forum/170-ناوهای-محافظ/

http://www.military.ir/forums/topic/26435-رادار-عصر-چهارشنبه-رونمایی-می-شود/

https://en.wikipedia.org/wiki/Alvand-class_frigate

https://en.wikipedia.org/wiki/Moudge-class_frigate

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911016000149

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/30720/بنا-شد-ز-فولاد-ناوي-بلند

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/202090/همه-تغییرات-و-ویژگی‌های-جدیدترین-ناوشکن-ایران-عکس

https://en.wikipedia.org/wiki/OTO_Melara_76_mm

https://en.wikipedia.org/wiki/Bofors_40_mm_gun

https://fa.wikipedia.org/wiki/میثاق-۲

تصاویر از : میلیتاری ، مشرق ، فارس ، تسنیم و ……

نوشته های مشابه

‫53 نظرها

  1. سلام.خیلی ممنون از مطلب فوق العادتون.با توجه به نصب لانچر عمودی در دماوند ۲ میتونیم انتظار پدافند هوایی قدرتمندی رو داشته باشیم؟چیزی مثل باور قابل تغییر برای دماوند هست؟و اینکه از لانچر عمودی میتونیم در زیردریایی ها هم استفاده کنیم؟خیلی ممنون.

  2. سلام باتوجه به نصب لانچرعمودی دردماوند۲ ایاامکان نصب این لانچر درناوجماران وجوددارد وناوسهندباجابجایی توپ فجروامکان نصب چندلانچرعمودی درناوسهندوجودخواهدداشت؟

    1. سلام والا باید دید سطح مقطعی اون چقدر است و ایا اصلا توان الکترونیک کافی داره مثلا رادار ارایه فازی اپتیک درست و….

        1. سلام رادار ف سامانه های دید حرارتی ، هشدار دهنده های حرارتی و…………….

    1. سلام والا همان طور که گفتم این داستان تو ایران بسیار زمان بر است من اصلا زیر ده سال نمیبینیم تولید بشه

        1. همون روسیه هم برای پاکفا ده سال زمان برد ولی ما قابل قیاس با روسیه نیستیم

    1. خیر موشک بالستیک در همه جای جهان موتور راکتی داره و همه موشک های بسالیتک دنیا مافوق صوت هستند اصلا زیر صوت نداریم در تاریخ

  3. طبق اعلام ویکی پدیا جنگنده قاهر313توان حمل 6موشک هوابه هوای ار60رادارد وقابلیت دوبمب دوهزارپوندی زیرمحفظه خودارداین صبحت هاچقدرواقیعت دارد ایامیتوان ازموشک ضدسطحی ومپشک هوابه هوا به تورهمزمان درجنگنده قاهراستفاده کرد

    1. سلام والا این جنگنده نپریده نمیدونم این همه اطلاعات ازش کجا امده

      1. طبق اعلام جانشین وزیردفاع جنگنده قاهرتست تاکسی کرده واماده تست های نهایست این تست هاچقدرطول میکشه کامل جواب دهید

        1. والا این جنگنده چهار سال پیش تاکسی کرده.. این جنگنده سال هشت سال پیش رو نمایی شد 4 سال پیش تاکسی کرد(تاکسی یک ماه تا دو ماه زمان میبره)
          از اون به بعد هم ازش خبری نیست

        1. سلام والا ناوچه های سبک زیادی در دینا هستند در این کلاس مثل تایپ54 چینی

  4. سلام بعدازرونمایی ازناوشکن دناوناوشکن دماوند2ایامقاله ای ازانهاخواهیدگذاشت اگرمیگذاریددرهمین مقاله است یامقاله جداگانه میگذارید

    1. سلام هری یک برتری مشخصی دارن…. مثلا کالبیر سریعتر است ولی ان اس ام پنهانکارتر

دکمه بازگشت به بالا
بستن