جنگنده ها

چرا اف -۱۵ بار دیگر تبدیل به رقیبی برای جنگنده های مدرن شد ؟

چرا اف -۱۵ بار دیگر تبدیل به رقیبی برای جنگنده های مدرن شد ؟

چرا اف-۱۵ بار دیگر تبدیل به رقیبی برای جنگنده های مدرن شد ؟

مینا گلرو

در اواخر دهه 1960 جنگ سرد به اوج‌ خود نزدیک میشد و از اردوگاه شرق خبرهای ناگواری به کشورهای غربی میرسید

شوروی شکاری جدیدی را روانه خدمت کرده بود که قادر به پرواز با سرعت ۳ ماخ بود و سقف پرواز آن بیش از 60 هزار پا بود

این مشخصات در آنزمان بواقع برای خلبانان غربی یک یوفو را مجسم میکرد و خلبانان غربی تصور میکردند قرار است با یک بشقاب پرنده روسی وارد نبرد شوند.این شکاری جدید میگ25 نام داشت

چنین جنگنده ای در میان جنگنده های عملیاتی ناتو رقیبی نداشت در اواخر دهه 1960بهترین شکاری بمب افکن ایالات متحده فانتوم بود که قادر به رسیدن به گرد پای این عجوبه روسها هم نبود

در غرب مهندسان و شرکت های مطرح هوا فضا تمامی تلاش خود را بکار گرفتند تا بتوانند جنگنده ای وارد خدمت کنند که لااقل بتواند از نظر قابلیت های فنی به ان نزدیک باشد

( هرچند که پس از فرار بلینکو و انتقال میگ ۲۵ به ژاپن غرب با بررسی جنگنده فهمید چه اشتباهی در مورد این جنگنده کرده و چقدر آن را دست بالا گرفته ، در واقع ببر درنده ای که روسها به غرب نشان میدادند ببرکاغذی بود که بلندگوی تبیلغاتی روسها تبدیل به حیوان هولناکی کرده بود البته همین سوتفاهم خود باعث یک جهش فن آوری در غرب شد و ترس از میگ ۲۵ منجر به ساخت دو شاهکار استثنایی درصنایع هوا فضای ایالات متحده شد که در آنزمان رقیبی در حد و اندازه انها وجود نداشت یعنی تامکت و ایگل  )

میگ25 مسلح به نسخه هدایت نیم فعال و هدایت فروسرخ ار40

تلاش غرب منجر به توسعه دو جنگنده بسیار گرانقیمت و فوق العاده پیشرفته شد که اف -۱۴ تامکت یک شکاری رهگیر برد بلند بود و اف -۱۵ ایگل شکاری برتری هوایی بود

ولی مشکل اینجا بود که این دو جنگنده ، بسیار گرانقیمت بودند و از قضا در زمانی توسعه یافته بودند که وزیر دفاع امریکا رابرت مک نامارا بود که شدیدا بدنبال صرفه جویی در هزینه ها بود

بهمین دلیل قرار شد تنها یکی از این دو شکاری وارد خدمت شود پروژه تامکت آماده راه اندازی خط تولید بود واین امتیاز بزرگی برای تامکت بحساب می آمد زیرا ارتش بشدت به این شکاری ها نیاز داشت و پروژه ایگل هنوز به نیمه راه هم‌نرسیده بود

این باعث شد اف -۱۵ از نخستین روزهایی که هنوز در مرحله طراحی بود برای بقای خود بجنگد در آنزمان در رقابتی غیر رسمی و قیاس ویژگی های دو جنگنده  اف -۱۴ و اف -۱۵ و در نظر گرفتن تمامی الزامات اگر چه هیچکدام نمیتوانستند وظایف دیگری را بصورت کامل انجام دهند و جای یکدیگر را بگیرند ولی درنهایت  اف -۱۵ موفق شد نظر مساعد مسولان پنتاگون را بخود جلب کند و حتی برای انجام برخی تست ها نسخه ای دریایی با توان شلیک موشک فونیکس هم معرفی و بنا بود برای نیروی دریایی تولید شود ، اگرچه در نهایت فرماندهان ، روسای خود را مجاب کردند که هردو جنگنده وارد خدمت شوند ولی ایگل مجبور شد همان ابتدا با رقیبی بسیار قوی مانند تامکت وارد رقابت شود و از ان زمان همواره این جنگنده با رقبای متعددی بر ماندن در خدمت رقابت کرد و همواره توانایی های فوق العاده ان باعث بقای این جنگنده شده

اف15 ای در نخستین روزهای خدمت در دهه 1970 در امریکا

رقابت با اف -۱۶

پس از عملیاتی شدن ایگل و ورود این شکاری توانا بخدمت اولین جنگنده ای که وارد رقابت با  سلطان شد جنگنده اف -۱۶ بود ، در این رقابت باید بر سر انتخاب شدن برای جایگزینی اف -۱۱۱ به رقابت میپرداختند در واقع بدلیل زمان محدود هر دو شرکت سازنده دست به توسعه نسخه ای از جنگنده های در خط تولید زدند ، دراعلام نیاز نیروی هوایی الزامات هواگرد مورد نظر را توان حمل مهمات بالا و برد رزمی مناسب عنوان کرده بودند ایگل مشکل زیادی نداشت زیرا خود یک جنگنده بسیار کارآمد بود که قادر به حمل ۷/۳ تن مهمات بود و با یک ارتقا و استفاده از موتور قویتر براحتی با توجه به جثه و ویژگی های سازه اصلی و بدنه قادر به حمل بیش از ۸ تن مهمات بود که خود یک رکورد در آنزمان برای یک شکاری بمب افکن تاکتیکی بحساب می آمد

اف16 ایکس ال که طی رقابت با اف15 ایی استریک ایگل شکست خورد

از طرفی مخازن داخلی ایگل ظرفیت مناسبی داشت ، ولی با توجه به استفاده از موتور بهبود یافته ، باید فکری برای حمل سوخت بیشتر میشد البته امکان استفاده از مخازن سوخت خارجی نیز میسر بود ولی استفاده از این مخازن چند اشکال ایجاد میکرد اولا با نصب چهار مخزن سوخت خارجی جایگاه های حمل جنگ‌افزاری متعددی توسط مخازن سوخت اشغال میشد از طرفی معمولا جایگاه های بیرونی که نزدیک به نوک بال هستند بهیچوجه برای حمل مخازن سوخت مناسب نیستند و معمولا مخازن سوخت به جایگاههای داخلی نصب میشود و به این صورت باید جایگاه نزدیک به بدنه به مخزن سوخت اختصاص داده میشد و این درحالی است که بیشترین میزان مهماتی که توسط ایگل حمل میشود توسط این آویزگاهها حمل میشود و در صورت نصب مخازن حتی اگر به صورت اسمی جنگنده توان حمل ۸ تن مهمات را داشت بصورت عملی میسر نبود زیرا آویزگاه کافی برای نصب این میزان مهمات وجود نداشت ، از سوی دیگر نصب مخازن سوخت روی بال بشدت روی مانور پذیری و چالاکی جنگنده تاثیر منفی میگذارد زیرا بیشترین تاثیر را در اجرای فرامین بال دارد و به همین دلیل ترجیحا مخازن سوخت را زیر بدنه نصب میکنند زیرا زیر بدنه در نقطه ثقل جنگنده است و تاثیر بسیار کمی در واکنش های جنگنده دارد کمپانی مک دانل داگلاس با یک خلاقیت مشکل را به بهترین نحو ممکن حل کرد و با توسعه دو منبع سوخت تطبیقی که به زیر بدنه نصب میشد علاوه بر سوخت اضافه ای که حمل میکرد توان حمل مهمات جنگنده را هم بهبود داد و تعداد چهار اویزگاه زیر مخزن در مجموع به جایگاه های نصب مهمات اضافه شد

An F-15E Strike Eagle over the mountains and high desert of Afghanistan in support of Operation Mountain Lion, 12 April 2006. The crew and fighter are deployed to the 336th Expeditionary Fighter Squadron, in Southwest Asia, from the 4th Fighter Wing at Seymour Johnson Air Force Base, NC. U.S. Air Force F-15s, A-10s and B-52s are providing close-air support to troops on the ground engaged in rooting out insurgent sanctuaries and support networks. Royal Air Force GR-7s also are providing close-air support to coalition troops in contact with enemy forces. U.S. Air Force Global Hawk and Predator aircraft are providing intelligence, surveillance and reconnaissance, while KC-135 and KC-10 aircraft are providing refueling support. (U.S. Air Force photo/Master Sgt. Lance Cheung)
اف15ایی استریک ایگل

اف -۱۶ ایکس ال  در قیاس با ایگل کار سخت تری داشت این جنگنده تک موتوره بود و‌میزان حمل سوخت و مهمات نسبت به جنگنده های دو موتوره محدودتر بود از طرفی جثه کوچک جنگنده قابلیت بارگذاری مهمات و‌سوخت نسبتا کمتری را داشت و اگر فکری برای  این معضل نمیکردند حتی در صورت استفاده از موتور قویتر اولا جایگاههای فعلی برای نصب حداکثر مهماتی که جنگنده توان حمل ان را داشت کفایت نمیکرد و از طرف دیگر میزان ذخیره سوخت فعلی پاسخگوی نیاز جنگنده نبود و برد عملیاتی بشکل چشمگیری کاهش میافت  و در واقع این به معنای عدم براورده کردن نظر فرماندهان در نیروی هوایی بود ، اف -۱۶ باید دستکم ۷ تا ۷/۵ تن مهمات را حمل میکرد و حداقل 1200 کیلومتر برد رزمی داشت تا بتواند در کورس رقابت بماند و در شرایط فعلی با موتور قویتر باید دستکم چهار مخزن سوخت خارجی به ان نصب میشد و در این صورت باید چهار جایگاه جنگ افزاری جنگنده هم به منابع سوخت اختصاص داده میشد ، مهندسان جنرال داینامیکس هرنوع گزینه ای را در نظر میگرفتند با شکل و وضعیت فعلی جنگنده شرایط مورد نظر اعلام شده را بر اورده نمیکرد و طراحی یک جنگنده جدید هم انقدر هزینه ها را بالا میبرد که بازهم این یعنی  توسعه یک جنگنده جدید و‌دقیقا به همین خاطر نیروی هوایی قصد داشت از میان طرحهای در خدمت جنگنده جدید توسعه پیدا کند که هزینه های تحقیقات و توسعه کاهش پیدا کند در نهایت راه حل جنرال داینامیکس بازطراحی بدنه اف -۱۶ ولی با حفظ ساختار فعلی و حداقل تغییرات بود و پس از مدتی  نسخه جدیدتری از اف -۱۶ را معرفی کرد که برای بالا بردن توان حمل سوخت و مهمات دارای بال دلتای شکسته بود جنگنده جدید در اغلب مشخصات ظاهری با نسخه های دیگر اف ۱۶ مشترک بود و فقط در بخش بال تغییراتی داده شده بود به این ترتیب مساحت بال تقریبا بیش از دو برابر شده بود و این یعنی بارگذاری سوخت و مهمات تا دو برابر امکانپذیر شده بود جنگنده اف -۱۶ جدید هم توان حمل بیش از ۷/۵ تن مهمات را بشکل عملی داشت ولی در نهایت رقابت را به سلطان واگذار کرد زیرا مقدورات پروازی اف -۱۵ در همه فاکتورها برتری محسوسی داشت اف -۱۵ توان حمل سوخت و مهمات بیشتری داشت سرعت جنگنده بیشتر و سقف پروازی ان بالاتر بود و به لطف مخازن سوخت تطبیقی از برد رزمی بیشتری برخوردار بود وپس از تامکت ، حالا اف -۱۶ هم در مقابل ایگل شکست را تجربه کرد

در کل شکست اف -۱۶ خیلی عجیب نبود هرگز نمیتوان انتظار داشت یک جنگنده تک موتوره با جثه ای کوچک که بعنوان یک شکاری بمب افکن سبک توسعه یافته بود بتواند با حداقل تغییرات نقش یک بمب افکن  متوسط چون توپولف ۲۲ و  اف -۱۱۱ را برعهده بگیرد

F-15E_Strike_Eagle

اف -۱۱۱ به اندازه نصف یک بی ۵۲ قادر به حمل مهمات بود و تا 13 تن بصورت اسمی توان حمل مهمات اردوارک بود و بصورت عملی تا ۸ تن مهمات روی ان بارگذاری میشد

این درحالی است که اف -۱۶ از ابتدا برای بارگذاری حداکثر ۴ تا ۴/۵ تن مهمات توسعه یافته و سازه اصلی جنگنده برای چنین محموله ای مناسب است ، بارگذاری ۷/۵ تا ۸ تن مهمات باعث مستهلک شدن جنگنده در دراز مدت میشد در کل اگر قرار بود که اف -۱۶ در چنین نقشی بخدمت گرفته شود باید نسخه ای جدید از ان توسعه میافت که دستکم 50 در صد جثه ان بزرگتر شده باشد و از دو موتور هم برخوردار باشد

این مسئله در تولیدات شوروی هم بوضوح قابل مشاهده است و ما میبینیم که در میان دو جنگنده هم رده یعنی میگ -۲۹ و سوخو -۲۷ هم سوخو -۲۷ بخاطر جثه بزرگتر و ظرفیت بیشتر نسخه های مختلفی از ان مشتق شد ولی میگ -۲۹ چنین امکانی را نداشت و هرگز نمیتوان انتظار داشت که میگ ۲۹ قادر به رقابت با سوخو -۲۷ در حداکثر توان حمل مهمات و برد رزمی شود

رپتور رقیبی قدرتمند

اف ۲۲ رپتور سومین جنگنده رقیب برای اف -۱۵ بود که اگر سلطان مغلوب ان میشد تبعات ان خروج از خدمت بود مانند اف -۱۴ که کنار گذاشته شد

در ابتدا قرار بود تقریبا 500 فروند جنگنده نسل پنجم اف – ۲۲خریداری شود و بمرور جایگزین شکاری های نیروی هوایی شود بر آورد میشود هر اف – ۲۲ برابر باسه جنگنده اف -۱۵ توانایی دارد

اف ۲۲ یک جنگنده نسل پنجم رادار گریز بود که در واقع انقدر این جنگنده پیشرفته بود که میتوانست رایانه پرنده بحساب بیاید این در حالی بود که اف -۱۵ یک جنگنده نسل چهارم بود و در مقابل اف -۲۲ ظاهرا میدان را واگذار کرده بود

مشکل برای اف ۱۵ زمانی بدتر هم میشد که قرار بود در آینده اف -۳۵ هم وارد خدمت شود که اگر چه یک جنگنده مولتی رول بود و از نظر وظایف محوله با اف -۱۵ تفاوت داشت ولی دارای توان کامل هوا به هوا بود و بخدمت گرفتن یک جنگنده مولتی رول با توان کامل هوا به هوا بسیار جذاب تراز یک شکاری صرف بود و این احتمال را بالا برده بود که نیروی هوایی با هدف بخدمت گرفتن جنگنده های نسل پنجم بیشتر تمامی اف -۱۵ های خود را از خدمت خارج کند

اف22

بهرحال اولین اف -۲۲ ها وارد خدمت شده بودند و روند تحویل این جنگنده در حال انجام بود و احتمالا اف -۱۵ دیگری شانسی نداشت

بخدمت گرفتن 500 فروند اف -۲۲ قادر به پاسخگویی نیاز نیروی هوایی برای فرماندهی مشترک دفاع هوایی آمریکای شمالی بود  ولی در این میان اف -۱۵ هم یک بازنده صرف نبود زیرا اف -۲۲ علیرغم تمامی برتری ها ولی معایبی هم داشت ، این جنگنده بسیار گرانقیمت بود و بیشترین انگیزه برای خریداری و توسعه ان رقابت های جنگ سرد و اثبات قدرت صنعتی برتر ایالات متحده بود ولی در مقابل شدیدا گرانقیمت بود و با بهای هر فروند 120 میلیون دلار گرانترین هواپیمای شکاری تاریخ نظامی ایالات متحده بحساب می آمد و هزینه های عملیاتی ان سه برابر  اف -۱۵ بود این در حالی بود که اغلب فن اوری های اف -۲۲ جدید بود و قابل اعتماد نبود و دستکم‌ یک دهه باید در خدمت میماند تا مشخص شود که ایا جنگنده اعتماد پذیری است یا خیر

از طرف دیگر جنگنده ایگل یک ویژگی برجسته اش از ابتدا هم توان بالای ارتقای پذیری آن بود و میتوانست با یک ارتقا تبدیل به یک جنگنده نسل چهار و نیم شود

سازنده یک بسته ارتقا به نیروی هوایی پیشنهاد داد که شامل تعویض رادار با یک رادار آرایه فازی ، نصب منابع سوخت تطبیقی همانند استرایک ایگل و ترمیم و تعویض بخشهایی از بدنه که دچار خستگی فلز شده بودند با بلوکهایی ساخته شده از مواد کامپوزیت که تا حدی رادار گریزی جنگنده را هم کاهش میداد همچنین نصب نمایشگر های چند منظوره رنگی با شفافیت و وضوح بالا بجای نمایشگر های آنالوگ و نصب یک رایانه مرکزی با سرعت پردازش فوق العاده بالابود

در کل این بروز رسانی میتوانست جنگنده ایگل را تا حد یک جنگنده نسل ۴/۵ ارتقا دهد و حالا باید نیروی هوایی تصمیم میگرفت که ایگل ها از خدمت خارج شوند یا بروز رسانی شوند

در این میان فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد هم رقم خورد تا یک تغییر بزرگ صورت گیرد و ان کاهش بودجه ۸۵۰ میلیارد دلاری ارتش ایالات متحده به ۵۰۰ میلیارد دلار بود و به این صورت اغلب طرح های نظامی یا لغو‌شده و یا کاهش پیدا کردند از جمله خرید جنگنده های نسل پنجم اف -۲۲ که تقریبا به یک سوم تعداد برنامه ریزی شده اولیه کاهش پیدا کرد و به این ترتیب بناشد که بجای جایگزین نمودن کل شکاری های نیروی هوایی  تعداد محدودی از جنگنده های رپتور در کنار شکاری های ایگل قرار گیرند  و به این ترتیب شکاری های ایگل برای دریافت ارتقا و بروز رسانی به تاسیسات بوئینگ تحویل گردیدند

2697236

در نهایت کارایی بالا ، توان ارتقا پذیری فوق العاده در کنار هزینه های عملیاتی اقتصادی اف -۱۵ نیروی هوایی را مجاب کرد که هنوز هم‌ایگل ها بهترین گزینه برای تامین امنیت هوایی منطقه مرکزی امریکای شمالی است

و رپتور ها که بنا بود جایگزین ایگل ها شوند حالا در کنار ایگل ها در خدمت بودند و هنوز هم اف -۱۵ گزینه اول تامین دفاع هوایی بود و اف -۲۲ نقش یک جنگنده لاکچری را برای نمایش قدرت ایالات متحده برعهده داشت

و‌دستکم برای یک دوره ۱۵ ساله دیگر اف -۱۵ ها در خدمت تثبیت شدند

ورود اف -۳۵ و رقابتی برای جنگنده های قدیمی

در ارتش ایالات متحده یک قانون وجود دارد که هر نیرویی به میزان تجهیزات از خدمت خارج‌شده تجهیزات جدید میتواند دریافت کند و همین قانون بعضا باعث خروج‌برخی تجهیزات از خدمت میشود که هنوز قادرند در خدمت باشند مانند جنگنده های تامکت که حتی در زمان خروج از خدمت عمر عملیاتی ان به اتمام نرسیده‌ بود

زیرا همواره‌در خدمت داشتن تجهیزات جدید و پیشرفته اولا جذابیت بیشتری دارد و دوما برای خدمه از زحمت و‌دردسر کمتری برخوردار است زیرا اغلب کارها توسط تجهیزات پیشرفته و رایانه ان انجام میگیرد

در نیروی هوایی امریکانیز با توسعه جنگنده اف -۳۵ و‌اماده ورود بخدمت شدن آن و با توجه به مولتی رول بودن جنگنده برای یکدست شدن تعمییرات و‌نگهداری بحث بر سر جایگزین کردن تمامی جنگنده های نیروی هوایی با این جنگنده شد و به این صورت یکبار دیگر بحث بر سر خروج دو جنگنده اف -۱۵ و ای ۱۰ از خدمت بصورت جدی مطرح شد در مورد ای -۱۰ ابتدا قرار بر این شد که وظایف ان را برعهده اف -۳۵ ها قرار دهند ولی بخوبی مشخص بود اف -۳۵ قادر به ایفای نقش ای ۱۰ نیست زیرا برای پشتیبانی نزدیک بسیار گرانقیمت بود و ویژگی برجسته ان یعنی رادار گریزی ان بخاطر پرواز در ارتفاع پایین و در تیرس قرار گرفتن ان تمیتوانست این جنگنده گران قیمت را حفظ کند و در این مورد سپاه تفنگداران دریایی و نیروی زمینی با خروج ای -۱۰ از خدمت مخالفت کردند و همین مساله در نهایت به سود اف -۱۵ هم تمام شد

اف35 ای و پرتاب امرام

در آن سو برای جایگزینی اف ۱۵ توسط اف ۳۵ هم شک و شبهه بسیاری وجود داشت زیرا اف -۳۵ یک جنگنده تهاجمی است و اگرچه از توان کامل هوا به هوا نیز برخوردار است ولی  با تمرکز روی توان تهاجمی ان طراحی شده است از طرفی ایگل یک شکاری دفاعی است و بهمین دلیل روی خاک اصلی امریکا و تحت پشتیبانی رادارهای زمینی و هوابرد خودی عملیات میکند و خیلی نیاز به رادار گریزی ندارد در مورد اف -۲۲ هم هرگز ویژگی رادار گریزی ان در مواجهه با دشمن ویژگی تعیین کننده ای نبوده و همانگونه که پیشتر گفته شد بیشتر برای نمایش کارایی دارد

در کل با ورود اف -۳۵ بخدمت هم نشان داد چندان جنگنده بی ایرادی نیست و دستکم بعنوان یک جنگنده اعتمادپذیر که بر اساس ان جنگنده های قدیمی را ازخدمت خارج کنند مطرح نبود

از طرفی سرانجام در نیروی هوایی بعد از بحث و بررسی های زیاد در نهایت ان را بعنوان یک جنگنده تهاجمی دسته بندی کردند و نه یک شکاری و به این ترتیب بار دیگر اف -۱۵ موفق شد از یک میدان دیگر نیز خارج شود

در کل لایتینینگ حتی موفق به خارج نمودن ای -۱۰ هم نشد و حتی امروزه بحث بر سر کاهش تعداد اف -۳۵ ها و تولید نسخه های مختلف جنگنده های اف -۱۵ شده

چیزی که در حال حاضر باعث قوت گرفتن چنین دیدگاهی بصورت جدی شد این بود که با نبود سفارش تولید احتمالا بوئینگ خط تولید خانواده ایگل را متوقف خواهد کرد از طرفی بخدمت گرفتن تعداد بسیار بالایی اف -۳۵ یعنی تحمیل هزینه های بالا به بودجه نظامی امریکا و در حالیکه توان رزمی ، رقیبان اصلی امریکا یعنی روسیه به نزدیک به هزار فروند جنگنده از خانو اده فلانکر و فالکروم و میگ ۳۱ محدود میشود و چین هم هنوز ستون فقرات نیروی هوایی ان را جنگنده های جی 8 و سوخو27  که متعلق به نسل چهار جنگنده ها هستند تشکیل میدهند و‌بهترین دارایی این کشور کمتر از ۴۰۰ فروند سوخو‌-۲۷ و نسخه کپی شده بومی ان و سوخو ۳۰ و نسخه کپی چینی ان تشکیل میدهند اصولا چه فوریتی سبب میشود که ایالات متحده دست به چنین نوسازی گسترده و پرهزینه ای بزند انهم وقتی که هنوز هم خانواده ایگل نسبت به سوخو -۲۷ و نسخه های مشتق شده اش برتری محسوسی دارد و اصولا ارتش ایالات متحده در مقابل کدام دشمن قدرتمند و بروز قرار است چنین پروسه پر هزینه ای را اجرا کند ؟

تصویر از سوخوی27 پی و سوخو27 یو بی

انهم در شرایطی که حتی کمتر از یک چهارم قدرت فعلی امریکا در یک جنگ متعارف قادر به زانو‌ در آوردن هر کدام از قدرتهای فعلی در جهان است

در نهایت این یک اصل مهم و‌تغییر ناپذیر است که هر کشور با توجه به روند نوسازی و ارتقای قدرت دشمنان خود اقدام به نوسازی و ارتقای توان خود میکند و در حال حاضر تا زمانیکه بهترین دارایی رقبا خانواده فلانکر باشد خانواده ایگل بخوبی قادر به تامین توان مورد نظر ایالات متحده است

در واقع ایالات متحده پروژه های اف -۲۲ و اف -۳۵ را در زمانی مطرح کرد که دشمن این کشور اتحاد جماهیر شوروی بود که دارای ناوگانی متشکل از ۵۰۰۰ فروند هواپیمای نظامی بود و درآینده قصد توسعه هواپیمای سوخو -۵۰ را داشت که یک جنگنده نسل پنجم بحساب می امد‌، هرچند که با فروپاشی این کشور دهها سال است که پروژه پاکفا همچنان در بلاتکلیفی مانده که به دلایل متعددی برمیگردد

اخیرا پنتاگون با خرید تعدادی جنگنده ایگل جدید و نوساز به تمامی حرف و حدیث ها در مورد ماندن یا خروج از خدمت اف -۱۵ پایان داد و به این ترتیب یک دوره  30 تا 40 ساله دیگر هم این جنگنده در خدمت خواهد بود که ممکن است بازهم با ارتقای جنگنده در خدمت افزایش هم پیدا کند تا به این ترتیب سلطان اولین جنگنده ای در کلاس خود باشد که یک قرن بصورت ممتد در خدمت بوده ، رکوردی که تصور نمیشود هرگز توسط جنگنده دیگری شکسته شود تا اثبات شود که بواقع سلطان بلامنازع آسمان است.نیروی هوایی برنامه ای را برای ارتقائ 100 فروند  اف15 در دست بررسی دارد. این ارتقا شامل نسخه های شکاری در خدمت شامل نصب رادار ارایه فازی ای پی جی63 وی3 و سامانه اپتیکی دید حرارتی مدرنی به شکل غلاف  زیر بدنه است که توان کشف اهداف هوایی را  از 100 کیلومتر به شکل غیر فعال میدهد .البته این برنامه در دست بررسی است زیرا ممکن است نیروی هوایی تصمیم به خرید تعداد  بیشتری اف15 ایی ایکس بگیرد

ارتش امریکا  تصمیم به سفارش 144  فروند اف15 ایی ایکس دارد . این پرنده در واقع نسخه مدرن تر استریک ایگل است که دارای رادار ارایه فازی فعال، سامانه های هشدار دهنده پیشرفته و همچنین موتور قدرتمند تر است. البته این پرونده قرار است جایگزین اف15 سی و ید ایگل شود ولی بدون شک نقش یک جنگنده تهاجمی چون اف15 ایی استریک ایگل را نیز بازی میکند  . اگرچه اف35 دارای پنهانکاری بهتر برای نفوذ در عمق خاک دشمن است ولی استریک ایگل برد و توان حمل تسلیحات بسیار بالاتری دارد و عملا با پا به سن گذاشتن ناوگان استریک ایگل باعث شده تا نیروی هوای تصمیم به خرید اف15 ایی ایکس بشود. به نظر می یاد دست کم در نقش تهاجمی همچنان اف15 تا سال 2050 در خدمت ارتش امریکا باقی خواهد ماند .

اف15 ایی ایکس در نخستین پروازش

بقلم : میناگلرو

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا