شرکت   هواپیما سازی امریکای شمالی (North American Aircraft)در سال ۱۹۳۴ با ۷۵ کارمند تاسیس شد.  اولین  هواگرد این شرکت  هواپیما اموزشی ای تی ۶ تگزان بود که شهرت زیادی به دست اورد ولی  سفارش اولیه کمی داشت تا اینکه  با شروع جنگ جهانی دوم و سفارش بزرگی از سوی انگلستان و امریکا  همه چیز تغییر کرد.

انگلستان طی  اوائل جنگ اگرچه در حال  تولید هاوکر هاریکن و اسپید فایر بود  ولی نیاز به تعداد بیشتری جنگنده داشت از این رو دست به دریافت جنگنده های امریکایی چون پی ۴۰ و پی ۳۹ زدند  که البته چندان از دو محصول داخلی سر تر نبودند . دولت انگلستان خواهان تولید پی ۴۰  که در اصل  ساخت شرکت Curtiss-Wright  در شرکت نروث امریکن  بود تا سرعت تولید بالا برود ولی  این شرکت پیشنهاد تولید یک جنگنده جدید  بر اساس موتور الیوسن وی -۱۷۱۰  را به انگلیسیها داد

شرکت هواپیما سازی نروث در سال ۱۹۴۰ طرحی را به مقامات انگلیسی نشان داد که چند ماه بعد دوت انگلستان خواهان تولید ان برای نیروی هوایی سلطنتی شد و قرار شد  این جنگنده در سپتامبر سال بعد تحویل ارتش انگلستان شود. این جنگنده جدیدNA-73X نامیده شد

در همان زمان شرکت Curtiss-Wright سازنده جنگنده پی ۴۰  در حال توسعه طرحی با نام ایکس پی ۴۶ بر مبنای پی ۴۰ بود و نیروی هوایی نیز به دنبال  جنگنده جدید  بود زیرا عملا در حال ورود به جنگ جهانی دوم بود. نیروی هوایی  ایکس  پی ۴۶ و ان ای ۷۳ ایکس را  بررسی کرد و طرح ان ای ۷۳ را انتخاب کرد ولی در ان زمان شرکت  Curtiss-Wright از شرکت نروث امریکن  به دلیل دزدیدن  طرح شکایت کرد ولی به زودی طرح دعوا رد شد زیرا شرکت نروث امریکن قبل از خلق ایکس پی ۴۶ طرح را به انگلیسیها نشان داده بود

شرکت به سرعت دست به کار ساخت ان ای ۷۳ شد و در ساخت ان از اخرین فناوری های سازمان  تحقیات هوانوردی امریکا یا ناکا استفاده کرد که نشان می داد هر چه بال نازکتر  باشد ، هوا با مقاومت کمتری روبرو  شده و سرعت افزایش می یابد. همچنین رادیاتور  و مخزن مایع خنک  کننده  موتور  پایین بدنه پشت  کابین کار گذاشته شد تا دماغه را تا جایی  که میشود باریکتر ساخت تا مقاومت کمتری ایجاد کند . همچنین  در یک طرح ابتکاری برای کاهش پسا جلوی بدنه به جای کار گذاشتن  لوله های  هوا کاربراتور روی دماغه ، یک دریچه برامده زیر بدنه تعبیه شد که یکی از ویژگی ها ماستانک بود  و همچنین این ورودی ، هوایی  لازم برای خنک  کردم رادیاتور که پشت کابین خلبان قرار داشت را نیز تامین  میکرد . در کل ماستانک از نظر ایرودینامکی بهترین طرح زمان خود بود

NA-73X

NA-73X

بدنه از الومنیوم  و هواپیما  تمام فلزی بود  و دارای دریچه های بزرگ برای  دستراسی خدمه تعمیرات  بود از این رو در بین جنگنده های زمان خود به خوش تعمیری  بسیار مشهور بود . حتی برای  انتقال سریع هواپیما ، هواپیما طوری طراحی شده بود که دو بال را بشود جدا  کرد و از پشت کابین  تنها با باز کردن  چند پیج و مهره قسمت جلو عقب را نیز از هم جدا کرد و هواپیما  را به چهار بخش تقسیم کرد. تنها ۲۰ دقیقه برای سر هم کردن یک ماستانگ وقت لازم بود

در طرح ان ای ۷۳  پیش بینی نصب دو مسلسل  ۱۲٫۷ م م برونینگ ام۳ در دماغه شده بود ولی قرار بود هواپیما به یک مسلسل ۱۲٫۷ م م و دو مسلسل ۷٫۶۲ م م در هر بال مجهز شود و به دلیل نازک بودن بال نصب سلاح و مهمات در درون ان مشکلات زیاد داشت. همچنین یک جایگاه زیر هر بال برای حمل  یک بمب های ۲۲۵  کیلوگرمی نیز در نظر گرفته شده بود

کابین خلبان بسیار جادار بود و دید بدی نداشت  و البته  رو به پشت دیدش دست کم نسبت به اسپید فایر خوب نبود و از یک زره ۸ م م فولادی  در پشت کابین خلبان بهره می برد که از برخورد گلوله به خلبان  از عقب در داگ فایت جلوگیری کند. شیشه در برابر مهمات های ۷٫۶۲ م م مقاوم بود

هواپیما دارای  سه  ارابه فرود یکی زیر هر بال و یک ارابه فرود در عقب بود که همگی جمع شونده بود و در مجموع ۶۸۱ لیتر سوخت درون مخازن درون بال  و  درون بدنه حمل می کرد که دو برابر میزان سوخت قابل حمل توسط اسپید فایر بود

تنها ۱۰۲ روز بعد از امضا قرار داد بین نروث امریکن و دولت انگلستان ، اولین نمونه ان ای ۷۳ تحویل شد  و در ۲۶ اکتبر سال ۱۹۴۰ اولین پرواز خود را به خلبانی پل بالفرد انجام داد و ارتش انگلستان به سرعت  خواهان دریافت ۳۲۰ فروند شد و سفارش  دیگری برای ۶۲۰ فروند دیگر داد. ولی  متاسفانه این برنامه  چند روز بعد با تاخیر مواجه شد زمانی که اولین پیش نمونه ار دست رفت و بالفرد نیز کشته شد. در بررسی های مشخص شد که در لوله تامین  هوایی موتور در زیر بدنه مشکل دارد  و در زاویه حمله بالا نمی تواند  هوایی لازم را تامین کند و موتور خفه میشود

mustang-3

پرنده در سال ۱۹۴۰ توسط  نیروی هوایی انگلستان ماستانگ خوانده شد که یک نام و لقب محبوب در دهه ۱۹۳۰ به هر وسیله سریع بود .تا مه سال ۱۹۴۱  در مجموع  دو پیش نمونه اصلاح شده دیگر اماده شد  و سومین پیش نمونه  در ۲۴ اکتبر  راهی انگلستان شد و در انجا به سایت اتش انگلیسی و رادویی وی اچ اف مجهز شد . تا ژانویه سال ۱۹۴۲ در مجموع ۲۰ ماستانگ  در انگلستان عملیاتی شده و تست های مورد نظر را گذراند

خلبانان انگلیسی با ماستانک در برابر  اسپید فایر ۴ پرواز کردند از برخی لحاظ  از ان برتر بود.ماستانگ  به شکل قابل ملاحظه ای سریعتر بود  و در ارتفاع پایین بسیار خوش دست تر بود و از همه مهمتر دو برابر اسپید فایر برد داشت و در هنگام فرود ایمنی بیشتری داشت  با وجود این مشکلاتی نیز داشت.

 مهمات ۷٫۶۲ م م مسلسل های ماستانگ  با مهمات ۷٫۹ م م انگلیسی ها  جور در نمی امد  و کابین اسپید فایر دید بهتری دشت  و همچنین موتور ۱۲ سیلندر  الیسون وی ۱۷۱۰-۱۰ با توان ۱۱۵۰ اسب بخار قدرت کمتری نصبت به موتور مریلند ۴۵  اسپید  فایر ۴ با قدرت  ۱۱۸۰ اسب بخار  داشت  ، اگرچه اختلاف این دو موتور تنها ۳۰ اسب بخار بود ولی ماستانک ۳۰ % سنگینتر  از اسپید فایر  بود. همچنین در طراحی  موتور الیسون ، عملیات در ارتفاع پایین اهمیت بیشتری داشت  ولی در ارتفاع بالا دچار کاهش قدرت میشد

بدینسان در نهایت به دلیل اینکه ماستانگ  چندان نیروی هوایی انگلستان را تحت تاثیر قرار نداد  توسط نیروی هوایی انگلستان رد شد . ولی ایا این پایان کار ماستانگ بود؟

تا پایان سال ۱۹۴۱ نیروی هوایی سلطنتی ۳۲ فروند ماستانک برای ازمایش تحویل  گرفته بود که انها را برای  استفاده رزمی تغییر داد و  از انها در نقش شناسایی  با نصب یک دوربین در کابین عقب استفاده کرد و در نبرد نشان داد به دلیل سرعت بالا  به خوب می توانست در ارتفاع پایین از دست میشراسمیت  ۱۰۹ المانها فرار کند

نیروی  زمینی  امریکا(در ان زمان ارتش امریکا نیروی هوایی نداشت و قدرت هوایی دست هواپیمایی نیروی زمینی  امریکا بود ) ماستانک را با کد پی ۵۱ شناخته  و دو پیش نمونه را با کد ایکس پی ۵۱ ازمایش کرد ولی چندان به ان راقب   نبود و ترجیه  میداد جنگنده دو موتوره جدید پی ۳۸ را دریافت کند و ماستانگ را به متحدیدن خارجی خود بفروشد. واقعیت این بود که ارتش امریکا هنوز در جنگ درگیر نشده  بود و نیازی به ماستانگ نیز نداشت  و به ان بی علاقه بود و از طرفی نروث  نیز به قول معروف “از  این اینجا مانده  و از انجا رانده شده” بود و جنگنده ان را نه نیروی هوایی سلطنتی میخواست و نه نیروی زمینی  امریکا

P-51A

P-51A

ولی روزولت رییس  جمهور امریکا برای کمک به انگلستان ۱۵۰ ماستانگ را سفارش داد  که قرار بود به چهار توپ ۲۰ م م در ریشه بال مجهز شوند  ولی بال ماستانک نازک بود در نهایت به جای   ان دو توپ ۲۰ م م  در هر بال سه مسلسل  ۷٫۹۲ انگلیسی در مجموع شش مسسلسل روی ماستانک نصب شد

نیروی زمینی   امریکا  در سال ۱۹۴۲  به یکباره  با در نظر گرفتن پیشروی  نازی ها  در اروپا و شمال افریقا تعداد زیادی  شکار و جنگنده تهاجمی  سفارش داد ولی در همان زمان  ارتش ترجیه  داد تا ماستانگ  را در نقش حمله به زمین  به خدمت بگیرد

A-36A

ای ۳۶ ای نسخه تهاجمی ماستانگ بود که در ارتش  امریکا همان ماستانگ  خوانده می شد و نیروی زمینی  ۵۰۰ فروند ان را سفارش داد . این نسخه در ۲۱ دسامبر سال ۱۹۴۲ پرواز کرد و دارای  موتور الیوسن ۱۷۱۰-۸۷ با توان ۱۳۲۵ اسب بخار بود که بسیار قویتر  از نسخه تحویلی به انگلستان بود و به جای سه مسلسل ۷٫۹۲ م م در هر بال دارای دو مسلسل ۱۲٫۷ م م برونینگ در هر بال و دو مسلسل در دماغه در مجموع با شش مسلسل بود و در زیر هر  بال یک تیرک  برای حمل یک بمب ۲۲۵ کیلوگرمی ویا به جای ان مخزن سوخت ۲۸۴ لیتری بود . از ۵۰۰ فروند تولید تعداد توسط امریکا و تعدادی توسط انگلستان  استفاده شد.این نسخه به اپاچی نیز شهرت داشت

در اوت سال ۱۹۴۲ ارتش امریکا بودجه بیشتری دریافت کرد و تصمیم  به سفارش نسخه شکاری ماستانک نیز گرفت . از این رو ۳۱۰ فروند نسخه شکاری با نام پی ۵۱ ای را سفارش داد

A-36A

A-36A

P-51A ماستانگ

این نسخه بسیار شبیه ای ۳۶ بود با این تفاوت که ای ۳۶ دارای  دو ترمز هوایی  کنار فلاپ های بال  برای  تعادل در بمب باران شیرجه ای بود ولی در نسخه شکاری حذف شد  و همچنین مجهز  به موتور سوپر شارژ الیسون ۱۷۱۰-۸۱ شد که عملکرد بهتری در ارتفاع بالا داشت

این نسخه می توانست   با سرعت ۶۲۸ کیلومتر بر ساعت پرواز کند و برد مسلح ان ۲۰۰۰ کیلومتر با مخازن سوخت زیر بال بود

با ورود پی۵۱ ای ماستانگ به سرعت پتانسیل خود را نشان داد و ارتش  امریکا به ان علاقمند شد . در سال ۱۹۴۳ با درگیر شدن امریکا  در شمال افریقا ۳۰۰ فروند ای ۳۶ در کنار تعداد پی ۵۱ در شمال افریقا ارسال شد    و بعد از شکست المانها در افریقا برای  حمله به خاک اصلی ایتالیا  استفاده شد.پی ۵۱ ای و ای ۳۶ هر دو در نقش جنگنده تهاجمی ویا بمب افکن  شیرجه رو به کار رفتند و کارایی انها مطلوب  بود اگرچه  در نقش شکاری  نیز از هر دو استفاده شد. انگلیسیها   حتی به جای مسلسل های بال هشت مسلسل ۷٫۶۲ م م روی ان نصب کردند و زیر  بال چندین پرتاب کننده راکت بازوکا نصب شد . در نهایت هر دو با پی ۵۱ بی جایگزین شد

پی ۵۱ بی

مشکلات ای ۳۶ ای و P-51A موتور الیسون بود زیرا این موتور در ارتفاع بالا قدرت زیادی نداشت. الیسون تلاش در بهبود عملکرد  موتور ۱۷۱۰ کرد و تلاش کرد با نصب دو توربوشاژ و همچنین میلنگ  ارتقا یافته کارایی موتور را افزایش دهد ولی موتور بسیار بزرگ شد

در همن زمان کمپانی رولز ریس در  حال تست  نسخه جدید از سری  موتور های مرلین بود که با نام مرلین ایکس ایکس مشهور شده بود و بعدها با نام پاکارد وی ۱۶۵۹-۱ شناخته شد. خود رولز ریس یک ماستانگ را به موتور مرلین مجهز کرد و یکی از خلبانان  ازمایشگر نیروی هوایی انگلستان  را که با پی ۵۱ ای پرواز کرده بود دعوت کرد تا با این نسخه پرواز کند. خلبان  بسیار تحت تاثیر کارایی نسخه جدید قرار گرفت و ان را از هر لحاظ برتری از اسپید فایر دانست .

پی 51 بی

پی ۵۱ بی

رولز ریس با همکاری شرکت هاوکر یک ماستانگ دیگر  به به موتور مرلین  ۶۵ مجهز کرد که دارای ملخ چهار تیغه متغیر بود و به راحتی به سرعت ۷۱۰ کیلومتر بر ساعت رسید تا رکورد سرعترین  موتور پیستونی دوران خود را به دست  اورد.  به سرعت نروث  امریکن  سازنده ماستانگ  متوجه   کارایی بالای موتور انگلیسی شد و خواهان تحویل چند موتور پاکارد ۱۶۵۰-۳ که نسخه بهبود یافته ازمایشی در انگلستان بود  برای نصب روی چند ماستانگ شد. تا میانه سال ۱۹۴۲ در امریکا ماستانگ  با موتور مرلین  جدید پرواز کرد و به زود هر دو طرف اقیانوس از ترکیب ماستانگ و موتور جدید رضایت پیدا   کردند . ارتش امریکا  طی ازمایشان نشان داد که ماستانک با موتور مرلین تنها دو سوم زمان لازم نسبت به ماستانگ با موتور الیوسن برای رسیدن  به بیشترین سرعت ممکنه،  زمان لازم دارد.

نسخه جدید با موتور  جدید پی ۵۱ بی نامیده شد  و نیروی هوایی انگلستان ۱۰۰۰ فروند و نیروی زمینی  امریکا ۵۰۰ فروند انها را سفارش داد(این نسخه در انگلستان ماستانک ایکس هم خوانده میشد)

 در کنار پی ۵۱ بی ، پی ۵۱ سی نیز وارد خدمت شد این نسخه  با پی ۵۱ بی هیچ فرقی نداشت و در واقع به  پی ۵۱  تولید در دالاس تگزاس پی ۵۱ سی گفته شد. هر دو مدل دارای  بال تقویت  شده نیز بودند که توان حمل یک بمب ۴۵۰ کیلوگرمی زیر هر بال  را میداد که  سنگین تر از بمب  ۲۲۵ کیلوگرمی در پی ۵۱ ای بود. همچنین  زیر هر بال  میشد تا سه لوله برای پرتاب راکت ام۸ با برد ۳ کیلومتر نیز جای بمب نصب کرد . سلاح  ثابت این هواپیما  شامال دو مسلسل ۱۲٫۷ م م در هر بال بود که یک مسلسل ۳۵۰ گلوله و یک مسلسل  ۲۵۰ گلوله  حمل میکرد که در مجموع  ۱۲۰۰ گلوله در هر  دو بال حمل میکرد

نسخه تولید اولیه پی ۵۱ بی از موتور پاگارد ۱۶۵۰-۳ با توان ۱۴۵۰ اسب بخار بهره می برد ولی بعد از مدتی مجهز به موتور پاگارد ۱۶۵۰-۷ با توان ۱۴۰۰ اسب بخار بود که  البته روش بهتری در تزریق سوخت داشت و دارای سوپر شارژ  دو  مرحله ای بود که بسته به ارتفاع هواپیما به صورت خودکار وارد عمل میشد

این نسخه دارای بیشترین سرعت ۷۰۸ کیلومتر بر ساعت و برد پروازی ۲۵۷۵ کیلومتر با دو مخزن سوخت خارجی بود که نزدیک سه برابر اسپید  فایر بود

پی ۵۱ بی و سی از روز اول باز به عنوان یک جنگنده حمله به زمین  بکار  رفتند ولی وقتی از میانه  سال ۱۹۴۳ حملات هوایی  بمب افکنها متفقین به المان افزایش یافت  ، نبود اسکورت مناسب و رها شدن بمب افکن های ب۱۷ و لنکاسترها در اسمان المان و فرانسه ان هم بدون پشتیبانی باعث شد تا ارتش به دلیل برد بیشتری پی ۵۱ بی، از این جنگنده به عنوان جنگنده اسکورت استفاده کند. بدینسان نیروی هوایی هشتم و نهم امریکا با حدود ۴۰۰ ماستانگ وظیفه جدید را بر عهده گرفتند

به سرعت میدان جنگ دچار تحولی  بزرگ شد . تا پیش  از این بمب افکنها به تنهایی به المان می رفتند  و توسط شکاری های المانی  شکار میشدند. برای نمونه در  اوت سال ۱۹۴۳ بیش از ۳۷۰ فروند ب۱۷  توسط شکارهای المانی به راحتی شکار شدند   و یا در یک روز در همان ماه ۷۷ فروند  ب۱۷ که ۲۶% نیروی های حمله کننده  بود را از دست داد  ولی برد بیشتر ماستانگ به ان اجازه میداد تا حتی بر فراز برلین بمب افکنها را اسکورت کند.  به سرعت وضعیت  تغییر کرد به صورتی که هفت ماه بعد  در زمستان سال ۱۹۴۴   طی یک ماه درگیر بی وقفه  نیروی هوایی المان تنها ۱۴۲ بمب افکن را سرنگون کرد  ولی ۳۱۲ جنگنده از دست رفت و ۱۷% خلبانان  موثر این نیرو کشته شدند و عملا از زمستان  سال ۱۹۴۴ برتری هوایی   از دست المانها در رفت . گورینگ فرمانده نیروی هوایی المان زمانی که دست ماستانگ ها برفراز برلین را دید گفت “پایان کار ما نزدیک  است”

فیلیکس گوزاجکا که بیش از 15 شکاری المانی را با پی 51 بی سرنگون کرد

فیلیکس گوزاجکا که بیش از ۱۵ شکاری المانی را با پی ۵۱ بی سرنگون کرد

به سرعت میشراسمیت ۱۰۹ قربانی ماستانگ شد ولی در براورد اولیه معلوم شد هنوز برتری کامل نیست و میشراسمیت  در ارتفاع بالا کارایی کلی  بهتری دارد . ماستانگ نیز مشکلات خود را داشت. پی ۵۱ بی و سی هنوز در زمینه موتور مشکلاتی  داشتند از جمله اینکه  موتور برای  عملکرد مطلوب در سرعت بالا ساخته شده بود و وقتی کار به درگیر در سرعت زیر ۵۰۰ کیلومتر می کشیده موتور رفتار جالبی نداشت ، همچنین  دو مسلسل  ۱۲٫۷ م م  دارای  خزانه فشنگ در کنار هم و نزدیک هم بودند  که در چرخش پشت سر هم ممکن بود باعث از جا در رفتن نوار فشنگ و گیر کردن دو نوار فشنگ دو مسلسل در یک دیگر شود

همچنین کابین دارای  تاجی هم سطح با پشت  جنگنده بود و خلبان دید کمی رو به عقب بود  و دست کم نسبت  به اسپید فایر در داگ فایت کارایی کمتری در این زمینه  داشت. مشکل بعدی این بود که هنوز با وجود تانکرهای سوخت خارجی برد ماستانگ کم بود. ماستانک  مسلح با ۱۲۰۰ گلوله و دو مخزن سوخت اگر از انگلستان بر می خواست  می توانست  بمب افکنها را تا برلین  اسکورت کند ولی مشکل این بود که زمان درگیر کم بود زیرا در ارتفاع بالا در هنگام اسکورت سوخت زیادی مصرف نمی شد ولی زمانی  که با شکاریهای المانی درگیر می شدند  مصرف سوخت به شدت بالا می رفت

مهندسان نروث امریکن به سرعت یک مخزن سوخت ۳۲۲ لیتری بین کابین و رادیاوتور (پشت کابین) اضافه  کردند و مخازن  خارجی نیز  بزرگتر شد و ظرفیت انها به  ۴۰۹ لیتری  رسید  تا خلبان اول دست به مصرف مخزن سوخت خارجی بزنند و در هنگام اغاز درگیر انها را رها کنند

در کل با وجود پاره ای از مشکلات ، با وجود اینکه  یک خلبان تا به هدف های اصلی می رسید  چند ساعت در اسمان بود  ولی در کل کارایی پی ۵۱ بی بسیار مناسب بود و دست کم ۱۱ خلبان با بیش از ۱۵ پیروزی در سال ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ در یگان  های این نسخه ماستانگ سربراوردند

در مجموع ۳۷۳۸ فروند پی ۵۱ بی و سی ساخته شد

پی 51 سی

پی ۵۱ سی

نروث امریکن با  مشاهده برخی مشکلات  نسخه  پی ۵۱ بی و سی دست به کار توسعه نسخه جدید  زد که تبدیل  به بهترین جنگنده در تمان طول تاریخ هوانوردی شد

پی ۵۱ دی ماستانگ

نسخه جدید دارای یک کابین حبابی بود و خلبان عملا در بالاتر از پشت جنگنده  قرار میگرفت و کافی بود کمی  به عقب برگردد تا پشت سر خود را به خوبی ببیند. همچنین برای مشکل نوارهای مهمات نیز تغیراتی  به خود دید. در مرحله اول سه مسلسل درون هر بال کار گذاشته شد  و نوار های فشنگ  در سه طبقه روی هم به  صورت جداگانه ذخیره شدند و در مجموع ۱۸۴۰ گلوله را با خود حمل میکرد که شامل  ۳۲۰ گلوله برای یکی از مسلسل های و ۲۷۰ گلوله برای هر یکی از دو مسلسل دیگر. عملکرد مسلسل  ۱۲٫۷ م م برونینگ  همواره مطلوب  بود زیرا هم  از پس زره تمامی جنگنده های المانی  بر می امد(البته در مورد فوک ولف ۱۹۰ داستان فرق دارد) و هم انقدر گلولها بزرگ نبود که مهمات کمی حمل شود. همچنین سرعت اتش و سرعت گلوله بالا بود و در سرعت بالا در رزم هوایی بسیار دقیق بود. در کل مسلسل ۱۲٫۷ م م بسیاری بهتر از توپ ۲۰ و یا ۳۰ م م نصب شده المانی و انگلیسی بود که یا  سرعت اتششان  کم بود،  یا سرعت گلوله کم بود ویا به دلیل بزرگی مهمات کم بود. این مسلسل توان اتش ۸۵۰ گلوله بر دقیقه را داشت که برای ماستانگ ۵۱۰۰ گلوله بر دقیقه میشد. البته خلبانان ماستانگ با در نظر گرفتن حجم اتش رگبارهای ۲ تا ۳ ثانیه ای شلیک میکردند

همچنین این نمونه می توانست  در کل زیر   بال  یک بمب  ۴۵۰ کیلوگرمی  ویا شش راکت ۱۲۸ م م را حمل کند و یا به مخازن سوخت خارجی ۴۰۹ لیتری تجهیز  شود

همچنین این نسخه  مجهز به موتور پوگارد ۱۶۵۰-۷  بود که دارای  رانش ۱۴۹۰ اسب بخار بود و دارای ارتقائاتی برای افزایش  کارایی در سرعت کم بود و از یک پروانه متغیر  چهار تیغه استفاده میکرد

پی 51 دی

پی ۵۱ دی . کابین حبابی از جمله ویژگی  این نسخه است

 با ورود پی ۵۱ دی  وضیعت  شکاری های المانی بدتر نیز شد  نرخ تلفات در روزهای اول ۵ به یک بود   یعنی  در ازاء از دست رفت سه جنگنده المانی  یک ماستانگ  از دست می رفت  ولی با کشته شدن خلبانان با تجربه تر المانی  و روی کار امدن  خلبانان جوانتری که طی چهار ماه از هیچ ، خلبان شده بودند  امار ۱۱ به یک شد. المانها برای مقابله با ماستانگ  ، فوک ولف ۱۹۰ را به میدان فرستاند. فوک ولف ۱۹۰ یک شکاری بمب افکن بود و در واقع میشراسمیت ۱۰۹ شکاری اصلی المانها بود ولی از انجایی که طی حملات  به بمب افکن های به شدت مسلح  ب۱۷  و   ماستانک زره میشراسمت مقاومت چندانی نداشت ، فوک ولف به میدان فرستاده شد زیرا زرهش  حتی گلوله ۱۲٫۷ م م را از برخی نقاط دفع می کرد. اگرچه فوک ولف ۱۹۰ مورد احترام ترین جنگنده  المانها در جنگ بود ولی برای مقابله با ماستانگ  توان لازم  را نداشت زیرا به عنوان یک جنگنده بمب افکن چالاکی کمی داشت

در میانه سال ۱۹۴۴ مشکل دیگری نیز به وجود امد. روزی ۵۰ ماستانگ  تولید میشد ولی عملا در المان بمب باران متفقین باعث شده بود که روی هم ۵۰ جنگنده نیز تولید  نشود .. این برتری عددی  به زودی کمر المانها را شکست زیرا انها چیزی را که از دست می دادند به سختی به دست میاوردند

در اوریل سال ۱۹۴۴ نیروی هوایی امریکا با کمک برد زیاد ماستانک و تاندربلت دست به حملات هوایی برضد پایگاه های هوایی المان  زد تا ان چیزی را که روی زمین  نیز باقی مانده جمع کند  البته در این نقش ماستانگ نشان داد به خوبی  تاندربلت  زره پوش شده  نیست

در حالی که میشراسمت ۱۰۹ به دلیل زره کم و البته چالاکی  کمتر در ارتفاع بالا  و فوک ولف به دلیل چالاکی کم از پس ماستانگ  بر نمی امدند  یک رقیب جدی در اواخر سال ۱۹۴۴ وارد میدان شد.. این جنگنده جدید میشراسمیت ۲۶۲ اولین جت المانی(برای اشنایی با  ام ایی ۲۶۲ اینجا را کلیک کنید)

سه مسلسل 12.7 م م برونینگ در بال ماستانگ

سه مسلسل ۱۲٫۷ م م برونینگ در بال ماستانگ

در ان دوران جت راکتی میشراسمیت ۱۶۳ نیز بود ولی این هواپیما با مدت کوتاه پرواز اصلا برای درگیر با ماستانگ  ساخته نشده بود قرار بود بمب افکنها را سرنگون کند و اصلا خطری برای همان بمب افکنها نیز نبود  ولی ام ایی ۲۶۲ خطر بزرگی بود.

برای درک بهتر باید به این مسئله توجه کرد که ماستانگ  در حالت مسلح دست کم ۱۰۰ کیلومتر در ساعت سریعتر از میشراسمیت ۱۰۹ و ۸۰ کیلومتر سریعتر از فوک ولت ۱۹۰ بود ولی در مورد ام ایی ۲۶۲ دست کم ۱۵۰ کیلومتر در ساعت سرعتر از ماستانگ بود . همچنین ماستانگ  از هر دو پرنده پیستونی المانی سریعتر اوج می گرفت  ولی ام ایی ۲۶۲ یک جت بود و اصلا قابل قیاس با ماستانگ نبود. در مرحله نخست خلبانان  ماستانگ  نگران بودند انها به سرعت محو سرعت ام ایی ۲۶۲ بود ولی از عیوب ان اگاه نبودند  البته در مرحله نخست  خلبانان ام ایی ۲۶۲ نیز مشکلان موتور جونکرز این جنگنده را نمی دانستند

مشکل سر این بود که به عنوان اولین نسل جتها موتور حساس بود در یک مانور تند حرکت سریع دست گاز باعث  واماندگی موتور  میشد.. خلبانان  ماستانگ به سرعت فهمیدند  که  به گرد پایی ام ایی ۲۶۲ نمی رسند  ولی ام ایی ۲۶۲ برای یک درگیر داگ فیات باید سرعتش را کم می کرد و وارد یک درگیری  نزدیک میشد. البته زمانی که ماستانگ  از پشت به ام ایی ۲۶۲ نزدیک میشد ، ام ایی ۲۶۲ به سرعت فرار می کرد (همان کاری که خلبانان  ماستانگ  با دیگر جنگنده های  به دلیل سرعت بالا می کردند) ولی در یک درگیری    پیچ درپیچ ام ایی ۲۶۲ چالاکتر از ماستانگ نبود.  البته در نهایت نیروی هوایی امریکا با حملات به پایگاه های هوایی ام ایی ۲۶۲ این جنگنده را فلج کرد زیرا درگیری با این جت واقع در اسمان دشوار بود. خلبانان  ماستانگ تلاش می کردند در لحظه فرود و یا  برخاست به ام ایی ۲۶۲ درگیر شوند  زیرا در ان زمان بسیار اسیب پذیر بود. همچنین خلبانان  ماستانگ فهمیدند که به دلیل مصرف بالای سوخت ام ایی ۲۶۲ این جنگنده خیلی  زود از نبرد دست می کشد و به پایگاه بر میگردد

در نهایت  ارتش امریکا مدعی نابودی ۴۹۵۰ جنگنده و بمب افکن دشمن توسط ماستانگ از سال ۱۹۴۳ تا پایان جنگ در اسمان و ۴۱۳۱ جنگنده روی زمین  شد که نیمی  جنگند های دشمن که توسط ارتش امریکا در هوا و زمین  نابود  شده در کل کار ماستانگ بوده است و البته ۲۵۲۰ فروند  ماستانگ نیز از دست رفته که ۱۷ % بر اثر حوادث غیر رزمی ۶۲% بر اثر پدافند و مابقی رزم هوایی بوده و در اوج قدرت به تبادل اتش ۲۲ به ۱ رسید رکورد تاریخی و فراموش نشدنی

البته ماستانگ از سال ۱۹۴۴ در جبهه اقیانوس ارام نیز استفاده شود و  از  هند و بعد از ازادی  بخش های از چین  به عملیات می پرداخت و در اواخر جنگ حتی بمب افکن های  را تا فراز ژاپن اسکورت میکرد… عملا هیچ رقیبی  در اسمان ژاپن  برای مقابل  با ماستانگ وجود نداشت

یکی از اخرین نسخه  های ماستانک پی ۵۱ اچ بود. این نسخه  دیر به جنگ رسید و عملا در جنگ  حضور نداشت . این نمونه دارای موتور قوی وی ۱۶۵۰ -۹ به توان ۲۲۱۸ اسب  بخار بود و به سرعت ۷۲۶ کیلومتر بر ساعت  دست یافت  و سرعت اوجگیری بیشتری داشت. سفارش اولیه ۲۰۰۰ فروند بود ولی  بعد از تولید  ۵۵۰ فروند  به دلیل پایان جنگ مابقی سفارشات لغو شد

همچنین نسخه  ای با نام  پی ۵۱ کا نیز وجود داشت که در واقع همان پی ۵۱ دی تولید در دالاس بود. ۱۵۰۰ فروند نیز از این مدل  در کنار ۸۰۱۲ فروند پی ۵۱ دی تولید شد

تمامی ماستانگ های نسخه بی و سی تا سال ۱۹۴۷ یا بازنشسته و یا به کشورهای دیگر فروخته شدند . با شروع جنگ کره  در نقش هوا به زمین  مورد استفاده قرار گرفت و بسیار هم موثر بود  زیرا برد زیادی  نسبت به نسل نخست جتها داشت  و می توانست  مدت بیشتری بر فراز هدف درنگ کند. در نهایت این جنگنده با اف۸۴ جایگزین  شد و در سال ۱۹۵۶ از خدمت ارتش امریکا خارج شد

به غیر از امریکا و انگلستان  کشورهای دیگری هم از ماستانک بهره بردند

اسرائیل از این جنگنده در جنگ سال ۱۹۵۶ کانال سوئز به خوبی استفاده کرد  و استرالیا و کانادا نیز از ماستانگ در کره استفاده کردند. ماستانگ در ۱۳ کشور جهان به خدمت گرفته شد

ماستانگ بهترین جنگنده تمام دوران ها است. این عنوان را به راحتی به دست نیاورده زیرا در زمان خودش از همه رقیبانش  برتر بود و نمی شد یک جای کارش عیب گذاشت از اکثر جنگنده های زمان خود سریعتر بود و از همه چالاکتر و تقریبا هیچ شکاری برد پروازی ان را نداشت  و دید رو به بیرون ان از هر جنگنده ای عالیتر بود،شش مسلسل۱۲٫۷ م م  هم قدرت مناسب داشتند و هم سرعت اتش بالا و  همچنین مهمات  به میزان لازم و البته سرعت بالای دهانه برای دگیری در سرعت بالا . شاید این لقب را نیز بدین  جهت گرفت که زمانی که وارد جنگ شد ورق جنگ برگشت  زیرا دیگر  بمب افکنهای متفقین با خیال راحت به هر جا می خواستند می رفتند و بمب باران میکردند و همچنین به این دلیل که در یک مقطعه  از زمان به انچنان تبادل اتشی رسید که بعدها تکرار نشد(البته اف۱۵ این رکورد را شکست ولی اف۱۵ ایگل  هرگز در جنگی همچون جنگ دوم جهانی  که غولان زیادی در ان بودند نجنگید )

گرداوری:عبدالحمید تارخ

منبع:

http://www.mustangsmustangs.com/p-51

پی 51 دی

پی ۵۱ دی

ماستانگ تک سرنشینه است ولی برخی پی 51 دی بعد از جنگ با تغییر در

ماستانگ تک سرنشینه است ولی برخی پی ۵۱ دی بعد از جنگ با تغییر در

29+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
دسته بندی شده در:

18 دیدگاه