پدافند هوایی

موشک پدافند هوایی راپیر

کار بر روی موشک راپیر در سال 1961 به عنوان یک موشک  برای مقابله با اهداف در ارتفاع پایین اغاز شد.این پروژه برای مقابله با جتهای مافوق صوت پروازکننده در ارتفاع  پایین توسعه یافت و اولین  اصل طراحی ساخت سامانه ای بدون نیاز به هدایت راداری و متکی به سامانه هدایت نوری بود.سامانه هدایت مد نظر برای موشک جدید فاقد رادار برای هدایت بود و   با کمک یک سایت اپتیکی کار میکرد  که هدف را تحت  نظر داشت  و بعد دست به هدایت موشک به کمک  رهگیری شعله انتهای موشک میزد

نداشتن رادار در دماغه باعث   افزایش مواد منفجره در دماغه میشد  و شکل ایرودینامیک تری با موشک داد .در اوائل دهه 1960 در مرحله اول انگلستان به دنبال  خرید یک سامانه ارتفاع پایین از امریکا  بود ولی در نهایت  بر روی پروژه جدید که راپیر نام داشت سرمایه گذاری کرد. راپیر در سال 1968 مورد ارزیابی قرار گرفت و از سال 1971 عملیات شد.

راپییر یک سامانه پدافند  هوایی مستقل چرخدار است که به دو صورت کششی و خودکششی  موجود است. سامانه کششی ان دارای چهار موشک  و یک واحد ردیاب نوری بر روی لانچر پرتاب، و ژنراتور است. پرتاب کننده شامل  دو موشک در هر طرف است .میان دو موشک  بر روی استوانه ای رادار جستجو و سامانه شناسایی دوست از دشمن است.رادار جستجو از نوع پالس داپلر با برد کشف 15 کیلومتر است و تصاویر رادار در درون یک کانکس مخصوص  در اختیار اپراتور قرار میدهد.

واحد ردیاب  نوری بر روی استوانه میان دو موشک  قرار دارد که شامل یک دوربین اپتیکی برای کشف و رهگیری هدف و در کنار ان یک چشمی دید حرارتی برای پیگیری شعله انتهای موشک  و هدایت ان به طرف هدف است.

Rapier_Missile_Australian_Army_Forum_Army_Recognition_001
راپیر اف اس ای ارتش استرالیا که همین بازنشسته شده است

وقتی هدف توسط  رادار جتسجو  کشف شد اپراتور سر دوربین را به طرف هدف برگرداند و تلاش در کشف هدف توسط  دوربین میکند. از انجای که نسخه های تولید تا دهه 1970 فاقد سامانه تعقیب خودکار هدف بود اپراتور توسط یک جو استیک میتوانست دوربین  را حرکت دهد و سامانه هدفگیر را روی هدف قرار دهد وقتی هدف یک مسیر مستقیم  را در پی  گرفت که اپراتور بتوان با راحتی هدفگیر را به صورت دستی روی هدف قرار دهد موشک شلیک  و با کمک سامانه نوری حرارتی  با تعقیب  خودکار شعله انتهای موشک ، موشک را به طرف هدف هدایت میکند(مشابه سامانه ضد تانکی چون تاو ولی به جای ارسال  فرامین از طریق سیم از طیق طریق امواج  رادیویی ارسال  میشود)

تفاوت بین دید  کاربر و موشک توسط یک رایانه  محاسبه می شد تا موشک  به هدف هدایت شود . امواج رادیویی از طریق انتن های  کوچکی  در میانه بدنه موشک  به ان می رسید  و تا زمان برخورد اپراتور باید توسط  ان دسته جو استیک هدفگیر را روی موشک نگهدارد.

موشک در نسخه نخست دارای یک کلاهک 1.4 کیلوگرمی با سامانه چاشنی برخورد مستقیم بود و از یک موتور راکتی سوخت جامد بهره می برد که میتوانست  موشک را در عرض 13 ثانیه به  برد 6800  کیلومتری برساند  و سرعت موشک  در بیشتری حالت 506 متر بر ثانیه  بود. در سال 1971 در ارتش انگلستان  هر واحد اتش  شامل سه تا چهار لاانچر پرتاب ،خودروی فرمانده ای میشد

مشکل  اساسی سامانه هدایت در خط دید  کاربر راپیر این  بود که دقت ان در اب هوایی بد بسیار پایین بود وشب نیز غیر قابل استفاده بود و از طرفی نگهداشتن  هدفگیر بر روی هدف  توسط کاربر نیز نیاز به اموزش و کار بالا داشت از این رو در سال 1971 شرکت بی اس سی کار بر روی یک واحد هدایت رادار را اغاز کرد که از رادار  ماروکنی دی ان 181 بیلیند فایر بهره می برد. این سامانه برای  فروش خارجی در نظر گرفته شد و در سال 1973  اولین بار توسط ارتش  شاهنشناهی ایران خریداری شد .این سامانه به راپییر اجازه میدهد تا موشک را به کمک  رادار هدایت  کند. در این روش  هدف توسط  رادار کشف میشود و بعد از شلیک موشک ،سامانه هدایت  با دنبال  کرد شعله انتهای موشک  ان را به طرف هدفی هدایت میکند که توسط  رادار رهگیری میشود . در واقع در این روش به جای انکه  هدفی که توسط کاربر  با چشم توسط  دوربین هدایت شود ، با هدفی درگیر میشود  که توسط رادار در حال رهگیری است ولی روش  هدایت موشک  به طرف هدف توسط تعقیب شعله انتهای موشک  مانند روش قبلی بود  .این رادار  اجازه درگیر در هر ساعت از شبانه روز را به راپیر داد و البته همچنان توان هدایت دستی و چشمی  نیز  وجود داشت . تا سال 1979 خود ارتش انگلستان  تا زمان معرفی نسخه جدید راپیر رادار بیلیند فایر را به خدمت نگرفت.

نسخه کششی راپیر نیز به سفارش شاه ایران ساخته شده که بر روی شاسی خودروی ام 548 نصب شد  ولی به دلیل  سقوط حکومت شاه در سال 1979 در نهایت تحویل انگلستان شد.این نمونه در سال 1977 در معرض نمایش عمومی قرار گرفت و در سال 1983 وارد خدمت ارتش انگلستان  شد از نظر روش  هدایت با راپیر معمولی تفاوت  نداشت . خودروی شنی دار دارای  یک کابین بود  که  در پشت ان پرتاب گر  به همراه رادار جستجو و واحد اپتیکی قرار داشت در دو طرف ان چهار  موشک قرار داشت(در مجموع هشت موشک). میشد در عرض 30 ثانیه سامانه را امده اتش  کرد و خدمه سه نفر بودند در کابین جلو قرار میگرفت.زمان اماده سازی  برای شلیک  بسیار بالا بود در حالی  که در نسخه  کشش بیش  از نیم ساعت بود ولی سرعت حرکت شاسی بسیار پایین و 15 کیلومتر در ساعت بود. این نسخه را میشد  به رادار بیلیند فایر تجهیز کرد ولی نمیتوانست  ان را حمل کند و باید  ان را یدک میکشید (خود رادار بیلیند  فاری کشش بود و چرخدار) . در دهه 1990 این نمونه  از خدمت خارج شد.

در دهه 1980 بر روی راپیر ارتقائاتی  انجام شد. این ارتقائات شامل  ارتقاء رادار جستجو برای مقابله با حملات موشک های ضد رادار    .همچنین   با نصب یک سامانه مسافت یاب لیزری   روش هدایت دچار تغییر شد. در این روش پرتوی  لیزر به طرف هدف تابانده میشد و موشک  بعد از شلیک به طرف هدف پیش میرفت  ولی به همان روش  قبلی  هدایت میشد با این تفاوت  که سامانه اپتیک  با تعقیب امواج لیزری روی هدف سامانه هدفگیر را خودکار روی هدف قرار میداد . از انجای که سیستم به صورت خودکار دست به تعیقب هدف میزد    دیگر نیازی به نگهداشتن علامت هدفگیر روی هدف تا زمان برخورد نبود.این مدل یک روش ارزان قیمت برای  صادرات بود و کشورهای که نمی خواستند رادار بیلیند فایر را بخرند  و نیاز به تعیقب خودکار هم داشتند  (تا کاربر با چشم هدف  را دنبال نکند)این مدل به خدمت در نیامد.به این نسخه لیزر فایر میگفتند

در نسخه ای دیگر با نام راپیر 90 که دارک فایر نیز خوانده میشد  یک سامانه دید حرارتی به جای سامانه قبلی کار گذاشته  شد. سامانه دید  حرارتی بعد از کسب  هدف توسط  کاربرد و قفل بر روی ان توسط اپتیک حرارتی به صورت خودکار دست  به تعقیب هدف و هدایت موشک میزد .رادار ارتقاء   یافت و همچنین ژنراتور ها اگرچه قابلیت اطمینان  پذیری ان به میزان نسخه قبلی باقی ماند. این  مدل  در سال 1990 عملیاتی شد.

رادار بیلیند فایر
رادار بیلیند فایر

در سال 1988 نسخه ارتقاء یافته  خود موشک  نیز توسعه یافت  این ارتقا شامل  کلاهک بهبود یافته با چاشنی  مجاورتی بود تا بتوان اهداف کوچک را نیز هدف قرار دهند تا پیش از این برخورد مستقیم موشک  باعث نابودی هدف  میشد.همچنین  سوخت بهبود  یافته بود و برد موشک 8200 متر افزایش داده بود.همچنین سامانه ارسال فرامین نیز ارتقاء  یافت تا در برابر جنگ الکترونیک مقاومت بیشتری  داشته  باشد.پردازنده های انالوگ با دیجیتال تعویض شده و ژیروسکوپ های قدیمی با نسخه حلقه  لیزری جایگزین شد.در نسخه مارک  2 موشک سرجنگنده  با تغییراتی توان درگیر با اهداف زرهی سبک را نیز به دست اورد.

اخرین نسخه  راپیر ، راپیر 2000 است.این نمونه از ارتقاء راپیر 90 توسعه  یافت و در سال1996 وارد خدمت شد . به دلیل تکیه فراوان راپیر به سامانه هدای  رادار بیلیند فایر و عدم کارایی  این رادار در دهه 1990 یک رادار جدید 3 بعدی پالس داپلر داجر در کنار این رادار به عنوان یک رادار جستجو کشف شد . داجر دارای  سرعت اسکن 30 تا 60 دور در دقیقه است  و برد  کشف ان 15 کیلومتر و ارتفاع عمل ان 5 کیلومتر است .در این نمونه هدف توسط  رادار داجر کشف میشد و اطلاعات ان در اختیار رادار بیلیند فایر قرار میگرفت ، و بعد رایانه  اتش بلافاصله هدف را توسط  سامانه دید حرارتی کشف میکرد و بر روی ان قفل میکرد وموشک شلیک و توسط تعقیب  شعله انتهای  به طرف هدف هدایت شود. در این روش  کاربر تنها باید هدف را توسط رادار مشخص میکرد مابقی کارها خودکار بود.میشد بدون کشف هدف توسط سامانه دید حرارتی به کمک رادار نیز مثل نسخه قبلی موشک را هدایت کرد  .این مدل اتش بار دارای هشت موشک ،به عبارتی چهار موشک در هر سوی سامانه بود.در این مدل رادار جستجوی روی خود سامانه (نصب شده بر روی استوانه میان موشکها)برداشته شد و به جای ان رادار دجر به صورت مستقل نصب شد و دوربین دید حرارتی و سامانه هدایت به شکل یک گوی در بالای سر سامانه قرار گرفت.

نسخه خود کششی بر روی یک شاسی شنی دار
نسخه خود کششی بر روی یک شاسی شنی دار. این نسخه در جلوی خودرو دارای نارنجک دود زا نیز است

راپیر توسط  15 کشور به خدمت  گرفته شد. اولین کاربرد عملیاتی این موشک  به درگیر محدود بین ایران و عراق  در سال ها قبل از انقلاب اسلامی در ایران بر میکردد که از  قرار معلوم راپیرهای ایرانی  مستقر در کردستان عراق  چند جنگنده عراقی از جمله یک توپلوف 16 را سرنگون کرده اند.در درگیری فارکلند  انگلستان راپیر را در جزیره مستقر کردند و گفته شده چهار جنگنده شامل یک دجر  و سه اسکای  هاوک را سرنگون کرده است.در جریان جنگ ایران و عراق نیز به کار رفت اگرچه مشخص نیست چه نتیجه ای را به دست اورده است.

راپیر مشکلات خود را داشت  در نسخه های که در دهه 1970 تا 1980 تولید شد بدون رادار بیلیند  فایر  تنها در روز روشن توان درگیری  با هدف را داشت  و نگهداشتن هدفگیر نیز روی یک جنگنده  چالاک مافوق صوت کار اسانی نبود(البته این موشک  با رادار کمتر بود).یکی دیگر از  مشکلات ان ارسال  فرامین هدایت از طریق امواج رادویی بود که میشد با ایجاد جنگ الکترونیک قوی ارسال  امواج را قطع کرد و نمی گذاشت  امواج ارسالی به موشک برسد(نمونه های خریداری شده  ایران همین مشکلات را دارند). اگرچه در راپیر 90 با قرار داد یک دید حرارتی توان درگیر مستقل  بدون  رادار در شب و شرایط  بد اب هوایی را به رایپر داده شد و سامانه دریافت  فرامین نیز ارتقاء  داده شد تا پارازیت کمتری  بر روی ان ایجاد شود ولی می توان گفت شکل موثر این سلاح از دهه 1990 و با ورود راپیر 90 و 2000 وارد خدمت شد و البته راپیر نیز خوبی های خودش را داشت  اینکه بدون رادار میشد ان را با کمک اپتیک هدایت کرد از جمله نسخه های اخر که سامانه تعقیب خودکار هدف دارد و کوچکی ان که میشود به راحتی  ان را توسط یک بالگرد شینوک  جابه جا کرد. بین سالهای 1960 تا میانه دهه 1990  در مجموع 25000 موشک 600 لانچر و 350 رادار تولید شد  و امروزه دیگر تولید ان متوقف شده اگرچه برنامه ارتقا همچنان ادامه دارد

راپیر 2000
راپیر 2000

 مشخصات کلی موشک

وزن موشک:45 کیلوگرم

طول :2.23 متر

برد :400 تا 8200 متر

ارتفاء عمل: 3000 متر

سرعت:2.5 ماخ

ترجمه :عبدالحمید تارخ

نوشته های مشابه

بستن