هواپیماهای ترابری و سوخت رسان

هواپیمای ترابری عمود پرواز دورنیر-31

هواپیمای ترابری عمود پرواز دورنیر-31

مینا گلرو

در این مقاله قصد داریم یک هواپیمای نظامی متعلق به نیروی هوایی ارتش آلمان غربی لوفت وافه را برای شما عزیزان بررسی میکنیم

در زمان جنگ سرد و دنیای دو قطبی یکی از متداول ترین روش ها و استراتژی های دو بلوک غرب و شرق جهت غلبه بر توان نظامی رقیب حمله به پایگاه های هوایی و زیر ساخت های نظامی جبهه مخالف بود و در این استراتژی انهدام فرودگاهها از اولویت زیادی برخوردار بود و در جنگ احتمالی هرکدام که زودتر موفق به فلج نمودن نیروی هوایی طرف مقابل میشد نیمی از راه پیروزی را طی کرده بود

به همین دلیل این کشورها علاوه بر اینکه همواره آماده حمله و انهدام مراکز راهبردی گروه مقابل بودند در عین اینکه خود را برای بدترین شرایط ممکن یعنی مورد حمله قرار گرفتن و انهدام مراکز حساس خود آماده و تلاش داشتند تجهیزاتی برای چنین وضعیتی در خدمت داشته باشند و اصلا ذهنیتی که باعث تلاش برای طراحی جنگنده های عمود پرواز شد، استرس و نگرانی از به وجود آمدن چنین شرایطی بود تا اگر باندهای فرودگاهها از بین رفت دستکم هواپیماهای عمود پرواز را در خدمت داشته باشند ( البته برخی از دوستان عقیده دارند که عمود پروازها برای استقرار بر روی ناو هواپیمابرهای کوچک طراحی و تولید شدند که این ذهنیت غلط هست چون هریر از ابتدا بعنوان یک جنگنده عمود پرواز برای نیروی هوایی توسعه پیدا کرد و‌بعدها نسخه ناونشین آن نیز تولید شد) و از طرفی جنگنده هریر یا تانک چیفتن برابر با استاندارهایی که اساسنامه ناتو در آنزمان تعریف کرده بود تولید شدند. برای اطلاع آندسته از عزیزان که ممکن است اطلاعی از این اساسنامه نداشته باشند باید بگویم که در اوج جنگ سرد اساسنامه ای از طرف ناتو برای کشورهای عضو صادر گردید که با نام ( NBMR-4) که در واقع مقررات مربوط به توسعه و تولید جنگ افزار توسط کشورهای عضو را معین میکرد
از جمله دستورالعمل های این اساسنامه تمامی تانکهایی که توسط اعضا تولید میشد باید استاندارد خاصی را رعایت میکردند بطور مثال باید قابلیت استفاده از هر سوختی را داشته و اصطلاحا چند سوختی یا چند گانه سوز بودند که تانک چیفتن انگلیسی مطابق این دستورالعمل تولید شده بود همچنین هواپیمای جنگنده هریر هم برابر با این اساسنامه توسعه یافت

بهرحال دولت آلمان غربی هم در این زمان با خطر حمله ناگهانی ارتش آلمان شرقی مواجه بود ،آلمان شرقی اگرچه از بعد اقتصادی هرگز توان رقابت با نیمه غربی را نداشت ولی از نظر نظامی بسیار قوی بود ( کلا خصوصیت دولت های بلوک شرق همگی همین بود اقتصاد معمولی و بعضا ضعیف ولی ارتشی مدرن و قدرتمند که در برخی مواقع حتی بیش از نیاز کشور دارنده بزرگ و گسترده بود )ارتش آلمان همواره در معرض حملات گسترده هوایی و خصوصا توپخانه ای و هجوم گسترده زرهی آلمان شرقی قرار داشت
با توجه به شرایط حساس و آسیب پذیر این کشور در جنگ احتمالی تلاش گسترده ای را برای آماده بودن در صورت بروز چنین حالتی را آغاز کرد که هواپیمای دورنیر نیز بخشی از تلاشهای دولت آلمان برای تجهیز خود به وسایل و تجهیزاتی مناسب و جهت استفاده در شرایط اضطراری بود که ساخت این هواپیما به شرکت فلوکتسایکوریک محول گردید
البته دولت آلمان ابتدا قصد داشت نسخه از جنگنده F-104 Starfighters را توسعه دهد و با استفاده از راکت های کمکی نسخه عمود پرواز آن را توسعه دهد ولی در نهایت بدلایل مشکلات زیاد و اینکه اولویت آلمان به یک هواپیمای ترابری تغییر کرده بود قرار شد هواپیما از پایه طراحی شود

دورنیر 31

در ساخت هواپیمای Dornier Do 31 سعی شده بود تمامی مراحل طراحی تا تولید هواپیما برابر با استاندارد و مقررات تعریف شده توسط اساسنامه تسلیحاتی ناتو باشد( این اساسنامه تنها همان چند سال ابتدایی تدوین و اعلام آن تا حدودی اعتبار داشت و تنها در چند طراحی چند سلاح و جنگ افزار و عمدتا توسط بریتانیا سعی شد رعایت شود ولی هیچگاه حتی در همان زمان و سالهای اولیه اعلام هم توسط اعضا و حتی ایالات متحده که رهبر ناتو و نقش زیادی در تدوین آن داشت جدی گرفته نشد و دلیل آنهم مشکلاتی بود که اصلا در تدوین اساسنامه به آن فکر نشده و در نظر گرفته نشده بودند مثلا یکی از مقررات آن یکسان سازی سلاح و ایجاد استاندارد تسلیحاتی برای اعضا بود که تمامی اعضای ناتو موظف به در خدمت گرفتن سلاحی بودند که در یک مناقصه سراسری بین اعضا بعنوان بهترین سلاح برنده میشد ، دلیل اصلی بخدمت گرفتن جنگنده فیات ایتالیا هم از طرف ناتو همین بود ، ولی هیچوقت بصورت کامل اجرا نشد و همواره هر کشور سعی در بخدمت گرفتن تسلیحات بومی خود را داشت درنهایت با اصلاح اساسنامه بجای استاندارد تسلیحات ، آنرا به استاندارد مهمات تغییر دادند که اعضا میتوانستند سلاح مورد نظر خود را داشته باشند ولی آن سلاح باید با مهمات ناتو هماهنگ میشد که بازهم این قانون بصورت کامل اجرا نشد و در حال حاضر تانک چلنجر انگلیس با لکرک فرانسه مهمات اختصاصی خود را دارند )
هدف اصلی از طراحی و تولید هواپیمای دورنیر Do-31 ساخت یک هواپیمای پشتیبانی و ترابری تاکتیکی برای استفاده در زمانیکه تمامی زیر ساخت ها تخریب شده بودند و امکان استفاده از سایر هواگردها وجود نداشت بود ،به همین دلیل دورنیر جثه و اندازه تقریبا بزرگی داشت و برای آن ماموریت بسیار‌زیادی مانند امداد و نجات هوایی ، حمل و نقل مواد غذایی و تجهیزات ضروری ، جابجایی و انتقال شخصیت ها و مسولان رده بالا و در نهایت قرار بود این هواپیما آچار فرانسه لوفت وافه در شرایط اضطراری باشد و برای نسخه عملیاتی آن طوری برنامه ریزی نموده بودند که در شرایط عادی مانند یک هواپیمای معمولی وبا استفاده از باندهای فرود نشست و برخواست و عملیات کند ولی به محض پیش آمدن شرایط بحرانی هم بتواند با استفاده از قابلیت نشست و برخواست عمودی همچنان عملیاتی باشد
ولی مسئله به این سادگی ها نبود ، خصوصا در دهه ۱۹۶۰ و با سطح فن آوری آنزمان اجرای چنین طرح بسیار پیچیده ای سخت تر هم میشد
زیرا در نشست و برخواست و پرواز عمودی ، وزن و جثه هواگرد تاثیر بسیار زیادی در موفقیت طرح دارد ، هر چقدر وزن هواپیما بیشتر باشد پیچیدگی طرح زیادتر میشود ، و هرچقدر پیچیدگی بیشتر شود به سرانجام رساندن آن مستلزم هزینه های بیشتری میشود ، و در کشورهای مدرن و پیشرفته موفقیت یک طرح بر اساس هزینه ای که تا مرحله عملیاتی شدن باید صرف تولید آن شود در برابر کارایی و استفاده که میتواند داشته باشد سنجیده میشود تا بتوانند درصد موفقیت طرح را بسنجند.
حال اگر هدف یک هواپیمای ترابری باشد که بسیار سخت و اگر نگوییم ناممکن ولی بسیار مشکل میشود ، حتی اگر مجری طرح کشوری مدرن و‌پیشرو در فن آوری چون آلمان باشد

نمایی داخلی از دورنیر 31 و غلاف سر بال که موتور عمود پروازی در ان نصب شده است

بهرحال نهایتا علیرغم تمامی مشکلات و پیچیدگی ها آلمان موفق شد در سال ۱۹۶۷ اولین نسخه و پیش نمونه هواپیما را تولید و بلافاصله ودر مدت کوتاهی بعد از تحویل نسخه اول ، پیش نمونه دوم و سوم نیز آماده و جهت انجام تست های مختلف به لوفت وافه تحویل داده شد
دورنیر Do-31 یک هواپیمای تاکتیکی چند منظوره بود که از ظاهری بسیار نامتعارف و غیر معمول بهره میبرد بدنه عمدتا آلومینیومی و در برخی نقاط از تیتانیوم و آلیاژ ترکیبی استفاده شده بود ، کابین هواپیما از الکترونیک دهه ۶۰ بهره میبرد ولی کاملا آنالوگ نبود و دارای یک رایانه هیبریدی با نام Dornier D-O-960 بود که وظیفه ان انجام محاسبات پیچیده پروازی نشست و برخواست عمود بود ، در کابین از دو خدمه شامل خلبان و کمک خلبان بهره میبرد

هواپیما از دو دستگاه موتور توربوفن بریستول پگاسوز RB-16۵ بعنوان موتور اصلی که در درون یک غلاف در ریشه هرکدام از بال ها نصب شده بود و هشت موتور توربوجت رولز رویس بعنوان موتور بالابر که هر چهار موتور در یک غلاف و در ناخن موجود در نوک هرکدام از بالها نصب شده بودند بهره میبرد
در ابتدا قرار بود هواپیما تنها یک موتور داشته باشد که در میان بدنه نصب شود ولی درنهایت با در نظر گرفتن شرایطی موتور به دو دستگاه موتور کوچکتر که در کل قدرت بیشتری نسبت به یک موتور تولید میکردند تغییر یافت و با تغییر محل موتور فضای بیشتری در اختیار طراحان قرار گرفت و یک رمپ بارگیری و یک جایگاه جهت اپراتور بارگیری هم اضافه شد

بدلیل اینکه این هواپیما در آنزمان یک پروژه انقلابی و لبه فن آوری بحساب می آمد بسیاری از اطلاعات هواپیما را محرمانه نگه داشته و هرگز اعلام نکردند.
حداکثر سرعت قابل دستیابی توسط دورنیر ۷۸۰ کیلومتر در ساعت بود ، هواپیما حداکثر تا ۵ تن محموله را جابجا میکرد ، ( حداکثر محموله قابل حمل توسط این هواپیما ۵ تن در حالت عادی و ۳ تن در حالت عمود پرواز بود )
همچنین از قابلیت حمل ۳۶ سرباز مسلح با تجهیزات کامل برخوردار بود.
دورنیر از طولی برابر با 20/88 متر برخوردار بود.
وزن خالی هواپیما 49500 کیلوگرم و حداکثر وزن در زمان پرواز 60500 کیلوگرم بود. مخازن سوخت هواپیما هم از ظرفیت حمل 8000 لیتر سوخت برخوردار بوده و سرعت کروز و اقتصادی هواپیما 650 کیلومتر در ساعت و حداکثر برد هواپیما با محموله کامل 1800 کیلومتر بود. حداکثر ارتفاع قابل دستیابی برای هواپیما هم 10700 متر بود و نخستین پرواز ترکیبی خود شامل پرواز روبه جلو و عمودی را در سال ۱۹۶۷ به انجام رساند

علیرغم اینکه هواپیما اغلب تست های آزمایشی را با موفقیت پشت سر گذاشت ولی در کل بعلت مشکلات مالی موقتا کنار گذاشته شد زیرا در همان زمان چند پروژه دیگر نیز مانند تولید زیر دریایی و ناو محافظ را هم دولت آلمان شروع کرده بود لذا بودجه کافی برای پیشبرد تمامی این پروژه ها در دسترس قرار نداشت و در نهایت دولت آلمان پروژه ساخت دورنیر را موقتا کنار گذاشت و بعد از ۳ سال هم دیگر اولویت های دولت آلمان تغییر کرد تا پروژه دورنیر Do-3۱ برای همیشه کنار گذاشته شده و لغو شود

بدلیل اینکه این پروژه در اغلب جهات و ویژگی ها از فن اوری بسیار پیشرفته و محرمانه ای برخوردار بود برخلاف اغلب پروژه های اینچنینی که توسط کشور سازنده به کشوری دیگر واگذار میشود این پروژه کلا لغو شد

برای طرح اولیه قرار شد از یک موتور توربوفن پگاسوز ساخت برستول انگلستان بعنوان موتور اصلی و چهار موتور RB-162 رولزرویس بعنوان موتورهای بالابرنده در پرواز عمود استفاده شود که در ناخن های بیرونی هواپیما که در نوک بالها نصب شده بود مورد استفاده قرار گیرند
ولی در زمان تولید موتور RB-165 که به مراتب قویتر از موتور آر -بی ۱۶۲ بود نیز عملیاتی شده بود و تیم سازنده ترجیح دادند که موتور قویتر و موثرتری را بر روی طرح نصب نمایند
در کل ۳ فروند از این هواپیما تولید شد که با نامهای E-1 و E-2 و E-3 شناخته میشوند
نسخه E-1 برای انجام تست های زمینی ساخته شده بود ، نسخه E-2 جهت انجام تست های مختلف پروازی ساخته شده بود و نسخه E-3هم قرار بود تمامی تست ها و آزمایشات مربوط به پرواز و نشست و برخاست عمود را انجام دهد
اولین پرواز کامل هواپیما در سال ۱۹۶۹ و زمانی بود که هواپیما در نمایشگاه پاریس شرکت کرده بود ، ( کلا نمایشگاه آن سال پاریس پر از عجایب دنیای هوا فضا شده بود ، دورنیر تنها شگفتی ساز آن نمایشگاه نبود ، هواپیماهای دیگری از جمله کنکورد و توپولف ۱۴۱ هم بودند که آنها نیز بسیار شگفتی ساز و مورد توجه خبرنگاران بودند ) پروژه در سال ۱۹۷۰ لغو گردید هرچند که مدتی بعد و در ۴ مه ۱۹۷۰ هواپیما موفق شد یک پرواز کامل شامل نشست و برخاست و انواع حالات پروازی را همراه با محموله در هانوفر انجام دهد
دورنیر در آنزمان از یک کامپیوتر هیبریدی Do-960 تجهیز شده بود که وظیفه انجام محاسبات پیچیده نشست و برخاست عمود را انجام میداد

هواپیما تا زمان تولید پیش نمونه چند بار دستخوش تغییر شد ، در طرح اولیه قرار شد از یک موتور توربوفن پگاسوز ساخت برستول انگلستان بعنوان موتور اصلی و هشت موتور RB-162 رولزرویس بعنوان موتورهای بالابرنده در پرواز عمود استفاده شود که موتورهای فرعی هر چهار موتور در درون یک غلاف و بر روی ناخن های بیرونی هواپیما که که بر روی نوک بالها تعبیه شده بود نصب شدند
ولی در زمان تولید موتور RB-165 که به مراتب قویتر از موتور آر -بی ۱۶۲ بود نیز عملیاتی شده بود و تیم سازنده ترجیح دادند که موتور قویتر و موثرتری را بر روی طرح نصب نمایند
در کل ۳ فروند از این هواپیما تولید شد که با نامهای E-1 و E-2 و E-3 شناخته میشوند
نسخه E-1 برای انجام تست های زمینی ساخته شده بود ، نسخه E-2 جهت انجام تست های مختلف پروازی ساخته شده بود و نسخه E-3هم قرار بود تمامی تست ها و آزمایشات مربوط به پرواز و نشست و برخاست عمود را انجام دهد
اولین پرواز کامل هواپیما در نمایش عمومی و در مقابل چشم جهانیان در سال ۱۹۶۹ و زمانی بود که هواپیما در نمایشگاه پاریس شرکت کرده بود ، ( کلا نمایشگاه آن سال پاریس پر از عجایب دنیای هوا فضا شده بود ، دورنیر تنها شگفتی ساز آن نمایشگاه نبود ، هواپیماهای دیگری از جمله کنکورد و توپولف ۱۴۱ هم بودند که آنها نیز بسیار شگفتی ساز و مورد توجه خبرنگاران بودند ) پروژه در سال ۱۹۷۰ لغو گردید هرچند که مدتی بعد و در ۴ مه ۱۹۷۰ هواپیما موفق شد یک پرواز کامل شامل نشست و برخاست و انواع حالات پروازی را همراه با محموله در هانوفر انجام دهد
دورنیر در آنزمان از تجهیزات مدرن و بسیار پیشرفته ای برخوردار بود و به یک کامپیوتر هیبریدی Do-960 تجهیز شده بود که وظیفه انجام محاسبات پیچیده نشست و برخاست عمود را انجام میداد

سه پیش نمونه ساخته شده

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن