جنگ جهانی دومجنگنده ها

جنگنده چند منظوره موسکویتو

جنگنده چند منظوره موسکویتو

مینا گلرو

تا پیش از جنگ جهانی دوم ‌تصور اشتباهی غالب بود ، اینکه هر چه قدر  یک سلاح گرانقیمت و پیچیده باشد ، کارآمدتر است و به موازات چنین نظریه ای جنگ افزارهایی بسیار گرانقیمت که تنها نام و ظاهر اسمی داشتند ، به وفور در خدمت قدرتهای جهانی بودند ، ولی جنگ جهانی دوم نشان داد یک سلاح ساده ، ارزان ولی پر تعداد و با قابلیت جایگزینی سریع بسیار کارآمدتر از جنگ افزارهای لاکچری است که در صورت انهدام هزینه های کلانی روی دست کشور کاربر میگذاشت در جنگ دوم جهانی بمب افکن های ساده ای مانند اشتوکا و یا موسکوویتو بسیار تاثیر گذارتر از جنگ افزارهایی مشهور و گرانقیمت بودند که نتوانستند انگونه که باید انتظارات را برآورده کنند

ما قصد داریم در این نوشتار شما را با جنگنده موسکویتو که بی اغراق یک از کارآمدترین جنگنده های تاریخ هوانوردی است آشنا کنیم جنگنده دی اچ -۹۸ یا موسکوویتو یک جنگنده دو موتوره چند منظوره ، ساخت کمپانی بریتیش دی هاویلند بود که در واقع از ابتدا بعنوان یک راه حل از روی ناچاری برای جبران بخشی از تلفات سنگینی که بر یگانهای هوایی وارد آمده بود طراحی و با اکراه بخدمت گرفته شد و با توجه به شرایط زمان تولید شده بود ، در آنزمان کمبود آلیاژهای فلزی بشدت باعث مشکل در روند ساخت تسلیحات و جنگ افزارها شده بود لذا ایده استفاده از مواد ناهمگون بشدت در حال رواج بود ، بطور مثال در روسیه دست به تولید ناوشکنی که بدنه ان از بتن ساخته شده بود زدند البته اینکه عملیاتی شدیانه خبری در دست نیست

ماسکویتو

جنگنده DH-98  از دو دستگاه ‌موتور پیستونی رولز رویس مرلین بسته به مدل از نسخه های مختلفی از این موتور بهره میبرد که یک موتور پیستونی خورجینی ۱۲ سیلندر بود

اما دلیل کمبود آلیاژهای فلزی و فولاد هم آن بود که حملات یوبوت های آلمانی به کشتی های حامل ذغال سنگ و سنگ آهن از یکسو و بمباران مراکز صنعتی مانند کارخانه های ذوب آهن از سوی دیگر و از مدار خارج شدن اغلب خطوط تولید باعث کاهش تولیدات آهن آلات شده بود ، اوضاع آنچنان اسفناک شده بود که حتی نرده های آهنی را در فضای سبزها و اماکن عمومی شهرها جمع اوری و جهت ساخت سلاح وبازیافت منتقل میکردند این مشکل سبب شده بود که بریتانیا و دیگر کشورهای درگیر جنگ ، مصرف آلیاژهای فلزی را اولویت بندی کرده بودند در بریتانیا اولویت اصلی ، ساخت شناور برای نیروی دریایی بود ، در نیروی هوایی هم اولویت استفاده از الیاژهای فلزی برای بمب افکن های استراتژیکی چون آورو لنکستر بود در چنین شرایطی شرکت بریتیش دی هاویلند دست به یک خلاقیت جالب زد و بمب افکنی را به نیروی هوایی پیشنهاد داد که هیچ محدودیتی برای ساخت آن وجود نداشت و هر تعداد که مورد نیاز بود میتوانستند تولید کنند ، زیرا این جنگنده چوبی بود و بجای فلزات از چوب ساخته شده بود و تنها سازه و ستون اصلی فلزی بود ساخت هواپیما از چوب و پارچه تا پیش از جنگ جهانی اول مرسوم بود

ولی با کاربری نظامی از هواپیما این هواگردها تمام فلزی شدند زیرا چوب و پارچه دوام مورد نیاز را نداشت و همچنین دربرابر اصابت گلوله بشدت آسیب پذیر بود ولی حالا و بر حسب نیاز ، مهندس جفری دی هاویلند سرطراح مشهور بریتانیایی و فرزند مدیر شرکت دی هاویلند را به طراحی قدیمی بازگردانده بود ، این طرح در آنزمان بسیار جنجالی بود و بر سر تولید یا عدم تولید آن بحث و جدال زیادی بود ، موافقان طرح اغلب افرادی منطقی و عملگرا بودند و اعتقاد داشتند این طرح دستکم ارزش آزمودن را دارد ولی مخالفان طرح اغلب نمایندگان پارلمان و مجلس بودند که طرح را یک اسباب بازی مضحک میدانستند که باعث تحقییر بریتانیا خواهد شدولی سر ویلفید فریمن فرمانده نیروی هوایی آنرا یک طرح خلاقانه که قادر به کم کردن مشکلات نیروی هوایی است میدانست و در تمام مراحل اولیه تمام قد از طرح دفاع کرد ولی مشکل این بود که مخالفان ، هم تعدادشان بسیار زیاد‌بود و هم افراد بسیار با نفوذی بودند ولی با مقاومت فریمن قرار شد چند جلسه ، با حضور موافقان ، مخالفان و تیم طراحی برگزار شود تا بیشتر با زوایای طرح آشنا شوند و مخالفان دلایل مخالفت خود را بیان و تیم طراحی پاسخ قانع کننده ای ارائه دهند

ماسکویتو ر برخی نسخه ها دارای دماغه ای شیشه ای بود که این موارد شامل مدلهای بمب افکن و یا شناسایی بود ولی نسخه جنگنده در دماغه دارای چهار توپ 30 م م و 4 مسلسل7.62 م م بود

همان ابتدا ، و با نظرات منفی اغلب شرکت کنندگان در این جلسات کار به جنجال هم کشیده شد و لرد بیورویک وزیر صنایع بریتانیا پس از یک مشاجره لفظی با فریمن ، این طرح را حماقت فریمن نامید ، مخالفان نگران بودند تولید چنین جنگنده ای باعث بالا رفتن روحیه المان و ایجاد اعتماد بنفس بیشتر این کشور با تصور اینکه انگلیس فاقد منابع مورد نیاز جهت تولید تسلیحات مورد نیاز خود است شود

ولی در پایان بخاطر نیاز مبرم ، همگی توافق کردند تعدادی پیش نمونه تولید و اقدام به تست آنها کنند و صدور مجوز را موکول به نتایج آزمایش هواپیما کردند مسئله این بود که بریتانیا چاره دیگری نداشت  و شاید اگر در موقعیت دیگری این طرح ارائه شده بود همان ابتدا رد میشد ولی تلفات بالای جنگ و نیاز به بازسازی یگانهای آسیب دیده سبب شد ، با اکراه بپذیرند که چند پیش نمونه تولید شود  و به این ترتیب 3 پیش نمونه از طرح ساخته شد ، که یکی بعنوان بمب افکن ، یکی شکاری رهگیر و دیگری شناسایی وارد تست های پیش از ورود بخدمت شدند تا در هر نقشی که هواپیما قادر به انجام ماموریت محوله بود تولید شود

در 25 نوامبر سال 1940 اولین پرواز خود را انجام دهد نتیجه آزمایشات شگفت آور بود ، هواپیما بدلیل وزن سبک بدنه دارای سرعت و چالاکی کم نظیری بود و توان حمل محموله آن فوق العاده بود زیرا میتوانست بجای ان بخش از وزنی که بخاطر عدم‌کاربرد فلز کاهش یافته بود مهمات و سوخت حمل کند و از قضا در هر سه نقش بشدت کارامد نشان داد ،  سرانجام پس از کش و قوس فراوان در 15 نوامبر 1941  جنگنده جدید با نام De Havilland DH-98 Mosquito وارد خدمت شد تا یکی از تاثیر گذارترین جنگنده های جنگ جهانی دوم متولد شود موسکوویتو یک جنگنده چند منظوره دو موتوره بود که دارای ارابه های فرود جمع شونده بود ، دو ارابه بزرگ تک چرخ در جلو و یک ارابه کوچک در عقب که آن نیز تک چرخ بود ، دو چرخ جلو‌  زیر بال هواپیما پشت موتور جمع میشد و چرخ عقب زیر دم هواپیما ، جنگنده از پیکربندی دو خدمه شامل خلبان و مهندس پرواز در کنار یکدیگر بهره میبرد و طراحی ظاهری آن نیز بشکل ، بال دقیقا از وسط موتور عبور کرده بود و دم هواپیماهم بشکل متعارف و متداول آنزمان دارای یک سکان عمودی بود که دو سکان افقی هم در طرفین ان نصب شده بود ، بال جنگنده کاملا صاف و فاقد پس گرایی و یا پیشگرایی بود جنگنده های تولید در بریتانیا در کارخانه های دی هاویلند ، هاتفیلد ، لفسدن و چستر مونتاژ میشدند و در کانادا هم کارخانه دوونسویو و در استرالیا بانکستون مونتاژ نهایی جنگنده را انجام میدادندجنگنده های موسکوویتو در مدل های گوناگون با کارایی متفاوت وارد خدمت شدند

تصویری از نسخه بمب افکن که دارای دماغه شیشه ای بود و در درون بدنه یک دهلیز حمل بمب داشت

مدل های بمب افکن و شناسایی دارای یک دماغه شیشه ای بودند ،  ولی دیگر نسخه ها فاقد دماغه شیشه ای بودنداغلب نسخه های موسکوتیو دارای چهار توپ 20 میلیمتری در نقش دفاع از خود در سینه هواپیما زیر کابین خلبان بودند برخی از جنگنده ها مجهز به تجهیزات پرواز شبانه جهت انجام عملیات شبانه نیز شدند ، نسخه های شناسایی و عکسبرداری آن نیز توسعه یافته بودند خلاصه در تمامی نقش ها از این جنگنده نسخه ای توسعه یافته بود  از بمب افکن ضربتی ، شکاری رهگیر ،‌ جنگنده پیشرو ، بمب افکن شبانه ، بمب افکن تاکتیکی روزانه هواپیمای شناسایی و همچنین هواپیمای ترابری ، هواپیمای سوخترسان ، و هواپیمای مسافربری از جمله ویژگی های برجسته این جنگنده سرعت بالای ان بود بطوریکه یکی از سریعترین هواپیماهای عصر خود بود در نسخه های اولیه جنگنده مسلح نبود و سلاح دفاعی در آن نصب نشده بود و بعنوان یک بمب افکن ضربتی صرف توسعه یافته بود و در واقع قرار بر این بود یک جنگنده ارزان قیمت و ساده با توان تولید تعداد بالایی از ان باشد ولی در خدمت تبدیل به همه کاره و آچار فرانسه نیروی هوایی سلطنتی شد

مشخصات و ویژگی ها

جنگنده موسکوویتو دارای طولی برابر با 13/56متر و ارتفاع ۵/۳۱متر بود ، طول دو سر بال 16/51 که مساحت بال تقریبا 42/2 متر مربع بود وزن خالی جنگنده 6483 کیلوگرم و وزن عملیاتی ۱۱۳۴۰ کیلوگرم بود و جنگنده قادر به حمل تقریبا 5 تن محموله بود که با استاندارد های آن زمان بسیار زیاد بود و تقریبا 3/5 تا 4 تن قادر به حمل مهمات بود و دارای یک دهلیز داخلی سلاح به علاوه دو آویزگاه زیر هر بال خود برای حمل سلاح بصورت خارجی بود در دهلیز داخلی تقریبا دو تن مهمات قابل لود بود و‌بیش از ان باید زیر بال لود میشد بصورت متداول دو بمب 750 کیلویی یا دو بمب 900 کیلویی در آویزگاه های داخلی لود میشد

در جنگاوران بخوانید  شکاری رهگیر مافوق صوت میگ19 فارمر
ماسکویتو مسلح به راکت RP-3 زیر بال

در بخش پیشرانه از دو دستگاه موتوررولزرویس مرلین که یک موتور خورجینی 12 سیلندر مجهز به مایع خنک کننده بود نیرو میگرفت توان موتور ۱۷۱۰ اسب بخار بود ، (عزیزان یک توضیحی که باید بدهم اینکه قویترین موتور پیستونی در آنزمان موتور شعاعی ۱۸ سیلندری بود که جهت بمب افکن بی -۵۰ توسعه یافت و دارای توان 3000 اسب بخار بود که ۶ دستگاه از همان موتور روی B-36 هم نصب بود )موتور این هواپیما دارای ملخ 3 پره بود و حداکثر ۶۶۸کیلومتر  در ساعت هواپیما را میرساند ( البته برخی نسخه ها تا 760 کیلومتر هم سرعت داشتند ) و برد رزمی هواپیما ۲۱۰۰ کیلومتر بود سقف پرواز  هم ۱۱۰۰۰متر بود ( که یک نسخه شکاری از این هواپیما تا 14500 متر ارتفاع داشت ) سرعت صعود آن 14/5  متر در ثانیه بود و در بخش تسلیحات هم در دهلیز داخلی 1800 کیلوگرم توان حمل تسلیحات وجود داشت در یک لود متداول مجهز به چهار توپ 20 میلیمتری ، چهار مسلسل کالیبر ۵۰ دو بمب ۲۲۷ کیلوگرمی در زیر بال ، ۸ بمب ۱۱۳  کیلوگرمی در دهلیز داخلی جنگ افزاری و ۸ تیر راکت هدایت شونده PZ438 در زیر بال خود میشد اما تعداد ساخته شده و نوع جنگنده از این قرار است در کارخانجات آرمسترانگ در شهر هتفلید ، هرتفورد شایر تعداد ۳۳۲۶ فروند ساخته شده در کارخانجات ویکرز ۱۴۷۶ فروند کمپانی استاندارد موتورز شهر کاونتری تعداد 1066 فروند تعداد ۲۴۵ فروند هواپیماسازی پرسیوال شهر لوتون تعداد ۱۲۲ فروند هواپیما سازی ایرسپید شهر پورتموث تعداد ۹۶ فروند در کارخانه هاواردان شهر چستر تعداد ۱۰۷۶ فروند تحت مجوز در کارخانجات شهر تورنتو کانادا تعداد 212 فروند تحت مجوز در استرالیا این جنگنده به کشورهای بسیاری صادر شد از جمله فرانسه ، دومنیکن ، اسراییل ، چین ، کانادا ، بلژیک ، هائیتی ، چکسلواکی ،نیوزیلند ، نروژ ، لهستان ، افریقای جنوبی ، اتحاد جماهیر شوروی ، سوئد ، سوئیس ، یوگسلاوی ، ایالات متحده …….صادر شد

در کل 7781 فروند جنگنده دی اچ -۹۸ تولید شد که از ابتدای سال 1941 در بریتانیا تولید آن اغاز شد از سال 1943 در کانادا و امریکا و از سال ۱۹۴۵ در استرالیا که ۵۰۰۰ دستگاه از چوب تولید شدند البته درصد چوب مصرفی در همه یکسان نبود و در برخی نسخه ها کاملا از چوب بود و در برخی کمتر از چوب استفاده شده بود ، و ۲۷۸۱ فروند هم فلزی بودند که بیشتر جهت شرکت های تجاری خدمت کردند از جمله یک نسخه مسافربری که بر اساس این جنگنده با اندکی تغییرات تولید شد

در ساخت جنگنده اغلب پیمانکاران شرکت های تجاری بودند که هیچ تجربه ای در صنایع جنگ افزاری نداشتند از جمله بال بدنه و دم را یک شرکت مبلمان سازی با نام پارکر کنول ساخته بود بخش اعظم چوب بکار رفته در هواپیما از تخته سه لاهایی بود که از خاک اره و براده های چوب تولید میشد که در کارخانه بانوعی چسب مخلوط و در قالب های مخصوص و‌ زیر پرس تولید میشدند در نتیجه دوام بسیار بالایی داشتند و از این تخته بیشتر در بخشهای داخلی استفاده میشد و بدنه از نوعی چوب جنگلی بلوط استفاده میشد

مشکلات طرح و انتقال خط تولید

چالش اساسی تولید در نقاط اتصال دو سطح بود که باید بگونه به یگدیگر متصل میشد که در زاویه های حمله تند و یا ارتفاع بالا فشار وارده باعث از هم گسستن بدنه نشود در زمان جنگ حملات آلمان باعث اختلال در تولید جنگنده شده بود لذا در یک اقدام ابتکاری دو خط تولید در استرالیا و کانادا راه اندازی شد ولی مشکل این بود که انتقال موتور و تجهیزات از اروپا به کانادا توسط یوبوتهای المانی تقریبا متوقف شده بود لذا کانادا اقدام به راه اندازی خط تولید موتور کرد که امروزه هم در کانادا فعال است بسرعت تجهیزات ساخت در کانادا کاملا بومی سازی شد ولی نسخه های تولیدی کانادا کیفیتی بسیار نازل داشتند تقریبا تمامی نسخه هایی که که بر اثر حوادث غیر رزمی از دست رفتند متعلق به خط تولید کانادا و استرالیا بودند ابتدا جنگنده های تولیدی کانادا را خلبانها به اروپا حمل میکردند ولی بعد طولانی راه و کیفیت نازل جنگنده های تولیدی باعث سقوط برخی از جنگنده ها میشد خصوصا پس از طی مسافت زیادی اشکالات خود را نشان میداد از طرفی جنگنده های تولیدی کانادا هم کمک بزرگی در جنگ بود و امکان تعطیل کردن خط تولید کانادا وجود نداشت به همین دلیل پس از تولید با کشتی منتقل میشدند

تصویری جالب از خدمه ماسکیوتو که در یک کالبین روباز با دیدی عالی کنارهم قرار میگرفتند

برای نامگذاری جنگنده ها هم از الفبای روم باستان استفاده شد عقیده بر این بود این اقدام سبب قرار گرفتن‌ جنگنده تحت تاثیر قدرت نظامی روم میشود ( در اروپا انگلستان بیش از همه اعتقاد به روح و مسائل فراطبیعی وجود دارد و تا حد زیادی هم خرافاتی هستند ) در کل اگر چه از ابتدا قرار بود موسکوویتو یک راه حل ساده و ارزانقیمت برای بازسازی بخشی از یگانهایی که ناوگان بمب افکن های آنها آسیب دیده وغیر عملیاتی شده بودند باشد ، ولی بسرعت تبدیل به ستاره محبوب نیروی هوایی شد و بدلیل پتانسیل های بالای جنگنده در نقشهای دیگری هم بخدمت گرفته شود موسکوویتو یک جنگنده سبک و بسیار چالاک بود که فوق العاده مانور پذیر بود و با اینکه جنگنده ای دو موتوره و متوسط بشمار میرفت ولی بسیار وزن سبکی داشت و دارای رانش به وزن بسیار بالایی بود با اتکا به این ویژگی ها و البته سرعت خیره کننده اش قادر به دور شدن سریع از محل عملیات بود و بخوبی از دست شکاری های المانی میگریخت و در نبردهای هوایی اغلب موفقیت با موسکوویتو بود از آن گذشته برد بالایی داشت و اینهم یک برگ برنده ان بود ، بزودی اغلب پایگاههای بریتانیا میزبان نسخه های مختلف آن شدند ، یکی دیگر از ویژگی های برجسته موسکوویتو این بود که این جنگنده با اندکی تغییر براحتی تبدیل به جنگنده دیگری میشد بطور مثل از بمب افکن بسرعت تبدیل به شکاری میشد یا با اندکی تغییر یک سوخت رسان هوایی میشد و این تغییرات معمولا در پایگاه و توسط خدمه زمینی هواپیما انجام میپذیرفت لیست وظایف آن بسیار بلند بود و شامل جنگنده ضربتی ، بمب افکن برد متوسط ، شکاری رهگیر ، گشت دریایی ، سوخت رسان هوایی ، ضد زیر دریایی ، شناسایی ، جنگنده پیشرو ، اسکورت کاروانهای هوایی و زمینی ، ترابری و غیره حتی تعدادی از از این جنگنده با نصب تجهیزات ، شبانه تبدیل به جنگنده عملیات شبانه شدند

نسخه شبانه ماسکویتو مجهز به رادار در  دماغه

با تمام این اوصاف موسکوویتو یک اشکال بزرگ هم داشت اینکه جنگنده در شرایط جوی بد و رطوبت بالا توان عملیاتی خود را از دست میداد ، زیرا بدنه هواپیما چوبی بود و در صورت تماس با باران و رطوبت بدنه هواپیما آب میکشید و بسرعت متورم میشد و در چنین حالتی طراحی ایرودینامیک جنگنده بهم میخورد و این مسئله روی پرواز و هدایت جنگنده بسیار تاثیر منفی میگذارد البته در زمان تولید برای جلوگیری از پوسیدگی و نم کشیدن بدنه روی چوب مصرفی را با نوعی روغن صنعتی پوشش میدانند که مانند رنگ به ان کشیده میشد که از نفوذ آب جلوگیری میکرد ولی به مرور این پوشش از بین میرفت و امکان اینکه پس از هر پرواز آن را ترمیم کنند وجود نداشت نیروی هوایی بریتانیا نسخه ای از موسکوویتو را نیز بعنوان هواپیمای ترابری وی آی پی بکار میبرد ، به این شکل که محموله های بسیار با ارزش را که نیاز به عبور از مناطق هوایی تحت کنترل دشمن داشت را با این هواپیما ارسال میکرد غالبا این ماموریت ها موفق انجام میپذیرفت بجز دو خدمه جنگنده شامل خلبان و افسر ناوبرکه در یک کابین کنار یکدیگر قرار داشتند ، در صورت نیاز قادر به انتقال چند مسافر در دهلیز جنگ افزاری خود نیز بشکل اضطراری بود موسکوویتو به دلیل نوع بدنه خود توسط رادارها کشف نمیشد و تقریبا استیلث بود بهمین دلیل معمولا ماموریت های خطیر و غیر ممکنی را برای آن در نظر میگرفتند و‌این پشه شگفت آور ( لقبی که خلبانان متفقین به موسکوویتو داده بودند ) تا فواصل بسیار زیادی بدون اینکه دیده شود در عمق دشمن نفوذ میکرد و زمانی رادارها موفق به کشف ان میشدند که فرصتی برای مقابله نبود زیرا با اتکا به سرعت خود به چالاکی ماموریت را انجام و از محل خطر گریخته بودجالب این بود که این بمب افکن های چوبی  جنگنده های تهاجمی خط مقدم نیروی هوایی بریتانیا بودند که بیشترین امار حمله و رویارویی با شکاری های آلمانی را در کارنامه خود ثبت کردند از اواسط جنگ‌به بعد این جنگنده در نسخه های مختلف اغلب عملیاتهای هواپایه را به نام خود ثبت کرده و بی اغراق نقش بسیار راهبردی در شکست المان ایفا کرد ،دولت انگلیس اغلب خطوط تولید در کارخانجات هواپیماسازی بریتانیا در شهرهای مختلف را به تولید این جنگنده اختصاص داده بود همچنین بریتانیا در مقطعی بخاطر بمباران شدید المانها و آسیب دیدن تمامی مراکز صنعتی در بریتانیا یک خط تولید در کانادا و خط تولید دیگری هم در استرالیا راه اندازی کرد  ، عملکرد این جنگنده انچنان شگفت آور بود که خلبانان امریکایی شهرت پشه اعجاب آور را به موسکوویتو داده بودنداما اینکه چرا به پشه در نیروی هوایی بریتانیا شهرت یافت هم بخاطر این بود که جنگنده تقریبا تمام چوبی بود و همین بدنه چوبی اولا وزن جنگنده را بشدت کاهش داده بود ، دوما رادار قادر به کشف جنگنده نبود از طرفی موسکوویتو بخاطر وزن سبکش زمانیکه مسلح نبود وزش بادهای شدید باعث اندکی انحراف در جنگنده میشدبا این اوصاف آنچنان عملکرد خیره کننده ای از خود برجا گذاشت که طراحان و کمپانی سازنده را هم حیرت زده کرد بطوریکه جزو لیست ‌ده جنگنده برتر تاریخ هوانوردی اسم این جنگنده در کنار بزرگانی چون اف -۲۲ رپتور امده است و نسخه های مختلفی از این جنگنده با کارایی های متفاوت نیز طراحی و توسعه یافت

در جنگاوران بخوانید  جنگنده چند منظوره سوخو35

نسخه های مختلف

سه نسخه اولیه جنگنده که بعنوان پیش نمونه جهت شرکت در آزمایشات ساخته شدند کاملا متفاوت و از پیکر بندی جداگانه ای برخوردار بودند که یکی بعنوان بمب افکن ، و دیگری بعنوان شکاری و سومی بعنوان شناسایی طراحی شدند جالب است بدانید که بدلیل کمبود هواگرد هرسه این پیش نمونه ها بسرعت وارد بخش عملیاتی شدند و بخدمت گرفته شدند این سه جنگنده‌ سری W نامگذاری شده بودند و W4050  و W۴۰۵۱ و W۴۰۵۲ نام گرفتند دبلیو 4051 اولین هواپیمایی بود که وارد یگان اول شناسایی RAF شد شد نسخه بعد که تولید شد سری PR MK Ls بود که جمعا 10 فروند از این جنگنده تولید شد این نسخه مجهز به منابع سوخت 141 گالنی بود و توان حمل یک  مخزن سوخت 1000 لیتری را زیر هر بال خود داشت که در مجموع تا 2000 لیتر سوخت خارجی نیز حمل میکرد مدتی هم بعنوان سوخت رسان در خدمت بودند ، مدتی بعنوان هواپیمای شناسایی و در نهایت مدتی نیز بعنوان گشت دریایی خدمت میکردندنسخه شکاری :  مجهز به چهار قبضه توپ 20 میلیمتری بهمراه چهار قبضه مسلسل کالیبر 50  بود ، که نسخه های پیشرفته تر آن بعدها به راکت هوابه هوای هدایت شونده هم مجهز شدندنسخه ضد زیر دریایی : که مجهز به اژدر و بمب های عمقی شده بود همچنان چهار قبضه توپ 20 میلیمتری هم در این نسخه حفظ شده بودولی فاقد مسلسل های کالیبر ۵۰ بود  نسخه دریایی : این نسخه جهت گشت دریایی و عملیاتهای دریایی توسعه یافته بود از تغییرات این نسخه میتوان به نصب اسکی به جای ارابه فرود جهت نشست و برخواست روی آب نام برد. این نسخه میتوانست تسلیحاتی از جمله اژدر 457 میلیمتری و یا بمب های عمقی و مین را حمل و پرتاب کند

این نسخه همچنین مجهز به رادار بود بعدها این نسخه به یک آشکار ساز مارک VI نیز تجهیز شد جهت دفع از خود به چهار توپ نیز تجهیز شده بو بمب افکن تاکتیکی : این نسخه فاقد سلاح دفاعی بود و دارای یک دهلیز داخلی سلاح بود و سلاح خود را در داخل دهلیز حمل میکرد توان حمل ۲۰۰۰ کیلو مهمات را داشت که میتوانست دو بمب ۱۰۰۰ کیلوگرمی ، یا چهار بمب ۵۰۰ کیلویی در کل نهایتا ۲۰۰۰ کیلوگرم مهمات حمل کندنسخه دیگر بمب افکن که از اوسط تولید وارد خدمت شد از یک دهلیز تسلیحاتی ارتقا یافته بهره میبرد که علاوه بر مهمات قادر به حمل محموله های کم حجم هم بود این نسخه دارای چهار مسلسل کالیبر ۵۰ برای دفاع از خود بودنسخه سوم از این بمب افکن ، فاقد دماغه شیشه ای بود و در این نسخه دماغه شیشه ای برداشته شده بود ، بمب افکن دارای یک رادار ناوبری و تجهیزات پرواز شبانه شده بود این نسخه قادر به حمل 3/5 تن مهمات بود و مجهز به دو جایگاه زیر هر بال خود بود که میتوانست منبع سوخت و یا بمب در زیر بال حمل کند این نسخه دارای ۴ توپ ۲۰ میلیمتری در سینه جنگنده بود  نسخه گشت دریایی و هواپیمای آب نشین ضد زیر دریایی در این نسخه 4  مسلسل دماغه حذف شده بود ولی 4 قبضه توپ ۲۰ میلیمتری همچنان حفظ شد جنگنده دارای راداری چند منظوره جهت جستجوی سطح دریا بود که یک کشتی بزرگ را از فاصله 100 کیلومتری کشف میکرد ، که روی دماغه نصب شده بود و مانند یک بینی گرد روی دماغه قرار داشت همچنبن دارای یک دستگاه آشکار ساز مغناطیسی MK-VI بود  بجای ارابه عرابه فرود دارای اسکی بود این نسخه قادر به حمل اژدر 457 میلیمتری  در جایگاه داخلی سلاح بود همچنین قادر به حمل بمب های انفجار عمقی و مین های دریایی نیز بود نسخه  T.3TWشناسایی ، این نسخه تا سال 1963 در خدمت بودند و بخشی از تغییر 30 فروند بمب افکن در خط تولید و تبدیل انها به هواپیمای شناسایی تولید شدند و برخی هم بعنوان هواپیمای شناسایی تولید شدند این نسخه در دماغه دارای دوربین های تصویر برداری بود که بصورت 3 وجهی تصاویر را دریافت میکرد بجز بریتانیا نروژ هم کاربر این نسخه بود نسخه عملیات شبانه : تعدادی از بمب افکن ها با تجهیز به امکانات پرواز در شب بعنوان هواپیماهای جنگنده شبانه وارد خدمت شدند این نسخه مجهز به سیستم ناوبری خودکار و یک رایانه آنالوگ بودند  همچنین یک سیستم تعیین مکان هدف در بمب افکن نصب شده بود که به رایانه متصل بود و جهت عملیات بمباران کور تعبیه شده بود این نسخه با نام T.MK III نامگذاری شده بود  و در سال 1950 وارد خدمت شدند نروژ ، کانادا و استرالیا هم کاربر این نسخه بودندنسخه حمل و نقل و جابجایی نیرو این نسخه فاقد دهلیز داخلی جنگ افزار بود و بدنه قدری کشیده تر بود و کابین خلبان با بخش حمل مسافر یکپارچه شده بود نسخه ناو نشین TP.MK33 این نسخه از سال 1944 وارد خدمت شد و بعنوان گشت دریایی ناو نشین،  جهت نشست و برخواست از روی ناو هواپیمابر توسعه یافته‌بود این جنگنده ها به نیروی دریایی تحویل گردید و در کل 50 فروند از این نسخه تولیدشد و وظیفه ان مقابله با تهدیدات سطحی و زیر سطحی که ناو حامل را تهدید میکرد توسعه یافته بود این نسخه از بدنه تمام فلزی بهره و توان حمل اژدرهای ضد زیر دریایی و انواع بمب را داشت این نسخه فاقد توپ و مسلسل بود نسخه NF.MK XV  یک شکاری نسخه بلند پرواز که از سپتامبر 1942  وارد خدمت شد این نسخه جهت مقابله با هواپیماهای یونکرس JU-88  وارد خدمت شد در انزمان بمب افکن های یونکرس توان بمباران از ارتفاع بالا را داشتند و در ارتفاع بیش از 14000  متری دست به بمباران لندن میزدند ، در این ارتفاع هیچ جنگنده و یا توپ ضد هوایی توان مقابله با انها را نداشتند ، لذا کمپانی دی هاویلند این نسخه را که از ارتقای نسخه شکاری تولید کرد برای عملیات در ارتفاع بالا توسعه یافته بود سلاح این نسخه 4 قبضه توپ 20 میلیمتری و‌تا 8 تیر راکت هدایت شونده هوا به هوا بود در کل 5 فروند از این نسخه تولید شد نسخه آموزشی T.MK.III.V این نسخه فاقد سلاح  بود و جهت اموزش پیشرفته خلبانی بخدمت گرفته شده بود نسخه اموزشی این نسخه هم اموزشی بود ولی دارای توان رزمی رزمی کامل بود که بعدها قابلیت حمل سلاح جنگنده راتغییر داده و غیر مسلح کردند نسخه اموزشی جهت خلبانان هواپیماهای شناسایی این نسخه دارای دوربین هایی مشابه نسخه شناسایی ولی با قابلیت ضعیف تری بودند نسخه رهگیر شبانه ، که جهت مقابله با بمب افکن های المانی بود که شب دست یه حمله به خاک بریتانیامیزدند یا اسکورت بمب افکن های متفقین نسخه NF II با موتور مرلین ۲۱ رادار AI MKV سلاح ۴ قبضه توپ ۲۰ میلیمتری نسخه NF XII با موتور مرلین 23    دارای رادار AI MK VIII  سلاح 4 قبضه توپ ۲۰ میلیمتری نسخه NF XVII  موتور مرلین ۲5 دارای رادار MK X سلاح ۴ قبضه توپ ۲۰. میلیمتری تا 1000 کیلوگرم بمب نسخه NF XIII موتور مرلین 21 ترابری و حمل و نقل  فاقد رادار  نسخه NF XIX موتور مرلین ۲۵ دارای رادار در مخروطی بینی گشت دریایی نسخه FB XVIII هواپیمای گشت دریایی و ضد زیر دریایی و حمایت از شناور های خودی سلاح اژدزنسخه AI MK XI ضد زره موتور مرلین 114 سلاح بمب و یک قبضه توپ 35 میلیمتری  جنگنده موسکویتو در یک نگاه

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن