نارنجکانداز زیرلولهای GP-25؛ مشت آهنین زیر تفنگ کلاشنیکف
در جنگهای شهری و کوهستانی، جایی که دشمن پشت سنگرها، دیوارها یا در شیارهای زمین پنهان میشود، گلولههای معمولی کارایی خود را از دست میدهند. اینجاست که نارنجکاندازهای زیرلولهای بهعنوان «توپخانهٔ شخصی» سرباز وارد میدان میشوند. یکی از موفقترین و ماندگارترین نمونههای این سلاح، نارنجکانداز GP-25 (گراناتومت GP-25) است که توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد و همچنان در زرادخانههای نظامی جهان می باشد. در اواخر دههٔ ۱۹۶۰، ارتش شوروی به نیاز مبرمی برای سلاحی پیادهنظام پی برد که بتواند فاصلهٔ بین حداکثر پرتاب نارنجک دستی (حدود ۴۰ متر) و حداقل برد خمپارهانداز (حدود ۸۰ متر) را پوشش دهد. این سلاح باید سبک، قابل حمل بر روی سلاح اصلی و دارای قدرت انفجاری کافی برای منهدم کردن سنگرها و نیروهای زندهٔ دشمن باشد. پروژهٔ «آتش»در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ کلید خورد و حاصل آن، نارنجکانداز GP-25 با نارنجک VOG-25 بود. GP-25 بهویژه برای نصب بر روی تفنگهای تهاجمی کلاشنیکف (AKM و AK-74) طراحی شد و بهسرعت به یکی از مؤثرترین سلاحهای پیادهنظام در جنگ افغانستان (۱۹۷۹-۱۹۸۹) تبدیل گردید. سربازان شوروی از آن بهعنوان یک «توپ جنگی قابل حمل» یاد میکردند که میتوانست در هر شرایط آبوهوایی و میدان جنگی بهخوبی عمل کند.

ساختار و اجزای اصلی این سلاح بهگونهای طراحی شده که هم ساده و هم فوقالعاده قابلاطمینان باشد. GP-25 از سه بخش اصلی تشکیل شده است که بهسادگی قابل جداسازی و حمل هستند. بخش اول، لولهٔ فولادی با طول ۲۰۵ میلیمتر است که درون آن ۱۲ خان راستگرد برای پایدارسازی نارنجک تعبیه شده و نارنجک پس از قرارگیری در لوله توسط یک گیرهٔ فنردار محکم میشود. یک گیرهٔ یدکی به نام «اکستراکتور» برای خارج کردن نارنجکهای عملنکرده یا گیرکرده وجود دارد که ابزاری ساده با یک میله و دکمهٔ مخصوص است. بخش دوم، کازن است که محل استقرار قطعات مکانیکی و واسط بین لوله و ماشه را تشکیل میدهد و بخش سوم، مکانیزم ماشهای در محفظهای مجزا است که شامل واحد شلیک با یک دستهٔ تپانچهای توخالی از جنس پلاستیک برای سهولت در هدفگیری و کنترل میشود. براکت نصب نیز یک پایهٔ فولادی است که در جلوی لوله قرار گرفته و سلاح را به زیر ساعد تفنگ متصل میکند و مجهز به یک چفت برای محکمسازی نهایی است و یک میرای فنردار در جلو، ضربات ناشی از شلیک را جذب کرده و فشار را بهطور یکنواخت به بدنهٔ تفنگ منتقل میکند.
مکانیزم ماشهای GP-25 از نوع «کششی-ضربهای خودکار» است که به سرباز اجازه میدهد با کشیدن ماشه، یک اهرم داخلی را بهعقب بکشد و فنر اصلی را فشرده سازد و در انتهای این حرکت، چکش رها شده و بهسمت جلو حرکت میکند و با ضربه به یک میلگرد، بهصورت مستقیم به کپسول نارنجک برخورد میکند. یک ضامن ایمنی روی بدنهٔ چپ سلاح در دو حالت «ایمن» و «شلیک» قابل قفل شدن است و سیستمی از اهرمها مانع از شلیک در صورت اتصال نادرست GP-25 به تفنگ میشود. سیستم نشانهروی این سلاح نیز بسیار کاربردی است. GP-25 از دو نوع نشانهروی برای تیراندازی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بهره میبرد. در تیراندازی مستقیم، از یک نشانک قابلتا شدن در پشت و یک مگسک متحرک در جلو استفاده میشود و برای تنظیم برد از ۱۰۰ تا ۴۰۰ متر، میتوان مگسک را حرکت داد و برای جبران اثر «نارنجک» (انحراف نارنجک بهدلیل چرخش)، در تنظیمات برد، یک بادامک مخصوص، مگسک را کمی بهچپ یا راست منحرف میکند. در تیراندازی غیرمستقیم یا منحنی که برای پوشش اهداف پشت دیوار یا در شیارها استفاده میشود، نشانهگیری با یک ترازوی شاقولی انجام میشود که بهصورت یک وزنه روی محور دید عقب آویزان شده است و با تنظیم درجهٔ برد بر روی خطکش، سرباز با چرخاندن سلاح، وزنه را به حالت تعادل درمیآورد و در این حالت، نارنجک با زاویهٔ ۴۵ درجه بهسمت جلو پرتاب میشود. حداکثر برد هدفگیری هم برای شلیک مستقیم و هم غیرمستقیم ۴۰۰ متر است و حداقل برد برای حالت خمشکن بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر است و در فاصلهٔ ۴۰۰ متری، انحراف متوسط نقاط اصابت در امتداد برد ۶/۶ متر و در عرض ۳ متر است که برای یک سلاح جنگی پیادهنظام بسیار قابلقبول محسوب میشود.

مهمات اصلی این سامانه، VOG-25 با کالیبر ۴۰ میلیمتر است که شامل بدنهٔ استیل، فیوز نقطهانفجاری آنی و یک باروت پیشران در کپسول است و انواع دیگری مانند VOG-25P با فیوز جهنده که پس از برخورد به زمین، تا ارتفاع ۱ متری منفجر میشود و برای اهداف پشت سنگر بسیار مؤثر است، و VG-25 دودزا و SG-25 تحریککننده چشم نیز برای آن تولید شدهاند. نارنجکها از طریق دهانهٔ لوله بارگیری میشوند و پس از شلیک، لوله فوراً برای بارگیری مجدد آماده است. در سال ۱۹۷۸، ارتش شوروی آزمایشات مقایسهای جامعی بین سیستم GP-25 با نارنجک VOG-25 و سیستم آمریکایی M203 با نارنجک M-406 که بر روی تفنگ M16A1 نصب میشد، انجام داد و نتایج نشان داد که نرخ اصابت به اهداف زنده در میدان تاکتیکی برای GP-25 سه تا چهار برابر بیشتر از M203 است و وزن آن سبکتر و بارگیری آن از جلو بسیار سادهتر از مکانیزم لغزندهٔ M203 است. دلیل اصلی برتری، فیوز حساستر و وزن بیشتر مواد منفجره در نارنجک VOG-25 بود که شعاع کشندگی و تراکم ترکش بالاتری را ایجاد میکرد. این سلاح آنقدر موفق بود که نسخههای آن در سراسر جهان ساخته و بهکار گرفته شدند، از جمله GP-25D گرجستان که توسط مرکز علمی-فنی «دلتا» در تفلیس از سال ۱۹۹۳ با استفاده از مستندات فنی شوروی تولید شد و در سال ۲۰۱۲ با نام GP-25D برای صادرات عرضه گردید، BGP-40 صربستان که توسط شرکت Zastava Arms تولید میشود، UBGL بلغارستان که در کارخانه «آرسنال» شهر کازانلاک ساخته میشود، GP-25U اوکراین که از سال ۲۰۱۷ بهطور رسمی در نیروهای مسلح اوکراین پذیرفته شد، و نسخههای بهبودیافته روسی مانند GP-30 با وزن کمتر و ماشه سادهتر که در سال ۱۹۸۹ پذیرفته شد و GP-34 که نسخهٔ نهایی بهبودیافته است. همچنین نسخهای از GP-25 در ترانسنیستریا و در کارخانهٔ پمپسازی ریبنیتسا و کارخانه «پریبور» در بندرها تولید میشود.

وزن GP-25 بدون نارنجک تنها ۱٫۵ کیلوگرم و با نارنجک ۱٫۷۶ کیلوگرم است که به سرباز امکان میدهد بدون تحمل بار اضافی قابلتوجه، قابلیت آتش سنگین را به سلاح اصلی خود اضافه کند. طول کل آن ۳۲۳ میلیمتر و طول لوله ۱۲۰ میلیمتر (معادل ۳ کالیبر) است که برای ایجاد سرعت اولیهٔ کافی و پایدارسازی نارنجک بهینهسازی شده است. کالیبر اصلی ۴۰ میلیمتر است که یک استاندارد بینالمللی برای نارنجکاندازهای زیرلولهای محسوب میشود و این سلاح قادر به شلیک طیف گستردهای از مهمات است. نرخ آتش عملی آن ۶ تا ۷ گلوله در دقیقه است که به یک سرباز ماهر اجازه میدهد در هر ۱۰ ثانیه یک نارنجک شلیک کند و سرعت اولیهٔ نارنجک ۷۶ متر بر ثانیه است که یک تعادل بهینه بین برد، دقت و قابلیت کنترل پسزدگی ایجاد میکند. حداکثر برد هدفگیری ۴۰۰ متر و حداقل برد خمشکن ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر است و پراکندگی ترکشهای نارنجک VOG-25 تا شعاع ۷ متری است که به این معناست که حتی اگر نارنجک در فاصلهٔ ۵-۷ متری هدف منفجر شود، ترکشها هنوز برای نیروی زندهٔ دشمن کشنده هستند. در فاصلهٔ ۴۰۰ متری، انحراف متوسط نقاط اصابت در امتداد برد ۶/۶ متر و در عرض ۳ متر است و این دقت، همراه با شعاع کشندگی ۷ متری، خطای نشانهروی را تا حد قابلتوجهی جبران میکند.


نارنجکانداز GP-30
نارنجکانداز GP-30 (با نامگذاری GRAU 6G21 و نام غیررسمی «اُبوبکا» به معنای «کفش») در سال ۱۹۸۹ به عنوان نسخهای بهروز و بهبودیافته از GP-25 معرفی گردید و هدف اصلی از طراحی آن، کاهش وزن، سادهسازی ساختار و افزایش کارایی بود . این نارنجکانداز که توسط والری تِلِش در دفتر طراحی مرکزی تحقیقات سلاحهای ورزشی و شکاری (TsKIB SOO) در تولا طراحی شد، اگرچه از نظر قدرت تخریب و عملکرد بالستیک تفاوتی با GP-25 نداشت، اما از جهات مختلفی دستخوش تغییرات اساسی گردید .
مهمترین تفاوت GP-30 با نمونه قبلی خود، کاهش وزن ۲۰ درصدی آن است؛ به طوری که وزن این نارنجکانداز در حالت خالی به ۱.۳ کیلوگرم میرسد در حالی که GP-25 حدود ۱.۵ کیلوگرم وزن دارد . همچنین طول GP-30 به ۲۷۵ تا ۲۷۶ میلیمتر کاهش یافته است که نسبت به GP-25 با طول ۳۲۳ میلیمتر، کوتاهتر و جمعوجورتر است . از دیگر تغییرات ظاهری، میتوان به وجود یک برآمدگی حلقوی روی لوله GP-30 اشاره کرد که این ویژگی به عنوان اصلیترین نشانه تشخیص آن از GP-25 محسوب میشود .
سیستم نشانهروی در GP-30 بازطراحی شده و به سمت راست نارنجکانداز منتقل گردید تا هدفگیری برای تیرانداز راحتتر باشد . همچنین در GP-30 قابلیت تیراندازی غیرمستقیم (منحنی) حذف گردید و نشانهروی برای تیراندازی مستقیم در بردهای تا ۴۰۰ متر طراحی شد . سازوکار ماشه نیز اصلاح گردید و از اسکلت بدنه در GP-30 حذف شد . GP-30 بهطور ویژه برای استفاده با تفنگهای سری AK-100 (مانند AK-101، AK-103 و AK-105) طراحی گردید و همچنین قابلیت نصب بر روی سایر سلاحهای کلاشینکف از جمله AK-74 و AN-94 را نیز دارد .
GP-30 و GP-25 هر دو از مهمات یکسان ۴۰ میلیمتری بدون پوکه از سری VOG-25 و VOG-25P استفاده میکنند و عملکرد بالستیک مشابهی با سرعت دهانه ۷۶.۵ متر بر ثانیه و برد مؤثر تا ۴۰۰ متر دارند . نرخ آتش عملی GP-30 حدود ۵ تا ۶ تیر در دقیقه است . در اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی، نسخه بهبودیافتهای از این سلاح با نام GP-30M برای وزارت کشور روسیه توسعه یافت که شامل تغییراتی در لوله (تبدیل به یک تکه)، اکستراکتور و سازوکار ماشه بود .

جمعبندی نهایی نشان میدهد که GP-25 با وزن ۱٫۵ کیلوگرم، طول ۳۲۳ میلیمتر، کالیبر ۴۰ میلیمتر و نرخ آتش ۶-۷ گلوله در دقیقه، یک سلاح ایدهآل برای پیادهنظام مدرن است که تعادل کاملی بین سبکی، قدرت تخریب و دقت برقرار کرده است. سرعت اولیهٔ ۷۶ متر بر ثانیه و برد مؤثر ۴۰۰ متری، همراه با شعاع کشندگی ۷ متری نارنجکهای آن، به سرباز این امکان را میدهد که با یک سلاح، هم بهصورت نقطهای و هم منطقهای با دشمن درگیر شود. تنوع مهمات از VOG-25 انفجاری تا VKO-25 ضدزره، این سامانه را به ابزاری چندمنظوره در میدانهای نبرد مدرن تبدیل کرده است که پس از گذشت بیش از چهار دهه، همچنان در جنگهای اوکراین، سوریه و قفقاز میدرخشد و بهعنوان یکی از ماندگارترین و مؤثرترین سلاحهای پیادهنظام در تاریخ نظامی جهان جایگاه خود را تثبیت کرده است.
عبدالحمید تارخ



