برخی از سلاحها بهلطف سینما بهشدت در زندگی ما نفوذ کردهاند. نمونهای از این دست، شعلهافکن راکتی سبک آمریکایی M202 فلش است که اگر فیلم «کماندو» (Commando) نبود، هرگز به این شهرت و محبوبیت دست نمییافت. این فیلم که به یک کلاسیک در سبک اکشن تبدیل شده، همچنان در سراسر جهان روی پردهها جاری است . در این فیلم، آرنولد شوارتزنگر با کمک یک نارنجکانداز چهارلول، بهشکلی مؤثر با دشمنانش برخورد میکند، اما در حقیقت، این سلاح یک شعلهافکن است که امروز دربارهاش صحبت خواهیم کرد؛ نمونهای غیرمعمول از سلاحهای پیادهنظام.
پیشزمینه شعلهافکن راکتی M202 فلش
در اواخر دهه ۱۹۶۰، آمریکاییها طراحی سلاحی غیرمعمول را آغاز کردند که در سال ۱۹۶۹ به تولید انبوه رسید. هدف از طراحی آن، جایگزینی شعلهافکنهای کولهپشتی سنتی بود که از جنگ جهانی اول بهطور گسترده استفاده میشدند. مهندسان کارخانه اسلحهسازی «اجوود آرسنال» (Edgewood Arsenal) و آزمایشگاههای نظامی شرکتهای بزرگ آمریکایی مانند نورتروپ (Northrop) و برانزویک (Brunswick) مسئولیت ساخت این شعلهافکن جدید را بر عهده داشتند. مهندسان نورتروپ روی ساختار شعلهافکن و موتور راکتی آن کار میکردند و آزمایشهای بالستیک را انجام میدادند، در حالی که مهندسان برانزویک بر روی ترکیبات آتشزا و فرایند تولید انبوه مدل جدید این سلاح متمرکز بودند.
لازم به ذکر است که شعلهافکنهای موجود در خدمت ارتش آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم تا آن زمان، هیچ تغییری نکرده بودند. در دهه ۱۹۶۰، بهویژه در نیمه دوم آن، که آمریکا بهطور کامل درگیر درگیریهای ویتنام بود، کمبود بهروزرسانی در این سلاحها بهشدت احساس میشد. همین موضوع، جرقهای برای حل مشکل توسعه و پذیرش سلاحهای جدید پیادهنظام شد و شعلهافکن راکتی فلشکه توسط مهندسان آمریکایی ساخته شد، پاسخی به چالشهای دوران جدید بود. در ابتدا، این شعلهافکن راکتی با نام XM191 شناخته میشد و مخفف MPFW (Multi-Shot Portable Flame Weapon) یعنی «شعلهافکن قابل حمل چندتیر» را یدک میکشید.

آزمایش سلاح جدید مستقیماً در شرایط جنگی آغاز شد. جنگ ویتنام، بستری ثابتشده برای آمریکاییها بود تا بتوانند انواع تجهیزات و سلاحهای نظامی ساختهشده بهنفع پنتاگون را در شرایط واقعی نبرد بیازمایند. سلاحهای آتشزا نیز از این قاعده مستثنی نبودند و جنگلهای سوخته و روستاهای ویتنامی، برای همیشه به نماد این درگیری خونین در نیمه دوم قرن بیستم تبدیل خواهند شد. نخستین گروه آزمایشی از سلاح جدید در آوریل ۱۹۶۹ در اختیار ارتش قرار گرفت. شرکت برانزویک، ۱۰۹۵ قبضه شعلهافکن راکتی جدید XM191 و ۶۶ عدد مهمات برای آن را به ارتش آمریکا تحویل داد. از زمان شروع کار روی شعلهافکن تا خرید نخستین محموله آزمایشی، بودجه آمریکا ۹۶۰ میلیون دلار (معادل حدود ۱۰٫۸ میلیون دلار امروزی) برای این پروژه هزینه کرد. شعلهافکنهای راکتی چهارلول نخستین، در اختیار تفنگداران دریایی و یگانهای نیروی زمینی آمریکا قرار گرفت.
آزمایشات اولیه در شرایط جنگی، کارایی سلاح جدید را تأیید کرد. علاوه بر این، ارتش آمریکا حتی سفارش تحقیق و توسعه برای ساخت مهمات مشابه برای تسلیحات زرهی را نیز صادر کرد. در ابتدا قرار بود این سلاح نوآورانه نه تنها با مواد آتشزا، بلکه با مهمات دودزا نیز استفاده شود، اما در عمل تنها تیرهای آتشزای راکتی بهطور گسترده به کار گرفته شدند. بر اساس نتایج استفاده عملی در ویتنام، ارتش آمریکا اعلام کرد که سلاح جدید پیادهنظام نه تنها دو برابر سبکتر از شعلهافکنهای کولهپشتی و چهار برابر برد مؤثرتر است، بلکه استفاده از آن بهطور قابلتوجهی ایمنتر نیز هست. بهلطف شعلهافکن جدید، سربازان میتوانستند اهداف دوربرد را حتی با سلاحهای مرگبار خود هدف قرار دهند. بر اساس نتایج استفاده رزمی و جمعبندی تجربیات انباشتهشده، شعلهافکن چهارلول اصلاح و مدرنسازی شد و در سال ۱۹۷۴ با نام M202 فلش وارد خدمت شد.

ویژگیهای طراحی شعلهافکنهای M202 و M202A1 فلش
هدف اصلی شعلهافکن راکتی فلش، مقابله با نیروی انسانی و تجهیزات بدون زره دشمن در مناطق باز است. همچنین امکان انهدام اهداف پنهانشده در پوشش گیاهی انبوه نیز وجود دارد. تصادفی نیست که این سلاح بهطور فعال در ویتنام آزمایش شد، زیرا مشخصات خاص صحنه عملیات در آنجا، آن را به مکانی ایدهآل برای این کار تبدیل کرده بود. M202 فلش مخفف «شعلهافکن راکتی سبک» است؛ وزن مدل خالی M202A1 (پرتابگر) ۵٫۲۲ کیلوگرم و وزن سلاح کاملاً مجهز کمی بیش از ۱۲ کیلوگرم است. این شعلهافکن در چهار لوله پرتابگر خود، تیرهای آتشزای راکتی با کالیبر ۶۶ میلیمتر از نوع M74 را جای میدهد. کالیبر نارنجک جدید با نارنجک ضدتانک M72 که تا آن زمان پذیرفته شده بود، مطابقت داشت و در مورد طراحی مهمات نیز همین را میتوان گفت. هر دو تیر با هم ترکیب شدهاند، بهویژه اینکه هر دو از یک موتور راکتی سوخت جامد بهره میبرند.

از نظر ساختاری، شعلهافکن فلش از یک نارنجک و یک دستگاه پرتابگر قابل استفاده مجدد تشکیل شده است. در ساخت این سلاح، طراحان توجه زیادی به کاهش وزن شعلهافکن داشتند. بهطوری که لولههای پرتابگر از پلاستیک تقویتشده با فایبرگلاس ساخته شدهاند و پایه دیدبان و سایر قطعات از جنس آلومینیوم هستند. پرتابگر کاملاً ساده است و یک جعبه مستطیلی با چهار لوله مستقیم، درپوشهای جلو و عقب که به سمت پایین جمع میشوند و یک ماشه جمعشونده است. روی جعبه، جایگاههای سادهای برای نشانهروی تعبیه شده است. مکانیسم ماشه شعلهافکن راکتی، مانند بسیاری از مدلهای مدرن نارنجکانداز، در دسته تپانچه قرار دارد. دیدبان کولیماتور M30 بر روی یک بازوی جمعشونده نصب شده است که شبیه به طراحی نصبشده بر روی نارنجکانداز سوپر بیزوکا (Super Bazooka) است.
طول کل نارنجک آتشزا که بدنه آن از مواد پلیمری فایبرگلاس ساخته شده، ۵۳ سانتیمتر و وزن مهمات ۱٫۳۶ کیلوگرم است. یک موتور راکتی سوخت جامد M54 که روی نارنجک نصب شده، به مهمات سرعت اولیه ۱۱۴ متر بر ثانیه میدهد. خود نارنجک آتشزا از یک کلاهک با پوشش نوکدماغه، یک موتور راکتی سوخت جامد و یک بلوک نازل با شش پره تثبیتکننده تشکیل شده است که قبل از شلیک جمع میشوند. کلاهک نارنجک با مخلوط پلیایزوبوتیلن (تا وزن ۰٫۶ کیلوگرم) پر شده است که در تماس با هوای اتمسفر، خودبهخود مشتعل میشود. این مقدار برای انهدام مؤثر اهداف باز در شعاع ۲۰ متری کافی است و کارایی رزمی آن از ناپالم فراتر میرود. سوختن این مخلوط در دمایی بین ۷۶۰ تا ۱۲۰۴ درجه سانتیگراد رخ میدهد. ویژگی خاص شعلهافکن راکتی، ایجاد منطقهای به عمق حدود ۱۵ متر در هنگام شلیک به سمت آتشزا است که استفاده از شعلهافکن چهارلول در اتاقها و فضاهای بسته را بهشدت محدود میکند. برای اهداف نقطهای، برد مؤثر تا ۲۰۰ متر، برای اهداف گروهی تا ۶۴۰ متر و حداکثر برد ممکن آتش تا ۷۳۰ متر افزایش یافته است.

همه نارنجکها در قالب یک کاست (خشاب) در یک ظرف پلاستیکی مخصوص حمل میشوند. این کاست چهارتیر به پرتابگر متصل و توسط یک قفل از پشت محکم میشود. مهمات استاندارد برای شعلهافکن چهارلول فلش شامل سه کاست (۱۲ تیر) است. تیرانداز میتواند از حالت ایستاده، درازکش یا از یک زانو به سمت هدف تیراندازی کند. انتقال شعلهافکن راکتی از حالت حرکت به حالت جنگی، برای یک سرباز ماهر و آموزشدیده بیش از ۳۰ ثانیه طول نمیکشد و بارگذاری مجدد سلاح با یک کاست جدید حدود ۳ ثانیه زمان میبرد. تیراندازی به سمت دشمن میتواند بهصورت تکی یا بهصورت یک والی کامل از هر چهار نارنجک انجام شود. زمان یک والی کامل ۴ ثانیه است.
ویژگیهای شعلهافکن M202A1 فلش
در ابتدا قرار بود سلاح جدید در خدمت یگانهای پیادهنظام، شناسایی و پیادهنظام مکانیزه ارتش آمریکا و سپس یگانهای هوابرد قرار گیرد. این سلاح را میتوان یک سلاح «فرعی» و «درجه بالا» نامید؛ شعلهافکن وسیلهای برای افزایش آتش گروهان یا دسته پیادهنظام بود و بهویژه در نبردهای نزدیک مؤثر واقع میشد. شعلهافکن چهارلول M202A1 فلش به ارتش آمریکا امکان میداد تا با موفقیت با پیادهنظام دشمن و انواع خودروهای بدون زره مقابله کند. با این حال، کارشناسان به کارایی پایین شعلهافکن در تیراندازی به اهداف کوچک اشاره کردند. این موضوع به دو عامل برمیگشت: مقدار کم مخلوط آتشزا در داخل نارنجک و سرعت بسیار بالای سوختن آن. در عین حال، شعلهافکن در تیراندازی به اهداف منطقهای بسیار مؤثر بود، بهویژه زمانی که این کمبود با یک والی چهارتیر جبران میشد. بههمین دلیل، ارتش آمریکا احتمال اصابت به سنگر را از فاصله ۵۰ متری، به پنجره از فاصله ۵۰ متری، به یک خودروی پیادهنظام از فاصله ۱۲۵ متری و به یک یگان پیادهنظام از فاصله ۲۰۰ متری را بیش از ۵۰ درصد تخمین زد. نارنجک قبل از انفجار، بهراحتی قاب پنجره را به همراه شیشهاش از بین میبرد و درب چوبی نیز برای آن مانعی محسوب نمیشد، اما مهمات در برابر دیوارهای بلوک سیمانی یا آجری ناتوان بود.
از اوایل دهه ۱۹۹۰، بیشتر شعلهافکنهای راکتی آمریکایی M202A1 به انبارها منتقل شدند. این امر تا حد زیادی به دلیل خطر بالای حمل مهمات آتشزا در ارتش بود. با وجود این، گزارشهای رسانهای حاکی از استفاده گاهبهگاه نیروهای آمریکایی از شعلهافکنهای فلش در افغانستان در دهه ۲۰۰۰ میلادی است. نزدیکترین نمونه روسی به شعلهافکن آمریکایی فلش، شعلهافکن راکتی پیادهنظام «بامبلبی» (Shmel) است که برخلاف نمونههای خارجی، یک سلاح یکلول و یکبارمصرف محسوب میشود. در عین حال، این سلاح آتشزای روسی از کشندگی کافی برخوردار است که تجربه استفاده از آن در جنگ افغانستان و درگیریهای مسلحانه در قفقاز شمالی، این موضوع را تأیید کرده است. از نظر اثر انفجاری، شعلهافکن پیادهنظام ۹۳ میلیمتری روسی اشمل از گلولههای توپخانه ۱۲۲ تا ۱۵۵ میلیمتری کمتر نیست، البته این موضوع در مورد همه انواع اهداف صدق نمیکند. مشخص است که منطقه تحت تأثیر راکت شعلهافکن بامبلبی در مناطق باز تا ۵۰ متر مربع و در صورت انفجار مهمات حاوی مخلوط آتشزا در داخل ساختمان یا هر فضای بسته، تا ۸۰ متر مربع میرسد.

عبدالحمید تارخ



