زیردریاییهای کلاس تانگ (کلاس کوسه در ایران) یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین کلاس های زیردریایی های نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به شمار میرود که در اوایل دوران جنگ سرد و با هدف پر کردن شکاف میان زیردریایی های قدیمیتر جنگ جهانی دوم و نسل جدید زیردریاییهای اتمی طراحی و به آب انداخته شد، این کلاس که توسط دو کارخانهی معتبر کشتی سازی یعنی کارخانه کشتی سازی نیروی دریایی پورتسموث و شرکت برق ساخته شد، جانشین مستقیم کلاس باراکودا محسوب میگردد و پس از آن، کلاسهای گریبک، ناتیلوس و دارتر به ترتیب به عنوان جانشینان بعدی این خانوادهی زیردریایی ها شناخته شدند، اما نقطه آغازین طراحی این کلاس به پروژه مهم SCB 2 (Ship Characteristics Board project number 2) بازمیگردد که اولین پروژهی طراحی زیردریایی از صفر پس از پایان جنگ جهانی دوم محسوب میشد .
نیروی دریایی آمریکا در این پروژه تصمیم گرفت تا با الهام گیری از تجربیات جنگ دوم جهانی ، مدرنترین و کارآمدترین زیردریایی دیزلی-الکتریکی ممکن را بسازد، به همین دلیل مهندسان آمریکایی با دقت تمام، بهترین ویژگیهای فنی دو خانوادهی اصلی زیردریایی های آن دوران را تلفیق کردند، از یک سو، از زیردریاییهای معروف آلمانی تیپ XXI (Type XXI U-boat) که به دلیل بدنه کاملاً هیدرودینامیک، ظرفیت بالای باتری، سرعت غوطه وری چشمگیر و سیستم هواتنفس پیشرفته در پایان جنگ جهانی دوم شهرت یافته بودند، ویژگیهای انقلابی مانند بدنه ساده شده برای کاهش اصطکاک زیر آب، آرایش بهینه باتریها برای افزایش استقامت زیرسطحی، طراحی برجک فرماندهی با انحنای ویژه برای کاهش نویز و همچنین سیستم تهویه بهبودیافته را اقتباس کردند، و از سوی دیگر، از زیردریاییهای کلاس فلیت (Fleet Submarine) نیروی دریایی خود که در جنگ اقیانوس آرام عملکردی درخشان و بینظیر داشتند، ویژگیهای ارزشمندی مانند استحکام بالای بدنه فولادی برای عمق آزمایشی بیشتر، قابلیت اطمینان فوق العادهی موتورهای دیزلی، چیدمان داخلی مناسب برای آسایش خدمه در مأموریتهای طولانی مدت، سیستم دو محورهی استاندارد برای مانورپذیری بهتر و همچنین تسلیحات سنگین و متوازن (شش اژدر جلو و دو اژدر عقب) را حفظ کردند.

این ترکیب باعث شد تا کلاس تانگ از همان ابتدا نسبت به تمام زیردریایی های دیزلی قبلی نیروی دریایی آمریکا یک گام بزرگ رو به جلو باشد. شکل بدنهی آنها کاملاً بر پایه آزمایشهای هیدرودینامیک جدید طراحی شده بود و موتورهای دیزلی و الکتریکی آنها نیز با هماهنگی کامل انتخاب گردیده بودند تا کمترین نویز و بیشترین بازده را ارائه دهند، با این حال، تاریخ با سرعت بالایی پیش میرفت و همین کلاس پیشرفته تانگ که در سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ ساخته میشد، تنها دو سال پس از ورود اولین فروند آن به خدمت در سال ۱۹۵۱، با عملیاتی شدن اولین زیردریایی اتمی جهان یعنی یواساس ناتیلوس (USS Nautilus) در سال ۱۹۵۴ عملاً از ردهی زیردریایی های برتر خارج شد، زیرا زیردریاییهای اتمی با داشتن نیروی محرکه هست های میتوانستند هفته ها و ماهها زیر آب بمانند، بدون نیاز به سوخت دیزل، اکسیژن یا شارژ مجدد باتری و با سرعتهای بالاتر و عمق های بیشتر، به طوری که کلاس تانگ علیرغم تمام نوآوریهایش، به سرعت در مقایسه با این غول های اتمی که انقلابی در جنگهای دریایی ایجاد کردند، کهنه به نظر میرسید، با این وجود، از مجموع شش فروندی که از این کلاس ساخته شد و نامهای آنها به ترتیب شامل تانگ (Tang – SS-563)، تریگر (Trigger – SS-564)، واهو (Wahoo – SS-565)، تراوت (Trout – SS-566)، گاجئون (Gudgeon – SS-567) و هاردر (Harder – SS-568) بود، همگی تا سال ۱۹۸۳ در خدمت باقی ماندند و نقشهای حیاتی متعددی را ایفا کردند، از جمله آموزش خدمه برای زیردریایی های اتمی، انجام گشتهای مراقبتی و شناسایی در آبهای کم عمق که زیردریایی های بزرگ اتمی نمیتوانستند به راحتی در آنها مانور دهند، شرکت در آزمایشات جنگ الکترونیک و سونارهای جدید، و حتی بازی در نقش زیردریاییهای دشمن در تمرینات ضدزیردریایی ناتو، دورهی ساخت این شش فروند از سال ۱۹۴۹ آغاز و تا سال ۱۹۵۲ به پایان رسید و تمامی آنها بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۸۳ در نیروی دریایی آمریکا به خدمت مشغول بودند، به گونه ای که هر شش فروند در نهایت از خدمت خارج شدند و از میان آنها دو فروند به عنوان کشتیهای موزه و یادبود حفظ گردیدهاند که این خود نشاندهندهی ارزش تاریخی و فنی بالای این کلاس است،

کلاس تانگ نخستین نسل از زیردریاییهای تهاجمی دیزلی-الکتریکی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم و با هدف ادغام تجربیات ارزشمند زیردریاییهای تایپ ۲۱ آلمانی و ناوگان زیرسطحی آمریکا طراحی و ساخته شد تا پاسخی کوبنده به تهدیدات فزاینده اتحاد جماهیر شوروی در اعماق اقیانوسها باشد. هدف اصلی از ساخت این کلاس، دستیابی به یک شناور کاملاً زیرسطحی با چابکی بالا و قابلیت بقای بیشتر در برابر سونارهای دشمن بود و به همین دلیل مهمترین نوآوری آن در زمان خود، افزایش عمق تست غواصی از ۴۰۰ فوت به ۷۰۰ فوت (حدود ۲۱۰ متر) با استفاده از فولاد کششی بالا بود که به زیردریایی اجازه میداد برای فرار از ردیابی سونارها به اعماق بیشتری نفوذ کرده و مانورهای ایمنتری در عمق دریا انجام دهد.از نظر نوع، این شناورها در ردهی زیردریایی های تهاجمی طبقه بندی میشوند و طراحی آنها به گونهای بود که بتوانند هم در نقش گشتزنی تهاجمی و هم در نقش آموزش و آزمایش فناوریهای نوین ایفای نقش کنند.
وزن یا جابجایی این زیردریاییها در حالت سطحی بین ۱٬۵۶۰ تا ۲٬۰۵۰ تن بزرگ متغیر بود و در حالت غوطه وری کامل، این عدد به حدود ۲٬۲۶۰ تا ۲٬۷۰۰ تن بزرگ افزایش مییافت که این اختلاف وزن نشان دهندهی حجم بالای مخازن تعادل و قدرت شناوری این کلاس است. طول کلی شناور ۸۲ متر در نظر گرفته شده بود، اما در جریان بازسازیها و به روزرسانی های بعدی، این طول ابتدا به ۸۴ متر و سپس به ۸۹ متر افزایش یافت که این افزایش طول عمدتاً به خاطر نصب سامانه های جدید صوتی، تغییر در بخش موتورخانه و بهبود شرایط زیست خدمه صورت گرفت. پهنای بدنه نیز ۸٫۲ متر و آبخور ۵٫۲ متر بود که ابعادی جمع وجور و مناسب برای مانورپذیری بالا در آبهای ساحلی و اعماق متوسط به شمار میرفت

یکی از مهمترین بخشهای این کلاس، سیستم پیشرانه آن بود که در ابتدا به چهار موتور دیزلی مدل ۱۶-۳۳۸ شرکت جنرال موتورز با نام غیررسمی “پنکیک” مجهز شد که روی هم رفته توانی برابر با ۴٬۰۰۰ اسب بخار محوری (۳٬۰۰۰ کیلووات) تولید میکردند، اما به دلیل مشکلات فنی و بازدهی پایین این موتورهای تخت، در بازسازیهای بعدی این موتورها با سه موتور دیزلی از نوع پیستون مخالف از شرکت فاربینکس-مورس مدل ۳۸D8-1/8 جایگزین گردیدند که توان کلی را به ۴٬۸۰۰ اسب بخار محوری (۳٬۶۰۰ کیلووات) افزایش داد و علاوه بر افزایش قدرت، مصرف سوخت و لرزش را نیز به طور محسوسی کاهش داد.
علاوه بر موتورهای دیزلی، این زیردریاییها به دو موتور الکتریکی بزرگ با توان ترکیبی ۴٬۷۰۰ اسب بخار محوری (۳٬۵۰۰ کیلووات) مجهز بودند که نیروی لازم برای حرکت زیر آب را تأمین میکردند و انرژی این موتورها از طریق چهار بانک باتری بزرگ که هر بانک دارای ۱۲۶ سلول بود، تأمین میشد و این باتریها امکان غوطه وری طولانی و بیصدا را برای شناور فراهم میآوردند و تمام این نیرو در نهایت به دو محور (shaft) جداگانه منتقل میشد که هر یک یک پروانهی چهارپره را به چرخش درمیآوردند. این ترکیب پیشرانه به زیردریایی کلاس تانگ امکان میداد تا در سطح آب به حداکثر سرعت ۱۵٫۵ گره دریایی (معادل ۲۸٫۷ کیلومتر بر ساعت) دست یابد، در حالی که در حالت غوطه وری کامل، سرعت به ۱۸٫۳ گره (۳۳٫۹ کیلومتر بر ساعت) افزایش مییافت که برای یک زیردریایی دیزلی-الکتریکی در آن دوران رقم بسیار قابل توجهی بود و نشان از طراحی هیدرودینامیک پیشرفتهی بدنه داشت.
از نظر برد عملیاتی، این شناورها میتوانستند مسافتی معادل ۲۱٬۳۰۰ کیلومتر را با سرعت اقتصادی ۱۹ کیلومتر بر ساعت در حالت سطحی طی کنند که این برد بلند، آنها را برای مأموریتهای دوربرد در اقیانوس آرام و اطلس مناسب میساخت و استقامت (Endurance) آنها در زیر آب هنگام استفاده از باتریها، تنها یک ساعت با سرعت حداکثر ۳۲٫۴ کیلومتر بر ساعت بود که نشاندهندهی محدودیت ذاتی زیردریاییهای معمولی در برابر زیردریاییهای اتمی بعدی است و به همین دلیل، خدمه باید برنامه ریزی دقیقی برای زمان غوطه وری و شارژ مجدد باتریها با استفاده از موتورهای دیزلی در سطح یا با استفاده از لوله هوا تنفس انجام میدادند.
عمق آزمایشی (Test depth) این کلاس ۲۱۰ متر اعلام شده بود که با توجه به استانداردهای ایمنی آن زمان، عمقی نسبتاً ایمن برای عملیاتهای تهاجمی و فرار از تعقیب محسوب میشد و بدنهی مقاوم فولادی آنها امکان تحمل فشارهای بالاتر را نیز تا حدودی داشت، هرچند که عمق عملیاتی معمول آنها کمتر از این مقدار بود. ترکیب خدمه هر زیردریایی کلاس تانگ شامل ۸ افسر و ۷۵ نفر نیروی درجه دار و غیردرجه دار میشد که جمعاً ۸۳ نفر را تشکیل میدادند و این تعداد نشاندهندهی فضای نسبتاً محدود اما کارآمد درون بدنه برای انجام مأموریتهای طولانی مدت بود و شرایط زندگی با استانداردهای آن دوران قابل قبول ارزیابی میگردید.

در بخش تسلیحات ، این کلاس به هشت لوله اژدرانداز با کالیبر ۲۱ اینچ (۵۳۳ میلیمتر) مجهز بود که از این تعداد، شش لوله در بخش جلویی (سینه) و دو لوله در بخش عقبی (دم) تعبیه شده بودند و مجموعاً ۲۶ اژدر قابل حمل و استفاده توسط این شناورها بود که آنها را به یک تهدید جدی برای کشتیهای سطحی و زیردریاییهای دشمن تبدیل میکرد
در مجموع شش فروند از این کلاس بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ با نامهای تانگ، تریگر، واهو، تراوت، گاجن و هاردر ساخته شد که همگی نام زیردریاییهای قهرمان اما غرقشده آمریکا در جنگ جهانی دوم را بر خود داشتند و در طول جنگ سرد و از جمله در جریان جنگ ویتنام مأموریتهای گستردهای را در ناوگان اقیانوس آرام و اطلس انجام دادند. عاقبت این کلاس در آمریکا با خروج تدریجی آنها از خدمت در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ رقم خورد و بیشتر آنها به متحدان واشنگتن واگذار شدند؛ به طوری که دو فروند به ترکیه رفتند که امروزه به عنوان موزه نگهداری میشوند، دو فروند به ایتالیا فروخته شدند و یک فروند نیز اوراق گردید.
سرنوشت ششمین فروند که قرار بود در نیروی دریایی شاهنشاهی خدمت کند
اما سرنوشت ششمین زیردریایی این کلاس یعنی یواساس تراوت با تاریخ نظامی ایران و یکی از عجیبترین و پرهزینهترین قراردادهای تسلیحاتی تاریخ گره خورده است. در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی و در چارچوب جاهطلبیهای نظامی محمدرضا شاه پهلوی برای تبدیل نیروی دریایی شاهنشاهی ایران به یک قدرت برتر در خلیج فارس و اقیانوس هند، دولت ایران قرارداد خرید سه فروند زیردریایی از کلاس تانگ را با ایالات متحده منعقد کرد که قرار بود به ترتیب با نامهای ایرانی کوسه (برای تراوت)، نهنگ (برای واهو) و دلفین نامگذاری و تحویل نیروی دریایی ایران شوند. دلیل این سفارش، نیاز مبرم ایران به یک بازدارندگی زیرسطحی مدرن برای محافظت از خطوط مواصلات دریایی، تأسیسات نفتی و مقابله با نفوذ احتمالی زیردریاییهای شوروی در آبهای گرم جنوب بود.
بر اساس این برنامه، زیردریایی یواساس تراوت پس از خروج از خدمت در نیروی دریایی آمریکا، تحت یک بازسازی اساسی قرار گرفت و در تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۷۸ رسماً به ایران منتقل شد و نام آیآیاس کوسه (با شماره بدنه SS-101) را دریافت کرد و پرسنل ایرانی نیز در پایگاه نیو لاندن در ایالت کنتیکت آمریکا کنترل آن را به دست گرفتند و مشغول آموزشهای نهایی برای انتقال آن به خلیج فارس شدند. اما تنها چند هفته پس از تحویل این شناور، با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ و تغییر بنیادین در نظام سیاسی ایران، دولت جدید انقلابی که اولویتهای کاملاً متفاوتی داشت و با خریدهای تسلیحاتی سنگین حکومت گذشته به شدت مخالف بود، ادامه این برنامه را لغو کرد. در ماه مارس ۱۹۷۹، پرسنل ایرانی که در آمریکا حضور داشتند، پرچم ایران را از روی زیردریایی کوسه پایین کشیدند، شناور را تخلیه کرده و آن را به مقامات آمریکایی بازگرداندند و به ایران بازگشتند. پس از این ماجرا، زیردریایی کوسه و دو زیردریایی دیگر که هنوز تکمیل نشده بودند، در آمریکا بلوکه شدند و دولت ایران سالها تلاش کرد تا میلیاردها دلار پولی را که پیشاپیش برای این زیردریاییها و همچنین چهار ناوشکن بسیار مدرن موشکانداز کلاس کوروش به آمریکا پرداخت کرده بود پس بگیرد، اما به دلیل تیرگی شدید روابط، بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا و قطع کامل مناسبات دیپلماتیک، واشنگتن نه تنها تجهیزات را تحویل نداد بلکه پولهای پرداختی را نیز به عنوان غرامت و بدهیهای ادعایی مصادره کرد و هرگز به ایران بازنگرداند.
زیردریایی کوسه سالها در وضعیت بلاتکلیفی حقوقی در آمریکا باقی ماند تا اینکه در دهه ۱۹۹۰ نیروی دریایی آمریکا از آن به عنوان یک بستر آزمایشی برای سونارها و سیستمهای جنگ الکترونیک استفاده کرد و در نهایت این شناور تاریخی در سال ۲۰۰۹ به طور کامل اوراق و اسقاط شد تا پرونده جاهطلبی زیرسطحی ایران در دوران پهلوی و یکی از بزرگترین حسرتهای نظامی تاریخ نیروی دریایی این کشور برای همیشه بسته شود.


عبدالحمید تارخ
مقالات مشابه



