جنگ خندقی مدرن در اوکراین، شکل جدید نبرد در سایه بی سرنشین ها
چگونه بی سرنشین ها با تحول در مفهوم خط مقدم و لجستیک آن، شکل مدرنی از نبرد خندقی را در جنگ اوکراین بوجود آورده اند.
جنگ خندقی (Trench Warfare) شکلی از نبرد است که در آن دو طرف منازعه اقدام به سنگرکشی و حفر خندق های بزرگ نظامی در خطوط مقدم خود میکنند، این نوع نبرد که به عنوان سرنمونه جنگ جهانی اول شناخته میشود، موضع دفاعی قدرتمندی برای هر دو طرف ایجاد میکرد و باعث میشد هرگونه تهاجم و پیشروی امری بسیار دشوار و پر هزینه باشد. عبور از خندق خودی و حرکت به خندق دشمن به معنای پا گذاشتن به منطقه بدون پناه و تحت تیررس دشمن بود که با عنوان زمین مرده یا منطقه بی طرف (No man’s land) شناخته میشد.

رسم توضيحي 1 بازنمایی مفهومی از جنگ خندقی کلاسیک
ظهور فناوری های جدید این شکل سنتی از جنگ خندقی را تا حد زیادی منسوخ کردند. ظهور و گستردگی تانک ها و نفربر ها به سربازان مهاجم، سرپناهی برای عبور از زمین مرده تا خندق های دشمن میدادند و تسلیحات هوایی و منحنی زن جدید و دقیق تر امکان بمباران گسترده خندق های خطی بزرگ و آشکار را فراهم میکردند. به این ترتیب نقش جنگ خندقی از جنگ جهانی دوم تا دوره مدرن بسیار کمرنگ شد.
اما با حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، جهان شاهد بازگشت شکل جدیدی از جنگ خندقی به میدان نبرد شد. اگرچه دیگر خبری از خندق های بزرگ و طولانی که با تیربار های مشرف به زمین بی طرف مستحکم شده اند نیست. خندق های جدید به شکل پراکنده، در سرتاسر منطقه خاکستری نبرد حضور دارند. اگرچه در برخی نقاط از خطوط مقدم این خندق ها محل رویارویی مستقیم سربازان و نبرد های تن به تن به شکل سنتی هستند، نقش جدیدی نیز به آن ها به عنوان ایستگاه عملیات بی سرنشین ها داده شده است.
پهپاد های کوچک از انواع کواد کاپتر (4 پروانه) تا اکتا کاپتر (8 پروانه) که در نقش های مختلف نظارتی، بمب افکن و تهاجمی، به تسلیحات نمادین و کلیدی جنگ اوکراین تبدیل شده اند، دارای محدودیت های مختلف مهمی در مقوله برد عملیاتی و مداومت پروازی هستند و نیازمند حضور اپراتور و تیم های پشتیبانی در داخل منطقه خاکستری نبرد هستند. اینجاست که خندق ها در نقش آشیانه پراکنده پهپاد های کوچک نقش پدافندی خود را ایفا می کنند. حال اینکه در نقش تهاجمی نیز خود این پهپاد ها، سلاح اصلی هستند که جایگزین تیربار های بزرگ مشرف به میدان شده اند و جنگ خندقی اوکراین را از نمونه کلاسیک جنگ جهانی اول متمایز میکنند.
پهپادهای شناسایی ارزانقیمت، دید دائمی و تقریباً بلادرنگ از کل منطقه بیطرف و حتی پشت خطوط دشمن فراهم کردهاند. در نتیجه، هرگونه تجمع نیرو یا حرکت خودروها بهسرعت شناسایی شده و هدف قرار میگیرد. از سوی دیگر، پهپادهای تهاجمی کوچک، بهویژه پهپادهای FPV (دید اول شخص) نقشی شبیه توپخانه دقیق و شخصی را بازی میکنند و میتوانند سنگرها، خودروهای زرهی و حتی تکتک سربازان را هدف بگیرند. به این ترتیب، زمین مرده دیگر فقط تحت تیررس مسلسل و توپخانه نیست؛ بلکه زیر نگاه و حمله مداوم صدها چشم و سلاح پرنده قرار دارد.این ترکیب باعث شده پیشروی زمینی حتی دشوارتر از جنگ جهانی اول شود. تانکها و نفربرها که زمانی راهحل عبور از منطقه بیطرف بودند، حالا خود به اهداف اصلی پهپادها تبدیل شدهاند.
نکته مهم دیگر همانطور که اشاره شد این است که زمین مرده دیگر محدود به منطقه بین خندق خودی و دشمن نیست، بلکه برد بالا و دسترسی تهاجمی که پهپاد ها فراهم می کنند، باعث شده است که به جای یک منطقه مشخص در لجمن (لبه جلویی میدان نبرد) که در تیررس تسلیحات قرار دارد، رنج گسترده ای از منطقه، حتی پشت خندق های خودی و دشمن نیز کاملا در تیررس قرار داشته باشد. به این ترتیب کمتر با یک منطقه باریک سیاه که در آن مرگ حتمی است روبرو هستیم و بیشتر با یک منطقه خاکستری بسیار بزرگ روبرو هستیم که جلو و عقب خاکریز خودی و دشمن را در بر می گیرد و هر لحظه تحت نظارت پهپاد ها قرار دارد.
بی سرنشین ها و لجستیک جنگ خندقی
نقش بی سرنشین ها در این جنگ خندقی مدرن، فقط به نظارت و تهاجم در منطقه نبرد محدود نمیشود و یکی دیگر از مسائل کلیدی که فراهم میکنند، امکان پشتیبانی لجستیکی از خندق ها است. گفتیم که در این جنگ مدرن حتی منطقه پشت خاکریز خودی نیز تحت نظارت و آتش دشمن قرار دارد پس رساندن محموله های پشتیبانی توسط خودرو های لجستیکی نیز امری بسیار خطرناک است. اینجا یکی از کاربرد های مهمی که پهپاد های چند پروانه ای بزرگ در جنگ اوکراین پیدا کرده اند، استفاده از همان مکانیسمی است که برای پرتاب بمبچه ها بر روی دشمن طراحی شده بود. اما این بار این مکانیسم برای رساندن آب، آذوقه، مهمات، تجهیزات امدادی و… به نیرو های خودی در خندق ها استفاده میشود. در جالب ترین نوع خود، این پهپاد های بزرگ برای انتقال پهپاد های کوچک، باتری و قطعات یدکی ضروری به آشیانه های پهپادی استفاده میشوند تا ادامه عملیات بی سرنشین ها با کمک بی سرنشین ها امکان پذیر شود.
اینکار اگرچه نیاز به خودرو های لجستیکی برای بازآرایی تسلیحات نیمه سنگین و روتیشن نیرو های قدیمی با نیرو های تازه نفس، تخلیه مجروحین و… را از بین نمیبرد، اما عمر مفید عملیاتی نیرو ها در خندق های خودی را به شدت افزایش میدهد و باعث میشود دشمن نتواند با یک دوره افزایش شدید آتش و نظارت، مدافعین را از مهمات و آذوقه محروم کند و اثرگذاری عملیاتی آن ها را پایین آورد تا یک عملیات تهاجمی موفقیت آمیز را اجرا کند. بدین صورت پهپاد ها باز هم به صورت غیرمستقیم باعث افزایش تاب آوری مواضع پدافندی و ادامه دار شدن این نبرد خندقی میشوند.
البته این نقش لجستیکی فقط به بی سرنشین های پرنده یا پهپاد ها محدود نیست و بر اساس گزارشات اوکراین در حال استفاده از خودرو های زمینی بدون سرنشین (UGV) ها نیز برای ماموریت هایی همچون انتقال آذوقه، مهمات و تسلیحات نیمه سنگین و حمل مجروحین است. اگرچه خودرو های زمینی بدون سرنشین اغلب دچار چالش هایی بخاطر سختی حرکت در معابر پیچیده و نبود نیروی انسانی برای رفع مسائلی همچون گیر کردن در گل هستند و به همین خاطر استفاده از آن ها آزمایشی تر و محدود است.

رسم توضيحي 2بازنمایی مفهومی از جنگ خندقی مدرن
نتیجه گیری
پرنده های بدون سرنشین به شکل عملیاتی و خودرو های بدون سرنشین به شکل بالقوه در حال تغییر چهره میدان جنگ مدرن در اوکراین به شکلی از جنگ خندقی هستند. آنچه این جنگ خندقی را از مدل سنتی در جنگ جهانی اول متمایز می کند، نبود میدان بی طرف واضح بین 2 خندق آشکار خودی و دشمن است و به جای آن مجموعه ای از خندق های پراکنده و استتار شده و در منطقه ای خاکستری حضور دارند که به صورت مستمر تحت پایش و آتش هر دو طرف هستند. در این جنگ مدرن خندق ها نقش پدافندی و آفندی خود را در قالب پناهگاه و آشیانه عملیات های پهپادی حفظ کرده اند. بارز ترین مشخصه جنگ های خندقی که برتری قابل توجه مواضع پدافندی و دشواری و پر هزینه بودن هرگونه پیشروی و تهاجم با خروج از خندق های خودی است در این جنگ نیز به آشکاری دیده میشود و بدون سرنشین ها نه تنها در عملیات های تهاجمی و نظارتی بلکه در شکل محدود تر در عملیات های لجستیکی، در حال تعیین قواعد این نبرد خندقی مدرن هستند.
نویسنده: محمد صالح هاشمی



