جنگ و جنگاوران

جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل(جنگ شش روزه)

جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل(جنگ شش روزه)

جنگ شش روزه نقطه عطفی در تاریخ نظامی و سیاسی جهان است.این جنگ پیامدهای زیادی داشت که حتی بعد از پنجاه سال هنوز نیز به خوبی می توان ان را در جهان مشاهده کرد.نه تنها تاثیر زیادی بر روی مرز بندهی سیاسی و جغرافیایی خاورمیانه داشت بلکه حتی تاثیر زیادی بر روی دیدگاه های نظامی در تمامی ارتش های جهان داشت به طوری که بسیاری از معادلات نظام جهان بعد از جنگ شش روزه سال 1967 مورد بازنگری قرار گرفت.جنگی که یک پیروزی سریع برای اسرائیل به همراه داشت و می توان ان را حتی با پیروزی المان نازی درسال 1940 بر چند کشور اروپای طی دو ماه قابل قیاس دانست.کتاب های زیادی درباره جنگ شش روزه نوشته و مقالات بیشماری تالیف شده ولی این جنگ  هنوز نیز زوایایی پنهان زیادی دارد.

در جنگ سال 1956 یا همان جنگ کانال سوئز اسرائیل طی سه روز کل صحرای سینا را اشغال و به کانال سوئز رسید ولی در نهایت به دلیل فشارهای سیاسی مجبور به تخلیه ان شد.از ان به بعد اسرائیل به طور دائم درگیر زد و خوردهای پراکنده مرزی با مصر و از جمله همسایه شرقیش سوریه بود.حافظ اسد و جمال عبدالناصر برای تقویت جایگاه امنیتی دو کشور در سال 1966 با هم یک پیمان دفاعی مشترک امضا کردند.

سال 1966 سال پر زد و خوردی بود.اسرائیل برای مقابله با مبارزان فلسطینی پارا از مرزهای خود خارج کرد و به سرزمین های مستقل فلسطینی یورش برد.در ان سال نیروهای اردنی که مسئول حفظ مناطق خودگردان فلسطینی بودند مرد حمله نیروهای ارتش اسرائیل قرار گرفتند.که تبدیل به پایگاه  مبارزان فلسطینی شده بود.ارتش اسرائیل به شهر اسموع(در کرانه باختری رود اردن که در نزدیکی مرز اردن و اسرائیل قرار دارد) از مناطق تحت کنترل فلسطینی ها حمله کرد.این منطقه جزء اردن نبود ولی تحت کنترل ارتش اردن بود.ارتش اردن تلفات بالای داد و مجبور به عقب نشینی شد.شاه حسین ،سلطان اردن،جمال عبدالناصر را به دلیل عدم حمایت از اردن در این نبرد کوتاه مورد انتقاد قرارداد.در سال 1967 سازمان امنیت شوروی به اشتباه به اعلام کرد که ارتش اسرائیل در حال تجمع نیرو در مرز با سوریه است.ناصربا شنیدن این خبردر16 می خواهان خروج نیروهای سازمان ملل از جنوب صحرای سینا وغزه شد. وی می خواست تا دراین نقاط نیروهای ارتش مصرمستقرشوند تا درصورت حمله اسرائیل به سینا بتواند ازسینا دفاع کند.ازجمله مناطقی که نیروهای سازمان ملل درانجا مستقر بودند شرم الشیخ بود که با خروج این نیروها  به دست نیروهای ارشت مصر افتاد.اسرائیل تهدید کرد در صورتی که نیروهای مصری تنگه تریا را ببندند این عمل برای اسرائیل توجیه کامل برای اغاز جنگ تلقی می شود(شرم الشیخ شهر بندی مصر در کنار ابهای تگه تیرا است)بسته شدن تنگه تریا به این معنی بود که کشتیهای اسرائیلی دیگرنمی توانستند به بندرایلات درجنوب اسرائیل تردد کنند. ناصرچنین کرد و در 22 و 23 می اعلام کرد عبور کشتی های اسرائیلی از این تنگه ممنوع است.همزمان در 30 می مصر با اردن یک پیمان دفاعی مشترک امضا کردن و ارتش عراق دست به استقرار واحدهای زرهی خود در اردن زد که بعدها این نیروها با نیروهای مصری تقویت نیز شد. در 4 ژوئن اسرائیل در پی تحرکات نظامی شدید اعراب و بسته شدن تنگه تریا تصمیم به جنگ گرفت و در5 ژوئیه اسرائیل با اغازعملیات ارتش اسرائیل بر علیه 5 کشور عربی تعجب و شگفتی همگان را برانگیخت .

پیش درامدی بر جنگ

ولی تمام این ماجراها همین طور که قبلا گفته شد به جنگ سال 1957 کلانال سوئز برمی گردد.اگرچه در این جنگ ارتش مصر شکست خورد ولی ناصر پیروزی سیاسی بزرگی به دست اورد.اسرائیلی ها بسیار ناراحت و خشمگین بودند زیرا انها در سال 1957 طی سه روز کل سینا را اشغال کرده بودند ولی زیر فشار سیاسی مجبوربه بازپس دادن ان شدند.از سال 1957 تا 1967 بین مرزهای اسرائیل  و مصر نیروهای سازمان ملل مستقر بودند و تنگه ترا نیز باز بود. ولی هنگامی که این نیروها رفتند و تنگه نیز برکشتی های اسرائیلی بسته شد دیگر جای برای صلح نبود.از طرفی اگرچه درسال 1957 اسرائیل مناطق اشغالی را پس داد ولی همچنان مشکلات اسرائیل و همسایگان عربش ادامه داشت.هیچ کدام از کشورهای عرب منطقه اسرائیل را به رسمیت نمی شناختند و هیچ تمایلی برای حل مشکلاتشان با این کشور نداشتند بلکه به طور اشکارا از مبارزان فلسطینی نیز حمایت می کردند.

این عدم تمایل کشورهای عرب همسایه اسرائیل در حل مشکلات با اسرائیل حتی بعدهای دیگری نیز پیدا کرده بود.مثلا در سال 1964 اسرائیل برای تامین اب اشامیدنی خود دست به کشیدند اب از رودخانه اردن زد.سوریه واردن یک سال بعد با ایجاد تاسیسات در بالا رودخانه این اب را منحرف کردند.اسرائیل عملا دچار کمبود اب شد به طوری که اب لازم برا 11% اسرائیلیها در دست راس نبود.اسرائیل درسال 1965 با حمله به تاسیسات انحراف اب رودخانه در سوریه انها را نابود کرد و بدین گونه موجی از زد و خوردهای نظامی پراکنده را به همراه خود اورد.

اردن از بعد از اشغال فلسطین توسط یهودیان بزرگترین میزبان فلسطینی ها بود.جنبش نظامی فتح در اردن تشکیل و تجهیز می شد و سوریه نیز به این جنبش کمک فراوان می کرد.البته ملک حسین سلطان اردن علاقه ای به تحریک اسرائیل نداشت(وی فردی ترسو بود) ولی نمی خواست احساسات فلسطینی های داخل اردن را نیز برانگیزد از این رو تنها به فتح مکان برا اموزش وتجهیز خود در اردن داده بود. فتح طی حملاتش به شهرک های یهودی نشین باعث کشته شدن نظایمان و غیر نظامیان یهودی می شد. در تابستان سال 1966 در طول خط مرزی مین های کاشته شده این جنبش تلفات بالای در جاد ها از نیروهای اسرائیلی گرفت در نومامبر ان سال  نیروهای اسرائیلی ها به روستای ساموی در کرانه باختری رود اردن که محل تجمع شبه نظامیان فتح بود حمله کرده و تلفات زیادی از انها گرفتند.از بین رفتن تعداد زیادی از نیروهای فتح و پیروزی سریع در این عملیات کوچک بسیاری از وزیران کابین اسرائیل را به فکر انداخت که می توان این عملیات را در مقیاس بزرگتر در درون خود خاک اردن پیش برد.ملک حسین بسیار از این مسئله و احتمال حمله اسرائیل به اردن ترسید و طی نامه ای به اسرائیلی ها که از طریق سفارت امریکا دراردن به تلاویب رسید.اعلام  کرده که دست از حمایت فتح خواهد برداشت و تلاش در متقاید کردن سوریه برای دست کشیدن از خصومت با اسرائیل خواهد کرد.همچنین وی در این نامه اعلام کرده بود که اگرچه شاید نتواند سوریه را متقاید کنند ولی هرگز کشورش را پایگاه ای برای حمله به اسرائیل قرار نخواهد داد.

این نامه چندان مورد عنایت در اسرائیل قرار نگرفت و بدین سان ملک حسین که دید خطر جنگ نزدیک است در اردن اعلام بسیج عمومی کرد. وی همچنین مصر و سوریه را متهم کرد که اردن را رها کرده اند و خود را در پشت نیروهای سازمان ملل مخفی نگه داشته اند. در اسرائیل نیز تمام فرمانده هان نظامی معتقد بودند که باید کرانه باختری رود اردن اشغال شود زیرا انجا تبدیل پایگاه ثابت مبارزان فلسطینی شده است.

سوریه همواره نیروهای  مبارز فلسطینی را تجهیز و اموزش می داد.هنگامی که اسرائیل با خراب کردن خانه های فلسطینی ها در مناطق مختلف  دست به ساخت شهرک یهودی نشین زد فلسطینیان که دیگر حق بازگشت نداشتند دست به عملیات تلافی جویانه بر ضد  یهودیان زدند. این حملات طی دو سال قبل از اغاز جنگ 1967 باعث کشته شدن تعدادی از اسرائیل ها شد.این حملات معمولا از سوی اردن انجام می شد ولی در همان زمان نیز که اسرائیل معتقد بود این حملات با تحریک سوریه انجام می شود ولی سوریها حمایت از فتح را رد میکردند. البته حمایت از جنبش های ازادی خواهان فلسطینی تنها دلیل اختلافی بین سوریه و اسرائیل نبود.اسرائیل در مناطق مرزی خود با سوریه همراه مشکلات زیادی با کشاورزان داشت.اسرائیل در مناطق مرزی خود با سوریه دست به زراعت میزد،اسرائیل ادعا میکرد که نیروهای سوریه از ان سوی مرز به طرف کشاورزان و تراکتورهای اسرائیلی شلیک می کند. سوریها این مسئله را قبول نداشتند و ادعا میکردن که اگر اتشی نیز به سوی اسرائیل روانه کرده اند در جواب اشت باری نیروهای مرزی اسرائیل بوده است.

ولی شاید یکی از بزرگترین مسائل تحریک کنند برای اسرائیل قبل از شروع جنگ اتحاد مصر و سوریه در قالب جمهوری عربیه بود که تجاوز هر کدام تجاوز به دیگر به حساب میامد.

جنگ سال 1967 اعراب و اسرائیل
بسته شدن تنگه تریا توسط ارتش مصر بر روی کشتی های اسرائیلی که به بندر الیات رفت و امد میکردند اصلیترین دلیل اغاز جنگ بود.

لحظه به لحظه جنگ نزدیک می شود

در ساعت 10 صبح روز 16 می سال 1967 فرمانده ای نیروهای سازمان ملل مستقر در صحرای سینا نامه ای از فرمانده ارتش مصر دریافت کرد که طی ان اعلام شده بود با در نظر گرفتن اماده شدن نیروهای ارتش مصر و سوریه برای اقدام علیه اسرائیل و احتمال برخورد انها با نیروهای سازمان ملل این نیرو برای اینکه در خطر جنگ قرار نگیرند باید هرچه زودتر منطقه را ترک کنند.با وجود اینکه دبیر کل وقت زمان ملل تلاش کرد مصر را متقاعد کند ولی کارای از پیش نبرد و در نهایت در 18 می نیروهای هندی و یوگسلاوی مستقر در سینا به سرعت دست به خروج از منطقه زدند.نیروهای ارتش مصر به زود در کناره کانال سوئز و مرز با غزه مستقر شدند.بسیاری این حرکت نیروهای مصری را تنها تلاش برای جلوگیری از اغاز حمله اسرائیل به مصر تلقی کردند.خروج نیروها سازمان ملل تا 30 ژوئن ادامه داشت .همچنین مصر از نیروهای کانادایی که  در قالب سازمان ملل کنترل کانال سوئز را در دست داشتند خواست طی 48 ساعت کانال را ترک کنند و البته دولت کانادا نیز پذیرفت.اگرچه اینگونه به نظر می رسید که ارتش مصر اماده حمله به اسرائیل است ولی بعدها اسحاق رابین وزیر جنگ اسرائیل گفت ارایش و تعداد نیروهای ارتش مصر انچنان نبود که بخواهد به ما حمله کند،باید صادق بود این اسرائیل بود که می خواست به مصر حمله کند و انها تنها می خواستند خطوط دفاعی در سینا برای خود دست و پا کنند. ژنرال برلیو نیز که معاونت ستاد مشترک ارتش اسرائیل را در زمان جنگ برعهده داشت معتقد بود مصر می خواست در سینا برای خود خطوط دفاعی دست و پا کند ولی با محاصره تنگه تریا اسرائیل را وادار به جنگ کرد.انها در واقعه تنها در اشتغال تنگه تریا یک اشتباه سیاسی عجیب کردند و خود با دست خود یک جنگ را علیه خود به راه انداختند.

در همان زمان در خود مصر نیز جنگ با اسرائیل تا حدی شوخی به نظر می رسید زیرا در خود ارتش مصر نیز افسران کمی بودند که  فکر حمله و پیروزی بر ارتش توانمند و خوش تکنیک اسرائیل را باورداشته باشند.

ولی ناصر و کشورهای عربی طوری رفتار می کردند که اسرائیل فکر می کرد که اگر دست به حمله نزند به ان حمله خواهد شد.ناصر در 26 می اعلام کرد در صورتی که اسرائیل به مصر و سوریه تجاوز کند جنگ تنها به مرز این دو کشور محدود نخواهد شد.از طرفی ناصر و،حافظ اسد رئیس جمهور سوریه و یا عبدالرحمان عارف رئیس جمهور عراق همواره صحبت از این میکردند که تشکیل  دوباره فلسطین عربی تنها با نابودی اسرائیل و یا لغو موجودیت اسرائیل امکان دارد.ناصر تا حدی انسان ارمانگرایی بود.ولی می دانست که اتحاد ان با سوریه  که در دست بعثی ها بود چندان طول نمی کشد از این رو نمی شود با سوریه در یک جنگ تمام عیار با اسرائیل درگیر شد. وی به دنبال پیروزی بدون جنگ با تحت فشار گذاشتن اسرائیل در صحرای سینا و تنگه تریا و فشار اقتصادی بود.از این رو مصر تنگه تریا را بر روی اسرائیل بست،اگرچه حدود دو هفته بسیاری از کشورها از جمله امریکا تلاش برای پیدا کردن راه حل دیپلماتیک داشتند ولی مصر تنگه را باز نکرد و اسرائیل دیگر به سیم اخر زد و دست به ماشین جنگ برد.

ارایش نیروها

اسرائیل در مقابل ارتشهای اردن،مصر،سوریه و عراق ارتش کوچکی به حساب میامد.

در استانه ای جنگ مصر حدود 100 تا 160 هزار سرباز در سینا داشت که در هفت لشکر شامل چهار لشکر پیاده ،دو لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه گرد امده بودند که توسط چهار تیپ زرهی و چهار تیپ پیاده مستقل تقویت می شدند.این نیروها متشکل از 950 تانک  عمدتا تانک های روسی تی55 ،1100 نفر بر زرهی و 1000 توپ بود.این نیروها در سینا هیچ نقشه ای برای تهاجم نداشت ولی برنامه مفصلی برای دفاع از سینا داشت.

سوریه 75000 سرباز را در امتداد مرز خود با اسرائیل مستقر کرده بود  و اردن نیز 55000 سرباز را در مرز خود با اسرائیل،اردن حدود 3000 تانک در مرز داشت که 250 تانک ان از نوع M48 پاتن امریکای بود و تعداد زیادی نفر بر ام113 و چندین گردان توپخانه نیز در اختیار داشت.اسناد ارتش اسرائیل بعدها نشان داد که اردنی ها دستور داشتند در صورت اغاز جنگ با نیروهای خود در داخل خاک اسرائیل نفوذ کنند.عراق نیز در جنگ حضور داشت.حداقل 100 تانک عراقی به همراه دو اسکادران میگ21 در اردن مستقر کرده بودند.این در حالی بود که بخشی از نیروی هوایی عراق در پایگاه های هوایی غربی این کشور در مرز با اردن  در اماده باش کامل قرار داشتند.اردنی ها که از قرار معلوم به خود اعتماد زیادی داشتند اعلام کرده بودند طی 3 روز می توانند به تنهایی تلاویب را اشغال کنند.

اسرائیل اگرچه دارای نیروی هوایی پر زرق و برق عراب نبود(970 فروند برای اعراب و 300 فروند برای اسرائیل)ولی خلبانان ان ها اموزش بسیاری خوبی دیده بودند.این نیرو توان 4 تا 5 پرواز در روز برای هرهواپیما را کسب کرده بود تا بتوانند طی یک یورش سریع نیروهایی مصر را در سینا زمین گیر کنند. فرمانده هان نظامی اسرائیل معتقد بودند عملیات زمین در زیر اتش هوای شدید در صحرای بازی همچون سینا غیر ممکن است.خلبان اسرائیلی طی تمرینات خود بارها باندهای فرود ساختگی را هدف قرار دادند و تمرینات هوایی داگ فایتر زیادی انجام داده بودند.

نیروی هوایی اعراب حدود 900 فروند جنگنده در اختیار داشت که پیشرفته ترین انها شکاری رهگیر میگ21 ساخت شوروی بود.
نیروی هوایی اعراب حدود 900 فروند جنگنده در اختیار داشت که پیشرفته ترین انها شکاری رهگیر میگ21 ساخت شوروی بود.

مصریها چندین خطوط دفاعی مستحکم در سینا تشکیل داده بودند.استراتژیک انها این بود که ارتش اسرائیل از چند راه مشخص که در سینا معمولا بسیار پر تردد است حمله می کند نه قسمت های خشک و ماسه ای سینا.ولی اسرائیلی ها دقیقا دست مصریها را خوانده بودند.انها فهمیده بودند که می تواند با انتخاب لاستیک مناسب برای خودورهای سبک وکامیون ها از انها به خوبی در زمین های ماسه ای و تپه های سینا که از نظر مصر بدرد پیشروی نظامی نمی خورد پیشروی کنند.همچنین ارتش اسرائیل فهمید در سینا هر سرباز یک لیتر اب در ساعت مصر میکند برای همین انها تعداد زیادی تانکر برای تقویت سربازان خود به خدمت گرفتند.البته عملیات تنها در سینا نبود.اسرائیل می خواست بلندی های جولان سوریه را نیز اشغال کند. بلندی های جولان منطقه باز و بدون مانع طبیعی بود. دولت سوریه طی یک دهه قبل از این برای افزایش محیط های سرسبز در سراسر سوریه دستور کاشت درخت به صورت فراگیر در اکثر نقاط سوریه را داده بود. این درختان دربلندی های جولان نیز یک دهه قب کاشته شده بودند و از شوخی های روزگار اینکه بعد یک دهه انقدر بزرگ شده بودند که این منطقه را برای اسرائیلی ها تبدیل به یک دشت با موانع طبیعی مناسب برای اختفا و در امان ماندن انها از اتش سوری ها شده  بود.

ارتش اسرائیل برای این نبرد نیروی بالغ بر 24600 نفر سرباز را گرد هم اورده بود که البته این میزان تمام ان نیروی بود که در اسرائیل قابل دسترس بود و شامل نیروهای ذخیره نیز می شد.البته اسرائیلی ها روحیه فوق العاده خوبی داشتند که دلیل این روحیه بالا پیروزی سریع انها در جنگ سال 1957 بود . به گفته روزنامه نیورک تایمز سطح اموزش و امادگی و روحیه سربازان و فرمانده هان اسرائیل اصلا قابل قیاس با نیروهای عرب نبود.تنها چیزی که اعراب را سرپا نگه داشته بود کمک های نظامی شوروی بود در حالی که هیچ ابتکار و تاکتیک فوق العاده ای در این ارتش ها به چشم نمی خورد.

در عصر یک ژوئن سال 1967 ژنرال موشه دایان این فرمانده استوری (به خوبی موشه دایان را می توان با افرادی چون رومل ویا گودریان در جنگ دوم مقایسه کرد وی دوبار در سال 1956 و 1967 صحرای سینا را اشغال کرد و در سال 1973 اسرائیل را از سقوط کامل نجات داد)که وزارت دفاع اسرائیل را بر عهده داشت به همراه اسحاق رابین رئیس ستاد مشترک  طی یک جلسه ، دایان ژنرال گیویش را به عنوان فرمانده جنوب منصوب کرد و وی اختیارات لازم برای حمله به نیروهای ارتش مصر در سینا را داد وی همچنین در این جلسه تاکید کرد تا زمانی که وضعیت سینا مشخص نشده با سوریه سر بلندی های جولان دیگر نباید شد.

ژنرال اسحاق رابین رئیس ستاد مشترک اسرائیل.وی بعدها نخست وزیر اسرائیل شد و توسط یهودیان افراطی درسال 1995 ترر شد.
ژنرال اسحاق رابین رئیس ستاد مشترک اسرائیل.وی بعدها نخست وزیر اسرائیل شد و توسط یهودیان افراطی درسال 1995 ترر شد.

یورش طوفانی

اولین اقدام مهم ارتش اسرائیل نابودی نیروی هوایی مصر در صحرای سینا بود.نیروی هوایی مصر حداقل متشکل از 420 فروند هواپیما بود که مهم ترین انها جت مافوق صوت مدرن میگ21 بود که در ان زمان اخرین محصول  کمپانی مشهور میگ شوروی بود.البته نگرانی اصلی اسرائیل حدود 30 فروند بمب افکن دو موتوره توپلوف16 ارتش مصر بود که به دلیل توان حمل مهمات زیاد در برد مناسب می توانستند خسارت قابل توجه ای به مراکز نظامی و غیر نظامی اسرائیل وارد کنند. راه حل ژنرال موشه دایان انهدام سریع نیروی هوایی مصر در یک عملیات غافلگیرانه بر روی زمین بود.این عملیات که در روز 5 ژوئن اغاز شد با کد فوکوس(متمرکز کردن)اغاز شد.در سال 7:45 دقیقه روز 5 ژوئن نیروی هوایی اسرائیل با به پرواز در اوردن حدود 200 فروند جنگنده خود یک حمله سراسری را بر ضد پایگاه های هوایی نیروی هوایی مصر در سینا اغاز کرد. تنها 12 فروند جنگنده در اسرائیل برای دفاع از خاک این کشور باقی ماندند.پایگاه های هوایی مصر در سینا دارای استحکامات بسیار سبکی بودند.به ندرت اشیانه مقاوم در دست راس بود.نیروی هوایی اسرائیل نیروی هوایی مصر را بسیار دست بالا گرفته بود.انها برنامه داشتند که در دور اول عملیات دست به بمب باران هوایی باندهای فرود بزنند تا نیروی هوای مصر بر روی زمین زمین گیر شده بعد در دور بعدی عملیات جنگنده های روی زمین از بین بروند. ولی ان ها در دور اول عملیات در مقابله با نیروی هوای مصر بسیار متعجب شدند.

جنگنهای اسرائیل دست به پرواز بر روی مدیترانه و دریایی سرخ زدند تا شبکه دفاع هوایی مصر را گیج کنند. مصر تعداد زیادی رادار و اتش بار موشکی سام2 را از شوروی دریافت کرده بود.خلبانان اسرائیل بر اساس تجارب خلبانان امریکایی در ویتنام اموخته بودند که پرواز در ارتفاع کم زیر افق رادار های دشمن می تواند به انها کمک زیادی کند.این کار جواب داد.رادارهای اتش بارهای موشک های مصر یا دیر متوجه شدند ویا اصلا متوجه جنگنده های اسرائیلی  نشدند.نیروی هوایی مصر دارای ساز و کار درست هشدار زود هنگام نبود و از این رو کشف جنگنده های اسرائیلی نیز بدرد انها نمی خورد زیرا تا خبر به واحد عمل کند می رسید خیلی طول می کشید. خلبانان اسرائیل هنگامی که به پایگاه های هوایی مصر رسیدن متوجه شدند که هیچ اتش ضد هوایی وجود ندارد و از طرفی تقریبا اسمان از هر گونه جنگنده مصری خالی بود. از طرفی جنگنده های نیروی هوایی مصر بر روی زمین بدون هیچ گونه استتاری رها شده بودند به طوری که خلبانان اسائیل در همان موج اول عملیات شروع به گلوله باران و راکت باران جنگنده های پارک شده بر روی زمین کردند.

نیروی هوایی اسرائیل از جنگنده های میسترال،سوپر میسترال ،اورگال و میراز3 بهره می برد.هر چهار جنگنده ساخت فرانسه بودند و در بین ان ها سوپر میسترال و میراژ3 مافوق صوت بودند.میراژ3 جنگنده  بسیار کار امد  بود ومیشد ان را با میگ221 روسی مقایسه کرد.

در دور اول عملیات خلبان اسرائیلی تقریبا با هیچ مقاومت جدی از سوی نیروی هوایی مصر که دوبرابر انها بود روبرو نشدند. تعداد جنگنده های پارک شده مصری روی باند انقدر زیاد بود که خلبانان اسرائیلی بعد از اتمام بمب ها و راکت هایشان دست به گلوله باران جنگندهای روی زمین به کمک توپ های جنگنده هایشان زدند.این موج حملات 11 پایگاه هوایی مصر را در برمیگرفت. هنگامی که سوخت و مهمات خلبان اسرائیل تمام شد انها به سرعت به پایگاه های خود برگشتند و در عرض45 دقیقه دوباره تمام جنگندها به پرواز درامدند و بعد به 14 پایگاه حمله کردند.موج دوم نیز بدون تلفات خاصی برای اسرائیلی ها  به پایان رسید تا انها دوباره برگشته مهمات گیری و سوخت گیر کنند و موج سوم حملات اغاز شود.بر طبق برنامه ریزی اسرائیلی ها انها پیش بینی کرده بودن که نیروی هوایی مصر را در عرض 8 تا 9 ساعت بر روی زمین از بین خواهند برد ولی در عمل تنها 3 ساعت طول کشید تا نیروی هوایی پر زرق برق مصر روی زمین از بین برود. نیروی هوایی مصر طی مرحله اول عملیات 338 فروند جنگنده به همراه 100 خلبان را از دست داد.اگرچه میزان تلفات مصری ها بعداز چهار دهه هنوز مورد مناقشه است ولی گفته شده انها 90 فروند میگ21،  20 فروند میگ19،  25 فروند میگ17  ،30 فروند توپلوف16  ،27فروند ایلیوشین 28  ،12 فروند سوخوی7 و حدود 32 فروند هواپیمای ترابری از جمله تلفات نیروی هوایی مصر بود.در مقابل اسرائیل تنها 19 فروند جنگنده را از دست داد که دو فروند ان در رزم هوایی از دست رفت و 13 فروند توسط توپ ضد هوایی سرنگون شد .

از بعد ظهر کشورهای عربی دیگر همچون سوریه،اردن و عراق و باقی مانده نیروی هوایی مصر دست به حملات هوایی متقابل بر ضد اسرائیل زدند.ولی به دلیل عدم  و هماهنگی این حملات خسارت چندانی به نیروی هوایی اسرائیل وارد نکرد. اسرائیل از ساعت14  روز 5 ژوئن با اطمینان از زمین گیر شدن نیروی هوای مصر دست به حملات بر ضد نیروی هوایی اردن و سوریه زد.نیروی هوایی کوچک اردن به سرعت از صفحه روزگار محو شد و 20 فروند هواپیمای تهاجمی هاوکر هانتر و شش فروند هواپیمای ترابری را از دست داد.نیروی هوایی سوریه نیز تنها بر روی زمین 32 فروند میگ21  ،23 فروند میگ15 و17 و دو فروند ایلیوشین28 را از دست داد.جالب اینکه با وجود اینکه جنگ از صبح اغاز شده بود و فرمانده هان نظامی سوریه شاهد بلایی که بر سر نیروی هوایی مصر امد بودند ولی در بعد از ظهر هنگامی که خلبانان اسرائیلی به طرف پایگاه های هوای سوریه پرواز کردند متوجه شدند که سوریها اصلا هیچ گونه تلاش برای حتی استتار هواپیماهای خود بر روی زمین نکرده اند به طوری که انگار اصلا خبری نبوده!!!

نیروی هوایی عراق نسبت به دیگر نیروهای هوایی عرب تر فرض تر بود.انها حملاتی بر ضد تلاویب و تاسیسات اطرافش انجام دادند.اگر چه نیروی هوایی مصر نتوانست از بمب افکنهای توپلوف16 خود بر ضد اسرائیل استفاده کند ولی در عوض عراقی ها با ایت بمب افکن ها تلاویب را مورد هدف قرار دادند(البته حداقل یک فروند انها به وسیله اتش توپ خانه ضد هوایی مورد هدف قرار گرفت).همچنین جنگندهای میگ21 عراقی در حمله به برخی از تاسیسات زیر بنایی در حیفا شرکت داشتند ولی  اسرائیلی ها همان روز به سرعت تلافی کردند وطی حملات هوایی سریع با رد شدن از اسمان اردن خود را به غرب عراق رسانده و و پایگاه هوای H3 را در نزدیکی مرز اردن با عراق مورد حمله قرار دادند و حدود 12 فروند میگ21، دو میگ17 و هانتر ر ا از بین بردند.فردای ان روز(6 ژوئن)نوبت نیروی هوایی لبنان بود تا طی حملات میراژ های اسرائیلی  تمامی نیروی  هوایی کوچک خود را از دست دهد.

نیمه شب 5 ژوئن اسرائیل توانسته بود 416 فروند جنگنده اعراب را از بین ببرد در حالی که خود تنها 26 جنگنده را از دست داده بود.این امار خود بیان گر همه چیز بود و نیازی به تفسیر ندارد.انها تا ینجا نیز به اقتصاد کشورهای عربی که میلیارد ها دلار پول برای تشکیل نیروی هوایی خود داده بودند ضربه ای عظیم وارد کرده بودند بدون اینکه جایی را اشغال کنند.

تلفات نیروی هوایی  اسرائیل عبارت بود از 6 فروند میراژ3، 4 فروند سوپر میسترال،9 فروند میسترال،چهار فروند اورگال  و 4 فروند  Vautour به همراه 12 نفر خلبان بودند.

بعد از زمین گیر شدن نیرو هوایی اعراب که به اسرائیل این اطمینان را داد که دیگر حملات هوایی مزاحم پیشروی انها نخواهد شد انها نیروی زمین خود را ازاد کرده تا انها وارد عمل شوند

حملات اسرائیلیها در سینا در روز اول و دوم جنگ در شمال صحرای سینا و در مرکز سینا به طرف ابو عقیل
حملات اسرائیلیها در سینا در روز اول و دوم جنگ در شمال صحرای سینا و در مرکز سینا به طرف ابو عقیل

بازهم سینا

نیروی زمینی مصری در روز اول عملیات شامل 7 لشکر شامل چهار لشکر زرهی،دو پیاده و یک پیاده مکانیز بود که از 100 هزار سرباز به همراه 900 تا 950 تانک،1100 نفربر زرهی و 1000 توپ تشکیل شده بود که همگی در سینا مستقر بودند.این نیروها بر اساس دکتورین نظامی شوروی چیده شده بودند که طی ان نیروهای زرهی عنصر حمله کننده و نیروهای پیاده مدافع بودند.نیروهای اسرائیل درگیر در این عملیات نیز شامل شش تیپ زرهی،یک تیپ پیاده،یک تیپ مکانیزه و یه تیپ چتر باز بود.اسرائیل در مجموع 70 هزار سرباز و 700 تانک داشت.پیشروی نیروهای اسرائیل در سینا با اغاز بمب باران های هوایی پایگاه های هوایی مصر شروع شد.در حالی که مصری ها انتظار داشتند که نیروهای اسرائیلی مانند سال 1957 از مرکز  سینا حمله کنند  این بار اسرائیلی ها از جنوب  و مرکز سینا وارد عمل شدند.

یکی از اهداف اشغال بخش های از نوار غزه بود.این جبهه که جبهه شمالی بود ،متشکل از  سه تیپ به فرمانده ای سرتیپ اسرائیل تال در روز نخست تهاجم خود را به نوار غزه اغاز کرد.نیروهای فلسطینی که  تحت امر فرمانده ای مصریها بودند در مرحله اول مقاومت خوبی انجام دادند ولی در نهایت کاری از پیش نبردند.برخی از این مقاومتها را لشکر 20 فلسطین  تحت نظر ارتش مصر انجام شد.سرانجام بعد از دو روز نوار غزه تسلیم شد و نیروهای مصری با تلفاتی بالغ بر 2000 نفر عقب نشینی کرده  از انجا نیروهای اسرائیلی  به طرف العریش حرکت کردند(در شمال صحرای سینا در ساحل دریای مدیترانه)و بعد یک نبرد کوتاه العریش را که مهمترین شهر مصر در شمال سینا بود را به اشغال خود در اوردند.

بخش مرکزی جبهه جنگ در دست ژنرال اوراهام یوفی بود و جبهه جنوبی را ژنرال اریل شارون رهبری می کرد.کار این دو  به راحتی جبهه شمال نبود.نیروهای مصری در مرکز سینا در  ابو عقیل دست به یک نبرد بسیار سخت با اسرائیلی ها زدند.نیروهای مصری در این منطقه شامل یک لشکر پیاده،یک گردان تانک مجهز به تانک های ام بی تی و زره کوب بودند.نیروهای مصری در ابو عقیل دارای  حدود 90 تانک تی34 و 22 زره کوب su100 مجهز به توپ 100 میلیمتری بودند و از 16000 سرباز بهره می بردند.نیروهای اسرائیلی نیز  شامل 14000 سرباز متشکل از پنچ گردان مجهز به 150 تانک ای ام ایکس13 ساخت فرانسه و تانک های ام4 شرمن بودند.تانک های شرمن اسرائیل با نام ام50 سوپر شرمن شناخته مشدند که مجهز به زره و توپ بهسازی شده بودند.

حمله به ابو عقیل را شارون اغاز کرد.شارون دو تیپ را برای حمله اماده کرد یکی را به جنوب ابوعقیل و دومی را به شرق ابوعقیل فرستاد تا راه تدارکاتی از شرق را بر این شهر بسته و نیروهای مصری را محاصره کند.همزمان چتربازان در بخش جنوبی تر ابو عقیل با بالگرد پیاده شدند زیرا در انجا چند گردان توپخانه مصری نیروهای اسرائیلی را زیر اتش  گرفته بود.اگر چه تعدادی  از بالگرد ها سقوط کردند و نیروهای چترباز اسرائیلی سر گردان و پراکنده شدند ولی انها در نهایت توانستند حملاتی را بر ضد مواضع توپ خانه ای مصر انجام داد و بر کیفت و حجم اتش انها تاثیر چشم گیری بگذارند.

با از بین رفتن اتش توپ خانه مصریها و ازاد شدن دست نیروهای اسرائیل در روز دوم جنگ و بمب باران شدید مواضع دفاعی نیروهای مصری در ابو عیقل باعث شد که در نهایت طی 3روز ابو عقیل به اشغال اسرائیلی ها در بیاید.تلفات مصر در نبرد ابوعقیل 4000 سرباز بود که شامل 40 تانک می شد .ولی اسرائیل ها تنها 33 سرباز و 19 تانک را از دست دادند.

بعد از سقوط ابو ال عقیل نیروهای اسرائیلی به سرعت در مرکز و شمال سینا پیشروی کردند و تا 7 ژوئن خود را به 60 کیلومتری کانال سوئز رساندن.با وجود برتری زرهی مصریها ولی انها نتوانستند کارای از  پیش ببرند و تعداد زیادی از زره پوش های انها توسط سلاح های انفرادی همچون بازوکا مورد هدف قرار گرفت.ارتش مصر که دید نیروهای زمینگیر شده و  به شدت تحت فشار در حال عقب نشینی هستند از باقی مانده نیروی هوایی خود در ان سوی سوئزمستقر بود از روز سوم جنگ علیه واحه زمین اسرائیلی استفاده کرد.برای نمونه این نیرو در روز چهارم جنگ حداقل 150 پرواز برای حمله به نیروهای اسرائیلی انجام داد.

در روز سوم و چهارم جنگ ارتش اسرائیل با اشغال شرم الشیخ کل سینا را اشغال و به سوئز رسدند.
در روز سوم و چهارم جنگ ارتش اسرائیل با اشغال شرم الشیخ کل سینا را اشغال و به سوئز رسدند.

اشتباه برزگ

هنوز برخی از واحد های ارتش مصر در سینا سالم بود ومی توانستند جلوی پیشروی نیروهای اسرائیلی را به طرف سوئز بگیرند.ولی هنگامی که وزیر دفاع مصر فیلد مارشال عبدل حکیم عامر خبر شکست نیروهای مصری را در ابو عقیل شنید دستور داد تا تمام واحدهای نظامی مصر از سینا عقب نشینی کنند.وی فکر می کرد که ممکن است نیروهای اسرائیل با در هم کفتن باقی مانده اتش مصر خود را به سوئز رسانده و حتی از سوئز نیز بگذرند. وی با این فرمان عملا شکست مصر را در جنگ اعلام کرد.با رسیدن فرمان عقب نشینی ارتش مصری در ستون های دراز شروع به عقب نشینی کردند.نیروی هوایی اسرائیل که دیگر کسی جلودارش نبود این ستون های را با کمک بمب های ناپالم مورد هدف قرار میدادند که تلفات و خسارات زیادی به نیروهای مصری وارد کرد .

حرکت ستون زرهی تانکهای ام48 اسرائیلی در نزدیکی غزه.در نبرد سینا به دلیل موقعیت باز و بدون مانع ان نبرد زرهی نقش مهمی را بازی می کرد.
حرکت ستون زرهی تانکهای ام48 اسرائیلی در نزدیکی غزه.در نبرد سینا به دلیل موقعیت باز و بدون مانع ان نبرد زرهی نقش مهمی را بازی می کرد.

ولی موشه دایان به این مسئله رازی نبود.وی خواهان نابودی تمام نیروهای مصری در حال عقب نشینی بود از این رو وی تصمیم به دور زدن و محاصره کردن انها و نابودی واحدهای مصری در هنگام عبور از بخش کوهستانی غرب سینا گرفت.از این رو در 6 و 7 ژوئن دو فرمانده جبهه مرکزی و جنوبی یعنی شارون و تل با کمک واحد های خود به سرعت به غرب سینا رسیده و در مناطق کوهستانی کمین زدند.تل و شارون طی نبردهای سنگین تلفات فوق العاده زیادی به نیروهای مصری وارد کردند در حالی که اصلا واحدهای مصری انتظار این را نداشتند که اسرائیلی ها که تنها همین دیروز پشت سرشان بودند به یکباره از جلویشان سر دربیاوردند.سرانجام در روز 8 واحد های نظامی ژنرال تل در بخش هایی از کناره کانال سوئز مستقر شدند.مسدود کردن مناطق کوهستانی غرب سینا موثر بود ولی با وجود این برخی از واحدهای مصری از کمند محاصره اسرائیلی ها فرار کردند.از طرفی بسیاری از سربازان مصری برای رساندن خود به کانال سوئز تجهیزات خود را رها کردند.بسیاری از ترس بمب باران نیروی هوایی اسرائیل خودروهای خود را رها کرده پیاده مسافت 200 کیلوگرمی را در بیابان پیمودند .بسیاری از انها از تشنگی کشته و بسیاری نیز تسلیم شدند.تا پایان روز 8ژوئن ارتش اسرائیل بر ساحل شرقی شبه جزیره سینا مسلط شده و  تنها شرم الشیخ باقی مانده بود که جنوبی ترین منطقه در سینا بود .از صبح روز قبل  نیروی دریایی اسرائیل نیروهای اسرائیلی را در شمال شرم الشیخ پیاده کرده بودند.شرم الشیخ تقریبا بدون درگیر به دست اسرائیل افتاد تا در صبح روز 9 ژوئن تمامی صحرای سینا در تصرف نیروهای اسرائیلی در اید.چند عامل مهم در تصرف سریع سینا  مهم بود که اول به برتری هوایی بی چون چرا اسرائیل باید اشاره کرد که هر کجا نیروی زمین به مشکل بر می خورد بلافاصله از اتش هوایی استفاده میکرد  بدون انکه مزاحمتی در اسمان برای انها به وجود اید. دوم پیاده کردن و حرکت صحیح نیروهای زمین اسرائیل در مناطقی که اصلا نیروهای مصری فکر انهم نمی کردند و سوم عدم همانگی و به هم ریختگی عجیب نیروهای مصری.با تثبیت  جنگ در جبهه سینا همکنون نبوت به کرانه باختری رود اردن بود تا مورد یورش ارتش اسرائیل قرار بگیرد.

کرانه باختری رود اردن

 اردن چندان تمایلی برای ورود به جنگ نداشت ولی ناصر به ملک حسین سلطان اردن گفت که طی ساعات اولیه جنگ انها توانسته اند نیروی هوایی اسرائیل را رهگیر و از اهداف خود بازدارند.حسین نیز باور کرد و یک تیپ از نیروهای اردنی مستقر در کرانه باختری را برای کمک به سینا فرستاد.کرانه باختری رود اردن جزء اردن نبود.در واقع جزء از خاک فلسطین بود که بعد از جنگ سال 1948 توسط نیروهای اردن اشغال شد و انها از ان محافظت می کردند تا به دست اسرائیل ها نیفتد(همکنون این منطقه در غربی اسرائیل ویا همان مرز اسرائیل با اردن است).در ان زمان ارتش اردن شامل 11 تیپ با 55000سرباز با 300 تانک مدرن غربی شامل تانک ام48 پاتن ساخت امریکا بود.در ان زمان 45000 نفر از این نیروها با 270 تانک در کرانه باختری حضور داشتند که در واقع 90%ارتش اردن بود.نیرو ی زمین اردن همواره در جهان عرب در ان زمان به عنوان لژیونر به حساب می امد و نیروهای با انضباط خوب و سطح اموزش عالی بودند.ولی نیروی هوایی اردن کوچک و بسیار ضعیف بود تنها شامل 24 فروند جنگنده هاوکر هانتر ساخت انگلستان و دو بالگرد بودند.هانترها اگرچه توانی برابر با اورگان یا میسترال های نیروی هوایی اسرائیل را داشت ولی قابل قیاس با میراژ3 نبودند.

حملات ارتش اسرائیل به کرانه باختری رود اردن
حملات ارتش اسرائیل به کرانه باختری رود اردن

در مقابل نیروهای ارتش اردن در کرانه باختری ارتش اسرائیل نیز حدود 40000 سرباز و 200 تانک در 8 تیپ گرد اورده بود.دو توپ یعنی تیپ بیت المقدس و تیپ مکانیزه هارئل در نزدیکی بیت المقدس مستقرشده بودند.دو تیپ زرهی نیز یکی در رامولاه و دیگری در شمال غرب کرنه باختری مستقر شده بود. سه تیپ نیز در شمال این منطقه تحت فرمانده ای ژنرال  الیات پلیت مستقر بودند.جلوگیری از نفوذ نیروهای اردنی به داخل اسرائیل مسئله مرگ و زندگی بود.دلیل ان نیز این بود که از نیروهای اردنی مستقر در کرانه باختری تا بیت المقدس  کمتر از 8 کیلومتر فاصله بود و از تلاویب تا نیروهای اردنی کمتر از 25 کیلومتر.از این رو ارتش اردن یک تحدید فوق العاده بزرگ برای دو شهر مهم یعنی بیت المقدس و تلاویب به حساب می امدند و در صورت عدم موفقیت در مقابله با اردنی ها اسرائیل سقوط میکرد.

برنامه ارتش اسرائیل این بود که در مقابل نیروها ارتش اردن انقدر ایستاندگی کند تا اینکه دست ارتش اسرائیل از سحرای سینا ازاد شده و بتواند نیروهای بیشتری را از سینا به مرز اردن فرا به خواند.ارتش اردن در حالی که تا حدی ازکمک ارتش عراق نیز بهره می برد در روز اغاز جنگ در 5 ژوئن دست به بمب باران هوایی حومه بیت المقدس،تلاویب و کفازر صبا زد.این حملات بسیار ناامید کننده بود  اگرچه توانست خساراتی را به برخی از تاسیسات زیر بنای وارد کند ولی تنها به کشته شدن یک نفر و از بین رفتن یک هواپیمای ترابری کمک کرد.اسرائیل در روز اول طی یک پیغام  دوستانه به ملک حسین از وی خواست تا از جنگ با اسرائیل دست بکشد در عوض از یورش متقابل ارتش اسرائیل در امان خواهد ماند ولی ملک حسین در جواب این پیام اعلام کرد که دیگر دیر شده و جنگ بین دو کشور اغاز شده است.این یک اشتباه بزرگ برای اردن بود زیرا ملک حسین تحت تاثیر بلوف های جمال عبدالناصر در باره در هم پیچیدن طومار ارتش اسرائیل در چند ساعت بود. در شب 5 ژوئن کابینه اسرائیل خواهان این شد تا از این فرصت استفاده کرده و برخی از مناطق کرانه باختری اشغال شود ولی در نهایت ژنرال بگیم و دایان مخالفت کردند و اغاز یورش را به اغاز جنگ زمینی توسط اردن به عقب انداختند. اگرچه نیروهای اردنی کمی در حمله تعلل کردند ولی اتش توپ خانه انها به راحتی بیت المقدس را مورد هدف قرار دهد.این حملات باعث کشته شدن 20 اسرائیلی و اسیب دیدن 900 ساختمان شد.در روز 6 ژوئن واحدهای اردنی به بیت المقدس جدید یورش بردندن.ارتش اسرائیل بلافاصله واکنش نشان داد و نیروی هوایی اسرائیل دو فرودگاه بزرگ نظامی اردن را زیر اتش گرفت و نیروهای ارتش اسرائیل از جمله تیپ بیت المقدس در جنوب این شهر وارد یک نبرد سنگین با نیروهای متخاصم اردنی شد.تیپ های مردای خای و هارل نیز از شمال و بیت المقدس نیروهای کم اردنی شهر را به محاصره کشانده در نهایت نیروهای ارتش اردن را از شهر بیرون کردند.حالا دست اسرائیل باز بود تا در کرانه باختری نفوذ کند در 7 ژوئن  تیپ هارل با فشار در منطقه شمال بیت المقدس نیروهای اردنی را عقب زد تا بتواند رام الله را اشغال کند.سرانجام شب 7 ژوئن این تیپ رام الله را اشغال کرد.نیروهای اردنی که برای تقویت نیروهای خود مستقر در نزدیکی بیت المقدس از اریحا را افتاده بودند توسط نیروی هوایی اسرائیل به شدت دچار تلفات شدند.در شمال کرانه رود اردن در چنین بعد از یک درگیری زرهی تمام عیار بین تانک های amx13 اسرائیلی و ام48 اردنی نیروهای اسرائیلی چنین را اشغال کردند.در ان زمان موشه دایان به خاطر ترس از اسیب دیدن بناهای مذهبی شهر قدیمی بیت المقدس(دو بیت المقدس وجود دارد که یکی شهر قدیمی و باستانی و دیگری شهر جدید ان است در ان زمان شهر جدید دست اسرائیلی ها و شهر قدمی در کرانه باختری دست اردنیها بود)دستور داده بود تا نیروهای اسرائیلی که نیروهای اردنی را از ان شهر رانده بودند وارد شهر نشوند تا شهر اسیب نبیند(این شهر دارای بناهای مذهبی زیادی است که برای یهودیان اهمیت زیادی دارد).هنگامی که موشه دایان متوجه شد بسیاری درسازمان ملل در حال ریزنی برای اتش بس می باشند دستور خود را لغو و دستور ورود چتربازان اسرائیلی را به داخل شهر داد.نیروهای اسرائیلی در این شهر با مقاومت مسلمانان  غیر نظامی روبرو شدند ولی بسیار زود شهر کاملا به دست انها افتاد.شهر اسیب زیادی ندید از جمله اینکه کابینه اسرائیل دستور داده بود که ارتش حق استفاده از تانک را در درون شهر قدیمی بیت المقدس ندارد.همچنین روز 7 ژوئن بیت لحن نیز در جنوب بیت المقدس به دست اسرائیلی ها افتاد و سرانجام با اشغال نابلوس در غرب کرانه باختری این بخش از فلسطین نیز به دست قاصبان صهونیست  افتاد تا سرانجام اسرائیل از زمان تشکیلش در سال 1948 تمام خاک فلسطین را اشغال کرده باشد تا بعد بسیاری ادعا کنند مردم فلسطین سرزمینهای خود را به یهودیان فروخته اند .در جبهه غربی یا همان کرانه باختری رود اردن نیز برتری هوایی  نقش بسیار داشت.اردنی ها نمی توانستند از نیروهای در حال نبرد خود به دلیل شدت بمب باران اسرائیل پشتیبانی کند.البته اسرائیل نمی خواست تمام کرانه باختری رود اردن را اشغال کند.اگرچه انها تصرف بیت المقدس قدیمی را مد نظر داشتند ولی اسرئیل از روی اجبار برای عقب راندن اردنی ها تا انجا که می شود برای حفظ بیت المقدس جدید برای همیشه از دست اردنی ها دست به کامل منطقه زدند.

نوبت سوریه،بلندی های جولان

سوریه نیز مانند اردن اول قصد ورود به جنگ را نداشت ولی تحت قلو های مصری ها دوباره شکست خورد کننده ارتش اسرائیل در سینا قرار گرفته و وارد جنگ شدند.مصر ادعا می کرد به زودی بعد از در هم کوبیدن نیروهای اسرائیلی در سینا خود را به تلاویب خواهد رساند.در روز اول جنگ رهبری سوریه تا حدی در برابر اسرائیل محتاتانه عمل کرد و تنها به حملات هوایی به شمال اسرائیل پرداخت.ولی هنگامی که اسرائیل طی یک روز نیروی هوایی مصر را از بین برد در شب 5 ژوئن توجه اش به سوریه معطوف شد و تا صبح روز 6 ژوئن دو سوم نیروی هوایی سوریه ازبین رفت.مابقی نیروی هوایی سوریه به سرعت به پایگاه های عمقی تر رانده شد تا از حملات هوایی نیروی هوایی اسرائیل در امان ماند.البته نیروی زمین سوریه تجاوزات کوچکی به یک کارخانه  تصفیه اب در نزدیکی مرز کردند ولی به سرعت توسط نیروی هوایی اسرائیل در هم کوبیده شدند.نیروهای سوری با دستپاچگی عجیب طی 6 ساعت به عقب رانده شدند.واحدهای سوری زرهی و پیاده هیچ گونه ارتباطی با هم نداشتند.بعدها طی گزارشی امده بود که نیروهای سوری نه برای دفاع امده بودند و نه برای تهاجم  از این رو به سرعت غافلگیر شدند.هنگامی که اسرائیلی ها دیدند که طی 5 تا 7 ژوئن ارتش سوریه انقدر منفعل و درهم برهم است بحثهای برای اشغال بلندی های جولان  در غرب سوریه اغاز شد.بلندی های جولان که منطقه مرزی بین سوریه و اسرائیل بود همواره ملتهب و پر درگیری بود.از زمان تشکیل اسرائیل همواره واحدهای سوریه از بلندهای جولان اقدام به گلوله باران مناطق مسکونی  در داخل خاک اسرائیل می کردند.جمله برای اشغال بلندی ها جولان در 8 ژوئن برنامه ریزی شده بود.ولی حمله 24 ساعت به عقب انداخته شد.ساعت 3 شب روز 9 ژوئن سوریه به اسرائیل اعلام اتش بس کرد.ولی موشه دایان می خواست سوریه را مجازات کند زیرا وی معتقد بود که سوریه به تنش های قبل جنگ نقش بسیار داشته.از این رو انها چند ساعت بعد از اعلام اتش بس سوریه در ساعت 7 صبح حمله به بلندیه ای جولان را اغاز شد.

پیشروی نیروهای اسرائیلی در 9 و 10 ژوئن در بلندی های جولان
پیشروی نیروهای اسرائیلی در 9 و 10 ژوئن در بلندی های جولان

از طرفی حمله به بلندیهای جولان خیلی پر دردسر به نظر می امد.بخش غربی جولان دارای سینه کشی های سنگی بود که بالارفتن از ان برای نیروهای پیاده سخت بود چه برسد به خودروهای زرهی،از طرفی بعد از این سینه کشی ها دشت باز بدون محافظ بود که در ان سوریها سنگرهای تیربار ساخته شودند.خود موشه دایان نیز چندان علاقه ای به عملیات در جولان به شکل حملات زمینی سریع نداشت زیرا می ترسید در انجا به تلفات زیادی روبرو شود و پیروزی های سینا و کرانه باختری رود اردن به کاهش زهر شود.ولی با وجود این ژنرال دیوید الزار که فرمانده بخشی از نیروهای حمله کنند به جولان را بر عهده داشت اسرار زیادی به دیان کرد و دایان که شور اشتیاق بسیار وی را برای از پا دراوردن سوریها دید در نهایت اجازه حمله به جولان را صادر کرد.نیروهای سوری مستقر در جولان شامل9 تیپ با استعداد 75000 سرباز بودند که به اندازه کافی توپ و زره پوش برای همایت از خود در اختیار داشتند در حالی که نیروهای اسرائیل تنها شامل دو تیپ یکی زرهی و دیگری پیاده بودند.وضعیت جغرافیایی منطقه کمی کار را برای اسرائیل دشوار کرده بودبلندیه ای جولان همان طور که از اسمش بر می اید یک بلندی بود که اسرائیلی ها باید از دامنه صخره ای ان بالا می رفتند.در امتداد غرب و به شرق منطقه هیچ جاده ای نبود و بسیار منطقه ای صعب العبور برای همین برای هر دو طرف میدان نبرد حرکت در این دو جناح بسیار دشوار بود.اسرائیلی ها تنها میتوانستند در این منطقه از جنوب به شمال بروند و سوریها نیز از شمال به جنوب.اسرائیلی ها به یوم جاسوسان خود فهمیده بودند که نیروهای سوری در همین منطقه باریک شمال به جنوب خطوط دفاعی مستحکمی را بنا کرده بودند که تا 15 کیلومتری عمق مرز انها ادامه داشت.این خطوط دفاعی به خوبی  قابل قیاس با خطوط دفاعی ماژینو کشور فرانسه بود که در دهه 1930 در طول مرز با المان کشیده شده بود.حمله به بلندی های جولان توسط نیروها پیاده انجام شد.در این جبهه اسرائیل پیروزی نسبی به دست اوردند که دلیل ان استحکامات بسیار سوریها بود.ولی واقعیت این است که این استحکامات انقدر خوب بود که سربازن اسرائیلی حتی نمی تواسنتند یک وجب از بلندی های جولان را اشغال کنند.چیزی که باعث پیروزی 2 تیپ در برابر 9 تیپ شد بزدلی فرمانده هان و افسران مستقر در خطوط دفاعی سوریه بود که بعد از شنیدن خبر پیروزی پی در پی اسرائیل در سینا و کرانه باختری رود اردن مواضع خود را ترک کردند وسربازان انها نیز سردرگم باقی ماندند.از طرفی از انجای که جنگ در بلندی های جولان جنگ خندقی بود سربازن اسرائیلی نشان دادند با سلاح های 9 میلیمتری یوزی و شات گان خود کارای بسیار بیشتری نسبت به AK47   کلاشینکوف سربازان سوری داشتند.با در فشار گرفتن نیروهای اسرائیل در بلندی ها جولان در 9 ژوئن به دلیل کمتر بودن انها نسبت به مدافعان چهار تیپ به سرعت به انها ملحق شدند.یکی از گردان های  تیپ8 زرهی اسرائیل در این درگیری به دلیل اشتباه فرمانده ای خود 24 تانک از 26 تانک خود را از دست داد و 33 نفر کشته بر جای گذاشت.سرانجام درروز بعد هنگامی که نیروهای اسرائیلی طی یک عملیات گازنبردی نیروهای سوری دست پاچه را در بلندی های جولان دور زدند توانستند برداشتهای باز و بی مانع بلندی های جولان مسلط شوند.

با اشغال بلندیهای جولان اسرائیل یک پیروزی بسیار بزرگ را در شش روز به دست اوردند که چشم همه جهان را به خود خیره کرد . همکنون نه تنها سینا بلکه کرانه باختری رود اردن و بلندی های جولان نیز در دست اسرائیلها بود.

در این جنگ شاید بزرگترین عامل که باعث پیروزی اسرائیل از جمله در دو جبهه سینا و کرانه باختری رود اردن بود نیروی هوایی اسرائیل بود.این نیرو در عرض چهار ساعت نیروی هوایی مصر را نابود کرد.اسرائیل با کمک عاملان سرویس جاسوسی خود موساد دست به رد کردن اطلاعات غلط به مصر کرد که  نیروی هوایی اسرائیل توان حمله هوایی گسترده را ندارد از این رو مصریها هیچ گونه تدارکات اساسی در پایگاه های هوایی خود ندیدند و برای نمونه اسرائیل ها بعدها فهمیدند در اولین دور حملات هوایی انها به پایگاه های هوایی مصر در سینا تنها چهار جنگنده میگ مصری در اسمان در حال پرواز بودند.از طرفی هیچ کدام از نیروهای هوایی اعراب هیچ عملیات هوای موثری بر ضد اسرائیل انجام ندادند.بمب باران بمب افکن های عراق و اردنی در روز اول نیز بسیار کم دقت وبی تاثیر بود.خلبان سوری و مصری نشان دادند اموزش درست و حسابی ندیده اند.انها  بسیار بد عمل می کردند در حالی که خلبان اسرائیل طی این جنگ اعتبار بین المللی برای خود دست و پا کردند.یک میگ21 عراقی درس سال 1966 به اسرائیل فرار کرد.در ان زمان اسرائیلی ها با این جنگنده تمرینات زیادی انجام دادند که طی ان انها به نحوه پرواز و نقاط ضعف و قوت میگ21 اشنا شدند.

در 10 ژوئن اسرائیل حمله نهایی خود را در بلندیه ای جولان به پایان رساند و فردا ان روز اتش بس به امضا رسید.اسرائیل در طی شش روز سه برابر شده بود و بر یک میلیون عرب  به جمعیتش اضافه شده بودند.در استراتژیک  دفاعی جدید اسرائیل انها تا 300 کیلومتر در جنوب،60 کیلومتر از شرق و 20 کیلومتر در شمال شرق از دشمنان خود یعنی مصر اردن و سوریه دورشده بودند.اسرائیل در جنگ سال 1967 چیزی را نشان داد و ان این بود که سیاست مداران تلاویب حاضرند برای حفظ امینت نظام نامشروع  خود دست به نبرد همزمان حتی با چند کشور نیز بزنند.شاید بزرگترین دلیل پیروزی اسرائیلی ها در این جنگ یکی این بود  که انها جرات طراحی و اجرا و رهبری و پذیرفتن عواقب چنین عملیات بزرگی را داشتند و از طرفی مصری ها نیز در شناخت توان دشمنی که یک دهه پیش در جریان جنگ کانال سوئز یک بار سینا را اشغال کامل کرده بود اشتباه و در معنای کامل کلمه ساده لوحی کردند. ارتش اسرائیل فرمانده هان خود  بر اساس هوش و تجربه و تخصص انتخاب میکرد که باعث شده بود که افرادی همچون دایان و رابین فرماندهان این جنگ را برعهده بگیرند ولی در مصر فرماندهان ارتش بر اساس روابط شان و وفادرایشان به جمال عبدالناصر تعیین میشدند.اعراب در این جنگ بسیار بد و در معنای کامل کلمه مسخره عمل کردند.اسرائیل در روز روشن دست به تجمع نیرو از چند هفته قبل برای انجام عملیات کرده بود.ولی در عوض اعراب در هنگام شروع جنگ با وجود اگاهی از نزدیک بودن جنگ انقدر دست پا چه عمل کردند که انگار انها اصلا کشوری به نام اسرائیل را نمی شناختند.اعراب بیشتر تکیه بر تسلیحاتی دشاتند که توسط شوروی به انها داده شده بود نه نیروی ناسونالیستی و اسلامی نهفته در دل ملت هایشان .ابتکار در این ارتش های معنی نداشت و تنها و تنها تاکتیک های شرقی و تقلید کورکورانه در حالی که در اسرائیل خلاف این موضع به چشم می خورد.

اعراب در  این چند چندین برابر اسرائیل تلفات و خسارت دیدند که در برخی از امار انقدر اختلاف بالاست که حرفی برای گفتن باقی نمی ماند.

لیست دارای ها قبل از جنگ

کشور نفرات تانک هواپیما
اسرائیل 100 هزار نفر 800  عراده 300 فروند
اعراب 547 هزار نفر 2054 عراده 957 فروند

تلفات و خسارات

کشور کشته اسیر تانک نابود شده هواپیما نابود شده
اسرائیل 776 تا 950 نفر 15 نفر -100+ 46
اعراب +17000- نفر که حدود +1000- نفر مصری بودند بیش از 6200 نفر 500 تا 700 تانک 462 تا 480

سازمان ملل بعد از جنگ سال 1967 طی قطع نامه 242 خواهان خروج اسرائیل از سینا شد.ولی اینبار اسرائیل اشتباه سال 1956 را انجام نداد زیرا انها نمی خواستند سینا را دوباره به  دست مصری دهند که همچنان دشمنیشان با اسرائیل به جاست.سینا یک صحرای باز بود که  به ارتش مصر اجازه میداد که هر وقت بخواهد به خاک اسرائیل بتازد از این رو اسرائیل هیچ علاقه ای نداشت این جولانگاه را به دست مصری ها بدهد.

گرداوری و ترجمه:عبدالحمید تارخ

چاپ شده در ماهنامه جنگ افزار شماره 77 و 78

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن