ایران

نیروی هوایی ایران قبل و بعد از انقلاب(قسمت اول)

نیروی هوایی ایران قبل و بعد از انقلاب(قسمت اول)

نیروی هوایی ایران قبل و بعد از انقلاب(قسمت اول)

نویسنده:سامان حرب

شکل گیری نیروی هوایی ایران به سالهای اولیه حکومت رضاخان برمیگردد در ان سالها در همه کشورها عطشی گسترده برای ایجاد و توسعه قدرت هوایی ایجاد شده بود به همین دلیل دولت رضاخان تصمیم گرفت با کمک دولتهای اروپایی نطیر انگلیس فرانسه و المان طی 20 سال تعداد هواپیماهای جنگی ایران را به 400 فروند برساند اما اشتباه او در تحریک روسیه و انگلیس سبب شد تا در شهریور 1320 نیروهای متفقین در اوج جنگ جهانی دوم در عملیاتی برق اسا ضمن تسخیر ایران نیروی هوایی نوپای ایران را نابود کنند. خیانت حکام سیاسی و فرماندهان ارشد ارتش رضاخان باعث شد تا این نیرو نتواند حرکت موثری علیه متجاوزین از خود نشان بدهد. پس از جنگ جهانی دوم به علت شرایط سیاسی و اقتصادی و همینطور اختلافات سیاسی و دخالت دولتهای انگلیس و امریکا ایران از توسعه نیروی هوایی غافل ماند.

پس از انکه محمد رضا شاه در کودتای 28 مرداد بر سرکار امد و درمدت کوتاهی تمام رقبای خود را از میدان بدر کرد به فکر توسعه و تقویت نیروی هوایی ایران افتاد. ورود هواپیماهای اف84 و اف 86 باعث شد نیروی هوایی ایران وارد فصل جدیدی از تاریخ خود بشود فصلی که به کار جنگنده های پرافتخار ملخی المانی و انگلیسی پایان میداد و کار با جنگنده های جت شروع میشد. دلیل دیگر توسعه سریع نیروی هوایی اختلاف مسکو و واشنگتن و جنگ سرد بود. شوروی در ان سالها با سرعتی زیاد در حال نفوذ در اسیای غربی بود. عراق سوریه مصر و لیبی یکی پس از دیگری به دامان کمونیست میرفتند و از انطرف چین و شوروی درحال اجرای سیاستهای تهاجمی علیه غرب بودند چنانچه شوروی اراده میکرد قادر بود کمتر از 72 ساعت به خلیج فارس و کشورهای نفتخیز ان منطقه برسد و در این شرایط ایران ضعیف اصلا گزینه مطلوبی نبود.

ورود هواپیمای اف5 به ایران  زنگ خطر را در خاورمیانه بصدا دراورد و نشان داد امریکا در زمینه توسعه و تجهیز ایران بسیار جدی است. ورود 13 فروند اف5 در سال 1965 و اموزش خلبانان در امریکا و هنگامی که ظرف 2سال تعداد اف5 ها به 75 فروند و تعداد کارکنان نیروی هوایی ایران به ده هزار نفر رسید شکی برای کارشناسان باقی نماند که نیروی هوایی ایران از یک نیروی درجه3 در حال تبدیل شدن به یک نیروی درجه1 میباشد . تعداد جنگنده بمب افکن های ایران را در اواسط دهه 40 خورشیدی 85 فروند اف86 75فروند اف5 و 16فروند ارتی33 ذکر میکنند.

دو فروند پی 47 و یک فروند اف84 نیروی هوایی شاهنشاهی ایران

با ورود فانتوم اف4 درسال 47 و تشکیل کادر همافری نیروی هوایی به قدرتی چندبرابر دست یافت و تا پایان سال1350 تعداد اف4های ایران از 193 فروند گذشت. ضمنا” خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال1970 چاره ای برای امریکا نگذاشت که پیش از پیش به توسعه ارتش ایران و نیروی هوایی ایران بپردازد تا از این طریق خلع قدرت استعمارپیر جبران شود. حراست از خلیج فارس و دریای عمان نیاز به نیروی هوایی داشت که بتواند 2200کیلومتر مرز ابی را پوشش دهد در ان طمان نیمی از کشورهای جنوب خلیج فارس مستقل نبودند نیم دیگر هم اساسا” توان نگهداری یک نیروی هوایی کوچک هم نداشتند.

گزارشات خلبانان معلم امریکایی نشان میداد تنها خلبانان ایرانی و اسراییلی قادر به نبردهای هوایی فشرده نیمه دوم قرن بیستم هستند.شکست سنگین اعراب در جنگ 1967 هم این نکته را تایید میکرد و در چنین شرایط حساس جنگ سرد امریکا نمیتوانست بر روی یک متحد ضعیف حساب کند. دهه50 را میتوان دهه طلایی نیروی هوایی ایران دانست زیرا در این سالها ایران به اخرین فناوریهای الکترونیکی و رایانه ای و اف14 و اف4 ایی دست یافت.

تی33 نیروی هوایی ایران

در این سالها نیروی هوایی ایران با چراغ سبز امریکا وارد جنگ ظفار شد که البته به دلیل جغرافیای منطقه با اصلی به عهده هوانیروز بود اما 4فروند فانتوم ماموریت پشتیبانی هوایی را انجام میدادند و همچنین اراف4 مامور شناسایی و جمع اوری اطلاعات بود.

در سال 50 دولت امریکا از ایران درخواست کرد در پروژه ای بنام ژن سیاه برای جمع اوری اطلاعات از مرزهای شوروی  خلبانان امریکایی و ایرانی به شکل مشترک با استفاده از هواپیماهای طرفین پرواز انجام دهند.

شاه ضمن قبول این درخواست خطرناک از مقامات امریکایی خواست تا با فروش یک جنگنده بسیار پیشرفته به ایران موافقت کند.امریکاییها بصورت کلی با این پیشنهاد موافقت کردند حال انکه نمیدانستند نگاه ژنرال های ایران به جنگنده اف14 است(البته برخی اف15 را در ابتدا ترجیح داده بودند). با ایجاد پایگاه هشتم شکاری در محوطه بسیار بزرگی در اصفهان فرماندهان نیروی هوایی به ارامی اماده پذیرش هواپیمای اف14 میشدند. این پایگاه درکنار پایگاه هفتم شکاری شیراز پذیرای گردان های قدرتمند شکاری 81و82 71و72 میشدند. به گفته سناتور چرچ به دلیل نفوذ گروه های فشار و دلالان اسلحه قبل از اینکه دولت امریکا موافقت خود را با فروش هواپیمای اف14 اعلام کند فروش این سلاح بسیار پیشرفته به ایران قطعی شده بود. البته در ان سالها روابط ایران و امریکا در بخش نظامی به درجه ای از پیشرفت رسیده بود که دیگر هیچ کس نمیتوانست برای ان محدوده مشخصی تعریف کند. درکل پروژه اف14 قرار نبود فقط دفاع از ایران را بر عهده بگیرد بلکه قرار بود ایران در اوج قدرت یتواند با کمک سوخترسانهای 707 اسمان خاورمیانه را در برابر جنگنده های بلوک شرق و دولت های طرفدار شوروی پوشش دهد به همین دلیل سفارش 14 فروند سوخترسان 707 به امریکا داده شد . نکته جالب اینکه خلبانان ایرانی که برای اموزش به امریکا اعزام میشدند بعضا با رفتار نامناسب خلبانان امریکایی که از جنگ ویتنام بازگشته بودند مواجه میشدند. انان با درجات نظامی ستوان دوم و سومی در مقابل نظامیانی قرار میگرفتند که سابقه 1000تا1500ساعت پرواز جنگی علیه ویت کنگها و خلبانان قدرتمند شرقی را داشتند.تجربه نبردهای هوایی و پروازهای ارتفاع پست و حتی اسارت و قبول شکنجه به انان اعتماد به نفسی داده بود که احساس میکردند اف14 باید تنها برای انها باشد و حاضر نبودند این پرنده جنگی را همزمان با یک کشور جهان سومی دریافت کنند انها فکر میکردند بعلت ثروت ناشی از پول نفت ایران دست به خرید گرانترین جنگنده زده است که البته واقعیت این نبود.

فانتوم
فانتوم

امریکا با هدف جاسوسی از داخل خاک شوروی 16فروند هواپیمای آراف4 به ایران تحویل داد.

پس از انقلاب 12فروند از این هواپیماها در قالب گردان11شناسایی موفقیت های بزرگی برای ایران کسب کردند.ورود اراف4 روس ها را بشدت عصبی کرد. خلبانان ایرانی با کمک های امریکایی به تناوب مرزهای دوکشور را قطع کرده و به جنوب شوروی میرفتند اگرچه روسها نیز بیکار ننشسته و عمل متقابل انجام میدادند تا انکه در یک عملیات شناسایی در نوامبر1973 (ابان52) یک هواپیمای اراف4 در ارتفاع بالا وارد خاک شوروی شد غافل از اینکه یکی از بهترین خلبانان روسی به نام سروان گنادی الیسو با هواپیمای میگ21 در ان حوالی درحال گشتزنی میباشد.

خلبان مذکور هواپیمای ایرانی را در ارتفاع بالا شناسایی کرده بدون اخطار قبلی به سمت ان حمله میبرد. خلبان ایرانی با گردشی شدید سعی در رهایی از دست میگ روسی میکند اما سروان الیسو دو موشک بسوی او شلیک میکند. کمک خلبان امریکایی که از خلبانان کارکشته جنگ ویتنام بود با استفاده از اقدامات متقابل موشکها را گمراه میکند و سراسیمه از خلبان ایرانی میخواهد هرچه سریعتر بسمت پایگاه شمال ایران بازگردد اما میگ روسی دستبردار نبود و موشک سوم را با سرعتی بالا به سمت فانتوم شلیک میکند خلبان ایرانی با مهارتی کم نظیر با کاهش سریع سرعت و گردشی شدید موشک را جا میگذارد اما سروان الیسو از همین کاهش سرعت استفاده کرده و بدلیل نداشتن موشک درمانوری مرگبار با سرعت 1.3 ماخ خود را به انتهای فانتوم میکوبد. بدنه قدرتمند فانتوم این فرصت را به خلبان ایرانی و امریکایی میدهد که ایجکت کنند در حالی که خلبان روس کشته میشود.

در اواخر سال 53 یک خلبان جوان ایرانی به همراه کابین عقب خود به نام ناصر رضوانی از گردان 11 شناسایی هنگامی که از فرمانده پایگاه خود دستور عجیب و سری شناسایی و عکسبرداری از ناو اینترپرایز امریکا را گرفت بی درنگ برای نشان دادن توان خود هواپیمایی فانتوم خود را برای درامان ماندن از رهگیری ناو مذکور به سطح اب چسبانده و با سرعت بسیار بالا به سمت ناو امریکایی پرواز کرد. تنها در 10مایلی ناو بود که رادار ناو نزدیک شدن یک هواپیما را به فرمانده ناو گزارش داد و انجا بود که هشدارهایی پی درپی برای متوقف کردن او داده شد. خلبان بدون توجه به اخطارها با اطمینان از اینکه ناو امریکایی قادر به رهگیری او نیست هواپیمای خود را به چندمایلی هدف رساند و درحالی که متصدی رادار ناو پیاپی اورا تهدید میکرد در اقدامی که کمتر از چندثانیه طول کشید ارتفاع گرفته و کمک خلبان رضوانی از کل ناو عکس گرفت و سپس با سرعتی خیره کننده منطقه را ترک نمود در حالی که ناو مذکور حتی فرصت شلیک نیافت.هنگامی که ساعتی بعد عکسها بر روی میز فرمانده پایگاه گذاشته شد این فرمانده بود که با نگاهی توام با حیرت و تحسین به این دو جوان می نگریست. این عکسها وسیله ای شد برای انکه فرمانده پایگاه در اتاق کنفرانس پست فرماندهی فرمانده امریکایی مستقر در ستاد تاکتیکی را به باد استهزا بگیرد هرچند او نیز در ابتدا باور نمیکرد یک ستوان جوان ایرانی قادر به انجام این کار باشد.

از آن سوی داستان روس ها بدون توجه به داشتن اف14 توسط ایران بی پروا به پروازهای جاسوسی بر فراز خاک ایران ادامه مدادند تا اینکه در مرداد55 یک فروند اف14 ایرانی یک میگ25 را از فاصله بسیار دور ردیابی کرده و در ارتفاع 65هزارپایی با سرعت نزدیک به 2ماخ بر روی ان قفل راداری انجام داد و همچنین تکرار این اتفاق بر روی یک میگ25 دیگر باعث شد تا روس ها کلیه پروازهای شناسایی خود را بر روی خاک ایران به حالت تعلیق دربیاورند. شعاع عملیاتی اف14 سبب شده بود تا تنها چند فروند اف14 با رادارهای بزرگ خود قادر به پوشش کل خاک ایران باشند.

میگ25 ار بی اس اچ .

قبل از انقلاب فعالیتهای گسترده ایران و امریکا در غالب طرح موسوم به ژن سیاه به راستی روسها را کلافه کرده بود.

در ادامه همکاری ایران و امریکا دو کشور با اجرای پروژه(IEBX) دست به یکی از پیچیده ترین نبرد های اطلاعاتی با شوروی زدند. سازمان سیا و اژانس امنیت ملی امریکا با همکاری نیروی هوایی ایران و بکارگیری هواپیماهای P3F و C130  و پانزده ایسگاه شنود در شمال ایران حریف سرخ را پیش از گذشته خمشگین ساختند هر چند بر اثر این همکاری اطلاعاتی توان شناسایی و شنود نیروی هوایی ایران به شدت افزایش یافت.

ایران رسما 16 فروند اراف4 در اختیار داشت اما عملا” 22تا25 فروند اراف4 در ایران بود که از 1971 تا 1976 با استفاده از خلبانان ایرانی و امریکایی به شناسایی درخاک شوروی میپرداختند اما سقوط یک فروند اراف4 در 1973 و یک فروند دیگر در سال 1976 و دو فروند اراف5 در همان سالها و مهمتر از همه شدت گرفتن موج اعتراضات مردم علیه رژیم شاه سبب شد تا پروژه مذکور رسما” در اواخر 1978 متوقف شود. ضمنا” رهگیری یک میگ25 شوروی در اکتبر 1978 (مهر57) و قفل شدن موشک فونیکس بر روی ان(که البته به دلیل خروج میگ از مرز ایران شلیکی صورت نگرفت) باعث شد روس ها نیز به اقدامات اکتشافی علیه ایران خاتمه دهد بدینترتیب نبرد اطلاعاتی هوایی بین دوکشور البت عملا”3 کشور پس از 15سال خاتمه یابد.

روس ها از اوایل سال 1356 توسعه تسلیحاتی نیروی هوایی عراق را در کنار فرانسه با سرعت بیشتری اغاز کردند فروش 240 جنگنده جدید و 60 فروند بالگرد به عراق خیر بسیار بدی برای ایران بود و معنای امر این بود که طی چندسال نیروی هوایی عراق از نیروی برخوردار از جنگندهای نسل دوم(اندکی هم نسل سوم) مبدل به ارتشی برخوردار از جنگنده های نسل سوم و چهارم میشود(البته نسل چهار تا پایان دهه 1980 وارد خدمت ارتش عراق نشد) حتی میگ های21 تحویل داده شده به عراق پس از این مجهز به رادارهای قوی تر و موشکهای با برد بیشتر میشدند میگ های 23نیز هراس انگیز می نمودند و هدف اصلی انها مهار اف4 بود اما گل سرسبد جنگنده های تحویلی میگ25 بود که شاهکار ان سالهای شوروی بود که در ارتفاع بسیار بالا با سرعت 3500کیلومتر بر ساعت یورش می اورد بطوری که سرعتش از بسیاری از موشکهای هوا به هوای ان زمان بیشتر بود و اگر از پشت سر به سمتش شلیک میشد اصلا به ان نمی رسید البته موشک فینیکس با سرعت 5/5ماخ چاره کار بود که ایران داشت و در نهایت دردسر واقعی میراژ اف1 بود.صدام حسین معاون جوان و ضد ایرانی رییس جمهور عراق در مارس سال 1975 از ژاک شیراک نخست وزیر فرانسه خواست تا با خرید میراژ اف1 که در همان سال قدرت و چالاکی ان را دیده بود موافقت کند. نتیجه قرارداد 1.8 میلیارد دلاری بود که در سال 1977 اجرایی شد این میراژها بعدها مبدل به مانع بزرگی بر سر راه اف4 و اف5 ایران شدند اگرچه تا سالهای پایانی جنگ از پس اف14 برنیامدند.

سال 56 را میتوان اخرین سال اموزشهای با کیفیت برای خلبانان ایرانی قبل از انقلاب دانست زیرا با افزایش اعتراضات مردمی در ایران از اواخر سال 1356 و در سال57 که حتی کورترین و خوش خیالترین افراد نمی توانستند شکل گیری ان را نفی کنند و از نظر امریکاییها ایران دیگر جزیره ثبات نبود و دلیلی نداشت که امریکا به رژیمی با اینده نامشخص بهترین فناوریها و اموزش ها ی خود را عرضه کنند هرچند ایران هنوز بیشترین هزینه ها را صرف خلبانان خود میکرد. ایران ان سالها برای اموزش کامل یک خلبان تا حد عالی رقم 1.5تا2 میلیون دلار هزینه میکرد این درحالی بود هزینه خلبانان عرب در خارکف شوروی چندصدهزار دلار بود. در واقع بزرگترین اشتباه اعراب این بود که حاضر نبودن و اعتقادی نداشتن که هزینه یک جنگنده سبک تا متوسط ان زمان را خرج اموزش خلبانان کنند که خوشبختانه فرماندهان ایران این اشتباه را نکردند.

در اواسط سال 56 اگرچه بخشی از قطعات جنگنده اف16 وارد ایران شد و حتی در پاییز قرارداد خرید 7فروند اواکس ای3 دوباره به جریان افتاد اما سرعت گرفتن انقلاب در زمستان56 همه چیز را تغییر داد. امریکا در اکتبر 1978  قرارداد خرید 70فروند اف14 دیگر را به ارزش 2میلیارد دلار لغو کرد از 714 فروند فینیکس خریداری شده تنها 284 فروند ان تحویل ایران شد.

نیروی هوایی ایران در سال 56 قادر به انجام 600سورتی پرواز در روز بود که 3برابر ارتشهای عرب بود.در ان سالها تعداد خلبانان ایران 2500نفر بود و 70درصد نفرات عملیاتی ان هرروز پرواز میکردند علاوه بر این خلبانان ایران با 70تا80  سورتی پرواز روزانه از هر پایگاه اسمان کشور را پوشش داده و قادر بودند با سوختگیری هوایی حتی تا مرزهای اردن و سوریه هم پیش بروند. در واقع دهها عامل دست به دست هم داده تا یکی از قویترین نیروهای هوایی جهان پس از امریکا و شوروی شکل بگیرد

بهرحال سال56 هنوز فرصت اموزش فراهم بود و خلبانان ایرانی بصورت محرمانه دوره مقابله با میگ های غنیمتی یا خریداری شده از کشور ثالث را در امریکا میگذراندند که البته ساعتی 4هزار دلار هزینه داشت.

بمب مارک 82 زیر اف4 فانتوم

در مانورهای مشترک ایران و امریکا و سایر متحدان و همسایگان مانورهای خلبانان ایرانی حیرت همگان را برمی انگیخت خلبان اویسی در گفت و گویی با اشاره به خاطرات خود در ان روزها اظهار داشت یک خلبان پاکستانی که به دلیل انهدام چندین جنگنده هندی به قهرمان معروف بود و همواره استین های خود را بالا میزد در نبردی ازمایشی با ستوان اردستانی چنان اسیر جنگ و گریزهای این خلبان جوان شد که مجبور شد شکست خود را بپذیرد و با پایین اوردن استین های خود او را قهرمان واقعی خواند.

واقعیت ماجرا این است که کل ارتش ایران و مخصوصا نیروی هوایی ایران به هیچ وجه به فکر عراق نبود و اصلا متوازن با عراق هم نبود. رژیم ایران درحال درست کردن نیرویی بود در حد جهانی و اگر بخواهیم رقیبی برای ان بیاوریم همان شوروی بود نه عراق چناچه همانطور که دیدیم بعد از انقلاب با توجه به شرایط انموقع و کودتا و تسویه و تحریم و… بازهم عراق در ابتدای جنگ از نظر هوایی حرفی برای گفتن مقابل ایران نداشت.در ان سالها یک ژنرال امریکایی به مقامات وزارت دفاع گفته بود که درحال ساخت و تکمیل یک ماشین جنگی هولناک هستیم که قادر است دشمن خود را بسرعت نابود کند اما ایا شما مطمین هستید روزی این سلاح به سمت ما بازنمیگردد؟ اما گزارش مقامات دفاعی که از گزارشات سازمان سیا تغذیه میشد نشان میداد ایران جزیره ثبات در خاورمیانه است.

در حقیقت زمانی که یک سرگرد خلبان شوروی در اکتبر 1978 در گزارش خود قید کرد که اف14 ایرانی روی دریای خزر در ارتفاع 65هزار پایی بیش از 120ثانیه او را در رادار و قفل موشک خود داشته است شکی برای جهان نماند که با حریفی قدرتمند طرف هستند که ای کاش هرگز مجبور به نبرد با ان نباشند.

بخش دوم مقاله تاریخچه نیروی هوایی ایران

 مقاله مشابه: جنگنده ها موجود در نیروی هوایی ایران

نوشته های مشابه

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن