انگلستان طی جنگ جهانی دوم متوجه شد که تانک های انها حفاظت کافی را ندارد و همچنین قدرت اتش انها نیز کمتر از تانک های المانی بود. در نهایت بعد از جنگ همچنان وضعیت انگلیسیها  همان شکل باقی ماند شوروی تانک سنگین استالین ۳  را در خدمت داشت که  دارای ۱۲۰ م م زره و توپ ۱۲۲ م م بود در اواخر دهه ۱۹۴۰ نیز شوروی دست به ساخت تانک تی ۵۴ زد که با توپ ۱۰۰ م م خود همه تانک های ام بی تی غربی را حریف بود. مهندسین انگلیسی که بعد از جنگ تانک سرجورین  را با توپ ۸۴ م م ساختند و بعد انها را به توپ ۱۰۵ م م تجهیز کردند در میانه دهه ۱۹۵۰ روی طرحی  با یک توپ ۱۲۰ م م کار می کردند.

در مرحله اول قرار بود تانک جدید به توپ ۱۰۵ م م جدی تی ۱۰۴ مجهز شوند  از انجای که در برجک فضا محدود بود قرار شد  فرد گلوله گذار برداشته شود و در نهایت به جای ان یک سیستم گلوله گذاری خودکار گذاشته شود تا تانک مهمات بیشتری حمل کند ولی در نهایت به دلیل پیچیدگی زیاد این طرح لغو شد. راه دیگر جدا بودن خرج پرتاب از  مهمات بود که امتیازات خود را داشت  و مورد توجه قرار گرفت ولی در نهایت تصمیم گرفت شد این طرح روی یک توپ ۱۲۰ م م امتحان شود. ازمایشات نشان داده بود تانک جدید باید بتواند مهماتی با توان نفوذ در ۱۲۰ م م زره ۶۰ درجه را در برد ۱۸۰۰ م م  شلیک کند .

کمپانی لیولند مسئول ساخت  تانک و موتور ان  شد و سه پیش نمونه در سال ۱۹۵۶ ساخته شد با وجود ازمایشات مختلف ولی طرح مدتی در حاشیه قرار گرفت زیرا ارتش انگلستان  و امریکا در یک برنامه برای ساخت تانک مشترک  توافق کردند ولی در نهایت  به دلیل اسرار امریکا برای نصب توپ ۱۰۵  م م و اسرار انگلیسیها برای نصب توپ ۱۲۰ م م این برنامه به جای نرسید تا دوباره به سراغ طرح قبلی  بروند   که اف وی ۴۲۰۱ نام داشت .

چیفتن در اواسط دهه 1980 انگلستان

چیفتن در اواسط دهه ۱۹۸۰ انگلستان

ولی این بار ارتش خواهان تغییراتی در میزان زره بود  که خود باعث افزایش وزن شد و همچنین  از انجای که از جمله برنامه های انگلیسیها  برای تانک جدید توان استفاده به عنوان توپخانه در صورت نیاز بود خواهان این شد تا زاویه حرکت توپ  ، رو به پایین  از  ۷٫۵ درجه به ۱۰ درجه  و رو به بالا از  +۱۵ درجه  به +۲۰  افزایش یافت. همچنین در سال ۱۹۵۷ ناتو خواهان نصب  موتور چند سوخته روی تانک های ناتو بود تا در میدان جنگند هر سوختی دم دستشان بود مصرف کنند. از  این رو شرکت لیولند  موتور چند سوخته ال ۶۰ را برای  این تانک در نظر گرفت که البته باید محفظه موتور بزرگتر می شد  در ان زمان با این تغیرات  وزن تانک به ۵۰ تن رسید در حالی که سیستم تعلیق برای وزن ۴۵ تن طراحی شده بود. در سال ۱۹۵۸  ارتش ۱۴ پیش نمونه جدید با موتور جدید  را سفارش داده شد که دو عراده نیز به المان رفتند تا در انجا توسط ارتش المان ازمایش شوند و ارتش المان نیز دو عراده لئوپارد۱ را به این انگلستان تحویل دادند.

لیولند مجبور شد سامانه تعلیق  را تا حدی تغییر دهد و همچنین سیستم انتقال قدرت نیز تغییراتی  به خود دید که این مسئله ازمایشات را بشدت  کند کرد. در سال ۱۹۶۱ سلاح جدید ۱۲۰ م م روی ان نصب و تست  شد و یک سال بعد سامانه های دید شبانه نسل اول روی ان تست شد و سرانجام در سال ۱۹۶۳ مجور تولید تانک جدید که چیفتن نامیده شد داده  شد.

چیفتن تانکی است با وزن ۵۵ تن و چهار خدمه.  راننده در جلوی تانک زیر لوله اصلی قرار دارد که توسط  یک پیرسکوپ رو به بیرون  دید دارد و به صورت نیم خوابیده بر رانندگی می پردازد .

در برجک سه خدمه قرار میگیرد. فرمانده و توپچی در سمت راست برجک قرار دارند و در سمت چپ برجک گلوله گذار قرار دارد  و بین انها  توپ اصلی.  فرمانده در سمت راست  برجک کمی بالا تر قرار میگیرد و توپچی در جلوی پای او کمی پاینتر .

چیفتن مارک11 پیشرفته ترین نسخه چیفتن که از ارتقا نسخه مارک8 با نصب رایانه کنترل اتش بالستیک و سامانه دید حرارتی نسل دوم ارتقا یافت

چیفتن مارک۱۱ پیشرفته ترین نسخه چیفتن که از ارتقا نسخه مارک۸ با نصب رایانه کنترل اتش بالستیک و سامانه دید حرارتی نسل دوم ارتقا یافت

توپچی دارای یک سامانه  اتش دید روزانه ساده با درشت  نمایی هشت ایکس است و تانک در نسخه تولید  دست کم تا برخی نسخه های مارک ۳ و مارک۵ فاقد هر گونه مسافت یاب لیزری  بود و سایت روزانه تنها درجه بندی  شده بود و توپچی فاصله تا هدف را با شلیک گلوله رسام  از مسلسل سنگین ۱۲٫۷ م م بالای برجک که توسط فرمانده اتش میشد   به دست میاورد . این کار با در نظر گرفتن حرکت بالستیک گلوله تا فاصله ۱۸۰۰ متری ممکن بود . بعد از ان توپچی   با شلیک گلوله  قلق  ،  دست به محاسبه درست بود زاویه لوله میزد .

فرمانده دارای یک پیرسکوپ دو چشم  است که سایت ان روی دریچه برجک اصلی قرار دارد و میتواند ان را به طرفین بچرخواند و تا ۱۰ ایکس درست نمایی داشته باشد و با کمک پیسرکوپ های دور تا دور برجک بالای سرش توان دید ۳۶۰ درجه داشت   . بعدها طی ارتقائاتی سایت تعویض شد و توان درشت نمایی تا ۱۲ و ۲۰ ایکس را پیدا کرد . فرمانده نیز از طریق  یک چشمی  به  سایت اتش توپچی  دستراسی دارد. فرمانده می توانست برجک را بچرخواند هدف را برای توپچی مشخص کند و بعد به توپچی اجازه اتش بدهد

تانک در سمت  چپ برجک  دارای یک محفظه است که در ان نورافکن فروسرخ قرار داشت.  سایت فرمانده و سایت توپچی دارای یک روزنه دید  شبانه غیر فعال بود که می توانست تا برد ۱۵۰۰ متری در شب دست به شناسایی دشمن بزند اگرچه برد درگیری در شب زیر ۸۰۰ متر بود

تانک دارای شش چرخ جاده و سه غلط  بود.

تانک دارای یک موتور چند سوخته ال ۶۰  می باشد که توسط لیویلند طراحی شده بود . این موتور بزرگترین نقطه ضعف چیفتن بود. این موتور  ۶ سیلندر بود و مشکلات خودش را داشت از انجای که چند سوخته بود برای سوزانده برخی سوختها باید دمای داخلی سیلندر به اندازه کافی بالا می رفت   و این خودش باعث کاهش عمر موتور و همچنین گرمایی شدید موتور می شد.در واقع در دهه ۱۹۵۰ تمامی کشورهای عضو ناتو دست به ازمایش  موتور چند سوخته زدند ولی در ان زمان فناوری این موتورها در ابتدای راه بود و همه این کشورها این طراح را رها و به دنبال   موتور دیزل  رفتند ولی انگلیسیها همچنان بر این موتور تاکید داشتند . موتور با قدرت ۷۵۰ اسب بخار با در نظر گرفتن وزن ۵۵ تنی چیفتن در وزن سبک و ۶۲ تنی در بیشتر حالی ممکن  رانش به وزن  بین ۱۱٫۱ تا ۱۳ اسب بخار بر تن را ایجاد میکرد که بسیار کم بود و سرعت جاده این تانک را به ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر در ساعت کاهش داده بود اگرچه در نسخه مارک ۵ ارتقائاتی روی موتور انجام شد تا سرعت به ۴۸ کیلومتر بر ساعت برسد . در همان زمان تانک های  شوروی چون تی ۵۵ و تی۶۲ دارای رانش به وزن بیش از ۱۴٫۵ و سرعت جاده بیش از ۵۵ کیلومتر بر ساعت بودند.موتور قابل اعتماد نبود  و مستعد خرابی بود و همیشه در گرمایی بالای محیط داغ میکرد. ارتش انگلستان از تاکتیک های زیادی برای کاهش احتمال خرابی موتور استفاده کرد و در نهایت  دست کم در زمان صلح چیفتن برای انگلیسیها نشان داد تانک قابل اعتمادی در زراتخانه  این کشور است

2674109939_585aa08a9a1e_b

با  وجود تمامی مشکلات پیشرانه و البته زره نقطه مثبت چیفتن توپ ۱۲۰ م م ال۱۱ بود. این توپ خان دار دقت بسیار  بالای داشت  که ناشی از خاندار بودن ان است و بعدها در چلنجر ۱ نیز از همین  توپ بهره برد شد . در حالی که تمامی توپ های ۱۲۰ و ۱۲۵ م م تانک های امروزه فاقد خان هستند ال ۱۱ خان دار بود و دقت بسیار بالا و سرعت دهانه بسیار خوبی بود و چیفتن می توانست  بخش از تحرک پایین را با این سامانه جبران کند.

 توپ در برجک توان پوشش ۲۰+ رو به بالا  و ۱۰ رو  به پایین را داشت و برجک ۱۳ ثانیه زمان لازم داشت تا ۳۶۰ درجه را بچرخد. توپ توان اتش  تا برد ۲۴۰۰ متری  را داشت ولی به دلیل  استفاده از مسلسل  سنگین ۱۲٫۷ م م روی برجک برای هدفگیر برد درگیری ۱۸۰۰ متر برای یک توپ چی ماهر  بود. بعد ها در دهه ۱۹۷۰ با نصب مسافت یاب لیزری روی چیفتن مسلسل ۱۲٫۷ م م روی برجک حذف و به جای ان مسلسل ۷٫۶۲ م م نصب شد.

در مهمات ۱۲۰ م م چیفتن  مهمات از خرج پرتاب جدا بوند  گلوله گذار اول مهمات و بعد خرج پرتاب را لود میکرد. تانک ۶۲ گلوله حمل میکرد  که سرعت اتش ۸ تا ۱۰ گلوله در دقیقه را داشت  ولی به صورت عملی ۶ گلوله بر دقیقه بود.  پوشش بالای توپ ازجمله تا منفی ۱۰ درجه باعث شده بود که تانک به راحتی توان  خود را در پشت یک خاکریز مخفی کند و با پایین اوردن لوله توپ به هدف اتش کند  و یک تثبیت کننده دو محوره اتش در حرکت را ممکن می ساخت.

توپ اصلی میتواند مهمات خرج گود ضد زره، انرژی جنبشی ، مهمات HESH و مهمات انفجار شدید  را حمل کند. در جدول زیر لیست مهمات های قابل پرتاب از ال ۱۱ تانک چیفتن امده است

نوع مهمات سرعت دهانه میزان نفوذ توضیحات
ال ۱۵ ای ۱ ۱۳۷۰ ۴۵۰  م م در ۲۰۰۰ متر  مهمات انرژی جنبشی دارای هسته تنگستین
ال ۲۳ ۱۵۳۴ ۲۵۰ م م در ۲۰۰۰  مهمات انرژی جنبشی دارای هسته تنگستین برای تانک چلنجر ۱
ال ۲۳ ای۱ ؟ ۵۰۰ م م در ۲۰۰۰ متر مهمات انرژی جنبشی اورانیومی برای چلنجر
ال ۲۸ ای ۲ ؟ ؟ مهمات انرژی جنبشی اورانیومی برای چلنجر
ال ۳۱ ۶۷۰ ۴۶۰ م م HESH
ال ۳۲ ۶۷۰ ؟ HESH

تانک در نسخه های مارک ۱ تا ۳ دارای یک مسلسل ۱۲٫۷ م م روی برجک نشان روی توپ بود ولی با نصب مسافت یاب لیزری  مسلسل حذف و به جای ان مسلسل ۷٫۶۲ م م فن مگ کار گذاشته شده . همچنین یک مسلسل  فن مگ دیگر نیز هماهنگ با برجک اصلی نیز وجود داشت  (چیفتن ایرانی در بالای  برجک مسلسل ۱۲٫۷ م م  برونینگ  ام۲ داشت  )

زره تانک از فولاد بود و در جلوی برجک سطح شیب دار مناسبی داشت . اگرچه از نظر زره از تمامی تانک های هم دوره خود همانند  ای ام ایکس، لئوپارد۱ برتر بود و تقریبا با ام۶۰ ای ۱ (ولی نه ام ۶۰ ای ۳)برابر ولی در برابر رقیبان روسی چون تی ۶۲ و تی ۶۴ حرفی چندانی  برای گفتن نداشت(از جمله تی ۶۴). در جلوی و دو طرف برجک زره مناسبی برای استاندارد  دهه ۱۹۶۰ داشت  دست کم در  مقام قیاس با تانک های چون تی ۵۵ و تی ۶۲ ولی در دهه ۱۹۷۰ زمان ورود  به خدمت تی ۶۴ و تی ۷۲ چه با در نظر گرفتند قدرت نفوذ توپ ۱۲۵ م م این دو تانک و چه زره انها از روبرو برجک و کنار ان اصلا مناسب نبود  و زره چیفتن عملا در دهه ۱۹۷۰ دیگر کارایی لازم را نداشت . همچنین زره کنار بدنه با ۳۸ م م تا ۵۰ م م در بخشهای مختلف بسیار ناچیز بود و به راحتی در برابر توپ ۱۰۰ م م در فاصله ۲۰۰۰ متر نیز صدمه پذیر بود.در جدول زیر زره این تانک در بخش های مختلف امده است

محل زره شیب
جلوی بدنه ۱۲۰ م م ۷۲ درجه
کنار بدنه ۳۸ تا ۵۰ م م ۳۰ تا ۴۵ درجه
جلوبرجک ۱۹۰ م م (با در نظر  شیب  ۳۹۰ م م زره شیب دار) ۶۰ درجه
کنار برجک ۱۲۰ م م( حدود ۲۱۰ م م با در نظر گرفتن شیب) ۳۵ درجه
عقب برجک ۳۵ درجه

همچنین این اعداد میزان  مقاومت زره در بخش های مختلف را نشان میدهد

مهمات جلوی برجک جلوی بدنه بخش بالا جلوی بدنه بخش پایین
مهمات خرج گود ۴۰۰ م م ۳۶۰ م م ۳۳۰ م م
مهمات انرژی جنبشی ۳۶۰ م م ۳۵۰ م م ۳۲۰ م م

بدین صورت به خوبی مشخص است که در اواخر دهه ۱۹۷۰ به خوبی مهمات های انرژی جنبشی تانک های چون تی ۶۲  و تی ۶۴  و دیگر تنها بعدی شوروی توان نفوذ   را به راحتی به زره جلوی برجک و بدنه داشتند و از کنار وضعیت  بسیار بدتر بود.

چیفتن ایرانی در جنگ با عراق

چیفتن ایرانی در جنگ با عراق

مدل های مختلف

چیفتن مارک۱: نسخه اولیه که تنها ۴۰ عراده از ان بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۶  ساخته شد که برای ازمایشات به کار رفت

چیفتن مارک۲: اولین نسخه که وارد خدمت شد و  مجهز به نسخه اولیه موتور ال ۶۰ با توان ۶۵۰ اسب بخار  بود . این نسخه دارای مسلسل ۱۲٫۷ م م بر روی سقف برجک بود دارای نارنجک انداز دود زا و تجهیزات برای مقابله با حملات شیمیایی. این نسخه در سال ۱۹۶۷ وارد خط تولید شد

چیفتن مارک۳: نسخه تولیدی بعدی با برجک اصلاح شده. این نسخه دارای چند نسخه در زیر مجموعه خود بود  که شامل  مارک۳/۲ با تجهیزات الکترونیکی برای  تصویه هوا،مارک ۳/۳ مجهز به مسافت یاب لیزری و موتور ۷۲۰ اسب بخاری، مارک ۳/۳پی  نسخه ساخته شده برای ایران فاقد مسافت یاب لیزری، مارک ۳/۳ جی نسخه با توان استفاده فرمانده از توپ اصلی

مارک ۴: نسخه ای که قرار بود در اسرائیل تولید شود. اسرائیل از سال ۱۹۶۵ به دنبال چیفتن بود و بعد از  دو سال نیم ازمایش در پی جنگ شش روزه و حمله اسرائیل به اعراب و اعتراض جهانی ، انگلستان ، اسرائیل را تحریم کرد و از فروش چیفتن به این کشور سرباز زد که خود منجر به ساخت تانک مرکاوا در اسرائیل شد

چیفتن مارک ۵:اخرین نسخه تولید  که در سال ۱۹۷۰  وارد خط تولید شد. این نسخه دارای  موتور ال ۶۰  ارتقا یافته با قدرت ۷۵۰ اسب بخار بود و سرعت بهینه ان به ۴۸ کیلومتر بر ساعت رسیده بود . نسخه مارک ۵ ال نسخه ای از مارک ۵ با مسافت  یاب لیزری، مارک ۵/۳ نسخه  مجهز به سامانه کنترل اتش، ، مارک ۵ پی نسخه صادراتی که به ایران نیز صادر شد ولی فاقد  مسافت یاب لیزری دست کم در نسخه در خدمت ایران است  و اخرین نسخه  تولید مارک ۵/۴

چیفتن مارک۶: ارتقاء بر روی  نسخه مارک ۲ برای رسیدن به استاندارد مارک ۵

چیفتن مارک۷:ارتقا ءبر روی نسخه مارک۳  برای رسیدن به استاندارد مارک۵

چیفتن مارک۸: ارتقاء بر روی نسخه مارک۳/۳ برای رسیدن به استاندارد مارک۵

چیفتن مارک۹: ارتقاء  مارک ۶ ها به سامانه کنترل اتش برای اتش دقیق

چیفتن مارک ۱۰:ارتقاء مارک ۷ و ۸ ها به  سامانه کنترل اتش. این ارتقا در سال ۱۹۸۵ اغاز شد

چیفتن مارک ۱۱: ارتقاء بر روی مارک ۸ ها شامل  نصب سامانه دید حرارتی نسل دوم برای توپ چی و فرمانده و مسافت یاب لیزری  جدید و رایانه کنترل اتش باسلتیک برای اتش به اهداف متحرک. این نسخه در اواخر دهه ۱۹۸۰ در انگلستان وارد خدمت شد

چیفتن ۹۰۰: نسخه ارتقا یافته با برجک از نو طراحی شده دارای زره چابهام که دارای فرم برجکی مشابه تانک چلنجر ۱ بود. این نسخه دارای موتور دیزل جدید ، سامانه اتش متفاوت و زره کامپوزیت برای پوشش سیستم تعلیق بود

چیفتن FV4204 ARV: نسخه ریکاوری چیفتن

Chieftain_Bovington_2006

مشتریان خارجی

همان طور که گفته شد اسرائیل  مدتی به دنبال تانک چیفتن بود و دو عراده را  مارک ۳ را تحویل گرفت و ازمایش کرد ولی در پی تحریم های تسلیحاتی انگلستان در اواخر دهه ۱۹۶۰ برنامه لغو شد

ایران مشتری بعد این تانک بود .شاه به دلیل روابط  خوب با شرکت لیولند و اصلاح تراز تجاری خود با انگلستان دست به سفارش چیفتن زد اگرچه موارد بسیار بهتری چون ام ۶۰ ای ۳ را  میتوانست انتخاب کند. شاه  برنامه خرید تانک چیفتن  را داشت و قرار بود  در اواخر دهه ۱۹۷۰ دست به ارتقا چیفتن ها تحت برنامه شیر ۱ بزند و در نهایت دست به دریافت شیر ۲ در دهه ۱۹۸۰ بزند(تانکی که بعدها تبدیل به چلنجر ۱ شد). شاه سرنگون شد و برنامه شیر ۱ و ۲ دست کم برای ایران به جای نرسید

ایران تا انقلاب سال ۱۹۷۹   ۷۰۷ چیفتن در انواع مارک۳ پی و مارک ۵ پی  و حدود ۱۸۷ عراده نسحه ارتقا یافته ۴۰۳۰-۱ را تحویل گرفت .  ۴۰۳۰-۱  ایرانی دارای گیربکس اتوماتیک و سوخت بیشتری بود .

ایران از این تانک علیه ارتش عراق استفاده کرد ولی تاکتیک های اشتباه ، فرمانده ای نادرست در کنار برخی مشکلات چیفتن باعث  نابودب  بیش از ۲۰۰ تا ۲۵۰ چیفتن و به غنیمت گرفته شدن  همین مقدار توسط عراق شد.

اردن دیگر مشتری چیفتن بود . اردن نسخه ۴۰۳۰-۲ را تحویل گرفت که بسیار شباهت به برنامه شیر ۱ ایرانی داست  که به ایران نرسید. چیفتن اردنی را خالد نامیدند که دارای  موتور دیزل ۱۲۰۰ اسب بخاری، سامانه کنترل اتش جدید با دوربین دید حرارتی نسل دوم ورایانه اتش بالستیک  دیجیتال و زره ارتقا یافته بود. اردن ۲۴۷ عراده از این تانک را تحویل گرفت و در میانه دهه ۱۹۸۰  دست کم ۹۰ چیفتن مارک۳ پی و مارک۵ پی غنیمت گرفته شده  ایرانی را از عراق تحویل گرفت که همچنان در خدمت هستند

کویت  در دهه ۱۹۷۰ دست کم ۱۸۰ عراده چیفتن مارک ۵ تحویل گرفت که در سال ۲۰۰۰ از خدمت خارجی کرد و عمان نیز ۲۷ چیفتن مارک ۵را در خدمت دارد .

عراق از حدود ۱۰۰ چیفتن ایرانی  در جریان جنگ خلیج فارس ۱و ۲ نیز از انها بهره برد

خالد ... چیفتن اردنی

خالد … چیفتن اردنی

وزن ۵۶ تن
طول ۷٫۵ متر
عرض ۳٫۵ متر
خدمه ۴ نفر
زره جلو بدنه: ۱۲۰ م‌م‌ زاویه ۷۲ درجه
کنار بدنه: ۳۸ م‌م‌ زاویه ۱۰ درجه
جلو بدنه: ۱۹۵ م‌م‌ زاویه ۶۰ درجه
تسلیحات
اولیه
توپ ۱۲۰ میلی‌متری خان‌دار ال۱۱آ۵
تسلیحات
ثانویه
دو تیربار ۷٫۶۲ م‌م اف‌ان ام‌آژ
موتور لیلاند ال۶۰ – چندگانه‌سوز (گازوئیل، نفت سفید و بنزین)
۷۵۰ اسب بخار
سوخت ظرفیت ۸۹۰ لیتر
برد
موثر
۵۰۰ کیلومتر در جاده
سرعت جاده: ۴۸ کیلومتر در ساعت، خارج از جاده: ۳۰ کیلومتر در ساع

 ترجمه:عبدالحمید تارخ

منابع:

http://www.globalsecurity.org/military/world/europe/chieftain.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Chieftain_tank

http://www.militaryfactory.com/armor/detail.asp?armor_id=83

fv4201-chieftain-tank-front-three-quarter

53+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
دسته بندی شده در: