شناورهای سطحی بدون سرنشین (Unmanned Surface Vessel یا USV) طی یک دهه اخیر به یکی از مهمترین فناوریهای تحولآفرین در نبردهای دریایی تبدیل شدهاند. اگر در گذشته مأموریتهای شناسایی، گشتزنی و حمله تنها توسط ناوهای سرنشیندار انجام میشد، امروزه کشورهای پیشرو نظامی مانند ایالات متحده، بریتانیا و اوکراین بخش مهمی از راهبرد دریایی خود را بر استفاده از شناورهای بدون سرنشین مبتنی کردهاند. این شناورها با حذف خدمه، کاهش هزینه، افزایش مداومت عملیاتی و امکان اجرای مأموریتهای پرخطر، مفهوم جدیدی از نبرد دریایی را شکل دادهاند. جنگ اوکراین نشان داد که شناورهای کوچک بدون سرنشین قادرند خسارات قابلتوجهی به ناوهای بزرگ وارد کنند و همین موضوع موجب شد نیروی دریایی آمریکا توسعه این فناوری را با سرعت بیشتری دنبال کند.
یکی از جدیدترین محصولات این حوزه، شناور کروسر است که توسط شرکت آمریکایی Saronic Technologies طراحی و ساخته شده است. این شناور ابتدا برای مأموریتهای شناسایی، گشت دریایی، لجستیک و حفاظت از بنادر توسعه یافت، اما معماری باز، سامانههای خودمختار و ظرفیت حمل بار آن باعث شد قابلیت تبدیل به یک شناور تهاجمی نیز پیدا کند. در ژوئیه ۲۰۲۶ این شناور برای نخستین بار در یک عملیات رزمی واقعی توسط فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) علیه اهداف نظامی ایران به کار گرفته شد و به نخستین شناور سطحی بدون سرنشین آمریکایی تبدیل شد که در عملیات تهاجمی واقعی شرکت کرده است.

ایده توسعه کروسر از سالهای ابتدایی دهه ۲۰۲۰ و همزمان با گسترش برنامههای خودمختاری نیروی دریایی آمریکا شکل گرفت. در آن زمان، فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا که مسئولیت امنیت خلیج فارس، دریای عمان، دریای سرخ و بخش بزرگی از اقیانوس هند را بر عهده دارد، به دنبال سامانهای بود که بتواند بدون حضور خدمه، بهصورت شبانهروزی مناطق دریایی را پایش کند. تجربه حملات به نفتکشها، تهدید قایقهای تندرو و افزایش استفاده از پهپادها، نشان داد که استفاده از ناوهای بزرگ برای چنین مأموریتهایی از نظر اقتصادی و عملیاتی مقرونبهصرفه نیست. بنابراین پروژه استفاده گسترده از شناورهای بدون سرنشین در قالب Task Force 59 آغاز شد؛ یگانی که وظیفه آن آزمایش، توسعه و بهکارگیری سامانههای خودمختار دریایی است.
شرکت Saronic Technologies که در ایالت تگزاس مستقر است، با تمرکز بر توسعه سامانههای دریایی هوشمند وارد این برنامه شد. مهندسان این شرکت به جای طراحی یک شناور بزرگ و پیچیده، یک شناور نسبتاً کوچک، سریع و ماژولار را توسعه دادند که بتواند با تغییر تجهیزات، مأموریتهای مختلفی انجام دهد. نتیجه این تلاشها شناور کروسر بود؛ شناوری حدود ۲۴ فوت (تقریباً ۷٫۳ متر) که میتواند با سرعت بالا حرکت کند، با برد بیش از1850 کیلومتر و تا حدود ۱۰۰۰ پوند (حدود ۴۵۰ کیلوگرم) محموله حمل کند. این ویژگیها امکان نصب حسگرهای مختلف، تجهیزات جنگ الکترونیک، محموله لجستیکی یا حتی سرجنگی را فراهم میکند.

شناور دارای نرمافزار پیشرفته و رویکرد یکپارچه آن است.دارای یک دکل با یک دوربین دید حرارتی هستند و میتوان برای ماموریت شناسایی و نظارت بر روی انها رادار نیز نصب کرد.میتوان از محل حمل بار انها برای حمل بار و یا همان میزان مواد انفجاری در نقش انتحاری بهره برد . هسته این توانمندی، سامانه اکلون (Echelon) است؛ یک سکوی یکپارچه برای برنامهریزی مأموریت است و میتواند به شکل هدایت همزمان با کمک دوربین اپتیک حرارتی روی شناور و یا با کمک ماهواره به شکل دادن مختصات عمل کند. این شناورها در بحث درگیری و انتحاری توان حمله به اهداف متحرک را نیز دارند . اکلون به یک اپراتور اجازه میدهد تا مأموریتهای پیچیده را با استفاده از چندین شناور خودران، حتی در محیطهای بدون GPS یا ارتباطات پایدار، مدیریت کند.یعنی میتوان همه شناورها را تنها توسط یک اپراتور هدایت کرد . شناور را به گونهای طراحی شدهاند که بتوانند به طور کامل خودران عمل کنند .

از همان ابتدا فلسفه طراحی کروسر بر سه اصل استوار بود: هزینه پایین، تولید انبوه و خودمختاری. برخلاف ناوشکنها یا قایقهای رزمی گرانقیمت، از دست رفتن یک کروسر در میدان نبرد تأثیر راهبردی چندانی ندارد و میتوان آن را جایگزین کرد. این رویکرد که در ادبیات نظامی آمریکا با عنوان Attritable Systems شناخته میشود، بر این اساس است که تعداد زیادی سامانه نسبتاً ارزان، در بسیاری از مأموریتها از تعداد اندکی سامانه بسیار گران مؤثرتر هستند. این همان مفهومی است که پیشتر در توسعه پهپادهای رزمی نیز دنبال شده بود و اکنون به حوزه شناورهای سطحی منتقل شده است.
کروسر از بدنهای سبک و مقاوم بهره میبرد که برای حرکت در آبهای متلاطم طراحی شده است. شکل بدنه به گونهای است که ضمن کاهش مقاومت هیدرودینامیکی، سطح مقطع راداری نسبتاً کمی نیز ایجاد کند. این شناور قادر است بدون حضور اپراتور در داخل شناور، مسیر از پیش تعیینشده را طی کند، موانع را شناسایی کند و در صورت نیاز با مرکز فرماندهی ارتباط برقرار کند. سامانههای هوش مصنوعی نصبشده بر روی آن امکان تصمیمگیری محدود در زمینه ناوبری، اجتناب از برخورد و اجرای مأموریت را فراهم میکنند، هرچند تصمیمهای نهایی درباره استفاده از نیروی مرگبار همچنان تحت کنترل انسانی باقی میماند.
اولین استفاده رزمی آمریکا از پهپادهای دریایی در حمله به بندرعباس
در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶، نیروهای مسلح ایالات متحده برای اولین بار در تاریخ خود از شناورهای سطحی بدون سرنشین (USV) در یک عملیات رزمی تهاجمی استفاده کردند. بر اساس بیانیه ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)، سه فروند شناور از نوع کرسر که توسط شرکت سارونیک (Saronic Technologies) ساخته شده، در حملهای هماهنگ به پایگاه دریایی بندرعباس در ایران، تأسیسات تعمیر و نگهداری زیردریاییها و شناورها را هدف قرار دادند . این حمله که با هدف کاهش توانایی ایران برای ادامه حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز انجام شد، یک نقطه عطف تاریخی در بهکارگیری فناوریهای خودران در جنگهای دریایی محسوب میشود .
این عملیات تنها یک رویداد منفرد نبود، بلکه نتیجهی یک فرایند طولانی از آزمایش و بهکارگیری عملیاتی سامانههای بدون سرنشین در نیروی دریایی آمریکا بود. تنها یک ماه پیش از این حمله، یک شناور کرسر که توسط یگان وظیفه ۵۹ (Task Force 59)، واحد آزمایشی نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه، اداره میشد، در یک عملیات جستجو و نجات منحصربهفرد، دو سرنشین بالگرد آپاچی ارتش آمریکا را پس از سقوط در سواحل عمان نجات داده بود . این عملیات، اولین استفاده عمومی از یک پهپاد دریایی برای نجات پرسنل در دریا بود و قابلیتهای فراتر از شناسایی این سامانهها را به نمایش گذاشت .
کارشناسان نظامی معتقدند که این تحول در تاکتیکهای آمریکا، به طور مستقیم از درسهای جنگ اوکراین الهام گرفته شده است. اوکراین با استفاده گسترده از پهپادهای سطحی انتحاری علیه ناوگان دریای سیاه روسیه، توانسته است کشتیهای بزرگتر را از پایگاههای اصلی خود مانند سواستوپل دور کند و معادلات دریایی را به چالش بکشد . به گفته تحلیلگران، این حملات با هزینۀ بسیار کمتر نسبت به موشکهای کروز، اثربخشی بالایی در نبردهای ساحلی داشتهاند و توانستهاند ضعفهای پدافندی را آشکار کنند .

استفاده از پهپادهای دریایی کرسر در بندرعباس، نشاندهندهی گذار از مرحله آزمایش و ارزیابی به کارگیری عملیاتی و ترکیبی این سامانهها در ساختار فرماندهی مشترک آمریکاست . این عملیات که توسط خود CENTCOM و نه مستقیماً توسط یگان وظیفه ۵۹ رهبری شد، گامی مهم در جهت عملیاتیسازی کامل سامانههای خودران به عنوان یک ابزار رزمی در اختیار فرماندهان منطقهای است . این تحول، همراه با تشدید تنشها و ازسرگیری محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، نشاندهندهی ورود به فاز جدیدی از درگیریهای نامتقارن دریایی است که در آن شناورهای کوچک، ارزان و هوشمند، نقشی کلیدی ایفا خواهند کرد و میتوانند معادلات قدرت را در مناطق حساس مانند تنگه هرمز تغییر دهند .
عبدالحمید تارخ
مقالا مشابه



