امیر علی یوسفی
شهریور ۱۴۰۳ بود که ارتش ایران از تانک «سلیمان ۴۰۲» رونمایی کرد؛ ارتقایی عمیق و همهجانبه بر روی بدنه تانکهای باسابقه M60A1 که هدف آن، تبدیل یک پلتفرم کاملاً آنالوگ و قدیمی به زرهپوشی متناسب با نیازهای میدان نبرد مدرن بود.
ام ۶۰ که در ابتدا در سالهای ۱۳۴۷ توسط ایران از ایالات متحده خریداری شد، بهعنوان یکی از مهمترین سلاحهای ارتش ایران در دوران جنگ تحمیلی با عراق بهکار گرفته شد.
کلیدیترین بخش این نوسازی، دگرگونی کامل در بخش هدایت آتش تانک است؛ به طوری که سیستم کنترل آتش مکانیکی و آنالوگ قدیمی جای خود را به یک سامانه کاملاً دیجیتال و هوشمند داده است که با بهرهگیری از مسافتیاب لیزری، حسگرهای بالستیک محیطی و پایدارکننده دومحوره، پتانسیل شلیک دقیق در حال حرکت را برای این زرهپوش فراهم میکند؛ جهشی تکنولوژیک که با حذف روشهای سنتی تخمین فاصله و افزودن سیستم ردیابی خودکار هدف در کنار تصویربردارهای حرارتی نسل جدید، زمان قفل تا شلیک موثر را به کمتر از ۵ ثانیه کاهش داده و شانس اصابت اولین گلوله به اهداف متحرک را در تاریکی مطلق به شدت بالا برده است.
سلیمان ۴۰۲ از سامانه اخلالگر اشتورا استفاده میکند. با توجه به اینکه سال ساخت و تولید این تانک ۴۰۳ است نصب این سامانه دروی این تانک با توجه به واقعیتهای نبرد مدرن، یک عقبماندگی تکنولوژیک و تصمیمی بحثبرانگیز محسوب میشود. چرا؟ اولا بیشترین خطری که امروزه تانکها را تهدید میکند، ریزپهپادهای انتحاری “FPV” و موشکهای هدایت تصویری/حرارتی (مثل تاو-۲ام با پرش فرکانسی یا موشکهای تاپاتک آلماس) هستند. جمرهای سرخرنگ سلیمان ۴۰۲ در برابر هیچکدام از این تهدیدات کارایی ندارند. این اخلالگرها در میدان نبرد مدرن که مملو از دوربینهای دید در شب و تصویربردارهای ترمال است، مانند دو پروژکتور بزرگ عمل میکنند. روشن کردن آنها موقعیت تانک سلیمان ۴۰۲ را از کیلومترها دورتر برای دشمن فاش میکند.
این سامانه در تانک سلیمان ۴۰۲ بیشتر از آنکه یک سپر حفاظتی موثر باشد، یک ارتقای نمادین و ارزانقیمت بر پایه فناوری ۴۰ سال پیش شوروی است که عملاً زره تانک را در برابر تسلیحات سال ۲۰۲۶ و بعد از آن بیدفاع میگذارد؛ مگر اینکه از سنسورهای هشدار لیزری و نارنجکهای دودزای آن به صورت مستقل و بهینه استفاده شود و جمرهای فروسرخ در لحظاتی که نیازی به انها نیست خاموش بمانند و از یک رادار کمکی استفاده شود.

با وجود تمام ارتقاهای انجامشده توپ تانک همان توپ ۱۰۵ میلیمتری قدیمی M60 است. این توپ در میدان نبرد امروز توانایی نفوذ به زره پیشانی تانکهای مدرن (مثل آبرامز، مرکاوا یا تی-۹۰) را ندارد و قدرت آتش آن نسبت به توپهای ۱۲۵ میلیمتر شرقی و ۱۲۰ میلیمتر غربی به شدت پایینتر است.این در شرایطی است که در دیگر ارتقاهای ام ۶۰ مانند سابرای اسرائیلی و ام ۶۰ تی ترکیه توپ ۱۰۵ میلیمتری با توپ ۱۲۰ میلیمتری استاندارد ناتو عوض شده است.
در سلیمان ۴۰۲ برجک شاید بخشی باشد که بیشترین تغییر را کرده است.برجک قدیمی M60 ساختاری بیضوی و تخممرغی شکل داشت. در ارتقای سلیمان ۴۰۲، با نصب بلوکهای زره واکنشگر (که اصلا ریشهشان به روسیه برمیگردد) و صفحات زرهی جدید، ظاهر برجک کاملاً چندضلعی، زاویهدار و شبیه به تانکهای مدرن غربی شده است. این شیبدار کردن زره به منحرف کردن گلولهها و راکتها کمک میکند.همچنین در در تانک M60 قدیمی، فرمانده درون یک برجک کوچک استوانهای به نام کوپولا که روی سقف برجک اصلی قرار گرفته بود مینشست که یک مسلسل ۱۲.۷ میلیمتری درون آن بود. این کوپولا ارتفاع تانک را بیش از حد بلند و آن را به هدفی راحت تبدیل میکرد. در سلیمان ۴۰۲، این برجک کوچک کاملاً حذف و سقف برجک تخت شده است.
به جای آن کوپولای قدیمی، یک ایستگاه سلاح کنترل از راه دور روی سقف برجک نصب شده است. حالا فرمانده مجبور نیست برای شلیک با مسلسل سر خود را از تانک بیرون بیاورد یا از سیستم مکانیکی قدیمی استفاده کند؛ بلکه میتواند از داخل تانک و به صورت دیجیتال از طریق یک مانیتور، مسلسل سنگین روی سقف را هدایت و شلیک کند.سنسورهای کوچکی روی برجک تعبیه شدهاند تا قفل شدن لیزر دشمن روی تانک را متوجه شود و چیدمان نارنجکهای دودزا روی برجک تغییر کرده تا بتوانند پوشش دودی بهتری ایجاد کنند.
این تانک اتولودر یا همان سیستم بارگذاری مهمات خودکار ندارد که خب البته طبیعی است.از آنجا که برجک اصلی تانک M60 برای بارگذاری دستی و حضور ۴ خدمه طراحی شده و فضای داخلی آن ساختار متفاوتی دارد، نمیتوان به راحتی یک اتولودر درون آن خوراند. بنابراین برای بارگذاری اتولودر روی این تانک باید کلا برجک را تعویض کرد.
تانک به قابلیت قفل روی اهداف متحرک مجهز شده؛ به این معنی که توپچی میتواند روی یک هدف در حال حرکت قفل کند و کامپیوتر تانک، زاویه لوله را به طور خودکار تنظیم نگه میدارد تا شلیک در حال حرکت تانک نیز به هدف برخورد کند.همچنین در بدنه اصلی تانک، زرههای جانبی برای محافظت از بخش زنجیر (شنی) و چرخهای تانک اضافه شده است. این صفحات فلزی و ترکیبی، بخش پایینی و حساس شنی تانک را در برابر راکتهای دوشپرتاب مثل آرپیجی که از پهلو شلیک میشوند، محافظت میکنند.همچنین در بخش لوله تانک علاوه بر نصب آستین حرارتی (برای جلوگیری از تاب برداشتن لوله در سرما و گرما)، مسلسل هممحور که در کنار لوله اصلی توپ قرار دارد نیز تعویض شده و مکانیزم تغذیه فشنگ و نشانهروی آن ارتقای دیجیتال دریافت کرده است.
موتور و گیربکس این تانک تغییری نکرده که نقطه ضعف بزرگی است و البته با توجه به ضعف کشور ما در این حوزه طبیعی است.وزن تانک M60A1 اصلی حدود ۴۸ تن بود. در پروژه سلیمان ۴۰۲، به دلیل اضافه شدن حجم سنگینی از بلوکهای زره واکنشگر (ERA) روی برجک و بدنه، صفحات زرهی پهلو (Side Skirts)، ایستگاه کنترل سلاح کنترل از راه دور و تجهیزات الکترونیکی جدید، وزن تانک احتمالاً به بالای ۵۲ تا ۵۴ تن رسیده است.موتور این تانک تعویض نشده و احتمالاً همان موتور قدیمی دیزلی ۷۵۰ اسب بخاری (یا نسخه بهینهشده آن با کمی توان بیشتر) است. این امر نسبت «توان به وزن» تانک را به شدت کاهش میدهد. نتیجه آن، کاهش شتاب، افت سرعت در ناهمواریها و فشار شدید به سیستم تعلیق و گیربکس تانک در درازمدت است.
در بخش طراحی شاسی هم این تانک ارتقای قابل توجهی دریافت نکرده است. طراحی شاسی تانک M60 مربوط به دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی است؛ زمانی که خطراتی مثل مینهای زرهشکن کف یا بمبهای کنار جادهای به شدت امروز رایج نبودند. کف شاسی M60 ساختار تخت دارد و فاقد زرههای مدرن V شکل (که موج انفجار را به طرفین منحرف میکنند) است. در ارتقای سلیمان ۴۰۲ به این بخش توجهی نشده و تانک در جنگهای شهری یا نامتقارن در برابر مینها به شدت آسیبپذیر است.
در سلیمان ۴۰۲ به دلیل حفظ ساختار داخلی شاسی M60، گلولههای توپ ۱۰۵ میلیمتری همچنان در داخل اتاقک اصلی و در اطراف خدمه چیده شدهاند. مهمات دم دستی مانند نسخه اصلی در پشت برجک قراردارد و مهمات ذخیره در کنار بدنه
یک نقطه قوت دیگر این تانک هم این است که سیستم کنترل آتش مکانیکی و آنالوگ قدیمی M60 جای خود را به یک سامانه کاملاً دیجیتال و هوشمند داده است که با بهرهگیری از مسافتیاب لیزری، حسگرهای بالستیک محیطی و پایدارکننده دومحوره، پتانسیل شلیک دقیق در حال حرکت را برای این زرهپوش فراهم میکند؛ جهشی تکنولوژیک که با حذف روشهای سنتی تخمین فاصله و افزودن سیستم ردیابی خودکار هدف در کنار تصویربردارهای حرارتی نسل جدید، زمان قفل تا شلیک موثر را به کمتر از ۵ ثانیه کاهش داده و شانس اصابت اولین گلوله به اهداف متحرک را در تاریکی مطلق به شدت بالا برده است.
سلیمان ۴۰۲ یک «ام-۶۰ آرایششده» است. زره و سیستم کنترل آتش آن به روز شده تا بتواند در نقش پشتیبانی پیادهنظام یا دفاع ایستا (ثابت) موثر باشد، اما وزن بالا با موتور ضعیف، ساختار زره پایه قدیمی و خطر بالای انفجار داخلی مهمات باعث میشود که نتوان آن را یک تانک خطشکن در نبردهای مدرن و پرشدت امروز دانست.
سامانه کنترل آتشی که در تانک سلیمان ۴۰۲ نصب شده، توان رزمی این تانک را به طرز چشمگیری ارتقا داده است. برد موثر اتش در روز برای زدن یک هدف با یک شلیک به بیش از 2200 متر در روز و شب رسیده و برد اتش پشتیبانی تا 5 تا7 کیلومتر است

ایجاد فاصله بین دو لایه زره باعث میشود که جت پلاسما حاصل از کلاهکهای جنگی یا راکتها قبل از رسیدن به بدنه اصلی تانک کارایی و نفوذ خود را از دست بدهد.
زره ماژولار قابل تعویض: پیچها و اتصالات مشخص در تصویر نشان میدهند که این بلوکهای زرهی در صورت آسیب دیدن در میدان نبرد یا برای ارتقاهای آینده، به راحتی قابل جداسازی و تعویض هستند.
همانطور که در تصویر مشخص است، زره به صورت زاویهدار نصب شده است. این شیب باعث میشود ضخامت موثر زره در برابر پرتابهها افزایش یابد و احتمال کمانه کردن تیرهای ضدزره بیشتر شود.
اگر قرار بود کل این حجم با فولاد یکپارچه پر شود، تانک به قدری سنگین میشد که موتور آن توان حرکت نداشت. بنابراین، با ایجاد فاصله (که فلشهای آبی و قرمز در تصویر زیر به آن اشاره دارند) و استفاده از زره کامپوزیتی یا لایهای، سطح حفاظت برجک بدون افزایش فلجکنندهٔ وزن، به شدت بالا میرود

ظاهر تانک سلیمان ۴۰۲ کاملاً دگرگون شده است. برجک تانک به وسیله ماژولهای زرهی زاویهدار و گوه-شکل پوشانده شده تا ظاهری شبیه به تانکهای مدرن غربی پیدا کند و سطح حفاظت آن در برابر پرتابههای ضدزره به شدت افزایش یابد. همچنین یک آستین حرارتی دور لوله توپ برای حفظ دقت در اثر تغییرات دما کشیده شده است.
کادر آبیرنگ روی بدنه و تصویر زوم شده(تصویر پایین) در گوشه پایین سمت چپ، به «آپتیک جلو نگر فرمانده» اشاره دارد:این مجموعه سنسور شامل دوربینهای دید در روز، دوربینهای حرارتی (دید در شب و دود) و مسافتیاب لیزری است.قرارگیری این سیستم به فرمانده تانک این امکان را میدهد که بدون نیاز به چرخاندن کل برجک یا در شرایطی که دید مستقیم به دلیل دود و تاریکی محدود است، میدان نبرد روبرو را با دقت بالا رصد کرده و اهداف را برای توپچی مشخص کند.

ایران پیش از سلیمان ارتقاهای زیادی روی پلتفرمهای شرقی و غربی داده بود، ارتقاهای غربی مانند تیام و صمصام هیچگاه تولید انبوه نشدند و از بین ارتقاهای شرقی تنها یکی تولید انبوه شد که کرار است. قیاس بین کرار و سلیمان ۴۰۲ شاید از جهاتی معالفارغ باشد چون یکی پلتفرم شرقی و دیگری غربی است لکن در طراحی کرار به بعضی از چیزها توجه شده که در سلیمان به آن توجهی نشده است. ( در نوبه خود شاید عجیب باشد)
در کرار به پوششهای حرارتی اگزوز و کاورهای کاهش امضای راداری/حرارتی بدنه توجه ویژهای شده است تا تانک در برابر موشکهای هدایت شونده حرارتی و پهپادهای شناسایی تا حدی پنهان بماند. در سلیمان ۴۰۲ به دلیل ساختار مرتفع تانک و نبود کاورهای یکپارچه جاذب یا پخشکننده حرارت در بخش موتور و اگزوز، امضای حرارتی این تانک (بهویژه با موتور دیزل قدیمی) بسیار بالا است و سیستمهای اخلالگر فعال نصبشده روی آن باید جور این ضعف ساختاری را بکشند.
طراحان به چسباندن بلوکهای زره واکنشگر روی برجک قدیمی T-72 بسنده نکردند. برجک کرار یک بازطراحی کامل جوشکاریشده است که هندسه مدرنی دارد و شیبهای تندی برای انحراف پرتابهها ایجاد میکند. سپس روی این سازه جدید، زرههای تکهتکه و واکنشگر نصب شده است. این کار حفاظت غیرفعال را به شدت بالا برد.در سلیمان ۴۰۲ اما برجک تغییر ساختاری نکرده است پلتفرم M60 به دلیل برجک تخممرغی و بلندش، سطح مقطع بسیار بزرگی دارد و هدف آسانی است. در سلیمان ۴۰۲، سازه و هندسه برجک اصلی دستنخورده باقی مانده و صرفاً لایههایی از زرههای واکنشگر و کاشیهای کامپوزیتی روی همان پوسته قدیمی غربی سوار شده است. این کار بدون تغییر هندسه برجک، وزن مرده تانک را بالا برده اما ضعف ساختاری برجک M60 را کاملاً برطرف نکرده است. ضعف ساختاری برجک M60 در عمل واقعا بیشتر از تئوری و متن است.
در طول جنگ ۸ ساله، برجک بلند و بدنه مرتفع M60 یکی از اصلیترین نقاط ضعف این تانک بود و بخش عمدهای از تلفات آن ناشی از اصابت به این نواحی، بهویژه پیشانی برجک و حلقه اتصال آن به بدنه بود. در یک نمونه بهشدت معروف در دیماه ۱۳۵۹ و در جریان کانالیزه شدن لشکر ۱۶ زرهی در عملیات نصر (نبرد هویزه)، تانکهای M60 ایرانی در محاصره تانکهای عراقی قرار گرفتند. در آن نبرد، ارتفاع بلند M60ها مانع از پنهان شدن مؤثر آنها در زمینهای گلآلود شد و صید راحتی برای توپهای ۱۱۵ میلیمتری T-62های عراقی شدند که دقیقاً برجک و بدنه فوقانی آنها را هدف میگرفتند.
اما بزرگترین کابوس خدمه M60 در جنگ، سیستم چرخش برجک و کنترل توپ بود که با روغن هیدرولیک تحت فشار بالا کار میکرد.اواخر دهه ۵۰ و طول جنگ، اصابت هرگونه پرتابه به برجک (حتی اگر مستقیماً به خدمه آسیب نمیزد) باعث پاره شدن لولههای هیدرولیک میشد.این روغن تحت فشار به سرعت به شکل غبار در فضای بسته برجک پخش میشد و با کوچکترین جرقهای، آتشسوزی ناگهانی ایجاد میکرد که مجالی برای فرار به فرمانده، توپچی و بارگذار نمیداد.بزرگترین و مهمترین تغییر ساختاری در بخش داخلی برجک سلیمان ۴۰۲، حذف کامل سیستم چرخش برجک و بالابری توپ مبتنی بر روغن هیدرولیک تحت فشار و جایگزینی آن با یک سیستم تمام الکتریکی است.
با این کار، آن غبار روغن هیدرولیکِ قابلاشتعال که در سالهای جنگ با کوچکترین ترکش تبدیل به کوره آتش میشد، کاملاً از داخل کابین حذف شده است.سیستمهای برقی مدرن نه تنها امنیت خدمه را به شدت بالا میبرند، بلکه حرکت برجک را نرمتر، دقیقتر و بیصداتر میکنند و هماهنگی بهتری با کامپیوتر کنترل آتش دیجیتال دارند.علاوه بر حذف هیدرولیک، یک سیستم مدرن و خودکار کشف و اطفای حریق در پکیج ارتقای سلیمان ۴۰۲ گنجانده شده است.این سیستم به حسگرهای نوری و حرارتی بسیار سریع مجهز است که وقوع هرگونه جرقه، انفجار اولیه یا آتشسوزی در محفظه خدمه یا موتور را در کسری از میلیثانیه (پیش از آنکه شعلهور شود و به خدمه آسیب بزند) تشخیص میدهند.بلافاصله پس از تشخیص، کپسولهای حاوی گازهای خفهکننده آتش (مانند هالون یا جایگزینهای مدرن آن) به صورت خودکار در فضای برجک تخلیه میشوند و آتش را در نطفه خفه میکنند.
برخلاف تانکهای T-72 عراقی که ۳ خدمهای بودند و از بارگذار خودکار استفاده میکردند، M60 نیاز به نفر چهارم (بارگذار یا لودر) داشت. در نبردهای طولانیمدت، خستگی مفرط بارگذار به شدت نرخ آتش تانک را کاهش میداد. همچنین فضای بزرگ مورد نیاز برای مانور بارگذار، خود یکی از دلایل بزرگ بودن برجک بود.در قیاس سلیمان با دیگر نسخههای بازطراحیشده M60 باز هم بیشتر مشخص میشود که سلیمان بیشتر از اینکه یک ارتقای مناسب امروز باشد یک آرایش است.مثلا بیایید سلیمان را با معروفترین ارتقای M60 یعنی سابرا که توسط صنایع نظامی اسرائیل برای ارتش ترکیه ساخته شد قیاس کنیم.

در طراحی سابرا توپ ۱۰۵ میلیمتری قدیمی را کاملاً حذف و آن را با یک توپ ۱۲۰ میلیمتری بدون خان مدل MG253 (مشابه توپ تانک مرکاوا ۳) جایگزین کرد. این توپ توانایی شلیک مدرنترین مهمات ضدتانک ناتو و حتی موشکهای لوله-پرتاب LAHAT را دارد. (البته سابرا هم اتولودر ندارد و ۴ خدمهای است، اما قدرت آتش آن در سطح تانکهای نسل سوم است).در سلیمان توپ ۱۰۵ میلیمتری M68 حفظ شده است. هرچند این توپ دقیق است و احتمالاً مهمات آن بهینهسازی شده، اما در میدان نبرد امروز برابر زره پیشانی تانکهای مدرن (مثل T-90 یا آبرامز) شانس بسیار کمی دارد.
(در دکترین نظامی امروز ایران، تانک سلیمان دیگر قرار نیست در خط مقدم یک جنگ زرهی کلاسیک در برابر موج تانکهای دشمن بجنگد-آن وظیفه به تانک کرار واگذار شده است-سلیمان ۴۰۲ برای پشتیبانی آتش از پیادهنظام، نبردهای دفاعی ثانویه و سرکوب سنگرهای جبهه مقایابل ارتقا یافته است؛ جایی که توپ ۱۰۵ میلیمتری با مهمات ارتقایافته کاملاً کفایت میکند.)اسرائیل در طراحی سابرا، از تجربیات جنگهای شهری خود با حزبالله و حماس (که مجهز به انواع موشکهای ضدتانک مدرن شرقی بودند) استفاده کرد.
سابرا از یک کیت زره کامپوزیتی متراکم و ماژولار بهره میبرد. این زره به صورت بلوکهای بسیار ضخیم روی برجک سوار شده و ظاهر برجک را کاملاً زاویهدار و شبیه به تانکهای مدرن کرده است. در نبردهای سوریه که سابرا با لباس ارتش ترکیه و با اسم ام ۶۰ تی به میدان رفت این زره نشان داد که میتواند در برابر ضربات مستقیم موشکهای ضدتانک مثل کورنت تا حد زیادی مقاومت کند.
سلیمان از ترکیب کاشیهای زره کامپوزیتی و زرههای واکنشگر استفاده میکند.
زره کامپوزیتی و ضخیم سابرا به صورت چندلایه (فلز، سرامیک، مواد پلیمری) طراحی شده تا انرژی جت مذاب کلاهکهای دوگانه (خرج گود ضد زره)را به طور کامل جذب و متلاشی کند.طراحی زره سلیمان هوشمندانه است و پوشش خوبی در پیشانی برجک ایجاد کرده، اما به ضخامت زره سابرا نیست. در عوض، سلیمان به سیستم پدافند غیرعامل (اخلالگرهای فرخ) مجهز شده که سابرا در نسخههای اولیه فاقد آن بود (ترکیه بعدها خودش سیستم پدافند فعال آککور را روی آنها نصب کرد).این سیستم میتواند روی مسافتیابهای لیزری یا سیستمهای هدایت نیمهخودکار موشکهایی مثل تاو یا کونکورس اخلال ایجاد کند تا موشک خطا برود. این یک مزیت عالی برای «پیشگیری قبل از برخورد» است.
اما اگر موشک از اخلالگر عبور کند (مثلاً موشکهای هدایت سیمی پسیو یا راکتهای بدون هدایت آرپیجی-۲۹ و موشکهای شلیککن-فراموشکن مثل جاولین)، تانک سلیمان باید صرفاً به زره واکنشگر خود متکی باشد. زره واکنشگر روی سلیمان ضخامت فیزیکی بالایی ندارد و در برابر کلاهکهای متوالی یا مهمات انرژی جنبشی سنگین تانکها، به شدت آسیبپذیرتر از زره ضخیم سابرا است.در سلیمان ۴۰۲ هرچند سیستم هیدرولیک حذف شده و کابین امنتر است، اما سلیمان ۴۰۲ همچنان از همان صندلیها، ساختار ذخیرهسازی مهمات و معماری داخلی قدیمی M60 استفاده میکند. فضای داخلی تانک به شدت برای ۴ نفر تنگ است و در تابستانهای داغ مناطقی مثل خوزستان، خستگی خدمه (بهویژه بارگذار دستی) یک فاکتور منفی بزرگ است. اطلاعات موثقی از نصب سیستم تهویه مطبوع در سلیمان منتشر نشده است.
در سابرا، بازطراحی برجک باعث شد فضای داخلی کمی بهینهتر شود. از همه مهمتر، سابرا به یک سیستم تهویه مطبوع قدرتمند و پدافند جنگهای نوین مجهز است. این سیستم تهویه هوا نه تنها دمای کابین را برای کارایی بهینه خدمه تنظیم میکند، بلکه فشار مثبت داخل کابین ایجاد میکند تا گازهای سمی حاصل از شلیک توپ یا عوامل شیمیایی محیط وارد تانک نشوند.
سلیمان به سیستم هشدار قفل لیزری مجهز است. وقتی موشک یا مسافتیاب دشمن روی تانک قفل میکند، تانک به طور خودکار نارنجکهای دودزا شلیک میکند تا یک پرده دود غلیظ ایجاد کند و دید دشمن را کور کند. این سیستم در کنار اخلالگر، یک پکیج دفاعی بسیار خوب را تشکیل میدهد اما خب باز هم اثری از سیستم دفاع فعال نیست.سابرا در کیت ارتقای اولیه خود سیستم اخلالگر فعال و دفاع فعال نداشت و این یک ضعف بود. اما ارتش ترکیه پس از دیدن تلفات سابرا در برابر موشکهای کورنت داعش و پکک در سوریه، فوراً پکیج را ارتقا داد و سامانه دفاع فعال پولات را روی آنها نصب کرد که قادر است موشک ضدتانک را قبل از رسیدن به تانک، در هوا با شلیک یک پرتابه کوچک نابود کند.

اما خب از جهاتی میتوان گفت ارتقای سلیمان نسبت به ارتقاهای قبلی ام ۶۰ نوعی “شتر گاو پلنگ” است. مثلا ارتقای سلیمان تا حدی و از جهاتی شبیه به ارتقای سوپرام۶۰ است.بسته ارتقای سوپر M60 در خود آمریکا انجام شد که در آن از زره نسل جدید چابهام و موتورهایی بهقدرت 1200 اسب بخار استفاده شده است ولی توپ اصلی تانک همان توپ 105میلیمتری باقی مانده است.

و از جهاتی هم شبیه فینیکس است(تصویر بالا). ارتقای فینیکس در اردن هاشمی که به منظور ایجاد یک تانک اصلی میدان نبرد بود. بستۀ ارتقایی بود که شرکت دفاعی ملک عبدالله اردن در دهه ۲۰۰۰ برای ناوگان M60A3 خود طراحی کرد.
در نسخههایی که هدف در ارتقا ساخت تانک اصلی میدان نبرد بود توپ ۱۰۵ میلیمتری با توپ ۱۲۰ میلیمتری عوض شد.فینیکس و سلیمان ۴۰۲ از یک فلسفه و ریشه اقتصادی مشترک پیروی میکنند: هر دو پروژه توسط ارتشهایی با بودجه محدود طراحی شدند تا بدون دستکاری اساسی در شاسی و موتور اصلی، تانکهای قدیمی M60 را به استانداردهای حداقلی روز برسانند.
هر دو تانک به جای بازطراحی کل برجک لایهای از کاشیهای زرهی جعبهایشکل و متقاطع را با زاویهای تند روی پیشانی و طرفین برجک اصلی پیچ و مهره کردهاند.این نوع آرایش زرهی در هر دو تانک، ظاهر برجک خمرهای شکل M60 را به یک هندسه پیکانی تبدیل کرده تا پرتابههای مستقیم دشمن را منحرف کند.
فینیکس به سیستم کنترل آتش مدرن پندز مجهز شد که شامل مسافتیاب لیزری و دوربینهای حرارتی نسل جدید برای توپچی و فرمانده بود.
سلیمان ۴۰۲ نیز دقیقاً همین مسیر را رفت و با نصب سایت پانورامیک فرمانده و مانیتورهای دیجیتال داخلی، قابلیت «شکارچی-قاتل» را به تانک اضافه کرد تا هر دو پلتفرم توان رزم شبانه پیدا کنند.


یکی از تغییرات بسیار مهم و آشکار در ظاهر تانک سلیمان ۴۰۲، حذف کوپولا (برجک کوچک فرمانده) قدیمی تانک M60 و جایگزینی آن با یک جایگاه تسلیحاتی کنترل از راه دور۰ مجهز به یک تیربار سنگین ۱۲.۷ میلیمتری (M2) است.ایتالیاییها هم توسط شرکت لئوناردو یک بسته ارتقا شامل ارتقای موتور، نصب توپ 120 میلی متری بدون خان، نصب یک تیربار 12.7 میلی متری با کنترل از راه دور، نصب سیستم کنترل آتش جدید و نصب زره جدید را برای این تانک ارائه دادند.سلیمان از جهت نصب تیربار جدید شبیه تانک لئوناردو است
جایگاههای کنترل از راه دور مدرن مجهز به لرزشگیر و سایت دید حرارتی/روزانه مستقل هستند. با توجه به نوع تهدیدات سال ۲۰۲۶ (بهویژه ریزپهپادها و کوادکوپترهای انتحاری FPV)، این تیربار ۱۲.۷ میلیمتری کنترل از راه دور میتواند به کمک سیستم کنترل آتش تانک، با سرعت بالا روی اهداف هوایی کمارتفاع یا پیادهنظام مجهز به موشکهای ضدتانک قفل کند و آنها را هدف قرار دهد.

فضای داخلی تانک ام ۶۰ که مشخصا برای ۴ خدمه فضای اندکی دارد.در نسخههای مختلف ام ۶۰ این موضوع مشخص است.

ایران خرید این تانک را در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی انجام داد و تحویل آن در سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۹ خورشیدی انجام شد. ایران در مجموع ۴۶۰ عراده از این تانک را تحویل گرفت. ایران نسخه M60A1 را دریافت کرد. این نسخه نسبت به مدل پایه M60، دارای برجکی کشیدهتر با حفاظت زرهی بهتر، سیستم تعلیق ارتقایافته و فضای داخلی بهینهتر بود. این تانک به توپ قدرتمند ۱۰۵ میلیمتری خاندار M68 مجهز بود.
تانک M60A1 برای مدتها بهترین و محبوبترین تانک ارتش ایران بود. حتی پس از خرید تانکهای مدرنتر چیفتن انگلیسی، فرماندهان و خدمه ایرانی تانک آمریکایی ام-۶۰ را به دلیل موتور دیزلیِ بسیار فرزتر، استهلاک کمتر و خرابیهای نادر، به چیفتن ترجیح میدادند.
سلیمان ۴۰۲ در کنار ام ۶۰؛ پیکربندی ۶ چرخ مجزا، ساختار دندانههای زنجیر و پهنای شاسی کاملاً مشخصات بدنه تانک M60 پاتن را لو میدهد. یک تانک M60 ارتقانیافته نیز با همان برجک تخممرغی قدیمی در سمت راست تصویر دیده میشود.
در تانکهای اصلی M60 قدیمی، شاسی و چرخها کاملاً بدون حفاظ و عریان بودند. در تصویر مشاهده میکنید که کل بخش آویزش (تعلیق) با دامنهای زرهی یکپارچه و پیچشده پوشانده شده است. این دامنها نه تنها چرخها را در برابر ترکشها محافظت میکنند، بلکه باعث انفجار زودهنگام کلاهکهای پرتابهایِ قبل از رسیدن به بدنه اصلی تانک میشوند.در واقع ارتش در این ارتقا، بخش بالای چرخها و کمکفنرهای هیدرولیکی تانک M60 را پشت این زرههای جانبی مخفی کرده تا در برابر انفجار مینهای کنار جادهای، راکتها و ترکشها آسیب نبینند؛ چون شلیک به سیستم تعلیق و شنی، تانک را زمینگیر و تبدیل به یک هدف ثابت و بیدفاع میکند.

برخلاف برجکهای ریختهگریشده و منحنی M60A1، در این ارتقا از یک برجک با صفحات زرهی زاویهدار و جوشکاریشده استفاده شده است. این نوع طراحی (شبیه به تانکهای مدرن غربی مثل آبرامز یا لئوپارد) به دو دلیل است: افزایش فضای داخلی برای تجهیزات الکترونیکی و ایجاد «زاویه تند» برای منحرف کردن یا کاهش انرژی نافذ پرتابههای ضدزره.

تصویری از فضای داخلی ام ۶۰؛ تا کنون تصویری از فضای داخلی تانک سلیمان ۴۰۲ منتشر نشده است اما با توجه به توضیحات ارتش راجع به این پروژه میتوان حدس زد داخل سلیمان چه شکلی است.در تانک ام ۶۰ دو عقربه گرد و کوچک آنالوگ در بالا دیده میشوند که سرعتسنج و دور موتور مکانیکی هستند. پنل سمت راست راننده نیز پر از آمپرهای سوزنی کوچک برای فشار روغن، دمای آب و ولتاژ باتری است.در تانک سلیمان ۴۰۲ تمام این آمپرهای آنالوگ کور و حذف شدهاند. به جای آنها، یک یا دو نمایشگر دیجیتال چندمنظوره مقابل راننده قرار گرفته است. راننده سلیمان اکنون وضعیت موتور، میزان سوخت، مسافت طی شده و خطاهای سیستم را به صورت دادههای کامپیوتری و منوهای دیجیتال روی صفحه نمایش میبیند.

تصاویر رونمایی نشان میدهند که ارتش شنیهای قدیمی آمریکایی را کنار گذاشته و از شنیهای مدرنتر با پینهای گام جدید و پدهای لاستیکی تعویضپذیر استفاده کرده است که شباهت ساختاری زیادی به شنیهای بهینهسازی شده تانکهای خانواده T-72 (مانند کرار یا T-72Z) دارد.در پلتفرم قدیمی M60، شنیها و چرخهای جاده کاملاً بدون حفاظ و عریان بودند که آنها را در برابر راکتهای آرپیجی یا حتی بمبهای دستساز بسیار آسیبپذیر میکرد (اگر شنی تانک در جنگ قطع شود، تانک تبدیل به یک سنگر ثابت و بیدفاع میشود).در سلیمان ۴۰۲، دامنهای زرهی پنج تکه در هر طرف نصب شده است. این دامنها نه تنها از شنیها در برابر ترکشها و پرتابههای سبک محافظت میکنند، بلکه با ایجاد یک فضای خالی بین زره اصلی و راکت (جلوه زره فاصلهدار)، مانع از آسیب مستقیم به سیستم تعلیق میشوند.

سامانه اشتورا که سامانهای شبیه به آن روی تانک سلیمان نصب شده است.
دور لوله اصلی توپ ۱۰۵ میلیمتری تانک، یک پوشش چندتکهای یا غلاف حرارتی کشیده شده است.چون وقتی تانک شلیک میکند یا زیر آفتاب شدید قرار میگیرد، لوله به صورت نامتوازن داغ میشود. حتی چند میلیمتر انحنای میکروسکوپی ناشی از تغییر دما، دقت شلیک را در فواصل دور (مثلاً برد ارتقایافتهی ۷ کیلومتری این تانک) کاملاً خراب میکند. این کاور حرارتی دمای لوله را یکنواخت نگه میدارد تا خم نشود.

مقالات مشابه



