تامپسون یک مسلسل دستی است که بین سالهای 1917 تا 1919 در ایالات متحده توسط شرکت Auto-Ordnance Corporation و تحت هدایت جان تی. تامسون توسعه داده شد. این سلاح که در اصل برای جنگ سنگرها طراحی شده بود، دیرتر از آن رسید که بتوان از آن در خلال جنگ جهانی اول استفاده کرد. از آنجا که در بازار نظامی با موفقیت چندانی روبهرو نشد، ابتدا عمدتاً در بازار غیرنظامی به فروش رسید. از سال 1926 توسط باندهای تبهکار دههٔ پرهیاهوی بیست ـ مانند تشکیلات جنایی شیکاگو ـ مورد استفاده قرار گرفت، تا جایی که به یکی از نمادهای شناختهشدهٔ گانگسترهای دوران ممنوعیت الکل تبدیل شد. تنها در اواخر دههٔ 1930، با نزدیک شدن جنگ، این سلاح در میان نظامیان به موفقیت دست یافت و برای آنان در بیش از یک میلیون نسخه تولید شد.
به همین ترتیب، تفاوت مهمی میان مدلهای اولیه، از M1919 تا M1928، و مدلهای دوران جنگ، یعنی M1928A و M1 وجود دارد. مدلهای نخست سلاحهایی هستند با مکانیزم پیچیده که با دقت و از مواد باکیفیت ساخته شدهاند. این مدلها گرانقیمت بوده و تنها در تعداد کم تولید شدهاند. مدلهای بعدی، که برای پاسخ به افزایش شدید تقاضای نظامی در پی جنگ جهانی دوم ساخته شدند، تا حد امکان سادهسازی شده و از مواد مقرونبهصرفهتر تولید شدهاند تا هزینه و زمان ساخت به حداقل برسد.
اگرچه تامپسون در نسخههای فراوانی تولید شده، تقریباً همهٔ آنها از فشنگ .45 ACP شلیک میکنند. نسخههای اولیه میتوانند از خشابهای استوانهای پنجاه یا صدتایی استفاده کنند که مورد علاقهٔ تبهکاران بودند. این خشابها در نسخههای نظامی قابل استفاده نیستند و نظامیان خشابهای راستِ بیست یا سیتایی را ترجیح میدهند. از نظر مکانیکی، سلاح با یک گلنگدن بدون قفل کار میکند و با گلنگدن باز شلیک میکند: اگرچه در نسخههای ابتدایی یک سیستم قفل وجود داشت، اما در عمل اثر ناچیزی از خود نشان داد و بعدها بدون ایجاد اختلال در کارکرد سلاح حذف شد.

در خلال جنگ جهانی اول، درگیریهای بسیار نزدیک در سنگرها باعث شد نیاز به سلاحی که آسانتر کنترل شود و سریعتر از تفنگها شلیک کند بهوجود آید. آلمانیها از اواخر سال 1916 یک سلاح جدید را معرفی کردند: مسلسل دستی. در سال 1917 هیچ نمونهٔ مشابهی در نیروهای متفقین وجود نداشت. بریتانیاییها سربازان خود را بیش از حد نالایق میدانستند که به آنها سلاح خودکار بسپارند. فرانسویها مسلسل شوشا و تفنگ نیمهخودکار مدل 1917 را در اختیار داشتند، اما این سلاحها به عملکرد MP18 آلمانی نمیرسیدند. آمریکاییها که در 1917 وارد جنگ شدند، بهسرعت دریافتند که اگرچه کلت M1911 مناسب است، تفنگ اسپرینگفیلد M1903 کمتر مناسب بوده و به دنبال تهیهٔ یک سلاح مکمل بودند.

تامسون، که در سال 1917 دوباره به سمت مسئول تسلیحات سبک در بخش مهمات ارتش منصوب شد، تحقیقات روی یک مسلسل دستی را آغاز کرد؛ سلاحی که او میخواست سبک و خوشدست باشد. او همزمان شرکت تسلیحاتی Auto-Ordnance Corporation را که با پسرش مارسِلِس اداره میکرد وارد این پروژه کرد. این شرکت در 1917 یک نمونهٔ اولیه به نام Auto-Rifle تولید کرد. این سلاح یک تفنگ خودکار شبیه M1917 Enfield بود و از همان فشنگ .30-06 Springfield استفاده میکرد(7.62 میلیمتری با طول پوکه 63 میلیمتری)، اما با یک قفل گلنگدن اختراعی فیزیکدان جان بلیش. چون سلاح تمایل به انفجار داشت، توسط مهندسان تسلیحاتی تئودور آیکاف و اسکار پِین بازنگری شد. آنها مشکل را ناشی از قدرت بیش از حد فشنگ دانسته و پیشنهاد کردند آن را با فشنگ .45 ACP جایگزین کنند(11.43 میلیمتر با طول پوکه 23 میلیمتر)؛ فشنگی ضعیفتر اما همچنان دارای قدرت توقف بالا
نمونهٔ اولیهٔ اصلاحشده در سپتامبر 1917 تولید شد و Persuader نام گرفت، اما درست کار نمیکرد و همیشه پس از چند شلیک گیر میکرد. تنها در سال 1919 تمام مشکلات با تولید نسخهٔ Annihilator حل شد. اگرچه سلاح قابلاستفاده شده بود، اما همچنان نیاز به اصلاحات بیشتری داشت تا واقعاً کاربردی شود. بین بیست تا چهل نمونهٔ اولیه تولید شد تا اینکه سرانجام بتواند با نام M1919 وارد مرحلهٔ تولید شود

شرکت Auto-Ordnance چون توانایی تولید انبوه M1919 را نداشت، بخش عمدهای از تولید را به کارخانهٔ Colt Patent Firearms Company در هارتفورد واگذار کرد. قراردادی برای ساخت پانزده هزار قبضه در اوت 1920 امضا شد و تولید از 30 مارس 1921 با سرعت صد قبضه در روز آغاز شد. در واقع، کلت تنها ماشینکاری بدنه و گلنگدن و همچنین مونتاژ نهایی را انجام میداد. قطعاتی که کلت ماشینکاری میکرد توسط Billings & Spencer در هارتفورد ساخته میشد، قطعات چوبی را Remington Arms در ایلین تولید میکرد، لولهها را Savage Arms Corporation میساخت و دستگاه نشانهگیری و جبرانکنندهها توسط Lyman Gunsight Company ساخته میشد.
این قرارداد همچنین فرصتی برای بهبود طراحی بود. نسخهٔ جدید «مدل 1921A» نام گرفت و بهویژه با اضافه شدن یک قنداق شناخته میشد، زیرا تامپسون تا آن زمان قنداق نداشت. نوآوری مهم دیگر در این دوره معرفی جبرانکننده در سال 1927 بود که کنترل سلاح را هنگام شلیک خودکار بهتر میکرد. مدلهای خاصی نیز، از جمله با استفاده از فشنگهای متفاوت، در دههٔ 1920 در مقادیر کم تولید شدند.

با وجود افزایش تعداد مدلها و بهبود سلاح، فروش همچنان بسیار پایین بود. جز هزار و پانصد قبضه برای نیروی دریایی آمریکا، هیچ ارتشی خریدار آن نبود، با اینکه ارزیابیها عموماً مثبت بودند. تا سال 1928 تنها ده هزار و سیصد قبضه در مجموع تمام مدلها فروش رفته بود و شرکت Auto-Ordnance چندین سال در آستانهٔ ورشکستگی باقی ماند.
پس از چندین سال دشوار، M1928 در مارس 1932 به صورت محدود توسط ارتش آمریکا پذیرفته شد، اما سفارشها همچنان اندک بود. مارسِلِس و جان تامسون، سهامداران اصلی Auto-Ordnance، بهترتیب در سالهای 1939 و 1940 درگذشتند، و این باعث شد شرکت توسط راسل مگوایر خریداری شود که آن را Thompson Automatic Arms Corporation نامید. همزمان، رویدادهای اروپا که بعد منجر به جنگ جهانی دوم شد افزایش ناگهانی تقاضا را به دنبال داشت. مگوایر مجوز تولید ده هزار قبضه M1928A را به شرکت Savage Arms اعطا کرد. بااینحال، پیچیدگی زنجیرهٔ تأمین، به دلیل تعداد زیاد قطعاتی که از پیمانکاران گوناگون میآمد، آغاز تولید را کند کرد و تولید تا مه 1940 شروع نشد.
در فوریه 1943، تولید M1928A1 به 562٬511 قبضه رسید. در همین مدت، نسخهای سادهشده به نام M1 ساخته شد تا هزینه و زمان تولید کاهش یابد. تولید آن در بهار 1942 آغاز شد و 285٬480 قبضه پیش از جایگزینی آن با نسخهٔ بهبودیافتهٔ M1A1 تولید شد. تولید M1A1 در پایان سال 1944 متوقف شد پس از آنکه 539٬153 قبضه از آن ساخته شده بود. با توقف تولید نظامی در سال 1944، تعداد کل M1928A1، M1 و M1A1 به 1٬387٬134 قبضه رسید.

قبل از ارتش ، سلاح محبوب تبهکاران
با اینکه تامپسون نمیخواست سلاحش به غیرنظامیان فروخته شود، این سلاح بهسرعت بهدلیل نبود تقریباً کامل نظارت بر فروش و گردش سلاحهای گرم در آن دوران، به دست تبهکاران افتاد. بهاینترتیب، در آوریل 1926 در شیکاگو، دادستان ویلیام مکسوئیگین با مسلسل تامپسون کشته شد. اوضاع پس از رفتن تامپسون و مرگ توماس رایان در سال 1928 بدتر شد؛ زیرا رئیس جدید، جان لارکین، برای افزایش سود، فروش را کاملاً به بازار غیرنظامی باز کرد. تخمین زده میشود که در سال 1928، گنگها در مجموع حدود پانصد قبضه از این سلاح را بهدست آوردند. این سلاح در میان آنان نامهای مختلفی پیدا کرد، مانند «چاپِر» («چاپکننده/چاقوکِش») یا «پیانوی شیکاگو»، و افراد مسلحی که آن را حمل میکردند «تامیمَن» نامیده میشدند.
سیاست لارکین پس از «قتلعام روز ولنتاین» با اعتراض شدید روبهرو شد و او در اکتبر 1930 مجبور به استعفا گردید. مدیران جدید سپس فروش را بهشدت محدود کردند و تنها سفارش مستقیم از شرکت را مجاز دانستند. بااینحال، این اقدامات چندان مانع استفادهٔ تبهکارانه نشد و تامپسون در طول دههٔ 1930 بهطور گسترده توسط جنایتکاران به کار رفت. این سلاح بهویژه توسط گنگهای سرقت مسلحانه، مانند گروههای جان دیلینجر یا ما بارکر، استفاده میشد؛ کسانی که در مناطق روستایی فعالیت میکردند، جایی که پلیس در برابر چنین سلاحی ناتوان بود.

نیروهای پلیس از اوایل دههٔ 1920 شروع به خرید تامپسون کردند، اما بیشتر این خریدها بهدلیل بودجهٔ بسیار محدود پلیسهای محلی، سفارشهایی کوچک بودند. برای نمونه، پلیس نیویورک در اوت 1921 تنها ده قبضه خرید. نخستین سفارش مهم از سوی یک سازمان دولتی از طرف خدمات پست آمریکا بود که حدود 1927 دویست قبضه M1921 سفارش داد تا آتش پشتیبانی بیشتری برای تیمهایی فراهم شود که از قطارهای پستی حفاظت میکردند. این سلاحها بعدها به مدل M1928 تبدیل شدند. همزمان، شرکت شیوهٔ تبلیغات خود را تغییر داد و تامپسون را با عنوان «سلاح ضد راهزن» معرفی کرد، که باعث افزایش چشمگیر فروش شد.
به ابتکار جان ادگار هوور، ادارهٔ تازهتأسیس FBI صد و پانزده قبضه تامپسون برای مبارزه با باندهای تبهکاری خرید. همچنین یک مدرسهٔ تیراندازی در کوانتیکو تأسیس شد. بااینحال، این سلاحها دیر به دست FBI رسیدند، زیرا بیشتر باندهای تبهکار تا آن زمان از هم پاشیده شده بودند.
بهدلیل کاهش شدید بودجهٔ نظامی کشورها پس از پایان جنگ جهانی اول، تامپسون ابتدا توسط گروههای شبهنظامی خریداری شد. ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) نخستین نیرویی بود که آن را تهیه کرد؛ هنگامی که فرانک اوکسنرایتر، یکی از هواداران IRA در آمریکا، در ژانویهٔ 1921 500قبضه سفارش داد. اوکسنرایتر در حلقهٔ نزدیکان توماس فورچون رایان، یکی از مالکان Auto-Ordnance و عضو «کلن نا گیل»، رفتوآمد میکرد. بنابراین مقصد این سلاحها احتمالاً برای شرکت معلوم بوده است، بهویژه اینکه تخفیف قابلتوجهی هم برای این سفارش اعمال شد. با اینکه بخش بزرگی از این سلاحها هنگام یک تلاش ناموفق برای خروج از کشور توسط پلیس نیویورک توقیف شد، چند قبضه از آنها در همان سال به ایرلند رسید. سلاح برای نخستین بار در حملهٔ IRA به قطاری حامل سربازان هنگ West Kent در 16 ژوئن 1921 در درامکوندرا به کار رفت. در میان سلاحهای تحویلی، چهل قبضه از نمونههای پیشتولید نیز دیده میشد که این موضوع فرضیهٔ آگاه بودن و دخالت مدیران Auto-Ordnance را تقویت میکند.در طول جنگ جهانی دوم، تامپسون از جمله سلاحهایی بود که برای گروههای مقاومت در اروپا، که زیر اشغال نازیها بودند، از هوا پرتاب میشد.
نیروی دریایی ایالات متحده (USMC) در سال 1927 از مسلسلهای تامپسون قرضی از خدمات پست آمریکا در جریان اشغال نیکاراگوئه با موفقیت استفاده کرد. رضایتمند، تفنگداران دریایی ۲۰۰ قبضه M1921 سفارش دادند که بهویژه به «چاینا مارینز» تحویل شد. در نهایت، نیروی دریایی ایالات متحده نخستین سفارش بزرگ خود را با ۱۵۰۰ قبضه ثبت کرد که در ۱۴ مارس ۱۹۳۲ وارد خدمت شدند.
از سوی دیگر، ارتش ایالات متحده ابتدا پس از بررسی در سال ۱۹۲۴ این سلاح را رد کرد. بازنگری در ۱۹۳۱ منجر به تغییر تصمیم شد و تامپسون بهصورت محدود برای سوارهنظام در مارس ۱۹۳۲ پذیرفته شد، اما سفارشات قابل توجهی ایجاد نکرد. پذیرش کامل در ۱۹۳۸ تحت نام « Model of 1928A1» رخ داد، زمانی که ارتش آمریکا دریافت M1 گارند بهطور مؤثر در داخل وسایل نقلیه قابل استفاده نیست. سفارشات از ژوئن ۱۹۳۹ با ۹۵۰ قبضه آغاز شد و تا پایان ۱۹۴۰ به ۲۰٬۴۰۵ قبضه رسید.

بهدلیل نبود رقیب جدی، تامپسون به مسلسل دستی اصلی نیروهای مسلح آمریکا تبدیل شد. این سلاح در میان تفنگداران دریایی که در جنگهای نزدیک در جنگلها در اسیا شرکت داشتند، بسیار مورد تقدیر بود، هرچند قدرت نفوذ آن کمتر از گلولهٔ تفنگی چون ام1 بود و نمیتوانست از پوششهای ضخیم عبور کند. با این حال، آمریکاییها بیشترین استفاده از تامپسون را در اروپا داشتند، بهویژه در تصرف مواضع مستحکم مانند مونته کاسینو و در مناطق جنگلی نورماندی. این سلاح همچنین در میان چتربازان محبوب بود، که آن را به BAR ترجیح میدادند، چون BAR برای آنها بیش از حد دستوپاگیر بود.
ارتشهای اروپایی
تامپسون در ارتشهای اروپایی تنها موفقیت محدودی داشت: بریتانیاییها، با اینکه سلاح را مؤثر میدانستند، همچنان از دادن سلاح خودکار به سربازان خود خودداری کردند؛ نمایش برای فرانسویها با شکستن گلنگدن خراب شد و اگرچه ارتش بلژیک علاقه نشان داد، هیچ سفارشی ثبت نشد. بعداً، فرانسه آزاد شش هزار قبضه دریافت کرد.
بهدلیل نبود سلاح مشابه بهمقدار کافی، بریتانیا پس از آغاز جنگ جهانی دوم اقدام به خرید تامپسون کرد. بهدلیل هزینهٔ بالا، این سلاح عمدتاً به کماندوها و واحدهای ویژهٔ Home Guard تحویل شد و سایر نیروها معمولاً به مسلسل استن بسنده میکردند. این سلاح برای نخستین بار در اروپا در ۴ مارس ۱۹۴۱ در حمله به جزایر لوفوتن استفاده شد. در مجموع، بریتانیا ۵۱۴٬۰۰۰ قبضه سفارش داد اما تنها حدود ۱۰۰٬۰۰۰ قبضه دریافت کرد و واحدهای Home Guard گاهی با نسخههای چوبی جعلی تجهیز میشدند تا اطلاعات آلمانیها را گمراه کنند.
ارتش شوروی چند هزار قبضه تامپسون را از طریق برنامهٔ قرض-اجاره دریافت کرد. با این حال، بیشتر آنها هرگز استفاده نشدند، زیرا سلاح در دماهای پایین بهخوبی کار نمیکرد؛ بنابراین شورویها PPSh-41 را که در داخل کشور توسعه یافته و این مشکل را نداشت، ترجیح دادند.
با اینکه ظاهر کلی تامپسون بسته به مدلها متفاوت است، اما چیدمان پایه تقریباً همیشه یکسان است. طول لوله (۲۶۷ میلیمتر) است و شش خان راستگرد دارد. تا مدل M1928A2، سطح بیرونی لوله دارای پرههایی است که بهعنوان رادیاتور عمل میکنند. در انتهای لوله، گاهی قطعهای به نام «جبرانکنندهٔ کاتس» نصب میشود که سوراخهای آن طوری طراحی شدهاند که از بالا رفتن و انحراف لوله به راست هنگام شلیک خودکار جلوگیری کنند.

برای حفظ تعادل در زمان شلیک ، مدلهای اولیه یک قبضهٔ چوب گردو در جلوی سلاح، زیر لوله داشتند. این قبضه در مدلهای تولید انبوه حذف شد تا هزینه و زمان ساخت کاهش یابد. قنداق، که آن هم از گردو ساخته شده، قابل جدا شدن است و یک محفظه برای نگهداری شیشهٔ روغن دارد. از مدل M1 به بعد، قسمتهای چوبی با چوبهای ارزانتر ساخته شدند.
با اینکه تامپسون به داشتن لگد زیاد و سخت بودن کنترل معروف است، در واقع سلاحی نسبتاً پایدار با دقت مناسب است، مخصوصاً زمانی که جبرانکننده نصب باشد. آزمایشهای ارتش بریتانیا در جنگ جهانی دوم نشان داد که میتوان ۵۰ گلوله را در فاصله ۴۶ متری در مستطیلی با اندازه ۷٫۶ × ۱۵٫۲ سانتیمتر، در ۹۱ متری در مستطیلی ۳۵٫۵ × ۲۵٫۴ سانتیمتر، در ۲۷۴ متری در ۶۳٫۵ × ۷۳٫۶ سانتیمتر و در ۴۵۷ متری در ۶۱ × ۱۱۶٫۸ سانتیمتر پخش کرد. بنابراین هدفی به اندازهٔ بدن انسان تا حدود ۱۰۰ متر بهراحتی قابل اصابت است، به شرطی که شلیک به صورت رگبارهای کوتاه ۳ یا ۴ تیری انجام شود، حتی با شلیک از کنار بدن (از کمر).
تامپسون در ابتدا بهعنوان یک سلاح با گلنگدن قفلشونده طراحی شده بود که قفل آن مکانیکی نیست، بلکه بر پایهٔ اصل «چسبندگی میان فلزات مختلف تحت فشار» کار میکند. این ایده با استفاده از قطعهای برنزی به شکل حرف H، به نام «قفل بلیش» اجرا شد که پشت گلنگدن قرار میگرفت. هنگام شلیک، این قطعه گلنگدن را تا زمانی که فشار داخل اتاقک بالا است نگه میدارد و وقتی فشار کم میشود آن را آزاد میکند.
در عمل، این قطعه اثر بسیار کمی بر زمان باز شدن گلنگدن داشت. از سال ۱۹۲۱، کارشناسان کارخانهٔ Royal Small Arms که این سلاح را آزمایش کردند، اعلام کردند که قفل بلیش فایدهٔ چندانی ندارد و افزودن کمی وزن به گلنگدن همان اثر را با هزینه کمتر ایجاد خواهد کرد. این قطعه پیچیده و سختساخت بود. مهندسان Savage نیز هنگام سادهسازی تامپسون در ۱۹۴۱ به همین نتیجه رسیدند و قفل بلیش را در مدل M1 حذف کردند. از این رو، مدل M1 به بعد سلاحهایی با گلنگدن بدون قفل محسوب میشوند. بهدلیل بیاثر بودن قفل بلیش، برخی نسخههای قبلی نیز در دستهٔ سلاحهای گلنگدن آزاد با تأخیر در عقبنشینی قرار میگیرند، نه گلنگدن قفلشونده.
در ابتدا نشانهروی تامپسون شامل یک «سایت شکافدار» بود، با یا بدون محافظ، بسته به مدل. این سایت تا ۶۰۰ یارد (۵۴۹ متر) درجهبندی شده بود. دستهٔ گلنگدن که بالای بدنه قرار داشت، جلوی دید را میگرفت، بنابراین روی آن یک شیار ایجاد شده بود تا با خط نشانهروی هماهنگ شود. این تنظیمات بسیار پیچیده بودند، بنابراین در مدل M1، این سایت با یک قطعهٔ سادهٔ L شکل سوراخدار جایگزین شد. همزمان، دستهٔ گلنگدن به کنار سلاح منتقل شد تا دیگر مانع دید نباشد.
با اینکه نسخههایی با کالیبرهای مختلف به تعداد بسیار محدود تولید شدند، تامپسون عمدتاً برای گلولهٔ .45 ACP طراحی شده است. این گلوله چند ویژگی دارد که برای چنین سلاحی جذاب است. اول اینکه ترکیب گلولهٔ سنگین و سرعت کم، قدرت کشندگی بالایی به آن میدهد، هرچند نفوذ کمی دارد. بنابراین گلوله از هدف عبور نمیکند، اما تمام انرژی خود را منتقل میکند و باعث آسیب بافتی در ۵۰ متر میشود. سرعت پایین گلوله همچنین باعث تأخیر قابل توجه بین شلیک و برخورد در فواصل دور میشود که میتواند دقت را کاهش دهد. این گلوله همچنین دارای ضریب پرتاب است، یعنی اینرسی پوکه هنگام خروج، که برای سلاحهای خودکار ایدهآل است.
سه نوع خشاب وجود دارد: یک خشاب مستقیم ۲۰ گلوله و دو نوع خشاب درام که به ترتیب ۵۰ و ۱۰۰ گلوله دارند. خشاب ۱۰۰ گلولهای مشکل وزن ۱٫۴ کیلوگرمی دارد و باعث میشود یک M1921 کاملاً پر، وزن قابل توجه ۶ کیلوگرم داشته باشد. بهطور پارادوکسیکال، چهار خشاب مستقیم وزن کمتری برای همان ظرفیت دارند. بنابراین، ارتش همواره خشابهای مستقیم را ترجیح میداد، زیرا حمل راحتتر و صدای کمتری داشتند. امکان استفاده از خشابهای درام از نسخهٔ M1 به بعد حذف شد.

نسخهها
M1919
اولین مدل تولیدی تامپسون، M1919، بهخاطر نداشتن قنداق و خط نشانهروی از مدلهای بعدی متمایز است. خشابها در آن زمان از نوع جعبهای بودند. M1919 عمدتاً یک مدل آزمایشی است: تقریباً هیچ نمونهٔ باقیماندهای کاملاً مشابه دیگری نیست، بهطوری که گاهی کل مجموعه بهعنوان سریای از پروتوتایپها و نه تولید انبوه در نظر گرفته میشود.
M1921
M1921 با M1919 تفاوت دارد: قنداق جداشدنی و خط نشانهروی فلزی اضافه شده و مکانیزم تغییر یافته تا کنترل سلاح در شلیک خودکار بهتر شود و نرخ شلیک از ۱۰۰۰ به ۸۰۰ گلوله در دقیقه کاهش یابد. Auto-Ordnance تعداد ۱۵٬۰۰۰ قبضه توسط Colt تولید کرد، اما تعداد کمی واقعاً مونتاژ و فروخته شد و بیشتر بهعنوان قطعات یدکی برای مدلهای بعدی استفاده شدند. در نامگذاری، نسخهٔ اصلی با نام M1921A شناخته میشود، در حالی که نمونههای تولید شده از ۱۹۲۷ با جبرانکنندهٔ Cutts به نام M1921AC نامیده میشوند که عموماً بهعنوان کلاسیکترین مدل تامپسون در نظر گرفته میشود.
M1923
M1923 نسخهای از مدل M1921 است که برای استفاده با یک فشنگ جدید و مخصوص ساخته شد: فشنگ Remington‑Thompson .45. این فشنگ پوکهای به طول یک اینچ (۲۵٫۴ میلیمتر) و گلولهای ۲۵۰ گرینی (۱۶٫۲ گرم) دارد و بهمراتب قویتر از .45 ACP است و سرعت دهانهای حدود ۴۵۰ متر بر ثانیه ایجاد میکند. نسخهٔ نظامی آن همراه با یک دوپایه و یک سرنیزهٔ شانزده اینچی (۴۰٫۶۴ سانتیمتری) عرضه شده بود. با این حال هیچ ارتشی آن را خریداری نکرد و تعداد بسیار کمی از M1923 تولید شد.
M1923 همچنین در کالیبرهای دیگری مانند ۹×۱۹ پارابلوم و ۹×۲۵ ماوزر نیز ساخته شد، اما این نسخهها حتی از مدل اصلی هم محدودتر بودند و در برخی موارد حتی مشخص نیست واقعاً وارد مرحلهٔ تولید شده باشند.
M1927
M1927 نسخهای از M1921 است که فقط نیمهخودکار شلیک میکند. این نسخه در تعداد کم و با استفاده از قطعات مخصوص M1921 ساخته شد. این سلاحها بهراحتی قابل تشخیصاند، چون نوشتهٔ M1921 روی بدنه پاک شده و عبارت Model 1927 Thompson semi‑automatic carbine روی آن حک شده است. تبدیل دوبارهٔ این نسخه به شلیک خودکار، با جایگزینی چند قطعه با قطعات مدل M1921 یا M1928، بسیار ساده بود. مشتریان آن نیز عمدتاً نیروهای پلیس و تعداد کمی افراد غیرنظامی بودند.
M1928
M1928 در چند نسخه تولید شد. نسخهٔ پایه عمدتاً به بریتانیاییها فروخته شد . نسخهٔ موسوم به Navy از بیرون با حذف قبضهٔ جلویی، وجود نقاط اتصال برای بند حامل، و حک شدن عبارت US Navy شناخته میشود. در داخل نیز مکانیزم آن طوری اصلاح شده بود که نرخ آتش را به ۷۰۰ گلوله در دقیقه کاهش دهد.
M1928A1 حدود ۴۰۰ قبضه برای سوارهنظام ایالات متحده ساخته شد و تنها تفاوتش با نسخهٔ قبلی، تغییر در علامتگذاری بود. اما M1928A2 کاملاً متفاوت بود: برای سادهسازی تولید، قطعات متعددی حذف یا اصلاح شده بودند. این مدل دیگر قبضهٔ جلویی، جبرانکنندهٔ Cutts یا اسیت شکافدار نشانه روی ندارد و پرههای خنککنندهٔ روی لوله نیز حذف شدهاند. شمارهسریال نسخههای ساختهشده توسط Savage با حرف S و نسخههای Auto‑Ordnance با AO آغاز میشد. Savage همچنین یک سری آزمایشی با بدنهٔ آلومینیومی و قطعات پلاستیکی ساخت، اما کیفیت پایین مواد در آن زمان باعث شد آزمایشها ناموفق باشند.
M1
M1 نسخهای سادهشدهتر از مدل M1928A2 است؛ سیستم قفل گلنگدن در آن حذف شده و خشابهای درام(گرد و یا قابلمه ای) نیز کاملاً کنار گذاشته شدهاند، بهطوری که مدلهای قدیمیتر هم دیگر روی این نسخه قابل استفاده نیستند. نسخهٔ ام1-42 که در ۱۹۴۲ به تعداد کمی تولید شد، چکش (چخماق) ندارد اما همچنان از یک سوزنِ آتش مستقل استفاده میکند. در نسخهٔ M1A1 همین سوزن نیز حذف شد و بهصورت یکپارچه با گلنگدن ساخته شد.
این نسخه با حداقل تعداد قطعات طراحی شده بود تا هزینه را کاهش دهد و با تفنگ M3 Grease Gun رقابت کند، اما نهایتاً به تولید انبوه نرسید.
M1A1
M1A1 که در اکتبر ۱۹۴۲ با عنوان رسمی مسلسل دستی ایالات متحده، کالیبر .۴۵، مدل M1A1 استاندارد شد، میتوانست در نصف زمان لازم برای تولید مدل M1928A1 و با هزینه بسیار کمتر ساخته شود.این نسخه با تیراژ 1 میلیون قبضه پرتعدادترین نسخه این مسلسل بود .اصلیترین تفاوت بین M1 و M1A1 مربوط به گلنگدن آنها بود. در مدل M1، گلنگدن دارای سوزنضربهزن شناور و چخماق/چکش بود، اما در مدل M1A1، سوزنضربهزن به صورت یکپارچه روی سطح جلویی گلنگدن ماشینکاری شده بود که باعث حذف قطعات غیرضروری میشد.قنداق تقویتشده و محافظهای اطراف مگسک در این مدل استاندارد شده بودند.خشاب ۳۰ تیر نیز رایجتر شد.در سال ۱۹۳۹، هر قبضه تامپسون برای دولت ۲۰۹ دلار هزینه داشت.تا بهار ۱۹۴۲، با انجام تغییرات طراحی برای کاهش هزینه، قیمت به ۷۰ دلار رسید.در فوریه ۱۹۴۴، قیمت M1A1 به ۴۵ دلار برای هر قبضه، شامل لوازم جانبی و قطعات یدکی، کاهش پیدا کرد؛ هرچند که تفاوت قیمت میان M1 و M1A1 تنها ۶ سنت بود.در پایان جنگ، M1A1 با مدل M3 که حتی کمهزینهتر بود (معروف به گریسگان) جایگزین شد.


دیگر مدلها
BSA 1926 نسخهای از M1921 بود که تحت لیسانس شرکت Birmingham Small Arms ساخته شد و مهمترین تغییر آن، استفاده از فشنگ ۹×۱۹ پارابلوم بود. در ۱۹۲۹، این شرکت چند مدل دیگر نیز برای شرکت در یک مناقصهٔ ارتش بلژیک ساخت. دستکم چهار نسخه با نام BSA 1929 وجود داشتند که تفاوت اصلیشان در نوع فشنگ بود: .45 ACP، ۹ میلیمتری بایارد و ۷٫۶۳×۲۵ ماوزر. چون هیچ سفارشی دریافت نشد، تولید در ۱۹۳۰ متوقف شد.
در دههٔ ۱۹۳۰، تعداد زیادی تامپسون تقلبی در زرادخانهٔ تاییوان ساخته شد که با نوشتههای چینی روی بدنه بهراحتی قابل تشخیصاند. همچنین نسخههای کپیشدهٔ مختلفی، با کیفیتهای متفاوت، در کارگاههای مخفی ویتکنگ در جنگ ویتنام ساخته شده است.

مشخصات فنی
جرم
4.9 کیلوگرم (10.8 پوند) خالی (Thompson M1928A1)
4.5 کیلوگرم (10 پوند) خالی (Thompson M1A1)
طول
860 میلیمتر (33.7 اینچ) (M1928A1 با جبرانکننده)
810 میلیمتر (31.9 اینچ) (M1/M1A1)
طول لوله
267 میلیمتر (10.52 اینچ)
300 میلیمتر (12 اینچ) (با جبرانکننده کاتس)
فشنگ
45 ACP (11.43×23 میلیمتر)
10 میلیمتر خودکار (تعداد محدودی از تبدیلهای FBI)
سرعت آتش
900 دور در دقیقه (M1921)
600-725 دور در دقیقه (M1928)
700-800 دور در دقیقه (M1A1)
سرعت دهانه 935 فوت بر ثانیه (285 متر بر ثانیه)
برد شلیک موثر 164 یارد (150 متر)[
سیستم تغذیه خشاب جعبهای 20 یا 30 فشنگی، خشاب استوانهای 50 یا 100 فشنگی(مدلهای M1 و M1A1 خشاب استوانهای را نمیپذیرند)
مقالات مشابه
عبدالحمید تارخ



