تاریخچه ناوهای هواپیمابر شوروی

ترجمه و گردآوری : الیاس امراء

نیروی دریایی شوروی در ابتدا وارث دار نیروی دریایی سلطنتی روسیه بود و پس از انقلاب اکتبر و جنگ بلشویک ها با روسیه سفید ، این نیرو حرفی برای گفتن نداشت .
نیروی دریایی سلطنتی روسیه که خود در جریان جنگ جهانی اول ضربات سختی خورده بود در جریان انقلاب اکتبر کاملا از پا درآمد .
پس از پایان جنگ بلشویک ها با روسیه سفید و ایجاد ساختار های منظم ارتش شوروی بخشی از توان نیروی دریایی سلطنتی روسیه برای شوروی احیاء شد.
اما این نیرو متناسب نیاز شوروی کافی نبود .
رهبر وقت شوروی ژوزف استالین با آگاهی از این موضوع
در سال ۱۹۳۰ دستور بازسازی نیروی دریایی شوروی را داد .
باز سازی ها از همان ابتدا با سرعت کم پیش میرفت و هدف ساخت تعدادی زیر دریایی و رزمناو بود و ادامه برنامه نوسازی در سال ۱۹۴۱ به کلی از پا در آمد .
با حمله آلمان به شوروی بخشی از نیروی دریایی از بین رفت و پروژه های نوسازی از دور خارج شدند . نیاز شوروی به سرباز باعث شد تعداد زیادی از ملوانان نیروی دریایی از دریا به خشکی آورده شوند تا در مقابل آلمان بجنگند و باعث وارد شدن ضربه های بزرگی به نیروی دریایی شوروی شد .
پس از پایان جنگ جهانی دوم نیروی دریایی شوروی فقط معطوف به قایق های توپ دار کوچک و تعدادی زیر دریایی بود.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۶ طرح بازسازی نیروی دریایی شوروی مجددا آغاز شد .
در آغاز بازسازی های جدید زیردریایی ها در اولویت اول قرار داشتن و نیرو های سطحی در اولویت سوم . زیرا شوری در اولویت دوم به دنبال موشک های ضد کشتی بود .
دلیل در اولویت اول قرار گرفتن نیروی زیر سطحی ، تاثیری بود که زیردریایی های آلمان بروی سران شوروی گذاشته بودند و سران شوروی را مجذوب خود کرد بود و شوروی پس از جنگ به سرعت به سمت زیر دریایی هایی مشابه آلمانی رفتند و در این میان از طرح های آلمانی بدست آمده از جنگ استفاده کردن .
این درحالی بود که در غرب آمریکا جز قدرت های جهانی دریایی بود و در طول جنگ جهانی دوم با استفاده ناوگان قدرتمند خود به عنوان نیروی اصلی مبارز علیه آلمان و ژاپن ایستادگی کرد و زیر دریایی های آلمانی بدون داشتن پشتیبانی سطحی و هوایی مناسب به سرعت توسط نیروی دریایی ایالات متحده از پا در آمد و بار اصلی این فرایند بر دوش ناوهای هواپیمابر ایالات متحده بود.

شوروی عملا در طول جنگ سرد نیروی سطحی درحد نیروی سطحی دریایی ایالات متحده نداشت اما در نیروی زیر سطحی یک رقابت تغریبا پایاپای داشتند .

اما آمریکا در نیروی دریایی خود با درک موضوع خطر نیروی زیر سطحی شوروی برگ برنده دیگری را در اختیار دارد .
ناو هواپیمابر
ناو هواپیمابر که نتها نقطه اتکای آمریکا جهت مبارزه با نیروی زیر سطحی شوری بلکه برگ برنده آمریکا در برابر نیروی های سطحی شوروی بود.
آمریکا به خوبی متوجه ضعف نیروی سطحی و زیر سطحی را در مقابل حملات هوایی بود و با استفاده از همین اصل بر نیروی دریایی ژاپن و نیروی زیر سطحی آلمان به پیروزی رسیده بود.

در سمت دیگر ماجرا یعنی در شوروی در اواسط دهه شصت میلادی شوروی با درک خطر جدی توان زیر سطحی آمریکا و نداشتن هیچ پشتیبانی از ناوگان های خود ، سعی برای رفع نیاز نکرد.
شوروی قصد داشت از همان سیستم آمریکا جهت مقابله با زیردریایی ها استفاده کند و برای این کار نیاز به یک ناو جدید داشت .

طرح شوروی استفاده از یک ناو هلیکوپتر بر جهت ایجاد پشتیبانی لازم از ناوگان با استفاده از هلیکوپتر های ضد زیردریایی همچون کاموف-۲۵ بود .

این طرح باعث ساخته شدن ناو هلیکوپتر بر کلاس مسکوا شد.

در سال ۱۹۵۶ در آمریکا طرح ساخت یک موشک اتمی زیردریایی پرتاب جدید آغاز شد و موشک جدید در سال ۱۹۶۰ با نام یو جی ام-۲۷ پولاریس وارد خدمت نیروی دریایی شد و زنگ خطر را برای شوروی به صدا درآورد . پولاریس بردی معادل ۴۵۰۰ کیلومتری و توانایی حمل ۳ کلاهک جدا شونده هرکدام با قدرت ۲۰۰ کیلو تی ان تی داشت .
خطر این موشک باعث شد دریا سالار سرگئی گورشن کف دستور ساخت یک کلاس ناو هلیکوپتر بر بدهد .
این کلاس اولین کلاس هلیکوپتر بر شوروی بود و طراحی آن به صنایع کشتی سازی نیکولایف داده شد .
نیکولایف ساخت اولین ناو از این کلاس را در سال ۱۹۶۲ آغاز کرد و آن را در ۱۴ ژانویه ۱۹۶۵ به آب انداخت . این ناو با نام مسکوا در ۲۵ دسامبر ۱۹۶۷ پس از بارگیری تسلیحات و انجام تست های مورد نیاز وارد خدمت نیروی دریایی شوروی شد .
ساخت دومین ناو هلیکوپتر بر از این کلاس در ۱۵ ژانویه ۱۹۶۵ آغاز شد و در ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۸ به آب انداخته شد و در ۲ ژوئن ۱۹۶۹ با نام لنینگراد وارد خدمت شد .
ساخت سومین ناو هلیکوپتر بر از این کلاس در ۱۹۶۷ آغاز شد اما به دلایلی ازجمله طراحی یک کلاس جدید تر و هزینه‌های ساخت در ۱۹۶۸ لغو شد .

6

ناو هلیکوپتر بر کلاس مسکوا

در مجموع ناوهای هلیکوپتر بر کلاس مسکوا
دارای ۱۸۹ متر طول ، ۲۲ متر عرض ، ۱۳ ارتفاع ، ۱۴۹۵۰ تن وزن ، ۸۵۰ خدمه ، حداکثر سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت و حداکثر برد ۲۵۹۰۰ بود.
ناو های کلاس مسکوا از چهار دیگه تحت فشار بخار متصل به دو توربین بخار و دو شیفت با توان ۱۰۰۰۰۰ اسب بخار استفاده میکردند.
این ناو ها جهت دفاع از خود در مقابل هواگرد ها از دو لانچر ام-۱۱ اشتورم (نام گذاری ناتو : AS-N-3 goblin)
و همچین جهت مقابله با زیردریایی ها ۱ پرتاب گر موشک کوتاه برد ضد زیردریایی آر پی کا-۱ ویچر (نام گذاری ناتو : SUW-N-1) با برد ۲۴ کیلومتر و کلاهک اتمی با قدرت ۵ یا ۱۰ کیلو تی ان تی و دو پرتاب گر راکت های ضد زیردریایی آر بی یو-۶۰۰۰ اسمرچ ۲
آر بی یو-۶۰۰۰ یک پرتاب گر دوازده تایی شبیه به نعل اسب و که با راکت های ۲۱۲ میلیمتر آر جی بی-۶۰ پر میشد .
آر جی بی-۶۰ یک راکت ۲۱۲ میلیمتر با طول ۱/۸۳ متری و وزن کلی ۱۱۰ کیلوگرم و سر جنگی ۲۵ کیلوگرمی بود و محدوده عملیاتی ۳۵۰ متر تا ۵۸۰۰ متری و عمق عملیاتی ۱۰ تا ۵۰۰ متری داشت.

آر بی یو-۶۰۰۰ همچنین مجهز به راکت های ارتقاع یافته و جدید نیز شد .
راکت جدید که با نام ۹۰آر شناخته می شود و توانایی درگیری شدن با اژدرها و غواصان را نیز دارد .
همچنین زمان پاسخ گویی سیستم جهت حمله تا ۱۵ ثانیه کاهش پیدا کرد بود .
دارای ۱۱۲/۵ کیلوگرم وزن و یک کلاهک ۱۹/۵ کیلوگرمی و دارای طول ۱/۸۳ متر و کالیبر ۲۱۲ میلیمتر بود .
برد درگیری ۶۰۰ متر تا ۴۶۰۰ متر داشت و عمق عملیاتی صفر تا ۱۰۰۰ متری را دارد.

هردو نوع پرتابه علاوه بر درگیری با زیردریایی ها توانایی استفاده شدن به عنوان راکت های ساحل کوب را نیز داشتن.

همچنین دو ردیف پنج تایید تیوپ شلیک اژدر های ۵۵۳ میلیمتری

و دو توپ دوقلو ۵۷ میلیمتری

اما سلاح اصلی ناو الیه زیردریایی های دشمن هلیکوپتر های ضد زیردریایی همچون کاموف-۲۵ بود

کاموف-۲۵ یک هلیکوپتر بر اساس کاموف-۲۰ بود .
کاموف ۲۵ مخصوصا جهت رفع نیاز متنوع نیروی دریایی شوروی طراحی شد . و نسخه پی ال آن مخصوص مقابله با زیردریایی بود . کاموف-۲۵ پی ال دارای چهار خدمه بود و مجهز به یک رادار. و سونار و همچنین ای ام دی (حسگر های الکترو مقناطیسی) و مسلح به اژدر های نامتعارف اتمی و یا متعارف بود .
و محدوده رزمی ۴۰۰ کیلومتری داشت .
این ناو هلیکوپتر بر در حالی وارد خدمت شد که در آمریکا ناوهای هواپیمابر همچون کلاس فوراستال و کیتی هاوک در خدمت بودند که عملیات های ضد زیردریایی را وسیع تر و بهتر از کلاس مسکوا انجام میداد.

%d0%9b%d0%b5%d0%bd%d0%b8%d0%bd%d0%b3%d1%80%d0%b0%d0%b4

ناو هلیکوپتر بر کلاس مسکوا

شاید برای شما سوالی طرح شود که چرا نامتعارف اتمی ؟
جواب اینست که سال ۱۹۶۲ شوروی و آمریکا بیش از پیش تا مرز یک جنگ اتمی پیش رفتند .
در بحران موشکی کوبا مشخص شد نیروی دریایی شوروی آن چیزی که ادعا میشود نیست و در واقع نیروی دریایی شوروی در آن زمان بیشتر شبیه یک نیروی دفاع ساحلی بود تا یک نیروی دریایی مهاجم . از این رو شوروی به این نتیجه رسیده بود توانایی مقابله متعارف با نیروی دریایی شوروی ندارد . از این جهت بار اصلی مقابله با نیروی دریایی آمریکا بر عهده موشک ها و اژدر های نامتعارف اتمی بود . این استراتژی فقط معطوف به بعد بحران کوبا نیست بلکه شوروی از قبل آن هم متوجه ضعف خود بود قبل از بحران موشکی بخاطر ضعف هایی که در نیروی سطحی داشت اصلی ترین راه مقابله با نیروی دریایی آمریکا بمب افکن های استراتژیک مجهز به موشک های متعارف و نامتعارف بود و دلیل این کار برای افزایش احتمال اصابت یک موشک نامتعارف به هدف بود .

اما این استراتژی فقط جنبه دفاعی داشت و با روی کار اومدن طرح ساخت یک رهگیر قدرتمند برای پاسخ به بمب افکن های شوروی در آمریکا این استراتژی دیگر کارایی مناسب را نداشت و شوروی بعد از بحران موشکی کوبا خواهان یک نیروی سطحی با قدرت مناسب جهت مقابله با نیروی سطحی آمریکا در یک بحران مشابه بحران موشکی کوبا بود . از این جهت پروژه های ساخت رزمناو هایی همچون اسلاوا و رزمناو سنگین کایروف را آغاز کرد اما شوروی مشکلات بد و عمیقی اقتصادی توانایی تولید این ناو ها در تعداد مورد نیاز جهت مقابله متعارف با ناوگان های سطحی آمریکا نداشت . از این جهت از همان ابتدا با درک موضوع رزمناوهای جدید را برای جنگ های نامتعارف آماده کردند .
و واقعا هم عالی کار کردند اما بازهم یک نیروی سطحی بدون پشتیبانی هوایی بسیار آسیب پذیر بود از این جهت شوروی اولین ناو هواپیمابر خود را طراحی کردند. سران شوروی بخوبی به کارایی ناوهای هواپیمابر کلاس کیتی هاوک آمریکا آگاه بودند از این جهت خواهان یک ناو هواپیمابر با کارایی مشابه ولی سبکتر و کوچکتر بودند از این جهت پروژه ۱۱۴۳ را جهت طراحی اولین ناو هواپیمابر شوروی آغاز کردند .

قبل از پروژه ۱۱۴۳ شوروی طرح جاه طلبانه ۱۱۵۳ اورل را مد نظر داشتن که یک ناو هواپیمابر بزرگ با راکتور های اتمی با توانایی حمل ۷۰ هواپیما و ۲۴ سیلوی عمودی جهت پرتاب موشک های ضد کشتی بود . اما وقتی یک برآورد از این پروژه انجام شد مشخص شد شوروی نه توانایی مالی ساخت این ناو هواپیمابر بلکه دانش کافی جهت ساخت همچنین ناوی را ندارد در همین جهت پروژه ناو هواپیمابر کوچک تری با نام پروژه ۱۱۴۳ آغاز شد.
طراحان جهت کاهش هزینه های ساخت ناو هواپیمابر آن را مستقیما از روی یک رزمناو طراحی کردند . خطر ناوگان های سطحی و هوایی آمریکا باعث شده بود که طراحان سعی کنند که ناو هواپیمابر را در جنگ های نامتعارف که در استراتژی شوروی تعریف شده بود حفظ کنند . از این جهت ناو هواپیمابر جدید را نه تنها مستقیم از روی یک رزمناو طراحی کردند بلکه آن دو را ترکیب کردن .
ترکیب رزمناو با ناو هواپیمابر چیز جدیدی نبود و داستان این کار به جنگ جهانی دوم بر میگردد.
در طول جنگ اقیانوس آرام و پس از عملیات موفق ژاپنی ها در پرل هاربر و موفقیت های بعدی آنها در اقیانوس آرام تا جایی رسید که آمریکا تنها یک ناو هواپیمابر جهت دفاع از اقیانوس آرام در اختیار داشت . در این برهه زمانی طرحی به دفتر ریس جمهور وقت فرستاده میشود که طبق آن اجازه اجرای یک طرح جهت باز یابی توان هوایی آمریکا در اقیانوس آرام بود . طرح این بود که تعدادی از رزمناوهای آمریکایی با حفظ کارایی نسبی خود تبدیل به ناوهای هواپیمابر شوند که از طرف ریس جمهور وقت رد شد . اما فقط در آمریکا نبود و ازین دسته رزمناوهای هواپیمابر در طول جنگ جهانی دوم زیاد بودند .
ناو هواپیمابر ساخته شده شوروی کلاس کیف نام گذاری شد .

46748

ناو هواپیمابر کلاس کیف

طراحی و ساخت ناو هواپیمابر کلاس کیف بر عهده صنایع بزرگ کشتی سازی نیکولایف بود و و نیکولایف بعد از گرفتن اولین سفارش فرایند ساخت اولین ناو هواپیمابر از کلاس کیف را در ۲۱ ژوئیه ۱۹۷۰ آغاز شد و ۲۶ دسامبر ۱۹۷۲ به آب انداخته شد و در ۲۸ دسامبر ۱۹۷۵ پس از بارگیری تسلیحات و انجام تست های لازم با نام ناو هواپیمابر کیف وارد خدمت شد .
ساخت دومین ناو هواپیمابر از این کلاس در ۲۸ دسامبر ۱۹۷۲ آغاز شد و در ۳۰ سپتامبر ۱۹۷۵ به آب انداخته شد و در ۲۷ سپتامبر ۱۹۷۸ پس از گذراندن تست های لازم و بارگیری تسلیحات با نام مینسک وارد خدمت شد .

ساخت سومین ناو هواپیمابر از کلاس کیف در ۳۰ سپتامبر ۱۹۷۵ آغاز شد و در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۸ به آب انداخته شد و پس از بارگیری تسلیحات و انجام تست های لازم در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲ با نام نووروسییسک وارد خدمت شد.

ساخت چهارمین ناو هواپیمابر کلاس کیف با نام باکو در ۱۷ فوریه ۱۹۷۸ آغاز شد و در ۱ آپریل ۱۹۸۲ به آب انداخته شد و در ۱۱ دسامبر ۱۹۸۷ وارد خدمت شد .
دلیل این دیرکرد ارتقاع هایی بود که بر روی آن انجام شده بود .

8

ناو هواپیمابر باکو کلاس کیف

وارد خدمت شدند کلاس کیف زمانی بود که آمریکا ناوهای هواپیمابر همچون کلاس اینترپرایز را در اختیار داشت و اولین ناو هواپیمابر کلاس نمیتز خود را وارد خدمت کرده بود .
اما کیف که برای پشتیبانی هوایی از نیرو های سطحی شوروی ساخته شده بود توانایی حمل جنگنده های متوسط و سنگینی همچون میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ را نداشت . دلیل آن نداشتن مکانی برای پرواز این جنگنده ها بود . تنها جنگنده ای که توانایی نشستن بر روی ناو هواپیمابر کلاس کیف را داشت جنگنده سبک و عمود نشین یاکولف یاک-۳۸ بود .
یاک-۳۸ مخصوصا برای کلاس کیف در نظر گرفته شده بود و در سال ۱۹۷۵ وارد خدمت شد.
اما در این زمان رهگیر قدرتمند اف-۱۴ تامکت در حال ورود به خدمت بود.
شوروی از همان ابتدا میدانست که ناو هواپیمابر جدیدش توانایی ایجاد پشتیبانی مناسب هوایی برای نیروی سطحی را ندارد .
اما این ناو برای شروع بد نبود .
در مجموع ناوهای هواپیمابر کلاس کیف داری ۲۷۳ متر طول ، ۵۳ متر عرض ، ۱۰ متر ارتفاع بود . همچنین دارای یک باند نشت و برخاست زاویه دار با طول ۵۳ متر داشت . دارای وزن متوسط ۳۶۰۰۰ تن و حد اکثر وزن ۴۳۵۰۰ تن بود .
نیروی مورد نیاز این ناو توسط ۸ دیگ تحت فشار بخار برای به گردش در آوردن ۴ توربین بخار متصل به چهار شیفت با قدرت ۲۰۰۰۰۰ اسب بخار تامین می شد. این موتور قدرتمند بخار حداکثر سرعت ۵۴ کیلومتر در ساعت و برد عملیاتی برابر ۷۴۰۰ کیلومتر را فراهم می کرد .

این کلاس جهت دفاع از خود در برابر هواگرد ها و موشک ها
از دو لانچر ام-۱۱ اشتورم (نام گذاری ناتو : AS-N-3 goblin)
دو لانچر ۹کا۳۳ اوسا (نام گزاری ناتو : SA-8 Gecko) اوسا یک موشک پدافندی کوتاه برد بود که نتها بروی ناو های شوروی بلکه یک سامانه پدافند هوایی زمین پایه نیز بود.
هشت سامانه دفاع نزدیک ای کا-۶۳۰
ای کا-۶۳۰ یک سامانه دفاع نزدیک مجهز به مسلسل های گاتلینگ ۳۰ میلیمتری است . این سامانه آخرین خط دفاع ناو های شوروی بود و تا امروز نمونه های بروز شده آن همچنان فعال است.
همچنین دارای دو توپ ای کا-۷۲۶ بود.
ای کا-۷۲۶ یک توپ دولول ۷۶ میلیمتری است که علاوه بر درگیری با اهداف سطحی توانایی درگیری با هواگرد ها را نیز دارد .
رزمناو هواپیمابر های کلاس کیف جهت دفاع از خود در برابر زیر دریایی ها ۱ پرتاب گر موشک کوتاه برد ضد زیردریایی آر پی کا-۱ ویچر (نام گذاری ناتو : SUW-N-1) با برد ۲۴ کیلومتر و کلاهک اتمی با قدرت ۵ یا ۱۰ کیلو تی ان تی در اختیار داشتند.
همچنین مجهز به ۱۰ تیوپ شلیک اژدر های ۲۱ اینچی بودند .
همچنین کلاس کیف جهت درگیری با نیروهای سطحی دارای چهار پرتاب گر دوتایی موشک پی-۵۰۰ بازالت بود .
پی-۵۰۰ بازالت ( نام گذاری ناتو : SS-N-12 Sandbox) یک موشک ضد کشتی اتمی دور برد با برد ۵۰۰ کیلومتر بود و یک کلاهک اتمی با قدرت۳۵۰ کیلو تی ان تی در اختیار داشت .
دقت کنید که برد موشک ربطی به برد شناسایی ندارد . چه بسا موشک بازالت ۵۰۰ کیلومتر برد دارد اما بخاطر شکل زمین رادار های ناو های هواپیمابر کلاس کیف در فاصله کمتر از ۱۲۰ کیلومتر توانایی شناسی ناوگان های آمریکایی را داشتند.

اما اسلحه اصلی ناو هواپیمابر کلاس کیف هواپیما های یاکولف یاک-۳۸ و بالگردهای کاموف-۲۵ و یا کاموف-۲۷ بود .

440px-aircraft_carrier_baku_in_1988

یاک-۳۸ و کاموف-۲۷

یاکولف یاک-۳۸ در سال ۱۹۷۵ وارد خدمت شد و عملا یک جنگنده نسل اولی در زمان جنگنده های نسل ۴ بود در این زمان نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در حال جای گزین کردن اف-۴ های خود با اف-۱۴ ها بود . و یاکولف یاک-۳۸ که یک جنگنده سبک عمود نشین که حتی رادار هم نداشت هیچ شانسی در مقابل جنگنده های نیروی دریایی آمریکا نداشت . یاکولف یاک-۳۸ حتی از لحاظ رزمی توان برابر با میگ نوزده نسل دومی هم نداشت .
در سمت دیگه هرچقدر از کاموف-۲۷ به عنوان یک هلیکوپتر چند منظوره موفق یاد کنیم باید با دست دیگه بزنیم توسر یاک-۳۸
کاموف-۲۷ بر اساس تجربیات کاموف-۲۵ ساخته شد و میتوان از آن به عنوان یکی از طراحی های خوب شوروی دانست .
کاموف-۲۷ مدل پی ال که نسخه ضد زیردریایی کاموف-۲۷ بود یک ایونیک بهتر نسبت به کاموف-۲۵ دار و شکل آن مشابه کاموف-۲۵ است اما از آن بزرگتر است .
همانند کاموف-۲۵ مجهز به رادار ، سونار و حسگر های الکترو مقناطیسی است و مدل هایی گوناگون از زد زیر دریایی تا ترابری دارد .
کاموف-۲۷ جهت مبارزه با زیردریایی ها مجهز به اژدر APR-2E بود که یک اژدر اتمی با قدرت ۸۰ کیلو تی ان تی بود و همچنین توانایی حمل بمب های ضد زیر دریایی را نیز داشت.

در مجموع ناوهای هواپیمابر کلاس کیف توانایی حمل ۱۲ تا ۱۳ جنگنده یاک-۳۸ و یا ۱۴ تا ۱۷ هلیکوپتر کاموف-۲۵ و یا کاموف-۲۷ و یا ترکیبی از این ها را حمل کند .

اما باکو که نسخه ارتقاع یافته نسبی کلاس کیف بود از رادار های آرایه فازی بهره می برد و از دیگر تغییرات این ناو با دیگران بیشتر شدن پرتاب گران موشک پی-۵۰۰ از ۴ پرتاب گر دوتایی تایید به شش پرتاب گر دوتایی (از ۸ موشک به ۱۲ موشک) و تعویض موشک های پدافند اوسا و اشتورم با موشک پدافند کوتاه برد ۹کا۳۳۰ تور ( نام گذاری ناتو : SA-15 Gauntlet)
تور نیز همانند اوسا علاوه بر دریا یک سامانه پدافند زمینی نیز بود و همچنان در چندین کشور فعال است.

همچنین موشک های ویچر با دو پرتاب گر راکت های ضد زیردریایی آر بی یو-۶۰۰۰ اسمرچ ۲ و دو توپ دوقلو ۷۶ میلیمتری با دو توپ ۱۰۰ میلی متری تعویض شدند.

باکو که بعد از فروپاشی شوروی که به آدمیرال گروشنکف تغییر نام داده شده بود در سال ۱۹۹۴ با انفجاری در اتاق دیگ بخار خود تا سال ۱۹۹۵ جهت تعمیر از خدمت خارج شد . پس از ورود بخدمت روسیه متوجه عدم توانایی این کشور از تامین هزینه های این ناو هواپیمابر شد و درنهایت در سال ۱۹۹۶ آن را برای فروش گذاشت . و به نیروی دریایی هند فروخت . هند پس از خرید آدمیرال گروشنکف یک قرارداد ارتقاع سنگین هم با روسیه بست و پس از ارتقاع در سال ۲۰۱۳ ناو هواپیمابر خود را تحویل گرفت و آن را در سال ۲۰۱۴ بانام ای ان اس ویکرام آ دی تیا وارد خدمت کرد.
این ارتفاعات شامل برداشتن کامل تسلیحات جلوی ناو و طراحی یک سکوی رمپ برای پرواز جنگنده های متوسط میگ-۲۹ کا بود . و همچین تعداد سامانه های دفاع نزدیک ای کا-۶۳۰ از هشت به چهار کاهش پیدا کرد.

و موشکهای پدافند هوایی تور از روی آن باز شد و با موشک های باراک-۱ و باراک-۸ جایگزین شد .

ins-vikramaditya-seatrial-01

ای ان اس ویکرام آ دی تیا

اگر بخواهیم از کارایی کلاس کیف در مقابل ناوهای هواپیمابر ایالات متحده حرف بزنیم بایدبه بگم عملا هر چهار ناو هواپیمابر کلاس کیف توانایی رزمی یک ناو هواپیمابر کلاس فور استایل را نداشتند و کلاس فور استایل بسیار کارآمدتر و توانایی رزمی بسیار بیشتری داشت . حال کیتی هاوک و اینترپرایز و نمیتز که در آن زمان در خدمت بودند بمانند.

ناو هواپیمابر کلاس کوزنتسف

شوروی سابق بازهم با درک ضعف های بزرگ کلاس کیف طرح ساخت ناو هواپیمابر جدیدی را جهت رفع نیازهای نیرو های سطحی خود آغاز کرد .

شوروی که بعد از ساخت کلاس کیف به ضعف های آن پی برده بود . و به هدف خود که در دو پروژه ۱۱۵۳ و ۱۱۴۳ نرسیده بود مجددا هدف خود را در پروژه ۱۱۴۳/۵ تکرار کرد.

طراحی ناو هواپیمابر جدید در اواخر دهه هفتاد و در دفتر طراحی صنایع بزرگ نیکولایف انجام شد .
طرح کلی ناو هواپیمابر جدید از همان کلاس کیف مشتق شده بود و فقط بزرگتر شده بود .
همچنین جای گاه توپ ها برداشته شده بود و به جای آن یک سکوی رمپ با زاویه ۱۲ درجه قرار گرفته .
رمپ یا سکوی پرش یک شیوه جدید تر نسبت به منجنیق است که توسط مهندسین انگلیسی جهت استفاده بروی ناو های هواپیمابر کوچک که توانایی در اختیار داشتن منجنیق را نداشتن ابداع شد . شیوه رمپ به اینگونه است که جنگنده با یک سرعت مناسب و قرار گیری در یک زاویه مناسب بخشی از نیروی خود را به بردار عمود وارد کند و بدون نیاز به منجنیق از روی باند کوتاه ناو بلند شود .
این شیوه خود مزایا و معایبی دارد.
ناو هواپیمابر جدید دارای یک عرشه فرود زاویه دار نیز بود . این نوع عرشه هم توسط مهندسین انگلیسی طراحی و آزمایش شد که طبق آن باند فرود از باند برخاستن جدا میشد و به ناو فضای بیشتری جهت پارک جنگنده‌ها میداد همچین با جدا بودن قسمت فرود و برخاستن از محل پارک جنگنده‌ها خطر فرود و برخاستن از روی ناو هواپیمابر کمتر شده بود . این نوع عرشه که بعد جنگ جهانی دوم ظهور کرد پای ثابت اکثر کلاس ناو های هواپیمابری شد که بعد آن طراحی و ساخته شد .

در ابتدای باند فرود دارای یک ردیف رشته های سیم جهت فرود با گیره است .

این ناو هواپیمابر در طول زمان نام های فراوانی داشته . در ابتدای پروژه نام این ناو ریگا بود سپس به لئونید برژنف و بعد آن به تفلیس تغییر نام داد . این کلاس از ناو های هواپیمابر شوروی با نام کلاس کوزنتسف شناخته می شه .

russian_aircraft_carrier_admiral_kuznetsov

ناو هواپیمابر تفلیس (آدمیرال کوزنتسف) کلاس کوزنتسف

اولین ناو از این کلاس همان طور که گفته شد دارای نام های زیادی بود .
ساخت آن در ۱ آوریل ۱۹۸۲ آغاز شد و در ۶ دسامبر ۱۹۸۵ به آب انداخته شد و در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۰ پس از گذراندن آزمایشات و تجهیز شدن وارد خدمت شد .
این ناو هواپیمابر پس از فروپاشی شوروی به وارث دار اصلی آن یعنی روسیه رسید . و نام آن به آدمیرال کوزنتسف تغییر کرد .

ساخت دومین ناو هواپیمابر کلاس کوزنتسف در ۶ دسامبر ۱۹۸۵ آغاز شد و در ۴ دسامبر ۱۹۸۸ به آب انداخته شد . این ناو هواپیمابر که ابتدا با نام ریگا و بعد آن وریاگ شناخته می شد پس از تکمیل فرایند ساخت و به آب اندازی به کمبود بودجه خورد و فرایند تکمیل آن کند شد . در نهایت ناو تکمیل نشد و شوروی تجزیه شد . ناو تغریبا تکمیل در بارانداز صنایع نیکولایف در اوکراین ماند و ناو به اوکراین رسید . دولت تازه تاسیس اوکراین که توانایی مالی تکمیل کردن و حتی هزینه های معمول عملیاتی کردن این ناو هواپیمابر را نداشت آن را در نهایت فروخت . فروشی که بسیار عجیب بود و در نهایت ناو سر از چین درآورد .
ناو در چین تکمیل شد و با نام لیائونینگ در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۲ وارد خدمت شد.

story

ناو هواپیمابر وریاگ در بارانداز شماره ۴۴۴ صنایع نیکولایف در اوکراین

در مجموع ناوهای هواپیمابر کلاس کوزنتسف دارای ۳۰۵ متر طول ، ۷۲ متر عرض و ۱۱ متر ارتفاع است .

دارای طیف گسترده ای از رادار های و سونار ها جهت شناسایی اهداف احتمالی .
دارای کمترین وزن ۴۳۰۰۰ تن و حد اکثر وزن ۶۷۰۰۰ تن

نیروی این ناو هواپیمابر را دیگ های بخار تحت فشار تولید میکنند که قدرتی معادل ۲۰۰۰۰۰ اسب بخار تولید میکنند.
این موتور قدرتمند حداکثر سرعت ۵۴ کیلومتر در ساعت را برای آدمیرال کوزنتسف فراهم می‌کند . آدمیرال کوزنتسف در این حالت دارای برد عملیاتی ۷۰۰۰ کیلومتر است و اگر سرعت خود را تا ۳۳ کیلومتر در ساعت کاهش دهد برد عملیاتی آن به ۱۵۷۰۰ کیلومتر میرسد.

آدمیرال کوزنتسف برای دفاع از خود در مقابل هواگرد ها و موشک ها مجهز به مجهز به موشک های پدافندی ۹کا۳۳۰ تور (نام گذاری ناتو : SA-15 Gauntlet)
تور یک سامانه پدافندی کوتاه برد است که علاوه بر نمونه دریا پایه نمونه زمین پایه نیز دارد.
و در برد نزدیک مجهز به هشت سامانه دفاع نزدیک کاشتان و شیش سامانه دفاع نزدیک ای کا-۶۳۰ است .

همچنین ناو هواپیمابر آدمیرال کوزنتسف دارای ۱۲ پرتاب گر عمودی موشک پی-۷۰۰ گرانیت (نام گذاری ناتو : SS-N-19 Shipwreck) است .
گرانیت یک موشک ضد کشتی دور برد و اتمی با برد ۶۰۰ کیلومتر و قدرت کلاهک ۵۰۰ کیلو تی ان تی است . موشک گرانیت یکی از خطرناکترین موشک های ضد کشتی است که توسط شوروی طراحی شد و تا امروز هم یک موشک بسیار خطرناک است.

آدمیرال کوزنتسف همچنین جهت دفاع از خود در مقابل زیردریایی ها از سامانه یو دی ای وی-۱ (UDAV-1) بود .
یو دی ای وی-۱ یک سیستم کامل و چند لایه جهت مقابله با زیردریایی هاست که با پرتاب راکت های ضد زیردریایی سعی در دفاع از ناو دارد .

اسلحه اصلی آدمیرال کوزنتسف جنگنده های متوسط و سنگینی بود که میتوانست حمل کند . در واقع آدمیرال کوزنتسف اولین ناو هواپیمابر کامل شوروی بود . اما بازهم بیشتر از آنکه ناو هواپیمابر باشد رزمناو هواپیمابر بود.

جنگنده ها و هلیکوپتر که آدمیرال کوزنتسف می تواند حمل کند شامل جنگنده های سوخو-۲۷ کا (سوخو-۳۳ فلانکر دی{su-33 Flanker-d}) و میکویان میگ-۲۹ کا (فالکرم-دی { Fulcrum-D}) و هلیکوپتر های کاموف-۲۷ و کاموف-۳۱ است.
در مجموع ۱۸ تا ۳۲ جنگنده از مدل میگ-۲۹ و یا سوخو-۳۳
و ۱۷ تا ۲۴ هلیکوپتر از نوع کاموف-۲۷ و یا ترکیبی از اینها را حمل کند.

varyag-kuznetsov

تصویری تاریخی از ناو هواپیمابر وریاگ (درحال ساخت) در کنار ناو هواپیمابر تفلیس (آدمیرال کوزنتسف) در بار انداز شماره ۴۴۴ صنایع نکولایف در اوکراین

در زمان شوروی دو طرح آواکس ناو نشین یاکولف یاک-۴۴ و جنگنده عمود نشین یاکولف یاک-۱۴۱ نیز برای ناو هواپیمابر کلاس کوزنتسف طراحی شدند اما بعد از فروپاشی و نبود بودجه کافی هر دو طرح توسط روسیه لغو شدند .

کلاس کوزنتسف جهت جبران ضعف های کلاس کیف و در جهت همان هدف قبلی خود یعنی یک ناو هواپیمابر با کارایی مشابه کلاس کیتی هاوک آمریکا اما کوچکتر و سبکتر ساخته شد.
کلاس کیف اولین ناو هواپیمابر شوروی در جهت این فعالیت بود اما موفقیتی بدست نیاورد اما برای شروع بد نبود و شوروی تجربیات خوبی از کلاس کیف گرفت . تجربیاتی که در کلاس کوزنتسف پیاده کردند . اما در حقیقت بازهم کلاس کوزنتسف فاصله زیادی با کلاس کیتی هاوک آمریکایی داشت . اما به خوبی به هدفی که برای آن طراحی شده بود رسید . اما مشکل دوم نیروی سطحی شوروی کمبود های اقتصادی بود که باعث شد تعداد مورد نیاز از کلاس کوزنتسف تولید نشود . حتی شوروی با تجربیات کلاس کوزنتسف ناو هواپیمابر جدید خود را طراحی کرده بود و فرایند اولیه ساخت ناو هواپیمابر را در ۱۹۸۸ آغاز کرده بود .
ناو هواپیمابر جدید در واقع همان طرح ۱۱۵۳ جاه طلبانه دهه ۷۰ بود . شوروی در آن برهه زمانی دانش و تجربه کافی جهت ساخت همچنین ناوی را نداشت اما بعد بدست آوردن این تجربیات از کلاس کیف و کوزنتسف مجددا بدنبال طرحی مشابه رفت.
ناو جدید یک ناو هواپیمابر با پیشرانه اتمی بود و قرار بود اولین ناو هواپیمابر اتمی شوروی باشد . و بسیار بزرگتر از کوزنتسف بود و توانایی حمل ۷۰ جنگنده بروی آن پیش بینی شده بود .
این ناو هواپیمابر جدید ابتدا با نام سیمبیرسک شناخته میشد سپس به ولادیمیر لنین و بعد آن به اولیانوسک تغییر نام داد .
فرایند ساخت آن به دلیل مشکلات مالی بسیار کند پیش میرفت و در نهایت پس از فروپاشی شوروی اسکلت اصلی بدنه کشتی که در آن زمان بخشی از آن کامل شده بود در بارانداز صنایع نیکولایف ماند و در نهایت اوراق شد.
اگر اولیانوسک ساخته میشد احتمالا اولین ناو هواپیمابر شوروی میشد که به توان رزمی کلاس کیتی هاوک آمریکایی نزدیک میشد .

p-txt

تصویری خیالی از شمایل احتملا نهایی ناو هواپیمابر اولیانوسک

همانطور که در متن بالا خواندید بر خلاف یک باور غلت در میان انسانها، راه چندین چند ساله یکشبه بدست نمی آید.
اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق با درک موضوع سعی کرد با سرعتی که توانایی آن رادارد حرکت کند و باید گفت برای کشوری همچون شوروی که موفق شد از مسکوا به کوزنتسف برسد و حتی اولین گام ها برای یک حرکت جدید را پیموده بود بسیار هم عالی بود .
با این حال مجالی برای شوروی برای ساخت یک ناو هواپیمابر هم طراز رزمی با کیتی هاوک نماند اما نباید از تلاش های شوروی چشم پوشی کرد و طوری فکر کرد که انگار ناوهایی همچون کیتی هاوک و یا کوزنتسف یکشبه و از آسمان برای آمریکا و شوروی افتاده.

امیدوارم مفید واقع شده باشه

مشخصات کلی ناو هلیکوپر مسکوا و ناو هواپیمابر کلاس کیف و کلاس کوزنتسف به همراه ناو هواپیمابر کلاس کیتی هاوک آمریکایی.

کلاس

مسکوا

کلاس

کیف

کلاس

کوزنتسف

کلاس

کیتی هاوک (آمریکا)

طول (متر) ۱۹۶٫۶ ۲۷۳ ۳۰۵ ۳۲۰٫۶
عرض (متر) ۳۵ ۵۳ ۷۲ ۳۹٫۶
ارتفاع (متر) ۷٫۶ ۱۰ ۱۱ ۱۱٫۴
حداکثر وزن (تن) ۱۷۵۰۰ ۴۵۰۰۰ ۶۷۵۰۰ ۸۱۴۳۰
پیشرانه توربین بخار ۱۰۰۰۰۰ اسب بخار قدرت توربین بخار ۲۰۰۰۰۰ اسب بخار قدرت توربین بخار ۲۰۰۰۰۰ اسب بخار قدرت توربین بخار ۲۸۰۰۰۰ اسب بخار قدرت
حداکثر سرعت (کیلومتر درساعت) ۵۷ ۵۹ ۵۴ ۵۹
حداکثر برد عملیاتی (کیلومتر) ۲۵۹۲۸

در سرعت ۲۲ کسلومتر در ساعت

۷۴۰۰ با حداکثر سرعت ۷۰۰۰ با حداکثر سرعت

۱۵۷۰۰

در سرعت ۳۳ کسلومتر در ساعت

۱۹۳۰۰
خدمه ۸۵۰ ۱۶۰۰ ۱۹۶۰ ۳۱۵۰
تسلیحات دفاعی ۱*آر پی کا-۱ ویچر/۲*آر بی یو-۶۰۰۰ اسمرچ ۲/۲*ردیف۵تایی توپ اژدر۵۵۳ میلیمتری/۲*توپ دوقلو ۵۷ میلیمتری ۲*ام-۱۱ اشتورم/۲*۹کا۳۳ اوسا/۸*ای کا-۶۳۰/۲*ای کا-۷۲۶ توپ دولول ۷۶ میلیمتری/۱*آر پی کا-۱ ویچر/۱۰*تیوپ اژدرهای ۲۱ اینچی/۴ویا۶*پرتاب گر دوتایی موشک پی-۵۰۰ بازالت ۲۴*پرتاب گر موشک های پدافندی ۹کا۳۳۰ تور/۸* سامانه دفاع نزدیک کاشتان /۶* سامانه دفاع نزدیک ای کا-۶۳۰ /۱۲* پرتاب گر عمودی موشک پی-۷۰۰ گرانیت/ سامانه یو دی ای وی-۱ ۲۴*پرتاب گر سی اسپارو و یا ریم-۱۱۶/۳-۴*سامانه دفاع نزدیک فالانکس
هواگردها ۱۸ هلیکوپتر کاموف-۲۵ و یا میل-۸ تا۱۲*جنگنده یاک-۳۸ ویا ۱۶*هلیکوپتر کاموف-۲۵ یا کاموف-۲۷ ۱۸-۳۲*جنگنده سوخو۳۳ یا میگ۲۹ و یا ۱۷-۲۴* هلیکوپتر کاموف-۲۷ تا ۹۰ جنگنده ویا هلیکوپتر

تمام جنگنده ها و هلیکوپترهای نیروی دریایی آمریکا که از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۹ فعال بودن

تعداد ساخته شده ۲ ۴ ۲ ۴
سال ورود به خدمت ۱۹۶۷ ۱۹۷۵ ۱۹۹۰ ۱۹۶۱
وضعیت هر دو خروج از خدمت و اوراق تا سال ۱۹۹۱ ۲*فروخته شده به چین و خارج از خدمت/۱*خارج ازخدمت و اوراق/۱*فروخته شده به هند با یک ارتقاع سنگین در حال خدمت ۱*ئر نیروی دریایی روسیه فعال/دیگری توسز اوکراین ناقص فروخته شد و در چین تکمیل شد و فعال هر ۳ تا خارج از خدمت از سال۲۰۰۹/یکی به عنوان هدف قرق شد در سال ۲۰۰۵

منابع
http://www.military-today.com
http://www.militaryfactory.com
http://survincity.com
http://worldweapon.ru
http://www.naval-technology.com

31+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.