ناوشکن کلاس آرلی برک
بروزرسانی:خرداد1405
برنامه ساخت ناوشکن جدید آرلی برک در امریکا در اوائل دهه1980 برای جایگزینی ناوشکن کلاس Charles F. Adams که از دهه 1960 در خدمت بود شروع شد
ناو توسط جنرال دینامیک طرحی شد اگرچه شرکت گرومی پیمانکار دوم این طرح بود و تلاش شد تا به صورت ماجولار طراحی شود تا سرعت ساخت بالاتر رفته و تغییرات در طول خدمت ان اسان تر شود . در نهایت اولین فروند این کلاس در سال 1989 وارد خدمت شد و همکنون اصلیترین ناوشکن امریکای و پر تعدادترین شناور موجود در خدمت نیروی دریایی امریکا است
ناوشکن کلاس آلری برک یک ناوشکن 153 متری با عرض 20 متر است که دارای یک دکل 50 متری و تناژ 8300 تن است. بدنه از فولاد است ولی در برخی موارد از الومنیویم نیز استفاده شده است و اگرچه بسیار مواد به کار رفته سنگین است ولی بهتراز منیزوم بود که در ناوشکنهای قبلی به کار رفت بود و بسیار استعهداد اتش سوزی غیر قابل مهار داشت .
ناوشکن دارای سه طبقه زیر عرشه است که شامل خوابگاه و محل استراحت افراد برخی مراکز نظامی در طبقه اول، تسلیحات در طبقه دوم و موتور و سامانه های سوخت در طبقه سوم قرار دارد. ناو دارای 32 افسر و 300 نفر سرباز وظیفه ویا درجه دار است و در ان اشپزخانه برای سه وعده غذای گرم و همچنین ارایشگاه و سالن ماشین لباسشوی وجود دارد .جزیره (پل فرمانده ای)در میانه کشتی کمی به طرف جلو قرار داد و در انتهای ناو دارای یک سکوی پرواز بالگرد است. ناوشکن کلاس آلری برک میتواند دو بالگرد را حمل کند ولی در دو مدل نخست نمی توانست انها را درون بدنه جا دهد و تنها روی عرشه حمل میشد
بدنه ناو به شکلی ساخته شده تا کمترین میزان امواج رادار را منتشر کند. در واقع این کلاس ناوشکن اولین شناور امریکای ها است که برای کاهش امواج راداری ساخته شده است و تلاش شده سطوح روی عرشه و از صفحه های صاف و بدون پیچ و خم زیاد استفاده شود تا امواج کمتری منعکس شود.
تلاش شده تا امواج رادار به طرف اب و یا به طرف اسمان با زاویه بالا منعکس شوند تا احتمال دریافت انها توسط رادار های ارسال کننده امواج کم شود . همچنین سامانه ای با ایجاد حباب هوا در اطراف بخش های بدنه که موتور در انها هستند(منظور بخش بیرونی زیر اب) و همچنین اطراف پروانه ها تلاش در کاهش ایجادسر صدا و کاهش احتمال رهگیری توسط سنار میکند
ناوشکنهای کلاس آرلی برک در طول نسلهای مختلف خود، تحولات چشمگیری در زمینه تأمین توان الکتریکی و پیشرانه داشتهاند. توان نصبشده در Flight I و II شامل سه مجموعه ژنراتور AG9130 است که هر یک ۲۵۰۰ کیلووات (۳۴۰۰ اسب بخار) توان دارند و ولتاژ خروجی آنها ۴۵۰ ولت است. در Flight IIA، این ژنراتورها به مدل AG9140 ارتقاء یافتند که توان هر یک به ۳۰۰۰ کیلووات (۴۰۰۰ اسب بخار) افزایش یافت، اما ولتاژ همچنان ۴۵۰ ولت باقی ماند. در Flight III، جهشی بزرگ رخ داد و از سه ژنراتور AG9160 با توان ۴۰۰۰ کیلووات (۵۴۰۰ اسب بخار) و ولتاژ ۴۱۶۰ ولت استفاده شد. این افزایش توان و ولتاژ، امکان تغذیه رادارهای جدید SPY-6 و سایر سامانههای پرمصرف Flight III را فراهم میکند. مجموع توان الکتریکی در Flight III به ۱۲ مگاوات میرسد که تقریباً دو برابر نسلهای قبلی است و برای سلاحهای انرژیهای آینده نیز ظرفیت دارد.
پیشرانه ناوشکنهای آرلی برک بر پایه چهار توربین گازی General Electric LM2500 بنا شده است. هر یک از این توربینها ۲۶٬۲۵۰ اسب بخار (۱۹٬۵۷۰ کیلووات) توان تولید میکند. این چهار توربین به دو شافت متصل میشوند و هر شافت یک پروانه پنجپره با گام متغیر و قابلیت چرخش معکوس را میچرخاند. مجموع توان خروجی سیستم پیشرانه ۱۰۵٬۰۰۰ اسب بخار (۷۸٬۰۰۰ کیلووات) است. این پیکربندی به ناوشکن اجازه میدهد تا به سرعتهای بالا دست یابد و در عین حال، با تغییر گام پروانهها، مانورپذیری دقیقی در سرعتهای پایین داشته باشد. توربینهای LM2500 به دلیل نسبت توان به وزن بالا، قابلیت اطمینان و هزینه نگهداری نسبتاً پایین، استانداردی برای ناوشکنهای مدرن غربی محسوب میشوند.

سرعت ناوشکنهای آرلی برک بیش از ۳۰ گره (۵۶ کیلومتر بر ساعت یا ۳۵ مایل بر ساعت) است. این سرعت بالا به آنها امکان میدهد تا به سرعت به مناطق بحرانی اعزام شوند و در کنار گروههای ضربتی ناوهای هواپیمابر حرکت کنند. سرعت ۳۰ گره برای یک ناوشکن ۹٬۰۰۰ تنی بسیار قابل توجه است و نشاندهنده توان بالای پیشرانه و طراحی بدنه بهینه آن است. این سرعت همچنین برای فرار از تهدیدات زیردریایی و موشکی و انجام مانورهای تاکتیکی حیاتی است.
برد عملیاتی این ناوشکنها ۴٬۴۰۰ مایل دریایی (۸٬۱۰۰ کیلومتر یا ۵٬۱۰۰ مایل) با سرعت ۲۰ گره (۳۷ کیلومتر بر ساعت یا ۲۳ مایل بر ساعت) است. این برد مناسب به ناوشکن اجازه میدهد تا بدون نیاز به سوختگیری مجدد، مأموریتهای طولانیمدت در اقیانوسهای دور را انجام دهد. برد ۴٬۴۰۰ مایل دریایی برای یک ناوشکن با پیشرانه توربین گازی، عملکرد قابل قبولی محسوب میشود و با مخازن سوخت بزرگ و مصرف بهینه در سرعتهای کروز به دست میآید.
قایقها و شناورهای حملشده در ناوشکنهای آرلی برک شامل دو فروند قایق بادی سختبدنه (RHIB) است. این قایقها معمولاً برای مأموریتهای بازدید و بازرسی (VBSS)، امداد و نجات، انتقال پرسنل و عملیات ویژه استفاده میشوند. قایقهای RHIB به دلیل سرعت بالا، مانورپذیری و قابلیت پرتاب و بازیابی سریع، استاندارد نیروی دریایی آمریکا هستند و در کنار بالگردهای SH-60 و پهپادها، بخشی از توان چندمنظوره ناوشکن محسوب میشوند.
AN/SPY-1D رادار اصلی ناوشکنهای Flight I، II و IIA است. این رادار آرایه فازی غیرفعال (PESA) با چهار وجه ثابت، میتواند اهداف را در برد بیش از ۳۰۰ کیلومتر کشف کند. توانایی ردیابی همزمان آن بسیار بالا است و میتواند بیش از ۱۰۰۰ هدف را در فاصله ۵۰۰ کیلومتری به طور همزمان کند. این رادار برای هدایت موشکهای استاندارد و درگیری با صدها هدف هوایی و موشکی طراحی شده است.
AN/SPY-6(V)1 رادار اصلی ناوشکنهای Flight III و جانشین SPY-1D است. این رادار آرایه فازی فعال (AESA) با فناوری نیترید گالیم (GaN)، ۳۰ برابر حساستر از نسل قبلی خود است. برد کشف آن بیش از ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتر برای اهداف استاندارد تخمین زده میشود و میتواند هزاران هدف را به طور همزمان ردیابی کند، از جمله موشکهای بالستیک و تهدیدات هایپرسونیک. این رادار برای دفاع بالستیک و مقابله با تهدیدات پیچیده آینده طراحی شده است.
AN/SPS-67(V)3/5 یک رادار جستجوی سطحی و ناوبری برد کوتاه است که روی DDG-51 تا DDG-118 نصب شده است. برد ابزاردقیق آن ۱۰۴ کیلومتر (۵۶ مایل دریایی) است. این رادار توانایی کشف دقیق اهداف سطحی و ردیابی محدود هواپیماهای کمارتفاع را دارد و برای ناوبری و حفظ آرایش استفاده میشود.
AN/SPQ-9B یک رادار جستجوی سطحی باند X است که روی DDG-119 به بعد نصب میشود. برد آن ۳۷ کیلومتر است. این رادار به طور خاص برای محیطهای ساحلی و کشف اهداف کمارتفاع، کوچک و کند مانند پهپادها و موشکهای کروز طراحی شده است. در فاصله ۱۰ مایل دریایی (۱۸.۵ کیلومتر)، میتواند موشکهایی را که در ارتفاع ۵۰۰ فوتی پرواز میکنند، کشف کند. این رادار با سرعت ۳۰ دور در دقیقه میچرخد و توانایی ردیابی همزمان چندین هدف را دارد.
AN/SPG-62 رادار کنترل آتش و روشنگر هدف است که معمولاً سه فروند از آن روی هر ناوشکن نصب میشود. برد کشف آن ۳۰۵ کیلومتر و ارتفاع کشف ۳۰ کیلومتر گزارش شده است. این رادار در هر لحظه تنها میتواند یک هدف را روشن کند، اما وجود سه رادار امکان درگیری همزمان با چند هدف را فراهم میکند.
Mk 46 و Mk 20 سامانههای نشانهروی نوری هستند که شامل دوربین روز، دوربین حرارتی و فاصلهیاب لیزری میشوند. برد دقیق آنها اعلام نشده، اما برای هدفگیری توپ ۵ اینچی و درگیری با اهداف کوچک سطحی در بردهای نزدیک طراحی شدهاند و به عنوان سنسور پشتیبان در شرایط اخلال راداری عمل میکنند.
AN/SQQ-89 یک سیستم رزمی ضدزیردریایی یکپارچه است که تمام سنسورها و تسلیحات ضدزیردریایی را مدیریت میکند. این سیستم دادههای سونار بدنه، سونار کششی و بالگرد را ترکیب کرده و برای ردیابی، طبقهبندی و هدفگیری زیردریاییها استفاده میشود.
AN/SQS-53C سونار بدنه نصبشده در جلو ناوشکن است. این سونار میانفرکانس با فرکانس ۳.۵ کیلوهرتز کار میکند. برد آن در حالت فعال تا ۷ کیلومتر و در حالت غیرفعال تا ۲۲ کیلومتر یا بیشتر گزارش شده است. این سونار برای کشف، طبقهبندی، مکانیابی و ردیابی زیردریاییها به صورت فعال و غیرفعال طراحی شده است.
AN/SQR-19 TACTAS یک سونار کششی غیرفعال است که حدود ۱ مایل پشت کشتی کشیده میشود. آرایه آن بیش از ۲۵۰ متر طول و ۸۲ میلیمتر قطر دارد. این سونار برای کشف غیرفعال بسیار دوربرد، طبقهبندی و ردیابی زیردریاییهای دشمن طراحی شده است. برد دقیق آن اعلام نشده، اما به عنوان یک سونار کششی با aperture بزرگ، برد آن بسیار فراتر از سونار بدنه است.
TB-37U MFTA سونار کششی چندکاره جدیدتر است که جانشین SQR-19 شده و روی DDG-113 به بعد نصب میشود. این سونار ۳ اینچ قطر دارد و هم در حالت فعال و هم غیرفعال کار میکند. این سونار میتواند در اعماق مختلف کار کند تا زیردریاییهایی را که در لایههای آب با دما و شوری متفاوت پنهان شدهاند، کشف و مکانیابی کند.

AN/SQQ-28 LAMPS III یک پردازشگر دادههای سونوبوی بالگرد SH-60B است. این سیستم دادههای بالگرد را پردازش کرده و با سنسورهای کشتی ادغام میکند تا برد کشف ضدزیردریایی را فراتر از سنسورهای خود کشتی ببرد. برد آن به برد بالگرد و سونوبویهای پرتابشده بستگی دارد.
AN/SLQ-32 مجموعه جنگ الکترونیک اصلی ناوشکن است که برای کشف، شناسایی و تحلیل سیگنالهای راداری دشمن طراحی شده است. برد رهگیری آن در پیکربندیهای اولیه حدود ۲۳ مایل دریایی (۴۲.۶ کیلومتر) گزارش شده است. این سیستم به عنوان ESM و ECM عمل کرده و هشدار اولیه در مورد موشکهای ضدکشتی را میدهد. نسخههای جدیدتر (SEWIP Block 2 و بالاتر) قابلیتهای اخلال و آگاهی وضعیتی بهتری دارند.
AN/SLQ-25 Nixie یک طعمه اژدر یدککشیدهشونده است که برای فریب اژدرهای صوتی خودکار طراحی شده است. این سیستم یک بدنه اژدرمانند با مولد صدا است که پشت کشتی کشیده میشود و صداهایی مشابه کشتی تولید میکند تا اژدر دشمن را به سمت خود جذب کند. برد آن به برد اژدر دشمن بستگی دارد و به عنوان آخرین لایه دفاع نرم در برابر اژدر عمل میکند.

ناوشکن کلاس ارلیگ برک دارای یک توپ سینه 127 م م مارک 45 است. این توپ سینه خودکار با سرعت اتش 16 تا 20 گلوله بر دقیقه بر روی عرشه جلوی کشتی قرار دارد. این توپ میتواند انواع مهمات های انفجار شدید و یا ترکش شونده مجاورتی را حمل کند و میتوان ان را بر علیه اهداف ساحلی بر روی خشکی ویا اهداف شناور به کار برود از جمله گلوله های انفجار مجاورتی ان برای انفجار برفراز قایق های تند رو و یا کشتی های کوچک مناسب است . توپ دارای سامانه هدایت رایانه ای است که رایانه بسته به موقعیت هدف دست به تنظیم زاویه لوله توپ می زند . اطلاعات هدف توسط سنسور های چون رادار، ویا اپتیک دریافت شده و رایانه زاویه لوله توپ را تنظیم میکند. گلوله این توپ 24 کیلومتر برد دارد ولی مهمات هدایت ماهواره ای برای ان وجود دارد که 37 کیلومتر برد دارد. ناو 500 گلوله 127 م م با خود حمل میکند
کشتی دارای سیلوی پرتاپ 90 سلولی(90 پرتابگر) عمودی است که در دو قسمت کشتی نصب شده است . یکی در جلوی کشتی بین توپ سینه و ساختمان فرمانده ای و دیگری در عقب ناو . 32 سلول در جلو و 64 سلول در عقب قرار دارد . این سلول ها را میتوان با انواع موشک ها لود کرد مانند موشک های کروز تاماهاوک با برد 2400 کیلومتر، موشک پدافند هوایی ریم 66 ام استاندارد2 با برد 170 تابیش از 320 کیلومتر بسته به مدل ،موشک های ضد بالستیک استاندارد3 برای مقابله با موشک های در خارج جو با برد بیش از 1000 کیلومتر ،موشک دفاع هوایی ریم 161(البته بخشی از ناوگان این موشک را حمل میکنند) ،موشک پدافند هوایی ریم 162 )، موشک ضد زیر دریایی ار یو ام 139 که دارای برد 22 کیلومتر است و موشک ریم 174 استاندارد در نقش دفاع هوایی(برای اشنایی با کل خانواده موشک های پدافند هوایی استاندارد اینجا را کلیک کنید)
در نسخه بلاک2 ای این ناوشکن 96 سیلو نصب شده است

این 90 سلول را می توان با ترکیبی از سلاح های که در بالا گفته شده پر کرد که بستگی به نوع ماموریت دارد و تمامی موشک های نام برده به صورت عمود از درون لانچر پرتاب میشود
همچنین ناو دارای دو پرتاب گر چهار لول مارک 141 برای پرتاب موشک ضد کشتی هارپون مجهز است که هر پرتابگر در یک سوی ناو نصب است و یک سمت را پوشش میدهد
همچنین این ناو به دو سامانه ضد موشک فلانکس به عنوان اخرین خط دفاعی برای مقابله با حملات موشکی ضد کشتی یکی در جلو و یکی در عقب ناو نصب است ، دو مجموع پرتاب اژدر 533 م م هر کدام با سه لوله برای درگیر با زیر دریایهای برای پرتاب اژدر های مارک 46 و یا مارک 50 و دو توپ 25 م م بوش مستر مجهز است
ارتش امریکا 66 فروند از این کشتی را در اختیار دارد که البته ساخت 13 فروند دیگر در دستور کار است. تمامی نسخه های تولید تقریبا شبیه هم هستند ولی در کل به سه کلاس I ، II و IIA تقسیم میشوند که در طول و وزن و برخی سامانه های الکترونیک تفاوت دارند
نخستین نسخه تولید کلاس I در بین سالهای 1985 تا 1991 ساخته شده و بین سالهای 1991 تا 1997 وارد خدمت شدند و در مجموع 22 فروند از ان ساخته شد که همچنان در خدمت هستند. دسته دوم یا کلاس II بین سالهای 1992 تا 1998 ساخته شدند و در مجموع تنها هفت کشتی از انها ساخته شد که شامل بهبود رادار و سیلوهای موشک و پرتابگرد های موشک هارپون بود
کلاس IIA از سال 1994 تا 2013 تولید شد. این کلاس دو متر کشیده تر است و دارای اشیانه برای حمل دو بالگرد ضد زیر دریایی ام اچ 60 سی هاوک است. این نسخه تفاوت بسیاری از نظر ظاهر با دو نسخه قبلی دارد از جمله از بخش میانه ناو به عقب که شامل عرشه فرود بالگرد بزرگتر و قسمت جلوی کشیده تر و صاف تر است . در نسخه IIA سامانه فلانکس و موشک هارپون به جای دیگری منتقل شده است . 44 فروند از این نسخه تولید شده و همچنان تولید 13 فروند دیگر در دستور کار است که البته ممکن است تعدادی از این 13 فروند در قالب کلاسIII در بیایند که به صورت ویژه توان ضد بالستیک دارند
تا سال میان سال 2024 مجموع 80 ناوشکن تحویل نیروی دریایی امریکا شده است ولی برنامه نهایی تحویل 90 فروند است


ناوشکن کلاس آرلی بورک اولین تجربه رزمی خود را از طریق حملات موشکهای تامهاوک زمینی (TLAM) علیه عراق کسب کردند. در تاریخ ۳ و ۴ سپتامبر ۱۹۹۶، ناوهای یواساس لابون و یواساس راسل به ترتیب ۱۳ و ۸ موشک TLAM در قالب عملیات صحرای ضربهای شلیک کردند. در دسامبر ۱۹۹۸، ناوهای کلاس آرلی بورک دوباره در عملیات روباه صحرا حملات TLAM را انجام دادند. یازده ناو آرلی بورک در حمایت از گروههای ضربتی ناو هواپیمابر در عملیات آزادی عراق حضور داشتند که شامل شلیک TLAM علیه اهداف زمینی در مراحل آغازین عملیات در سال ۲۰۰۳ بود.
در اکتبر ۲۰۱۱، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که چهار ناو کلاس آرلی بورک در اروپا مستقر خواهند شد تا از سیستم دفاع موشکی ناتو حمایت کنند. این کشتیها در پایگاه دریایی روتا، اسپانیا مستقر شده و در فوریه ۲۰۱۲ به نامهای راس، دونالد کوک، پورتر و کارنی نامگذاری شدند. این استقرار پیشرفته باعث کاهش زمان سفر و امکان جابهجایی شش ناو دیگر از اقیانوس اطلس برای پشتیبانی از محور شرق آسیا شد. روسیه تهدید کرد که ممکن است از پیمان نیو استارت خارج شود و این استقرار را تهدیدی برای بازدارندگی هستهای خود خواند. در سال ۲۰۱۸، آدمیرال جان ریچاردسون از سیاست نگهداشتن شش سکوی BMD پرتحرک «در یک جعبه کوچک برای دفاع از زمین» انتقاد کرد و معتقد بود این نقش را سیستمهای زمینی با هزینه کمتر میتوانند انجام دهند.
در اکتبر ۲۰۱۶، ناوهای میسن و نیتز به سواحل یمن اعزام شدند پس از آنکه یک کشتی کمکی امارات هدف حملهای قرار گرفت که حوثیها مسئولیت آن را پذیرفتند. در ۹ اکتبر، در دریای سرخ، ناو میسن دو موشک ضدکشتی شلیکشده به سمت خود و یواساس پونس را شناسایی کرد. میسن دو موشک SM-2، یک ESSM و یک طعمه Nulka شلیک کرد. یک موشک AShM بهطور مستقل در آب اصابت کرد و وضعیت موشک دوم نامشخص بود. در ۱۲ اکتبر، در تنگه بابالمندب، میسن دوباره یک موشک ضدکشتی را شناسایی و با SM-2 در فاصله ۱۳ کیلومتر رهگیری کرد. در ۱۳ اکتبر، ناو نیتز حملات TLAM را انجام داد و سه سایت راداری حوثیها را منهدم کرد. در ۱۵ اکتبر، میسن با پنج موشک AShM مواجه شد؛ با استفاده از SM-2 و طعمهها چهار موشک را منهدم یا خنثی کرد و ناو نیتز موشک پنجم را با یک طعمه راداری خنثی کرد.
در ۷ آوریل ۲۰۱۷، ناوهای راس و پورتر حمله TLAM علیه فرودگاه شیرات، سوریه انجام دادند، در پاسخ به حمله شیمیایی بشار اسد به مردمش سه روز پیش. مجموعاً ۵۹ موشک تامهاوک شلیک شد. در ۱۴ آوریل ۲۰۱۸، ناوهای لابون و هیگینز حمله دیگری علیه سوریه انجام دادند و به ترتیب هفت و ۲۳ موشک TLAM شلیک کردند. این حمله اهداف تسلیحات شیمیایی اسد را هدف گرفت. ناوهای دونالد کوک و وینستون اس. چرچیل پیش از حمله ۲۰۱۸ در مدیترانه مستقر شدند تا نیروهای مدافع را گمراه کنند.
در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۳، ناوهای کارنی و توماس هادنر در دریای سرخ چندین پهپاد و موشک را سرنگون کردند. در ۱۹ اکتبر، کارنی حداقل سه موشک کروز و هشت پهپاد را که ممکن بود به سمت اسرائیل هدایت شوند، سرنگون کرد. در ۱۵ و ۲۲ نوامبر، توماس هادنر پهپادهای شلیکشده توسط حوثیها از یمن را سرنگون کرد. در ۲۷ نوامبر، کارنی دو موشک بالستیک شلیکشده از قلمروی حوثیها را شناسایی کرد که به فاصله ده مایل دریایی از خود و کشتی M/V Central Park برخورد کردند. در ۲۹ نوامبر، کارنی موشک دیگری از حوثیها را رهگیری کرد و در ۳۰ دسامبر، یواساس گریولی دو موشک ضدکشتی بالستیک را سرنگون کرد. در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۴، یک موشک کروز ضدکشتی حوثی به نزدیکی یک مایل گریولی رسید و با استفاده از سیستم Phalanx CIWS سرنگون شد.
در جریان حملات ایران به اسرائیل در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۴، ناوشکنهای یواساس آرلی برک و یواساس کارنی بین چهار تا هفت فروند موشک استاندارد-۳ (SM-3) شلیک کردند و حداقل سه موشک بالستیک ایرانی را سرنگون نمودند. این نخستین باری بود که موشک SM-3 در شرایط جنگی به کار گرفته شد.در تاریخ ۱ اکتبر، ناوشکنهای یواساس بولکلی و یواساس کول نیز ۱۲ فروند موشک SM-3 و SM-6 را علیه موشکهای بالستیک ایران شلیک کردند.
در جریان جنگ ایران در سال ۲۰۲۶، در تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، ناوشکنهای یواساس فرانک ئی. پیترسون و یواساس مایکل مورفی عملیات مینروبی را در داخل تنگه هرمز انجام دادند تا مینهای دریایی را که پیشتر توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کارگذاری شده بود، پاکسازی کنند. در روزهای بعدی، یعنی در ۱۳ آوریل، نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرد که یک محاصره دریایی علیه کشتیهای ورودی یا خروجی از بنادر ایران اعمال خواهد شد. در تاریخ ۱۹ آوریل، ناوشکن یواساس اسپرونس که در این محاصره دریایی شرکت داشت، پس از تلاشهای ناموفق برای توقف کشتی «توسکا» (Touska)، به سمت آن آتش گشود و این کشتی را از کار انداخته و توقیف کرد.
ترجمه:عبدلحمید تارخ
منابع:
http://www.naval-technology.com/projects/burke/
https://en.wikipedia.org/wiki/Arleigh_Burke-class_destroyer






