M1 گَرَند ( M1 Garand) یک تفنگ نیمهخودکار است که توسط کارخانه اسلحهسازی اسپرینگفیلد ایالات متحده آمریکا طراحی شد(تلفظ انگلیسی درست گارند است ولی در ایران به اشتباه گرند تلفظ می شود). این سلاح در سال ۱۹۳۶ جایگزین تفنگ گلنگدنی M1903 شد و تا زمان پذیرش تفنگ M14 در سال ۱۹۵۷، سلاح اصلی پیادهنظام ارتش آمریکا بود.گفته میشود ژنرال جورج پاتن در توصیف M1 گَرَند آن را «بزرگترین ابزار جنگی که تاکنون طراحی شده» خوانده است و ژنرال داگلاس مکآرتور نیز آن را «یکی از بزرگترین کمکها به نیروهای مسلح ما» ستوده است.
حتی پس از کنار رفتن از نقش سلاح اصلی، این تفنگ در برخی کشورها همچنان بهعنوان سلاح تشریفاتی مورد استفاده قرار میگرفت.شایان به ذکر است که تفنگ دیگری با نام M1 کاربین وجود دارد که آن نیز کالیبر .30 داشته و نام مدلش M1 است، اما نوع مهمات، طراح، و شیوهٔ بهکارگیری آن با M1 گَرَند متفاوت بوده و در واقع سلاحی از نوع دیگر است.
اولین بار در سال ۱۹۰۹ ادارهٔ تسلیحات ارتش آمریکا کار بر روی توسعهٔ یک تفنگ خودکار را آغاز کرد و به کارخانهٔ اسلحهسازی اسپرینگفیلد دستور داد الزامات طراحی را تدوین کند. در چند سال پس از آن، نمونههای آزمایشی بسیاری از تفنگهای خودکار ساخته شد که برخی از آنها نسخههایی بودند از تفنگ M1903 مجهز به مکانیسم خودکار بارگذاری. اغلب این نمونهها بیارزش تلقی شدند، اما طرح مهندس دانمارکی آر. ام. اچ. بَنگ (R.M.H. Bang) بسیار مورد توجه قرار گرفت. تفنگ آزمایشی او که تفنگ بَنگ (Bang rifle) نامیده شد، در سال ۱۹۱۲ در بخش تسلیحات مورد آزمایش قرار گرفت. این تفنگ، یک تفنگ خودکار با سامانهٔ مسلح شونده با فشار گاز و گلنگدن چرخشی بود. با وجود موفقیت آزمایش، نگرانی دربارهٔ کارایی و هزینهٔ بیش از حد، از نقاط ضعف آن به شمار میرفت. با این حال، بهروزرسانی آن تا حدود پایان سال ۱۹۱۴ ادامه یافت.
در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸)، برتری تسلیحات خودکار با قابلیت آتش رگباری نسبت به تفنگهای گلنگدنی بهوضوح آشکار شد. بر پایهٔ این تجربیات، کشورها بهسوی تجهیز نیروها به مسلسلهای سنگین و تفنگهای خودکار (معادل امروزین تیربار سبک) پیش رفتند، اما به تفنگ نیمهخودکار چندان توجهی نمیشد. تفنگ نیمهخودکار پیش از جنگ در بازار غیرنظامی رایج شده بود، اما تصور میشد که استفاده از فشنگهای بسیار پرقدرت نظامی مانند .30-06 مانع پایداری لازم برای تیراندازی است. با این حال، ادارهٔ تسلیحات ارتش آمریکا که به ارزش این نوع سلاح برای پیادهنظام باور داشت، از اواخر جنگ توجه خود را معطوف این دسته کرد.
نیازهای ارتش برای تفنگ نیمهخودکار جدید چنین بود: «بارگزاری خودکار، استفاده از فشنگی مناسب برای خدمت نظامی در محدودهٔ کالیبر .25 تا .30 ترجیحاً فشنگ .30-06(7.62 میلیمتری با پوکه 63 میلیمتری)، ساختاری ساده و محکم، قابلیت تولید بالا، و مناسب بودن برای یک تفنگ نظامی که در دست سربازان عادی قرار میگیرد.»
در ژوئن ۱۹۱۸، مهندس جان گَرَند که از زمان جنگ مسئول بهبود مسلسلها در دفتر استانداردها بود، نمونهٔ اولیهٔ طرح خود را تکمیل کرد. موفقیت این نمونه باعث شد از ۴ نوامبر ۱۹۱۹ رسماً توسط کارخانهٔ اسپرینگفیلد استخدام شده و طراحی تفنگ نیمهخودکار را ادامه دهد. در ابتدا، تفنگ خودکار گَرَند از سامانهٔ عملکرد بر پایهٔ پرایمر (primer-actuated) استفاده میکرد. در مه ۱۹۲۰، چهار تفنگ خودکار شامل مدل T1920 گَرَند، تفنگ ساخت کُلت، طرح برتیه (فرانسه)، و مدل اصلاحشدهٔ تفنگ بَنگ در آزمون مقایسهای شرکت کردند، اما هیچیک عملکرد کافی نداشتند. نتیجهٔ آزمون سال ۱۹۲۱ نیز مشابه بود و کار روی اصلاحات ادامه یافت. در آزمون ۱۹۲۴، مدل T1921 ارائه شد که بر اساس نتایج قبلی طراحی شده بود و پس از آن تفنگ گَرَند بهعنوان یکی از گزینههای اصلی برای تفنگ نیمهخودکار جدید شناخته شد. سپس مدل T1924 با اصلاحات جزئی طراحی شد.

در سال 1924 دو طرح با نام های پدرسن T1 و گَرَند T3 در یک رقابت شرکت کردند که در نهایت طرح گرند پیروز شد که بعدها نام ام1 گرند به ان داده شد.اول قرار بود طرح جدید گرند با فشنگ 7 میلیمتر با طول پوکه 51 میلیمتری وارد خدمت شود که خود این فشنگ جدید بود و اصلا ارتش ان را در خدمت نداشت.
در واحدهایی که تفنگ T3E2 و فشنگ .276 را برای آزمون بهکار گرفتند، هر دو مورد استقبال قرار گرفتند و قرار بود تولید گسترده آغاز شود. اما در ۱۹۳۲، رئیس ستاد ارتش ژنرال داگلاس مکآرتور اعلام کرد که ذخایر عظیمی از فشنگ .30-06(7.62 میلیمتری با پوکه 63 میلیمتری) موجود است و تغییر به فشنگ جدید سبب نابسامانی گسترده خواهد شد؛ علاوه بر آن مشکلات بودجه نیز وجود داشت. بنابراین، تغییر به فشنگ .276 کنار گذاشته شد. در نتیجه، تفنگ T1 اصلاح و مدل T1E1 طراحی شد و پس از آزمونها و اصلاحات به T1E2 رسید. در مارس همان سال، ۸۰ قبضه T1E2 همراه با قطعات یدکی برای آزمون عملی سفارش داده شد و در ۳ اوت، نام آن به تفنگ نیمهخودکار کالیبر .30 مدل M1 تغییر یافت. از اوت ۱۹۳۴، ۸۰ قبضه تفنگ M1 برای ارزیابی و اصلاح بهطور مکرر آزمایش شدند تا اینکه در ۹ ژانویهٔ ۱۹۳۶ رسماً پذیرفته شده
در آن زمان، به دلیل نبود نیاز گسترده به سلاح در دوران صلح و همچنین کمبود بودجه، توسعهٔ زیرساختهای تولید بسیار کند پیش میرفت و در چند سال نخست، تولید محدود بود. اولین سری تولیدی در اوت ۱۹۳۷ از خط خارج شد و از سپتامبر همان سال تحویل آغاز شد، اما سرعت تولید در ابتدا تنها ۱۰ قبضه در روز بود. تولید سال مالی ۱۹۳۷ تنها ۹۴۵ قبضه و در سال ۱۹۳۸ ۵٬۸۷۹ قبضه بود. سپس تولید آرامآرام افزایش یافت: مارس ۱۹۳۸ روزانه ۲۰ قبضه، ژوئیه ۱۹۳۹ روزانه ۸۰ قبضه، و ژانویه ۱۹۴۰ روزانه ۲۰۰ قبضه. در سال ۱۹۴۰، با شدت گرفتن جنگ در اروپا و تنشها در اقیانوس آرام، شرکت وینچستر ریپیتینگ آرمز نیز تولید M1 را آغاز کرد. در دسامبر ۱۹۴۱ و با حمله به پرل هاربر و آغاز جنگ اقیانوس آرام، تفنگ M1 گَرَند در بالاترین اولویت تولید قرار گرفت.
ام1 دارای کالیبر .30-06 (7.62 میلیمتر با طول پوکه 63 میلیمتر ) است .این کالیبر همان کالیبری است که برای استفاده از سلاح اسپرینگ فیلد ام1903 استفاده می شود که کالیبر بسیار قدرتمند است .سرعت دهانه این فشنگ 890 متر بر ثانیه است و برد موثر این سلاح با طول لوله 610 میلیمتری استاندارد 500 متر و برد نهایی ان 3500 متر است .
طول کلی سلاح تقریباً حدود 110.7 سانتیمتر که از این میان ؛ طول لوله610 میلیمتر است.وزن بدون تجهیزات تقریباً 4.3 کیلوکرم است .
یکی از ویژگیهای بزرگ M1 گارند، شیوهٔ بارگذاری گلوله درون سلاح با «کلیپ اِنبلوکی» است. در این روش، ۸ تیر فشنگ تفنگی را در یک جاخشکن (کلیپ) قرار میدهند و با کشیدن و عقب بردن گلنگدن تفنگ، خشاب را از بالا همراه با فشنگها داخل اسلحه فرو میبرند و بارگذاری انجام میشود. پس از پایان شلیکها، همزمان با خروج پوکهٔ آخرین گلوله، کلیپ نیز بیرون پرتاب میشود و گلنگدن در وضعیت عقبرفته باقی میماند و اسلحه در حالت اماده برای بارگذاری خشاب بعدی قرار میگیرد. در مقایسه با خشابهای جداشدنی که نیاز به خارجکردن خشاب خالی دارند، این سیستم چنین نیازی ندارد و بلافاصله میتوان به عملیات بارگذاری بعدی وارد شد. هرچند ظرفیت اسلحه تنها ۸ تیر است، اما زمان بارگذاری دوباره نسبت به خشابهای جداشدنی سادهتر و سریعتر بود.


تفنگ آزمایشی T1919 که پیشنمونهٔ M1 گارند بهشمار میرفت، دارای خشاب جعبهای ۲۰تیرِ جداشدنی شبیه به تفنگ خودکار برونینگ M1918 بود، و تفنگ T1920 که پس از آن طراحی شد نیز خشابی مشابه داشت. اما در الزاماتی که کمیتهٔ تسلیحات در ۱ فوریهٔ ۱۹۲۱ اعلام کرد، خشاب ثابت ترجیح داده شد و ظرفیت باید کمتر از ۱۰ تیر میبود. گفته میشود دلیل این موضوع آن بود که مسئولان نمیخواستند طراحی تفنگ جدید از ساختار تفنگ M1903 که سالها سلاح اصلی بود بیش از حد فاصله بگیرد، و همچنین خشاب جعبهایِ جداشدنیِ بیش از ۱۰ تیر، بیش از حد سنگین، از نظر طراحی پرهزینه، آسیبپذیر، و برای تیراندازی در حالت درازکش نامناسب تلقی میشد. به همین دلیل، T1920 به خشاب ثابت تغییر داده شد و تفنگ T1921 نیز همانگونه با خشاب ثابت طراحی شد. کلیپ اِنبلوکی در اصل ایدهای بود که مهندس جان پدِرسِن هنگام ارائهٔ طرح تفنگ نیمهخودکار خود در فرایند انتخاب تفنگ جدید مطرح کرد؛ با این روش، در حالی که نیاز به خشاب ثابت تأمین میشد، زمان بارگذاری نیز نسبت به «خشاب معمولی جدا شونده با دست » بسیار سریعتر میگشت. این ویژگی در وزارت تسلیحات بسیار مورد تحسین قرار گرفت و باعث شد همین روش بارگذاری در طرح گارند نیز پذیرفته شود.

پس از آنکه در سال ۱۹۳۶ به خدمت پذیرفته شد، در سال ۱۹۳۷ تولید آن در کارخانهٔ اسلحهسازی اسپرینگفیلد آغاز گردید و از سال ۱۹۳۸ توزیع آن به واحدها شروع شد. در طول جنگ جهانی دوم، بهعنوان تفنگ اصلی پیادهنظام ارتش آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. هرچند تفنگ نیمهخودکار در کشورهای مختلف در حال توسعه بود، تنها ایالات متحده بود که توانست آن را بهعنوان تفنگ استاندارد پیادهنظام وارد خدمت کند.
نخستین استفادهٔ رزمی از آن در نبرد فیلیپین بود که از دسامبر ۱۹۴۱ آغاز شد. با این حال، بیشتر سربازان آمریکایی و فیلیپینی همچنان تفنگ M1903 را دریافت کرده بودند. در نبرد جزیرهٔ گوادالکانال که از اوت ۱۹۴۲ شروع شد، تفنگ M1903 در میان نخستین واحدهای تفنگداران دریایی که در جزیره پیاده شدند همچنان بهکار میرفت، اما دو ماه بعد، در اکتبر، واحدهای ارتش که در ادامهٔ عملیات پیاده شدند به M1 گارند مجهز بودند. در لشکرکشی شمال آفریقا (عملیات مشعل) در نوامبر ۱۹۴۲ نیز واحدهای ارتش آمریکا از همین سلاح بهره میبردند. در جبههٔ اروپا، نخستینبار تکاوران ارتش آمریکا (United States Army Rangers) در نبرد دیِپ در اوت ۱۹۴۲ از آن استفاده کردند.

بر پایهٔ قانون لند-لیز و دیگر توافقات، M1 گارند به کشورهای متحدی که همراه با آمریکا میجنگیدند نیز ارسال شد. در ۲۷ مارس ۱۹۴۱، ارسال این سلاح برای بریتانیا تصویب شد و تا ژوئن ۱۹۴۲ در مجموع ۳۸٬۰۰۱ قبضه M1 گارند به انگلستان فرستاده شد. این تفنگها با یک نوار قرمز رنگآمیزی شده بودند که نشان میداد بخشی از تجهیزات غیر استاندارد نیروهای بریتانیا هستند و علاوه بر آن، مهرهایی نیز روی قنداق آنها حک شده بود. با این حال، از آنجا که طرح تهاجم ارتش آلمان به بریتانیا در همان زمان ناکام مانده بود، ضرورت استقرار فوری این سلاحها کاهش یافت و بخش کوچکی از آنها به گارد ملی و نیروهای حفاظت پایگاههای نیروی هوایی اختصاص یافت؛ اما بخش عمدهٔ این تفنگها بدون استفاده به آمریکا بازگردانده شدند. تا پایان سال ۱۹۴۵، بیش از ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ قبضه M1 گارند توسط اسپرینگفیلد و وینچستر تولید شد.
در سال ۱۹۴۵، با پایان جنگ، سفارش تولید جدید متوقف شد؛ اما بهدلیل آغاز جنگ کره در ۱۹۵۰ و کاهش ذخایر تجهیزات، از سال ۱۹۵۱ تولید دوباره آغاز گردید. علاوه بر اسپرینگفیلد، تولید این سلاح در شرکتهای International Harvester و Harrington & Richardson نیز انجام شد. تا پیش از راهاندازی کامل خطوط تولید جدید، M1 گارندهایی با استفاده از قطعات اضافی باقیمانده، مانند قطعات تفنگهای تکتیرانداز M1C، ساخته شدند. تا سال ۱۹۵۷، در مجموع ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ قبضه M1 گارند تولید گردید.
از حدود سال ۱۹۴۴ در طول جنگ جهانی دوم، طرحهایی برای افزودن قابلیت انتخاب آتش و خشاب جعبهای جداشدنی به M1 گارند دنبال میشد. نتیجهٔ این برنامه، تفنگ M14 بود. در سال ۱۹۵۷، این سلاح نهتنها بهعنوان جایگزین M1 گارند، بلکه بهعنوان تجهیزی برای نوسازی همهٔ سلاحهای اصلی پیادهنظام ارتش آمریکا — شامل M1/M2 کاربین، مسلسلهای دستی M3/M3A1، و تفنگ خودکار M1918 — بهطور همزمان پذیرفته شد

نسخه تک تیراندازی
در زمان حمله به پرل هاربر در دسامبر 1941، ارتش آمریکا هنوز تفنگ تکتیرانداز بهطور رسمی به خدمت نگرفته بود. پس از شروع جنگ، درخواستها برای استفاده از تفنگ M1 گارلند در نسخه تکتیرانداز زیاد شد، اما به دلیل قرارگیری محل قراگیری خشاب بالای سر سلاح بود امکان نداشت. در سال 1943 بهعنوان یک اقدام موقت، تفنگ M1903A3 بر اساس نسخه M1903A4 بهعنوان تفنگ تکتیرانداز بهطور رسمی به خدمت گرفته شد. به دلیل تأخیر در توسعه تفنگ تکتیرانداز M1 گارلند، M1903A4 در طول جنگ جهانی دوم بهطور گستردهای استفاده شد.
در نهایت، طراحی برای نصب دوربین بهطور متمایل بهسمت چپ سلاح ، بهعنوان بهترین طراحی ارزیابی شد. مطابق این طراحی، تفنگ M1E7 که توسط شرکت Griffin & Howe طراحی شد، بدون تغییرات عمده بهجز اضافه شدن پیچهایی برای نصب پایه دوربین به دستگاه مکانیکی ساخته شد. در 27 ژوئیه 1944، M1E7 بهعنوان تفنگ تکتیرانداز با کد M1C بهطور رسمی به خدمت گرفته شد. از سوی دیگر، مدل M1E8 که توسط جان گارلند طراحی شده بود، پایه دوربین را مستقیماً در انتهای لوله تفنگ قرار داده بود و ساختاری داشت که دوربین بهراحتی از آن جدا میشد. M1E8 بهعنوان تفنگ تکتیرانداز M1D پذیرفته شد. با این حال، M1D بهعنوان یک مدل نیمهرسمی بهحساب میآمد و بیشتر تفنگها از نوع M1C تأمین شدند.

در اکتبر 1944، دوربین M72 برای M1C بهطور رسمی انتخاب شد. این دوربین ، مدل آلاسکان ساختهشده توسط شرکت لایمن بود که بهطور ویژه برای شرایط مختلف آب و هوایی طراحی شده بود. M72 با تغییراتی در لنز جلویی برای جلوگیری از تابش نور خورشید به مدل M81 تبدیل شد که دارای بزرگنمایی 2.2 برابر بود. سپس دوربین M82 با بهبودهایی بیشتر بهعنوان مدل نهایی انتخاب شد. در 25 ژانویه 1945، کاهنده صدا M2 برای استفاده در تفنگهای تکتیرانداز بهطور رسمی پذیرفته شد. این صدا کم کننده بهوسیله دستگاه نصب چاقو بهطور ثابت روی تفنگ قرار میگرفت. کمصدا کننده T37 که بعد از جنگ جهانی دوم توسعه یافت نیز موجود بود، اما اثربخشی آن محدود بود و حتی تأثیر منفی بر دقت شلیک داشت و بهطور گستردهای استفاده نشد.
در ابتدا، پیشبینی میشد که 21,158 عدد از تفنگ M1C خریداری شوند، اما بهدلیل نیاز به تولید قطعات با دقت بالا و مونتاژ دقیق برای نوع تکتیرانداز، تعداد خریداریشده تا پایان جنگ به 7,971 عدد محدود شد. M1C از اواخر جنگ جهانی دوم تا زمان جنگ کره استفاده میشد، اما در حدود سال 1951 در پی تجربیات عملی، تفنگ M1D بهعنوان طراحی بهتری شناخته شد. از آن زمان تولید و تأمین M1D بهطور جدی آغاز شد و پس از بازنشستگی، تفنگهای M1C مجدداً به تفنگهای M1 گارلند تبدیل شده و به کشورهای دوست بهعنوان کمکهای نظامی ارسال شدند.

تانکر-گارلند
مدلهای کوتاه تفنگ M1 گارلند که برای استفاده خدمه تانک طراحی شده بودند، تحت نام تانکر (Tanker) شناخته میشوند. با این حال، گفته میشود که این تفنگها بر اساس درخواستهای سربازان ایروبیک و کسانی که در محیطهای جنگلی خاص مبارزه میکردند، طراحی شدند.
از حدود سال 1943 درخواستهایی برای مدلهای کوتاه M1 گارلند از جبهههای مختلف جنگ مطرح شد و در ژانویه 1944، آزمایشات عملکرد مدلهای کوتاه تفنگ در گردان پیادهنظام 93 انجام گرفت. پس از این آزمایشات، توسعه مدل کوتاه شروع شد و تفنگ M1E5 با لوله کوتاهشده از 24 اینچ به 18 اینچ و یک قنداق فلزی تاشو که توسط گارلند طراحی شده بود، ساخته شد. پس از آزمایشات بیشتر، قنداق به یک مدل با دستگیره تاشو اضافه شد. کاهش طول لوله تأثیر زیادی بر دقت شلیک نداشت، اما صدای زیاد تفنگ، شعله شلیک و ضربهای که بهوجود میآمد، مشکلاتی ایجاد کرد. علاوه بر این، قنداق نیز مشکلاتی از نظر استحکام و راحتی در استفاده داشت. در نهایت، بهدلیل تمرکز بر توسعه تفنگ T20، برنامه ساخت M1E5 لغو شد. تنها یک عدد از M1E5 برای آزمایش ساخته شد.
در پاییز همان سال، طبق دستور کمیته جنگ اقیانوس آرام ، تعداد کمی از تفنگهای M1 گارلند بهصورت دستی به مدلهای کوتاه تبدیل شدند. این تغییرات بهطور دستی در واحدها انجام شد. در جنگهای اقیانوس آرام که جنگ در جنگلها رایج بود، درخواستهای زیادی برای تفنگهای کوتاهتری با قدرت بیشتر و توانایی برش گیاهان انبوه وجود داشت. این تفنگها در اختیار واحدهای تحت فرمان ششم ارتش و گردان پیادهنظام هوابرد 503 قرار گرفتند و در خطوط مقدم جبهه آزمایش شدند. بعد از این آزمایشات، کمیته PWB نمونههای تغییر یافته را به وطن فرستاد تا طراحیهای جدیدتر برای تفنگهای کوتاه ساخته شود. این تفنگها بهطور عمده شبیه به مدل M1E5 بودند، اما با قنداق ثابت. مشکلات مشابهی با تفنگهای قبلی وجود داشت، از جمله صدای زیاد، شعله شلیک و ضربههای شدید. دو عدد از مدل T26 در ژوئیه 1945 ساخته شد و پس از آن قرار بود 15,000 عدد از آن تولید شود، اما پس از تسلیم ژاپن در ماه اوت و پایان جنگ، این پروژه متوقف شد.
در نهایت، فقط تعداد بسیار کمی از تفنگهای M1E5 و T26 ساخته شدند، اما ایده تفنگهای کوتاه M1 گارلند در بازار تفنگهای غیرنظامی دوباره زنده شد. در اوایل دهه 1960، برخی از سازندگان بخش خصوصی شروع به فروش تفنگهای نظامی مازاد و قطعات اضافی آنها کردند. یکی از این افراد، رابرت ای. پنی جونیور (Robert E. Penney, Jr.)، با استفاده از قطعات اضافی و قطعات ذوبشده، مدلهای جدیدی از تفنگهای M1 گارلند برای بازار غیرنظامی تولید کرد. او نام “تانکر گارلند” را برای این تفنگها انتخاب کرد که بهعنوان مدلهای کوتاهشده از تفنگهای نظامی شناخته شدند. از آنجا که در آن زمان بهدست آوردن تفنگهای واقعی M1 گارلند برای افراد غیرنظامی بسیار دشوار بود، فروش این مدلها موفقیتآمیز بود. در نهایت، بهدلیل مشکلات تأمین قطعات اضافی، او تولید این تفنگها را متوقف کرد و شرکت خود را فروخت.
سلاح ام1 در ایران
پس از پایان جنگ جهانی دوم، ارتش ایران همچنان از تفنگهای گلنگدنی برنو بهعنوان سلاح سازمانی اصلی استفاده میکرد. با آغاز جنگ سرد و گسترش همکاریهای نظامی میان ایران و آمریکا، برنامه گستردهای برای نوسازی ارتش شاهنشاهی آغاز شد. در همین چارچوب، ایالات متحده از اواخر دهه ۱۳۳۰ و بهویژه اوایل دهه ۱۳۴۰ شمسی، هزاران قبضه ام۱ گرند را در قالب برنامه کمکهای نظامی (Military Assistance Program) در اختیار ایران قرار داد. بخش عمده این محمولهها در سال ۱۹۶۳ تحویل شد و تعداد آنها به بیش از ۱۶۵ هزار قبضه میرسید؛ رقمی که امکان جایگزینی تدریجی تفنگهای برنو در یگانهای رزمی ارتش را فراهم کرد.
ورود ام۱ گرند، جهشی بزرگ در توان رزمی پیادهنظام ایران محسوب میشد. این سلاح نیمهخودکار با کالیبر ۳۰-۰۶ اسپرینگفیلد، در مقایسه با تفنگهای گلنگدنی، نرخ آتش بسیار بالاتر و سرعت درگیری بیشتری داشت و به همین دلیل به سرعت به سلاح استاندارد بسیاری از یگانهای ارتش، ژاندارمری و مراکز آموزشی تبدیل شد. در دهه ۱۳۴۰، بخش بزرگی از افسران و سربازان ایرانی آموزشهای تیراندازی و رزم انفرادی خود را با ام۱ گرند فرا گرفتند و این سلاح تا سالها نماد سرباز ارتش ایران بود.
با آغاز دهه ۱۳۵۰ و خرید گسترده تسلیحات مدرن از آلمان غربی، ارتش ایران به تدریج سلاح ژ۳ را جایگزین ام۱ گرند کرد. با این حال، گرند به طور کامل از خدمت خارج نشد و تا سالها در یگانهای ذخیره، مراکز آموزشی و برخی نیروهای محلی باقی ماند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در جریان جنگ ایران و عراق نیز تعدادی از این تفنگها بار دیگر در اختیار نیروهای بسیج، واحدهای مردمی و برخی یگانهای پشتیبانی قرار گرفتند؛ موضوعی که باعث شد ام۱ گرند نزدیک به سه دهه در نیروهای مسلح ایران حضور داشته باشد. حتی امروزه نیز نمونههایی از این سلاح در انبارهای نظامی یا مجموعههای موزهای ایران باقی ماندهاند و بهعنوان یکی از مهمترین سلاحهای سازمانی ارتش ایران در دوران پهلوی شناخته میشوند.

عبدالحمید تارخ
مقالات مشابه
سلاح های تهاجمی موجود در ایران
سلاح های ایرانی استفاده شده طی جنگ ایران و عراق ، بازمانده از جنگ جهانی دوم



