عنوان مقاله :هواپیمای شناسایی راهبردی اس ار 71 بلک برد و خانواده ان
نویسنده :محمد جواد عسگرپور
از سال ۱۹۵۶ میلادی و همزمان با ورود هواپیمای جاسوسی U2 به خدمت ، سازمان CIA بدنبال یک هواپیمای جاسوسی با سرعت ۳ ماخ و سطح مقطع راداری پایین بود، شرکت کانوییر طرح FISH را ارائه داد که یک پهپاد با موتور رمجت RJ-43 بود، که به سرعت ۴.۲ ماخ میرسید، از آنجایی که این پهپاد از موتور رمجت استفاده میکرد، قابلیت شروع پروسه پرواز از سرعت سکون را نداشت، بنابراین برای پرواز میبایستی از پشت یک بمب افکن مافوق صوت B-58 هاستلر کمپانی کانوییر لانچ میشد ، ولی از آنجایی که طرح مقرون به صرفه نبود کنار گذاشته شد ، کمپانی کانوییر بدنبال طرح KING FISH رفت که مجهز به موتور های توربورمجت J-58 ساخته کمپانی پرت اند ویتنی بودو قابلیت دسترسی به سرعت ۳.۲۵ ماخ را داشت ، در مقابل بخش اسکانک ورکس کمپانی لاکهید قرار داشت ، که مهندس کلارنس کلی جانسون ، مدیر همین بخش قبلا هواپیما های U-2 و F-104 را طراحی کرده بود و این بار برای طراحی هواپیمای جاسوسی جدید دست بکار شد ، طرح های مختلفی بر روی کاغذ تحلیل شدند که اولین آنها CL-400 نام داشت در ادامه طرح های ARCHANGEL استارت خود که در نهایت دوازدهمین طرح که A-12 نام داشت ،مورد قبول واقع شد و در مناقصه در برابر طرح KING FISH کمپانی کانوییر قرار گرفت ، با توجه به هزینه کمتر و سطح مقطع راداری پایین به طرح رقیب ترجیه داده شد، A-12 در وهله اول دارای کانارد بود ، این کانارد ها با ایجاد جریان توربولانس در پشت خود سبب ورود جریان توربولانس به درون موتور و استال موتور میشدند و خود این کانارد ها علاوه با تولید لیفت مثبت در جلوی مرکز ثقل باعث تمایل دماغه هواپیما بسمت بالا شده و افزایش ناپایداری هواپیما میشدند ، از این رو در طرح تولیدی کانارد ها حذف شدند، A-12 در حالت کاملا محرمانه، بطوری که حتی تا دهه ۹۰ میلادی هم بطور عمومی کسی از وجود آن خبر نداشت ، در سال ۱۹۶۲ بعد از تولید در کمپانی اسکانک ورکس لاکهید واقع در بوربانک کالیفرنیا، بطور چند قطعه و کاملا محرمانه وارد پایگاه هوایی GROOMLAKE ایالت نوادا که با نام منطقه ۵۱ هم شناخته میشود شد و اولین پرواز خود را انجام داد، A-12 یک هواپیمای جاسوسی متعلق به سازمان CIA بود که قابلیت پرواز با سرعت ۳.۳ ماخ و ارتقاع ۹۵۰۰۰ پایی را داشت که از این رو رکورد دار بود ، به علاوه این هواپیما دارای سطح مقطع راداری پایین بوده که در نوع خود اولین بود، هواپیما دارای طراحی بال دلتا شکسته با CHINE های بزرگ بود و در وهله اول از دو موتور توربوجت J-75 بهره میبرد که بعدا این موتور های با موتور های J-58 توربورمجت جایگزین شدند ، بدنه هواپیما برای مقاومت در مقابل حرارت بالای ناشی از سرعت بالا ، دارای درصد بالایی از جنس تیتانیوم در بدنه بود و کامپوزیت هم جهت کاهش سطع مقطع راداری پرنده در بدنه آن بکار رفت، هواپیما دارای دوربین های عکسبرداری از نوع TYPE-1 ساخته کمپانی PERKIN ELMER بود ، با استفاده از پمپ های خلا ،دوربین ها کاملا در محفظه خلا قرار میگرفتند تا وجود رطوبت سبب کدر شدن دریچه ها محفظه دوربین نشده و افت کیفیت عکس را در پی نداشته باشد، A-12 مجهز به سیستم های جاسوسی الکترونیکی ELINT و سیستمی بود که اطلاعات فنی هواپیما شامل پارامتر های موتور را با استفاده از سیستم ارتباط رادیویی بر روی باند HF جهت تجزیه تحلیل برای ایستگاه زمینی ارسال میکرد، هواپیما دارای یک نفر خدمه بود و که لباسی تحت فشار مانند لباس فضانوردان به تن میکرد A-12 ،قرار بود بر فراز کوبا و جمهوری لیتوانی اتحاد شوروی که در آن زمان مجهز به سیستم دفاع موشکی ضد بالستیک A-35 شده بود، پرواز جاسوسی انجام دهد ، که هر دو ماموریت لغو شد ، با توجه به اینکه آمریکایی ها به یک رادار P-12 ساخته شوروی دست پیدا کرده بودند ، این رادار را در بیابان های ایالت نوادا مستقر ساخته و با هواپیمای A-12 که دارای سطح مقطع راداری پایینی بود دست به تست قابلیت های این رادار زدند که این عملیات تا سالها در حالت کاملا محرمانه ماند، A-12 در سال ۱۹۶۷ وارد پایگاه هوایی کادنا واقع در اوکیناوای ژاپن شد تا پرواز های جاسوسی خود را بر فراز ویتنام شمالی انجام دهد ، علاوه بر ویتنام شمالی و کامبوج، در سال ۱۹۶۸ زمانی که کره شمالی یک کشتی جاسوسی نیروی دریایی آمریکا را گروگان گرفته بود ، اقدام به پرواز جاسو سی بر فرار کره شمالی کرد، تعداد ۱۳ فروند A-12 تولید شد، مدل YF-12 یک شکاری رهگیر مشتق شده از A-12 با قابلیت های کاملا مشابه بود ، منتها این هواپیما دو نفر خدمه ،یک خلبان و یک متصدی تسلیحات داشت ، این جنگنده مجهز به یک کاونده حرارتی در جهت کشف غیر فعال اهداف و یک رادار AN/ASG-18 ساخته کمپانی هیوز بود ، این رادار از نوع پالس داپلر بود یعنی این رادار با استفاده از اثر داپلر فیزیک کار میکرد و با فیلتر کردن کلاتر و نوییز های بازگشتی از سطح زمین قابلیت دید پایین و شلیک پایین پیدا کرده بود.

علاوه بر موارد بالا ، این نوع رادار ها دارای قابلیت داپلر شیفت هم میباشند یعنی اگر سرعت هدف از حدی کمتر باشد ، هدف فیلتر شده و در اسکوپ رادار به نمایش در نمی آید ، رادار AN/ASG-18 دارای برد ۴۸۰ کیلومتر بود و پایه ای برای ساخته رادار AN/AWG-9 جنگنده F-14 شد، البته رادار AN/ASG-18 دارای آنتن از نوع PARABOLIC بوده ولی رادار AN/AWG-9 از نوع FLAT SLOTTED میباشد ، سلاح اصلی جنگنده YF-12 موشک های AIM-47 سوپر فالکن ساخته کمپانی هیوز بود، که این موشک برد ۱۹۰ کیلومتر سرعت ۶ ماخ دارد و هدایت آن از نوع فعال راداری میباشد YF-12، موشک های سوپر فالکن خود را در درون دهلیز هایی در درون بدنه حمل میکرد ، در نهایت طرح شکاری رهگیر YF-12 توسط وزیر دفاع وقت، رابرت مکنامارا لغو شد ، ۳ فروند از این هواپیما تولید شد که یک فروند در سانحه ای در حین فرود از دست رفت و دو فروند دیگر توسط سازمان ناسا در جهت یکسری تست های آیرودینامیک بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹ بکار گرفته شدند ، طرح دیگری Q-12 نام داشت که منجر به ساخته پهپاد D-21 شد این پهپاد دارای بدنه تیتانیومی بال دلتا و سطح مقطع راداری پایین بود ، از یک موتور رمجت RJ-43 با قدرت ۱۲۰۰۰ پوند رانش بهره میبرد، قابلیت دسترسی به سرعت ۳ ماخ ارتفاع ۲۹ کیلومتری و برد ۵۶۰۰ کیلومتری را داشت ، این پهپاد جاسوسی بعد از انجام عملیات بسته حاوی اطلاعات دریافتی را با چتر رها میکرد که محموله توسط یک هواپیمای C-130 دریافت شود (دقیقا مشابه ماهواره های جاسوسی) پهپاد از نوع یکبار مصرف بوده و بعد از اتمام ماموریت خودکشی میکرد، با توجه به اینکه پهپاد مجهز به موتور رمجت بود از این رو نمیتوانست پروسه پرواز متکی به موتور خود خود را از سرعت سکون شروع کند و به همین دلیل نیاز به یک وسیله برای رسیدن به سرعت خاصی جهت روشن شدن موتور رمجت آن داشت ، پهپاد D-21 بر روی یک نوع خاصی از A-12 که دارای دو خدمه، که با نام M-21 شناخته میشد، قرار میگرفت M-21، دارای دو خدمه خلبان و کنترل کننده پهپاد بود ، طی یک سانحه D-21 با M-21 برخورد کرد و سبب سرنگونی آن شد ، از آن به بعد دیگر برای لانچ D-21 از M-21 استفاده نشد ، (کلا دو فروند M-21 ساخته شده بود ) ، بعد از این سانحه D-21 مجهز به یک بوستر سوخت جامد جهت دسترسی به سرعت مورد نیاز اولیه شد و D-21B نام گرفته و از زیر بال بمب افکن B-52 لانچ میشد ، D-21 طی چند ماموریت دست به جاسوسی از تاسیسات اتمی چین زد ولی از آنجایی که با توجه به نقص های فنی زیاد چندان موفق نبود ، و روابط دولت آمریکا با چین در آن زمان رو به بهبود بود D-21 در سال ۱۹۷۱ از خدمت خارج شد . طرحی بنام RB-12 که طرح بمب افکن A-12 بود هم روی کاغذ وجود داشت ولی لغو شد و از طرح روی کاغذ فراتر نرفت.(

در دسامبر ۱۹۶۴ مدل RS-71 اولین پرواز خود را انجام داد ،این مدل نسبت به A-12 کشیده تر بود ، سوخت بیشتری حمل میکرد و دارای رادار نقشه بردار از سطح زمین بود ، زمانی که لیندون جانسون ، رئیس جمهور وقت ایالات متحده در سخنرانی خود ، RS-71 را SR-71 نامید و اسم این هواپیمای جاسوسی به SR-71 تغییر کرد که مخفف عبارت STRATEGIC RECONNAISSANCE 71 بود ، و لقبش BLACKBIRD شد ( SR-71 BLACKBIRD) ، بلک برد از سال ۱۹۶۶ وارد خدمت نیروی هوایی ایالات متحده شده و جایگزین A-12 شد ، A-12 در سال ۱۹۶۸ از خدمت خارج شد.
هواپیمای جاسوسی SR-71 بلک برد ، رکورد دار سرعت در بین هواپیما ها است ، بلک برد قابلیت دسترسی به سرعت ۳.۳ ماخ را داراست و در عملیات ELDORADO CANYON در سال ۱۹۸۶ وقتی در حال پرواز شناسایی بر فراز لیبی و البته در حال فرار از دست پدافند سام ۵ بود ، سرعتش به ۳.۵ ماخ رسید ، بلک برد فاصله لس آنجلس تا واشنگتن را در مدت ۱ ساعت ، نیویورک تا لندن را در ۲ ساعت و لس آنجلس لندن را در مدت ۴ ساعت میپیمود، بلک برد در زمینه ارتفاع پروازی هم رکورد دار بود ، این هواپیما میتواسنت تا ارتفاع ۸۵۰۰۰ تا ۹۵۰۰۰ پایی که معادل ۲۴۰۰۰ تا ۲۵۹۲۹ متری است، اوج بگیرد که البته ابن رکورد بطور غیر رسمی در سال ۱۹۷۷ شکست ، البته گزارشی وجود دارد که بلک برد بر فراز فرانسه به ارتفاع ۹۹۰۰۰ پایی هم دست یافته بود ، بلک برد از ارتفاع ۶۰۰۰۰ پایی به بالا قابلیت دسترسی به سرعت ۳ ماخ را داشت که دلیلش کاهش میزان PROFILE DRAG با افزایش ارتفاع است ، بلک برد برای دسترسی به سرعت بالا دارای طراحی خاصی بود ، بدنه این هواپیما از نوع SEMI MONOCOQUE است که تشکیل شده از قطعات STRINGER و LONGERON و BULKHEAD ها میشود، بال هواپیما از نوع دلتا شکسته با CHINE است که CHINE همان LEX های بزرگ هواپیما است ، بال دلتا با توجه به پسگرایی شدید لبه حمله بال و در نتیجه به تاخیر انداختن ماخ بحرانی و ماخ واگرایی پسا برای دسترسی به سرعت بالا کارایی دارد که البته در مقطع بال بلک برد از ایرفویل های نازک استفاده شده و لبه حمله بال هواپیما بشکل تیز طراحی شده که همگی با همان روش به تاخیر انداختن ماخ بحرانی و ماخ واگرایی پسا دسترسی راحتتر به سرعت بالا را در پی دارد ، در طراحی بال دلتا با توجه به اینکه جریان های گردابه ای نوک بال دو مرتبه بر روی سطح بالایی بال قرار میگرد ، از این رو سبب تقویت لایه مرزی و عدم جدایش آن و افزایش زاویه حمله استال میشود، همانطور که بالاتر اشاره شد بال بلک برد طراحی دلتا شکسته است و از این رو دارای یک LEX بزرگ است که اینجا CHINE نامیده میشود، این CHINE ها کشیدگی خود بال هواپیما در لبه حمله جلوی بال است ، این سطح کشیده شده با هدایت جریان هوا بر روی بال هواپیما باعث تداوم جریان هوا بر روی بال اصلی هواپیما شده و بدین شکل سبب افزایش ضریب لیفت بال هواپیما میشود، که این افزایش ضریب لیفت ، افزایش زاویه حمله دستال هواپیما را در پی دارد ، از آنجایی که CHINE در جلوی مرکز ثقل هواپیمای لیفت تولید میگرد به نوعی کار کانارد را انجام میداد و باعث تمایل دماغه هواپیما بسمت بالا میشد و البته این CHINE ها ۲۰ درصد لیفت تولیدی کل هواپیما را تولید میکردند.
هواپیما برای کاهش سرعت استال دارای فاپ در لبه فرار بال بوده و دارای سکان عمودی های تمام متحرک است که برای کنترل هواپیما حول محور عمودی بکار میرود (حرکت YAW) ، در ادامه بلک برد دارای بالچه های ELEVON است که این بالچه ها برای کنترل هواپیما حول محور طولی و افقی بکار میرود(حرکت ROLL و PITCH) .
بلک برد دارای ارابه فرود از نوع TRICYCLE بود ، که این نوع ارابه فرود دارای دو MAIN LANDING GEAR در زیر بدنه بود که ضربه گیر اصلی هواپیما در حین فرود بوده و ترمز های هواپیما هم در همین ارابه فرود قرار داشت و NOSE GEAR هم در زیر دماغه جهت STEERING هواپیما جهت تاکسی هواپیما بر روی زمین استفاده میشد، از آنجایی که بلک برد دارای بال دلتا بود ، این نوع بال ها به علت پسگرایی شدید بال ، دارای ضریب لیفت پایینی بوده و سرعت استال بالا دارند و با سرعت بالایی عمل نشست و برخاست را انجام میداد، تایر های ارابه فرود بلک برد فلزی بود تا مقابل حرارت بالای تولیدی در تایر ها در حین فرود ،حرارت بالا سبب متلاشی شدن چرخ ها نشود، بلک برد دارای دو موتور توربورمجت بود ، از آنجایی که بلک برد برای دسترسی به سرعت ۳ ماخ ساخته شده بود به همچین موتوری نیاز داشت ، موتور های J-58 توربورمجت ساخته کمپانی پرت اندویتنی متعلق به هواپیمای بلک برد ، تا سرعت ۲.۵ ماخ بشکل توربوجت کار میکنند یعنی مشابه موتور های معمول هوا وارد کمپرسور موتور شده بعد از فشرده شدن وارد اتاقک احتراق شده و با سوخت مخلوط شده و احتراق انجام میشود و سبب سیال عبوری از اتاقک احتراق وارد توربین شده و در توربین منبسط میشود در اینجا توربین با شفت به کمپرسور متصل بوده و کمپرسور را میچرخاند، در ادامه سیال عبوری از توربین در نازل موتور دو مرتبه سوخت بدان تزریق شده و احتراق دومی ای صورت میگیرد که با انبساط دومی ، سرعت سیال خروجی از نازل دو مرتبه افزایش یافته تا رانش افزایش یابد ، بعد از سرعت ۲.۵ ماخ حالا فشار و دمای سیال درون موتور افزایش شدید داشته و میتواند سبب خوردگی پره های کمپرسور و توربین شود، و در از سرعت ۲.۵ ماخ به بالا ، راندمان موتور توربوجت نیز افت میکند، از این سرعت به بالا موتور های بلک برد تغییر کارایی داده و کارایی شبیه به موتور رمجت بخود میگیرد، در اینجا سیال هوا به ۶ لوله کنار گذر دریافت شده و با این لوله ها مستقیم به قسمت پس سوز منتقل میشود، تا راندمان موتور حافزایش داشته و رانش در حالت بیشینه باشد، موتور های J-58 بلک برد تا ۳۲۵۰۰ پوند رانش فراهم میکنند، ورودی هوای موتور های بلک برد دارای یک مخروط است که با یک عملگر هیدرولیکی با افزایش سرعت به عقبتر میرود ،با توجه به اینکه امواج شوک یک پدیده آیرودینامیکی مافوق صوت هستند که باعث کاهش سرعت سیال عبوری از آن و افزایش فشار آن میشود، این مخروط با ایجاد امواج شوک بر روی آن در سرعت مافوق صوت و باعث کاهش سرعت سیال مافوق صوت عبوری به مادون صوت جهت استفاده موتور میشود، با افزایش سرعت هواپیما، مخروط ها با یک عملگر هیدرولیکی عقبتر میرود تا یا تغییر قدرت امواج شوک سرعت سیالی که حالا بالاتر است به مادون صوت کاهش کند ، البته ورودی هوای موتور های بلک برد علاوه بر استفاده از الگو امواج شوک جهت کاهش سرعت سیال هوای ورودی ، از کانال های همگرا واگرا هم استفاده میکند، در اوایل ورود به خدمت هواپیما ، کامپیوتر پردازنده و محاسبه کننده برای کنترل موقعیت مخروط های ورودی هوا از نوع آنالوگ بود ، که با تاخیر در پردازش سبب تغییر نامناسب مخروط ها شده که این سبب تغییر رانش ناگهانی موتور و ضربه به خلبان میشد، در ادامه با جایگزینی کامپیوتر آنالوگ اشاره شده با کامپیوتر های پردازنده دیجیتال این مشکل حل شد، با توجه به اینکه بلک برد در ارتفاع بالا پرواز میکرد از این رو از سوخت JP-7 که دارای آلکان های شیمیایی و هیدروکربن های خاص، بود بهره میبرد، این نوع سوخت دارای دمای اشتعال بسیار بالایی بود ، با توجه به متفاوت بودن سوخت بلک برد ، تانکر سوخترسان آن هم متفاوت بود ، بلک برد از تانکر سوخترسان مخصوص خود یعنی KC-135Q بهره میبرد، این تانکر که بر پایی بویینگ ۷۰۷ بود دارای دو مخزن سوخت جدا بود ، یک مخزن JP-8 برای استفاده خود و در مخزن دیگری JP-7 برای سوخترسانی به بلک برد حمل میکرد ، این تانکر دارای یک خط ارتباطی مخصوص VHF با بلک برد بود و از نوع تلسکوپی به بلک برد سوخت میرساند، بلک برد در پرواز با سرعت مافوق صوت بردش به ۲۲۰۰ کیلومتر و مادون صوت ۵۹۰۰ کیلومتر میرسید، در دهه ۸۰ میلادی تعدادی از تانکر های KC-10 هم قابلیت سوخترسانی به بلک برد را دریافت کردند، از آنجایی که سوخت JP-7 دارای دمای اشتعال بالایی است، از این رو موتور های J-58 هواپیمای بلک برد فاقد سیستم جرقه زنی شامل IGNITION BOX و شمع است ، در مخزن دیگری در هواپیما مایع شیمیایی تری اتیلن بوران وجود دارد، که همزمان با سوخت به اتاقک احتراق وارد شده و زمانی که تری اتیلن بوران با سوخت تماس پیدا میکند واکنش شیمیایی انجام شده و احتراق صورت میگیرد، مخازن نیتروژن هم در هواپیما موجود است تا زمانی که سوخت مصرف میشود و مخزن های سوخت خالی میشود نیتروژن به درون مخازن سوخت تزریق شده تا اختلاف فشار سبب مچاله شدن مخزن نشود.

دو ژنراتور با توان ۹۰ کیلو ولت آمپر به accessory gear box موتور متصل است و با دریافت نیروی مکانیکی موتور ، نیروی برق تولید میکرد، هواپیما دارای سیستم تهویه هوا برای تنظیم هوا و فشار محیط کابین و خنک کاری سیستم های اویونیکی میباشد و بلک برد مجهز به ۴ سیستم هیدرولیک با فشار ۳۰۰۰ PSI میباشد که از این سیستم های هیدرولیک برای باز و بسته کردن ارابه فرود و کنترل بالچه های هواپیما استفاده میکند، پمپ های هیدرولیک هواپیما از نوع پیستونی بوده که از طریق ACCESSORY GEAR BOX نیروی خود را از موتور هواپیما دریافت میکند و در حالت اضطراری پمپ های هیدرولیکی توان خود را از طریق موتور های الکتریکی که با برق متناوب ۱۱۵ ولت سه فاز ۴۰۰ هرتز استفاده میکنند، دریافت میکند، بلک برد دارای سیستم پرواز خودکار auto pilot و سیستم های پایدار ساز هواپیما میباشد ، از آنجایی که پرواز در سرعت بالا به علت اتلاف لزجت و البته امواج شوک ، باعث افزایش بسیار زیاد حرارت بر روی بدنه هواپیما میشد، بطوری که اگر خلبان با دستکش لباس تحت فشار خود شیشه کانوپی را لمس کند دستش گرم میشود، ۹۳ درصد بدنه هواپیما برای مقاومت در برابر این حرارت از آلیاژه تیتانیوم ساخته شده ، و برای کاهش سطح مقطع راداری پرنده از مواد کامپوزیت هم در بدنه آن بکار رفت، نکته جالب اینجا است که خود ایالات متحده منابع تیتانیوم برای ساخت بلک برد را در اختیار نداشت و در همین هنگام، بزرگترین منبع تیتانیوم خود اتحاد شوروی بوده ، از این رو سازمان CIA چند شرکت سوری تاسیس کرد و تیتانیوم را بواسطه همین شرکت های سوری از اتحاد شوروی خریداری کرد و در اختیار کمپانی لاکهید جهت ساخت بلک برد قرار داد، بلک برد دارای سیستم ناوبری خاصی بود ، علاوه بر سیستم ناوبری اینرسی یا همان INS که متشکل از چند ژیروسکوپ و شتاب سنج است ، مجهز به سیستم ANS یا همان ASTRO NAVIGATION SYSTEM است ، در این سیستم هواپیما مجهز به دوربین نوری R2-D2 بوده که این دوربین در روز روشن ۶۱ ستاره را رصد میکند، در این سیستم هواپیما با توجه به نسبت و جهت ستارگان با یکدیگر هواپیما ناوبری میشود.
سنسور های شناسایی و جاسوسی بلک برد شامل دوربین های عکسبرداری کمپانی EASTMAN KODAK است که برای شناسایی در روز کارایی دارد برای عملیات شناسایی در شب هواپیما از رادار نقشه بردار ASARS-1 فعال بر روی باند X استفاده میکرد، این رادار از نوع نقشه بردار پهلو نگر با برد ۲۵۰ کیلومتر بود ، رادار مذکور این قابلیت را به بلک برد میداد تا با پرواز از کنار منطقه ای دست به جاسوسی از آن منطقه زده و در حالی که وارد آن منطقه نشود تا در برد پدافند حاضر در منطقه قرار نگیرد برای مثال میتواند در فضای بین المللی پرواز کند و دست به عملیات جاسوسی از خاک کشوری بزند، رادار ASARS-1 در وهله اول میتوانست از مساحت ۱۰۰۰۰۰ مایل مربع نقشه برداری کند که طی ارتقایی این میزان به ۱۲۰۰۰۰ مایل مربع رسید، بلک برد مجهز به سیستم های جاسوسی الکترونیکی ELINT هم بود و با این سیستم میتوانست دست به دریافت امواج راداری دشمن زده و آنرا تجزبه تحلیل کند و سپس مشخص کند که رادار دشمن دارای چه توان جنگ الکترونیکی بوده و در کجا پوشش قوی و در کجا پوشش ضعیف دارد ، بلک برد اطلاعات دریافتی را با یک خط ارتباطی میتواند تا فاصله ۳۷۰۰ کیلومتری برای ایستگاه زمینی ارسال کند، بلک برد معمولا برای ماموریت های ELINT با هواپیما های RC-135 که مخصوصا برای همین ماموریت ساخته شده اند همکاری میکرد، در سال ۱۹۷۸ بلک برد با همکاری همین هواپیما های RC-135 دست به دریافت اطلاعات رادار پدافند های S-300 و S-200 (سام ۵) اتحاد شوروی زد، بلک برد دارای سطح مقطع راداری پایینی بود ولی کاملا پنهان کار نبود ، سرعت بالای بلک برد موردی بود ،که سبب میشد سرنگون ساختن آن بسیار سخت باشد، میگ ۲۵ اگر از ناحیه پشت به بلک برد حمله میکرد و موشک R-40 را بسمت آن شلیک میکرد، موشک اصلا به آن نمیرسید و اگر قرار بود از ناناحیه رو به رو با بلک برد مقابله کند، رادار SMERCH جنگنده میگ ۲۵ اصلا قابلیت پردازش سرعت بالای بلک برد را نداشت، بلک برد دارای دو نفر خدمه است ، خلبان و متصدی سیستم های جاسوسی ( RSO ) ، خلبان در کابین جلو و RSO در کابین عقب قرار میگرفت، کابین جلو کاملا آنالوگ بود و تنها دارای یک نمایشگر CRT برای نمایش نقشه بود ، کابین عقب که دید چندانی به بیرون هم نداشت دارای نمایشگر هایی برای نمایش اطلاعت سنسور های جاسوسی بود ، هواپیما از کابین جلو قابل هدایت بود و از کابین عقب هدایت نمیشد ، ولی از کابین عقب با کمک سیستم ناوبری ANS هواپیما ، اگر خلبان از دست میرفت ، امکان تعیین مسیر برای پرواز هواپیما وجود داشت،لباس خدمه بلک برد PRESSURE SUIT لباس تحت فشار بود ، اگرچه کابین بلک برد تحت فشار بود ولی خدمه لباس تحت فشار به تن میکردند تا در صورت مشکل در سیستم تهویه هوا و فشرده سازی در ارتفاع بالا، مشکلی متوجه خدمه نشود، لباس دارای ۶ لایه بود ، ۳ لایه برای مقاومت در برابر آتش سوزی ، ۳ لایه برای تنظیم فشار ، هلمت هم با اکسیژن پر میشد، لباس مذکور ۱۵۰۰۰۰۰ دلار قیمت داشت،هر دو خدمه بر روی صندلی های پرتاب شونده ساخته کمپانی مارتین بیکر انگلستان قرار میگرفتند، سیستم ارتباطی هواپیما مانند هر هواپیمای نظامی دیگری بر روی باند UHF بود ، البته در اواخر دهه ۸۰ میلادی برای ارتباط هواپیما با ATC فرودگاه غیر نظامی ، سیستم ارتباط صوتی VHF هم بدان اضافه شد، خدمه برای اختفا هر چه بیشتر در حین ماموریت تا جای ممکن حق استفاده از سیستم ارتباط رادیویی UHF را نداشتند ، دو خدمه درون کابین با استفاده از سیستم INTERPHONE میتوانستند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند. SR-71 از حدود سال ۱۹۶۳ تا اواخر سال ۱۹۶۷ در تاسیسات اسکانک ورکس لاکهید واقع در بوربانک کالیفرنیا در نزدیکی لس آنجلس تولید شد ، تعداد ۲۹ فروند SR-71A که همان نسخه رزمی است تولید شد ، تعداد دو فروند SR-71B که نسخه آموزشی است تولید شد در این نسخه کابین عقب کمی بالاتر قرار دارد ، با توجه به اینکه یک فروند از SR-71B ها در یک سانحه از دست رفت ، برای آموزش ، یک فروند SR-71C هم تولید شد این هواپیما تشکیل شده از دو قسمت است ، قسمت عقب همان YF-12 از دست رفته در حین فرود در سال ۱۹۶۶ بود و قسمت جلویی یک نمونه تست استاتیکی SR-71 بوده ، کابین هواپیما مذکور مشابه SR-71B است، در مجموع ۳۲ فروند SR-71 تولید شد که قیمت هر فروند در سال ۱۹۶۷
حدود ۳۲ میلیون دلار بود ، در همان زمان قیمت هر F-4 فانتوم ۲.۵ میلیون دلار بود.

هواپیمای جاسوسی SR-71 BLACKBIRD اولین پرواز خود را در دسامبر ۱۹۶۴ در منطقه ۴۲ نیروی هوایی واقع در پالمدیل کالیفرنیا انجام داد ، در سال ۱۹۶۶ وارد خدمت شد و پایگاه اصلی آن، پایگاه هوایی BEALE واقع در ایالت کالیفرنیا بود، بلک برد در دو پایگاه دیگر نیز مستقر شد، یکی در پایگاه هوایی کادنا واقع در اوکیناوا ژاپن و دیگری لیکنهیث بریتانیا ، از سال ۱۹۶۸ بلک برد وارد اوکیناوا شد ، مردم محلی با دیدن هواپیما بدان لقب هابو(HABU) را دادند، که نام ماری سیاه و سمی است که در اوکیناوا زندگی میکند، بلک برد از سال ۱۹۶۸ پروار های جاسوسی خود را بر فراز ویتنام شمالی ، لائوس و کامبوج شروع کرد، ماموریت هواپیما کشف پایگاه های نظامی و پدافند هوایی ویتنام شمالی و موقعیت ویت کنگ ها بود ، در جنگ سال ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل، دولت نیکسون در ایالات متحده قصد کمک به دولت اسرائیل را داشت ، از آنجایی که نخست وزیر بریتانیا از ترس مورد تحریم نفتی قرار گرفتن بریتانیا توسط اعراب، اجازه استفاده بلک برد های نیروی هوایی آمریکا از پایگاه لیکنهیث را نداد، از این رو بلک برد نیروی هوایی ایالات متحده از پایگاه هوایی beale واقع در ایالت کالیفرنیا در غرب آمریکا، پرواز کرد و در یک پایگاه هوایی واقع در نیویورک فرود آمد، از آنجا دوباره پرواز کرد و از اقیانوس اطلس عبور کرده و در ادامه بر فراز دریای مدیترانه عبور کرد و به خاورمیانه رسید ، سپس بر فرار مصر و سوریه پرواز کرده و از مواضع ارتش این دو کشور اطلاعات جمع آوری کرد و از مسیری که آمده بود به ایالات متحده بازگشت، در این مسیر خدمه بلک برد هیچ پیغامی بر روی باند VHF ارسال نکردند و ۵ بار سوختگیری هوایی کردند ، ماموریت ۱۱ ساعت بطول انجامید ، چند بار این ماموریت تکرار شد و اطلاعات دریافتی در اختیار اسرائیل قرار گرفت، در سال ۱۹۷۹ ، جنگ بین یمن شمالی و جنوبی درگرفت ، غرب به همراه عربستان از یمن شمالی حمایت میکردند، در این هنگام بلک برد نیروی هوایی آمریکا هم در جهت تهیه اطلاعات از مواضع یمن جنوبی پرواز های جاسوسی بر فرار این کشور انجام داد، در سال ۱۹۸۰ و درگیری های جنوب لبنان بین شیعیان و مسیحیان تحت حمایت اسرائیل، بلک برد نیروی هوایی ایالات متحده پرواز های شناسایی بر فرار لبنان انجام داد ، در سال ۱۹۷۵ و روی کار آمدن دولت خمر سرخ در کامبوج ، یک کشتی آمریکایی توسط دولت خمر های سرخ کامبوج گروگان گرفته شد ، جنگنده های F-111 نیروی هوایی ایالات متحده برای حمله به قایق های کامبوجی وارد عمل شده و در همین هنگام هلیکوپتر های سی استالیون نیروی دریایی ایالات متحده کماندو های آمریکایی را جهت مبارزه با خمر های سرخ منتقل کردند ، درگیری مختصری بین آمریکایی ها و خمر های سرخ صورت گرفت و گروگان های آمریکایی آزاد شدند ، چند نفر از آمریکایی ها مفقود شدند که در زمان آمریکایی ها احتمال دادند که شاید مفقودین در یک کمپ اسرا کامبوج اسیر باشند، از این رو در سال ۱۹۸۰ بلک برد نیروی هوایی ایالات متحده پرواز جاسوسی بر فراز کامبوج انجام داد ولی اثری از چنین کمپی یافت نشد، در دهه ۷۰ میلادی بلک برد ، چندین پرواز جاسوسی در شرق دور جهت دریافت اطلاعات از پایگاه نیروی دریایی اتحاد شوروی و راکتور های اتمی این کشور و البته پایگاه ها و راکتور های اتمی چین انجام داد ، از سال ۱۹۷۶ پرواز های جاسوسی بلک برد بر فراز کره شمالی شروع شد که تا دهه ۸۰ هم ادامه داشت ، در سال ۱۹۸۱ کره شمالی موشک سام بسمت بلک برد شلیک کرد که موفقیت به سرنگونی آن نشد، بلک برد در دهه ۸۰ هم پرواز های شناسایی خود را از پایگاه هوایی لیکنهیث بر فراز دریای بارنتز در شمال اروپا (نروژ و روسیه) و دریای بالتیک جهت دریافت اطلاعات از پایگاه های نیروی دریایی اتحاد شوروی و زیردریایی های اتمی این کشور انجام داد، که در این ماموریت ها بلک برد مورد رهگیری جنگنده های میگ ۲۵ اتحاد شوروی قرار میگرفت، و سوئدی ها در رادار خود ، موش و گربه بازی بلک برد و فاکسبت را تماشا میکردند، در یک ماموریت در اوایل دهه ۸۰ میلادی ، بلک برد نیروی هوایی ایالات متحده که در حال جاسوسی از مناطق شمال غرب شوروی( پایگاه های نظامی حوزه مورمانسک) بود، موتور خود را بر اثر نقص فنی از دست داد و دچار کاهش ارتفاع و سرعت شد ، چندین شکاری روسی از جمله فاکسبت ، بلک برد دچار مشکل موتور را تعقیب میکردند، در این بین دو جنگنده ساب ۳۷ ویگن نیروی هوایی سوئد اقدام به اسکورت بلک برد برای فرود در نروژ کرده و شکاری های روسی به خانه بازگشتند ،ناوگان بلک برد پرواز های شناسایی بر فراز کشور های اروپایی شرقی مانند آلمان شرقی ، چک اسلاواکی و لهستان انجام دادند، در سال ۱۹۸۱ زمانی که پیمان همبستگی کارگری لهستان با هماهنگی دولت اتحاد شوروی و دولت لهستان سرکوب شد، بلک برد پرواز های شناسایی خود را در نزدیکی لهستان انجام داد، پرواز های شناسایی بلک برد برای جاسوسی از اروپای شرقی و مناطق شرق شوروی در دهه ۸۰ ادامه داشت ، در سال ۱۹۸۶ و طی عملیات دره الدورادو، جنگنده های نیروی هوایی و دریایی ایالات متحده، لیبی را بمباران کردند ، بعد از عملیات، بلک برد نیروی هوایی ایالات متحده پرواز جاسوسی بر فراز لیبی جهت تخمین میزان خسارت وارده به اهداف در لیبی انجام داد، در همین حین یک موشک سام ۵ پدافند لیبی به سمت بلک برد شلیک شد ، که SR-71 با سرعت ۳.۵ ماخ از دست سام ۵ گریخت. در سال ۱۹۸۷ طی درگیری نیروی دریایی ایالات متحده با نیروی دریایی ایران در خلیج فارس ، بلک برد های نیروی هوایی ایالات متحده طی ۳ پرواز بر فراز خلیج فارس به پرواز در آمده و سکو های موشک های کرم ابریشم ایرانی را کشف کردند، بلک برد در اواخر دهه ۸۰ قرار بود مجهز به سیستم ناوبری ماهواره ای شود ولی این پروژه اجرا نشد، از آنجایی که در اواخر دهه ۸۰ نیروی هوایی ایالت متحده بدنبال نصب موشک کروز جدید بر روی بمب افکن های B-52 و ورود به خدمت بمب افکن های B-1 و موشک بالستیک قاره پیمای جدید بود، از این رو بلک برد در سال ۱۹۹۰ از خدمت خارج شد ، در نبرد اول خلیج فارس ۱۹۹۱ ائتلاف به رهبری آمریکا ضد عراق، ژنرال نورمن شوارتزکف، فرمانده نیرو های ائتلاف از عکس های ماهواره های جاسوسی چندان راضی نبود ، در سال ۱۹۹۵ تعداد ۳ فروند بلک برد به خدمت نیروی هوایی ایالات متحده بازگشت، در سال ۱۹۹۸ بیل کلینتون رئیس جمهور وقت ایالات متحده بودجه بلک برد را وتو کرد، و بلک برد در سال ۱۹۹۸ بی سر و صدا و بدون جایگزین بازنشسته شد، سازمان ناسا تعداد دو فروند بلک برد را از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ برای آزمایش های آیرودینامیک را در خدمت داشت و در سال ۱۹۹۹ بلک برد بطور کامل از خدمت کنار گذاشته شد ، بلک برد در طول خدمت خود بیش از ۴۰۰۰ موشک پدافندی بلوک شرق بسمت آن شلیک شد ولی هیچ کدام نتوانست بلک برد را سرنگون سازد.



