آخرین بروزرسانی: 2026/07/28

توان شناسی/ماهواره ای آمریکا و نقش آن در صحنه نبرد

توان شناسی/ماهواره ای آمریکا و نقش آن در صحنه نبرد

علیرضا موسوی

زمانی که سنسورهای چندطیفی، تمام جابجایی‌های ما را به صورت داده‌های دیجیتال می‌بیند، اما ما حتی از وجود چنین توانایی در مدار بی‌خبر هستیم یعنی شکست عملیات دفاعی قطعی است. بنابراین، شناخت توان شناسایی دشمن صرفاً یک فعالیت اطلاعاتی نیست، بلکه یک “الزام محاسباتی” برای جلوگیری از هدررفت منابع، از بین رفتن عنصر غافلگیری است چراکه در نبردهای نوین، پیروزی در اختیار کسی است که دید و اشرافیت بهتری به تحرکات رقیب دارد..

ارتش های منظمی که در طول نیم قرن گذشته با آمریکا وارد جنگ شدنند در زمین به سرعت عرصه را واگذار کردند و شکست‌های سنگین،سریع و فاجعه باری را متحمل شدند؛ اما به چه علت؟

واقعیت این است که همیشه مزیت اطلاعاتی به داد آمریکایی ها رسیده است اما در مقابل آمریکا، هر نیروی وجود داشت، به علت ضعف اطلاعاتی شکست فاجعه واری را متحمل شد.

ستون فقرات اطلاعات آمریکا در یک نام خلاصه میشود؛ «منظومه ماهواره ای». اما ضعف طرف مقابل نه نداشتن این قابلیت بلکه نداشتن علم به این توانایی دشمن آمریکایی بود. آنها بدون اینکه خبر داشته باشند در حال حرکت به سمت یک فاجعه‌ی جبران‌ناپذیر بودند. عدم شناخت دقیقِ توان شناسایی ماهواره‌ای دشمن، به معنای این نبود که آنها فقط بخشی از حقیقت را نمی‌دانستند؛ بلکه به این معنابود که آنها در حالِ مدیریتِ یک شکستِ قطعی بودند. هر ثانیه که آنها از دقت سنسورها و بازه‌های زمانیِ نظارت‌های آمریکا بی خبر بودند، در واقع در حالِ نوشتنِ حکمِ مرگِ نیروها، نابودی تجهیزات و فروریختن خطوط دفاعی خود بودند. این ناآگاهی، تک تک عناصر روی زمین را در وضعیت «هدف بی‌دفاع» قرار می‌داد؛ وضعیتی که در آن، تمام پنهان‌کاری‌ها ،طرح ها و برنامهای دفاعی تنها نقشه‌هایی برای فریب دادن خودشان بود نه آمریکایی ها.

بخش اول:وقتی آسمان چشم باز میکند

اولین بار وقتی آمریکا در اوایل دهه ۶۰ میلادی ماهواره کرونا را از پایگاه واندنبرگ به فضا فرستاد، ایده جاسوسی مبتنی بر فضا در غرب شکل گرفت. ایده ای که آینده عجیبش برای دوراندیش ترین افراد نیز قابل پیشبینی نبود.این تکنولوژی جدید در طول زمان به آنچنان وزنه ای تبدیل شد که تمام جامعه اطلاعاتی غرب را زیروروکرد

ماهواره کرونا

اوایل کار مخالفت ها با برنامه جدی شده بود دیگر هم در کاخ سفید و هم در پنتاگون اعتراض به هزینه های سرسام آور پروژه اوج گرفته بود.در حالی که یک مسئله حل نشده نیز باقی بود : تنگنای فناوری:

زمانی که ماهواره Corona تصویری از تاسیسات شوروی تهیه میکرد مجبور بود تصاویر را از طریق یک کپسول به زمین ارسال کند که این عمل روزها زمان میبرد. گذر زمان گاهی موجب بی اهمیت شدن اطلاعات تصاویر ماهواره ای می شد

طریقه بازیابی کپسول اینگونه بود که پس از پایان گرمای شدید بازگشت به جو، سپر حرارتی کپسول جدا و چتر نجات‌ باز میشد. برنامه ریزی شده بود که کپسول در هوا توسط یک هواپیمای در حال عبور که یک چنگال هوایی را یدک می‌کشید، گرفته شود که سپس آن را به داخل بکشد، یا کپسول می‌توانست در دریا فرود آید. یک درپوش نمکی پس از دو روز حل می‌شد و اگر کپسول توسط نیروی دریایی آمریکا برداشته نمی‌شد، به آن اجازه غرق شدن می‌داد. پس از فرود تصادفی یک کپسول در ونزوئلا و کشف آن توسط کشاورزان در اواسط سال 1964، بر روی کپسول به هشت زبان برای بازگرداندن فیلم‌های هوایی به ایالات متحده جایزه‌ ارائه می‌شد. بدترین جای کار زمانی بود که گاهی تصاویر آنقدر بی‌کیفیت بود که افسران اطلاعاتی را از تحلیلش عاجز می کرد .اما به علت حرکت ماهواره با سرعت ۷ کیلومتر در ثانیه و جابجا شدن زمین در زیر پای ماهواره گاهی هفته ها طول میکشید تا دوباره ماهواره از تاسیسات نظامی شوروی عبور کند و عملا دست شوروی را برای پنهان ماندن از ماهواره باز می گذاشت.کم کم این نقاط ضعف در کنار هزینه سرسام آور و عمر کوتاه ماهواره به پاشنه آشیل پروژه تبدیل شد تا هدف تیر های انتقاد قرار بگیرد اما فرماندهی سیاسی/نظامی تصمیمش را گرفته بود، بودجه های گزاف دائما تزریق میشد تا شکاف های فناوری روز بروز کمتر شوند

انتقال تصویر از طریق لینک امن در عرض چند ثانیه، اولین موفقیت پروژه بود. سپس افزایش کیفیت تصویر و عمر مفید ماهواره از چند ماه به چندین سال و در نهایت ساخت صدها ایستگاه ارتباط ماهواره ای در جای جای هفت قاره برای پشتیبانی از صدها ماهواره جاسوسی که قرار بود با پرتابشان برنامه چشم جهانبین را عملی کنند.

ایستگاهای دریافت دیتا از ماهواره گسترش یافته در سرتاسر نقاط جهان

امروزه این ماهوارهای جاسوسی با پیشرفت شگرف به دو قسمت اپتیکال و راداری تقسیم می شوند :

راداری(SAR):

اصطلاح سار نامیست که برای این رادارهای فضایی به کار می رود،اولین بار وقتی در سال 1994 پیش نمونه آن توسط ناسا به فضا پرتاب شد تا مکملی برای سیستم های تصویر برداری پیشین باشد به سرعت توجه نهاد های امنیتی/نظامی را به خود جلب کرد . این سیستم با دارا بودن دهانه مصنوعی راداری پالس هایی به زمین ارسال و بازگشت آن را اندازه می گیرد تا بتواند تصویری دقیق از زمین داشته باشد. اهمیت SAR زمانی مشخص می شود که ماهوارهای اپتیکال در هوای ابری، غبارآلود و تاریکی شب توان تصویر برداری خود را از دست میدهند درحالی که برای امواج سار روز و شب یا ابر محدودیتی ایجاد نمیکند.ماهواره SAR و آنتن های انتشار امواج

 

اولین تصویر SAR در سال 1994 از پنتاگون

ماهوارهای اپتیکال:

همان تصاویر رنگی/سنتی با استفاده از دوربین بسیار قوی می‌باشد با این تفاوت که با پیشرفت فناوری و بهبود روز افزون کیفیت تصاویر ماهواره ای دانشمندان توانستند رزولوشن ماهوارهای اپتیکال را به 15 سانتی متر برسانند که به معنای نگاه کردن از فضا به جزییات یک خودرو میباشد. اپتیکال ها با فاصله قابل توجهی پرتعداد ترین ماهواره جاسوسی تاکنون پرتاب شده میباشند که جنگ پنهانی را بین سرویس های جاسوسی برای افزایش تعداد و رزولوشن خود به راه انداخته اند .

ماهواره اتیکال با لنز بزرگ درحالی که به تنکه هرمز نگاه میکند

در این تصویر به خوبی تفاوت SAR و اپتیکال مشخص است

برتری SAR در شناسایی نظامی را می‌توان در چند محور اصلی خلاصه کرد: ماهیت «فعال» در مقابل «غیرفعال»

در واقع تصاویر اپتیکال همان بخش غیر فعال است. این ماهواره‌ها مانند چشم انسان هستند؛ آن‌ها فقط نوری را که از زمین بازتاب شده و توسط خورشید تأمین شده است، دریافت می‌کنند. بنابراین، اگر شب باشد یا خورشید پشت ابر باشد، ماهواره اپتیکال عملاً «کور» است.

-تصاویر SAR : این ماهواره ها خودشان یک منبع انرژی هستند. آن‌ها یک پالس راداری به سمت زمین پرتاب می‌کنند و بازگشت آن را اندازه می‌گیرند. چون خودشان «نور» (موج رادار) خودشان را تولید می‌کنند، نیاز به خورشید ندارند. آن‌ها می‌توانند در تاریک‌ترین شب‌ها هم با همان دقت، تصویر تهیه کنند.(البته که کیفیت ورزولوشن ماهوارهای اپتیکال به مراتب بالا تر از ماهوارهای SAR می باشد)

2. شناسایی بر اساس «بافت و ماده»

– در اپتیکال: شما رنگ و ظاهر را می‌بینید. اگر یک تانک با رنگ سبز در میان جنگل باشد، ممکن است با چشم یا دوربین به سختی دیده شود.

-در SAR: این ماهواره به دنبال «پس‌گسیل»  می‌گردد. یعنی اینکه هر جسم، انرژی رادار را چگونه بازتاب می‌دهد. فلزات (مثل بدنه تانک) انرژی رادار را به شدت بازتاب می‌دهند، در حالی که گیاهان و خاک انرژی را به شکلی کاملاً متفاوت (و ضعیف‌تر) بازتاب می‌دهند. ، یک تانک فلزی حتی اگر کاملاً با رنگ سبز رنگ شده باشد، به دلیل ماهیت فلزی‌اش، در تصویر مثل یک «نقطه بسیار درخشان» ظاهر می‌شود که از میان جنگل به وضوح می‌درخشد. این یعنی شناسایی هوشمندانه ماده که از طرف دیگر میتواند اهداف واقعی را از ماکت تشخیص دهد(البته به شرطی که ماکت فلزی و دقیق نباشد که در این صورت سیستم فریب میخورد)

تصاویرSAR  با وضوح بالا البته که بازهم به علت انتشار عمومی در وضوح و کیفیت تضعیف شده است. در تصویر سمت راست به خوبی توان SAR در نفوذ به پوشش متراکم گیاهی دیده میشود

۴. استخراج توپوگرافی (دقت در نقشه‌برداری سه بعدی)

– تصاویر اپتیکال در واقع یک تصویر دو بعدی هستند. اما SAR می‌تواند اطلاعات بسیار دقیقی از ساختار سه‌بعدی زمین ارائه دهد. این برای محاسبه مسیر پرتاب موشک‌ها یا نقشه‌برداری از پناهگاه‌های زیرزمینی حیاتی است.

5. پنتاگون سالهات که بر روی نفوذ باند های فرکانسی خاصِ این رادار به لایه های پوششی مثل دیوار به منظور دیدن اشیاء درون ساختمان کار میکند هرچند موفقیت هایی داشته اما این موفقیت در حوزه رادار های مستقر بر روی پلفرم های خاص مثل جنگنده و پهپاد میباشد.

بخش دوم

ابر پروژه NRO

اما برای تامین نیاز سرویس های جاسوسی به کم کردن زمان بازگشت(منظور از زمان بازگشت شکاف زمانی بین دو گذر ماهواره از کشور هدف میباشد)لازم بود تا حداقل ۷۰۰ ماهواره جاسوسی فعال در یک سیستم هماهنگ فضایی به کارگیری شوند. در این هنگام و در سال ۱۹۶۱ سازمان NRO به منظور تولید و پرتاب انبوه ماهوارهای جاسوسی و همچنین جمع آوری دیتای فضایی از زمین در همکاری با فرماندهی فضایی آمریکا (USSF) آغاز شد. برای درک اندازه این سازمان کافیست بدانید در شرایطی که AI در بسیاری از مواد احتیاج به اپراتور انسانی را از بین برده است، نیروی انسانی این نهاد به بیش از ۱۴ هزار نفر میرسد که بسیار چشم گیر است. برنامه پنتاگون برای جاسوسی از فضا، بودجه سالانه ای در حدود ۲۰ میلیارد دلار را می‌بلعد؛ برای مقایسه بیش از دوبرابر بودجه نظامی سالانه ایران.

خبر خوب برای مدیران این پروژه این بود که عمده نیاز عملیاتی ماهوارهای اپتیکال به لطف وجود ابرشرکتهای های تجاری/فضایی مرتفع میشد.

طی توافقات امنیتی قرار شد در لحظات حساس مانند جنگ تمام ۲۵۰ ماهواره اپتیکال این شرکت ها به اجاره NRO دربیاید

این تمام ماجرا نبود چرا که به لطف پیمان ناتو NRO در مقاطع کوتاه و حساس کمک ۱۳۰ ماهواره کشورهای عضو را نیز داشت…اکنون نیاز به پرتاب کمی بیش از ۲۰۰ ماهواره بود تا اهداف پروژه تحقق یابد

نکته جالب(وحشدناک) ماجرا، تایید رسمی پرتاب ۱۵۰ ماهواره جاسوسی تنها از تابستان ۲۰۲۴ تا کنون توسط سازمان NRO می‌باشد که تنها در طول یک سال ۴۰۰ هزار عملیات تصویری/حسگری (تنها توسط یک صورت فلکی) انجام داده اند که حجم سرسام آوری تلقی میشود

آرم سازمان NRO

سازمان USSF

.

در ادامه چگونگی نظارت ماهواره ای آمریکا را محاسبه خواهیم کرد:

طبق گزارش رسمی NRO، این نهاد به تنهایی ۲۰۰+ ماهواره در اختیار دارد که اکثر آنها از انواع اپتیکال و SAR می باشد این درحالیست که شرکت های فضایی/تجاری آمریکایی مثل پلنت نیز ناوگان های عظیمی از ماهوارهای تصویر برداری را در اختیار دارند که مطابق اعلام رسمی مجموعا به ۲۵۰ تا مثبت ۳۰۰ ماهواره تجاری و SAR فعال می رسد، این عدد وقتی اهمیت پیدا میکند که بدانیم پنتاگون طبق قانون و در شرایط جنگی تمام سیستمهای تجاری را فرماندهی میکند که این اتفاق بارها در رزمایش های فضایی انجام شده است تا آمریکا در شرایط بحران و به تنهایی ۵۰۰ ماهواره جاسوسی در اختیار داشته باشد

ابر شرکتهای تجاری غرب فعال در صنعت تصویر برداری اپتیکال و سار

اما اگر بخواهم واقع بین باشیم مجبوریم ناوگان ۱۳۰ فروندی ماهوارهای تجاری اروپا را نیز در نظر بگیریم چرا که  صفحات رسمی این شرکتها بارها همکاری خود را با پنتاگون اعلام کرده اند

تا به این صورت ایالات متحده در هر جنگ احتمالی قریب به۷۰۰ ماهواره جاسوسی در اختیار داشته باشد

یک مرکز کنترل و فرماندهی درحال نظارت برشبکه ماهوارهای جهانی

مسئله حیاتی مفهوم گذرمفید ماهواره ای می‌باشد که به معنای پنجره زمانی محدودی هست که ماهواره با عبور از بالای سر کشور هدف توان تصویر برداری دارد، این زمان کوتاه بین ده تا ۱۲ دقیقه می باشد که بعد از آن ماهواره ساعت ها یا حتی یک روز کامل در انتظار عبور مجدد از هدف میماند اما این شکاف زمانی بین دو تصویر برداری به واسطه منظومه صدها عددی ماهواره از بین میرود

اما به منظور درک توان نظارتی آمریکا بر ایران باید دانست که طبق محاسبات ریاضی هر ماهواره به طور «میانگین» روزانه ۱٫۸ گذر از کشورمان خواهد داشت(گفته شد که هر گذر حدود ده دقیقه طول میکشد) چرا که  کشور هایی که در عرض های جغرافیایی بالای ۹۰ درجه قرار دارند(ایران نیز در عرض ۹۸ درجه قرار دارد) تعداد گذر ماهواره ای بیشتری دارند(در واقع ماهواره خور بیشتری دارن) ،وقتی ۷۰۰ ماهواره با میانگین گذر بر روی ایران محاسبه میشود به عدد وحشتناک ۱۲۶۰ گذر روزانه جاسوسی میرسیم. این یعنی شکاف زمانی بین دو عملیات شناسایی در هر نقطه حساس به زیر ۲۰ دقیقه‌ رسیده است که به معنای نظارت تقریبا مدام میباشد، سازمانهای مثل NRO که مدیریت پروژه را بر عهده داردند ماهواره ها را طوری در مدارها پخش میکنند که وقتی یکی از هدف میگذرد دیگری در مسیر است که زودتر برسد.

در نتیجه به عنوان یک نظامی باید در نظر داشت که در هر لحظه یک ماهواره در حال نگاه کردن به شماست و در انتظار اندک جابجایی یا تغییر تاکتیک به سر میبرد تا این اطلاعات برخط را در کسری از زمان به واشنگتن مخابره کند.

نقش هوش مصنوعی (AI)

حجم عظیم اطلاعات دریافتی از صدها ماهواره موجب ناتوانی اپراتور انسانی در تجزیه و تحلیل و استفاده مفید از تصویر میشود در این مرحله اهمیت هوش مصنوعی آشکار میشود، به نحوی که هیچ تصاویری مستقیما به دست اپراتور نمیرسد بلکه ابر رایانها به واسطه هوش مصنوعی با مقیسه تصویر a و b هرگونه تغییر جدید، جابجایی یا شئ مشکوکی در تصویر b را کشف و با گذارش به اپراتور عمل تجزیه و تحلیل را در کوتاه ترین زمان انجام میدهند و همزمان اهداف جدیدی را برای موج بعدی حمله علامت گذاری میکنند.

در این خصوص دو مفهوم بسیار عمیق و استراتژیک وجود دارد تا واضح شود که ما فقط با یک «دوربین در آسمان» روبرو نیستیم، بلکه با یک «سیستم تحلیلِ هوشمندِ نیت‌ها» در جنگ هستیم.

۱. تکنولوژی تشخیص تغییرات:

دشمن از روشی به نام Temporal Image Differencing (تفاضل زمانی تصاویر) استفاده می‌کند. هوش مصنوعی آن‌ها، دو تصویر را روی هم قرار می‌دهد و تمام چیزهایی که در تصویر دوم «وجود ندارند» یا «تغییر کرده‌اند» را با دقتِ زیرِ میلی‌متر استخراج می‌کند.

در این مرحله، دشمن دیگر به دنبال یک «سرباز» یا یک «تانک» نیست؛ او به دنبال «نشانه‌های ریزِ فعالیت» است. مثلاً:

– اگر ما بخواهیم یک گودال کوچک برای پنهان کردن تسلیحات درست کنیم، هوش مصنوعی آن‌ها با مقایسه تصویرِ ساعت ۱۰ صبح با ساعت ۱۱ ، متوجه می‌شود که در آن مختصات، «تغییرِ بافتِ خاک» رخ داده است. حتی اگر مقداری انظباط منطقه را برهم بزنیم تا آن را مسلح به مین کنیم، الگوریتم‌های آن‌ها این تغییر را به عنوان یک (ناهنجاری) علامت‌گذاری می‌کنند. نتیجه استراتژیک این است که «پنهان‌کاریِ فیزیکیِ ما» در برابر تغییراتِ محیطی، تقریباً بی‌اثر شده است. هر کاری که انجام دهیم، «اثرِ تغییر» آن در حافظه‌ی دیجیتال آن‌ها باقی می‌ماند

تشخیص کوچکترین تغییرات در بافت شهری توسط هوش مصنوعی در تصویر سمت راست

نمونه ای دیگر از علامت گذاری تغیرات

۲. ردیابی الگوهای زندگی : «خواندنِ روح و نیتِ رقیب»

این تکنولوژی بسیار فراتر از تغییراتِ فیزیکی است. این یعنی «تحلیلِ رفتار و احتمالات». اگر «تشخیص تغییرات» درباره «اشیاء» بود، «الگوهای زندگی» درباره «انسان‌ها و رفتارشان» است.

این بخش یعنی دشمن می‌تواند «آماده‌باشِ ما» را قبل از اینکه ما حتی یک گلوله شلیک کنیم، پیش‌بینی کند. سیستمPoL ی(که پیچیدگی عجیبی دارد و با تلفیق داده های حسگری.فیزیکی و فرکانسی مختلف فعالیت می کند) یک «خطِ پایه» از رفتار عادی ما در منطقه می‌سازد. مثلاً می‌داند که در ساعت ۲ بامداد، در این بخش از منطقه، فعالیت‌ها باید در سطح “صفر” یا “استراحت” باشد‌.

اما به محض اینکه: تعدادِ حرکاتِ انسانی در یک نقطه افزایش می‌یابد،یا خودروها از حالت ایستاده به حالت متحرک در می‌آیند سیستم هشدار میدهد.در این شرایط دشمن دیگر به دنبال مشاهده‌ی مستقیم نیروهای ما نیست؛ آن‌ها از سیستم‌های “تشخیص تغییراتِ خودکار” استفاده می‌کنند. این سیستم‌ها بر پایه “مقایسه ریاضیِ تصاویر” کار می‌کنند. یعنی اگر در یک مختصات مشخص، حتی یک تغییرِ بسیار جزئی در بافتِ خاک یا سایه‌ی یک شیء رخ دهد، الگوریتم‌های آن‌ها این را به عنوان یک “تهدید بلقوه” ثبت می‌کنند تا در ادامه دقیق تر برسی شود.

علاوه بر این، آن‌ها از تحلیل “الگوهای زندگی”  استفاده می‌کنند. این یعنی آن‌ها یک مدلِ ریاضی از وضعیتِ عادیِ منطقه (مثلاً میزانِ حرکت، میزانِ گرمای خروجی از پناهگاه‌ها و …) می‌سازند. به محض اینکه فعالیت‌های ما از آن “خطِ پایه” (Baseline) خارج شود، سیستم به صورت خودکار اعلام می‌کند که منطقه از حالت “عادی” به حالت “آماده‌باش” تغییر یافته است.

مدل سازی AI

هوش مصنوعی Grok به نیروهای آمریکایی کمک کرد تا در جریان عملیات «خشم حماسی» علیه ایران در کمتر از ۹۶ ساعت، بیش از ۲۰۰۰ مهمات جنگی را به سمت ۲۰۰۰ هدف مجزا شلیک کنند. «کامرون استنلی» (Cameron Stanley)، مدیر ارشد هوش مصنوعی و دیجیتال در وزارت دفاع ایالات متحده، تأیید کرد که مدل دولتی این هوش مصنوعی باعث افزایش چشمگیر کارایی عملیاتی ارتش شده است.

این درحالیست که در جنگ‌های سنتی، صدها تحلیل‌گر انسانی باید ساعت‌ها به تصاویر ماهواره‌ای خیره می‌شدند تا متوجه تغییر کوچکی شوند. این کار غیرممکن، خسته‌کننده و پر از خطا بود. وظیفه هوش مصنوعی در اینجا «فیلتر کردن حجم عظیم داده‌ها» و «بروز نگه داشتن بانک اهداف» تشخیص داده شد به طوری که میلیون‌ها پیکسل را در چند ثانیه با هم مقایسه و فقط «تغییرات مهم» را به انسان گزارش می‌دهد.

درواقع آمریکایی ها برای ایجاد چشم شیطان، شبکه عصبی هوشمندی را طراحی کردند که چیزی را از قلم نمی اندازد و میتواند کوچک ترین فعالیت رقیب را به سرعت گذارش دهد.این چرخه به سرعت به قلب تپنده سیستم فرماندهی/کنترل ارتش آمریکا تبدیل شد تا جایی که کریس اسکولس مدیر NRO با غرور در مقابل دوربین اینگونه سخن گفت: «حالا دیگر نمیتوانید پنهان شوید چون همیشه تحت نظر هستید؛ پایداری بیشتر دوباره میگویم دیگر نمیتوانید پنهان شوید چون ما دائماً در حال نگاه کردن هستیم. «مسئولین آمریکایی بر خلاف سیستم تبلیغاتی که برای ارتش خود مهیا کرده اند هرگز مایل به صحبت پیرامون برنامه فضایی خود نیستند و میتوان گفت این پروژه به مسکوت ترین برنامه نظامی آمریکا تبدیل شده به همین علت این گفته مدیر NRO تقریبا تنها اعترافیست که نشان دهنده سطح بالای اتکا و اعتماد آمریکایی ها به برنامه فضاییشان است.

راهکار های مقابله با دید ماهواره ای:

1.سعی کنید بفهمید که توان ماهواره ای آمریکا یعنی چه(در این صورت هر طرح عملیاتی در اولویت خود پیوست مقابله با دید ماهواره نیز خواهد داشت)

2. به جای جنگ با «چشم‌های» دشمن، با «ذهن» تحلیلگران آن‌ها بجنگید. هدف این است:

۲ـ۱. داده‌های غلط به آن‌ها بدهید(با ماکت ها و بدل‌ها.(

۲ـ۲. داده‌های ناقص به آن‌ها بدهید(با پنهان‌کاری راداری و نوری.(

۲ـ۳. زمان‌بندی آن‌ها را به هم بزنید (با حرکت در شکاف‌های زمانی(

۲ـ‌۴. از استتار چندطیفی (Multi-spectral Camouflage) استفاده کنید: ماهواره‌های نوری فقط رنگ را نمی‌بینند، آن‌ها طیف‌های مادون قرمز (IR) و سار را نیز می‌بینند. تاکتیک اصلی، پوشاندن تجهیزات با موادی است که نه تنها رنگ را شبیه زمین می‌کند، بلکه «امضای بازتاب راداری» را هم پنهان می‌کند. مثلاً استفاده از پوشش‌هاییست که نتنها امواج سار توانایی عبور و شناسایی زیر آن را نداشته باشد بلکه طیف های مادون قرمز رانیز پوشش دهد.

3.در زیر سقف فلزی، سیمانی یا خاکی ضخیم مخفی شوید:‌ درست است که ویژگی نفوذ اموج سار درون لای های مسقف در ماهواره منتفی و در پلتفرم هایی مثل جنگنده و پهپاد نیز هنوز با اما و اگر همراه است اما موضوع آنقدر حساس است که احتیاط و رعایت پدافندغیرعامل را اجتناب ناپذیر میکند به هر حال خبر خوب این است که این امواج در هر باند و فرکانسی که باشد در برخورد با سقف فلزی به سرعت بازتاب میشود و هیچ نفوذی را صورت نمیدهند چرا که امواج سار با شدت تمام بازتاب میشوند(اگر دیواره ها فلزی نباشد رادار سار ممکن است بتواند با نگاه به جناحین درون سوله را ببیند)

خلاصه نهایی در بدترین شرایط

| نوع سقف | آیا رادار نفوذ می‌کند؟ | نتیجه در تصویر SAR

| فلزی | ❌ خیر | فقط سطح درخشان سقف دیده می‌شود. |

| بتنی ضخیم | ❌ خیر | نفوذ بسیار کم است؛ فقط سطح دیده می‌شود. |

| بتنی یا سیمانی کم قطر | ✅ بله (بسته به باند) تشخیص جنس اشیاء . |

| چوبی یا پلاستیکی | ✅ بله (بسته به باند) | ساختار کلی یا اشیاء بزرگ داخل سوله به صورت لکه‌های بازتابی دیده می‌شوند. |

| پوشش گیاهی ✅ بله (در باندهای L/P) | زمین و اشیاء زیر درختان قابل تشخیص است. |

نتیجه این است که اگر دنبال یک ماشین در یک سوله فلزی باشند، ماهواره SAR هیچ کمکی نمی‌کند. اما اگر دنبال تغییرات در یک منطقه زیر پوشش سازه‌های غیرفلزی باشند، SAR ممکن است خصوصا در مقابل پوشش گیاهی موءثر باشد

4 روشنایی غیرعادی ایجاد نکنید: بخشی از ماهواره های اپتیکال از سنسور های بهره میبرند که به آنها اجازه تصویر برداری در نور کم شب را میدهد، اما با دقت چند صد متری و نظارت کلی، نه تشخیص دقیق نوع هدف، مگر اینکه هدف با چراغ روشن در دل تاریکی جغرافیای آرامی مثل بیابان حرکت کند.

5.حرکت‌های پالس‌گونه (Burst Movement): به جای حرکت مداوم و طولانی که باعث می‌شود ماهواره‌ها شما را ردیابی کنند، از حرکت‌های بسیار سریع در بازه‌های زمانی کوتاه استفاده می‌شود. یعنی دقیقاً در همان «شکاف‌های زمانی» که ماهواره‌ها بین دو عبور خود هستند، هدف را جابجا می‌کنیم. البته ردیابی یک کامیون در جاده به مدت طولانی هنوز چالش هایی دارد اما منظومه ماهواره ای میتواند این کارا انجام دهد همانطور که ارتش آمریکا سالهاست بر روی فناوری GMTI به منظور تعقیب اهداف متحرک کار میکند و رزمایش هایی نیز در این خصوص داشته است هر چند جزئیاتش هنوز محرمانه باقی مانده.

6.ایجاد تفاوت در طراحی: سعی کنید سامانه های دفاعی خود را با حامل ها و پلتفرم های مختلف طراحی کنید؛ فرضا سامانه مجید اگر فقط از یک نوع حامل و جزئیات طراحی یکسان استفاده کند، توسط امواج سار بسیار راحت تر کشف میشود. اما علتش چیست؟

آمریکا و بسیاری از کشورهای پیشرفته کتابخانه های امضای راداری برای سیستمهای نظامی مختلف از جمله پدافند هوایی دارند. این کتابخانه ها شامل امضای راداری SAR هر هدف و بازتاب این امواج بر روی اشیاء مختلف میباشد. که توسط سازمانهایی مثل NRO و آزمایشگاه های نظامی توسعه داده شده اند.

چگونگی کارکرد:

وقتی یک سامانه مثل مجید یا هر سیستم مشابه یک بار با SAR شناسایی و تصویربرداری شود امضای راداری آن (الگوی بازتاب ) ذخیره می شود.در شناسایی های بعدی AI این امضا را با داده های جدید مقایسه میکند تا شناسایی سریعتر و دقیقتر باشد حتی اگر هدف استتار شده یا در حال حرکت باشد.

این کار شبیه به اثر انگشت راداری است و سال هست که وجود دارد مثل dataset معروف MSTAR که هزاران تصویر سار از خودروها و تجهیزات مختلف نظامی را شامل میشود.اما اگر در مثال سامانه مجید، حامل ها، تعداد لانچر و جزئیات طراحی متنوعی را داشته باشیم پنهانکاری بسیار دردسترس تر از قبل خواهد بود چرا که هر کدام از این سامانها امضای راداری متفاوتی در برخورد با امواج سار تولید خواهند کرد اتفاقی که سیستم تشخیص هدف را گمراه میکند..

.7در شب یا هوای ابری جابجا شوید: ماهوارهای اپتیکال همانند چشم انسان به نور وابسته هستند، لذا با تاریکی هوا، بخش قابل توجهی از توان ماهواره ای دشمن خاموش یا تضعیف میشود و شما فقط با ناوگان ماهواره ای SAR طرف خواهید بود که با وجود برتری های خاص خود هرگز در بحث کیفیت تصویر و تجزیه تحلیل صحنه نبرد، به پای ماهواره نوری نمیرسد و چالش های جدی دارد چرا که در تصویر سار، دشمن خودرو را می‌بینید اما نمیتواند تشخیص دهد که نظامی است یا غیر نظامی چرا که امواج برگشتی می‌گویند چیزی شبیه به ماشین این جاست اما نمی‌توانند رنگ و نوع آن را مشخص کنند. باید توجه داشت که تنها نیمی از ماهوارهای SAR، دارای رزولوشن ۵. متر یا بهتر هستند و رزولوشن مابقی این ماهوارها حتی تا ۳ متر می‌رسد که عملا به درد نظارت کلی میخورد نه جزئی؛ در حدی که گاها ممکن است در تشخیص هدف بزرگی مثل یک سکوی پرتاب موشک نیز ناتوان باشد و صرفا نقش پیدا کردن هدف برای ماهواره های با کیفیت‌تر را بازی میکند تا تصویر دقیق تر بتواند ماهیت شئ را مشخص کند به همین خاطر وقتی صحبت از کیفیت و توان تشخیص بالای اهداف میشود ماهواره اپتیکال یکه تاز است.

8..دشمن بعد از بمباران، به دنبال تایید «سبز» بودن منطقه می‌گردد. کار ما این است که به او «تاییدِ دروغین» بدهیم:

‌- چگونه؟ با استفاده از «اهدافِ فریبنده» . باید چیزهایی ساخته شوند که از نظر حرارتی و راداری دقیقاً شبیه به یک موشک‌انداز یا یک سیستم پدافندی باشند.- نتیجتا دشمن بمباران را روی این اهدافِ فریبنده انجام می‌دهد. وقتی بمباران تمام می‌شود، سیستم‌های آن‌ها می‌گویند: «وضعیت سبز است، هدف‌ها نابود شدند». اما در واقع، نیروهای اصلی هنوز در جای خود هستند و آماده‌اند.با این کار، «اعتماد به نفسِ کاذب» به دشمن تزریق میشود تا آن‌ها دقیقاً در لحظه‌ی حساس، یعنی ساعت صفر عملیات، غافلگیر می‌شوند.البته در واقعیت انجام این عمل پیچیده تر از هر تصوری خواهد بود.

9. با سرعت جابجا شوید: شما با حرکت سریع شانس بالایی در جا گذاشتن ماهواره خواهید داشت، به گونه ای که در عکس ماهواره ای اول، شما علامت گذاری میشوید اما در عکس دوم به علت جابجایی زیاد، ماهواره نمی‌تواند شما را تعقیب کند ضمن اینکه شانس دیگری در خصوص حرکت در شکاف های زمانی بین دو گذر ماهواره ای نیز وجود خواهد داشت. از سمت دیگه ماهوارهای حرارتی که دنبال حرارت غیر عادی در شب میگردند نمی‌توانند اهداف سریع را ببیند

10.پراکندگی استراتژیک

در این حالت، ماهواره‌های دشمن فعالیت می‌کنند، اما خروجی کار آن‌ها به جای «اطلاعات ارزشمند»، فقط «سردرگمی و شک و تردید» است. و در جنگ، شک و تردید دشمن، بزرگترین پیروزی استراتژیک است. رسیدن به این مقصود مستلزم کور کردن مکمل های جمع آوری دیتا ماهواره میشود. اصلی ترین مکمل، رصد سیگنال تلفن‌های هوشمند حاضر در منطقه عملیات است.

فرض کنید، با قصد فریب ماهوارهای نوری(تصویری) سنگر های فرعی و مصنوعی را در زمین ایجاد کرده اید در حالی که نمیدانید این کار فریب دادن خودتان است چرا که با لینک شدن ماهواره نوری به ماهوارهای جمع آوری سیگنال تشخیص اینکه در کدام سنگر واقعا نیرو وجود دارد میسر می‌شود. مگر اینکه در هیچ سنگری تلفن هوشمند و حتی ساده و هیچ گونه سیگنالی وجود نداشته باشد که حتی در این صورت هم ماهواره با رصد مداوم رفت و آمد در منطقه طی مدتی، متوجه فعال یا غیر فعال بودن سنگرها میشود. در واقع امروزه مخفی کاری واقعی باید به شکل همزمان شمال نوری/راداری/سیگنالی/حرارتی و… باشد.

آمریکایی ها جزئیات تحرکات دشمن را اینگونه میبینند: ایجاد جعبه شنی دیجیتال(تحلیل صحنه نبرد)

به همین علت است که آمریکایی ها به شناسایی ماهواره ای اطمینان کامل دارند و فریب خوردنشان را در این حوزه ممکن نمیدادند، تکیه کامل آمریکایی ها به این تکنولوژی میتواند مورد استفاده نیروهای مدافع قرار بگیرد به شرطی که طرح فریب بی‌نقص باشد. شرط دیگر آن که با استفاده از تاکتیک های جنگ جهانی دوم تصور ‌نکنید خیلی خوب استتار کرده‌اید. مثلاً برای تانک رنگ سبز و قهوه‌ای زده‌اید و وسط جنگل مخفی شده‌اید و با خودتان می‌گویید: )خداروشکر، دشمن ما را نمی‌بیند(.اما حقیقت این است که ماهواره دشمن از نوع حرارتی یا سار است. او اصلاً رنگ تانک شما را نمی‌بیند؛ او فقط «گرما»ی موتور یا فلز بدنه سامانه شما را در میان جنگل می‌بیند. در واقع، شما با استتارِ غلط، مثل کسی هستید که در یک اتاق تاریک، یک چراغ‌قوه مستقیم به سمت دشمن گرفته است!پس لطفا اگر هم قرار نیست در صحنه عمل برای مقابله باشبکه ماهواره ای دشمن کاری انجام دهید حداقل با کسب دانش در مورد این توانمندی ذهنیت خودرا برای روزی که قراراست به علت ضعف اطلاعاتی تجهیزاتتان نابود و در مقابل چشمتان نیروهایتان قربانی شوند آماده کنید تا ازدیدن این صحنه «کپ» نکنید.

پایان.

هرچند این مقاله تخصصی/نظامی بود اما بعد از پایان مقاله در ارتباط با این تکنولوژی و اتفاق تلخ جنگ ۴۰ روزه مایلم اشاره کنم که باوجود این توانمندی، آنها مطمئن بودند که فقط با یک مدرسه طرفند…تقدیم به ۱۶۸#