آخرین بروزرسانی: 2026/06/25

بررسی تجهیزات نیروی زمینی امریکا

نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا (United States Army) قدیمی‌ترین شاخه نیروهای مسلح آمریکا و بزرگ‌ترین نیروی زمینی این کشور به شمار می‌رود. ریشه‌های تشکیل این نیرو به ۱۴ ژوئن ۱۷۷۵ بازمی‌گردد؛ زمانی که کنگره قاره‌ای مستعمرات آمریکایی در جریان جنگ استقلال آمریکا، ارتش قاره‌ای (Continental Army) را برای مقابله با نیروهای بریتانیا ایجاد کرد. فرماندهی این ارتش به جرج واشینگتن سپرده شد و این نیرو نقش تعیین‌کننده‌ای در پیروزی مستعمرات و تأسیس ایالات متحده ایفا کرد. پس از پایان جنگ استقلال و تشکیل دولت فدرال آمریکا، ارتش قاره‌ای به تدریج به نیروی زمینی دائمی ایالات متحده تبدیل شد و ساختار آن در طول قرون هجدهم و نوزدهم توسعه یافت. از همان سال‌های نخست، این نیرو علاوه بر دفاع از مرزهای کشور، در گسترش قلمرو آمریکا، درگیری با قبایل بومی، حفاظت از مناطق مرزی و تثبیت حاکمیت دولت فدرال نقش مهمی بر عهده داشت.
در طول قرن نوزدهم، نیروی زمینی آمریکا در جنگ‌های متعددی حضور یافت که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جنگ ۱۸۱۲ با بریتانیا، جنگ آمریکا و مکزیک (۱۸۴۶ تا ۱۸۴۸) و جنگ داخلی آمریکا (۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵) اشاره کرد. جنگ داخلی نقطه عطفی در تاریخ این نیرو محسوب می‌شود؛ زیرا ارتش ایالات متحده در این جنگ تجربه عملیات گسترده، بسیج انبوه نیروها و استفاده از فناوری‌های جدید نظامی را کسب کرد. پس از پایان جنگ داخلی، ارتش آمریکا به تدریج مدرن‌تر شد و در اواخر قرن نوزدهم در جنگ آمریکا و اسپانیا نیز شرکت کرد که به گسترش نفوذ آمریکا در خارج از قاره آمریکا انجامید.
ورود آمریکا به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ مرحله جدیدی در توسعه نیروی زمینی این کشور بود. ارتش آمریکا با اعزام بیش از دو میلیون سرباز به اروپا در کنار نیروهای متفقین جنگید و تجربه ارزشمندی در عملیات‌های گسترده مدرن به دست آورد. با این حال، جنگ جهانی دوم مهم‌ترین رویداد تاریخ نیروی زمینی آمریکا به شمار می‌رود. پس از حمله ژاپن به پرل هاربر در سال ۱۹۴۱، ارتش آمریکا به سرعت گسترش یافت و میلیون‌ها سرباز را در جبهه‌های اروپا، آفریقا و اقیانوس آرام به کار گرفت. نیروهای زمینی آمریکا در عملیات‌های سرنوشت‌سازی همچون نبرد نرماندی، آزادسازی فرانسه، نبرد آردن، عملیات‌های ایتالیا و همچنین نبردهای گسترده علیه ژاپن در اقیانوس آرام مشارکت داشتند. تجربه جنگ جهانی دوم موجب شد آمریکا به یکی از قدرت‌های برتر نظامی جهان تبدیل شود و ارتش این کشور به پیشرفته‌ترین نیروی زمینی زمان خود تبدیل گردد.
در دوران جنگ سرد، نیروی زمینی آمریکا نقش اصلی را در مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و متحدان آن بر عهده داشت. نخستین آزمون بزرگ این دوره، جنگ کره (۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳) بود که در آن نیروهای آمریکایی تحت پرچم سازمان ملل متحد علیه کره شمالی و نیروهای چینی جنگیدند. پس از آن، ارتش آمریکا در جنگ ویتنام به مدت بیش از یک دهه درگیر عملیات‌های گسترده ضدشورش و نبردهای متعارف شد. اگرچه این جنگ با عقب‌نشینی آمریکا پایان یافت، اما تجربیات حاصل از آن تأثیر عمیقی بر دکترین‌ها، آموزش و سازمان رزمی ارتش آمریکا گذاشت.
در دهه‌های پایانی قرن بیستم، نیروی زمینی آمریکا در عملیات‌های مختلفی از جمله حمله به گرانادا، عملیات در پاناما و به‌ویژه جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شرکت کرد. در جنگ خلیج فارس، ارتش آمریکا با اجرای عملیات زمینی سریع و هماهنگ، توانایی بالای خود در جنگ‌های مانوری مدرن را به نمایش گذاشت و موفق شد در مدت کوتاهی نیروهای عراقی را شکست دهد. این جنگ به عنوان نمونه‌ای از برتری فناوری، فرماندهی و هماهنگی رزمی ارتش آمریکا شناخته می‌شود.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نیروی زمینی آمریکا وارد طولانی‌ترین دوره عملیاتی تاریخ خود شد. ارتش این کشور ابتدا در افغانستان عملیات گسترده‌ای را علیه طالبان و گروه‌های تروریستی آغاز کرد و سپس در سال ۲۰۰۳ در حمله به عراق نقش محوری ایفا نمود. نیروهای زمینی آمریکا طی دو دهه بعد در عملیات‌های ضدشورش، مبارزه با تروریسم، آموزش نیروهای محلی و مأموریت‌های ثبات‌سازی در خاورمیانه و آسیای مرکزی حضور داشتند. این عملیات‌ها اگرچه تجربیات گسترده‌ای در جنگ‌های نامتقارن برای ارتش آمریکا به همراه آورد، اما چالش‌های مهمی نیز در زمینه هزینه‌های انسانی، مالی و راهبردی ایجاد کرد.
در دهه ۲۰۲۰، با کاهش حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، تمرکز نیروی زمینی این کشور به سمت رقابت با قدرت‌های بزرگ به‌ویژه چین و روسیه تغییر یافت. ارتش آمریکا برنامه‌های گسترده‌ای را برای نوسازی تجهیزات، توسعه سامانه‌های بدون سرنشین، تسلیحات دوربرد دقیق، سامانه‌های پدافندی پیشرفته، شبکه‌های فرماندهی دیجیتال و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی آغاز کرده است. امروزه نیروی زمینی آمریکا با برخورداری از صدها هزار نیروی فعال و ذخیره، هزاران دستگاه تانک، خودرو زرهی، سامانه توپخانه‌ای، بالگرد و تجهیزات پیشرفته، یکی از قدرتمندترین و باتجربه‌ترین نیروهای زمینی جهان محسوب می‌شود. سابقه بیش از دو قرن حضور مستمر در جنگ‌ها و عملیات‌های نظامی مختلف، این نیرو را به سازمانی با تجربه عملیاتی گسترده در طیف وسیعی از نبردهای متعارف، نامتقارن، ضدشورش و عملیات‌های مشترک تبدیل کرده است و همچنان نقش محوری در راهبرد نظامی و امنیت ملی ایالات متحده ایفا می‌کند.

ام 1911 تپانچه مشهور محبوبی که حدود 90  سال است در خدمت ارتش امریکا است و البته تا دهه 1980 نیز تولید می شد. این تپانچه که شهرت  جهانی دارد در خط مقدم  با برتا 92 طی سه دهه گذشته جایگزین شده(در امریکا با نام ام9 شناخته می شود) ولی واحدهای پشتیبانی همچنان  از ان استفاده میکنند، دیگر تپاچه برتا 92 است. تپانچه اصلی نظامیان امریکا  ساخت برتا ایتالیا تولید شده در امریکا که بیش از  چهار صد هزار قبضه ان ساخته شده است.

ارتش امریکا دو سلاح M17 و M18 را جهت جایگزینی ام9 در سال 2023 انتخاب کرد .این سلاح توسط ارتش، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی، نیروی هوایی و نیروی فضایی به کار گرفته شدند و جایگزین برتا M9 و همچنین چندین تپانچه دیگر در پنج از شش شاخه خدماتی شدند. این نیروها قصد دارند در مجموع تا 421000 قبضه سلاح تهیه کنند؛ 195000 قبضه برای ارتش، 130000 قبضه برای نیروی هوایی، 61000 قبضه برای نیروی دریایی (فقط نسخه فشرده M18) و 35000 قبضه برای سپاه تفنگداران دریایی.

تپانچه برتا92 که در ارتش امریکا با نام ام9 شناخته می شود
M18

سلاح تهاجمی

سلاح استاندارد سازمانی  ارتش امریکا از  دهه 1960 تاکنون ام 16 بوده که نسخه های مختلف ان تولید شده همکنون دو نسخه ای 3 و ای 4 در خدمت می باشند  که در تمامی  نیروها استفاده می شود، همچنین نسخه کاربین ام 16 یا همان ام 4  که ارتقائاتی نیز در زمینه  اطمینان پذیری داشته است و در نهایت در اکثر واحدها اصلی جایگزین ام16 شده است. همچنین این ارتش از سلاح اچ کا 416 استفاده میکند این سلاح المانی بر گرفته شده از ام4 نیز از جمله سلاح های هستند که تیپ ها  و یگان های نیروی  های ویژه ارتش از ان استفاده میکنند.این سلاح در حالی جایگزینی با سلاح ام16 در ارتش امریکا است . اسکار، این سلاح بی نظیر بلژیکی  نیز در برخی واحدهای ارتش امریکا خدمت میکند و دارای کالیبر 7.62 م م است

کالیبر استاندارد سلاح های تهاجمی ارتش امریکا 5.56 م م است

M16
HK-MR556A1-and-operator-on-helo-1024x775
اچ کا 416

سلاح های تک تیر اندازی

این کشور از چندین  سلاح  تک تیر اندازی  استفاده میکند ولی سلاح اصلی ان  نسخه تک تیراندازی  سلاح ام14 با کالیبر 7.62 م م،سلاح گلنگدنی  ام110، ام24 و ام کا 14 همگی با کالیبر  7.62 م م و سلاح بارت با کالیبر 0.50 اینج یا همان 12.7 م م که حدود 1500 متر برد موثر دارد

مسلسلها

ارتش امریکا دارای  مسلسل سبک مینیمی ساخت بلژیک ولی نسخه  تولید داخل ان با نام ام 249 استفاده میکند که دارای  کالیبر  5.56 م م است و با نوار تغذیه شده و دارای لوله  قابل تعویض است . همچنین مسلسل متوسط  اصلی  مسلسل ام 240 یا در واقع نسخه امریکایی مسلسل بلژیکی اف ان مگ است که دارای کالیبر 7.62 میلیمتری ناتو است . در زمینه مسلسل  سنگین مسلسل 7.62 م م شش لول مینیگان با سرعت اتش 6000 گلوله برد دقیقه بسیار شایع است و روی بالگردها و خودرو بسیار استفاده می شود و مسلسل  برونینگ  ام2 کالیبر  0.50 یا همان 12.7 م م نیز  مسلسل اصلی سنگین  این ارتش است  که روی خودرو و بالگرد و تانک نفربر نصب می شود

ام60 و عقبتر  مینیمی
مینیگان

راکت های  و موشک های ضد تانک

راکت انداز ام 72 لاو که یک راکت انداز جمع و جور قابل  حمل توسط نفر است با کالیبر  72 م م و برد 200 متر که بیشتر بر ضد ساختمانها و نفرات پیاده به کار گرفته می شود ، راکت انداز مدرن  ای تی 4 سوئدی  که در امریکا تولید می شود به عنوان راکت انداز اصلی در خدمت ارتش  ، توپ بدون لگد سوئدی کارل گوستاو از جمله سلاح های ضد زره شانه پرتاب هستند ، موشک ضد تانک تاو  همچنین  به شکل گسترده ای از روی نفربر برادلی و یا خودروی تاکتیکی  هاموی استفاده می شود ولی موشک ضد تانک تاو  حمل توسط نفر موشک پیشرفته  تاپ اتک (حمله کننده از بالا) جولین است . بالگردها از موشک ضد تانک هلفایر با 8000 متر در نسخه لیزری و 12000 متر در نسخه میلیموجی استفاده میکنند که البته موشک هدایت لیزری و میلیموجی جاگم در حال جایگزینی با ان است

توپخانه کششی

(این قسمت به دلیل مدل بالای  خمپاره اندازهای کششی به انها نمی پردازیم)

در رأس توپخانه‌های کششی سبک، هویتزر ام۱۱۹ (M119) قرار دارد که محصول همکاری صنعتی بریتانیا و آمریکا بر اساس طرح موفق هویتزر سبک بریتانیایی ال۱۱۸ (L118) است. این هویتزر با کالیبر ۱۰۵ میلی‌متر و طول لولهٔ ۳۰٫۵ کالیبر، به دلیل وزن فقط حدود ۱٫۸ تن، قابلیت جابه‌جایی با هلیکوپترهای سبک مانند یواچ-۶۰ بلک‌هاوک و حتی سکوهای بار سبک را دارد و به سرعت در هر نقطه‌ای که نیاز به آتش پشتیبانی باشد، مستقر می‌شود. حدود ۸۷۸ قبضه از مدل‌های پیشرفتهٔ ام۱۱۹ای۲ و ام۱۱۹ای۳ در خدمت یگان‌های پیاده سبک، هوابرد و تکاور هستند که با سیستم‌های کنترل آتش دیجیتال، دیدبان پیشرفته و مهمات هدایت‌شونده، دقتی قابل‌رقابت با توپخانه‌های سنگین‌تر را ارائه می‌دهند. برد مؤثر این هویتزر با مهمات استاندارد حدود ۱۵ کیلومتر و با مهمات راکدافزایش‌یافته تا بیش از ۲۰ کیلومتر است که برای پشتیبانی از یگان‌های سطح تیپ و گردان، کاملاً کافی و مؤثر می‌باشد.

در کنار ام۱۱۹، هویتزر سنگین‌تر و قدرتمندتر ام۷۷۷ (M777) با کالیبر ۱۵۵ میلی‌متر و طول لولهٔ ۳۹ کالیبر، به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین و محبوب‌ترین هویتزرهای کششی جهان شناخته می‌شود. این هویتزر که حاصل همکاری صنعتی بریتانیا و آمریکا است، با وزن حدود ۴٫۲ تن، به طرز شگفت‌آوری برای یک هویتزر ۱۵۵ میلی‌متری سبک محسوب می‌شود و این ویژگی به لطف استفاده گسترده از آلیاژهای تیتانیوم در ساختار آن حاصل شده است. سبکی وزن ام۷۷۷ به آن اجازه می‌دهد که با هلیکوپترهای سنگین مانند شینوک (CH-47) و حتی برخی هلیکوپترهای متوسط جابه‌جا شده و در مناطق کوهستانی، جنگلی و ساحلی که دسترسی به جاده‌های مناسب وجود ندارد، مستقر گردد. حدود ۱۰۰۰ قبضه از مدل پیشرفتهٔ ام۷۷۷ای۲ در خدمت ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی قرار دارند و با سیستم کنترل آتش پیشرفته، صفحه‌نمایش دیجیتال و قابلیت شلیک طیف گسترده‌ای از مهمات از جمله گلوله‌های هدایت‌شوندهٔ اکسکالیبر (Excalibur) با دقت کمتر از ۱۰ متر و برد بیش از ۴۰ کیلومتر، توانایی انجام مأموریت‌های آتش پشتیبانی دقیق و مؤثر را در هر شرایط آب و هوایی دارند

هویتزر خود کششی

نیروهای مسلح ایالات متحده با داشتن بیش از ۱۵۲۱ دستگاه هویتزر خودکششی، یکی از قدرتمندترین و مجهزترین ناوگان توپخانهٔ خودکششی جهان را در اختیار دارند که ستون فقرات آن را خانوادهٔ معروف پالادین (M109 Paladin) تشکیل می‌دهد. هویتزر ام۱۰۹ای۶ پالادین (M109A6 Paladin) که از دههٔ ۱۹۹۰ میلادی به عنوان نسخهٔ ارتقاءیافتهٔ سری ام۱۰۹ وارد خدمت شد، با توپ ۱۵۵ میلی‌متری با طول لولهٔ ۳۹ کالیبر، سیستم کنترل آتش دیجیتال و سامانهٔ ناوبری اینرسی، به یکی از دقیق‌ترین و مرگبارترین هویتزرهای خودکششی جهان تبدیل شده است. حدود ۱۲۵۰ دستگاه از این مدل در یگان‌های توپخانهٔ ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی در خدمت فعال هستند و با مهمات هدایت‌شونده مانند گلوله‌های اکسکالیبر (Excalibur) با دقت نقطه‌ای، قادر به انهدام اهداف با برد بیش از ۳۰ کیلومتر هستند. این هویتزرها با زره نسبتاً سبک و شاسی زنجیردار، تعادل مناسبی میان حفاظت، تحرک و قدرت آتش برقرار کرده‌اند و در عملیات‌های مختلف از عراق و افغانستان تا تمرینات نظامی در اروپا و آسیا، عملکردی بی‌نظیر از خود به نمایش گذاشته‌اند.

ام109

راکت  انداز

سامانه‌های راکت‌انداز و موشکی چندگانه، به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای پشتیبانی آتش دوربرد در میدان نبرد مدرن، نقشی حیاتی در سرکوب اهداف منطقه‌ای، انهدام تأسیسات دشمن و ایجاد بازدارندگی راهبردی ایفا می‌کنند. نیروهای مسلح ایالات متحده با داشتن بیش از ۱۵۳۱ دستگاه راکت‌انداز و سامانه‌های موشکی پیشرفته، یکی از قدرتمندترین و متنوع‌ترین ناوگان آتش دوربرد جهان را در اختیار دارند. در رأس این ناوگان، سامانهٔ راکت‌انداز سبک و فوق‌چابک هیمارس (M142 HIMARS – High Mobility Artillery Rocket System) قرار دارد که به دلیل تحرک بالا و قابلیت استقرار سریع، به یکی از محبوب‌ترین سامانه‌های توپخانه در دههٔ اخیر تبدیل شده است. هیمارس که بر روی شاسی کامیون استاندارد ارتش (MTV) نصب شده و قادر به حمل و شلیک راکت‌های ۲۲۷ میلی‌متری، موشک‌های زمین‌به‌زمین تاکتیکی (ATACMS) با کالیبر ۶۱۰ میلی‌متری و همچنین موشکهای جدید پرسام  با کالیبرهای ۲۴۰ و ۴۳۰ میلی‌متری در آینده است. هماکنون حدود ۵۴۰ دستگاه از این سامانه در خدمت ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی قرار دارند و موفقیت‌های چشمگیر آن در درگیری‌های اخیر، از جمله اوکراین، باعث افزایش چشمگیر تقاضا برای تولید و به‌روزرسانی این سامانه شده است. قابلیت شلیک و فرار (shoot-and-scoot)، دقت بالای مهمات هدایت‌شونده و وزن سبک که امکان حمل با هواپیماهای ترابری را فراهم می‌کند، هیمارس را به سلاحی ایده‌آل برای جنگ‌های نامتقارن و پشتیبانی از یگان‌های واکنش سریع تبدیل کرده است.

در کنار هیمارس، سامانهٔ سنگین‌تر و زره‌پوش ام‌۲۷۰ (M270 MLRS – Multiple Launch Rocket System) به عنوان ستون فقرات توپخانهٔ راکتی سنگین ارتش آمریکا محسوب می‌شود. این سامانه که بر روی شاسی زنجیردار خودروی جنگی پیاده‌نظام (برادلی) سوار شده، با داشتن دو پاد (محفظهٔ شلیک) به جای یک پاد در هیمارس، توانایی شلیک دو برابر مهمات در یک بار آتش را دارد. حدود ۹۹۱ دستگاه از مدل‌های به‌روز شدهٔ ام۲۷۰ای۱ و ام۲۷۰ای۲ در خدمت هستند که با سیستم‌های کنترل آتش دیجیتال، سامانهٔ ناوبری پیشرفته و قابلیت شلیک طیف گسترده‌ای از مهمات از جمله راکت‌های ۲۲۷ میلی‌متری هدایت‌شونده، موشک‌های تاکتیکی (ATACMS) با کالیبر ۶۱۰ میلی‌متری و موشک‌های جدید پرسام  با کالیبرهای ۲۴۰ و ۴۳۰ میلی‌متری که در آینده وارد چرخهٔ عملیاتی خواهند شد، مجهز گردیده است. زره نسبتاً سنگین این سامانه به آن اجازه می‌دهد در مجاورت خط مقدم و در معرض آتش خمپاره و ترکش قرار گیرد و با حفاظت بیشتری نسبت به هیمارس عمل کند. با این حال، وزن بالای آن باعث می‌شود که جابه‌جایی هوایی و استقرار سریع آن با محدودیتهایی همراه باشد، به همین دلیل ارتش آمریکا هر دو سامانه را به صورت مکمل در اختیار دارد تا بسته به شرایط مأموریت، از هر یک بهره ببرد.

فراتر از راکت‌اندازهای سنتی، ارتش آمریکا در حال توسعه و استقرار نسل جدیدی از سامانه‌های موشکی راهبردی و فراتر از آن است که مرزهای فناوری را جابه‌جا می‌کنند. سامانهٔ LRHW (Long-Range Hypersonic Weapon) که به عنوان یک سلاح هایپرسونیک با سرعت بیش از ۵ ماخ و قابلیت مانور در لایه‌های بالایی جو تعریف می‌شود، یکی از اولویت‌های اصلی پنتاگون برای ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات پیشرفته و خنثی‌سازی سامانه‌های پدافندی دشمن است. این سامانه که از یک وسیلهٔ پرتابه ای گلایدر هایپرسونیک (Hypersonic Glide Vehicle) استفاده می‌کند، با برد بسیار بلند و زمان واکنش کوتاه، قادر به اصابت به اهداف با اهمیت استراتژیک در عمق خاک دشمن خواهد بود. اگرچه جزئیات دقیق کالیبر و برد این سامانه به دلیل محرمانه بودن اعلام نشده، اما آزمایش‌های موفقیت‌آمیز آن نشان از پیشرفت قابل‌توجه در این حوزه دارد. همچنین سامانهٔ موشکی تایفون (Typhon Missile System) که به عنوان یک پرتابگر عمودی چندمنظوره بر روی کامیون‌های سنگین نصب می‌شود، توانایی شلیک موشک‌های کروز و ضدکشتی با بردهای مختلف را دارد و برای تأمین آتش پشتیبانی در مناطق ساحلی و مقابله با ناوگان دریایی دشمن طراحی شده است. این سامانه که از فناوری موشک‌های استاندارد SM-6 و موشک‌های کروز تاماهوک بهره می‌برد، انعطاف‌پذیری بالایی در نوع مأموریت داشته و می‌تواند همزمان اهداف سطحی، هوایی و زمینی را هدف قرار دهد. با ورود این سامانه‌های پیشرفته به ناوگان، توانایی آتش دوربرد و راهبردی ایالات متحده وارد مرحلهٔ جدیدی شده است که در آن ترکیبی از راکت‌اندازهای همه‌کاره، موشک‌های تاکتیکی دقیق و سلاح‌های هایپرسونیک غیرقابل‌پیش‌بینی، دامنهٔ گزینه‌های فرماندهان نظامی را برای پاسخگویی به هر نوع تهدید به طرز چشمگیری گسترش داده است.

M270
پرسام
MGM-140
هایمارس

ارتش امریکا دارای سیصد هزار کامیون و  چهار صد هزار چیپ است

 نیروهای مسلح ایالات متحده با داشتن بیش از ۱۳۸ هزار دستگاه از این خودروها، یکی از بزرگترین و متنوع‌ترین ناوگان سبک جهان را در اختیار دارند. در رأس این ناوگان، خودروی معروف و شناخته‌شدهٔ هاموی (High Mobility Multipurpose Wheeled Vehicle – HMMWV) قرار دارد که از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی به عنوان اسب‌کاری همه‌کارهٔ ارتش آمریکا شناخته می‌شود. حدود ۱۲۵ هزار دستگاه از این خودرو همچنان در خدمت فعال هستند که تقریباً ۴۰ درصد از آنها به نسخه‌های زره‌دار مجهز شده‌اند تا بتوانند در محیط‌های پرخطر و مقابل تهدیدات سبک مانند گلوله و ترکش، حفاظت نسبی را برای سرنشینان فراهم آورند. با این حال، با گذشت زمان و افزایش تهدیدات میدانی، نیاز به خودرویی با سطح حفاظت بالاتر و توانایی تحرک بیشتر احساس شد و به همین دلیل برنامهٔ جایگزینی گسترده برای هاموی‌های زره‌دار با خودروی نسل جدید یعنی جی‌ال‌تی‌وی (JLTV – Joint Light Tactical Vehicle) کلید خورد. خودروی تاکتیکی سبک مشترک که توسط شرکت Oshkosh Defense طراحی شده، از سال ۲۰۱۵ به عنوان برندهٔ این مناقصه انتخاب گردید و قراردادی برای تأمین ۱۶۹۰۱ دستگاه اولیه منعقد شد. در حال حاضر تخمین زده می‌شود حدود ۱۲۵۰۰ دستگاه از این خودروی پیشرفته در خدمت باشد و هدف نهایی ارتش آمریکا برای این برنامه، خرید ۴۹۰۹۹ دستگاه جی‌ال‌تی‌وی است تا سهم بزرگی از ناوگان هاموی‌های زره‌دار بازنشسته شوند و خودرویی با تعلیق پیشرفته، حفاظت بالینی و توانایی حمل محمولهٔ سنگین‌تر جایگزین آنها گردد.

هاموی

نفربر زرهی

 جنگی پیاده‌نظام جهان، بخش بزرگی از ناوگان زرهی آمریکا را تشکیل می‌دهند. خودروی ام۲ برادلی (M2 Bradley) که از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی در خدمت بوده، با توپ خودکار ۲۵ میلی‌متری و موشک‌انداز ضدتانک تاو (TOW) با کالیبر ۱۵۲ میلی‌متری، توانایی درگیری با پیاده‌نظام، خودروهای زرهی سبک و حتی تانک‌های دشمن را دارد. در حال حاضر حدود ۲۱۰۰ دستگاه از مدل‌های پیشرفتهٔ ام۲ای۲ و ام۲ای۳ و همچنین ۲۱۰ دستگاه از جدیدترین نسخهٔ ام۲ای۴ به صورت فعال در یگان‌های رزمی خدمت می‌کنند. علاوه بر این، حدود ۲۰۰۰ دستگاه از مدل‌های قدیمی‌تر ام۲ نیز در انبارهای ذخیرهٔ راهبردی نگهداری می‌شوند که می‌توانند در مواقع ضروری به‌روزرسانی شده و به چرخهٔ عملیاتی بازگردند. نسخهٔ شناسایی این خانواده یعنی ام۳ برادلی (M3 Bradley) نیز با تجهیزات پیشرفتهٔ دیدبانی و شناسایی، برای یگان‌های زرهی و سواره‌نظام طراحی شده است. حدود ۱۲۰۰ دستگاه از مدل‌های ام۳ای۲ و ام۳ای۳ در خدمت فعال هستند و ۸۰۰ دستگاه دیگر نیز در انبارهای ذخیره موجود می‌باشند.

ارتش امریکا همچنان از 4700 نفربر ام113 مسلح به مسلسل 12.7 م م برونینگ و یا مینیگان و یا موشک تاو استفاده میکند(این ناوگان ذخیره است)

در رأس این ناوگان از نظر تنوع و تعداد، خانوادهٔ استرایکر (M1126 Stryker) قرار دارد که محصول همکاری صنعتی کانادا و آمریکا محسوب می‌شود. این خودروی هشت‌چرخ با طراحی مدولار، ترکیبی از یک نفربر زرهی و خودروی جنگی پیاده‌نظام است و به دلیل سرعت بالا در جاده‌های آسفالت و قابلیت حمل هوایی، به ویژه برای تیپ‌های رزمی استقرار سریع (SBCT) طراحی شده است. در مجموع حدود ۴۳۸۳ دستگاه از مدل‌های مختلف استرایکر تولید شده که پس از اهدای ۱۶۹ دستگاه به اوکراین در جریان حمایت نظامی از این کشور، حدود ۴۲۱۴ دستگاه همچنان در خدمت ارتش آمریکا باقی مانده‌اند.

برادلی

تانک

نیروهای زرهی ایالات متحده با داشتن بیش از ۲۷۲۰ دستگاه تانک و خودروی سنگین، همچنان یکی از قدرتمندترین و آماده‌ترین ناوگان زرهی جهان را در اختیار دارند و ستون فقرات این نیروی عظیم، بدون شک تانک ام‌۱ آبرامز (M1 Abrams) است. این تانک سنگین که از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ میلادی به خدمت گرفته شده، با توپ ۱۲۰ میلی‌متری صاف‌لوله و زره کامپوزیت پیشرفته، به عنوان یکی از مرگبارترین و مقاوم‌ترین تانک‌های میدان نبرد مدرن شناخته می‌شود. در حال حاضر حدود ۲۶۴۰ دستگاه از مدل‌های مختلف آبرامز در یگان‌های فعال ارتش و تفنگداران دریایی به صورت عملیاتی در خدمت هستند و آمادگی رزمی بالایی را حفظ می‌کنند. اما نکتهٔ قابل‌تأمل این است که علاوه بر این تعداد، حدود ۲۰۰۰ دستگاه دیگر از مدل‌های ام‌۱ای۱ و ام‌۱ای۲ نیز در انبارهای ذخیرهٔ راهبردی نگهداری می‌شوند که در صورت نیاز، می‌توانند به‌سرعت به‌روزرسانی شده و به میدان نبرد اعزام شوند. این حجم عظیم از تانک‌های ذخیره، نشان‌دهندهٔ رویکرد پنتاگون برای حفظ توانایی پاسخگویی به تهدیدات گسترده و درگیری‌های طولانی‌مدت است و برنامهٔ به‌روزرسانی این تانک‌ها به نسخهٔ ام‌۱ای۲اسایپی (SEPv3) و نسخهٔ جدیدتر یعنی ام‌۱ای۳ با سیستم‌های دیجیتال، هدف‌گیری پیشرفته و زره نسل جدید، همچنان با جدیت دنبال می‌شود تا آبرامز برای دهه‌های آینده نیز سلطهٔ خود را در میدان نبرد حفظ کند.

در کنار تانک‌های سنگین آبرامز، ارتش آمریکا به دنبال پر کردن خلأ میان تانک‌های اصلی و خودروهای زرهی سبک، برنامهٔ جاه‌طلانه‌ای را برای خودروی پشتیبانی زرهی پیاده‌نظام با نام ام‌۱۰ بوکر (M10 Booker) تعریف کرده بود. این خودروی رزمی که با توپ ۱۰۵ میلی‌متری و وزن بسیار کمتر از آبرامز طراحی شده بود، قرار بود نقش حمایت مستقیم از نیروهای پیاده در محیط‌های شهری و مناطق صعب‌العبور را ایفا کند و تحرک بیشتری نسبت به تانک‌های سنگین داشته باشد. بر اساس آخرین گزارش‌ها، حدود ۲۶ دستگاه از این خودرو تولید شده و مراحل آزمایش و تحویل اولیه را طی کرده بودند. با این حال، در یک تحول قابل‌توجه و غافلگیرکننده، برنامهٔ تولید انبوه ام‌۱۰ بوکر در ماه می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) به طور رسمی لغو گردید، هرچند که برخی از تانک‌های تولیدشده در مرحلهٔ پیش‌تولید همچنان در اختیار یگان‌ها باقی مانده و فرایند تحویل آنها تکمیل خواهد شد. این تصمیم که عمدتاً به تغییر اولویت‌های بودجه‌ای، بازنگری در نیازمندی‌های میدان نبرد مدرن و تمرکز بر سکوهای زرهی هوشمند و خودران نسبت داده می‌شود، نشان‌دهندهٔ دورنمای جدیدی از تحول در نیروهای زرهی آمریکاست؛ جایی که به جای توسعهٔ خودروهای میانی با قابلیت‌های محدود، سرمایه‌گذاری بر روی به‌روزرسانی نسل جدید آبرامز و توسعهٔ سکوهای رزمی سبک‌تر و خودکار با قابلیت شبکه‌محوری متمرکز شده است. با این وجود، ۲۶ دستگاه ام‌۱۰ بوکر تولیدشده همچنان به عنوان یک دارایی عملیاتی برای ارزیابی میدانی و تکمیل سناریوهای آموزشی به کار گرفته خواهند شد و تجربیات حاصل از آنها در طراحی نسل بعدی خودروهای زرهی پشتیبانی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در مجموع، ناوگان زرهی ایالات متحده با اتکا به آبرامزهای به‌روز و ذخایر راهبردی عظیم، همچنان بازدارندگی و توان تهاجمی بی‌نظیری را حفظ کرده است.

ابرامز
بوکر

بالگرد ها

در سازمانده ای ارتش  امریکا بالگرد در اختیار  نیروی زمینی  است(البته مانند هر  ارتش نیروی هوایی  و دریایی نیز بالگرد دارند)

بالگرد های  اموزشی

نیروی زمین  امریکا از  180  بالگرد TH-67  که در واقع نسخه اموزشی  بالگرد بل 206 است در نقش اموزشی استفاده میکند

بالگرد ترابری

نیروهای مسلح ایالات متحده متکی بر یکی از متنوع‌ترین و پیشرفته‌ترین ناوگان هلیکوپتری جهان هستند که شامل مدل‌های تخصصی برای تهاجم، حمل‌ونقل سنگین، جنگ الکترونیک و مأموریت‌های چندمنظوره می‌شود. در رأس هلیکوپترهای ضربتی و تهاجمی، دو پرندهٔ سرشناس آپاچی و لیتل برد قرار دارند. هلیکوپتر تهاجمی ای‌اچ-۶۴ آپاچی (AH-64 Apache) که از سال ۱۹۸۶ به خدمت گرفته شده، همچنان به عنوان قدرتمندترین هلیکوپتر جنگنده دنیا شناخته می‌شود. این هلیکوپتر که در مدل‌های پیشرفته دی و ای (AH-64D/E) به ناوگان اضافه شده، دارای سیستم‌های هدف‌یابی پیشرفته، زره مقاوم و توان حمل موشک‌های هلفایر و راکت‌های هیدرا است. در حال حاضر حدود ۹۱ فروند از مدل‌های جدید آپاچی در خدمت فعال قرار دارند و با احتساب مدل‌های قدیمی‌تر ای که بازنشسته شده‌اند، برنامهٔ کلی برای ناوگان آپاچی شامل ۸۱۲ فروند در نظر گرفته شده است. همچنین هلیکوپتر کوچک و چابک ای‌اچ-۶ لیتل برد (AH-6 Little Bird) که از سال ۱۹۸۰ وارد خدمت شده، به دلیل ابعاد جمع‌وجور و قابلیت انجام عملیات ویژه در فضاهای شهری و محدود، همچنان یکی از گزینه‌های محبوب یگان‌های نیروهای ویژه است. مدل پیشرفتهٔ آن یعنی MH/AH-6M با ۴۷ فروند تولید، نقش‌های شناسایی تهاجمی و پشتیبانی نزدیک را ایفا می‌کند و سفارش ۷۴ فروند دیگر نیز برای تکمیل ناوگان این پرندهٔ کوچک اما مرگبار در دستور کار قرار دارد.

در حوزهٔ حمل‌ونقل سنگین و پشتیبانی لجستیکی، هلیکوپتر شینوک (CH-47 Chinook) با طراحی دو روتور متضاد، از سال ۱۹۶۲ یکی از ستون‌های اصلی جابه‌جایی بار و نیرو در ارتش آمریکا بوده است. مدل‌های پیشرفتهٔ اف بلاک یک و دو (CH-47F Block I/II) با سیستم‌های دیجیتال و موتورهای قوی‌تر، توانایی جابه‌جایی تجهیزات سنگین، توپخانه و حتی خودروهای سبک را در مناطق صعب‌العبور دارند. هماکنون ۴۶۵ فروند از این هلیکوپتر در خدمت است و برنامهٔ مشابهی برای تولید همین تعداد از مدل بلاک دو به عنوان جایگزین و به‌روزرسانی ناوگان موجود دنبال می‌شود. نسخهٔ چندمنظورهٔ این هلیکوپتر با نام ام‌اچ-۴۷ شینوک (MH-47 Chinook) که به سفارش یگان‌های عملیات ویژه طراحی شده، با ۳۶ فروند فعلی و سفارش ۶۹ فروند از مدل بلاک دو، به دلیل برخورداری از سوخت‌رسانی در پرواز، تجهیزات ناوبری پیشرفته و زره تقویت‌شده، برای مأموریت‌های دوربرد و سری بسیار حیاتی به شمار می‌رود.

در بخش هلیکوپترهای کاربردی و چندمنظوره که بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده‌اند، بدون شک بلک‌هاوک (UH-60 Black Hawk) نقش اصلی را دارد. این هلیکوپتر که از سال ۱۹۷۹ میلادی وارد خدمت شده، با مدل‌های به‌روز شده‌ی وی و ام (UH-60V/M) به عنوان ستون فقرات حمل‌ونقل نیرو، تخلیهٔ پزشکی، جستجو و نجات و حتی عملیات تهاجمی سبک ایفای نقش می‌کند. در حال حاضر ۷۶۰ فروند از مدل وی و ۱۳۷۵ فروند از مدل ام در خدمت هستند که مجموعاً برنامهٔ ۲۱۳۵ فروندی را برای تکمیل و جایگزینی ناوگان قدیمی ترسیم می‌کند. یکی از مشتقات تخصصی بلک‌هاوک، مدل ای‌اچ-۶۰ (EH-60 Black Hawk) است که برای جنگ الکترونیک و اختلال در ارتباطات و رادارهای دشمن طراحی شده و با ۶۴ فروند، پوشش‌دهندهٔ نیازهای فرماندهی در میدان‌های نبرد مدرن است.

در انتهای این فهرست، هلیکوپتر سبک و مقرون‌به‌صرفهٔ یو‌اچ-۷۲ لاکوتا (UH-72 Lakota) قرار دارد که همکاری صنعتی آمریکا و اتحادیهٔ اروپا (بر پایهٔ ایرباس اچ۱۴۵) محسوب می‌شود. لاکوتا از سال ۲۰۰۷ به عنوان هلیکوپتر چندمنظورهٔ غیررزمی برای مأموریت‌های پشتیبانی، گشت‌زنی، آموزش خلبانی و امداد و نجات به کار گرفته شده است. با ۴۷۰ فروند در خدمت و سفارش ۳۸ فروند دیگر، این هلیکوپتر با هزینهٔ عملیاتی پایین، نقش مهمی در کاهش فشار بر ناوگان سنگین‌تر ایفا می‌کند. از این تعداد، ۸۷ فروند به طور ویژه برای آموزش خلبانی در مراکز پروازی ارتش اختصاص داده شده‌اند که نشان از اعتماد ارتش به قابلیت‌های این پرندهٔ کوچک و کارآمد دارد. به‌طور کلی، این مجموعه از هلیکوپترهای فوق‌سنگین شینوک گرفته تا کوچک‌ترین لیتل برد، یکپارچگی، انعطاف‌پذیری و توان رزمی بالایی را برای نیروهای مسلح آمریکا فراهم آورده و هر یک جایگاه راهبردی خود را در ساختار هوانوردی ارتش حفظ کرده‌اند.

شینوک
بلک هاوک
UH-72
لانگ بو اپاچی

همچنین  نیروی زمینی  امریکا حدود 100 فروند  هواپیمای ارتباطی (حمل نقل کوچک زیر 20 نفر) ، جنگ الکترونیک و شنود دارد از انواع جت و پراپ دارد

پهپادها

ناوگان پرنده‌های بدون سرنشین (UAV) مورد استفاده نیروهای مسلح ایالات متحده و کشورهای هم‌پیمان، شامل طیف گسترده‌ای از سامانه‌های سبک تا نیمه‌سنگین است که هر یک برای مأموریت‌های ویژه‌ای طراحی شده‌اند. در رأس این فهرست از نظر کاربری تهاجمی، مهمات پرسه‌زن (loitering munition) سوئیچ‌بلید (Switchblade) ساخت شرکت AeroVironment قرار دارد که از سال ۲۰۱۲ وارد خدمت شده و با بیش از ۴۴۰۰ فروند تولیدی، به یکی از مؤثرترین ابزارهای ضدهدف متحرک در میدان نبرد مدرن تبدیل شده است. این پهپاد کوچک که قابلیت حمل در کوله‌پشتی را دارد، با دوربین روز/شب خود به سمت هدف هدایت شده و با انفجار کلاهک جنگی خود، ضمن دقت بالا، تلفات جانبی را به حداقل می‌رساند.

در کنار سوئیچ‌بلید، خانواده بزرگی از پهپادهای دست‌پرتاب برای شناسایی و نظارت میدانی توسط نیروهای پیاده به کار گرفته می‌شوند. از قدیمی‌ترین و پرشمارترین آن‌ها می‌توان به آر‌کیو-۱۱ بی ریون (RQ-11B Raven) اشاره کرد که از سال ۲۰۰۳ در خدمت بوده و با تولید بیش از ۵۰۰۰ فروند، به عنوان چشمان نیروهای کوچک رزمی در سطح جوخه و گروهان عمل می‌کند. نمونه دیگر، آر‌کیو-۲۰ای پوما (RQ-20A Puma) است که با قابلیت فرود بر روی خشکی و آب و برخورداری از سامانه دید فروسرخ، از سال ۲۰۰۷ جانشین ریون در برخی مأموریت‌های دریایی و ساحلی شده و حدود ۳۲۵ فروند از آن ساخته شده است. همچنین پهپاد دست‌پرتاب ماوریک (Maveric) از شرکت Prioria Robotics با قابلیت پرواز طولانی‌تر و بدنهٔ مقاوم، هرچند تعداد تولید دقیق آن به طور رسمی اعلام نشده (با ۳۶ فروند گزارش‌شده در برخی منابع)، اما به دلیل طراحی بال‌های بسته‌شونده و حمل‌آسان، گزینه‌ی مناسبی برای یگان‌های ویژه محسوب می‌شود.

برای مأموریت‌های سنگین‌تر شناسایی در سطح گردان و تیپ، پهپاد سایه (RQ-7 Shadow) با موتور پیستونی و قابلیت پرتاب از منجنیق، از سال ۲۰۰۲ ستون فقرات شناسایی تاکتیکی ارتش آمریکا بوده است. نسل پیشرفته این پرنده یعنی آر‌کیو-۷بی با بیش از ۵۰۰ فروند تولید، به دلیل برد عملیاتی بالا و سامانه‌های اپتیک دقیق، همچنان نقش مؤثری در میادین نبرد ایفا می‌کند. در سطح بالاتر و با قابلیت ماندگاری و ارتفاع بیشتر، باید از ام‌کیو-۱سی گری ایگل (MQ-1C Gray Eagle) نام برد که از سال ۲۰۰۹ به عنوان پهپاد چندمنظوره با موتور انژکتوری، قابلیت حمل موشک و بمب‌های هوشمند را نیز داراست؛ تعداد تولید آن حدود ۱۸۰ فروند تخمین زده می‌شود و به عنوان مکمل مدرن پهپادهای پیشین و جانشینی برای ام‌کیو-۱ پرداتور عمل می‌کند.

در این بین، نقش نیروهای متحد نیز با سامانه‌های وارداتی یا مشارکتی پررنگ است. برای نمونه، سی‌کیو-۱۰ اسنوگوس (CQ-10 SnowGoose) ساخت کانادا، که یک بال‌گرد خودکار با قابلیت حمل بار و محموله‌های امدادی در شرایط دشوار جوی است و حدود ۲۸ فروند از آن در اختیار نیروهای ویژه و لجستیک قرار گرفته است. همچنین سه طرح دیگر شامل ایکس‌پی‌وی-۱ ترن (XPV-1 Tern) و ایکس‌پی‌وی-۲ ماکو (XPV-2 Mako) که هر دو از طرح‌های آزمایشی آمریکایی برای پرواز در ارتفاع پایین و با قابلیت برخاست و نشست عمودی بوده‌اند، به ترتیب با ۱۵ و ۱۴ فروند تولید محدود، عمدتاً در نقش تحقیقاتی و اعتبارسنجی فناوری‌های جدید به کار گرفته شده‌اند. به‌طور کلی، این مجموعه نشان‌دهنده‌ی زنجیره‌ای کامل از پهپادهای بسیار سبک شناسایی تا مهمات پرسه‌زن و پرنده‌های نیمه‌سنگین رزمی است که انعطاف‌پذیری و توانایی پاسخگویی به تهدیدات متنوع را برای فرماندهان میدانی فراهم می‌آورد.