نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا (United States Army) قدیمیترین شاخه نیروهای مسلح آمریکا و بزرگترین نیروی زمینی این کشور به شمار میرود. ریشههای تشکیل این نیرو به ۱۴ ژوئن ۱۷۷۵ بازمیگردد؛ زمانی که کنگره قارهای مستعمرات آمریکایی در جریان جنگ استقلال آمریکا، ارتش قارهای (Continental Army) را برای مقابله با نیروهای بریتانیا ایجاد کرد. فرماندهی این ارتش به جرج واشینگتن سپرده شد و این نیرو نقش تعیینکنندهای در پیروزی مستعمرات و تأسیس ایالات متحده ایفا کرد. پس از پایان جنگ استقلال و تشکیل دولت فدرال آمریکا، ارتش قارهای به تدریج به نیروی زمینی دائمی ایالات متحده تبدیل شد و ساختار آن در طول قرون هجدهم و نوزدهم توسعه یافت. از همان سالهای نخست، این نیرو علاوه بر دفاع از مرزهای کشور، در گسترش قلمرو آمریکا، درگیری با قبایل بومی، حفاظت از مناطق مرزی و تثبیت حاکمیت دولت فدرال نقش مهمی بر عهده داشت.
در طول قرن نوزدهم، نیروی زمینی آمریکا در جنگهای متعددی حضور یافت که از مهمترین آنها میتوان به جنگ ۱۸۱۲ با بریتانیا، جنگ آمریکا و مکزیک (۱۸۴۶ تا ۱۸۴۸) و جنگ داخلی آمریکا (۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵) اشاره کرد. جنگ داخلی نقطه عطفی در تاریخ این نیرو محسوب میشود؛ زیرا ارتش ایالات متحده در این جنگ تجربه عملیات گسترده، بسیج انبوه نیروها و استفاده از فناوریهای جدید نظامی را کسب کرد. پس از پایان جنگ داخلی، ارتش آمریکا به تدریج مدرنتر شد و در اواخر قرن نوزدهم در جنگ آمریکا و اسپانیا نیز شرکت کرد که به گسترش نفوذ آمریکا در خارج از قاره آمریکا انجامید.
ورود آمریکا به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ مرحله جدیدی در توسعه نیروی زمینی این کشور بود. ارتش آمریکا با اعزام بیش از دو میلیون سرباز به اروپا در کنار نیروهای متفقین جنگید و تجربه ارزشمندی در عملیاتهای گسترده مدرن به دست آورد. با این حال، جنگ جهانی دوم مهمترین رویداد تاریخ نیروی زمینی آمریکا به شمار میرود. پس از حمله ژاپن به پرل هاربر در سال ۱۹۴۱، ارتش آمریکا به سرعت گسترش یافت و میلیونها سرباز را در جبهههای اروپا، آفریقا و اقیانوس آرام به کار گرفت. نیروهای زمینی آمریکا در عملیاتهای سرنوشتسازی همچون نبرد نرماندی، آزادسازی فرانسه، نبرد آردن، عملیاتهای ایتالیا و همچنین نبردهای گسترده علیه ژاپن در اقیانوس آرام مشارکت داشتند. تجربه جنگ جهانی دوم موجب شد آمریکا به یکی از قدرتهای برتر نظامی جهان تبدیل شود و ارتش این کشور به پیشرفتهترین نیروی زمینی زمان خود تبدیل گردد.
در دوران جنگ سرد، نیروی زمینی آمریکا نقش اصلی را در مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و متحدان آن بر عهده داشت. نخستین آزمون بزرگ این دوره، جنگ کره (۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳) بود که در آن نیروهای آمریکایی تحت پرچم سازمان ملل متحد علیه کره شمالی و نیروهای چینی جنگیدند. پس از آن، ارتش آمریکا در جنگ ویتنام به مدت بیش از یک دهه درگیر عملیاتهای گسترده ضدشورش و نبردهای متعارف شد. اگرچه این جنگ با عقبنشینی آمریکا پایان یافت، اما تجربیات حاصل از آن تأثیر عمیقی بر دکترینها، آموزش و سازمان رزمی ارتش آمریکا گذاشت.
در دهههای پایانی قرن بیستم، نیروی زمینی آمریکا در عملیاتهای مختلفی از جمله حمله به گرانادا، عملیات در پاناما و بهویژه جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شرکت کرد. در جنگ خلیج فارس، ارتش آمریکا با اجرای عملیات زمینی سریع و هماهنگ، توانایی بالای خود در جنگهای مانوری مدرن را به نمایش گذاشت و موفق شد در مدت کوتاهی نیروهای عراقی را شکست دهد. این جنگ به عنوان نمونهای از برتری فناوری، فرماندهی و هماهنگی رزمی ارتش آمریکا شناخته میشود.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نیروی زمینی آمریکا وارد طولانیترین دوره عملیاتی تاریخ خود شد. ارتش این کشور ابتدا در افغانستان عملیات گستردهای را علیه طالبان و گروههای تروریستی آغاز کرد و سپس در سال ۲۰۰۳ در حمله به عراق نقش محوری ایفا نمود. نیروهای زمینی آمریکا طی دو دهه بعد در عملیاتهای ضدشورش، مبارزه با تروریسم، آموزش نیروهای محلی و مأموریتهای ثباتسازی در خاورمیانه و آسیای مرکزی حضور داشتند. این عملیاتها اگرچه تجربیات گستردهای در جنگهای نامتقارن برای ارتش آمریکا به همراه آورد، اما چالشهای مهمی نیز در زمینه هزینههای انسانی، مالی و راهبردی ایجاد کرد.
در دهه ۲۰۲۰، با کاهش حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، تمرکز نیروی زمینی این کشور به سمت رقابت با قدرتهای بزرگ بهویژه چین و روسیه تغییر یافت. ارتش آمریکا برنامههای گستردهای را برای نوسازی تجهیزات، توسعه سامانههای بدون سرنشین، تسلیحات دوربرد دقیق، سامانههای پدافندی پیشرفته، شبکههای فرماندهی دیجیتال و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی آغاز کرده است. امروزه نیروی زمینی آمریکا با برخورداری از صدها هزار نیروی فعال و ذخیره، هزاران دستگاه تانک، خودرو زرهی، سامانه توپخانهای، بالگرد و تجهیزات پیشرفته، یکی از قدرتمندترین و باتجربهترین نیروهای زمینی جهان محسوب میشود. سابقه بیش از دو قرن حضور مستمر در جنگها و عملیاتهای نظامی مختلف، این نیرو را به سازمانی با تجربه عملیاتی گسترده در طیف وسیعی از نبردهای متعارف، نامتقارن، ضدشورش و عملیاتهای مشترک تبدیل کرده است و همچنان نقش محوری در راهبرد نظامی و امنیت ملی ایالات متحده ایفا میکند.
ام 1911 تپانچه مشهور محبوبی که حدود 90 سال است در خدمت ارتش امریکا است و البته تا دهه 1980 نیز تولید می شد. این تپانچه که شهرت جهانی دارد در خط مقدم با برتا 92 طی سه دهه گذشته جایگزین شده(در امریکا با نام ام9 شناخته می شود) ولی واحدهای پشتیبانی همچنان از ان استفاده میکنند، دیگر تپاچه برتا 92 است. تپانچه اصلی نظامیان امریکا ساخت برتا ایتالیا تولید شده در امریکا که بیش از چهار صد هزار قبضه ان ساخته شده است.
ارتش امریکا دو سلاح M17 و M18 را جهت جایگزینی ام9 در سال 2023 انتخاب کرد .این سلاح توسط ارتش، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی، نیروی هوایی و نیروی فضایی به کار گرفته شدند و جایگزین برتا M9 و همچنین چندین تپانچه دیگر در پنج از شش شاخه خدماتی شدند. این نیروها قصد دارند در مجموع تا 421000 قبضه سلاح تهیه کنند؛ 195000 قبضه برای ارتش، 130000 قبضه برای نیروی هوایی، 61000 قبضه برای نیروی دریایی (فقط نسخه فشرده M18) و 35000 قبضه برای سپاه تفنگداران دریایی.


سلاح تهاجمی
سلاح استاندارد سازمانی ارتش امریکا از دهه 1960 تاکنون ام 16 بوده که نسخه های مختلف ان تولید شده همکنون دو نسخه ای 3 و ای 4 در خدمت می باشند که در تمامی نیروها استفاده می شود، همچنین نسخه کاربین ام 16 یا همان ام 4 که ارتقائاتی نیز در زمینه اطمینان پذیری داشته است و در نهایت در اکثر واحدها اصلی جایگزین ام16 شده است. همچنین این ارتش از سلاح اچ کا 416 استفاده میکند این سلاح المانی بر گرفته شده از ام4 نیز از جمله سلاح های هستند که تیپ ها و یگان های نیروی های ویژه ارتش از ان استفاده میکنند.این سلاح در حالی جایگزینی با سلاح ام16 در ارتش امریکا است . اسکار، این سلاح بی نظیر بلژیکی نیز در برخی واحدهای ارتش امریکا خدمت میکند و دارای کالیبر 7.62 م م است
کالیبر استاندارد سلاح های تهاجمی ارتش امریکا 5.56 م م است


سلاح های تک تیر اندازی
این کشور از چندین سلاح تک تیر اندازی استفاده میکند ولی سلاح اصلی ان نسخه تک تیراندازی سلاح ام14 با کالیبر 7.62 م م،سلاح گلنگدنی ام110، ام24 و ام کا 14 همگی با کالیبر 7.62 م م و سلاح بارت با کالیبر 0.50 اینج یا همان 12.7 م م که حدود 1500 متر برد موثر دارد
مسلسلها
ارتش امریکا دارای مسلسل سبک مینیمی ساخت بلژیک ولی نسخه تولید داخل ان با نام ام 249 استفاده میکند که دارای کالیبر 5.56 م م است و با نوار تغذیه شده و دارای لوله قابل تعویض است . همچنین مسلسل متوسط اصلی مسلسل ام 240 یا در واقع نسخه امریکایی مسلسل بلژیکی اف ان مگ است که دارای کالیبر 7.62 میلیمتری ناتو است . در زمینه مسلسل سنگین مسلسل 7.62 م م شش لول مینیگان با سرعت اتش 6000 گلوله برد دقیقه بسیار شایع است و روی بالگردها و خودرو بسیار استفاده می شود و مسلسل برونینگ ام2 کالیبر 0.50 یا همان 12.7 م م نیز مسلسل اصلی سنگین این ارتش است که روی خودرو و بالگرد و تانک نفربر نصب می شود


راکت های و موشک های ضد تانک
راکت انداز ام 72 لاو که یک راکت انداز جمع و جور قابل حمل توسط نفر است با کالیبر 72 م م و برد 200 متر که بیشتر بر ضد ساختمانها و نفرات پیاده به کار گرفته می شود ، راکت انداز مدرن ای تی 4 سوئدی که در امریکا تولید می شود به عنوان راکت انداز اصلی در خدمت ارتش ، توپ بدون لگد سوئدی کارل گوستاو از جمله سلاح های ضد زره شانه پرتاب هستند ، موشک ضد تانک تاو همچنین به شکل گسترده ای از روی نفربر برادلی و یا خودروی تاکتیکی هاموی استفاده می شود ولی موشک ضد تانک تاو حمل توسط نفر موشک پیشرفته تاپ اتک (حمله کننده از بالا) جولین است . بالگردها از موشک ضد تانک هلفایر با 8000 متر در نسخه لیزری و 12000 متر در نسخه میلیموجی استفاده میکنند که البته موشک هدایت لیزری و میلیموجی جاگم در حال جایگزینی با ان است
توپخانه کششی
(این قسمت به دلیل مدل بالای خمپاره اندازهای کششی به انها نمی پردازیم)
در رأس توپخانههای کششی سبک، هویتزر ام۱۱۹ (M119) قرار دارد که محصول همکاری صنعتی بریتانیا و آمریکا بر اساس طرح موفق هویتزر سبک بریتانیایی ال۱۱۸ (L118) است. این هویتزر با کالیبر ۱۰۵ میلیمتر و طول لولهٔ ۳۰٫۵ کالیبر، به دلیل وزن فقط حدود ۱٫۸ تن، قابلیت جابهجایی با هلیکوپترهای سبک مانند یواچ-۶۰ بلکهاوک و حتی سکوهای بار سبک را دارد و به سرعت در هر نقطهای که نیاز به آتش پشتیبانی باشد، مستقر میشود. حدود ۸۷۸ قبضه از مدلهای پیشرفتهٔ ام۱۱۹ای۲ و ام۱۱۹ای۳ در خدمت یگانهای پیاده سبک، هوابرد و تکاور هستند که با سیستمهای کنترل آتش دیجیتال، دیدبان پیشرفته و مهمات هدایتشونده، دقتی قابلرقابت با توپخانههای سنگینتر را ارائه میدهند. برد مؤثر این هویتزر با مهمات استاندارد حدود ۱۵ کیلومتر و با مهمات راکدافزایشیافته تا بیش از ۲۰ کیلومتر است که برای پشتیبانی از یگانهای سطح تیپ و گردان، کاملاً کافی و مؤثر میباشد.
در کنار ام۱۱۹، هویتزر سنگینتر و قدرتمندتر ام۷۷۷ (M777) با کالیبر ۱۵۵ میلیمتر و طول لولهٔ ۳۹ کالیبر، به عنوان یکی از پیشرفتهترین و محبوبترین هویتزرهای کششی جهان شناخته میشود. این هویتزر که حاصل همکاری صنعتی بریتانیا و آمریکا است، با وزن حدود ۴٫۲ تن، به طرز شگفتآوری برای یک هویتزر ۱۵۵ میلیمتری سبک محسوب میشود و این ویژگی به لطف استفاده گسترده از آلیاژهای تیتانیوم در ساختار آن حاصل شده است. سبکی وزن ام۷۷۷ به آن اجازه میدهد که با هلیکوپترهای سنگین مانند شینوک (CH-47) و حتی برخی هلیکوپترهای متوسط جابهجا شده و در مناطق کوهستانی، جنگلی و ساحلی که دسترسی به جادههای مناسب وجود ندارد، مستقر گردد. حدود ۱۰۰۰ قبضه از مدل پیشرفتهٔ ام۷۷۷ای۲ در خدمت ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی قرار دارند و با سیستم کنترل آتش پیشرفته، صفحهنمایش دیجیتال و قابلیت شلیک طیف گستردهای از مهمات از جمله گلولههای هدایتشوندهٔ اکسکالیبر (Excalibur) با دقت کمتر از ۱۰ متر و برد بیش از ۴۰ کیلومتر، توانایی انجام مأموریتهای آتش پشتیبانی دقیق و مؤثر را در هر شرایط آب و هوایی دارند
هویتزر خود کششی
نیروهای مسلح ایالات متحده با داشتن بیش از ۱۵۲۱ دستگاه هویتزر خودکششی، یکی از قدرتمندترین و مجهزترین ناوگان توپخانهٔ خودکششی جهان را در اختیار دارند که ستون فقرات آن را خانوادهٔ معروف پالادین (M109 Paladin) تشکیل میدهد. هویتزر ام۱۰۹ای۶ پالادین (M109A6 Paladin) که از دههٔ ۱۹۹۰ میلادی به عنوان نسخهٔ ارتقاءیافتهٔ سری ام۱۰۹ وارد خدمت شد، با توپ ۱۵۵ میلیمتری با طول لولهٔ ۳۹ کالیبر، سیستم کنترل آتش دیجیتال و سامانهٔ ناوبری اینرسی، به یکی از دقیقترین و مرگبارترین هویتزرهای خودکششی جهان تبدیل شده است. حدود ۱۲۵۰ دستگاه از این مدل در یگانهای توپخانهٔ ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی در خدمت فعال هستند و با مهمات هدایتشونده مانند گلولههای اکسکالیبر (Excalibur) با دقت نقطهای، قادر به انهدام اهداف با برد بیش از ۳۰ کیلومتر هستند. این هویتزرها با زره نسبتاً سبک و شاسی زنجیردار، تعادل مناسبی میان حفاظت، تحرک و قدرت آتش برقرار کردهاند و در عملیاتهای مختلف از عراق و افغانستان تا تمرینات نظامی در اروپا و آسیا، عملکردی بینظیر از خود به نمایش گذاشتهاند.

راکت انداز
سامانههای راکتانداز و موشکی چندگانه، به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای پشتیبانی آتش دوربرد در میدان نبرد مدرن، نقشی حیاتی در سرکوب اهداف منطقهای، انهدام تأسیسات دشمن و ایجاد بازدارندگی راهبردی ایفا میکنند. نیروهای مسلح ایالات متحده با داشتن بیش از ۱۵۳۱ دستگاه راکتانداز و سامانههای موشکی پیشرفته، یکی از قدرتمندترین و متنوعترین ناوگان آتش دوربرد جهان را در اختیار دارند. در رأس این ناوگان، سامانهٔ راکتانداز سبک و فوقچابک هیمارس (M142 HIMARS – High Mobility Artillery Rocket System) قرار دارد که به دلیل تحرک بالا و قابلیت استقرار سریع، به یکی از محبوبترین سامانههای توپخانه در دههٔ اخیر تبدیل شده است. هیمارس که بر روی شاسی کامیون استاندارد ارتش (MTV) نصب شده و قادر به حمل و شلیک راکتهای ۲۲۷ میلیمتری، موشکهای زمینبهزمین تاکتیکی (ATACMS) با کالیبر ۶۱۰ میلیمتری و همچنین موشکهای جدید پرسام با کالیبرهای ۲۴۰ و ۴۳۰ میلیمتری در آینده است. هماکنون حدود ۵۴۰ دستگاه از این سامانه در خدمت ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی قرار دارند و موفقیتهای چشمگیر آن در درگیریهای اخیر، از جمله اوکراین، باعث افزایش چشمگیر تقاضا برای تولید و بهروزرسانی این سامانه شده است. قابلیت شلیک و فرار (shoot-and-scoot)، دقت بالای مهمات هدایتشونده و وزن سبک که امکان حمل با هواپیماهای ترابری را فراهم میکند، هیمارس را به سلاحی ایدهآل برای جنگهای نامتقارن و پشتیبانی از یگانهای واکنش سریع تبدیل کرده است.
در کنار هیمارس، سامانهٔ سنگینتر و زرهپوش ام۲۷۰ (M270 MLRS – Multiple Launch Rocket System) به عنوان ستون فقرات توپخانهٔ راکتی سنگین ارتش آمریکا محسوب میشود. این سامانه که بر روی شاسی زنجیردار خودروی جنگی پیادهنظام (برادلی) سوار شده، با داشتن دو پاد (محفظهٔ شلیک) به جای یک پاد در هیمارس، توانایی شلیک دو برابر مهمات در یک بار آتش را دارد. حدود ۹۹۱ دستگاه از مدلهای بهروز شدهٔ ام۲۷۰ای۱ و ام۲۷۰ای۲ در خدمت هستند که با سیستمهای کنترل آتش دیجیتال، سامانهٔ ناوبری پیشرفته و قابلیت شلیک طیف گستردهای از مهمات از جمله راکتهای ۲۲۷ میلیمتری هدایتشونده، موشکهای تاکتیکی (ATACMS) با کالیبر ۶۱۰ میلیمتری و موشکهای جدید پرسام با کالیبرهای ۲۴۰ و ۴۳۰ میلیمتری که در آینده وارد چرخهٔ عملیاتی خواهند شد، مجهز گردیده است. زره نسبتاً سنگین این سامانه به آن اجازه میدهد در مجاورت خط مقدم و در معرض آتش خمپاره و ترکش قرار گیرد و با حفاظت بیشتری نسبت به هیمارس عمل کند. با این حال، وزن بالای آن باعث میشود که جابهجایی هوایی و استقرار سریع آن با محدودیتهایی همراه باشد، به همین دلیل ارتش آمریکا هر دو سامانه را به صورت مکمل در اختیار دارد تا بسته به شرایط مأموریت، از هر یک بهره ببرد.
فراتر از راکتاندازهای سنتی، ارتش آمریکا در حال توسعه و استقرار نسل جدیدی از سامانههای موشکی راهبردی و فراتر از آن است که مرزهای فناوری را جابهجا میکنند. سامانهٔ LRHW (Long-Range Hypersonic Weapon) که به عنوان یک سلاح هایپرسونیک با سرعت بیش از ۵ ماخ و قابلیت مانور در لایههای بالایی جو تعریف میشود، یکی از اولویتهای اصلی پنتاگون برای ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات پیشرفته و خنثیسازی سامانههای پدافندی دشمن است. این سامانه که از یک وسیلهٔ پرتابه ای گلایدر هایپرسونیک (Hypersonic Glide Vehicle) استفاده میکند، با برد بسیار بلند و زمان واکنش کوتاه، قادر به اصابت به اهداف با اهمیت استراتژیک در عمق خاک دشمن خواهد بود. اگرچه جزئیات دقیق کالیبر و برد این سامانه به دلیل محرمانه بودن اعلام نشده، اما آزمایشهای موفقیتآمیز آن نشان از پیشرفت قابلتوجه در این حوزه دارد. همچنین سامانهٔ موشکی تایفون (Typhon Missile System) که به عنوان یک پرتابگر عمودی چندمنظوره بر روی کامیونهای سنگین نصب میشود، توانایی شلیک موشکهای کروز و ضدکشتی با بردهای مختلف را دارد و برای تأمین آتش پشتیبانی در مناطق ساحلی و مقابله با ناوگان دریایی دشمن طراحی شده است. این سامانه که از فناوری موشکهای استاندارد SM-6 و موشکهای کروز تاماهوک بهره میبرد، انعطافپذیری بالایی در نوع مأموریت داشته و میتواند همزمان اهداف سطحی، هوایی و زمینی را هدف قرار دهد. با ورود این سامانههای پیشرفته به ناوگان، توانایی آتش دوربرد و راهبردی ایالات متحده وارد مرحلهٔ جدیدی شده است که در آن ترکیبی از راکتاندازهای همهکاره، موشکهای تاکتیکی دقیق و سلاحهای هایپرسونیک غیرقابلپیشبینی، دامنهٔ گزینههای فرماندهان نظامی را برای پاسخگویی به هر نوع تهدید به طرز چشمگیری گسترش داده است.




ارتش امریکا دارای سیصد هزار کامیون و چهار صد هزار چیپ است
نفربر زرهی
جنگی پیادهنظام جهان، بخش بزرگی از ناوگان زرهی آمریکا را تشکیل میدهند. خودروی ام۲ برادلی (M2 Bradley) که از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی در خدمت بوده، با توپ خودکار ۲۵ میلیمتری و موشکانداز ضدتانک تاو (TOW) با کالیبر ۱۵۲ میلیمتری، توانایی درگیری با پیادهنظام، خودروهای زرهی سبک و حتی تانکهای دشمن را دارد. در حال حاضر حدود ۲۱۰۰ دستگاه از مدلهای پیشرفتهٔ ام۲ای۲ و ام۲ای۳ و همچنین ۲۱۰ دستگاه از جدیدترین نسخهٔ ام۲ای۴ به صورت فعال در یگانهای رزمی خدمت میکنند. علاوه بر این، حدود ۲۰۰۰ دستگاه از مدلهای قدیمیتر ام۲ نیز در انبارهای ذخیرهٔ راهبردی نگهداری میشوند که میتوانند در مواقع ضروری بهروزرسانی شده و به چرخهٔ عملیاتی بازگردند. نسخهٔ شناسایی این خانواده یعنی ام۳ برادلی (M3 Bradley) نیز با تجهیزات پیشرفتهٔ دیدبانی و شناسایی، برای یگانهای زرهی و سوارهنظام طراحی شده است. حدود ۱۲۰۰ دستگاه از مدلهای ام۳ای۲ و ام۳ای۳ در خدمت فعال هستند و ۸۰۰ دستگاه دیگر نیز در انبارهای ذخیره موجود میباشند.
ارتش امریکا همچنان از 4700 نفربر ام113 مسلح به مسلسل 12.7 م م برونینگ و یا مینیگان و یا موشک تاو استفاده میکند(این ناوگان ذخیره است)
در رأس این ناوگان از نظر تنوع و تعداد، خانوادهٔ استرایکر (M1126 Stryker) قرار دارد که محصول همکاری صنعتی کانادا و آمریکا محسوب میشود. این خودروی هشتچرخ با طراحی مدولار، ترکیبی از یک نفربر زرهی و خودروی جنگی پیادهنظام است و به دلیل سرعت بالا در جادههای آسفالت و قابلیت حمل هوایی، به ویژه برای تیپهای رزمی استقرار سریع (SBCT) طراحی شده است. در مجموع حدود ۴۳۸۳ دستگاه از مدلهای مختلف استرایکر تولید شده که پس از اهدای ۱۶۹ دستگاه به اوکراین در جریان حمایت نظامی از این کشور، حدود ۴۲۱۴ دستگاه همچنان در خدمت ارتش آمریکا باقی ماندهاند.

تانک
نیروهای زرهی ایالات متحده با داشتن بیش از ۲۷۲۰ دستگاه تانک و خودروی سنگین، همچنان یکی از قدرتمندترین و آمادهترین ناوگان زرهی جهان را در اختیار دارند و ستون فقرات این نیروی عظیم، بدون شک تانک ام۱ آبرامز (M1 Abrams) است. این تانک سنگین که از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ میلادی به خدمت گرفته شده، با توپ ۱۲۰ میلیمتری صافلوله و زره کامپوزیت پیشرفته، به عنوان یکی از مرگبارترین و مقاومترین تانکهای میدان نبرد مدرن شناخته میشود. در حال حاضر حدود ۲۶۴۰ دستگاه از مدلهای مختلف آبرامز در یگانهای فعال ارتش و تفنگداران دریایی به صورت عملیاتی در خدمت هستند و آمادگی رزمی بالایی را حفظ میکنند. اما نکتهٔ قابلتأمل این است که علاوه بر این تعداد، حدود ۲۰۰۰ دستگاه دیگر از مدلهای ام۱ای۱ و ام۱ای۲ نیز در انبارهای ذخیرهٔ راهبردی نگهداری میشوند که در صورت نیاز، میتوانند بهسرعت بهروزرسانی شده و به میدان نبرد اعزام شوند. این حجم عظیم از تانکهای ذخیره، نشاندهندهٔ رویکرد پنتاگون برای حفظ توانایی پاسخگویی به تهدیدات گسترده و درگیریهای طولانیمدت است و برنامهٔ بهروزرسانی این تانکها به نسخهٔ ام۱ای۲اسایپی (SEPv3) و نسخهٔ جدیدتر یعنی ام۱ای۳ با سیستمهای دیجیتال، هدفگیری پیشرفته و زره نسل جدید، همچنان با جدیت دنبال میشود تا آبرامز برای دهههای آینده نیز سلطهٔ خود را در میدان نبرد حفظ کند.
در کنار تانکهای سنگین آبرامز، ارتش آمریکا به دنبال پر کردن خلأ میان تانکهای اصلی و خودروهای زرهی سبک، برنامهٔ جاهطلانهای را برای خودروی پشتیبانی زرهی پیادهنظام با نام ام۱۰ بوکر (M10 Booker) تعریف کرده بود. این خودروی رزمی که با توپ ۱۰۵ میلیمتری و وزن بسیار کمتر از آبرامز طراحی شده بود، قرار بود نقش حمایت مستقیم از نیروهای پیاده در محیطهای شهری و مناطق صعبالعبور را ایفا کند و تحرک بیشتری نسبت به تانکهای سنگین داشته باشد. بر اساس آخرین گزارشها، حدود ۲۶ دستگاه از این خودرو تولید شده و مراحل آزمایش و تحویل اولیه را طی کرده بودند. با این حال، در یک تحول قابلتوجه و غافلگیرکننده، برنامهٔ تولید انبوه ام۱۰ بوکر در ماه می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) به طور رسمی لغو گردید، هرچند که برخی از تانکهای تولیدشده در مرحلهٔ پیشتولید همچنان در اختیار یگانها باقی مانده و فرایند تحویل آنها تکمیل خواهد شد. این تصمیم که عمدتاً به تغییر اولویتهای بودجهای، بازنگری در نیازمندیهای میدان نبرد مدرن و تمرکز بر سکوهای زرهی هوشمند و خودران نسبت داده میشود، نشاندهندهٔ دورنمای جدیدی از تحول در نیروهای زرهی آمریکاست؛ جایی که به جای توسعهٔ خودروهای میانی با قابلیتهای محدود، سرمایهگذاری بر روی بهروزرسانی نسل جدید آبرامز و توسعهٔ سکوهای رزمی سبکتر و خودکار با قابلیت شبکهمحوری متمرکز شده است. با این وجود، ۲۶ دستگاه ام۱۰ بوکر تولیدشده همچنان به عنوان یک دارایی عملیاتی برای ارزیابی میدانی و تکمیل سناریوهای آموزشی به کار گرفته خواهند شد و تجربیات حاصل از آنها در طراحی نسل بعدی خودروهای زرهی پشتیبانی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در مجموع، ناوگان زرهی ایالات متحده با اتکا به آبرامزهای بهروز و ذخایر راهبردی عظیم، همچنان بازدارندگی و توان تهاجمی بینظیری را حفظ کرده است.


بالگرد ها
در سازمانده ای ارتش امریکا بالگرد در اختیار نیروی زمینی است(البته مانند هر ارتش نیروی هوایی و دریایی نیز بالگرد دارند)
بالگرد های اموزشی
نیروی زمین امریکا از 180 بالگرد TH-67 که در واقع نسخه اموزشی بالگرد بل 206 است در نقش اموزشی استفاده میکند
بالگرد ترابری




همچنین نیروی زمینی امریکا حدود 100 فروند هواپیمای ارتباطی (حمل نقل کوچک زیر 20 نفر) ، جنگ الکترونیک و شنود دارد از انواع جت و پراپ دارد
پهپادها
گرداوری: عبدالحمید تارخ
مقالات مشابه





